politicology | Unsorted

Telegram-канал politicology - سیاست شناسی

5366

شناخت مفاهیم سیاست به بیان ساده با هدف تحلیل واقع بینانه رویدادهای سیاسی این کانال هوادار هیچ جناح،حزب و گروهی نیست انتشار مطالب به معنای تایید آنها نیست ارتباط با ادمین @politicoadmin

Subscribe to a channel

سیاست شناسی

❇️✴️ حکومت‌های مطلقه، تصمیمات زیان‌بار

✍️ رضا احمدی


🔻 حکومت‌ها نقش اصلی در توسعه و عقب ماندگی ملت‌ها دارد. تصمیمات آنها موجب عزت یا ذلت ملت ها خواهد شد حکومت‌های مطلقه نسبت به تصمیمات خود به هیچ کس پاسخگو نیستند. در این نوع حاکمیت حقوق مالکیت به رسمیت شناخته نمی شود و با نهاد های اقتصادی و سیاسی مستقل، سر ستیز دارند.
در نتیجه مردم در ناامنی به سر می برند، و عرصه بر همه تنگ می شود. دستگاه قضائی مستقلی برای دادخواهی شکل نمی گیرد. سلاطین با حکومت مطلقه خود خالق تصمیمات زیانبار بودند.
🔻 هنگامی که شاه عباس کبیر به قدرت رسید، کشور در آستانه ی فروپاشی قرار داشت. اقتصاد، سیاست و تجارت، گروگان سرداران قزلباش بود. آنها  شاه برکنار می کردند و  شاه را به سلطنت می رساندند. وزیر، و ولیعهد را می کشتند، ولیعهد تعیین می کردند. هر قسمت از کشور تیول سرداری بود.
ایالت گرجستان، ارمنستان، تبریز، ارومیه، همدان و کردستان در اشغال عثمانی قرار داشت. سمرقند، بخارا، مرو، هرات، مشهد، نیشابور و...در اشغال ازبک‌ها بود. قندهار در اشغال تیموریان بود. هند و جزایر جنوب، قشم، هرمز و بندرعباس در اشغال پرتغالی‌ها قرار داشت.

🔻 جذب کارشناس خارجی
شاه هفده ساله، با اهم و مهم کردن مسائل پیشرو، بدور از احساسات و براساس مصالح ملی، واقعیت های پیشرو برنامه ای تدوین نمود. ابتدا با همه ی تلخی ها با عثمانی قرار داد صلح امضا کرد و مناطق اشغالی را به آنها واگذار نمود.
شاه عباس که تصمیم به حذف قزلباش گرفته بود. ابتدا ارتش جایگزین را پایه گذاری کرد. او از فرزندان اسرای گرجی، ارمنی و چرکس، ارتش چهل هزار نفری تأسیس کرد. برای آموزش نظامی تعداد کارشناس نظامی انگلیسی را استخدام کرد، گروه شرلی آموزش های نظامی ارتش ایران را براساس ارتش اروپا آغاز کردند. رابرت شرلی کارگاه های توپ سازی راه اندازی کرد و ارتش ایران را به توپخانه مجهز نمود.
🔻 پس از تاسیس و آموزش ارتش جدید، شاه عباس طرح برکناری سرداران قزلباش را به اجرا در آورد و بسیاری از آنها را از مناصب نظامی خلع کرد. همزمان قدرت اقتصادی آنها که مبتنی بر تیول اراضی ایالت های مختلف بود، ملغا نمود و به اراضی خاصه ی شاهی تبدیل کرد.

🔻تصمیم زیانبار
شاهزادگان ایرانی در عهد باستان از کودکی به یکی از ایالت ها فرستاده می شدند تا زیر نظر یکی از سرداران یا استاندران تعلیم و تربیت شوند و آماده پذیرش مسئولیت گردند. تا عصر شاه عباس هم این سنت وجود داشت.
از زمان فوت شاه طهماسب اول و تا آغاز پادشاهى شاه عباس اول در مدت دوازده سال، پنج بار تاج و تخت صفوى به سبب همدستى سرداران قزلباش با یکى از شاهزادگان آن خاندان، دست به دست گشته بود؛ از جمله خود شاه عباس نیز با همدستى جمعى از سران قزلباش به قدرت رسید. بر اساس تجربه، شاه همواره پسران خود را از معاشرت و مصاحبت با بزرگان کشور و سرداران سپاه باز مى‏داشت.
شاه عباس پنج پسر داشت  یکی از آنها مخفیانه با همدستی سرداران قزلباش اقدام به شورش کرده و کشته شد. دو پسر دیگرش که مظنون به طراحی توطئه کور شدند و دو تن در کودکى درگذشتند.
شاه به این جمع بندی رسید که رابطه شاهزادگان را با بیرون قطع نماید.
این اقدامات ناثواب شاه عباس اول، در تغییر سبک تربیت شاهزداگان، برخلاف سنت جاری در تربیت شاهزادگان بود، شاه روش دیگری تعیین کرد، که آنها در قصرها محبوس شوند و زیر نظر خواجگان و زنان حرم تربیت شوند تا شاهزادگان آلت دست فتنه گران قرار نگیرند. شاه عباس کبیر به پیامده های مصیبت بار این تصمیم توجه نداشت.
🔻 شاهزادگان دست آموز خواجگان و حرمسرا، مقدمات سقوط دولت صفویه و فرو پاشی ایران را مهیا ساختند. پادشاهان بعد از شاه عباس اول، دست پرورده و آلت دست خواجگان و زنان بودند. آنها تحت تاثیر فضای حرمسرا، بهره ای از کشورداری، رزم، تدبیر امور نبردند، و تا کنون در کوچه و بازار مردمی که باید بر آنها حکومت کنند را ندیده بودند. حتی اسب سورای نمی دانستند. چگونه می‌خواستند کشوری را مدیریت و اداره نمایند؟
🔻شاهان بعد از شاه عباس کبیر جز به شراب، زن بارگی میلی نداشتند، و بدین صورت به سلطنت می رسیدند. نمونه بارز این تربیت، شاه سلطان حسین بود، که فردی بی اراده، ترسو، بی تدبیر زن باره و شهوتران که آلت دست حرمسرا قرار داشت.
#حکومتهای_مطلقه

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

✴️🔼 تونی بلر: ایران روی عقب‌نشینی آمریکا حساب نکند

تونی بلر، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، می‌گوید تهران ممکن است عزم آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس را دست‌کم گرفته باشد.


او در کنفرانس گاستک بانکوک مدعی شد ایران فرصت دستیابی به توافق را از دست داده و احتمالاً با تکیه بر برخی تحلیل‌های رسانه‌های غربی، تصور می‌کند واشنگتن سرانجام کوتاه خواهد آمد.

بلر می‌گوید همه خواهان پایان جنگ هستند؛ اما نه به قیمتی که بحران بزرگ‌تری برای آینده ایجاد شود.

آیا تهران واقعاً روی فرسوده‌شدن اراده آمریکا و متحدانش حساب کرده است؟


✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ گلوله ؛ پاسخِ اعتراض در خیابان !

✍ جعفر بخشی بی نیاز


🌐 سردار رادان فرمانده کل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در اظهاراتی قاطعانه بیان داشته‌اند که هر فردی که به فراخوان دشمن برای اعتراض در خیابان‌ها لبیک بگوید ؛ دشمن تلقی شده و با او همانند دشمن برخورد خواهد شد. ایشان تأکید کرده‌اند که نیروهای تحت امرشان آماده مقابله با هر گونه ناآرامی هستند و دستشان روی ماشه است تا از انقلاب ؛ مردم و وطن دفاع کنند. این سخنان واکنش‌های تند و متفاوتی را در جامعه در پی داشته است. به ویژه با توجه به وضعیت اقتصادی نابسامان حاکم بر کشور. منتقدان معتقدند که در شرایطی که تورم افسار گسیخته ؛ گرانی کمر شکن و اختلاس‌های گسترده ؛ سفره مردم را کوچک کرده ؛ طرح اینگونه تهدیدها نه تنها دردی از مشکلات جامعه دوا نمی‌کند بلکه به نارضایتی‌ها نیز در سطحی گسترده دامن می‌زند.

🌐 خب سوال این است که اگر شهروندی به دلیل مشکلات معیشتی و اقتصادی قصد اعتراض داشته باشد اگر به خیابان نیاید ؛ به کجا باید مراجعه کند؟ آیا مراجعه به نهادهای مسئول و بیان مشکلات ؛ راهگشا خواهد بود؟ آیا مسئولین به نداهای مردم در خصوص گرانی ؛ فساد و چپاول ثروت ملی گوش فرا می‌دهند و با مفسدان برخورد می‌کنند؟ نکته قابل تأمل دیگر اشاره به نارضایتی حتی در میان نیروهای خودی ست. ویدئوهایی که اخیراً در فضای مجازی منتشر شده و در آن‌ نیروهای امنیتی از مشکلات معیشتی خود گلایه می‌کنند ؛ نشان‌ دهنده عمق بحران اقتصادی در کشور است. در چنین شرایطی اگر پاسخ اعتراضات خیابانی گلوله و سرکوب باشد ؛ طبیعی ست که مردم از حضور در خیابان‌ها پرهیز کنند. اما این سوال اخلاقی ؛ شرعی و عرفی مطرح می‌شود که مسئولین در قبال این وضعیت چه تکلیفی دارند؟ آیا صرفاً با تهدید و ارعاب می‌توان بر مشکلات فائق آمد و مردم را ساکت کرد یا باید به فکر راه‌ حل‌ های اساسی بود؟

🌐 به جای رویکرد تهدید آمیز ؛ شایسته است مسئولین به جای سرکوبِ مردم ؛ یقه مدیران ناکارآمد و ترک فعل‌ کننده را بگیرند. همان مدیرانی که در عرصه اقتصاد ؛ ارز ؛ بنزین ؛ دارو و سایر مایحتاج ضروری به ملت خیانت کرده‌اند. برخورد قاطع با این دسته از مدیران نالایق نه تنها اعتماد عمومی را جلب خواهد کرد ؛ بلکه می‌تواند مردم را به حاکمیت و نیروهای انتظامی هم امیدوار کند و از تنفر احتمالی به دوستی و همراهی تبدیل سازد. در نهایت باید پرسید که آیا رویکرد دست روی ماشه‌ می‌تواند ضامن امنیت و آرامش پایدار در کشور باشد یا صرفاً به بحران‌های عمیق‌تر منجر خواهد شد؟ پاسخ به این سوال ؛ نه در تهدیدها بلکه در عمل گرایی ؛ عدالت‌ محوری و شنیدن صدای مردم نهفته است. مردمی که این روزها انگار خدا هم صدایشان را نمی شنود.

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ چهار سال بعد؛ وقتی تیر آخر به خودِ قدرت برگشت

✍ مهشید معراجی


چهار سال پیش، وقتی خیابان‌های ایران پر از اعتراض بود، هشدار داده شد که با جامعه نمی‌شود تا ابد با باتوم و گلوله حرف زد. گفته شد سرکوب، بحران را حل نمی‌کند و فقط آن را به زیر پوست جامعه‌می‌فرستد ؛ اما کسی گوش نکرد.

اعتراضات مهسا آمد و سرکوب شد اما مسئله از بین نرفت.

دی ۱۴۰۴ رسید؛ این‌بار خشم عمیق‌تر، شکاف بزرگ‌تر و هزینه سنگین‌تر بود. گزارش‌های مختلف از کشته‌شدن هزاران نفر حکایت داشت اما باز هم پاسخ، امنیتی بود نه سیاسی. همان هوش سیاه امنیتی ها ، باز هم پشت فرمان ماشین نفرت پراکنی نشست و همچون گذشته به هدف خود رسید.

در میانه همین بحران، با شروع جنگ، رهبر و بدنه فرماندهی نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی طی ۴۰ روز و به مرور در حملات آمریکا و اسرائیل حذف شدند؛ رخدادی که معادله قدرت را وارد مرحله‌ای کاملاً متفاوت کرد.

اتفاقی که انتظار میرفت با تاثیر بر روی احساسات عموم مردم آنچه از کم کاری ها و بدکاری ها و خرابکاری های گذشته به جا مانده ترمیم کند و شکاف بین مردم و حاکمیت را بهبود بخشد اما نشد. در نهایت حاکمیت به این نتیجه رسید که پرونده ی هر آنچه از دو شب جهنمی ۱۸ و ۱۹ دیماه باقی مانده است را با اعدام ، مجازات حبس و ... ببندد.

اینجاست که حرف هانا آرنت دوباره معنا پیدا کرد: خشونت می‌تواند اطاعت بگیرد؛ اما مشروعیت تولید نمی‌کند.

می‌توان خیابان را خالی کرد؛ اما نمی‌توان خشم را از بین برد.
می‌توان اینترنت را قطع کرد؛ اما نمی‌توان حافظه مردم را قطع کرد.
می‌توان منتقد را حذف کرد؛اما نمی‌توان پرسش را حذف کرد.
و می‌توان با تبلیغات، واقعیت را برای مدتی وارونه نشان داد؛ اما نمی‌توان برای همیشه فاصله میان زندگی واقعی مردم و روایت رسمی را پنهان کرد.

اما مشکل امروز جمهوری اسلامی دیگر فقط یک اعتراض خیابانی نیست چرا که بحران از خیابان عبور کرده و به خودِ ساختار قدرت رسیده است.

اقتصاد فرسوده است.
اعتماد عمومی آسیب دیده است.
جامعه خسته و عصبانی است.
جنگ، فشار خارجی را تشدید کرده است.
تحریم‌ها نفس اقتصاد را گرفته‌اند.
و پس از مرگ رهبر، مسئله جانشینی و شرایط پیچیده و غیر قابل درک آن به یکی از حساس‌ترین گره‌های سیاسی کشور تبدیل شده است.

یعنی آنچه چهار سال پیش یک اعتراض تلقی می‌شد، امروز به مجموعه‌ای از بحران‌های پیچیده تبدیل شده و دیگر یک هشدار درباره آینده نیست بلکه توصیف وضعیت امروز است.

جمهوری اسلامی هنوز وجود دارد، اما وجود داشتن با  باثبات بودن یکی نیست و این ساختار سیاسی ممکن است سال‌ها سرپا بماند، در حالی که از درون فرسوده شده‌ و خطرناک‌ترین لحظه برای یک حکومت، الزاماً لحظه‌ای نیست که مردم به خیابان می‌آیند،
بلکه لحظه‌ای است که قدرت دیگر نمی‌تواند میان ترس و رضایت، میان سکوت و همراهی، تفاوتی واقعی ایجاد کند.

چهار سال پیش پرسش این بود که آیا جمهوری اسلامی از این بحران عبور خواهد کرد یا نه ؛ امروز پرسش تغییر کرده است:
اگر قرار باشد جمهوری اسلامی به همین شکل ادامه پیدا کند، چه چیزی از ایران باقی خواهد ماند؟ و این شاید تلخ‌ترین نتیجه چهار سال گذشته باشد: مسئله امروز فقط بقای جمهوری اسلامی نیست.مسئله، بهای بقا و ادامه آن است.

اگر هر بار برای حفظ قدرت، جامعه هزینه بدهد؛
اگر هر بحران با سرکوب پاسخ بگیرد؛
اگر هر شکست با توطئه دشمن توضیح داده شود؛

بالاخره روزی می‌رسد که مسئله دیگر این نیست که قدرت چگونه می‌ماند ، بلکه این است که قدرتی که برای ماندن، همه‌چیز را هزینه می‌کند، در نهایت چه چیزی برای ماندن خواهد داشت؟

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ هنر مُلک‌داری آن است که آن رخنه را نه با خاموش کردن مطالبه، بلکه با برطرف کردن بی‌عدالتی ببندد

✍حسین قتیب


شهریاران و دولت‌ها غالباً نه از آن‌جا می‌شکنند که دشمن نیرومند است، بلکه از آن‌جا که در بنای خویش شکافی را دیر دیده‌اند، یا دیدن آن را به مصلحت ندانسته‌اند. دشمن، دیوار استوار را نمی‌شکافد؛ رخنه را می‌جوید.

مسئله زنان در ایران سال‌ها یکی از همین رخنه‌ها بود. زن ایرانی در آموزش، دانشگاه، تخصص، فرهنگ، اقتصاد و ارتباط با جهان پیش رفت، اما حقوق مدنی و سهم او در قدرت سیاسی و بسیاری از عرصه‌های تصمیم‌گیری به همان اندازه پیش نرفت.

شکافی پدید آمد میان آنچه زن ایرانی در واقعیت جامعه شده بود و جایگاهی که قانون و سیاست برای او به رسمیت می‌شناخت.
این شکاف فقط مسئله‌ای درباره زنان نبود؛ مسئله‌ای درباره قدرت ملی ایران بود.

هیچ کشوری نمی‌تواند نیمی از جامعه خود را توانمند کند، آموزش دهد، به عرصه عمومی بیاورد، اما در حقوق و مشارکت سیاسی همچنان با منطق روزگاری دیگر با او رفتار کند و انتظار داشته باشد این فاصله بی‌هزینه بماند.

با این همه، هنگامی که جنگ و خطر بیرونی فرا رسید، بسیاری از همان زنان نشان دادند که مطالبه حق، به معنای بریدن از ایران نیست. بسیاری از آنان که از تبعیض، محدودیت و نابرابری ناراضی بودند، در لحظه تهدید در کنار کشور خود ایستادند.

این شاید مهم‌ترین درس باشد: شهروندی که حق می‌خواهد، لزوماً دشمن دولت یا وطن نیست.
چه‌بسا کسی که برای حق خویش سخت‌تر سخن می‌گوید، هنگام خطر نیز سخت‌تر پای سرزمینش بایستد.
خرد کشورداری در آن است که این سرمایه را علیه خود نکنیم.

حقوق زنان امتیازی نیست که دولت در روزهای آسودگی ببخشد؛ بخشی از استحکام ملی است. ایران هنگامی نیرومندتر است که زن ایرانی احساس کند همان سرزمینی که در روز خطر از آن دفاع می‌کند، در روز آرامش نیز شأن، آزادی، حق و سهم او را به رسمیت می‌شناسد.

منافع ملی فقط با موشک، مرز و ارتش حفظ نمی‌شود. استحکام ایران به پیوند میان دولت و جامعه نیز بسته است.
دشمن رخنه را می‌جوید؛ هنر مُلک‌داری آن است که آن رخنه را نه با خاموش کردن مطالبه، بلکه با برطرف کردن بی‌عدالتی ببندد.

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ #رضاشاه_پهلوی در سفرنامه خوزستان خود می‌نویسد:

وقتی نخست‌وزیر بودم با وجود اینکه همواره بقای سلطنت احمدشاه را ضمانت میکردم اما او مرتباً از خارجی‌ها درخواست حمایت میکرد؛روزی که او از مسیر قزوین عازم پاریس بود.
از طریق نزدیکان خود به او پیام رساندم که مسافرت‌های پی در پی به فرنگ شایسته شاه مملکت نیست اما احمدشاه به رئیس‌دفتر من صریحاً گفته بود که خداوند او برای برای تماشای خرابه‌های قزوین و تاکستان و غیره خلق نکرده! و هر روزی که در ایران باشد یک روز از تماشای مناظر دلگشای پاریس عقب مانده و عمر گران‌بهای خود را تلف کرده!

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

✴️🔼 ۹ هزار پرسنل برای ۹ هواپیما!!!

کاپیتان عبدالحی، مدیرعامل ایران ایر می‌گوید در جنگ رمضان، ۱۰ هواپیمای عملیاتی شرکتش مورد اصابت قرار گرفته و اینک با تورم شدید نیروی انسانی مواجه‌اند.
ایران‌ایر، ۱۳ هزار بازنشسته و مستمری‌بگیر و حدود ۹ هزار پرسنل دارد و تنها هشت تا نه هواپیما.



🔻 اکثر قریب به اتفاق ادارات و نهادها و شرکت های دولتی همین مشکل مازاد نیرو داره
یعنی جوری شده هر مدیری که در هر دوره ای اومده کلی استخدام کرده بدون رعایت تخصص و نیازسنجی و نتیجه ش شده اینکه تمام بودجه کشور صرف پرداخت حقوق و مزایا میشه و تهش چیزی نمیمونه برای بودجه عمرانی کشور / روشن

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ ژینا ؛ همچنان در امتدادِ یک زخمِ بزرگ !

✍ جعفر بخشی بی نیاز


🌐 ما در روز ۲۲ شهریور ماه به یک شکاف تاریخی رسیدیم که در آن ایران به پیش از مهسا و پس از آن تقسیم شد. آنچه در شهریور ۱۴۰۱ در بازداشتگاه وزرا و سپس در راهروهای بیمارستان کسری بر مهسا (ژینا) امینی رفت ؛ تنها یک واقعه‌ی تلخِ انتظامی نبود. چکیده‌ای از یک فاجعه‌ی ساختاری بود که در آن حاکمیت نه به عنوان متولی امنیت ؛ که به عنوان مالکِ جان و تنِ شهروندان عمل کرد. مهسا دخترِ کردستان قربانیِ پارادایمی شد که در آن پوشش بهانه‌ای برای اعمالِ قدرتِ عریان بود. وقتی حاکمیت حقِ تعیین تکلیف برای بدنِ زن را به مثابه ملک طلق خود می‌پندارد ؛ منطقِ برخورد دیگر نه گشت ارشاد که در یک چرخشِ عجیب به منطقِ سرکوب بدل می شود.

🌐 آنچه ژینا را از ما و ایران گرفت ؛ فقط یک برخورد فیزیکی توسط بانیانِ عجولِ گشتِ ارشاد نبود که تبلورِ یک نگاهِ کالایی و تقلیل‌ گرایانه به زن بود که در آن ؛ کرامت انسانیِ فرد در برابرِ هژمونیِ ایدئولوژیک هیچ انگاشته شد. اما فاجعه‌ ؛ در همان نقطه که با سکوت و سرکوب کلید خورد بلافاصله با طغیانِ دادخواهیِ مردمی هم متوقف شد.  نامِ ژینا فراتر از یک اسم از بیمارستانِ کسرایِ تهران تا تمام ایران رفت و به یک کُدِ هویتی تبدیل شد. رمزِ عبوری برای عبور از حصارهایِ تحمیلی که سال‌ها به نامِ قانون ؛ بر گرده‌ی جامعه سنگینی می‌کرد. ژینا امروز نه یک قربانیِ خاموش که نمادِ عینیِ شکاف میانِ حاکمیت و ملت است. شکافی که هیچ پروپاگاندایی قادر به ترمیم آن نیست. باید با صراحتِ تمام نوشت که در حافظه‌ی تاریخیِ زنان این سرزمین ؛ ژینا تنها نیست. او نقطه آغازِ یک فهرستِ بلند از زخم‌هایی ست که هنوز التیام نیافته‌اند.

🌐 هر دختری که در دهه‌های گذشته به بهانه‌ی حجاب ؛ در ون‌های گشت ارشاد سلاخی شد ؛ در کوچه و خیابان توسطِ بعضی ها مورد تعرض قرار گرفت ؛ یا به جرمِ خود بودن طعمِ تلخِ بازداشت و تحقیر را چشید ؛ در وجودِ تک‌ تکِ زنانِ ما زنده است. حاکمیت ممکن است پیکرها را در بند کند یا به خاک بسپارد ؛ اما بی تردید نمی‌تواند عاملیت و اراده‌ی آنان را از حافظه‌ی جمعی پاک کند. این زخم و زخم های دیگر التیام‌ ناپذیر است. نه به این معنا که دردش کمرنگ شده بلکه به این معنا که تا زمانی که ریشه‌های این تمامیت‌ خواهی در سیاست‌ گذاری‌های کلانِ فرهنگی و امنیتی پا برجاست ؛ این زخمِ باز ؛ گواه زنده و بیدارِ ستمی ست که بر مردم رفته است. یادِ ژینا و تمامی دخترانِ این سرزمین نه در قابِ عکس‌ها‌ که در اراده‌ی تغییر خواهیِ نسلی که دیگر تابِ ستمِ عریان را ندارد ؛ قطعا و بی شک جاودانه خواهد ماند.

/channel/hichjbb

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ دوام می‌آوریم؛ عادت می‌کنیم

✍️مصطفی داننده


به دوام آوردن عادت کرده‌ایم. قدرت خرید کمتر می‌شود، کمتر می‌خریم. خانه گران‌تر می‌شود، کوچک‌تر اجاره می‌کنیم. سفر از زندگی حذف می‌شود؛ سفر نمی‌رویم. تفریح گران می‌شود، حذفش می‌کنیم. آینده مبهم می‌شود، درباره آینده کمتر حرف می‌زنیم. فشار بیشتر می‌شود، تحمل می‌کنیم.
این رفتار و این عادت کردن باعث شده است که حاکمان این تحمل را با رضایت داشتن، اشتباه بگیرند.

مردم ایران عادت کرده‌اند، به گرانی، به #تورم ، به جنگ، به خبرهای بد، به #مهاجرت عزیزانشان، به کوچک شدن سفره‌ها، به اینکه برای فردا برنامه‌ریزی کنند و ندانند چند ماه بعد چه چیزی از زندگی‌شان باقی مانده و حتی به درد هم عادت کرده‌اند، این شاید از خود درد خطرناک‌تر باشد.

چون وقتی انسان به درد عادت می‌کند، دیگر هر درد تازه‌ای او را از جا نمی‌کند. دیروز جنگ یک فاجعه بود اما امروز فقط یک خبر است. دیروز یک افزایش قیمت شوک‌آور بود اما امروز فقط می‌گوییم «باز گران شد». دیروز رفتن یک دوست غم بزرگی بود، امروز دیگر لیست دوستانی که رفته‌اند را هم به خاطر نمی‌آوریم، جامعه دارد به غیرعادی‌ترین شرایط، عادی نگاه می‌کند.

همه باید بدانند که یک نکته را نباید فراموش کرد:عادت کردن، به معنای پذیرفتن نیست. آدم‌ها می‌توانند به زندان عادت کنند و همچنان زندان را دوست نداشته باشند، می‌توانند به #فقر عادت کنند و همچنان فقیر بودن را نخواهند، می‌توانند به محدودیت عادت کنند و همچنان آزادی بخواهند.

مردم ایران سال‌هاست بخش‌هایی از زندگی طبیعی خود را یکی‌یکی عقب زده‌اند تا بتوانند فقط ادامه بدهند. این دیگر زندگی نیست، مدیریت بقاست مثل کسانی که در یک جزیره مانده‌اند و فقط می‌خواهند زنده بمانند تا روزی نجات پیدا کنند.

نسلی که باید درباره رویاهایش حرف بزند، درباره اجاره خانه، کار، گرانی و هزار مسئله دیگر مرتبط با بقا حرف می‌زند.

جوانی که باید به آینده فکر کند، آینده را تنها در رفتن می‌بیند. خانواده‌ای که باید برای بهتر شدن زندگی فرزندش برنامه بریزد، اول باید حساب کند آیا از پس هزینه‌های ماه بعد برمی‌آید یا نه و در چنین شرایطی، مدام از مردم خواسته می‌شود که بیشتر صبر کنند، بیشتر تحمل کنند، بیشتر سازگار شوند، کمتر بخواهند، کمتر مصرف کنند، کمتر اعتراض کنند و در نهایت، کمتر زندگی کنند.

آش آنقدر شور می‌شود که یکی از آقایان می‌گوید مردم ایران هم می‌توانند مثل یمنی‌ها، لُنگ بپوشند و شرایط را تحمل کنند اما هیچ جامعه‌ای برای همیشه نمی‌تواند هزینه #ناکارآمدی ، #فساد ، تصمیم‌های اشتباه و سیاست‌های شکست‌خورده را از جیب زندگی مردم بپردازد، مردم صندوق ذخیره بی‌نهایتِ تحمل نیستند.

این تصور که چون مردم سال‌ها دوام آورده‌اند، پس همیشه دوام خواهند آورد، یک برداشت کاملا اشتباه است. جامعه ممکن است سال‌ها آرام بماند، اما آرامش با رضایت فرق دارد، ممکن است مردم سکوت کنند، اما سکوت با قبول کردن فرق دارد، ممکن است به شرایط عادت کنند، اما عادت با امید فرق دارد و شاید خطرناک‌ترین لحظه برای هر جامعه و حکومتی، زمانی است که مردم از حاکمان هیچ انتظاری ندارند. مردم زمانی که خشمگین هستند یعنی هنوز امید به تغییر دارند اما وقتی ناامید می‌شوند یعنی دیگر دوست ندارد آینده‌اش را با این ساختار گره بزند.

مردم ایران هنوز می‌خندند، هنوز عاشق می‌شوند، هنوز مهمانی می‌روند، هنوز موسیقی گوش می‌کنند، هنوز برای فرزندانشان آرزو دارند اما اینها نشانه رضایت نیست. اینها شاید تلاش یک ملت برای پس گرفتن تکه‌هایی از زندگی باشد، زندگی‌ای که سال‌هاست زیر فشار سیاست، اقتصاد و اجبار کوچک و کوچک‌تر شده است.

ما دوام می‌آوریم، ما عادت می‌کنیم. اما هیچ‌کس نمی‌پرسد: اگر مردم این‌همه سال فقط دوام آورده‌اند، چه کسی تضمین کرده که این دوام آوردن تا ابد ادامه خواهد داشت؟

شاید بزرگ‌ترین اشتباه این باشد که تصور کنیم چون مردم هنوز سر پا هستند، پس حالشان خوب است، نه. گاهی آدم‌ها سر پا می‌مانند، فقط چون هنوز نیفتاده‌اند و این دو، با هم، تفاوت بزرگی دارند.

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

✴️🔼چرا امکان ریشه کن شدن #فساد سیستماتیک از کشور وجود ندارد؟
🔺من نماینده مجلس میگم ما
#رانت داریم

محسن زنگنه نماینده سابق مجلس: ما در مجلس بدلیل بده بستان با مدیران وامدار همه هستیم و به همین دلیل نمی توانیم نظارت کنیم

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

⬆️شیرینی و شکلات‌سازی لاله‌زار


✴️❇️رسم بازاریان قدیم
این بوده که اول صبح وقتی دکان را باز می‌کردند، چهارپایه کوچکی را بیرون مغازه می‌گذاشتند. اولین مشتری که می‌آمد و جنس به او‌ می‌فروخت، بلافاصله چهارپایه‌ را به داخل مغازه می‌آورد(در واقع دشت اول بود)
مشتری دوم که می‌آمد و جنسی را می‌خواست، دکاندار نگاهی به بیرون می‌انداخت تا ببیند کدام مغازه هنوز چهارپایه‌اش بیرون است( یعنی هنوز دشت نکرده) آنگاه اشاره می‌کرد که «آن دکان، آن جنس را دارد و برو از او بخر»، و بدین شکل هوای یکدیگر را داشتند...

🔺از صفحه فرهنگ ایران

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ چین، چرا نقش فعال خود را ایفا نمی‌کند؟

  ✍مالک رضایی


شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در جریان نشست سران بریکس در دهلی‌نو، خواستار ایفای نقش فعال‌تر این گروه در تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان جنگ و بحران خاورمیانه و خلیج فارس شد.
با وجود این، در گزارش‌های منتشرشده امروز بریکس،هنوز نشانه‌ای از اعلام رسمیِ «میانجی‌گری مستقیم چین میان ایران و آمریکا» دیده نمی‌شود.

به‌طور قطع، ابراز تمایل چین برای مداخلهٔ جدی در پایان دادن به بحران موجود فی‌مابین ایران و آمریکا را نمی‌توان صرفاً از منظر میانجیگری و مساعی جمیلهٔ چین دانست؛ خاصه آنکه چین هیچ‌گاه مساعی و تلاش‌های میانجیگرانهٔ خود را به‌طور رایگان و یا از باب کسب اعتبار بین‌المللی خیرات نمی‌کند.

از طرفی، معمولاً در قاموس چین هیچ گربه‌ای به خاطر رضایت خدا، موش نمی‌گیرد. بنابراین، یا باید منافعی در کار باشد که چین را به میانجیگری واداشته باشد، یا منافعی از او به خطر افتاده و گرمای ضرر را در تن و اندام خود حس کرده باشد تا برای دفع آن پا پیش بگذارد.

از میان این دو فرضیه، که هر دو از فرضیات مسلم و بلامنازع دیپلماسی چین است ــ و چین در این عرصه نه حرفِ مفت می‌زند و نه مفت، حرف می‌زند ــ فرضیهٔ دوم صحیح‌تر به نظر می‌رسد.

چین با این اقدام خود، اکنون به‌دنبال دفع ضرر است. ضررِ تداوم این بحران آرام‌آرام به استخوان خود چین هم رسیده و بالاخره او را به اتخاذ چنین موضعی کشانده است. و اگر این‌طور باشد، باید امتیاز بدهد.

این امتیاز چگونه خواهد بود، آینده مشخص خواهد کرد؛ اما عجالتاً می‌توان گفت:

چین از جنگ ایران و آمریکا چیزی برای به‌دست‌آوردن دارد، اما اگر جنگ ادامه پیدا کند، چیزهای بسیار بیشتری برای از دست دادن خواهد داشت.

اگر بحران موجود در خلیج فارس به شکل کنونی ادامه پیدا کند، چین ممکن است امنیت انرژی، رشد اقتصادی، تجارت خارجی و حتی ثبات محیط بین‌المللی موردنیاز برای توسعهٔ خود را از دست بدهد و در معرض مخاطرات و ضررهایی قرار گیرد که برای کشوری با چنین اتکایی بر هژمونی اقتصادی و صادراتی، در بلندمدت قابل تحمل نیست.

چین فعلاً نه یک هژمون نظامی در جهان است و نه، مانند روسیه، یک هژمون ژئوپولیتیکی؛ بلکه اساس قدرت آن هژمونی اقتصادی است. و یک هژمون اقتصادی چاره‌ای جز این ندارد که در افق مسیر کِشتی خود، قلهٔ کوه یخ را از دور ببیند و پیش از برخورد، فرمان کِشتی را به سمت دیگری بچرخاند.

به همین دلیل، از نگاه این یادداشت، میانجیگری چین بیش از آنکه ناشی از خیرخواهی دیپلماتیک به نفع هر یک از بازیگران این بحران باشد، محصول یک محاسبه‌گری هزینه–فایده است.

چین احساس می‌کند هزینه‌های ادامهٔ جنگ، بسیار سریع‌تر و عمیق‌تر از منافع احتمالی آن برای آن کشور در حال افزایش است؛ ازاین‌رو تلاش می‌کند پیش از آنکه بحران از کنترل خارج شود و آتش آن دامن منافع اقتصادی و مبادلات صادراتی او را در خاورمیانه و حتی در آمریکا، #اروپا و خود آسیا بگیرد، این بحران را مهار کند.
و در آن صورت است که ممکن است برخی بازیگران بحران به #چین بگویند:
"خودت هم باید امتیاز بدهی. ضررِ تو در تداوم این بحران کمتر از ما نیست. زمانِ بازی کردنِ نقش پلیس خوب، دیگر تمام شده است. تو فقط میانجیگر نیستی که از موضع میانجیگری برای ما موعظه کنی؛ خود تو هم بازیگری. لطفاً نقش واقعی خود را بازی کن..."

و ای بسا در میان چنین صداهایی، بلندترین صدا از جانبِ ایران باشد.

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ بمب اتم؛
تضمین بازدارندگی یا قمار با امنیت ایران؟

✍مرتضی صارمی


اظهارات یکی از نمایندگان جریان اصولگرا درباره تولید سلاح هسته‌ای، بار دیگر این پرسش را مطرح می‌کند که آیا تبدیل «بمب اتم» به راهبرد اصلی امنیت ایران، واقعاً به افزایش قدرت ملی منجر خواهد شد؟

حتی اگر سلاح هسته‌ای در شرایطی بازدارندگی ایجاد کند، نمی‌توان نابرابری عمیق فناوری و توان نظامی ایران با آمریکا و اسرائیل را نادیده گرفت. داشتن چند کلاهک، بدون برخورداری از سامانه‌های پیشرفته حفاظت، فرماندهی، شناسایی و امکان پاسخ مؤثر، لزوماً بازدارندگی قابل اتکایی ایجاد نمی‌کند. حتی این خطر وجود دارد که در یک بحران، زیرساخت‌ها یا کلاهک‌های هسته‌ای پیش از استفاده هدف قرار گیرند؛ سناریویی که در صورت وقوع حمله در داخل ایران می‌تواند پیامدهای انسانی و زیست‌محیطی فاجعه‌باری داشته باشد.

مشکل اساسی‌تر آن است که «توان تخریب» را نباید با «قدرت ملی» اشتباه گرفت. قدرت ایران زمانی پایدار می‌شود که اقتصاد مولد، فناوری پیشرفته، سرمایه انسانی، حکمرانی کارآمد، انسجام اجتماعی و دیپلماسی مؤثر داشته باشد. اگر دستیابی به #سلاح_هسته‌ای موجب تشدید فشار اقتصادی، انزوای دیپلماتیک و فرسایش همین پایه‌ها شود، ممکن است ایران از نظر توان تخریب قوی‌تر، اما در مجموع از نظر قدرت ملی و امنیت پایدار ضعیف‌تر شود.

بنابراین مسئله فقط این نیست که «بمب بازدارندگی دارد یا نه»؛ مسئله این است که آیا انتخاب بمب، در مجموع ایران را امن‌تر و قدرتمندتر می‌کند یا هزینه‌هایی ایجاد می‌کند که خودِ قدرت ایران را فرسوده خواهد کرد؟
#بمب_اتمی

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️🔼 تمام پول های بلوکه شده ایران در جهان


وقتی به پول های بلوکه شده ایران نگاه میکنی میبینی چین🇨🇳 و عراق🇮🇶 که بیشترین تجارت رو با ایران دارن؛ دقیقا همون ۲ تا بیشترین پول ایران رو مسدود کردن. بیش از ۶۰ میلیارد دلار که از بودجه یک سال ایران هم بیشتره.
از کالاها و منابع ایران با قیمت پایین تر سواستفاده میکنن و از اون طرف از ترس آمریکا پولای ایران رو نمیدن.
تمام جهان دست در دست هم دارن ایران رو غارت میکنن. حیف و میل رایگان منابع.


#تحلیل_زمانه
🌍 @TahlilZamane
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

✴️🔼 رشد اقتصادی، از تنش خارجی جدا نیست.!


مسعود نیلی، اقتصاددان، در مباحثه با احسان خاندوزی تأکید کرد: «هیچ کشوری را نمی‌شناسم که تنش در روابط خارجی داشته باشد و رشد اقتصادی‌اش هم کند نباشد.»

این گزاره، رابطه میان تنش خارجی، نااطمینانی، دلار و رشد اقتصادی را به یک مسئله جدی سیاست‌گذاری تبدیل می‌کند؛ جایی که توافق و کاهش تنش، فقط موضوع سیاست خارجی نیست، بلکه مستقیماً با چشم‌انداز سرمایه‌گذاری و اقتصاد ایران گره خورده است.
#رشد_اقتصادی

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ راه بقای خانواده در دوران تعلیق

✍ حسین عبده‌تبریزی

خانواده‌های طبقه متوسط ایران در شرایط کنونی که از آن به عنوان «تعلیق اقتصادی» یاد می‌شود، نیازمند تدوین یک «استراتژی بقا» هستند.

هدف این استراتژی الزاما افزایش ثروت نیست؛ هدف نخست باید جلوگیری از سقوط شدید سطح زندگی، حفظ سلامت، نگهداری قدرت خرید دارایی‌ها، جلوگیری از بدهکارشدن خطرناک و حفظ امکان بازگشت به شرایط بهتر در آینده باشد.

به نظرم اعضای خانواده‌های طبقه متوسط شاید بد نباشد به نکات زیر توجه کنند:

مدیریت هزینه‌ها: تفکیک هزینه‌های حیاتی (سلامت، آموزش، خوراک سالم) از هزینه‌های غیرضروری (کالاهای لوکس و تعویض زودرس وسایل) ضروری است. هزینه‌های درمانی باید به عنوان یک «ذخیره پزشکی» جداگانه در نظر گرفته شود.

مدیریت دارایی‌ها: همه پس‌انداز را پول نگه نداریم، اما همه آن را هم سرمایه‌گذاری بلندمدت نکنیم. باید میان «ذخیره اضطراری» و «پس‌انداز بلندمدت» تفکیک کرد.

بخش اول باید بسیار نقدشونده و کم‌ریسک باشد. صندوق‌های درآمد ثابت بورسی برای این منظور گزینه مناسبی است و در حال حاضر بازده آنها از سودی که بانک‌ها به سپرده‌گذاران عادی و با مبالغ کوچک می‌پردازند، بیشتر است.

پس‌انداز بلندمدت باید تا حد ممکن در برابر تورم دفاع داشته باشد؛ برای بخشی از منابعی که در کوتاه‌مدت مورد نیاز نیست، نگهداری صرف در ابزارهای با درآمد ثابت ممکن است قدرت خرید را حفظ نکند. بسته به شرایط و تحمل ریسک هر خانواده، ترکیبی از طلا، دارایی‌های مرتبط با ارز، سهام و سایر دارایی‌های واقعی باید مورد توجه باشد.

نکته اصلی تنوع است. قرار دادن تمام پس‌انداز در یک بازار، حتی اگر آن بازار در چند سال گذشته بسیار موفق بوده باشد، خانواده را در معرض ریسک بزرگ قرار می‌دهد.

تجدیدنظر در سکونت: خانه باید وسیله آسایش باشد، نه دارایی حبس‌کننده ثروت. برای سالمندان یا خانواده‌های ساکن مناطق گران، تبدیل مسکن به واحدی مناسب‌تر می‌تواند منابع مالی مهمی را برای درمان و رفاه آزاد کند.

تأمین درآمد و شبکه همکاری: مهم‌ترین دارایی خانواده شاید توانایی کسب درآمد باشد. در وضعیت کنونی، اتکا به درآمد یک نفر کافی نیست. خانواده باید به سمت افزایش تعداد شاغلان (حتی در مشاغل پروژه‌ای و دورکاری) و افزایش مهارت‌های فردی (زبان، هوش مصنوعی) حرکت کند.

همچنین تقویت شبکه خانوادگی برای تقسیم هزینه‌های روزمره و مراقبت مشترک، راهکاری برای کاهش هزینه‌هاست.

خانواده باید با تهیه «ترازنامه خانوادگی» هر ۶ ماه و برنامه‌ریزی برای سناریوهای مختلف (وضعیت عادی تا بسیار بد)، آمادگی خود را در برابر شوک‌های اقتصادی حفظ کند و از استقراض برای مصارف جاری بپرهیزد.

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️🔼 جزيره زیبای خارک حدود55سال پیش


✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ زندگی روی تردمیل گرانی

✍️بابک کاظمی


مردم دیگر فقط برای بهتر زندگی کردن کار نمی‌کنند؛ بسیاری امروز کار می‌کنند تا فقط از فقیرتر شدن عقب نمانند. درآمد افزایش پیدا می‌کند اما قیمت‌ها سریع‌تر بالا می‌روند، ساعت کار بیشتر می‌شود اما قدرت خرید کاهش پیدا می‌کند و پس‌اندازی که با سال‌ها زحمت جمع شده ممکن است در برابر یک موج گرانی بخش بزرگی از ارزش خود را از دست بدهد. این همان چیزی است که می‌توان آن را اقتصاد تردمیلی نامید؛ اقتصادی که در آن مردم می‌دوند اما جلو نمی‌روند

در اقتصاد تردمیلی تلاش اقتصادی لزوماً به رفاه بیشتر منجر نمی‌شود. کارمند و کارگر ممکن است اضافه‌کاری کنند، دو شیفت کار کنند و از بسیاری از خواسته‌های خود بگذرند اما وقتی برای خرید خانه، خودرو یا حتی تأمین هزینه‌های ضروری زندگی اقدام می‌کنند با قیمت‌هایی مواجه می‌شوند که دوباره از توان آنها فاصله گرفته است

مشکل فقط گرانی یک کالا نیست؛ مسئله اصلی بی‌ثباتی و کاهش قدرت برنامه‌ریزی است. خانواده‌ای که امروز برای آینده خود تصمیم می‌گیرد نمی‌تواند مطمئن باشد درآمد و پس‌اندازش چند ماه بعد همان قدرت خرید امروز را خواهد داشت. در چنین شرایطی آینده به جای آنکه میدان برنامه‌ریزی باشد به میدان نگرانی تبدیل می‌شود

از سوی دیگر افزایش قیمت دارایی‌ها نیز همیشه به معنای ثروتمندتر شدن مردم نیست. ممکن است قیمت خانه، خودرو، سهام یا طلا چند برابر شود اما اگر هزینه زندگی نیز با همان سرعت یا حتی بیشتر افزایش یافته باشد، فرد در واقع ثروتمندتر نشده است؛ فقط ارزش اسمی دارایی او افزایش یافته است

خطر بزرگ اقتصاد تردمیلی آنجاست که فشار تورم برای همه یکسان نیست. خانوارهای کم‌درآمد و حقوق‌بگیران که بخش عمده درآمدشان صرف هزینه‌های ضروری می‌شود آسیب بیشتری می‌بینند و فاصله میان درآمد و هزینه هر روز بیشتر می‌شود

وقتی مردم احساس کنند هرچقدر بیشتر تلاش کنند باز هم به هدف‌هایشان نزدیک نمی‌شوند، مسئله از اقتصاد فراتر می‌رود و به امید اجتماعی گره می‌خورد

اقتصاد سالم اقتصادی نیست که مردم در آن فقط برای فقیرتر نشدن بدوند. مردم حق دارند نتیجه تلاش خود را در زندگی‌شان ببینند و بتوانند برای آینده برنامه‌ریزی کنند

اگر قرار است این تردمیل متوقف شود، مهار تورم، ثبات اقتصادی، حفظ قدرت خرید و ایجاد امکان برنامه‌ریزی برای خانوارها باید در مرکز سیاست‌گذاری قرار گیرد

مردم خسته‌اند از اینکه تمام توان خود را برای دویدن بگذارند اما همچنان در همان نقطه بایستند

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ وقتی انتظار داری کسانی را که طرد کرده‌ای، مشی تو را تبلیغ کنند!

✍ حبیب رمضانخانی


لاله مرزبان، در جشنواره فیلم ونیز، جایزه بهترین بازیگر زن بخش «افق‌ها» را گرفت و هنگام دریافت جایزه، آن را به زنان ایران تقدیم کرد؛ زنانی که به گفته او برای کوچک‌ترین آزادی‌ها بهای سنگینی پرداخته‌اند. جمله‌ای که روی صحنه ونیز تشویق شد و بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد.

در داخل اما، چون همیشه، آن موفقیت و افتخارآفرینی یک ایرانی در عرصه جهانی، توسط تندروها نادیده و فقط آن بخش سخنان او مورد توجه قرار گرفته و با واکنش تندی مواجه شد، چون سخنان او با ایدئولوژی و مشی تندروها همخوانی نداشته و امکان استفاده ابزاری از آن را نداشتند!

در پاسخ به این انتظارات و واکنش‌های تندروها، بایستی چند نکته مهم را یادآور شد:

نمی‌شود خودتان را همواره معیار حقیقت قرار داده و با خط کشی « یا با ما، یا علیه ما» برای مخالف و منتقد خود هیچ حقی قائل نباشید، ولی به وقت موفقیت توقع داشته باشید تریبون شما شده و مطلوب شما را تبلیغ و تایید کنند!

نمی‌شود در داخل با اینهمه رسانه، تریبون و جایگاه و بودجه کلان که در اختیار شماست، فقط علایق و نظرات خود را دیکته و تبلیغ نمایید و برای دیگران کوچکترین حقی از تبلیغ، دفاع و پاسخ قائل نباشید، ولی هنگامه اینچنینی و رسیدن به این جایگاه، انتظار رسانه‌ای کردن مشی و مطلوب خود داشته باشید!

نمی‌شود با انواع کارشکنی و ده‌ها قانون محدود کننده، ( چون تلاش اخیر مجلس در محدودسازی گسترده ارتباطات مردم) جوان و نخبه و هنرمند و کارآفرین ایرانی را محدود و مسدود و فراری دهید، بعد توقع و انتظار داشته  باشید چون شما اندیشیده و از آرمان‌ها و اصول شما در عرصه بین‌المللی و جهانی دفاع کنند!

چکیده گفتار: تناقض عجیب و توقعی زیاده‌خواهانه هست، وقتی با انحصار همه رسانه‌ها و تریبون‌ها در دستان خود، در داخل، اجازه کوچکترین فعالیت و انتقادی به مخالف خود را نمی‌دهید، بعد انتظار دارید همو که با کارشکنی شما، به تلاش و سعی خود به موفقیت و جایگاهی رسیده که اتفاقا آن مراسم و جایگاه را نیز نمی‌پسندید، همزمان از مشی و رویکرد شما در آن جایگاه و مراسم دفاع کند!

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

🎧پخش کتاب صوتی «خاطرات اوین»
بخش :بیست و نهم

🔹با صدای نویسنده: صادق زیباکلام
🔹انتشارات روزنه

هر شب ساعت ۲۲

🔸از کانال تلگرام: sadeghZibakalam
🔸از کانال بله: sadeghzibakalamofficial


📖 خرید اینترنتی کتاب خاطرات اوین
🗂️آرشیو سایر کتاب‌های صوتی

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ در کشور همه چیز هست، اما هیچ چیز نیست

✍ بازنشسته

در کشور همه‌چیز ظاهراً سر جای خود قرار دارد: وزارتخانه، بیمارستان، مدرسه، دادگستری، بانک، سازمان تأمین اجتماعی، اداره، سامانه، مدیر و کارمند. برای هر کاری نیز فرم و بخشنامه و درگاهی وجود دارد. اما کافی است شهروند بخواهد یکی از ابتدایی‌ترین امور زندگی‌اش را انجام دهد؛ آن‌گاه روشن می‌شود که این انبوه تشکیلات، الزاماً به معنای وجود نهادهای کارآمد نیست.

یک امضای ساده، نوبت بیمارستان، ثبت‌نام مدرسه، دریافت یک مدرک، پیگیری پرونده یا انجام یک کار بانکی، می‌تواند روزها وقت و انرژی مردم را ببلعد. اداره هست، اما کار پیش نمی‌رود؛ بیمارستان هست، اما دسترسی به درمان دشوار است؛ مدرسه هست، اما ثبت‌نام کودک به سرگردانی تبدیل می‌شود؛ دادگستری هست، اما احقاق حق طولانی و پرهزینه است؛ سازمان اقتصادی هست، اما سفره مردم کوچک‌تر و آینده زندگی ناامن‌تر می‌شود.

سخن بر سر  چند اداره یا ضعف چند مدیر نیست. سخن از ساختاری است که از صدر تا ذیل، خود را در برابر نتیجه عملکردش پاسخ‌گو نمی‌داند. حکومت، به جای آنکه درباره کیفیت زندگی مردم پاسخ بدهد، با گزارش، بخشنامه، جلسه، وعده و راه‌اندازی سامانه، حضور اداری خود را به رخ می‌کشد. در چنین نظمی، وجود دستگاه از کارکرد آن مهم‌تر می‌شود و حفظ تشکیلات بر حل مسئله تقدم پیدا می‌کند.

شهروند در این ساختار صاحب حق نیست؛ متقاضی، پرونده، شماره و مراجعه‌کننده‌ای درمانده است که باید برای دستیابی به ابتدایی‌ترین حقوق خود، وقت، پول، اعصاب و گاه عزت‌نفسش را هزینه کند. زمان مردم به سرقت می‌رود و این سرقت، بخشی از سازوکار عادی اداره کشور شده است.

نهاد زمانی معنا دارد که نیاز اجتماعی را به نتیجه‌ای واقعی تبدیل کند. بیمارستان باید درمان را دسترس‌پذیر کند، مدرسه باید حق آموزش را تضمین کند، دادگستری باید امکان عدالت را فراهم آورد و دولت باید امنیت اقتصادی و اجتماعی بسازد. اگر این کارکردها غایب باشند، ساختمان‌ها و عنوان‌ها و سامانه‌ها فقط پوسته‌هایی باقی‌مانده‌اند.

ما بازنشستگان، نمونه‌ای روشن از همین وضعیتیم. سال‌ها کار کرده‌ایم، حق بیمه پرداخته‌ایم و سهم خود را در ساختن این کشور ادا کرده‌ایم؛ اما اکنون برای دریافت حقوقی که حق قانونی ماست، باید ماه‌ها و سال‌ها مطالبه‌گری، تجمع، نامه‌نگاری و پیگیری کنیم. سازمان تأمین اجتماعی هست، قانون هست، وعده و بخشنامه هست، اما امنیت معیشتی، درمان شایسته و زندگی آرام وجود ندارد. هر بار مسئولان از اجرای قانون، همسان‌سازی، افزایش حقوق و بهبود وضعیت بازنشستگان سخن می‌گویند، اما نتیجه در سفره و زندگی ما دیده نمی‌شود. اینجا نیز حکومت از صدر تا ذیل، به جای پاسخ‌گویی درباره سرنوشت میلیون‌ها بازنشسته، ما را در چرخه‌ای از وعده، تأخیر و ارجاع سرگردان کرده است. ما فقط با فقر و گرانی روبه‌رو نیستیم؛ با حکومتی روبه‌رو هستیم که پس از سال‌ها بهره‌برداری از نیروی کارمان، اکنون در برابر حق ما خود را پاسخ‌گو نمی‌داند.

بله، همه‌چیز هست، اما هیچ چیز نیست؛ زیرا آنچه غایب است، مسئولیت‌پذیری حکومت در برابر زندگی مردم است. از رأس قدرت تا پایین‌ترین اداره، پاسخ‌گویی تبدیل به شعار و تشریفات شده و مردم احساس می‌کنند بی‌پناه و درمانده رها شده‌اند و  نتیجه‌ای قابل سنجش در زندگی خود نمی‌بینند وگرنه این کشور با کمبود نهاد روبه‌رو نیست؛ با انباشت نهادهای بی‌محتوا و قدرتی روبه‌روست که می‌خواهد بدون پاسخ‌گویی، همچنان حکومت کند.


✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ کلاهی بزرگی که پاکستان و ترکیه
بر سر بن‌سلمان گذاشتند

🔰ترکیه و پاکستان بدون اجازه آمریکا وارد بازی‌های جهانی نمی شوند

✍️سید هاشم فیروزی

گزارش آکسیوس و تناقض آشکار در رفتار ریاض، صحّت همان تحلیلی را اثبات می‌کند که درباره پوشالی بودن پیمان مکه، توهمِ جهان چندقطبی در ذهن بن سلمان و تقابل با پیمان ابراهیم و کوروش  داشتیم.

بن‌سلمان تحت تأثیر سیگنال‌های پکن و تصور خلق یک بلوک مستقل اسلامی-منطقه‌ای (با همراهی ترکیه و پاکستان)، گمان می‌کرد می‌تواند بدون اتکای مستقیم به چتر امنیتی واشنگتن، معادله ترانزیت دریای سرخ و حوثی‌ها را مهار کند.

اما به محض اینکه لایه‌های تدافعیِ تصنعی کنار رفت و حوثی‌ها به نقطه‌خفه ساختاری در باب‌المندب نزدیک شدند، همان متحدان نوظهور (پاکستان و ترکیه) شانه خالی کردند و روی واقعی این پیمان فاش شد.

🔰چرا بن‌سلمان در تله افتاد؟!

پوشالی بودن بلوک چندقطبی:
ترکیه و پاکستان نشان دادند که در بزنگاه‌های سخت نظامی، حاضر نیستند بدون اجازه آمریکا وارد بازی‌های جهانی شوند.

توهم تقابل با نظم اسرائیلی:
اسرائیل دیگر یک بازیگر در سطح منطقه‌ای نیست بلکه امروز یک متغیر جهانی محسوب میشود، ذی‌نفع اصلی خاورمیانه اکنون خود یک بازیگردان است و توهم تقابل با آن جز بن‌بست ساختاری در سیاست خارجی چیزی عائد کشورهای منطقه نمیکند.

🔰پاسخ سرد ترامپ:

امتناع فعلی ترامپ از پاسخ مثبت فوری به تماس‌های تلفنی بن‌سلمان، یک پیام قاطع به ریاض است:

اگر چتر امنیتی آمریکا را با طناب چین و پیمان‌های منطقه‌ای معاوضه کرده‌اید، هزینه امنیت آبراه‌ها را هم خودتان بپردازید.

این یعنی واشنگتن، بن‌سلمان را در نقطه‌ای خفه گذاشته تا هزینهٔ واقعیِ جدایی از دکترین امنیتی آمریکا را حس کند.

آیا بن‌سلمان باید به التماس نتانیاهو برود؟!
پاسخ تحلیلی احتمالا بله، اما از مسیر پیمان ابراهیم و تحویل کارت‌های منطقه‌ای است، نه الزاماً یک التماس علنی.

بن‌سلمان برای خروج از این تله و مهار تهدید حوثی‌ها و شریان‌های نفتی‌اش، دقیقاً به همان جایی می‌رسد که نتانیاهو و ترامپ از ابتدا ریل‌گذاری کرده بودند:

تنها نیرویی که قصد و ارادهٔ پاک‌سازی سخت حوثی‌ها را دارد، ائتلاف اسرائیل و آمریکا است:

وقتی واشنگتن ورود مستقیم را منوط به باج‌گیری سیاسی و بازگشت کامل عربستان به مدار خود می‌کند و اسلام‌آباد و آنکارا هم پا پس می‌کشند، تنها بازیگری که توان، انگیزه و اشراف اطلاعاتی-عملیاتی برای کوبیدن حوثی‌ها دارد ائتلاف امریکا ـ اسرائیل است (همان‌طور که در تثبیت جبهه شمال و ضربه به بوفورت و علی‌طاهر و امن کردن نسبی تنگه هرمز نشان داد).

قیمت ورود اسرائیل به پرونده حوثی‌ها: نتانیاهو این کار را مجانی انجام نخواهد داد.
بن‌سلمان مجبور است برای جلب پشتیبانی نظامی و اطلاعاتی اسرائیل علیه حوثی‌ها و لغو محاصره دریای سرخ، عادی‌سازی کامل روابط (پیمان ابراهیم) را تسلیم تل‌آویو کند و تمام بازی‌های منطقه‌ای مستقلی را که با چین طراحی کرده بود، کنار بگذارد.

در واقع، تماس تلفنی بن‌سلمان با ترامپ، نقطهٔ فروپاشیِ رویای پیمان مکه بود؛ گام بعدی او برای جلوگیری از فلج شدن اقتصاد نفتی‌اش، تمکین به معادلات امنیتیِ ائتلاف آمریکا-اسرائیل و پذیرش شرایط تل‌آویو برای شلیک نهایی به حوثی‌ها خواهد بود.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ چرا دولت در ایران مسئله‌حل‌کن نیست؟

✍ بابک کاظمی


یکی از پرسش‌هایی که کمتر به آن توجه می‌کنیم این است که چرا با وجود این همه قانون و برنامه و سند و دستگاه اجرایی هنوز بسیاری از مسائل کشور همان مسائلی هستند که سال‌ها درباره آنها حرف زده‌ایم. آب همچنان مسئله است. انرژی با ناترازی روبه‌روست. آموزش با مشکلات جدی دست و پنجه نرم می‌کند و اقتصاد نیز گرفتار تورم و نااطمینانی است. در حوزه اجتماعی هم هر روز با مسئله تازه‌ای روبه‌رو می‌شویم.

شاید اولین پاسخ این باشد که ما دولت بزرگی داریم اما لزوماً دولت توانمندی نداریم. تعداد وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها و کارکنان به خودی خود نشانه توانمندی دولت نیست. دولت زمانی توانمند است که بتواند یک مسئله را درست تشخیص دهد و برای حل آن تصمیم بگیرد و مهم‌تر از همه تصمیم خود را به نتیجه برساند.

مشکل ما در بسیاری از موارد کمبود تصمیم نیست. اتفاقاً تصمیم زیاد گرفته‌ایم. برنامه نوشته‌ایم و بخشنامه صادر کرده‌ایم و جلسه گذاشته‌ایم. مسئله از جایی شروع می‌شود که باید این تصمیم‌ها در میدان اجرا خود را نشان دهند. اینجا همان جایی است که فاصله میان سیاست‌گذاری و اجرا آشکار می‌شود.

ممکن است یک سیاست روی کاغذ کاملاً منطقی باشد اما در عمل دستگاه‌های مختلف با آن همراه نباشند یا منابع لازم برای اجرای آن وجود نداشته باشد. گاهی هم مدیران تغییر می‌کنند و سیاستی که هنوز فرصت نتیجه دادن پیدا نکرده کنار گذاشته می‌شود و برنامه دیگری جای آن را می‌گیرد. نتیجه روشن است. انرژی و منابع زیادی مصرف می‌شود اما مسئله همچنان باقی می‌ماند.

توسعه با تصمیم‌های مقطعی و اقدامات نمایشی اتفاق نمی‌افتد. اصلاح نظام آموزشی یا مدیریت آب و انرژی یا اصلاح ساختار اقتصادی نیازمند زمان و استمرار است. نمی‌توان انتظار داشت مسئله‌ای که طی چند دهه شکل گرفته با یک بخشنامه یا تغییر مدیر حل شود.

نکته مهم دیگر این است که باید معیار موفقیت دولت را تغییر دهیم. تعداد جلسات برگزارشده و تعداد بخشنامه‌ها و حجم گزارش‌های اداری نمی‌تواند نشان دهد که یک دستگاه موفق بوده است. مردم نتیجه را می‌بینند. برای آنها مهم است که کیفیت آموزش بهتر شود خدمات عمومی آسان‌تر در دسترس باشد تورم کاهش پیدا کند سرمایه‌گذاری رونق بگیرد و آینده قابل پیش‌بینی‌تر شود.

دولت توانمند دولتی نیست که بیشتر دستور بدهد. دولتی است که بتواند کمتر وعده بدهد و بیشتر نتیجه ایجاد کند. چنین دولتی به مدیران متخصص و #بوروکراسی حرفه‌ای نیاز دارد و باید بتواند از تصمیم‌های کارشناسی در برابر فشارهای کوتاه‌مدت دفاع کند.

به نظر می‌رسد یکی از مسائل اساسی ایران همین ضعف ظرفیت اجرایی است. ما بیش از آنکه با کمبود برنامه مواجه باشیم با مشکل تبدیل برنامه به نتیجه روبه‌رو هستیم.
اگر قرار است مسیر #توسعه دوباره جدی گرفته شود باید از همین نقطه شروع کرد. دولت باید از نهادی که صرفاً تصمیم می‌گیرد به نهادی تبدیل شود که مسئله حل می‌کند. فاصله میان تصمیم روی کاغذ و واقعیت زندگی مردم اگر کم نشود هیچ برنامه توسعه‌ای به تنهایی نمی‌تواند کشور را به مقصد برساند.

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ وظایف دولت از نگاه میرزا ملکم خان

«در کل ایران پنج نفر نداریم که مقصود استقرار دیوان را فهمیده باشند. نجبای ما خیال می‌کنند مقصود از دولت حفظ خانواده‌های بزرگان است. عامه مردم خیال می‌کنند که گذران جمیع ایشان را دولت باید بدهد. حتی خوشنویس‌های ما خیال می‌کنند چون دایره نون را خوب گرد می‌کشند، باید دولت آنها را در جمیع جهات مستغنی دارد. رعیت ما به هیچ وجه نمی‌داند که از دستگاه دیوان چه باید بخواهد و از آن طرف دستگاه دیوان هیچ نمی‌داند که به رعیت چه باید بدهد اغلب اوقات دولت ایران مشغول کارهایی است که هیچ ربطی به تکالیف دولت ندارد و از آن طرف ملت نیز از دولت چنان توقعات می‌نماید که به‌کلی خارج از حقوق ملی است.

✏️تکلیف عامه دول سه چیز است: اول، حفظ استقلال ملی؛ دویم، حفظ حقوق جانی؛ سیم، حفظ حقوق مالی. خارج از این سه عمل هیچ تکلیفی بر دولت وارد نیست ... ملت انگلیس از دولت خود متوقع نیست که فلان کارخانه را بسازد، یا فلان کوه را سوراخ کند، یا فلان معدن را در بیاورد. اما هرگاه دولت در اجرای سه تکلیف خود ذره‌ای کوتاهی نماید، اولیای چنان دولت فی‌الفور گرفتار اشد عقوبت می‌شوند. در ایران دولت مشغول همه چیز می‌شود مگر آن سه تکلیفی که لازمه وجود دولت است»

📙نقل از کتاب اقتصاد و دولت در ایران، نوشته دکتر موسی غنی نژاد

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

✴️❇️ ایرانیانی که نه حکومت، نه دشمن خارجی،
بلکه یکدیگر را بزرگ‌ترین مانع آینده ایران تصور می‌کنند


در سفر اخیرم به ایران، چیزی بیش از گرانی، فشار اقتصادی یا نارضایتی سیاسی توجهم را جلب کرد.
آنچه بیشتر آزاردهنده بود، نوعی گسست در خود جامعه بود. احساس می‌کردم آدم‌ها فقط نظرهای متفاوت ندارند، بلکه گاهی در دو واقعیت متفاوت زندگی می‌کنند.

این را در گفت‌وگوهای روزمره می‌شد دید. در تاکسی، مهمانی، مطب، فروشگاه و جمع‌های خانوادگی.
یک اتفاق واحد برای دو نفر می‌توانست دو معنای کاملاً متضاد داشته باشد. نه فقط در تحلیل آن اتفاق، بلکه حتی در این‌که اصلاً چه اتفاقی افتاده است.

منابع خبری متفاوت، شبکه‌های اجتماعی متفاوت و سال‌ها زندگی در حباب‌های شناختی متفاوت، کم‌کم چیزی را از بین برده که هر جامعه‌ای برای ادامه حیات به آن نیاز دارد: حداقلی از واقعیت مشترک.

به نظرم بخش مهمی از این وضعیت محصول فرایندی است که از اواخر دهه ۱۳۹۰، و به‌ویژه پس از ۱۳۹۶، شدت گرفت. خالص‌سازی سیاسی و بسته‌تر شدن فضای رسمی فقط نیروهای سیاسی را حذف نکرد. مهم‌تر از آن، بخش بزرگی از نیروهای واسط را از میان برد.
کسانی که می‌توانستند بین حکومت و جامعه، میان اعتراض و سیاست رسمی، و میان دو سوی شکاف اجتماعی نقش میانجی داشته باشند، به‌تدریج ضعیف یا حذف شدند.
نتیجه این نبود که جامعه یکدست‌تر شود. درست برعکس، جامعه رادیکال‌تر شد.

⭐️⭐️وقتی راه سیاست میانه بسته می‌شود، میانه جامعه هم به‌تدریج ضعیف می‌شود. آدم‌ها احساس می‌کنند انتخابی جز قرار گرفتن در یکی از دو سوی منازعه ندارند. زبان سیاست هم تغییر می‌کند. مخالف دیگر کسی نیست که اشتباه فکر می‌کند، بلکه کسی است که باید از سر راه کنار برود.

از یک طرف، بخشی از حکومت جامعه ناراضی را مسئله امنیتی می‌بیند. از طرف دیگر، بخشی از مخالفان نیز هرکس را که با روایت حداکثری آنان همراه نباشد، مدافع وضع موجود، مزدور یا بخشی از مسئله تلقی می‌کنند.

اما آنچه در این سفر برایم حتی مهم‌تر بود، نقش رسانه بود. سال‌هاست درباره اثر رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور مانند اینترنشال و شبکه‌های اجتماعی صحبت می‌شود، اما وقتی مدتی در ایران زندگی می‌کنی، اثر آن را در مقیاسی متفاوت می‌بینی. رسانه دیگر فقط خبر منتقل نمی‌کند. واقعیت اجتماعی تولید می‌کند.

گروهی از مردم تقریباً تمام ایران را از خلال مجموعه‌ای از تصاویر شکست، سرکوب، فروپاشی، مهاجرت و نفرت می‌بینند.
در سوی دیگر، رسانه رسمی تصویری می‌سازد که در آن بخش بزرگی از بحران‌های واقعی جامعه یا دیده نمی‌شود یا محصول دشمن معرفی می‌شود. میان این دو تصویر، خود ایران، با همه پیچیدگی و تناقضش، گم می‌شود.

شبکه‌های اجتماعی این وضعیت را شدیدتر کرده‌اند. الگوریتم‌ها از آرامش تغذیه نمی‌کنند. خشم، تحقیر، ترس و نفرت بیشتر دیده می‌شود و بیشتر دست‌به‌دست می‌شود. روایت معتدل جذابیت کمتری دارد. کسی که بگوید واقعیت پیچیده‌تر از این دو تصویر است، اغلب از هر دو طرف متهم می‌شود.

در این سفر بیش از گذشته به این فکر کردم که شاید خطر اصلی برای ایران فقط failed state نباشد. شاید خطر عمیق‌تر، چیزی باشد که می‌توان آن را failed society نامید.
جامعه شکست‌خورده لزوماً جامعه‌ای نیست که دولت در آن فروپاشیده باشد. ممکن است دولت همچنان اداره، ارتش، پلیس، وزارتخانه و قدرت تصمیم‌گیری داشته باشد، اما جامعه به‌تدریج توان گفت‌وگو، اعتماد و همکاری را از دست بدهد.
⭐️شهروندان دیگر خود را اعضای یک جامعه سیاسی مشترک نبینند، بلکه گروه‌هایی ببینند که آینده یکی فقط با شکست دیگری ممکن است. ((دقیقا همان چیزی که تریدرها انجام می‌دهند، یعنی دهها نفر باید ضرر کرده و مالباخته بشوند تا یک نفر به پول کلان دست یابد. شعارشان هم این است که همه برای یک نفر و یک نفر برای همه))

نشانه‌های این وضعیت را در ایران امروز می‌توان دید. حتی درباره جنگ، امنیت ملی، تمامیت ارضی یا مداخله خارجی نیز توافقی که زمانی بدیهی به نظر می‌رسید، دیگر همیشه بدیهی نیست.
⭐️گروهی ممکن است از ضربه خوردن بخشی از ساختار کشور خوشحال شود، چون آن ساختار را نه متعلق به ایران بلکه متعلق به رقیب سیاسی خود می‌بیند. در سوی دیگر نیز ممکن است هر انتقاد داخلی در شرایط بحران به خیانت تعبیر شود.
🔺این دقیقاً نقطه خطرناک ماجراست.

کشور می‌تواند بحران اقتصادی را پشت سر بگذارد. حتی نهادهای سیاسی ناکارآمد را می‌توان اصلاح کرد. اما اگر جامعه‌ای اعتماد متقابل و احساس سرنوشت مشترک خود را از دست بدهد، بازسازی آن بسیار دشوارتر است.
آنچه من در این سفر دیدم هنوز یک جامعه فروپاشیده نبود. ایران همچنان پر از روابط خانوادگی، دوستی، شوخی، زندگی روزمره، کمک متقابل و نوعی سرسختی اجتماعی است که بارها در تاریخش آن را نجات داده است. اما در زیر این زندگی روزمره، شکافی در حال عمیق شدن است.
شکافی که فقط میان حکومت و مردم نیست.
میان خود مردم است.

و شاید خطرناکترین مرحله زمانی آغاز شود که ایرانیان دیگر نه حکومت، نه دشمن خارجی، بلکه یکدیگر را بزرگترین مانع آینده ایران تصور کنند.

✍حسین قتیب

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

✴️🔼 ترکیه با پول گردشگر ایرانی میچرخد!

هر چند وقت یک‌بار این ادعا تکرار می‌شود که «اگر ایرانی‌ها ترکیه نروند، اقتصاد این کشور ضربه جدی می‌خورد.» اما کافی است اعداد را کنار هم بگذاریم.

اقتصاد ترکیه حدود ۱٬۳۵۰ میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد. این کشور سالانه نزدیک به ۶۰ میلیون گردشگر خارجی جذب می‌کند و حدود ۶۰ میلیارد دلار از گردشگری خارجی درآمد دارد.

از این ۶۰ میلیون گردشگر، حدود ۲ میلیون نفر ایرانی‌اند؛ یعنی تقریباً ۳.۳ درصد کل گردشگران خارجی ترکیه.

حالا حتی با فرض سخاوتمندانه‌ای که هر گردشگر ایرانی به اندازه متوسط سایر گردشگران خرج کند، سهم ایرانی‌ها از درآمد #گردشگری ترکیه حدود ۲ میلیارد دلار می‌شود.

گردشگر ایرانی قطعاً برای شهرها، هتل‌ها و کسب‌وکارهای مشخصی در #ترکیه مهم است؛ اما تبدیل این اهمیت محلی به «وابستگی اقتصاد ترکیه به پول ایرانی‌ها»، با اعداد جور درنمی‌آید.

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

✴️🔼 ابر تورم چیه؟ ‌ آیا امکانش هست دچار ابرتورم بشیم؟

#تورم #ابرتورم

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

✴️✴️ آماده شدن طرح سه‌فوریتی در مجلس  برای خروج ایران از ان‌تی‌پی!

حسینعلی حاجی‌دلیگانی٭

سابقه بدعهدی آژانس مانند انتقال اطلاعات محرمانه ما به نیروهای متخاصم و عملیات جنگی علیه نیروگاه‌های ما کاملا ثابت می‌کند که آزانس قابل اعتماد نیست.

بنابراین با اقدام اخیر، به نظرم لازم است فورا از ان‌پی‌تی خارج شویم و در همین زمینه طرح سه فوریتی را آماده کرده‌ایم که جمعی از نمایندگان مجلس آن را امضا کردند و با نظر هیات رئیسه برای رای‌گیری به صحن خواهد آمد.

بهتر است هر چه زودتر آزمایش‌های لازم را برای سلاح هسته‌ای انجام دهیم، چراکه امروز نیاز کشور به قدرت بازدارندگی اتمی است.
علاوه بر آن امروزه داشتن سلاح اتمی ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

برای همین مدتی پیش طرح خروج از آن پی تی را بارگذاری کردیم و نمایندگان هم امضا کردند و آماده طرح در صحن علنی است که با نظر هیات رئیسه این اتفاق رخ می‌دهد.

٭نماینده شاهین‌شهر

برگرفته از گفت‌وگو با «انتخاب

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

❇️✴️ چرا ما ایرانیان اینهمه ولع انباشت ثروت داریم؟

✍ حبیب رمضانخانی


این‌روزها که قیمت دلار و طلا و متناسب با آن قیمت کالاها و اقلام مختلف سیر صعودی گرفته و همزمان تقلای برخی از مردم برای خرید این اقلام فزونی یافته، باز یک پرسش یا یک سرکوفت همیشگی توسط عده‌ای در حال تکرار است: چرا ما ایرانیان این همه ولع ثروت و انباشتن بر دارایی‌های خود را داریم؟

در پاسخ، بایستی تاکید کرد: در کشورهای پیشرو و توسعه یافته، به دلیل ثبات و چشم‌انداز روشنی که دولت‌ها در جامعه ایجاد کرده‌‌اند، یک اعتماد اجتماعی را در میان مردم خود ایجاد کرده‌اند که در آن مردم حاکمیت خود را حامی و حافظ درآمد، دارایی‌ها و آینده خود دیده و به آن اعتماد می‌کنند.

ولی در ایران، برعکس، به دلیل الویت و محوریت ایدئولوژی بر اقتصاد و رفاه، حاکمیت به جای حمایت از داشته‌ها و دارایی‌های مردم، در هر هنگامه‌ای که با کمبود منابع مالی خود مواجه می‌شود، با خلق پول و ایجاد تورم، جیب مردم را خالی و در نتیجه این سیگنال را به جامعه ارسال می‌کند که امیدی به پشتوانه و حامی بودن دولت نداشته باشید و خودتان به فکر آینده خود باشید.

در نتیجه؛ چون هر سال تورم و بی‌چشم‌‌اندازی آینده بدتر می‌شود و از آنسو مردم نه تنها دولت را حافظ داشته‌ها، بلکه در حکم دست برنده در جیبشان می‌بینند، خود به فکر فردا و آینده‌اشان شده و در نتیجه مرتب در پی تبدیل داشته‌های خود هستند تا هم ارزش دارایی‌های خود را حفظ کنند و هم برای آینده خود تضمینی درست کنند، وقتی امیدی به تدبیر حاکمیت ندارند!

✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…

سیاست شناسی

✴️🔼 سال‌هاست قدرت در بازار نفت، از چاه‌ها به پالایشگاه‌ها و از تولیدکننده به مصرف‌کننده منتقل شده است.
امروز این چین، هند و دیگر خریداران بزرگ‌اند که با افزایش یا کاهش تقاضا، مسیر قیمت را تعیین می‌کنند.
تجربه‌های متعدد نشان داده کاهش عرضه، بدون وجود تقاضای قوی، الزاماً نفت را گران نمی‌کند؛ همان‌طور که ذخایر عظیم بدون مشتری نیز قدرت نمی‌سازد.
این واقعیت هنوز در ایران، به‌ویژه میان تندروهای سیاسی، درست فهم نشده است. آنها نفت را سلاحی می‌بینند که فروشنده ماشه‌اش را می‌کشد؛ درحالی‌که در بازار امروز، این خریدار است که تصمیم می‌گیرد سلاح اصلاً گلوله‌ای داشته باشد یا نه.



✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology

Читать полностью…
Subscribe to a channel