5513
بهاشتراک بگذار تا آفریده شود! در این کانال یادداشتهای من، امیر ناظمی، درباره توسعه و آینده به اشتراک گذارده میشود.
⚛️ما و یک رویا که ۴۸ ساعت وقت داشت!
بخش۲
🖊امیر ناظمی
⭕️آیا شروط ۱۵گانه ترامپ شروط قابل پذیرشی است؟
خیر.
.ادامه..
در این صورت است که عوارض این ترانزیت در یک ساختار توانمند، تبدیل به بودجه سه حوزه حفظ محیط زیست خلیج فارس، حفظ امنیت ترانزیت و توسعه دریایی شود. همچنین حق ترانزیت فیبرهای نوری بودجه توسعه اینترنت روستایی میشود.
نمونه۲:
اما در نمونه دیگری در شرط سوم آمده است: «هیچگونه غنیسازی اورانیوم در خاک ایران وجود نخواهد داشت.»
دوباره آن ایران آزاد را تصور کنید، که حکومتی متعارف دارد. در آن ایران که سالها از امروز گذشته است، و تاسیسات پیشین هستهای را ایران در قالب یک «مرکز همکاریهای بینالمللی فناوری هستهای و فیزیک» ادغام کرده است. این مرکز همکاریهای بینالمللی یک مرکز بینالمللی با سهامداری و عضویت کشورهای منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا است، که در همکاری کامل با آژانس بینالمللی هستهای قرار دارد و قاعدتا شامل فعالیتهایی نیازمند غنیسازی.
همچنین پژوهشگرانی از کشورهای سرمایهگذار و همچنین کشورهای مشارکتکننده در پروژهها به صورت پژوهشگر میهمان در این مراکز حضور دارند. چیزی مشابه با سازمان اروپایی پژوهشهای هستهای (CERN) که به صورت بینالمللی اداره میشود و پژوهشگران مهمان دارد.
در آن ایران آینده توسعهیافته، «مرکز همکاریهای بینالمللی فناوری هستهای و فیزیک» نماد علمی گذار از گذشته و ساختن آینده است. این مرکز نماد بازسازی ایران با ساختن ویرانههای گذشته و با یادآوری اشتباهات راهبردی تاریخیاش و بر اساس فناوری که نماد دنیای جدید است، شده است. همچنین نماد آن است که ایران در فصل جدید خود به سمت همکاریهای بینالمللی پیش میرود.
واقعیت تلخ آن است ما با بسیاری از شروط چیزی از آینده جمعی و فرزندانمان را نیز واگذار میکنیم، چیزی که میتوانست مشابه با همین بندها، آنها را تبدیل به بازیهای برد-بردی کرد.
⭕️ آیا مذاکرات به معنای تداوم نطام غیرپاسخگو و ناکارآمد فعلی خواهد بود؟
شاید آری، شاید هم نه.
باز برگردیم به همان ایران آینده آزاد. همانجایی که شاید در نسخهای از رویاهایمان، ما داشتیم لبخند تلخی میزدیم، و میگفتیم اگر هیچ نگذاشتند، حداقل آخرش یک آینده را برای ما باقی گذاشتند! همانجا میایستیم و به یاد میآوریم که آن آیندهای که گذاشته بودند، جایی بود که مذاکرات را شروع کردند.
حکومت ایران در حقیقت راهی ندارد جز آنکه همراه با مذاکرات با کشورهای جهان، مذاکرات خود را با مردم نیز آغاز کند. حکومت باید بپذیرد که انتخابات تغییرات قانون اساسی به صورت آزاد را روی میز مذاکرات داخلی میگذارد.
در غیر این صورت، دیگر همین اندازه پشتیبانی مردمی که حکومت داشت، فارغ از آنکه چه میزان باشد، در آینده بسیار بسیار کمتر خواهد شد.
در حقیقت اگر حکومت ایران از سوریه یک درس گرفته باشد، باید همین باشد که «بدون مشروعیت داخلی، شکست از مهاجم خارجی حتمی است، چه یک سال طول بکشد و چه ۱۰ سال. این طولانی شدن فقط به معنای از بین رفتن هرچه بیشتر زیرساختها خواهد بود. باید این درس را گرفته باشند که هنوز شاید آن لبخند تلخ را بتوانیم روزی بزنیم، همان که آخرش میگوییم: میتوانست بیآیندهگی سرنوشت ما باشد!
آن مسیر رسیدن به آن ایران آزاد، اما میتوانست از همین جا شروع شود!
⚛️آنچیزی که قابل ساختن نیست؛
همان چیزی است که قابل گرفتن هم نیست!
🖊امیر ناظمی
⭕️شکلگیری انستیتو پاستور
انستیتو پاستور سوغات هیات ایرانی در «مذاکرات صلح پاریس» پس از جنگ جهانی نخست است. زمانی که در سال ۹-۱۲۹۸ هیات ایرانی به ریاست محمدعلی فروغی و نصرتالدوله فیروز برای شرکت در این مذاکرات به پاریس رفته بودند. مذاکراتی که در آن بسیاری از کشورهای بزرگ، از جمله عثمانی، در همسایگی ما تجزیه شد و انبوهی از کشورهای همسایه امروز ایران، حاصل همان مذاکرات و دوره زمانی هستند.
در جنگ جهانی نخست، ایران محل نبرد انگلیس، روسیه و عثمانی شد، و در عمل بخش زیادی از ایران در تصرف آنان قرار گرفت. در همین زمان بود که جمعیت بزرگی از ایرانیان نیز از قحطی جان دادند، و دولت نیز در کمترین توان قرار داشت. احمدشاه در عمل شاه هیچکارهای بود و دولت نیز توان اداره أمور را نداشت و «قدرت حکومت» در یکی از کمترین زمانهای تاریخ خود بود. اما هیات ایرانی که سایه تجزیه ایران را به خوبی میدیدند، با اتکاء به دیپلماسی توانستند این خطر را از سر کشور دور کنند.
در حاشیه همین مذاکرات بود که هیات ایرانی با «انستیتو پاستور پاریس» آشنا میشود. در زمان مذاکرات چندین دیدار انجام میشود. در نهایت، ۳ماه بعد، در دیماه ۱۲۹۹ یک موافقتنامه میان رئیس دروس عالی «انستیتو پاستور پاریس» با نصرتالدوله فیروز، وزیر امور خارجه ایران امضا شد. این انستیتو خارج از تعهدات متداول در ایجاد شعب در سایر کشورها، ایجاد شد.
انستیتو پاستور را میتوان نمادهایی دانست از:
*️⃣نخستین همکاریهای بینالمللی علمی و تکنولوژیکی مدرن ایران با جهان
*️⃣دستاوردی اجتماعی از حاشیه یک مذاکره سیاسی
*️⃣امتداد تاریخی و فعالیت مستمر این نهاد علیرغم تغییر حکومت از قاجار به پهلوی و به ج.ا.
در حقیت انستیتو پاستور از اندک نهادهایی بود که از ویژگی «جامعه کلنگی» ایران جان سالم به در برده و تغییرات سیاسی منجر به گرفتن کلنگ برای نابودیاش نشده بود!
⭕️آنچه قابل ساختن نیست!
نهادهای اجتماعی حاصل تاریخی از فعالیتهای نسلهایی از یک کشور است. انستیتو پاستور ایران که ابتدا شعبهای از انستیتو پاستور پاریس بود، به مرور و با انباشت تجربه جمعی، تبدیل به مرکزی برای تحقیقات سرمسازی و بعدتر تحقیقات پیشرفته بیوتکنولوژی شد.
تفاوت کشورهای توسعهسافته با سایر جوامع در همین نهادهاست. همانطور که نهاد انتخابات را نمیتوان یک روزه و یک شبه ساخت، نهادهای علمی یا اقتصادی یا اجتماعی را نیز نه میشود، یکباره ساخت و نه میتوان از جایی وارد کرد.
نهادهای توانمند هستند که سازنده آینده و نوآوریها هستند. نهادها در یک فرآیند تکاملی و در یک بازه زمانی طولانی و با مشارکت تعداد قابلتوجهی از اعضاء جامعه امکان ساختهشدن و شکلگرفتن را مییابند.
انستیتو پاستور که در آخرین سال قرن ۱۳ه.خ. در ایران ساخته شد، و نه هیچ نهاد توانمند دیگری را نمیتوان در کوتاهمدت ساخت.
از سوی دیگر تکنولوژی بیش از آنکه یک مساله فنی (تکنیک) باشد، مسالهای اجتماعی است. هر حوزه تخصصی، مثل تکنولوژیهای نفتوگاز یا تکنولوژی IT علیرغم سرمایهگذاری در برخی کشورها شکل نمیگیرند، حتی در برخی از کشورهای برخورداری از نیروی انسانی توانمند (مانند هند) نیز نتوانسته است تضمینی برای شکلگیری شرکتهای پیشرو شود، این تفاوت برآمده از این واقعیت است که توسعه تکنولوژی و شرکتهای پیشروی تکنولوژی بهسادگی قابل ساختهشدن نیستند.
خوشخیالیهایی از جنس «بهترش را خواهیم ساخت» بیش از هر چیزی ناشی از فقدان دانش در خصوص توسعه است.
⭕️آنچه قابل گرفتن نیست!
این نهادها به همان اندازه که به سختی شکل میگیرند، به سختی نیز از بین میروند. انستیتو پاستور ایران بیش از دیوارهای یک ساختمان یا آزمایشگاههای آن است. نهادی است که شبکهای گسترده از جامعه متخصصان ایرانی را همراه خود دارد. همراهانی که هر یک بخشی از دانش توزیعیافتهای هستند که نهادی اجتماعی-فناورانه به نام انستیتو پاستور را شکل میدهند، چیزی فراتر از ساختمانهایی که بتوان با یک بمب یا موشک آنان را از ایران گرفت.
هدف قرار گرفتن انستیتو پاستور به عنوان یکی از مهمترین نمادهای فعالیتهای علمی و تکنولوژیک ایران دارای جنبههای نمادین بسیاری است که روایتی بزرگتر از یک بمباران را نشان میدهد.
@sharenovate
⚛️عاشورای «ایران مظلوم»!
🖊امیر ناظمی
⭕️الگوهای عزاداری محرم در ۵۰ سال اخیر
عاشورا و عزاداری #محرم تنها یک مراسم مذهبی جمعی نیست، بلکه واکنش و روایت جامعه ایران در هر دورهای از خودش نیز هست. بازخوانی عاشورا بر اساس ویژگیهای هر زمان متفاوت است، و این امر در مناسک آن تاثیر میگذارد.
به نظر میرسد، برگزاری مناسک عاشورا در ۵۰ سال اخیر، در ۴ الگوی کاملا مختلف بوده است:
۱-عاشورای انقلابی (از دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۷): پیش از #انقلاب۵۷ عاشورا فرصتی برای جامعه مذهبی آن زمان بود تا بازنمایی این روایت در قالب شاه (به عنوان یزید زمان) و خمینی (به عنوان حسین (ع)) را انجام دهد.
۲-عاشورای جنگ (دهه ۱۳۶۰): در زمان #جنگ_ایران_عراق، مراسم عاشورا با تاکید بر عنصرهای #کربلا (یا کرب و بلا)، #صدام_حسین (که با نام صدام یزید کافر یاد میشد) و جنگ (نبرد حق و باطل) برگزار میشد و تقویتکنننده روحیه شهادتطلبی (به روایت رسمی) بود.
۳-عاشورای کارناوالی (دهه ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰): در این الگو عاشورا به مانند یک کارناوال در سطح جامعه مشاهده میشود. موسیقی پاپ، افزایش اهمیت مداحان و فرمگرایی از ویژگیهای آن است.
۴-عاشورای ایران مظلوم (دهه ۱۴۰۰): پس از حمله اسرائیل به ایران، عاشورای ۱۴۰۴ دربردارنده پدیده عجیبی است که میتوان واکنش مردم به آنچه به زعم آنان برای ایران روی داده است، نامید.
⭕️نشانههای الگوی عاشورای ایران مظلوم
در این الگو مفاهیم ملی با عاشورا پیوند خورده است، هرچند نشانههای آن پیشتر و با برجستهشده مفهوم آزادی در روایت عاشورا پیش از این مشاهده شده بود.
سرودهای ملی در سطحی وسیعی در نوحهها بازخوانی و همنوایی میشود.
بر أساس نظریه گفتمان بودن مناسک عاشورا، در این گفتمان برای نخستین بار #ایران در مقام مظلوم بازنمایی میشود. سرودهای ملی در عزاداری عاشورا ترکیب میشود.
عزاداران که تا پیش از این خود را سربازان طرف حق یعنی حسین (ع) میدانستند، اینبار حق را در مفهومی ملی به نام ایران دیدهاند. و با تاکید بر بخشهای حماسی آن سرودها مانند «در راه تو کی ارزشی دارد این جان ما ...» یا «اگر که دل تو را شکستند، به بند کینه بستند ..» «واسه ایران که همه جان و تنه» که توسط جمع و همراه با سینهزنی خوانده میشود، سطح تاثیرگذاری این پرفورمنس را ارتقاء میدهد.
مناسک عاشورا، بر وجوه احساسی ۵گانه مظلومیت، درد، غم، روایت نادرست (تحریف) و عشق، استوار است.
در نوحههای امسال میتوان بازنمایی ایرانی را یافت که مظلوم و در حال قربانیشدن است. ایرانی که پر از درد و غم است. ایرانی که روایت امروزیناش با واقعیت و اصالتاش در تناقض است و از همین رو روایتی تحریفشده است. و در نهایت عشق به میهن.
این عناصر ۵گانه همان عناصری است پایههای روایت احساسی از عاشورا را شکل میدهد.
این برای نخستین بار است که در گفتمانهای عاشورایی، ایران (به عنوان یک سرزمین) در جایگاه حسین (ع) بازنمایی میشود. و این در حالی است که روایت مطلوب حاکمیت از عاشورای امسال، روایت جنگ است و بازنمایی یزیدیان در حملهکنندگان به ایران. در حالی که به صورت واضحی این روایت حاکمیت توسط عزاداران معتبر نیست.
بهاشتراک بگذارید تا آفریده شود
@ShareNovate
☸️بدیهیاتی که ندانستناش شما را از پیش بازنده میکند!
🖊امیر ناظمی
⭕️الگوی آنان که موفق شدند!
اعضاء شورای امنیت ملی آمریکا در یک دوگانه تصمیمگیری قرار گرفته بودند. نظامیان، از جمله وزیر دفاع، مخالف آن بودند که حقیقت با مردم آشکار گفته شود. آنان میترسیدند که حقیقتگویی منجر به دلهره و ترس در دل مردم شود.
اما در سوی دیگر، وزیر خارجه قرار داشت. آنان طرفدار شفافیت با مردم بودند. آنان استدلال میکردند که دشمن هرچند قوی باشد، اما داشتن اعتماد مردم مهمترین دارایی کشورهاست. آنان مخفیکاری و تصمیمگیری پشت درهای بسته را هرچند به صورت موقت کارآمد میدانستند، اما میدانستند که در بلندمدت پیامدهای بسیار ناگواری خواهد داشت، یعنی از دست دادن #اعتماد_عمومی!
به این ترتیب بود که در سپتامبر ۱۹۴۹، زمانی که آمریکاییها فکر نمیکردند که روسها توانسته باشند به بمب اتمی دست یافته باشند، شواهدی به دست آمده بود که نشان میداد حالا روسها تبدیل به دومین قدرت اتمی شدهاند.
هیچکس آن قارچ اتمی را ندیده بود، هیچ جاسوسی نیز خبری از موفقیت روسها نداده بود، اما یکی از B29های نیروی هوایی آثار پرتوزایی از آسمان ژاپن جمعآوری کرده بود، که نشان از آزمایش و موفقیت روسها داشت. اوپنهایمر به واشنگتن دعوت شد، و او صحت آزمایشها را تایید کرد.
دو دیدگاه وجود داشت:
۱-جانسون وزیر دفاع وقت به دلیل ترس و احتمالا اضطراب مردم طرفدار مخفی نگه داشتن این نتایج بود.
۲-در طرف دیگر آچسون وزیر خارجه، باور داشت که علیرغم همه این ترسها، آن چیزی را که دولت نباید از دست دهد، اعتماد عمومی میدانست. او میگفت مردم ما باید هر خبری را از ما بشنوند و از دشمن ما! آنها خوب میدانستند که موفقیت تنها و تنها در گرو داشتن اعتماد عمومی است و نه هیچ چیز دیگری.
به این ترتیب رییسجمهور ترومن، در ۲۳ سپتامبر و پیش از آنکه خود روسها اعلام کنند که به بمب اتمی دست یافتهاند، سخنرانی کرد:
«من اعتقاد دارم که مردم آمریکا، در هماهنگی کامل با شورای امنیت ملی، باید از تمام تحولات هستهای آگاه باشند».
دو روز بعد از سخنرانی ترومن بود که روسها اعلام کردند که بمب اتمی دارند. اما دیگر این خبر برای مردم نه شگفتی بود و نه غیرقابل انتظار.
⭕️ما اما درس نمیآموزیم!
اما هنوز پس از ۷۵سال از این تجربه تاریخی، کسانی که نه تاریخ خواندهاند و نه سیاست، بدیهیترین اصول را نه میدانند، نه علاقهای به دانستناش دارند. هنوز در خیال خود در گوشهی حجرهی خود، میخواهند حکومتداری را به شیوه توضیحالمسائل حل کنند!
هنوز نمیدانند که آن حکومتی که به جنگ مردم خود میرود، در همه چیز از پیش باخته است! حالا ترامپ است که اخبار را به گوش مردم ایران میرساند.
ترومن سالها بعد (۱۹۵۶) در کتاب خاطراتش با نام «سالهای تلاش و امید» نوشت:
«من متقاعد نشده بودم که روسها بمب اتمی دارند. من متقاعد نشده بودم روسها به دانش و فناوری پیچیده ساخت بمب اتم دست یافته باشند».
او علیرغم اینکه حتی به این اخبار باور نداشت، اما خوب میدانست که ضرر عدم انتشار چنین خبری به مراتب پیامدهای بدتری برای آمریکا خواهد داشت. پس ترجیح داد حتی علیرغم تردیدهایش، او مرجع خبر بماند، و اعتماد را از دست ندهد. مشاوران او به او یادآور شده بودند که همه آن بمبهای اتمی که در زرادخانههای آمریکا هستند، و همه آن تسلیحات، بدون اعتماد مردم تنها بلای جان کشور خواهد بود.
تاریخ برای آن است که امروز و فردا را قربانی توهمات نکنیم، اما شاید گاهی نیز نشانه آن است که تا چه حد سیاستمداران یک کشور، دور از دانش اولیه و بدیهیات سیاستگذاری و رهبری هستند.
بهاشتراک بگذارید تا آفریده شود
@ShareNovate
.
پادکسترها و اینفلوئنسرها در کاخ سفید مشغول کار میشوند
شهرام شریف
۱- وزارت خارجه آمریکا قصد دارد پای ژورنالیستهای غیر جریان اصلی را به این وزارتخانه باز کند. احتمالا این شامل پادکسترها و اینفلوئنسرهای خبری فعال در شبکههای اجتماعی میشود. این اتفاق پیشبینی میشد به خصوص اگر به رابطه ترامپ با رسانههای سنتی نگاهی بیندازیم.
۲- اگر به تغییرات الگوهای مصرف اخبار در میان نسلهای جوانتر نگاه کنیم این اقدام معنای بیشتری پیدا میکند. نظرسنجی Pew Research Center از مخاطبان رسانهها نشان میدهد که ۶۳ درصد بزرگسالان آمریکایی بین ۱۸ تا ۴۹ از «اینفلوئنسرهای خبری» به عنوان رسانه قابل اعتماد استفاده میکنند.
۳- ترامپ در انتخابات از پادکستها و رسانههای جدید بیشترین بهره را برد. کمپین او میدانست که مخاطبان جوانتر و افراد ناراضی از رسانههای جریان اصلی به سمت یوتیوب، پادکست و شبکههای اجتماعی رفتهاند. / مصاحبه روگان با ترامپ تا امروز ۵۶ میلیون بار در یوتیوب دیده شده .
۴- در شب انتخابات پوشش زنده شبکههای تلویزیونی مانند سیانان و فاکسنیوز با ۲۵ درصد کاهش مخاطب مواجه شد و در مقابل پخشهای زنده برنامههای یوتیوب و پادکستها با افزایش قابل توجه مواجه شدند.
۵- برگردیم به حضور ژورنالیستهای رسانههای سنتی در برنامههای خبری رسمی آمریکا و مهمترین آنها کنفرانسهای خبری کاخ سفید است که احتمالا بعد از کنفرانسهای وزارت خارجه دستخوش تغییراتی به نفع اینفلوئنسرهای خبری خواهد شد
۶- صندلیهای اتاق مطبوعاتی کاخ سفید توسط انجمن خبرنگاران کاخ سفید (WHCA)کنترل میشود و کارکنان ریاست جمهوری نقشی در آن ندارند. این انجمن تعیین میکند که کدام خبرنگاران در ردیفهای اول، دوم و سوم بنشینند و اساسا چه رسانههایی حق داشتن صندلی دارند.
۷- خبرنگارانی که صندلی اختصاصی ندارند باید زودتر وارد جلسه شوند و سرپا بایستند و اگر خوش شانس باشند شاید بتوانند سوال بپرسند. اگر رسانه جدیدی بخواهد در این اتاق صندلی بگیرد باید فرآیندی طولانی را طی کند که ممکن است چندسال طول بکشد.
۸- بر اساس این سیستم رسانههای سنتی و جریان اصلی مثل سی انان، فاکسنیوز و AP در ردیف اول مینشینند و به طور سنتی خبرنگار APنخستین پرسش را مطرح میکند و خبرنگار این رسانه میتواند تعیین کند که جلسه کی به پایان برسد. با گفتن:«متشکرم، همین کافی است»
۹- حالا تعجبی ندارد تیم جدید دولت ترامپ بخواهد این سیستم را که از سال ۱۹۰۲ از زمان ریاست جمهوری تئودور روزولت آغاز شده را به هم بزند و به اینفلوئنسرهای خبری در کنفرانسهای خبری صندلی بدهد. کما اینکه در جریان رویداد تحلیف ترامپ هم چنین اتفاقی افتاد.
@JournalistsClub1
صفحه #محمد_فاضلی در #یوتیوب از امشب (۱۸ بهمن ۱۴۰۳) آغاز به کار میکند. طیفی از محتواها عمدتا شامل گفتوگوها، پادکست، تحلیلها درباره مسائل ایران و معرفی کتاب را در این صفحه منتشر خواهم کرد. این صفحه از طریق لینک زیر در دسترس است.
https://youtu.be/OmIYMRs3BDE
@fazeli_mohammad
⚛️فناوری اصلی: مدیریت سازمانهای بزرگ
🖊امیر ناظمی
در اخرین روزهای سال میلادی ۲۰۲۴، خبر شکلگیری یک هولدینگ مشترک میان هوندا، میتسوبیشی و نیسان، صنعت خودرو را دچار تغییرات بزرگی کرد.
از سوی دیگر صنعت خودرو یکی از صنایع پیشگام پس از صنعتیشدن است. مفاهیم مختلفی مانند تولید انبوه از دل این صنعت شکل گرفته است و به همین دلیل هم تحولات آن همچنان جریانساز و مفهومساز است.
این ادغام و همکاری که قرار است تا سال ۲۰۲۶ اجرایی شود، به منظور افزایش توان رقابتی با رقبا بزرگی مانند تویوتا و فولکسواگن است. اما چند نکته:
1️⃣در سال ۱۹۹۹ یک اتحاد راهبری (Strategic Alliance) میان نیسان و رنو شکل گرفت. اتحاد مشترک بر خلاف مدلهای تملک و ادغام (M&A) متداول منجر به شیوه جدید در اتحادهای راهبردی شد. در این مدل یک شرکت مشترک برای مدیریت ایجاد شد و همزمان رنو صاحب سهام ۴۳٪ نیسان و به صورت وارون نیز نیسان مالک ۱۵٪ رنو شد. مدلی که بعدترها بسیار مورد پژوهش قرار گرفت.
2️⃣در سال ۲۰۱۷ میتسوبیشی هم به آن اتحاد راهبردی افزوده شد. این مدل نه مشابه با همکاری مشترک (Joint Venture) بود.
3️⃣کارلوس گون شخصیت مورد توجه صنعت خودرو، در سالهای اخیر، مشکلات بسیار سیاسی و مالی یافت که منجر به فرار او شد. سرنوشت تلخی برای یکی از مهمترین شخصیتهای صنعت خودرو که بیارتباط با ساختار اتحاد راهبردی دو شرکت نبود! (پیشتر در خصوص او نوشتهام)
4️⃣اما مهمترین بخش خبر نگاه به #توسعه است. از دریچه این خبر میتوان به دیدگاه #نورث در خصوص توسعه نگاه کرد، که بزرگترین نشانه توسعهیافتگی، وجود نهادهای بزرگ است. از این دیدگاه، جامعهای توسعهیافتهتر است که در آن اعضا جامعه میتوانند در قالب سازمانهای بزرگ با هم همکاری کنند.
یکی از نشانههای کشور توسعهیافته آن است که سازمانهای بیشتر و بزرگتری دارد. حدود ۷ سال پیش آمار ایران را با آمریکا و انگلیس مقایسه کردم، که در آن مشخص شد مثلا آمریکا در حدود ۲۲ برابر سرانه ایران سازمان دارد. این غیر از ابعاد این شرکتهاست که شکافی عمیق را نشان میدهد.
شکلگیری سازمانهای بزرگ بخشی از فرآیند توسعه است. هر چه یک جامعه توسعهیافتهتر و توانمندتر میشود، یعنی در آن جامعه ظرفیت همکاری و شکلدهی به سازمانهای بزرگ بیشتر وجود دارد.
اگر تعریف توسعه را «ظرفیت حل مساله به صورت جمعی» بدانیم، سازمان بزرگ یعنی یافتن ظرفیت کار جمعی بیشتر. روندی که در ایران امروز به سمت اتمیزه شدن است و به این ترتیب افراد قابلیت همکاری و اعتماد به هم را از دست میدهند و این به معنای آن است که جامعه توانمندیهای خود را دارد از دست میدهد!
⭕️نگاه استراتژیک
در حقیقت اصلیترین فناوری و توانمندی، چیزی نیست جز توان مدیریت سازمانهای بزرگ!
مهمترین فناوری شرکتهای بزرگ آن است که میتوانند سازمانهای بزرگی خلق کنند که این امر امکان کاهش هزینههای سربار، افزایش بهرهوری و همچنین (نسبت به بزرگیشان) چابکی را نیز برخوردار است.
بهاشتراک بگذارید تا آفریده شود
@ShareNovate
⚛️وضعیت فعلی ایران چگونه است؟ و محکومیت به امید یعنی چه؟
🖋️امیر ناظمی
فرض کنید ما مسافران یک هواپیما هستیم. کاپیتان هواپیما ایمان دارد که باید هواپیما را بزند به برجهای دوقلو. او به بهشت باور دارد و نتیجه مادی برایش مهم نیست، بلکه وظیفهگرا و تکلیفگراست.
مسافران هواپیما اما ناراضیاند. اغلب آنان نگران سرنوشت خود هستند، اما برخی هم از سرمای داخل کابین ناراضیاند، برخی از طعم ناهار!
کاپیتان پشت بلندگو اعلام کرده است که مسافران، میتوانند از میان پرسنل پرواز یک نفر را برای انتقال مشکلات و نظرات خود به او انتخاب کنند.
در میان ۱۰۰ نفری که مسافر هواپیمایند (اعم از خدمه و پرسنل پرواز)، ۵۱ نفرشان در این انتخاب شرکت نکردهاند، آنها یا فکر کردهاند کاری از دست نمایندهشان برنمیآید، یا برخی از آنها فکر کردهاند که پرسنل پرواز خیلی هم فرقی با کاپیتان ندارند یا …
اما ۴۹ نفری که در انتخاب شرکت کردهاند، دو گروه شدهاند. گروه اول که حدود ۲۲ نفرند از کاپیتان میخواهند سریعتر هواپیما را به برج بزند، حتی برخیشان میگویند به هر ساختمانی که اول رسیدیم بزنیم. آنان بیتابان شهادتند.
گروه دوم یعنی ۲۷ نفر دیگر، یکی از پرسنل را انتخاب کردهاند تا برود به کاپیتان بگوید: داری اشتباه میکنی کاپیتان!
کاپیتان عجالتا سرعت را به سمت برجها کم کرده است، اما نه مسیر را تغییر داده و نه تمایلی به تغییر دارد.
اما حالا کروهی از آنها، مثلا ۱۳ نفرشان، شروع کردهاند به جشن گرفتن تغییر مسیر (در حالی تغییری مسیری در کار نیست) و وفاق (در حالی که حتی گروهی خدمه قبلی پرواز همچنان در انتهای هواپیما به صندلی بسته شدهاند، چه برسد به سایر مسافرین) و …
این وضعیت ایران امروز است.
در این تصویر، هواپیما همچنان در همان جهت به سمت یک خودویرانگری در حال پرواز است،
برخی مشغول آماده شدن برای شهادتاند،
برخی شاد از دیرتر کشته شدن،
و برخی دیگر (آن ۵۱ نفری که از این بازی دلسردند و آن را تهوعآمیز میدانند) چند گروه شدهاند:
گروهی از آنان مشغول مسخره کردن
گروهی به دنبال چتر نجات تکنفرهشان
گروهی در حال تخریب هواپیما که نشانه استیصال است
گروهی هرچند به نماینده دل نبستهاند، از کاهش سرعت اندکی خوشحالند، اما خوب هم میدانند که این کاهش سرعت منجر به تغییر مسیر تا کنون نشده است،
آنان به شما یادآوری میکنند که تصویر پرواز یادتان نرود!
آنان به شما یادآوری میکنند که همچنان سرنوشت این پرواز به سمت یک سقوط، قطعی است!
تمامی این گروهها امیدهای خاص خود را دارند، گروهی امید به تغییر مسیر کاپیتان، گروهی امید به شهادت که دیر با زود برایشان فرا میرسد، گروهی به امید هواپیمای جنگی خارجی که کاپیتان را به زور تغییر مسیر دهد، گروهی امیدوار به تغییر کاپیتان، حتی گروهی امیدوارند که یک موشک به آنان شلیک شود!
«محکوم به امید» بودن یعنی همینکه تمامی مسافران، هیچ کاری نمیتوانند بکنند، حتی امیدشان را نیز نمیتوانند کنار بگذارند،
همه آنان محکوم به امید هستند، فارغ از سرنوشتی که در انتظار آنان است،
امیدی که مثل خوره هر روز تکهتکههای وجودشان را میخورد.
/channel/sharenovate/545
کتاب جدیدم با نام «روایت توسعه بر بال فناوری» روز گذشته، توسط انتشارات شرق منتشر شد.
در این کتاب به تفاوت سیاست #توسعه و فناوری در کشورهای چین (دوران مائو و زمینه ظهر دنگشیائوپینگ)، شوروی (دوران استالین تا فروپاشی) با آمریکا (دوران ترومن و آیزنهاور) میپردازد.
در ادامه وضعیت سیاست توسعه فناوری در ایران امروز و شباهتهایش با نسخههای چپ و مارکسیسمی پرداخته شده است.
سفارش کتاب:
https://podro.shop//sharghbook/payment?sharedProduct=67838651-d70b-40c9-bf95-752352837ee4
⚛️مردان مینوازند
تا تو بخوانی
ای #زن
🖊امیر ناظمی
هوشمندی اجرا و پرفورمنس #پرستو_احمدی در #کاروانسرا، نمادین و قابل توجه بود. تمامی نوازندگان مرد بودند و تنها یک زن روی سن بود که خواننده و نماد صدای سرکوبشده بود.
پیمایشهای مرتبط با حجاب در سالهای اخیر به خوبی بیانگر این واقعیت خوشحالکننده هستند که تعداد مردان باورمند به #حجاب_اختیاری بسیار بالا است و مردان اگرچه نه به اندازه زنان، اما با اختلافی کمتر از ۲۵٪ (در بسیاری از پیمایشها) به این ارزش انسانی باورد دارند یا احترام میگذراند.
در حقیقت حقوق زنان تبدیل به مساله برای بسیاری از مردان نیز شده است، و این نشانهای بزرگ است که امید به #توسعه در #ایران_آینده را بسیار بالا میبرد.
⭕️اما اینکه چرا این امر احتمال توسعه را بالا میبرد؟
زنان اصلیترین «دیگری» در جوامع مختلف بودهاند. بسیاری از حقوق مربوط به اقلیتها با فاصله اندکی پس از موفقیت جنبشهای زنان به رسمیت شماخته شدهاند، از حقوق قومیتی تا حقوق انسانی زمانی به رسمیت شناخته میشوند که اغلب شهروندان توان پذیرش دیگری را یافته باشند.
جامعهای که بتواند به چنین سطحی از همدلی برسد، ظرفیتهای بالاتری برای فهم «دیگری» دارد.
یادمان باشد که از منظر نورث، توسعه یعنی بازتر شدن نظم دسترسی به منابع. بازتر شدن یعنی توانایی پذیرش دیگری. یعنی «دیگری» نیز همان حقوقی که من دارم را داشته باشد.
و یادمان باشد که از منظر عجماوغلو نیز، توازن قدرت جامعه-حکومت، اصلیترین پیشنیاز توسعه است. اساسا حکومتی که پذیرش «دیگری» را بهرسمیت میشناسد، میتواند قدرت را به جامعه واگذار کند.
نظریههای توسعه حاصل آزمایشگاهی به نام تاریخ هستند، تنها کسانی که تصورات سادهاندیشانه از جهان دارند، آنها را نادیده میگیرند.
بهاشتراک بگذارید تا آفریده شود
@ShareNovate
حوزه زبان موضوعی است که به صورت ذاتی میانرشتهای است.
این نشست از این حیث فرصتی است برای دیدن یک موضوع خاص (غم در شعر فارسی) از دریچه حوزههایی مختلف
این نشست اما میتواند سرآغاز پژوهشی جمعی نیز باشد، به همین دلیل برای شرکت در این نشست تنها کافی است تا پرسشنامهای پیش از آن تکمیل شود، پرسشنامهای که پاسخهای شما به آن اطلاعاتی را برای پژوهشهای بعدی فراهم میآورد.
امیدوارم گفتوگویی جالب باشد و ممنون از پوریا بابت چنین ابتکاری
لینک پرسشنامه و ثبتنام:
https://survey.porsline.ir/s/sh9zGn2
⚛️جنسیتزدایی از زبان: دولتفرد، نه دولتمرد
در کتاب #ضربه_سخت بهجای «دولتمرد» از واژه خودساخته #دولتفرد استفاده کردم.
اضافه کردن واژة «مرد» به مانند یک پسوند، واژههایی همچون «دولتمرد» را ساخته است؛ واژههایی که در پسِ خود نوعی #جنسیتزدگی را نمایش میدهند.
در دنیای امروز که بر پایة عدالت جنسیتی استوار شده ــ که خود دستاورد فرهنگی و اجتماعی بزرگی است ــ اتکا بر جنسیتزدگی یا هر نشانهای که آن را بازتولید میکند باید بازبینی شود.
اگر جامعة ایرانی تصمیم خود را گرفته است که از کلیشههای جنسیتزده رها شود، ضرورت دارد نشانههای آن را نیز بازبینی کند و در نهایت تغییر دهد.
من تلاش کردهام تا این بازبینیها را در خصوص واژگان مختلف به کار ببرم. یکی از این موارد همین واژة دولتمرد است که در این کتاب، به صورت بدون جنسیت، تبدیل به «دولتفرد» شده است.
پیشنهاد میشود که بازبینی برای سایر واژگان جنسیتزده نیز انجام شود. در حقیقت، تغییر این واژگان را میتوان نوعی یادآوری مداوم تغییر و کنار گذاشتن برخی از جنبههای نامطلوب پیشین هم دانست.
جنسیتزدایی از زبان جنبشی است که در خیلی از زبانها شکل گرفته است.
بازیگران توسعه تکنولوژی در ایران امروز «کارگزاران #ابتذال_شر » هستند یا «کنشگران مرزی»؟
این پرسشی بود که در اپیزود ۳۷ پادکست فلسفه علم، با امیر ناظمی درباره آن گفتگو کردیم:
«سیاستگذاری تکنولوژی: تاریخ، ایدئولوژی و حکمرانی»
شنیدن در کستباکس:
https://castbox.fm/vd/755010049
درسگفتارهای نظریههای توسعه - جلسه۳
مهمترین درسآموزی از بازخوانی نظریههای توسعه، تقلید از تجربههای موفق نیست، بلکه یادگیری از شکستها است. شکستهایی که ناشی از درک سوگیرانه از جهان یا سیاستهای اشتباه بودهاند؛ و همین خطاها همچنان نیز در کشورهای مختلفی دنبال میشود.
در حقیقت بازخوانی اشتباهات حتی گاهی بیش از مرور پیروزیها و موفقیتها اهمیت دارد. در جلسه۳ از دوره «درسگفتارهای توسعه» به ۴ نظریه پرداخته شد:
1️⃣نظریه مارکسیسم در دو قالب استالینیسم (دوران شوروی) و مائوئیسم (دوران چین مائو). در جلسه ۲ نیز به دو نظریه دیگر چپگرایانه یعنی نظریه وابستگی و نظریه ساختارگرایی پرداخته شده بود.
2️⃣نظریههای «توسعه انسانی» و «توسعه پایدار» که بیش از آنکه آنها را بتوان نظریههای توسعه دانست، میتوان یک رویکرد به توسعه دانست و از جعبه ابزار آنها برای سیاستگذاری و برنامهریزی استفاده کرد.
لینک دسترسی
⚛️ما و یک رویا که ۴۸ ساعت وقت داشت!
بخش۱
🖊امیر ناظمی
تا پایان مهلت ۴۸ ساعته ترامپ به ایران، کمتر از ۲۴ ساعت مانده است. صرف نظر از اینکه این جنگ را حاصل چه عوامل ریشهای بدانیم، اکنون بمبها و موشکها و نابودی زیرساختها، واقعیتی انکار ناپذیر است. ما ماندهایم و ۲۴ ساعت.
واقعیت قابل پیشبینی آن است که با تداوم یافتن هر روزه این جنگ، حاصل حملات آمریکا و اسرائیل هدف گرفته شدن جان شهروندان ایرانی و زیرساختهای ایران است، و پیامد غیرقابل انکار حملههای نظامی.
از سوی دیگر خواستههای ترامپ، بخشی از حقوق ایرانیان است، که فراتر از هر حکومتی قرار دارد. حتی در میان این خواستهها مواردی وجود دارد که نه با منطق برد-برد، بلکه با چارچوب برد-باختی نوشته شده است، که هدفاش نه توسعه و امنیت بلندمدت منطقه و حتی جهان است، بلکه هدفاش فروش یک برد بزرگ است.
در این میانه تنها میتوان به رویا پناه برد. رویایی که میتوانست از امروز آغاز شود.
⭕️آیا زیادهخواهی آمریکا (در شروط ۱۵گانه) دلیلی مشروع برای جمهوری اسلامی است که این اولتیماتوم را نادیده بگیرد؟
خیر.
هر جنگی تا ابد ادامه نمییابد. هر برتری نظامی در میدان نبرد، در نهایت باید تبدیل به دستاوردی ماندگار در میدان مذاکره کند. پس ایران دیر یا زود باید در نهایت وارد یک فرآیند مذاکره شود. هرچند شرایط طرف مقابل را قبول نداشته باشد، اما در نهایت باید در خصوص این شروط وارد رایزنی شود، و اسم همین رایزنی مذاکره است. در یک فرآیند مذاکره است که میتوان هر شرطی را مورد بررسی و بازبینی و در نهایت بازنویسی بر اساس مدل برد-برد قرار داد.
جمهوری اسلامی میتواند فرآیند مذاکره مستقیم را آغاز کند. مذاکرهای که باید دیر یا زود شروع کند، را بهتر است در زمان مناسب آغاز کند. تعلل در آن به معنای گرفتن جان شهروندان بیشتر و نابودیهای گستردهتر کشور و زیرساختهای آن است.
از سوی دیگر شروع مذاکره در زمان فعلی، خودش دادن یک امتیاز پنهان به ترامپ است که بتواند آن را در داخل آمریکا نقد کند. به این ترتیب ایران بدون هزینه، یک دستاورد به ترامپ داده است. مذاکره چیزی جز نقد کردن دستاوردهای میدان نیست، و چه بهتر که امتیازی که داده میشود، منجر به هزینهای برای ایران نشود.
این تعویق در شروع فرآیند مذاکره مستقیم، بهای گزافی برای ایران دارد، چرا که ایران را به سمت بیآیندهگی پیش میبرد. از نگاه آیندهگان نادیده گرفتن این اولتیماتوم توسط تصمیمگیران ایران امروز، غیرمسوولانه تفسیر خواهد شد.
در نگاه بخشی از شهروندان ایرانی به عنوان بخشی (و قطعا بسیار کمتر از نقش آمریکا و اسرائیل) از مقصرین نتایج آن بدانند.
از سوی دیگر بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، مسوولیت مستقیم مذاکره با شورای عالی امنیت ملی است. در حقیقت مصوبات این شورا با امضاء رهبر، دربردارنده نظر تمام ارکان اصلی کشور هستند. روسای سه قوه، نمایندگان رهبر و فرماندهان سپاه از اعضا، آن هستند. به این ترتیب عدم شروع فرآیند مذاکره، فارغ از قابل قبول بودن یا نبودن شرایط ترامپ، مسوولیت تک تک این افراد است. رئیسجمهور به عنوان رئیس این شورا نیز مسوولیت اصلی را بر عهده دارد.
⭕️آیا شروط ۱۵گانه ترامپ شروط قابل پذیرشی است؟
خیر.
تعدادی از این شروط فارغ از آنکه حکومت ایران چه باشد، پیامدهایی بلندمدت برای ایرانیان و حاکمیت ملی ایران دارد. برای آنکه درگیر وضعیت فعلی حکومت ایران نشویم، بهتر است یک ایران آزاد و توسعهیافته را در آینده تصور کنیم و نسبت خود را با این ۱۵ شرط ببینیم. میتوانم بخشی از توسعهیافتگی آن ایران آینده را حاصل همین مذاکراتی تصور کنم که تصمیمگیران آن روز ایران توانسته بودند، هزینه مقاومت خود را نه در غرامتگیری، بلکه در تبدیل مقاومتاش به سرمایهای برای آیندگانش بوده است!
1️⃣نمونه۱
در شرط نهم منتشر شده در رسانهها، شرطی تحت عنوان «تنگه هرمز باید باز بماند و بهعنوان یک گذرگاه دریایی آزاد عمل کند.» آمده است. میتوانیم تصور کنیم که بخشی از آن ایران آزاد و توسعهیافته حاصل مذاکراتی بود که در آن ایران ضمن پذیرش این شرط اما به صورت متقابل دریافت «حق عبور ترانزیتی» را نیز نهادینه کرده است. این امر بر پایه کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS) است که در آن کشورها میتوانند برای حق ترانزیت از مناطق تحت حاکمیت سرزمینی ایران (۱۲ مایل) اقدام کنند. با توجه به موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز عبور حداقل یکی از لاینهای عبوری از بخش سرزمینی ایرانی میگذرند.
✳️«شب مرگ دیکتاتور»
ما همیشه سه نفر بودیم،
من،
تو،
و «او».
«او» همیشه حاضر بود، در روسری زنهای فیلمها به هنگام خواب، در کتابهای درسی، در صدای مداحیهایی که خیابانها را به تسخیر درآورده بودند. «او» حتی در فقدانها هم بیش از همه حضور داشت، در فقدان صدای زن در موسیقی ما، در فقدان دیدن یک فوتبال خانوادگی در استادیوم، در نبودن وطن برای میلیونها آواره. همانطور که در فقدان هزاران کشتهشدهی فرمانهای «او» در جشنمرگ «او».
و «شب مرگ دیکتاتور» همان زمانی است که حالا دیگر او قرار نیست همه جا حضور داشته باشد. و دقیقا صبح آن روز بعد از مرگ دیکتاتور است، که وقتی از خواب بیدار میشویم میدانیم در دنیای دیگری داریم زندگی میکنیم، اما حتی نمیدانیم آن دنیا چه شکلی است.
«او» رفته است، اما سایهاش همچنان بر سر ماست. و ما یکباره انگار نمیتوانیم این سایه را فراموش کنیم. ما آنقدر همیشه این روز را به شکل یک آرزو تصور کردهایم، که حالا تصوردنیای پس از مرگ «او» مدام فرار میکند از قوهی تخیل ما.
«او» در همه چیز و همه جا حضور داشت، تمام دوربینهای مدار بسته، چشمهای او بودند. تمام تلفنهای همراه، دستگاههای شنودی بود که انگار گوشهای «او» بودند. در سرزمینی که متعلق به «او» نبود، «او» همهجا حضور داشت. و همین حضورش کافی بود تا ما نتوانیم دربارهی فردای او کمی بیشتر حرف بزنیم. ما آنقدر دربارهی مرگِ «او» حرف نزده بودیم که مرگاش تبدیل به بغضی آنقدر بزرگ شده بود که دیگر نمیتوانستیم خوشحالیِ آن را بباریم.
«او» رفته بود و رقصی که در تنهای ما داشت درد میکشید به شکل رقص درمیآمد، به شکل خنده، به شکل ابهامی عجیب در زمان.
«او» مُرد اما جنگ، خشونت، مرگ و در یک کلام سایهی «او» هنوز مانده است، هنوز دارد جان میگیرد. هنوز بمبهایی که از واژههای «او» میچکد، جان کودکان را میگیرد. هنوز نفرتی که در این سرزمین کاشته است، دارد در خیابانها جان میگیرد، و هنوز نفرت است که در جهان پخش میشود.
ما تا ابد از «او» متنفریم و هیچ واژهای نمیتواند این تنفر را بیان کند. ما هنوز از سایهی «او» هم متنفریم. همان سایهای که انگار جایی ته دلمان به ما میگوید: مطمئنی دیکتاتور مرده است؟
@sharenovate
کتاب «قدیس فرودستان»
کریستیان بوبن نویسنده و شاعر فرانسوی با دیدگاههایی فلسفی و عارفانه است.
بوبن در کتاب «قدیس فرودستان» در مجموعهای از قطعه نوشتههای کوتاه به موضوع دوستی و دوست داشتن میپردازد. بوبن در این کتاب، عشق را مرحلهای از تکامل انسانی توصیف میکند و مخاطب را در این سفر با خود همراه میکند.
نویسنده:کریستین بوبن
مترجم:فرزانه مهری
گوینده:بهناز بستاندوست
انتشارات:انتشارات ماه آوا
دستهبندی:رمان، داستان خارجی
هر هفته روزهای دوشنبه یک قسمت منتشر میشود.
این کتاب با اجازه ناشر منتشر میشود و میتوانید آن را به صورت قانونی گوش دهید.
لینک Spotify
لینک Apple Podcast
عاشورای «ایران مظلوم»!
عاشورا و عزاداری #محرم تنها یک مراسم مذهبی جمعی نیست، بلکه واکنش و روایت جامعه ایران در هر دورهای از خودش نیز هست. بازخوانی عاشورا بر اساس ویژگیهای هر زمان متفاوت است، و این امر در مناسک آن تاثیر میگذارد.
به نظر میرسد، برگزاری مناسک عاشورا در ۵۰ سال اخیر، در ۴ الگوی کاملا مختلف بوده است:
۱-عاشورای انقلابی (از دهه ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۷)
۲-عاشورای جنگ (دهه ۱۳۶۰)
۳-عاشورای کارناوالی (دهه ۱۳۸۰ و ۱۳۹۰)
۴-عاشورای ایران مظلوم (دهه ۱۴۰۰)
....
مطالعه یادداشت کامل
🖋انواع مصنوعی بودن یک هوش
🧠هر محصول جدید، یک قدم تا زندگی، یک قدم تا مرگ!
🔸امیر ناظمی، پژوهشگر در یاداشتی برای «روزنامه شرق» در مورد توسعه هوش مصنوعی توسط شرکتهای بزرگ فناوری نوشته و اینکه اتفاقها در این حوزه برای مردم مانند یک فیلم هیجان انگیز است، اما این توسعه برای فعالان حوزه فناوری و اقتصاد دیجیتال مانند یک شطرنج زمانی برقاسا (بلیتس) شده است.
🔸او در ادامه این یاداشت به معرفی هوش مصنوعی Grok که توسط ایکس توسعه داده شده و Helix که توسط شرکت Figure AI معرفی شده پرداخته و اینکه این دو هوش مصنوعی چند هفته بعد از تمام سر و صداهای هوش مصنوعی DeepSeek پا به صحنه گذاشتهاند.
🔸او در بخش پایانی این یاداشت هم به چالشهای توسعه هوش مصنوعی برای استارتاپهای ایرانی پرداخته است. او ضمن برشمردن این چالشها معتقد است که فعالان اکوسیستم استارتاپی کشور باید سناریوهای آینده در زمینه توسعه هوش مصنوعی را جدیتر بگیرند.
🔸ناظمی در این زمینه نوشته است:
«اینکه استراتژی اغلب فعالان یک اکوسیستم دچار یک اشتباه استراتژیک باشد، نشاندهنده ریشههای عمیقتری از یک جهتگیری اشتباه در یک جامعه است. چیزی که من آن را جداافتادگی از جهان، به واسطه تحریمها و فیلترینگها میدانم. اما درد اصلی آن است که با ظهور هر محصول، شانس موفقیت استارتاپهای ایرانی کاهش مییابد، هرچند خودشان ذوقزده این محصولات جدید باشند.»
دیماه ۱۳۹۹ که #پادکست_دغدغه_ایران را شروع کردیم، با بررسی ژانر #خلقیات_ایرانیان آغاز شد. امشب، اولین قسمت #ویدیوکست_دغدغه_ایران هم با نسخه تصویری تحلیل ژانر خلقیات ایرانیان منتشر شد.
https://youtu.be/D3Bcv713KR0
@dirancast_official
⚛️شانس مجدد برای بازماندگان هوش مصنوعی
🖊امیر ناظمی
اهمیت تاثیر هوش مصنوعی AI بر سایر حوزههای فعالیت به نحوی است که میتوان گفت: آینده هوش مصنوعی، تعیینکننده آینده تمامی حوزههای صنعتی و فناوری است.
در حقیقت اینکه AI به کدام سمت برود، تعیینکننده آن است که صنایع مختلف در آینده به کدام سمت خواهند رفت. به همین دلیل است که سناریوهای آینده AI فراتر از آیندهی یک حوزهی صنعتی خاص است و میتوان آن را سرچشمه فهم آینده صنعتی جهان دانست.
آیندههای مختلف حاصل رسیدن به دوراههها یا چندراهههایی هستند، که هر کدام از راههای پیش رو، روایتی خاص از جهان آینده را ارائه میدهد.
⭕️عدمقطعیتهای کلیدی هوش مصنوعی
به این ترتیب برای فهم سناریوهای آینده چارهای نیست جز آنکه مهمترین دوراهههای پیش روی (یا عدمقطعیتها) را شناسایی کرد.
سناریوهای آینده چیزی نیستند جز عدمقطعیتهایی که راههای مختلفی را پیش روی ما قرار میدهد، و مهمترین عدمقطعیتهای AI عبارتند از:
1️⃣دوگانه۱: مزیت استراتژیک در AI را از یک سو میتوان دادههای مرتبط با کاربران و محتوا دانست. در این صورت حجم انبوه دادههایی که شرکتهایی مانند گوگل یا متا (فیسبوک، اینستاگرام و واتساپ) در اختیار دارند، آنان را برخوردار از مزیتی میکند که دیگر شرکتها به سختی بتوانند با آنان رقابت کنند.
از سوی دیگر میتوان توسعه فناوری را مزیت کلیدی شرکتهای فعال در AI دانست. به این ترتیب فناوران، خصوصا کسانی که الگوریتمها (LLM, NLM) را توسعه میدهند، اهمیت مییابند. شرکتی مانند OpenAI (توسعهدهنده ChatGPT)، بدون اتکاء به حجم داده انبوه، ولی با اتکاء به سختافزارهای محاسباتی، محصول خود را توسعه داد.
2️⃣دوگانه۲: این پرسش است که «آیا تحولات کلیدی AI، سختافزارانه خواهند بود یا نرمافزارانه. به عبارت دیگر بازیگر اصلی AI شرکتهایی مانند Nvidia هستند که زیرساختهای محاسباتی مانند GPUها را توسعه میدهند یا بازیگرانی که تحولات نرمافزارانه را رشد میدهند، مانند OpenAI
⭕️سناریوهای AI
بر اساس دو عدمقطعیت (تصویر زیر) ۴سناریوی توسعه AI را شناسایی کرد. (تشریح کاملتر در این پادکست):
1️⃣سناریو۱: در این سناریو مزیت اصلی در بخش نرمافزاری و فناوریهای مرتبط با توسعه AI است. در این سناریو، محدودیتهای فیزیکی زیرساختی و محاسباتی اهمیت بالایی ندارد. AI میتواند بر روی زیرساختهایی عمومیتر نیز کاربردی شود. در نتیجه شانس ظهور استارتآپهای فنی بالا میرود.
2️⃣سناریو۲: در این سناریو، تحولات کلیدی AI وابسته به حجم انبوه دادههای رفتاری کاربران و محتوا است. شرکتهای بزرگی که دادههای کلان کاربران و محتوا را در اختیار دارند، شانس اصلی توسعه AI هستند. در این وضعیت الگوریتمها به یک ثبات و محدودیت رشد رسیدهاند و عامل مزیتساز در AI دادههای کلان است , شرکتهایی مانند گوگل، متا و مایکروسافت، میتوانند رقبایشان را جا بگذارند.
3️⃣سناریو۳: در این سناریو استفاده از AI در ابزارهای تخصصی اهمیت مییابد. در این وضعیت توسعه AI حاصل توسعه ابزارهایی تخصصی است که در صنایع یا زندگی عمومی به کار میرود. شرکت روباتسازی مانند فیگور با اتکاء به AIروباتهایی حرفهای میسازد که جانشین کارگران خطوط تولید میشوند یا شرکتی مانند شیائومی (به اتکاء IoT)، استفاده از این فناوری را به زندگی عمومی میآورند. و بازیگران اصلی هستند.
4️⃣سناریو۴: در این سناریو محدودیت اصلی در سختافزارهای محاسباتی است. شرکتی مانند Nvidia، نمونهای از بازیگران این سناریو هستند. شرکتهای برنده AI انانی هستند که سرورها و GPUهایی برای محاسبات ارائه میدهند.
⭕️پدیده DeepSeek و آینده AI
اهمیت انتشار متنباز DeepSeek را در این سناریوها و تغییراتی که در آن ایجاد کرد، قابل مشاهده است. DeepSeek نمونهای قابل توجه در سناریو۱ است. شرکتی که مزیت اصلیاش نه سختافزاری است و نه داده و محتوا. شرکتی که به اتکاء توسعه الگوریتمها توان محاسباتی را افزایش داده است.
پدیده DeepSeek از یک سو از اهمیت سختافزار کاست (سقوط وحشتناک Nvidida). و از سوی دیگر شرکتهای بزرگ فناوری را به واسطه دادهباز بودن و قابلیت استفاده آن، به چالش کشاند.
در حقیقت DeepSeek به صورت غیرمستقیم AIهای مرتبط با بنگاههای بزرگ مانند Copilot مایکروسافت و MetaAI را به چالش کشانده است.
⭕️نتیجهگیری راهبردی
سناریوهای ۲ و ۴ زمین اصلی بازی شرکتهای بزرگ و کشورهای توسعهیافته است. و در سناریو۱ استارتآپها و کشورهای در حال توسعه شانس بیشتری دارند.
به این ترتیب و با انتشار متنباز DeepSeek احتمالا انبوهی از استارتآپهای تخصصی AI که کاربردهای تخصصی را توسعه میدهند، شکل خواهد گرفت. این فرصت برای کشورهای در حال توسعهای مانند ایران یک شانس مجدد برای بازگشت به قطار این فناوری است.
جور دیگر دیدن جهان اجتماعی
محمد فاضلی
یک سال از انتشار پادکست جور دیگر میگذرد و در این مدت پانزده قسمت از آن منتشر شده است. تلاش کردم در این درسگفتارهای «جامعهشناسی برای همه» در حد توان خودم آنچه را که بینش جامعهشناختی خوانده میشود به مخاطب منتقل کنم. بینش جامعهشناختی موضوع این پادکست است و تلاش میکنم جور دیگر دیدن جهان اجتماعی را ترویج کنم.
🔴 پادکست جور دیگر 🔴
⭕ اپیزود یک
بینش جامعهشناختی: آغاز مسیر
⭕ اپیزود دوم
جامعهشناسی: نه فقط برای دانستن
⭕ اپیزود سوم
جامعهشناسی: مفاهیم بنیادین (بخش اول)
⭕ اپیزود چهارم
جامعهشناسی: مفاهیم بنیادین (بخش دوم)
⭕ اپیزود پنجم
تحلیل جامعهشناختی اعتماد و سرمایه اجتماعی
⭕ اپیزود ششم
تحلیل جامعهشناختی قدرت و سیاست
⭕ اپیزود هفتم
تحلیل جامعهشناختی محیطزیست
⭕ اپیزود هشتم
تحلیل جامعهشناختی دموکراسی (بخش اول)
⭕ اپیزود نهم
تحلیل جامعهشناختی دموکراسی (بخش دوم)
⭕ اپیزود دهم
تحلیل جامعهشناختی توسعه (بخش اول)
⭕ اپیزود یازدهم
تحلیل جامعهشناختی توسعه (بخش دوم)
⭕ اپیزود دوازدهم
تحلیل جامعهشناختی سلامت (بخش اول)
⭕ اپیزود سیزدهم
تحلیل جامعهشناختی سلامت (بخش دوم)
⭕ اپیزود چهاردهم
جامعهشناسی سیاست عمومی (بخش اول)
⭕ اپیزود پانزدهم
جامعهشناسی سیاست عمومی (بخش دوم)
جور دیگر فعلا هر دو هفته یک بار منتشر میشود.
#پادکست_جور_دیگر #جور_دیگر
@joure_digar
⚛️شکست ایران در سوریه، یک دارایی جمعی!
🖊امیر ناظمی
شکست سیاستهای منطقهای ایران، خصوصا در سوریه میتواند یکی از بزرگترین داراییهای جمعی ایرانیان شود!
این یادداشت توضیحی است در این درباره
⭕️از شکست تا تجربه
همه شکستها، تبدیل به تجربه نمیشوند. ممکن است کسی بارها و بارها با تکرار یک اشتباه، مدام شکست بخورد و برای او شکستها تبدیل به تجربه نشود.
«تجربه کردن» چیزی فراتر از «دیدن و از سر گذراندن یک موقعیت» است. تجربه کردن زمانی اتفاق میافتد که ما بتوانیم از شکست یا موفقیت خود، درسآموزی و یادگیری داشته باشیم.
تاریخ چیزی نیست جز مکتوبشده همین یادگیریها از شکستها. و ما تاریخ میخوانیم تا شاید بتوانیم از تکرار اشتباهات اجتناب کنیم. تاریخ فراتر از رویدادنگاری اتفاقات، روایت «تجربه کردن»هاست. این که جوامع و کشورهای مختلف چه تجربه کردهاند.
⭕️زندگی و حل مساله
پوپر در «زندگی سراسر حل مساله است»، تکامل انسان و جوامع را حاصل مواجهه دائمی انسانها با مسائل میداند. در حقیقت ما در زندگی خود مدام با مسالههایی روبهرو میشویم، سعی میکنیم برای حل آن مسائل راهحلهایی ارائه دهیم. و نهایتا بسیاری از راهحلها شکست میخورند و از دایره «راهحل»ها خارج میشوند.
همه ظرافت نگاه پوپر این بود که ما آدمیان به «راهحل درست» دست پیدا نمیکنیم، بلکه تنها میتوانیم راهحلهای اشتباه را حذف کنیم! به عبارت دیگر، بشر در طول تاریخاش به آهستگی و مستمر مشغول حذف راهحلهای اشتباه بوده است و با هر حذفی هم، ایدههایی برای ساخت یک راهحل جدید یافته است.
به این ترتیب با چرخهای ۳ مرحلهای روبهرو هستیم:
1️⃣طرح مساله
2️⃣راهحلهای بهکار گرفته شده
3️⃣حذف
از این دیدگاه، تکامل چیزی جز حذف اشتباهات نبوده است، چه در صورت طبیعیاش که منجر به حذف آنانی شده است که نتوانستهاند بقا یابند و چه در صورت نظریاش که دیدگاههای نادرست برای اداره امور حذف شدهاند.
بر همین اساس، یادگیری بزرگترین دارایی ماست و «یادگیری جمعی» بزرگترین دارایی جمعی
⭕️طرح مساله: نقطه آغازین
از دید پوپر، مساله زمانی شکل میگیرد که «یک انتظار، خطا از کار درآمده باشد». مثلا اگر شما بر اساس دیدگاهی که دارید، انتظار داشته باشید که قیمت ارز پایین بیاید، ولی بر خلاف انتظار شما، قیمت ارز بالا رفته باشد، برای شما یک مساله طرح شده است.
اگر نظریهپردازی فکر میکرده که با حضور منطقهای میتواند امنیت ایران را حفظ کند، یا دست بالاتر در قدرت جهانی داشته باشد، یا از طریق آن توسعه یابد، امروز با دیدن شکستهای دومینووار منطقه، حداقل باید به «طرح مساله» برسد.
شکست در حکمرانی مثل شکست بازار امری رایج است ولی آنچه عجیب است و نباید نرمال شود، درس نگرفتن از اشتباهات است.
تکامل چیزی نیست جز «فرآیند مداوم حل مساله»، به همین دلیل «زندگی سراسر حل مساله است».
⭕️شکست در سوریه به مثابه تکامل
ایران بدون هیچ قیدی در سیاست منطقهای خود شکست بزرگی خورده است. شکستی که برای بسیاری از قبل هم قابل پیشبینی بود. اما اگر جامعه ایرانی با پذیرش این شکست، و طرح مساله شکست، بتواند شکست را تبدیل به نقطه آغازین چرخه یادگیری کند، آنگاه شاید این شکست تبدیل به یکی از بزرگترین داراییهای جمعی ایرانیان شود.
جامعه ایرانی ابتدا باید این شکست را تبدیل به «طرح مساله» کند و از وجوه متعدد یاد بگیرد. چشمانداز درست منطقهای که ج.ا. از درک آن عاجز بود، چنین میتوانست باشد:
«منطقه (از اعراب خلیج فارس تا لبنان و سوریه) زمانی میتوانند منجر به تقویت قدرت ایران شوند، که به جای سرداران نظامی ایران در آن کشورهای جنگی، انبوهی از بازرگانان، هنرمندان و نوآوران در صلح و به صورت مشارکتی، مشغول خلق ارزش در زنجیره ارزش جهانی باشند.»
رهبران ایران تنها سیاستگذاری اشتباه نکردند بلکه آنان جهان را به اشتباه میفهمند، چرا که هنوز یاد نگرفتهاند که:
⏺️بدون مشروعیت و مشارکت داخلی، دستیابی به قدرت خارجی یک رویا است!
⏺️در دنیای امروز، نظامیگری و قدرت نظامی تنها یکی از وجوه متعدد قدرت است. قدرتی که تنها متکی به اسلحه باشد، و بازیگرانش نظامیها باشند، از پیش شکستخورده است.
⏺️دنیای امروز دنیای همکاریهاست، نه زیرمیز زدنها و «مرگ بر» گفتنها
⏺️استقلال حاصل توازن میان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری است.
⏺️سیاستهای ایدئولوژیک ضدواقعیت هستند و شکستخورده
⏺️سیاست درست برآمده از خرد جمعی است. نظامی که تحمل یک نقد علمی ندارد را باید از پیششکستخورده دانست.
جامعه ایرانی، میتواند این بزرگترین اشتباه رهبرانش را تبدیل به فهمی برای ساخت «ایران آینده» کند. به همین دلیل نیز باید در مورد این شکست حرف بزند، تحلیل کند و بیاموزد.
از ندیدن این شکست و اعتراف نکردناش، کسی پیروز نمیشود، بلکه تنها فرصت پیروزیهای بعدی را نیز از خود دریغ میکند.
نوآوری در دنیای امروز به شدت معنای فناورانه یافته است، به نحوی که نخستین مخاطب آن طبقات برخورداری هستند که هم توانایی پرداخت مالی و هم دانش بهرهگیری از آن را داشته باشند.
مثلا استفاده از هر فناوری جدید #هوش_مصنوعی، هم نیازمند توانایی مالی برای خرید ابزارهایی مانند موبایل و کامپیوتر و خرید اشتراک اکانتهاست و هم میازمند دانشی برای استفاده از آن.
اما #توسعه در کشورهای در حالتوسعه، نیازمند نوآوریهایی هم هست که توده جامعه و گروههای کمتربرخوردار را نیز توانمند نماید.
مفهوم #نوآوری_تودهای (Grassroots innovation) یکی از مفاهیم جدی برای کشورهای در حال توسعه است.
تیم «توانمند» به خوبی به این نکته توجه کرده است، و امیدوارم با نگاه توسعهای به این محتوا توجه شود.
اینکه کسی همواره در سمت بازندهها باشد، و همواره روی هر کسی میخواند اشتباه باشد، عجیب نیست
وقتی دنیا را اشتباه بفهمی و چارچوببندی تحلیلات اشتباه باشد، با هر ورودی، به خروجی اشتباه میرسی!
اما عجیب آن است که چارچوب تحلیل را تغییر ندهی و ادامه دهی:
داری اشتباه میکنی، کاپیتان! حتی پس از سالها!
🔻 آیندهنگاری برای مدیران
بشر در میانه گذشته پشت سر (تاریخ) و آینده پیشرو زندگی میکند. به این ترتیب هر فعالیتی که انجام میدهد، تاثیرپذیر از گذشته است و تلاشی است برای ساخت آینده. اما اغلب روشها و ابزارهایی که برای برنامهریزی استفاده میشود، رو به گذشته هستند. ابزارها و تکنیکهای شناخت آینده و برنامهریزی برای آینده نوظهور هستند و به همین دلیل نیز کمتر مورد استفاده قرار میگیرند.
این ابزارها و مفاهیم، در حوزههای مختلفی میتواند مورد استفاده قرار گیرد. حوزه مطالعاتی و پژوهشی آیندهپژوهی و آیندهنگاری برآمده از این نگاه است. پیشینه این حوزه مطالعاتی اگرچه میتواند تا زمان طالعبینی به گذشته بازگردد، اما در عمل با توسعه ابزارهای پیشبینی شکل گرفته است، هرچند تجربه بشر به سرعت نشان داد که پیشبینی بر پایه گذشته با افزایش سرعت تحولات، ناکارآمد است و به همین دلیل نیاز به ابزارهای جدیدتر و مفاهیم بهروزی است.
🟢 دوره «آیندهنگاری برای مدیران» بهطور ویژه برای مدیران شرکتهای فناوری طراحی شده است تا آنها را با مفاهیم کلیدی، روشها و ابزارهای پیشرفته آیندهپژوهی و برنامهریزی آیندهمحور آشنا کند. دکتر امیر ناظمی، مدرس این دوره، به شرکتکنندگان کمک میکند تا ضمن درک بهتر تحولات سریع حوزه فناوری، با استفاده از سناریوهای آینده، برنامهریزی استراتژیک و تصمیمگیریهای آگاهانهتری انجام دهند.
اطلاعات بیشتر و ثبتنام👇🏻
https://honarestan.org/courses/60
هنرستان
آموزش برای همگان
سیاست علم و فناوری هم تاثیرپذیر از سیاستهای دیگر سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است و هم بر آنها تاثیرگذار
نکته قابل توجه آن است که حوزههایی مانند هستهای یا فضایی ذاتا حوزههای فناورانه هستند، زمانی که با معیارهای صرفا سیاسی مدیریت و سیاستگذاری شدهاند، منجر به فاجعههایی مانند چرنوبیل شدهاند.
این موضوع و تجربههای تاریخی آن در گفتوگو با پادکست فلسفه علم
نسخه تصویری:
https://youtu.be/Jn92ByvP5iI
اپیزود ۳۶ پادکست فلسفه علم منتشر شد:
سیاستگذاری و مدیریت تکنولوژی، گفتوگو با امیر ناظمی
سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری (Science, Technology and Innovation Policy) موضوعی در حوزه سیاستگذاری عمومی است و به مجموعه تصمیمات و اقدامات دولت و حاکمیت در برخورد با ۳ موضوع علم، فناوری و نوآوری که ارکان اصلی توسعه صنعتی و رشد اقتصادی است، میپردازد. مدیریت تکنولوژی نیز بررسی چگونگی توسعه تکنولوژی در سازمانهاست.
بحث دربارهٔ این که چرا علم و پژوهش، فناوری و نوآوری موضوعاتی سیاستی هستند، آغاز میشود و پس از چالش دربارهٔ چیستی سیاست علم، فناوری و نوآوری و چگونگی سیاستگذاری در این حوزه، با بحث دربارهٔ نحوه ارزیابی این سیاستها ادامه مییابد.
در این قسمت از پادکست فلسفه علم، با دکتر امیر ناظمی، پژوهشگر سیاستگذاری تکنولوژی و معاون سابق وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، به گفتگو مینشینیم. امیر با تجربهای که در هر ۳ بخش خصوصی، دولتی و دانشگاهی دارد، روایت دست اولی از ماجرای سیاستگذاری و مدیریت تکنولوژی و ارتباط آن با موضوعات اجتماعی و سیاسی در ایران معاصر ارائه میدهد.
شنیدن:
https://pod.link/1702238505
در برخی نظریههای توسعه (مانند نظریه وابستگی)، مساله روابط بینالمللی عامل مهمی در توسعه یا عدمتوسعه کشورها دانسته میشوند.
در جلسه۲ «درسگفتارهای توسعه» اشارهای داشتم به اینکه «توسعه ایران» نیازمند پاسخ به مساله برونگرایی است.
و به صورت تاریخی گزینههای سیاستمداران ایرانی را چنین دستهبندی کردم:
1️⃣ورود به اردوگاه یک توسعهیافته/قدرتمند:
انگلیس (وثوق)
روسیه (اتابک اعظم و روسوفیلهای اکنون)
نیروی سوم مانند آمریکا (میانه پهلوی دوم)
2️⃣موازنه منفی:
مصدق / خمینی
3️⃣موازنه مثبت
امیرکبیر / فروغی / قوامالسلطنه
مشاهده کامل جلسه۲
بهاشتراک بگذارید تا آفریده شود
@ShareNovate