1118
آوایش و بررسی غزلیات حافظ بر اساس تصحیح قزوینی-غنی: https://t.me/OnlineHafez آوایش و شرح غزلیات سعدی: https://t.me/OnlineSadi شعر پروین اعتصامی: https://t.me/OnlineParvin ادمین: @MaryamFaghihiKia
سلام
با آپدیت جدید تلگرام، یک کامیونیتی درست کردم برای همهی کانالهام..
به اسم:
کانالهای وابسته
شمام میبینیدش؟
ما کلبهی زهد برگرفتیم
سجاده که میبرد به خمّار؟
یکرنگ شویم تا نباشد
این خرقهی سترپوشِ زنّار
غزل ۲۹۴ سعدی - بیت ۳ و ۴
Castbox | Spotify
#کوتاه_مفید
#مریم_فقیهی_کیا
#پادکست #پادکست_فارسی
#پادکست_ادبی #غزلیات_سعدی
#شرح_غزلیات_سعدی
#شکرین_حدیث_سعدی
سلام دوستان
وقت به خیر
مطالب مربوط به جلد اول از کتاب شرح شوق به پایان رسید.
امیدوارم مطالبی که انتخاب کرده بودم برایتان مفید بوده باشد.
فعلا برنامهای برای شروع جلد بعدی ندارم. نیاز دارم کمی علاف و شلخته وقت بگذرانم 😆
اگر نظر و پیشنهادی داشتید، بفرمایید.
🌱
سلام دوستان عزیز
وقت خوب
دربارهی مطلب قبلی توضیح بدم؛
ترکیب مزجی یعنی چند واژه در کنار هم قرار بگیرند و یک ترکیب رو بسازند؛ مثل همایونآثار
ترکیب کسرهدار هم همان ترکیبهای موصوف/صفت و مضاف/مضاف الیه هستند که دو کلمه با کسره به هم مرتبط میشن؛ مثل:
دختر ِ زیبا - کلاس ِ درس
در کتاب آسانخوان حافظ که قرار است چاپ شود این ترکیبهای مزجی با نیمفاصله کنار هم قرار گرفتهاند تا خواننده متوجه شود که مجموعهی این ترکیب را بدون مکث بخواند. از جمله:
کمانخانه - نهانخانه - طربخانه - شرابخانه
- اشکباران - سبکباران - گرانباران - خونبار - مشکبار - جانسپاران - بختیاران - عشقبازی - عشقنوازی - غمزده - پاکدامن - پاکدل - پاکنهاد - خوبرو - خونبها - دلستان - پایبوس - خاکبوس - سیلخیز - شبخیز - زرهمو - صاحبعیار.
توضیحات تکمیلی AI رو در بخش نظرات میفرستم.
#آسان_خوان_حافظ
#ترکیب_مزجی
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
چگونه گروهی از حافظدوستان چنین موضوعاتی را دستمایه برخی اسنادها در زمینه ایراندوستی غیرعادی خواجه قرار دادهاند؟ آیا مثلاً بارزترین شکل ایرانگرایی یعنی همین واژه «ایران» را حتی یک بار در تمامی دیوان حافظ (درست همچون دیگر دیوانهای روزگار او) دیدهاید، یا اگر هم به ندرت آمده آیا نشانهای از مهر به آن بوده است؟
در حالی که هرچه هست شیراز و پارس است و بلخ و خجند و شروان و... به راستی این افسانههای حافظستایان از کجا و بر کدام بنیاد درست بنا شده و این معنای مراد ایشان از ایرانگرایی حافظ از کجا آمده است؟ گفتنی است ذکر پادشاهان و پهلوانان و رویدادهای حماسی در شعر حافظ (و همگنان) هم هرگز نشانه گرایش باستانی یا حماسی او نیست بلکه تنها و تنها با برداشت غنایی از آنها حول محور زوال دولت «اهل شوکت» و ضرورت اغتنام فرصت عیش در دهری چنین بیثبات است و یا اغراضی دیگر که هیچ یک ربطی به امور و معانی مورد نظر حضرات ندارد، و شگفتا از این خلط و خطا.
شرح شوق - جلد ۱ - ص ۵۸۷
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
🍃
اپیزود ۶۱ از پادکست سعدیخوانی منتشر شد.
برای شنیدن این اپیزود در کستباکس به این لینک مراجعه کنید:
https://castbox.fm/va/6030768
اگر کستباکس برای شما هم اختلال داره میتونید از اپلیکیشن تیپاد با این لینک بشنوید:
https://tpod.app/app/i/1732786730
اگر تیپاد رو روی گوشی ندارید، از این لینک نصب کنید:
https://play.google.com/store/apps/details?id=ir.pigi.tehranpodcat2
از صفحهی اختصاصی پادکست سرو در سایت تهران پادکست هم میتونید استفاده کنید؛ با این آدرس:
https://tehranpodcast.ir/sarv-podcast/
حامی این اپیزود: کانال ادبی گاهگفت
او، بهرغم تأثیرپذیری فراوان از تصوّف و عرفان چندان به این شیوه روی خوش نشان نداد. آن نمادگرایی اعتلایافتهای که ذهن او و اندیشهی شاعرانهاش با آن خوگرفته و آمیخته بود کجا و این شیوه کجا؛ شیوهای که اگر آن را «ضدّ شعر» بخوانیم سخنی گزافه نخواهد بود.
بیشترین حدّ از مصطلحات مکتبی پیشگفته در شعر او در این غزل است: «دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند...» (غ ۱۷۸) چهارتا هم بیش نیست: شعشعه، ذات، تجلی و صفات. چند مورد دیگر نیز که در کلّ غزلیاتش آمده نوعاً از اصطلاحات پرکاربرد در اشعار است و غرابت و غموضی ندارد: سالک، سلوک، طریقت، حقیقت، مجاز، وجد، استغنا، کبریا، جمال، جلال، خلوت، اربعین (= چله)، حضور، غیبت، غایب، حال، مقام، حالت، رقص، خرقهبازی، خرقهاندازی، وقت، وقتپرست (= ابن الوقت)، علمالیقین و نظایر اینها. تازه برخی از آنها مثل چند اصطلاح اخیر یا غالباً در مقام طنز و طعن نسبت به صوفیان آمده و یا از موضع انکار و انتقاد در حق اهل زهد و خشکاندیشی، همچون:... نه دانشمند را علمالیقینی (۴۷۴/۱۱).
شرح شوق - جلد ۱ - ص ۵۵۰
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#حافظ_و_عرفان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
عرفان در شعر حافظ تا اندازهای فردی یا شخصی و درونی است، با گرایشی بیشتر به سرشت و گوهره بنیادین عرفان ملل و اقوام مختلف، و تمکینی کمتر به آموزههای فرقهای و مکتبی متصوفه؛ و بیشتر گزینشی است از آنچه باب طبع او و مزاج شعر اوست.
عرفان شعر خواجه (و البته غزل شیخ) بیشتر حاصل اخلاق عرفانی است تا محصول تعلم از، یا تعامل با، صوفیه و معاملت (برزش) عارفانه؛ اگرچه سعدی، مطابق قراین و اطلاعات ما، سلوک عملی را بیش از حافظ تجربه کرده است. این که سعدی را هم پیش می کشم از این روست که به باور راسخ من خطوط اصلی این گونه عرفان همان است که شیخ در غزلش ترسیم کرد و خواجه در عین پیگیری آنها خود نیز چیزهایی دیگر بر آن افزود تا با شعری که میخواهد آینهای تمام نما تر از غزل سعدی نسبت به کل زندگی باشد جوش بخورد.
شرح شوق - جلد ۱ - ص ۳۹۶
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#حافظ_و_عرفان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
اما گروه دوم، در عین این که همگی تحت تأثیر نظام تصوف و عرفان (حالا به هر میزان) قرار دارند، نه تنها به جهان هستی و آفاق و اعیان بیاعتنا نیستند بلکه غزلشان بیشتر عرصۀ حس و لمس است و به امور و احوال و حادثات و زیباییهای جهان نیز نگرنده و گاه نگرانند. بیشتر در طلب آناند که راه درست حس و لمس کردن را به نظر خویش به مخاطب بنمایانند تا او نیز از این خوان بیدریغ بهره گیرد.
... شعر این گروه را، که تعدادشان بسی بیش از گروه نخست است، عرفانگرا میخوانم، درست به همین دلیل و با همین ملاک. سعدی و حافظ شاخصترین در این گروه اند...
شرح شوق - جلد ۱ - ص ۳۶۹
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#حافظ_و_عرفان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
در مواردی در شعر حافظ چنان که خواهیم دید از تصوف و عرفان چونان وسیلهای برای خلق مضامین استفاده شده؛ مطالب گفتنی را در این باره از باب بحث درباره چگونگی تعبیر تجربه و این که تجربه در خدمت مثلاً مدح یا مضمون شعری قرار گرفته مطرح کردهام، نه شک در خود تجربه. خواجه در غزل «دوش وقت سحر...» (۱۷۸) به بیان احوالی عارفانه به عنوان تجربۀ مستقیم یا انفسی در حول گشایش دل و مشاهدۀ تجلّی با لحنی که وجد عارفانه در آن موج میزند پرداخته است؛ چگونه میتوان تحقق این حال را انکار یا در آن شک کرد بی آن که به تبعات آن دچار شد؟
شرح شوق - جلد ۱ - ص ۳۶۷
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#حافظ_و_عرفان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
محمود هومن، از متفکران و فلسفهدانان زمان ما، رند حافظ را با آزاده نیچه میسنجد: آزادگان نیچه (Freigeisterei) «به همه شهرهای اندیشه سفر میکنند ولی در هیچیک از آنها برای همیشه ساکن نمیشوند.» (حافظ چه میگوید ۶۰) این حکم از جهت فراخاندیشی و رواداری رندان جای ایراد ندارد، لیکن میان رند و چنان آزادهای فرقی کوچک است به اندازه یک دنیا: آزادهٔ نیچه نه هیچ قیدی در قبال اعتقاد و اخلاق دینی دارد و نه اساساً نقطه حرکت مشخص و مفروضی، در حالی که آزادگی رند در بندگی اوست: من از آن روز که در بند توام آزادم (سعدی، غ ۳۷۱ و حافظ، غ ۳۰۹).
شرح شوق - جلد اول - ص ۲۹۹
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#رند
#حافظ_و_نیچه
#محمود_هومن
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
ویژگیهای رند از دیدگاه دکتر سعید حمیدیان:
۱) عمل و عبادتی و تقوی و طاعتی ندارند تا بدان غرّه باشند و فخر بفروشند و ریا ورزند.
۲) از سود و زیان جهان فارغاند چون اساساً مال و متاعی ندارند تا از بیشیاش خوش و از کمیاش ناخوش شوند.
۳) توقع نعمت از کسی ندارند تا الزامی به خدمت به او داشته باشند (اگرچه گاهی صفت ناخوش لمپنیسم سبب میشود تا اجیر این و آن برای تحقق مقاصد شخصی یا سیاسی گردند.)
۴) صُلحا و عُباد و علما و دیگر اعیان را به جمع خویش راه نمیدهند تا نه پشت چشم بر این خاکیان نازک کنند و نه وقت عیش را بر ایشان بیاشوبند. اما کافی است خاکی و راحت باشی تا تو را بر چشم خود نشانند و شریک عشرت خویش کنند.
۵) به لقمهای گرسنهاند و به لقمهای سیر؛ پس کمتر به آزمندی دچارند و بسا که آزمندان خنده میزنند. اگر هم گاهی راهی جز دزدی برای گذران نیابند جز به اندازه نیاز برنمیگیرند. پس حتی این کار آنان هم بر کلانخواری و وقفخواری برخی اعیان رجحان دارد.
۶) از معیارهای مرسوم نیک و بد و نام و ننگ برکنارند. معمولاً بر سر این یا آن باور خویش جزم و تعصب نمیورزند و با آن و این درنمیآویزند. از بحث و جدل و نظر و افادهٔ مرام به دورند.
۷) اهل شغل و عمل دیوانی یا ورود به هیچ سامان و سازمانی که برایشان قید و بندی به دنبال آورد نیستند، یعنی نه شیر شتر میخواهند و نه دیدار عرب.
۸) آسانگیر و آسانگذران و به دور از تعارف و تشریفات و تکلفاند.
شرح شوق - جلد اول - ص ۲۹۳ و ۲۹۴
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#رند
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
همچنین اهل وسواس معمولاً دارای اصول اخلاقی گاه جزمی هستند که در ورای آنها مسائلی حل ناشده برایشان وجود دارد ...
چنین کسی یا نمیتواند عارف باشد و یا اگر هم وارد این عوالم شد قادر نیست به کمال آن دست یابد.
صاحبنظران این شعبه علمی بر آناند که افراد اهل وسواس کمتر تمایل به افراط در مستی و بیخودی یا به اصطلاح به سیم آخر زدن (از هر نوع آن) دارند، حتی اگر بسیار از آن سخن بگویند.
شرح شوق، جلد ۱ ، ص ۸۹
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#حافظ_و_عرفان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
دوستانی که کپی کردن در کانالشون فرستادن
این قسمت رو ادیت زدم، ادیت بزنید..
قبل از کپی یا فوروارد یک لایک هم بکنید..
حافظ در شعر همچون میکلآنژ در پیکرتراشی است، تقریباً همه چیز شعر او تراشخورده و پرداختشده است. منشورگونه است بدینسان، که اگرچه در حدود نیمی از غزلها تنوع مضمونی دارد، لیکن این نه از مقوله جهیدن به مقولهای متفاوت است. توضیحات مقالهگونه یا شرح و بسط ندارد بلکه همه مضامین در شاعرانهترین و فشردهترین بیان است، همچنانکه ابهاماتی از رهگذر ایجاز برای بسیاری مخاطبان او پدید میآید. اکثر قریب به اتفاق مضامین او همانهاست که پیشتر دیگران گفته و کهنه کردهاند و کمتر چیزی را از عدم به وجود آورده، لیکن بیشتر آنچه گفته بهترین، پیراستهترین و درخشانترین است. مولانا ابیاتش را میپاشد، چه دُر و چه خزف، اما خواجه به کمتر از دُر سودن و سفتن رضا نمیدهد.
شرح شوق، جلد ۱ ، ص ۸۷
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
صدا: روشنک
ویولن: پرویز یاحقی
🔸هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی
که هم نادیده میبینی و هم ننوشته میخوانی
غزل 474 #حافظ
#روشنک
#پرویز_یاحقی
#آهنگ
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
خواننده: محمدرضا شجریان
🔸 سَمَنبویان غبارِ غم چو بنشینند، بنشانند
پریرویان قرار از دل چو بستیزند، بستانند
غزل 194 #حافظ
#محمدرضا_شجریان
#استاد_شجریان
#آهنگ
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
مولانا را باید بزرگترین و بیپرواترین واژهساز و ترکیبساز در سراسر تاریخ غزل پارسی دانست. او کسی است که در عملگرایی جسورانه و هنجارشکنانهاش در جهت بهکارگیری هر آنچه به هر دلیلی برای بیان اندیشهها و اهدافش مناسب و کارآمد میدید تا مرزهای بیاعتنایی به قواعد و عرف زبان پیش میرفت، همچنانکه مثلاً بارها پسوند «تر» را به اسم پیوست: منتر، سوسنتر، گلشنتر و... نمونههایی را از واژهها و ترکیباتی که با الحاق عناصر صرفی ساخته است.
شرح شوق - جلد ۱ - ص ۵۹۲
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
ترکیب مزجی (ترکیب بدون کسره که حاصل امتزاج یا پیوند کلمات است) عنصری است صرفی در محور جانشینی زبان (paradigmatic axis) که در محور مذکور جانشین واژهها و عناصر صرفی میشود، در حالی که ترکیب کسرهدار (خواه اضافی و خواه وصفی) متعلق به محور همنشینی (syntagmatic axis) است. زبان پارسی در روزگاران باستان، زبانی صرفی (چون عربی) و لاجرم دارای واژههای بسیط بسیار بوده، لیکن در گذار زمان رفته رفته خصلت ترکیبی بر آن غلبه یافته، و بنابراین آرام آرام از واژههای بسیط آن کاسته و بر ترکیبات گوناگون آن افزوده شده است.
شرح شوق - جلد ۱ - ص ۵۹۱
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#ترکیب_مزجی
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
شروح و تفاسیر عرفانی حافظ
نه تنها در ذهنیتبافی از اصطلاحنامهها در گذشتهاند بلکه پندارهای هپروتی و بیمارگونه را بر آنها افزودهاند تا آن گل به این سبزه نیز آراسته شود. مؤلفان آنها جملگی حافظ را صوفیمسلک و شعرش را یکسره در خدمت ابلاغ و تبلیغ ایدئولوژی تصوّف انگاشتهاند، بدون کمترین توجهی به آنهمه مخالفت خواجه با صوفی؛ شاید هم اینها را صرفاً مضامین شاعرانه یا از سیری طبع میدانستهاند. گزافه نینگارید اگر بگویم این تفاسیر در نبود لطایف عبید، کار ضحک و فکاهه را معطّل نمیگذارند.
شرح شوق - جلد ۱ - ص ۵۵۸
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#حافظ_و_عرفان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
مؤلفان بسیاری از اصطلاحنامههای پس از روزگار حافظ، شعر او را به غلط صوفیانه تلقی کرده و واژههای آن را در حکم مصطلحات و رموز شعر صوفیانه دانستهاند، چنانکه شواهد فراوان از اشعار او به شاهد مدخلهای خود نقل کردهاند. برای نمونه، مرآت عشاق حتی بیش از هر شاعر دیگر از ابیات خواجه به عنوان مصادیق واژههای خود سود جسته است.
شرح شوق - جلد ۱ - ص ۵۵۲
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#حافظ_و_عرفان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
به معنای لفظی زردشتی کهنسالِ بادهفروش یا بادهگردان از حدود سه سده پیش از حافظ و به مفهوم نمادین، یعنی پیری ذهنی، تخیلی، آرمانی یا به قولی اسطورهای، دستکم یک سده قبل از او در اشعار سابقه دارد.
... آنچه در باب حافظ به هیچ روی انکارپذیر نیست یکی جلوهی جذاب و جادویی چهرهی این پیر است در شعر او، و دیگر کمال کرامت و جامعیت جوانب این موجود آرمانی.
شرح شوق - جلد ۱ - ص ۵۳۵
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#پیر_مغان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
سعدی به دلیل مخالفت با مشی و منش حلاج حتی یک بار از او به نام یا اشارت در کل آثارش یاد نکرده و به همین صورت از دیگر تندروان تصوف؛ و ستایشهای فراوان حافظ از حلاج نیز نه به دلیل طاماتگوییهای تند او، بلکه صرفاً و دقیقاً از جهت نفس چالاکی و بیباکی او در عالم عشق و شهامتش در بیان مافیالضمیر بوده است؛ مگر خود نمیگوید: چو لاف عشق زدی، سر بباز چابک و چست؟ حلاج نیز مردی است دارای طبع بلند، بی اعتنا به جهان و هرچه در اوست و این دلیل شیفتگی حافظ به اوست.
شرح شوق - جلد اول - ص ۳۸۵
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
گروهی که به طور کلی همه چیز جهان هستی را در وجود و دل خود مینگرد، برای جهان برون یا عرصه حس و لمس بشری هیچگونه اصالت و اعتباری قایل نیست، کل امور و رویدادهای جاری در جهان، از جمله زیباییهای آن را هرگاه پای سنجش با احوال و واقعات درونی به میان آید کوچک و گاه مایه تمسخر میانگارد، و تنها آن هنگام در نظرش ارزش و اعتبار مییابند که در حکم قطرهای باشند پیوسته به بحر حقایق ازلی - ابدی. عین را به ذهن بدل میکند و زمین و تمامی مائدهها و مواهب آن را آسمانی. این گروه را عارفان شاعر میخوانیم و شعر (اینجا: غزل) آنان را عرفانی. سنایی، عطار، مولانا، عراقی، مغربی، شاه نعمتالله، انوار و غیره این سنخ کلی را تشکیل میدهند.
شرح شوق - جلد ۱ - ص ۳۶۸
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#حافظ_و_عرفان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
این نگارنده سالها پیش کوشید تا برای ایشان روشن کند که «رندان پارسا» در حقیقت یک ترکیب شطحی (پارادوکس) است و همچون هر پارادوکس دیگری فقط یکی از دو سو با سوی دیگر معادله در تضاد است، و نه هر دو سو، درست مثل «رند پاکباز»، که معنای دیگر «رند»، برخلاف معنای حقیقی یا اولیه واژه، معنایی والا و فخیم است. همچنین در مباحث آتی خواهیم دید که پارسایی بدون رندی و هشیاری، همان تقوای سادهلوحان و گولان است. اما ایشان در هامش مطلب من به این پاسخ بسنده کردند: «نظر قابل توجهی است.» (مستدرک حافظنامه، ۱۳۶۸، ۱۴۱۴-۱۴۱۵)
شرح شوق - جلد اول - ص ۳۰۳
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#رند
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
🍃
اپیزود ۶۰ از پادکست سعدیخوانی منتشر شد.
برای شنیدن این اپیزود در کستباکس به این لینک مراجعه کنید:
https://castbox.fm/va/6030768
اگر کستباکس برای شما هم اختلال داره میتونید از اپلیکیشن تیپاد با این لینک بشنوید:
https://tpod.app/app/i/1732786730
اگر تیپاد رو روی گوشی ندارید، از این لینک نصب کنید:
https://play.google.com/store/apps/details?id=ir.pigi.tehranpodcat2
از صفحهی اختصاصی پادکست سرو در سایت تهران پادکست هم میتونید استفاده کنید؛ با این آدرس:
https://tehranpodcast.ir/sarv-podcast/
ویژگیهای رند
از دیدگاه دکتر سعید حمیدیان
البته رند در شعر سنایی و عطار و مولوی و ... بررسی شده است و فقط رند در شعر حافظ نیست.
شرح شوق - جلد اول - ص ۲۹۳ و ۲۹۴
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
شخصیتهای اهل وسواس همچنانکه تعداد آثارشان چندان زیاد نیست معمولاً دایره دوستانشان نیز به سبب مشکلپسندی یا آمیزگار نبودن آنچنان گسترده نیست. شاید بتوان این را به وجود حاسدان حافظ از سویی و شعر سرشار از تنش و چالش او از سوی دیگر ارتباط داد. از نظر افرادی از این سنخ، دوست کمتر و گزیدهتر یعنی دوستی ژرفتر، و آسودگی بیشتر. آری، تفاوتی آشکار هست میان زندگی پرهرج و مرج یا شلوغ و پرمشغله مولانا با خواجه، که بهنجاری و فراغت را دوست میدارد، و نیز میان این دو با سعدی، که همه چیز او بر مدار تعادل و اعتدال و مقاومتش در برابر ناملایمات و جفاها هم معمولاً با صبر و سکوت است یعنی مقاومت منفی برای غلبه بر آنها، و یا خجل ساختن خصم صنعتزن خویش با بردباری.
شرح شوق، جلد ۱ ، ص ۸۸
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.
حافظی که در این دفتر میبینید، اگرچه شاعری بس بزرگ است، حافظی کاملاً نسبی و در نقطهای معین از خط ممتد تحولات ادبی است. همه چیزش هم یکسره حسن و کمال نیست؛ غالباً چنین است اما برخی عیوب و کاستیهایی هم دارد و دیگران هم گاهگداری بر او برتری دارند. این حافظ به هیچ روی با مغیبات مرتبط نیست. هرچند هم که از نظر ابعاد انسانی بزرگ باشد زندگیاش - بلانسبت - غالباً مثل ماست: شادیها و خوشیهای جسمی و روحی، تقلاها، فراخیهای زندگی و یا دردها، دشواریها، کشاکشها، درماندگیها، تنگدستیها، وامداریها، داغدیدگیها و... دیگر جهات و جوانب حیات او (درست مثل همشهری نامور او) تقریباً با کم یا بیش چون ماست. ...
آن مقام والای عرفانی را هم بر او بستهاند. ... بزرگی او نیز بیشتر در هنر فوق عادی او و به ویژه از جهات و جوانب شکلی است تا محتوایی، یا به قول زبانشناسان در روساختهای شعر اوست تا در ژرفساختهای آن.
شرح شوق، جلد ۱ ، پیشگفتار، ص ۱۰
#شرح_شوق
#سعید_حمیدیان
#حافظ_و_عرفان
@OnlineHafez | حافظ و من 🌱
.