کانالی برای آن ها که می اندیشند... اندیشه ها و آرای دکتر عبدالکریم سروش و بزرگان عرفان و فلسفه کانال رسمی دکتر سروش : @DrSoroush
🔴▪️ #دین_ایدئولوژی_شدنی_نیست
دین ایدئولوژی شدنی نیست و نه تنها ممکن نیست که مطلوب هم نیست. و چرا رسیدن به این هدف ناکامی می آورد و چرا دنبال کردن این کار نارواست.
اولین و آشکارترین دلیل اینکه شارع هیچگاه #دین را بصورت یک #ایدئولوژی عرضه نکرده. و این درس بزرگی است. کتب دینی و مهمتر از همه کتاب آسمانی دین ما یعنی #قرآن کتبی نامدون اند. به تعبیرحافظ نظم پریشان دارند. کتاب دینی الگوی دین است و این نامدون بودن حکایت از آن میکند که دین را هیچگاه به قالب ویژه ای نمیتوان ریخت. و همین عدم تدوین، سرچشمه تاملات بسیار و استنباطات فراوان است و همین است آنکه تازگی آن را حفظ میکند. نگویید در قرآن جهان بینی هست، احکام و ارزشها هستند، تاریخ هست، موعظه هست... . بله اینها همه هستند. لیکن اینها نه چارچوبهای خشک و یک بار مصرف، بلکه مخازن و منابع جاودانه اند و لذا تحمیل یک قالب و یک معنی قشری و خشک بر آنها، روح آنها را می ستاند.
و همین است معنی اینکه دین خود بصورت ایدئولوژی نیامده است. نه اینکه دین آرمان و ارزش و احکام ندارد. تو بر تو بودن انسان و جهان اقتضا میکند که مکتب الهی هم تو بر تو و پر عمق و پر لایه باشد وگرنه آن مکتب از عهده حل مسائل آن انسان و آن جهان بر نخواهد آمد. راز آلود بودن و حیرت افکن بودن دین همین است.
و این ضد قشریت است و آن وضوح و دقت و قشریتی که از یک ایدئولوژی میخواهند در دین وجود ندارد (و این از مزایای دین است)
#ایدئولوژی دعوت به قشریت است. دعوت به فرار از راز است. قناعت به قشر و ظاهر است.
اما #دین پر از محکم و متشابه است.
خداوند به آسانی میتوانست در قرآن سخنان سطحی و واضحی در باب جبر و اختیار بگوید اما نگفته است.
آیات قرآن در این زمینه، حکیمان و متکلمان را قرنها به شکنجه فکری افکنده است. عده ای به #جبر، عده ای به #اختیار و عده ای به #امر_بین_الامرین قائل شده اند.
این حیرت افکنی مقصود بالذات بوده است.
✍ دکتر #عبدالکریم_سروش
📚 #فربه_تر_از_ایدئولوژی
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
تصویری که #مولانا از عالم بدست میدهد
مولانا غزل بسیار نیکویی دارد که گمان میکنم بسیاری از شما شنیده باشید :
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرندهتر ز مرغان هوایی
...این غزل را که میخوانید و پایین می آیید به این بیت پایانی میرسید که:
کف دریاست صورتهای عالم
ز کف بگذر اگر اهل صفایی
تصویری که این بزرگوار از این عالمی که ما در آن زندگی میکنیم میدهد این است که یک جهان واقعی وجود دارد که در حکم یک دریای بیکران است . آن گاه بر سطح آب این دریا ، کف هایی نشسته است و ما در این کف ها داریم زندگی میکنیم . فقط هم همین کف ها را میبینیم.. اصلا غافلیم از اینکه کف ، به خودی خود نمیتواند وجود داشته باشد و اینکه کف روی یک آبی است و آب روی یک جایی است و آن هم برای خود عالمی دارد. اینها را اصلا ما نمی بینیم. آنقدر این کف ، ستبر است و آنقدر غلیظ است و آنقدر ما در دل این کف فرو رفته ایم که از آب خبری نداریم و خبری هم نمی گیریم . ولی یک چشم تیزبین مانند چشم این عارف - یعنی چشم ِ تجربه ِ معنوی ِ او - به او میگوید که در حقیقت : «کف دریاست صورت های عالم » .
تمام این صُوَری که شما می بنید در مقام ِ تمثیل مانند کفی است که بر روی آب نشسته و آب را از چشم شما پنهان کرده است . بطوری که اگر شما بتوانید کف را بشکافید و فروتر بروید ، آن وقت تازه به آب میرسید و تازه میفهمید که اصلا چه غفلتی داشته اید و خودِ کف را حقیقت می پنداشتید در حالی که حقیقت در زیر این کف که حجاب است ، قرار گرفته است.
✍دکتر #عبدالکریم_سروش
📝 #صورت_های_عالم
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
يک شكاک حتى اگر با سخن گفتناش همهگونه مصيبت را بر جهان نازل كند باز هم رجحان دارد بر اين دهانهاى بينوايى كه اندكى از هر چيز را مىچشند و شک را بدون آشنايى با آن درمان مىكنند و بنابراين بهطور كلى علت بىواسطهى فورانِ وحشى و مهارناپذير شکاند.
✍ #سورن_كىيركهگور
📚 #ترس_و_لرز
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #مثنوی_دفتر_عشق
این چه شگفت دارویی است که سترگترین دردهای انسانی را درمان است! این چه خوش نوای دلکشی است که پیوسته از دوست، در گوش طنین انداز است! این چه هوایی است که همواره پاک است از هوی! این چه کلامیست که در عین بیرنگی، رنگین است! این چه معنایی است که گفتن بی گفتن است! این چه آبی است که تشنگی فرای تشنگی است! و این چه آتشی است که دوزخ آشام است و خدای جای!
#مثنوی دفتر عشق است؛عشق حاصل کلام #مثنوی است.
#مثنوی فرزند صالح قرآن شریف است. و عجب فرزندی شایسته. میراثبر آن کلام سحر حلال است و چه امینی بزرگ.
#مثنوی داستان دوستان است انبیای دلسوز و جان فدا. اولیای یکرنگ و باصفا.
#مثنوی بیداری و خواب است؛ بیداری جاهلان و منکران، خواب بخردان و عارفان
#مثنوی فلک الافلاک سرور و محبت است و حضور و غیبت؛ حضور در حضرت جانان و غیبت از این خاکدان.
#مثنوی روشن رخش زیبای ذکر است و ناپیدا سیمرغ فکر
#مثنوی شورش درون است و غوغای دامن چاکان
#مثنوی بند است و رهایی؛ بند در درد و رهایی از نفس
#مثنوی سرمشقی است از آموزگار معرفت و گلدسته ای است از گلزار محبت
#مثنوی ندای جانفزای حق است و خاموشی مطلق
#مثنوی ژاله های تر و روان آن است، بر رخساره قلب
#مثنوی رقص در رقص نور است و عرس در عرس شور
#مثنوی گامهای زلال سحر است و جستار آن همیشه بود در نمود
#مثنوی نمایش یگانه بلند بالای جمال و درخشش دردانه نوری است که هستی از او زیبا شد و رنگ یافت.
و شگفت نیست که هر کس از این نامه محبوب،بهره ای فراخور خود میگیرد و ناب میشود و آب، پاک میشود و خاک.
و سخن کوتاه و زیبنده ترین گواه؛
مثنوی ما دکان وحدت است
غیر واحد هر چه بینی آن بت است
✍ #محمدرضا_لاهوری
📚 #مکاشفات_رضوی / #مولوی
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
روزی یک نفر فرانسوی از #هگل درخواست کرد که فلسفهی خود را در یک جمله خلاصه کند. ولی موفقیت او مثل موفقیت آن کشیش که از وی پرسیده بودند تا بر یک پای ایستاده است تعریفی از مسیحیت بکند، نشد. کشیش بهسادگی جواب داده بود که «همسایهات را چنان دوست بدار که خود را دوست میداری.» هگل ترجیح داد که جواب آن فرانسوی را در ده جلد بدهد؛ کتابها نوشته شد و به طبع رسید و تمام عالم دربارهی آن سخن میراندند ولی خود او شکایت داشت که «فقط یک نفر سخنان مرا فهمید، ولی او هم نفهمید.»
✍ #ویل_دورانت
📚 #تاریخ_فلسفه
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #انسان
انسان می تواند درباره ی اعمال خود قول بدهد و نه درباره ی احساسات خود؛زیرا احساسات کنترل ناپذیراند.آنکه قول می دهد که همیشه کسی را دوست خواهد داشت یا همیشه از کسی متنفر خواهد بود یا همیشه به کسی وفادار خواهد ماند، چیزی را قول می دهد که در توان او نیست؛ ولی او مسلما می تواند اعمالی را تضمین کند که، گر چه معمولا نتایج عشق ، نفرت و وفاداری هستند، ولی می توانند از انگیزه های دیگری نیز منبعث شوند:زیرا راه ها و انگیزه های فراوان می توانند به عمل واحدی منجر شوند.بنابراین قول دادن اینکه انسان همیشه کسی را دوست دارد به معنای آن است که : مادام که من تو را دوست بدارم با تو عاشقانه رفتار می کنم؛ اما هنگامی که تو را دوست نداشته باشم، کماکان به همان نحو با تو رفتار می کنم، هر چند در آن موقع رفتار من منبعث از رفتار انگیزه های دیگری است: به طوریکه در ذهن همنوعان این پندار باقی خواهد ماند که عشق [ما] هنوز پابر جا است و خلل در آن ایجاد نگشته است.
بنابر این آدمی هنگامی که با کسی بی آنکه خود را بفریبد از عشق جاودان سخن می گوید،تداوم ظاهر عشق را قول می دهد.
✍ #فریدریش_نیچه
📝 #انسانی_بسیار_انسانی
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #پلورالیسم_دینی
در روایات آمده است که "رب حامل فقه ال هو افقه منه". بسا کسی که حامل فقه است، یعنی حامل یک تعلیم دینی است اما خودش نمی داند چه گوهری در دست دارد. لفظی در اختیار اوست و روایتی بر زبان اوست و آنرا تحویل کسی میدهد که مطلب را از خودش بهتر می فهمد.
معنای همه اینها اینست که میتوان امر واحد را بدرجات مختلف فهمید و بطون کثیره آنرا مورد کشف و بازرسی قرار داد. لذا ما در عالم تفسیر همیشه #پلورالیستیک بوده ایم و عمل کرده ایم.
دین تفسیر شده نداریم. #اسلام یعنی تاریخ تفاسیری که از اسلام شده است و #مسیحیت یعنی تاریخ تفاسیری که از مسیحیت شده است. و معرفت دینی چیزی نیست جز همین تفسیرهای سقیم و صحیح.
#اسلام_سنی فهمی است از اسلام و #اسلام_شیعی فهمی دیگر. و اینها و توابع و اجزایشان، همه طبیعی اند و رسمیت دارند.
هیج دینی در طول تاریخو بدون چنین #کثرتی نبوده و نزیسته است. تاریخ کلام ادیان و مذاهب گواه این امر است.
همیشه هر فرقه ای خود را حق میدیده و دیگران را باطل میدانسته. هر فرقه ای می اندیشد که دیگران شاید تقصیری در بدفهمی خود نداشته باشند و مستضعف باشند و ملامتشان نتوان کرد. ولی خوشبختانه ما به فهم رسیده ایم و قوم برگزیده حق شده ایم. اما همین که پوسته این توهم دریده شود و آدمی از "برگزیده بودن" و "اقبالناک بودن" و "متفاوت" با دیگران بودن و "محبوب" خاص خدا بودن دست بکشد و خود را با بقیه بشریت، نشسته بر سر سفره واحد ببیند، آنگاه #اندیشه_پلورالیسم برای او جذابیت خواهد داشت.
✍ دکتر #عبدالکریم_سروش
📚 #صراطهای_مستقیم
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #عید_قربان
دشمن خویشیم و یار آنک ما را میکشد
غرق دریاییم و ما را موج دریا میکشد
زان چنین خندان و خوش ما جان شیرین میدهیم
کان ملک ما را به شهد و قند و حلوا میکشد
خویش فربه مینماییم از پی قربان عید
کان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا میکشد
آن بلیس بیتبش مهلت همیخواهد از او
مهلتی دادش که او را بعد فردا میکشد
همچو اسماعیل گردن پیش خنجر خوش بنه
درمدزد از وی گلو گر میکشد تا میکشد
نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقان
عاشقان عشق را هم عشق و سودا میکشد
کشتگان نعره زنان یا لیت قومی یعلمون
خفیه صد جان میدهد دلدار و پیدا میکشد
از زمین کالبد برزن سری وانگه ببین
کو تو را بر آسمان بر میکشد یا میکشد
روح ریحی میستاند راح روحی میدهد
باز جان را میرهاند جغد غم را میکشد
آن گمان ترسا برد مؤمن ندارد آن گمان
کو مسیح خویشتن را بر چلیپا میکشد
هر یکی عاشق چو منصورند خود را میکشند
غیر عاشق وانما که خویش عمدا میکشد
صد تقاضا میکند هر روز مردم را اجل
عاشق حق خویشتن را بیتقاضا میکشد
بس کنم یا خود بگویم سر مرگ عاشقان
گر چه منکر خویش را از خشم و صفرا میکشد
شمس تبریزی برآمد بر افق چون آفتاب
شمعهای اختران را بیمحابا میکشد
#مولوی غزلیات/ #دیوان_شمس
مولوی میگوید وقنی که ابراهیم همت گماشت بر قربانی کردن اسماعیل ، عید قربان از آنجا متولد شد ، یک عید ما داریم که کسی حاضر عزیز ترین چیز خود را از دست بدهد یا جان خود را بی افشاند از اینجا عید اغاز می شود و وقتی گوسفندی را قربانی می کنند ، نماد سنبلی است از این جان دادن و خود را فدا کردن و گذشت کردن از خویشتن ، مولوی نیز به همین اشاره دارد ، ما که نهایتا میخواهیم خودمان را قربانی محبوب بکنیم ، پس خود را فربه تر کنیم «خویش فربه مینماییم » ، قربانی لاغر به کار محبوب نمی آید ، چگونه شما میتوانید خود را فربه کنید ؟! یک موجود کمال یافته ، رشد یافته ، مهذب ، آراسته به همه اوصاف حمیله ، این قربانی فر به ای است که باید به درگاه خداوند برد.
«خویش فربه مینماییم از پی قربان عید» عید ما همان وقتی است که این قربانی صورت می گیرد و ما می کوشیم برای ان روز هر چه آماده تر باشیم و هرچه را که میتوانیم کسب کنیم تا بر فربه ای روح ما بی افزایید کسب کنیم و آنگاه خود را عرضه کنیم و سپس گران ترین چیزهایی را که میتوانیم در اختیار او بگذاریم ، شما اگر یک موجودی باشید بی بهره از اختیار ، بی بهره از بینش ، چون ان عنصر های مقدم انسانیت اینها هستند ، بی بهره از عقلانیت و درک کافی به قول مولوی صید لاغری هستید ، اما وقتی که فربه تر شدید آنگاه است که میتوان خود را عرضه کرد.
✍دکتر #عبدالکریم_سروش
📝 عید قربان
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ متنی بسیار خواندنی از #امین_جباری راجع به #عید_قربان
@jabbariamin
نگاهی دیگر به #عید_قربان
"بت ها شکستنی بودند و باورها ماندنی.
چه ساده دل بود ابراهیم!"
#ابراهیم شاید با خوش دلی و ساده انگاری خود، گمان برد که با #شکستن_بت_ها بیرونی،نقطه ی پایانی را بر #بت_پرستی_آدمی خواهد نهاد، غافل ازآنکه، بت اصیل و بنیادی، در #درون_آدمی همان فهم غلط او از #بنیان_حقیقت است.
بت بیرونی شکست اما چه تلخ که آدمی همچنان دل مشغول پرستیدن بت های #ذهنی غیر معقول خویش گشت...
ار روزگار قدیم تا جدید، شوربختانه آن بت عمومی که گریبان آدمی را گرفته است، #ظاهر_پرستی اوست. آدمی به جای اینکه غور در هسته و معنای اصیل مناسک و مفاهیم کند، روی پوسته این مفاهیم و مناسک، شناور میگردد که شنای در سطح،بسیار سهل تر از غور در عمق است!
یکی از مصادیق این آفت، همین عید قربان، و قربانی کردن حیوان بی زبان به جای قربانی کردن نفسانیت و اژدرهای درون(نفس و نفسانیت) است!
فلسفه قربانی کردن،در کهن روایت دینی ابراهیم و اسماعیل، چیزی جز قربانی کردن "#منیت" ابراهیم که مصداقی از "عموم بنی بشر" است،نیست! او آنجا ناگزیر است که در مواجه با "#امر _قدسی" تمام دلبستگی های #انسانی و #جسمانی خویش را که نهایتا اصیل ترین آن #عاطفه_پدری است،قربانی کند تا شاید راهی به ساحت روحانیت ربوبی بیابد. -(جالب اینجاست که در این میان، #اسماعیل فرزند،خود غره به قربانی شدن در راه حق است که ابراهیم پدر برگزیده است که
"عشق می گوید به گوشم پست پست
صید بودن خوشتر از صیادی است"
و لذا در ره این سودا بی حذر،ز سر، آزادی میکند و "#سربازی" پیشه میگیرد و ابراهیم را به اجابت این خواسته که همان قربانی شدن اوست،تشویق و تحریک مینماید.)_ به فرجام و در این میان البته #قربانی_اصلی خود ابراهیم است: به تعبیر #سروش «پدری که تیغ بر گلوی فرزند گذاشته، بی گمان قبل او خود هزار بار #مرده است،که کشتن فرزند کشتن چیزی جز کشتن #خویشتن نیست.»
حال در این فحوا،ما عموم آدمیان،پوسته این #منسک را از ابراهیم گرفته ایم و عظمت و هسته ی درونی او را وا گذارده ایم! به جای اینکه #نفس_خویش قربانی کنیم، صرفا بطریق قراردادی، #گوسفند بی زبانی را می کشیم و بر جوی خون او،سرود فتح معنا و معنویت سر میدهیم! غافل از آنکه :
نفس خود قربان نما در راه او
نی که خون جاری کنی در آب جو!
به طور ظاهری و بیرونی،گوسفندی را می کشیم اما هر روز #گرگ درونمان را #فربه_تر و #دریده تر میکنیم:
ای شهان کشتیم ما خصم برون
زوبتر خصمی ما را در درون!
مولوی.
جالب اینجاست که هزینه این سوفهم مان را حیوانی باید با خون و جان خویشتنش بپردازد! به تعبیر زیبای شاعرانه ای،سهم گوسفند از زندگی، #لذت_کشتار_قصابانه ی ما میشود. چه عید فرخنده ای!
✍ #امین_جباری
📝عید قربان / کشتن نفس
@Soroush_Philosopher
@jabbariamin(کانال نویسنده)
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
در اين روزگار پرشتاب كه بشريت با سرعت وهم و خيال در جهانگردي پيش مي رود وپرده هاي اسرار آفرينش را يك يك بر مي گيرد و اينك بر تخت پادشاهي نشسته و با نشان دادن خاتم سليماني علم، ديو و پري و انسان و حيوان و آب و آتش را سان مي بيند اما در اين غرور و سرمستي از مقام آسماني خويش غافل مانده و به طوفان روزمرگي و گذران يك زندگي خالي از شكوه انساني و شوكت الهي نزديك مي شود، ادبيات مي تواند چون كشتي نوح ما را از بلندترين موج هاي غفلت و بيهودگي و گرداب هاي حرص و آز و نهنگ هاي نام و ننگ و سيلاب هاي زرپرستي و درد بي درمان درازدستي به آزادي و شادي ديگران، به سلامت بگذراند و بر بلنداي كوه "جودي" كه تخت شرافت انساني است بنشاند .
✍دکتر #حسین_الهی_قمشه_ای
📚 #گنجينه_آشنا– ص صد و بيست و پنج
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
قطعه زیبا #سما
آواز : #سالار_عقلی
کلام: #مولوی
آلبوم : #یار_مست
ای خیال اندیش دوری سخت دور
سر او از طبع کارافزا مپرس
چند پرسی شمس تبریزی کی بود
چشم جیحون بین و از دریا مپرس
@Soroush_Philosopher
🔴▪️ #میرزا_تقی_خان_امیر_کبیر
#اصلاحات_امیر
نخستین کار #امیر در صدارت،تحت نظم و امر درآوردن تمام مملکت بود. که با درایت #امیر تمامی فتنه ها خاموش شد.
بعد از آرام کردن کشور، #امیر به اصلاح ساختار اقتصادی کوشید. چنان سختگیری در کار مستوفیان کرد که همه آنها دشمن شدند. خزانه ای که کاردار سفارت انگلیس تشخیص داده بودکه سیصد هزار تومان بیشتر نیست،آنقدر شد که به اندازه باشد. تا جایی که سفیر انگلیس نوشت: "مدتی است که #شاه میخواهد برای تفریح به نواحی اطراف #تهران برود ولی #میرزا_تقی_خان بملاحظات مالی منصرفش داشته است".
مستمری ها را بکسانی میداد که کاری انجام دهند. صدها ده را که #میرزا_آقاسی به این و آن داده بود همه را جزو اموال دولتی قرار داد،مالیات گذشته را از #تیولداران خواست و بدین ترتیب فغان عده ای دیگر برآمد. برخی از #شاهزادگان به سفارت خارجی پناهنده شدند تا از مالیات معاف شوند. امیر در جواب پادرمیانی سفارت جوابهای دندان شکن نوشت و از حق دولت نگذشت.
گمرک را قانون تازه گذاشت و در سال نخست دویست هزار تومان عایدی برای مملکت ساخت. مواظبت او در کار اقتصاد حیرت آور بود.
در کار نیروی نظامی، اقدامات #عباس_میرزا را اصلاح کرد ولی آینده نگری او از آنجا پیداست که در تدارک نیروی دریایی برآمد.مستشاران نظامی را از افسران انگلیسی انتخاب کرد و به سفیر تاکید کرد که آنها "باید نوکر دولت ایران باشند و در ازای مواجبی که میگیرند نیکو خدمت کنند." شاخه نظامی #دارالفنون اولین دانشکده ای بود که شروع بکار کرد. در #تهران و #اصفهان کارخانه های اسلحه سازی دائر کرد. توپ ریزی #تبریز را از نو زنده کرد و باروت سازی را هم به آن افزود. دیوان عدالت در دوران او برپا شد.
#واتسن نوشته است" #میرزا_تقی_خان بر آن شد تا نیکبختی مادی مردم را فراهم کند و تمایلات نکوهیده آنان را مهار گرداند. این وزیر هدفی از آن عالی تر داشت و هر آینه تدابیرش ادامه می یافت. در اخلاق و کردار #ایرانیان تغییری اساسی و ریشه دار تحقق می پذیرفت." مبارزه با فساد ، رشوه خواری ، زور و بی عدالتی از جمله بنیانهایی بود که او گذاشت برای اخلاق و کردار مدنی. فرستادن پزشکان به ایالات، تامین آب #تهران از #کرج، تاسیس چاپارخانه، انواع سدها و پلها و بیمارستان در دوران او ساخته شد.
بیشترین کوشش او برای تربیت نیروی انسانی در #دارالفنون جلوه گر است.آنقدر به این اولین دانشگاه که به تک تک امورش نظارت داشت عشق می ورزید که آخرین نامه او به شاه در آخرین روز صدارتش در همین باره است.
و این همه جز از کسی که عاشق ایران و ایرانیان بود و بزرگی عالم را برای وطن خود میخواست و خود را پرورده این خاک میدید از چه کسی بر می آید.
✍ #مسعود_بهنود
📚 #کشتگان_بر_سر_قدرت
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
گذشته دیگران را بوده ، و اکنون و آینده مارا ست . گذشتگان هرچه کرده اند ، گذشته و رفته و ما پاسخده آن نمی باشیم . ولی اکنون و آینده را ما پاسخده می باشیم . و می باید کاری کنیم که زمان خود را فیروز و درخشان گردانیم .
✍ #احمد_کسروی
📝پیمان سال پنجم _ شمارۀ دو _ گفتار گذشته و آینده
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #پیکار_علیه_مسیحیت
( November 1887 -March 1888 )
کتاب دوم- #نقد_برترین_ارزشهای_گذشته
هرگز نباید #مسیحیت را بخاطر تباه کردن مردانی چون #پاسکال بخشید. هرگز نباید از پیکار با همین نکته در #مسیحیت بازایستاد. خواست درهم شکستن دقیقا نیرومندترین و شیرین ترین جانها. آرمان انسانی که #مسیحیت ابداع کرده است، خواستهای آن پیرامون انسان، "آری" و "نه" آن در ارتباط با آدمیان. اما ما با آرمانی پیکار میکنیم که با زیبایی ناسالم و فریبندگی زنانه خویش، با سخنوری موذیانه بهتان آمیز خود به همه بزدلیها و خودبینی های جانهای کسل رو میکند.
تو گویی این جان بدقواره ناچیز، انسان متوسط و گله وار و فضیلت مند، نه تنها بر نوع نیرومندتر، شریرتر، آزمندتر، معاندتر، اسراف پیشه تر و بنابراین نوع صد بار مخاطره آمیزتر بشر پیشی میجوید، بلکه هیچ چیز کمتر از آرمان، هدف، معیار و برترین "تمنا" برای نوع بشر به بار نمی آورد.
برپائی این آرمان، شوم ترین وسوسه ای بود که تاکنون در دل بشر انداخته اند. زیرا که با آن، قوی بنیه ترین استثنائات و نمونه های سعادتمند در میان انسانها که در آنان نابودی #اراده_قدرت و #اراده_رشد کل نوع #انسان گامی به پیش برداشت، به نابودی تهدید شدند.
علیه چه چیز در #مسیحیت پیکار میکنیم؟
علیه این که میخواهد نیرومندان را درهم شکند. علیه اینکه میخواهد دلاوری آنان را از دل و دماغ بیندازد.
علیه این در #مسیحیت پیکار میکنیم که او میداند که چگونه غریزه های شریف را مسموم و بیمار کند تا آنجا که نیرومندی آنها، #اراده_معطوف_به_قدرت شان به عقب بازگردد و به ضد خویش بدل شود. تا آنجا که نیرومندان در اثر زیاده روی در#خودخوارداری و #خودتباه_سازی از پا درافتند و نابود گردند.
آن شیوه هولناک نابودی، که #پاسکال نامدارترین نمونه آن است.
✍ #Friedrich_Nietzsche / #فردریش_نیچه
📚 #Der_Wille_Zur_Macht/ #اراده_قدرت
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #در_مخالفت_با_جامعه_باز
بزرگترین اصل این است که هیچکس ،چه مرد و چه زن بدون رهبر نباشد. یا ذهن کسی بدین خوی نگیرد که ،خواه به انگیزه حمیت ،غیرت و خواه از سر شوخی و بازی ،بگذارد شخصی به کاری به ابتکار خود دست بزند . بلکه در جنگ و در صلح مکلف است چشم به رهبر خود داشته باشد و با وفاداری از پیروی کند. و حتی در کوچکترین امور نیز تحت رهبری او باشد . فی المثل ، تنها به شرطی باید برخیزد یا بجنبد یا شستشو کند یا غذا بخورد که به او گفته شده باشد که چنین کند. در یک کلمه ،باید به عادت طولانی ،نفس خویش را چنین آموزش دهد که هرگز در خواب هم نبیند که مستقل عمل می کند و از بیخ و بن از انجام چنین چیزی ناتوان شود.
✍ #کارل_پوپر
📚 جامعه باز و دشمنان آن
📝 ترجمه #عزت_الله_فولادوند
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_
موسیقی عجیبی ست مرگ.
بلند می شوی
و چنان آرام و نرم می رقصی
که دیگر هیچکس تو را نمی بیند
#گروس_عبدالملکیان
به نام خداوند و عرض ادب و احترام خدمت عزیزان همراه و اهل تفکر و تعقل ، حقیقتا امروز صبح وقتی وارد سایت های خبری شدم ، یک خبر بسیار من را آشفته کرد و لازم دانستم چند خطی را جهت تسکین درد خود و دوستان و شاید خانواده آن عزیز بنگارم ، خبری پخش شد که آقای #بهمن_گلبارنژاد ورزشکار پاراالمپیک ایران در رقابت های جاده ای (شنبه) به دلیل سانحه ای درگذشت و این خبر بسیار ناراحت کننده بود اما پس از آن یاد دیالوگی از فیلم #Million_Dollar_Baby افتادم که آن را در ادامه برایتان قرار میدهم و تسلیت عرض میکنم خدمت مردم شریف ایران و خانواده عزیز از دست رفته و بالخص جامعه ورزش ، روحش قرین دریای رحمت الهی.
+من برات یک مبارز پیدا کردم و تو تبدیلش کردی به بهترین مبارزی که میتونست باشه.
_ من کشتمش
+ این حرفو نزن
مگی وقتی وارد باشگاه شد چیزی نداشت ، بجزء دل و جر آتش ، هیچ شانسی برای رسیدن به آن چیزی که میخواست نداشت.
یک سال و نیم بعد برای قهرمانی جهان مبارزه میکرد تو اینکارو کردی ، مردم هر روز میمیرن فرانکی ، در تمیز کردن زمین یا شستن ظرف توی رستوران ، می دونی قبل از مردن آخرین چیزی که از ذهنشون میگذره چی هست؟ " هیچوقت فرصت رسیدن به اون چیزی که میخواستم رو نداشتم" اما به خاطر تو مگی امروز این فرصت را داشت ، اگر امروز بمیره میدونی آخرین فکری که به ذهنش میاد چیه ؟ " فکر کنم کارمو خوب انجام دادم" ، من که وجدانم راحته.
#مورگن_فریمن
#کلینت_ایستود
اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ
اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ
اگر ملک سلیمانت ببخشند
در آخر خاک راهی عاقبت هیچ
#بابا_طاهر
✍ #ادمین_کانال
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
http://pendar.news/wp-content/uploads/2016/09/%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%DA%AF%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF.jpg
#هنر
#شعر
🔻🔻🔻
برای شاعر | امین جباری
یکی از حسرتهای فیلسوف دوران ساز مارتین هیدگر این بود که "افسوس نتوانستم شاعر شوم!"
او مقام شاعری را مقام "پیامبری" میدانست.
وقتی فکر میکنم میبینم به حق چنین است: شاعران دست کم پیامبران زیبایی اند در جهان یکسره به زشتی گراییده! به قول #بهروز_صدیق گرانقدر: "شاعر شعیر آغلادی،گوزلیک باغچا سی سولماسین دییه! /شاعر،شعر را گریست،تا باغچه ی زیبایی ها خشکیده نشود!".
علاوتا در بحبوحه ی این روزها که به تعبیر شاعرانه و واقع بینانه #فروغ دنیا به بطالت آبستن شده و ظلم را زاییده است، شعر در زبان شاعر،سلاحی میشود که با آن بتوان به قول #شاملو، همراه شن چو کره ای و هر آزاده ای که جان در ره آزادگی و ستیز با ظلم میگذارد،جنگ کرد.
در چنین فرازهای متعهدی،شعر مشت میشود،بر دهان اهریمن فریب.شعر نهیب میشود بر سر خفته ی خواب زده، شعر سپر میشود در قبال جرثومه ی فساد،شعر امید میشود در رگان و لبان خسته ای در سنگر...
و اینهمه از وجود شاعر بر میخیزد! شاعری که اگر نبود شاید رستاخیزترین نفس ها را با جهان مبادله میکردیم!
این "وجود" و "بودن" را به انسان تبریک میگویم. بودنتان مبارک ما باد شاعران متعهد.
✍ #امین_جباری
🌱کانال شخصی:
📝 @jabbariamin
🔺🔺🔺
میان مردم عقل از هر چیز بهتر تقسیم شده است؛ چه، هر کس بهرهی خود را از آن، چنان تمام میداند که در مردمانی که در هر چیز دیگر بسیار دیرپسندند، از عقل بیش از آنکه دارند آرزو نمیکنند و گمان نمیرود همه در این راه کج رفته باشند بلکه باید آن را دلیل دانست بر اینکه قوهی درست حکم کردن و تمیز خطا از صواب، یعنی خرد یا عقل طبعاً در همه یکسان است و اختلاف آرا از این نیست که بعضی بیش از بعض دیگر عقل دارند بلکه از آن است که فکر خود را به روشهای مختلف بهکار میبرند و منظورهای واحد در نظر نمیگیرند. چه، ذهن نیکو داشتن کافی نیست بلکه اصل آن است که ذهن را درست بهکار برند و نفوس هرچه بزرگوار باشند همچنانکه به فضائل بزرگ راه میتوانند یافت، به خطاهای فاحش نیز گرفتار میتوانند شد و کسانی که آهسته میروند اگر همواره در راه راست قدم زنند از آنانکه میشتابند و از راه راست دور میشوند بسی بیشتر میروند.
من دربارهی خود هرگز گمان نبردهام که ذهنم از هیچ جهت درستتر از اذهان عامه باشد، بلکه غالباً آرزومند شدهام که کاش مانند بعضی کسان فکرم تند یا خیالم واضح و روشن یا حافظهام وسیع و حاضر میبود و جز این صفات چیزی نمیدانم که برای کمال ذهن بهکار باشد؛ چه، عقل را چون حقیقت انسانیت و تنها مایهی امتیاز انسان از حیوان است در هر کس تمام میپندارم و در این باب پیرو عقیدهی اجتماعی حکما هستم که میگویند کمی و بیشی، در اَعراض است و در هر نوع از موجودات، صورت یا حقیقت افراد بیش و کم ندارد.
✍ #رنه_دکارت
📚 #گفتار_در_روش_راهبرد_عقل
📝 ترجمه: #محمدعلی_فروغی
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
خرد ستیز بودنِ پاره ای از فتواهای فقهی از تلقی ندارست از ماهیت فقه و نشاندن آن به جای علم اخلاق و علم حقوق سرچشمه میگیرد. اگر فقیهان قلمرویی را که در آن صلاحیت اظهار نظر دارند مراعات کنند و در صورت نیافتن دلیل نقلی به سود حکمی به این ادعا اکتفا کنند که «چنین حکمی در شریعت اسلام وجود ندارد» و از نفی الزام اخلاقی یا عرفی موجود درباره آن موضوع خودداری کنند، چنین فتاواهایی خردستیز نخواد بود.
✍ دکتر #ابوالقاسم_فنایی
📚اخلاق دین شناسی صفحه 272
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
در همه اوقات و همه لحظات زندگی، نیایش برای ما امکان پذیر است . زیرا همیشه روزنه هایی از دیوارهای این کیهان کهنسال به سوی بی نهایت باز است و ما از رصدگاه این کالبد خاکی همواره می توانیم آن سوی جهان را نظاره کنیم، ولی سرود نیایشی که از اعماق جان بر می آید به احساس خاموشی مطلق در جهان طبیعت شور و اشتیاقی دارد، شاید روح انسانی در خاموشی مطلق، راز دیگری در می یابد . برای همین است که نیایش شبانگاهی لذت وصف ناپذیری دارد . گاهی هیجان روحانی ما هرگونه احساس لذت را زیر پا نهاده و به مافوق لذت گام گذاشته و به مقام ابتهاج که در ذات روح ما نهفته است نائل می گردیم.
شاید در آن هنگام که تاریکی مطلق، فضای پیرامون ما را در بر میگیرد :
"راه خورشیدی ما از دل شب میگذرد"
✍ #علامه_جعفری
📝 #زندگی
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
گاهی اتفاق میافتد که خود را بیگانه مییابی و خود را سرزنش میکنی که چرا از راهی که دیگران رفتهاند پیروی نمیکنی این فکر را از خودت دور کن، آتش را نگاه کن، ابرها را نگاه کن، وقتی که احساسات غیبی سر رسیدند و وحشت زمزمه آغاز کرد به آن زمزمهها گوش بده بدون اینکه از خودت بپرسی این خوشآیند آقا معلم، پدرت یا خدایی خواهد بود زیرا با این وضع انسان به خود آسیب میرساند و به صورت اجسام کنار جاده در میآید تا سرانجام مبدل به سنگواره گردد!
✍ #هرمان_هسه
📚 #دمیان
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #عید_قربان
و اکنون در منایی، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آوردهای؛
اسماعیل تو کیست ؟
چیست ؟
مقامت ؟ آبرویت ؟ موقعیت، شغلت ؟ پولت ؟ خانهات ؟ باغت ؟ اتومبیلت ؟ معشوقت ؟ خانوادهات ؟ علمت ؟ درجهات ؟ هنرت ؟ روحانیتت ؟ لباست ؟ نامت ؟ نشانت ؟ جانت ؟ جوانیت ؟ زیباییات... ؟
من چه میدانم ؟ این را تو خود میدانی، تو خود آن را، او را، هر چه هست و هر که هست، باید به منی آوری و برای قربانی، انتخاب کنی؛
من فقط میتوانم نشانیهایش را به تو بدهم:
آنچه تو را در راه ایمان، ضعیف میکند، آنچه تو را در رفتن، به ماندن میخواند؛
آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید میافکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگیاش نمیگذارد تا پیام را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به فرار میخواند، آنچه تو را به توجیه و تأویلهای مصلحتجویانه میکشاند و عشق به او کور و کرت میکند؛ ابراهیمییی و ضعف اسماعیلیات تو را بازیچه ابلیس میسازد. در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت، در زندگیات تنها یک چیز هست که برای به دست آوردنش از بلندی فرود میآیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیموارت را از دست میدهی؛
او اسماعیل تو است، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء، یا یک حالت، یک وضع و حتی یک نقطه ضعف!
اما اسماعیلِ ابراهیم، پسرش بود!
✍ دکتر #علی_شریعتی
📝حج بزرگتر / سال 1350
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #مرگ_اندیشی
یکی از نکاتی که کمتر کسی در دین شناسی نقل کرده، مولانا بر آن انگشت نهاده و آن قصه مرگ اندیشی است. می گوید پیامبران مردم را مرگ اندیش کردند، اصلا مردم یاد مرگ نبودند، اصلا مرگ را طرد می کنند، نمی خواهند به آن فکر کنند. این درست است که از قول دشمنان انبیاء در دفتر سوم نقل می کند، دشمنان به انبیاء می گویند:
طوطی نقل و شکر بودیم ما
مرغ مرگ اندیش گشتیم از شما
ما خوش بودیم، ما نقل و شکر می خوردیم، ما اهل طرب و بازی و عیش و عشرت بودیم. شما آمدید یک چیزی انداختید در دل ما، فکر مرگ را که فکر مرگ باشید، گریبانتان را خواهند گرفت. اصلاً عوض کردید... این حرف مولوی است و خیلی حرف مهمی است. پیامبرها ما را مرگ اندیش کردند و این مرگ اندیشی یکی از لوازم زندگی انسانی است. اگر به فلسفه های قاره ای هم بروید آن وقت از آنها باید بشنوید که انسان باید مرگ اندیش باشد، بزرگان ما این را گفته اند و خیلی هم خوب گفته اند. مولوی این را خوب می داند و خیلی هم مرگ اندیش است و جزو لوازم دین شناسی اوست و این درس را از مکتب پیامبران هم گرفته است... ولی مواجهه مولانا با مرگ بسیار طربناکانه است. این مواجهه طربناکانه را در نهج البلاغه نمی بینیم. من مطلقاً منظورم این نیست که مولا علی از مرگ می ترسید، ولی این کیفیتی را که شما در مثنوی می بینید، خصوصاً در دیوان شمس می بینید، اصلاً آنجا نمی بینید. مولانا آدمی است که الگویش در زندگی ابراهیم بود که حاضر بود فرزندش را قربانی کند و اسماعیلی که حاضر بود، قربانی بشود. اصلاً عید قربان، عید واقعی بود برای مولوی. اصلاً عید، عید قربان است. برای اینکه آدمی قربانی می کند، آدمی به استقبال مرگ می رود. مرگ را یک عید تلقی می کرد:
من چو اسماعیلیانم بی حذر
بل چو اسماعیل آزادم ز سَر
فارغم از طمطراق و از ریا
قل تعالوا گفت جانم را بیا
آن غزل فوق العاده لطیفی که مولوی در دیوان شمس دارد:
دشمن خویشیم و یار آنکه ما را می کشد
غرق دریاییم و ما را موج دریا می کشد
زان چنین خندان و خوش ما جان شیرین می دهیم
کان ملک ما را به قند و شهد و حلوا می کشد
نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقان
عاشقان عشق را هم عشق و سودا می کشد
خویش فربه می نماییم از پی قربان عید
کان قصاب عاشقان بس خوب و زیبا می کشد
کشتگان نعره زنان یا لیت قومی یعلمون
خفیه صد جان می دهد دلدار و پیدا می کشد
این تعبیرات بلندی که مولانا دارد: « چون جان تو می ستانی حق پرور است مردن / حقا ز جان شیرین، شیرین تر است مردن»... من یک وقت این ابیات مولانا را برای عده ای می خواندم، گفتند آقا شما دارید میل مردن را در ما زنده می کنید! آدم دلش می خواهد همین جا بمیرد. گفتم نه، این مردن هم که مولانا می گوید، لزوماً مردن بدنی نیست، مردنی است که از طریق عشق است. سخنانش فوق العاده لطیف است. عشق می کرده با مرگ...
✍دکتر #عبدالکریم_سروش
📝برگرفته از سخنرانى علی ابن ابیطالب (ع) و مولانا جلال الدین بلخی
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
نوشته ای بسیار تامل بر انگیز،در باره ی #عید_قربان
از ✍ #امین_جباری
بت شکستن سهل باشد، نیک سهل
سهل دیدن نفس را، جهل است جهل
#مولانا
🆔 @Soroush_Philosopher
🔴▪️ #اخلاق
آنقدر تامل و تفکر درباب زندگی نکنید که خود زندگی از دست برود
. شما درباره زندگی نمیتوانید آن قدر تأمل و تفکر کنید که وقتی که زمان به نتیجه رسیدن تأملات و تفکراتتان است، آن وقت ببینید که خود زندگی از دست رفته است. مثل این میماند که شما منزل من به مهمانی بیایید ومن بروم از فریزر یا یخچال یخ بردارم، بیرون بگذارم و بگویم یخ را در چه شربتی بریزم؟ در این شربت بریزم؟ در آن شربت بریزم؟ در آبمیوه بریزم؟ آن قدر تأمل و تأمل و تأمل کنم و وقتی به نتیجه میرسم که دیگر یخها همه آب شده و از دست رفته باشند. اکثر ما آدمیان ، اگر اهل تأمل کردن در مورد زندگی باشیم، آنقدر در پیچ و خم این تأملات فرو میغلتیم و گم میشویم که وقتی میفهمیم که آها! پس باید این گونه زندگی کنیم! آن وقت دیگر آن زندگی نیست که بکنیم و از دست رفته است و یخ ها آب شده و با آن یخ های آب شده دیگر نمی توان کاری کرد.
این است که از قدیمالایام و از زمانی که بشر، تاریخ مکتوب دارد کسانی درصدد برآمده بودند که نگذارند عمر ما با همه این تأملات و تفکرات به نتیجه ای برسد دیر وقت. و بنابراین می آمدند حاصل تجارب زیسته زندگی شان را در اختیار ما میگذاشتند و میگفتند که حالا عالَم و آدم به هر صورتی که هست دیگر این نکات جزء مسلمات است، شما این مسلمات را داشته باشید و براساس این مسلمات زندگی تان را سامان دهید.
بنده هم امروز میخواستم که همین نکته را خدمت سروران عرض کنم که ما چه چیزهایی جزء مسلمات زندگی است ، که اگر صادق بودن این موارد را شهود کردیم ، البته این مسلمات چنان است که هر کسی مسلّم بودنش را شهود می کند ، این ها را در زندگی بکار ببندیم و خودمان را در پیچ و خم مسائل فقط وقتکُش و فقط به تأخیر اندازنده ی آنچه باید کرد ، نکنیم.
✍ #مصطفی_ملکیان
📚اخلاق کاربردی ، ج اول
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
قطعه زیبا #سما
آواز : #سالار_عقلی
کلام: #مولوی
آلبوم : #یار_مست
ای خیال اندیش دوری سخت دور
سر او از طبع کارافزا مپرس
چند پرسی شمس تبریزی کی بود
چشم جیحون بین و از دریا مپرس
@Soroush_Philosopher
🔴▪️ ذکر شیخ ابوبکر واسطی
و گفت: بیزارم از آن خدای که به طاعت من از من خشنود شود و به معصیت من از من خشم گیرد پس او خود در بند من است تا من چه کنم...
و گفت: ما مبتلا شدیم به روزگاری که نیست در او آداب اسلام ونه نیز اخلاق جاهلیت ونه احکام خداوندان مروت...
در وقت وفات گفتند که ما را وصیتی کن گفت: ارادت خداء تعالی در خویشتن نگاه دارید.
دیگری وصیت خواست گفت: پاس اوقات و انفاس خویش را نگاهدار
... رحمةالله علیه...
✍ #عطار_نیشابوری
📚 #تذکرة_الاولیاء
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #پلورالیسم_دینی_ در #تئوری_قبض_و_بسط
امروز پلورالیسم دینی بر دو پایه بنا میشود:
یکی تنوع فهم های ما از متون دینی و دومی تفسیرهای ما از تجارب دینی.
آدمیان هم در مواجهه با کتابهای منزله و هم در مواجهه با امر متعالی، محتاج تفسیرند و از #متن_صامت با تجربه خام بابد پرده برداری کنند و آنها را بصدا درآورند. این پرده برداری و اکتشاف، یک شکل و شیوه ندارد و بی هیچ تکلفی، متنوع و متکثر میشود و همین است سر تولد و حجیت پلورالیسم درون دینی و بیرون دینی.
من در نظریه #قبض_و_بسط کوشیده ام تا راز تکثر فهم دینی را توضیح دهم و مکانیسم های آنرا بیان کنم.
اجمالا سخن در قبض و بسط اینست که فهم ما از متون دینی بالضروره #متنوع و #متکثر است و این #تنوع و #تکثر قابل تحویل شدن به فهم واحد نیست. و نه تنها متنوع و متکثر است بلکه #سیال است. دلیلش هم اینست که متن، صامت است و ما همواره در فهم متون دینی و در تفسیر آنها خواه فقه باشد، خواه حدیث، خواه تفسیر قرآن از انتظارات و پرسشهایی کمک میگیریم. خواه شما به این مکانیسم یابی معتقد باشید، خواه نباشید، اصل این معنارا نمیتوانید انکار کنید که #کتاب_الهی و #سخن_پیامبر تفسیرهای متعدد برمیدارد.
کلام الهی ذوبطون است و سخن حق چند لایه است. بطوریکه وقتی پوسته اول را برمیدارید، سطح دیگری از معنی بر شما نمودار میشود.
این مختص کلام الهی نیست. وقتی به سخنان بزرگانی چون #مولانا و #حافظ در زبان فارسی و به سخن بزرگان دیگر در زبانهای دیگر مراجعه کنید همین لایه بودن و تو در تو بودن را خواهید آزمود.
همین ذوبطون بودن است که طراوت و جاودانگی کلام را حفظ و تامین میکند.
سرمایه ادیان همین بیانات نافذ و دل شکاف و پرمغزی است که همیشه برای هر کس چیزی برای گفتن دارند. وگرنه بسرعت ته میکشیدند فانی میشدند.
✍دکتر #عبدالکریم_سروش
📚 #صراطهای_مستقیم
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A
🔴▪️ #آزادی
علم را ببین که چه خیانت هولناکی به انسان کرد. اگر روشنفکری این خیانت بزرگ را نفهمد، خود قربانی رقت انگیز آن شده است و چه بسا که ناخودآگاه، همدست و همداستان این خیانت و نامش مسئولیت!
علم مذهب را کنار زد، دامن آن را در قرون جدید از صحنه زندگی انسان برچید و در معابد محصورش کرد و خود مدعی جانشینی آن شد و متعهد خوشبختی و آزادی و عدالت و کمال و نجات و حق طلبی و اخلاق علمی!
روشنفکران قرون جدید که از جمود و ارتجاع کلیسا و روحانیت بستوه آمده بودند، این دعوت را باور کردند، روح خدایی جایش را به بینش علمی داد و علم جانشین ایمان شد و آن چه را همواره مذهب از آن سخن میگفت، علم برعهده گرفت تا با ارزانی کردن ایدئولوژی انسان جدید را از آن بینیاز سازد.
بدین گونه، علم، خود را از پیوند مذهب رها کرد تا آزاد شد و انسان را نیز با وعده ایدئولوژی از ایمان جدا ساخت و به دنبال خود کشاند ،به این امید که «عشق به ارزشهای انسانی» که با خداپرستی در او گرم میماند و پرورش مییافت و از خاموشی و فراموشی و تزلزل و سقوط مصون بود، جایش را به «علم به ارزشهای انسانی» سپارد و آگاهی او را از روح و عقل منطقی از ایمان فطری و گرایش وجودی و وجدان اخلاقی بینیاز کند.
این چنین بود که یک بار دیگر، آدم عصیان کرد و این بار، میوه ممنوع علم بود و شیطان بورژوازی و مار پول!
(و شاید همان بار اول نیز همینها بودند! ؟ )
به هر حال دیدیم که با چنین توطئهای، علم، همگام آدم، از معبد بیرون آمدند تا علم، بجای عشق و ارزش، به نیروی تکنولوژی و سود برای انسان بر روی همین زمین، بهشت بنا کند. و دیدیم که بنا کرد، اما بهشت، بهشت شداد بود.
بهشتی که در آن، فقط پول است که حرف میزند. بهشتی که در آن، عشق، ارزش، دوست داشتن، فضیلت، شرف، فخر، هنر، زیبایی، معنی زندگی، لطیفترین رابطهها و زلالترین احساسها و عمیقترین پیوندها و اصیلترین سنتها و بلندترین آرمانها و قدسیترین ملکات و تمامی شور و شوقها و شعلهها و دغدغهها و انگیزههایی که از اعماق وجود انسان میجوشید و به زندگی و خانواده و پیوند و ادب و هنر و زیبایی و فرهنگ و ایمان ما سرازیر میشد و به بودن معنی میداد و به جهان روح و محتوی و احساس میبخشید، همه و همه چیز، چون کالایی در بازار معامله میشود.
✍ دکتر #علی_شریعتی
📝#آزادي / سال 1355
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_
برای بعضی ها مسئله خدا مسئله حل شده ای است. ممکن است تصور کنند خدا را شناختند و آن را مثل یک گوهر گرانبهایی در صندوق ذهن خود نهادند و از این پس به پرستش او مشغول خواهند شد. این شأن کسانی ست. اما آدمیان زیرک چنین نیستند.خدا برای آنها همیشه دغدغه فکری ست،همیشه مشغله فکری ست.
هر روز باید اینرا از روی طاقچه ذهن بردارند،گردگیری کنند و در این بلور نظاره بکنند و نکته ها و ابعاد تازه ای را پیدا بکنند و این کار تا وقتی انسانیت آنها و چالاکی ذهن آنها اجازه می دهد باید ادامه پیدا بکند.
✍دکتر #عبدالکریم_سروش
📝دین شناسی مولانا
@Soroush_Philosopher
❇️برای آشنایی بیشتر به ما بپیوندید💠
https://telegram.me/joinchat/BlvU_j1iiYNbW8m-z3pS_A