5366
شناخت مفاهیم سیاست به بیان ساده با هدف تحلیل واقع بینانه رویدادهای سیاسی این کانال هوادار هیچ جناح،حزب و گروهی نیست انتشار مطالب به معنای تایید آنها نیست ارتباط با ادمین @politicoadmin
❇️✴️ چرا انقلاب مشروطه از انقلاب اسلامی مهمتر است؟
✍ مهران صولتی
چهاردهم مرداد ماه هر سال یادمان پیروزی انقلاب مشروطه است. اینک اما با گذشت یکصد و بیست سال از آن رویداد سترگ به نظر میرسد که زمان برای سنجش ابعاد گوناگون آن بیش از هر زمان دیگری مناسب باشد. انقلابی که اگر چه از منظر سیاسی ناکام ماند و نتوانست تداوم خود را با حفظ اهداف اولیه سپری کند ولی تاثیراتی ماندگار بر فرهنگ و سیاست ایران زمین در روزگار مدرن بهجای گذاشت. از همینرو میتوان در افق امروز و چهاردهه پس از پیروزی بدیلاش؛ انقلاب اسلامی، دستاوردهای آنرا به داوری نشست. مقایسهای که میتواند برای نگریستن دقیقتر نسبت به مسیری که پیمودهایم مفید باشد:
🔰نگاه واقعبینانه به مولفههای پیشرفت:
روشنفکران مشروطهخواه از همان ابتدا درد و درمان را خوب شناختند. اینکه راز عقبماندگی تاریخی کشور در فقدان حاکمیت یک کلمه یا همان قانون نهفته است.
روشن بود که با بینظمی ناشی از رفتار استبدادی و پیشبینیناپذیر بودن پادشاه هرگز نمیتوان در مسیر پیشرفت حرکت کرد. بنابراین در ابتدا باید توافقی عام به نام قانون وجود داشته باشد که بتوان از آن بهمثابه چارچوبی برای نظمپذیر کردن رفتار حاکمان بهره برد. این در حالی است که مساله اصلی در شکلگیری انقلاب اسلامی، سودای آفرینش نظمی جدید به جای تلاش برای حاکمیت قانون بود.
🔰ضرورت محدود شدن اختیارات حکومت:
بهروایتی سیاست مدرن زمانی شکل گرفت که پرسش بنیادین؛ چه کسی باید حکومت کند؟ به پرسش اساسی؛ چگونه باید حکومت کرد؟ تبدیل شد. مطالعات مشروطهپژوهان هم نشان میدهد که دغدغه مهم در پیدایش مشروطیت کندوکاو در چگونگی حکومت بود فارغ از اینکه چه کسی باید حکومت کند. حال آنکه در انقلاب اسلامی که حدود هفتاد سال بعد اتفاق افتاد مجددا روشنفکران از این امر پرسش میکردند که چه کسی باید حکومت کند؟ بنابراین آشکارا دغدغه توزیع دموکراتیک قدرت به حاشیه رفت و حکمرانی جنبهای متمرکز و رویایی یافت.
🔰چیرگی فرهنگ بر سیاست:
انقلاب مشروطه محصول تلاش دهها ساله روشنفکران در اثبات حقوق بشر، مزایای تجدد و حاکمیت قانون بود. به طور مثال روشنفکری مانند طالبوف برداشتی ژرف از مبانی تجدد داشت و حقوق را مبنای قانون میدانست. همچنین آزادی را هدف میپنداشت نه ابزار! از این منظر انقلاب مشروطه کاملا به جنبش روشنگری در اروپا شبیه است. اما در انقلاب اسلامی برخلاف فرهنگ، شاهد سیطره سیاست بر افکار عمومی بودیم. گفتمان حقوق بشر توسط روشنفکران چپ، بورژوایی و مردود شمرده شد و طراحی جامعه ایدهآل با درونمایه خوانش مارکسیستی از اسلام به سکه رایج جامعه تبدیل شد.
🔰شناخت واقعی از مسائل زمانه:
روشنفکران عصر #مشروطه فهمی واقعبینانه از مسائل و مشکلات عدیده دوران خود داشتند؛ #فقر ، ناکارآمدی، #استبداد ، فقدان #حاکمیت_قانون، #تمرکز_قدرت و ... در زمره علل عقب ماندگی تلقی میشدند. همین امر هم موجب جدی انگاشتن اصلاحاتی شد که خود را نهایتا در قامت انقلاب به نمایش گذاشت. اما روشنفکران نیمه دوم دوره پهلوی با تسلیم شدن به سودای بومیگرایی به دنبال ایجاد جامعهای مستقل و بدون کمترین وابستگی بودند. استقلالی که در سالهای بعد به انزوا ترجمه شد. بنابراین مسائل اصلی جامعه همچون توسعه نامتوازن، پیامدهای اصلاحات ارضی، افزایش سهم نفت در اقتصاد، و فرمایشی شدن نهادهای مشروطه به حاشیه رانده شده و جای خود را به مسائلی همچون چگونگی رقابت با رشد مارکسیسم در دانشگاهها و مقابله با افزایش مصرفگرایی شهری و تبلیغات باستانگرایانه دادند.
🔰نکته پایانی:
ایرانیان از #انقلاب_مشروطه تا انقلاب اسلامی راهی طولانی را پیمودهاند. مسیری پر فراز و فرود از مشروطهطلبی تا جمهوریخواهی! مقایسه دورههایی از ایندست در بستر نوعی جامعهشناسی تاریخی میتواند بهسهم خود در خروج از بنبستهای سیاسی کنونی مهم تلقی شود.
بدون تردید بازخوانی گذشته در افق مسائل امروز میتواند آیندهای بهتر را به ارمغان آورد.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️✴️ مرثیهای برای سالروز صدور فرمان مشروطیت!
✍ علی مرادی مراغهای
۱۲۰ سال پیش که بخش اعظم جهان و آسیا، رعیت و برده وار در زیر سلطه حکومتهای استبدادی می زیستند ایرانیان خود را آماده مترقی ترین جنبش تاریخ شان ساختند، میخواستند از جامه مندرس صغارت و رعیتی بدرآمده، جامه فاخر شهروندی پوشیده، دارای حق طبیعی گردند.
در آن زمان، درآمریکا مجله ایی در بخش اعلانات خود به مزایا و مرغوبیت یک شانه سری پرداخته بود که از استخوان جمجمه انسان سیاهپوست ساخته شده بود!
۱۲۰ سال پیش، ایرانیان با هزار امید، کعبه آمال خود را در زیر بالهای منحوسِ دو قدرت استعماری در بهارستان برپا ساختند تا با پارلمان خود، شاه مستبد را در پوست گردو کرده و خودشان برای اولین بار، مقدرات خود را بدست گیرند.
و انصافا نیز آن مجلس، قبل از اینکه طعمه توپهای لیاخوفی و اعوانش گردد در اندک مدت، کاری کرد کارستان!
وقتی آن مجلس تصمیم گرفت برای استقلال اقتصادی و دفع تسلط بیگانگان، «بانک ملی» تاسیس نماید و برای سرمایه آن، از مردم کمک خواست، زنان النگوها و طلاب کتابهایشان را فروختند!
از باکو نامه به آن مجلس فرستاده تشکر کردند که هرچند خودشان دیگرجزو ایران نیستند و در ایران نیستند اما مجلس با این کارش، اجساد نیاکانشان را که در ایران دفن شده شاد کرد!
و زمانیکه دانش آموزان مدرسه اقدسیه، دست جمعی وارد مجلس شده و یکصد تومان پول توجیبی شان را برای تشکیل بانک ملی تقدیم کردند تمامی نمایندگان مجلس شروع کردند به گریستن...!
اما در آن مجلس، مستشارالدوله ها، تقی زاده ها، مصدق ها، وکیل الرعایاها و...نماینده بودند که وقتی داستانِ فروش دختران قوچان توسط آصف الدوله را شنیدند همگی گریستند! چون نوامیش مردم را ناموس خود می دانستند، چون غرورشان لکه دار شده بود...
اما آن مجلس به توپ بسته شد، آرزوهای مشروطه خواهان برباد رفت پس با شکستِ انقلابشان، آرزوی استبدادِ منور کردند و استبدادِ منور آمد و تک تک شان را خفه کرد!
حتی یک نفر از رهبران و سرداران آن انقلاب عاقبت بخیر نشدند، چون سرنوشتِ غم انگیزشان جدا از سرنوشتِ انقلابِ به گِل نشسته شان نبود.
اما این گناه آنان نبود، آنان صلیبِ عقب ماندگی صدها ساله جامعه شان را به دوش می کشیدند.
در افسانه های آذربایجان صحبت از «آل» رفته که به سراغ زنان زائو می آمده تا به زن زائو آسیب رسانده یا نوزادش را دزدیده و با خود می برده.
اما در این افسانه آمده که این «آل»ها و یا «اجنه» ها بدجوری از اشیا فلزی می ترسیدند و اگر انسانها، زرنگی بخرج داده سوزنی یا سنجاقی فلزی در بدن آن آل یا جن فرو میکردند، دیگر آن آل، قدرت ماورایی خود را از دست داده و برای تمامی عمر به خدمت انسان در می آمد، مطیع و رام انسانها گشته تمام عمر به هر گونه رنج و مشقتی تن می داد، چون آن جن یا آل نمی توانسته آن سنجاق را بیرون کشیده خود را رها و آزاد سازد...!
یکصدوبیست سال است که شبیه آن آل گشته ایم و گرفتار آن سنجاق!
به هر مرارتی و مشقتی تن داده، با هر رنجی ساخته و به هر گونه تلاشی دست یازیده ایم تا بلکه آن سنجاق را بکَنیم تا آزاد شویم، اما نتوانسته ایم!
حتی بعضا به هر عامل بیگانه نیز پناه برده ایم به انگلستان به روسیه و ارتش سرخ...بلکه از آن سنجاق رها شویم اما سرانجام، خسته، شکست خورده و زخمی و مایوس بازگشته ایم...
نسلِ قبل از ما می خواست ژاپن گردد، نسل ما آرزوی کره جنوبی و نسل بعد، آرزوی کدام کشور آفریقایی...؟!
زمانی پدران مان در مشروطه آرزو میکردند فلک را سخت شکافته طرحی نو دراندازند اما اکنون آرزوهای ما کوچک و کوچک تر شده است!
شبیه داستانِ روباهِ خلیل جبران خلیل شده ایم که در هنگام طلوع خورشید، از لانه اش بیرون آمد و به سایه بزرگش نگاه کرد و گفت :
امروز شتری خواهم خورد.
سپس تا ظهر تلاش کرد چون شتری نیافت و گرسنه تر شده سایه اش نیز کوچکتر گشته پس آنگاه گرسنه و درمانده دوباره به سایه کوتاهش نگریست و گفت :
صد البته که یک موش هم برای من کافی است!
از تلاشهای نافرجامِ عباس میرزا برای تجدد ایران، ۲۰۰سال میگذرد در این مدت ایرانیان نتوانستند آن سنجاقِ عقب ماندگی را از سینه شان برکَنند.
چون آن سنجاق از بیرون بر ما زده نشده که آسان بیرون آید بلکه، خود از اعماق درون ما و کنهِ وجود ما برآمده و تنها با تربیت صحيح و طولانی مدت ممکن میگردد.
چنین است که بیش از ۱۲۰سال، تلاش، تکاپو و دویدن همچنان، خسته، زخمی و پریشیده:
دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را...
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️✴️ ۵۰ جمله کلیدی از کتاب نفیس «جامعه باز و دشمنان آن»
✍ نویسنده کارل پوپر :
۱- جامعهٔ باز جامعهای است که در آن هیچ اندیشهای مقدس و مصون از نقد نیست
۲- دشمن اصلی آزادی، این باور است که تاریخ قانون قطعی و اجتنابناپذیر دارد
۳- تاریخباوری میکوشد آیندهٔ بشر را همچون سرنوشت محتوم تفسیر کند
۴- هرگاه کسی مدعی دانستن «معنای نهایی تاریخ» شود، راه استبداد هموار میشود
۵- افلاطون نخستین نظریهپرداز بزرگ جامعهٔ بسته است
۶- آرمانشهر افلاطونی به قیمت حذف آزادی فردی ساخته میشود
۷- فدا کردن انسانهای واقعی به نام انسانِ ایدهآل، خطرناکترین خطای سیاسی است
۸- عدالت اگر با آزادی همراه نباشد، به ابزار سرکوب بدل میشود
۹- جامعهٔ بسته از تغییر میترسد و آن را انحراف مینامد
۱۰- جامعهٔ باز تغییر را میپذیرد و از آن میآموزد
۱۱- دشمنان جامعهٔ باز معمولاً نیت خیر دارند اما پیامدهای فاجعهبار میآفرینند
۱۲- هیچکس مالک حقیقت نهایی نیست
۱۳- خطاپذیری انسان، بنیان عقلانیت سیاسی است
۱۴- سیاست عقلانی یعنی کاستن از رنج، نه تحقق بهشت زمینی
۱۵- وعدهٔ نجات نهایی، اغلب پوششی برای خشونت است
۱۶- هگل تاریخ را تقدیس کرد و دولت را تجسم عقل دانست
۱۷- تقدیس دولت، آزادی فرد را قربانی میکند
۱۸- مارکس تاریخ را علمی پنداشت اما آن را به جبر اقتصادی فروکاست
۱۹- پیشبینی قطعی مسیر تاریخ ناممکن است
۲۰- آیندهٔ اجتماعی حاصل کنشهای پیشبینیناپذیر انسانهاست
۲۱- اصلاح تدریجی بر انقلاب تمامعیار برتری دارد
۲۲- مهندسی اجتماعی کلان، خطرناک و غیرانسانی است
۲۳- مهندسی اجتماعی خُرد بهجای وعدههای بزرگ، بر حل مسائل واقعی تمرکز دارد
۲۴- خشونت سیاسی معمولاً با زبان اخلاق توجیه میشود
۲۵- آزادی بدون مسئولیت به هرجومرج میانجامد
۲۶- مسئولیت بدون آزادی به اطاعت کور تبدیل میشود
۲۷- نقد آزاد، قلب تپندهٔ جامعهٔ باز است
۲۸- سانسور نشانهٔ ترس از حقیقت است
۲۹- هیچ نظریهای فراتر از آزمون و خطا نیست
۳۰- قدرت اگر مهار نشود، میل به خودکامگی دارد
۳۱- دموکراسی نه بهخاطر حکومت اکثریت، بلکه بهخاطر امکان عزل حاکمان مهم است
۳۲- سؤال اصلی سیاست این نیست که چه کسی حکومت کند، بلکه چگونه کنترل شود
۳۳- رهبران خطاناپذیر، خطرناکترین رهبراناند
۳۴- بتسازی از رهبران، جامعه را نابینا میکند
۳۵- جامعهٔ باز به شهروندان بالغ نیاز دارد، نه پیروان مطیع
۳۶- اخلاق سیاسی یعنی جلوگیری از بدترینها، نه تحقق بهترینها
۳۷- آزادی اندیشه بدون تحمل اندیشهٔ مخالف ممکن نیست
۳۸- دشمنان جامعهٔ باز، از قطعیت تغذیه میکنند
۳۹- تردید عقلانی نشانهٔ ضعف نیست، نشانهٔ بلوغ است
۴۰- هیچ آرمانی ارزش نابودی انسانها را ندارد
۴۱- تاریخ صحنهٔ انتخابهای انسانی است، نه اجرای نقشهای از پیشنوشته
۴۲- انسانها تاریخ را میسازند، اما هرگز آن را کنترل کامل نمیکنند
۴۳- توجیه شر به نام خیر نهایی، دروازهٔ توتالیتاریسم است
۴۴- جامعهٔ باز همواره ناتمام و در حال اصلاح است
۴۵- حقیقت از دل گفتوگوی آزاد زاده میشود
۴۶- عقلانیت یعنی آمادگی برای تصحیح خود
۴۷- بزرگترین خطر، ایمان کور به نظریههای نجاتبخش است
۴۸- آزادی بدون نقد میمیرد
۴۹- نقد بدون آزادی خفه میشود
۵۰- جامعهٔ باز، شجاعت زیستن بدون قطعیت را میطلبد
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️✴️ سود آمریکایی ها از بسته شدن تنگه هرمز!
شرکتهای موسوم به «غولهای نفتی»، سودهای کم سابقهای از پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز کسب کردهاند
«اکسون موبیل»، بزرگترین شرکت نفتی آمریکا، سود تعدیل شده خود را ۱۴.۷ دلار اعلام کرد؛ بالاترین رقم در چهار سال گذشته
شرکت آرامکوی عربستان هم از افزایش ۴۴ درصدی سود سه ماهه خود نسبت به سال گذشته خبر داد
«شل»، بزرگترین شرکت نفتی اروپا سود خود را به نزدیک ۱۰ میلیارد دلار رساند که بیش از دو برابر شده.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️✴️ خاطره ای تلخ اما پندآموز از شادروان استاد #محمد_قاضی
در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند.
جنگ جهانی به پایان رسیده بود، اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت.
من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم...
ما دو نفر به همراه یک ژاندارم و یک بلد راه سوار بر دو قاطر به عمق کوهستان طالقان رفتیم و از تک تک روستاها آمار جمع آوری کردیم...
در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود.
به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد.
مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند.ماهی کپور آن چنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند...
کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود،گفت:
آقای قاضی،این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد. چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.
سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود.ولی کدخدا آن چنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم.چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تایید این ماجرای شگفت انگیز گفتند...
شب ناچار بودیم جایی اطراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیس های معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند!
ضمن صرف غذا گفتم:کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید،به شمال که دسترسی ندارید؟
به سادگی گفت: ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !
لقمه غذا در گلویم گیر کرد.
شاید یک دو دقیقه کپ کرده بودم.
با جرعه ای آب لقمه را فرو دادم و سردرگم و وحشت زده نگاهش کردم...
حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت:نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و این ها را باور کردید؟!
من از جوانی که مسوول اداره ده شدم،اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند.یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.
در چهره کدخدا،روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم.
مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند.
حاکمانی که خود کوچک ترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسان ها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند...
برگرفته از: «خاطرات یک مترجم»
📇 #زنده_رود
کتابخانه ادبیات
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
✴️🔼 رجب صفراوف:
“ما انتظار داشتیم که دولت جاسلامی طبق قرارداد ۱۹۲۱ (کنوانسیون مودت ایران و شوروی) و پیمان بازرگانی ۱۹۴۰، تقاضای ۵۰٪ از سهم دریای کاسپین را داشته باشد؛ اما ایران از این حق صرف نظر کردند و تعجب مارا برانگیخت”
پزشکیان در لایحه اخیر، از سهم ۲۰ درصد هم گذشت…
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❇️✴️ جامعه استبدادی با ما چه میکند؟
چرا در جامعهی استبدادزده، خیلی راحت افراد را با عناوین و جایگاهی که شایستهی آن نیستند، خطاب قرار میدهند؟
اگر به محیط زندگی مردم جامعه و رسانههای کشور انگلستان دقت کنید، محال است کسی را که "دکتر" نیست در خطاب -خواه کتبا و خواه شفاها- "دکتر" بخوانند؛ یا کسی را که "مهندس" نیست، مهندس بنامند.
▫️غرض یادآوری این نکته است که در جامعه برخوردار از دموکراسی، کلمات را به راحتی نمیتوان شناور کرد. کلمات مانند انسانها، اعتبار ، معنا و حیثیت خاص خود را دارند و کل، جامعه است که میتواند در باب سرنوشت مفهومی کلمات تصمیم بگیرد. بنابراین اگر کسی "کشیش" است، شما در چنان جامعهای نمیتوانید به راحتی او را "اسقف اعظم" یا بالاتر خطاب کنید. هم او ناراحت میشود و هم جامعه شما را از بابت تجاوز به حدود کلمات مورد شماتت قرار خواهد داد.
بر همین قیاس کلماتی از نوع "استاد"، "دکتر" ،"مهندس"، "پروفسور" "دانشمند" و "فیلسوف" و امثال آن...
▫️ اما در جامعه استبدادی مسائل برعکس جریان دارد. شما جای هر کلمه را با همسایههای آن و با مدارج بالای آن به راحتی میتوانید عوض کنید. نه مخاطب شما از این بابت احساس شرمساری خواهد کرد، و نه جامعه شما را مورد انتقاد قرار خواهد داد که این کسی را که تو مثلا فلان عنوان را به او دادهای، او دارای چنین مقامی نیست. تجاوز در حریم کلمات در جامعه استبدادی چنان راحت انجام میشود که خیلی به آسانی میتوان کلمه "پاپ" را -که مفهومی منحصر به فرد و هیچگاه در تاریخ دو تا نبوده است- اندک اندک بر هر دربان و کشیشی، اطلاق کرد و این تجاوز به حدود کلمات را تا آنجا گسترش داد که در هر روستایی چندین پاپ در عرض هم وجود داشته باشند….
▫️همانطور که در جامعه استبدادی میتوان به حقوق افراد تجاوز کرد، به حدود کلمات هم میتوان تجاوز کرد، و همانطور که در جامعه برخوردار از آزادی و قانون به حقوق افراد نمیتوان تجاوز کرد، به حدود کلمات هم نمیتوان تجاوز کرد. از این روی زبان، قلمرویی است که از مطالعه در آن میتوان به حدود رعایت حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی موجود در آن جامعه پی برد. اکنون به یاد ندارم که در کجا خواندهام، ولی یقین دارم گفتار یکی از حکیمان بزرگ چین است که گفته است:
" روزی اگر زمام اصلاح جامعه را به من بسپارند، نخست زبان ایشان را اصلاح میکنم "
▫️گویا مقصود او نشان دادن همین رابطه استبداد اجتماعی و شناور شدن زبان است… هرقدر جوامع برخوردار از اندیشه دموکراسی باشند، زبانشان از شناوریهای تند بر کنار است و هرقدر استبدادی باشند به همان میزان زبانهاشان شناور است. هرکس با شعر فارسی کوچکترین آشنایی داشته باشد و مدایح رودکی را با مدایح فرخی و مدایح فرخی را با مدایح انوری سنجیده باشد، شناور شدن کلمات را از حوزه قاموسی آنها در مسیر این سه دوره تاریخی آشکارا مشاهده خواهد کرد: در شعر رودکی تجاوز به حدود کلمات بسیار اندک است، زیرا جامعه سامانی، جامعهای است تا حد زیادی برخوردار از قانون و آزادی…. در تاریخ اجتماعی ایران، عصر سامانی و به ویژه در قلمرو فرمانروایی سامانیان، کمتر نشانهای از زورگویی های اجتماعی دوره غزنوی وجود دارد، و با همه استبداد غزنویان استبداد مذهبی سلاجقه بسی بیرحمانه تر از استبداد غزنویان است…. میتوان با آمار نشان داد که شناوری کلمات در فاصله عصر سامانی تا سلجوقی به اوج خود میرسد. شناور بودن زبان هیچ ربطی به زایندگی زبان ندارد، شک نیست که زبان انگلیسی در عصر حاضر -به دلیل هزار عامل فرهنگی و سیاسی و اقتصادی- زاینده ترین زبان جهان است، ولی ممکن است به اعتبار عارضه "شناور بودن" با زبان فلان کشور عقب مانده نیمه مرده در زنجیر استبداد در اعماق قاره سیاه قابل مقایسه نباشد؛ یعنی زبان آن کشور از زبان انگلیسی شناورتر باشد. شناور شدن زبان اصلا شاید یکی از دلایل نازایی زبان باشد. زیرا زایایی از خواص رشد اجتماعی و فرهنگی است و شناور شدن از لوازم عقب گرد و فروماندگی. وقتی زبانی حرفی برای گفتن ندارد، با شناور کردن کلمات خود، خودش را گول میزند که من حرف تازه ای دارم میزنم، در صورتی که هیچ حرف تازه ای ندارد. شناور شدن، نشانه فقدان اندیشههای فلسفی و عقلانی در زیربنای جامعه است و جامعهای که در آن اندیشه حکیمان و فرزانگان نقشی نداشته باشد، به ناگزیر بازیچه خودکامگان و عوام فریبان است.
✍️ محمدرضا شفیعی
#استبداد #جامعه_استبدادی
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️✴️ دیکتاتورهای مقدس
✍ مصطفی داننده
دیکتاتوری از روز اول با زندان و سانسور آغاز نمیشود بلکه زمانی کلید میخورد که مردمان تصمیم میگیرند کسی را آنقدر بزرگ کنند که دیگر نتوانند از او بپرسند: «اگر اشتباه کردی، چه؟» از همان لحظه، شکست آزادی شروع میشود.
جامعهای که انسان میسازد، زنده است. اما جامعهای که بت میسازد، آرامآرام میمیرد. زیرا بتها نه پاسخ میدهند، نه عذرخواهی میکنند و نه اجازه میدهند کسی دربارهشان سؤال بپرسد.
مقدس کردن انسانها در کنار دروغ، بزرگترین خیانت به حقیقت است. وقتی کسی را مقدس میکنیم، در واقع حق نقد او را از خودمان میگیریم. انگار دهان خود را با نخ و سوزن دوختهایم و کلید آن را هم به دست همان کسی دادهایم که نباید دربارهاش سؤال کنیم.
از آن پس، هر انتقاد، بیاحترامی است، هر پرسش، خیانت و هر مخالف، دشمن.
هیچ انسانی معصوم نیست. نه سیاستمدار، نه روشنفکر، نه استاد دانشگاه، نه فعال مدنی، نه رهبر، نه شاه، نه نویسنده و نه محبوبترین چهره جامعه.
انسان بودن، یعنی امکان خطا داشتن. اگر کسی را از این قاعده مستثنا کنیم، در حقیقت او را از پاسخگویی نیز معاف کردهایم.
قدرت، حتی پاکترین انسانها را هم وسوسه میکند و تحسین بیقیدوشرط، خطرناکترین غذای قدرت است.
کسی که هر روز فقط تشویق بشنود و هیچ نقدی نشنود، آرامآرام باور میکند که اشتباه نمیکند.
مشکل از علاقه داشتن به افراد آغاز نمیشود، مشکل از جایی آغاز میشود که علاقه، جای عقل را میگیرد. آن روز دیگر رفتار افراد را نمیسنجیم، فقط از آنها دفاع میکنیم. اگر موفق شوند، آن را نشانه نبوغ میدانیم و اگر شکست بخورند، برایشان هزار توجیه میتراشیم.
در چنین فضایی، حقیقت دیگر معیار نیست و وفاداری معیار میشود.
تاریخ نیز بارها همین هشدار را داده است. بسیاری از فجایع، محصول نبوغ سیاه یک مستبد نبودند، محصول سکوت مردمی بودند که جرئت نکردند به او بگویند: «اشتباه میکنی.»
سکوت، همیشه از ترس زاده نمیشود، گاهی از تقدس زاده میشود. وقتی کسی را فراتر از نقد قرار میدهیم، در واقع او را فراتر از پاسخگویی قرار دادهایم.
احترام با تقدس تفاوتی عمیق دارد. احترام یعنی خوبیهای یک انسان را ببینی و در عین حال، اگر خطا کرد، شجاعت داشته باشی آن را به زبان بیاوری.
اما تقدس، چشم را بر خطا میبندد. احترام، شخصیت را حفظ میکند. تقدس، حقیقت را قربانی شخصیت میکند.
تقدس، دشمن آزادی اندیشه است. جامعهای که عادت کند برای برخی افراد حریم ممنوعه بسازد، کمکم یاد میگیرد که سؤال نپرسد. نسلی تربیت میشود که به جای استدلال، به شخصیتها استناد میکند، به جای بررسی شواهد، نامها را تکرار میکند؛ و به جای اندیشیدن، تبعیت را انتخاب میکند.
جامعهای بالغ، جامعهای نیست که قهرمان نداشته باشد، جامعهای است که هیچ قهرمانی را بالاتر از حقیقت نداند.
انسانها باید با استدلال سنجیده شوند، نه با احساسات، با عملکردشان، نه با شهرتشان، با پاسخهایشان، نه با هالهای از تقدس که اطرافشان ساخته شده است.
اگر روزی احساس کردی دیگر نمیتوانی از کسی انتقاد کنی، همان لحظه از خودت بپرس: آیا دیگری دهان مرا بسته است، یا خودم آن را دوختهام؟
زیرا آزادی اندیشه از یک جمله آغاز میشود؛ جملهای ساده اما نجاتبخش: در سیاست و اجتماع، هیچ انسانی مقدس نیست و هیچ انسانی نباید از نقد مصون باشد.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️✴️ تهدیدها و حمله نکردنهای ترامپ
بخشی از یک برنامهی مشخص و از پیش تعیین شده است
✍ #محسن_زینلیپور
در هفتههای اخیر بر شدت تهدیدات ترامپ به حملهی گسترده به کشورمان و تعداد آنها و نیز لغو لحظه نودی آنها افزدوه شده است. با توجه به شناختی که از این شخص داریم و سابقهی تناقضگوییهای او میتوان این گونه حدس زد که او همواره برنامههای اصلی خود را در انبوهی از گفتههای ضد و نقیض و اقدامات زیگزاگی پنهان کرده است. بنابراین هرگز نباید روی تغییر فاز کلی او و عدم تمایلش به چنین حملهای حساب کرد و به نظر نمیرسد که تلاش برای رسیدن به هدفهای دیرینهای مانند قطع دست چین از منابع نفت ایران، ساختن خاورمیانه جدید و گسترش پیمان ابراهیم، کاهش تمرکز سیاسی و نظامی آمریکا بر خاورمیانه، ایجاد توازن در برابر قدرت رو به توسعهی اعراب منطقه و جلوگیری از آغاز یک رقابت بر سر تسلیحات اتمی در این منطقهی پرآشوب را کنار گذاشته باشد.
با همهی آنچه گفته شد میتوان این طور نتیجهگیری کرد که این دیر و زودهای او بر سر چنین حملهای سوخت و سوز ندارد و در اینجا برخی از دلایل احتمالی این امر را میتوان حدس زد.
۱. هر بار تهدید به حمله و رخ دادن رویدادهای لازم پیش از آن مانند تخلیهی سفارتخانهها و هشدار به اتباع کشورهای غربی و ... باعث آمادهباش تمامی نیروهای طرف مقابل در تمامی سطوح بوده و تکرار این امر قطعا توان آنها را به خستگی و فرسایش نسبی و البته هزینهکرد بالا میکشاند.
۲. ترامپ و تیم او میخواهند حساسیت طرف مقابل به رویدادهای لازم پیش از حمله را از بین ببرند تا در روزهای منتهی به حملهی نهایی نیز، کسی چندان به این رویدادها حساس نبوده و بر مبنای آن، آمادگی خاصی را فراهم نکند و تا جای ممکن از اصل غافلگیری بهره ببرد.
۳. از سوی دیگر این تکرار تهدیدات باعث خستگی و سردرگمی بازارهای مالی و شرکتهای مهم جهانی و شاید کسب آمادگی بیشتر برای رویارویی با شرایط اضطراری ناشی از آن و در نتیجه کاهش اثر حملهی واقعی بر بهای نفت و بازارهای مالی مورد نظر آمریکا شود.
۴. در پشت تمامی این تهدیدها و حمله نکردنها، البته درصدی از امید به کوتاه آمدن سران جمهوری اسلامی و رسیدن به توافق صدرصدی از نظر ترامپ و جواب دادن سیاست دیپلماسی قایقهای توپدار نیز وجود دارد.
۵. پاسخ جمهوری اسلامی به چنین حملهی گستردهای و هدف قرار دادن شرکای آمریکا در منطقه نیز یکی دیگر از عواملی است که تصمیمگیری برای انجام چنین حملهای را مستلزم گردآوری مجموعهای از اقدامات و امکانات ویژه و سنجیدن چندین بارهی همهی جوانب آن میکند.
۶. ارزیابی نسبی ابعاد و بازتابهای این حمله چه در آمریکا و افکار عمومی و رسانههایش و چه در سطح بین المللی و حتی در میان ایرانیان نیز از دیگر دلایل این دیر و زودها میتواند باشد.
۷. افزایش فشار از جانب برخی کشورهای منطقه به ویژه سعودیها و میانجیگرها از یکسو و طیف مخالفان حملهی نظامی در هر دو حزب سیاسی اصلی در آمریکا و به ویژه جیدیونس، از سوی دیگر نیز بیتاثیر نمیتواند باشد.
۸. حمله به زیرساختهایی که بر زندگی عموم مردم تاثیر میگذارد، در بیشتر جنگها به عنوان تاکتیک نهایی به کار گرفته شده و در جنگ فعلی اوکراین نیز تقریبا یکسال پس از شروع جنگ به طور جسته و گریخته آغاز شد و در مراحل بعدی افزایش یافت.
۹. زمان خریدن برای تجهیز نظامی و آمادگی بیشتر در منطقه که در هفتههای اخیر شاهد آن بودهایم.
۱۰. توجیه راحتتر این حمله و مطرح ساختن این ادعا که تا جای ممکن به دیپلماسی فرصت داده و راهی به جز اجرای آن نداشته است.
امید که اینگونه نباشد و این تحلیل از اساس درست از آب درنیاید و چنین حملهای به خاک ایران عزیز هرگز اتفاق نیفتد.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️✴️ برای مردم مهم است که مجلس باز باشد یا تعطیل؟
✍محمد مهاجری
از اوایل اسفند ۱۴۰۴ تا کنون مجلس دوازدهم جلسه علنی در ساختمان بهارستان نداشته است. در این مدت هیچ گزارشی ندیدهایم که مثلاً مردم فلان حوزه انتخابیه یا یک فرهیخته و نخبه یا یک تشکل صنفی یا دانشجویی یا... دلشان برای جلسات علنی تنگ شده باشد
چند نماینده (ترجیحاً پایداریچی) با یک کاغذ و قلم در میدان بهارستان جلوی مردم را بگیرند و از آنها بپرسند چقدر باز یا بستهبودن مجلس برایشان مهم است. اگر نمونه به طور تصادفی (و نه گزینشی) انتخاب شود بهاحتمال زیاد حتی یک نفر نیز به این سؤال پاسخ مثبت نخواهند داد.
باید علت را در کردار و پندار و گفتار اقلیتی جست که تنش و عصبانیت و بیمبالاتی در آداب را به عادت مألوف تبدیل کردهاند.
رد صلاحیت افراد باسواد و معتبر، نتیجهاش همین است که افرادی بر جای شایستگان بنشینند که بازو بستهبودن مجلس برای مردم مهم نباشد.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
✴️🔼 جدیدترین برآورد از انتخابات میاندورهای آمریکا (۹۳ روز مانده تا انتخابات)
شانس کسب اکثریت در مجلس نمایندگان (Kalshi): ۸۴٪ دموکراتها | ۱۶٪ جمهوریخواهان
شانس کسب اکثریت در سنا (Kalshi):
۵۳٪ جمهوریخواهان | ۴۷٪ دموکراتها
آخرین پیشبینی امریکانا از ترکیب احتمالی سنا: ۵۱ کرسی دموکراتها | ۴۹ کرسی جمهوریخواهان
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️✴️ آینده جنگ ایران و آمریکا؛ مسابقه تابآوری در یک بحران فرسایشی
🔹 رحمن قهرمانپور معتقد است منازعه ایران و آمریکا احتمالاً در کوتاهمدت پایان نخواهد یافت. هیچکدام از طرفین خواهان جنگی بیپایان نیستند، اما منطق بحران، تفاوت اهداف و حضور اسرائیل ممکن است جنگ را برخلاف خواست آنها فرسایشی کند.
🔹 در این بحران سه بازیگر اصلی حضور دارند: ایران، آمریکا و اسرائیل. اسرائیل توافق میان تهران و واشنگتن را مغایر منافع خود میداند و میتواند در مسیر مذاکرات اخلال ایجاد کند. تعدد بازیگران نیز رسیدن به نقطهای مورد قبول همه طرفها را دشوارتر کرده است.
🔹 آمریکا در «تله اعتبار» گرفتار شده است؛ با وجود برتری نظامی و انجام حملات گسترده، نتوانسته ایران را به پذیرش خواستههای خود وادار کند. عقبنشینی بدون دستیابی به نتیجه نیز میتواند اعتبار نظامی واشنگتن را نزد متحدانش و در رقابت جهانی با چین تضعیف کند.
🔹 راهبرد کنونی آمریکا ترکیبی از مذاکره و فشار نظامی یا همان دیپلماسی اجبار است: محاصره دریایی و محدود کردن صادرات نفت ایران، تلاش برای ایجاد مسیر جایگزین در جنوب تنگه هرمز و تشدید حملات هوایی به زیرساختها، بنادر و مراکز موشکی ایران.
🔹 در مقابل، جمهوری اسلامی خود را در «تله بقا» میبیند؛ زیرا تصور میکند هدف نهایی آمریکا و اسرائیل همچنان تغییر حکومت است. به همین دلیل، راهبرد ایران بر افزایش تابآوری و طولانی کردن جنگ نامتقارن استوار شده است.
🔹 گسترش جغرافیایی جنگ، حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه، استفاده از تنگه هرمز برای فشار بر اقتصاد جهانی، اتکا به شهرهای موشکی زیرزمینی و حملات انبوه پهپادی، از عناصر اصلی این راهبرد هستند. هدف این است که هزینه ادامه جنگ برای آمریکا از منافع آن بیشتر شود.
🔹 یکی از ویژگیهای این جنگ، عدم توازن شدید هزینههاست: ایران با پهپادهای نسبتاً ارزان حمله میکند، اما طرف مقابل برای رهگیری آنها ناچار است از سامانهها و موشکهای چندمیلیوندلاری استفاده کند. همین مسئله میتواند ادامه جنگ را برای آمریکا و متحدانش پرهزینه کند.
🔹 این جنگ همچنین نمونهای از جنگهای عصر هوش مصنوعی است؛ جنگی که در آن شناسایی اهداف، تحلیل اطلاعات و اجرای عملیات با فناوریهای پیشرفته انجام میشود. بااینحال، تجربه جنگ بار دیگر نشان داده که برتری هوایی و تکنولوژیک لزوماً به تسلیم سیاسی طرف مقابل منجر نمیشود.
🔹 در کوتاهمدت، محتملترین سناریو ادامه همزمان جنگ و مذاکره است؛ دورههایی از آتشبس و توافق موقت که ممکن است بار دیگر با حملات نظامی و تشدید تنش جایگزین شوند.
🔹 در میانمدت، دو مسیر اصلی وجود دارد:
🔺رسیدن به توافقی مکتوب برای کاهش تنشها، یا شکلگیری نوعی آتشبس نانوشته بر پایه توازن قدرت.
🔺سناریوی بدبینانهتر این است که آمریکا بهجای توافق، بهسوی تضعیف بلندمدت ایران و تبدیل آن به دولتی ناتوان و فرسوده حرکت کند؛ الگویی شبیه سیاست واشنگتن در قبال عراق پس از سال ۱۹۹۱.
🔹 جمعبندی نظرات رحمن قهرمانپور این است که آمریکا در شرایط فعلی نه میتواند بهسرعت پیروز شود و نه حاضر است شکست را بپذیرد؛ ایران نیز آنقدر ضعیف نیست که در مدت کوتاهی تسلیم شود. در نتیجه، آنچه میان دو کشور شکل گرفته بیش از هر چیز یک «مسابقه تابآوری» است؛ مسابقهای که هزینه اصلی آن را مردم ایران، کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی خواهند پرداخت.
https://www.youtube.com/watch?v=B6GNyk13854&t=2s
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️✴️ روایت اختلاف ایران و عمان بر سر تنگه هرمز
📄والاستریتژورنال
با کاهش موقت درگیریها میان آمریکا و ایران، تلاشهای دیپلماتیک برای یافتن راهحلی کوتاهمدت درباره جنجالیترین موضوع جنگ، یعنی ازسرگیری کشتیرانی در تنگه هرمز، شتاب گرفته است.
ایران و عمان از آخر هفته گذشته تا روز دوشنبه مذاکرات فشردهای را برای دستیابی به سازوکاری جهت عبور ایمن کشتیها از این آبراه انجام دادهاند.
این مذاکرات محدود قرار نیست بهطور کامل به مناقشه میان آمریکا و ایران پایان دهد، اما میانجیها امیدوارند حتی یک توافق موقت درباره موضوعی مهم بتواند تنشها را کاهش دهد، محاصرههای دریایی را برچیند و در نهایت زمینه را برای اجرای توافق اولیه صلحی که واشنگتن و تهران در ماه ژوئن به آن دست یافتند، فراهم کند.
یک مقام آمریکایی و میانجیها اعلام کردند که ایران و عمان همچنان بر سر برخی مسائل، از جمله دریافت یا عدم دریافت عوارض عبور کشتیها، اختلاف دارند. با این حال، هر دو طرف از پیشرفت مذاکرات سخن گفتهاند؛ موضوعی که نخستین روزنه امید برای دیپلماسی محسوب میشود.
هدف مذاکرات ایران و عمان، توافق بر سر مسیر عبور کشتیها در تنگهای به عرض ۲۲ مایل است. درگیریها اوایل این ماه زمانی آغاز شد که آمریکا کشتیها را از مسیر نزدیک به سواحل عمان هدایت کرد، در حالی که ایران خواستار عبور شناورها از مسیر تحت کنترل خود بود.
به گفته مقامهای منطقهای آگاه از مذاکرات، آمریکا بهطور مستقیم در این گفتوگوها حضور ندارد، اما عمان واشنگتن را در جریان روند مذاکرات قرار میدهد.
به گفته مقامهای آمریکایی، ایالات متحده با محدودیت ذخایر موشکهای رهگیر پدافندی که برای ادامه جنگ حیاتی هستند روبهروست، در حالی که ایران همچنان نشان داده از زرادخانه قابل توجهی از موشکهای بالستیک و پهپادها برخوردار است. از سوی دیگر، اقتصاد ایران تحت فشار تحریمها، سوءمدیریت و محاصره بنادر توسط آمریکا با مشکلات جدی مواجه شده است.
هر دو طرف میدانند که زمان به سرعت در حال سپری شدن است. اگرچه با انتشار خبر توقف موقت درگیریها، قیمت نفت به کمتر از ۹۰ دلار در هر بشکه کاهش یافت، اما عوامل متعددی میتواند دوباره آن را به بیش از ۱۰۰ دلار برساند؛ از جمله کاهش ذخایر نفت خام و تلاش یمنیها برای جلوگیری از انتقال نفت عربستان از مسیر دریای سرخ.
یک دیپلمات ایرانی گفت رهبران تهران مایلاند پیش از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر آمریکا به یک توافق جامع صلح با ترامپ دست یابند؛ زمانی که به باور آنها رئیسجمهور آمریکا برای ارائه امتیاز تحت فشار بیشتری قرار خواهد گرفت..
به گفته مقامهای آگاه، مقامهای عمانی در جریان سفر آخر هفته خود به تهران، پیشنهاد تشکیل یک «کنسرسیوم منطقهای تنگه هرمز» را مطرح کردند که مسئولیت امنیت دریایی، عملیات جستوجو و نجات و سایر زمینههای همکاری را بر عهده داشته باشد. این طرح همچنین پیشبینی میکند که کشورهای منطقه و صنایع کشتیرانی و نفت بهصورت داوطلبانه منابع مالی آن را تأمین کنند.
این مقامها گفتهاند که ایران در حال بررسی این پیشنهاد است، اما همچنان بر حفظ کنترل خود بر تنگه، از جمله دریافت عوارض عبور کشتیها، اصرار دارد. برخی از مقامهای ایرانی دریافت عوارض ترانزیت را منبع درآمدی مهمی برای کشوری میدانند که پس از جنگ با هزینههای سنگین بازسازی روبهروست.
میانجیها تلاش دارند آمریکا و ایران را به پذیرش یک آتشبس رسمی ۱۰ روزه متقاعد کنند؛ بر اساس این طرح، ایران تنگه هرمز را بازگشایی میکند و آمریکا نیز محاصره بنادر ایران را لغو خواهد کرد. اولویت اصلی، رفع ابهامهای موجود در توافق ماه گذشته است؛ از جمله عباراتی که ایران آنها را بهگونهای تفسیر کرده که حق کنترل تنگه و دریافت عوارض را برای خود محفوظ میداند، اما آمریکا با این برداشت مخالف است.
در این سند همچنین به آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران اشاره شده بود. تهران تصور میکرد این اقدام بلافاصله انجام خواهد شد، اما آمریکا میگوید این منابع مالی تنها در صورتی آزاد میشود که ایران به تعهدات خود پایبند باشد، از جمله اینکه تنگه هرمز را باز نگه دارد./فوکوس
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️✴️ وقتی دشمن محترم تر از مردم است !
✍جعفر بخشی بی نیاز ، نویسنده و روزنامه نگار
در حافظهی تاریخی ملتها ؛ لحظاتی وجود دارد که شکاف میان حاکمیت و جامعه به اندازهای عمیق میشود که دیگر نه با شعار ؛ نه با سرکوب و نه با وعدههای میان تهی دیگر پر نمیشود. اما آنچه در تجربهی زیستهی ما برجسته است یک پارادوکسِ مهلک و حیرت انگیز است. حکومتی که برای نشستن پای میزِ مذاکره با دشمنانِ ایدئولوژیک و سیاسیاش هزینههای نجومیِ جانی ؛ مالی و حیثیتی پرداخته ؛ در طول دههها حتی یک بار تن به گفتگو با مردمِ خود نداده است.
این رفتار نه یک خطای محاسباتی که نشان دهندهی یک جهان بینیِ وارونه در حکمرانی ست. خوب است که این تناقضِ آشکار را کالبد شکافی کنیم. دشمن به مثابهی رقیبِ هم ترازِ مردم به مثابهی رعیتِ ناتوان می ماند. حاکمیت وقتی با دشمن خارجی یا مخالف مسلحِ خود گفتگو میکند ؛ ناخودآگاه او را به عنوان یک طرفِ قدرت به رسمیت میشناسد.
این مذاکرات هر چقدر هم پر هزینه یک منطقِ واقع گرایانه دارد. آنها میدانند که طرف مقابل ؛ ابزارِ ضربه زدن دارد. اما نگاه به مردم متفاوت است. در ذهنیتِ اقتدار گرایانه ؛ مردمِ بیدفاع در جایگاهِ موضوعِ حکومت تعریف میشوند نه طرفِ قرارداد. گفتگو با مردم به معنایِ به رسمیت شناختنِ حقوقِ آنها و پذیرشِ نقد است. امری که برای ساختاری که تمامِ مشروعیتش را در گرو تک صدایی میبیند حکمِ خودکشیِ سیاسی را دارد. بحث بعدی سرمایه گذاری بر روی خصومت است و فرار از مشارکت. تاریخِ ما پر است از هزینههایی که برای دشمنی دادهایم. از فرسایشِ توانِ اقتصادی در جنگهای نیابتی و تحریمهای کمر شکن تا انزوایِ دیپلماتیک.
جالب اینجاست که حاکمیت این هزینه دادن را نوعی افتخار و ایستادگی مینامد. اما همین حاکمیت در برابرِ نقدِ یک دانشجو ؛ یک کارگر یا یک روزنامه نگار دچارِ رعب و وحشت میشود. چرا ؟ چون در معادلاتِ آنها دشمنِ خارجی بیرونی ست و میتوان با او با زبانِ قدرت و معامله حرف زد. اما مردم درونی هستند و گفتگو با آنها یعنی مواجهه با آینهای که تمامِ ناکارآمدیها را به رخ میکشد.
وقتی حکومتی حاضر است با دستانی که به خونِ فرزندانِ این خاک آلوده است یا به زعمِ خودشان با شیطانِ بزرگ دست بدهد اما از هم کلام شدن با مادری که نانِ شب ندارد یا جوانی که چشم اندازِ آیندهاش ویران شده است طفره میرود ؛ یعنی اخلاقِ حکمرانی به پایان رسیده است.
این یعنی حاکمیت بقای خود را نه در رضایتِ مردم بلکه در موازنهی قدرت با دشمنانش جستجو میکند. تاریخ بی رحم تر از آن است که چنین ریاکاریِ عریانی را فراموش کند. حکومتی که برای حفظِ میزِ خود حاضر است از منابعِ ملی برای راضی نگه داشتنِ دشمنِ خارجی هزینه کند اما حتی از سرِ تکبر و ترس حاضر نیست یک دقیقه با صاحبانِ اصلیِ این سرزمین گفتگو کند در واقع حکمِ سقوطِ اخلاقیِ خود را امضا کرده است.
حقیقت این است آنان که از گفتگو با مردم میهراسند نه به دلیلِ قدرت که به دلیلِ تهی بودنِ دستشان از منطق و حقیقت است. و حتما در تاریخ ثبت خواهد شد حکومتی که با همه دنیا حرف زد جز با مردم خود.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
✴️🔼 روایت جکسون هینکل آمریکایی از حمله زمینی قرب الوقوع آمریکا به ایران
✍🏻 Dangerman
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
🌿🌺 آهنگ مشروطه
🔺با صدای گیتی پاشایی
🔺شعر و آهنگی جاودانه از عارف قزوینی
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
✴️🔼عوامل نفوذی و زمستان سخت اروپا
صحبت های قابل تأمل حسین عادلی ( دیپلمات شناخته شده و سابق جمهوری اسلامی ایران ) درباره فرصت از دست رفته جنگ روسیه و اوکراین :
« قبل از جنگ روسیه و اوکراین اروپایی ها در سیاست مکتوب خودشان در حوزه انرژی مصوب کردند که باید وابستگی شدید خود در نفت و گاز را از روسیه کم کنند و در قالب برجام ( که هنوز برغم بیرون رفتن آمریکا از آن نیمه جانی داشت ) از ایران نیاز نفت و گاز خود را تامین کنند..
اما متاسفانه ما به این زمینه مساعد توجه نکردیم و به گونه ای در جنگ روسیه و اوکراین حرکت کردیم که آنها اینگونه برداشت کردند که ما مقابل اروپایی ها در کنار روسیه ایستاده ایم
و حتی به آنها کمک های نظامی می کنیم
و آنها هم از ما در این خصوص کینه گرفتند پس از آن نیاز انرژی خود را از آمریکا، قطر ، نیجریه و ...تامین کردند .
اما سوال اینجاست اگر ما از این فرصت استفاده می کردیم و به جای شعاردادن( زمستان سخت برای اروپا ) انرژی....«
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
✴️🔼 نفوذ سایبری انگیزهای دیگر برای تغییر رژیم در ایران است
👤جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق ترامپ:
"ایران یک شبکه بسیار گسترده برای اعمال نفوذ در فضای اینترنت و حوزه سایبری در اختیار دارد. این تلاشها برای نفوذ به سامانههای الکترونیکی که زیرساختهای حیاتی ما را کنترل میکنند، از جمله شبکههای آبرسانی، سامانههای مخابراتی، خطوط لوله نفت، راهآهن، کنترل ترافیک هوایی فرودگاهها و بسیاری از بخشهای دیگری که به فناوریهای پیشرفته ارتباطی وابسته هستند، میتواند این زیرساختها را آسیبپذیر کند.
اگر واقعاً ثابت شود که منشأ این حملات ایران بوده است، از نظر من این موضوع، در کنار برنامه تسلیحات هستهای ایران و همچنین حمایت این کشور از تروریسم، از جمله تهدید علیه مقامهای فعلی و سابق ایالات متحده و دیگر اقدامات تروریستی، یک دلیل دیگر خواهد بود که نشان میدهد تنها راه دستیابی به صلح و امنیت، چه در خاورمیانه و چه در سطح جهان، از میان برداشتن این حکومت است."/آمریکانا
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
✴️🔼 امپراتور ژاپن، هیروهیتو پس از مراسم تاجگذاری خود در سال ۱۹۲۸ میلادی، با لباس سوکوتای
در ژاپن تا قبل از پایان جنگ جهانی دوم هیرو هیتو را پسر آسمان میخواندند. در دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ ژاپن، به دلیل نظامیگری و شرکت در جنگ جهانی دوم در طول سلطنت هیروهیتو، جنگی را در سراسر آسیا به راه انداخت. در زمان حکومت وی ارتش ژاپن منچوری را اشغال کرد. او با هیتلر و موسولینی پیمان اتحاد بست و با آغاز جنگ جهانی دوم، با فشار و تحریک دولتمردانش، دستور حمله به مستعمرات انگلستان و فرانسه در جنوب شرقی آسیا را برای آزادسازی آنها صادر کرده و در سال ۱۹۴۱ فرمان بمباران بندر پرل هاربر آمریکا را داد. پس از شکست آلمان در بهار ۱۹۴۵ هیروهیتو برای حفظ ژاپن، دستور عقبنشینی از شرق و جنوب شرقی آسیا را صادر کرد. ایالات متحده آمریکا بارها از ژاپن خواست تسلیم شود ولی هیروهیتو نپذیرفت. سرانجام آمریکا دو بمب اتم در شهرهای هیروشیما و ناگازاکی ژاپن پرتاب کرد. این اقدام آمریکا ضربهٔ سختی بر پیکرهٔ امپراتوری ژاپن وارد آورد، هیروهیتو با مشاهدهٔ این اوضاع به فکر تسلیم شدن افتاد.
مطالب تاریخی
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❇️✴️جنگ و دیپلماسی بدون رسانه
✍ کامبیز نوروزی
رفتار رسانهای ایران در طول جنگ ۴۰ روزه و پس از آن بیبرنامه، سردرگم و متناقض بوده است
ساختار نظامی و دیپلماسی ایران منبع مستقلی برای کار رسانهای هدفمند و بابرنامه ندارد
تلویزیون ایران جهتگیریهایی متفاوت از تصمیمهای دستگاه سیاسی عالی که افسران عالیرتبه نظامی نیز در آنها حضور و مشارکت دارند، ارائه میکند
سایر رسانههای وابسته به طیفهای مختلف سیاسی و فکری نیز حرف خودشان را میزنند و براساس اصل آزادی رسانه مواضع خود را بازتاب میدهند
به تعداد حسابها و صفحهها در شبکههای اجتماعی مثلا تحلیلگر و استراتژیست و متخصص روابط بینالملل و دیپلماسی و انواع و اقسام جنگها وجود دارد
در این آشفتگی هر خبر نادرست یا ناقص یا کذب در جریان اطلاعات به گردش میافتد و هر تحلیل بیاساس، شعاری، غیرمستند، حزبی و جناحی منتشر میشود
در این بازار آشفته کدام خبر راست است و کدام خبر دروغ؟
کدام تحلیل به سیاستهای رسمی ایران در جنگ نزدیک است یا دور و کدام تحلیل تلاشی است برای تولید فشار بر نظام تصمیمگیری جنگ و دیپلماسی؟ تقریبا هیچ چیزی معلوم نیست.
نتیجه این آشفتگی خبری-تحلیلی، سردرگمی مردم در قبال موضوعات جنگ و دیپلماسی است.
این درهمریختگی حتی بر نظام تصمیمگیری کشور و ثبات تصمیمات نیز اثرگذار است. ایران در داخل و خارج توفیقی در رقابت رسانهای نداشته است.
این وضعیت ناشی از فقدان تمرکز بر وجه رسانهای جنگ و دیپلماسی کشور است.
امروزه با توسعه شبکههای اجتماعی و آسانی دسترسی عمومی به شبکههای اجتماعی برای تولید و مصرف محتوا، کار رسانهای نظام سیاسی کشور فوقالعاده سختتر، حیاتیتر، پیچیدهتر و دقیقتر است. اما به همین اندازه دستگاهها و مسئول جنگ و دیپلماسی از اهمیت کار رسانهای مربوط به جنگ و دیپلماسی مرتبط با آن غافلاند.
یک دلیل مهم این غفلت بزرگ و مخاطرهآمیز این است که ساخت سیاسی ایران معمولا خبر را به شکل «دستور» تلقی میکند. گویی آن چیزی که خبر داده میشود، مانند یک دستور است که همه باید قبول کنند.
سبب دیگر این نگاه آمرانه و دستوری اعتقاد نداشتن به آگاهی مردم است. وقتی شما به آگاهی دیگری معتقد باشید، برای اقناع او و ارائه تحلیلی بیشتر، دقیقتر، عمیقتر و حتی متنوعتر تلاش بیشتری میکنید. اما در یک نگاه آمرانه دستوری دچار خطای دید میشوید.
اهمیت کار رسانهای حرفهای و متمرکز در مسائل جنگ و دیپلماسی کشور در برابر تجاوز دشمن، کمتر از اهمیت تسلیحات نظامی نیست.
اگر ایران از نظر تسلیحات نظامی مورد نیاز این جنگ، مانند موشک و پهپاد وضع مطلوبی دارد، اما شرایط رکن رسانهای جنگ و دیپلماسی آن بسیار نامطلوب است و تقریبا دیده نمیشود که دستگاههای مسئول توجهی به این کمبود و نقص بزرگ داشته باشند که اگر داشتند، آن را درست میکردند.
جنگ با ابعاد گسترده و پیچیده و متنوعی که دارد، به شدت نیازمند یک ستاد خبری کارآمد و حرفهای است. چنین ستادی باید از روزنامهنگاران مستقل و کارآمد با تجربههای طولانی در روزنامهنگاری جنگ، بحران، بینالملل و دیپلماسی، اجتماعی و سیاسی تشکیل شود.
کار این ستاد باید تولید یا گزینش اخبار در امتداد اهداف و سیاستهای رسمی سازمان جنگی و دیپلماسی ایران باشد.
همچنین تولید انواع تحلیلهای متناسب با استفاده از کارشناسان واقعی، نه رانتی بهمنظور آگاهیبخشی عمومی و ایجاد یک برداشت اندکی واحد در افکار عمومی باید از دیگر کارهای چنین ستادی باشد.
اگر ایران چنین ستادی داشته باشد، حتی میتواند با برقراری ارتباط با مقامها یا کارشناسان معتبر و گفتوگو با آنها در دولتهای دیگر نیز اثرگذار باشد.
دولت برای تشکیل چنین ستادی پیشگام شود و با هماهنگی سایر نهادهای مرتبط مانند رهبری، شورای عالی امنیت ملی، نیروهای نظامی و مسئول تیم مذاکره کارهای خبری و تحلیلی جنگ و دیپلماسی را به این ستاد واگذار کند و از آنها بخواهد نه به عنوان تبلیغاتچی بلکه به عنوان روزنامهنگاران حرفهای در چارچوب سیاستهای جنگی و دیپلماتیک رسمی ایران عمل کنند.
برای جلب مخاطب هرآنچه در کار روزنامهنگاری حرفهای رایج و متعارف است، انجام دهند و حتی اجازه طرح مباحث انتقادی نیز داشته باشند.
در کنار این ستاد ضروری است که امنیت و استقلال و آزادی رسانههای خصوصی نیز به رسمیت شناخته شود تا بتوانند در این فرایند ملی مشارکت فعال داشته باشند.
در جهان رسانهایشده امروز، ما خود پیرامون و جهان را از چشم رسانه نگاه میکنیم. رسانه میتواند حتی به ما احساس خوشبختی بدهد یا ناکامی. رسانه میتواند ما را به ما برنده معرفی کند یا بازنده.
در عرصه جهانی رسانه میتواند ما را جنگطلب بشناساند یا صلحجویی که مورد تجاوز قرار گرفته است.
بدون مدیریت رسانهای کاملا حرفهای و تخصصی، یک رکن مهم جنگ و دیپلماسی آن لنگ است.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️✴️ از سال ۸۴ خورشیدی در ایران اقتصاد رفاقتی ایجاد شد
✍ حسین راغفر
در دهه نخست پس از انقلاب بسیاری از نهادهای عمومی غیردولتی مثل ستادها به مالکیت اجتماعی در معنای خاص خودش تبدیل شدند. اموال در اختیار این نهادها قرار گرفتند و این نهادها از منابع برای ثروت ملی و مشارکت مردم استفاده نکردند. لذا نقش نهادهای اجتماعی عملاً به نهادهای حاکمیتی و نه نهادهای مردمی تقلیل پیدا کرد.
بعد از دوره ۱۳۸۴ ما شاهد تغییر ایدئولوژیک در جمهوری اسلامی هستیم که به ایجاد #اقتصاد_رفاقتی منجر شد.
این اقتصاد رفاقتی سه مشخصه دارد که اولی دسترسی به منابع بانکی برای دوستان و رفقا است.
دوم فراهم آوردن فرصتهای انحصاری و شبه انحصاری برای دوستان است. به طور مثال انحصار واردات شکر، میوه، خودرو و اشکال مختلف #انحصار ها و شبه انحصارها را شاهد هستیم.
این امتیازات شکاف بازده سرمایههای تجاری را به شدت نسبت به نرخ رشد اقتصادی بیشتر میکند و نابرابریها را افزایش میدهد.
وقتی که نرخ رشد بازدهی سرمایه بیشتر از نرخ رشد نیروی کار است نابرابریها رقم میخورد که در کشور به شدت این مسئله رشد کرده و موازنههای جدیدی به نهادهای حاکمیتی داده است.
این رژیم نابرابری که از میانه دهه ۱۳۸۰ به بعد یعنی سال ۱۳۸۴ به وجود آمد به رشد فقر منجر شد. درآمدهای نفتی بزرگی در آن دوره به دست آمد. ما نفت را بشکهای ۱۲۰ دلار فروختیم اما معلوم نشد که این درآمدها به کجا رفت.
مشخصه آن دوره توجه به فردگرایی و پیگیری منافع شخصی در غیاب دستگاه قضایی مستقل بود.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️✴️ سیاوش کسرایی روشنفکر و شاعر مارکسیست :
« این فلان فلان شده ها (روسها یا کمونیست های توده ای ) به هَمِۀ ما دروغ گفتند..»
✍ علی مرادی مراغه ای
این جملات را سیاوش کسرایی در دوران دربدری اش در مدینه فاضله اش « مسکو » به استاد شجریان گفته است..
شجریان می گوید:
«... دیدم که سیاوشِ همیشگی نیست. اون سیاوشی که پُر جُنب و جوش بوده و، پُرانگیزه و، صحبت میکرد و حرفهای قشنگ میزد خیلی فرورفته بود، تویی خودِشِه.
یکدفعه دیدم سیاوش برگشت به من گفت که:
"شجریان، خوب گوشهایَت رو وا کن ببین چی بهت میگم.
هر چی که بهت میگم، عِین اش رو میری به سایه و بچه ها میگی"
گفتم: خُب چی رو باید بگم؟
حِس کردم که میخواد گریه کنه اینقدر ناراحته، که ریزه ریزه همینجوری که شروع کرد صحبت کردن، دیدم که چشم هایش پُرِ اشک شد و همون طور.
بعد گفت:
"... شجریان برو به {سایه} و به بچه ها بگو {این فلان فلان شده ها به همۀ ما دروغ گفتند، همۀ ما رو فریب دادند.
هیچ چی در بساطِ شون نیست، آآآآه در بساط ندارند.
و ما فریب خوردیم.
من نه راهِ پَس دارم، نه راهِ پیش، اینجا گیر افتادیم.
شما دنبالِ ما نیایین. اینها اینطورند»
تاریخ پر از درسها و عبرتهاست و یکی از این عبرتها اینست که نشان می دهد روسها هرگز به دوستان خود وفا نکرده همیشه در وسط گود، خیانت، پیشه کرده اند
بارها و بارها از نهضت جنگل گرفته تا فرقه دمکرات آذربایجان. زمانی(البته دیرزمانی!)
سیدجعفر پیشه وری گفته بود:
[روسها مثل میمون هستند که در وقت غرق شدن، پا بر روی بچه شان می گذارند و تنها خود را نجات می دهند!.]
اما شوربخت مردمی چون ایرانیان که در وسط دو سنگِ آسیاب گرفتار می آیند و مجبور می شوند یا مانندِ سیدضیاالدین طباطبایی ها گردند و به آنسو غش کنند و یا مثل کیانوری ها به این سمت...
!و تاریخشان و سرنوشت شان، مصداق این سخنِ تلخ مرحوم استاد هژار باشد که پس از شکست جمهوری مهاباد گفته بود:
«اگر كار تو در سانفرانسيسكو راه نيافتد در جلوی دروازه هایِ مسكو برسر خويش خاك بريز...!»
و کثیری از چپِ اردوگاهی ایرانی چون کسرایی در فرجام تلخ خویش مجبور شدند ، سرانجام در جلوی دروازه هایِ مسكو خاک برسر خويش کنند!.
در این شکی نیست که بخش اعظم آنان شیفته عدالت بودند اما ظلماتِ استبداد موجب شد آنان، چشمِ گرگ استالینیزم را با نورِ نجاتبخش اشتباه بگیرند...
سياوش كسرائي، شاعر معاصر كه سالهای زيادی هنرش را در خدمت آن «مدينه فاضله کمونیسم » به كار گرفت امّا سرانجام در دوران دربدری و آوارگی در شوروی با چشمان حيرتزده، رفقای بزرگش را ديد كه او را چون يك تبعيدی به صليب سرخ سپردند،
او كه قبلاً در سالهای اميد و ايمان و جوانی، منظومه بلند و زيبای «آرش كمانگير» را سروده بود
اين بار در پيرانه سری، اندكی قبل از مرگش، شعر تلخِ «مهره سرخ» را در مسكو سرود و خود را تلويحاً با سهرابِ شاهنامه هم سرنوشت دانست كه علیرغم وجود مهره سرخ بر بازويش، بدست رستم ـ نزديكترين كس اش ـ كشته می شود:
تنها و دور مانده و ناشاد
در اين ميانه،
من،
چو غباري به گرد باد ...
اي آفريدگار!
دادی تو بهترين و ستاندی تو بهترين
…
«شرمنده آن كه پشت به يار و ديار خويش،
با صد بهانه روی به بيگانه می كند.
سامان نمی دهد، چه توان كرد، حرف نيست
آشفته، از چه ساحتِ اين خانه می كند!....
تاریخ معاصرایران
سیاوش کَسرائی (۵ اسفند ۱۳۰۵ – ۱۹ بهمن ۱۳۷۴) شاعر و از اعضای کانون نویسندگان ایران و از فعالان سیاسی چپگرای تاریخ معاصر ایران بود.
کسرائی دانشآموختهی دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بود.
او سالیان دراز در حزب کمونیست توده ایران فعالیت داشت.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️🔼 «فلسفه ماکیاولی به زبان ساده
| آیا هدف وسیله را توجیه میکند؟»
✔️آیا ماکیاولی واقعاً معتقد بود «هدف، وسیله را توجیه میکند»؟ یا این فقط یکی از بزرگترین سوءبرداشتهای تاریخ فلسفه است؟
✔️نیکولو ماکیاولی از تأثیرگذارترین متفکران فلسفه سیاسی است؛ اما بسیاری او را تنها با کتاب شهریار میشناسند. در این ویدیو تلاش کردهام مهمترین اندیشههای او را به زبانی ساده، دقیق و قابل …
https://youtu.be/sQWClfHL6fw?si=SA67Sv3lAelY11A-
🛄 || مدرسه علوم انسانی
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
پیشنهادات مارک لوین، مجری مشهور فاکس نیوز به ترامپ برای حمله به ایران:
1- تداوم توقیف داراییهای متعلق به ایران
2- ادامه محاصره دریایی برای قطع درآمدهای نفتی و گازی ایران
3- هدفگیری مستمر فرماندهان نظامی
4- حمله به کارخانههای تولید موشکهای بالستیک و پهپادها در سراسر ایران
5- هدف قرار دادن ساختمانهای دولتی و تأسیسات متعلق به سپاه و ارتش
6- حمله به بانکها و مراکز مالی
7- دستکم تا ۳۰ روز و شاید بیشتر، هیچ آتشبسی در کار نباشد.
* لازم به ذکر است که لوین از مجریان مورد اعتماد ترامپ است و رئیس جمهور آمریکا علاقه بسیاری به برنامههای او در فاکس نیوز دارد./آمریکانا
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❇️🔼 ژئوپولتیک یعنی چه؟
در ژئوپلیتیک، هیچ نقطهای روی نقشه صرفاً یک نقطه نیست؛ هر مرز، روایتی از قدرت است و هر مسیر، داستانی از رقابت!
|| مدرسه علوم انسانی
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❇️✴️ دولت کاغذی و بحران حکمرانی
✍️بابک کاظمی
یکی از مهم ترین چالش های نظام حکمرانی در بسیاری از کشورها شکل گیری دولت کاغذی است. دولتی که در آن قانون فراوان است برنامه بسیار است سند راهبردی پی در پی تولید می شود و بخشنامه های متعدد صادر می شود اما در زندگی مردم تغییر محسوسی دیده نمی شود. فاصله میان آنچه نوشته می شود و آنچه اجرا می شود هر روز بیشتر می شود و همین فاصله به مهم ترین مانع توسعه تبدیل می گردد.
دولت کاغذی دولتی است که بیش از آنکه به نتیجه اهمیت دهد به تولید سند و گزارش توجه دارد. مدیران موفقیت خود را با تعداد جلسات برگزار شده تعداد مصوبات و حجم مکاتبات می سنجند در حالی که مردم عملکرد دولت را با کیفیت آموزش امنیت سلامت اشتغال و رفاه ارزیابی می کنند. اگر بهترین قوانین تصویب شوند اما در عمل هیچ تغییری ایجاد نشود آن قوانین تنها بر روی کاغذ باقی خواهند ماند.
یکی از مهم ترین نشانه های دولت کاغذی گسترش بروکراسی است. هر مسئله ساده باید از مسیرهای طولانی اداری عبور کند و هر تصمیم نیازمند امضاهای متعدد باشد. این روند علاوه بر کاهش سرعت تصمیم گیری موجب افزایش هزینه های اداری و کاهش انگیزه شهروندان برای پیگیری امور می شود. زمانی که انجام یک کار ساده هفته ها یا ماه ها طول بکشد اعتماد عمومی نیز به تدریج کاهش پیدا می کند.
دولت کاغذی معمولا گرفتار تمرکز شدید قدرت است. بسیاری از تصمیم ها در سطوح بالای مدیریتی گرفته می شود و مدیران محلی اختیار کافی برای حل مسائل منطقه خود ندارند. در نتیجه حتی کوچک ترین مشکلات نیز باید مسیر طولانی اداری را طی کنند و فرصت های ارزشمند برای حل سریع مسائل از دست می رود. حکمرانی موفق زمانی شکل می گیرد که اختیار با مسئولیت همراه باشد و مدیران بتوانند متناسب با شرایط واقعی تصمیم بگیرند.
در حوزه آموزش آثار دولت کاغذی به خوبی قابل مشاهده است. اسناد تحول آموزشی برنامه های راهبردی و دستورالعمل های متعدد تدوین می شوند اما بسیاری از مدارس همچنان با کمبود امکانات آموزشی تجهیزات ورزشی نیروی انسانی و فضای استاندارد روبه رو هستند. مدرسه با بخشنامه متحول نمی شود بلکه با سرمایه گذاری هدفمند مدیریت کارآمد و اعتماد به معلمان مسیر پیشرفت را طی می کند.
در حوزه اقتصاد نیز شرایط مشابهی وجود دارد. صدور پی در پی مقررات بدون اصلاح ساختارها نه تنها مشکلات را حل نمی کند بلکه گاهی موجب افزایش بی ثباتی می شود. سرمایه گذار به دنبال ثبات شفافیت و پیش بینی پذیری است نه انبوهی از مقرراتی که هر روز تغییر می کنند. اقتصاد زمانی رشد می کند که دولت نقش تسهیل کننده داشته باشد نه آنکه با پیچیده کردن فرایندها مانع فعالیت های اقتصادی شود.
ادامه این وضعیت مهم ترین سرمایه هر حکومت یعنی اعتماد عمومی را تضعیف می کند. مردم زمانی به سیاست ها اعتماد می کنند که نتیجه آنها را در زندگی روزمره خود مشاهده کنند. اگر وعده ها بارها تکرار شوند اما مشکلات همچنان پابرجا بمانند سرمایه اجتماعی به تدریج کاهش می یابد و مشارکت عمومی نیز آسیب می بیند.
خروج از دولت کاغذی نیازمند اصلاح عمیق در نظام حکمرانی است. نخست باید نتیجه جایگزین فرایند شود. دستگاه های اجرایی باید بر اساس میزان حل مسائل مردم ارزیابی شوند نه بر اساس تعداد گزارش ها و جلسات. دوم باید قوانین و مقررات زائد حذف شوند و مسیرهای اداری ساده شوند. سوم باید تصمیم گیری بر پایه داده های دقیق و شواهد علمی انجام شود. چهارم باید پاسخگویی به یک اصل تغییر ناپذیر تبدیل شود تا هر مدیر در برابر عملکرد خود مسئول باشد.
دولت کارآمد دولتی نیست که بیشترین تعداد قانون و سند را تولید کند بلکه دولتی است که بتواند با کمترین هزینه بیشترین مسئله را حل کند. مردم به جای مطالعه اسناد رسمی کیفیت حکمرانی را در مدرسه بیمارستان خیابان محیط کسب و کار و خدمات عمومی احساس می کنند. اگر کیفیت این خدمات افزایش یابد اعتماد نیز بازخواهد گشت و سرمایه اجتماعی تقویت خواهد شد.
امروز بیش از هر زمان دیگر کشور به عبور از دولت کاغذی نیاز دارد. توسعه با انباشت اسناد محقق نمی شود بلکه با اجرای دقیق سیاست ها مدیریت شایسته شفافیت پاسخگویی و اراده برای حل مسائل واقعی جامعه شکل می گیرد. آینده ایران در گرو آن است که فاصله میان تصمیم و اجرا کاهش یابد و دولت از تولید کاغذ به تولید نتیجه و از گزارش نویسی به حل مسئله حرکت کند.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
❇️✴️ جنگ با آمریکا ارمغانی جز پروژه« کره شمالی شدن»برای مردم ایران نخواهد داشت!
✍ علی نظری
ماهیت دوجنگ تحمیلی۱۲ و۴۰ روزه به اعتقاد اینجانب اصلا جنگ نبود، بلکه مبارزه یا نبرد ملت ایران در مقابل متجاوزانی بود که قصد تغییر نظام سیاسی و تجزیه کشور را داشتند.
اغراض و نیات شیطانی ترامپ و نتانیاهو با مقاومت آحاد مردم ایران در دو جنگ قبلی نقش برآب شد!
بعد از تفاهم نامه اسلام آباد،تندروهای داخلی که نقش پیاده نظام اسراییل را برعهده دارندتلاشهای فراوانی نمودند تا با راه اندازی یک جنگ دیگر مسیر مذاکره را مسدود و صلح محتمل را منتفی نمایند.هرچند که در این پروژه هم موفق شدند!
جامعه مدنی ایران مستظهر به حمایت اکثریت مطلق افکار عمومی است، مخالفت با جنگ و برقراری صلحی پایدار از طریق دیپلماسی را به حاکمیت پیسنهاد می کند.
آنچه که همه هموطنان باید به آن پایبند باشند، نخستین الویت تصمیم سازان عالی نظام جمهوری اسلامی باید تقدم منافع ملی و مصالح مردم بر هر گزینه دیگر باشد.
جنگ افروزان جبهه پایداری بدنبال شعله ور نمودن جنگی دیگر هستند تا مردم ایران را در جهنم وحشتناک جنگی مهلک گرفتار کنند!
نخستین پیامد شوم جنگ برای کشور ما چیزی جز اسقاط کردن ایران نیست.پر واضح است اگر به جنگ دیگری کشانده شویم، هرگز نمی توانیم آمریکا را وادار به تسلیم کنیم.بلکه دار و ندار مردم و سرمایه های ملی هم در این جنگ خانمانسوز نابود میشوند!
کافی است که وارد یک جنگ فرسایشی شویم،با از بین رفتن زیر ساختهای کشور عملا به یک کشور متروکه،عقب افتاده و اسقاطی تبدیل میشویم!
پایداری چی ها که برای جنگ بعدی سرو دست می شکنند،پاسخ دهند وقتی حکومت ناکارآمد و ناتوان گردد و نتواند به نیازهای حداقلی بیش از ۹۰ میلیون نفر شهروند پاسخ دهد،چگونه می تواند در مقابل توطئه های خارجی مقاومت نماید و با کدام پستوانه اقتصادی با آنها بجنگد!
چشم انداز ورود به جنگ با آمریکا در آینده ای نه چندان دور ارمغانی جز پروژه« کره شمالی شدن»برای مردم ایران نخواهد داشت!
اگر نتوانیم نفت بفروشیم،صنعت نداشته باشیم،چگونه می خواهیم از پس هزینه های صدهها هزار میلیاردتومانی جنگ با آمریکا بر آییم؟
تندروهای جبهه پایداری، مخالفان با جنگ را بی غیرت و مرعوب می نامند!
به ضرس قاطع می گویم،جنگ سوم با آمریکا نتیجه ای ویرانگر برای اقتصاد کشور و معیشت مردم در پی خواهد داشت!
افراطیونی که به هردلیل می خواهند کشور را به دام جنگی ویرانگر بکشانند،قطعا از خط نفوذ دشمن دستور می گیرند.
جلوه ای از خط نفوذ را در رفتار برخی از نمایندگان پایداری چی مجلس می بینیم!
شعارهای تند علیه آمریکا و اسراییل، تقبیح مذاکرات و توافق احتمالی با آمریکا نشان از تحقق منویات موساد دارد!
الی کوهن جاسوس بزرگ اسراییل که در کشور سوریه به مقام مشاور عالی وزیر دفاع هم رسید و در نزاع تاریخی با رژیم صهیونیستی تندترین مواضع علیه تل اویو را داشت!همان خدمتی را به صهیونیستها کرد که اکنون جنگ طلبان خودی بدنبال آن هستند!
آیا توطئه ها و مکر جنگ طلبان داخلی شبیه شیوه های خصمانه الی کوهن نیست؟
آیا تجربه سالهای۱۹۶۰تا۱۹۶۵ سوریه و اسراییل نباید مارا نگران کند؟
آیا محتمل نیست که موساد به جنگ طلبان ایرانی پروژه جنگ سوم ایران با آمریکا را برون سپاری کرده باشد؟
جنگی که اقتصاد ما را نابود کند و کشور را از مدار توسعه جهانی صدهها سال عقب بیندازد،بهترین هدیه برای اسراییل و آمریکاست!
حضور الی کوهن های وطنی در رده های تصمیم سازی کشور در پوشش تفکر جبهه پایداری محتمل است!
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @Politicology
🔵🔴دیکتاتوری چگونه پذیرفته میشود...؟!
در سال ۱۹۶۷، یک معلم تاریخ بهنام «ران جونز» تصمیم گرفت بهجای توضیح دادن، به دانشآموزانش نشان دهد که یک حکومت اقتدارگرا چگونه میتواند شکل بگیرد.
چیزی که قرار بود فقط یک آزمایش آموزشی باشد، تنها در چند روز به جنبشی تبدیل شد که حتی خود معلم را هم غافلگیر کرد.
این آزمایش بعدها با نام (The Third Wave) شناخته شد و هنوز هم یکی از بحثبرانگیزترین آزمایشهای روانشناسی اجتماعی و آموزش در جهان است./برگرفته
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
افشاگری بهرام بیضایی درباره خیانت تاریخی روشنفکری چپ به ایران.
بهرام بیضایی در این ویدیو با صراحت از ستم، تحریف و جفای جریان روشنفکری چپ به هویت ملی ایران سخن میگوید و بهطور مشخص نقش چهرههایی چون ابراهیم گلستان و احمد شاملو را در تخریب جایگاه فردوسی و شاهنامه برجسته میکند.
روایتی کوبنده از جریانی که بهجای پاسداری از ریشههای تمدنی ایران، به تحقیر و تخریب آنها پرداخت و میراث ملی را قربانی ایدئولوژی کرد.
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology
❇️🔼 ارزشمندترین پولهای جهان
✅ #سیاست_شناسی
🆔 @politicology