-
کانالیست ساختِ دستِ بشر ؛ برای هضمِ دلتنگیها ، خستگیها و تنهاییهایش...!
.
.
.
تشبهین اللیة التي یموت فیها الطغاة!
و تنتصر الثورة...!
.
.
تو شبیه شبی هستی که در آن ستمگران میمیرند...
و انقلاب پیروز میشود...!
#جداريات
#دیوار_نوشته
#حضرت_شعر
.
.
.
.
خوش به حال گِرِه روسریات، هر لحظه
بوسه از زیر رگ گردن تو میگیرد...!
#مسعود_محمدپور
#حضرت_شعر
.
تکلیف من با روزهای بیتو روشن بود
سهم من از تو چند نخ سیگار بهمن بود
زخمی زدی چون نابرادرها به من،
قلبم
در چاهی از اندوه و تنهایی، تهمتن بود
تو قسمتت این بود عمری را رها باشی
در حسرت پرواز بودن قسمت من بود
میخواستم روزی بگویم دوستت دارم
پس گریه کردم؛ چون زبانم سخت اَلکَن بود
حق با تو بود، این دل که از دستت زمین افتاد
تنها دلیل خلقتش، شاید شکستن بود...
#علی_کاملی
#حضرت_شعر
#غزل
.
.
.
اجعلوا الحياة من حولنا معقولة...
لكي نظل بشراً...!
.
زندگی را پیرامونمان منطقی سازید!
تا انسان بمانیم...!
#ممدوح_عدوان
ترجمه: #محمد_حمادی
#حضرت_شعر
.
.
.
«من» کو؟
مرا خبر نیست
اگر مرا بینی
سلام برسان...!
#شمس_تبریزی
#حضرت_شعر
.
هر لحظه دهندم خبر از مردن یاری
من ماندهام اما به چه کامی به چه کاری
این با سرطان پنجه درافکند و درافتاد
وان خیمه به غربت زد و گم شد به غباری
این نرد سیاست زد و نامرده فرو مرد
وان مرد و نیاسود زمانی به کناری
پرسی اگر از حال دل بیژن و منصور
این در تک چاهی شد و آن بر سر داری
زین قرقره هر دم به دگر قرقره پیچد
عمر من و عمر تو به مانند نواری
تصویری و آوازی و بانگی و سرودی
بودی و نبودی و گذاری و مزاری
با یاد خوش دور جوانی چه توان کرد
گیرم که دلی بود و نشاطی و نگاری
جمعی که در آن بزم طرب بود پراکند
چون ابر سبکپویه به رگبار بهاری
فرداست که بر در زندم حلقه به صد مهر
مرگ خوش من چون بتک بادهگساری
جامش همه افسون و کلامش همه افسون
جامی که ندارد ز قفا رنج خماری
تا نیمه گشاید در و گوید که فریدون
وقت است! زنم بر لب او بوسه که آری
ما هر دو بر امواج عدم راهی دریا
سرمست و خوش آنگونه که یاری بر یاری
چون سینه به طوفان زند آن زورق سیمین
بیند دل غمدیده یکی تازه دیاری
جایی که نه داغ است و نه درد است و اندوه
نه شیون زاغی و نه گلبانگ هزاری
شیرینی جاوید سکوت است و دگر هیچ
چون پرتو ماهی که فتد بر شب تاری
خرم دل آن زادهی آزاده که چون رفت
نه بیخی از او ماند و نه برگی و نه باری
گر «مجلسی» از ما دو قدم پیشترک راند
دوری نه چنان است که آید به شماری
#فریدون_توللی
#حضرت_شعر
#غزل
.
.
اشکالی در کار دنیاست...
که گریه رفعش نمیکند...!
#بهرام_بیضایی
#حضرت_شعر
.
.
.
نمیآید به چشمم هیچکس غیر از تو این یعنی...
به لطف عشق تمرین میکنم یکتاپرستی را...!
#فاضل_نظری
#حضرت_شعر
.
.
.
نمکدانِ دو عالم را به دستِ خود نمک کردم...
به چشمِ خویشتن دیدم که دستی بینمک دارم...!
#احمد_جم
#حضرت_شعر
.
شد قسمتم از عشقِ تو غم، دربدری هم!
رفتی، نگرفتی دگر از من خبری هم!
از غربت چشمان تو پیداست، که از من...
نه نام و نشان مانده، نه حتی اثری هم!
قبل از تو کمی غصه اگر داشت جهانم...
بعد از تو نصیبم شده چشمانِ تری هم!
رسوایی و دیوانگی و فاصله کم بود...
در فالِ من افتاده کمی بیثمری هم!
جز هجمهی بیرحم خزان بر تنِ این دل...
جامانده کمی خط و نشان از تبری هم!
گفتم غزلی از تو بسازم، نشد اما...
عاجز شده از وصف تو "فاضل نظری" هم!
#طاهره_اباذری_هریس
#حضرت_شعر
#غزل
.
دلخورم دلخوشیِ ساده برایم بفرست
روح وارسته و آزاده برایم بفرست
در فرامین تو هر چند حرام است ولی
تا فراموش کنم، باده برایم بفرست
خستهام طاقت جنگیدنِ بسیارم نیست
دشمنِ از نفسافتاده برایم بفرست
مدعی ریخته در دور و بر من بسیار
لطفا این مرتبه دلداده برایم بفرست
چه کسی حوصلهی کسب سعادت دارد؟!
آه! خوشبختی آماده برایم بفرست
هر طرف مینگرم کوه و کویر و دریاست
قصد دارم بروم، جاده برام بفرست
#نفیسه_نعمتی
#حضرت_شعر
#غزل
.
.
.
آنچه نیکی میکنی، پیشِ کس اظهارش مکن...
گر خدا داند بس است، کالای بازارش مکن...!
#احسان_امینی
#حضرت_شعر
.
.
.
روح من را مرگ شادش میکند، مادر ببخش...
زعفران انداختن در چای من بیفایده ست...!
#محسن_حیدری
#حضرت_شعر
.
دشت غم در سينهام بعد تو حاصلخيز شد
بعد تو هر روز من چون روز رستاخيز شد
گفته بودی باز میگردى ولى عمرى گذشت
بازگشتت هم دروغى مصلحتآميز شد
همچنان شيرى كه میجوشد به روى شعلهاى
بسكه جوشيدم ز چشمم اشکِ خون سرريز شد
حكم دادى قلب من بعد از تو تنهاتر شود
با طناب حسرتش هر روز حلقآويز شد
بعد تو تنهاترين كار جهانم شاعریست
چون غروب جمعه شعرم تلخ و حُزنانگيز شد
بیتو يخ میزد دلم حتى در آن گرماى تير
هر كجا هستی بمان، زحمت نكش، پاييز شد
#کمال_جعفری
#حضرت_شعر
#غزل
.
#آه_بکشیم
.
توصیه میکنم حتماً حتماً گوش بدید
.
مرحبًا بك في القرن الحادي و العشرين...
...
مرحبًا بك في هذا العصر الموحش
...
به قرن بیست و یکم خوش آمدی
به این روزگار ترسناک خوش آمدی
#احمد_خالد_توفیق
ترجمه: #سعید_هلیچی
#حضرت_شعر@SHaBaNeHaYe_Bi_ToЧитать полностью…
.
.
.
.
به راهِ بادیه رفتن، بِه از نشستنِ باطل...
و گر مُراد نیابم به قدر وُسع بکوشم...!
حضرتِ #سعدی
#حضرت_شعر
.
.
.
دانی که حروف عشق را معنی چیست...؟
عین عابد و شین شاکر و قاف است قانع
حضرتِ #مولانا
#حضرت_شعر
.
.
.
.
عزّت شاه و گدا زیرِ زمین یکسان است
میکند خاک برای همه کس جا خالی
#غنی_کشمیری
#حضرت_شعر
.
ابیاتی که مصراع دوم آنها مشهورتر است:
.
گر دایرهی کوزه ز گوهر سازند
از کوزه همان برون تراود که در اوست
#بابا_افضل
با سیه دل چه سود گفتنِ وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ
#سعدی
هر دم که دل به عشق دهی، خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
#حافظ
امیدوار بُوَد آدمی به خیر کسان
مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان
#سعدی
صوفی نشود صافی، تا در نکشد جامی
بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی
#سعدی
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یا رب! مباد آن که گدا معتبر شود
#حافظ
در محفل خود راه مده همچو منی را
افسرده دل، افسرده کند انجمنی را
#قائم_مقام
مرو به هند و بیا با خدای خویش بساز
به هر کجا که روی، آسمان همین رنگ است
#عليرضا_جلالی
خلوت دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته در آید
#حافظ
زلیخا گفتن و یوسف شنیدن
شنیدن کی بُوَد مانند دیدن...
#عطار
زلیخا مُرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی
چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی
#صائب_تبریزی
#حضرت_شعر
@SHaBaNeHaYe_Bi_To
.
#آه_بکشیم
#اهلی_شیرازی
دکلمه: #رشید_کاکاوند
#حضرت_شعر
.
.
در پیچ و خم گیسوی عالم خبری نیست...
اینکه خبری نیست، خودش کم خبری نیست...!
#حسین_زحمتکش
#حضرت_شعر
.
کیستی؟ ورد زبانم، صحبت هرروزهای
زینتی در دست من انگشتر فیروزهای
هر کجا باشی نگاه مات مردم سوی توست
نقش پر رنگ مونالیزا درون موزهای
حق بده از دیدگان خلق پنهانت کنم
سکهای نایاب در آغوش امن کوزهای
گوش از من، هر چه میخواهد دل تنگت بگو
صحبتی، نقلی، کلامی، حکمتی، آموزهای
بعد عمری خواستم شهدی بنوشم از لبت
این هم از اقبال تلخ من که دیدم روزهای
#هادی_معراجی
#حضرت_شعر
#غزل
.
.
.
محبت را به سرحدّ حماقت برده، جان دادیم
به دستِ دشمنِ دیرینِ خود تیر و کمان دادیم
#نفیسه_نعمتی
#حضرت_شعر
.
.
.
.
ظاهرم شاد، دلم صاف، درونم غوغا
حال من شعر مقفاست، ولی بیمعنا
#هادی_معراجی
#حضرت_شعر
.
.
.
خوش باش که کس مانع آزادگیات نیست...
عالم همه راه است، گر از خویش بر آیی...!
#بیدل_دهلوی
#حضرت_شعر
.
.
.
و بعد از تو...
کسی به تو مانند نشد...!
#ناشناس
#حضرت_شعر
.
مباد رازِ صبح را شبانه برملا کنم
و نامِ نامی تو را میان تب صدا کنم
تو رفتهای و رفتنت نرفته است از سرم
نمیرود مگر خودم سر از تنم جدا کنم
مخواه از تو بگذرم تو خود میانِ خواب هم
رها نمیکنی مرا چگونه من رها کنم؟
تو رفتهای و خانهام پر است از نبودنت
بگو چگونه خانه را پس از تو جابهجا کنم
چگونه اکتفا کنم به رنگِ روی استکان
به چند موی قهوهای چگونه اکتفا کنم
"خدا کند کنار او به عشق زندگی کنی"
نمیتوانم اینچنین برای تو دعا کنم!
نمیشود تو را برای خود نخواست عشقِ من!
نمیشود گزافه است هرچه ادعا کنم
#یاسر_قنبرلو
#حضرت_شعر
#غزل
.
.
.
.
در جهانی که پر از همهمهی احمقها ست...
تو فقط خیره بمان بر رَهِ خود، هیچ مگو...!
#سارا_یوسفی
#حضرت_شعر
.
.
.
دلخوش به جمع کردنِ یک مشت آرزو...
این شادیِ حقیر، همین است زندگی...!
#فاضل_نظری
#حضرت_شعر
.
.
.
در سخن گفتن، خطای جاهلان پیدا شود...
تیرِ کج چون از کمان بیرون رود، رسوا شود...!
#صائب_تبریزی
#حضرت_شعر