43291
نخستین فرسته: https://t.me/NazariyehAdabi/1 تبلیغ و تبادل: @M_arkhay
ایران در کهنترین روزگاران
گنجینه تاریخ ایران، جلد اول (پیشدادیان و کیانیان)- استاد عبدالعظیم رضایی- چاپ دوم ۱۳۹۴- صص ۸-۷
همه ناگزیریم خُلیهایی را در درون خود بپروریم تا بشود واقعیت را تحمل کرد.
در جستجوی زمان از دست رفته- مارسل پروست- مترجم: مهدی سحابی
🖋 سیزدهمین دوره کارگاه عملی وقایعنگاری: نوشتن تجربههای زیستن(ظرفیت محدود)
📚 تمرین نوشتن در بستر خاطرات، خانه و زندگی روزمره 📚
مدرس: ملیکا شکری
(نویسنده و هنرمند، پژوهشگر بینارشتهای ادبیات، تئاتر، سینما و فلسفه)
⏳ ۶ جلسه
▪️ آنلاین
📌 دورهی نخست (سطح پایه).
📜 دربارهی کارگاه «وقایعنگاری»:
کارگاهی خلاق است که به نوشتن وقایع مستند و خاطرات زندگی به صورت فرم ادبی نگاه میکند و به شرکتکنندگان میآموزد که چگونه نوشتن از مسائل روزمره و خاطرات را با ادبیات در هم بیامیزند. کارگاه رویکرد معاصر و چندبعدی دارد و تمرینمحور است.
🛑 برای اطلاعات بیشتر پیام دهید:
+۹۸۹۱۰۵۳۹۴۷۳۷
🚦تلگرام:
@Chaos_Art_Group
🚧اینستاگرام:
instagram.com/chaos_theater_group
✨عضویت در کانال خائوس
@Chaos_Art_Group_news
دکتر ملکمهراد بهار، فرزند ملکالشعرا بهار از شاهنامه فردوسی میگوید.
زن: تو این 2 سال نتونستیم بطور جدی با هم صحبت کنیم...
مرد: من نمیتونم با یک خانوم زیبا به طور جدی صحبت کنم!
A Man And A Woman 1966
تولید هر کتابی، حتی سرگرم کننده و مفرح، به یقین می تواند در حکم نقد ریشه ای هر فرهنگِ ایدئولوژیک شده باشد، لیکن خود فرهنگ گاه چنان عمل می کند که حتا بُرنده ترین کتاب ها نیز در آن هضم می شود. این فرآیند تحت عنوان «سیاست و فرهنگِ ترویج و تشویق کتابخوانی» نیز عملِ دست کاری را انجام می دهد. از این حیث، کتاب هایی که کاری جز تکرار مکررات ندارند، در انواع و اقسام قطع ها، مطابق با منطق بازار ، عرضه می شوند. مثلاً ناشران تلاش می کنند راه برای فرهنگ و سیاستِ ترویج کتاب بیابند، و بدین منظور کتاب هایی ــ حتا گاه بدون هدفی معین ــ به چاپ می رسند که فقط پاسخ گوی منطق بازار و اطمینان به افزایش سرمایه خویش را میدهد. در این وضعیت، آن چه اهمیت پیدا می کند، غیاب، فقدان، و یک جا خالی در میان جنگلی از کتاب هاست ــ در میان ردیف پیوسته ی قفسه های کتابخانه، ناگهان و به طور پیش بینی ناپذیری، یک فضای تهی ظاهر می شود. این فضای تهی ادعایی است که هر ایده و فکری می تواند حامل آن باشد. از این رو انتشار کتاب هایی با محتوا و فرم های ناهمگون، که زمانی حکمِ فقدانی را داشت، امروزه از فرط اشباع شدگی، بازار کتاب را رنگارنگ کرده است، و بالطبع هر ناشر یا تولید کنندهای تلاش خود را صورت می دهد تا خواننده را متقاعد کند که دلیل انتشار این سیر کتابها چیزی نیست جز فقدان آن در بازار نشر و جلب توجه برای فروش و بازگشت سرمایه. این تلاش همچون تقلای آدمی است که، به قول ویتگنشتاین، در اتاقی گرفتار شده است. او عرق ریزان مدام درِ بسته را به بیرون فشار می دهد، حال آن که در باز است و باید آن را به درون کشید.
امیرهوشنگ افتخاریراد- از مقدمه بر مجموعهی «پرتاب فکر»
🥐☕ Bonjour, les amis ! 🇫🇷
ظرفیت جدید کلاس آنلاین زبان فرانسه باز شد! ✨
♡ سطح A1 | مناسب شروع از صفر
♡ کلاسهای خصوصی و گروهی
♡ یادگیری قدمبهقدم و کاربردی
🎓 فارغالتحصیل زبان و ادبیات فرانسه
🇫🇷 با دو سال تجربه زندگی در فرانسه
بیاید با هم، قدمبهقدم فرانسوی یاد بگیریم! ♡
💌 برای اطلاع از شرایط کلاسها و ثبتنام، در تلگرام پیام بدید:
@Beetaam
Un petit pas chaque jour, un grand progrès ! 🌷
+ آقای وزیر، روسها دارن نیروهای مردمی شما رو مثل خرگوش شکار میکنن. این افراد نه تجربه جنگی دارن و نه سلاح مناسب و کافی.
- چیزی که این مردان به جای تجربه کافی و سلاح مناسب دارند، باور بدون شک، و امید درخشان به پیروزی نهاییست.
+ آقای وزیر اگر این مردان رو با سلاح کافی مجهز نکنید، پس نمیتونن بجنگن، اونها بیهوده کشته میشن.
- من نمیتونم احساس همدردی کنم، تکرار میکنم هیچ احساس دلسوزی نمیتونم بکنم. مردم این سرنوشت رو خودشون انتخاب کردن... بله این برای بعضیها تعجبآوره، شما هم هیچ شکی به خودتون راه ندین، ما مردم آلمان رو مجبور نکردیم، اونها خودشون به ما اختیار دادن و حالا باید گلوشون پاره بشه...
Downfall 2004
تاریخ فلسفه با دکتر آرتور هولمز
گاهی وقتها سکوت
ما رو به گونهای بهم متصل میکنه که
کلمات هیچوقت نمیتونن...
Flipped 2010
(نام یک زن در تمامِ دقایقِ جنگ...
قطار پرِ سرباز بود. چه سفرِ پُر مَرز و رازی.
آخرین بوسه بر مرزهای تنِ سرباز،
سربازها؛ همسفر، همقطار، همنشین، همراز
راز در سوال است: «آیا دوباره میبینمش؟» مرز در حیرت است: « مرزِ زندگی همین جاست. جلوتر نمیشود رفت!»
قطار پرِ سرباز است. مرز هم پرِ سرباز. جنگ هم. مرگ هم. مرگهایی پر از سر. سرهایی باز. پرانتز باز، نامِ یک زن در تمامِ دقایقِ جنگ و پرانتز هیچگاه بسته نشد.
ندا اکبری
👇👇👇👇👇
@Adam_harfi
@Adam_harfi
مستند «موج نو»ـ کارگردان و فیلمنامه: احمد طالبینژاد
اتاق دویست و سی و هفت؛ اتاق ماه- برشی کوتاه از مستند «اتاق 237»
تاریخ فلسفه با دکتر آرتور هولمز
تاریخچهی جنبشهای قرن بیستم؛ از شکست تا موفقیت
علیاصغر بهرامی؛ مترجم نامی و ویدئویی کوتاه از گفتگو با او
تاریخ فلسفه با دکتر آرتور هولمز
نظام توتالیتری با نوید بهبود بخشیدن به جامعه و زندگی شهروندانش به قدرت میرسد. و با ویران کردن شیوهی سازمان یافتن جامعه قدرتش را از دست میدهد، و بنابراین زندگی اکثر مردم را بدتر میکند. پایان رژیمهای توتالیتری، چه چپ چه راست، به شیوههای گوناگون پیش میآید، گاه خونین، گاه به نحو شگفتی سریع و صلحآمیز.
آنها گاه در یک قیام مردمی جارو میشوند؛ و در مواقع دیگر، پایان کارشان حاصل کار اصلاحطلبانی است که از درون نظام در دورهای سر برمیآورند؛ رژیم دیگر آشکارا همهی ابزارهای لازم برای برقرار نگاه داشتن نظم اجتماعی را حتی در پایهایترین سطوح از دست داده است.
حتی یک نظام توتالیتری نمیتوان یافت که روح و نشاط واقعی داشته باشد و شهروندانش را محکوم به سختیهای جسمی و روحی بیشتری از جوامع دموکراتیک نکرده باشد.
توتالیتاریسم با سپردن حاکمیتی نامحدود و بیتزلزل به شخصی واحد (که غالباً هم از لحاظ اخلاقی و روحی عنانگسیخته است) مصیبتی میشود نه فقط برای آنهایی که تحت حکومتش هستند، بلکه برای کُل بشریت.
روح پراگ- ایوان کلیما- مترجم: خشایار دیهیمی
🖍 نطقیات برگزار میکند:
📣 دورهٔ آنلاین آیین در ادیان ابراهیمی
👤 آموزگار: استاد فؤاد دانشپژوه ( دانشآموختهٔ ادیان - پژوهشگر ادیان )
🗓 دوشنبهها از ساعت ۲۰ تا ۲۱ (چهار جلسه)
🗓 شروع دوره: دوشنبه ۴ آبان (❌ فردا)
👈 برای آشنایی با استاد دانشپژوه به صفحه ایشان در ایکس (توییتر) و کانال تلگرامی ایشان مراجعه کنید:
🐣 ایکس ( توییتر ): فؤاد
📱 کانال تلگرامی هاروت و ماروت
🟢 معرفی دوره:
در این دوره به مطالعۀ آیینهای عبادی در ادیان ابراهیمی خواهیم پرداخت و تاریخ شگفتانگیز آنها را از تمدنهای خاور نزدیک باستان تا کتاب مقدس، مسیحیت، تلمود و در نهایت اسلام بررسی خواهیم کرد.
هدف دوره، صرفاً معرفی آیینهای ادیان مختلف نیست، و تلاش بر آن است که ریشههای تاریخی آنها را بشناسیم و ببینیم چگونه آیینها و نهادهای دینی در هزارتوی تاریخ ادیان، از جهان باستان تا روزگار ما، دگرگون شدهاند.
این دوره برای علاقهمندان به تاریخ ادیان، اسطورهشناسی، ادیان ابراهیمی و تاریخ فرهنگ و تمدن خاور نزدیک مناسب است.
آیین یا Ritual به معنی اعمال تکرارشونده در سنتهای دینی است. در این دوره به معبد، سازمان روحانیت، آیین قربانی و طهارت میپردازیم، و سیر تحول این نهادهای دینی را از دوران پیش از کتاب مقدس تا اسلام بررسی میکنیم.»
📘 منابع دوره:
در این دوره از منابع مختلف یاری خواهیم جست تا درک عمیقتری از تاریخ آیین به دست آوریم. از جمله منابع ما در این مسیر عبارتاند از:
Ancient Near Eastern Thought and the Old Testament: Introducing the Conceptual World of the Hebrew Bible, John H. Walton
From Ritual to God in the Ancient Near East: Tracing the Origins of Religion, Nicola Laneri
The Oxford Handbook of Ritual and Worship in the Hebrew Bible, Samuel E. Balentine
The Oxford Handbook of Early Christian Ritual, Risto Uro etc.
⭕ ارزیابی شرکتکنندگان دورههای قبلی از کلاسهای استاد دانشپژوه
💳 ۴ جلسه با تخفیف پانصد هزار تومان
🌐 دوره در محیط اسکایروم به صورت آنلاین برگزار خواهد شد و شرکتکنندگان دسترسی آفلاین هم خواهند داشت.
📞 برای ثبتنام و مشاوره در خصوص دوره لطفاً با ادمین نطقیات در تلگرام تماس بگیرید:
t.me/nutqiyyat_admin
❇️
🔮 t.me/nutqiyyat
🔮 t.me/nutqiyyatlib
🔮 t.me/nutqiyyat_classes
🔮 instagram.com/nutqiyyat
🔮 nutqiyyat" rel="nofollow">https://youtube.com/@nutqiyyat
***
[شامل اسپوبل]
هری عدول از اصولِ مربوط به گَنگِ خود را بر نمیتابد تا این حد که دامنه اجرای آن (هر چند اشتباه) در انتها به خود وی میرسد. با خوانش الهیاتی داستانِ در بروژ، Harry نماینده و مجری آیات (جان در برابر جان، چشم در برابر چشم) مربوط به تقاص در عهد عتیق است، در سمت مقابل، ken نماینده آیاتِ (به کسی که به گونهات سیلی میزند، گونه دیگر را نیز عرضه کن) عهد جدید، به نظر میرسد، که اجرای ایده بخشش را بر عهده دارد. از این روی با پرت کردن خود از برج ناقوس (برج دیده بانی واعلام خطر در قرون وسطا) به جهت هشدار و جلوگیری از کشته شدن Ray، خود را مسیحوار، قربانی میکند! نکته مهم اینکه Ray خارج از جهانبینی هری و کِن در کشاکش عذاب وجدان، تصمیم به خودکشی داشت اما توسط ken از این عمل بازداشته میشود. مکدونا، موقعیت ِin Bruges را دستمایه توجه ویژهتر به مکان، قرار داده است. برای آشکارسازی مانیفستهایِ گانگستری اخلاقمدار، شاید جایی بهتر از بروژ نباشد. شهری با معماری قرون وسطایی که شاکله گوتیکِ خود را در مقایسه با دیگر شهرهای اروپا، حفظ کرده است.
In Bruges، Martin McDonagh 2008 /channel/kamikazhi
بوم و گل: بهرام دبیری
بالای سر هر داستان عاشقانهای، این تفکر، هر چند وحشتناک و نادانسته، آویزان است که چگونه پایان مییابد. درست به این میماند که در عین سلامت و نیرو، بکوشیم به مرگمان فکر کنیم.
تنها تفاوت میان پایان عشق و پایان زندگی این است که: حداقل در مورد دوم، خیالمان راحت است، این آسایش خاطر را داریم که بعد از مُردن چیزی حس نخواهیم کرد. در مورد عشق چنین آسایشی وجود ندارد، چه کسی میداند که پایان یک رابطه؛ لزوماً پایان عشق و قطعاً پایان زندگی نیست...
جستارهایی در باب عشق- آلن دوباتن
قدرت عبارت است از بالقوگی و استعداد و بالقوگی به آینده اشاره دارد؛ چیزی است که باید محقق شود. آینده زمانی است که در آن به خود قول میدهیم. با خود پیمان میبندیم و خود را متمایز میکنیم. گفتهی نیچه که «انسان تنها حیوانی است که پیمان میبندد» با ظرفیت ما برای فرض کردن خود در آینده مرتبط است. ... نومیدی بسیاری از بیماران که به صورت افسردگی، یأس، احساس«من نمیتوانم» و درماندگی مربوط به آن، بیان میشود، میتوان از دیدگاه ناتوانی برای دیدن یا ساختن آینده هم مشاهده کرد.
رولو می
همیشه در زندگی هر کس، یک دماغهی صخرهای وجود دارد که یا به سلامت از آن میگذرد یا کشتیاش به آن میخورد و متلاشی میشود. مشکل اینجاست که تو همیشه نمیتوانی دماغهی صخرهای زندگیات را تشخیص بدهی. گاهی دریا کاملا مهآلود است و تو قبل از آنکه ملتفت بشوی به صخره خوردهای.
دشمن عزیز- جین وبستر
لاندوفسکی از خود در خصوص معنای فعل “حسکردن” سوال میکند: او ادعا میکند که برای دریافت نشانه شناختی این مفهوم باید در سطحی فرازبانشناختی دو معنای گوناگون آن را از هم بازشناخت: “حسکردن” غالبا به معنای “حسکردن چیزی” است: حس کردن منفعلانهٔ فرآیندی که ما را تحت تاثیر قرار میدهد، که ممکن است به متابولیسم درونی برگردد، مانند حالت تهوع [...] یا به چیزی بیرونی مربوط شود، مانند حس نوازش [...] و یا ممکن است ترکیبی از عوامل درونی و بیرونی باشد، مانند داشتن تشویش و ترس.
اما در مقابل این احساس منفعلانه میتوان از “حسکردن کسی” به شکل فعال صحبت کرد: درواقع در اینجا معنای مبتنی بر احساس، یعنی آن معنای حس و ادراک شده تنها در برخورد و تماسی حاصل میشود که در آن سوژه از یک سو حضور حسی زندهٔ دیگری، جهان و یا ابژه را زندگی کند و از سوی دیگر حضور خود و تن خود را تجربه نماید. اینجا صحبت از ساحت حضوری میشود که خود مولد معنا میباشد به عبارت دیگر در این برخورد، سوژه باید طریق “تطبیق” خود با آن دیگری و غیریت را آنسان که برایش در تعامل با آن معنا و ارزشی شکل میگیرد را بازیابد، به گونهای که در این تعامل سوژه با نوعی گشودگی به دیگری فراتر از اینکه صرفا آن را موضوعی بداند که با آن در تماس بوده و حسش میکند، به آن نوعی ویژگی بالقوهٔ سوژه بودن را نسبت دهد، سوژهای که او نیز با حضور خود، حضور ما را حس کرده و در تعاملی فعال با ما قرار میگیرد.
-معنا به مثابه تجربه زیسته، دکتر مرتضی بابک معین
احساساتِ جامعهی امروزی در سه چیز خلاصه میشود: خودپسندی، لذات شهوی و خستگی از زیستن.
یادداشتها- آلبر کامو
آدمی که از پرسیدن دست میکشد در واقع از فکر کردن باز میایستد. چون فکر کردن هرچه باشد، پرسیدن مدامیست برای رسیدن به پاسخ و آن آدمی که فکر نمیکند، سخن هم نمیگوید فقط اصواتی از خود صادر میکند.
روح پراگ- ایوان کلیما
مگر میشود تنها با واژگان و عبارات روشن و خوشرنگ اثری ادبی نوشت؟ سوی روشنِ سکهی زندگی چگونه میتواند بدون قرار گرفتن در کنار سوی منفی آن به چشم بیاید؟ مگر میتوان تابلو و تصویری پیدا کرد که سایه نداشته باشد؟ نور و سایه در کنار هم معنا پیدا میکنند. ما نور را میشناسیم تنها به این خاطر که سایه و تاریکی را در کنارش دارد. به ما میگویند تنها شجاعتها و شهامتها و کارهای خیر را تصویر کن. آخر ما بدون شر و عیب و نقص که نمیتوانیم خیر را بشناسیم و درک کنیم. اصلاً همین مفاهیم خیر و شر از آنجا درک و کشف شدند که همواره در کنار هم زندگی میکردند. حالا کافی است من جهل، رذیلت اخلاقی، سوء استفاده، غرور و تجاوز به حقوق دیگران را به روی صحنه ببرم! سانسورچی فوراً به من مشکوک میشود و مرا متهم به سیاه نمایی میکند. ببینید بنده در به تصویر کشیدن رذایل اخلاقی و جوانب منفی زندگی تعصبی ندارم. از آنها متنفرم. من تنها از باب حفظ منافع هنر است که دارم از آنها حرف میزنم.
استنطاق- فیودور داستایفسکی
میدانم. میدانم که دیگر هرگز به چیزی یا کسی برخورد نخواهم کرد که احساس تندی را در من به وجود آورد. میدانی، شروع به دوست داشتن کسی کردن، اقدام مهمی است. باید نیرو، کنجکاوی، کوری داشت. حتی لحظهای هست، در آغاز، که باید از پرتگاهی پایین پرید: اگر کسی بهش فکر کند، این کار را نخواهد کرد. میدانم که من دیگر هیچوقت نخواهم پرید.
تهوع- ژان پل سارتر
▪️در روز کوهنورد یادی کنیم از لیلا اسفندیاری که جسمش بر فراز قلل هشت هزارمتری آرمیده وروح بلندپروازش در دل کوهستان به صعودهای پایان ناپذیرش ادامه میدهد.
▫️لاله اسفندیاری کجوری راد (۲۷ بهمن ۱۳۴۹، تهران - ۳۱ تیر ۱۳۹۰، گاشربروم ۲) کوهنورد ایرانی بود. وی در کوه گاشربروم ۲ سقوط کرد و جان خود را از دست داد. لیلا اسفندیاری که برای صعود به قلههای گاشربروم ۱و۲ به این کوهستان رفته بود، در دومین تلاش خود، در ساعت ۱۴:۱۵ بعد از ظهر جمعه ۳۱ تیر ۱۳۹۰ (۲۲ ژوئیه ۲۰۱۱) موفق میشود قله گاشربروم ۲ را صعود کند اما در حین فرود دقایقی بعد در بازگشت تیم (۶ مرد و لیلا) از قله به سمت کمپ ۳، در حدود ساعت ۱۴:۳۰ بعد از ظهر به دلیل خستگی و از دست دادن تعادل خود از مسیر دشوار یخی زیر قله سقوط میکند که طول سقوط لیلا ۳۰۰ متر بود و در حدود ارتفاع ۷۶۵۰ متری در مکانی خارج از مسیر در میان صخرهها، بین دو شیب یخی متوقف میشود.
#روز_کوهنورد
@NazariyehAdabi