.
.
≣ 15 قانون کارما که زندگیتان را متحول میکند ✦
📎 کلیک کنید 📎
❣برای اغلب مردم، پاسخ صحیح به اسرار زندگی پس از مرگ، در پشت پردهی شناختن روح پنهان است. این بدان جهت است که ما ذاتاً دچار فراموشی در مورد هویت روح خویشیم. اما اگر پرده را کنار بزنیم و به آگاهی برسیم، رابطهی بین مغز و روح برایمان آشکار میشود.🍃🍃🍃
سفر روح
✍🏻 نوشته ی: #مایکل_نیوتن
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
ıllıllı
🔴 خـودشــنــاســی
🔴 پاڪــســازی روح
🔴 سفــری بــه درون
🔺 جایی برای آرامش و نور
/channel/kundalini_awakening
/channel/kundalini_awakening
/channel/kundalini_awakening
☝️☝️☝️
💯مرگ پایان زندگی نیست
مرگ پایان زندگی نیست بلکه تکمیل کننده و منتهای آن است مرگ بخش درونی از زندگی است زندگی به سبب وجود مرگ است که هست در واقع مرگ، زمینهای است که زندگی در آن جاریست چه چیزی در تو از مرگ وحشت دارد؟ آیا زندگی است که از مرگ میترسد؟
این ناممکن است زندگی چگونه میتواند از روند درونی خودش بترسد! چیزی دیگر در تو؛ از مرگ هراس دارد این نفسego توست که از مرگ میترسد "نفس" هم از زندگی کردن میترسد و هم از مُردن اگر زندگی کنی به مرگ نزدیکتر میشوی و نفس میهراسد اما مرگِ "نفس"، مُردن تو نیست..
مرگِ نفس، امکان زندگی کردن توست "نفس" فقط پوستهای بیجان در اطراف توست که باید شکسته شود در سفر زندگی، گرد و خاکِ تجارب، دانش، گذشته بر روی ما مینشیند و با انباشته شدن، آنها تبدیل به پوستهای ضخیم میشوند که "نفس"را تشکیل میدهد فرد باید برای خلاصی از این گرد و خاک سفر، پیوسته حمام بگیرد در واقع انسان خودِ زندگیست ، بدون آغاز و پایان اما آنچه ما زندگی مینامیم فقط نوعی هویت یافتن با یک ذهن، بدن و شخصیتی مشخص است.
آنچه مرگ میخوانیم چیزی جز بیرون رفتن از آن شکل، بدن و در آمدن از آن ذهنیات نیست بدنها تغییر میکنند و ذهنها دگرگون میشوند تو منزلها را عوض میکنی و اگر با یک منزل زیاد هویت یافته باشی، آنوقت تعویض منزل بسیار دردناک خواهد بود میپنداری که از بین میروی زیرا منزلِ کهنه هویت تو بود،
ولی چنین نیست، تنها منزلها عوض میشوند و خویشتن یکسان باقی میماند آنان که به درونشان نظر افکندهاند، به شناخت جاودانگی نائل گشتهاند. به یک روند بیپایان و جاودانه. مرگ، تحول و تجدید پوسته است کمکی برای زندگی تا از اشکال کهنه و ویران خلاص شود ، تا بار دیگر جاری شود.
#اوشو
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
══ 💛 ══ ❥
🟡 چگونه از کائنات درخواست کنیم؟
👈 خانهی شمــع و انرژی ☟ ☟
✦ Sham_Energi77
▪️▪️
بدن ما دقیقاً چیست و مرگ از چه زمانی به سراغ بدن میآید؟ 🧠🫀
آیا مرگ یک لحظه مشخص است یا فرایندی که در بدن اتفاق میافتد؟
در این بخش از سمینار دکتر مزدافر مومنی، نگاهی متفاوت به بدن، زندگی و مفهوم مرگ داریم.
#دکتر_مزدافر_مومنی
#مرگ
#زندگی
#خودآگاهی
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
🔺محفل بیداری کندالینی 🔺
🔵 آموزش مراقبــه
🔵 ڪندالینــی یــوگــا
🔵 گــروه تبــادل نظــر
👁 باز کردن چشم سوم 👁
/channel/kundalini_awakening
/channel/kundalini_awakening
/channel/kundalini_awakening
☝️☝️☝️☝️
🔺اطلاعات جامع تمام چاکراها🔺
🔗⃟
(( با سابلیمینال ذهنت را با آرزوهات هماهنگ کن ))
♦️ دسترسی به اطلاعات خود برتر
♦️ اگاهی از مسیر و مبدا روحی شما
✴️ هر روز یک قدم به رویاهات نزدیکتر شو!
👇👇👇👇
/channel/subliminalhalekhoob
/channel/subliminalhalekhoob
/channel/subliminalhalekhoob
⩥⩥
زمانیکه ما از فراغ عزیزی بشدت غمگین میشویم این ارتعاشِ سنگین از طریق ابرخودآگاه و تارهای اتری به عزیزانمان هر کجا که باشند چه در زمین و چه در عالم ارواح، انتقال داده میشود .
یاد کردن، دلتنگی گریه کردن و سبک شدن و مرور خاطراتی که در کنار آنها داشتیم یک امر کاملاً طبیعیست و حق هر بازماندهایست، اما اگر این یاد کردن همراه با اندوه سنگین و عدم پذیرش باشد روح عزیزانمان در آرامش نخواهد بود .
هر چه که باشد ما هم خانوادههای روحی آنها و برای آنها عزیز، محترم و ارزشمند هستیم .
بنام حضرت عشق برای تمام عزیزانم که فراغ عزیزی را متحمل هستند، از خداوندِ عشق صبر و آرامش خواستارم .
باشد که اینچنین باد
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
.
.
≣ پاکسازی بدن از انرژی های منفی، ترس، افسردگی و بیماری
📎 کلیک کنید 📎
✅ یک تجربه نزدیک به مرگ زیبا از تحقیقات دکتر سام پرنیا
در این تجربهی نزدیک به برگ, علاوه بر عناصر اصلی اندیئی شاهد اشاراتی به زندگیهای متوالی, انتخاب آزادانه در تولد, حمایت روح راهنما و احتمالا گروه روحی هستیم.
▪️ دکتر پرنیا در کتاب خود با عنوان «حذف مرگ» مینویسد:
کاملترین مورد «تجربه نزدیک به مرگ» مورد زنی از اولین گروه تحقیقاتی من است, که به طور دقیق از «وجودی کامل» سخن میگفت, که او را در طول مدت این تجربه راهنمایی و هدایت کرده بود. در هنگام مصاحبه به من گفت نمیتوان احساسات لطف و عشق و مهربانی عمیقی را که از آن وجود ساطع میشد, به زبان آورد. این زن که در اثر بارداری خارج از رحم دچار خونریزی وسیع داخلی شده بود, بعد از کمک خواستن از یکی از دوستانش از حال رفته بود. او میگوید:
«ناگهان دریافتم کنار خودم ایستادهام و به رشتهای نگاه میکنم که مرا به جسمم متصل میساخت. با خودم فکر میکردم که چقدر نازک و شکننده است. کسی کنارم بود. احساس امنیت کردم و حس کردم میتوانم به او اعتماد کنم. او به من گفت که رشته اهمیتی ندارد و نباید نگران شکنندگی آن باشم.به سمت نور هدایت شدم, این وضعیت شبیه نوعی خلاء بود که میتوانستم در آن پرواز کنم, یا بهتر است بگویم در آن احساس بیوزنی میکردم. تجربهای بسیار عجیب بود. در طول سفر همچنان به عقب نگاه میکردم تا مطمئن شوم همراهم در کنارم است, ولی در پایان سفر به نوعی متوجه شدم که دلم میخواهد به حرکت ادامه بدهم و به انتها برسم.
هنگامی که به نور رسیدم, موجودات نورانی دیگری را دیدم و آنها به آرامی مرا به سمت مرور زندگیام هدایت کردند.در این تجربه دیگران قضاوتم نمیکردند, خودم این کار را انجام میدادم. حضور خودم, میتوانست ذهنم را بخواند و راهی برای پنهان کردن افکارم وجود نداشت. با تجربه کردن رنجی که دیگران به خاطر اعمالم متحمل شده بودند, به آرامی به اشتباهاتم پی بردم. گیج شده بودم چون همه چیز بسیار عجیب به نظر میرسید. هرگز به واژهی «مرگ» اشاره نشد, ولی به نوعی پی بردم در جایی هستم که ارواح کسانی که به تازگی از دنیا رفتهاند, در آن قرار میگیرند...
سوالات بسیاری به ذهنم خطور میکرد, چطور, چرا؟ فقط یک دلدرد ساده داشتم و این درد جانم را تهدید نمیکرد. ارواح به من گفتند که باردار بودهام. پیش از این از بارداریام اطلاعی نداشتم. فکر میکردم این تنها یک دلدرد ساده بود. همچنین به من گفتند که روح فرزندم ابتدا رضایت داده بود که متولد شود و سپس تغییر عقیده داده بود... او قبلا در زندگی عذاب فراوانی دیده بود و هنوز نمیتوانست بار دیگر با زندگی مواجه شود. شاید در آینده با عشق و دلگرمی دوباره به زندگی بازگردد. از آنها خواستم اجازه بدهند روح او را ببینم و برایش توضیح بدهم که در کنار من و همسرم عشق را خواهد شناخت. ما مدتها امیدوار بودیم دوباره صاحب فرزندی شویم. وقفهای ایجاد شد و میشد حدس زد روحی که با من در تماس بود در حال مشورت است. کمی بعد با هم صحبت کردیم. روح بیچاره, واقعا ترس را حس کردم. او در میان برادران نورانی خود که با عشق از او حمایت میکردند احساس امنیت میکرد. از آنها پیام رسید که "روزی خواهد آمد, در مورد او صبوری به خرج دهید."...
📔 حذف مرگ, دکتر سام پرنیا, ترجمه مریم تقدیسی, ص 141-143
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
══ 💜 ══ ❥
🟪 نـور درون • خودشنـاســی
◉ Noore•darooni
▪️▪️
🔻🔺
بعد از مرگ ، مغز انسان تا ۷ دقیقه فعال باقی می ماند، که در این هفت دقیقه خاطرات از ابتدا تا انتها در ذهن انسان مرور می شود...
این حالت را گاهی در هیپنوتیزم (خروج از کالبد ) هم تجربه می کنید.
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
🔻🔻🔻
#سفر_به_جهان_های_معنوی
🔰در اکثریت مردم این اعتقاد راسخ وجود دارد که آدمی چیزی جز گوشت استخوان و خون نیست که آنهم در این دنیا ماندگار نیست.
🔰باید این را بیاموزیم که ما یک «روح» هستیم و به مراتب فراتر از عنصر فانی این جهان میباشیم.
این اعتقاد به فنا بناچار در چهار چوب شرایط و محدویت ها عمل میکند. ومی باید از مقتضیات محیطی اطاعت کند.
🔰بهر حال هر یک از جویندگان باید به نوبه خود این چهار چوب های اعتقادی را شکسته و قدم فراتر از از ایدولوژی های مبتنی بر دو گانگی بنهند.
🔰هر شب پیش از به خواب رفتن تمدد اعصاب کرده و در آرامش روند خواب رفتن خود را تحت نظر بگیرید. توجه تان را در نقطه ای بین ابروان متمرکز کنید. در حین استراحت بدن و سکون ذهن و متعاقب آن، در خلال تغییری که در دیدگاه ذهن واقع میشود و از حالت بیداری بر وضعیت خواب در میایید.
هوشیاری خود را در سطوح آگاهی بر تر حفظ کنید. متوجه خواهید شد، که بدن آرام میشود، افکار نشت میکند، وشنوایی آخرین حسی است که آگاهی انسان را ترک میگوید. در وضعیتی بینابین رها خواهید شد که گویی در حال رویا دیدن هستید.
🔰سپس به وضعیتی وارد خواهید شد که آنرا «هست» یا «بود» مینامند و بارزترین نشانه آن وضوح تصاویر ذهنی است، در حالتی که نه تنها وضعیت نا آگاهانه و مه آلود ذهنی نیست، بلکه سطحی از هوشیاری میباشد که فراتر از محدوده بیان این جهان است.
🔰این دیدگاه گاهی بیش از لحظه ای نمی انجامد و گاهی تا ساعتها ادامه میابد. و پس از تمرین مستمر میتواند تمام شب طول بکشد.
🔅 هنگامی که بدن در حال استراحت است، شما در قالب "کالبد معنوی" بیدار میشوید و در این هنگام است که خود را در ابدیت مییابید. جاییکه حاکمیت مرگ دیگر وجود ندارد. این همان منظوری از آزادی است که این همه در خصوص آن قوانین معنوی اشاره میکند.
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
🔸نمىدانم آیا به تناسخ يا همان زندگیهاى متوالى اعتقاد دارید یا خیر؟!
"بهرحال خواندن اين نوشته بى ضرر است"
🔹روح انسان براى رسیدن به كمال یا دنیاى برتر باید یک دوره ى تکامل را پشت سر بگذارد. این روح بارها و بارها به این دنیا مىآید و بر اساس رفتارى که هر بار پیش مىگیرد، به رده بالاتر یا پایینترى سقوط مىکند. روح ابتدا زندگى نباتى را طى مىکند و پس از آن به زندگى حیوانى و سپس به زندگى انسانى مىرسد. در زندگى انسانى نیز روح ممکن است دهها هزار سال با بدنهاى مختلفى زندگى کند و همانطور که گفته شد در هر بار زندگى بر اساس رفتار خوب یا بدى که انجام مىدهد به درجه ى مختلفى از تکامل مىرسد.
🔹جالب است بدانيد كه ما انتخاب می کنیم چه زمان به اين دنيا بیاییم و چه زمان برویم. ما می دانیم چه موقع کاری را که به خاطرش به زمین فرستاده شده ایم، به انجام رسانده ایم. می دانیم چه وقت زمان تمام شده است و آنگاه مرگ را خواهیم پذیرفت. زیرا می فهمیم که از این دوره ى زندگی چیز بیشتری عایدمان نخواهد شد. و سپس بعد از زمان استراحت و دوباره انرژی گرفتن روح، اجازه خواهیم داشت بازگشت دوباره مان به جسم خاکی را انتخاب کنیم.
🔹در زندگى ممکن است فرد همخوانی را شناسایی کند، یقیناَ جاذبهای در کار است، اما سرچشمه این همخوانی ناشناخته است و تصور واهی است اگر باور کنیم که این اشتیاق، این شناسایی و جاذبه روح به آسانی با شخص دیگری هم یافت خواهد شد.
در اين سفر يا زندگيها، شما تنها نيستيد و معمولاً با جفت روحى خود همراه خواهيد بود. جفت يا مونس روحى، روحيست كه مسير تكاملى خود را همراه با شما طى كرده است و قالباً نقش معشوق يا همسر را ايفا مى كند و البته گاهى هم شما و يا او به تنهايى پا به اين سفر مى گذاريد. شايد هم محکمترین پیوند شما با جفت روحیای باشد که در طول زندگی فعلی شما به جسم نیامده ولى از آن طرف مراقب شما باشد مثل یک فرشته نگهبان. این یک داستان غمانگیز نیست، بلکه مسأله یادگیری است، زيرا كه درس ها و تجربه هاى زيادى هستند كه بايد به تنهايى آموخته شوند.
🔹اين را هم بدانيد كه دين ، مذهب، نژاد، نسل، وضعیت اجتماعی و غیره ؛ محصول فرهنگ و جغرافياى منطقه ايست كه شما در آن به دنيا مى آييد زیرا روح فراتر از اين برچسب هاست و هیچیک از این ویژگیها را ندارد.
🔹برايان ال وايس
كتاب استادان بسيار زندگيهاى بسيار
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
☡☡
آنیتا مورجانی در تد از تجربه زندگی پس از مرگش می گوید و از دیدن حقیقت, نویسنده کتاب کی زمردن کم شدم. زندگی یک هدیه است
که فرد تجربه نزدیک به مرگ داشته یا برون فکنی روح داشته یا امور ماورایی را دیده و انجام داده و بسیار چیزهای عالی و عجیب دیده.
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
.
.
≣ ارتعاش اسم چیست؟چگونه بر فرکانس زندگیتان اثر میگذارد؟
📎 بررسی ارتعاش اسم 📎
.
.
≣ کارما چیست؟ چگونه کارمای اجدادی را پاکسازی کنیم؟ ✦
📎 کلیک کنید 📎
🟣 🌸 خودشناسی °• خداشناسی °•
👇👇👇
/channel/Sham_Energi77
/channel/Sham_Energi77
✔✔
.
.
≣ ارتعاش اسم چیست؟چگونه بر فرکانس زندگیتان اثر میگذارد؟
📎 بررسی ارتعاش اسم 📎
مرگی وجود نداره
سرباز آمریکایی
تجربه نزدیک به مرگ
دنیون با چند تجربه نزدیک به مرگ معتقده مرگی وجود نداره و فقط از این دنیا به دنیای بعدی میریم
#زندگی_پس_از_زندگی #تجربه_نزدیک_به_مرگ
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
اگر میخواهی برای آرامش عزیز درگذشتهات کاری انجام بدهی، از همین جا شروع کن:
۱. پیوندهای ناتمام را سبک کن
اگر احساس میکنی چیزی میان او و کسی ناتمام مانده، اگر دلخوری، بدهی، حرف نگفته یا زخمی باقی مانده، تا جایی که میتوانی آن را جبران کن و رضایت قلبی بگیر
۲. از روح عزیز درگذشته در دلت رضایت بگیر و رضایت بده
در سکوت، چشمهایت را ببند و بگو:
«اگر چیزی میان ما ناتمام ماند، من با عشق رهایش میکنم»
«تو را میبخشم و از تو هم آرامش و بخشش میخواهم»
«برو سبک، برو آزاد، برو در نور»
۳. به نیت او یک کار مهربانانه انجام بده
لازم نیست کار بزرگی باشد.
گاهی یکمشت گندم برای پرندگان، آب دادن به یک گیاه، کمک کوچک به یک انسان، غذا دادن به یک موجود زنده، یا شاد کردن دل کسی، میتواند موجی از عشق بسازد
۴. او را با خاطرات خوب یاد کن
روحها با سنگینی غم آرام نمیگیرند؛ با عشق آرام میشوند.
بجای اینکه فقط لحظهی رفتنش را تکرار کنی، روزهای خوبش را به یاد بیاور
لحظههایی که بودنش زندگی تو را گرمتر کرد.
۵. برای حضورش در زندگیات سپاسگزار باش
به او بگو: سپاسگزارم که بخشی از مسیر زندگی من بودی
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
══ 💚 ══ ❥
🟢 از افســردگــی تــا آرامــش
👈👈 با سـابـلـیـمـیـنــال
❖ SubliMinal•Halekhoob
⚘️⚘️
❚▷
◻️ آیا روح پس از مرگ، در زمین گرفتار میشود؟
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
❣اگر مرگ پایان همه چیز ما باشد، بهراستی زندگی بیمعنا و بیهوده خواهد بود.
اما نیرویی درونی به انسانها این توان را میدهد، که به جهان پس از مرگ، ارتباط و وابستگی به یک نیروی برتر و همچنین به جاودانگی روح اعتقاد پیدا کنند.
اگر ما واقعاً دارای روح هستیم، پس این روح بعد از مرگ جسم به کجا میرود؟
#سفر_روح
✍🏻 #مایکل_نیوتن
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
🟦 آرامـش بـا چـاشـنــی عـرفــان
/channel/noordarooni
/channel/noordarooni
☝️☝️☝️
🔻🔺
مراقبه ای برای دیدن زندگی های گذشته⬇️
🔰ملاقات با روح راهنما
🔰یه تجربهی باحال ماورایی
🔰هدیه برای اعضای کانال
🛇 پیش نیاز:
مهارت نسبتاً خوب در مدیتیشن
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
🔻#تجربیات_نزدیک_به_مرگ
📌 شبی که من مردم، شب سردی بود و برف سبکی هم میبارید. 27 ژانویه 1997 من در آسپن کلورادو اسکی میکردم. دوست دخترم هم همراه من بود و دوست داشتم او را تحت تاثیر حرکاتم قرار دهم که ناگهان به درخت کاج سخت و سفتی خوردم. ضربهای که به من خورد مرا بیهوش کرد. متوجه شدم که در ارتفاع چند پایی از بدن خودم هستم. تلاش دوست دخترم برای احیای من بیفایده بود.
📌 او شروع به فریاد زدن کرد تا از اسکیتبازهای دیگر کمک بگیرد. ناگهان یکی از تماشاچیها گفت: «ببینید! داره ازش خون میره.» من هم کنجکاو شدم و متوجه شدم که از سمت راست صورتم که روی برف بود خون میآید. دوست دختر کلاه پشمی سفیدش رو درآورد و با دقت زیر سر من گذاشت. این بالش تازه به سرعت قرمز شد، من به این فکر میکردم که باید یک کلاه تازه برای او بخرم. من به دنبال گشت اسکی رفتم و دیدم بدن بیحس مرا بلند کردند و از روی بلندی پایین گذاشتند.
📌 ظاهرا این طور به نظر میرسید که آمبولانس هیچ وقت نخواهد رسید به همین خاطر تصمیم گرفتم به سمت شهر حرکت کنم و ببینم آیا چیزی میبینم یا خیر؟ من اصلا نگران نبودم فقط کمی عصبی شدم که چرا در حالی که دارم میمیرم آنها دیر عمل میکنند. من متوجه آمبولانس شدم و به قسمت عقب که محل کمکهای اولیه بود رفتم. طوفان برف به یک کولاک تمام عیار تبدیل شد که باعث شد راننده آمبولانس به چپ و راست منحرف شود. من متوجه شدم که هر دفعه او با صدای بلند فحش میداد. من با صدای بلند به او گفتم: «آهای! محکم بگیرش.» در اینجا چیزهای عجیبی رخ داد. با اینکه برف خیلی سنگین بود میتوانستم از میان آن همه چیز را به خوبی ببینم. متوجه شدم که دانههای برف از یک قدمی من میگذرند، و من کمی نورانی ودرخشان بودم. سرما را اصلا حس نمیکردم. میتوانم احساسات افراد درگیر در این حادثه را درک کنم. همه چیز مانند یک فیلم سینمایی بود. آمبولانس به آرامی در خیابانها در حرکت بود و من درون و بیرون آن شناور بودم.
📌 ناگهان تمام حواس من از بین رفت و من متوجه شدم که در بعد دیگری در فضا هستم. همه چیزهای نگرانکننده از بین رفت و احساس آرامش واقعی داشتم درست مانند اینکه به خانه برگشتم و غرق در عشقی هستم که از چیزی آشنا و گرم ساطع میشد. میدانم که عجیب است اما حس میکردم که به بخشی از چیزی بزرگ که در جهان وجود دارد تعلق دارم. نمیتوانم صرفا با واژه این مکان را توصیف کنم، این طور به نظر میرسید که همیشه آنجا بوده است و بخشی از همه چیز بوده است و خواهد بود. من مکان زیبای بنفش رنگی دیدم و حس کردم که موجودی که عشق بو از من –در ذهنم- پرسید: «دوست داری اینجا بمانی یا بازگردی؟» من به روزهایی که باید در کالج باشم فکر کردم و گفتم اگر الان برگردم بعدها میتوانم دوباره به اینجا بیایم؟ خنده دوستانهای کرد که باعث خنده من هم شد و در یک چشم به هم زدن من در دنیای درد و رنج بودم. به من گفتند به مدت سیزده ساعت بیهوش بودم. درک همه چیزها سخت است.
📌 بعد از آن حادثه من خیلی فرق کردم. در واقع نمیتوانستم درباره آن با کسی حرف بزنم زیرا آدمها چیزی در این مورد نمیدانند و فکر میکنند من دیوانه شدهام. من زندگی را جدی گرفتم و به روانشناسی، مذهب، فلسفه و هر چیزی که بتوانم حقیقت را در آن جستجو کنم مثل ادبیات، سخنرانیها و ملاقاتها علاقهمند شدم. والدین من تغییرات مرا دوست داشتند اما دوست دخترم از من جدا شد. همه چیز به خوبی تمام شد؛ من فکر کنم دوست دخترم خیلی ترسید وقتی ماجرای کلاه و تمام مکالماتش را با تیم اسکی برایش گفتم. این که میدانم بالاخره روزی به آن مکان آرام و سرشار از عشق بازمیگردم برایم خبر خوبی است. من دیگر از مرگ خودم و یا مرگ پدربزرگ و مادربزرگم هیچ هراسی ندارم.
منبع:
وبسایت جهانی تجربیات نزدیک به مرگ
www.nderf.org
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg
🔹🔹
🌔همه نگران و سراسیمه بودند و از نجات من ناامید شده بودند، ولی من نیازی به کمک آنها نداشتم. سرِحال و شاد بودم، از هر زمان دیگری شادتر. بهعلت حس پذیرفتهشدن و عشقی که در آن حالت تجربه میکردم آرامش داشتم. قدرت آن بیش از هر چیزی بود که تا کنون حس کرده بودم.
🌔سپس متوجه شدم که همه چیز را میدانم. همهچیز خیلی ساده است، اما انسانها آن را سخت میکنند درحالیکه نیازی به این کار نیست. چیزی که آن لحظه دانستن آن برای من مهم بود این بود که چرا نمیتوانیم از همة ظرفیتهای مغز خود در زندگی استفاده کنیم.
🌔ما در زندگی زمینی دانشی داریم که همیشه با ما هست، اما برای زندگی و یادگیری آنچه که باید بیاموزیم باید درک رنج عاطفی، درد جسمانی، تنهایی مطلق و بیچارگی کامل در ما ایجاد شود و رشد کند. مدتهاست که در زندگی زمینی و درست وقتی که قلب ما می تپد بخش های مهمی از مغز غیرفعال بوده است و تناقض اینجاست که وقتی قلب از کار باز میایستد دانش کامل به ما باز میگردد!
تجربة نزدیک به مرگ رومانا بی
──═ 🧚♀ ═──
@PasAz_Marg