41092
نخستین فرسته: https://t.me/NazariyehAdabi/4
فاشیسم، ناگهان از آسمان پایین نمیافتد تا مردمانی آزاد و مختار را به زیر سلطه بکشد؛ فاشیسم بر تودههایی مسلط میشود که از قبل به خاطر شیوهی زندگی هرروزهی خود، آمادگی سلطهپذیری را پیدا کردهاند و سبک زندگیای که دارند، آنها را برای فرمانبرداری تربیت میکند.
… آمادگی پذیرش فریب و توهم «جزو ذات بشر است» و میراث فکری یک انسان معمولی عمدتاً از یک سلسله توهمات مکرر تشکیل شده است.. اما آمادگی توهمزدگی که در نهاد بشر است، مانع از توانایی او در فائق آمدن بر این خصیصه نمیشود یا او را از جایگزینی توهمات با وجدانی آزاد و مسئول بازنمیدارد. این چیزی است که اکثر سیاستمداران آن را خوش ندارند، چون انسانها را مطیع و رام خود میخواهند و تنها انسانهایی را میتوان به انقیاد درآورد که با وجدانی گنگ، اسیر اوهام بیشمارند.
«مکتب دیکتاتورها»- مترجم: مهدی سحابی
-اینیاتسیو سیلونه
-Photo: downfall 2004
کاپیتالیسم، سوسیالیسم و کمونیسم قرار ملاقات میگذارند در زمان مشخص، هم کاپیتالیسم میرسد و هم کمونیسم ولی سوسیالیسم دیر میکند. پس از مدتی طولانی سروکلهی سوسیالیسم هم پیدا میشود و میگوید: سلام ببخشید در صف گوشت بودم، کاپیتالیسم میپرسد: صف دیگر چیست؟ و کمونیسم میپرسد: گوشت دیگر چیست؟
«به آن میخندم»، ص ۶۲
-میخائیل میلنیچینکو
دردهای مافوق بشر را حس کرده بود. ساعتهای نومیدی، ساعتهای خوشی، سرگردانی و بدبختی را میشناخت و دردهای فلسفی را که برای توده مردم وجود خارجی ندارد میدانست. ولی حالا خودش را بیاندازه تنها و گمگشته حس میکرد. سرتاسر زندگی برایش مسخره و دروغ شده بود.
با خودش میگفت:
«از حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ!»
این شعر او را بیشتر دیوانه میکرد.
«مردی که نفسش را کشت»
-صادق هدایت
آزادی سیاسی پیش شرط مسئولیتپذیری فردی و انسانیت ماست. هر گامی که به سوی یک جهان بهتر و آینده بهتر بر داریم باید مبتنی بر ارزش بنیادی آزادی باشد.
«زندگی سراسر حل مسئله است»-ص ۱۵۰
-کارل پوپر
درد من این است که در بیداری نیز گرفتار کابوسم ...
-لوئیس بونوئل
انیمیشن "Bimbo’s Initiation"- سال ساخت: 1931- کارگردان: Dave Fleischer
مونتنیِ جستارنویس میگوید: «عظمت روح آدمی به این نیست که با اضطرار بالا رویم و به پیش تازیم، بلکه در توانایی سامان دادن به خویش و محدود کردن خویش است. روح آدمی هر آنچه را بسنده باشد عظیم به شمار میآورد و تعالیاش را اینگونه نشان میدهد که چیزهای معمولی را بیشتر از چیزهای عظیم دوست میدارد». بهعبارتدیگر، عظمت واقعی، مفهوم عظمت را وامینهد و معنا و شادی را در امور عادی کشف میکند.
▪️نامههایی به یک معلم، سم پیکرینگ (نامههای ساموئل پیکرینگ: معلمِ الهامبخشِ فیلم انجمن شاعران مرده)، ترجمهی محبوبه گلافشانی، نشر کرگدن
@NazariyehAdabi
وقتی زمان تراکم اندوهی است
و لحظه لحظه گلویت را می فشارد
وقتی که چشمهايت
در گودنای حفره رخسارت تاب می خورد.
آه
این آدمی چگونه جهان را به دوزخی تبدیل می کند
از یاد می برم تمام شعرهای عالم را
و از گلویم آوایی چون دود برمی آید.
با وسعت کویر نگاهم رها شده ست
و مثل ماسه تنت را می بینم
که آرام و ذره ذره می کاهد و به باد می رود.
از سایه ات که در نفس نور می جنبد
آوای استخوان هایت در چارسوی عالم می پیچد
و سرنوشت ات
از سرزمین خسته ات آن سوتر
بر نیمی از تمام زمین خانه می کند.
این سرنوشت کیست
وز سینه کدام جهنم وزیده است؟
از هر طرف که میروی
آشفته بازمی آیی
و خویشتن را در می یابی.
مائیم و این زمانه
و دیگر کجای عالم را باید شکافت؟
داننده ای نبود و گشاینده ای نبود
جز دست هایت از همه آفتاب
بر رازهای دایمی ات
تابنده ای نبود.
تاریک مانده است زمانت
و اندیشه ات به دایره بام و شام
درمانده است و راه به جایی نمی برد...
-محمد مختاری
آیا حسرت
بسیار ژَرفتر از سَرنیزه
نمیشکافد پهلویت را؟
-شارل بودلر
فریدریش هایک؛ نبرد بزرگ بر سر آزادی
اما روزی ... روزی تمام اینها تغییر خواهد کرد؛ این را به خودم میگفتم، همه همین را به خودمان میگفتیم، داخل و خارج.
«شکستن طلسم وحشت»- آریل دورفمن- مترجم: زهرا شمشЧитать полностью…
آیا مفهوم زندگی این بود که آدم شاهد رجالهبازی یک دسته مادرقحبه بشود؟
نامهی صادق هدایت به حسن شهیدنوراییЧитать полностью…
چگونه فیلمنامه بخوانیم و چگونه جای کاتها را در فیلم مشخص کنیم.
زیرنویس فارسی
@NazariyehAdabi
اجرای قطعه موسیقی معروف فینلاندیا (Finlandia) یکی از مشهورترین آثارِ ژان سیبِلیوس آهنگساز فنلاندی و به رهبری ساکاری اورامو رهبر ارکستر فنلاندی، این اثر در سال 1899 با الهام از تاریخِ کشور فنلاند ساخته شد و نخستین بار در مراسمی برای اعتراض به گسترش سانسور رسانهها از سوی امپراتوری روسیه اجرا شد. اجرا توسط ارکستر فیلارمونیکِ هلسینکی صورت گرفت. برای اجراهای بعدی در فنلاند، برگزارکنندگانِ برنامه ناگزیر از تغییر نام اثر بودند تا مقامهای روسی از اجرا جلوگیری نکنند. لحنِ پُرخروشِ اثر به دنبال دامن زدن به احساسات میهنپرستانهی مردم فنلاند بود.
@NazariyehAdabi
تفاوت سینما با تلویزیون از زبان ژان لوک گدار
▪️50 بازیگر برتر تاریخ سینمای آمریکا به انتخاب انستیتو فیلم آمریکا؛ AFI
▫️هامفری بوگارت شماره یک لیست مردان و کاترین هپبورن شماره یک لیست زنان
@NazariyehAdabi
▪️سکانسی از فیلم «مشق شب (۱۳۶۷)» ساخته چالشبرانگیز و آموزشی عباس کیارستمی
@NazariyehAdabi
فرانسیس بیکن؛ بتهای ذهن چیستند و با ما چه میکنند؟
دموکراسی لیبرال چیست؟ با نگاهی به این دو واژه میتوان گفت لیبرال یعنی باید قدرت دولت بر شهروندان محدود باشد و دموکراسی یعنی شهروندان باید قدرتی بیشتر از دولت داشته باشند. اما این توصیف کوتاه مشکلات موجود در این عبارت را اصلاً نشان نمیدهد. دولت لیبرال ضرورتاً دموکراتیک نیست و دولت دموکراتیک هم ضرورتاً لیبرال نیست. دولتی که در آن اکثریت دموکراتیک بر اقلیتها مسلطاند، به آنها آزادی بیان و دین نمیدهند و حتی اموالشان را مصادره میکنند، شاید دموکراسی باشد اما قطعاً لیبرال نیست. همچنین میتوانیم رژیمی را تصور کنیم که حقوق لیبرال را به رسمیت میشناسد و دخالت چندانی در زندگی شهروندان نمیکند و بنابراین نسبتاً لیبرال است. اما همین جامعهی لیبرال به شهروندانش حق رأی نمیدهد و بنابراین نمیتوان آن را دموکراتیک تلقی کرد. باید اشاره کرد که این دو مقوله عمیقاً درهمتنیدهاند: دموکراسی فاقد حقوق لیبرالی مانند آزادی بیان و مطبوعات فقط اسم دموکراسی را یدک میکشد و دولت لیبرالی که در آن شهروندان قدرت اثرگذاری بر دولت را ازطریق شرکت در انتخابات ندارند هم واقعاً لیبرال نیست.
معمولاً نزاعی میان آزادی و جمع برقرار است. ارتباط بین این دو چندان روشن نیست، چون آزادی فقط در جمع ممکن میشود، اما جمع میتواند تهدیدی برای آزادی باشد. در سنت لیبرال، ایدهی محوری _ با هدف محدود کردن این تهدید _ حقوق است. حقوق اصول مطلقی هستند که هیچ جمع، یا مثلاً اکثریت دموکراتیکی نمیتواند نادیده بگیرد. درواقع ارادهی اکثریت فقط یکی از شروط خیر است و چون در لیبرالیسم حقوق بر خیر ارجحیت دارند، اکثریت نمیتواند خودش را برتر از حقوق فردی بداند.
«فلسفهی آزادی»، ص ۷۳
- لارس اسوندسن
We Forgotten Who We Are
By Crippled Black phoenix
@WhereverIMayRRoam
حقیقت، عدالت و روح انسان؛ گزیدهای ناب از جمهورِ افلاطون
بروس لیپتون: ذهن شما از همان کودکی برای موفقیت و یا شکست برنامه ریزی شده است!
چگونه ذهن خود را از برنامه ریزیهای نادرست رها سازیم؟
@NazariyehAdabi
فلسفهی فیلم «ماتریکس» از منظر افلاطون
ترجمه و زیرنویس: مسعود شایگان
@NazariyehAdabi
ابداع سعدی
در اوراق سعدی نگنجد ملال
که دارد پس پرده چندین جمال
خصوصیت زبان سعدی در دائره نظم محصور نماند و به نثر هم پرتوی افکند. سعدی که در نظم توانا و مکمل استادان پیشین است در نثر مبدع و مبتکرش توان گفت: زیرا زبان فارسی که در شعر ورزیده شده و طی چهار قرن نشو و نما یافته بود در نثر، برعکس، بسوی ضعف و تباهی میرفت.
نخست باید این مطلب اساسی را در نظر گرفت که دانشمندان ایران و ارباب فکر همه بزبان عربی مینوشتند، زبان عربی زبان دیانت و سیاست، زبان رسمی خلافت اموی و عباسی و همچنین زبان مادری امرائی بود که بنواحی مختلف ایران آمده و حکومت میکردند. بالطبيعه وسیله تقرب و پیشرفت مردمانی بشمار میرفت که میخواستند در دستگاه حکومت مصدر کار و امرونهی شوند.
علاوه برین نقل علوم و فلسفه بزبان عربی در دوره اول خلافت عباسی بدان اعتبار بیشتر داد و تقریباً آنرا زبان علمی تمام کشورهای اسلامی گردانید و ناچار دانشمندان ایرانی آثار خود را به لغتی تألیف میکردند که در آن زمان اشرف لغات گفته میشد و برای اصطلاحات علمی و فلسفی آمادهتر بود و تمام اقوام مختلف اسلامی بدان آشنائی داشتند، پس طبعاً در آن خواننده بیشتر پیدا میشد و از همین روست که سهم بزرگ تمدن اسلامی را مرهون فکر و کوشش ایرانیان دانسته اند.
قلمرو سعدی- نگارنده: علی دشتی- ص۶۳Читать полностью…
مستند «آن سوی درختان زیتون»
کتاب صوتی «مسائل کلیدی فلسفه»- نگارنده: جولیان باجینی- مترجم: حمیده بحرینی
نقد فرمالیستی نهتنها توجه را به رابطههای بین عناصر یک اثر هنری جلب میکند، بلکه اغلب همبستگی آن عناصر را در یک کل متحد همچون فضیلتی عالی در نظر دارد. هنگامی که راجر فرای میکوشد نظریهی فرم معنیدار را به ادبیات اطلاق کند، ایدئال ادبی را همچون آفرینش یک ساختارِ همبستهی خودبسنده مینگرد و میگوید: "در دید نسبی، تاکنون کمتر داستانپردازی داستان را یک کل زیباشناسانهی انداموارِ کامل دانسته است." همچنین از «انسجام اندوار کامل» یک تراژدی موفق سخن میگوید. بر همین سیاق مونرو سی. بیردزلی یکی از برجستگان نقد نوین امریکا میگوید که انسجام [یا وحدت] یکی از سه «ملاک کلی» است که بر اساس آنها آثار هنری باید داوری شوند، دو ملاک دیگر پیچیدگی و شدت است. پیشتر ارسطو در فن شعر گفته بود که یک تراژدی یا اثر حماسی خوب باید یک طرح داستانی منسجم داشته باشد که اجزاءِ آن برای ایجاد یک کل منظم در کنار یکدیگر قرار گیرند.
▪️مبانی فلسفهی هنر، آن شپرد، ترجمه علی رامین، انتشارات علمی و فرهنگی
@NazariyehAdabi
🖍 نطقیات برگزار میکند:
دورهٔ آموزشی فلسفهٔ اگزیستانسیالیسم
👤 استاد: دکتر سارا قزلباش (پژوهشگر فلسفه - مدرس فلسفه)
- دانشآموختهٔ دکتری فلسفه
🗓 دوشنبهها از ساعت ۱۸ تا ۱۹:۳۰
🗓 شروع دوره: دوشنبه ۲۹ تیر
🟢 آشنایی با دوره:
اگزیستانسیالیسم (Existentialism) نه یک سیستم فلسفی غیریکپارچه است که تمرکز آن بر تجربه وجود انسانی در جهان است. با توجه به یکی از مهمترین اصول این مکتب فکری، یعنی تقدم وجود بر ماهیت، انسان ابتدا به جهان پرتاب میشود، وجود مییابد و پس از آن از طریق انتخابها، اعمال و تعهدات خود، ماهیت و معنای خویش را بازیافته یا تعریف میکند. به تعبیر سارتر برخلاف اشیاء که ماهیتشان ازپیشتعیینشده است، انسان یک «نیستانگاری» است که آزادی مطلق دارد تا خود را بسازد.
با اینکه به طور کلی مبنای وجودی در اگزیستانسیالیسم متفاوت بوده و خداباورانی چون کیرکگور و مارسل به وجود مطلق الوهی قائل بوده و هستی در نظر آنها با فیلسوفانی همچون هایدگر و سارتر متفاوت است، اما میتوان چندین مؤلفه را وجوه کلیدی اگزیستانسیالیسم دانست:
۱. وجود و آزادی مطلق: اگزیستانسیالیسم انسانیت را بر پایه آزادی بیقید و شرط تعریف میکند. این آزادی منجر به بار سنگین مسئولیت میشود؛ زیرا فرد نه تنها در قبال اعمال خود، بلکه در قبال تمامی بشریت نیز مسئول است، زیرا هر انتخاب، تصویری از انسانیت مطلوب او یا انسانیت در معنای کلی را ترسیم میکند.
۲. اضطراب: اضطراب در این فلسفه یک حالت روانی صرف نیست، بلکه واکنشی هستیشناختی به درک عمق آزادی و مسئولیت است. فرد هنگامی که درمییابد هیچ چارچوب اخلاقی ازپیشتعیینشده یا نیروی ماورایی برای هدایت او وجود ندارد، دچار این احساس تعلیق میشود. سورن کیرکگور این اضطراب را ناشی از مواجهه با «امکانِ امکان» دانسته است.
۳. پوچی (The Absurd): این مفهوم که به ویژه توسط آلبر کامو برجسته شد، بر تقابل ذاتی میان میل فطری انسان برای یافتن معنا، وضوح و نظم در جهان، و سکوت سرد و بیتفاوتی جهان نسبت به این جستجو اشاره میکند. جهان به خودی خود نه خوب است و نه بد، بلکه بیمعنا است. اگزیستانسیالیسم با طرح چگونگی رویارویی با این پوچی، این پرسش را مطرح میکند که «آیا باید دست به شورش زد، تسلیم شد، یا معنایی شخصی خلق کرد؟».
۴. اصالت در برابر عدم اصالت: زیستن اصیل به معنای پذیرش کامل آزادی و مسئولیت خویش و ساختن ارزشها از درون است. در مقابل، عدم اصالت یا ازخودبیگانگی زمانی رخ میدهد که فرد با فرار از آزادی، خود را در جمعیّت حل میکند، نقشهای اجتماعی از پیش ساخته شده برای خود (مانند توصیف مارتین هایدگر از“Das Man) را میپذیرد و مسئولیت وجودی خود را به دیگران واگذار میکند.
۵. مواجهه با امرِ محتوم (Finitude): درک مرگ و نیستی، نه به عنوان یک پایان، بلکه به عنوان عاملی که به زندگی کنونی فوریت و ارزش میبخشد، عنصری حیاتی است. هایدگر تأکید میکند که هستی معطوف به مرگ به عنوان آخرین امکان اگزیستانسیال انسان است و آگاهی به این امر، لازمه زیستن اصیل است.
بدیهی است این فلسفه بیش از آنکه به دنبال پاسخهای نهایی برای معنا و حل پرسشهای وجودی باشد، بر وجوه اگزیستانسیال انسان در مواجهه و طرح این پرسشها و انتخابهای آگاهانه ناشیاز آن تمرکز دارد.
🗂 محورهای بحث:
ـ اندیشه کیرکگور و طرح گزیستانسیالیسم
ـ داستایفسکی و تراژدی انسان بودن
ـ اندیشههای اگزیستانسیالیستی نیچه و بحران معنا
ـ وجوه اگزیستانسیالیسم در نگاه گابریل مارسل
ـ وجود فراگیر و زندگی اگزیستانسیالیستی در فلسفهٔ یاسپرس
ـ مسخ انسانی و وجود بیگانه خودآگاه در اندیشهٔ کافکا
ـ درک پوچی و بحران معنا از نگاه آلبرکامو
ـ دازاین بهمثابهٔ پدیدار اگزیستانسیال وجود در اندیشهٔ هایدگر
ـ آزادی اگزیستانسیال و مسئولیت انسانسازی در دیدگاه سارتر
ـ نیهیلیسم، بیگانگی، فقدان و ساخت آیندهای ناموجود
📚 منابع:
• سارتر، ژان پل. (۱۳۸۸). هستی و نیستی. (ترجمه محمود زند مقدم). تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
• کامو، آلبر. (۱۳۹۵). افسانه سیزیف. (ترجمه ابوالحسن نجفی). تهران: انتشارات نیلوفر.
• هایدگر، مارتین. هستی و زمان.
• Heidegger, Martin. Being and Time. Trans. John Macquarrie & Edward Robinson. Harper & Row.
• Kierkegaard, Søren. The Concept of Anxiety. Princeton University Press.
• Nietzsche, Friedrich. Thus Spoke Zarathustra. Penguin.
• Sartre, Jean Paul. Existentialism Is a Humanism. Yale University Press.
• Macquarrie, John. Existentialism. Penguin Books.
⭕ ارزیابی شرکتکنندگان دورهٔ قبلی دکتر سارا قزلباش
🟢 فهرست دورههای تابستانی نطقیات
📞 برای ثبتنام و مشاوره در خصوص دوره لطفا با آیدی زیر تماس بگیرید:
t.me/nutqiyyat_admin
❇️
🔮 t.me/nutqiyyat
🔮 t.me/nutqiyyatlib
گفت نمردیم و چه چیزها دیدیم. گفتم ای کاش مرده بودیم و نمیدیدیم.
«روزها در راه»
-شاهرخ مسکوب