11434
زبان عربی با ترجمه و مکالمه راه ارتباطی 👇👇 @hm437 +989196623227 👇اولین پیام t.me/amuzesharabi/1
ذَكَرَ الْحَقَّ بِعَيْنِهِ
حق را بطور واضح بيان كرد
بِعْـتُهُ عَيْنًا بِعَيْنٍ
بطور پاياپاى چيزى را در برابر چيزى ديگر فروختم
لِلسَّبَب عَيْنهِ
به همان دليل
الأَشياءُ عَيْنُها
خود آن چيزها، كه در اينگونه موارد حالت تأكيد بخود مى گيرد
عينُ الإِبرة
سوراخ سوزن
نَظَر اليه بِعَيْن الاعْتِبار
براى او اهميت قائل شد
-انتَ على عَيْنِي
تو در چشم من جاى دارى
👇🔷👇
@amuzesharabi
حافَّة
آستانه، حاشيه، كناره، لبه، مرز، حد
حَافَّةٌ مُسَطَّحَةٌ
لبه تخت
حَافَّةٌ مَلْسَاءُ
لبه صاف
حَافَّةٌ نَاعِمَةٌ
لبه نرم
حَافَّةٌ وَاسِعَةٌ
لبه پهن
👇🔷👇
@amuzesharabi
اصطلاحات متفرقه
👇🔷👇
@amuzesharabi
قَدْرَ المُسْتَطَاع
به اندازه توانائى
بِقَدْرِ ما ...
به اندازه آن ..
👇🔷👇
@amuzesharabi
كلامٌ غَلِقٌ
سخن نامفهوم
أمرٌ غامضٌ
کاری نامفهوم، دشوار
👇🔷👇
@amuzesharabi
الكلمات كالسيوف تماماً ، إذا استخدمتها بالشكل الخاطئ ، تتحول لأسلحة سيئة
کلمات بسان شمشیرند؛ اگر بهنادرستی به کار روند، به سلاحهایی ویرانگر تبدیل میشوند.
بشیر الزعزعی
👇🔷👇
@amuzesharabi
1. يُرَبِّي الحيَّةَ في جَيْبِه.
ترجمه: مار را در جیبش پرورش میدهد.
معادل : مار در آستین پروراندن.
به کسی محبت کردن که در نهایت به آدم خیانت کند.
2. يَحْلِبُ النَّمْلَةَ.
ترجمه : مورچه را هم میدوشد.
معادل: از آب کره میگیرد.
از هیچ، همه چیز میسازد.
به کسی اشاره دارد که از کوچکترین فرصتها هم سود میبرد.
منتظر ری اکشن های قشنگتون هستیم🙂
👇🔷👇
@amizesharabi
حاد
تیز
حادُّ النظَر
تيزبين
حَادُّ المِزاج، حادّ الطّبع
تندخوى، عصبى
👇🔷👇
@amuzesharabi
إذا أردت أن تعيش بسلام، يجب ألا تتحدث عن كل ما تعرفه، ولا تحكم على كل ما تراه.
👇🔷👇
@amuzesharabi
صأصنع أحلامي من كفاف يومي لأتجنب الخيبة .
رویاهایم را از مایه ی روزمرهام خواهم ساخت تا از ناامیدی بگریزم.
محمود درويش
👇🔷👇
@amuzesharabi
أنتِ
طمأنينتي الوحيدة
في ظِل هذهِ الأيام
👇🔷👇
@amuzesharabi
الفرق بين «السَّلام، السِّلام، السُّلام».
السَّلام: التّحية المعروفة في الإسلام ، ومنه قوله تعالى ﴿سَلامٌ عليكم ...﴾
السِّلام: الحجارة الصّغيرة.
السُّلام: عروق ظاهر الكفّ والقدم، وجمعها سُلاميات.
فوری
رویترز: پول، ریال، اسکناس ایران.....
👇🔷👇
@amuzesharabi
وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِك
قرآن کریم. (نساء 79)
آنچه از بدی به تو میرسد، از سوی خود توست
چون هرچه می رسد به تو از کرده های توست
جُرم فلک کدام و گناهِ زمانه چیست؟
#صائب_تبریزی
الموتُ الأَبْيَض
مرگ ناگهانى
الخَيْطُ الأَبْيض
سفيدى فجر، سپيده دم
الذَّهَبُ الأَبيض
پلاتين
السَّلاحُ الأَبيض
اسلحه سرد
👇🔷👇
@amuzesharabi
۲۰ نوع پرنده کمتر شناخته شده
اگر معنای خاصی داشت حتما بگید
1. قَطَا – باقرقره
2. دُرَّاجٌ – تیهو
3. قُنْبَرَةٌ – چکاوک
4. شُرَشُورٌ – سهره
5. حَجَلٌ – کبک
6. زُرْزُورٌ – سار
7. خُطَّافٌ – پرستوی دریایی
8. وَرْوَارَةٌ – زنبورخوار
9. كُرْكِيٌّ – درنا
10. بُرْهَانٌ – سنگچشم
11. قَزُوعٌ – چرخریسک
12. هَزَارٌ – بلبل هزارداستان
13. صَفْرَةٌ – سسک
14. وِدْجٌ – سارگپه
15. بُوصَيْلٌ – کاکایی کوچک
16. حُدَايَا – هما
17. كَسْتَرٌ – سبزقبای هندی
18. دَخَّلٌ – چکچک
19. رَهْطٌ – بادخورک
20. قُنْبَرٌ – لکلک سیاه
👇🔷👇
@amuzesharabi
طابت جمعتکم
#جمعة_مباركة
@amuzesharabi
دو اصطلاح پزشکی
1. فَقْرُ الدَّمِ الوَبيلُ
🔰 يُعَدُّ فَقْرُ الدَّمِ الوَبيلُ من أمراضِ نَقْصِ فيتامين B12، ويُسَبِّبُ الإرهاقَ والشُّحوبَ واضطِراباتٍ عصبيَّةً
✨ کمخونی وخیم، نوعی کمخونی ناشی از کمبود ویتامین B12 است که میتواند منجر به خستگی، رنگپریدگی و اختلالات عصبی شود.
2. التِهابُ المَفاصِلِ الروماتويديُّ
❇️يَتَسَبَّبُ التِهابُ المَفاصِلِ الروماتويديُّ في تَوَرُّمِ المَفاصِلِ وألَمِها، مِمَّا يُؤَثِّرُ على نَشاطِ المَريضِ اليَوْميِّ.
✨ آرتریت روماتوئید، یک بیماری التهابی مزمن است که باعث تورم و درد مفاصل شده و بر فعالیتهای روزمره بیمار تأثیر میگذارد.
👇🔷👇
@amuzesharabi
نکته تخصصی برای ترجمه افعال عربی به فارسی
یکی از چالشهای مهم در ترجمه عربی، انتخاب دقیق زمان افعال است. برخی از مترجمان زمان افعال عربی را مستقیماً به معادل فارسی آن تبدیل میکنند، اما در عمل، ترجمه دقیقتر نیاز به درک معنایی جمله دارد.
📌 روش حرفهای: توجه به بُعد زمانی و استمرار فعل
1. فعل ماضی ساده (فَعَلَ)
گاهی در فارسی باید به جای ماضی ساده، ماضی نقلی یا حتی مضارع استفاده شود.
مثال:
قالَ الأستاذُ هذا الكلامَ أمسِ.
❌ ترجمه تحتاللفظی: معلم دیروز این حرف را گفت.
✅ ترجمه درست: معلم دیروز این حرف را گفته بود.
چون در فارسی، اشاره به یک واقعه گذشته که به گذشتهی دیگری مربوط است، معمولاً با "بود" نشان داده میشود.
2. فعل مضارع (یَفعَلُ)
در عربی مضارع میتواند معنای استمرار داشته باشد. در فارسی بسته به متن، ممکن است نیاز باشد آن را به مضارع استمراری یا ماضی نقلی تبدیل کنیم.
مثال:
یَکتُبُ الشاعرُ قصائدهُ في اللیل.
❌ ترجمه تحتاللفظی: شاعر در شب اشعارش را مینویسد.
✅ ترجمه درست: شاعر معمولاً اشعارش را شبها مینویسد.
(اضافه کردن "معمولاً" باعث طبیعیتر شدن ترجمه میشود.)
3. فعل ماضی بعید (کانَ قد فَعَلَ)
این ساختار به معنای رخداد یک عمل قبل از زمان گذشتهای دیگر است. در فارسی، معمولاً با "قبلاً"، "پیشتر" یا "بود" ترجمه میشود.
مثال:
کانَ قد سافَرَ قبل أن یبدأ العمل.
✅ او قبلاً سفر کرده بود، پیش از آنکه کارش را شروع کند.
👇🔷👇
@amuzesharabii
جبران خلیل جبران
✅ «النبي»
قالَ المصطفى:
مصطفی اینگونه گفت:
وَتُحِبُّونَ فِي العِشْقِ حَتَّى تَصِيرُوا مِثْلَ الزَّهْرَةِ فِي الحَجَرِ.
چنان غرق عشق میشوید همچو شکوفه ای در دل سنگ.
وَفِي العِشْقِ تَجِدُونَ مَا لَا تَجِدُونَهُ فِي النُّورِ.
و در عشق چیزی را مییابید که در نور نمییابید.
وَفِي العِشْقِ تَجِدُونَ لِسَانَكُمْ يَتَكَلَّمُ بِالْصَّمْتِ.
و در عشق، زبان شما در سکوت لب به سخن می گشاید.
"فِي العِشْقِ تَجِدُونَ أَنْفَاسَكُمْ تَصْنَعُ لَكُمْ رِيَاحَ السَّمَاءِ."
در عشق، نفسهایتان بادهای آسمانی را برایتان رقم میزند.
👇🔷👇
@amuzesharabi
قد سألت البحر يوما هل أنا يا بحر منكا؟
هل صحيح ما رواه بعضهم عني وعنكا؟
أم ترى ما زعموا زورا وبهتانا و إفكا؟
ضحكت أمواجه مني و قالت:
لست أدري!
روزی از دریا پرسیدم آیا من از جنس تو هستم؟
آیا آنچه درباره ی من و تو می گویند درست است ؟
یا ادعای آنان دروغ و تهمت و بهتان است ؟
امواج دریا به من خندید و گفت :
نمی دانم !
ایلیا ابوماضی
👇🔷👇
@amuzesharabi
رَجُلٌ قُلُّ
مرد تنها و بى كس
هُوَ قُلُّ ابن قُلِّ
او و پدرش ناشناسند.
👇🔷👇
@amuzesharabi
پس چگونه جان ز جانی هجران شود
روحی که در تار وپود جانی گره خورده
👇🔷👇
@amuzesharabi
يا حبيبي، أنتَ روحٌ في كياني
أنتَ أنغامي، وشِعري، وأغاني
كلّما أشرقَ صبحٌ في حياتي
كنتَ نورًا يملأُ الدنيا بعِطرِكَ والمَعاني
محبوبم ، تو جانِ منی،
آوای دلنشینم، شعرم، ترانهام.
هر صبح که در زندگیام طلوع سر زند،
نوری هستی که جهانم را با عطرت و حضور بیمثالت لبریز میکنی.
ابراهیم ناجی
اگر خوشتون میاد حتما لایک کنید برای دوستانتون بفرستید🌹
👇🔷👇
@amuzesharabi
آنْ
كلمه ظرف زمان، بمعناى هم اكنون
آن
جمع آوِنة: اكنون
فى آنٍ واحِد
در يك زمان
مِنْ آنٍ الى آخرَ
گاهگاهى
ما بينَ آنٍ و آخرَ
از هنگامى به هنگام ديگر
آنًا بعد آنٍ
پياپى، ساعت به ساعت، لحظه به لحظه
حتى الآن
تاكنون
بعدَ الآن
از هم اكنون به بعد
من الآنِ فَصَاعدًا
از اكنون تا آينده
آنًا فآنًا
بتدريج، پى در پى
👇👇👇
@amuzesharabi
بدر شاکر السیاب
👇🔷👇
@amuzesharabi
العَجْزُ فِي الإِيرَادَاتِ
کمبود درآمد
خَسَارَةٌ فِي الإِيرَادَاتِ
از دست دادن درآمد
المُشَارَكَةُ فِي الإِيرَادَاتِ
تقسیم درآمد
وِزَارَةُ النَّقْلِ فِي فِلُورِيدَا
وزارت حملونقل فلوریدا
الفُرَصُ المُتَوَفِّرَةُ فِي الأَسْوَاقِ
فرصتهای بازار
👇🔷👇
@amuzesharabi
وَمُصَدِّقࣰا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيَّ مِنَ ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعۡضَ ٱلَّذِي حُرِّمَ عَلَيۡكُمۡۚ وَجِئۡتُكُم بِـَٔايَةࣲ مِّن رَّبِّكُمۡ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ «۵۰ آل عمران»
وَ مُصَدِّقاً: الواو حرف عطف، مصدقا حال منصوب من التاء في جئتكم و علامة نصبه الفتحة الظاهرة على آخره.
لِمٰا: الجار و المجرور متعلقان ب (مصدقا).
بَيْنَ: ظرف مكان منصوب و علامة نصبه الفتحة و شبه الجملة متعلق بمحذوف صلة الموصول.
يَدَيَّ: مضاف اليه مجرور و علامة جره الياء لأنه مثنى مضاف و الياء مضاف اليه.
مِنَ اَلتَّوْرٰاةِ: الجار و المجرور متعلقان بمحذوف حال.
وَ لِأُحِلَّ: الواو حرف عطف، اللام لام التعليل، أحل فعل مضارع منصوب بأن مضمرة جوازا بعد لام التعليل و الفاعل ضمير مستتر وجوبا تقديره أنا و المصدر المنسبك مجرور باللام و الجار و المجرور متعلقان بفعل مقدر تقديره جئتكم.
لَكُمْ: الجار و المجرور متعلقان ب (أحل).
بَعْضَ: مفعول به منصوب و علامة نصبه الفتحة الظاهرة على آخره مضاف.
اَلَّذِي: اسم موصول مبني على السكون في محل جر مضاف اليه.
حُرِّمَ: فعل ماض مبني للمجهول مبني على الفتح و نائب الفاعل مستتر جوازا تقديره هو و الجملة صلة الموصول لا محل لها من الاعراب.
عَلَيْكُمْ: الجار و المجرور متعلقان ب (حرم).
وَ جِئْتُكُمْ: الواو حرف عطف، جاء فعل ماض مبني على السكون لاتصاله بضمير رفع متحرك، و التاء ضمير متصل مبني على الفتح في محل رفع فاعل و الكاف ضمير متصل مبني على الضم في محل نصب مفعول به و الجملة معطوفة على جئتكم الأولى.
بِآيَةٍ: الجار و المجرور متعلقان بمحذوف حال.
مِنْ رَبِّكُمْ: الجار و المجرور متعلقان بمحذوف صفة من آية، رب مضاف و الكاف ضمير متصل مبني على الضم في محل جر مضاف اليه.
فَاتَّقُوا: الفاء فاء الفصيحة رابطة لشرط محذوف، اتقوا فعل أمر مبني على حذف النون و الواو ضمير متصل مبني على السكون في محل رفع فاعل.
اَللّٰهَ: لفظ الجلالة مفعول به منصوب و علامة نصبه الفتحة الظاهرة على آخره.
وَ أَطِيعُونِ: الواو حرف عطف، أطيعوا فعل أمر مبني على حذف النون و الواو ضمير متصل مبني على السكون في محل رفع فاعل و النون للوقاية و الياء المحذوفة مفعول به حذفت لمراعاة الفواصل، و الجملة معطوفة على جملة (اتقوا).
👇🔷👇
@amuzesharabi
💎چکيده از چي تشکيل شده؟
1⃣مقدمه کوتاه(در مورد اهميت موضوع، اين قسمت اجباري نيست)
2⃣هدف از پژوهش(که همون عنوان مقاله ميشه)
3⃣روش تحقيق(توصيفي،پيمايشي، تجربي، کاربردي و....)
4⃣جامعه آماري و روش نمونه گيري
5⃣ابزار گرد آوري دادهها و نحوه اعتبار سنجي آن
6⃣روش تجزيه و تحليل داده ها
7⃣نتيجه گيري(که شامل تاييد يا رد فرضيه هاست)
8⃣کليد واژگان(شامل متغيرهاي اصلي پژوهش در حدود سه الي پنج کلمه مي باشد، کليد واژگان مي تونه شامل نکات کلیدی پژوهش هم باشه)
سخنی از حضرت جبران:
🌹 وردة واحدة لإنسان على قيد الحياة أفضل من باقة كاملة على قبره .
شاخه گلی برای انسان زنده، ارزشی فراتر از هزاران گل بر مزار مرده دارد.
👇🔷👇
@amuzesharabi