کانالی برای آن ها که می اندیشند... اندیشه ها و آرای دکتر عبدالکریم سروش و بزرگان عرفان و فلسفه کانال رسمی دکتر سروش : @DrSoroush
🔴▪️ #علوم_اجتماعی_و_فلسفه_علوم_اجتماعی
در علوم انسانی و اجتماعی، فلسفه علم و خود علم سخت بهم آمیخته میشوند.
این آمیزش تا اندازه ای است که گاهی نمیتوان کسانی را که آنها را بهم می آمیزند سرزنش کرد. زیرا ماهیت علوم انسانی بگونه ایست که شخص را از فلسفه به علم و از علم به فلسفه میکشاند و کمتر اجازه میدهد که تفاوت دقیق و باریک اینها را رعایت کند. در علوم انسانی و اجتماعی بدرستی #علم_اجتماع #فلسفه_علم_اجتماعی و #جامعه_شناسی_فلسفی سه مقوله جداگانه اند که بر قیاس این مقوله ها علم طبیعت(طبیعت شناسی)، فلسفه علم طبیعت و فلسفه طبیعت(طبیعت شناسی فلسفی) داریم. طبیعت شناسی علمی یعنی یعنی نوعی از طبیعت شناسی که در شناخت طبیعت از روش علمی و تجربی استفاده میکند. در مورد فلسفه طبیعت باید گفت که فلسفه در اینجا بر سر علم طبیعت آمده است و #فلسفه_علم_طبیعت، علم درجه دوم است. در اینجا با این معرفت،طبیعت شناسی نمیشود بلکه علم به طبیعت مورد شناسایی قرار میگیرد.
در فلسفه علم طبیعت پرسش نمیکنند که شیمی چیست؟یا زیست شناسی چیست؟ بلکه پرسش میشود که نظریه های علم زیست شناسی یا شیمی چیست؟ و این پرسشها با پرسشهایی که در علم زیست شناسی یا شیمی میکنند فرق دارد.
#علم_طبیعت_معرفت درجه اول است. انسان شناسی هم درجه اول است. زیرا انسان موجودی خارجی است. خداشناسی هم همین گونه است.
اما #فلسفه_علم_طبیعت، معرفت به معرفت است. پس #معرفت درجه دوم است. تفاوت معرفت درجه اول با معرفت درجه دوم، در موضوع، روش و مسائل خاص آنهاست.
✍ #عبدالکریم_سروش
📚#درسهایی_در_فلسفه_علم_الاجتماع
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #میرزا_تقی_خان_امیر_کبیر
#بخش_سوم
روزی که #مهد_علیا مادر #ناصر_الدین میرزا ولیعهد از قصر خود توسط چاپار سفارت انگلیس به تبریز خبر مرگ شوهر خود #محمد_شاه را داد، پیدا بود که شاه جدید چه کسی را بریاست اردوی خود میگمارد. #امیر_نظام بلافاصله سه هزار تومان قرض کرد و حواله داد و براه افتاد.
#مهد_علیا خود در تهران کابینه تشکیل داده بود و عزل و نصب میکرد. و اگر #فرهاد_میرزا دیرتر رسیده بود فرزند 2 ساله #محمد_شاه را که سخن از ولیعهدی او بود از آغوش هووی خود به چاه انداخته بود و چه بسا مادرش را. زنی که شاه نتوانسته بود مهارش کند بسان سلطانی مقتدر کشور را اداره کرد و نشان داد چه جاه طلبی بی پروایی در زیر آن دو چارقد سیاه و سفید پنهان است. حتی انگلیسی ها که در سالهای کنفرانس ارزنه الروم دهها گزارش راجع به قدرت و مدیریت #امیر نوشته بودند باور نداشتند که او بتواند حریف این زن شود و تمام تخم مرغ های خود را در سبد #مهد_علیا گذاشته بودند.
#امیر_نظام در همان راه بین تبریز و تهران شد صدراعظم. و به تهران نرسیده فتنه #سالار در خراسان را پیش روی خود دید. #امیر فتنه #سالار را مانند شطرنج پیش رو گذاشت و حرکت آغاز کرد. اول #سلطان_مراد_میرزا را بحکومت خراسان فرستاد و دستور به تسلیم #سالار داد. #سالار تسلیم نشد که ناگهان سفیران روس و انگلیس سر رسیدند برای میانجی گری. مگر #امیر میانجی گری اینان را در ارزنه الروم فراموش کرده بود؟؟ در این میان #شیل سفیر انگلیس بمیان افتاد ولی در همان گفتگوی اول دانست که نمیتواند #سالار را از مرگ نجات دهد. #سالار اعدام شد و مردم سایر بلاد دانستند که هرج و مرج "شاه میری" تمام شده و نظم و نظام #امیر_نظامی در کار است. ولی ندانستند که این کار به چه بهایی برای #امیر تمام شد. اما مشکل اصلی #امیر فتنه ها نبودند. او خیالاتی بزرگ در سر داشت. میخواست ایران را از عقب افتادگی بدر آورد و باور داشت که میتواند. اما عیب کار در مخالفت بیگانگان نبود. دو مانع بزرگتر کار یکی #ناآگاهی_و_بی_فرهنگی عمیق جامعه ایرانی و دیگر #نظام_استبدادی در مقابل او مانع ایجاد میکرد.
ابتدای کار، شاه جوان همه جا چون کوه پشت صدراعظم خود ایستاده بود و از موفقیتهای او شادمان میشد و علیرغم میل مادر، تنها خواهرخود را به عقد #امیر درآورد. تا دو سالی در آغاز سلطنت #ناصر_الدین_شاه و صدارت #امیر_کبیر خبری از مخالفان نبود. جز در مورد #مهد_ علیا. همه مرعوب قدرت #امیر بودند و او ره صد ساله را بنا به شهادت دشمنانش دو ساله طی کرده بود.
شرح خدمات #امیر_کبیر چندان است که حتی بفهرست در آوردن آن چندان آسان نیست. او مملکتی را تحویل گرفت که جز جلادت #آقا_محمد_خان و شهامت #عباس_میرزا و درایت #قائم_مقام چیزی نداشت. و بیشتر آثار آن دو در دوران 14 ساله سلطنت #محمد_شاه و صدرات #حاج_میرزا_آقاسی ویران شده بود.
✍ #مسعود_بهنود
📚 #کشتگان_بر_سر_قدرت
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
سه شنبه 4 آبانماه (1355) ــ 2 ذي القعده ــ 26 اكتوبر (1976)
پيش از ظهر بعضي از آشنايان بديدن آمدند و پس از ظهر بديدن كليساي ساكره كور كه در ارتفاع تپة بلندي ساخته شده بود، رفتيم. ميگفتند كه اين كليسا در قرن 18 و بسيار مجلل ساخته شده است. در موقع ورود، گروهي از مردم در حال خضوع و خشوع روي صندلي ها نشسته بودند و مشغول عبادت بودند.
در پاريس، بلكه در تمام كشورهاي اروپايي كه مشاهده كرديم يا دوستان ساكن اين كشورها نقل كردند، علاقه به سگ در درجه اول از حيوانات قرار دارد. موضوع سگ موقعيت بااهميتي در جوامع غربي اشغال ميكند. بطور فراوان وقتي كه افراد بيكديگر ميرسند، بجاي پرسش از حال خويشان طرف، احوال سگ را مي پرسند. بنظر ميرسد: دو موضوعِ روانيِ مهم، انگيزة علاقه به سگ بوده باشد: 1ـ تسليمي كه حيوان از خود نشان ميدهد و حس اطاعت جويي مردم را اشباع مينمايد. 2ـ احساس لزوم وفا و گرايش و محبت كه ميان افراد وجود ندارد يا فوق العاده اندك است، بوسيلة سگ اشباع ميگردد. اختلافات علمي و ايده اي بسيار زياد است.
چهارشنبه 5 آبانماه (1355) ــ 3 ذي القعده ــ 27 اكتوبر (1976)
طرف صبح حدود ساعت 8 است كه دربارة مجموع مشاهدات اينجانب و دوستاني كه سالها در پاريس يا ساير كشورهاي اروپايي زندگي نموده و علاقه باطلاع دربارة وضع رواني افراد داشته اند، مذاكره شروع شده، اينجانب چنين گفتم: بنا به مشاهدات عيني و نمودهاي گوناگوني كه بطور مستقيم يا غير مستقيم از زندگاني مردم اين سامان ديده يا شنيده ميشود، اين نتيجه را ميتوان گرفت كه در جوامع اروپايي، هر انساني با دو بُعد يا دو رويه زندگي ميكند: 1ـ بُعد رو به اجتماع با مديريت هاي مربوطه اش 2ـ بُعد رو به خويشتن.
از نظر بُعد يكم، كوشش فراوان در نظم و انضباط بخوبي مشاهده ميشود و كاملاً احساس ميگردد كه اين نظم و انضباط واقعاً حياتي مطرح شده است. اين نظم و انضباط است كه ثبات مستمر متن زندگي اجتماعي را ببار آورده كه قدرت پيش بيني آينده و استحكام كار و فعاليت را هم نتيجه ميدهد. دقت و نظارت مديريت هاي اجتماعي در حد بسيار عالي، بالنسبه به افراد و طبقات در جريان است. ريشه هاي اساسي اين بُعد هر چه باشد، نتايج بسيار جالب را ببار آورده است. از آنجمله:
1ـ احساس مسئوليتِ كاري كه انسان بايستي آن را انجام بدهد.
2ـ تقليل تزاحم و تصادم ميان انسان ها.
3ـ مخصوصاً عدم تعدي به حوزة فرديِ اشخاص. اين پديده در فرانسه، انگلستان، آلمان در حد كمال نسبي در جريان است. مهمترين نتيجه اي كه از مراعاتِ منطقيِ اين بُعد دستگير جوامع فرانسه، انگلستان، آلمان گشته است:
4ـ پيشرفت در تنظيم مواد حيات طبيعي
احساس مسئوليت و علاقه به كاري كه براي انسان پذيرفته شده است، بارقه ها و تفكرات علمي و صنعتي و هنريِ اين جوامع را بارور ساخته و پيشرفت و تمدن فعلي را نتيجه داده است.
بهمين جهت است كه نبايد چنين گمان كرد كه همة افراد جوامع غربي نابغه و فوق انسان معمولي هستند، بلكه چنانكه گفتيم: محصول فعاليت هاي فكريِ پيشتازان را با نظم منطقي و با علاقة كامل پياده و مانند جاده هاي روشن و هموار، براي فعاليت هاي مغزيِ بعدي آماده نموده اند.
📝بخشي از سفرنامه استاد #محمدتقي_جعفري به اروپا – مهر و آبان 1355 خورشيدي
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️#تقوا
از اهداف اصلی بعثت #انبیا و نزول #شرایع_الهی اینست که آدمی دارای ملکه #تقوا شود.
#قرآن #تقوا را در دو مرتبه نازل و عالی مطرح کرده است.
#مرتبه_نازل آن "فاتقوالله ما استطعتم" (#سوره_تغابن_16) است. یعنی هر کس مکلف است که در حد استطاعت خویش تقوا بورزد و پروای خداوند داشته باشد. و از خوف او امری را فرو نگذارد و نهیی را مرتکب نشود.
#مرتبه_عالی_تقوا همانست که فرمود: "یاایهاالذین آمنوا اتقوالله حق تقاته" (#آل_عمران_102). ای کسانیکه ایمان آورده اید آنگونه که شایسته مقام خداوند است #تقوا پیشه کنید.
میوه ای که انسان از #شجره_شریعت می چیند، #میوه_تقوا است. و این شیرین ترین و لذیذترین میوه ایست که میتوان از این درخت برگرفت. و چه شیرینی و لذتی بالاتر از #کرامت نزد خداوند. #کرامت آدمی نزد خدا بستگی به #تقوای او نزد خداوند دارد.
فرقی که در حقوق یا تکالیف بین زن و مرد، کوچک و بزرگ در شریعت اسلام هست، هیچکدام بمعنی تبعیض در ارزشگذاری نزد خداوند نیست. عملی که از #زن خواسته اند مایه #تقرب_زن و عملی که از #مرد خواسته اند مایه #تقرب_مرد است. در نزد #خداوند با #میزان_تقوا آدمی را می سنجند نه با موازین اعتباری و قراردادی انسانی.
#تقوا به آدمی بصیرت،شجاعت و حقگرایی مستمر می بخشد. انسان متقی انسانیست که هم در برابر مصائب، ثابت و صابر است و هم در برابر شوکت و شبهات فکری، هنگامی که مشکلات زندگی بر سر او میبارد، او خویشتن را نمی بازد و با کمال متانت با مشکلات مواجه میشود.
✍ #عبدالکریم_سروش
📚 #اوصاف_پارسایان
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #آموختن_از_تاریخ
آنان که دنبال فطریات آدمی می گردند، به تاریخ بنگرند که بهترین جلوه گاه انسان طبیعی و مختار است.آدمی ستایی نکنند و هر چه را آدمی دو پا به دو دست خود و به طبع و اختیارش به وجود آورده، ببیند او را چنان که خود را نموده بشناسند و به جای تأویل تاریخ، خویشتن را تأویل کنند، و به راز سخن وحی آشنا شوند که آدمی را آنهمه به اوصاف هلوع و جزوع و عجول و ظلوم و جهول و کفور و ... توصیف کرده است.
از یاد نبریم شیطان تا روز قیامت مهلت تزیین و تفتین یافته است و به جِدّ در کار اضلال و افسونگری است و چون خون در عرق بنی آدم جاری است و با بودنش نه تنها کار را از دست خداوند بیرون نبرده، بلکه خود یکی از کارگزاران خدواند است. خداوند عادل است اما عدل ، قلمرو سلطنت و نفوذ او را تنگ نمی کند و جبار است اما جباریت او نیکی او را نمی سترد.خداوند، جهانِ انسانی را بی شیطان نیافریده است و از این رو « او را تهی از شیطان نباید تعریف کرد، همچنان که این جهان را تهی از شرور و آفات نیز نباید دانست . انسان موجودی ست همنشین با شیطان و نادراند پاک نهادانی که دیو را به دست خود مسلمان کرده اند.
✍ دکتر #عبدالکریم_سروش
📚تفرجّ صُنع/ از تاریخ بیاموزیم
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #میرزا_تقی_خان_امیر_کبیر
#کنفرانس_ارزنه_الروم
#کشتگان_بر_سر_قدرت
وقتی منصب وزیر نظامی #آذربایجان به #میرزا_محمد_تقی رسید، #ناصر_الدین_میرزای ولیعهد کودک بود.
وقتی #عثمانی #محمره(خرمشهر) را جزئی از توابع #بصره دانست،کار دو دولت داشت به جنگ میکشید که روس و انگلیس بمیان افتادند و قرار شد میان چهار دولت #روسیه #انگلستان #عثمانی و #ایران مذاکراتی در #ارزنه_الروم برپا شود.
#ولیعهد که بچه بود.در تهران هم که از شاه کاری برنمی آمد و #میرزا_آقاسی هم حاضر نبود با آب شور #خزر کام دوست و برادر(روسیه) را تلخ کند.
از جمله کسانی که در ارزنه الروم حاضر بودند و به کاردانی #امیر_نظام شهادت دادند #رابرت_کرزن انگلیسی بود.
#امیر_نظام نه چنین بود، بلکه به نوشته #کرزن از همه آن سه نماینده برجسته تر بود. طرف عثمانی #انور_افندی زیرک و حیله گر بود. در مقابل، متانت و دقار باورنکردنی #امیر_نظام بود که دشمنان را هم بتحسین وامیداشت. و چه دشوار بود جنگیدن با 3 نفر و در همان حال گزارش به #تهران دادن. تهرانی که در آن #میرزا_آقاسی جواب نمیفرستاد. نه رد و نه قبول.
مهمترین ایستادگی #امیر_نظام در ماجرای #شط_العرب و #محمره بود که انگلیس در زیر از عثمانی حمایت میکرد.
در این جلسه #امیر_نظام مسئله #محمره را مطرح کرد. #انور_افندی یکسره منکر حقوق ایران شد و به تندی دلگزایی گفت #محمره از خاک عثمانی است و #ایران را بر آن حقی نیست.
#امیر_نظام آرام و بی عصبانیت یادآور شد که قصد دارد در خصوص حقوق ایران بر #قارص #بایزید #وان و #سلیمانیه مدارکی ارائه کند. او بخوبی میدانست که نمیتواند آن مناطق را بگیرد اما نقشه ای داشت.وقتی مباحث اوج گرفت و عصبانیت ها آشکار شد بارامی نامه ای از جیب بیرون آورداز #سلطان_ محمود_ثانی که برای #علیرضا_پاشا حاکم سابق بغداد نوشته بود و در آن تصریح کرده بود"محمره مال ایران است.فورا آنرا به دولت ایران برگردانید ..."
جمع با روش هوشمندانه #امیر مات شدند. سرانجام کنفرانس حقوق ایران را بر #محمره بازشناخت و علاوه بر آن #کانال_حفار و #جزیره_خضر را متعلق به ایران دانست و هم حقوق ایران بر ساحل چپ #شط_العرب با تاکید بر آزادی کشتیرانی.
در زمانی #امیر_نظام موفق به پیشبرد این مذاکرات و جنگیدن در سه جبهه بود که دولت نالایق #میرزا_آقاسی هم یکی از موانع کار بود.مثلا نامه هایی که از تهران میرسید ابتدا به سمع و نظر روس و انگلیس و عثمانی میرسید و حتی نامه را سفارت انگلیس تحویل #امیر میداد.
نامه های عتاب آمیز #میرزا_آقاسی که "بیشتر از این طول ندهید. هر چه هست را امضا کنید و برگردید.س پیچی از دستور عقوبت سخت خواهد داشت" هر هفته و هر ماه تکرار میکرد،#امیر_نظام سر سوزنی از منافع ایران نمیگذشت و مذاکرات از سال به دو سال رسید. بقیه را خسته میکرد و خود خسته نمیشد.
چندین حادثه ساختگی و کشتن پیک و منشی #امیر که بقصد تسلیم #امیر و پایان مذاکرات بود انجام شد اما او با متانت مثالزدنی همه را از سر گذراند و خواستار عذرخواهی دولت عثمانی شد. حال دیگر او در وضعیتی بود که عثمانی و روس و انگلیس اصرار داشتند بماند و کار را تمام کند. #امیر این را دریافته بود و ماندن خود را ارزان نمیفروخت. تا عثمانی تمام شرایط او را پذیرفت.
کار #امیر_نظام چنان بود که #پالمرستون نخست وزیر انگلستان "نسبت به شکیبایی دولت ایران حق شناسی دارد و رویه این دولت را شرافتمندانه میداند". همه میدانستند که کنفرانس فقط و فقط با درایت #امیر_نظام، قویترین مرد حاضر که بر ضعیف ترین صندلی ها نشسته بود پیش رفت. وقتی #امیر از ارزنه الروم بازگشت ولیعهد 15 ساله آنقدر میفهمید که گوهری از #امیر تابناکتر در همه ایران وجود ندارد. پس شادمان و بشکن زنان او را پذیرفت. معلم اد سرافراز آمده بود و حالا باو میگفت "چقدر بزرگ شده اید"
آن دو نمیدانستند که فقط یک سال دیگر آن جوان شاه خواهد شد و بزرگترین شاه قاجار و این #امیر_نظام هم اتابک اعظم و فرمانده کل قوا.
و این جوان هم بهمان راهی خواهد رفت که پدر و پدربزرگش
ادامه دارد ...
✍ #مسعود_بهنود
📚 کشتگان بر سر قدرت
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️#توفیق
#علم_چیست_فلسفه_چیست
تمیز اینکه از چه راهی باید رفت تا به حل مشکلی نزدیک شد، اولین قدم و مهمترین قدم در راه حل یک مسئله است.
بسیار میشود که وقتی انسان روبرو با مسئله ای روبرو میشود، خود را در برابر حصار نفوذناپذیری می یابد که هیچ روزنه ای برای داخل شدن بدان نیست.
دیوارها آنچنان بلندند که از هیچ کمندی کاری ساخنه نیست و چنان لغزنده پای و دست لحظه ای بر آن قرار نمیگیرد.
باید دید این قلعه از چه ساخته شده؟
از سنگ؟ از سیمان؟... و برای هر یک از اینها ابزاری درخور تهیه کرد.
در برابر هر مسئله، باید جنس مسئله را وارسی کرد. وقتی این مسئله معلوم شد، راه حل مسئله معلوم شده است و از آن پس، خود شخص است که باید بقیه راه را برود و به حل نهایی مسئله توفیق یابد.
نخستین قدم وضوح بخشیدن به سوال است.
قدم دوم تمییز مرز ارزشها و واقعیتهاست. یعنی فرق نهادن میان اعتباریات و حقائق است.
پس از طرح مسئله و وضوح بخشیدن به آن و جدا کردن مسائل ارزشی و اخلاقی ناگزیر دو دسته مسئله باقی میماند:علمی و غیر علمی. برای اینکه تصمیم در این مورد آسان باشد ابتدا باید برای مسئله خود پاسخی محتمل را گمان بزنیم.سپس این پاسخ را بر معیارهای دیگر عرضه کنیم. تا جنس و طبیعت مسئله روشن شود. اگر مسئله علمی است، برای حل آن از مشاهده و تجربه کمک میگیریم و اگر فلسفی است با مراجعه به قواعد فلسفی و با کاوشهای منطقی به حل آن بپردازیم. مهم اینست که بدانیم حوزه عمل کجاست و از چه ابزاری باید استفاده کنیم.
✍ دکتر #عبدالکریم_سروش
📚 علم چیست فلسفه چیست
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
✅جمعه ، به تاریخ:06/12/
جلسه ی پرسش و پاسخ باموضوع آزاد باحضور آنلاین 'دکتر سروش دباغ' برگزار خواهد شد.
✅ساعت جلسه 20:30 به وقت تهران
پرسش های خود را به آی دی زیر بفرستید:
@VoiceofFreedom
🔴▪️ #تدین
ما دينمان ديني بود كه عارف ما مي گفت كه «من از ديوار چين تا اندلس، در هر بياباني، اگر خاري به پايي بخلد و فرو رود، من اشك ميريزم»، او آن وقت فكر ميكرد كه يك سوي عالَم، ديوار چين است و يك سوي آن هم اندلس است؛ ما دينمان اينچنين ديني بود، ببينيد چقدر بزرگواري و انسانيت كه مي گفت «من در همه بيابانهاي عالم، هر وقت خاري به پاي كسي ميخلد، من اشك ميريزم»؛ يا ميگفت كه «من بر در جهنم ميايستم و هر كه را كه خواستند وارد جهنم كنند، ميگويم گناه او را هم به پاي من بگذاريد، همه را به بهشت ميفرستم و بعد ميگويم من با همة اين گناهان آماده هستم، حال هر كار ميخواهيد با من بكنيد»، دين ما چنين ديني بود، اين تلقي وجود داشت، اما حال چنين نگرش و تلقي والايي را با آنچه كه در امثال بنلادنها و ملاعمرهاي جهان ميبينم، مقايسه كنيد، چنين افرادي هم يك تلقي از دين است.
به نظر من روح دينداري همين است كه ما قبول كنيم كه همة انسانها، ساخته هاي دست خداوند هستند و چون ساختة دست خدا هستند، خواستة دل خدا هستند، من بارها گفتهام كه «ساختة خدا، خواستة خداست» و «هر چه ساختة دست خداست، با همة نقايصش، خواستة دل خدا هم هست».
✍ #مصطفی_ملکیان
📝تدین تعقلی،سال 80
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
دکتر #عبدالکریم_سروش
بخشی از سخنرانی "خاتم انبیاء و عمومیت قرآن"
شخصی که اینگونه راجع به پیامبری و اخرین پیامبر سخن می گوید ، چگونه می تواند ادعا پیامبری کند؟!
👇👇👇👇
@Soroush_Philosopher
🔴▪️ #مسعود_بهنود #دکتر_سروش
بخشی از دیدگاه مسعود بهنود راجع به دکتر #عبداالکریم_سروش :
آنقدر احترام دارم برای دکتر سروش که بيش از آن متصور نيست. با جوانی ترک هفته پيش همسخن بودم که می گفت دکتر سروش از مفاخر عالم است و راست می گفت.
به باورم هنوز با همه گستردگی محبوبيت و مقبوليت ايشان در بين ايرانيان، ما دينی را که در خردورزی و تفکر به ايشان داريم ادا نکرده ايم. و شايد همين حد از ارادت است که وادارم می کند آن چه را به نظرم می رسد در مورد نامه زيبا و اديبانه شان بر قلم آرم. نامه دکتر سروش را به علت زيبائی نثر و بارمعنائی که بر دوش هر کلمه و گاه حرفی نهاده بودند برای خود نگاه داشته ام به همان اشتياق که آن نامه معروف قائم مقام را « ندانم که نامه و چاپار بود و يا نافه و تاتار، نگارخانه سامی بود يا نگارخانه مانی» نامه هائی از اين دست به اين شيوائی و لطف و کلام مسجع ناياب است. بايد داد با خط خوشش بنويسند و بر بالای سر نهاد. اما چند روز با خود جنگيده ام تا شهامت آن پيدا کنم که به دکتر بگويم نه.
اگر روز و روزگاری دفتر آن سيد که دکتر سروش به طعنه خندانش خواند و رجاله گان به سخره گريانش می گويند به توفان زمان ورقی خورد و بر ما گشوده شد و رازها گشاده و دانستيم که به خواندن نامه دکتر سروش خروش از او برخاسته و سرشگ از ديده باريده من يکی عجب ندارم که حکايت شبلی و منصور است و آن که به اصابت سنگ و کلوخ آخ نگفت به لطافت گلی گريست چون از آن کس آمده بود که می دانست و آن ديگران نمی دانستند. من به آنان که اسبی زين کرده اند و شاخی تراشيده اند تا بر سر طاووس نهند اين عجب ندارم که به هر اصلاحی که در کار ما افتد گامی خود را از تخت و بخت دور می بينند و در هر فاجعه ای که در آن ملک رخ می دهد ندای غيب می شنوند و پا در رکاب می شوند به عزم سواری، از آنان عجبم نيست که هر مصلح و اهل اصلاح را دشمن خود می گيرند، چشم به قدرت دوخته اند و در پی فرصت سخت بی تابند، اما دکتر را که از چنين خيالی فرسنگ ها دورست و جز آزادی اين قوم و آبادی آن بوم آرزوئی ندارد، گمان نداشتم که کمان کشد به عتاب آن که مخاطب همه سخط هاست. و من خوف آن دارم با اين شيوه و شمشير که ما برگرفته ايم ديگر کسی مقيم حرم نماند و کسی به ميدان در نيايد و ما بمانيم و حسرت سواران را چه شد. صدهزاران گل شکفت و بانک مرغی برنخاست، عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد.
گفتنی است که انديشه های نوگرايانه و سنت شکنانه دکتر سروش علاوه بر تحول فکری در ايران، موجد تحولی در بين روشنفکران مسلمان و نسل تازه دين باوران ترکيه، پاکستان و کشورهای عربی بوده که به نوشته دو سال پيش يک اديب ترک در آن کشور بيش از هر انديشمندی هواخواه و خواننده دارد.
تدريس و سخنرانی های پی در پی دکتر سروش که از چشمه شعر و ادب فارسی بارور می شود و جذابيت می گيرد برای وی در ايالات متحده آمريکا و کشورهای اروپائی هم دنبال گيران معتقدی ساخته که در هر جلسه سخن و درس وی نکته ای خردمنداانه در شناخت جهان امروز می يابند.
پيوند گسستن و اميد بريدن دکتر عبدالکريم سروش از آن چه در ايران می گذرد آخرين شکست از سلسله شکست هائی است که روحانيون حکومتگر در ايران به آن تن در داده اند، آن ها که به تعبير دکتر سروش از بين حکومت و دين اولی را برگزيده اند و به فاز روحانيت بی دين وارد شده اند.
✍ #مسعود_بهنود
📝 با اجازه ، با دکتر سروش
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️#جامعه_شناسی_علمی_و_جامعه_شناسی_فلسفی
علوم اجتماعی به آن منظور پدید آمده اند تا طرح مشکلات اجتماعی کنند و تدابیری برای اصلاح عملی جامعه بیاندیشند.این علوم در جوامعی پا گرفته اند که مردمان آن جوامع به مشکلات جامعه و رفع آن می اندیشیده اند.پاره ای از فرهنگها برای گشودن مشکلات اجتماعی راهی آسان پیش گرفته اند و آن "پاک کردن"صورت مسئله است تا به آن پاسخ ندهند و گرفتار مشکلات حل آن نشوند.اما فرهنگهای دیگر،بنا را بر زیستن در جامعه دانسته اند.در نتیجه،مشکلات را در پیش رو نهاده و کمر به گشودن آن بسته اند.علوم اجتماعی برای شناختن پدیده های اجتماعی و مهار و سیطره بر آن پدید آمده اند و بیشتر راهنمای عمل هستند تا سرگرمی و کنجکاویهای دانشمندانه.این دسته از علوم به دست کسانی ساخته و پرداخته میشوند و برای کسانی بنیان گذاشته شده اند که انگیزه آنان رخنه در قواعد و قوانین اجتماعی و دگرگون کردن آن بسوی آرمانهای خودشان بوده.کسانی هم که تنها به انگیزه کنجکاوی عالمانه به کندوکاو مسائل اجتماعی پرداخته اند و انگیزه عمل نداشته اند،سرانجام بازده کارشان به گونه ای راهنمای گره گشایان عملی اجتماع بوده است.
✍ دکتر #عبدالکریم_سروش
📚 درسهایی در فلسفه علم الاجتماع
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #قرآن_چه_کتابیست؟
اگر از شما بپرسند قرآن چه کتابیست؟آیا خواهید گفت کتاب فلسفی است؟کتاب علمی است(بمعنای science که همه ما با او آشنایی داریم).خواهید گفت کتاب روانشناسی است؟چه خواهید گفت؟
سوال بسیار مهمی است.جواب آن هم بنظر من در قرآن است.این کتاب نه فلسفه است،نه علم(science)است،نه روانشناسی است.نه علوم خفیه است و نه ...
هیچ کدام اینها نیست کتاب"هدایت"است.بارها و بارها این نکته در قرآن آمده است که قرآن کتاب موعظه است.کتاب هدایت،نور،شفا و حکمت است.
نه در مقام تعلیم فلسفه بوده نه در مقام تعلیم علم و نه علوم خفیه و ... .
هیچکدام اینها علی الاصول نبوده است.
حال شما میتوانید از همینجا از خودتان سوال کنید که آیا علم(science) نقش هدایت دارد یا ندارد؟فلسفه نقش هدایت دارد یا ندارد؟تا بخوبی و بدرستی تفاوت و تمایز کتاب را از کتابهای دیگر دریابیم.
دانستن اینکه این کتاب چه کتابیست،فوق العاده اهمیت دارد.بخاطر اینکه انتظارات ما را از این کتاب شکل میدهد که شما چه انتظاری از این کتاب ببرید.وقتی باز میکنید و میخوانید متوقع باشید چه چیزی بشما بدهد.این فوق العاده مهم است.برای اینکه اگر قطب نما در دست شما نباشد،این انتظارشناسی با شما نباشد و ندانید دنبال چه میگردید و چه کتابی را بدست دارید،میتوانید فرسنگها این سو و آن سو بروید و سررشته را گم کنید.آن وقت این کتاب میتواند برای شما کاملا غیرمفید باشد.
✍دکتر #عبدالکریم_سروش
📝قرآن چه کتابیست؟
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #محاکمه
گاهی آدم از این اندیشه در شگفت می ماند که یک مدت متعارف زندگانی بس بود که همۀ شناخت لازم را برای یک مقدار توفیق متوسط در چنین حرفه ای گرد آورد. البته زمانهای نامردایی پیش می آمد، همچنان که برای همیشه پیش می آید، که در آن به نظر می رسید که تنها پرونده هایی خوش - انجام می شدند که از آغاز مقدر به توفیق بودند. این پرونده ها در هر حال بدون کمک آدم به انجام خوش می رسیدند، در حالی که هر کدام از پرونده های دیگر محکوم به ناکامی بود، آن هم به رغم همۀ تدبیرهای آدم، همۀ تلاشهای آدم، همۀ پیروزی های کوچک موهومی که آدم به آنها می نازید. البته این یک حالت ذهنی بود که در آن اصلاً هیچ چیزی یقینی نمی نمود، و لذا آدم، چون ازش سئوال می کردند، نمی توانست قطعاً انکار کند که مداخله اش بعضی پرونده ها را از مسیر اصلیشان منحرف کرده است که، اگر به حال خود رها شده بودند، امکان بسیار داشت در مسیر درست پیش رفته باشند.
✍ #فرانتس_کافکا
📚محاکمه
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
#داوود_رشیدی بازیگر توانمند سینمای ایران درگذشت.
مرد سپیدموی دوست داشتنی، روحت شاد زیر سایه الطاف الهی.
@Soroush_Philosopher
🔴▪️ #پرسش_از_علامه_طباطبایی_راجع_به_علی(ع)
متصوفه عقیده دارند مقصود از «هوالاول والاخر» در سوره حدید، حضرت علی (ع) است و #علامه_مجلسی در جلد هشتم #بحارالانوار حدیثی با چنین مضمونی نقل کرده است و اگر بخواهیم ادعای #صوفیان را رد کنیم، گفته مرحوم مجلسی نیز مورد تکذیب قرار میگیرد، در حالی که ضمایری که برگشتش به خداست در #قرآن فراوان دیده می شود. حال از کجا بفهمیم که مرجع این ضمایر علی (ع) نیست با این که سیاق آیات نشان میدهد که مرجع این ضمایر خداوند متعال است؟
علامه طباطبایی در پاسخ گفت:
آن چه در روایت وارد شده این است که حضرت علی (ع) «اول و آخر» است و درروایاتی هم آمده است که معنی اول و آخر بودن علی (ع) این است که اول کسی است که به #رسول_اکرم (ص) ایمان آورد و آخرین کسی است که از آن حضرت جدا شد و آن وقتی بود که پیکر مطهر آن حضرت را در قبر شریف گذاشت و بیرون آمد.
حال آنکه ظاهرِ سیاقِ آیه سوم #سوره_حدید میرساند که مراد از اول، کسی است که وجودش مسبوق به عدم نباشد، و مراد ازآخر این است که وجودش ملحوق به عدم نباشد، و آن خداست عزوجل چنان که میفرماید: «و ان الی ربک المنتهی».
✍ #علامه_طباطبایی
📚مجموعه مقالات، ص ۲۱۴-۲۱۵.
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
📝بخشي از سفرنامه استاد #محمدتقي_جعفري به اروپا – مهر و آبان 1355 خورشيدي با دست خط خودشان.
@Soroush_Philosopher
آنچه من به آن اعتقاد دارم از این قرار است:
روح آزاده و کنجکاو انسان ارزشمندترین چیزی است که در دنیا وجود دارد و آنچه بهخاطرش مبارزه میکنم، «آزاد گذاشتن روح انسان در انتخاب راهی که مورد علاقهاش است» ...
و آنچه علیه آن مبارزه میکنم هر حکومت، مذهب یا نظریهای است که بخواهد این آزاداندیشی و روحیه فردیت را از بین ببرد ...
✍ #جان_اشتاین_بک
📚#شرق_بهشت
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #آینده
اکثر عقایدی که مردم روی زمین پیدا می کنند عقایدی است که دلبستگی است نه تفکر.
آیا بشر از نظر دلبستگی ها باید آزاد باشد؟ این دلبستگی هاست که در انسان تعصب و جمود و خمود و سکون به وجود می آورد و اساسا اغلب، عقیده دست و پای فکر را می بندد. عقیده که پیدا شد، اولین اثرش این است که جلو فعالیت فکر و آزادی تفکر انسان را می گیرد چون به آن دل بسته است. حُبُّ الشَّیءِ یعْمی وَ یصِمُ چیزی که انسان به آن دل بست، چشم بصیرت را کور می کند، گوش بصیرت را کر می کند، دیگر انسان نمی تواند حقیقت را ببیند و بشنود...
مغالطه ای که در دنیای امروز وجود دارد در همین جاست. از یک طرف می گویند فکر و عقل بشر باید آزاد باشد، و از طرف دیگر می گویند عقیده هم باید آزاد باشد؛ بت پرست هم باید در عقیده خودش آزاد باشد، گاوپرست هم باید در عقیده خودش آزاد باشد، اژدهاپرست هم باید در عقیده خودش آزاد باشد؛ هر کسی هر چه را که می پرستد، هر چیزی را به عنوان عقیده برای خودش انتخاب کرده باید آزاد باشد، و حال آن که این گونه عقاید ضد آزادی فکر است. همین عقاید است که دست و پای فکر را می بندد.
✍ استاد #مرتضی_مطهری
📝 آینده جامعه
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #گرفتاری_های_اعتقادی_مومن
شما وقتی موجودی را با صفتی متصف می کنید، آن موصوف غیر از آن صفت است و به همین جهت ممکن است به جای آن صفت، صفت دیگر داشته باشد. مثلاً همین میز که حالا رنگ اش قهوه ای است ممکن است به آن یک رنگ دیگر بزنند و رنگ آن مثلاً آبی بشود و این، نشان می دهد که میز غیر از رنگ اش است. ممکن است مقداری به وزن این میز اضافه کنند، ممکن است شکل هندسی این را تغییر دهند. هر وقت می گوییم فلان موجود فلان صفت را دارد معنای این سخن این است که موصوف و صفت دو چیز اند. وقتی نتوان خدا را توصیف کرد، دیگر خدا را موجودی در کنار موجودات دیگر نمی توان دانست، چون نمی توان تصور کرد که او صفت ندارد ولی موجودی در کنار موجودات دیگر است. گرفتاری های اعتقادی – روانی انسان مومن از آنجا شروع می شود که خدا را موجودی در کنار موجودات دیگر به حساب می آورد. این تصور نادرست اصل و اساس انسان وار انگاری خدا از سوی مومنان است که آنان را به انواع مشکلات فلسفی و روانی و حتی بیماری های روانی مبتلا می سازد. با این تصور نادرست ما انسان ها صفات خودمان را بار آن خدا می کنیم و یک دفعه چشمان را باز می کنیم و می بینیم آن خدا هم مثل ما از انسان ها تبعیت می طلبد، غضب می کند، انتقام می کشد، مثل ما خودی دارد، غیر خودی دارد و هکذا. فکر می کنیم او به صورت یک فاعل بیرونی در جهان و یا در زندگی ما دخالت می کند و چنین و چنان می کند، ما را خوشبخت یا بدبخت می سازد و چون زندگی ما همواره به صورت تراژیک باقی می ماند در برابر آن خدا حالت دوستی و نفرت توأمان پیدا می کنیم، با چنان خدایی چگونه سر کنیم.؟ اینجاست که عاقبت بیمارگونه می شویم و عقیده به خدا که قرار بود مایه ی نجات ما شود، مایه ی درماندگی و رنج و پوسیدگی ما می شود.
✍ #محمد_مجتهد_شبستری
📝گرفتاری های اعتقادی – روانی انسان مومن
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️#عدالت
آتشی که الان دنیا را گرفته بخاطر اینست که عدالت نیست و عدالت نیست بخاطر اینکه عشق نیست؛ آخرش برمیگردد به اینکه ما دیگری را دوست نداریم و خودمان را دوست داریم. اگر ما وجه وجودمان را در نظر بگیریم و بفهمیم که همه بنده خدا هستیم با هم یکی میشویم و خودمان را فدای دیگری خواهیم کرد و میتوانیم به دوستی و صلح زندگی کنیم.
✍دکتر #حسین_الهی_قمشه_ای
📝عدالت
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #مولانا
فخر رازی از بزرگان مذهب اشعری و از برجستگان حکمت و کلام اسلامی، در تفسیر خود از قول یکی از علما آورده است که شیطان از خداوند سؤال کرد: "پس از آنکه از فرمان تو سرپیچیدم و از تو مهلت خواستم، چرا به من مهلت دادی و عذابم نکردی؟ چرا مرا بر آدمیان تسلط دادی و دعایم را برای عمر ابد مستجاب کردی؟ تو می دانستی من چه فتنه ها و شرّهایی در عالم برپا خواهم کرد. فخر رازی از قول آن عالِم نقل می کند که اگر اولین و آخرین آنها جمع شوند، نمی توانند به این اعتراضات و سؤال های شیطان پاسخ درخوری بدهند، مگر اینکه حسن و قبح عقلی را زیرپا بگذارند.
جالب است که عین القضاة همدانی، نویسنده و عارف بزرگ ایرانی در قرن ششم، می گوید هر چند خداوند از شیطان خواست آدم را سجده کند، اما در سرّ سرّ و پنهانی از او خواست که آدم را سجده نکند. مولانا علی الظاهر این دفاعیه ی شیطان را از عین القضاة و ام کرده است!
نیز عجیب است که در نوشته های صوفیان و دفاعیه های آنها از شیطان، هیچ جا به استدلال خود شیطان آن طور که در قرآن کریم آمده، سخن نرفته است... مواضع قرآن در خصوص ابلیس و احتجاجش با خداوند سبحان و مستکبر بودن او، صریح و بی ابهام است و جای تردید باقی نمی گذارد. اما چرا بزرگان یادشده این محاجّه قرآنی را چنان که باید مورد توجه قرار نداده اند و ادلّه ی دیگری برای کار شیطان اقامه کرده اند؟ پاسخ همانست که آوردیم، یعنی سؤال انگیز بودن نقش شیطان در عالم خلقت و محوریت و مدخلیت "گناه" او در پدید آمدن جهان انسانی... ما آدمیان که اینک بر زمین زندگی می کنیم وامدار دو "گناهیم": گناه آدم در خوردن شجره ی ممنوعه و گناه شیطان در سجده نبردن به آدم.
✍ دکتر #عبدالکریم_سروش
📚 قمار عاشقانه،داستان معاویه و ابلیس صص 275 ـ 277.
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #میرزا_تقی_خان_امیر_کبیر
گویی روزگار در بین فرزندان #میرزا_ابوالقاسم_فراهانی کسی را نیافت تا مانند او شود و #میرزا_تقی فرزند #کربلایی قربان را از کنج مطبخ #قائم_مقام برگزید.
قلم از سوز،سر میشکافد وقتی سرگذشت #میرزا_تقی را مینویسد. هنوز پس از 150 سال داغی که نبود او بر دل تاریخ ایران و ایرانیان نهاد،تازه است. این داغی نیست که کهنه شود. در وجود این فرزند #کربلایی_قربان تمام استعدادها و هوش تاریخی ایرانیان که در افسانه ها آمده متبلور بود. در بزرگی او همین قدر کافیست که بیاد آوریم ژاپن 150 سال پیش از هر جهت شبیه ایران در همان دوران بود. عقب افتاده، فئودالی، استبدادی و خبر یافته از دیگرگونی های قرن 19 اروپا. آنها با یکی دو سال پیش و پس #میجی را یافتند و ما #امیر_نظام را.
در آنجا دوران #میجی نیم قرن طول کشید و در اینجا دوران #امیر_نظام سه سال و نیم. و سفینه ای که به این ترتیب با خطای کوچک #ناصر_الدین_شاه از مسیر منحرف شد،اینک در پایان قرن بیستم و اوائل قرن 21 با سفینه #ژاپنی فاصله ای دارد که میدانیم و میبینیم.
#محمد_تقی دومین فرزند #کربلایی_قربان سرآشپز #قائم_مقام و #فاطمه_سلطان دختر #استاد_شاه_محمد_بنا بود. او بهمراه دیگر فرزندان #قائم_مقام درس میخواند جز آنکه خدمت مطبخ هم میکرد. و از تمام فرزندان #قائم_مقام سرتر بود.
در #منشآت #قائم_مقام نامه ای هست که نبوغ باورنکردنی این #محمد_تقی در 10_12 سالگی را نشان میدهد.
#قائم_مقام نامه این پسر را برای همه خوانده "همه تحسین ها کردند و آفرین ها گفتند. الحق که یکاد زینها یضئی در حق قوه مدرکه اش صادق است". #قائم_مقام در عین اینکه به نوکرزاده خود حسادت میبرد و ناراحت که چرا فرزندان خود چنین نیستند، از تحسین #محمد_تقی ناگزیر بوده "حقیقت من به #کربلایی_قربان حسد بردم و بر پسرش ترسیدم. فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین". "باری از #محمد و #علی -فرزندان خود- مایوسم.این پسر خیلی ترقیات دارد و قوانین بزرگ به روزگار میگذارد. باش تا صبح دولتش بدمد"
#محمد_تقی 19 ساله بود وقتی #قائم_مقام عزل شد. 22 ساله بود که در هیات مهمی که برای عذرخواهی از قتل #گریبایدوف راهی #سن_پترز_بورگ شد. در اینجاست که #قائم_مقام ترقی او را میدید و مینویسد "#محمد_تقی که بالفعل در #مسقو و #سن_پترز_بورغ از جمله کرسی نشینان است،گوی سبقت را از همزه استفهام میرباید،پای تفوق بر فرق لام میگذارد و فرقدین را از شسع نعلین خود نمی شمارد و سخن در اوج فلک الافلاک دارد ..." این همان #قائم_مقام سختگیر است که بفضل و کمال هیچ کس را قبول نداشت و شاهزادگان را #صبیان_بی_تمیز دانسته بود و در علم و درایت جز شاه و نایب السلطنه آنهم بر سبیل تملق کسی را آدم نمیشمرد.
ادامه دارد ...
✍ #مسعود_بهنود
📚کشتگان بر سر قدرت
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️چکیده ای از مباحث دکتر سروش درباره #مولانا
این گزارشی است از اندیشه های بلند یکی از شاگردان ارجمند مکتب وحی و نبوت و قرآن.و تفاخری است به غنا و ارجمندی معرفت مردم این مرز و بوم که عرضه به جهانیان کرده اند.
#مولوی بحق از شاگردان راستین مکتب قرآن بود و آن مایه های اسلامی عرفان و یا مایه های عرفانی اسلام که به گفتار او شهد و حرارت بخشیده،هنوز از ورای 7 قرن حجاب سرد،در جان جستجوگران آتش میزند.
#سبک مولانا
این سبک #مولاناست که در استفاده از روایات،علاوه بر بهره جویی که از آنها میکند و معانی ظاهری آنها را در نظر میگیرد.آشکار میکند که بطن ها و پردهایی هم هست و باید به ورای این معانی هم نفوذ کرد. #مولانا بهیچ روی در بند تراشیدن سخن نبود.اینکه بنشیند و از سر فراق کلمات را پس و پیش کند.کاری که شاعران بسیاری کرده اند.
#راههای رسیدن به شادمانی واقعی_
اولین نکته برای شادمانی که از سر شکوفایی جان برمیخیزد عبارتست از آزادگی.یعنی آدم تعلقات را فرو بریزد.این آزادگی سر شادمانی #مولانا بود.راه دوم
#قناعت است.کم توقعی است.ببینید این طمع ورزی که امروز زندگی جدید ما را بدان تشویق میکند.این یکی از زنجیرهایی است که به گردن آدمی بسته میشود.راه سوم که #مولوی برای طربناکی بما یاد میدهد عبارتست از نشان دادن ریشه غم.اینکه چرا آدمی ملول میشود.
#مولوی میگوید که چرا خداوند به #پیغمبر میگفت #عارفانه_با_شاعران (قل)بگو.چون میدانست که او گفتنی زیاد دارد.و حرفهای گفتنی اش هیچ وقت تمام نمیشود.
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به سایه آن درختی رو که او گلهای تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسب بنشین که در دکان شکر دارد
✍ دکتر #عبدالکریم_سروش
📝 عارفانه با شاعران / راههای رسیدن به شادی واقعی
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
با آنکه عصر جدید به خود میبالد که توانسته از شر افکار خرافی نجات یابد، زندگی روزمره در عصر جدید نیز مملو از عناصر خرافی است. کسانی که به هر دلیلی "به تخته میزنند" یا در پی آنند که کارهای مهم خود را تا جایی که ممکن است در ساعات و روزهای خوش یمن یا سعد انجام دهند، یا دیدن جغد را نحس میدانند و ... اینها نمیتوانند وجود عناصر جادویی و خرافی را در زندگی روزمره خود انکار کنند.
در افکار مردم زمانه ما، بیش از همه اعتقادات و باورهای قرون گذشته، عناصر خرافی آن به جای مانده و کاملا روشن است که بین اضطراب و نگرانی ناشی از دیدن جغد و موفقیت فرد عوام فریب در میان این مردم یک رابطه معنادار وجود دارد!
✍ #مانس_اشپربر
📚بررسی روانشناسی خودکامگی
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️#قائم_مقام_فراهانی
باغ لاله زار،غروب 24 صفر 1252 ق دلگیر است.خالی و ساکت.چند مامور حکومتی،فرمانده آنان #یوسف_خان_ساری_اصلان در گوشه و کنار باغ پراکنده اند.در انتظار حادثه ای که دلهره آن بر جان #یوسف_خان افتاده است.نه یوسف خان که#محمد_شاه هم.حتی#مهد_علیا همسر شاه هم که خیلی مصمم و جدی است در تب و تاب است.او همین یک ساعت پیش،دور از چشم شوهر نامه ای به #سر_جان_کمپبل سفیر #بریتانیا نوشته است.حتی سفیر هم دلشوره دارد.
#قائم_مقام از احتیاط وضو ساخته و به هوای نماز وقت تلف میکند که چاره ای بیاندیشد.گرچه پیشاپیش،پیام آوران راه را بر هر بهانه بسته اند و در پاسخ #صدراعظم که گفت:"خسته ام و غروب است و عرایض فوری ایالات جواب میطلبد،صبح شرفیاب میشوم" یوسف خان روی در هم میکشد که"ماموریم تا جناب قائم مقام را هم اکنون به پایبوس بریم." قائم مقام جبه بر دوش می افکند و کاغذی را به " #کربلایی میسپارد کربلایی حلال کن.خدا به#میرزا_تقی تو رحم آورد که مروتی در گردش ایام نمیبینم."قائم مقام سوار میشود.
هنوز جغد بر فراز درختان باغ لاله زار میخواند که آنان به باغ نگارستان میرسند.
$حاجب به صدراعظم با تعظیم میگوید:
"به امر #شاهنشاه مهر و قلمدان صدارت را تحویل دهید".این یعنی عزل از صدارت.
قائم مقام با تندی میگوید:اگر تشریف فرما نمیشوند من مرخص شوم.پاسخ میآید"چون امر لازمی است خارج نشوید".قائم مقام با همه درایت و تجربه نمیدانست که فقط پایان ماه صفر است که برای پایان کار او انتظار میکشد.
چون ماه در آخرین صفر خود را بالا کشید و خبر از رسیدن #ربیع_الاول داد،انتظار 5 روزه قائم مقام به سر آمد.حاجب رسید که" شاهنشاه بحضور میطلبند" و خود در جلوی او براه افتاد بسوی حوضخانه نگارستان.در آنجا #اسماعیل_خان_قراچه_داغی در انتظار بود با جمع یاران عذاب. قائم مقام تشهد را خواند و فنجان را سر کشید و نشست.نحیف و ناتوان.تا وقتی بر سرش ریختند و دست و پایی زد و دستمالی در دهانش فرو کردند.آنقدر تا بی آنکه خونش ریخته شود تا شاه بی خرد آسوده باشد از آنکه به سوگند خود در #حرم_رضوی عمل کرده و خون او نریخته.
نام قائم مقام در دل تاریخ ماند و نام قاتلین او اگر در جایی ثبت است،آنجا جر دفتر بدعهدان و بدنامان نیست.
✍ #مسعود_بهنود
📚 #کشتگان_بر_سر_قدرت
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
همیشه از این کلام #هگل حیرت میکردم که میگفت: تنها چیزی که در جهان جای هراس دارد، وضعیت متحجر است، وضع بی تحرکِ احتضار؛ و تنها چیزی که ارزش شادمانی دارد وضعی است که در آن نه تنها فرد، که کل جامعه، در حال مبارزه ای مدام، برای توجیه خویش است، مبارزه ای که به وساطت آن جامعه بتواند جوان شود و به اشکال زندگی جدیدی دست یابد.
✍ #بهومیل_هرابال
📚تنهایی پرهیاهو
📝 ترجمهِ : #احسان_لامع
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #عبث_بودن_وجود
صحنه های زندگی ما همچون تصاویر منقوش بر سنگ های سخت و ناهموارند. از نگاه نزدیک اثری بر ما نمی گذارند و چیز زیبایی در آنها یافت نمی شود , مگر آن که قدری دورتر بایستیم.دست یافتن به آنچه مدتها در آرزویش به سر برده ایم فقط و فقط کشف این حقیقت است که آن چیز چه مایه پوچ و توخالی بوده است , ما چنان زندگی می کنیم که گویی همواره در انتظار چیزی بهتر هستیم , حال آن که اغلب آرزو می کنیم که ای کاش گذشته بازگردد و بر آن حسرت می خوریم. ما به زمان به سان چیزی نظر می کنیم که باید در گذرد و در این رهگذر ما را به اهداف و خواست هامان برساند. اکثر مردم هنگامی که به پایان کار می رسند و نظری بر گذشته می افکنند, در می یابند که سرتاسر زندگی را چون چیزی گذرا زیسته اند و با حیرت مشاهده می کنند که آنچه بی اعتنا از کنارش گذشته اند و لذتی از آن نبرده اند همان زندگی شان بوده ِ یعنی همان چیزی که به خاطرش زندگی کرده اند.انسان فریاد بر می آورد که امید و آرزو او را فریفته اند تا این که عاقبت در آغوش مرگ به رقص در آید! آه , چه مخلوق حریص و سیری ناپذیری است این انسان!
✍ #آرتور_شوپنهاور
📝در باب عبث بودن وجود
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #آزادی
آزادی انسانی راتا آنجاحرمت نهیم که مخالف را حتی دشمن فکری خویش را بخاطرتقدبس آزادی تحمل کنیم و تنها بخاطر اینکه میتوانیم اورا از آزادی تجلی اندیشه خویش بزور بازنداریم. ونام مقدس ترین اصل راکه آزادی رشد انسان از طریق تنوع اندیشه ها وتنوع انتخاب است را با روشهای پلیسی و فاشیستی پایمال نکنیم؛زیراهنگامیکه دیکتاتوری غالب است احتمال اینکه عدالتی درجریان باشد باوری فریبنده و خطرناک است و هنگامیکه سرمایه داری حاکم است ایمان به دموکراسی و آزادی یک انسان ساده لوحی است.
✍ دکتر #علی_شریعتی
📝 آزادی
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #انسان
تکیه گاه انسان هیچ گاه نمی تواند محصول خود آدمی باشد.تصدیق این معنا در عالم خارج و در مواجهه با امور مادی و جسمانی ظاهرا آسان است . انسان به بنایی که می سازد اطمینان دارد و زیر سقف آن زندگی می کند چرا که این ساخته متکی به او نیست، البته سازنده این بنا انسان است، اما انسانها در این امور فقط از مواد و نیروهای طبیعت بهره جسته اند، و خواص این مواد و نیروهای مستقل از آدمی هستند ، آدمیان اگر کاری می کنند همانا محاسبه کردن، بر هم نهادن و کنار هم چیدن این عناصر و نیروهاست. اگر بنا بود این مجموعه به انسان متکی باشد ، دیگر نمی توانست انسان را نگه دارد، بلکه انسان می بایست نگه دارنده ی آن می بود. لذا در امور مادی همگان قبول دارند که مسأله از همین قرار است. اما هنگامی که نوبت به فرآورده های روحی می رسد، این مطلب فراموش می گردد یا مورد توجه کافی قرار نمی گیرند. ما آدمیان برای آنکه پشتوانه های روحی فراهم بیاوریم تا فرو نریزیم ، دو راه بیشتر نداریم: یا به پشتوانه های مستقل از خودمان رو بیاورم و بر آ«ها تکیه کنیم ، یا پشتوانه های موهومی را به واقع متکی به ما هستند ، مستقل بپنداریم و بر آنها تکیه بزنیم ک در این صورت در واقع بی تکیه گاه هستیم .
✍دکتر #عبدالکریم_سروش
📚حکمت و معیشت/ درس پنجم
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A