کانالی برای آن ها که می اندیشند... اندیشه ها و آرای دکتر عبدالکریم سروش و بزرگان عرفان و فلسفه کانال رسمی دکتر سروش : @DrSoroush
وقتی بود نمیدیدم
وقتی میخواند نمی شنیدم
وقتی دیدم که نبود وقتی شنیدم که نخواند!
چه غم انگیز است وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت
می جوشد ومی خروشد و می نالد
ولی تشنه ی آتش باشی نه آب
و چشمه که خشکید
چشمه که از آن آتشی که تو تشنه به آن بودی بخارشدوبه هوارفت
و آتش کویر را تافت ودرخود گداخت
واز زمین آتش روییدو از آسمان آتش بارید
تو تشنه ی آب گردی و بعد :
عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت
✍دکتر #علی_شریعتی
📚 کویر
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
#حقوقی
#حقوق_و_اخلاق
#تکلیف_و_حق
🔊🔴در کلام عبدالکریم سروش
🔸🔹بحث مصداقی: همجنسگرایی و...
🕒♦️تایم بحث: 10 دقیقه.👇👇
کانال شخصی: @jabbariamin
”خدا“ فقط متعلق «اميد» است نه «ترس»
✍ #مصطفي_ملكيان
حضرت علي مي فرمايد: « ... لايرجُوَنَّ اَحَد ٌمِنْكُمْ اِلاّ رَبَّه و لا يخافَنَّ احدٌ منكم الا ذَنْبَه »
( نهج البلاغه؛ كلمه قصار ٨٢) يعني « هيچ يك از شما به كسي جز خداي خود اميد نداشته باشد و هيچ يك از شما به جز گناه خود نترسد».
بنابراين، خدا فقط متعلق اميد است و آنچه متعلق ترس است فقط گناه انسان، يعني كار خود او، بايد باشد.
✍ #ابوالقاسم_فنايي
📚اخلاق دين شناسي / ص٥٧٢
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴⚫️ #پاسخ_دکتر_سروش_دباغ به نظرات دوستان همراه در صفحه #فیسبوک ⚫️🔴
ممنون از پیام های دوستان، دغدغه های نیکوی عزیزان را می فهمم؛ اما چه می توان کرد که متاسفانه عالم انسانی اینچنین است. برخی از اوقات، با گرانان و مغرضان جز گرانی و تندی نمی توان کرد. به گواهی آثاری که در 10-11 سال گذشته در قالب مقاله، کتاب، گفتگو و سخنرانی از من منتشر شده، در مباحث اندیشگی- فلسفی، به قدر طاقت بشری، عموما به سویۀ معرفتیِ آثار دیگران، اعم از فیلسوفان و الاهی دانان و روشنفکران غیر ایرانی و ایرانی پرداخته ام. اما، در موضوع کنونی، فارغ از اینکه #اکبر_گنجی بضاعت و صلاحیت پرداختن به مباحث #الاهیاتی و #فلسفی را ندارد و عموم اهالی اندیشه نوشته های ایشان را که جدی نمی گیرند، و قاعدتا اگر فقط همین بود، همین چند سطر را هم نمی نوشتم؛ ایشان متاسفانه #تهمت آشکار زده و دقیقا به سان #بولتن_نویسان برای #عبدالکریم_سروش پرونده سازی کرده است. ذکر یک نمونه در این میان کفایت میکند: تعبیر #فرقه_سروشیه را سالها پیش از پدر و #ادیب_سلطانی که در اصل این خواب را دیده و برای پدر تعریف کرده، شنیده بودم. چه وقتی ایشان خواب ادیب سلطانی را برای من روایت می کرد، چه وقتی در سخنرانی عمومیِ خود آنرا نقل می کرد، به #طنز و با #شوخی آنرا نقل می کرد. در گفتگویی 30 جلسه ای که با ایشان داشته ام و انشاء الله روزی ، صورت منقحِ آن تحت عنوان " زندگینامۀ فکری عبدالکریم سروش" منتشر می شود؛ پدر به این خاطره از ادیب سلطانی و همچنین برخی از تجارب باطنیِ خود اشاراتی کرده است. اما، ذکر طنز آلود یک خاطره و تجارب باطنی که در سنت ایرانی- اسلامی نیز سابقه داشته و افراد بسیاری از آنها پرده برگرفته اند، کجا و ادعای #پیامبری و #تاسیس_دین تازه و #فرقه_سازی کجا؟!! گنجی این خاطرۀ خواب را که کاملا در سیاقی شوخی و طنز آلود ذکر شده، از سیاق خود خارج کرده و به نحوی در مقالۀ خود نوشته که ، تو گویی عبدالکریم سروش آنرا به نحو جدی طرح کرده است. متاسفانه #آرش_نراقی هم این خطا را مرتکب شده و جایی نوشته که عبدالکریم سروش در سخنرانی های خود گفته که در پی فرقه سازی است. در مقابل این مواجهۀ خصمانه، علتی و غرض ورزانۀ گنجی که آشکارا سویۀ غیر معرفتی دارد و نسبتی با #حقیقت_طلبی ندارد و از جنس پرونده سازی و بولتن نویسی است و امنیت و حیات فرد ( در اینجا عبدالکریم سروش) را نشانه می رود و ایشان را متهم به خروج از دین و ارتداد می کند، به رغم میل باطنی ام؛ مواجهه ای ازاین دست گریز ناپذیر است؛ مواجهه ای که بسان گنجی از درِ تهمت و بهتان زدن وارد نمی شود، بلکه خالی بودن انبان و مشی #غیر_اخلاقی ، #غیر_معرفتی و رمانندۀ او را نشانه می رود و نشان می دهد.
بامهر 💐💐
▶️ @soroushdabbagh
#قسمت_اول
گفتگو دکتر #عبدالکریم_سروش با معلم شهید #مرتضی_مطهری در رابطه با انقلاب و جمهوری اسلامی.
#گفتگو_سروش_مطهری
@Soroush_Philosopher
🔴⚫️ #تصور_انسان_واره_از_خداوند
خدا به معنی انسانیِ کلمه امر نمی کند. ما آنطور که در دربارِ سلاطین یا در ارتش فرماندهی داریم در درگاه خداوند ، دربارِ الهی نداریم. وقتی که ما از این دستگاه ها و نظام ها الگو برداری کردیم و این الگو ها را لایقِ درگاهِ الهی دانستیم قطعا به خطا می افتیم. کما اینکه خلقِ کثیری به خطا افتاده اند و واقعا فکر می کنند که وقتی خدا فرمان می دهد ، گویی سلطانی از یک مرتبه بسیار بلند فرمان می دهد و رعایای او می ترسند از اینکه که فرمانِ او را نبرند. می ترسند که به عقوبت گرفتار شوند و خداوند اعوان و انصاری دارد که از راه می رسند و شخص عاصی را به شکنجه گاه می برند!
ایده "شفاعت" از همین مفهوم و از همین مدل برآمده است. شفاعت دقیقا به معنی پارتی بازی ، به معنای رشوه دادن . پا روی قانون گذاشتن و فراقانونی عمل کردن ، به معنی خودسری و خود خواهی که گاهی ما در بعضی از سلاطین می بینیم و به معنای تبعیض که بعضی ها را مورد شفقت قرار دادن و بعضی های دیگر را ندادن و هکذا ....
منابرِ مساجدِ ما پر از این داستان ها و افسانه هایی است که اساسا حاجت نیست شما به دنبال صحت و سقم آن بروید. از قیافه آنها که خدا در آنها پدربزرگ یک خانواده است می توانید دریابید که این قصه نمی تواند موحدانه باشد. خلاف توحید است و پذیرفتنی نیست. شیعیان مخصوصا خداوند را پدربزرگ یک خانواده ای گرفته اند و اعضا این خانواده پیامبر است و فرزندان ایشان و دوازده امام که اینها با هم روابط خصوصی دارند. چیزهایی را بین یکدیگر میگذرانند ، گاهی کسی را می بخشند ، گاهی کسی را عقوبت می کنند، گاهی شفاعت می کنند ، گاهی غضب می کنند و همه دنیا گویی دست همین ها است و جهان را به دلخواه خودشان می گردانند!
آقایی از روحانیان ایران در تلویزیون نقل می کرد که فلان کس ، شخصی را در خواب دید که حج نرفته است و چهارده معصوم هم نشسته اند و خداوند به کسی که حج نرفته غضب کرده است و می خواهد او را به آتش افکنَد. و این شخص که به حج نرفته بود سید بود ، اولاد فاطمه بود و در آنجا به فاطمه تشفع می جویید و از او می خواهد کاری کند که خداوند او را دچار عقوبت نکند. فاطمه هم اشاره به امام زمان می کند و به خدا می گوید من به جای این شخص به حج خواهم رفت . شما او را ببخشید ! و آن روحانی این را می گفت و می گریست...
اولا بنا کردن اعتقادات مردم بر خواب و امثال اینها بسیار بنای سستی است. اما این خواب ها حقیقتا از عوامانه ترین انواع خواب است. من نمی دانم روحانیانِ ما تا کی می خواهند از این طریق به خیال خودشان دل مردم را بربایند و (مردم) فکر کنند امامی دارند و پیغمبری دارند که به آنها عطوفتِ ویژه دارد. شفقت ویژه دارد ، پای گناهانشان می ایستد و از خدا می خواهد که آنها را ببخشند ... و مجرمان را به خاطر او عقو کنند.
این ها همه متناسب با دربار پادشاهی است. خلاصه مطلب این است . یک خداشناسیِ بسیار عوامانه و انسان وار که پهلو به بت پرستی می زند.
حداوند در قرآن (سوره یوسف) می فرماید : «وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُونَ.» اکثر کسانی که به خدا ایمان دارند مشرکند. این یک انذار است ، یک اخطار قرآنی است که آدمی درون خودش را جستجو و وارسی کند و ببینید چه خدایی را می پرستد. آیا خدای واقعی را می پرستد و یا مشرکانه خداوند را می پرستد. بنده معتقدم خیلی از مشکلات کلامی که در تاریخ شیعه بوحود آمده است به دلیل حضور این "تصویر انسان واره از خداوند" است که که گاهی آشکارا و گاهی مخفیانه در اندیشه متکلمان خزیده و اندیشه آن ها را آلوده کرده است . بسیاری از سوالاتی را که مطرح می کردند و در پاسخ به آن در میماندند، شرط حل ِ آن این است که ما از این تصویر به صورت #رادیکال فاصله بگیریم و نگذاریم ذره ای از آن در ذهن و فکر ما باقی بماند.
✍دکتر #عبدالکریم_سروش
📝 فهم ما و خدا
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴🔴پرسش از دکتر سروش دباغ در باب مدعاهای اخیر جناب اکبر گنجی در مورد دکتر عبدالکریم سروش و پاسخ جناب دکتر سروش دباغ
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
فردریش نیچه : برای ساختنِ فرزندان ، باید نخست خویش را بسازی. در غیر اینصورت ، فرزندان را برای نیازهای حیوانی ،فرار از تنهایی یا پر کردنِ چاله های وجودت پدید آورده ای.
اروین د. یالوم
وقتی #نیچه گریست
تاريخ ما
"خودِ " ماست
از آن فرار نكنيم
علاجش كنيم
@DrSotoush
تبریک #سعید_عبدولی عزیز
@Soroush_Philosopher
مولوی دو جا در دیوان شمس یک جا می گوید که من غلام شمسم و جایی دیکر می گوید من غلام قمرم و هر دو اینها یک مرجع دارند و اون اینکه من غلام نورم ، غلام روشنی ام
چون روشنی هم از خورشید کسب می شود و هم از ماه
چو غلام آفتابم, هم از آفتاب گویم
نه شبم نه شب پرستم, که حدیث خواب گویم
چو رسول آفتابم, به طریق ترجمانی
پنهان از او بپرسم, به شما جواب گویم
به قدم چو آفتابم, به خرابهها بتابم
بگریزم از عمارت, صفت خراب گویم
در این ابیات نکته بلند تری هم اشکار می شود و اون اینکه نور به دنبال تاریکی ها می رود تا اونها را روشن کند ، روشنی ها که حاجت روشن شدن ندارند ، نور طالب ظلمت هاست ان ها که تاریک اند و تیره اند نباید مایوس باشند چون نور به دنبال انها خواهد رفت
چو رسول آفتابم
به طریق ترجمانی
پنهان از او بپرسم
به شما جواب گویم
به قدم چو آفتابم,
به خرابهها بتابم
من به دنبال ویرانه ها می روم انجایی که کسی چراغی روشن نکرده است ، انجایی که خانه ای نیست بی صاحب است من مانند افتاب پا به ان ویرانه ها می گذارم انها را اباد میکنم و مامور میکنم و نقش ما در جهان این است که دست بگیریم از انها که افتاده اند از انها که درمانده اند
بخشی از سخنرانی #شبی_با_مولانا
دکلمه این شعر با صدای دکتر #عبدالکریم_سروش👇👇👇
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
تبریک #سهراب_مرادی عزیز
@Soroush_Philosopher
فتوای ناسازگار با ارزشهای اخلاقی مسئولیت اخلاقی آدمی را از دوش او ساقط نمی کند و هیچ کس حق ندارد به استناد فتوای فقیهی حقوق فرافقهی و فرادینی انسانهای دیگر را نادیده بگیرد و سلب و نقض کند. این اصل در حقیقت یکی از اصول اساسی اخلاق تقلید است.
✍ #ابوالقاسم_فنایی
📚اخلاق دین شناسی
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴مردمی که می خواهند کشورشان یک شبه و در عهد یک پادشاه یا یک رئیس جمهور به بهشتی توسعه یافته تبدیل شود،نه هرگز توسعه خواهند یافت و نه زمینه های رفتن به بهشت را آماده می کنند.
🔴مردم انگلستان در طول هزار سال پادشاهی کشورشان،تنها یک شاه را کشته اند،آن هم با محاکمه رسمی و علنی و با امضای نمایندگان پارلمان.و ما در طول سیصد سال گذشته هر ۲۵ سال یک بار،یک شاه را کشته ایم یا فراری داده ایم یا دق مرگ کرده ایم یا تبعید.راستی تفاوت در شاهان ما بوده است یا در مردمان ما؟
✍دکتر #محسن_رنانی
🖥 بر گرفته از سایت ایشان
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
گفت نايب يك به يك ما بادئيم
با سوادِ وجه اندر شادئيم
همچو آن زنگى كه بُد شادان و خوش
او نبيند، غير او بيند رُخَش
( مثنوي معنوي، دفتر ششم)
آيا هر يك از افراد جامعه فاسد مقصرند؟
اين حكم مطلق كه جلالالدين محمد مولوى درباره همه افراد كرده است، قابل اعتراض به نظر مىرسد. در روايتى از اميرالمؤمنين علىبن ابيطالب (ع) چنين نقل شده است: «از امير المؤمنين على(ع) درباره فساد عموم يا عاميان پرسيده شد؟ پاسخ فرمود: فساد عاميان ناشى از فساد خواص است. علما، دليل و راهبر راه خدايند؛ پارسايان راههايى به سوى خدا هستند؛ بازرگانان (و به طور عموم كسانى كه قدرت مالى در اختيار آنهاست)، امناى خداوندى هستند؛ مجاهدين و سربازان، يارىكنندگان دين خدا و حكام چوپانان و گردانندگان خلق خدايند. هنگامى كه عالم، طمع و عشق به اندوختن مال و مزاياى دنيوى بورزد، مردم به وسيله چه كسى به سوى خدا رهبرى شوند؟ وقتى كه پارسايان جامعه اسير ميل به شهرت و خودخواهى باشند، مردم از چه كسى پيروى كنند؟ وقتى كه قدرتمندان مالى خيانتپيشه باشند، مردم به چه كسى اطمينان بورزند؟ موقعى كه مجاهد و سرباز، رياكار و هدفش اندوختن مال باشد، به وسيله چه كسى از جامعه مسلمانان دفاع مىتوان كرد؟ و اگر حاكم ستمكار و در حكومتش جور و جفاپيشه باشد، به وسيله چه كسى ستمديده را به ستمكار پيروز مىتوان ساخت؟ سوگند به خدا، مردم را تلف نكرد، مگر علماى طمعكار و پارسايان اسير اميال و سوداگران خيانتپيشه و مجاهدين و سربازان رياكار و حكام ستمپيشه. و به زودى ستمكاران خواهند فهميد كه كدام سرنوشت نهايى در انتظار آنهاست». (غررالحكم، ح 106)
براى هر يك از طبقات فوق كه در روايت آمده است، ملحقات و مشتقاتى وجود دارد، و اين مطابق همان مضمونى است كه جلالالدين محمد مولوى در دفترهاى گذشته گفته بود:
نفس اول راند بر نفس دوم
ماهى از سر گنده گردد، نى ز دم
✍ استاد #محمدتقی_جعفری
📚تفسير و نقد و تحليل #مثنوي، / ج 14، ص 514 و 515
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
هركسي خود را بشناسد
و به چهار چيز در زندگي پي ببرد:
١- گستره ي توانايي ها
٢-نقاط قوت و ضعف روان شناختي و اخلاقي
٣-علقه ي نهايي زندگي
٤- محدوديت هايي كه محيط بر من تحميل مي كند.
هر چه اين خودشناسي كه در سايه ي خودكاوي بيشتر ميشود، ما در جهت رسيدن به فرزانگي نزديك تر مي شويم.
✍ #مصطفي_ملكيان
📝در نشست درباره كتاب تاملات ماركوس اورليوس
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
در این چنین جهانی که دوام هیچ چیز ممکن نیست , جایی که همه چیز در گرداب بی امان تغییر و تبدل گرفتار آمده , جایی که همه چیز با شتاب دیوانه وار در حرکت و گریز است و مغلوب حرکت و پیش رفت , مشکل بتوان احساس خوشحالی و خرسندی کرد. چگونه می توان در جایی آرام و قرار یافت که, به گفته ی افلاطون « شدن ِ مداوم و هرگز نابودن » تنها شکل هستی و وجود در آنجاست ؟ انسان هیچگاه خشنود نیست , سرتاسر زندگی را به دنبال خشنودی خیالی می دود , خشنودی ای که به ندرت به دست می آید , و وقتی هم که به دست آمد همان بیداری از خواب خوشحالی است , چون کشتی شکسته ای که بی دکل به بندرگاه وارد می شود. دست آخر هم تفاوتی نمی کند که در طول زندگی خوشبخت بوده یا بدبخت , چون زندگی وی چیزی جز یک اکنون ِ گذرا نبوده و اکنون پایان یافته.
✍ #آرتور_شوپنهاور
📝زندگی در جهان
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
#قسمت_اول
گفتگو دکتر #عبدالکریم_سروش با معلم شهید #مرتضی_مطهری در رابطه با انقلاب و جمهوری اسلامی.
#گفتگو_سروش_مطهری
@Soroush_Philosopher
#فرقه_سروشیه ؟!
🌱 در 21 تیرماه #آرش_نراقی طی نوشتاری در فیسبوک خود(1)، هدف عبدالکریم سروش را فرقه سازی عنوان کرد...
"به نظرم جریان روشنفکری دینی (به قرائت سروش) در حال گردش مهمی در سیر تکاملی خود است. به نظر میرسد این جریان (در قرائت سروشی آن) رفته رفته آماده میشود تا گام تازهتری را بردارد- گامی که شاید بتوان آن را «مرحله فرقهسازی» یا «مرحله آیینسازی» نامید."
🌱#عبدالکریم_سروش در پرسش و پاسخی در کانال خود (2) پیرامون سخنان نراقی اینگونه نوشت:
"به آن افتراها اعتنا نکنید.ایشان متاسفانه مدتی ست پا درین راه کژ نهاده اند."
🌱چندی بعد #اکبر_گنجی سعی کرد در مقالهای (3) نشان دهد که سروش خود را پیامبر دین جدیدش میداند...
"...سروش به دنبال اختراع دین تازهای است که با مدرنیته و جهان جدید سازگار باشد. او خود را پیامبر این دین جدید میداند و کاملاً به موفقیت دینی که بر اساس خواب هایش برمی سازد باور دارد...سروش خود را واجد تمام شؤون یک پیامبر و ولی ای صاحب وحی میداند..."
🌱#محمدمهدی_مجاهدی طی مقالهای (4) نوشتار نراقی را نیتکاوانه و مقالهی گنجی را توجیهگرایانه خواند و سعی کرد نشان دهد این دو نوشتار فاقد ارزش علمی هستند...
"یکی از ضعیفترین و نامعتبرترین و بلکه گمراهکنندهترین راههای بررسی این مدعا همین کاری است که آقای گنجی در مقالهی اخیرش به نام «ادعای پیامبری سروش و وعده عالمگیر شدن “فرقه سروشیه“» کرده است، یعنی علاوه بر نیتکاوی، استفاده از روش «توجیهگرایی»justificationsim برای «اثبات» یک مدعا..."
🌱#سروش_دباغ نیز در پرسش و پاسخی در کانال خود (5) به سخنان گنجی واکنش نشان داد و آنها را متضمن بهتان و تهمتی آشکار دانست...
"...نوشتههای ایشان فاقد معیارهای حداقلیِ تحقیق و پژوهش های عالمانه و منصفانه اند و نظیر اکثر کارهای ایشان در این حوزه از جنس بولتن نویسی و پرونده سازی و آسمان و ریسمان را به هم بافتن است..."
✨ (1) → http://goo.gl/CK2NPG
✨ (2) → telegram.me/SchoolofRumi/854
✨ (3) → http://goo.gl/dw9gvp
✨ (4) → http://goo.gl/eJ9gmq
✨ (5) → http://goo.gl/9C0o8R
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
سؤال: نظرتان دربارۀ سلسله مقالات اکبر گنجی به عنوان نقد نظریۀ «رؤیاهای رسولانۀ» دکتر سروش، خصوصاً آخرین مقالۀ ایشان تحت عنوان «ادّعای پیامبری سروش و وعدۀ عالمگیر شدن فرقه سروشیه» چیست؟
پاسخ: حقیقتش بنای سخن گفتن دربارۀ سلسله مقالات ایشان در این باب را نداشتم و ندارم؛ چرا که فاقد معیارهای حداقلیِ تحقیق و پژوهش های عالمانه و منصفانه اند و نظیر اکثر کارهای ایشان در این حوزه از جنس بولتن نویسی و پرونده سازی و آسمان و ریسمان را به هم بافتن است؛ مضافاً که ایشان، به گواهی پیشینۀ معرفتی و نوع آثارش، ورودی در مسائل الاهیاتی- فلسفی ندارد و در این عرصه ها، فاقد بضاعت و صلاحیت لازم است و مکتوباتش، جز نقل قولهای فراوانی که از عمرو و زید می آورد، ارزشی ندارد و غیر قابل استفاده است. اما، از آنجایی که نوشتۀ اخیر ایشان متضمن بهتان و تهمتی آشکار است و نسبت ادّعای پیامبری و فرقه سازی به عبدالکریم سروش داده، این چند سطر را می نویسم.
اگر تمام نقل قولهای گنجی از سروش را که در مقالۀ خود آورده، کنار هم قرار دهیم، اندک دلالتی بر ادّعای پیامبری و فرقه سازی توسط سروش نمی کند. پس، یا گنجی با مقولۀ استنتاج منطقی آشنایی ندارد و نتایجی که از مقدمات (نقل قولها) گرفته، نتایجی که بیشتر به شوخی و مزاح شباهت دارد، محصول ذهنی آشفته و مغشوش است؛ و یا از سر خصومت و عداوت و به قصد پرونده سازی، این مقاله و توسعاً این سری مقالات را نوشته است. هر کدام که باشد، ادّعاهای بی بنیاد و اتهام زنی های ناموجه ایشان در ترازوی تحقیق وزنی ندارد و ارزش پرداختنِ بیش از این را ندارد. مع الاسف، تنها نتیجۀ انتشار این مقالات گنجی (که روزگاری در سپاه به بولتن نویسی اشتغال داشت)، دادن تیغ به کف زنگیان مست و جار زدن این امر است که ایهاالناس چه نشسته اید که فلانی (عبدالکریم سروش) از دایرۀ دیانت اسلام خارج شده، چماق ارتداد و تکفیر بردارید و حقّ او را کف دستش بگذارید!!
اﯾﻤﺎن ﻣﻔﻬﻮﻣﯽ ﺳﻠﺒﯽ اﺳﺖ : اﮔﺮ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺗﻌﺎرض ﯾﺎ ﺳﺎزﮔﺎريِ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺎ ﻣﻌﺮﻓﺖ را ﺑﺮوز ﻧﺪﻫﺪ، در ﻣﻘﺎم اﯾﻤﺎن زوال ﺧﻮاﻫﺪ ﯾﺎﻓﺖ. وازآﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﻤﻮاره ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ ﻣﺤﺪود ﺳﺎﺧﺘﻦ ﻣﻌﺮﻓﺖ اﺳﺘﻮار ﺷﺪه اﺳﺖ، ﺧﻮد ﻧﯿﺰ ﻣﺤﺪود ﮔﺸﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﻬﺎي ﺗﻼش اﯾﻤﺎن ﭘﺮوﺗﺴﺘﺎن ﺑﺮاي آﻧﮑﻪ، ﺑﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ دوره ﻣﺎﻗﺒﻞ ﺗﺎرﯾﺦ، اﺻﻞ اﺳﺘﻌﻼﯾﯽ ﺣﻘﯿﻘﺖ را (ﮐﻪ ﺑﺪون آن وﺟﻮد اﯾﻤﺎن ﻣﻤﮑﻦ ﻧﯿﺴﺖ) ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﺎً ﺑﺮ ﺧﻮد ﮐﻠﻤﻪ اﺳﺘﻮار ﺳﺎزد، و اﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ را ﺑﺎر دﯾﮕﺮﺑﻪ ﻗﺪرت ﻧﻤﺎدﯾﻦ ﻣﺠﻬﺰ ﺳﺎزد، اﻃﺎﻋﺖ از ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ، ﻧﻪ ﺗﺒﻌﯿﺖ از اﻣﺮ ﻗﺪﺳﯽ. ﺗﺎ آن زﻣﺎن ﮐﻪ اﯾﻤﺎن ﺑﻪ ﺻﻮرﺗﯽ ﻗﺎﻃﻌﺎﻧﻪ و ﺑﯽ ﺗﺮدﯾﺪ ــ در ﻣﻘﺎم دوﺳﺖ ﯾﺎ دﺷﻤﻦ ــ ﺑﺎ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﮔﺮه ﺧﻮرده ﺑﺎﺷﺪ، درﺣﯿﻦ ﻣﺒﺎرزه ﺑﺮاي ﻏﻠﺒﻪ ﺑﺮاﯾﻦ ﺟﺪاﯾﯽ، آن را ﺗﺪاوم ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ: ﺗﻌﺼﺐِ اﯾﻤﺎن ﻣﺤﻞ ﺑﺮوز ﻋﺪم ﺣﻘﯿﻘﺖ آن اﺳﺖ، ﮔﻮاﻫﯽ ﺑﺮ ﺗﺄﯾﯿﺪ و ﭘﺬﯾﺮش ﻋﯿﻨﯽِ اﯾﻦ اﻣﺮ ﮐﻪ آن ﮐﻪ ﻓﻘﻂ اﯾﻤﺎن دارد، درﺳﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ، دﯾﮕﺮ ﻓﺎﻗﺪ اﯾﻤﺎن اﺳﺖ. وﺟﺪان ﻣﻌﺬب، ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺛﺎﻧﻮي آن اﺳﺖ .آﮔﺎﻫﯽ ﭘﻨﻬﺎن اﯾﻤﺎن ازاﯾﻦ ﻧﻘﺺ ذاﺗﯽ واز ﺗﻨﺎﻗﺾ دروﻧﯽِ ﺗﻼش ﺑﺮاي ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﺼﺎﻟﺤﻪ ﺟﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﯾﮏ وﻇﯿﻔﻪ ﯾﺎ رﺳﺎﻟﺖ ﺣﺮﻓﻪ اي، اﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ را روﺷﻦ ﻣﯽ ﺳﺎزد ﮐﻪ ﭼﺮا ﺣﻔﻆ ﻗﻮام و اﺳﺘﺤﮑﺎم روﺣﯽ ﺑﺮاي ﻫﻤﻪ ﻣوءﻣﻨﺎن ﻫﻤﻮاره اﻣﺮي ﺣﺴﺎس و ﺧﻄﺮﻧﺎك ﺑﻮده اﺳت.
.
✍#هورکیمرمارکس #آدورنو_تئودور
📝مفهوم روشنگری
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
مارکس میگفت که فلاسفه جهان را "تفسیر" کرده اند، اکنون زمان "تغییر" آن است.
از این رو جامعه شناسی مارکس را به درستی می بایست جامعه شناسی رادیکال، تغییر،دگرگونی و انقلاب دانست.
اما از آنجایی که عموما در رادیکالیسم و انقلابی گری جنبه هیجانی و عاطفی و به اصطلاح Emotionality بر جنبه عقلانیت و یا همان Rationality می چربد، عموم انقلاب ها و قرائت های تند و تیز،در عرصه ی عمل ماحصل نیکی ارائه نمیدهد و در پی رسیدن به وضع مطلوب اما مفقود،ناکام می مانند و شرایط را از گذشته ای که بر آن عصیان و شوریده اند،بدتر میکنند!
اما سروش دیگاه جالب و خردپسند تری دارد: او میگوید تاریخ ما، خود ماست -(به تعبیر دیگر دست پخت خودماست)- لذا برای بهبود آن بایست بدانیم که یک:نمی توانیم از آن فرار کنیم. دو:برای تغییر آن باید خود تغییر کنیم سه: و این اتفاق نمی افتد جز با شناخت فرازهای تاریک و روشن تاریخمان.(شناخت ضعف و قوت)
او با فهم و ترسیم این رئوس مهم,نهایت سخن حکیمانه خویش را بر آفتاب می افکند: "" من نه در پی تفسیر جهانم،و نه در پی تغییر آن، بلکه بر آنم که جهان را به سهم خویش "تعمیر" کنم!""
✍ #امین_جباری
لینک کانال امین جباری عزیز ، دوستان جوین شوید و استفاده ببرید:
@jabbariamin
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
سکوتی داریم از سر جهل و سکوتی از سر علم و سکوتی از سر اضطرار و سکوتی از سر احترام و ..و اینها همه سکوت اند .یعنی ظاهری واحد داریم و هویات متعدد .نیز امضایی داریم گاه معتبر و گاه نامعتبر ،برخاستن و فرو افتادنی داریم ک گاه عبادت است و گاه بی هیچ معنویت و عبودیت .آمیزشی داریم گاه مشروع و گاه نا مشروع .فعلی داریم گاه گناه و گاه مباح . و اشارتی داریم برای کسی معنا دار و برای دیگری بی معنا .این تفاوت هویّات ،همه در گرو تفاوت نیّات و اعتبارات است ،و هیچ نظیره ای در عالم طبیعت ندارد .و دیدن و یا افکندن نظم و تشابه صوری میان آنها،بدون رجوع به ماهیتشان گرهی از کار فروبستۀ انسان نخواهد گشود و علمی استوار بنا نخواهد کرد .در طبیعت دروغ و راست و طاعت و عصیان و چاپلوسی و مکر و توبه و تقلید و ...عهد و نقص عهد و از همه بالاتر مجاز و استعاره و اختیار و اراده و عشق و محبت و...حقیقت و خرافه وجود ندارد .و چرا باید علمی تجربی بنا کنیم ک روش استقراءگرا و تشابه پسند و تعمیم گرش از گنجاندن این مقولات فربه در ظرف تنگِ وجودِ خود عاجز باشد؟
چرا باید با تحویل دلیل ب علت ،معنا کاوی را در پای علّت کاوی سر ببریم و چرا ب جای آنکه رفتار بومیان ملانزی را فهم کنیم و از چشم خودشان در آن نظر کنیم ،انان را با نگاه از چشم خود تمسخر کنیم ؟و ایا این سخن کالینگوود راست نمی ماند ک انسان شناسیِ علمیِ پاره ای از انسان شناسان "توطئه نیمه اگاهانه است برای تمسخر تمدنهایی ک با تمئن ما فرق دارند"؟و ایا بدون معنا کاوی چه می ماند "جز مشتی نزااع و جدال و مجمل و مبهم گویی و اندازه گیری بی پایان کمیّات بی شکل" و چنین بود که علم الاجتماع معنا کاوی (هرمنوتیکال)زاده شد.
معنا کاوی گاه در صورت نیّت کاوی ،گاه دلیل کاوی ،گاه اعتبار کاوی ،و گاه قاعده کاوی ظاهر شده است .اما در همۀ این معانی یک عنصر مشترک وجود دارد و آن اینکه افعال آدمی ظاهری دارد و باطنی ،و فهم برون از طریق فهم درون ممکن است نه بالعکس.و ب جای انکه تبیین حادثه را از نظم قانونی بخواهیم ،نظم بیرونی را باید بر حسب معنای درونی فهم کنیم .این بحقیقت ،باز یافتن حقیقتی است ک قرنها پیش در کلام نابغه نادره ای چون جلال الدین روومی بدان اشارت رفته بود ک آدمی پنهان تر از پریان است:
آدمی همچون عصای موسی است
آدمی همچون فسون عیسی است [...]
گر به ظاهر آن پری پنهان بود
آدمی پنهان تر از پریان بود
نزدِ عاقل زان پری که مُضمَر است
آدمی صذبار خود پنهان تر است.
تبیین در علوم اجتماعی: در آمدی به فلسفه علم الاجتماع
✍ #دانیل_لیتل
📝ترجمعه: دکتر #عبدالکریم_سروش
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
اسم من، سعد سعد است، که معنیاش در زبان عربی میشود امید امید و در زبان انگلیسی میشود غمگین غمگین.
در طول هفتهها، گاهی از ساعتی به ساعت بعد، در میان انفجارها، واقعیت وجودی من، به آهستگی، از عربی به سوی انگلیسی میلغزد؛ و بسته به اینکه خودم را خوشبین احساس کنم یا بیچاره، یا سعد امیدوار میشوم یا سعد غمگین ...
در مسابقه ی بختآزمایی تولد، یا شمارهی خوب را بیرون میکشیم یا شمارهی بد را.
تولد در آمریکا، یا در اروپا، یا ژاپن، خیلی فرق دارد. یک بار برای همیشه به دنیا میآییم، بدون هیچ احتیاجی به تکرار آن. اما فرق می کند که روز را در آفریقا ببینیم یا در خاورمیانه یا..
اریک امانوئل اشمیت
از کتاب: اولیس از بغداد
نباید پنداشت که اگر از آرای گذشتگان انتقاد شود، اعتماد از بین میرود. همین که ما آرای گذشتگان را نقد کنیم و آیندگان هم آرای ما را نقد کنند، در میان این نقادیها و بحثها که صورت میگیرد، علم متولد میشود و مثل اینکه کسی بگوید اگر ما باختیم این آفت بازی است. ما میگوییم نه، این خود بازی است، مگر اینکه گفته شود که ما نمیخواهیم بازی کنیم که البته حرف دیگری است.
✍دکتر #عبدالکریم_سروش
📚 قبض و بسط تئوریک شریعت (نظریه تکامل معرفت دینی)
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
دروغهای افراد صاحب قدرت منجر به بیاعتمادی ما به حکومت و شرکتها میشود. دروغهای آدمهای ضعیف باعث بیاعتنایی و سنگدلی ما نسبت به رنجهای دیگران میشود... قوانین ناعادلانه، افرادی را که (بدون این قوانین) افرادی صلحطلب و صادق میبودند وسوسه میکند که دروغ بگویند تا از مجازات شدن برای رفتاری که اخلاقاً جای هیچ سرزنشی ندارد بگریزند.
✍ #سام_هریس
📚دروغ؛ ارادهی آزاد | نشر گمان، ۱۳۹۳
📝 ترجمهی #خشایار_دیهیمی
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴 #درک_نادرست_از_خداوند :
معمولا درک و دانش ما از خداوند این است که او موجودی است جدای از این عالم و گویی که بیرون از این عالم نشسته و فرمانروا و سلطان این عالم است. دستور می دهد ، حکومت می کند مامورانی و فرشتگانی را می فرستد ، آنگاه که فرشتگان به زمین می آیند ، گویی از خداوند دور می شوند و بعد دوباره می روند بالا نزد خداوند! و یا پیامبر که رفت به معراج گویا به خداوند نزدیک شد و در آنجا از خداوند ماموریت و پیام هایی را گرفت و بعد برگشت و با مردم در میان نهاد ...
من در نامه نگاری با آقای سبحانی به ایشان عرض کردم که متافیزک شما یعنی خداشناسی شما متافیزک فراق است. فاصله می افکنید ، میان خدا و خلق ، میان خدا ،طبیعت و انسان فاصله افکنده اید. در حالی که متافیزک من متافیزیک وصال است ، من هیچ فاصله ای قائل نیستم ، اینهم حرف من نیست . قرآن و همه حکیمان این را گفته اند. من تعجب می کنم وقتی آدمیان درباره نسبت خدا و خلق فکر می کنند یا قلم می زنند گویی این نکته را فراموش می کنند ، همیشه بین خدا و خودشان یک جدایی قائل اند ، بین طبیعت و خدا ، خدا یک طرف است و طبیعت در طرف دیر. از " آنجا باید حکم برسد ، از " آنجا " باید ملائکه بیایند پایین ، اصلا همیشه نظر ما به یک " آنجا "یی هست ، ولی خدا آنجا نیست ، خدا همین جاست ، غزل سایه (هوشنگ ابتهاج) را بیاد می آورم :
نسیم نفس دوست به من خورد و چه خوشبوست
همین جاست ، همین جاست ، همه خانه بگردید
ما نباید فکر کنیم خداوند دور از جهان است ، خدا در جهان است ، حتی نباید هم فکر کنیم که خداوند در جهان است بلکه جهان در خداست. اگر شما این را بپذیرید و نه تنها بپذیرد که در جانتان بنشانید و درک شما و تصویر شما از خداوند این باشد ، آن وقت قصه کتاب خدا و وحی و همه اینها عوض میشود ، شما دیگر فکر نمی کنید که وحی از جای دیگر آمده است ، جای دیگری وجود ندارد ، همین جا است. از همین جا آمده است ، خداوند در وجود پیغمبر است ، نه اینکه بیرون از وجود پیغمبر است و از بیرون برای او پیغام می فرستد ! این ، قیاس کردن خداوند با ما است. من که دوستم اینجا نیست ممکن است از بیرون برایم پیغام بفرستد ، نامه بدهد . اما این من هستم و او که دوستِ من است. ما که خدا نیستم ما آدمیانیم ، ماده ایم ، جسمیم ، فاصله داریم . خداوند که بخواهد به من نامه بدهد همانقدر که یک چیز در دل من بیاندازد و همان حرف خدا است. و نه اینکه آنهم از راه دور در دل من بی اندازد ! خودش در دل من نشسته است. این خیلی مسئله مهمی است ، ما این را فراموش می کنیم که خدا در درون پیامبر است ، در درون من و شما و همه است. ببنید مولانا خدا را در درون خودش به یک جنین تشبیه می کرد ، این خیلی حرف عجیبی است :
ای تقاضاگر درون همچون جنین
چون تقاضا میکنی اتمام این
سهل گردان ره نما توفیق ده
یا تقاضا را بِهِل بر ما منه
»مثنوی معنوی / دفتر سوم»
تقاضا گر همان خدا است ، به او می گوید که توفیق ده و راه را نشان من بده ، غیر خدا چه کسی است ؟ حالا این شعر :
ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی
گر تن زنم خامش کنم ترسم که فرمان بشکنم
«مولوی/ دیوان شمس/غزلیات»
درون جان تلقینِ شعرش می کرد ، این همان وحی است. خداوند درون جان پیامبر ، تلقینِ قرآن به او می کرد. این را شما از مولوی بشنوید اگر از من نمی شنوید. این آسمان ، نفسِ پیغمبر است . جبرئیلی وجود ندارد که قرآن بیاورد . جبرئیل عقل پیامبر است . یعنی بین ما و خدا واسطه ای نیست ، آخر چه واسطه ای ؟! حداوند در ما است. ما مستحیلِ در او هستیم . ما منحلِ در وجود او هستیم ، ما ذره ای با او فاصله نداریم که برای این فاصله برای او واسطه بیاورند و خداوند پیغام را به یکی دیگر بگوید و او به کس دیگر ، این ها را برای ما گفته اند ، برای اینکه ما بفهمیم منظور چیست ، خداوند به هیچکدام اینها حاجت ندارد نه در خلقت و نه در هیچ چیز دیگر ...
✍ دکتر #عبدالکریم_سروش
📝 خدا کجاست
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
تاريخ ما..
"خودِ " ماست
از آن فرار نكنيم
علاجش كنيم...!
✍ دکتر #عبدالکریم_سروش
«تصویر مربوط به نماز جمعه ، دکتر سروش از سمت چپ نفر اول در کنار ایت ال... شاه آبادی»
@Soroush_Philosopher
در عالم هیچ چیز دلنشین تر از ان نیست که ادمی پس از تلاش و مشقت فراوان به مرادش برسد.
تبریک به #کیانوش_رستمی عزیز بابت تلاش و اولین مدال طلا و شکستن رکورد دوضرب و مجموع المپیک.
@Soroush_Philosopher