غمگینم.
حسی در گلویم جمع شده که از کنار شقیقههایم بالا میآید، به پیشانی میرسد و بعد در چشمهایم مینشیند؛ حسی قویتر از هر چیز دیگر.
پشت این چشمهای مرطوب، زنی جوان را میبینم که خسته و تنها در جادهای خالی، آرام و پیوسته پیش میرود.
رطوبت چشمهایم هر لحظه بیشتر میشود و آن زن و آن جاده تار میشوند؛ تار و شکسته.
بعد تصویر زن از چشمهایم میچکد.
زنی که هر روز از چشمهایم میچکد و دوباره به گلویم بازمیگردد.
@meh_andood
بیدار شی و ببینی همش خواب بوده
و تو توی پاییز،
بعد از ظهر جمعه،
وسط مشق نوشتن خوابت برده بود ...
👤 محمد علی پورصمدی
@LOTUS_98
عجیب است ماه به این زیبایی آن بالا در آسمان است و اینجا روی زمین قانون و لایحهای نیست که نگاه کردن به آن را ممنوع کند...!
📕 قرار ملاقات | هرتا مولر
@LOTUS_98
راغب در یزد میخواند ...
در راه تو... کِی ارزشی دارد این جان ما
...
@LOTUS_98
خاورمیانه را آفرید
از روی چشمهای شرقیات؛
پرآشوب
رنجور
خسته
زیبا ...
👤 نزار قبانی
@LOTUS_98