3677
همه عالم تن است و ایران دل ❤️ این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی [ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
🎥 از خوزستان تا هرمزگان
از بوشهر تا سیستان و بلوچستان
و در تکتک جزایر تا ابد ایرانی خلیج فارس (هرمز، لارک، قشم، هنگام، تنب بزرگ، تنب کوچک، بوموسی، سیری، کیش، لاوان، خارگ و ...)
یک ایران قلبش کنار شما هممیهنان ارجمند در استانهای جنوبی میتپد...
@IranDel_Channel
💢
🔴 ۱۳ تیر؛ روز ملّی دماوند و یادآور جشن کهن تیرگان
✍️ حسین پوراکبریان، عکاس و عضو اصلی انجمن عکاسان ایران با انتشار ویدئوی بالا نوشت:
۱۳ تیر، روزی است که طبیعت، تاریخ و اسطوره در بلندترین قله ایران به هم میرسند. در این روز، دماوند را گرامی میداریم؛ قلهای که در سال ۱۳۸۷ بهعنوان نخستین اثر طبیعی ایران در فهرست آثار ملی به ثبت رسید و از دیرباز نماد استواری، شکوه و هویت ایرانزمین بوده است.
این روز همزمان با جشن باستانی تیرگان است؛ یکی از کهنترین آیینهای ایرانی که با تیشتر، ایزد باران، و آرزوی بارش، سرسبزی و زندگی پیوند دارد. در حافظه فرهنگی ایرانیان، تیرگان بیش از هر چیز با نام آرش کمانگیر شناخته میشود؛ پهلوانی که برای پایان دادن به جنگ ایران و توران، همه نیروی جان خود را در تیر نهاد تا مرز ایران را با ایثار و فداکاری رقم بزند. هرچند در متون کهن محل پرتاب تیر بهطور قطعی دماوند ذکر نشده، اما در سنت و فرهنگ امروز ایران، دماوند بیش از هر جای دیگر با این حماسه جاودان پیوند خورده است.
دماوند تنها بلندترین قله ایران نیست؛ کوهی است که هزاران سال در شعر، اسطوره و حافظه تاریخی ایرانیان حضوری ماندگار داشته و همچنان چون نگهبانی استوار، بر فراز البرز ایستاده است؛ نمادی از پایداری، آزادگی و سربلندی ایران.
🔴 موسیقی:
قطعهٔ چکاد
ساختهٔ استاد پرویز مشکاتیان
@IranDel_Channel
💢
🔴 آرش
✍️ ابوالفضل خطیبى؛ شاهنامهپژوه
(مقالهای از دانشنامۀ زبان و ادب فارسی)
در مقاله آمده:
آرش بزرگترین تیرانداز در اساطیر ایرانى، که با پرتاب تیر او در زمان منوچهر پیشدادى مرز ایران و توران تعیین شد.
لقب آرش در یشتها «تیزتیر» و «تیزتیرترینِ ایرانیان» و در یکى از منابع پهلوى «شیباگ تیر» است. لقب او در ویس و رامین کمانگیر است.
کهنترین منبعى که به نام آرش و تیر افکندن او اشاره دارد یشتهاى اوستاست. در تیشتریشت، تازش ستارۀ تیشتر به سوى دریاى فراخکرت به پروازِ تیرى مانند شده است که آرش از کوه اَیریوخْشَئوثه (محّل آن دانسته نیست) به کوه خْوَنْوَنْت پرتاب کرده است. بنابر این گزارش، اَهورَمَزدا به تیر آرش نفخهاى بدمید و مهر، دارندۀ دشتهاى فراخ، راه عبور تیر را هموار ساخت.
🔴 برای مطالعهٔ مقاله از «اینجا» به تارنمای فرهنگستان زبان و ادب فارسی مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 خردسرای فردوسی تهران و گروه ادبیات انجمن علمی مطالعات صلح ایران برگزار میکنند:
«اهمیت تصحیح شاهنامه به دستِ استاد جلال خالقی مطلق»
(نشست مجازی و برخط)
سخنرانان:
• محمدجعفر یاحقی
• علیرضا قیامتی
• جواد رنجبر درخشیلر
• زاگرس زند
• علی نورصبحی
مدیر نشست: ژاله افشار
زمان:
دوشنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعتِ ۲۰:۰۰
🔴 نشست به صورت مجازی و برخط در بسترِ «گوگلمیت» برگزار خواهد شد و میتوانید ساعت ۲۰ دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ خورشیدی، از «اینجا» وارد نشست شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🎥 سرود «جان نثاران»
اجرای گروه کُر دانشگاه ملّی ایران، دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی
ما جان نثارانیم
در راه وطن قربانیم
ما فرزندان سیروس و ساسانیم
در دل عشق وطن پرورانیم
در دامان میهن
با خون نوشتیم ای وطن
گر تو نباشی میهن،
نباشیم ما
در راه تو…
@IranDel_Channel
💢
🔴 نکتهدانِ مکتبِ حافظ
✍️ محمّد طاهرى خسروشاهى
منوچهر مرتضوی، تاریخنگار، ادیب، محقّق معاصر، استاد نامدار و رئیس پیشین دانشگاه تبریز، که در زمینههاى مختلف ادبى، از جمله شاهنامهپژوهى و مولوىشناسى، بهویژه در عرصۀ طرح اساسىترین مباحث دربارۀ شناخت جهانبینى حافظ و بررسى مختصّات فکرى و زبانى او، آثار و نوشتههاى ماندگارى تألیف کرد.
مرتضوى در زمینههاى مختلف زبان و ادبیّات فارسى، کتابها و مقالههاى محقّقانهاى نوشت. با اینحال، باید او را از «پیشگامان و پرچمداران نهضت حافظپژوهى» در ایران بهشمار آورد. آثار او بهترتیب زمان انتشار چنین است:
چراغ نیممرده؛ جامجم یا تحقیق در دیوان حافظ؛ مکتب حافظ یا مقدّمه بر حافظشناسى؛ مسائل عصر ایلخانان؛ زبان دیرین آذربایجان؛ فردوسى و شاهنامه؛ جهانبینى و حکمت مولانا.
(مقالهای از دانشنامۀ زبان و ادب فارسی)
🔴 متن مقاله را در تارنمای فرهنگستان زبان و ادب فارسی از «اینجا» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی با همکاری انتشارات امیرکبیر تهران برگزار میکند:
آیین رونمایی از چاپ جدیدِ دیوان حافظ، تصحیح زندهیاد دکتر رشید عیوضی، استاد فقید گروه ادبیات فارسی دانشگاه تبریز
این نسخه از دیوان حافظ در محافلِ علمی جهان به «حافظِ تبریز» معروف است.
سخنرانان:
محمدعلی موسیزاده
سعید کریمی
حسن اسدی تبریزی
محمد طاهری خسروشاهی
زمان:
دوشنبه هشتم تیرماه ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۷
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 ناسیونالیسم تصنعیِ تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن در ایران
گرگ «توتم و نماد آذربایجان» نیست!
✍️ نیما عظیمی
ناسیونالیسم تصنعی تُرک و پریشانیهای قومیقبیلهای آن از اواسط قرن ۱۹ شکلی سیاسی به خود گرفت. این جریان از همان آغاز، ماهیت قومیقبیلهای داشت نه ماهیت ملّی؛ بنابراین در تلاش بود که در عصر دولت-ملتها یک هویت و ملیّت برای خودش دست و پا کند. در نهایت این گداییهای ناسیونالیستی تبدیل به یک ایدئولوژی محض شد و جریان پانترکیسم نیز زادهٔ همان است.
پانترکیسم از همان آغاز در تلاش بوده که بخش بزرگی از چیستی و هویت خود را در زدودن و نفیِ هویتِ ایرانی آذربایجانیها تعریف کند؛ هویت آذریها را با عنوان تُرک جعل کرده و مذبوحانه تلاش کرده است که آذربایجانِ تمامایرانی را در بخشی از جریان برساختهٔ «ناسیونالیسم تُرک» یا «ملّت تُرک» زورچِپان کند!
از جمله دستدرازیهای سیاسیِ جریان واگرای پانترکیسم در این زمینه، دروغ بزرگ آنان در معرفی گرگ به عنوان توتم یا نماد آذربایجان است! پانترکیسم با لباسِ فرهنگ و مظلومنماییهای فرهنگی پا به میدان سیاست و ایرانستیزی نهاده است.
اما اینکه گرگ نماد یا توتم مردم آذربایجان است یا خیر؟! نیاز به یک پیشجمله کوتاه در مورد مفهوم «توتم» و «توتمباوری» دارد. توتم یعنی آن موجودی که یک گروه انسانی یا قبیله یا طایفهای آن را نیا یا جَدِ مقدّسِ خود میدانند. این توتم، اغلب یک «حیوان» است.
از سالها پیش تا به امروز، عدهای از سر ناآگاهی و به سهو، عدهای نیز کاملاً هدفمند و به عمد در تلاشند که گرگ را به عنوان توتم آذربایجان معرفی کنند! این درحالیست که حیوان گرگ کمترین پیوندی با فرهنگ آذربایجان ندارد. نسبت دادنِ توتم گرگ به فرهنگ و تاریخ آذربایجان، حرکتی کاملاً سیاسی و در راستای جُداسازی ایران و آذربایجان از همدیگر است.
روشن است که برای اثبات هر ادعایی ضرورت دارد که با سند و مدرکِ علمیِ معتبر سخن گفته شود. بنابراین، در این بخش اشارهای خواهم داشت به نام استاد «محمد جعفری قنواتی» که به حق، یک دانشنامهٔ زنده در این زمینه یعنی مفاهیم فولکلور میباشد. هماو که عضو شورای عالیِ علمیِ مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، عضو شورای علمی دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال ۸۸، ویراستار علمیِ دانشنامهٔ فرهنگ مردم از سال۹۱، و صاحب آثار فراوان علمی و معتبر دیگر از جمله « درآمدی بر فولکلور ایران» است.
براساسِ نظریهٔ تخصصیِ این دانشمند، «گرگ هرگز توتم و نمادِ آذربایجان نبود و نیست».
برای مثال، بنابر گفته «محمد جعفری قنواتی» در مورد باورهای اهالی آذرشهر در آذربایجان شرقی: «چوپانان این شهر بر این باورند که اگر کسی ناخودآگاه کلمهٔ ترکیآذریِ "قورد" یعنی "گرگ" را به زبان آورد، سر و کله گرگ همانساعت همانجا پیدا میشود».
هماو اشارهای دارد به بازی مشهور «گرگم و گلّه میبرم»، که بیانگر درندهخویی و دزد بودن گرگ است.
برای دریافت این نظریه، رجوع کنید به: (اينجا)
البته این نگاهِ منفی و سرشار از نفرت نسبت به گرگ، مختص آذرشهر نبوده و در جایجایِ مناطق آذرینشین ازجمله زنجان و ارومیه و... نیز جاری است.
یک مصداق بارز دیگر از «استاد شهریار تبریزی» میآورم. شهریار در همین راستا شعری به زبان ترکیِ آذری سروده که چند بیت از آن را به همراه ترجمه میآورم:
«ایتیمیز قورد اولالی، بیزده قاییتدیق قویون اولدوق
ایت ایله قول- بویون اولدوق
وقتی سگمان گرگ شد، ما بازگشتیم و همچون گوسفندان همراه صمیمی سگ شدیم
قوردوموز دیشلرینی هی قارا داشلاردا ایتیلتدی
قویونون دا ایشی بیتدی!
گرگ دندانهایش را با سنگ سیاه تیز کرد و کار گوسفند تمام شد!
سون، سوخولدی سورویه، بیر سورونی سؤکدی- داغیتدی
اکیلیب، ایت گئدیب ایتدی
بالاخره گرگ به گلّه حمله برد و گلّه را پاره پاره کرد. سگ نیز گم و گور شد»...
نکتهٔ قابل تأمل در مورد این سرودهٔ استاد شهریار و گرگ در این شعر اینجاست که، بدون شک استاد شهریار به اندازهای خردمند و آگاه و با دانش بود که اگر گرگ نماد یا توتم آذربایجان باشد، اصلاً چنین شعری را نمیسرود.
به هر روی، یک سری گروههای هدفمند به تقابل با فرهنگ پاک و تمامایرانیِ آذربایجان برخاستهاند؛ که باید با روشنگری در برابر این جریانهای ایرانستیز ایستاد و پاسخشان را داد.
به عنوان نگارندهٔ این سطور از شهر تبریز، با صدای بلند میگویم: هرگونه ادّعا در مورد پیوند آذربایجان با نماد گرگ یا کتاب دهدهقورد، ادعایی نادرست و البته هدفمند میباشد! ریشهٔ این نفرتپراکنیها و تحرکاتِ ضدِّ ایرانی، کاملاً سیاسی است.
🔴 بنمایه:
روزنامهٔ زنگان امروز؛ شمارهٔ ۳٠ خرداد ۱۴٠۵ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 «ایرانشهر» کجاست؟
جغرافیایی که هنوز زنده است!
وقتی از «ایرانشهر» یا «ایران بزرگ فرهنگی» حرف میزنیم، منظورمان مرزهای سیاسی و خطکشیهای روی کاغذ نیست؛ بلکه از یک روح مشترک حرف میزنیم. سرزمینی پهناور که مرزهایش با «شعر»، «هنر» و «اندیشه» کشیده شده است، نه با شمشیر.
در این پست، سفری کردهایم به جغرافیای بینظیر تمدن ایرانی؛ از قفقاز سرسبز تا قلب آسیای میانه. شهرهایی مثل سمرقند، بخارا، بلخ و هرات که روزگاری مهد پرورش نوابغی چون مولانا، ابنسینا، خوارزمی، ابوریحان بیرونی و کمالالدین بهزاد بودهاند.
برای مطالعۀ بیشتر، «تصاویر» را ببینید.
🔴 بُنمایه:
مؤسسهٔ نیمروز
@IranDel_Channel
💢
🔴 افتتاح «خردسرای فردوسی» در کتابخانهٔ مرکزی تبریز
به گزارش روابط عمومی ادارهکل کتابخانههای عمومی آذربایجان شرقی، همایش فردوسی و آیین افتتاح «خردسرای فردوسی» با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران، شاهنامهپژوهان، شاعران، هنرمندان و علاقهمندان به زبان و ادب فارسی در کتابخانه مرکزی تبریز برگزار شد.
این همایش با هدف گسترشِ اندیشهها و آموزههای حکیم ابوالقاسم فردوسی، پاسداشت زبان و ادب فارسی، ترویج فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و فراهمسازی بستری برای فعالیتهای علمی، پژوهشی و فرهنگی در حوزهٔ شاهنامه و ادبیات حماسی برگزار شد.
در این مراسم، مدیرکل کتابخانههای عمومی آذربایجان شرقی و جمعی از اهالی شعر و ادب به بیان دیدگاههای خود دربارهٔ جایگاه فردوسی در حفظ هویتِ ملّی، نقش شاهنامه در تقویت روحیهٔ خودباوری و اهمیت انتقال میراث فرهنگی و ادبی به نسلهای آینده پرداختند.
همچنین استادان، پژوهشگران و شاهنامهپژوهان حاضر در همایش با ارائهٔ سخنرانیها و مباحث تخصصی، ابعاد مختلف اندیشهٔ فردوسی و تأثیر آثار وی بر فرهنگ و تمدنِ ایرانی را مورد بررسی قرار دادند.
افتتاح «خردسرای فردوسی» در کتابخانهٔ مرکزی تبریز گامی در راستای توسعهٔ فعالیتهای فرهنگی و ادبی، حمایت از پژوهشهای شاهنامهپژوهی و ایجاد فضایی برای گردهمایی فرهیختگان، پژوهشگران و دوستداران زبان و ادب فارسی به شمار میرود. این مرکز فرهنگی به بهرهگیری از ظرفیت کتابخانهٔ عمومی، زمینهٔ برگزاری نشستهای علمی، ادبی و پژوهشی مرتبط با آثار و اندیشههای حکیم ابوالقاسم فردوسی را فراهم خواهد کرد.
🔴 بُنمایه:
پایگاه اطلاعرسانی نهاد کتابخانههای عمومی کشور
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 آیین گشایشِ «خردسرای فردوسیِ تبريز»
سخنرانان (با ارسال پیام تصویری):
محمدجعفر یاحقی (مدیر خردسرای فردوسی مشهد)
علیرضا قیامتی (قائممقام خردسرای مشهد)
میر جلالالدین کزازی
خوشآمدگویی:
جواد لطفعلیزاده (مدیر خردسرای تبریز)
سخنرانان:
چنگیز مولایی
جواد رنجبر درخشیلر
علی آستانه
محمدعلی سلیمانی
مهین حاجیزاده
رفیقه محمدی
بهمن دمشقى خيابانى
نقال:
سیروس مرادی
رها زارعی
و دیگر برنامههای فرهنگی و هنری
زمان:
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی؛ ۹ صبح
جایگاه:
تبريز؛ بلوار آزادى، نرسيده به چهارراه لاله، جنب فروشگاه رفاه، کتابخانهٔ مرکزی استان آذربايجان شرقى، سالن نخجوانی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 آیین گشایش یک سازه با مقاصد فرهنگی و هنری یا آیین نفرتپراکنی شهرداری تبریز علیه وحدت و یکپارچگی ملی و ارکانِ هویت ملی؟!
یکی از باغهای بزرگ تبریز، باغشمال یا باغ شازده نام داشت، با چند عمارت عمدتاً قاجاری در داخلش، از جمله عمارتی با نام کلاهفرنگی. در دوران قاجار به ویژه عصرِ ناصری و مظفری، باغ تحت مالکیت منسوبان حکومتی و درباری قاجار و محلِّ برگزاری برخی از مراسمها بود.
در دوران جنبش مشروطه، محلِّ استقرار نیروهای حکومتی و استبدادی محمدعلی میرزای قاجار شد.
در جریان اشغال تبریز در ۱۲۹۰ خورشیدی هم محل استقرار نیروهای اشغالگرِ روس شد.
با انقراض قاجار و جمع شدنِ اسکان منسوبانِ درباری قاجار در اماکن دولتی در تهران و شهرهای بزرگ در حدود ۱۰۰ سال پیش، باغشمال تبریز و عمارتهایش که تحت مالکیت و محلِّ سکونت قاجاریان بود، عملاً از رونق افتاد.
اهالی اطراف باغ شروع به دخل و تصرف و ساخت و ساز در زمینهای باغ کردند و عمارتها هم از این دخل و تصرفها مصون نماندند.
با روی کار آمدن محمدعلی خان تربیت از چهرههای بسیار مهم و مشهور نهضت مشروطه در تبریز به عنوان شهردار تبریز در سال ۱۳۰۷ خورشیدی و به دلیل مشخص نبودن وضعیت حقوقی مالکیت باغشمال و عمارتهای آن و نیز هزینههای بالای نگهداری باغ و عمارتهایش وی با استناد به بندهای ۲ - ۲ و ۴ - ۲ قانون بلدیهٔ مشروطه مصوب ۱۲۸۶ خورشیدی و با تصویب شورای بلدیه (شهرداری) و به نام شهرداری تبریز بر باغشمال و عمارتهایش اعمال مالکیت کرد.
از حدود سال ۱۳۰۸ خورشیدی و بر اساس هماهنگیها در جلساتِ شورای بلدیه (شهرداری) تبریز و بر اساس طرحهای توسعه و مدرنسازی شهری به مانند پروژههای خیابانکشی و... مراحل تفکیک و نقشهبرداری و واگذاری زمینهای باغ شروع شد که بخشی نیز به ارتش واگذار شد.
در اسناد بلدیه (شهرداری) سال ۱۳۰۸ خورشیدی هیچ «بودجه یا ردیف اعتباری» برای مرمّت بناهای باغشمال از طرف اعضای شورای شهرداری تبریز پیشبینی نشده بود. گزارشهای فرسودگی نشان میدهند که عمارت کلاهفرنگی به دلیل ساختار خشتی و چوبیاش، پس از تفکیک اراضی و قطع حقآبهٔ باغ، نه یک شبه و نه به دستور یک شخص، بلکه طی چند سال به شدت آسیب دید و سقف آن فروریخت. در نهایت در جریان تسطیح زمینها، بقایای فرسوده آن به طور کامل جمعآوری شد.
شرح تصاویر پیوست:
۱) سازهٔ بتنی که شهرداری تبریز به تازگی با نام عمارت کلاهفرنگی رونمایی کرده است.
۲) محمدعلی خان تربیت، شهردار وقت تبریز
۳) بندهای ۲-۲ و ۴-۲ قانون بلدیه،
مصوب ۱۲۸۶ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🎥 اجرای فارسی هنرمندِ سمرقندی خانم «دیاره جعفری» در برنامهٔ تلویزیونی «آواز ازبکستان»
@IranDel_Channel
💢
🎥 «تارِ ایرانی» در «ایوانِ خسرو»
نوازنده:
علی قمصری
جایگاه انجام:
ایوان خسرو (طاق کسری) در تیسفون، پایتختِ ایران در دورهٔ ساسانی
زمانِ انجام:
آغازین روزهای دی ماه ۱۴۰۴ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 زبانِ ملّی فارسی از منظر سعید نفیسی
زبان یگانه وسیلۀ حفظ و بقای فکر مشترک است. ما ایرانیان به هیچ قیمتی نباید راضی شویم ملیت ما سست بشود، یا خدای ناخواسته در خطر بیفتد. باید همۀ همّ خود و مهمترین وظیفۀ ملی خود را حفظ زبان فارسی و توسعه و رواج آن بدانیم.
این موضوع حفظ و حراست و توسعه و تکمیل و رواج زبان فارسی که وظیفۀ فردفرد ما و بالاترین وظیفۀ ملی ماست راه بسیار ساده و روان و طبیعی دارد. ما پاسبان میوۀ هزار سال جانفشانیهای روانفرسای پدران بزرگوار خود هستیم.
🔴 بُنمایه:
برگرفته از: سعید نفیسی، «حفظ زبان پارسی»، ای زبان پارسی، به کوشش میلاد عظیمی، ج ۱، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۰، ص ۲۹۳-۳۰۰.
🔴 هجدهم خرداد ماه زادروز استاد سعید نفیسی (۱۸ خرداد ۱۲۷۴ – ۲۳ آبان ۱۳۴۵) زبانشناس، پژوهشگر ادبیات فارسی، تاریخنگار، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی و از نسلِ نخست استادان دانشکدهٔ حقوق و دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 شاهنامه و انسجامِ ملّی
✍️ میلاد عظیمی
انسجام ملّی در شاهنامه بر پایهٔ همبستگی اجتماعی، اشتراکات فرهنگی، حافظهٔ تاریخی مشترک و احساس تعلق به سرزمین و هویّت جمعی شکل میگیرد. شاهنامه در لایههای گوناگون روایی خود، با تکیه بر ارزشهایی همچون دادگری، خردورزی، میهندوستی، وفاداری، مبارزه با بیداد و دفاع از یکپارچگی سرزمین، همسرنوشتی تاریخی ایرانیان را برجسته میسازد.
در یکی از داستانهای شاهنامه میخوانیم که در نبردی سخت میان ایران و توران، با آنکه گودرزیان دلاورانه ایستادند، اما کارِ جنگ گره در گره شد. میمنهٔ سپاه ایران با گیو، پسر گودرز، بود. فریبرز، سالار سپاه ایران، در قلب لشکر ایستاده و پشتِ قلبگاه، درفش کاویان، نشان امید و چراغ ایران، برافراشته بود. چون سرداران توران پایمردی گودرزیان و گیو را دیدند، بر آن شدند که به قلب سپاه ایران بزنند، که اگر قلب سپاه شکست، سپاه یکسره بشکند. فریبرز تابِ ایستادگی نیاورد و گریخت؛ و این گریز، لشکر ایران را از هم گسست. چنان کار بر ایرانیان دشوار شد که گودرزِ خردمند نیز، آهنگِ گریز کرد و در این هنگام، گیو، پدر را به پایداری و ایستادگی خواند. سخنِ استوارِ گیو در گودرز تاثیر کرد. گودرز و گودرزیان سوگند خوردند که تا پای جان بجنگند.
با این همه، کارِ میدان تنها با جانفشانی نومیدانه به سامان نمیرسید؛ برای پیروزی، چیزی فراتر از جانبازی دربایست بود: امید.
گودرزِ جنگآزموده چارهٔ کار را یافت و به نوهاش، بیژن، گفت: «به نزد فریبرز برو، از او بخواه به میدان باز گردد، و اگر نیامد، درفش کاویان را با خود بیاور». شاید به یُمنِ آن درفش، سپاه ایران جانِ تازهای گیرد و دلهای پریشانِ ایرانیان یکی گردد. بیژن به نزد فریبرز رفت اما فریبرز گفت: «نه خودم به میدان برمیگردم و نه درفش کاویان را به دست کسی میسپارم». بیژن، ناگهان تیغ برمیکشد و درفشِ کاویان را دو نیم میکند. درفشی که نماد یکپارچگی بود، برای نجات ایران دوپاره شد!
ایرانیان با دیدن بیژن که با اختر کاویان بازمیگشت، جان تازهای یافتند و از سوی دیگر تورانیان با دیدن درفش بیمناک شدند. بیژن تنها با یک نیمه از درفش کاویانی و نه تمام آن، دلها را گرم و پرفروغ کرد:
دگرباره از جای برخاستند
بر آن دشت، رزمی نو آراستند
شاهنامه برای ایران، در حکمِ درفشِ کاویان است؛ امیدآفرین است و در صعبترین روزگار میتواند ایرانیان را گرد نام ایران متحد و همدل کند. شاهنامه از آزمون ایجاد انسجام ملّی سربلند بیرون آمده است.
🔴 فرازهایی از مقالهٔ «درفشِ بیداری؛ شاهنامه و انسجام ملّی»، به قلم دکتر میلاد عظیمی
تلخیص توسط مریم شیرانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 جشن تیرگان و روز ملی دماوند گرامی باد
سیزدهم تیر ماه، روز آغاز جشن تیرگان است که طبق اساطیر ایران، روز صعود آرش کمانگیر به قله دماوند جهت پرتاب تیر و تعیین حدود مرزهای ایران و جشن گرامیداشت تیشتر (ستارهی بارانآور در فرهنگ ایرانی) میباشد.
همچنین جشن تیرگان به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بوده است.
امروزه نیز ۱۳ تیر ماه، به بهانه ثبت قله دماوند بعنوان نخستین اثر طبیعی ایران، "روز ملی دماوند" نامگذاری شده است.
دماوند، مرتفعترین قله ایران است که در اساطیر ایران و شعر شاعران ایرانی چون فردوسی توسی، خاقانی شروانی، فخرالدین اسعد گرگانی، نظامی گنجهای، ناصر خسرو قبادیانی، قاآنی، ملکالشعرای بهار، مهدی اخوانثالث و ... جایگاه والایی دارد. از جمله در شاهنامه حکیم فردوسی توسی، قیام کاوه آهنگر (نماد تظلمخواهی ایرانی) و به بند کشیده شدنِ ضحاک بدست فریدون (پادشاهِ اساطیری ایران) در کوه دماوند رخ داده است.
پانوشت:
عکسها از مجید بهزاد - عکاس طبیعت - است که در طول ۱۱ سال در شرایط گوناگون جوّی بیش از ۱۰۰ ثبت از قله دماوند داشته است.
@IranDel_Channel
💢
🎙 پوشهٔ شنیداری نشستِ مجازی و برخطِ «اهمیت تصحیح شاهنامه به دستِ استاد جلال خالقی مطلق»
برگزارکنندگان: خردسرای فردوسی تهران و گروه ادبیات انجمن علمی مطالعات صلح ایران
🔴 سخنرانی هر سخنران را با ضربه رویِ نامِ سخنران بشنوید:
• محمدجعفر یاحقی
• علیرضا قیامتی
• جواد رنجبر درخشیلر
• علی نورصبحی
• زاگرس زند
تاریخ برگزاری نشستِ مجازی:
دوشنبه ۸ تیر ماه ۱۴۰۵ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
لیلی خبّازی
زمان:
دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🎥 بهرِ وطن
هموطن بهرِ وطن تا پایِ جان، تو بمان
از دل و جان به چنان، بهرِ ایران تو بخوان:
ایران ای مرزِ گوهر
مهدِ ایمان و هنر
دور از تو فتنه و شر
دور از تو ظلمِ بشر
ایران (نور حقیقت)
چامهسرا: عادل آبرخت
آهنگساز و خواننده: سیدرضا سجادی
بوشهر / خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی
🔴 پینوشت:
ایران بیشتر با فرهنگ، تعریف و شناخته میشود و تداوم و پیوستگی ایران، بیشتر مدیونِ فرهنگ ایران است. فرهنگ ملی ایران که سازندهٔ هویت ملی ایرانیان است و همواره در طولِ تاریخ، تعریف خود در ذیلِ آن فرهنگ و هویت، رکن مهم و اصلیِ تعلّق به این سرزمین بوده است. این فرهنگ، ارکان مختلف داشته و دارد و تکبُعدی نیست و هر بُعد این فرهنگ سازندهٔ وجهی از هویتِ ملّی ایرانیست. فارغ از باورهای شخصی، دستکم باید ارکان مختلف فرهنگ ملی را شناخت.
@IranDel_Channel
💢
🔴 برشی از کتاب مکتبِ حافظ
✍️ منوچهر مرتضوی، حافظشناس
▪️قریب چهل سال پیش از استاد بدیعالزمان فروزانفر پرسیدم چرا با بصیرت و تبحری کمنظیر که دربارهٔ مشرب و طرز سخن و نکات باریک شعرِ حافظ دارند عنانِ تحقیق و تألیف به سوى لسانالغيب معطوف نمیدارند تا پیادگانی امثال بنده که تهوّر و جسارتی از سر ناپختگی دارند و چیزی درباره حافظ مینویسند ناگزیر نباشند بدایع نظر بدیع الزمان را از خلال سخنان ایشان استنباط یا در مواردی مشخص به نقل افاضات شفاهی اکتفا نمایند. تأملی نمودند و فرمودند:
«عرصهٔ ظاهر و باطن شعر حافظ مزلّه است».
به همین پاسخ کوتاه و قليل و دلیل بسنده کردند و بنده نیز که مقصودشان را در حد فهم و اندیشه خود دریافته بودم تصديع بیشتر روا ندیدم.
اگرچه عرصهٔ غزلسرایی او مزلّه و لغزشگاه است ولی در عظمتش هرگز تردید نکنیم، که هرچه گفته و آنچه سروده طوطیصفت تلقین و درس استاد ازل بوده و بازتاب فغان و غوغای آن ناشناس لاهوتی از اندرون سویدای دلش. به عبارت دیگر میتوان گفت جولان هنر ساحرانهٔ شاعری در عوالم خودآگاهی و ناخودآگاهی و زبّر آگاهی حافظ سرچشمهٔ این همهٔ تنوع و تفنن ذوقی و حکمی و عرفانی و اخلاقی و اجتماعی به شمار میرود.
آن روزگار که تذکرهنویسان و ادیبان او را صرفاً غزلسرایی بزرگ یا شاعری عارف میدانستند سپری شده است. تنها در شاعری اجماع و اتّفاق نظر وجود دارد، ولی مسأله که ماهیّت و روح و مشرب و جهانبینی او در کدام عرصه از مشربهای هنر شاعریِ مطلق و نبوغ ذوق و بیان، عرفان و تصوّف، مشرب ملامتی یا قلندری، حکمت و دیدگاه فلسفی، مشرب ادریه یا لاادریه و بالاخره دیدگاه اجتماعی و اخلاقی به صورت جامع و مانع قابل تعریف است، بنده به نظرم امکانپذیر نمینماید.
به همین علت ناگزیر عنوان «مشرب رندی» را که لااقل خود حافظ بارها تصریح نموده رساترین و فعلاً دقیقترین عنوان برای تعریف مشرب او میدانیم. میتوان گفت عصارهٔ همه مباحثی که در متن کتاب و ضمائم و مقدمههای آن مشروح است تعریف تفصیلی این عنوان را به دست میدهد.
🔴 پینوشت:
مَزَلَّه: لغزشگاه. در مقدمهٔ این کتاب ارجمند استاد مرتضوی پیرو آن سخن کوتاه استادشان بدیع الزمان فروزانفر تشریح میکنند که چرا عرصهٔ حافظشناسی لغزشگاه است. رحمة الله علیهم اجمعین!
چراغِ صاعقهٔ آن سحاب روشن باد
که زد به خرمنِ ما آتشِ محبتِ او
@IranDel_Channel
💢
🔴 ایران؛ مادری که بایست بر دیده نهاد
✍️ ذبیحالله صفا؛ استاد فقید زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران
« مملکت من شایستهٔ احترام است و من این احترام را همیشه نگهداشتهام. مملکت من سرزمینیست که نزدیک چهار هزار سال پیشروِ ممالکِ متمدن دنیا بوده است، و من این حرف را از روی خودپرستی نمیزنم. بلکه این حقیقت است. و چنین مملکتی را باید دوست داشت، باید نسبت به او متواضع بود، باید او را عزیز داشت و من [عزیز] میدارم. همین حالت در من هست به گفتهٔ آن شاعر عرب: «من او را در روزگار سخت، و در روزگار خوش، در هر دو دوست داشتم، و در هر دو به یادش بودم، و در هر دو [حال] او را محترم داشتم و دارم». مملکت ما مملکتیست که با فرهنگ عمیقش شایستگی این را دارد که هیچگاه، به هیچ وجه، به هیچ طریق، از یاد ساکنان خودش، و از یاد فرزندان خودش غافل نماند، و فرزندان آن هم موظفاند که چنین مادری را بپرستند، چنین مادری را احترام کنند، و چنین مادری را در حقیقت بر روی چشم بگذارند.»
____
🔴 برای آشنایی با کتابهای استاد ذبیحالله صفا به «اینجا» بازگشت کنید.
@IranDel_Channel
💢
🎥 از شکوهِ وطن، عاشقانه بخوان...
شكوه وطن
حسامالدين سراج
@IranDel_Channel
💢
🎥 سوزِ تار جوانِ آذربایجانی در جوارِ دماوندِ بشکوه ایران
نوازنده: علی قنبری
@IranDel_Channel
💢
⚫️ بهروز رضوی از صداهای ماندگار ایران خاموش شد
بهروز رضوی (زادهٔ ۱۰ دی ۱۳۲۶) صداپیشه و مجری رادیو و تلویزیون بود. او همکاری خود را با رادیو در سال ۱۳۴۷ خورشیدی به عنوان گوینده آغاز کرد. بهروز رضوی روایت مجموعهٔ مستند ایران را بر عهده داشته و همچنین سرایندهٔ ترانههای مشهوری همچون کویر دل و گمشده با صدای مرجان همچنین آلبوم ازدحام سکوت است. او همچنین سابقه همکاری رادیویی با مهدی اخوان ثالث را دارد.
بهروز رضوط پس از گذراندن یک دوره بیماری، شامگاه یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی دار فانی را وداع گفت.
یاد و نامشان مانا
#یادها | #اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی و انجمن ایرانی تاریخ (شعبهٔ آذربایجان شرقی) برگزار میکنند:
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
آموزگار:
لیلی خبّازی
خوانش و گزارشِ داستانِ «فریدون - گفتار اندر آمدنِ سلم و تور به جنگ آفْریدون»
زمان:
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ خورشیدی، ساعت ۱۸
جایگاه:
تبریز، خیابان ثقهالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 آسیا به شکلِ «پگاسوس»
✍️ آرش رئیسینژاد
نگارهٔ بالا به نقشهٔ «آسیا، دومین بخش زمین، به شکل پگاسوس» (به لاتین: Asia Secunda Pars Terrae in Forma Pegasi) اشاره دارد که هاینریش بونتینگ (۱۵۴۵–۱۶۰۶)، کشیش و نقشهنگار پروتستان آلمانی، در ۱۵۸۱ کشیده و کل قارهٔ آسیا را بسانِ پگاسوس، اسب بالدار در اساطیر یونانی، بر پایهٔ جعرافیای بطلمیوس ترسیم کرده بود.
بونتینگ ایران (پارس) را در مرکز اسب جای داده؛ جایگاهی که بازتاب درک اروپاییان سدهٔ شانزدهم بود که ایران صفوی (۱۵۰۱-۱۷۳۶) را تمدن مرکزی آسیا میدیدند و در دوران زندگی بونتینگ در اوج قدرت خود بود.
مرکزیت ایران در نقشه به پیوند پرسئوس و پارسیان (ایرانیان) اشاره دارد. پگاسوس، اسب «پرسئوس» یکی از سه پهلوان مهم اساطیر یونان باستان، در کنار برادرش «هراکلسِ» (هرکول) و «تسئوس»، بود که در آرگوليس (شمال یونان و مقدونیه) و غرب آسیای کوچک (ترکیهٔ کنونی) که همگی بخشی از شاهنشاهی ایران هخامنشی بود، آوازهٔ بیشتری داشت. برعکس، تسئوس پهلوان بومی آتن بود و هراکلس در تبس مشهور بود.
پرسئوس که فرزند زئوس، خدای خدایان، و دانائه بود، آندرومدا را از چنگال کراکن رهانید و با او ازدواج کرد و فرزندشان پرسس جد خاندان پرسئیدا گشت. بر پایهٔ اساطیر یونانی، پرسئوس جد پارسیان (ایرانیان) بهشمار میرفت!
جایگاه مرکزی پارس (ایران)، همچو شکم و تنهٔ اصلی پیکر پگاسوس که از خون مدوسا که بدست پرسئوس کشته شد زاده شده بود، برای خوانندگان اروپایی آن دوران بار نمادین ژرفی داشت.
نگارهٔ بونتینگ در سرزمین سبز رنگ ایران به چهار بخش پارس، ماد پارت، کرمان و آشور اشاره دارد و آن را در میان دو دریای کاسپین و خلیج فارس (Sinus Persicum) جای داده است. این نگاره یکی از نخستین نقشههای اروپایی است که از واژهٔ Persicum برای این آبراهه بهره برده است.
سِند در خاور و دجله در باختر مرزهای کشور را تشکیل داده و نشان از جایگاه محوری ایران در میان هند و میان رودان در برداشت پیشامدرن غرب دارد.
گنجاندن پارسه (تختجمشید یا پرسپولیس) و شوش که پایتختهای باستانی ایران بودند و در کتب مقدس یهودی-مسیحی (استر، دانیال، نحمیا) یاد شده نشان از شیفتگی اروپای رنسانس به دوران کلاسیک و کتاب مقدس داشت.
شهر معاصرتر بغداد نیز در حاشیه غربی دیده میشود که بازتاب نفوذ فرهنگی و سیاسی ایران بر میان رودان بود و وارث دیگر پایتخت باستانی ایران: تیسفون و مدائن!
پینوشت:
متنِ لاتینِ پایین نقشه به بلروفون اشاره دارد که شیمرا را میکشد، و استعاره پگاسوس آسیا را به تمثیلهای الهیاتی مسیحی پیوند میدهد؛ مسیح بهمثابه بلروفون که اژدها (شیطان) را مغلوب میکند.
@IranDel_Channel
💢
🔴 به نام زاگرس به کامِ واگرایی؛
نگاهی به پروژهٔ رسانهای «زاگرس ۲۴»
✍️ یاددشتِ مشترکِ عباس رضایی و بهروز حسینی
در هفتههای اخیر شبکهٔ تلویزیونی جدیدی با نام «زاگرس ۲۴» آغاز به کار کرده است. این شبکه از همان نخستین گام و بدون هیچ پردهپوشی در مسیری تقابلی با منافع ملی ایرانیان گام برداشته است. ترکیبِ مدیران، مجریان، کارکنان و مهمانان این شبکه نیز به روشنی نشان میدهد که با یک رسانهٔ بیطرف مواجه نیستیم، بلکه با تریبونی رسانهای با رویکردی قومگرایانه روبهرو هستیم.
عباس رضایی و بهروز حسینی در یادداشتی مشترک به بررسی عملکرد و جهتگیریهای شبکهٔ «زاگرس ۲۴» پرداختهاند.
🔴 یادداشت را در ۱۰ «عکسنوشتهٔ» پیوستِ این فرسته بخوانید.
🔴 پینوشت:
بازنشر یک یادداشت به معنای تأییدِ کلِّ محتوای آن و تأییدِ تمام مواضعِ نویسندگانِ یادداشت نیست.
@IranDel_Channel
💢
🎥 پیامِ محمدجعفر یاحقی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مدیر مؤسسۀ فرهنگی خردسرای فردوسی مشهد به فراخورِ گشایشِ «خردسرای فردوسی تبریز»
@IranDel_Channel
💢