357
آموتخانه = خانهی آموختن ِ مردم عکسخانه/ قدیمیخانه / کتابخانه قزوین. رودبار الموت غربی (دیلمستان). روستای میلَک. خیابان جارمحله. کوچهی آموتخانه، فرعی عزیز و نگار. پلاک ۱۱۳ instagram.com/aamoutkhaneh تماس @aamoutpub 🌸سایت کتابفروشی آموت aamout.ir
باید ساعتها ایستاد
و استاد بهرام بیضایی را تشویق کرد
از صفحهی افشین هاشمی
@aamoutkhaneh
آکادمی تئاتر و موسیقی نیکوورس برگزار میکند
برای نخستین بار
دورههای تخصصی تئاتر تعاملی
توسط گروه تئاتر مجتمع بینالملل نیکو
با سابقه اجراهای متعدد بینالمللی
با حضور معلمان نیتیو
در محیطی امن و علمی
با ما تماس بگیرید:
09201875383
پنجم محرم سنه ثمان و ثلثین و اربعمایه (۴٣٨)، دهم مرداد ماه سنه خمس عشر و اربعمائه (۴١۵) از تاریخ فرس، به جانب قزوین روانه شدم و به دیه قوهه رسیدم.
قحط بود و آن جا یک من نان جو به دو درهم میدادند. از آن جا برفتم، نهم محرم به قزوین رسیدم. باغستان بسیار داشت بی دیوار و خار و هیچ مانعی از دخول در باغات نبود.
و قزوین را شهری نیکو دیدم، بارویی حصین و کنگره بر آن نهاده و بازارهایی خوب مگر آنکه آب در وی اندک بود و منحصر به کاریز ها در زیر زمین.
و رییس آن شهر مردی علوی بود و از همه صناعها که در آن شهر بود کفشگر بیشتر بود.
سفرنامه ناصر ِِ خسرو
@aamoutkhaneh
آواز کوکو
شعر و آواز: لقمان حسین زاده
برو به کوکو بگو کمتر آواز بخونه.
من دیگه از این زمونه خسته شدم.
به بلبل هم بگو کمتر گریه کنه.
دیگه کسی حالمو نمیپرسه.
قطعهی پناه
با صدای: محسن چاوشی
ترانهسرا: امید روزبه
تنظیمکننده: رضا فوادیان
گیتار الکتریک: عادل روحنواز
کمانچه: مجید مظاهری
میکس و مسترینگ: مهدی کریمی
ساخت موزیکویدئو: حمید نجفیراد
🎬 ◻️
بامداد خمار
کارگردان: نرگس آبیار
تهیهکننده: محمدحسین قاسمی
مدیر پروژه: مجیدرضا مصطفوی
نویسنده: حسین کیانی
(اقتباسی از رمان بامداد خمار نوشتهی فتانه حاج سید جوادی)
مدیر فیلمبرداری: پویان کفیلی
تدوین: مجید عاشقی
طراح صحنه: محمدرضا شجاعی
طراح چهرهپردازی: ایمان امیدواری
طراح لباس: پگاه ترکی
موسیقی: امیر توسلی
مدیر صدابرداری: امید عاشوری
طراحی و ترکیبصدا: نعیم مسچیان، ایرج شهرزادی
طراح جلوههای ویژه میدانی: رضا ترکمان
طراح جلوههای بصری: محمدرضا نجفی امامی
اصلاح رنگ: نیما دبیرزاده
@aamoutkhaneh
نادر افشار نادری (۱۳۰۵ در مشهد -۱۱ تیر ۱۳۵۸) فوتبالیست، انسانشناس و جامعهشناس اهل ایران است.
سال ۱۳۰۵ در مشهد به دنیا آمد. پدرش اسماعیل میرزا با شش واسطه از نوادگان نادرشاه افشار بود. خانواده میرزا اسماعیل هشت فرزند داشت که «نادر» کوچکترین این فرزندان بهشمار میرفت. نادر برادری به نام «داوود میرزا» داشت. این دو، شش خواهر نیز داشتند. نادر تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مشهد به پایان برد. برای تحصیل دانشگاهی به تهران آمد و در حین تحصیل رشته فلسفه و علوم تربیتی در دانشگاه تهران، در وزارت فرهنگ آن روز (وزارت آموزش و پرورش کنونی) به تدریس میپرداخت. در سال ۱۳۳۷ موفق به اخذ درجه لیسانس گردید و تحصیلات خود را در رشته جامعهشناسی در مؤسسۀ مطالعات وتحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران ادامه داد و در سال ۱۳۳۹ مدرک کارشناسی ارشد خود را دریافت کرد. آنگاه برای تحصیلات تکمیلی راهی کشور فرانسه شد. در فرانسه وی به تحصیل رشتۀ مردمشناسی پرداخت و در سال ۱۳۴۳ مدرک دکترای خود را در این رشته دریافت کرد.
پس از بازگشت به ایران، در سال ۱۳۴۴ و با موافقت غلامحسین صدیقی، به تدریس «مردمشناسی نظری» مشغول شد. افشار نادری همواره پژوهش را با تدریس ترکیب کرده بود. وی با گروههای تحقیقاتی مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی همکاری میکرد، تا سرانجام، با سه محقق دیگر یعنی جواد صفینژاد، هوشنگ کشاورز صدر و حسن پارسا، گروه عشایری را از درون گروه روستایی/ عشایری مؤسسه مطالعات اجتماعی جدا کرد و به آن استقلال بخشید و سرپرستی آن را به عهده گرفت.
وی در این جایگاه سفرهای پژوهشی بسیاری را انجام داد و بسیاری از نقاط ایران از قزوین به ترکمن صحرا، از کهگیلویه و بویراحمد به کوشک و باشت وبابوئی، از عشایرنشین شاهسون به ایل بهمئی را مورد بررسی قرار داد. انگیزه تحقیق او در کهگیلویه، مقاله علی بلوکباشی دربارهٔ ایل بهمئی بود. از سفرهای پژوهشی افشار نادری به این موارد میتوان اشاره کرد:
سفر به باقرآباد قزوین، منطقهٔ دشتابی بوئین زهرا در بهمن ۱۳۴۴ (نتایج این تحقیق منتشر نشده است). اولین سفر عشایری پژوهشگران گروه عشایری به سرپرستی او در تیر و مرداد ۱۳۴۵. در این سفر ۲۵ روزه ابتدا سراسر منطقه ترکمن صحرا تا نوار مرزی ایران و شوروی مورد بررسی پژوهشی عشایری قرار گرفت. پس از پایان این سفر قلمرو عشایرنشین شاهسون مورد بررسی پژوهشی قرارگرفته، سراسر منطقه، درهها و کوهستانهای عشایرنشین تا ابه حاتم بک و فرزندانش (سرپرست بزرگ شاهسونها) مورد مطالعه قرار گرفت (نتایج این تحقیق نیز منتشر نگردیده است)، سفر مقدماتی پژوهشی به کهگیلویه و بویراحمد (شش روز در زمستان۱۳۴۵:)، گروه پژوهشی عشایری در این سفر، بررسی مقدماتی در شش ایل منطقه را آغاز نموده و گزارشی در این مورد به سازمان عمران منطقهای کهگیلویه و بویر احمد ارسال داشت، ضمن معرفی و به دست دادن شناختی از شیوۀ زیست کوچندگی عشایر، ضرورت مطالعه طرح جامع یکساله را متذکر گردید.
وی بهعنوان یکی از متخصصان کوچ عشایر، از صاحبنظران اسکان عشایر بهشمار میرفت
@aamoutkhaneh
روز نادر
زادروز ۶۰ سالگی نادر میرزایی
نمایشنامهنویس، کارگردان و روزنامهنگار
چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴
۴ تا ۶ عصر
کتابخانه عارف قزوینی
قزوین
عکسها: مهشیدسادات فهیم
@aamoutkhaneh
سال ۱۳۶۱
اولین عکسی که ازم گرفته شده
عکاسی یاران. قزوین. منبع آب
معلم دوم ابتدایی روستای میلک، وسط سال تحصیلی گفته بود اگر ازش عکس نگیرید، کلاس سوم نمینویسماش.
شش ماه بعدش آمدیم شهر و رفتم دبستان دهخدا
چهل و سه سال گذشته از این لحظه
@aamoutkhaneh
فروردین ۱۳۸۸
جشنواره داستان افرا
داوران: محمدرضا گودرزی، بلقیس سلیمانی و یوسف علیخانی
عکس از مصطفی انصافی
@aamoutkhaneh
ننه گلندام
مادربزرگ عباس زارعی
بیوهکشی
خاموشان
الموت. دهک
@aamoutkhaneh
ندیده بودمش
آمد و سهگانه و خاموشان را برداشت.
گفت زاهو و خاما و بیوهکشی را دارم.
منتظر بودم ببینم خوانده با نه
گفت در جنگ دوازدهروزه، فقط با زاهو توانستم آن روزها را تحمل کنم.
لرزیدم.
و از خودم خجالت کشیدم که گاهی ناامید میشوم از نوشتن.
@aamoutkhaneh
آخرین باری که نسبت به انتشار کتابهایم در فضای مجازی اعتراض کردم، سر کتاب صوتی «بیوهکشی» در کستباکس بود که از عجایب روزگار، در کمتر از چند ساعت، کل فایلهای انتشاردهنده حذف شد.
اگرچه بسیار زشت و بد خوانده بود، اما غمگین شدم از این کارم. گفتم چه کاری هست خب. گذاشتند که گذاشتند.
امروز دیدم سایتی، کتاب «نسل سوم» (داستاننویسی امروز ایران) را منتشر کرده و تا عضوش نشوی و حق اشتراک هم ندهی، پیدیاف کتاب را بهت نمیدهد.
از شما چه پنهان، نه تنها ناراحت نشدم، خوشحال هم شدم.
احتمالا فهمیدند که امتیاز این کتاب ده سال است از نشر مرکز به نشر آموت منتقل شده اما به دلایلی که دوست ندارم بشکافم، مایل به انتشار دوبارهاش نبودم و نیستم.
همچنان این کتاب را دوست دارم. قدم اولام هست؛ اولین کتابم هست. بیست و چهار سال از انتشارش میگذرد اما در دسترس نبودناش خوشحالم میکرد.
گفتگوهای این کتاب را در دوره دانشجویی و بین سالهای۱۳۷۴ تا ۱۳۷۹ انجام دادم. نشر مرکز هم چکیدهای از کل گفتگوها (که نوارهای کاستاش موجود است) را در ۳۰۰ صفحه در سال ۱۳۸۰ منتشر کرد؛ به قیمت ۱۹۵۰ تومان.
همین
@aamoutkhaneh
زیاد گفت: هیچگاه کتابی نخواندم مگر اینکه به واسطهی آن، عقل ِ نویسندهاش را دریافتم.
طریح پسر اسماعیل گفت: عقل و اندیشهی آدمها از نوشتههایشان پیداست.
یزید پسر مهلب، وقتی که پسرش را به خراسان میفرستاد، گفت: هر وقت چیزی مینویسی، چندبار بخواناش، چون آن نوشتهای را که مهر میکنی، نشاندهندهی عقل توست. نوشتهی هر کسی میزان دانش او را نشان میدهد و فرستادهاش، نمایانگر عقل و دانش او.
از
کتاب
محاضراتالادبا
و محاورات الشعرا و البلغا
نوشتهی راغب اصفهانی
نشر الحیدریه
سه کتاب نایاب
از غلامحسین ساعدی:
۱. خیاو یا مشکینشهر
۲. اهل هوا
۳. ایلخچی
@aamoutkhaneh
حتی بگو یک کلمه.
دو هفته است یکی ساعت چهار صبح بیدارم میکند و مرا مینشاند اینجا اما بگو حتی یک کلمه نوشته باشم.
فقط موسیقی و چایی و ...
@aamoutkhaneh
دوستان سلام
کتابفروشی آموت آخر این ماه انبارگردانی دارد.
انبارگردانی، کاری است مثل خانهتکانی.
کالاها در سیستم کتابفروشی صفر میشوند.
از اول آمار گرفته میشوند.
و دوباره وارد سیستم میشوند.
همانطور که میدانید بیش از نیمی از کتابهای کتابفروشی آموت، قیمت قدیم هستند.
قاعدتا هنگام انبارگردانی، همهی کتابها بنا به قیمت چاپ آخر ِ ناشران، بهروزرسانی میشوند.
و قیمتهای قدیم خط خورده و بارکد جدید میگیرند.
تا جایی که همکارانم هماهنگ کردند کتابفروشی آموت از ۲۹ آبان تا ۳ آذر تعطیل است تا در آرامش، انبارگردانی کنند.
از امروز سفارش جدیدی از پخشیها نخواهیم داشت.
الان از آرمیتاخانم و جیمانخانم خواهش کردم لطفی در حق من و دوستان گروه آموتنوشت بکنند.
قرار بر این شد که تمام کتابها و کالاهای کتابفروشی، هم در سایت و هم در خرید حضوری شامل تخفیف بشوند.
(البته قیمت قدیم خودش نعمت الهی است و نیاز به تخفیف ندارد 😂)
پس تا دیر نشده، از این موقعیت خوب استفاده کنید.
صفای وجودتان
ارسال به سراسر کشور 👇🏻
aamout.ir
09368828180
یک فیلم قدیمی
از آموته و روزهای آمادهسازی آموتخانه
دوم آبان ۱۳۹۴
فیلم از حسن علیخانی
@aamoutkhaneh
دربارهی نادر افشار نادری
ورزشکار و مردمشناسی
@aamoutkhaneh
روز نادر
زادروز ۶۰ سالگی نادر میرزایی
نمایشنامهنویس، کارگردان و روزنامهنگار
چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴
۴ تا ۶ عصر
کتابخانه عارف قزوینی
قزوین
عکسها: مهشیدسادات فهیم
@aamoutkhaneh
یک سالهایی هُل داده شدم سمت ِ داوری جشنوارههای #داستان و بعد هم معلمی کلاسهای داستان. دو سه سالی مدام اینجا و آنجا دعوت میشدم. امروز صبح با دیدن عکسی که #مصطفی_انصافی، مودبترین نویسندهی ادبیات معاصر ایران، در صفحهاش منتشر کرده، به این موضوع فکر کردم که «واقعا این منم که کنار #بلقیس_سلیمانی و #محمدرضا_گودرزی، داوری داستان کردم؟ با چه جسارتی؟»
اصلا حتی یادم نیامد این جشنواره کجا بوده و چه سالی. فقط با دیدن لباسی که تنام هست و ساعت مچی ِ دستم فهمیدم باید بین سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ باشد که مصطفی نوشت: فروردین ۱۳۸۸ هست.
آن سالها شاید جایزههای قدمبخیر و اژدهاکشان و عروس بید، هلام داده بود آن سمت؛ نمیدانم. شاید هم نیاز ِ مالی بود که تن به این کار میدادم. شاید هم خودخواهی و نیاز به دیدهشدن بود، نمیدانم.
جز داوری جشنوارهی داستان ایلام به همراه #ابوتراب_خسروی و بلقیس سلیمانی، هیچ خاطرهای از آن سالها یادم نمانده.
اما خوشحالم خیلی زود و قبل از اینکه دیر بشود، فهمیدم چقدر بیسوادم دربارهی داستان.
سالهاست مینویسم اما جرات نمیکنم در معرفی خودم بگویم «نویسنده» و معلمی داستان، کاریست بس بزرگ که خیلی جرات میخواهد خودت را معلم داستان بدانی؛ یا جا بزنی در آن لباس.
همیشه فکر میکنم دیگر نمیتوانم بنویسم و هر بار تنها چند دقیقه بعد از نوشتن داستانی، حس نویسنده بودن بهم دست میدهد که بعد البته خیلی زود تسلیم میشوم که «این تو نیستی که مینویسی. تو تنها کاتبی هستی که در خلوت، آنی را که به تو نشان داده میشود، کلمه میکنی.»
نوشتن کار هر کسی نیست و حق میدهم خیلی، #یوسف_علیخانی را نویسنده ندانند و برای همین غمگین میشوم که حق با آنهاست.
روزی اگر نویسنده بشوم، حتما خبرتان میکنم.
/channel/aamoutkhaneh/6421
@aamoutkhaneh
روز نادر
زادروز ۶۰ سالگی نادر میرزایی
نمایشنامهنویس، کارگردان و روزنامهنگار
چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴
۴ تا ۶ عصر
کتابخانه عارف قزوینی
قزوین
@aamoutkhaneh