soroush_philosopher | Unsorted

Telegram-канал soroush_philosopher - عبدالکریم سروش و فلاسفه

11423

کانالی برای آن ها که می اندیشند... اندیشه ها و آرای دکتر عبدالکریم سروش و بزرگان عرفان و فلسفه کانال رسمی دکتر سروش : @DrSoroush

Subscribe to a channel

عبدالکریم سروش و فلاسفه

🌺🍃🌺🍃
#دکلمه_زیبا
با طنین دلنشین دکتر #عبدالکریم_سروش

کلام : #مولوی

بجوشید بجوشید که ما بحر شعاریم
بجز عشق به جز عشق دگر کار نداریم
🔻🔻🔻
@Soroush_Philosopher

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

اما چطور می توانیم بدون چنان نادانی و بی‌دقتی‌ای زندگی کنیم؟ اگر می‌دانستیم چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر از همه‌ی چیزهایی که بعد اتفاق می‌افتاد خبر داشتیم_اگر از قبل نتیجه ی اعمالمان را می‌دانستیم_ دچار عقوبت می‌شدیم. همان‌قدر به‌دردنخور بودیم که اعتقادمان.
یک سنگ بودیم. هیچ‌وقت نمی‌خوردیم. نمی‌آشامیدیم. نمی‌خندیدیم. یا صبح از رختخواب بیرون نمی‌آمدیم. هیچ‌وقت کسی را دوست نمی‌داشتیم. نه دیگر هیچ‌وقت، هرگز جرئت نمی‌کردیم ...

✍ #مارگارت_اتوود
📚 #آدمکش_کور

@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

به نام خداوند ، با عرض سلام خدمت همراهان گرامی ، با توجه به پخش شدن خبری نسبت به فرقه سازی و ادعا پیامبری از اقای دکتر #عبدالکریم_سروش از جانب حوزه علمیه و به قلم محمود نبویان ، این سخنرانی را مجددا بارگذاری کردم برایتان تا روشنگری شود، خدا را شکر آقای دکتر پاسخ این ادعا های مغرضانه را خیلی قبل تر داده اند.

سلامت و خجسته باشید.
@Soroush_Philosopher

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

قرآن زندگی دنیا را به "بازی" تشبیه می کند تا بر پوچی و عبث بودن آن تاکید کند.اما کمتر به این نکته توجه می شود که تعبیر قرآنی به طور ضمنی اذعان می کند که این بازی،مادام که گرم آن هستی،مفرح و معنادار هم هست."بازی" را از دو زوایه می توان دید: برای کسی که گرم بازی است،تمام حرکات و رفتارها،معطوف به غایت از پیش تعریف شده است - برای مثال، تمام تلاش ات باید معطوف به آن باشد که توپ را به دروازه ی حریف بزنی - و این غایت مندی،به معنای مهمی به رفتار بازیگران معنا می بخشد.
اما کسی که از بازی کنار می نشیند،عرقش خشک می شود و بازی را از بیرون نگاه می کند، چه بسااز خود بپرسد که اینهمه برای چیست؟ چه معنا دارد که گروهی انسان بالغ این طور غافلانه به دنبال یک توپ از این سوی میدان به آن سوی دیگر می دوند،واین طور هیجان زده و پر شور فریاد می کشند و عرق می ریزند؟!
نگاه از بیرون، ناظر را با "پرسش معنا" رو به رو می کند.
اما یافتن غایتی برای بازی ورای خود بازی کار دشواری است، و اگر فرد نتواند آن غایت فرا-بازی را بیابد،خود را با بحران بی معنایی رو به رو می بیند،و بازی را به معنای مهمی عبث می یابد.نگاه پوچ انگارانه ی ادبیات دینی نسبت به دنیا بیشتر ناشی از این نگاه کنار گود است. نخستین کار نبی این است که مارا از گرماگرم بازی به جایگاه تماشاچی بکشاند،و پرسش از معنای بازی را پیش روی ما بگذارد،و وقتی که از پاسخ درماندیم،پاسخ خودش را که پیام استعلایی دین است، به گوش ما زمزمه کند. اما خواه آن پیام را بپذیریم خواه نه،کسی که از گرماگرم بازی درمیانه ی میدان به کنار گود کشیده میشود و بازی را از بیرون تماشا می کند،دیگر نمی تواند بازی را جدی بگیرد.
کشف "جدی نبودن" بازی یعنی تماس با چهره ی "عبث" بازی.
اما این کشف رویه ی دیگری هم دارد که به همان اندازه مهم است: اگر بازی را زیاده جدی نگیریم،بازی کردن به مراتب دل انگیز تر می شود!
✍دکتر #آرش_نراقی
📝 #قرآن
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

🔻🔻🔻
من شنیدم ز پیر دانشمند
تو هم از من به یاد دار این پند

این سخن مشهور از هیتلر است که می‌گفت ما به هر شیوه‌ای می‌کوشیم که به قدرت برسیم و وقتی هم به قدرت رسیدیم، دیگر چه کسی حق دارد به ما بگوید چرا آنجا نشسته‌ای؟ نشسته‌ایم و خوش نشسته‌ایم. زور یعنی حق..
تمدّن از جایی پدید آمده که متفکران قبول کردند و تعلیم دادند که زور یک #واقعیت است، امّا یک #حقیقت نیست. بدین معنی که قبول داریم زور بالفعل موجود است، نقش‌آفرین است، سرنوشت‌ساز است، امّا قبول نداریم که حق است، قبول نداریم که ارزش است و باید در مقابل‌اش تسلیم شد و تمکین کرد. تئوری تمدّن در مقابل آن توحش ماقبل تمدن به وجود آمد. تئوری زور را چنان که هست باید شناخت. نباید گفت چون ما ذهناً آن را قبول نداریم، پس عملاً و واقعاً هم وجود ندارد. چنین نیست ولی البتّه چنان که گفتم باید کاری کرد که رفته رفته زور از صحنه خارج شود. تئوری‌های سیاسی ما، تئوری‌های فلسفی ما باید در این جهت سیر کند و این درس را به مردم بیاموزاند..

✍ #عبدالکریم_سروش
📚 #اخلاق_خدایان ، صفحۀ ۱۰۵
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

🔴▪️ #تفاوت_میان_مقام_تکوین_و_تشریع

آدمیان معمولا به وضعی که در آن زندگی می کنند خو می گیرند و این وضع را گویی وضع جاودانه می پندارند و چنین تصور می کنند که عوض کردن آن وضع ، به هم زدن نظام احسن عالم است و تامل نمی کنند که همین که ما می توانیم تصرفی در عالم کنیم ، خود از محاسن این نظام احسن است. شما هیچ وضعی از این جهان را نمی توانید به غیر خدا نسبت بدهید. پس نباید منتظر بنشینید و بگویید که خدا معیشت را قسمت کرده و کار پایان پدیرفته است. خود تغییر دادن جهان هم عین تقدیر است. این سخنان همه در مقام تکوین و بیان نسبت جهان و خداست. در مقام تشریع ، البته ما حق نداریم هر کاری بکنیم؛ آن مسئله دیگری است. به عبارت دیگر نیک و بد و طاعت و معصیت همه مقدّر خداوندند، گرچه ما مکلفیم جز طاعت نکنیم. روایت مشهوری از امیرمومنان (ع) نقل شده است که ایشان از زیر دیوار شکسته ای برخاستند و به طرف دیگر رفتند. به ایشان گفتند: شما از قضای الهی فرار می کنید؟ ایشان گفتند: من از قضای الهی به قدر الهی فرار می کنم.1 در واقع آن اعتراض کننده میخواست به ایشان بگوید که چرا شما بلند شدید؟ چرا فرار کردید؟ اگر قرار است که این دیوار فرو بریزد که خواه ریخت. دیگر فرار کردن یعنی چه؟ جواب امیرمومنان این بود که خود فرار کردن جزء تقدیر الهی است. من اگر بگریزم ، این عین تقدیر است؛ اگر هم بنشینم ، عین تقدیر است. و من تنها نمی نشینم بل می گریزم. من هر کاری عقلم بپسندد می کنم تا گفته چیزی مقدّر است ، از کاری دست کشید. این از بدترین بدآموزیهایی است که نسبت به معارف دین شده است. در حقیقت در این گونه موارد ، توسّل به جبر و تقدیر ، سر پوشی است برای میل نهانی یا کاهلی شخص ، چیزی را که نمی خواهد انجام دهد و به اقدامش بر نمی خیزد ، نشدنش را به جبر منسوب می کند. مولوی این ترفند روان شناسانه را خوب درک کرده است:

در هر آن کاری که میلت نیست و خواست
اند آن جبری شدی کین از خداست
(مثنوی ، دفتر اول ، بیت 636)

1. صدوق ، التوحید ، حدیث 8 ، باب القضاء و القدر
✍دکتر #عبدالکریم_سروش
📚 #اوصاف_پارسایان

@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

#عشق در نزد #مولانا از آنجا که از اوصاف ایزد است، نه با #خوف جمع می شود، نه با سوی و جهت.
حقیقتی است همه رو،
بی پشت و بی سو،
دلیری بخش و #شجاعت آفرین.

✍ دکتر #عبدالکریم_سروش

@Soroush_Philosopher

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

🔴▪️عارف عاشقِ همه یِ موجوداتِ هستی است

عارف، عاشق چه چیزییست؟ ابن سینا میگوید که عارف عاشق همه موجودات جهان هستی است. چرا؟ چون میگوید من چشمم بر هر چه بیفتد از دو حال بیرون نیست یا خداست یا ساخته ی خداست یا معشوق من است یا کاردستی معشوق من است. آدم هم به معشوقش عشق میورزد هم به کاردستیهای معشوقش عشق میورزد.

"من أحب شیئاً أحب آثاره": هرکس چیزی را دوست میدارد، آثار آن چیز را هم دوست میدارد و مهمترین آثار هرکس ساخته های دست اوست؛ یعنی کاردستیهای او. بنابراین به هرچه نگاه میکند میگوید یا حق است؛ یعنی معشوق من است یا کاردستی معشوق من است و دوستش دارم و بنابراین همه را دوست دارد. نتیجتاً معنا ندارد که چیزی را دوست نداشته باشد.
عارف عاشقِ موجودات است، اما وابسته نیست
در اینجا گفتم که عارف همه را دوست دارد. عاشق همه است. امّا در همین جمله قبلی ام میگفتم که فقط وابستگی اش به کیست؟ به خدا. پس عشق غیر از وابستگی است. این آموزه ی عشق غیر از وابستگی است. آموزه ای است که اوّلین بار در تاریخ فرهنگ تاریخ بشری بودا گفته. بودا گفته است عشق یک چیز است و وابستگی چیزی دیگری است و میگفت: عشق بلی و وابستگی خیر. حالا اینجا (با این تعبیری که ابن سینا به کار میبرد) میگوید عارف فقط وابسته به حق است و به غیر حق وابسته نیست، ولی درعین حال عاشق همه موجودات جهان هستی است. بنابراین عشق با وابستگی فرق میکند.

✍استاد #مصطفی_ملکیان
📝 #مقایسه_جهان_نگری_مولانا
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

🔴▪️تصویری که #مولانا از عالم بدست میدهد

مولانا غزل بسیار نیکویی دارد که گمان میکنم بسیاری از شما شنیده باشید :
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرنده‌تر ز مرغان هوایی

...این غزل را که میخوانید و پایین می آیید به این بیت پایانی میرسید که:

کف دریاست صورت‌های عالم
ز کف بگذر اگر اهل صفایی

تصویری که این بزرگوار از این عالمی که ما در آن زندگی میکنیم میدهد این است که یک جهان واقعی وجود دارد که در حکم یک دریای بیکران است . آن گاه بر سطح آب این دریا ، کف هایی نشسته است و ما در این کف ها داریم زندگی میکنیم . فقط هم همین کف ها را میبینیم.. اصلا غافلیم از اینکه کف ، به خودی خود نمیتواند وجود داشته باشد و اینکه کف روی یک آبی است و آب روی یک جایی است و آن هم برای خود عالمی دارد. اینها را اصلا ما نمی بینیم. آنقدر این کف ، ستبر است و آنقدر غلیظ است و آنقدر ما در دل این کف فرو رفته ایم که از آب خبری نداریم و خبری هم نمی گیریم . ولی یک چشم تیزبین مانند چشم این عارف - یعنی چشم ِ تجربه ِ معنوی ِ او - به او میگوید که در حقیقت : «کف دریاست صورت های عالم » .
تمام این صُوَری که شما می بنید در مقام ِ تمثیل مانند کفی است که بر روی آب نشسته و آب را از چشم شما پنهان کرده است . بطوری که اگر شما بتوانید کف را بشکافید و فروتر بروید ، آن وقت تازه به آب میرسید و تازه میفهمید که اصلا چه غفلتی داشته اید و خودِ کف را حقیقت می پنداشتید در حالی که حقیقت در زیر این کف که حجاب است ، قرار گرفته است.
✍دکتر #عبدالکریم_سروش
📝کف دریاست صورت های عالم
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

واضح است كسی كه در زندگی دارای اطلاعات علمی باشد به خود اجازه نمی دهد كـه مـورد تهديـد نصوص كتاب آسمانی و يا كليساها واقع شود.او به اين قانع نيست كه بگويد فلان اعمال گناه محسوب مـی شود و همين جا به موضوع خاتمه دهد.او تحقيق و بررسی می كند،خـواه خـود عمـل مضـر باشـد و يـا برعكس ضرر از عقيده ناشی شود. او در می يابد كه اخلاق جاری ما حاوی مقادير زيادی موهومات اسـت بـه خصوص اگر مسئله مربوط به روابط جنسی باشد.

✍ #برتراند_راسل
📝#اعتقاد_من_به_چیست /بخش سوم،قواعد اخلاقی(۱۹۲۵)

@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

🔴▪️#تزویر_ریا

#فرزدق به #امام_حسین گفت:
"قلوب الناس معك و سيوفهم مع بنى امية، و القضاء ينزل من السماء، والله يفعل ما يشاء."...

در حقيقت معناى جمله فرزدق
اينست كه دل اينها با تو است ولى دلشان هيچ كاره است، حاكم معزول است، و شكمشان با دشمنان تو است و اينها هم بنده شكمند و به امر شكم با دل خودشان مى‏جنگند. قبل از اينكه با تو بجنگند، با سپاه شكم به جنگ دل خودشان رفته ‏اند و ضمير خود را مجروح كرده ‏اند.
اجمالا معلوم مى‏شود كه ممكن است بشر دلش حق را بخواهد و آرزو كند و در عين حال على رغم عشق و علاقه‏ اش قدم بردارد و به روى محبوب خودش خنجر بكشد. مأمون، شيعه امام كش بود. عموم مردم حق را دوست دارند، يك نوع دوستى كاذبى، يعنى دوستى بى
ريشه ‏اى؛ نظير اشتهاى كاذب و اشتهاى صادق و نظير صبح كاذب و صبح صادق.
تعصى الاله و أنت تظهر حبه
[معصيت خدا را می كنى در حالى كه اظهار دوستى او را می ‏نمايى.]

✍ معلم شهید #مرتضی_مطهری
📝#حماسه_حسینی

@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

“در عجبم از مردمانی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسین می گریند که
آزادانه زیست"


✍دکتر #علی_شریعتی
📝 #حسین_وارث_آدم
@Soroush_Philosopher

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

‌ ‌ ميدانيم كه مصيبت ها را اگر در اشتراك با ديگران تحمل كنيم، اسان تر ميشوند؛ ظاهرا انسان ها بي حوصلگي و دلتنگي را نيز در شمار مصيبت ها ميدانند و از اين رو دور هم جمع ميشوند تا مشتركا دلتنگ باشند. همانطور كه عشق به زندگي، در اساس ، ترس از مرگ است، انگيزه ي ادميان براي معاشرت نيز در اصل ، انگيزه اي مستقيم نيست و از عشق به ديگران نشأت نميگيرد، بلكه ترس از تنهايي است، يعني انچه ميجويند حضور مطبوع ديگران نيست، بلكه ترس از تنهايي و ملالت اور بودن تنهايي براي ايشان است، بعلاوه ي يكنواختي ذهنشان كه از ان گريزانند و براي فرار از ان حاضرند به مصاحبت هاي بد تن دردهند و در ضمن، زحمت و اجباري را كه هر معاشرت، ناگزير با خود به همراه مي اورد تحمل ميكنند، اما اگر انزجار نسبت به همه ي اين ها بر انزجار از تنهايي غالب شود و استقامتي در برابر تاثيرات مستقيم ان بوجود ايد، بطوري كه نتايج [ ناخوشايند ] تنهايي كه در بالا بر ان پرداختيم، ديگر اثري نداشته باشد، انگاه ميتوان در نهايت رضايت خاطر، مدام تنها بود، بي انكه اشتياقي به معاشرت داشته باشيم. علت اين امر دقيقا اين است كه نياز به معاشرت، نيازي مستقيم نيست و ميتوان به مزاياي تنهايي خو گرفت.


✍#آرتور_شوپنهاور
📚#در_باب_حكمت_زندگي

@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

آدمی لگدکوب خیالات خویش است
و این چنین لگد کوب سم خیالات وحشی شدن،راه سفر به آسمان را بر آدمی می بندد.
این خیالات از کجا می آیند؟
از مجاری حواس آدمی.
مهمترین دریچه ی آنها همین دیدنها و شنیدنهاست.
به همین دلیل هم آدمی نباید هر سخنی را گوش دهد و هر مطلبی را بخواند و هر چیزی را ببیند.
مولوی می گوید:
کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من
خود ندانستی به جز تو جان معنی دان من
غیر رویت هرچه بینم نور چشمم کم شود
هر کسی را ره مده ای پرده ی مژگان من
این ابیات تعبیر دقیق و عارفانه و شاعرانه ای است از اینکه شخص باید پاسبان ضمیر خویش باشد.
صاحبخانه باید ملاحظه کند که چه میهمانانی را می پذیرد.
مبادا از مجاری حواس،بیگانه و دشمن را به خود راه دهد:

خرقه با بیگانه دادی تا بپوشد رخنه هاش
ای تفو بر آن رفوگر،رخنه ها صدگانه شد
خانه بادشمن سپردی تابروبد زان غبار
نک همی بینی تو را روبیدوصاحبخانه شد
(دکتر سروش)

✍ دکتر #عبدالکریم_سروش
📚#اوصاف_پارسایان
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

⚫️ با عرض تسلیت ایام سوگواری محرم و ان فاجعه ناجوانمردانه
✅سخنرانی زیبا و روشنگرانه #از_غدیر_تا_کربلا
🔘ایراد شده توسط دکتر #عبدالکریم_سروش

حتما #گوش فرا دهید بسیار کمک میکند.
@Soroush_Philosopher

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

🌺🍃🌺🍃
#دکلمه_زیبا
با طنین دلنشین دکتر #عبدالکریم_سروش

کلام : #مولوی

بجوشید بجوشید که ما بحر شعاریم
بجز عشق به جز عشق دگر کار نداریم
🔻🔻🔻
@Soroush_Philosopher

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

🔴▪️#تفاوت_جامعه_عالمان_و_پیامبران

اینطور نیست که در جامعه عالمان کسانی که حرفی را نمی پذیرند جزو کافران و مغرضان محسوب شوند و کسانی که طرفدار یک سخن اند جزو عالمان.
چه آنکه رد میکند محقق است و چه آنکه قبول میکند محقق است.
و اینکه من چند بار این نکته را آورده ام در نوشته ها و گفته های خودم و بدرستی مفهوم نیفتاده است، گفته ام؛ #"ما نیامده ایم پیامبری کنیم". معنایش همین است. یک عده ای فکر کردند پیامبری کار بدی است. نخیر خیلی هم خوب است "ولی برای پیامبران نه ما".
ما غیر پیامبرانیم. همه چیز ما با آنها فرق دارد. بله پیروی از پیامبران میکنیم. اما پیروی نه در امور ویژه پیامبران. پیروی در اموری که ویژه آنها نیست و برای ما هم هست. سبک کار پیامبران و اینکه احتجاج، مبنا و مدار کار آنها نیست گاه گاه بدان متوسل میشوند. این فرق دارد با سبک کار فیلسوفان و متکلمان که از اصل باید تعاریف خیلی مشخص و مصرح بدهند و استدلالت محکم بکنند و در انتظار نقد و استدلال مخاطبان بنشینند و نهایتا افراد را به کافران و مومنان تقسیم بندی نکنند.
پیامبران از آن موضع بالائی که حرف را القا میکردند، پشتوانه سخنشان شخصیت خودشان بود. آن حرف را اگر کس دیگری میگفت ای بسا که مردم نمی پذیرفتند. چون پیامبر میگفت، با مجموع خصوصیاتی که داشت موثر و مقبول می افتاد.
بسیار خوب، دوره پیامبران گذشت. آرایش صحنه عوض شد. کسانی بعد از پیامبر آمدند که شخصیتشان پشتوانه سخنشان نبود. پیامبر نبودند. موید به تائیدات الهی نبودند. معجزه نداشتند. کاریزما نداشتند. تنها سرمایه شان، عقل و ادله شان بود.

✍ دکتر #عبدالکریم_سروش
🎤 #اصناف_دینداری



@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

دکتر #عبدالکریم_سروش
بخشی از سخنرانی "خاتم انبیاء و عمومیت قرآن"
شخصی که اینگونه راجع به پیامبری و اخرین پیامبر سخن می گوید ، چگونه می تواند ادعا پیامبری کند؟!
👇👇👇👇

@Soroush_Philosopher

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

در موزه های ایتالیا نوعی از پرده های نقاشی وجود دارد که سابقا کشیش ها آنها را جلو صورت محکومین به مرگ می گرفتند تا آنها نتوانند سکوی مرگ را ببینند . جهش در تمام معانی آن،عجله و فرار به طرف ابدیت خدایی،ترک واقعیات روزانه با فکر و حواس کامل همه این ها پرده های نقاشی هستند که جلو چشم ما می گیرند تا پوچ نبینیم.
ولی در این میان کسانی وجود دارند که پرده ای جلو چشم آنها نیست و همه چیز را عریان می بینند،با آنهاست که می خواهم صحبت کنم …

✍ #آلبر_کامو
📚 #افسانه_سیزف
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

آدم‌ها از ترس وحشی می‌شوند، از ترس به قدرت رو می‌آورند که چرخ آدم‌های دیگر را از کار بیندازند و گرنه این همه زمین و زراعت و دام و پرنده و نان و آب هست، به قدر همه هم هست اما چرا به حق خودشان قانع نیستند؟ چرا کتاب نمی‌خوانند؟ چرا هیچ‌چیز از تاریخ نمی‌دانند؟ چرا ما این همه در تیره‌بختی تکرار می‌شویم؟ این همه جنگ این همه آدم برای چه چیزی کشته شده‌اند که آن چیز حالا دستشان نیست و دست بچه‌هاشانم نیست؟!


✍ #عباس_معروفی
📚 #سال_بلوا
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

🔻🔻🔻
این جهان همچون درخت است ای کرام
ما بر او چون میوه های نیم خام
سخت گیرد شاخها مر خام را
زانک در خامی نشاید کاخ را
چون بپخت و گشت شیرین لب گزان
سست گیرد شاخها را بعد از آن
از دیروز به ونکوور آمده ام؛ برای انجام سخنرانی در دانشگاه UBC و ضبط دو سی دی : گزیده ای از اشعار «هشت کتابِ» سپهری و منتخبی از غزلیات حافظ . طبیعتِ ونکوور انصافا زیبا، روح نواز و مسحور کننده است، خصوصا در فصل پاییز که برگهای درختان از زردی به ارغوانی می گرایند. التقای اقیانوس و کوه و درخت و نرمی باران نیز بر زیبایی و ابهت این طبیعت افزوده است. به قول سهراب: « هر کجا برگی هست شور من می شکفد»....
دیروز به اتفاق دوست عزیزی در فضای سرسبز ونکوور قدم می زدیم، در حین قدم زدن به برخی از برگهای زیبایِ ارغوانی رنگ درخت افرا برخوردیم که روی زمین افتاده بود. چند تا از آنها را برداشتم و لمس کردم و بوییدم؛ به بالای سرم نگاه کردم، برگهای زرد و ارغوانیِ انبوهی روی درخت افرا دیدم. حس غریبی داشتم، بی اختیار به یاد ابیاتی از «مثنوی» افتادم که در آنها مولوی جهان را به درختی تشبیه کرده و آدمیان را به میوه های نیم خامی که وقتی پخته می شوند و لب گزان و شیرین، شاخه ها را رها کرده، به نحو طبیعی از درخت زندگی جدا می گردند و دنیا را ترک می کنند. با خود می اندیشیدم برگهای ارغوانی رنگی که بر روی زمین افتاده اند، به مراتب زیباتر و خوش رنگ تر از برگان زرد رنگی اند که همچنان روی درخت اند و آویزان و شاخه ها را محکم گرفته....
در مقام تمثیل، کسی که «مرگ آگاه» است و چند صباحی که روی کرۀ خاکی زندگی می کند، شکوفاییِ درون و رضایت باطن را تجربه می کند و هر وقت خوشی را که دست می دهد مغتنم می شمارد و بر «تجربۀ ملالِ» زندگی روزمره فائق می آید و به تعبیر اروین یالوم، برای روزی که مرگ در می رسد، زمین سوخته ای باقی می گذارد؛ بسان برگ ارغوانی رنگِ درخت افرایی می ماند که به هنگام و در موعد مقرر از درخت می افتد و پس از جدا شدن و روی زمین قرار گرفتن نیز، همچنان دل انگیز و زیباست....
با مهر
🔺🔺🔺
@soroushdabbagh

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

هر وقت در كشور ما مسائلی مانند حقوق بشر، حقوق مساوی زنان و مردان، مسائل اقلیت‌ها، آزادی دین و بیان و دموكراسی مطرح می‌شود، معمولا زاویه دیدمان محدود می‌شود؛ با این مسائل یا برخورد فلسفی می‌كنیم یا برخورد فقهی و یا اخلاقی و از این مساله غافل هستیم كه این مسائل ابعادی دارد كه اگر مهم‌تر از اینها نباشد، حداقل هم‌سطح‌شان است.
امروزه بر اثر جهانی شدن همه انسان‌ها یك خانواده واحد شده‌اند. یك سری مسائل هم در سطح جهان مطرح است كه مقدمات زندگی صلح‌آمیز انسان‌ها در دنیا با یكدیگر محسوب می‌شود. حقوق بشر، مسائل اقلیت‌ها و عدالت اجتماعی مسائلی هستند كه اگر به آنها توجه نشود ملت‌ها نمی‌توانند در صلح و مسالمت زندگی كنند. وقتی دنیا نمی‌تواند در صلح و مسالمت زندگی كند ما هم از نزاع‌هایی كه در دنیا هست و پا به پا خواهد شد بهره منفی خود را خواهیم برد و می‌بریم. گرفتاری در جامعه ایران بیشتر از پاره‌ای از كشورهای اسلامی دیگر است. پاره‌ای از كشورهای اسلامی به دلیل تبادلاتی كه در آنها است كمتر این نقص را دارند. وقتی نواندیشان دیگر كشورهای اسلامی درباره این مسائل مطلب می‌نویسند به بعد جهانی این موضوعات نیز توجه دارند.
✍استاد #مجتهد_شبستری
📝سخنرانی در خانه #عبدالله_نوری /از وب سایت استاد محمد مجتهد شبستری
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

« فلسفه ، تا آنجا که من آن را درک کرده و زیسته ام ، زیستن اختیاری در یخ و کوه های بلند است - دویدن از پی هر چیز نا آشنا و پرسش برانگیز در هستی ، از پی هر آنچه تاکنون از جانب اخلاق تکفیر شده است .»

از تجربه دور و دراز حاصل از چنین سرگردانی در قلمرو ممنوعه آموختم که سرچشمه اخلاقی کردن و آرمانی ساختن را بسیار متفاوت با آنچه دلپسند باشد در نظر بگیرم : تاریخ نهفته حقیقت را فیلسوفان و روانشناسی نام های بزرگشان بر من روشن کرد . - یک روح تاب چه مقدار حقیقت را دارد ؟ این موضوع برای من بیشتر و بیشتر سنجش واقعی ارزش شد . خطای «عقیده به آرمان » کوری نیست ، خطای جبن ( بیم و کم دلی ) است ، من آرمان را رد نمی کنم ، صرفا در حضورشان دستکش به دست می کنم ( ما در پی ممنوعه تلاش می کنیم ) :
فلسفه من با این نشان ، روزی چیرگی خواهد یافت ، زیرا آنچه تاکنون ممنوع شده است ، هرگز چیزی جز حقیقت نبوده است .


✍ #نیچه
📚 #انسان_مصلوب

@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

🔴▪️#امام_حسين_قبل_و_بعد_از_انقلاب_ايران

آنچه كه در دوران اخير پيش آمده به گمان من از يكطرف از اسطوره خارج كردن واقعه عاشورا بوده كه اين امر بسيار مباركى بوده

اين فقط نسبت به واقعه عاشورا صورت نگرفته راجع به دين ،
راجع به همه شخصيتهاى دينى،
و پيامبر
صورت گرفته كه اينها همه را انسانهايى بنماياند و ببيند نشسته در متن واقعه
و روى زمين،
زير سقف تاريخ
و مثل آدميان ديگردر رابطه با حوادث اطرافشان
و اهل محاسبه هاى عقلايى
براى آنكه ببينند كه بهترين كار چيست كه انجام دهد.

اينكه در اديان شهادت وجود دارد جاى بحث ندارد.
اينكه اگر نوبت شهادت و جهاد باشد وظيفه يك مومن است كه پذيراى اين امر باشد ، جاى بحث ندارد.
اينكه شهيد جزو مقدس ترين مفاهيم در يك مجموعه دينى است جاى گفتگو ندارد.

اما بحث اينست كه اولين انتخاب اينست يا پس از آزمودن انتخابهاى ديگر،بايد به اينجا رسيد؟

آنچه كه در دوران مدرن رخ داد عبارت از اين بود كه دين و شخصيت هاى دينى را از اسطوره اى بودن خارج كند .
اما بعدا عنصر ايدئولوژى بودن به او اضافه شد.
واين كارى بود كه مرحوم شريعتى كرد.

عنصر ايدئولوژى يعنى:
از دل يك حادثه
آرمانهايى را استخراج كردن
و درسهاى بلند تاريخى وسياسى گرفتن
و به ديگران آموختن
و از همه بالاتر و مهمتر
الگوى انديشه دينى را از اين حادثه بيرون آوردن.
يعنى حادثه كربلا تبديل شد به يك واقعه دين شناسانه به معنى الاعم.
ديانت [آنشد]كه از دل او اين واقعه بيرون مى آيد و بهترين مثال و الگوى يك رجل دينى،[آنشد] كه امام حسين بوده وحركتى است كه او كرده است....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اما اين عنصر انقلابى در زندگى امام حسين بتدريج بعد از انقلاب فراموش شد.
آنچه كه ماند يكى نگاه سرد مورخانه است كه مى خواهد ببيند حقيقت واقعه چه بود
ديگرى رواج كامل بازگشت به روضه خوانى اسطوره ايست.
يعنى دوباره امام حسين با آن چهره آسمانى همان قديس ماوراء تاريخى ، همان در پيچيده در اسطوره ها و همان شخصيت بسيار نزديك به عيساى بر صليب رفته مسيحى است،
كسى كه فقط اشكها را جارى مى كند
و دلها را مى سوزاند،
كسى كه به منزله يك الگوى آسمانى هميشه حسرت و آرزو را در دلها مى شوراند،
كسى كه سرمايه آخرت آدميان است
و كسى كه از فرط نزديكى به خداوند هاله اى از قداست دور چهره او را گرفته كه اصلا نمى توان به او نزديك شد.

كسى كه شفاعت ما را مى كند،
كسى كه مى تواند بيماريهاى ما را شفا دهد
و كسى كه مى تواند فرق و فاصله اى بين ما و ديگران بيندازد
وكسى كه مى تواند آمال و آرزوهاى ديرينه شكست خورده ناكام مانده ما را جواب دهد!!!

✍ دکتر #عبدالکریم_سروش
📝#امام_حسین_و_انقلاب_ایران

@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

⚫️به مناسبت محرم
سخنان فوق العاده زیبا و دلنشین حجت السلام #سید_حسن_آقا_میری
با هر نوع اعتقادی که دارید حتما این فایل را گوش دهید.
خداوند حقیقتا مهربان است.
🔴 #فایل_اول
@Soroush_Philosopher

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

🔴▪️ شهيد حاضر است و هميشه جاويد. كی غايب است؟


حسين (ع) يك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نيمه‌تمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است. حجي كه همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش براي احياي اين سنت، جهاد كردند. اين حج را نيمه‌تمام مي‌گذارد و شهادت را انتخاب مي‌كند، مراسم حج را به پايان نمي‌برد تا به همه حج‌گزاران تاريخ، نمازگزاران تاريخ، مؤمنان به سنت ابراهيم، بياموزد كه اگر امامت نباشد، اگر رهبري نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسين (ع) نباشد و اگر يزيد باشد، چرخيدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوي است. در آن لحظه كه حسين (ع) حج را نيمه‌تمام گذاشت و آهنگ كربلا كرد، كساني كه به طواف، هم‌چنان در غيبت حسين، ادامه دادند، مساوي هستند با كساني كه در همان حال، بر گرد كاخ سبز معاويه در طواف بودند، زيرا شهيد كه حاضر نيست در همه صحنه‌هاي حق و باطل، در همه جهادهاي ميان ظلم و عدل، شاهد است، حضور دارد، مي‌خواهد با حضورش اين پيام را به همه انسان‌ها بدهد كه وقتي در صحنه نيستي، وقتي از صحنه حق و باطل زمان خويش غايبي، هركجا كه خواهي باش!

وقتي در صحنه حق و باطل نيستي، وقتي كه شاهد عصر خودت و شهيد حق و باطل جامعه‌ات نيستي، هركجا كه مي‌خواهي باشد، چه به نماز ايستاده باشي، چه به شراب نشسته باشي، هر دو يكي است.
✍دکتر #علی_شریعتی
📝 #حسین_وارث_آدم

@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

« ای برادر تو همه اندیشه ای
مابقی خود استخوان و ریشه ای
ور بود اندیشه ات گل، گلشنی
ور بود خاری، تو هیمۀ گلخنی»

(مثنوی – دفتر دوم)

این ابیات در بیان این معنی است که چون حقیقت ذات آدمی جز اندیشه و ادراک و هوش نیست؛ پس هر کس هرچه می اندیشد همان است. و این سخن پیش از مولانا نیز در سخنان نظامی و عطار و دیگران آمده است و در مغرب زمین نیز این اندیشه سابقۀ طولانی دارد و از جمله محور اصلی فلسفۀ دکارت همین است که حقیقت ذات انسان چیزی جز ادراک و اندیشه نیست و تنها دلیل هرکس از ذات خویش اندیشیدن اوست و لذا گفت: من می اندیشم، پس هستم.


✍ دکتر #حسین_الهی_قمشه_ای
📚 #گزیدۀ_فیه_ما_فیه #مقالات_مولانا

@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

🔴▪️خاطره ای از مراسم #خاکسپاری_دکتر_شریعتی که در آن استاد #محمد_مجتهد_شبستری ، دکتر شریعتی را غسل میت می دهند.
دکتر #ابراهیم_یزدی بیان میدارد:" مطلبی که برای ما مهم بود، این بود که جسد را کجا ببریم؟
در این مورد دو نظر وجود دارد
یکی، اینکه جسد را به #عراق ببریم
یکی دیگر اینکه، به #سوریه و #دمشق
در مورد سوریه، ما امکان آن را داشتیم که با دولت سوریه تماس بگیریم و نظر آنها را برای این کار جلب کنیم. اما در عراق با امضای قرارداد تازه ی #صدام_حسین و شاه در همان سال، اطمینان نداشتیم که موفق بشویم زیرا، ممکن بود دولت عراق جسد را به ایران تحویل دهد. ضمن اینکه شنیده بودیم که علی در گذشته به خواهرش طاهره گفته بود که دلش میخواهد اگر روزی بمیرد، جسدش در زینبیه شام دفن شود، زیرا او علاقه عجیبی به #حضرت_زینب سلام الله علیها داشت
لذا با برادر ارجمند، آقای #امام_موسی_صدر تماس گرفتیم و ایشان بر حسب عشق،و علاقه ای که به علی داشتند، با مقامات سوری تماس گرفته و مقدمات کار را فراهم کردند. جسد را دوستان ما تحویل گرفته و در یک سردخانه نگهداری کردند
وقتی ما وارد #لندن شدیم، ترتیب غسل میّت را دادیم. و از برادرمان آقای #مجتهد_شبستری که امام مسجد هامبورگ بود، خواستیم که برای نماز میّت بیایند و ایشان با کمال میل پذیرفتند
به خاطر دارم که، #صادق_قطب_زاده و برادرمان #دکتر_سروش و #کمال_خرازی در جریان تطهیر بدن و شستشو حضور داشتند، پس از غسل و مراسم، بدن را کفن پوش کردیم و سپس در تابوتی با کمک دوستان به مسجد بردیم و رو به قبله بر زمین گذاشتیم و برادرمان مجتهد شبستری در کنار جسد نماز میت خواندند. پس از اتمام مراسم جسد را به سردخانه بردند
همه ما نگران #اقدامات_ساواک بودیم. از این رو احتیاط های لازم را در این زمینه انجام دادیم. البته قبل از رسیدن به سوریه، لازم بود، هماهنگیهای لازم با مقامات سوری، پیرامون دفن جنازه در جوار حضرت زینب(س) به عمل آید. این وظیفه ی مهم توسط دوستان علی، به عهده ی آقای #دکتر_چمران و امام موسی صدر محوّل شده بود

✍ دکتر #پوران_شریعت_رضوی
📚 #طرحی_از_یک_زندگی، ص254-255

@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

انسان ها بیش از هر چیز دیگر، از اندیشیدن وحشت دارند. بیش از فقر، حتی بیش از مرگ. «اندیشه»؛ انقلاب می کند، از تخت به زیر می کشد و نابود می سازد. امتیازات دروغین، سنن و عرف جوامع، و عادات راحت طلبانه ی انسان ها را، بدون ذره ای رحم، از دم تیغ می گذراند. هیچ قانونی را به رسمیت نمی شناسد؛ آنارشیست است. مراجع قانونی را به پشیزی نمی انگارد و بر خرد کهن نیز وقعی نمی نهد. اندیشه به سادگی در گودال جهنم می نگرد و هراسی او را فرا نمی گیرد.
بشر، لکه کوچکی مغروق در ژرفای بی پایانی از سکوت است؛ اندیشه این را می بیند و با این حال، غرورمندانه خود را به نمایش می گذارد‌، گویی ارباب کائنات است. «اندیشه» چالاک، آزاد و عظیم است، یگانه روشنایی این جهان، و بزرگ ترین مایه فخر بشر.

-✍ #برتراند_راسل
📚 #چرا_بشر_می_جنگد، فصل 5

@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A

Читать полностью…

عبدالکریم سروش و فلاسفه

⚫️ با عرض تسلیت ایام سوگواری محرم و ان فاجعه ناجوانمردانه
✅سخنرانی زیبا و روشنگرانه #از_غدیر_تا_کربلا
🔘ایراد شده توسط دکتر #عبدالکریم_سروش

حتما #گوش فرا دهید بسیار کمک میکند.
@Soroush_Philosopher

Читать полностью…
Subscribe to a channel