1598
🔥 کانال رسمی پایگاه خِرَدگان 🔥 سرپرست: majid.khaleghian@gmail.com نشانی پایگاه رایاتاری: kheradgan.ir
بهرهبرداریهای سیاسی از فرضیه مهاجرت آریاییان در جهان و ایران
@Kheradgan_Official
✍ مجید خالقیان
دولتها و جریانهای سیاسی از فرضیه اثباتنشده مهاجرت آریاییان در راستای منافع خود بهره گرفتند.
برخی با رویکردی مثبت، آریاییان را مردمانی تمدنساز معرفی کردند و از این برداشت برای توجیه اهداف خود بهره بردند.
در مقابل، برخی دیگر با رویکردی منفی، از نظریههای مربوط به مهاجرت آریاییان برای تضعیف پیوندهای تاریخی و فرهنگی میان مردمان و تقویت سیاستهای خود استفاده کردند.
▪️بریتانیا: توجیه استعمارگری
▪️آلمان نازی: ایدئولوژی نژادی
▪️شوروی: مرزبندیهای جدید و تضعیف پیوندها با تمدن ایران
▪️ایران پس از انقلاب ۵۷: تضعیف هویت باستانی به بهانه مهاجرت آریاییان
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23693
آیا در دوران ساسانیان سواد آموزی انحصاری بود؟
@Kheradgan_Official
✍️ ایرانمهر آریایی، ایراندخت مهرآور
بررسی منابع تاریخی نشان میدهد که ادعای انحصاری بودن سوادآموزی در دوران ساسانیان، پشتوانهای ندارد.
نامههای شخصی بهجامانده از آن دوران، متون پهلوی، اندرزنامهها، کتیبههای مردم عادی، داستانهای شاهنامه و... شواهدی هستند که باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.
این شواهد از وجود نیازها و فرصتهای گوناگون برای فراگیری خواندن و نوشتن حکایت دارند و نشان میدهند که آموزش تنها به شاهزادگان و اشراف محدود نبوده است.
هرچند این آثار با کاستیهای فراوانی به دست ما رسیدهاند که نشاندهنده نابودی بسیاری از آثار در پی یورش و سلطه خلفا است.
از معتبرترین اسنادی که رواج نوشتن در دوران ساسانیان را آشکار میسازند، نامههایی هستند که اعضای خانواده برای یکدیگر نوشتهاند و خوشبختانه امروزه در دسترس ما هستند. این نامهها از مهمترین منابعی هستند که نشان میدهند، برخلاف آنچه گاهی گفته میشود، مردم سواد خواندن و نوشتن داشتند و سوادآموزی انحصاری نبود.
همچنین از اواخر دوران ساسانی، کتیبههای فراوانی به دست آمدهاند که مردم عادی آنها را نوشتهاند.
در شاهنامه از زبان شاهان ساسانی بر مهربانی و کمک به تهیدستان تأکید میشود. همچنین توصیه میشود کسانی که توانایی مالی دارند، به کودکان یاری برسانند تا بتوانند به مدرسه بروند. بنابراین، کمک به تهیدستان، چه از نظر مالی و چه از نظر فرهنگی، مورد توجه بوده است.
با وجود این منابع، برخی با تحریف داستان انوشیروان و مرد کفشگر در شاهنامه، ادعا میکنند که سوادآموزی در آن دوران انحصاری بوده است؛ درحالیکه در آن داستان اصلا چنین چیزی نیامده است. درواقع، با تحریف داستان اصلی، داستانی تازه ساخته شده و سپس به صورت گسترده ترویج شده است!
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23467
بازتاب هخامنشیان در شاهنامه و پیوند با کیانیان
@Kheradgan_Official
✍️ مجید خالقیان
شباهت نامها و داستانهای کیانیان در شاهنامه با هخامنشیان قابل توجه است.
کیانیان در شاهنامه بر قلمرویی گسترده فرمان میرانند، نشستگاه آنان در پارس قرار دارد و رفتار و تشکیلات فرمانرواییشان نیز شباهتهایی با هخامنشیان دارد.
حتی نام برخی از پادشاهانی که کیانی خوانده شدهاند، در اوستا نیامده است؛ از جمله داراب، بهمناردشیر و دارا.
این موضوع از آمیختگی روایت کیانیان با تاریخ هخامنشیان حکایت دارد. این آمیختگی میتوانسته بر روایتهای مربوط به دیگر شاهان کیانی، حتی آنهایی که نامشان در اوستا آمده است، نیز تاثیر بگذارد.
آمیختگی روایت کیانیان با تاریخ هخامنشیان قطعا پدیدهای پساباستانی نیست؛ زیرا اسناد معتبری از دوران ساسانیان وجود دارند که در آنها از اردشیر کیانی نام برده شده است: «پادشاهی از اردشیر کیانی که بهمن اسفندیاران خوانده شود، که دیو را از مردمان جدا کند و همه جهان را بپیراید و دین را رو کند»
شباهت برخی از نامها صرفا آوایی هستند، اما برخی دیگر شباهت ریشهای دارند. برخی از این شباهتها عبارتند از:
شباهتهای ریشهای:
▪️ گشتاسپ: ویشتاسپ (Vištāspa)
▪️ داراب/دارا: داریوش (Dārayavauš)
▪️ بهمناردشیر: اردشیر (Artaxšaçā)
شباهتهای آوایی:
▪️کاووس (پهلوی: Kay Us): کمبوجیه (یونانی: Kambýsēs)
▪️کیخسرو (پهلوی: Kay Husrōy): کوروش (یونانی: Kŷros)
باید توجه داشت که حتی اگر شباهتها صرفا آوایی بودند و نامها ریشه مشترکی نداشتند، مردمان باستان با دانش زبانشناسی به معنای امروزی آن آشنایی نداشتند و همان شباهت ظاهری هم به آمیختگی روایات منجر میشد. برای نمونه، هنگامی که ایرانیان سالیان سال پس از هخامنشیان در منابع یونانی و رومی با نام کوروش (Kŷros) روبهرو میشدند، ممکن بود به دلیل شباهت نام و داستانها، او را با کیخسرو (Kay Husrōy) یکی بدانند. چنین برداشتی نیز میتوانست به آمیختگی بیشتر روایتها بینجامد. از این روی علاوه بر حافظه جمعی ایرانیان، روایتهای یونانیان هم در آمیختگیها دیده میشود.
نقطه مهم: شباهت نام کَویویشتاسْپَ و ویشتاسپ هخامنشی
این شباهت نقطهای مهم به شمار میآید. شباهت آشکار میان نام کَویویشتاسْپَ در اوستا و ویشتاسپ هخامنشی، زمینهای مهم برای درهمآمیختن کیانیان و هخامنشیان فراهم کرده است.
بر همین اساس، خاطرات تاریخی مربوط به پیش از گشتاسپ، از جمله کیخسرو، با خاطرات مربوط به کوروش بزرگ درآمیخته و پادشاهان پس از گشتاسپ با شخصیتهایی با نامهای داریوش و اردشیر پیوند یافتهاند.
داستانهای مشابه کیانیان و هخامنشیان
این شباهتها و آمیختگیها به معنای یکسان بودن شخصیتهای اساطیری و تاریخی نیست؛ بلکه هنگام سخن گفتن از آمیختگی، وجود جابهجاییها، تفاوتها و اغراقها کاملا طبیعی است.
بهطور خلاصه، این آمیختگیها را در روایتهای مربوط به چند پادشاه کیانی میتوان ردیابی کرد:
▪️ کیخسرو: آمیختگیهایی با کوروش بزرگ دارد.
▪️داراب: آمیختگیهایی با داریوش بزرگ دارد.
▪️بهمناردشیر: آمیختگیهایی با اردشیر یکم و اردشیر دوم دارد
▪️دارا: آمیختگیهایی با داریوش سوم دارد.
دلایل آمیختگی روایتها در شاهنامه چیست؟
دلیل اصلی را باید در یورشها و سلطه بیگانگان بر ایران جستوجو کرد. به نظر میرسد در این دورهها، بسیاری از منابع تاریخی ایرانیان نابود شدهاند. این نابودیها تنها هنگام یورشها رخ ندادهاند، بلکه دوران سلطه بیگانگان نیز تاثیرات قابل توجهی گذاشته است.
نوشته کامل را بخوانید: https://kheradgan.ir/p/13919
کریمخان زند؛ منش فردی، قلمرو حکومت، شیوه کشورداری و مناسبات با بیگانگان
@Kheradgan_Official
✍️ علیرضا سوری
شخصیت تاریخی کریمخان زند را باید بر اساس عملکرد او در زمانه خودش، اسناد تاریخی، روایتهای معتبر و نتایج حکومتش ارزیابی کرد؛ نه بر اساس ادعاها، توهینها یا داوریهای شتابزده افراد معاصر.
نقد تاریخی با توهین تفاوت اساسی دارد. کسی که ادعایی درباره کریمخان مطرح میکند، اگر مدعی است که روایت رایج درباره شخصیت یا عملکرد او نادرست است، باید شواهد تاریخی ارائه کند.
صرف استفاده از الفاظ تحقیرآمیز، هیچ واقعیت تاریخی را تغییر نمیدهد و هیچ استدلالی را اثبات نمیکند.
تکرار تصویر کریمخان بهعنوان فرمانروایی کمتجمل و نسبتاً منصف، خود بخشی مهم از تاریخ سیاسی و حافظه اجتماعی ایران است. حکومت کریمخان ترکیبی از اقتدار نظامی، عملگرایی سیاسی و تلاش برای کاهش آشوبهای داخلی بود.
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23691
آیا لرها با ایلامیان باستان پیوند دارند؟
@Kheradgan_Official
نباید احتمال تاثیرات ژنتیکی و تمدنی ایلامیان بر جمعیتهای کنونی خوزستان، از جمله لرها، را نادیده گرفت؛ ولی نمیتوان ادعا کرد لرها بازمانده انحصاری ایلامیان باستان هستند.
آنچه مشخص است، ایرانیان کنونی از نظر ژنتیکی شباهت بسیاری به یکدیگر دارند و تاثیرات تمدنی ایلام باستان در سراسر تمدن ایرانی دیده میشود.
پیوند و همگرایی تدریجی تمدنها و جمعیتهای گوناگون به شکلگیری تمدن ایرانی انجامید.
فهرست مطالب:
▪️بررسی از نظر نژادی و ژنتیکی
▪️بررسی از نظر زبانی
▪️بررسی عناصر فرهنگی
▪️بررسی از نظر هویتی
▪️آیا نقش روی چوقای بختیاریها از چغازنبیل گرفته شده است؟
▪️تاثیرگذاری ایلامیان بر تمدن ایرانی و اقوام ایران
▪️بررسی دیگر اقوام باستانی مانند کاسیان و تاثیرات آنها
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/16729
شواهدی مخالف فرضیه مهاجرت آریاییها بر پایه پژوهشهای ژنتیکی
@Kheradgan_Official
✍️ مجید خالقیان
تصویر: شباهتهای ژنتیکی خوشه ایرانی مرکزی با مردمان تمدنهای باستانی
بر اساس پژوهشهای ژنتیکی، بیشتر جمعیتهای ایران دستکم در طول ۵۰۰۰ سال گذشته، روندی از تداوم ژنتیکی بومی را طی کردهاند.
این بازه زمانی بسیار کهنتر از دورهای است که در فرضیه اثباتنشده مهاجرت آریاییها به ایران مطرح میشود.
در این پژوهشها، شواهدی از مهاجرت گسترده، آنگونه که در فرضیه مهاجرت آریاییها مطرح میشود، یافت نشده است.
دانش بیشتر: https://kheradgan.ir/p/23688
آغازگز جنگهای ایرانیان و یونانیان که بود؟ خشایارشا یا آریستاگوراس؟
@Kheradgan_Official
شاید بسیاری از آمریکاییها و اروپاییهاییها که چهرهای شبیه به هیولا از خشایارشا ترسیم میکنند، منابع تاریخی و آثار باستانی را ندیدند که چهره شاهنشاهان هخامنشی چگونه بوده است!
شاید آنها نمیدانند بر اساس منابع یونانی، حتی خشایارشا شروع کننده جنگ نبود بلکه شخصی به نام آریستاگوراس (Aristagoras)، فرمانروای میلتوس، نقش مهمی در آغاز جنگهای ایرانیان و یونانیان داشت.
آریستاگوراس با جلب حمایت آتنیان، نیروهای یونانی را در حمله به سارد، یکی از شهرهای مهم شاهنشاهی هخامنشی، همراه کرد؛ حملهای که به آتشسوزی شهر انجامید. این رویداد خشم داریوش بزرگ را برانگیخت و در شکلگیری رویاروییهای بعدی میان ایرانیان و یونانیان نقش داشت. نهایتا خشایارشا معبد آتن را به تلافی سارد آتش زد.
به راستی باید این پرسش را مطرح کرد که چرا آریستاگوراس تا این حد گمنام مانده است؟!
نگاه کنید به: هرودوت، کتاب پنجم، بندهای ۹۷ و ۹۹ تا ۱۰۵.
درباره تصویر: تصویری از خشایارشا بر اساس نقاشی حجت شکیبا که باهوش مصنوعی بازسازی شده است
آیا پارسوا و... میتواند بازتاب پراکندگی بازماندگان پَرَهشوم باشند؟
@Kheradgan_Official
✍️ مجید خالقیان
در منابع میانرودانی، از هزاره سوم پیش از میلاد، نام «پَرَهشوم» مربوط به جنوب شرق ایران دیده میشود و در دورههای بعد نیز تداوم مییابد.
از سده نهم پیش از میلاد تا دوران شاهنشاهی هخامنشی، نیز با نامهایی مانند پارسوا (پَرسوا)، پارسواش، پارسوامش و... روبهرو میشویم.
پژوهشها نشان میدهند که نامهای مشابه در دورههای مختلف در منابع ذکر شدهاند، اما در زمینههای جغرافیایی متفاوتی قرار داشتهاند. مناطق مختلفی، از جمله جنوب دریاچه ارومیه، زاگرس مرکزی و سرانجام پارس در جنوبغربی ایران، برای برخی از این نامها پیشنهاد شدهاند.
شواهد میانرودانی، یونانی و هندی و شباهت نامهای جغرافیایی، فرضیه پیوند پَرَهشوم، پارسوا و پارس و پراکندگی جمعیت پرهشوم را مطرح میکند.
شاید به دلایلی مانند خشکسالی، جمعیتهایی از پَرَهشوم پراکنده شده و به مناطق دیگری رفته باشند و بر روی نامهای جغرافیایی تاثیر گذاشته باشند.
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23685
پیوندهای گوتیان با زبانهای اقوامی که بعدها آریایی خوانده شدند
@Kheradgan_Official
✍️ امین ایمانی
نامهای گوتیان و پیوند با زبانهای هندواروپایی از هزاره سوم پ.م
بررسی برخی نامهای گوتیان نشان میدهد که برای آنها ریشههای هندواروپایی یا هندوایرانی پیشنهاد شده است.
شباهت آشکار تیریگان با واژههای زبانهای هندواروپایی یا حتی هندوایرانی، قابل توجه است که مربوط به اواخر هزاره سوم پیش از میلاد است.
همچنین در نامهایی مانند اینکیشوش، سارلاگاب، کوروم نیز نشانههایی از پیوند با خانواده زبانهای هندواروپایی دیده میشود.
چه همه گوتیان هندواروپاییزبان بوده باشند، چه تنها بخشی از آنها به زبانهای هندواروپایی سخن میگفتهاند، و چه گوتیان در اصل به زبان یا زبانهایی ناشناخته سخن میگفته و تنها در نامها از هندواروپاییزبانان تاثیر پذیرفته باشند، در هر سه حالت، این شواهد در کنار پیوندهای بعدی با اقوامی که آریایی خوانده شدند، میتواند نشاندهنده حضور زبانهای هندواروپایی در فلات ایران در آن دوره باشد.
نگاه کنید به:
پیوند با زبانهای هندواروپایی از هزاره سوم پ.م
آیا گوتیان قومی واحد بودند؟
در منابع میانرودانی، نام «گوتی» لزوماً به یک قوم واحد با هویت و قلمرو ثابت اشاره نمیکند. با توجه به نام فرمانروایان گوتی در «فهرست شاهان سومری» شاید بتوان گفت گوتیان مجموعهای از گروههای قبیلهای و متحد سیاسی بودهاند.
وجود نامهایی مانند تیریگان و ... از هزاره سوم پیش از میلاد، کاربرد بعدی «گوتی» برای جمعیتهایی که در آنها مادها هم قرار داشتند و همچنین شخصی با نام ایرانی (Ugbaru/Gaubaruva) در مقام فرماندار گوتیوم در عصر کوروش بزرگ، نشان میدهد که نمیتوان گوتیان را بهسادگی قومی یکپارچه و کاملاً نامرتبط با جمعیتهایی دانست که بعدها آریایی خوانده شدند.
بنابراین، استفاده از گوتیان بهعنوان شاهدی قطعی برای تأیید فرضیه مهاجرت آریاییها به فلات ایران، با توجه به ماهیت منابع موجود، قابل دفاع نیست.
نگاه کنید به:
آیا گوتیان قومی واحد بودند؟
از ۱۰ تا ۱۶ مهر، به بهانه مهرگان
@Kheradgan_Official
جغرافیای جهان ایرانی
@Kheradgan_Official
ن.ک: جغرافیای جهان ایرانی
بررسی پیوند اَرَتّه و پَرَهشوم با پارسیان
@Kheradgan_Official
سمت راست: اثر به دست آمده از جیرفت(از گزینه های احتمالی اَرَته)؛ سمت چپ: پارسه (تخت جمشید)
✍️ مجید خالقیان
تغییر نام پارسیان در هزارههای پیش از میلاد و احتمال ارتباط نام پیشین آنان با اَرَته و سپس پَرَهشوم قابل بررسی است. میتوان این موضوع را بر پایه سه سنت یونانی، سومری و هندی بررسی کرد.
۱- هرودوت: پارسیان پیشتر با نام «آرتائی» شناخته میشدند
۲- «اَرَته» در منابع سومری: واقع در فلات ایران
۳- پیوند «ارته» و «پرشو» در منبع هندی: بَودهائیَنَه شراوتَهسوترا
۴- پَرَهشوم (مرهشی) و احتمال پیوند آن با اَرَتّه و پارسیان
اگر ریشه پارسیان را با تمدن ارته مرتبط بدانیم، که در این باره منابع و شواهدی نیز وجود دارد، فرضیه مهاجرت آریاییها با یک چالش مهم روبهرو میشود.
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23680
آیا استدلالها و شواهد برای فرضیه مهاجرت آریاییها کافی است؟
@Kheradgan_Official
✍️ مجید خالقیان
هیچیک از استدلالها و همچنین شواهدی که درباره فرضیه مهاجرت آریاییها مطرح میشوند، قطعی نیستند؛ چراکه اسناد نوشتاری مربوط به هزارههای پیش از میلاد برای اثبات چنین فرضیهای بسیار اندک هستند و درباره بسیاری از تحولات آن دوره، اطلاعات مستقیم و کافی در اختیار نداریم.
گاهی در تاریخپژوهی باید این شجاعت را داشته باشیم که بپذیریم اطلاعات ما درباره یک دوره کامل نیست و برخی از گفتههایی که درباره آن دوره مطرح شدهاند، همچنان در حد فرضیه باقی ماندهاند.
به نظر میرسد بخشی از صورتبندیهای اولیه درباره مهاجرت «قوم آریا» تحت تأثیر روایتهای بعدی از یورش و سلطه جمعیتها و الگوگیری از آنها شکل گرفته باشد.
برای مثال، روایتهایی که در آنها یک گروه مهاجر یا مهاجم وارد سرزمینی میشود، بر جمعیت بومی غلبه میکند و در نهایت زبان و فرهنگ خود را در آن سرزمین گسترش میدهد.
چنین رفتاری را میتوان در برخی رویدادهای مشهور تاریخی مشاهده کرد: از جمله یورش بنیاسرائیل به کنعان، فتوحات اعراب، یورش ترکتباران به سرزمینهای دیگر و نهایتا یورش گسترده اروپاییان به مناطق دیگر جهان که منجر به تغییر زبان و فرهنگ در نقاط گوناگون جهان، حتی در امریکای جنوبی شد.
ولی آیا این الگوگیری همیشه معتبر است؟ آیا میتوان چنین الگویی را بدون وجود شواهد مستقیم تاریخی به هزارههای پیش از میلاد تعمیم داد و گسترش زبانهای آریایی را نتیجه مهاجرت گسترده یک «قوم آریایی» دانست؟
انسان همواره رفتارها و کنشهای پیچیدهای داشته است و از دید تاریخپژوهی نمیتوان الگوی واحد و مشخصی برای رفتار انسان در سراسر تاریخ در نظر گرفت.
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23674
آیین میترائیسم؛ از خاستگاه ایرانی تا جهان هلنیستی و ارتباط با مسیحیت
@Kheradgan_Official
✍️ علیرضا سوری
میترا در روم، شکل متفاوتی از نمونههای ایرانی و هندی داشت. این آیین در محیط فرهنگی گستردهای شکل گرفت که عناصر ایرانی، آناتولیایی، یونانی، رومی و نجومی در آن با یکدیگر ترکیب شده بودند.
آیین میترائیسم نمونهای روشن از تبدیل یک ایزد باستانی خاوری به یک نظام دینی جدید در جهان رومی است. همین فرایند، میترائیسم را به یکی از مهمترین نمونهها برای مطالعه تعامل ایران، هلنیسم و روم در تاریخ ادیان باستان تبدیل میکند.
با این حال، شناخت میترائیسم با یک مشکل اساسی روبهرو است: منابع مکتوب مستقیم درباره این آیین بسیار اندکاند.
میترائیان متون الهیاتی گستردهای از خود برجای نگذاشتهاند. بخش عمده شناخت ما از این آیین از طریق باستانشناسی، کتیبهها، نقشبرجستهها، معماری پرستشگاهها و نوشتههای نویسندگان یونانی و رومی به دست آمده است.
در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، برخی پژوهشگران شباهتهای بسیار زیادی میان مسیحیت و میترائیسم پیدا کردند و حتی معتقد بودند که مسیحیت بسیاری از عناصر خود را از میترائیسم گرفته است. البته این دیدگاه امروز به شکل ساده آن پذیرفته نیست.
از همین رو، در پژوهش جدید باید میان آنچه با اطمینان میتوان درباره میترائیسم گفت و آنچه حاصل تفسیر پژوهشگران است تفاوت گذاشت.
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23676
یوسف مجید زاده، ۱۳۱۵ - ۱۴۰۵
@Kheradgan_Official
بررسی سرزمین کَشّن در هزاره سوم پیش از میلاد
@Kheradgan_Official
✍️ مجید خالقیان
نام کَشّن (Kaš-še-in) در کتیبهای مربوط به پوزور-اینشوشیناک، فرمانروای ایلام آمده است.
این نام یادآور واژه کَشّو (Kaššû) در اکدی است که با کاسیان پیوند دارد.
اگر نامهای کَشّن، کاسیان و کاسپیان را با «کاس/کس» مرتبط بدانیم، پیشنهاد ریشهای هندوایرانی برای این نام میتواند یکی از گزینههای مهم و شایان بررسی باشد.
شواهد دیگری نیز از پیوند کاسیان و کاسپیان با عناصر هندوایرانی حکایت دارند.
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23692
بیسواد کسی است که نمیداند تاریخ را چگونه باید نقل کند و نمیداند که نباید عبارات توهینآمیز را در کنار نام اقوام بیاورد.
@Kheradgan_Official
مقایسه لشکرکشی کاووس با لشکرکشی کمبوجیه
@Kheradgan_Official
✍️ اشکان دهقان
داستان لشکرکشی کی کاووس به «مازندران» در شاهنامه شباهتهایی به روایت هرودوت درباره لشکرکشی کمبوجیه به حوالی مصر دارد. آغاز هر دو لشکرکشی با بیتدبیری همراه است.
شاید شباهتهای آوایی نام کاووس (پهلوی: Kāy Us) و کمبوجیه (یونانی: Kambýsēs) باعث آمیختگیهایی در روایتهای مربوط به این دو شخصیت شده باشد.
شباهت میان خوانش یونانی و رومی نامها و خوانش پهلوی نام برخی شخصیتهای اوستایی میتوانسته است به این آمیختگیها دامن بزند.
این شباهتها را میتوان در راستای آمیختگی روایات هخامنشیان و کیانیان تحلیل کرد.
▪️مازندران در داستان کاووس و پیوند آن با حوالی مصر و افریقا
▪️لشکرکشی کمبوجیه به حوالی مصر و افریقا
▪️تصمیم شتابزده برای لشکرکشی
▪️دشمنانی با ویژگیهای افسانهای
▪️مسیر دشوار و گرفتاری
البته باید توجه داشت که این شباهتها دلیلی برای پذیرش تاریخی روایت افسانهای هرودوت درباره کمبوجیه نیستند.
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23689
آهنگی در پاسداشتِ اشو زرتشت، پیامبر ایرانزمین، و آموزههایش که بر راستی و خرد استوارند. در این قطعه، زرتشت خود به زبان اوستایی کهن میخواند و از «اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک»، گزینش میان نیکی و بدی، و امید به پیروزی روشنایی میگوید.
⬇️ دانلود آهنگ ⬇️
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند
حافظ شیرازی
ایلامیان چه کسانی بودند؟ نقش آنها در تمدن ایرانی چیست؟
@Kheradgan_Official
فهرست مطالب:
▪️ نگاهی کلی به تمدن ایلام
▪️ نژاد ایلامیان چه بوده است؟
▪️ زبان ایلامیان چه بود؟
▪️ هویت ایلامیان
▪️ساخت شهرهای جدید و آبادانی خوزستان در دوران ساسانیان
▪️آیا لرها یا عربها بازماندگان ایلامیان هستند؟
▪️سخن پایانی
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23687
مهرگان، خروش کاوه و خشم فریدون
@Kheradgan_Official
درباره مفاهیم و شخصیتهایی که با جشن مهرگان پیوند دارند، بخوانید:
▪️ایزد میترا
▪️فرانک فداکار
▪️فریدون پیشدادی
▪️کاوه آهنگر
▪️ضحاک تازی
▪️درفش کاویانی
▪️نمادهای مهرورزی
@Kheradgan_Official
به روز شد
پَرَهشوم (مرهشی) و احتمال پیوند آن با اَرَتّه
@Kheradgan_Official
پَرَهشوم از قدرتهای مهم بخشی از فلات ایران در هزاره سوم پیش از میلاد بود و در منابع اکدی با نام پَرَهشوم (Paraḫšum) آمده است.
پَرَهشوم در این متون میانرودانی یادآور پرشو (Parśu/Paraśu) در منابع هندی مانند «بَودهائیَنَه شراوتَهسوترا» است.
نکته قابل توجه آنکه پَرَهشوم از نظر جغرافیایی پیوندهایی با جغرافیای پیشنهادی اَرَتّه در جنوب شرق ایران دارد.
ازاینرو، اگر اَرَتّه را در جنوبشرق ایران جستوجو کنیم، این احتمال مطرح میشود که سنت جغرافیایی مربوط به اَرَتّه با همان حوزهای ارتباط داشته باشد که در اسناد تاریخی بعدی با نام پَرَهشوم (مرهشی) شناخته میشود.
اگر چنین پیوندی را در کنار شواهد مربوط به اَرَتّه قرار دهیم، شباهت جالبی با گزارش هرودوت درباره «آرتائی» (ارته) به عنوان نام پیشین پارسیان (پَرَهشوم) پدیدار میشود.
بهروزرسانی را بخوانید: پَرَهشوم (مرهشی) و احتمال پیوند آن با اَرَتّه
لولوبیها، مردمانی ناشناخته
@Kheradgan_Official
✍️ امین ایمانی
برخی از نویسندهها وجود اقوامی مانند لولوبیها را دلیلی برای فرضیه مهاجرت آریاییها در هزارههای دوم و یکم پیش از میلاد در نظر میگیرند.
این در حالی است که ما اطلاعات کافی درباره زبان اولیه لولوبیها، تبار و ژنتیک آنان و همچنین فرهنگ بومی آنها، پیش از تاثیرپذیری احتمالی از میانرودان، در دست نداریم. از این بابت، وجود قومی با نام لولوبی نمیتواند چیزی درباره مهاجر بودن آریاییها را ثابت کند.
درباره دین لولوبیها نیز شواهد مستقیمی بسیار محدود است. مشهورترین اثر باقیمانده از آنان، نقشبرجسته و کتیبه آنوبانینی در شهر سرپلذهاب (استان کرمانشاه، ایران) است. کتیبه به زبان اکدی و خط میخی نوشته شده و آنوبانینی خود را «شاه نیرومند، شاه لولوبوم» معرفی میکند. در نقشبرجسته نیز ایزدبانویی که عموماً با ایشتار/اینانا شناسایی میشود، در کنار شاه قرار گرفته است.
افزون بر این، کتیبه از چندین ایزد میانرودانی نام میبرد. این شواهد نشاندهنده ارتباط فرهنگی بسیار نزدیک با جهان میانرودان است، اما بهتنهایی نمیتوان بر اساس آنها تمام نظام دینی لولوبیها را بازسازی کرد.
با این حال، یک فرضیه قابل بررسی آن است که لولوبیها در گذشته از میانرودان به سوی مناطق دیگر مهاجرت کرده باشد. یکی از نکاتی که میتواند زمینه طرح چنین فرضیهای را فراهم کند، میزان بالای عناصر میانرودانی در یادمان آنوبانینی است؛ از جمله استفاده از زبان و خط اکدی، سبک هنری میانرودانی و حضور ایشتار و دیگر ایزدان شناختهشده میانرودانی در کتیبه.
اگر مهاجر بودن لولوبیها از میانرودان ثابت شود، اتفاقاً چنین اقوامی از اقوام غیربومی به حساب میآیند.
از سوی دیگر این فرضیه هم با قطعیت نمیتوان پذیرفت چرا که همجواری با میانرودان میتوانسته است باعث تاثیرپذیری این اقوام از فرهنگ و دین میانرودانی شده باشد.
رویهمرفته، آنقدر اطلاعات درباره لولوبیها اندک است که نمیتوان تاریخپژوهی چندانی درباره این قوم انجام داد و بسیاری از پرسشهای اساسی درباره زبان، فرهنگ، دین و خاستگاه آنان همچنان بیپاسخ مانده است.
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23682
پایتختهای ایران در شاهنامه
@Kheradgan_Official
✍️ اشکان دهقان
بیشه تمیشه: پیشدادیان؛ فریدون و منوچهر
ز آمل گذر سوی تمیشه کرد
نشست اندر آن نامور بیشه کرد
پارس، استخر (۱): کیانیان؛ کیقباد و...
نشستنگه آنگه به اسطخر بود
کیان را بدان جایگه فخر بود
بلخ: گشتاسپ
به بلخ گزین شد بران نوبهار
که یزدان پرستان بدان روزگار
پارس، استخر (۲): اواخر کیانیان (احتمالا از بهمن به بعد)
ز جهرم بیامد به شهر صطخر
که آزادگان را بران بود فخر...
چو دارا بران کرسی زر نشست
برفتند گردان خسروپرست
تیسفون: ساسانیان (از دوران اشکانیان)
نشسته شبی شاه در طیسفون
خردمند موبد به پیش اندرون
پایتخت ضحاک: بیتالمقدس (کَنگ دژهوخت)
به خشکی رسیدند سر کینه جوی
به بیتالمقدس نهادند روی...
که بر پهلوانی زبان راندند
هَمی کنگ دژهوختَش خواندند
دانش و تصاویر بیشتر:
https://kheradgan.ir/p/23681
تقسیمبندی «آریانا» توسط اراتوستن و نقد استرابو به آن
@Kheradgan_Official
✍️ مجید خالقیان
در منابع یونانی گاهی از منطقهای جغرافیایی با عنوان «آریانا» یاد میشود. برای بررسی حدود جغرافیایی آریانا، یکی از مهمترین منابع، کتاب جغرافیای استرابو است که نشان میدهد این منطقه بخش بزرگی از جهان ایرانی را در بر میگرفته است.
بااینحال، در برخی برداشتها که این روزها در فضای مجازی هم مورد توجه قرار گرفته، آریانا به بخش شرقی جهان ایرانی محدود دانسته شده است!
این برداشت در حالی مطرح میشود که استرابو خود به محدود کردن آریانا به این نواحی انتقاد کرده است. او در بحث جغرافیای آریانا، مطالبی را از جغرافیدان دیگری به نام اراتوستن نقل میکند و در ادامه متن صراحتا آمده که آریانا تا پارس و ماد نیز گسترش داشته است.
اراتوستن در پی نوعی تقسیمبندی جغرافیایی بوده است؛ آن هم نه بر پایه تقسیمبندیهایی که پیشتر در دوران هخامنشی یا در اوستا، میبینیم، بلکه گویا در پی ارائه نوعی تقسیمبندی جدید از جغرافیای جهان بوده است.
به نظر میرسد استرابو نسبت به اراتوستن درک بهتری از زبان و هویت آریایی داشته است و به همین دلیل، با وجود آنکه نوشتههای اراتوستن را بسیار مفید میدانسته، از تقسیمبندی او درباره آریانا انتقاد کرده است.
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23679
تاثیرپذیری دموکریت، فیلسوف یونانی، از اوستن، دانشمند ایرانی
سینسیوسِ کورِنایی (Synesius of Cyrene) درباره دموکریت صراحتا تاثیر پذیری از اوستن را گزارش میدهد:
دموکریت مردی بسیار دانشمند بود که پس از آمدن به مصر، در پرستشگاه ممفیس، به دست اوستن بزرگ و شاگردانش که از کاهنان مصر بودند، به اسرار آیینی راه یافت. او با برگرفتن اصول خود از اوستن، چهار کتاب درباره رنگآمیزی تألیف کرد: درباره طلا و نقره، درباره سنگها و درباره ارغوان.
نگاه کنید به:
تاثیرپذیری دموکریت، فیلسوف یونانی، از اوستن، دانشمند ایرانی
@Kheradgan_Official
آیا ردپای اوستن در منابع ایرانی دیده میشود؟
در اینجا پرسشی میتواند مطرح شود: خود ایرانیان درباره چنین شخصیتی چه میاندیشیدند؟ آیا ممکن است تصویری که در منابع یونانی و رومی از «حکیم ایرانی» شکل گرفت، با برخی شخصیتهای خردمند در متون ایرانی ارتباطی پیدا کرده باشد؟ یا حتی برخی روایتهای ایرانی درباره حکیمان باستانی مانند اوشنر دانا از اوستن تاثیر گرفته باشد؟
نگاه کنید به:
آیا ردپای اوستن در منابع ایرانی دیده میشود؟
کنون نامداران زرینه کفش
بباشید با کاویانی درفش
@Kheradgan_Official
پیشینه درفش کاویانی، درفش باستانی و میهنی ایران