4727
✅شاعر، نویسنده و فعال فرهنگی ✅دانش آموخته علوم سیاسی در دانشگاه تهران
🍀فصل جاودانگی🍀
آوازهخوان پیر که پرواز کرد و رفت
بغض از گلوی خاطرهها باز کرد و رفت
عمری پرندهوار به دنبال یار گشت
از سوز عشق، توشهی ره ساز کرد و رفت
هم خاکسار مردم بازار و کوچه بود
هم بر خواص، فضل خود ابراز کرد و رفت
در هر شیار صفحه، صدایش به چرخش است
فصلی ز جاودانگی آغاز کرد و رفت
از حیلهی تجدد و جادوی ابتذال
دوری گزید، با هنر اعجاز کرد و رفت
موسیقی غریب وطن را به قلهها
چون پرچم سهرنگ، سرافراز کرد و رفت
آواز او ز خاطر "گلها" نمیرود
بس باغها شکفته به آواز کرد و رفت
ایرج که شوق صحبت یاران رفته داشت
رو سوی تاج و خرم و شهناز کرد و رفت
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️ریسمان وحی▪️
تنها نه بی تو مکه و یثرب گریستند
اهل زمین به مشرق و مغرب گریستند
در حجرهی تو جامه دریدند، اهل بیت
پشت درت، ملائک حاجب گریستند
چون چیده شد ز روی زمین، ریسمان وحی
در مکتبت مرکب و کاتب گریستند
ای آفتاب هر دو جهان، در غروب تو
چون بارش شهاب، کواکب گریستند
تا غایب از نظر شدی ای ترجمان غیب
در ماتم تو حاضر و غایب گریستند
تنها نه مسلمین، بشریت یتیم شد
ادیان به سر زدند و مذاهب گریستند
عمری گریستی و چو رفتی، سلالهات
بسیار در هجوم مصائب گریستند
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️اربعین▪️
بعد از هزار و سیصد و اندی سال اهریمن از نگین تو میترسد
شمشیر کین هنوز به قربانگاه از حلق نازنین تو میترسد
آن آتشی که خیمهگهت را سوخت گرم است همچنان به خردسوزی
چون کاهدان، بساط فریب اما از آه آتشین تو میترسد
شیپور مکر و مضحکه و تحریف، امروز نیز در کف رندان است
بانگش رسیده تا به فلک اما از منطق متین تو میترسد
تزویر، از صراحت رفتارت زور و زر از تبلور ایثارت
توجیه، از فصاحت گفتارت تردید، از یقین تو میترسد
خودکامهگان تجسم آن سنگاند سنگی که خورده بود به پیشانیت
خونت هنوز مانده به دامانش اما خود از جبین تو میترسد
آن نی که در سفر، سر خونینت آیات وحی بر سر آن میخواند
در کوی و برزن است هنوز اما از صوت دلنشین تو میترسد
امروز اگرچه مغرب ویرانگر تسخیر کرده است ثریا را
با گنبد دفاعی پولادین از عزم آهنین تو میترسد
تا نشنود بشر کلماتت را اصحاب شر به هلهله مشغولاند
چون لشکر یزید ولی دشمن از بانگ پرطنین تو میترسد
بنگر که ساحران نوین از عجز سر را بر آستان تو میسایند
ای وارث کلیم! هنوز آن مار از جوف آستین تو میترسد
سوی تو آمدند پی پابوس، مردم ز شرق و غرب چو اقیانوس
زین رو سپاه سفسطه و سالوس از شور اربعین تو میترسد
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
https://B2n.ir/pq6054
▪️خزانهی غیب▪️
پانصد تومن زدم به حسابت شرمنده زین سیاه پشیزم
از مادرت قبول کن این را دیگر نداشتم که بریزم
چیزی بخور اگرچه نه قابل، چیزی بخر به قیمت نازل
این هم به دستم آمده مشکل زیرا نه پست هست و نه میزم
بگذار صاحبان مناصب میلیاردها تومن بفرستند
آن سوی آب بهر عزیزان، اینقدر سهم ماست عزیزم
بگذار سرخوش از صله باشند دزدان، شریک قافله باشند
از رانت، مست هلهله باشند غافل ز آه زلزلهخیزم
چیزی نخوردی و نخریدی از دام خورد و خواب رهیدی
ایکاش مثل چون تو شهیدی من هم از این قفس بگریزم
پانصد تومن زدم به حسابت غافل که همزمان شده واریز
سرمایهای برای تو از عرش، مافوق هستی و همه چیزم
حالا تو از خزانهی داور واریز کن به سینهی مادر
صبری چنان که تا دم آخر با خصم قاتلت بستیزم
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
تقدیم به روح بلند شهید زهرا حداد عادل
▪️ستون عرش▪️
ای خوشا در عشق چون زهرای اطهر سوختن
مهر جاویدان شدن در راه حیدر سوختن
در سبکباری خرامان مثل سروی در چمن
در وفاداری چو شمع از پای تا سر سوختن
در هجوم اشقیا تقدیر زهرا سیرتان
نیست جز در پشت آن دیوار و آن در سوختن
تو ستون عرشی و ما استن حنانهایم
سهم تو در وصل بود و سهم ما در سوختن
تا که بسپاری ولایت را به دست صاحبش
انتخابت بود پیش چشم همسر سوختن
کودکانت را چه غم؟ چون انس دارند از ازل
مثل اولاد علی با داغ مادر سوختن
مرغ حق بودی شدی سیمرغ در عرش برین
کی توان ققنوس قاف عشق را پر سوختن
تا شوی مضمون شعر سالکان راه عشق
ای خوشا چون مصرعی در بیت رهبر سوختن
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️بر آستان رضا (ع)▪️
به جهان، نور ایزد آوردی
شور و مضمون بیحد آوردی
روح مستی به زهد بخشیدی
عاشقی را به معبد آوردی
پرچم اقتدار ایران را
از شبستان به گنبد آوردی
رونق از خون سرخ تا محشر
به رواق زبرجد آوردی
در ره حق ز خانوادهی خود
کشتهگانی سرآمد آوردی
پی تابوتشان جهانی را
به خیابان و مرقد آوردی
اهل عالم شدند خونخواهت
قاصدان را به مقصد آوردی
سر سپردی بر آستان رضا
کربلا را به مشهد آوردی
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️بر دامن رضا▪️
باز این چه شورش است خدایا؟ پیغمبرا حسین شهیدا
از کربلا به داد دلم رس سقای تشنه، سرو رشیدا
در ماتمی که سوخته جان را هم جان شیعه را و جهان را
یاری کنید امام زمان را شیخ صدوق و شیخ مفیدا
پیری که خواب خصم برآشفت عمری جهاد کرد و به خون خفت
در وصف او جز این چه توان گفت: عاش سعید و مات سعیدا
این ملک، لطمهها ز خزان دید هم بیشمار داغ جوان دید
اما قیامتی که عیان دید تشییع توست، پیر فقیدا
شد کربلا دوباره مجسم ای داد از این اسیری و ماتم
بعد از تو ما چگونه بمانیم در شام تیره، صبح سپیدا
اینک رهیدی از غم ایام در مشهدالرضا شدی آرام
آسوده سر گذار و بیارام بر دامن مراد، مریدا
حالا که خود شفیع نفوسی یار و ملازم شه توسی
در سایهسار شمس شموسی بر ما بتاب، نور امیدا
بردم شکایت از غم هجران در پاسخ من ایزد منان
گفت از طریق آیهی قرآن: ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدا*
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
آیهی یازدهم سورهی مدثر:
"مرا با كسى كه خود آفريدم تنها گذار"
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
◾️مردم خداحافظ◾️
دارم ز تهران میروم مردم خداحافظ
دیگر مرخص میشوم ای قم خداحافظ
خیر تو را میخواستم ایران حلالم کن
ای طاعنان! این نیز رفراندوم خداحافظ
گفتند شد زیر زمین پنهان، گذشتم من
رفتم ولی تا گنبد طارم خداحافظ
مستأجری بودم درون خانهای کوچک
آن هم که شد در بمب و موشک گم خداحافظ
این خانهی زهراست، پاسش را نگه دارید
حالا که این در سوخت در هیزم خداحافظ
من سوختم اما نه از موشک ز بیمهری
ای نیشهای بدتر از کژدم خداحافظ
مستی مهیا بود اما من ننوشیدم
چیزی به غیر از خون دل ای خم خداحافظ
دیگر مجاور میشوم در شهر خود مشهد
زیر چراغ کوکب هشتم خداحافظ
من با عروس و دختر و داماد و زهرایم
پرمیکشم از خاک تا انجم خداحافظ
با جسم پرپر میروم تا کربلا اینک
چون نعش اربابم به زیر سم خداحافظ
ای خیل صاحبمنصبان از ملک ری رفتم
مال شما این خاک و این گندم خداحافظ
قدرم ندانستید اما مجتبایم را
لطفا مرنجانید ای مردم خداحافظ...
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️فقیر اشرافی▪️
پناه ملت ایران پناهگاه نداشت
غریب بود و به جز ذات حق، گواه نداشت
به وقت غرش موشک به وقت بارش بمب
شبیه ما فقرا جز خدا پناه نداشت
به کنج امن ز تهدید خصم هرزه نرفت
که ترس در دل آن شیر شرزه راه نداشت
سرای ساده و کوچک برای او بس بود
بزرگ بود، نیازی به فر و جاه نداشت
زعیم بود و مزین به فقر اشرافی
حکیم بود و شباهت به شیخ و شاه نداشت
سریر و مصطبه، سجادهی نمازش بود
که از خزائن دنیا جز اشک و آه نداشت
نمیرسید به افلاک، اقتدار وطن
به رغم خیل حرامی، اگر سپاه نداشت
ز بندگی به سیادت رساند ایران را
اگر شنید ملامت، جز این گناه نداشت
در این سرای کهن مثل شمع چون میسوخت
مسیر عشق نیازی به مهر و ماه نداشت
به روشنای دلانگیز صحبتش خوش بود
دلم، ولی خبر از این شب سیاه نداشت
خدا کند که نیفتد نگاه خستهی من
به هر که حرمت آن پیر را نگاه نداشت
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️برادر ارجمند، جناب آقای فروغی جهرمی▪️
درگذشت مادر گرامیتان سرکار خانم سیمیندخت وحیدی را که همزمان با ایام سوگواری سالار شهیدان به مقتدایش زینب کبری (س) پیوست، به جنابعالی و سایر بازماندگان محترم تسلیت عرض میکنم. هرچند همهی شاعران متعهد و اهالی قبله و قلم در فقدان آن مادر نورانی، سوگوار و صاحبعزا هستند.
نقش ممتاز آن پیر سفرکرده در آفرینش اشعار ماندگار آئینی، حماسی و انقلابی، و به عرصه آوردن جوانترها بهویژه بانوان شاعر بر کسی پوشیده نیست. به گونهای که نام سیمیندخت وحیدی با جلوههای بشکوه حضور زن مسلمان در ساحات گوناگون شعر متعهد معاصر گره خورده است.
نورانیت، وقار و مهربانی آن بانوی بزرگوار سبب شده بود که ما نیز ایشان را مادری فروتن و مهربان بدانیم و در سایهسار محبت بیدریغ و اخلاص مثال زدنیشان ببالیم. حضور دیرسال ایشان در جلسات دیدار شاعران با امام شهید نیز فراموش نشدنی است. سلام خدا بر آن مادر که علیرغم کهنسالی، تا زمانی که توان آمدن داشت، صدرنشین بانوان در آن محفل نورانی، و نماد وفاداری زن اندیشمند مسلمان به رهبری حکیم و شهید انقلاب بود.
در این روزهای تلخ که قرار است با دلی خونین و قامتی خمیده، قافلهسالار امت اسلام را تشییع کنیم، خوشا به سعادت آن بانو که از غم جانسوز فراق رهید و به امام شهید و یاران به خون خفتهاش پیوست.
از درگاه خداوند، علو درجات و حشر با بانوی دو عالم را برای آن مادر گرامی مسئلت دارم. دعای خیر ایشان بدرقهی راهتان باد.
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🏴🏴"هنوز در پی لبیک"🏴🏴
نبود غیر حرامی، به هرطرف نگریست
ولی خروش برآورد: "یاری آیا نیست؟"
مخاطبش چه کسی بود روز عاشورا؟
به جز من و تو خطاب حسین با چه کسی است؟
چه گفت با بشریت در آن دیار غریب
که قرنهای پیاپی بشر شنید و گریست؟
هنوز خون گلویش به نیزهها باقی
هنوز در پی لبیک، بانگ او جاری است
چه داند آنکه به ذلت خوش است، کیست حسین؟
چه داند آنکه خموشی گزید، زینب کیست؟
چه کس به غیر اباالفضل در جهان دانست
به گاه خون و خطر، معنی برادر چیست؟
دوام مسند و نان است و نام، همت ما
در این زمانه خدا را چه کس حسینی زیست؟
ستم ز هر که زند سر، نسب برد به یزید
شرف، اگر به جهان ماند، از حسین علی است
✍🏻افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
در حاشیهی مصاحبهی اخیر امیر قمیشی
محرم دو سال پیش که "امیر قمیشی" فعال فرهنگی و تهیهکنندهی خوشنام تلویزیون در مصاحبهای مالامال از شور حسینی، اشک ما را درآورد، شعری برای مادربزرگ به حق پیوستهاش سرودم. بانویی مسیحی که محب اهلبیت بهویژه امام حسین(ع) بود و نوهی مسلمان و آزادهاش را حسینی تربیت کرد. خود نیز سر آخر، و در واپسین ساعات عمر شریفش با ادای شهادتین، اسلام آورد و خاطرهای بیبدیل برای ما باقی گذاشت. روحش شاد و با سالار شهیدان محشور باد.
اما محرم امسال نیز مصاحبهای از امیر قمیشی منتشر شد که به نوعی دیگر تکان دهنده بود. در این گفتگو، امیر قمیشی از جان باختن پدر گرامیاش در حملهی ناجوانمردانهی ترامپ و نتانیاهو به بیمارستان گاندی تهران خبر داد. او که هنوز در شوک و اندوه ناشی از فوت همزمان پدر و شهادت امام و مقتدایش بدحال و بیقرار است، این بار "سیاوش قمیشی" تنها عمویش را که در قید حیات است و از خوانندههای پرطرفدار ایرانی است، مخاطب قرار داد و با حفظ احترام و علاقهی عاطفیاش به او، از این خوانندهی لسآنجلس نشین که داغدار برادر بزرگترش یعنی پدر امیر شده است، خواست طرف مظلوم را بگیرد و از ظالمان برائت جوید. این مصاحبه واکنشهای بیشمار و متفاوتی داشت. من هم تحت تأثیر صدق و حقانیت و آزادگی امیر قمیشی، تصمیم گرفتم شعری را که دو سال پیش برای مادربزرگش زندهیاد "رزیک مسیحی شمعون" سرودم، به مناسبت ایام محرم، بار دیگر به اشتراک بگذارم.
▪️خانم بزرگ▪️
خانمبزرگ گرچه مسیحی بود
با عشق اهلبیت، تو را پرورد
از تربت حسین به کامت ریخت
با گریه بر حسین بزرگت کرد
فکر تو بود و سفرهی افطارت
یکشنبهها که شوق کلیسا داشت
نام حسین ورد زبانش بود
با آنکه کیش حضرت عیسی داشت
از اوست اینکه مانده بر آن عهدی
عهدی که با حسین علی بستی
از دوستان هزار بدی دیدی
هرگز ولی به خصم نپیوستی
این روزها که کسب مناصب شد
مستلزم فریب و ریاکاری
از آن طرف فضای مجازی نیز
زد آتشی به خرمن دینداری
حالا که گاه عابد و زاهد نیز
از خود به وقت حادثه بیخود شد
حالا که نزد مردم بی ریشه
انکار دین، نماد تجدد شد
ماندی سپندوار در این میدان
با آنکه در مسیر جز آتش نیست
این قصهی امیر قمیشیهاست
هر کس در این میانه سیاوش نیست
تو عاقبت به خیر شدی هرچند
این مثل روز بر همه روشن بود
بیشک دلیل پاکی و اخلاصت
بعد از خدا، بزرگی آن زن بود
آن زن که با تبسم شیرینش
صوت تو را به اوج حلاوت برد
از خانهای که غرق تنعم بود
دست تو را گرفت و به هیأت برد
هنگام مرگ، یکسره جاری بود
عطر شهادتین به بالینش
در واپسیندم ازچه مسلمان شد؟
آمد مگر حسین به بالینش؟!
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️یا حسین▪️
ای بیکفن که بر کفن خلق، نام توست
شاهی اگر نشسته به تختی، غلام توست
سرچشمهی تداوم دین بر زمین پست
از ارتفاع حنجرهی تشنهکام توست
هر جا که جادهای و سواری و مقصدی است
درگیر شرم، از سفر ناتمام توست
"زخم از ستاره بر تنت افزون" و آسمان
با سیل اشک در صدد التیام توست
آتش چگونه شرم ندارد ز سوختن؟
وقتی که خاندان نبی در خیام توست
شش گوشه است قبر تو زیرا که دستها
از هر طرف دراز به شوق سلام توست
مشک برادر تو اگر شد تهی ز آب
این اشکها مقدمهی انتقام توست...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
سفرم به همدان و دیدار با اعضا و مربیان خوب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان این شهر باستانی و زیبا، مرا به یاد شعری انداخت که ده سال پیش برای بچههای همدان سروده بودم. چون در خبرها خوانده بودم که بچههای مدرسهای در همدان در یک اقدام زیبا و نمادین در حیاط مدرسهشان به نشانهی همدردی با معلمی که موی سرش به دلیل ابتلا به سرطان ریخته بود، بهطور دستهجمعی موهایشان را تراشیدند. همان سال غزل کودکانهای در تجلیل از این کار زیبا سرودم و امسال در جمع بچههای کانون و مربیان و والدینشان خواندم. خوشبختانه در همین دیدار، مادر گرامی یکی از آن بچهها که در جمع حضور داشت، به من مژده داد که حال آن معلم عزیز خوب شده است.
🔹برای بچههای همدان🔹
بچه های همدان! کار شما معرکه بود
دادن هدیه به بیمار شما معرکه بود
جای اصلاح و تراشیدن سر، مدرسه نیست
خودمانیم، ولی کار شما معرکه بود
کرد شوخی سرتان با "سرطان" توی کلاس
شوخی جالب این بار شما معرکه بود
پیش آقای معلم سرتان آینه شد
آن همه آینه! تکرار شما معرکه بود
گل لبخند به لبهای معلم که شکفت
خنده و شادی دیدار شما معرکه بود
من شدم مشتری دائم سلمانی تان
راستی رونق بازار شما معرکه بود
به دعاهای شما حال معلم شده خوب
بچههای همدان! کار شما معرکه بود...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️ای خفته در توس▪️
یا ضامن آه و آهو مضمون ناب غزلها
شور تو آهنگ اشعار، مضراب ضربالمثلها
صیاد وقتی تو باشی از دام رستن نشاید
مدهوش فهمت مفاهیم، صیدت غزال غزلها
پابوست ای خفته در توس، مهریهی نوعروسان
دیدارت ای جان شیرین، آغاز ماه عسلها
با آرزوهای بسیار سوی تو آرند زوار
بسیار پیران که بر دوش، بس کودکان در بغلها
گیرند تا مشهدت را یک بار دیگر در آغوش
خواهند در بستر مرگ، افتد به تأخیر، اجلها
تنها تو شاهی در این ملک، دلهای ما پایتختت
سلطان، تویی گرچه تاریخ بسیار بیند بدلها
عهدی که بستیم با تو زان صبحدم در نشابور
باقی است تا صبح محشر، عهدی مصون از خللها
با ما مدارا کن ای شاه وقتی میآییم، از راه
تنها به آمال بنگر! شرمندهایم از عملها...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️توشهی بهشت▪️
آنان که شکوه، وقت سحر با صبا کنند
بسیار گریه در غم آل عبا کنند
ای کاش در بقیع، مرا نیز چون غبار
پابوس زائر حسن مجتبی کنند
از تکههای سنگ مزارش مهندسان
تعمیر عرش، با شجر و کهربا کنند
بلقیس، اعتنا به سلیمان نمیکند
از مجتبی حکایت اگر در سبا کنند
گر جلوهای کند نه زلیخا که جن و انس
در عرش و فرش، ولوله از مرحبا کنند
در خانهاش دهند گدا را طعام شاه
هم بر تن فقیر ز اطلس قبا کنند
گر بنگرد به گوشهی چشمی، بهشت را
تأمین توشه، زان نظر دلربا کنند
ما را بس است قرب به درگاه مجتبی
حکام اگر مراوده با اقربا کنند
زان دم که خواهر، آن جگر شرحه شرحه دید
در عرش، شور حشر ز "وا زینبا" کنند...
✍️ افشین علا
🗓️ مرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔺آموزگار عشق🔺
جرم كمی نبود
بي لكنت از سپيده سخن گفتن
با كاهنان الكن خواب آلود
از قبله، با قبيلهی روشنفكر...
بيهوده نيست، اين كه تو را مثل آفتاب
در هر دو سوی آب
انكار می كنند
هم دشمنان ز بغض
هم دوستان ز بخل
هم فربهان دون كه افاضات چرب را
بر سفرهی فريب، تلنبار می كنند
هم رهزنان دين كه اضافات غرب را
در خوابگاه تيرهی اوهام
نشخوار می كنند...
جرم كمی نبود
از آسمان خراش خردسوز باختر
در پيش چشم اين همه ناباور حسود
رو بر كشيدن و دل بستن
بر تربت مدينهی پيغمبر
بر وصلهی بهشت برين
در پاره های كفش علی
بر كهكشان شيری پنهان فاطمه
در خانه ای گلين
جرم کمی نبود
از جنس زينتی،
زن را به شأن زينبی اش خواندن
مردان خشم و غفلت و شهوت را
در مكتب حسين نشاندن...
اي خفته در دمشق
آموزگار عشق
نام تو را رقيب، گر انكار می كند
تاريخ تا ابد
مدهوش واژگان تو خواهد شد
يك روز، ناگزير
در اين قبيله هرچه كه قابيل است
مغلوب بازوان تو خواهد شد...
✍ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️شعرم را برای خدا بخوان▪️
سالهاست که بسیاری از بچههای دوم ابتدایی شعر مرا که در کتاب درسیشان چاپ شده برایم میخوانند یا فیلم شعرخوانیشان را میفرستند. بدیهی است که به عنوان شاعر کودک، از این اتفاق قشنگ به وجد میآیم. اما امروز که مشابه یکی از آن فیلمها به دستم رسید، جگرم آتش گرفت! چراکه این بار شعرم را پسر دلبندی خوانده که به دست جانی کودکخوار اپستین شهید شده است "شهید علیاصغر فروزانفر از میناب"
نمیدانم در برابر این معصومیت و مظلومیت، در برابر وحشیگری و سفاکی بیمار پدوفیلی چون ترامپ، و در برابر عظمت داغی که بر دل خانوادهی جگرسوختهی علیاصغر نشسته است چه بگویم؟ تازه این تمام ماجرا نیست! شنیدم که این طفل معصوم دو بار تشییع شده است! یک بار نیمی از بدن کوچکش را پیدا کردند و به خاک سپردند و بعد از چهل روز، نیمهی دیگر پیکر پاره پارهاش را یافتند و تشییع کردند، ازجمله چشم و ابروی قشنگش را... وای بر من... خدایا تو شاهد باش که این ملت نجیب و ریشهدار، این کودکان بیگناه و دلبند، و مردم عزیز میناب به جرم ایرانی و مسلمان بودن، چهها که ندیدند و چهها که نکشیدند...خدایا آتش عذابت را بر سر شیاطین جانی و کودککش آمریکایی اسرائیلی نازل کن... خدایا داد علیاصغرهای مظلوم ما را از یزید زمان بستان و با پیروزی نهایی ملت ایران، آبی بر آتش دل خانوادههای داغدیده بریز...
علیاصغر عزیزم! کاش من هم پیش تو بودم. سلام مرا به همکلاسیهای شهیدت در بهشت برسان و شعرم را برای خدا بخوان...
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
خوشا در سایهسار فکر، خفتن
به مشهد در رواقی بکر، خفتن
خوشا پیرانهسر در ذات باقی
فنا گشتن، به دارالذکر خفتن
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
◾️یاد ایام◾️
همزمان با ایام سوگواری رهبر حکیم و شهید انقلاب، ده سال از عروج ابدی راوی مهربان آیات و ابیات، بانو مهدیه الهی قمشهای گذشت. به همین مناسبت با دلی دردمند، بار دیگر پیام تسلیت امام شهید در فقدان آن بانوی گرامی را مرور میکنیم:
بسماللهالرحمنالرحیم
درگذشت بانوی ادیب و فاضل و پژوهشگر؛ سرکار خانم مهدیهی الهی قمشهئی فرزند محترم مرحوم عالم و عارف و حکیم و شاعر برجسته و مترجم قرآن مجید مرحوم آقای حاج شیخ مهدی الهی قمشهئی رحمةالله علیهما را به خاندان مکرم و بازماندگان و همهی آشنایان با مراتب علمی و معنوی آن بانوی گرامی تسلیت عرض میکنم و علوّ درجات ایشان را از خداوند متعال مسألت مینمایم.
سید علی خامنهای
۳ مرداد ۱۳۹۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️ذبح عظیم▪️
یا علی! پیرانهسر فرزند پاکت جان به کف
با تنی صدپاره آمد سوی ایوان نجف
باز کن آغوش خود را در برش گیر آنچنان
کز تنش بیرون بیاید خستگی، یابد شعف
راهیاش کن از نجف سوی خیام کربلا
تا به استقبالش آیند اهل بیت از هر طرف
یا حسین! این نایب مهدی که عطشان شد شهید
گفت لاتحزن به ما عمری، تو گویش لاتخف
دختری یکساله در تابوت دارد غرق خون
گوهری دردانه آوردهست با خود در صدف
زینب کبری! به استقبال بشرایش بیا
دختری از نسل حیدر، یاس پرپر را خلف
ام کلثوما! عروسش را در آغوشت بگیر
مجتبی گوهر فرستادهست مجروح از خزف
ای جوانان بنیهاشم! شتابید از حرم
سوی مصباحالهدی آن کشتهی راه شرف
چون حبیب بن مظاهر آمد از راه این زمان
پیر ما در خاک و خون، همراه او خوبان به صف
یا رب! این ذبح عظیم ملت ما کن قبول
جان ایران را فرستادیم در صحرای طف
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️از بوریا به عرش▪️
رخسارهی چو ماه تو را نازم
آرامش نگاه تو را نازم
بر تارک سپیدهی پیشانیت
عمامهی سیاه تو را نازم
در قاب آسمانی آن عینک
چشمان خیرخواه تو را نازم
هم خندهی همیشگی شیرین
هم بغض گاهگاه تو را نازم
عمری اگرچه خون جگر خوردی
آتشفشان آه تو را نازم
بعد از تو شد زمین و زمان، مبعوث
انبوهی سپاه تو را نازم
ای بوریانشین فلکپیما
در عرش، فرش راه تو را نازم
آن خانهی محقر ویرانه
بی حصن و جانپناه تو را نازم
با دخترت به فاطمهی زهرا
ملحق شدی، گواه تو را نازم
آوردهای نواده به قربانگاه
آهوی بیگناه تو را نازم
ای جاننثار خفتهی کشوردوست
گودال قتلگاه تو را نازم
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️در آستانهی تشییع▪️
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
گرسنه، تویی ای سگ زرد یا ما؟
تویی در جهان، دزد ولگرد یا ما؟
تویی آن که کمبود کالا و بنزین
دمار از دیارش درآورد یا ما؟
تلآویو و واشینگتن در سر خود
خیالات بیهوده پرورد یا ما؟
ابرقدرتی تا به دندان مسلح
تو را در جهان مفتضح کرد یا ما؟
در آن فاضلاب از سر عجز و وحشت
تو گفتی به ناوت که برگرد یا ما؟
چهها در سر خام خود پخته بودی
به مطبخ، اجاق تو شد سرد یا ما؟
از این حجم تحقیر در چشم عالم
تو بر خویش میپیچی از درد یا ما؟
جنینخوار کودککش اپستینی!
بپرس از خلایق، تویی مرد یا ما؟
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️حسین اینجاست!▪️
فغان از غصهها، دلشورهها، غمها
فغان از ازدحام سوگ و ماتمها
چرا حس میکنم فرقی است بیپایان
میان این محرم با محرمها؟
حسین اینجاست اما بر جراحاتش
پزشکان از نمک سازند مرهمها
علی با ماست اما بین ما و او
چه بسیارند حائل، ابنملجمها
در این ره، ساربانا من کم آوردم!
زیادند آشنایان، بگذر از کمها
سراشیبی مرا خم کرد، برگشتم
بمان ای جاده با این پیچ و این خمها
به حاجی عرض کن این سعی باطل را
نمیشویند حتی آب زمزمها
خوشا آنان که در میدان همان اول
به خون خفتند در خط مقدمها
ز پشت قابها در کنج تنهایی
مرا کافیاست چشمانداز پرچمها
اگر باشد بهشتم دست شدادان
همان بهتر بسوزم در جهنمها
تو کز شیطان گریزانی مباش ایمن
از آدمها از آدمها از آدمها
✍️ افشین علا
🗓️ تیر ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
🔹شهید باش!🔹
یک عمر زنده باش ولیکن شهید باش
هر دم پی حماسه و عزمی جدید باش
حتی اگر تمام جهان غرق تیرگی است
چون ماه در برابر شب، روسفید باش
بازار فقر، معدن گنج قناعت است
با سکهی خضوع به فکر خرید باش
یک لحظه از امید دلت را تهی مکن
اما ز هر چه غیر خدا ناامید باش
چون سرو، سرفراز میان ستمگران
در خلوت و نماز ولی مثل بید باش
وقتی که از فرشته، مقام تو برتر است
پاکیزه از پلشتی نفس پلید باش
بر دست اهل صدق بزن بوسه چون نسیم
بر قامت نفاق چو توفان، شدید باش
با جسم خود بسوز چو شمعی میان جمع
اما چو روح وقت گنه، ناپدید باش
بر چهرههای غمزده، جاری چو خنده شو
بر قفلهای بسته به هر سو کلید باش
در ماتم حسین علی گریه کن ولی
در فکر محو این همه شمر و یزید باش...
✍️ افشین علا
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺
▪️ای وای، محرم...▪️
ای وای محرم شده و خامنهای نیست
همصحبت ما غم شده و خامنهای نیست
سالی دگر آغاز شد و حنجرههامان
با مرثیه همدم شده و خامنهای نیست
ای وای که بار دگر این سینهی مجروح
محتاج به مرهم شده و خامنهای نیست
هم جان من آمد به لبم هم جگرم سوخت
هم قامت من خم شده و خامنهای نیست
در شام غریبان به شمار سپه شام
از طاقت من کم شده و خامنهای نیست
مانند زمانی که به خون خفت اباالفضل
هنگامهی ماتم شده و خامنهای نیست
از بانگ جگرسوز "علمدار نیامد"
لرزان، تن عالم شده و خامنهای نیست
ایوای که در بیت، حسینیهی عشاق
بی مونس و همدم شده و خامنهای نیست
بر پای اسیران غمش بند یتیمی
چون سلسله محکم شده و خامنهای نیست
تا شعله بگیرد دل من هر طرف، آتش
از طعنه فراهم شده و خامنهای نیست
در سعی و صفای حرمش چشم محبان
چون چشمهی زمزم شده و خامنهای نیست
برخاسته این قوم به هر کوی و خیابان
ایران، همه پرچم شده و خامنهای نیست
در سوگ شهیدان، رخ هر آینه پنهان
در آه دمادم شده و خامنهای نیست
"روزی که نباشد" همه گفتیم محال است
این فرض، مسلم شده و خامنهای نیست
✍️ افشین علا
🗓️ خرداد ۱۴۰۵
✨🆔 @afshinala ✨
https://www.kanoonnews.ir/news/374504/
✨🆔 @afshinala ✨
🔺کانال اشعار و مطالب افشین علا🔺