morphosyntax | Unsorted

Telegram-канал morphosyntax - MorphoSyntax

1218

University of Tehran, Linguistics Dep. دانشگاه تهران، زبان‌شناسی، صرف و نحو

Subscribe to a channel

MorphoSyntax

☰

📢 خبر | راهنمای مراحل دفاع

○ دانشگاه تهران، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی
@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

🚦دستور خط | رژهٔ لب‌ها

چـو سـام ســپهدار زان "سـان" بـدید
خجل گشت و "لشکر" به آتش کشید

✍🏿 سام‌نامه، حکایت جنگ خرطوس با سام!

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

📝 ویرایش | به‌صورت/ به‌طور

🖋اگر برای نوشتن مقاله و مدخل و خبر، کلمه‌شمار دستمزد می‌گیریم، که هیچ. اما اگر نه، «مستقیم» و «جداگانه» می‌توانند گذشته از آن‌که در نقش وابستهٔ پسین اسم به‌کار روند، در جایگاه قید گروه فعل نیز بنشینند و برای پذیرفتن چنین نقشی، به عبارت‌های زائدی مانند «به‌صورت» و «به‌طور» نیاز ندارند.

★صفت:
◄ چین با انصارالله یمن گفت‌وگوی [مستقیم] کرده است.
◄ پکن برای هریک از کشتی‌های خود مجوز عبور [جداگانه] می‌گیرد.

★قید:
◄ چین با انصارالله یمن [مستقیم] گفت‌وگو کرده است.
◄ پکن برای هریک از کشتی‌های خود [جداگانه] مجوز عبور می‌گیرد.

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

☑️ صرف | (تکـ)واژگونه‌های ریشه

🖇 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۵) است که با حوزۀ صرف پیوند دارد (از میان پرسش‌های مشترکی که برخی دوستان با بنده در میان گذاشته‌اند):

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۸۰ ـ کدام مورد دربارۀ ساختواژۀ واژه‌های «ناسازگاری» و «ساختمانی» درست است؟
۱ ـ یک تکواژ واژگانی آزاد در واژۀ «ساختمانی» وجود دارد.
۲ ـ تعداد تکواژهای «ناسازگاری» و «ساختمانی» برابر است.
۳ ـ دو تکواژ دستوری مقید در واژۀ «ناسازگاری» وجود دارد.
۴ ـ ریشۀ واژگانی در «ناسازگاری» و «ساختمانی» متفاوت است.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

● نا + ساز + گار + ی:
چهار تکواژ دارد؛ «sɑz» واژگونۀ آزاد از ریشۀ واژگانی «ساز» است. سه تکواژ دیگر در این واژه دستوری‌اند.

● ساخـ + ت + مان + ی:
چهار تکواژ دارد؛ «sɑx» واژگونۀ مقید از ریشۀ واژگانی «ساز» است. «ساخت» طبق معیارهای نایدا، متشکل از دو تکواژ است.

پاسخ پیشنهادی: گزینۀ ۲
با این پاسخ موافقم 👍 مخالفم 👎

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

▫️زادروز امیرِ مؤمنان (ع) و روز پدر فرخنده

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

📗 کتاب | نحو تجربی

▪️The Oxford Handbook of Experimental Syntax (2023)

▪️Edited: Jon Sprouse

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝ساحت نحو همواره میان‌رشته‌ای بوده است؛ از یک‌سو سرشت علوم شناختی چنین است و پژوهش در حوزه‌ای فراخ که با چندوچون شناخت در ذهن آدمی سروکار دارد، نیازمند تلاش هماهنگ چندین رشته است، از دیگرسو ماهیت نظریۀ نحوی نیز چنان است که به میان‌رشته‌ای بودن آن می‌انجامد. این نظریه دو شاخۀ آوا و معنا را پیوند می‌زند، به بازنمایی‌هایی که در روند پردازش جمله سروشکل می‌گیرند، می‌پردازد، و البته بر فرایند و چگونگی یادگیری زبان متمرکز می‌شود. با پیشرفت فناوری، نحویون هم به شیوه‌ها و ابزارهای تازه‌ای برای پاسخ به پرسش‌های بنیادین خود روی آورده‌اند و به‌ویژه در دو دهۀ گذشته، انفجاری در به‌کارگیری روش‌های آزمون‌گرا برای مطالعۀ نحو زبان انسان رخ داده است. این کتاب کوشیده است تا چنین پژوهش‌هایی را در یک مجلد گرد آورد (برگرفته از پیش‌گفتار اثر).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰


💎 نحو | گذر مشترک

★نه هر گردی، گردوست، نه هر خلئی حذف؛ از جمله در همین ساخت هم‌پایه که ممکن است به‌نظر برسد فعل «است» از همپایهٔ دوم حذف شده است، اما خدا بالاسر شاهد است که این‌طور نیست. گاهی خلأهایی که در ساخت‌های نحوی به‌جای می‌مانند، محصول پدیده‌ای‌اند به نام گذر مشترک. به زبان ساده، در گذر مشترک دو عنصر یا سازه از جای خود حرکت می‌کنند و در فرودجای مشترکی می‌نشینند.

◄(۱). سینا نه کتاب می‌خونه، نه مقاله ـــــ .
◄(۲). سینا نه کتاب ـــــ ، نه مقاله می‌خونه.

★در دو نمونهٔ گفتاری بالا، فعل «خواندن» از هم‌پایهٔ اول یا دوم حذف نشده است؛ بلکه هر دو فعل از هستهٔ گروه فعلی ساخت خود حرکت کرده و با تصریف هم‌سان در یک گره نقش‌نمای بالاتر (متعلق به این یا آن ساخت) فرود آمده‌اند. در ساخت ظاهری چنین می‌نماید که یک فعل حذف شده و فعل دیگر موقعیت پیشین خود را حفظ کرده است.

✔️ATB Movement = گذر مشترک
✔️Landing Site = فرودجای

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

📔 فیلم‌نامه | مسافران

□ به قلم: بهرام بیضایی (۵ دی ۱۳۱۷ ــ ۵ دی ۱۴۰۴)

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

📢 نشست | زبان معیار در سیما

▫️مرکز تحقیقات صداوسیما با همکاری مرکز پاس‌داشت زبان و ادبیات فارسی و مرکز شعر و موسیقی و سرود، هم‌زمان با هفتهٔ پژوهش، برگزار می‌کند: آسیب‌شناسی ترانه‌های عنوان‌بندی در مجموعه‌های تلویزیونی.

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

🧊 ساختواژه | دورنما


● اگر واژهٔ مرکب «دورنما» را برابر با «outlook» بدانیم، «نما» اسم غیررویدادی است و کل ترکیب را باید ریشه‌ای تلقی کنیم. بدین ترتیب، «دورنما» به معنای «نمای دور» خواهد بود. اما ساختار «دورنما» در بیت زیر از صائب چگونه است؟

نیست ممکن که ز من دور توانی گردید
عـــینک صــاف‌دلان دورنــما می‌باشـــد

● در این نمونه، «نما» محمول ترکیب است و «دور» موضوع درونی آن به‌شمار می‌رود. بنابراین، در اینجا «دورنما» از نوع ترکیب‌های فعلی است و در معنای ابزاری به‌کار رفته که دور را به بیننده می‌نمایاند.

● چنانچه واژه‌ای دارای هر دو کاربرد رویدادی و غیررویدادی باشد، این امکان را فراهم می‌آورد که در دو نوع ترکیب یادشده به‌کار رود. «نما» چنین واژه‌ای است و به‌همین دلیل، با آن هم مرکب ریشه‌ای ساخته‌ایم، هم مرکب فعلی:

◄دورنما (outlook): در آینده‌پژوهی، نمایی از آینده‌های دل‌خواه و ممکن.
◄مسیرنما (route indicator) در حمل‌ونقل ریلی، نشانگر مسیر حرکت قطار.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝نمایی از دماوند برف‌پوش، پاییز ۱۴۰۴

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

هــوای روی تو دارم نمی‌گذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم

مرا که مست توام این خمار خواهد کشت
نـگاه کـن کـه بـه دسـت کـه مـی‌سـپارنـدم

مگر در این شب دیرانتظارِ عاشق‌کُش
بـه وعـده‌های وصـال تـو زنـده دارندم

غمم نمی‌خورد ایام و جای رنجش نیست
هــزار شــکر کـه بـی غــم نمــی‌گـذارنــدم

سـری به سـینه فـرو برده‌ام مگر روزی
چو گـنج گم‌شده زین کنج غم برآرندم

چه باک اگر به دل بی‌غمان نبردم راه
غــم شکـسته‌دلانم کـه مـی‌گـسارنـدم

مـن آن سـتارۀ شب‌زنده‌دار امّیدم
که عاشقان تو تا روز می‌شمارندم

چه جای خواب که هر شب محصّلان فراق
خـــیال روی تــو بــر دیـــده مـی‌گــمارنــدم

هنوز دست نَشسته‌ست غم ز خون دلم
چـه نقش‌ها که ازین دسـت می‌نگارندم

کدام مست، می از خون سایه خواهد کرد
کـه هم‌چـو خــوشۀ انگــور مـی‌فــشارنـدم


✍🏿 امیرهوشنگ ابتهاج (۱۳۰۶ ــ ۱۴۰۱)، سایه

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

🔰 حکایت | شاعردزد

● روزی حکیم انوری در بازار بلخ می‌گذشت؛ هنگامه‌ای دید، پیش رفت و سری در میان کرد. مردی دید که ایستاده و قصاید انوری را به نام خود می‌خواند و جماعت او را تحسین می‌کنند. انوری پیش رفت و گفت:
ــ ای مرد! اشعار که را می‌خوانی؟
گفت:
ــ اشعار انوری را.
گفت:
ــ تو انوری را می‌شناسی؟
گفت:
ــ چه می‌گویی؟! انوری منم.
انوری بخندید و گفت:
ــ شعردزد شنیده بودم، اما شاعردزد ندیده بودم.

📚 لطایف‌الطوایف، فخرالدین علی صفی (۸۶۷ ــ ۹۳۹ هجری)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
● نتیجۀ روز: وقتی با رونویسی از آثار دیگری، مقاله‌ای بی‌ارجاع و استناد می‌نویسیم و برای مجلات می‌فرستیم، احتیاط کنیم که دست بر قضا، داوری مقاله را به خود انوری نسپارند!
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

🔰 حکایت | نحویِ پارسی‌گوی در کاشغر


○ سالی محمد خوارزمشاه [درگذشت: شوال ۶۱۷ هجری] رحمة الله علیه با خَتا برای مصلحتی صلح اختیار کرد. به جامع کاشغَر در آمدم، پسری دیدم نحوی به غایتِ اعتدال و نهایتِ جمال، چنان‌که در امثال او گویند:

معلمت همه شوخـی و دلبری آموخت
جفا و ناز و عتاب و ستمگری آموخت

من آدمی به چنین شکل و خوی و قد و روش
نـــدیده‌ام مــگر این شــیوه از پـــری آمــوخت

○ مقدمهٔ نحو زمخشری در دست داشت و همی‌خواند: ضَرَبَ زیدٌ عمرواً و کان المتعدّي عمرواً. گفتم: ای پسر، خوارزم و خَتا صلح کردند و زید و عمرو را همچنان خصومت باقی‌ست؟ بخندید و مولدم پرسید. گفتم: خاک شیراز. گفت: از سخنان سعدی چه داری؟ گفتم:

بُلیتُ بِنَحويٍّ یَصولُ مُغاضِباً
عَلَيَّ کَزَیدٍ في مُقابَلَةِ العَمرو

عـــلی جَـــرِّ ذَیلٍ لَیسَ یَـــرفَعُ رَأسَهُ
وَ هَل یَستَقیمُ الَّرفعُ مِن عامِلِ الجَرِّ

○ لختی به اندیشه فرورفت و گفت: غالب اشعار او در این زمین به زبان پارسی‌ست، اگر بگویی به فهم نزدیک‌تر باشد. کَلِّمِ الناسَ عَلی قَدرِ عُقولِهِم. گفتم:

طبع تو را تا هوس نحــــــو کرد
صورت صبر از دل ما مـحو کرد

ای دل عشــــاق بــه دام تــو صــــــید
ما به تـو مشغول و تو با عمرو و زید؟

○ بامدادان که عزم سفر مصمم شد، گفته بودندش که فلان سعدی‌ست. دوان آمد و تلطف کرد و تأسف خورد که چندین مدت چرا نگفتی منم تا شکر قدوم بزرگان را میان به خدمت ببستمی. گفتم: با وجودت ز من آواز نیاید که منم. گفتا چه شود گر در این خطه چندی برآسایی تا به خدمت مستفید گردیم. گفتم نتوانم به حکم این حکایت:

بزرگـی دیدم اندر کوهساری
قناعت کرده از دنیا به غاری

چرا گفتم به شهــر اندر نیایی
که باری بندی از دل برگشایی

بگفت آنـــجا پری‌رویان نغــزند
چو گِل بسیار شد پیلان بلغزند

○ این بگفتم و بوسه بر سر و روی یکدیگر دادیم و وداع کردیم.

بوسه دادن به روی دوست چه سود
هـــم در این لحظه کردنش بــــدرود

سـیب گـــویی وداع بســتان کـــــرد
روی از این نیمه سرخ و زان سو زرد

إِنْ لَـم أَمُتْ یَـــومَ الوَداعِ تَأسُّفاً
لا تَحسَبوني في المَوَدَّةِ مُنصِفاً

📚 گلستان سعدی، باب پنجم، در عشق و جوانی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 برخی در واقعی بودن این حکایت تردید کرده‌اند؛ چه، رخدادی که جناب سعدی از آن یاد می‌کند، در حدود سال ۶۱۰ هجری رخ داده و افصح المتکلمین (زادهٔ ۵۸۵ تا ۶۱۵ هجری مهی) به احتمال فراوان در آن سال خردسال بوده است. ممکن است شیخ اجل دو واقعهٔ مستقل را یکی کرده و در حکایتی آورده باشد که این در حکایت‌پردازی بسیار معمول است. اما قدر مسلم آن‌که زبان فارسی روزگاری تا غرب و شمال‌غرب چین رواج داشته و مردمان ترک‌تبار آن نواحی که در مکتب و مدرسه نحو عربی زمخشری (درگذشت: ۵۳۸ هجری) می‌خواندند، با آثار بزرگان پارسی‌گوی نیز آشنا بودند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

🧾 واژه‌گزینی | واج، آوا، واج‌گونه، آواگونه


ـ🅐ـ واج (phoneme) کوچک‌ترین واحد تقابل‌دهندهٔ معنا در نظام صوتی زبان است و این واحد کمینه، میان معنای واژه‌ها تمایز می‌آفریند. «بار» و «کار» از سه واج تشکیل شده‌اند و تمایز میان /b/ و /k/ تفاوت این دو واژه را رقم می‌زند.

ـ🅑ـ آوا (phone) به صورت عینی و صوتی واج گفته می‌شود و در آواشناسی، کوچک‌ترین بخش مجزا و قابل تشخیص صدا در جریان گفتار است. «کار» سه واحد صوتی قابل تشخیص دارد که با سه واج در نظام واجی زبان فارسی در پیوندند.

ـ🅒ـ آواگونه (allophone) به گونه‌های آوایی مختلف یک واج اطلاق می‌شود. در واقع، گاهی یک واج در بافت‌های مختلف، صورت‌های صوتی متفاوتی می‌یابد. مثلاً، واج /k/ در «کیف» با همخوان انسدادی سخت‌کامی بی‌واک [c] تلفظ می‌شود، اما همین واج در «کُلاه» به‌شکل همخوان انسدادی نرم‌کامی بی‌واک [k] درمی‌آید.

ـ🅓ـ اما واج‌گونه چیست؟ راستش هیچ! در فارسی، «واج‌گونه» را در برابر همان اصطلاح بیگانهٔ «allophone» به‌کار برده و به‌تصویب رسانده‌اند که از هر دو منظر لغوی و مفهومی دقیق نیست. در لغت، اصطلاح مدنظر، «allophoneme» نیست تا در فارسی به آن «واج‌گونه» بگوییم. از دیدگاه مفهومی هم، «واج»ها عناصر انتزاعی نظام صوتی‌اند و گونه‌گونی آوایی ندارند. چندریختی از آنِ آواهاست و این عناصر صوتی، گونه‌های آوا یا آواگونه دارند. نمی‌شود وقتی یک واج، یک تظاهر عینی دارد، به آن آوا بگوییم، اما برای بیش از یکی، دوباره به سراغ اصطلاح واج برویم و بازنمودهایش را واج‌گونه بخوانیم. اهل فن آگاهانه از «allophone» سخن گفته‌اند و توجه داشته‌اند که «phone»ها از عالم انتزاع بیرون جسته‌اند و می‌توانند تنوع صورت داشته باشند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 آواگونه‌ها ممیز معنا نیستند. «کار» را چه [kɑr] تلفظ کنیم، چه [cɑr]، تفاوتی در معنا ایجاد نمی‌کند. اما چه‌بسا در زبانی، /k/ و /c/ دو واج مستقل باشند و جفت کمینه (minimal pair) بیافرینند. گویا این ویژگی در مجاری و برخی از زبان‌های بومی امریکای شمالی و استرالیا یافت می‌شود. در مقابل، [ɾ] و [l] که در فارسی و انگلیسی و عربی و ترکی تمایزدهنده‌اند، در ژاپنی آواگونه‌های واج /r/ به‌شمار می‌روند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

🧊 ساختواژه | تهران در رتبهٔ اول


◄تهران، با شاخص ۲۳۳، در میان آلوده‌ترین شهرهای جهان به رتبهٔ اول دست یافت.


● اهمیت ساختواژی این خبر در کجاست؟ ممنون که پرسیدید. وام‌واژهٔ «اول» در ساختار صرفی فارسی، محصول فرایند پسانحوی هم‌جوشی است؛ یعنی ریشه یا مفهوم انتزاعی «یک√» و وند ترتیبی «ــ‌م» به‌جای آن‌که با واحدهای واژگاهی (= واژ) جداگانه و به‌شکل «یکم» تظاهر یابند، درآمیخته‌اند (= واژ آمیخته) و با درج یک واژ، یعنی «اول»، هر دو مفهوم «یک√» و رتبه را رسانده‌اند.

● ما فارسی‌زبانان عدد ترتیبی «یکم» را در واژگاه‌مان ذخیره نکرده‌ایم؛ همان‌گونه که مثلاً عدد ترتیبی «یک‌میلیون و ششصد و چهل و هشت‌هزار و صد و نود و پنجم» را ذخیره نکرده‌ایم و هرگاه اراده کنیم، آن را در نحو می‌سازیم. اما «اول» را در فهرست بلندبالای واژهایمان انباشته‌ایم و آنجا که بخواهیم، آن را به‌جای گره مرکبِ هم‌جوشیدهٔ «یک√ + ــ‌م» می‌نشانیم. پس، «اول» در فارسی اصطلاحاً دو تکواژ دارد.


🔝شگفت آن‌که در رتبه‌بندی شهرهای آلودهٔ جهان، ۱۲ شهر نخست در قارهٔ آسیا واقع‌اند.

✔️√Root = ریشه
✔️Fusion = هم‌جوشی
✔️Vocabulary item = واحد واژگاهی

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

☑️ معناشناسی | نقش معنایی

🖇
پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۵) است که با حوزۀ معناشناسی و نحو پیوند دارد:

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۹۶ ـ سازۀ درون قلاب در کدام مورد، از محمول (predicate) جمله نقش معنایی (thematic role) دریافت نمی‌کند؟
۱ ـ تصمیم گرفته‌ام این فیلم را حتماً [با سینا] ببینم.
۲ ـ همۀ کتاب‌های زبان‌شناسی را [برای سینا] فرستادم.
۳ ـ [سینا را] ترغیب کردم که با هم به سفر برویم.
۴ ـ ممکن است [از سینا] تقاضا کنم که کمکم کند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

● دیدن: دوظرفیتی است؛ به سازۀ درون قلاب نقش معنایی نمی‌دهد.
● فرستادن: سه‌ظرفیتی است؛ به سازۀ درون قلاب نقش معنایی می‌دهد.
● ترغیب کردن: سه‌ظرفیتی است؛ به سازۀ درون قلاب نقش معنایی می‌دهد.
● تقاضا کردن: سه‌ظرفیتی است؛ به سازۀ درون قلاب نقش معنایی می‌دهد.

پاسخ پیشنهادی: گزینۀ ۱
با این پاسخ موافقم 👍 مخالفم 👎

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

💎 نحو | سببی و پادسببی

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄آب ریخت.
◄بچه آب را ریخت.

◄شیشه شکست.
◄بچه شیشه را شکست.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

□ این نوع فعل‌ها را می‌شناسید. در سنت دستورنویسی فارسی، چنین جفت‌هایی را افعال دووجهی خوانده‌اند؛ یعنی فعل‌هایی که بدون هیچ‌گونه تغییر ساختواژی، هم کارکرد لازم (در اینجا: نامفعولی) دارند، هم متعدی (در اینجا: سببی). گویشوران بسیاری از زبان‌های جهان به هم‌زیستی اعضای این نمونه‌ها در زبان‌شان خو کرده‌اند، از جمله اهالی زبان‌های انگلیسی و ژاپنی و فنلاندی. شاهد زیر از پیلکانن (۲۰۰۸: ۱۰۲) است.

►Bill awoke grumpily.
►John awoke Bill grumpily.

□ زبان‌شناسان زایشی نام‌های مختلفی به این جفت‌ها داده‌اند. مثلاً، برخی گونۀ لازم را پادسببی خوانده‌اند و نسخۀ متعدی‌اش را سببی واژگانی (در برابر سببی زایا، مثل شکاندن) نام نهاده‌اند. گمان می‌کنم شمار چنین جفت‌هایی در میان فعل‌های بسیط فارسی کمتر از انگشتان دو دست باشد؛ اما جالب آن‌که این تناظر را می‌توانیم در محمول‌های مرکب زبان‌مان هم بیابیم؛ گویا از آن شمارند:

◄نوزاد واکسن زد.
◄پرستار به نوزاد واکسن زد.

◄موتور خودرویش داغ کرد.
◄آفتاب تابستان موتور خودرویش را داغ کرد.

◄مینا باز هم به‌هم ریخت.
◄سینا باز هم مینا را به‌هم ریخت.

□ آیا فعل‌های مرکب بیشتری می‌شناسید که با حفظ معنا، این کارکرد دوگانه را بازتاب دهند؟ يَا أَيُّهَا النَّاسُ، مَنْ عَلِمَ شَيْئًا فَلْيَقُلْ بِهِ (صحیح بخاری).

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️causative and anticausative
✔️unaccusative-transitive doublet

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

☑️ صرف‌ونحو | زمان دستوری

🖇 پرسش زیر، یکی از سؤالات کنکور کارشناسی ارشد (۱۴۰۵) است که با حوزۀ صرف‌ونحو پیوند دارد (از میان پرسش‌های مشترکی که برخی دوستان با بنده در میان گذاشته‌اند):

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
۸۲ ـ در جملۀ مرکب زیر، تصریف زمان دستوری (tense) کدام فعل متفاوت است؟
«ممکن است به‌نظر برسد دولت انتظار نداشته است پروژۀ سدسازی را که در شروع سال گذشته آغاز شده بود بتواند به‌موقع از پیمانکار تحویل بگیرد.»
۱ ـ شده بود
۲ ـ ممکن است
۳ ـ نداشته است
۴ ـ تحویل بگیرد
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

● شده بود: فعل «شدن» در ساخت گذشتۀ کامل اخباری
● ممکن است: محمول مرکب «ممکن بودن» در ساخت حال اخباری
● نداشته است: فعل «داشتن» در ساخت حال کامل اخباری
● تحویل بگیرد: محمول مرکب «تحویل گرفتن» در ساخت حال التزامی

پاسخ پیشنهادی: گزینۀ ۱
با این پاسخ موافقم 👍 مخالفم 👎

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

🧊 ساختواژه | تهی در برابر صفر


◄(۱). بچه‌ها سنگ رو به شیشه کوبوندند.
◄(۲). بچه‌ها با سنگ شیشه رو شکستند.

❂ در دو نمونهٔ گفتاری بالا، فعل «کوباندن» یک تکواژ تهی (null) و فعل «شکستن» یک تکواژ صفر (zero) دارد. این دو جمله، به‌ترتیب، همتای جملات ۳ و ۴ در زیرند.

◄(۳). بچه‌ها سنگ رو به شیشه کوبیدند.
◄(۴). بچه‌ها با سنگ شیشه رو شکوندند.

❂ گرچه گاهی تکواژ تهی و صفر به تسامح به‌جای هم به‌کار رفته‌اند، این دو پدیدهٔ ساختواژی کاملاً متفاوت‌اند. تکواژ تهی به‌رغم حضور آوایی، فاقد کارکرد دستوری است؛ اما تکواژ صفر، بدون بازنمود آوایی، اثر صرفی‌نحوی دارد.

❂ «کوبیدن» (در معنای مورد نظر) فعل سه‌ظرفیتی یا اصطلاحاً دومتعدی است. این فعل با گرفتن وند سببی «ــ‌ان»، افزایش ظرفیت نمی‌یابد و ماهیت آن تغییری نمی‌کند. بنابراین، «کوباندن» در جملهٔ ۱ دارای وند تهی «ــ‌ان» است که حضورش اثر صرفی‌نحوی ندارد.

❂ «شکستن» فعل یک‌ظرفیتی، یا به‌گفتهٔ دقیق‌تر نامفعولی، است. این فعل لازم می‌تواند با تکواژ سببی آشکار «ــ‌ان»، یا تکواژ سببی پنهان، به‌ترتیب، به فعل سببی «شکاندن» یا «شکستن» تبدیل شود. پس، فعل «شکستن» در جملهٔ ۲ یک تکواژ سببی پنهان یا صفر دارد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✍🏿 در سنت دستورنویسی فارسی، فعلی مانند «شکستن» که دو کارکرد لازم و متعدی دارد، فعل دووجهی خوانده می‌شود.

◄(۵). شیشه شکست (لازم/ یک‌ظرفیتی).
◄(۶). بچه شیشه رو شکست (متعدی/ دوظرفیتی).
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

✔️unaccusative-transitive doublet

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

📝 ویرایش | حشو (۷)

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
«امکان دفاع از پایان‌نامه‌ها به‌صورت مجازی بلامانع است.»
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

🖊در جملهٔ بالا واژهٔ «امکان» کاملاً زائد است و حتی معنای جمله را مختل کرده است.

◄دفاع از پایان‌نامه‌ها به‌صورت مجازی بلامانع است.
◄دفاع مجازی از پایان‌نامه‌ها منعی ندارد.
◄دفاع مجازی مجاز است.

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

🔝یا کلاً واژه‌ها معانی تازه‌ای یافته‌اند، یا درپی سفر وزیر امور خارجه به نصف جهان، روابط ایران و اصفهان از سر گرفته شد!

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

📽 کارنامه | نگاهی تندگذر

🎞 کارنامهٔ فیلم‌سازی
بهرام بیضایی (۵ دی ۱۳۱۷ ــ ۵ دی ۱۴۰۴)

🎞 مستندی از
واروژ کریم مسیحی (۱۳۳۱)، فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان ایرانی

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰


صوفی بیا که آیِنِه، صافی‌ست جام را
تا بنگری صــــــفای مـــی لعل‌فــــام را

راز درون پرده ز رنـدان مست پرس
کاین حال نیست زاهد عالی‌مَقام را

عـنقا، شکار کَس نشــود دام بازچـــــین
کآن‌جا، همیشه باد‌به‌دست است دام را

در بزم دور، یک‌دو قدح درکَش و برو
یعنی طــــمع مــــدار وصال مـدام را

ای دل شباب رفت و نچیدی گُلی ز عیش
پیرانه‌‌ســـر مــکن هــنری ننــگ و نـــام را

در عیش نقد کوش که چون آبخور نمانْد
آدم بهـــشت، روضـــــهٔ دارُالسَّـــــــلام را

ما را بر آستان تو، بس حق خدمت است
ای خواجـــــه بازبین به ترحــــم غلام را

حافظ مریدِ جام می است، ای صبا برو
وز بنده بندگـی برســــان شیخ جــام را

🍉 یلدا فرخنده

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

🧾 واژه‌گزینی | خط سفید

⚪️ رنگ «سفید» که نماد صلح و پاکی و روشنی است، وقتی به استعاره در مقام وابستهٔ پسین اسم به‌کار می‌رود، غالباً معنای پسندیده و ممدوح را به هستهٔ گروه اسمی یا همان موصوف می‌افزاید؛ از این جمله‌اند: پروندهٔ سفید، بخت سفید، پرچم سفید، وضعیت سفید، لباس سفید و موی سفید [۱]. اما «سفید» در خطِ سفید از نشانه‌های طبقاتی شدن جامعه و بهره‌مندی از «رانت» است و طبیعتاً معنای مثبتی ندارد.

⚪️ این پدیدهٔ نکوهیده نه‌تنها صفت «سفید» را بدنام می‌کند و از اعتبار می‌اندازد، بلکه راه را برای کارت سوخت سفید، انشعاب آب‌وبرق سفید، خدمات بهداشت‌ودرمان سفید، امکان اشتغال و اعطای اشتمال[۲] سفید، و سهمیهٔ شیر مرغ و جون آدمی‌زاد سفید می‌گشاید. اگر نمی‌خواهیم به خط سفید، مثلاً خط سیاه یا چیزی شبیهش بگوییم، شاید بتوانیم به قیاس «چشم‌سفید» و «پیشانی‌سفید»، از آن واژهٔ مرکب «خط‌سفید» بسازیم که هم به نوع خط ارجاع یابد، هم در نقش صفت، دارنده‌اش را شرمسار کند!


✍🏿 [۱] حالا نفرمایید این خُلقیات تازه مثل ازدواج سفید پس چی. [۲] اشتمال، مدرک بسندگی زبان عربی است؛ همتای تافل، یا چه می‌دانم، آیلتس در انگلیسی.

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

🧾 واژه‌گزینی | اسپری و شوکر


▪️«افشانه» معادل مناسبی است که در برابر واژهٔ بیگانهٔ «اسپری» به‌تصویب رسیده و در خبر پیوست هم آمده است. اما آیا می‌دانستید که در گروه علوم نظامی برای اصطلاح «شوکر» واژهٔ «شوک‌دهنده» مصوب شده است؟ اگر بخواهیم برای «شوکر» نیز برابر فارسی برگزینیم، می‌توانیم به سراغ «تکیدن» (جنبیدن) و صورت سببی «تکاندن» (جنباندن) برویم و به کمک پسوند ابزارساز «ــ‌ه»، صفت فاعلی «تکانه» بسازیم (به قیاس: رسانه).

▪️البته اشکال «تکانه» اینجاست که پیشتر در علم فیزیک به‌کار رفته و ترکیبات فراوانی از آن ساخته شده است. اگر برای «شوکر» به فکر «لرزانه» افتاده‌اید، عرض کنم که آن را هم قبلاً برای دستگاهی مصرف کرده‌ایم که حباب‌های هوا را از بتون به‌درمی‌کند. اما خبر خوب این‌که فارسی برخلاف انگلیسی و بسیاری از زبان‌های دیگر، دست‌وپابسته نیست و وندهای بیشتری برای صفت فاعلی دارد. پس، می‌توانیم به همان مصدر «تکاندن» بازگردیم، اما این‌بار پسوندش را به «ــ‌ک» تغییر دهیم که گاه صفت فاعلی می‌سازد، مثل «غلتک» و حالا «تکانک»؛ مثلاً در: انجمن زبان‌شناسان زایشی برای اعضای خود درخواست تکانک و افشانه داد.

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

💎 نحو | معنا در نحو

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
◄همهٔ متأهل‌ها همسر دارند.
◄همهٔ متأهل‌ها مجردند.
◄همهٔ نحویون همسر دارند.
ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ

□ جملۂ (۱) همواره صادق است. به جمله‌ای که صدق آن برپایهٔ روابط مفهومی واژه‌هایش ضروری باشد، تحلیلی می‌گویند.

□ جملۂ (۲) همواره کاذب است. جمله‌ای که کذب آن برپایهٔ روابط مفهومی واژه‌هایش پیش‌بینی‌پذیر باشد، پادگویی خوانده می‌شود.

□ جملۂ (۳) می‌تواند کاذب یا صادق باشد و درستی یا نادرستی آن (دست‌کم برای نگارنده) روشن نیست. جمله‌ای که صدق و کذبش بر واقعیت‌های جهان استوار باشد، ترکیبی نام دارد.

□ جملۂ (۴) در زیر چگونه جمله‌ای است؟ همواره صادق (تحلیلی)، همواره کاذب (پادگویی)، یا محتمل میان صادق/کاذب (ترکیبی)؟

◄افزایش بهای بنزین به افزایش کرایهٔ تاکسی نمی‌انجامد.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
✔️Analytic = تحلیلی
✔️Contradiction = پادگویی
✔️Synthetic = ترکیبی

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

👁‍🗨 دیدگاه | زبان فارسی از مؤلفه‌های موجودیت ماست

✨دکتر محمدرضا ترکی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران، و عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

🪕 میراث ناملموس | باران‌خواهی

▫️در تربت جام، تایباد و مناطق دیگری از خراسان بزرگ، دوتارنوازهایی هستند که مردم آنها را با نام «الله باران» می‌شناسند و باور دارند که دوتاری‌ها با نواختن دوتار و خواندن ترانهٔ باران، آسمان را بر سر مهر می‌آورند.

▫️در سال‌های خشک و بی‌باران، مردم الله باران‌ها را به روستای خود دعوت می‌کنند و آنها بدون چشم‌داشت مادی، با لباسی سپید، زیر پرتو مستقیم آفتاب بر سر تپه یا بلندی می‌نشینند و با صدای دوتار و آوازی که با سوز دل می‌خوانند، ابرها را فرامی‌خوانند.

الله بده تو باران/ از نعمت‌های فراوان
گـل‌های ســـرخ لاله/ از بی‌آبی مـــناله


✔️Intangible Cultural Heritage

@MorphoSyntax

Читать полностью…

MorphoSyntax

☰

🪩 تفکر انتقادی | سوگیری بازماندگی

○ سوگیری بقا یا بازماندگی خطایی شناختی و روش‌شناختی است و آنجا رخ می‌دهد که تحلیل تنها بر داده‌هایی متمرکز شود که از فرایند انتخاب یا بقا گذر کرده‌اند و موارد حذف‌شده نادیده گرفته شوند. این سوگیری به برداشت‌های نادرست دربارهٔ ویژگی‌ها، پایداری یا موفقیت یک پدیده می‌انجامد، زیرا داده‌ها گرایش نامتوازن به سوی «بازمانده‌ها» دارند.

○ در اوایل سدهٔ بیستم، برخی از ساخت‌گرایان در ثبت زبان‌های بومی امریکا، این مؤلفه را درنظر نگرفته بودند که گویشوران این زبان‌ها درپی قوم‌کشی، جابه‌جایی تحمیلی، حضور در مدارس شبانه‌روزی اجباری و غیره از میان رفته‌اند و تنها برخی سال‌خوردگان هنوز زبان را، ناقص یا محدود، حفظ کرده‌اند. بااین‌همه، پژوهشگران ناخواسته فرض کردند که سال‌خوردگان با«مرام» نمایندگان اصیل زبان‌اند و بر پایهٔ بقایای زبانی، توصیف‌هایی به‌دست دادند که بعدها مشخص شد تصویر درستی از زبان نیستند.

ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ ـ ـــ
🔝 دکتر آذرخش مکری، عضو هیئت علمی گروه روان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران

✔️Survivorship bias

@MorphoSyntax

Читать полностью…
Subscribe to a channel