1023
جا برای معاشقه کم بود ما فقط مشاعره کردیم آبا عابدین
کاش باهات میومدم مینشستم کنارت
تا باهم به این آهنگ گوش کنیم
کاش میدونستی
من هنوز وقتی میام تو خوابت
اول آروم صدات میکنم
تا مطمئن بشم خوابیدی
آبا عابدین
پاهامو تو رودخونهای که از زیر تختخوابم رد میشد شستم
خیلی وقت بود صدای پای ماهیارو نشنیده بودم
اینارو هیچکس نمیدونه، توام به کسی نگو
توی خونهی خودم مدفونم
کشور من و تو قبرستونه
بندری بزن برقصی با من
این حقیقت لب کارونه
آبا عابدین
@aba_abedin_channel
تو فکر میکنی اگر خدا میفهمید
میتوانست باور کند
که ما هنوز اورا نبخشیدهایم؟
آبا عابدین
@aba_abedin_channel
ایران خانم عزیزم سلام
این روزها که همه نگران آیندهی خودشان هستند، من نگران توام، نگران آیندهی توام.
تو که شاهان بسیاری را دیدهای، مردمان زیادی را پناه دادهای و در تمام تاریخ خونهای بیشماری برای حفظ تو ریخته شده، تو که حالا اما تنهاتر از همیشهای.
گربهی غمگین من، من نگران گوشهای توام، نگران دستها و پاهای توام، نگران قلب توام.
نگرانم که مبادا یک تار مو از وجودت کاسته شود.
من هنوز با چینهای دامن دماوندت بغض میکنم، با چشمهایم برایت، بلوچی، کردی، لری، گیلکی، عربی، ترکی ... گریه میکنم و میدانم که دوباره روزی برای دریاها و جنگلها و کوهها و کویرهایت خواهم رقصید.
مادر جانم!
فرزندانت را ببخش.
ما خستهایم اما تورا فراموش نکردهایم.
جانم به قربانت، ما تورا رها نکردیم، رها نمیکنیم.
@aba_abedin_channel
بوی تو میآید
و من
مدام فکر میکنم
باید
در آغوش کشیده شوم
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
شعر: الیزابت برت براونینگ
خوانش: #آباعابدین
@@aba_abedin_channel
شعر: رضا براهنی
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
باید ببینمت تا مطمئن بشم
اسمت انار بود یا سورهی عسل
فرقی اگه نداشت، وقتی که میرسی
حی علی النگاه، حی علی البغل
#آباعابدین
#آدم_ابری
@aba_abedin_channel
زرهت رو از تنت درمیاری، شمشیرتو میذاری زمین و کنارش میخوابی.
اشک و خون رو از روی صورتت پاک میکنی
تو از همینجا بردی
چون دیگه نمیخوای بجنگی.
من هشت ریشتر درد همرامه
هفتاد فصل سرد همرامه
انقدر دلتنگم که میتونم
تهرانو با بغضم بلرزونم
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
فرزند رضوان ابوترابی در یکی از شعرهاش میپرسه: بابا داری گریه میکنی؟
در جوابش میگه
نه پسرم!
دود سیگار رفته تو چشمام.
منم همینطور.
@aba_abedin_channel
یادمه از لحظهای که تصمیم گرفتم به رفتن
تا روزی که تو فرودگاه شهر جدیدم بودم
دو هفته بیشتر طول نکشید
توی یه شعر میگم
"کفش هایت را که بیدار میکنی
یعنی دیگر رفتهای"
و رفتن برای من همین شکلیه
وقتی کفشها و چمدونا بیدار میشن
دیگه ما رفتیم
و وقتی به مقصد میرسیم دوباره کامل میشیم
با بخش سفر کردهی خودمون
با نیمهی رفتهی خودمون
که پیش از خودمون رسیده
رفتن برای من همیشه ترسناکه
و شاید برای همینه که همیشه
برای رسیدن عجله دارم
برای رسیدن به رفتهی خودم
چند وقتی بود که رسیده بودم
چند وقتی بود که با اینکه غریب بودم
اما غریبه نبودم
نه برای اینکه برگشته بودم
تنها برای اینکه کنار خودم بودم
کنار آدمی که نرفته بود
این شاید اولین نامه به رفتهی من باشه
نمیدونم چند وقت دیگه
شاید یه هفته دیگه، شاید یه سال دیگه
دوباره به خودم برسم
ولی تا اونروز دوباره با همهچی غریبم
چون من حالا که دارم اینو مینویسم رفتم
دوباره رفتم.
آبا عابدین
@aba_abedin_channel
از کتاب ماهی سیاه کوچولو
صمد بهرنگی
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
از کتاب تاریخ عشق
نیکول کراوس
برگردان: ترانه علیدوستی
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
باید به خانه میگفتم لانه
تا بیش از آنکه پرواز را به خاطر میسپردم
صدای بالهایت را میفهمیدم
حالا به تو شبیهترم
چون امروز پرنده بودم
و فردا هم اگر شکار نشوم
باز پرندهام
آبا عابدین
من لگد میزدم
و مادرم هنوز مرا دوست داشت
آبا عابدین
@aba_abedin_channel
آنها تورا پوچ میخواستند
جنازهات را رها کردند
ما فریاد میزدیم
گل از ما
گل از ما
گل از ما
آبا عابدین
@aba_abedin_channel
باد نمیاد و هوا سَمیّه
پر شده از ابر سیاه آسمون
شهر پر از وحشت و تاریکیه
مرگ رسیده به خیابونمون
پنجرهها بسته و قفلن درا
زندگی از یاد همه رفته که
هیچکسی اسمِ تو یادش نیاد
خونِ تو از دستِ همه میچکه
بیشتر از اینی که رفتی نرو
دورتر از جای به ظاهر وطن
نامه بده، شعر بخون، گریه کن
دور نشو از من و آوار من
دوری تو بیوطنم میکنه
کشور دلتنگیه اینجا، نرو
مارو به حال خودمون جا نذار
وضعیت جنگیه اینجا نرو
...
آبا عابدین
@aba_abedin_channel
شعر: رضا براهنی
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
قند در چای حل میشود
بیآنکه حجمی به آن اضافه کند
اما شیرینیاش هرگز تمام نمیشود
چگونه فراموشت کنم
حل شدهای در من
حالا هرکس مرا بنوشد
مزهی تو را چشیده
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
حرف کمی نیست
من تورا باندازهی تمام مردها دوست داشتم
یک تنه
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
میشه نوازشم کنی وقته گرفته حالم؟
میشه ببندی بالمو؟ آخه شکسته بالم
میفهمی چی میگم بهت؟ میبینی خستگیمو؟
میشه بذارم پیش تو چند روزی زندگیمو؟
انگار یه بغضی تو گلوم داره شکسته میشه
اینجوری که پلکای تو هی باز و بسته میشه
#آباعابدین
@aba_abedin_channel
شعر: احمدرضا احمدی
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
از کتاب ترلان
فریبا وفی
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
مرا در آغوش بگیر
امشب حتما غرق میشوم
و باید هرچه زودتر جلیقهی نجاتم را بپوشم
آبا عابدین
@aba_abedin_channel
بار دیگر شهری که دوست میداشتم
نادر ابراهیمی
خوانش: #آباعابدین
@aba_abedin_channel
قهوه اگر تلخ نبود
فالمان را در آن نمیجستیم
#آبا_عابدین
@aba_abedin_channel
صبح را به فرمایش لبخند آغشته میکنی
تا دودمان پنجره به گشایشی
و شجرهی باد به طرهای زنده شود
که نسل بعدی باران
عطرت را به خیابان بیاورد
تو رواجِ آسایشِ قطرهای
بر آوندِ برگی سبز
تکاملِ دانهی بیجانی
بر الیافِ مرتعی آزاد
در تو سکوت صداست
صدا رنگ است
و رنگ مردمکی آرام و آسوده
که خیره به آسمان
پرندگان را به خانه فرا میخواند
چه باید باشم
تا مسیر همیشگیِ آفتاب بر گندمزار را
با نسیمِ تشنهی انگشتانم بیارایم؟
من اگر پرنده نباشم
چگونه باید در اشتیاق سکوتت
صدای چیرهی آسمان بر ابر را بشناسم؟
من اگر پرنده نیستم چهام؟
آبا عابدین
@aba_abedin_channel
نه!
هنوز نمیتوانم دستهایم را
از چشمم جدا کنم
پترسام،
که اگر دست بردارم
تهران را آب میبَرد
#آباعابدین
@aba_abedin_channel