45126
✳️کانال تلگرامی «فردای بهتر» با منش اصلاحطلبانه با ارائه رویکردی تحلیلی تلاش دارد به گسترش دموکراسی و بسط چندصدایی در جامعه ایران به امید فردایی بهتر برای ایران و ایرانیان قدم بردارد. ✅اینستاگرام: https://instagram.com/seyed.mostafa.tajzade
📝📝📝ایران پس از ۱۲ روز از نگاه هوش مصنوعی
مصطفی تاجزاده به این نکات میپردازد:
✅ محور اصلی متن
تاجزاده میگوید نظام ولایت فقیه در تحقق آزادی، عدالت، توسعه و رفاه شکست خورده و کشور را به بحرانهای عمیق رسانده است. به باور او راه نجات ایران، تغییرات ساختاری، مسالمتآمیز و مشارکتمحور است؛ نه ادامه وضع موجود و نه سرنگونی خشونتآمیز.
✅ مهمترین نکات متن
1) ناکامی رهبری و بحران مشروعیت
رهبر در تحقق وعدهها و مدیریت کشور شکست خورده است.
افسون «رهبر همهچیزدان» فرو ریخته.
جامعه آگاهتر شده و تبلیغات رسمی اثر خود را از دست داده است.
پایگاه اجتماعی نظام بهشدت کاهش یافته (اشاره به ۱۰٪ حزباللهیها).
2) بحران دستاورد و اولویتسازی غلط
حکومت بهجای آزادی و رفاه، «موشک» را هویت ملی معرفی میکند.
اما جامعه هم آزادی و عدالت میخواهد و هم امنیت و بازدارندگی، نه جایگزینی یکی با دیگری.
3) ریشه مشکلات
ساختار ولایت فقیه و سیاستهای رهبر عامل اصلی انسداد، فساد، فقر، تحریم و انزواست.
سیاست «نه جنگ، نه صلح» کشور را فرسوده کرده است.
4) بستن باب گفتوگو
سانسور و تکصدایی باعث ناآگاهی حاکمیت از جامعه شده و بحران پشت بحران ساخته است.
5) هوشیاری مردم
مردم با وجود نارضایتی، همزمان با حملات خارجی علیه حکومت قیام نکردند تا کشور به جنگ و هرجومرج کشیده نشود.
6) عقبنشینیهای حکومت زیر فشار مردم
حجاب اجباری در عمل فرو ریخته.
فیلترینگ بیاثر شده.
مذاکره با آمریکا دیگر تابو نیست.
7) لزوم پرسشهای استراتژیک
سوالهایی درباره مسیر تغییر، گذار دموکراتیک، پرهیز از خشونت، رد دیکتاتوری جدید، و ضرورت مشارکت همگانی مطرح میکند.
8) مذاکره با آمریکا
مذاکره لازم است، اما از موضع ضعف نتیجه ندارد.
درعینحال رفتن به سمت جنگ یا ساخت سلاح هستهای فاجعهبار خواهد بود.
9) نفی جنگ نابرابر
جنگ با قدرتهای برتر «نه شرط عقل» است؛ تجربه تاریخی ایران و کشورهای دیگر عبرتآموز است.
10) نه به سرکوب مردم، آری به دفاع ملی
باید از توان دفاعی کشور دفاع کرد
اما مخالفت کامل با نظامیسازی و سرکوب اجتماعی ضروری است.
11) هوشمندی مخالفان
مخالفان نباید به دامن آمریکا یا جنگ خارجی بیفتند.
پروژه دموکراسی باید مستقل، تدریجی و متکی به جامعه باشد.
12) ائتلاف مطالباتی
به جای اتحاد سیاسی، روی مطالبات مشترک مانند آزادی اینترنت، انتخابات آزاد، پایان انحصار قدرت، آزادی احزاب و حق اعتراض میتوان توافق کرد.
13) بیدولتی در کمین
ادامه وضع کنونی به فلج حکومتی و بیدولتی میانجامد.
براندازی خشونتآمیز نیز به هرجومرج و ظهور یک دیکتاتوری جدید منجر میشود.
14) شکست اصلاحات سطحی
دولت پزشکیان بهدلیل ساختار بسته و نقش رهبر ناتوان است.
اصلاحات تاکتیکی کافی نیست؛ کشور به «جراحی ساختاری» نیاز دارد.
15) درباره براندازی
سرنگونی خشونتبار پرهزینه و بینتیجه است و به هرجومرج میانجامد.
اگر توان براندازی هست، بهتر است از آن برای رفراندوم و مجلس مؤسسان استفاده شود.
16) راهحل پیشنهادی: گذار مشروطهوار
تغییرات بزرگ باید با مشارکت هسته سخت قدرت انجام شود تا کشور به جنگ داخلی یا تجزیه نرسد.
مدل پیشنهادی: تغییرات عمیق اما مسالمتآمیز، شبیه منطق انقلاب مشروطه.
17) پایان پیام
مردم با مقاومت مدنی ثابت کردهاند که میتوانند اراده خود را بر حکومت تحمیل کنند.
اگر رهبر اصلاح نکند، مسئول تمام بحرانهای احتمالی آینده—including بیدولتی و فروپاشی—خواهد بود.
✅ خلاصه یکخطی
متن میگوید ایران در آستانه بیدولتی است؛ نه ادامه وضع موجود راهحل است و نه سرنگونی خشونتآمیز. راه نجات، تغییرات عمیق، قانونی و مسالمتآمیز همراه با مشارکت مردم و واداشتن حکومت به پذیرش حق حاکمیت ملت است.
@MostafaTajzadeh
📝📝📝موضع حزب اتحاد ملت: فقط در انتخابات رقابتی و عادلانه با حضور همه گرایشها شرکت میکنیم
✅مسئول کمیته انتخابات حزب اتحاد ملت، در همایش فصلی این حزب اعلام کرد که اتحاد ملت تنها در انتخاباتی شرکت خواهد کرد که «معنادار، رقابتی، عادلانه و سالم» باشد و «نمایندگان گرایشهای مختلف سیاسی امکان حضور داشته باشند».
✅جلال محمدلو، تأکید کرد که حزب «دلیلی برای فعالیت در چارچوبی که دیگران برای ما کاندیدا تعیین کنند» نمیبیند و حضورهای حداقلی در برخی دورههای گذشته با شرایط امروز کشور، انتظارات بدنه اجتماعی و جایگاه حزب متناسب نیست.
✅محمدلو با اشاره به افت شديد مشارکت عمومی، گفت جامعه «رغبتی به حضور در انتخابات ندارد» و نارضایتی نسبت به مشارکتهای پیشین مشهود است. به گفته او، همه ارکان حاکمیت باید برای ارتقای رضایت مردمی دست به تحولات جدی بزنند و یکی از این ارکان، اصلاح روند انتخابات است.
@tahkimmelat
@MostafaTajzadeh
📝📝📝نقد یادداشت «تاجزاده در دام»
✍🏻امید سجنی
✅یادداشت تاجزاده در دام، در ظاهر ادعای «نقد الگوهای تکرارشونده» دارد، اما عملاً دچار همان مشکلی است که به دیگران نسبت میدهد: سادهسازی، نادیدهگرفتن واقعیتهای کنونی ایران و قطع ارتباط با بستر تاریخی و ساختاری متفاوت امروز.
✅۱. تاجزاده ترسسازی نکرده؛ توصیف واقعیت کرده
نویسندهٔ نقد فرض گرفته که اشاره به خطراتی نظیر کرهشمالیشدن یا بیدولتی "ترسافکنی" است. اما در سیاست، هشدار نسبت به روندهای موجود نه ترسسازی است و نه اغراق؛ اتفاقاً وظیفهٔ تحلیلگر است.
ایران در دههٔ اخیر با این روندها مواجه بوده:
تمرکز روزافزون قدرت امنیتی
انسداد کامل گردش نخبگان
حذف نهادهای نظارتی و انتخاباتی
گسترش تحریمها و انزوای بینالمللی
فرسایش شدید دولت و فروپاشی خدمات عمومی
اینها شاخصهای واقعی هستند، نه تخیل. هر تحلیلگری اگر این روندها را نبیند، یا بیاطلاع است یا عامدانه چشم میبندد. تاجزاده خطر را از "رفتارها و روندهای موجود" استخراج کرده، نه از تخیل.
✅۲. تاجزاده سناریوها را انباشته نکرده؛ روند را توضیح داده
نویسندهٔ نقد گفته "کشور نمیتواند همزمان کره شمالی، سوریه و عراق شود".
این حرف از اساس موضوع را نفهمیده.
تاجزاده هیچجا نگفته ایران "همزمان" همهٔ اینها میشود. او گفته روندهای تصمیمگیری موجود کشور را در مسیرهای خطرناک مختلف قرار میدهد و بسته به نقطهٔ چرخش، یکی از این خروجیها ممکن است رخ دهد. در علوم سیاسی، این را "شاخههای احتمالی یک روند فرسایشی" مینامند. این نه انباشتن سناریوهای بد است، نه سادهسازی؛ تحلیل است. همان کاری که هر اتاق فکر معتبر انجام میدهد.
✅۳. نقد، "الزامات تاریخی" را اشتباه میفهمد
نویسنده میگوید برای کرهشمالیشدن باید ایدئولوژی کمونیستی و چین پشت سر حکومت باشد. این یعنی نفهمیدن مفهوم "کرهشمالیشدن" در ادبیات تحلیل سیاسی.
کرهشمالیشدن یعنی:
بستهشدن کامل جامعه
انزوای بینالمللی و تخاصم دائمی
اقتصاد نظامی-امنیتی
یکپارچگی قدرت و حذف کامل نهادهای انتخابی
اینها مختص کره شمالی نیست؛ نام یک الگوست، نه یک کپی تاریخی. همین روندها امروز در ایران در حال وقوع است.
تاجزاده دقیقاً به "الگوی" کرهشمالیشدن اشاره کرده، نه تقلید تاریخیِ جزئیات آن.
✅۴. نقد دچار اشتباه بنیانی است: گمان میکند چون مشابهت کامل وجود ندارد، خطر هم وجود ندارد. این همان خطای رایج "همانیپنداری" است. تحلیل سیاست به دنبال تطابق کامل نیست؛ به دنبال شباهت در روندها و پیامدهاست. ایران نه عراق است نه سوریه، اما، ساختار دولت در حال فرسایش است
نابرابری و خشم اجتماعی بیسابقه شده
شکافهای مرکز _ پیرامون افزایش یافته
اعتماد عمومی در کف تاریخی است.
اینها سوخت سناریوهای خطرناک هستند.
انکار این مشابهتها یعنی انکار علم سیاست.
✅۵. ربطدادن هشدارهای امروز به اشغال سفارت یک تحریف است. نویسنده اشغال سفارت ۵۸ را نتیجهٔ ترسسازی میداند و میگوید. تاجزاده هم همین کار را میکند.
اما یک تفاوت بنیادی وجود دارد:
اشغال سفارت نتیجهٔ هیجان انقلابی و ذهن توطئهزده بود. هشدارهای تاجزاده نتیجهٔ تحلیل روندهای عینی و مستند است.
آمیختن این دو یعنی مخدوشکردن واقعیت.
تاجزاده اتفاقاً دارد هشدار میدهد تا کشور دوباره در دام همان تصمیمهای هیجانی نیفتد.
او در برابر ترسسازی نیست؛ در برابر تکرار وقایع فاجعهآمیز هشدار میدهد.
✅۶. نقد، مشکل اصلی را نمیبیند: ساختار قدرت در ایران «بهطور فعال» کشور را به سمت بحرانها هل میدهد. تاجزاده میگوید اگر این روند ادامه یابد، خطر بیدولتی، فروپاشی خدمات عمومی و رادیکالیزهشدن جامعه واقعی است. اینها ترس نیستند؛ تصویر امروز ایراناند:
بودجهٔ دولت وابسته به چاپ پول
صندوقها ورشکسته
نهادهای انتخاباتی بیمعنی
سیاست خارجی بنبست
طبقهٔ متوسط فروپاشیده
مهاجرت بیمهار نخبگان
نقد مذکور هیچ پاسخی برای این واقعیتها ندارد. فقط بهانهٔ "ترسسازی" میآورد تا خطر را کوچک جلوه دهد.
✅نویسندهٔ نقد، به جای مواجهه با واقعیتها، تحلیل را تقلیل داده به بحثهای انتزاعی درباره "الگوهای تکرارشونده".
اما تاجزاده، از روندهای موجود کشور
از تجربهٔ ۴۵ سال گذشته
از دادههای اقتصادی و اجتماعی
و از الگوهای علوم سیاسی
نتیجه میگیرد که ادامهٔ وضع موجود آیندهٔ ایران را به سمت بحرانهای بزرگ میبرد.
این نامش ترسسازی نیست؛ مسئولیتپذیری سیاسی است.
@MostafaTajzadeh
📝📝📝اعتصاب غذای مسعود فرهیخته؛ پیوستن یک معلم زندانی در کرج به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»
✅مسعود فرهیخته، معلم زندانی محبوس در زندان مرکزی کرج، در یک فایل صوتی اعلام کرده که از زمان انتقال به این زندان به کارزار «سهشنبههای اعتراضی نه به اعدام» پیوسته است. او در نامهای سرگشاده خطاب به رئیس اندرزگاه ۱۶ ضمن اعلام همبستگی با زندانیان سیاسیِ اعتصابکننده در روزهای سهشنبه، خواستار قطع سهمیه غذای خود در این روزها شده تا از «حیفومیل غذا» جلوگیری شود.
✅در این نامه آمده است: «اینجانب مسعود فرهیخته، زندانی اندرزگاه شماره ۱۶، سالن ۱۲، نسبت به احکام ناعادلانه و غیرقابل بازگشت اعدام اعتراض داشته و از زمان حضور در زندان به کارزار اعتراضی نه به اعدام پیوستهام. در روزهای سهشنبه همراه با دیگر زندانیان عضو این کارزار به اعتصاب غذا میپردازم. شایسته است به منظور جلوگیری از حیف و میل، سهمیه غذای اینجانب را در روزهای سهشنبه قطع نمایید.»
🔊فایل صوتی سخنان این زندانی سیاسی به پیوست است.
@tahkimmelat
@MostafaTajzadeh
📝📝📝 بودم ، هستم ، خواهم بود !
✍🏻 باز نشر از ایران فردا
✅صبح روز ۲۸ آبانماه سال ۱۳۷۷ با لباس گرمکن ورزشی از خانه مادرش در یوسفآباد تهران خارج شد، اما هیچ گاه دیگر به خانه بازنگشت. جسد او را در خیابان رها کرده بودند. نزدیکان او شش روز بعد در روز چهارم آذرماه سال ۱۳۷۷ جسد او را در پزشک قانونی تهران شناسایی کردند. پزشکی قانونی علت مرگ را نامعلوم تشخیص داد. بعدها با اعترافات مهرداد عالیخانی یکی از عاملان قتل های سیاسی مشخص شد؛ وقتی شریف در حال ورزش بوده او را به بهانه مشکوکبودن به مواد مخدر و با ارائه حکم جعلی دادستانی سوار اتومبیل (تاکسی) کرده که جلب توجه نکند. او را به پارکینگی در یوسفآباد میبرند و پس از درآوردن جوراب، آمپول پتاس را به زیر انگشت بزرگ پایش تزریق میکنند.
✅مهرداد عالیخانی:
«بردیم توی انباری. مقاومت. بیهوش. درازکش. آمپول. جوراب. داخل تاکسی. سمت چپ عقب. عادی. در همان مسیر. نیش ترمز کنار پیادهرو. دست روی قلبش. کفش و جورابش را هم پایش کرده بودیم. نمره تاکسی را عوض کرده بودیم. (پلاک برجسته نیست.) تدارک پلاک برجسته را دیده بودم.»**
✅مجید در پایان تحصیلات متوسطه در رشته ریاضی در کشور مقام اول را به دست آورد. در زمان تحصیل در دبیرستان با زبانهای انگلیسی و فرانسه هم آشنایی کامل پیدا کرد. در انستیتو گوته نیز به فراگیری زبان آلمانی اقدام کرده و با عربی و روسی نیز آشنایی خوبی داشت. در سال ۱۳۴۷ در کنکور شرکت کرد و رتبه اول را کسب کرد. شریف در بورسیه بانک مرکزی برای اعزام به آمریکا نفر اول شد. اما در نهایت او رشته فیزیک نظری در دانشگاه صنعتی شریف را انتخاب کرد و با عالیترین رتبه تحصیلی فارغالتحصیل شد. شریف پس از این بهعنوان بورسیه به آمریکا رفت و در سال ۱۳۵۲ در دانشگاه یوسیال ایالت کالیفرنیا در دکترای فیزیک به تحصیل پرداخت.
✅مجید که از علاقه مندان علی شریعتی و نیروهای ملی ـ مذهبی بود، بعد از انقلاب در ۱۳۵۷ به ایران بازگشت. او بعد از بازگشت در دانشگاه بوعلی همدان به تدریس فیزیک مشغول شد. تا سال ۱۳۶۲ علاوه بر تدریس، در زمینه های فکری و فرهنگی فعال بود. چندین مقاله و چند کتاب از کارهای آن دورۀ اوست. شریف از اعضای اصلی دفتر تدوین و تنظیم مجموعه آثار دکتر علی شریعتی بود و در تدوین بیست و هشت جلد از این مجموعه آثار مشارکت و همکاری اساسی داشت.
✅کتاب های اسلام راستین تولدی دیگر می یابد، اسلام منهای دموکراسی و از خودبیگانگی فرهنگی را در این دوره به چاپ رساند. شرایط ایران بعد از انقلاب به سرعت روبه وخامت گذاشت و او در سال ۱۳۶۲ ناگزیر از ترک ایران شد.
✅پس از ترک ایران در سال ۱۳۶۲ و عزیمتاش به فرانسه در رشته جامعهشناسی سیاسی به تحصیل پرداخت و از دانشگاه پژوهشهای عالی، دکترای خود را با رتبه ممتاز دریافت کرد.تا سال ۱۳۷۴ که بعد از ۱۲ سال به ایران بازگشت، به فعالیت های مختلف فکری، اجتماعی و فرهنگی پرداخت. او بر این اعتقاد بود که این یک انتخاب است :
«مرگ یا زندان، باید بروم، خانه طبیعی من آنجاست.»
✅دربعد از بازگشت با دفتر پژوهش های فرهنگی دکتر علی شریعتی و ماهنامه «ایران فردا» همکاری می کرد . همچنین به تالیف ، پژوهش و ترجمه پرداخت و به دلیل استعداد بسیارش در مدت کوتاهی آثار متعددی در حوزه فرهنگی از خود بر جای نهاد .
✅حاصل تولیدات فکری شریف بیش از ده ها مقاله، تألیف سه کتاب از جمله بازاندیشی ضروری در مبارزۀ سیاسی و طرح نهادهای دموکراتیک و هم چنین ترجمۀ کتاب پیامبرِ خلیل جبران خلیل و کتاب ایدئولوژی ها، کشمکشها و قدرتِ پیر انسان است.
✅مجید شریف در فاصلۀ سال های ۷۴ تا ۷۷ که در ایران به سر می برد، چندین کتاب دیگر ترجمه کرد:
۱. روژه گارودی، تاریخ یک ارتداد، اسطوره های بنیانگذار سیاست اسرائیل، موسسه فرهنگی رسا، ۱۳۵۷
۲. اسراییل شاهاک، تاریخ یهود، مذهب یهود، چاپ پخش، ۱۳۷۶
۳. ماکس گالو، زن شورشی – زندگی و مرگ رُزا لوکزامبورگ، موسسه فرهنگی رسا، ۱۳۷۷
۴. فریدریش نیچه، ارادۀ قدرت، انتشارات جامی،۱۳۷۷
۵. فریدریش نیچه، فلسفه در عصر تراژیک یونانیان، انتشارات جامی، ۱۳۷۸
۶. مقاله ای از ژاک دریدا از کتاب مذهب، (چاپ نشده)
۷. سپیده دمان، اثر فریدریش نیچه (ترجمۀ ناتمام)
✅او از رزای سرخ که به او بسیار علاقه مند بود، آموخته بود:
**پس بکوش تا یک موجود انسانی بمانی... و این بدان معناست که محکم، روشنبین و سرزنده باشی... یک موجود انسانی ماندن، یعنی اگر نیاز باشد، تمام زندگی خود را، شادمانه، بر »ترازوی بزرگ سرنوشت« افکندن، اما، در همان حال، از هر روز آفتابی، از هر ابر زیبا به وجود آمدن...»
(رزا لوگزامبورگ، ۱۹۱۶).**
https://cutt.ly/DeJ4yAoE
@iranfardamag
📝📝📝یادداشت اخیر تاجزاده و نقد نصیحتگرایی در گذار به دموکراسی
✍️علی افشاری
✅ یادداشت آخر مصطفی تاجزاده که نوعی مانیفست محسوب میشود دریچهای است به شناخت نقشه تغییر شمار قابل توجهی از نیروهای سیاسی داخل کشور که مخاطب اصلی خود را راس هرم قدرت معرفی کرده و از طریق نقد صریح و سپس موعظه، نصیحت و هشدار دعوت به تغییرات اعم از سیاست (policy) و ساختار میکنند.
✅قصدم نقد مطلب اخیر تاجزاده نیست که نقاط قوتی دارد و بویژه سخن صریح از کنار گذاشتن اصل ولایتفقیه برای فردی با سوابق او ارزشمند است. اگرچه ایران آینده نیاز به انفکاک کامل دین و دولت دارد.
مراد من واکاوی جامعه هدف در نقشه راه تغییر است که در نهایت وجهی از تفاوت بین انقلاب و اصلاح و دولتمحوری و جامعهمحوری را مشخص میکند. هر یک از این حالتها شکلی از گذار و به طور مشخص گذار به دموکراسی در تاریخ را رقم زده است. اما این گوناگونی امری تفننی و ارادهگرایانه نیست بلکه از دل شرایط، اقتضاءات، تجارب، تصادف و سیر تلاشهای جامعه هدف برخاستهاند. گذار شکل یکسانی ندارد.
✅محل بحث با کسانی که به نصیحت و اقناع خامنهای و هسته سخت قدرت به عنوان ابتنای طرح سیاسی و یا عامل تعیینکننده در آن دل بستهاند، در سطح پرابلماتیک است. آنها ماهیت مشکل را نادیده گرفته و میگیرند. جمهوری اسلامی یک نظام اقتدارگرای سرسخت و واپسگرای ایدئولوژیک است که تعریفش از حکمرانی و اهداف آن تفاوت مبنایی با جویندگان دموکراسی و توسعه دارد. هسته سخت قدرت تا فشار و اجبار بر سرش نباشد تن به تغییرات حداقلی نمیدهد چه برسد به تغییر ماهیت.
✅یکی از ویژگیهای انقلاب تغییر از طریق قهر است. قهر با خشونت و مشی مسلحانه متفاوت است. در انقلاب با زور خلق شده از بسیج اجتماعی و سازماندهی سیاسی نظم سیاسی اصلاحناپذیر دگرگون میشود. امید به اینکه بدون سازماندهی اجتماعی بتوان نظر خامنهای و یا فرماندهان ارشد سپاه و روحانیون ارشد حکومتی را دگرگون کرد و به آنها نشان داد که مصلحتشان چیست و یا به نصیحت للائمهالمسلمین روی آورد، بعد از دو دهه تکاپوهای حداقلی و حداکثری رفورمیستی، برخوردی تخیلی است که علیرغم حسن نیت اغلب قائلان ره به جایی نمیبرد.
✅به نظرم شکستن بنبست سیاسی موجود بیش از هر چیز نیازمند مخاطب قرار دادن مردم و نیروهای حامل (agent) تغییر است و مواردی چون ابتکار و خلاقیت در تضعیف سرکوب، ایجاد امید و فعال شدن شبکههای اجتماعی و نیروهای میدانی. در عین حال گسترش سازماندهی و بسیج اجتماعی در شرایطی ممکن است بخش تجدیدنظر طلب نظام را به تحرک درآورد و در موقعیتی قرار بدهد که بتواند هسته سخت قدرت را مهار کرده و زمینهساز رویکرد تلفیقی شود که در نهایت نظم جدید سیاسی را بر بنیادگرایان اسلامی شیعهمحور تحمیل کند. اما این حالت یک فرضیه ممکن است که با واقعیتهای موجود فاصله زیاد دارد. تحقق آن هم نیازمند گسترش اعتراضات سازمانیافته مردمی است.
✅آنچه امروز دیده میشود سرسختی حاکمیت در برنتافتن گشایشهای سیاسی و استمرار سیاستزدایی است. ذینفعان ساختار قدرت جمهوری اسلامی نیز بعد از «جنگ دوازده روزه» تلاششان برای تداوم وضع موجود از طریق انعطاف در حوزه فرهنگی و تعلیق امرسیاسی را شتاب دادهاند. ازاینرو الان گذار به دموکراسی، برگزاری همهپرسی و انتخابات مجلس موسسان و صلاح ملک و ملت، نیازمند تامل، اندیشهورزی و ابتکار عملی در بازسازی کنشگری و رونق دوباره دادن به رویکردهای جنبشی و جامعهمحور در داخل کشور است. مخاطب قرار دادن و مذاکره با مسئولان و جناحهای نظام امری ثانوی با اولویت پایین است. البته مطالبه گشایشهای سیاسی و آزادی زندانیان سیاسی عقیدتی در کوتاهمدت راهکاری لازم و مرحلهای در این استراتژی است.
@tahkimmelat
@MostafaTajzadeh
tمصطفی تاجزاده در یادداشتی از زندان اوین نوشت: «خامنهای نه شجاعت سرکشیدن جام زهر را دارد، نه شهامت استعفا دادن.» او افزود: «همراهی نکردن خامنهای با تحولات، مردم را از تحقق آنها منصرف نخواهد کرد.» مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، به نکاتی از این یادداشت پرداخته است
Читать полностью…
📝📝📝 محکومیت صد ساله بدون یک برگ سند؛ روایت متهم از دادگاهی که برگزار نشد
✅در مصاحبهای اختصاصی با کانال «تحکیم ملت»، طاهر نقوی، وکیل و زندانی سیاسی، درباره اعتصاب غذای خود و اعتراض به نقض حقوق متهمان سیاسی، از جمله محرومیت از درمان پزشکی و رفتارهای فراقانونی نهادهای امنیتی و قضایی، به تشریح تجربه شخصی و ساختار معیوب نظام قضایی ایران پرداخت.
✅دلیل اعتصاب غذای شما چیست؟
✅همانگونه که میدانید و میدانیم، یکی از مطالبات اساسی و اصلی در سرزمین ما در یکصد و بیست سال اخیر و از دوره مشروطه به این سو، تأسیس عدالتخانه بوده است. با کمال تأسف این مطالبه ملی همچنان پابرجاست. نظام قضایی مستقل و کارآمد لازمه یک حکمرانی کارآمد است و برعکس؛ قوه قضائیه وابسته و غیرمستقل و دادگاههای برساخته از آن، حکمرانی ناعادلانه به وجود خواهد آورد.
اولین اعتراض ما به عملکرد و به رفتارهای فراقانونی مقامات قضایی و عوامل امنیتی دخیل در پرونده مفتوحه علیه ماست. قانونگریزی چه از سوی صاحبان قدرت و حاکمان و چه از سوی شهروندان مورد پذیرش نیست.
✅متن کامل را اینجا بخوانید
@tahkimmelat
@MostafaTajzadeh
📝📝📝باز هم مرگ زندانی
✍️ عمالدین باقی
✅در پی درگذشت جوانی به نام فرزاد خوشبرش که در زندان ساری محبوس بود، رسانه های مخالف مدعی شدند او زیر شکنجه در اداره اطلاعات جان باخته و خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه، چهارشنبه ۲۸ آبان گزارش داد که وی ۲۵ آبان در پی «بروز علایم بیماری» به بیمارستان منتقل و در همان روز با تودیع وثیقه «آزاد» شد.
✅من اصلا نمی دانم اتهامش چه بوده ولی
۱- تکرار زیاد مرگ زندانی به دلیل عدم درک اهمیت جان و سلامت انسان به ویژه زندانی (ولو اینکه مجرم باشد) به عنوان امانت است و نیز به دلیل عدم پیگیری و مجازات تخلفات احتمالی است.
۲- بجز جنبه غیر انسانی سهل انگاری در حفاظت از جان زندانی، ممکن است یکی از این موارد، منشا یک بحران غیر قابل کنترل شود.
۳- طبق ماده ۵۴ آیین نامه سازمان زندانها باید هنگام تحویل فرد به زندان، معاینه کامل انجام و صورتجلسه شود و طبق ماده ۶۰ معاینه کامل پزشکی از نظر جسمی و روانی باید انجام شود.
۴- اگر بازداشتی مشکل حادی داشت باید مرخص شود نه اینکه برای فرار از مسئولیت تحویل بیمارستان شود.
✅در تبصره ۲ ماده ۹ آمده: رئیس مؤسسه، حقوق متهمان بازداشتی را با رعایت حداکثر استانداردها، تأمین می نماید.
۵- باید توضیح بدهند اساسا چه ضرورتی برای صدور قرار بازداشت وجود داشته؟ صدور قرار بازداشت برای انجام تحقیقات، اختصاص به جرایم سنگین مانند قتل و جاسوسی دارد و بسیاری از قرارهای بازداشت غیر ضروری، غیرقانونی و ناموجه هستند.
@emadbaghi
@MostafaTajzadeh
✍🏻آزاد عندلیبی
✅مصطفی تاجزاده سالها ایز گم میکرد و به مخالفان هشدار میداد که ایران را «سوریهای» نکنید. حالا که اوضاع طوری شده که «سوریهای شدن» هم از جهنمِ فعلی بهتر به نظر میرسد،
✅دیگر هیچ کشوری را بهعنوانِ «درس عبرت» مثال نمیزند مبادا که فردا آن هم تبدیل به «آرزو» شود. حالا از «ویرانی» میگوید، آنهم وقتی هرچه در توصیفِ وضعِ موجود میگوید معنایی جز تباهی و ویرانی ندارد. نمیبیند که این «النصر بالرعب» تئوریک دیگر اثر ندارد؟
✅میبیند، میبیند و پنهان میکند که خودش از آیندهای متفاوت با نظمِ موجود بیش از هرچیز میترسد. تاجزاده هنوز در کُنه وجودش بچهشیعه است: باخت نمیدهد. شهامتِ اعلامِ شکست ندارد. بارها با سر به دیوارِ بنبست میکوبد و همزمان دیگران را از پریدن میترساند. رقتانگیز است.
[...]
Shabkhwan
@MostafaTajzadeh
📝📝📝رشتهتوییت | عبدالرضا داوری
✅نقد بیانیه اخیر مصطفی تاجزاده*
*۱*/
✅بیانیه جدید تاجزاده خیرخواهانه است اما از یک شکاف بزرگ رنج میبرد:
سالها زندان و انزوای سیاسی، ذهن او را در «ایران دهه ۷۰ و اوایل ۸۰» فریز کرده؛ در فضایی که تحلیلها بر پایه اصلاحات، گفتوگوی ملی و چانهزنی سیاسی ممکن بود.
*۲*/
✅زندان محیطی است که آدمی را در حلقهای از مخالفان حکومت قرار میدهد؛
آدمهایی که خودشان نیز با جامعه واقعی فاصله دارند.
اگر سالها خبر، زندگی و تحولات را از پشت دیوار زندان بشنوی، جامعه را نه «آنگونه که هست»، بلکه «آنگونه که دوست داری باشد» میبینی.
*۳*/
✅در بیرون اما چیزی کاملاً متفاوت رخ داده:
نسل Z وارد صحنه شده؛ نسلی که منطقش با نسلهای سیاسی قبلی ۱۸۰ درجه فرق دارد.
نه اصلاحطلبانه است، نه انقلابی کلاسیک؛
نه حزب میشناسد، نه رهبری، نه میز مذاکره.
*۴*/
✅نسل Z سیاسی نیست؛ «زیستمحور» است.
تغییر را از سبک زندگی آغاز میکند، نه از صندوق رأی و نه از لابیگری.
این نسل برای ویدئو، ماهواره، اینترنت و حجاب «کسب حق» نکرد—زندگی کرد و قدرت عقب نشست.
*۵*/
✅تاجزاده اما گمان میکند همان مدل نافرمانی مدنیِ سبکزندگی میتواند حکومت را هم تغییر دهد.
این قیاس شاید جذاب باشد اما حتمن نادرست است:
پیروزی در سبک زندگی ≠ پیروزی در ساختار قدرت.
*۶*/
✅تاجزاده در بیانیهاش فرض میگیرد که میتوان رهبری را متقاعد کرد به «عقبنشینی کمهزینه» برای حفظ ایران.
این نگاه، ادامه همان منطق چانهزنی دهه ۷۰ است.
اما امروز ساختار سیاسی توان، اراده یا ظرفیت چنین عقبنشینیهایی را ندارد.
*۷/*
✅از طرف دیگر، جامعه امروز نه بهدنبال اصلاحات ساختاری است، نه آلترناتیوهای کلاسیک را جدی میگیرد.
نسل جدید الگوهای کنشگریاش شبکهای، پراکنده و غیرقابل پیشبینی است—و هیچ نشانی از شراکت در پروژه «برد–برد» ندارد.
*۸*/
✅تاجزاده از «برد–برد» سخن میگوید، اما واقعیت ایران امروز، زمین بازی «هیچبرد–هیچاختیار» است.
نه حاکمیت ظرفیت برد جمعی دارد،
نه جامعه امید به بازیهای سیاسی قدیمی.
*۹*/
✅بیانیه تاجزاده بیش از آنکه نقشه راه آینده باشد، نامهای به گذشته است؛
بازتاب دوران گفتوگو، مذاکره و فشار اجتماعی قابل کنترل.
دورانی که دیگر نه وجود دارد، نه بازمیگردد.
*۱۰*/
✅واقعیت این است:
تاجزاده با تمام صداقت و نیت اصلاحگرانهاش، از ایران واقعی—ایران نسل Z، ایران بحرانهای ساختاری، ایران سیاستزداییشده—فاصله گرفته است.
تحلیلش خیرخواهانه است، اما «بهروز» نیست.
https://x.com/DavariAbdolreza/status/1991734447788683421?s=20
@MostafaTajzadeh
📝📝📝باز هم دریا مرا طلبیده است. و قبل از دیدار دخترک باید سلامی به دریا بدهم.
✍🏻فخرالسادات محتشمی پور
✅با حسی دوگانه! اینبار جای خالی همسرجان بیش از همیشه آزاردهنده است اما در عین حال حضور نزدیکش، همین چند روز پیش، دلم را آرام میکند.
✅حالا او در تصویرسازیهایی که در زندان از طبیعت خواهد داشت کمتر دچار فراموشی میشود. حالا بهتر از گذشته تصاویری از جنگل و دریا در ذهنش ماندهاست.
✅من در همان ۴۵ روز حبس در سلول انفرادی سپاه که زمان خیلی دیر میگذشت، با این تصویرسازیها قصهها داشتم.
چشمهایم را میبستم و سوار بر ارابه زمان با همان جمع گرم و صمیمی خانوادگی سفر میکردم.
✅سفر خیالی شمال و دل به دریا و جنگل زدن همیشه حس خوبی به من میداد. شبیه آن چه در عالم واقع به دست میآوردم.
حالا خوشحالم که همسرجان هم وقتی از مطالعه و کارهای تکراری در زندان خسته میشود، میتواند در عالم خیال بیاید شمال به خانهی دخترش، پیش ما، و صبح چشمش به روی جنگل،که از آتشسوزی و نابودی دور باد، باز شود که هنوز سبز است!
✅بعد وقتی که من میخواهم برای خرید بیرون بروم بگوید من هم میآیم و دست در دست هم ابتدا کنار دریا راه برویم و او در گوشم نجوا کند که صدای دلنواز موجهای آرام مانع شنیدن آن نشوند.
✅بعد گوشی را به دست جوانی که با خانوادهاش مشغول پیاده روی هستند، بدهد تا از ما عکس دوتایی بگیرد و آن جوان به او خیره شود و بگوید شما آقای تاجزاده نیستید؟!!! و ما بخندیم و از او تشکر کنیم.
✅خوشحالم که او در عالم خیال میتواند به خانه روستایی دماوند هم بیاید و پس از سه سال، پاییز رنگارنگ و برگریزان شگفتانگیز این فصل زیبا را روشن و شفافتر از گذشته درک کند.
✅او حتما در تنها مرخصی کوتاهش تصاویر زیادی را در ذهنش ثبت و ضبط کرده است. همین مرخصی که به سختی و به بهانه سفر پایانی زندگی تنها برادرش به او دادند و حرمت متوفی را نگاه نداشته ماندنش حتی تا مراسم شب هفت را تاب نیاوردند.
✅وامروز، روز میلاد اوست. دوست داشتیم همینجا در دل طبیعت با ما همراه باشد یا لااقل به همین مناسبت مثل سال گذشته همه در سالن ملاقات زندان در کنارش باشیم.
✅اما امسال باوجود این که او از قبل در تدارک یک ملاقات کوتاه خانوادگی بود، با فقدان برادر، شادی برایش بیمعنا شده است.
و ما هم دلمان نمیآید تولدش را هرچند برایمان سخت مبارک است، به او تبریک بگوییم.
✅کاش هدیهی تولد امسالش دیدار برادرش در خواب باشد.
از همان دست خوابهای شیرینی که در آن سال کودتایی هشتادوهشت در سلول انفرادی دوالف دیده بود و برایم تعریف کرد که عزیزان درگذشتهاش به دیدار و دلجوییاش آمده بودند.
✅کاش امشب محمد به خواب مصطفی بیاید تا یکدیگر را سخت در آغوش بگیرند و ببوسند و رازهای برادرانه را در گوش هم نجوا کنند، به جبران دیداری که به قیامت افتاد.
📝📝📝دادخواهی و قتلهای حکومتی
🎙️پرستو فروهر
در گفتوگو با مهدی محمودیان
✅گفتوگوئی در قتلگاه پروانه و داریوش فروهر پساز ۲۷ سال
☑️ برنامه #سهراه_جمهوری
در #استودیو_پات
🔗 فیلم کامل این برنامه را اینجا ببینید
@studio_patt
@MostafaTajzadeh
📝📝📝قانون بدون عدالت
✍اشرف گرامی زادگان
متن کامل را اینجا بخوانید
@MostafaTajzadeh
📝📝📝از نوبل اقتصادی تا محیط زیست ایران
✍محمد حیدری
متن کامل رو اینجا بخوانید
@MostafaTajzadeh
تاکید مجدد تاجزاده: گفتگوی ملی از پایداری تا پادشاهی خواهان
سعید برزین
یکی از تزهای اساسی اندیشه سیاسی مصطفی تاجزاده تز آشتی ملی است. شاید او از اولین کسانی باشد که راه حل سیاسی ایران را به این شکل مطرح میکند، و برای آشتی ملی، گفتگوی ملی را پیشنهاد میکند.
در همین رابطه است که در مقاله خود (با عنوان ایران پس از ۱۲ روز جنگ) چند نکته حساس، مورد مناقشه و تا حدی جنجالی، را روی میز میگذارد.
لب کلامش این است که تمام جریانهای سیاسی باید در تعیین سرنوشت کشور نقش ایفا کنند. چرا که تحولات جاری به نحوی است که یا همگی با هم راه حلی را پیدا میکنیم و کشور را به سر و سامان میرسانیم. یا گرفتار هرج و مرج و جنگ داخلی و فروپاشی خواهیم شد. به قول خودش: «یا همه میبریم یا همه میبازیم».
دو نکته مهم در معادله تاجزاده مطرح است. یکی اینکه تمام جریانهای سیاسی کشور باید در این تلاش مشترک شرکت کنند.
میگوید: «صرفنظر از اینکه اجماعکنندگان حامی پادشاهی مشروطه یا جمهوریخواه و دموکراسیخواه گذارطلب یا اصلاحطلب ساختاری باشند» میتوانند با هم همکاری کنند. نظرش به یک بازی برد/برد برای همگان است.
جای دیگری اشاره دارد که از «جبهه پایداری تا پادشاهیخواهان» باید در این بازی شرکت کنند و «از این نظم جدید سود» ببرند.
نکته دوم، و این نکته هم به اندازه نکته اول حائز اهمیت است، که همکاری با نظام حاکم ضروری است. تاکید دارد که همکاری با نظام حاکم، علیرغم انتقادهای سختی که به آن دارد و روش کار آنرا اشتباه میداند، ضروری است. چر که: «تنها مسیر مسالمتآمیز گذار از استبداد دینی را جلب همکاری هسته سخت قدرت، به شمول پاسداران و روحانیون میبینم».
یعنی هم دستگاه روحانیت و هم دستگاه پاسداران را که طبقه مسلط دولتی ایران را تشکیل میدهند و در شکل دادن به نظم حاکم نقش اساسی دارند شامل معامله نهایی سیاسی میداند. این را به حکم ضرورت میداند.
نکتهای که شاید باید به آن توجه کرد روش ظریف و ملاحظهکارانهای است که این دو نکته در مقاله مطرح شدهاند. این دو نکته که از جمله سختترین و جنجالیترین مبحاث سیاسی است که امروز مطرح میشود.
از یک سو همکاری با هسته سخت قدرت و از سوی دیگر گفتگو و همکاری با اپوزیسیون برانداز کشور، از جمله جریان پادشاهی خواه.
در این مقاله، تاجزاده صرفا چند جمله در این باب نوشته که شاید بیش از یک یا دو درصد کل متن مقاله نباشد. اما از لحاظ تاثیر و مناقشه سیاسی بسیار حساس است. شاید موضوع را به این علت آرام طرح میکند که میخواهد زمینه سنجی کند و مسئله را به تدریج و با ملاحظه و با مدیریت وارد بحث عمومی کند.
شاید میخواهد ببینید که مسئله به چه صورت بازخورد خواهد داشت. ولی در این تردید نیست همکاری با هسته سخت قدرت و اپوزیسیون رادیکال را ضروری میداند. تمام تز سیاسی او، به معنایی، بر همین اساس بنا شده.
دیدگاه تاجزاده خلاف نظری است که توسط برخی جریانهای سیاسی دیگر با شعار «از تاجزاده تا شاهزاده» مطرح میشود. شعار «از تاجزاده تا شاهزاده» خواهان ائتلاف اپوزیسیون برای براندازی حکومت و گذار از جمهوری اسلامی است.
این شعار خلاف دیدگاه تاجزاده است. تاجزاده شعار «همه با هم» را برای اتحاد علیه نظام حاکم نمیخواهد بلکه «همه با هم» را برای همکاری تمام نیروهای حکومتی و اپوزیسیون با یکدیگر ضروری میداند.
اینکه آیا تز گفتگوی ملی، از پایداری تا پادشاهی خواه، چقدر عملی و واقعبینانه است باید مورد بررسی مجزا قرار بگیرد. اما شاید بتوان گفت با توجه به شرایط ایران، پیشبرد این استراتژی آسان نخواهد بود ولی شاید غیر ممکن هم نباشد.
شاید بتوان امیدوار بود که نوعی تعامل، هر چند محدود، در سطح ملی به وقوع بپیوندد. شاید باید با ملاحظهکاری و واقعبینی بتوان تلاش کرد تا این نظریه را پیش برد. خود تاجزاده تصریح دارد که این مسیر دمکراسی خواهی طولانی خواهد بود و نیاز به روش خشونت پرهیز دارد. ولی قدرتش در اینکه فارغ از سراب است و روندگان را هلاک و ناظران را مایوس نخواهد کرد.
@MostafaTajzadeh
📝📝📝 میرحسین موسوی؛ ایده و آینده
✍️ ارسلان مکارمی
✅بیانیههای میرحسین موسوی در سالهای اخیر—بهویژه پس از رخدادهای سیاسی و اجتماعی تعیینکننده—همواره واجد ویژگیهایی بودهاند که آنها را در میان متون سیاسی ایران متمایز میکند: ایجاز، انسجام مفهومی، وضوح اخلاقی و ارائهٔ خطوط کلانِ راهبردی. از جمله بیانیهٔ اخیر نیز بر همین الگو استوار است. در آن، چهار محور کلیدی دیده میشود: محکومیت تجاوز خارجی به ایران، توجه به درک و ابتکار مردم و هشدار نسبت به مصادرهگری حاکمیت، پیشنهادهای کوتاهمدت همچون آزادی زندانیان سیاسی و اصلاح رویکرد رسانهٔ ملی، و در نهایت طرح یک دگرگونی ساختاری از طریق رفراندوم برای تشکیل مجلس مؤسسان قانون اساسی. این خطوط، در کنار هم، مدلی از سیاستورزی را نمایندگی میکنند که تلفیقی است از اخلاق، مسئولیتپذیری، مردممحوری و نگاه ساختاری به آیندهٔ نظام سیاسی.
✅یکی از مهمترین مؤلفههای سبکی موسوی—از ۸۸ تا امروز—پرهیز از تعیین تکلیف برای مردم است. در بیانیههای او، «مردم» نه ابزار یک پروژهٔ سیاسی از پیشطراحیشده، بلکه حاملان اصلی تصمیمسازی و تغییرند. موسوی همواره در برابر این وسوسهٔ رایج ایستاده است که یک رهبر سیاسی بخواهد مسیر را به گونهای پیشینی تجویز کند. او چارچوبها را نشان و هشدار میدهد، ارزشها را توضیح میدهد، اما انتخاب نهایی را به جامعه و امکاناتش وامیگذارد. این نگاه، در فضای سیاسی ایران که اغلب با روشهای پدرسالارانه آغشته است، یک استثناء محسوب میشود؛ و در عین حال نشان میدهد که چرا بسیاری از نیروهای اجتماعی هنوز به او بهعنوان «وجدانی اخلاقی» در سیاست ایران مینگرند.
✅اکنون اما وجود یا فقدان نیروی سیاسیای که قادر باشد منظومهٔ فکری و اخلاقی موسوی را به یک پروژهٔ سیاسی عملی و پایدار تبدیل کند مسئلهی پیش روی ماست؛ جنبش سبز در ۸۸ یک «نیروی اجتماعی عظیم» بود، اما هیچگاه تبدیل به یک «سازمان سیاسی» نشد. این گسست—میان بدنهٔ اجتماعیِ گسترده و ساختارهای سازمانیافتهٔ سیاسی—هنوز پابرجاست. میراث موسوی عمدتاً در سطح اجتماعی و اخلاقی باقی مانده و حاملان ساختاری نیافته است. پس از ۸۸، هرگونه تشکلیابی مستقل نزدیک به گفتمان موسوی با سرکوب و انحلال روبهرو شد. اصلاحطلبان رسمی که میتوانستند حامل بخشی از این خطوط باشند، در طول یک دهه، یا به حاشیه رانده شدند یا وارد سازشهای سیاسی شدند که فاصلهٔ آنان را با خطوط موسوی بیشتر کرد. نتیجه این شد که هیچ جریان سازمانیافتهٔ سیاسیای باقی نماند که بتواند حامل فکری-تشکیلاتی این مسیر باشد. رخدادهای ۱۴۰۱ نیز صورتبندی سیاسی ایران را تغییر داد و گفتمان موسوی که بر رفراندوم، مجلس مؤسسان و تحول تدریجی-ساختاری تأکید میکند، اکنون نه در حاکمیت نماینده دارد و نه در اپوزیسیون رادیکال.
✅خطوط موسوی بر پایهٔ اصولی استوار است که در صحنهٔ سیاسی امروز کمتر یافت میشود: مردممحوری بدون پوپولیسم، شفافیت اخلاقی بدون تقدسنمایی، و تحولطلبی بدون حذفاندیشی و خشونتگرایی. این مدل، جذاب اما سختزیست است، زیرا سیاست امروز ایران بیش از حد بر سرشت واکنشی، هیجانی و قطبیشدهٔ نیروها متکی است. چالش اصلی آیندهٔ ایران نیز همین است: آیا این میراث اخلاقی و ساختاری میتواند به یک نیروی سیاسی تبدیل شود؟ پاسخ بسته است به شعور نیروهای سیاسی درباره محدودیت زمان و امکان! از یکسو و توان جامعه برای عبور از سیاست واکنشی و بازسازی امر «سیاست» بر پایهٔ سازمانیافتگی، برنامهمحوری و اخلاق از سوی دیگر و سرانجام: ارادهی جمعی بر عبور از ساختار پیشین و رسیدن به قانون جدید از طریق رفراندوم.
@kaleme
@MostafaTajzadeh
📝📝📝اولین قسمت پادکست تحلیلی روی موج ایران
چرا برخی «بدون فیلتر» عبور میکنند و برخی «در حصار فیلتر» میمانند؟
این سؤال فردی نیست؛
یک مسئله ساختاری است.
در رادیوی روی موج ایران، پرونده اول را باز میکنیم:
تبعیض دیجیتال ؛ اینترنت طبقاتی یا خط سفید
✅پس از تغییرات جدید شبکه ایکس و اجازه دسترسی که به کاربران خود داد، مشخص شد در ایران اینترنت طبقاتی و بدون فیلتر سال هاست در اختیار افراد خاص قرار گرفته و این فرصتی به ما داد که به صورت دقیق تر به این موضوع بپردازیم.
✅سعی خواهیم کرد به صورت جدی و در زمان های که جامعه نیاز به یافتن معنا درست از وقایع پیچیده صحنه سیاست دارد با این پادکست های ویژه شرایط را برای تحلیل و دریافت معنا درست از رویدادها به مخاطبان خود ارائه دهیم.
#خط_سفید #اینترنت_طبقاتی
#اصلاحات_ساختاری
@MostafaTajzadeh
📝📝📝نقدی بر «ایران پس از ۱۲ روز» غفلت از قدرت لازم برای گذار دموکراتیک
✍ابوالفضل رحیمی شاد
✅تحلیل تاجزاده در «ایران پس از ۱۲ روز» تلاشی است برای پیشبینی مسیر آینده ایران. او با تکیه بر تجربه زیستهاش در قدرت و سپس در موقعیت مخالف، تصویری از بنبستهای ساختار سیاسی کنونی و ضرورت گذار به نظامی دموکراتیک ارائه میکند. با وجود ارزشهای قابلتوجه این متن، یکی از مهمترین نقاط ضعف آن، بیتوجهی یا دستکم کمتوجهی به مسئله "چگونگی کسب قدرت اجتماعی مردم در برابر حکومت برای ورود به فرآیند گذار" است که در ادامه به آن پرداخته شده است.
۱_ عدم توجه به رابطه رفتار مطلوب مردم با قدرت واقعی مردم
تاجزاده استدلال میکند که مردم باید مسالمتجو بمانند، از خشونت و انتقامجویی بپرهیزند، بر مطالبات دموکراتیک تأکید کنند و افق گذار مسالمتآمیز را زنده نگه دارند. این مجموعه توصیهها، از منظر اخلاق سیاسی و تجربه تاریخی ایران، قابل دفاعاند. اما میان رفتار مطلوب و قدرت واقعی فاصله زیادی وجود دارد.
تجربه گذارهای دموکراتیک در جهان نشان داده است که بدون نوعی قدرت اجتماعی سازمانیافته و نه فقط اعتراضات پراکنده هیچ نظام مستقر حاضر به تندادن به تغییر نیست. گذار در اسپانیا، شیلی، لهستان و آفریقای جنوبی زمانی آغاز شد که مردم تنها مطالبهگر نبودند، بلکه وزن سیاسی و قدرت چانهزنی ایجاد کرده بودند.
اما در تحلیل تاجزاده، به این سؤال اساسی "مردم چگونه میتوانند قدرت لازم برای ورود به فرآیند گذار را کسب کنند؟" پرداخته نشده است.
۲_فقدان بحث درباره سازوکارهای قدرتسازی
در ادبیات جنبشهای اجتماعی و گذار دموکراتیک چهار محور اصلی برای شکلگیری قدرت اجتماعی مؤثر وجود دارد
۱_جامعه مدنی سازمانیافته و نه صرفاً فعال
۲_ائتلافهای گسترده سیاسی–اجتماعی
۳_قدرت بسیج پایدار و قابل تجدید
۴_ ابزارهای فشار خشونتپرهیز اما مؤثر مانند اعتصاب سراسری، نافرمانی مدنی، و ایجاد شکاف در ائتلاف قدرت
✅تاجزاده درباره ارزش این عناصر سخن میگوید اما درباره چگونگی دستیابی به آنها هیچ نقشه راهی ترسیم نمیکند. او از مردم میخواهد «چنان» باشند، اما نمیگوید مردم «چگونه» میتوانند به این سطح از توان سازمانی و قدرت اجتماعی برسند؛ آن هم در شرایطی که جامعه مدنی ایران طی دو دهه اخیر تضعیف شده، احزاب یا از بین رفتهاند یا به ابزاری بیاثر تبدیل شدهاند، اعتماد عمومی فروریخته و فضاهای عمومی و رسانهای کنترل شدهاند.
✅این خلأ باعث میشود نسخه تاجزاده بیشتر پندنامهای اخلاقی باشد تا برنامهای عملی برای گذار.
۳_ بازی برد–برد بدون قدرت متوازن ممکن نیست
یکی از ایدههای کلیدی تاجزاده مدل «برد–برد» است؛ دیدگاهی که میگوید گذار باید به شکلی رخ دهد که هم مردم و هم بخشی از حاکمیت سود ببرند. اما تجربه گذار در دیگر کشورها نشان میدهد که این مدل تنها زمانی کار میکند که مردم قدرتی ایجاد کرده باشند که نادیدهگرفتن آن هزینهزا باشد و بخشی از حکومت به این جمعبندی برسد که ادامه وضع موجود پرخطرتر از تندادن به تغییر است.
بدون قدرت متوازن، «برد–برد» از یک پیشنهاد واقعی به نوعی توهم سیاسی تبدیل میشود.
✅تاجزاده به درستی از خطر هرجومرج، فروپاشی یا مداخله خارجی میگوید، اما توضیح نمیدهد که چه توازن قدرتی باید شکل بگیرد تا گذار مسالمتآمیز اصلاً ممکن شود.
۴_بیتوجهی به ضرورت مسئله رهبری و سازماندهی
در مدلهای موفق گذار، مردم علاوه بر مطالبات روشن، به رهبری چندضلعی و قابل اعتماد، شبکههای هماهنگکننده، چارچوبهای نهادی برای کنترل خشونت،
و ساز و کار تصمیمگیری جمعی نیاز دارند.
✅اما در «ایران پس از ۱۲ روز» رهبری یا ساختار سازمانی مردم یک متغیر «مفروض» است، نه یک مسئله نیازمند به توضیح و تبیین. در حالی که در شرایط امروز ایران، یکی از مهمترین موانع تجهیز قدرت اجتماعی همین خلأ رهبری و سازماندهی است.
پیامد غفلت از مسئله قدرت
نادیدهگرفتن مسئله قدرت باعث میشود تحلیل تاجزاده در سه سطح دچار مشکل شود:
الف) سطح توصیفی
تصویری که او از امکان گذار ترسیم میکند بیش از حد خوشبینانه است و پیچیدگی میدان قدرت را منعکس نمیکند.
ب) سطح تجویزی
پیشنهادهای او برای مردم به دلیل نبود ابزار اجرایی، بیشتر به توصیه اخلاقی شبیهاند تا راهبرد عملیاتی.
ج) سطح پیشبینی
به دلیل عدم توجه به ضرورت توازن قدرت
برای تحقق بازی «برد–برد» احتمال ولو اندک دستیابی به این مهم قابل اندازه گیری نیست.
جمعبندی
✅این متن در تحلیل وضعیت موجود و هشدار نسبت به خطرات گذار، اثری قابل تأمل است. اما از مهمترین عنصر گذار موفق یعنی مسئله قدرت غفلت میکند. در حالیکه هر تحلیلی از آینده سیاسی ایران که قصد ارائه راهبرد عملی دارد باید نشان دهد چگونه میتوان قدرت اجتماعی سازمانیافته و پایدار ایجاد کرد که بتواند فرآیند گذار را ممکن و کمخطر سازد؟
📝📝📝 گزارش آخرین جلسه دفتر سیاسی حزب توسعه ملی
✅ از ماجرای بانک آینده تا بررسی علل خودکشی
✅سخنگوی #دفتر_سیاسی حزب توسعه ملی در گفت و گو با عصر ما، گزارش آخرین جلسه این دفتر را تشریح کرد و گفت:
اعضای دفتر سیاسی حزب توسعه ملی پس از تبادل اخبار جهانی، منطقه ای و داخلی، استماع گزارش کمیته اقتصادی پیرامون ِ مسئله بانک آینده و تبعات ناشی از مشکلات بانک ها و موسسات مالی و مفاسد شکل گرفته حول آنها بر اقتصاد ملی را در دستور کار قرار دادند. این کمیته مأموریت یافت تا ضمن کسب اطلاعات دقیق و عمیق از جوانب مختلف این موضوع ، گزارشی جامع از دلیل شکل گیری شبکه ی فساد بانکی، تبعات آن بر اقتصاد کشور و معیشت مردم و ضرر و زیان های ناشی از این پدیده و نیز چگونگی جلوگیری از تکرار آن تهیه و به دفتر سیاسی ارائه دهد.
✅عباس موسایی گفت: بررسی رشد فزاینده ٔ آسیب های اجتماعی، علل و دلایل و ریشه های آن ها، بالاخص رشد روزافزون ِ پدیده خودکشی در ایران، دیگر دستور کار دفتر سیاسی حزب توسعه ملی بود.
✅وی افزود: اعضای دفتر سیاسی معتقدند، هرچند نمی توان نگاهی تک علتی به این پدیده داشت و علت این معضل را به یک بعد روان شناسانه، اجتماعی و...تقلیل داد، اما با اتکاء به نظریات دانشوران حوزه اجتماع، ریشه ٔ اساسی مشکلات اجتماعی ،از جمله خودکشی را می توان در مشکلات اقتصادی جست و جو نمود، چنانکه از تحقیقات گوناگون در این زمینه نتیجه شده است که با افزایش شاخص فلاکت (مجموع نرخ بیکاری و تورم) باعث رشد تصاعدی آسیب های اجتماعی از جمله قتل، خشونت ، اعتیاد ، طلاق، خودکشی و ... می شود.
✅موسایی ادامه داد؛ هر چند ریشه های روانی، مشکلات خانوادگی، مشکل سلامت روان و... در بروز و ظهور و تشدید این پدیده ، غیر قابل کتمان است ، اما شواهد و تحقیقات مراکز علمی، نشان می دهد که رابطه ی مستقیمی بین ِ تشدید آسیب های اجتماعی و مشکلات اقتصادی وجود دارد. از این رو حزب توسعه ملی نسبت به اهتمام نظام حکمرانی در تلاش برای کاهش مشکلات اقتصادی و رفع موانع از رشد و توسعه اقتصاد ملی برای کاهش مخاطرات و آسیب های اجتماعی ، تأکید ورزیده و خواستار درک ِ درست مبانی بحران و تلاش برای بهبود اوضاع می باشد.
✅سخنگوی دفتر سیاسی افزود ؛ هر چند آمار قابل اتکایی از میزان ِ آسیب های اجتماعی، از جمله خودکشی از سوی ِ نهادهای ذیربط ارائه نمی شود ، اما تشدید خودکشی در جامعه ایرانی به وضوح قابل مشاهده است. در این میان ، رشد فزاینده ٔ خودکشی در بین جوانان ، بسیار نگران کننده است. کاهش امید به زندگی و مشکلات دیگر را می توان ریشه ٔ اصلی این بلیه دانست. از طرفی برخی گزارشات از وقوع خودکشی به دلیل فشارهای امنیتی و اجتماعی ، حکایت دارد.
✅مرگ خودخواسته مرحوم فواد شمس که یکی از فعالان سیاسی با انرژی ، پرتلاش و بهبودخواه را می توان ناشی از انباشت تمام مشکلات فوق ، ارزیابی کرد.
پرسیدنی است که وقتی جوانان این مرز و بوم به دلایل ِ امنیتی و ممانعت های سخت گیرانه ی ناشی از اختلاف سلیقه ، امکان ِ حضور در دولتی که برای پیروزی آن از هیچ کوششی فروگذار نکرده اند را ندارند، چه انگیزه و امیدی برای فعالیت سیاسی مسالمت آمیز و امید به اصلاح از درون باقی می ماند؟!!
✅موسایی در پایان گفت ؛ اعضای دفتر سیاسی حزب توسعه ملی اتفاق نظر دارند که ؛ افزایش خودکشی ، آن هم در جرگه خبرنگاران و فعالان سیاسی و اجتماعی ، زنگ هشداری است برای متولیان امر که در رویه های باندی، جناحی و سلیقه ای خود تجدید نظر کرده و از ایستادگی در برابر ِ تغییر و امید به اصلاح از درون ، عقب نشینی کنند و پیامدهای خطرناک ناشی از غلبه ٔ ناامیدی و یأس اجتماعی و کاهش شاخص امید به زندگی، بر امنیت و اقتدار ملی و تعمیق ِ شکاف ِ ملت و حاکمیت را مد نظر قرار دهند.
@MostafaTajzadeh
📝📝📝قربانیسازی رهبر، مهندسی حفظ نظام
✍🏻مصطفی آلاحمد
✅روحالله خمینی گفته بود: «حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر، ولو امام عصر باشد، اهمیتش بیشتر است.»*
✅در سالهای گذشته، آقای مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی و طیفی از اصلاحطلبان، بحرانهای ژرف سیاسی و اقتصادی کشور را بیش از آنکه نتیجهی سیاستهای مبتنی بر ایدئولوژی بدانند، نتیجهی سیاستهای شخصی رهبر جمهوری اسلامی نشان دادهاند.
البته نقد من به معنای نادیده گرفتن تلاشها و مبارزات ایشان و دیگر کنشگران سیاسی نیست، اما این رویکرد، واقعیت پیچیدهتری را پنهان میکند: ساختارهایی که نه تنها کارگزاران را به تبعیت از اتوماسیون ایدئولوژیک واداشته، بلکه خودِ رهبر را نیز مقیّد به الزامات آن کرده است.
✅تاجزاده در متن تازهٔ خود مینویسد:
«رهبری که نمیتواند با مدیران کاربلد و بیتجربه، آنهم در حساسترین و پیچیدهترین شرایط کشور و از طوفانها بهسلامت عبور دهد، هنوز تغییرات اساسی را نپذیرفته و حاضر نیست هدایت سکان را به چهرههای توانا، مجرب و کارآمد بسپارد. نتیجه دیر یا زود، کشتی را به صخره خواهد کوبید یا به گل خواهد نشاند.»
✅آقای تاجزاده نمیگوید این ساختار حکومتی به سقوط منجر میشود، بلکه مسأله را به افراد تقلیل میدهد.
✅اما باید پرسید چرا نوک پیکان نقد اصلاحطلبان متوجه رهبر است و نه ساختارهای مبتنی بر ایدئولوژی؟
پاسخ، به موقعیت و جایگاه سیاسی آنها باز میگردد.
✅نخست اینکه اصلاحطلبان که از حکومت برخاستهاند، خود باورهای عمیق ایدئولوژیک دارند. اگرچه ژست اپوزیسیون میگیرند، اما آنها بخشی از شبکهی پیچیدهی قدرت هستند:
از بانکداری تا منابع مادی، ساختوساز و خودرو، مدیریت نهادهای فرهنگی و رسانهای، و سرمایهٔ نمادین. بنابراین، برای اصلاحطلبان، منصفانه نیست که کلیت این نظم و ساختاری که آنها نیز از آن نفوذ و رانت دارند، بهم بریزد.
بنابراین آنها راهبردی مبتنی بر «پرهیز از تضعیف رهبری» اتخاذ میکنند، زیرا اگر این رهبر نباشد، میتواند بر بحرانها چهره شود.
✅اینجاست که آنها به تازگی خود را «گذارطلب» مینامند؛ واژهای که در مفاهیم نظری جایی ندارد و تنها با این واژه، فضا را مهآلود میکنند تا بتوانند هم با ساختارهای حاکمیتی در تعامل بمانند و هم حمایت نیروهای ناراضی داخلی و بخشی از اپوزیسیون را داشته باشند.
در چنین فضایی، نقد رهبر بهجای نقد ساختار، نه تحلیل سیاسی است و نه نقد ایدئولوژی؛ بلکه نوعی بازنمایی فریبنده است که میکوشد مسئولیت ساختاری بحران را به سطح افراد تقلیل دهد.
این تقلیلگرایی، خود بخشی از همان نظام بازتولید قدرت است.
✅در یادداشتی که در کانال «اندیشه مخالف من» در لینک زیر بازنشر دادهام، با تفصیل بیشتری به واژهشناسی «گذارطلب» پرداختهام:
/channel/myopponentthought/512
*این سخنرانی مربوط به ۲۵ آبان ۱۳۶۰ است.
منبع: صحیفه امام خمینی، جلد ۱۵، صفحه ۳۶۵.
@MostafaTajzadeh
📝📝📝گفتوگوی رضا علیجانی با رادیو فردا
✅خروجی نامه تاجزاده یک «بازی برد- برد» است؛ بین مردم و حکومت، اپوزسیون با هم و همه با حکومت.
✅او معتقد است ولایت فقیه به بنبست و شکست کامل رسیده است؛ نه شجاعت سر کشیدن جام زهر را دارد و نه شهامت دادن استعفا را.
✅وی خواهان«تغییرات ساختاری به روش مشروطه» و «تغییر گفتگویی و مسالمتآمیز» است.
✅تاجزاده برخورد گشودهای«ازجبهه پایداری تا پادشاهیخواهان»میکند. قبلا نیز همین تعبیر را برای مشارکت در یک گفتگوی ملی برای آینده بکار برده بود.
✅هر راهبرد سیاسی را باید از سه زاویه ارزیابی کرد: هدفگذاری، خطمشی و نقشه راه. هدفگذاری تاجزاده تا حد زیادی روشن اما خطمشی و نقشه راه او همچنان مبهم و به عبارتی غیرممکن است.
✅اگر تنها عواقب منفی جنبشهای اعتراضی را بزرگ کنیم نهایتا فقط باید به نصیحت قدرت بپردازیم.
✅ایران استعداد جنبشهای خیابانی خشونتآمیز را دارد ولی تقلیل خیابان به هرج و مرج نادرست است، چون...
✅این نقطهای است که تاجزاده باید در باره آن تامل بیشتری کند و به گذارطلبی تحولخواهانه نزدیکتر شود.
@rezaalijani41
/channel/RezaAlijaniarchive/735
@MostafaTajzadeh
📝📝📝پایان سلطه و آغاز پالایش*
پایان سلطه دین در سیاست
✍کوروش کلهر
✅اسلام، بهویژه مذهب شیعه در ایران، به نقطهٔ کور و بیبازگشت خود رسیده است، نقطهای که در آن دیگر نمیتواند نقش گذشتهاش را در ذهن و زندگی مردم ایفا کند. این پدیده نه حاصل نفرت کور، بلکه نتیجهٔ تجربه و آگاهی تدریجی ملتی است که میان ایمان و نادانی، میان حقیقت و تزویر، مرزی روشن کشیده است.
✅در نزدیک به نیم قرن گذشته، مردم ایران دین را نه در کتاب، که در حکومت دیدند، و آنچه دیدند، نه نور ایمان، بلکه سایهٔ قدرت بود. زیرا هنگامی که دین به ابزار حکومت تبدیل میشود، اخلاق میمیرد و ایمان جای خود را به ریا میسپارد. روحانیونی که روزی در نقش مفسران خدا ظاهر میشدند، امروز در نگاه مردم، مدیران شرکتی انتفاعیاند که سرمایهاش ترس و سودش جهل است.
در جامعهای که نسل جوان با علم، منطق و ارتباط جهانی پرورش یافته، آموزههای قرون وسطایی دیگر جایی ندارد.
✅نسلهای تازه نمیپذیرند که سرنوشت زن، آزادی انسان یا اندیشهٔ فردی در گروِ تفسیر مردی عمامهبهسر باشد. اندیشهٔ مدرن درهای تازهای به روی عقل گشوده و مردم دریافتهاند که اخلاق میتواند بینیاز از مذهب، و ایمان میتواند بیواسطهٔ روحانیت وجود داشته باشد. ایرانی امروز میان خرافه و خرد، راه دوم را برگزیده است.
✅تجربهٔ جمهوری اسلامی بهروشنی نشان داد که حکومت دینی نه تنها به رستگاری نمیانجامد، بلکه سرچشمهٔ تباهی، فقر، تبعیض و دروغ است. مردمی که به امید عدالت مذهبی انقلاب کردند، اکنون در آینهٔ واقعیت، فاجعهٔ حاکمیت دینی را با چشمان خود میبینند و با وجود خود مزهمزه میکنند.
🔸اما سرنوشت دین در ایران، نابودی مطلق نیست، زیرا انسان باقی است، و انسان همواره دین را چون سایهای از معنا و باور با خود یدک میکشد. دین در آیندهٔ ایران، اگر بماند، نه بهصورت قدرت بلکه بهشکل احساسی درونی و معنایی شخصی در دل باورمندان خواهد زیست.
✅آنچه امروز در حال مرگ است، اسلامِ حکومتی و تشیعِ فقهی است، نه نیاز انسان به معنا و عدالت.
✅بیتردید، دین اسلام و مذهب شیعه در ایرانِ آینده، همچون دیگر ادیان، به یکی از عناصر فرهنگی و تاریخی این سرزمین بدل خواهند شد، بیقدرت، بیخطر، و شاید برای باورمندانش ارزشمندتر از گذشته، زیرا از سلطهٔ روحانیت رها خواهد شد. ایرانیِ امروز در حال گذار از دینِ ترس به سوی ایمانِ خردمندانه، از تقلید به فهم و از جبر به اختیار است.
✅آیندهٔ دین در ایران، آیندهٔ بازگشت به انسان و انسانیت است، بازگشت به معنویتی که در شعر حافظ و حکمت زرتشت جاری است، نه در فتوای مجتهد. جامعهٔ ایران در مسیر بلوغ فکری است، دینی که تا دیروز حاکم بر وجدانها بود، بهزودی به بخشی از حافظهٔ تاریخی ملت بدل خواهد شد. در این گذار، نه ایمان نابود میشود و نه خدا، آنچه میمیرد، تنها دروغی است که به نام خدا فروخته شد.
✅آیندهٔ اسلام و تشیع در ایران، آیندهٔ پایانِ تسلط و آغازِ پالایش است. مردم دیگر در پیِ خدایی نیستند که حکومت کند، بلکه در جست وجوی خداییاند که در وجدانشان سکنا گزیند، و از آن مرکز آرامش، نیکی، خرد و آزادی زاده میشود.
@MostafaTajzadeh
📝📝📝موتورسواری زنان؛ ضرورت شهری با جواز شرعی | چرا قانونگذار کوتاه نمیآید؟
✅اظهارات یک استاد حوزه علمیه قم، بار دیگر موضوع موتورسواری بانوان را به مرکز توجه افکار عمومی کشانده است. کاظم قاضیزاده، استاد دروس خارج فقه، میگوید در فقه اسلامی هیچ منع شرعی برای موتورسواری زنان وجود ندارد و سابقه تاریخی سوارکاری زنان در صدر اسلام نیز همین واقعیت را تأیید میکند.
✅در شرایطی که سالها محدودیتهای اداری و فرهنگی مانع صدور گواهینامه شده، این سخنان نشان میدهد بحث بر سر «حرمت شرعی» مدتهاست پایان یافته و مانع اصلی نه فقه، بلکه قانون و نگاههای سلیقهای است.
✅جواز شرعی روشن؛ نیاز اجتماعی روشنتر
✅قاضیزاده با اشاره به روایات فقهی، موتورسواری امروز را تفاوتی با سوارکاری زنان در صدر اسلام نمیداند. او تأکید میکند که موتور بهخصوص برای زنانی که توان خرید خودرو ندارند یا با محدودیتهای حملونقل شهری مواجهند، نه یک انتخاب تفریحی، بلکه راهکاری ضروری و اقتصادی است.
✅در واقع، این سخنان خط بطلانی است بر سالها استناد به «ابهام شرعی»؛ چرا که اکنون روشن است مانع شرعی وجود ندارد و موضوع کاملاً در حوزه تصمیمگیریهای اجرایی و قانونی قرار میگیرد.
✅ضرورت اقتصادی و ترافیکی؛ مسئلهای فراتر از حقوق فردی
✅دادههای شهری نشان میدهد بانوان در شهرهای بزرگ با معضلات جدی رفتوآمد روبهرو هستند؛ نبود حملونقل عمومی کافی، هزینه بالای تاکسی اینترنتی، قیمت نجومی خودرو و ترافیک سنگین، استفاده از موتور را به گزینهای عملی و مقرون بهصرفه تبدیل کرده است.
✅کارشناسان حملونقل نیز میگویند صدور گواهینامه رسمی برای بانوان نهتنها امنیت آنان را افزایش میدهد، بلکه باعث کاهش وابستگی به خودروهای خانوادگی، کاهش ترافیک، و افزایش بهرهوری شهری خواهد شد.
✅تجربه کشورهای منطقه ــ از امارات و ترکیه تا کشورهای اروپایی ــ نشان داده که حضور زنان در حملونقل موتوری، مشارکت آنان در اقتصاد شهری را افزایش میدهد و کیفیت زندگی را بهبود میبخشد.
✅تجربه تاریخی اسلام؛ رد ادعای مخالفت سنت
✅استناد قاضیزاده به حضور فعال زنان در حملونقل صدر اسلام، یک نکته مهم را روشن میکند: آنچه امروز ممنوع و غیرقانونی تلقی میشود، نه تنها سابقه شرعی ندارد بلکه برخلاف سنت تاریخی است.
✅جامعه نیز عملاً این تغییر را پذیرفته است؛ حضور روزافزون زنان موتورسوار در خیابانها و پذیرش عمومی نسبت به آن نشان میدهد که عرف جامعه از قانون پیش افتاده و مقاومت فعلی بیشتر ریشه در سلیقههای اداری دارد تا هنجارهای اجتماعی.
✅گواهینامه؛ از حق فردی تا ضرورت عمومی
✅با توجه به این تحلیلها، صدور گواهینامه موتور برای بانوان بیش از آنکه موضوعی حقوقی باشد، یک ضرورت اجتماعی و اقتصادی است. نبود قانون شفاف، زنان را به استفاده غیررسمی و ناایمن سوق داده و عملاً ریسکهای بیشتری ایجاد کرده است.
✅اکنون که پشتوانه فقهی، تجربه تاریخی و نیاز اجتماعی همگی در یک نقطه به هم رسیدهاند، توپ در زمین قانونگذاران است. اگر قانونگذاری بهروز نشود، شکاف میان فقه، عرف و قوانین اجرایی هر روز عمیقتر خواهد شد.
✅فقه جلو افتاد، قانون عقب ماند
✅اظهارات استاد حوزه این پیام روشن را دارد که نه دین مخالف است، نه جامعه؛ فقط قانونگذاری عقب مانده است.
✅صدور گواهینامه برای زنان نه تنها منع شرعی ندارد، بلکه بهدلیل شرایط اقتصادی و نیاز به استقلال حرکتی، یک ضرورت ملموس برای زندگی شهری امروز است. حالا نوبت مسئولان است که با کنار گذاشتن تعارفات و ملاحظات غیرضروری، حقوق شهروندی نیمی از جامعه را به رسمیت بشناسند.
@BashgaheZanan
@MostafaTajzadeh
📝📝📝هیرکانی و بحران مسئله!
ایران فدای هستهای؟
✍🏻 محمدصالح هاشمیان
✅وقتی در یک ساختار سیاسی و مدیریتی، محیط زیست مسئلهی اصلی نباشد و حتی جز مسائل دسته چندم هم نباشد، فاجعهای رخ میدهد بنام هیرکانی که البته برای شهروند ایرانی فاجعه ای تکراری و شاید عادی انگارانه شده است.
✅وقتی به لحاظ جغرافیایی، قهر تاریخی طبیعت و کنشهای آب و هوایی، دارای وضعیت نرمالی نیستیم، باید بیش از پیش قدردان داشتههای زیستی و طبیعی خود باشیم تا شرایط زندگی اجتماعی چندان دچار مشکل نشود و احساس نگرانی و هراس به شهروند دست ندهد؛ لازمه این امر، توجه ساختاری به محیط زیست، سخت افزار مراقبتی و نرمافزار فرهنگی است، اما وقتی به آنچه لازم است و آنچه در اختیارست نگاه میکنیم، جز افسوس و گاها گریه چیزی نمیماند.
✅محیط زیست مسئله ما نیست، سخت افزار اولیه برای حمایت و مراقبت از آن را نداریم و هیچ عزمی برای ساخت یا واردات آن هم وجود ندارد(نبود دیپلماسی موفق پایدار و عدم حضور در معادلات جهانی دلار) و هیچ اقدام فرهنگی و آموزشی مدرنی را هم آغاز نکردهایم؛ در عصر موشک و ماهواره، جنگل به چه کار آید؟
هیرکانی مرده و سوخته باد، درود بر اتم و هستهای!
@goftogonow
@MostafaTajzadeh
📝📝📝واکاوی استراتژیک مانیفست سیدمصطفی تاجزاده از اوین: آیا «ائتلاف مطالباتی» قفل سیاست ایران را میشکند؟
متن کامل را اینجا بخوانید
@MostafaTajzadeh
📝📝📝مولوی عبدالحمید: دین ابزار حفظ قدرت نیست
✅شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امامجمعه اهلسنت زاهدان، امروز ۳۰ آبان ۱۴۰۴ در مراسم نماز جمعه با انتقاد صریح از دیدگاههای «استفاده ابزاری از احکام اسلامی برای حفظ قدرت»، این رویکرد را «کاملاً اشتباه» و «انحراف از دین» توصیف کرد.
✅به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر امامجمعه زاهدان، او در واکنش به اظهارات اخیر یکی از نمایندگان روحانی مجلس – که گفته بود «حکومت اسلامی اصل است و احکام مانند نماز و روزه ابزارند و میتوان برای حفظ حکومت تعطیلشان کرد» – تأکید کرد: «محور اصلی دین است و سیاست تنها یکی از شعبههای دین؛ دین ابزار هیچ قدرت و حکومتی نیست.»
✅مولانا عبدالحمید با اشاره به اینکه سوءاستفاده از دین برای حفظ قدرت انتقادی جدی است که امروز متوجه حاکمان شده، افزود: «حتی اگر حکومت اسلامی باشد، هیچکس حق ندارد احکام الهی را ابزار قدرت کند. این نگاه نه با عقل و منطق سازگار است و نه با نصوص شرعی و روایات.»
@tahkimmelat
@MostafaTajzadeh
توجه تاجزاده به سیاست خارجی
سعید برزین
زندانی سیاسی، مصطفی تاجزاده، اخیر مقالهای با عنوان «ایران پس از ۱۲ روز» منتشر کرده. بخش مهمی از این مقاله، یعنی حدود یک چهارم متن، در مورد سیاست خارجی و مشخصا مسئله مذاکره با آمریکا است.
اینکه تاجزاده تا این حد بر مسئله سیاست خارجی تاکید کرده قابل توجه است. به نظر میرسد نگرانی وی در شرایط جاری مسئله سیاست خارجی است و او سعی دارد آنرا بیش از هر مسئله مشخص دیگری مورد خطاب قرار دهد.
ترکیب کلی مقاله به این ترتیب است:
طرح مشکل و مسئول دانستن رهبر: حدود ۳۰ درصد
بررسی افکار عمومی و موقعیت مردم: حدود ۱۰ درصد
ارائه راه حل: ۶۰ درصد
در این مجموعه، سیاست خارجی حدود ۲۴ درصد بحث را در بر میگیرد.
موضع گیری این زندانی سیاسی هم آهنگ با دیگر نیروهای رفرمیست و اصلاحی در ایران است.
از جمله اینکه جبهه اصلاحات اخیرا خواهان به رسمیت شناختن طرح دو کشوری (فلسطین-اسرائیل) شده. دیگر اینکه حسن روحانی مشخصا گفتگو با آمریکا را ضروری و مفید خوانده.
در قبال این بحث، تاجزاده چند استدلال مشخص ارائه میکند. از جمله اینکه:
یک - ایران بدنبال جنگ ۱۲ روزه در موقعیت ضعیفتر قرار گرفته و مذاکره از موضع برابر ممکن نیست و شاید با دادن امتیازات بزرگ، در حد تعطیل کردن غنی سازی اورانیوم همراه باشد.
دو – در شرایط جاری، رادیکالتر شدن سیاست خارجی ایران اشتباه است و به استقبال جنگ نابرابر رفتن شرط عقل نیست.
سه - نباید بنیه دفاعی کشور را تضعیف یا تخطئه کرد حتی اگر زیر پرچم مبارزه با سرکوب حکومتی باشد.
چهار -ضروری است که با نظامیسازی حکومت و پادگانسازی جامعه مخالفت کرد.
پنج - نباید به اسم مبارزه با استبداد حکومتی به دام دولتهای بزرگ افتاد و زیر بیرق آنها فعالیت کرد.
شاید بتوان گفت که موضع تاجزاده در مقایسه با جبهه اصلاحات و حتی حسن روحانی ملاحظهکارتر است. مواضع اتخاذ شده توسط جبهه اصلاحات، در بیانه ۲۶ مرداد، و تاکید بر ضرورت حمایت از یک کشور مستقل فلسطینی، حاکی از یک تحول الگویی است که در مقاله تاجزاده منعکس نیست.
در این حال، تاکید تاجزاده بر ضرورت تغییر و اصلاح سیاست خارجی استمرار مواضع سابق او است. وی قبلا سیاست خارجی را مهمترین موضوع مورد نظر برای اصلاح سیاست جاری حکومت دانسته بود. اما اختصاص تقریبا یک چهارم از مقاله به موضوع سیاست خارجی نشان از توجه بیشتر عملگرایانه به صحنه سیاسی است.
البته اینکه تاجزاده و دیگر جناحهای میانه در ایران چقدر خواهند توانست بر این مسئله حیاتی تاثیر بگذارند هنوز مشخص نیست.
@MostafaTajzadeh
📝📝📝تاجزاده در دام
✍🏻مهدی - شکلات تلخ
✅الگوهای تکرارشونده در پنجاهوهفتیها و غیرپنجاهوهفتیها
✅الگوی ترسسازی و سادهسازی؛ ارتباط کرهشمالی شدن، بیدولتی، تجزیه و هرجومرج،اگر جلیلی رئیس جمهور شود با اشغال سفارت آمریکا
✅الگوی ترسسازی و سادهسازی.
رفتارهای ما در سیاست الگوهای تکرارشوندهٔ فراوانی دارد، اما مشکل این است که این الگوها ناکارآمد و فاقد اثربخشی لازم هستند. همان الگوهای فکری، رفتاری و واکنشی که امروز در گفتار تاجزاده و امثال او دیده میشود، پیشتر در میان موافقان و مخالفان حکومت، و حتی در جنبش ملیشدن نفت، انقلاب ۵۷ و بسیاری از حرکتهای کوچک و بزرگ تاریخی نیز وجود داشته است. این الگوها اثر انگشت و امضای مشخصی دارند و تقریباً همیشه با عناصر زیر همراهاند:
1⃣ بزرگنمایی یک ترس محوری و ساختن موج وحشت
یک ترس بزرگ را محور قرار میدهند و احتمال وقوع آن را صددرصدی جلوه میدهند.
نمونهٔ روشن: «سوریه میشویم»، «عراق میشویم»، «کرهشمالی میشویم».
اینها تبدیل میشود به هستهٔ احساسی تحلیل و جای تحلیل ساختاری را میگیرد.
2⃣ انباشتن همزمان همهٔ سناریوهای بد
این رویکرد مثل این است که بگوییم یک فرد قرار است همزمان:
سرطان بگیرد،
ایدز بگیرد،
تصادف وحشتناک کند،
در استخر خفه شود،
و در آتشسوزی هم بمیرد!
در جهان واقعی، این حجم از بدبیاری همزمان ممکن نیست.
کشور نیز نمیتواند همزمان «کره شمالی» و «سوریه» و «عراق» شود.
هر سناریو منطق، بستر و الزامات خاص خود را دارد.
3⃣ بیتوجهی به الزامات تاریخی، زمانی و ساختاری هر سناریو
برای اینکه کشوری «کره شمالی» شود، باید مجموعهای از عوامل بهصورت همزمان وجود داشته باشد:
ایدئولوژی کمونیستی–جنگسردی،
نظمپذیری شرق آسیا،
پشتوانهٔ ژئوپلیتیک چین و روسیه،
جغرافیای بسته،
و ساخت دولت متمرکز بر محور خانوادهٔ حاکم.
اما در تحلیلهای سطحی رایج، مانند تحلیلهایی که برخی سیاستمداران یا فعالان سیاسی (از جمله تاجزاده) ارائه میکنند، این الزامات اصلاً در نظر گرفته نمیشود. گویی هر کشوری صرفاً با ارادهٔ حکومت یا بینظمی داخلی میتواند «کره شمالی» شود.
✅برای «سوریهای شدن» نیز الزاماتی وجود دارد:
شکافهای عمیق مذهبی–قومیتی،
ساختار قبیلهای،
دخالت همزمان چند قدرت خارجی،
گروههای مسلح متعدد،
و فروپاشی کامل دولت مرکزی.
این شرایط در ایران وجود ندارد یا اگر شباهتی هست، شدت و ترکیب و بستر تاریخی آن کاملاً متفاوت است.
نتیجهٔ این الگو
این الگوی ترسسازی و سادهسازی،
چه در موافقان حکومت
و چه در مخالفان،
از جنبش نفت تا انقلاب ۵۷ تا امروز،
یک الگوی رفتاری تکراری اما ناکارآمد است؛
الگویی که بهجای دیدن ساختار، تاریخ، جغرافیا و نسبت نیروها،
فقط بر «ترسهای کلی» و «تخیلات سیاسی» تکیه میکند.
✅دقیقاً همین الگوی ترسسازی و بزرگنمایی سناریوهای فاجعهآمیز بود که در ابتدای انقلاب نیز به تصمیمهای پرهزینه منجر شد. نمونهٔ روشن آن اشغال سفارت آمریکا است؛ رخدادی که نه محصول تحلیل ساختاری، بلکه نتیجهٔ همان ترسهای انباشته و قطعیپنداری «کودتا»، «تکرار ۲۸ مرداد» و «حملهٔ قریبالوقوع» بود. همان الگویی که امروز در قالب «سوریه میشویم» یا «کرهشمالی میشویم» تکرار میشود، در سال ۵۸ نیز فعال بود و یک تصمیم تاریخی را شکل داد.
@MostafaTajzadeh
✍️ حسین مؤذن
✅بیانیه مصطفی تاجزاده که از درون زندان اوین منتشر شد، ادامه مستقیم روندی است که با بیانیه میرحسین موسوی آغاز شد. این روندِ مطالبهگرِ تغییر، که بر فهمی عمیق از شکست سیستم حکومتی کنونی استوار است، دیروز به اوج تازهای رسید.
✅در این بیانیه، تاجزاده با توصیفی دقیق و موشکافانه، از بنبست و ناکارآمدی بنیادی حاکمیت سخن میگوید و توضیح میدهد که راه برون رفت از قعرِ وضعیتی که ایران به آن رسیده چیست: لغو نظام ولایت فقیه و انجام اصلاحات اساسی در قانون اساسی بر پایه همهپرسی؛ بر مبنای این اصل که هر نسل حق دارد سرنوشت خود را از نو تعریف کند و مسئول آینده خویش باشد.
✅این بیانیه نشانگر این است که روند تغییرخواهی در مسیر همهگیر شدن است، مسیری که تا زمانی که آیندهای نوین در ایران ایجاد شود، ادامه خواهد یافت.
@kaleme
@MostafaTajzadeh