aminf16m | Unsorted

Telegram-канал aminf16m - شعر | دکلمه | خسته از پرواز

26617

🎇تبلیغات پذیرفته میشود🎇 🌠 فروش اکانت پرمیوم 🌠 🔗موزیک بیکلام @AMINCHENARY ♨️فروش فیلتر شکن های پرسرعت♨️ 🌗 فـروش اکـانت مـجازی 🌗 🗽سـرتیــم چنــل @lD_IDl 🗽 🇮🇷تاسیس1401/11/28🕰️

Subscribe to a channel

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

✴️ #شعر ✴️




سلام ای یار دور از ما نشسته ؛
سلام ای بدتر از ما دل شکسته !

سلام ای آشنا همچون غریبان ؛
سلام ای عشق من ، ای بهتر از جان !

سلام سالار گلهای بهاری ؛
سلام ای برتر از صوت قناری !

سلام خورشید من در روز سردم ؛
سلام ای مرهم و داروی دردم !

سلام ای با وفا ای با مروت ؛
سلام ای ساز و گیتار محبت !

سلام کردم نگی در یاد ما نیست ؛
سلام کردم نگی اهل وفا نیست !

سلام کردم نگی تو بی وفایی ؛
سلام کردم بگم خوب نیست جدایی !
                                             
#اکبر_چالیک

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🪐 #شعر 🪐




باخبر هستی نگاهم بی‌قرار چشم توست؟

عاشق دیوانه‌ات چشم‌انتظار چشم توست


اختیار قلب من دیگر ز دستم رفته‌است

از زمان دیدنت، در اختیار چشم توست


شک ندارم دور چشمان تو می‌گردد زمین

گردش زیبای دنیا بر مدار چشم توست


من تصوّر می‌کنم گاهی تو در آیینه‌ای

این خیالاتی‌شدن‌ها یادگار چشم توست!


ناز چشمان تو، خالق را به وجد آورده‌است

خالق زیبای عالم هم دچار چشم توست


طبعِ شعرم با کس دیگر نمی‌سازد، ولی

تا بخواهی، طبعِ شعرم سازگار چشم توست


می‌کُشی پیوسته با چشمان زیبایت مرا

قتل‌های ساکت و آرام، کار چشم توست!


ادّعای دلبری هر کس که دارد باطل است

دلبری کردن فقط در انحصار چشم توست


لایق چشمان تو هرگز نگفتم مصرعی

سال‌ها دیوان شعرم شرمسار چشم توست


واژه‌ها را از حروف چشم‌هایت چیده‌ام

دلربایی از دل ما، شاهکار چشم توست...


#سید_احمد_حسینیان

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m ≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🍁 #شعر 🍁




با تمامِ بی گناهی ، مرگ می خواهد دلم
مانده ام بین دوراهی مرگ میخواهد دلم

از خوشی های به ظاهر شاد بد مرده دلم
مُردم از شادیِ واهی ، مرگ میخواهد دلم

شد دلم محکوم ، گوشی هم بدهکارش نبود؛
هیچ حرفی یا گواهی !  مرگ میخواهد دلم

در تمام عمر یک بار این دلم کرد اعتماد
اعتمادی اشتباهی ، مرگ میخواهد دلم

تکیه دادم شانه ات را ، شانه خالی کردی و ؛
رفتم از هر تکیه گاهی ، مرگ میخواهد دلم

تا که یادم هست آغوشِ خودم بوده پناه ؛
سیرم از این بی پناهی ، مرگ میخواهد دلم

بارها خوردم زمین اما کسی اصلا نگفت !
سالمی یا رو به راهی ؟! مرگ میخواهد دلم

در میان آشنایان هم کسی قسمت نکرد ؛
دلخوشی را با نگاهی ، مرگ میخواهد دلم

کلِ عمرم در شب و ، تاریکیِ مطلق گذشت!
من ندیدم یک پگاهی ، مرگ میخواهد دلم .

زندگی میدان جنگی شد برایم من هم آن ؛
جنگجوی بی سپاهی ، مرگ میخواهد دلم

بی کسی هایم همه ،  فریاد شد از غربتی ؛
آشِنا در قلبِ چاهی ،  مرگ میخواهد دلم

این همه راه نجات از دسترس هم دور بود
مانده حالا کوره راهی ، مرگ میخواهد دلم

میشد آیا ؟ ،  جای آدم بودنم روییده بود ؛
یک صنوبر یا گیاهی ! مرگ میخواهد دلم

بس که خندیدم به بختت ای دلِ بیچاره ام
فکر کردم در رفاهی ! ، مرگ میخواهد دلم

کـاش سطرِ آخِر از غمنامه ی این دفترم !
خواب باشد یا که آهی ، مرگ میخواهد دلم

عمر شیرینم به تلخی طی شد از این روزگار ؛
خسته ام خواهی نخواهی مرگ میخواهد دلم

سرنوشتم برکه ای بی آب ، من هم میزنم ؛
دست و پا مانند "ماهی"، مرگ میخواهد دلم

مرگ می خواهد دلم ، مانند مرگِ یک پری
روی دست پادشاهی ، مرگ میخواهد دلم

سهم "پونه"  انزوا شد از خوشی های جهان
رفته ام رو به سیاهی ، مرگ میخواهد دلم
 



#تینــار

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

‌🔶 #شعر 🔶




رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشورۀ ما بود، دل‌آرام جهان شد

در اول آسایش‌مان سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادن‌مان بود خزان شد

زخمی به گِل کهنۀ ما کاشت خداوند
اینجا که رسیدیم همان زخم، دهان شد

آنگاه همان زخم، همان کورۀ کوچک،
شد قلۀ یک آه، مسیر فوران شد

با ما که نمک‌گیر غزل بود چنین کرد
با خلق ندانیم چه‌ها کرد و چنان شد

ما حسرت و دلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد

(جان را به تمنای لبش بردم و نگرفت
گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد

یک عمر به سودای لبش سوختم و -آه-
روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد)

یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر ...
رفت و همۀ دلخوشی‌ام یک چمدان شد

با هر که نوشتیم چه‌ها کرد به ما گفت
مصداق همان «وای به حال دگران» شد


#حامد_عسکری

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🤩🤩🤩

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🌈 #شعر 🌈





اینگونه که من بنده ی چشمان تو هستم
ای کاش خداوند خودم را بپرستم

دلهای امانت که سپردیم بهم را
تحویل گرفتیم، شکستی، نشکستم

یک بار اگر محض تو بر خاستم از جا
صدبار پشیمان شدم اما ننشستم

ای دُر که به دورت صف سوداگر داراست
من نیز فقیرانه خریدار تو هستم

انگور چهل ساله که امسال رسیدی
انگار چهل سال تمام است که مستم 

مینوشم و مینوشم و مینوشم و باقی ست
جام تو که ناخواسته افتاده به دستم !

یعنی به گمان تو به امید که باز است
چشمی که به روی همگان غیر تو بستم؟!

#مجتبی_سپید

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

📚 #شعر 📚





روزی ک ازادی از راه برسد

لباس کردی میپوشم و با نوای لری ،ب رسم مردم سیستان دردهایم را رقص میکنم و غم هایم را ب زمین میکوبم

ان روز از دشت های ترکمن صحرا شاخه گل شقایقی میچینم و به دست های تو ک عطر بهار نارنج دارد هدیه میدهم


ان روز کنار زاینده رود به هم قطاب یزد تعارف میکنیم و ب زبان اذری پیروزی را شاد باش میگوییم

ان روز نی انبان هایمان را از هوای ناب رشت پر میکنیم و کنار رود کارون با هم فال حافظ میگیریم

ان روز پای بیستون روی قالی کرمان مینشینیم و با دلی خوش چای لاهیجان مینوشیم .


در روز ازادی دست های سبز خزر غبار از چهره ی تهران میزداید ‌

دماوند برای خلیج فارس باباطاهر میخواند و فردوسی حماسه ی تازه ایی برای سرودن دارد



آن روز عشق زبان مشترک همه ی ماست و غم تنها لهجه ایی ک نمیشناسیمش!!!!!


آن روز من و تو ،دست در دست هم شانه ب شانه پیروزی را جشن میگیریم


به قلم فرزانه پارسا



اما نرود یادت…
آن روز که خندانی
آن روز که از شادی، باران بهارانی

آن روز که آزادی
آن روز که: – باور کن!
آن روز که شوریده، رقصنده‌ی میدانی

آن روز که خون ارزان بر خاک نمی‌ریزد
آن روز که «جان جان جان…» با قهقهه می‌خوانی

آن روز که: – ما بردیم!
بزم‌ست به برزن‌ها
می‌چرخی وُ پاکوبان
غرق بوسه‌بارانی

آن روز که نزدیک‌ست
آن روز که یادش خوش:
آغوش…
پس از آغوش، ریسه‌‌های طولانی

*

آن روز ولی از ما یادی به میان آور
رفتیم غریبانه
بی‌صدا وُ پنهانی

از یاد نبر خون را، خونی که شتک می‌زد
خونی که از آن آمد فردات چراغانی

یک جرعه بنوش آن روز
با خنده بنوش آن‌ روز
یاد مردگانی که
زنده‌اند وُ می‌دانی


به قلم محسن نامجو

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

📚 #دکلمه 📚


جوانیمون که به راحتی تموم شد...

جنگنده واقعی توی آسمون نیست ...

جنگنده واقعی ماییم،ما که هر صبح ،
با هزار تا خستگی،
با هزار تا فکر،
با هزار تا زخم دیده و ندیده،
باز هم از جامون بلند می‌شیم،
شاید دیگه مثل قبل امیدی نمونده باشه...
شاید هر روز یه تیکه از جوونیمون،
لای دغدغه‌ها، قسط‌ها ، گرونی و نگرانی‌ها جا بمونه،
ولی بازم برای آینده‌ای که هنوز نیومده،

برنامه می‌چینیم...رویا می‌بافیم...

و وانمود می‌کنیم که همه چیز قراره درست بشه،

بعضی جنگ‌ها گلوله ندارن..

آدم رو از بیرون زخمی نمی‌کنن،
از درون، آرام آرام فرسوده‌اش می‌کنن،

و ما...سال‌هاست توی همین جنگیم :)

بی مدال،
بی‌تشویق،

فقط با یه امید کوچیک...

که شاید یه روز، همه‌ی این سختی‌ها ارزشش رو داشته باشه.

حواسمون نبود... داشتیم برای ساختن فردا می‌دویدیم،
که جوونیمون، آرام آرام از کنارمون رد شد،

حیف بر جوونیمون...

پایان

#ابراهیم_پاشا

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🇮🇷 #دکلمه 🇮🇷





این روزا هرچی می‌گذره، بیشتر می‌فهمم که چقدر جات خالیه…
نه فقط توی خونه، نه فقط توی خیابون یا توی عکسای قدیمی…
تورو، توی لحظه‌لحظه‌ی زندگیم کم دارم

وقتی بارون می‌باره، دلم می‌لرزه،
می‌خواد بره همونجایی که یه روز با هم قدم زدیم،
همون لحظه‌هایی که با صدای خنده‌ت، دنیا قشنگ‌تر بود…
یادته؟
من نگات می‌کردم و با خودم می‌گفتم:
«اگه قراره زندگی فقط یه لحظه قشنگ باشه، همین الانشه… همین کنار تو بودنشه…»

الان  یه عالمه لحظه‌ هست،
که قشنگ نیست، چون تو نیستی…

یه وقتایی شب می‌شینم رو تخت، دستم زیر چونه‌مه،
به نور کمرنگ گوشی زل می‌زنم و فکر می‌کنم:
تو الان کجایی؟
یاد من می‌افتی؟
کسی هست که موهاشو با همون لبخندی بزنی کنار که یه روز منو دیوونه‌ش کردی؟
یا هنوزم گاهی دلت می‌لرزه وقتی آهنگی پخش می‌شه که با هم گوشش می‌دادیم؟

اگه بدونی توی ذهنم چند بار برگشتی…
چند بار درو باز کردی و گفتی: "اومدم، ببخش که دیر شد…"
اگه بدونی چند بار بغل‌ت کردم،
با اشک، با لبخند، با یه دنیا دلتنگی…

و با همه‌ی اینا،
هنوزم ته دلم روشنه…
هنوزم اگه یه روز برگردی،
من همون آدمم، با همون دل، با همون نگاه عاشق…

من از همه دنیا، فقط تورو می‌خوام…
نه بخاطر روزای خوبمون،
بخاطر احساسی که هیچ‌وقت از بین نرفت…

می‌دونی چرا؟
چون عشق، فقط توی خوشی نیست،
عشق یعنی وقتی نیستی، باز واسه بودنت دعا کنم…
عشق یعنی هر شب بدون اینکه بدونی، اسم تو رو آروم، توی دلم صدا بزنم…

یه روز اگه برگشتی،
نه بپرس چی گذشته، نه بپرس چیا رو از دست دادیم…
فقط دستامو بگیر و بگو:
"دوباره شروع کنیم…"

چون برای عشق واقعی، هیچ‌وقت دیر نیست…
و تو برای من،
نه یه فصل، نه یه خاطره،
بلکه یه دنیای کاملی…
که هنوزم با همه‌ی نبودنت،
همه دنیامی…

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#
ناشناس

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

📞🎚🎤

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

👑 #شعر 👑



من اگر نیم نگاهی بکنم سوی بُتی معصیت است
تو اگر صیغه کنی جمله بُتان مرحمت است

من اگر سیبی از این باغ بچینم دزدم
تو اگر باغ همه غصب کنی مصلحت است

من اگر از در میخانه گذشتم نَجِسم
.
تو اگر دود کنی نصف جهان عافیت

من اگر شکوه کنم نزد خدا کفران است
تو اگر تکیه زنی جای خدا معدلت است

من که در آتش حق سوخته ام گمراهی است
تو که جز کِذب نیاموخته ای منزلت است

عاقبت سهمِ منِ سوخته جان، نیران است
سهم آن معدن تزویر و ریا مغفرت است

این ترازوی عدالت که تو را گشته نصیب
چه کسی داده به دستت که چنین خوش جهت است

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🍁 #شعر 🍁





حال دل گاهی خـراب و گاه گاهی روبه راه
آدمیزاد است و لبخند و غم و افسوس و آه

گاه میگویی ز حـــال خـــود ،نمیفهمد کسی
گاه میفهمد کسـی حــــرف دلت را بــا نگاه

شرح حال ما هر از گاهی شود چون این مثل 
آمدن از چـاله بیـرون ، بـاسر افتادن به چاه

هیچکس جز ما مقصر نیست، چون در زندگی
حاصلی جـــز غـــم نــــدارد انتخاب اشتباه

بر چه مینازی بشر ، پست و مقام و منصبت؟
بــر اجل فـرقی ندارد عـاقبت سـربــاز و شاه

روزگار دلخــوشی دور وبــرت بــاشد شلوغ
روزگار غـــم ولــی تنهایــی و بـی تکیـه گاه

میرود عمر گران خواهی نخـواهی مثل بـاد
وای از آن عمری کـه بیهوده اگــر، گردد تباه

هرچه میگردی نمی یابی کسی سنگ صبور
شاهد تنهایـی مـا روز وشب خورشید و ماه

#جواد_الماسی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

📚 #شعر 📚



دل از دستم می‌رود، ای صاحبان دل، خدا را!
درد این است که راز پنهان، آشکار خواهد شد.

ای بادِ شُرطِه، برخیز، ما کشتی‌شکسته هستیم،
شاید دوباره دیدارِ آشنا را ببینیم.

ده روزه، مهرِ گردون، افسانه و فسون است،
به جای یاران، نیکی را فرصت شمار، ای یار.

دیشب، بلبل در حلقهٔ گل و مل، خوش می‌خواند:
«هاتِ الصَّبُوحَ هُبّوا یا ایُّها السُّکارا» (صبح‌زده‌ها برخیزید، ای مست‌ها).

ای صاحبِ کرامت، شکرانهٔ سلامتی،
یک بار به حالِ این درویشِ بی‌نوا، نگاهی بفرما.

آسایشِ دو جهان، در این دو حرف خلاصه است:
با دوستان، با مُرُوَّت، و با دشمنان، با مدارا.

در کویِ نیک‌نامی، راه ما را ندادند،
اگر تو را خوش نیاید، سرنوشت را تغییر بده.

آن تَلخ‌وَش که صوفی، "اُمّ الخبائث" می‌خواند،
برای ما، از شهدِ بوسهٔ معصومان، بهتر است.

در زمانِ تنگ‌دستی، در عیش و نشاط بکوش و مست باش،
چون این کیمیایِ هستی، قارون را هم فقیر می‌کند.

سرکش مشو، زیرا که چون شمع، از غیرتت می‌سوزد،
دلبر، کسی است که در کفش، موم است، نه سنگِ خارا.

آینهٔ اسکندر، جامِ می است، بنگر،
تا احوالِ ملکِ دارا را به تو نشان دهد.

خوبانِ پارسی‌گو، بخشندگانِ عمرند،
ساقی، بشارتِ رندانِ پارسا را بده.

حافظ، این خرقهٔ می‌ْآلود را به خود نپوشان،
ای شیخِ پاک‌دامن، ما را ببخش.


#حافظ

غزل شماره۵

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

📚 #شعر 📚





✨جملاتی که با طلا باید نوشت✨

💫1 - وقتی باران می‌بارد، همه پرنده‌ها به دنبال سرپناه می‌گردند! اما عقاب برای اینکه خیس نشود، بالاتر از ابرها پرواز می‌کند! "این دیدگاه است که تفاوت را ایجاد می‌کند!"

💫2 - انسان‌های بزرگ، دو دل دارند: دلی که درد می‌کشد و پنهان است، و دلی که می‌خندد و آشکار است!

💫3 - در مسابقه‌ای بین شیر و آهو، بسیاری از آهوها برنده می‌شوند! چون: شیر برای غذا می‌دود و آهو برای زندگی! پس: "هدف مهم‌تر از نیاز است."

💫4 - نعره هیچ شیری، خانه‌ی چوبی من را خراب نمی‌کند، من از سکوت مورچه‌ها می‌ترسم.

💫5 - یک شمع روشن می‌تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره‌ای از نورش کاسته نشود!

💫6 - مشکل فکر‌های بسته این است که دهانشان همیشه باز است!

💫7 - کاش به جای اینکه دستی بالای دست باشد، دستی در دست باشد!

💫8 - حتی اگر شیر باشید... جلو جماعت گاو کم نمی‌آورید!

💫9 - اگر تمام شب را در حسرت خورشید گریه کنید، فقط خود را از لذت دیدار ستاره‌ها محروم کرده‌اید.

💫10 - و اما آخر اینکه، خدایا، حرف دل هیچ کس را بغض نکن.

✨به یاد داشته باشیم که با شکستن پای دیگران، ما بهتر راه نخواهیم رفت.✨

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🎭بهترین دلبری که یک شاعر میتانه بکند........



ندهد هیـچ گلی عطـر خوش بوی تو را »
نفـروشم بــه جهـان پیـچشی از موی تو را


نـاز ِچشمانِ تــو دل برده ، بـه جان ِتو قسم 
خوش کشیده است خدا آن خم ابروی تورا


هیچـکس جـای تــو را پـر نکند هیـچ زمان
کـار من نیـست فــراموش کنـد روی تــو را


آن زمان غصه سفر کرد از این جان که لبم 
بوسه زد چشم و لب و شانه و بازوی تو را


من اگــر اهـلِ محبـت شده ام لطف تو بود
چون گرفته است وجودم همه ی خوی تو را


خـواستـم دل نـدهم ، دل نسپارم به کسی
عــاجـزم وصف کنـم  قدرت جــادوی تو را


شـاعـر چشم دل آرای تــو شد سنگ صبور
تـا بـه تصویـر کشد قـــامت دلجــوی تو را

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

♠️ #دکلمه ♠️





خیلی خوشگل نبود . یه صورت معمولی داشت ، با چشمای معمولی و مهربون ! امّا ... امّا قشنگ می‌خندید ! انقد قشنگ می‌خندید که آدم احساس می‌کرد هیچ‌کس تو دنیا مثل اون بلد نیست بخنده ! راستش همه کار کردم که به دستش بیارم ، چند سالی هم بودیم با هم . دروغ چرا ! همه چی هم خوب بود ... دوسم داشت ، دوسش داشتم ! امّا انگار آدم وقتی داره به آرزوهای بزرگش می‌رسه یادش می‌ره که چقد آرزوهای کوچیك هم داشته ! یادمه یه بار خسته از سر کلاس برمی‌گشتم خونه که تو راه زنگ زد و گفت بریم بیرون ! عدسی پخته بود . خودش کلاسش رو نرفته بود که درستش کنه و بیاره تا بتونیم با هم بخوریم . یکم شور شده بود . به شوخی غر زدم بهش که چرا انقد شور آخه دختر ! گلوم سوخت ! ولی بعد فوری نوك دماغشو گرفتم کشیدم و گفتم : با این حال ، باورکن این خوشمزه‌ترین عدسی بود که تا حالا خورده بودم ! می‌دونستم بلده خوب غذا درست کنه ، فقط چون عجله‌ای بوده این یه دفعه اینطوری شده ! اون موقع‌ها آرزوم همین چند لحظه نشستنا کنارش بود ... یه مدّت که گذشت الکی بهانه گیر شدم ، هر بار سر یه چیزی ناراحتش می‌کردم ، همه کارم کرد واسه موندنما ! امّا من دیگه رویاهای جدید تو سرم داشتم ، و از نظر من اون سد راه تك تکشون بود ! واسه همین یه روز بی‌دلیل گذاشتم و رفتم ! الآن یك ماهی می‌شه که برگشتم ایران . دیروز عصر خیلی اتفاقی توی پارك دیدمش ! برعکس من که هر دفعه یه چیز می‌گفتم و هر روز یه رنگ عوض می‌کردم ، اون انگار خیلی عوض نشده بود ، فقط یه ذره پیر شده بود ، یه ذره هم آروم‌تر ، با همون تیپ و قیافه ! نمی‌دونم چرا با وجودی که ازش فاصله داشتم ، ولی انگار بوی عطرشو حس می‌کردم ... نمی‌دونم شایدم خیالاتی شده بودم ! گاهی وقتا لبخند می‌زدا امّا خنده‌هاش دیگه اون شکلی نبود ! چشاشم هنوز مثل قبل مهربون بود امّا برق اون سال‌ها رو نداشت ! همین طوری زل زده بودم به صورتش ، یه تیکه از موهای جو گندمی‌ش رو دزدکی دیدم از زیر روسریش ، همون روسری که من براش خریده بودم ، باورم نمی‌شد هنوز نگهش داشته باشه ! داشت یه دختر بچه رو توی تاب هل می‌داد که مامان صداش می‌زد ! می‌دونی من آدمای زیادی رو شناختم تو این مدّت ، امّا انگار هیشکی مثل اون دوست دارماش بوی موندن نمی‌داد ! یه لحظه دلم خواست زمان برگرده و بشیم همون دو تا دانشجوی 𝟤𝟢 - 𝟤𝟤 ساله که عصرا بعد کلاس از ذوق و شوق بودن کنار هم‌دیگه همه کوچه‌ها و خیابونای شهر و قدم می‌زدن ، بدون اینکه حتّیٰ یه لحظه خسته بشن ! امّا الآن ساعت 𝟣𝟢 شبه و اون احتمالاً داره کنار خانوادش عدسی خوش نمك می‌خوره ، منم همچنان روی صندلی پارك نشستم و به اون سال‌ها فکر می‌کنم ؛ امّا نه مثل اون خانواده‌ای دارم و نه کسی حتّیٰ توی خونه منتظرم باشه ! می‌دونی یه چیزایی هست که آدم سال‌ها بعد می‌فهمه ! سال‌ها بعدی که دیگه خیلی دیره ! خیلی دیر ...

#نیلوفر_زارع

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🍁 #دکلمه 🍁





بسم رب چشمهایش

دلبر دلم برات تنگشده
اینقد دلم برات تنگشده که نمیتونم رو هیچی تمرکز کنم
اونقد که حتی نمیتونم ی لحظه بهت فک نکنم
اونقدری که اشکام الان بند نمیان
اونقدر دلتنگ که مدام بیقرارو پریشونم و جز تو هیچی نمیخام
دلم تنگ شده برات
خیلی بیشتر از هر وقت دیگه ای
بند بند وجودم شدیدا نیازبه بغلت برای اروم شدن دارن
من الان بهت نیاز دارم
به نفسات ،به نگاهت، به همه چیت
به اینکه مچاله بشم تو بغلت و ول بخورم بین بازوهات
من دلم برات تنگشده
نمیدونم این دلتنگیو چیجور میشه توصیفش کرد
اصلا این دل کجای ادمه که وقتی تنگ میشه
اینجوری باعث میشه تموم استخونای بدنت تیر بکشه
میگم دلبر
نسخ بوی گردنتم
نسخ اون نگاه خمارت
دارم نسخیتو میشکم
دارم خماری نبودنتو پس میدم
تو نبودنتو بمن یاد ندادی!
من نبودنت رو بلد نیسم
هی میگم نبودنت مهم نیس
ولی مثل سگ‌دروغ میگم
میگم مهم نیست
ولی نمیدونم چرا یهو موهام سفید شدن
سردرد اومده سراغم:)
معده دردای عصبیم شروع شدن
اتاق تاریک شده برام پناهگاه
لاغرتر شدم و حس زندگیو ندارم
همه واژه ها به نظرم پوچ و تو خالی میان
عشق ،زندگی،ارامش
ببین تو رفتی نیستی منم هی مینویسم و اینا فک میکنن من درگیر یه عشق یکطرفم
من چیجوری به اینا ثابت کنم اول تو دوسم داشتی
تو عاشق تر بودی
بابا بخدا خودش اومد
اومد نگام کرد دلم رف براش
تقصیر من نیست همش گردن چشاته. .
اخهه قربون اون چشات برم که زندگیمو ازم گرفته
شده دارو ندار منه بی کس
بجون جفت چشتاااا
کورشع چشمم اگه بخاد غیر چشات چشای یکی دیگه رو ببینه
دلبرررر
امون از اون چشات

#ثمین_دلبر

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

♠️ #دکلمه ♠️





خیلی وقته حرف نزدیم باهات؛ حواست هست؟ یادت رفته ما رو، می دونم. شبا کنار سپیدار خشک حیاط می شینیم،
ساکت ساکت، انگار که مرده باشیم. نگاه می کنیم به ماه که غرق شده تو حوض لجن گرفته.
ماه گریه می کنه، ما گریه می کنیم، گنجیشکا میان می شینن رو شاخه های خشک سپیدار،
آواز می خونن، آواز دشتی غمگین. سخت میگذره شبا. دکتر دیگه قرص نمیده، گفته خوب نمی شم،
گفته بیان منو ببرن. کی بیاد منو ببره؟ من با کسی نمیرم که غیر تو.
توئم که نمیخوای منو، نمیای ببری که. بس که یادت رفته. روزا خودمو می زنم به خواب، انگار مورچه باشم تو سیاه زمستون،
خوابم برده باشه و ندونم دو قدم اون ور یه تیکه نون خوشمزه منتظرمه. هروقت کسی حواسش نیست،
عکستو از جیب لباس آبیه ورمی دارم، می شینم به تماشاکردنت. درد داره که دیگه یادم نمیاد صداتو،
اصن یادته گفتم اگه یه روز صدات نباشه می میرم؟ دارم می میرم انگار. یادم رفته وقتی می خندیدی چطوری بود دنیا.
چطوری اسممو صدا می کردی و من نمی مردم از ذوق و مستی.
الان باز سرت درد میاد از حرفام، گفتی هیچی نگم، نمیگم.
امشبم عین هر شب، نشستیم گوشه حیاط، تنها، بی صدا و بی مهتاب.
تو تاریکی نگاه می کنم به کف دستام به مچ دستم و رگ آبی، نه که بترسم از مردن،
فقط دلم نمیاد بمیرم قبل این که مطمئن بشم کسی هست که برات بمیره.
دم صبح از دور یه بوسه میفرستم برات، میدونم نمیرسه، اما کار بیشتری برنمیاد ازم آخه.
تکیه می دم به تنه زبر سپیدار خشک، یکی می شیم با هم، دو تا برادر تنی، دو تا فراموش شده،
دو تا خشکیده. گنجیشکا میان رو شاخه های ما می شینن و با صدای نهنگای مرده آواز میخونن.
فردا باز وقت ملاقات که بشه دوستام میان میگن نکن دیوونه، آبروت میره. مام می خندیم و می گیم زکی، همینه آبرو.
کم کنم حرفو، گَرَم یاد آوری یا نه، من از یادت نمی کاهم.
خلاص…

#حمید_سلیمی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌░★#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝄟᭄★░

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🔗 بیکلام سنتی 🔗

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛✨™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

😋😌😚😋🤩2️⃣3️⃣🔢0️⃣0️⃣


👈➡️👈➡️👈➡️👈➡️👈➡️

🔗
/channel/aminf16m
🔗
/channel/aminf16m
🔗
/channel/aminf16m

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🏖 #دکلمه 🏖




در پیاده‌رویی عاری از آدم قدم می‌زد.
به آسمانی که رو به تاریکی می‌رفت، نگریست.
باران آرام‌آرام می‌بارید،
انگار عجله‌ای برای باریدن نداشت.
با هر قدم خسته و سنگینی که برمی‌داشت، صدای شکستن برگ‌ها را زیر پایش می‌شنید.

مرگ...
واژه‌ای غریب، اما آشنا.
واژه‌ای که باری سنگین بر دوش می‌گذاشت،
واژه‌ای که یک‌تنه تمام دنیا را کوچک نشان می‌داد.

انگار تمام مشکلات و سختی‌ها در برابرش رنگ می‌باختند،
انگار مرگ، عظمت زندگی را عیان‌تر می‌کرد.
به او می‌آموخت چگونه زیستن را،
به او یادآور می‌شد که فقط یک بار فرصت زندگی دارد.

و بعد، مرگ می‌آمد...
بی‌هیچ نشانه‌ای، بی‌هیچ هشدار.
می‌آمد، تمام می‌کرد، و می‌رفت.

نمی‌دانست چرا مردم از نامش می‌ترسیدند.
چرا وقتی از مرگ سخن می‌گفت، می‌گفتند: «نگو، نحس است، منفی است...»
اما برای او، مرگ چیزی جز یادآوری نبود.
یادآوری اینکه فرصت‌ها می‌گذرند،
همانند لحظه‌هایی که با دوستانش می‌خندید،
و آن چند ساعتِ شیرین،
چنان سریع می‌گذشتند که گویی تنها دقایقی بیش نبودند.

مرگ به او می‌آموخت ارزش زیستن را،
ارزش لحظه‌ها و تک‌تک ثانیه‌ها را.
اما همین واژه‌ی آشنا،
وقتی کنار نام دیگری می‌نشست،
ترسناک می‌شد...
واژه‌ای سرد، خالی، و غریب.

احساس تهی بودن در ذهنش می‌پیچید.
او می‌فهمید...
می‌فهمید باید چه کند، چگونه رفتار کند، چگونه زندگی کند...
اما نمی‌توانست.
تنها می‌دانست، بی‌آنکه لحظه‌ای عمل کند.

در آن لحظه، حتی اگر مرگ و زندگی
دست دوستی به سویش دراز می‌کردند،
دیگر فایده‌ای نداشت.

او نه عاقل بود و نه نادان،
بلکه جاهلی بود که می‌دانست جاهل است،
و تنها کاری که از او برمی‌آمد،
فکر کردن به همین چرخه‌ی پوچ بود.

مسخره بود... و دردناک.

اما شاید همین درد،
یادآوریِ زنده‌بودن بود.
شاید همین دانستن،
دعوتی بود برای آغاز دوباره —
برای عمل‌کردن، برای زیستن،
تا وقتی نفس می‌کشد،
ارزش هر لحظه را بداند و زندگی را
نه در ترس از مرگ،
که در آغوشِ خودِ زندگی معنا کند.


#علی_انتظاری

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

📒 #شعر 📒




عالم از شور تو غرق هیجان است هنوز / نهضتت مایه‌ی الهام جهان است هنوز

بهرِ ویرانی و نابودی بنیانِ ستم / خون جوشانِ تو چُون سیل ، دمان است هنوز

در فداکاری مردانه ات ای رهبر عشق / چشم ایام به حیرت ، نگران است هنوز

کربلای تو پیام آور خون است و خروش / مکتبت راهنمای همگان است هنوز

تا قیامت ز قیام تو قیامت برپاست / از قیام تو پیام تو عیان است هنوز

همه ماه محرم ، همه جا کرب و بلاست / در جهان ، موج جهاد تو روان است هنوز

جاودان بینمت اِستاده به پیکار ، دلیر / لا “اری الموت” تو را ورد زبان است هنوز

باغ خشکیده ی دین را تو ز خون دادی آب / نه عجب، گر که شکوفا و جوان است هنوز

تربت پاک تو ای اُسوه ی آزادی و عشق / سرمه ی دیده ی صاحب نظران است هنوز

خون گرمت زند آتش به سیه خرمنِ ظلم / که به خونِ تو دو صد شعله نهان است هنوز

انقلاب تو به ما درس فضیلت آموخت / نقش اخلاصِ تو سرمشقِ جهان است هنوز

بر جبین «شفق» این لوحه گلرنگ غروب / هر شب از خون تو صد گونه نشان است هنوز

#محمد_حسین_بهجتی ( شفق

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

👑 #شعر 👑




برخیز واز

جهانِ غزل‌هایم
بیرون بیا که هیچ‌کس اینجانیست
گیرم که مشرف است به ما دنیا
دل دل مکن که پنجره ای وانیست

تصویری از صدای تو درذهنم
نقشی نبسته حرف بزن با من
در این جهانِ پر شده از فریاد
گویا فقط صدای تو گویانیست

من از دوات ریخته برکاغذ
از ارتباطِ شرعیِ شن باموج
از اشک‌های پنجره‌ دانستم
دنیای بی‌معاشقه دنیا نیست

آرام و بی‌قرار شدی درمن
پنهان و آشکار شدی درمن
از بس که بی‌شمار شدی درمن
در خلوتم برای خودم جانیست

گاهی نباش در منِ ناآرام
هرچند از نبود تو می‌ترسم
اما حقیقت است که می‌گویند
دنیا بدون واهمه زیبا نیست

هستی و نیستی چه کنم با تو
در من گریستی چه کنم با تو
آخر تو کیستی چه کنم با تو
وقتی تو را خیال مدارا نیست

ای من فدای رفتن خاموشت
پیراهنم نکرده فراموشت
یعنی برای گریه در آغوشت
راهی به غیر مرگ دریغا نیست

#حمیدرضا_رفعی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

📚 #شعر 📚





آنچه کردی، آنچه گفتی، نهایت مطلوب بود.
هر چه گفتی، خوب گفتی؛ هر چه کردی، خوب بود.

چرا من در عشق، از سنگ طعن و غیرت می‌اندیشم؟
آن که مجنون بود، در این جهان سرکوب بود.

چند بگویم از داستان ایوب و صبر او، همین بس است.
بیش از این، ما نمی‌توانیم آن صبر را داشته باشیم، آن ایوب بود.

از مجنون به لیلی، لاف یکرنگی و دروغ بود.
در میان این همه، قاصد و نامه وجود داشت.

من نمی‌دانم که این عشق و محبت از کجا آمده است.
فقط می‌دانم که میل، از جانب معشوق بود.

این عجایب را ببین که یوسف در زندان مصر داشت.
پای او در زنجیر بود، اما جایگاهش در دل یعقوب بود.

وحشی، این مژه‌های خون‌افشان که در غم فرو رفته‌اند،
یاد آن روزی را زنده می‌کنند که در راه کسی جارو می‌کرد.

#وحشی_بافقی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

3️⃣😚😌😚😌😌😌😋😚😚

✔️خوش زبونامون بپاچین بالا ویسکال فعال
⭐🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
📢بپاچین بالا تایم دکلمه و آواز داریم ❤️
🦊عزیزانیکه میخوان خوانش داشته باشن
🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
🔰🅰️🅰️🅰️🌟😋😋😌😌😛⬅️
🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
🤩🤩🤩🤩🛜🔢🔢❎🔢🔢🙂
🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
تو این تایم با ما همراه باشید
📣
🔗/channel/aminf16m
🔗/channel/aminf16m
🔗/channel/aminf16m
😀❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️😀

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🏖 #ددکلمه 🏖





چند روز اول تند تند دلتنگ میشی،دلت هواشو میکنه،میخوای باشه اما نیست.
چند روز که میگذره دیگه اون حس اولو نداری،کم کم میفهمی کی بود چی بود  چطوری اذیتت کرد.
یادت میاد چقد بهش اهمیت دادی و چقد اهمیت نداد بهت،آزار و اذیتایی که کرد یادت میاد.
دیگه نه تنها حس قبلو نداری بلکه به عنوان یه آدم عادیم بهش حس نداری.
میشه عادی تر از عادی،کم کم میفهمی یه عادت بود.
عادت کرده بودی به ینفر عشق بورزی و اهمیت نده،عادت کردی هرروز بیدار شدی به اون فکر کنی؛تو فقط بهش عادت کرده بودی.
الان دیگه برات مهم نیست.
اون شبایی که میگفتی بدون اون نمیشه،اون بهترین بود،اون فلان بود بسار بود تموم شد.
هیچوقت هیچکس دلیل زندگیت نیست به مرور زمان میفهمی بدون اونا هم میشه.
میفهمی مهمترین بحث زندگیت اینه به خودت اهمیت بدیو بدون آدمای بی لیاقت زندگیت ادامه بدی.
هیچوقت کسیو فراموش نمیکنی،فقط به نبودش عادت میکنی.

🎶آوا #امین_چناری✨

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

‍ 💜 دکلمه 💜



دلم تنگ شده:) نه واسه تو
واسه خودم
واسه منِ قبل تو🥲نمیدونم بدون تو چطوری زندگی میکردم
اخه وقتی اومدی شدی دلخوشیم
ولی خب نباید بهت دل می بستم
چون تو دلخوشیت من نبودم:)
من فقط اغوش امن تو بودم
دلم تنگه واسه روزایی که خودم بودم :) احساسمو داشتم و میتونسم دوست داشته باشم
ببین الان خوشحالی؟
نمیتونم دیگه کسیو دوست داشته باشم
ببین نمیدونم دارم تاوان چیو پس میدم :(
سادگی بیش از حد🥲زودباوری!
یااینکه دوست داشتن زیادی
کدوم!؟
فقط میدونم که بدکردی بادلم با احساسم بامن:)
حالا که رفتی لطفا من و بهم پس بده منِ قبل تو رو:)
هه دلبر میدونی
توشوخی کردی
ولی من جدی جدی قلبم شکست:)
توگذاشتی رفتی..
ولی من جدی جدی تنهاترین ادم این شهر شدم
تو حرفات همه دروغ بود ولی من باورشون کردم و تا پوست و استخونم لمسشون کردم:)
توادم موندن نبودی
ولی من تورو همیشگی خودم میدونستم و
الان نیمه ترین ادم توی گوشه ای از این دنیام
تو باهام سرد شدی:)
ولی من به تنهایی به رابطمون گرما بخشیدم
تو رنگ زندگیمو سیاه سفید کردی
ولی من تموم تلاشم این بود زندگیتو رنگی کنم:)
توی بحثامون همیشه تو مقصر بودی
ولی این من بودم که کوتاه اومدم و سوختم و ساختم :)
فرق ما زیاد بودو من زیادی. دوستت داشتم
ولی ی چیزی:)
حقم نبود که نداشتنت رو لمس کنم:)
میدونی اصلا تلخیش به چیه:)
اینکه میبینم خیلی قشنگ داری زندگیتو میکنی
حتی بدون اینکه فکر کنی ینفربخاطرت داره شباشو توی دلتنگی سر میکنه🥲
خب راست میگفتی سرت خیلی شلوغه
طوری که وقت نداری جواب دلتنگیای منو بدی:)
یادمه میگفتی محاله تنهات بزارم هه اما گذاشتی:)
چیشد غیراز اینکه دلم شکست بغض و کردم:)
ولی ببین بلاخره فراموشت میکنم
الان نه ولی به مرور زمان:/
ببین خودت چه راحت منو فراموش کردی و داری ب دلتنگیام میخندی
نخند لعنتی دوباره داستان میشه🥲
من میخوام که دیگه دلتنگت نباشم
چون تو کلی حس خوبو ازم گرفتی
حس بودن باتو:) حس دیدنت وقتی لبخند میزنی🥲
اینا به کنار! تو² لبخند منم ازم گرفتی و قهقه های خودت بیشتر شد :)
ولی دیگه اصراری ندارم که بمونی یا برگردی:)
فقط اینکه وقتی رفتی🥲 دیدی کسی مثل من برات نشد:)
دیگه برنگرد چون خیلی دیره خیلی:)

🥲🥲میگم بر نگردااا ولی دگرگونم
هردم یه حال عجیبی دارم
بیخیالت میشم:) پشیمون میشم🥲
دلتنگت میشم!
اصلا باتموم وجودم میخامت:)
ولی چاره ای ندارم جز تحمل و سکوت:)
توکه رفتی همه چی تموم شد:)
شادیام تموم شد
خنده هام تموم شد
بیرون رفتنام تموم شد:)
من موندم و تخت موزیکای دارک و لامپ خاموش اتاقم
ویه مشت خاطره که داره لهم میکنه🥲
خاطرات شیرین ترین چیزیه که میتونه تلخ ترین هم باشه
تلخی ای که میدونی دردناکه ولی باز میری سمتش
دیدی میگن از وقتی رفتی قلبمو باخودت بردی:)
تواز وقتی رفتی همه چیزمو باخودت بردی🥲


🎙آوا #امین چناری🎤

#ثمین_دلبر

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌░★#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝄟᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨≛
@aminf16m≛
══✰ری اکشن یادت نره✰══

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

🎭 #دکلمه 🎭



كنار كشيدن را به كنار آمدن ترجيح ميدم،
چرا که دیگر مغزم تحمل سازش ندارد.

پیش از این گمان می‌کردم...
بعضی آدم‌ها را باید به هر قیمتی نگه داشت..
باید توضیح داد، صبوری کرد، از خود گذشت..
و بارها از نو آغاز کرد...
اما حالا فهمیده‌ام بعضی فاصله‌ها، نه شکست‌اند و نه قهر...
فقط شکل درست نجات دادن خودمان‌اند،
دیگر دلیلی نمی‌بینم برای ماندن در جمع‌هایی که...سهمم از آن‌ها فقط خستگی بود، برای رابطه‌هایی که، بیشتر از آن که آرامم کنند، فرسوده‌ام می‌کردند،آدمی که مدام باید خودش را ثابت کند،
آدمی که هر چه بیشتر ببخشید کمتر دیده شود،
دیر یا زود یاد می‌گیرد انرژی‌اش را جای دیگری خرج کند،
حالا ترجیح داده‌ام به جای دویدن دنبال رضایت دیگران...کنار خودم بمانم ...
کنار رویا‌هایی که سال‌ها به خاطر آدم‌های اشتباه عقب افتادند،
کنار آرامشی که مدت‌ها گمش کرده بودم،
نه کینه‌ای مانده، نه گلایه‌ای ، فقط انتخاب کرده‌ام...
هر آنچه مرا از خودم دور می‌کند، پشت سر بگذارم،
شما راه خودتان را بروید و من هم راه خودم را ...
گاهی بهترین لطفی که آدم‌ها می‌توانند در حق هم بکنند همین دور ماندن است...

رفیق ...

یک روز به گذشته نگاه می‌کنی و می‌بینی ...
بیشتر آدم‌هایی که برای ماندنشان جنگیده‌ی، رفته‌اند،

بیشتر ترس‌هایی که شب‌ها بیدارت نگه می‌داشتند... بی اهمیت شده‌اند،
و بیشتر رویا‌هایی که فکر می‌کردی بدون آن‌ها نابود می‌شوی...
جایشان را به رویاهای دیگری داده‌اند،

آن روز می‌فهمی زندگی هیچ وقت آن قدر‌ها هم که تصور می‌کردی وابسته به یک آدم، یک اتفاق، یا یک آرزو نبوده است ،
می‌فهمی زمان از خیلی چیز‌ها عبورت داده...
از آدم‌هایی که رفتنشان پایان دنیا به نظر می‌رسید،
از روزهایی که گمان می‌کردی هزگر تمام نمی‌شوند، و از غم‌هایی که فکر می‌کردی تا همیشه با تو خواهند ماند،
آن روز به خودت نگاه می‌کنی و می‌بینی..
قوی تر از چیزی بوده‌ای که باور داشتی..
می‌فهمی بعضی آدم‌ها تا آخر مسیر همراهت باشند..
فقط آمده‌ بودند تا درسی به تو بدهند و بروند،
و شاید آرامش واقعی از همان لحظه شروع می‌شود که بپذیری.. هیچ چیزی برای همیشه نمی‌ماند،
اما تو همیشه از آنچه از دست داده‌ای،
بزرگ تر و ماندگارتر خواهی بود....

رفیق

یه چیز جالبی درباره بعضی آدم‌ها وجود داره اینه که وقتی بهشون خوبی میکنی دوستت دارن. تا وقتی براشون وقت میذاری، مهمی. تا وقتی کوتاه میای آدم فهمیده‌ای اما کافیه یه بار خودت رو انتخاب کنی؛ یه بار بگی نه؛ یه بار خسته بشی از اینکه همیشه تو درک کنی و همیشه تو ببخشی؛ اون موقع تازه چهره‌ی واقعیشون رو میبینی.
بعضی آدم‌ها هیچوقت عاشق خودت نبودن؛ عاشق نسخه‌ای از تو بودن که به نفعشون بود و وقتی دیگه اون آدم سابق نباشی، طوری ازت فاصله میگیرن که انگار تمام خوبی‌هات رو فراموش کردن.
بعضی آدما وقتی از زندگیت میرن، چیزی رو ازت کم نمیکنن؛ فقط ثابت میکنن که از اول هم جایی تو زندگیت نداشتن.

و در آخر ...

یکی ازم پرسید ابراهیم پاشا «بیشتر از هر چیزی از چی میترستی»

گفتم اگه یه روز بفهمم تمام جنگ‌های که کردم ،برای چیزی بود که هیچ وقت مال من نبود»...

تمام .

نوش احساستون ..

#ابراهیم_پاش

ا
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚
#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m

✰™

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

⚡️تشکر ویژه بکنم از اونایی
که....⚡️
📈پستای مارو بلا استثنا
میبینن اما لایک نمیکنن
چون فکر میکنن لایکشون
امضای مدیرکل شرکت نفته📈

سلام بی تفاوت 😍🫢😒😂😂

اهای بی تفاوت اهای رئیس اهای شرکت نفتی 😜من از رو رفتم انقد گفتم تو هنوز از رو نرفتی😁 رو که رو نیس(سنگ پای قزوینه) والا بخدا

👍خیــالـی نـی ری اکشــن نـزار کوچه ماهم یروزی عروسی میشه 👍

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚
#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰™
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌

Читать полностью…

شعر | دکلمه | خسته از پرواز

📚 #شعر 📚



این دل دیـوانـه هـر شب داغــدار مادر است
کوله باری غم به دوش و بیقــرار مادر است

گلــشن ام گشـته خزان و آسـمـانم تیره شـد
بـاغ آفت دیـده ی دل ، بی بـهـار مـادر است

بی هـــوا رفت و غمی بر بار غـم هـایم نهـاد
بعد عمــری چشـم دل در انتـظار مادر است

این سـر شـوریده حتی، در پس هــر خاطره
لحظه های بی قراری، خـواستـار مـادراست

شیره ی جان داد که جان ناتوانم، جان شود
بیت بیت شـعــرهـایم ، وامــدار مـادر است

عشق مادر را کسی هـرگز نـداند جز خودش
اعـتبـــار عـشق مـا از، اعـتبــــار مـادر است

رتبه ای عالیترازاین برکسی شایسته نیست
باغ و فردوس و جنان در انحصار مادرست

وه چه عشقی درتمام لحظه هایم شـد عیان
آتــش عـشـق وجـودم، یـادگار مــــادر است

شـعر امـشب در ثنــای گـوهـر امـد بـر زبـان
واژه واژه ذکـر لطـف بی شـمـار مــادر است

کس نـمی داند چـه حـالی بعـد مادر دارم و...
بـغض  باران نـــگاهـم ، بر مـزار مـادر اسـت

نم نم اشـکی زچـشـم "ناصح" آمــد نا گهـان
گـویی اینــهـا شبنـمی از لاله زار مـادر است

غم دوری مادرم🥀🥀


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌📚
#خسته_از_پرواز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌𖤓 𝄟🦅⍣᭄

𝑱𝒐𝒊𝒏 𝑼𝒔☞︎︎✨✰
@aminf16m✰
™

Читать полностью…
Subscribe to a channel