2845
آسمانه: در تاریخ و تئوری معماری و هنر ــــــــــــــــــــــ با این نشانی با ما تماس بگیرید: asmanehchannel@gmail.com ــــــــــــــــــــــ نقل مطالب آسمانه در صورت ذکر نام این کانال و درج پیوند (لینک) آن مجاز است.
📢مدرسهی نوروزگان با همکاری آسمانه برگزار میکند: «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
درس ۴۱: حاجیقاسمی و نوایی (۷)
درس ۴۲: حاجیقاسمی و نوایی (۸)
🔹مهرداد قیومی بیدهندی
🔹 تدوین: فرزاد زرهداران
🔹برای مشاهدهی نسخهی کامل درسهای ۴۱ و ۴۲ به پیوندهای زیر مراجعه کنید:
https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-41-1402-07/
https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-42-1402-07/
MehrdadQayyoomiBidhendi" rel="nofollow">http://www.youtube.com/@MehrdadQayyoomiBidhendi
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢برگزاری جلسهی دفاع از رسالهی دکتری معماری دانشگاه شهید بهشتی:
🔸برنامهی کتیبهنگاری مسجد جامع عباسی اصفهان
🔹پژوهشگر: محمدصادق اکرامی
🔹استاد راهنما: دکتر محمد غلامعلی فلاح
🔹داوران: دکتر حمیدرضا جیحانی، دکتر زهره تفضلی، دکتر هایده لاله، دکتر مهدی گلچین عارفی
در دهههای اخیر، اصطلاح «برنامهی کتیبهنگاری» بهگستردگی و در نوشتارگان متنوع در پژوهشهای تاریخ هنر اسلامی بهکار رفته است؛ بیآنکه تعریف روشنی از آن عرضه شود. این رساله برای جبران این خلاء، با دو هدف عمده شکل گرفته است. هدف نخست ایضاح اصطلاح «برنامهی کتیبهنگاری» در نوشتارگان پژوهش تاریخ هنر اسلامی است به همراه روشن کردن شیوهی مطالعهای است که در برخی از این آثار ذیل این اصطلاح شکل گرفته است. بررسی این پژوهشها نشان داد که مطالعهی برنامهی کتیبهنگاری نیازمند به تهمید مقدمات و طی مراحل دقیقی است تا نتایجِ نهایی معتبر باشد. هدف دوم این تحقیق، فراهم ساخت مقدمات مطالعهی برنامهی کتیبهنگاری برای کتیبههای مسجد جامع عباسی اصفهان است. نخستین پرسش تحقیق دربارهی چیستی «برنامهی کتیبهنگاری» و چگونگی مطالعهی آن، پیشنیازها و مراحل انجامِ آن و خاستگاه و تبار نظری آن در تاریخنگاری هنر غرب است. دومین پرسش تحقیق بر کتیبههای مسجد جامع عباسی متمرکز است: کدام کتیبهها در بنا وجود دارد، متن آنها چیست، چه دگرگونیهایی در متن یا صورت داشتهاند، کدام اصیل، ازدسترفته، یا افزوده در مداخلات معاصرند، و بر این اساس، کدام کتیبهها با یکدیگر همدورهاند. نخستین پرسش اصلی از مسیر تحلیل محتوای پژوهشهای حاوی این اصطلاح نشان داد که پژوهشگران این اصطلاح را در دو معنای «غیرتأملی» و «تأملی» بهکار بردهاند؛ در معنای غیرتأملی، این اصطلاح تنها دلالت بر مجموعهی کتیبههای بنایی معیّن میکند، اما در معنای تأملی، پیشطرحی است آگاهانه که به مجموعهی تصمیمها و ترجیحها و انتخابهای ناظر به کتیبههای یک اثر، اعم از یک بنا، جهت میدهد؛ از تصمیمگیری دربارهی محتوا و مضمون و معنای مجموعهی کتیبهها و ابعاد و اندازه و شیوهی تحریر و اجرا و جایگاهشان در بنا، تا ساماندهی و طرز قرارگیری و چینش مجموعهی این کتیبهها در اجزاء و کلیت فضای معماری یک بنا، در یک دورهی تزیینی خاص. تصور غالب و مفروض چنین است که این پیشطرح آگاهانه موجب انسجام و پیوند معنایی میان صورت و محتوای مجموعهی کتیبههای آن بنا، دستکم در یک دورهی تزئینی معین، میشود و در نتیجه مجموعهی آنها را به کلی واحد و یکپارچه، منعکسکنندهی معنایی خاص یا نمادین برای ناظران تاریخی همعصر بنا بدل میکند.
سپس با نقد مخاطرات مفهومی و روششناختیِ این شیوه، پیشنیازها (مستندنگاری، بررسی اصالت و تمایز کتیبههای همدوره) و مراحل چنین تحلیلی (بررسی انسجام معنایی کتیبهها، مقایسه با نمونههای مشابه در بناهای همدوره یا پیشین و تحلیل زمینهی تاریخی اجرای کتیبهها) بازسازی شدهاست. افزون بر این، با بررسی تطبیقی این اصطلاح در تاریخ هنر غرب تبار نظری این اصطلاح شناسایی شدهاست که از رویکرد شمایلشناسی در تاریخهنر غرب که با آثار پانوفسکی صورتبندی نهایی یافت، برخاسته و تحت تأثیر آثار و آراء گرابار وارد تاریخنگاری هنر اسلامی شدهاست. در پاسخ به دومین پرسش، تمامی این پیشنیازها برای مطالعهی کتیبههای مسجد جامع عباسی فراهم شدهاست: تمامی کتیبههای باقیمانده و از دسترفتهی بنا شناسایی، در قالب هشتادونه شناسنامه ثبت و تغییرات آنها بر پایهی شواهد مختلف بررسی شده است. آنگاه با تطبیق این شواهد با متون تاریخی، عکسهای قدیمی، و تحلیل کالبدی، سیر تاریخی ساخت و تزیین مسجد بازسازی شده و از طریقِ آن کتیبههای همدوره با تاریخگذاری کتیبههای فاقد تاریخ شناسایی و کتیبههای همدوره مشخص شده است. نتایج این رساله بنیانی مستند برای مطالعهی برنامهی کتیبهنگاری مسجد جامع عباسی فراهم کرده و راه را برای تحلیل این منبع مهم در تاریخ معماری دوران اسلامی هموار ساخته است.
🔸زمان: چهارشنبه ۳۰ مهرماه ساعت ۱۳
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن شهید دلبری
#خبر #محمدصادق_اکرامی
@asmaaneh
🖋مقالهی تازه: «پژواکهای امپراتوری: نقاشیهای محمودخان ملکالشعرا در ایرانِ اواخر عهد قاجار (۱۸۶۰–۱۹۰۰)»
نگار حبیبی
Echoes of Empire: The Paintings of Mahmud Khan Malek al-Shuʿara ˉin Late Qajar Iran (1860-1900)
در این مقاله، نگار حبیبی بستر هنری عصر قاجاریه را، از طریق تحلیل انتقادی سبک بدیع و منحصربهفرد محمودخان ملکالشعرا (۱۸۱۳-۱۸۹۳) و در سیاق آثار همعصرانش، بهویژه نقاش مشهور آن دوره، کمالالملک (۱۸۵۹-۱۹۴۰)، بررسی میکند. از خلال تحلیل دقیق شماری از آثار محمودخان در این پژوهش، لایههای درهمتنیدهی زبان بصری محمودخان واکاوی و بر تعامل گستردهی میان هنر قاجار و سنتهای هنری اروپا تأکید میشود. نویسنده در پی خوانش هنر مدرن ایران نیست؛ بلکه بیشتر بر اهمیت لزوم بررسی نقادانهی آثار محمودخان، در جایگاه بزنگاه مغفول در تاریخ هنر ایران و فرصتی نادیدهانگاشته برای تداوم معنادار میراث زیباییشناسی کلاسیک و بیان بصری مدرن هنر ایران، تأکید دارد.
◽️مشخصات مقاله:
Habibi N. Echoes of Empire: The Paintings of Mahmud Khan Malek al-Shuʿarā in Late Qajar Iran (1860–1900). Iranian Studies. Published online 2025:1-20. doi:10.1017/irn.2025.10085
◽️متن مقاله:
https://www.cambridge.org/core/journals/iranian-studies/article/echoes-of-empire-the-paintings-of-mahmud-khan-malek-alshuara-in-late-qajar-iran-18601900/1EB1010C8F9BEB7FA4EDA5F225316B0A
#مقالهی_تازه
@asmaaneh
📢برگزاری جلسهی دفاع از پایاننامهی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی:
🔹قیصریهی بازار کاشان: شکلگیری یک مرکز جدید شهری در نیمهی دوم دورهی قاجاریه
🔹دانشجو: یاسمن صفیان
🔹استاد راهنما: دکتر حمیدرضا جیحانی
🔹استاد مشاور: دکتر سید محمود سادات
🔹داوران: مهندس عادل فرهنگی، دکتر حمیدرضا پیشوایی
🔸زمان: چهارشنبه، ۳۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۰
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن دفاع
#یاسمن_صفیان #خبر
@asmaaneh
📢برگزاری جلسهی دفاع از پایاننامهی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی:
🔹معماری در تاریخ اساطیری ایران؛ از کیومرث تا آغاز دوران پهلوانی
🔹دانشجو: پرهام صفریان
🔹استاد راهنما: دکتر نیلوفر رضوی
🔹استاد مشاور: دکتر ابوالقاسم اسماعیلپور
🔹داوران: دکتر زهرا اهری، دکتر حمیدرضا پیشوایی
🔸زمان: دوشنبه، ۲۸ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن دفاع
#پرهام_صفریان #خبر
@asmaaneh
✏️بنیامین و بیخانگی مدرن؛ سه شخصیت در جستوجوی سکونت [ص ۳ از ۴]
🔺ویرانگر و معماری فراموشی
سومین شخصیت بنیامین، ویرانگر است؛ دشمن اتوییمن و کسی که با شعف و شادمانی رد گذشته را محو میکند. بنیامین در انتهای مقالهی کوتاه «شخصیت ویرانگر» دربارهی او چنین مینویسد: «شخصیت ویرانگر هیچ چیز را دائمی نمیداند. اما درست به همین دلیل در همهجا راههایی مییابد. آنجا که دیگران با دیوار یا کوه رویاروی میشوند، او راهی میبیند. اما چون همهجا راهی میبیند، همهجا باید مسیر این راه را بروبد و تمیز کند. البته نه همیشه به کمک زور حیوانی، بل گاهی به کمک ظریفترین وسایل. چون همهجا راههایی مییابد، همیشه در تقاطع راهها میایستد. در هیچ لحظهای معلوم نیست که در لحظهی بعد چه رخ خواهد داد. او آنچه هست را به مخروبه و ویرانه فرو میکاهد – البته نه به خاطر مخروبه، بل به خاطر راهی که از میان آن عبور میکند.»[۳]
در معماری رد ویرانگر را میتوان علاوه بر هر پروژهی بازسازی یا ساختمانی که مرحلهای از آن تخریب است، در گرایشهای مدرنیستی و مینیمالیستی طراحی هم مشاهده کرد: پاکسازی تزئینات، انکار رجوع مستقیم به گذشته و جستوجوی دائمی برای فرمی نو. البته از این منظر این ویرانگری وجه سازنده و آزادکنندهای هم دارد: زدودن تا بتوان فضایی ساده و روشن برای زیستن یافت. شخصیت ویرانگر تخریب را نه پایان بلکه باز کردن امکان «شدن» میفهمد. برای او تخریب به معنای تولید تفاوت است: فضایی برای چیزی که هنوز نیامده. معمار هم بسیاری اوقات با اتخاذ تصمیمات کنترلشدهی ویرانگرانه، امکان نو شدن ساختمان و فضا را مهیا میکند. اگر این گرایش مطلق شود، اثر معماری بیارتباط از بستر و غریبه برای دو شخصیت دیگر میشود؛ اما اگر بهترتیبی آگاهانه و اندیشیده با دو شخصیت دیگر گفتوگو کند، راه را برای زندگی، نوآوری و تعامل با گذشته باز میکند و از این رو حضورش ضروری است.
از این منظر گویا بنیامین سکونت مدرن را در تعاملی دائمی و پویا میان سه شخصیت فلانور، اتوییمن، و ویرانگر میبیند و راهکار مواجههی انسان مدرن با بیخانگیاش را چنین صورتبندی میکند. قطعاً نه میتوان یک فرد را به یکی از اینها تقلیل داد و نه هیچیک بهتنهایی میتوانند خانهای برای زندگی آدمی بسازند. فلانور نیازمند فضاهای گشوده برای پرسهزدن است. اتوییمن به مکانهایی برای ذخیره و بازشناسی خاطره نیاز دارد و ویرانگر به امکان بریدن و آغاز کردن دوباره. اثر معماریای که بتواند هر سه را در خود جای دهد و با فضاهایش امکان زندگی آنها را فراهم کند، احتمالاً تجربهی زندهتری از خانه پدید میآورد چرا که هیچ یک از آنها را طرد نمیکند. چنین معماریای نه صرفاً بازتولید گذشته است، نه حذف رادیکال آن، و نهتنها صحنهی پرسهزنی؛ بلکه ترکیبی است اکسیرمانند که در آن ساکنان میتوانند با هر سه وجه وجودی خود در گفتوگو باشند. معمار در طراحی هر اثر، چه خانه باشد چه کاربریای دیگر، در بسیاری مواقع تلاش میکند میان این سه تعادل برقرار کند. اوست که تعیین میکند فضا چگونه با پرسهزن، کلکسیونر و ویرانگر سخن بگوید و چه سهمی به هرکدام بدهد. چه چیزی از گذشته نگاه داشته شود، چه چیزی از نو خلق شود و چگونه حرکت و سکون در فضا تجربه شود. هنر معمار است که این تعادل سکونت را به ترتیبی پدید آورد که پاسخ به هر یک در هماهنگیای طبیعی با فضای دیگر شخصیتها درک شود اما به هر حال تلاش برای ساختن امکان چنین سکونتی، بسیار متفاوت است با ساختن فرمی صرفاً زیبا.🔻
#یادداشت #علی_طباطبایی
@asmaaneh
✏️بنیامین و بیخانگی مدرن؛ سه شخصیت در جستوجوی سکونت
علی طباطبایی
مسئلهی خانهکردن و سکونت در جهان مدرن، موضوع محوری یکی از مهمترین بحثهای والتر بنیامین دربارهی وضعیت انسان در عصر تازه و مواجههاش با مدرنیته است؛ وضعیتی تازه و غریب که امروز هم آدمی با آن دست به گریبان است. این مفهوم مرکزی «بیخانگی» است که انسان پس از فروپاشی نظام کیهانیای که خود را از طریقش در جهان معنا میکرد، با آن مواجه شده است. در دنیایی که شتاب مدرنیته، دگرگونیهای سرمایهداری، و تحولات تکنولوژیک پیوسته بنیانها را میلرزاند و استوارترین چیزها را دود میکند و به هوا میفرستد، خانهکردن در جهان دیگر مثل گذشته بدیهی نیست. در آثار والتر بنیامین، بهویژه در پروژهی پاساژها و جستارها و مقالات پراکندهی او دربارهی شخصیتهای مدرنیته، سه فیگور بهعنوان پاسخهای مختلفی به این بیخانگی مدرن رخ مینمایند: فلانور یا شخصیت پرسهزن، اتوییمن یا شخصیت جعبهای و شخصیت ویرانگر. این سه فیگور از یک طرف با مرکزیت خانه و در جستوجوی سکونت به هم مرتبط میشوند و از طرف دیگر بنیامین از استعارههای مکانی مختلفی برای توضیحشان استفاده میکند. در این یادداشت بر این وجوه مرتبط با مکان در این سه شخصیت تمرکز میکنم و سعی میکنم از این طریق امکانهای استفاده از آنها برای نقد آثار معماری و فهم ساختن را روشنتر کنم.
فلانور پرسهزنی است که در کوچهها و خیابانهای شهر خانهی موقت خود را جستوجو میکند؛ اتوییمن، کلکسیونری است که در اشیای گذشته رد خانه را دنبال میکند؛ و شخصیت ویرانگر کسی است که تنها از طریق فروپاشی گذشته میتواند امکان سکونت نوینی را متصور شود. این سه نه صرفاً تیپهای روانی یا جامعهشناختی، بلکه شیوههای بودن و خانهکردن در جهان مدرناند و چون سرنمون یا آرکیتایپی که از فرد، گروه افراد تا حتی یک اثر هنری و ساختمانی طراحی شده میتوان آنها را تشخیص داد. شیوههایی از بودن که هنرمند و معمار هم خواهناخواه، آنها را در اثرش بازتاب میدهد و با تقویت یا مهار هر یک به شیوهی خود با آنها گفتوگو میکند. مخصوصاً اگر معماری بخواهد برای ساکنانی خانه بسازد.
معمار بهعنوان طراح و سازندهی امکانهای فضای زندگی، چه در ساختن خانه و چه در طراحی دیگر فضاها در جهان پساسنتی، ناگزیر است به این سه شخصیت پاسخ دهد. او غالباً در جستوجوی تعادلی است که فضایی فراهم آورد که در آن پرسهزن، کلکسیونر و ویرانگر بتوانند با هم گفتوگو کنند. حال میتوان پرسید اگر بیخانگی، وضعیت بنیادین انسان مدرن باشد، معماری چه نسبتی با سه شخصیت بنیامینی پیدا میکند؟ چگونه فضا میتواند همزمان صحنهی پرسهزنی، بایگانی خاطره، و امکان ویرانی و نوزایی را فراهم آورد؟ و آیا معماریای که بتواند میان این سه نیرو تعادل برقرار کند، ممکن است بتواند شرایط بهتری برای خانهکردن در جهانی بیقرار فراهم آورد؟🔻
#یادداشت #علی_طباطبایی
@asmaaneh
📢 درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔸درس ۴۰: حاجیقاسمی و نوایی (۶)
در چهلمین جلسه از درسگفتارها، مباحث مرتبط با دانشوران تاریخ معماری ایران دنبال شد. این جلسه در ادامهی مباحث جلسات پیشین و با تمرکز بر دو دانشور اثرگذار این حوزه، آقایان کامبیز حاجیقاسمی و کامبیز نوایی، و مهمترین اثر آنان، خشت و خیال، برگزار شد. در امتداد دو جلسهی گذشته، در این جلسه فصل نخست کتاب با عنوان «لطیفۀ نهانی» نقادانه بررسی شد.
در آغاز جلسه، در اصطلاح «بیان فضایی خیال» بحث شد. نخست این پرسش مطرح شد که مقصود از بیان چیست و این واژه در زمان نگارش کتاب و در روزگار کنونی چه معانیای دارد. همچنین بررسی شد که واژهی بیان در حوزهی معماری چه مفهومی مییابد. در معنای هنری، «بیان» به انتقال حالات و احوال درونیِ طراح به مخاطب اشاره دارد. اما هنگامی که این واژه در ترکیب با «خیال» قرار میگیرد، دو واژه در دستگاههای معنایی متفاوتی عمل میکنند و همنشینی آنها ناسازگار میشود.
نویسندگان کتاب بر این باورند که معماری اسلامی ایران واجد ذات یا ماهیتی واحد است؛ ذاتی که با وجود پژوهشهای انجامشده در این زمینه، همچنان مبهم و ناشناخته مانده است. هدف آنان از نگارش خشت و خیال، بنا بر مدعای کتاب، روشن کردن همین ماهیت پنهان است.
نویسندگان بر این باورند که هرچه را میگویند از خود آثار معماری ایران به دست آوردهاند. نیز معتقدند که فقط آن سخنانی دربارهی معماری اصیل و معمارانه است که از این طریق به دست آید. قویترین استدلالی که بارها در کتاب برای این نظر آوردهاند این است که هیچ نوشتهای نمیتواند جانشین مواجهه با خود اثر و انس با آن شود. این رأی البته درست است؛ اما نکته اینجاست که این رأی دربارهی هر سخنی رواست. یعنی هیچ سخنی، از جمله سخن خود نویسندگان دربارهی خود آثار، نمیتواند جانشین مواجهه با اثر شود. بنابراین، مهمترین استدلالی که در رد آراء دیگر آوردهاند از بنیاد نادرست و سست است و اقوال خود ایشان را هم شامل میشود.
اصطلاح دیگری که در کتاب، در کنار مفاهیمی چون «تمامیت اثر»، «فضای معماری»، «باطن اثر» و «فضای مطلوب»، مطرح شده است «روح اثر» است. اما نویسندگان روشن نکردهاند که چه نسبتی میان این مفاهیم بنیادین کتاب برقرار است. به باور آنان، این «روح کلی» پدیدهای است که در نخستین لحظهی مواجهه با اثر بر مخاطب تأثیر میگذارد؛ بیآنکه نیازی به دانستن پیشینهی تاریخی، علت شکلگیری، کارکرد یا شیوهی ساخت آن باشد.
مقصود نویسندگان از «اثر معماری»، آثار فاخر معماری، یعنی «آبِدهها» (مونومانها)ست. آنان به آثاری توجه دارند که قابلیت برانگیختن مخاطب را داشته باشند؛ حال آنکه بسیاری از آثار معماری اساساً با چنین هدفی ساخته نمیشود. مثلاً، خانههای مردم عادی در این طرز نگاه، معماری بهحساب نمیآید. اثر این نوع نگرش در کتاب کاملاً مشهود است و پیامدهای مهمی در حوزههای مختلفِ مطالعهی معماری بر جای گذاشته است.
در بخش بعدی، «بیان اثر» بهمنزلهي تفاوت اصلی میان گونههای مختلف معماری معرفی شده و سپس «بیان» و «پیام» هممعنا گرفته شدهاند؛ در حالیکه این دو هممعنا نیستند، و این موضوع ناشی از شلختگی ترمینولوژیک در متن است که موجب ابهام آن شده است.
نویسندگان پرسشی اساسی طرح میکنند: «آیا معمارِ خالق اثر نیز، همچون مخاطب، کیفیت اثر را در پایان کار درمییابد؟» در اینجا، آنان میکوشند موضوع بحث را از «اثر» به «معمار» منتقل کنند تا بتوانند مفهوم «خیال معمار» را توضیح دهند. به نظر ایشان، معمار بناهایش را ابتدا در عالم خیال میسازد و سپس میکوشد آن را در جهان بیرونی تحقق بخشد. بررسی این فصل در جلسهی بعد ادامه خواهد یافت.
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢 درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔸درس ۳۸: حاجیقاسمی و نوایی (۴) - بخش دوم
از دیگر نکات قابلتوجه در این کتاب، حضور رگههایی از دیدگاههایی چون پدیدارشناسی و ساختارگرایی است که در جایجای متن به چشم میخورد. مثلاً، اصطلاحاتی نظیر «در محضر اثر بودن» یا «در حضور اثر قرار گرفتن» برگرفته از زبان و مفاهیم پدیدارشناسی است و بهنظر میرسد نویسندگان این اندیشهها را از آثار داریوش شایگان اقتباس کردهاند؛ بیآنکه به لوازم آن پایبند باشند. مثالهای مشابهی از اینگونه اثرپذیریها در دیگر بخشهای کتاب نیز دیده میشود.
«تربیع دایره» موضوع مهم دیگری بود که در این جلسه مطرح شد. این اصطلاح نخستینبار در کتاب حال وحدت به کار رفته و سپس در خشت و خیال تکرار شده است، بیآنکه به منبع یا پیشینهی آن اشارهای شود. در این دو اثر، مفهوم تربیع دایره بهمنزلهی مسئلهای از ریاضیدانان مسلمان برای تبدیل پایهی چهارگوش گنبد به محیط دایره تعبیر شده است، درحالیکه چنین برداشتی نادرست است. مسئلهی اصلی ریاضیدانان مسلمان آن بود که محیط و مساحت دایره را چگونه محاسبه کنند. آنان کوشیدند دایره را براساس شعاعش به مربعی تبدیل کنند که از نظر مساحت با آن برابر باشد؛ بدینترتیب با محاسبهی محیط یا مساحت مربع، میتوانستند به محیط یا مساحت دایره دست یابند. این کار را «تربیع دایره» نامیدند، بهمعنای تبدیل دایره به مربعی هممساحت آن.
در این کتاب، با همهی اشکالات بنیادینی که دارد، به موضوعاتی پرداخته شده است که پیش از آن در پژوهشهای مشابه کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. در واقع، این کتاب سرشار از «نادیدههایی» است که نویسندگان کوشیدهاند بدانها بپردازند. بااینحال، پاسخ بسیاری از پرسشهای اساسی در آن یافت نمیشود؛ از جمله اینکه اصول معماری مطرح شده بر چه اساسی و از چه طریقی استخراج شده است. مصداقهای معماریای که در کتاب برای توضیح این اصول آورده شده است در کدام نقاط ایران قرار دارد؟ و آیا این اصول در همهی مناطق ایران صادق است یا منحصر است به معماری شهریِ حاشیهی بیابانهای مرکزی ایران؟
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢مدرسهی نوروزگان با همکاری آسمانه برگزار میکند: «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
درس ۳۸: حاجیقاسمی و نوایی (۴)
درس ۳۹:حاجیقاسمی و نوایی (۵)
درس ۴۰: حاجیقاسمی و نوایی (۶)
🔹مهرداد قیومی بیدهندی
🔹 تدوین: فرزاد زرهداران
🔹برای مشاهدهی نسخهی کامل درسهای ۳۸ و ۳۹ و ۴۰ به پیوندهای زیر مراجعه کنید:
https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-38-1402-07/
https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-39-1402-07/
https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-40-1402-07/
MehrdadQayyoomiBidhendi" rel="nofollow">http://www.youtube.com/@MehrdadQayyoomiBidhendi
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢برگزاری جلسهی دفاع از پایاننامهی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی
🔸دگرگونیهای کالبدی هستهی تاریخی دزفول (۱۳۱۱-۱۳۵۹)
🔸نام دانشجو: نجمه سالارینسب
🔸استاد راهنما: دکتر محمد غلامعلی فلاح
🔸داوران: دکتر حمیدرضا جیحانی، دکتر کاوه رشیدزاده
🔸زمان: یکشنبه، ۲۷ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن دفاع
#خبر #نجمه_سالارینسب
@asmaaneh
📢برگزاری جلسهی دفاع از پایاننامهی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی
🔸زنان و خیابان لالهزار: از انقلاب مشروطه تا پایان سلطنت رضاشاه
🔸دانشجو: ریحانه شکوهی
🔸استاد راهنما: دکتر زهرا اهری
🔸داوران: دکتر اسکندر مختاری، دکتر محمد غلامعلی فلاح
خیابان لالهزار در فاصلهی انقلاب مشروطه تا پایان سلطنت رضاشاه، به یکی از کانونهای اصلی فعالیتهای تجاری و فرهنگی تهران تبدیل شد و بستر مهمی برای تجربههای نوظهور شهری فراهم آورد. این خیابان که در آغاز بیشتر عرصهی حضور مردان بود و ورود زنان به آن با محدودیتهای جدی همراه بود، بهتدریج لایههایی تازه یافت و عرصهی حضور محدود اما مداوم زنان گردید؛ حضوری که نه صرفاً در مقام مصرفکننده، بلکه در قالب مشارکت در فعالیتهای تجاری، خدماتی و فرهنگی نیز بروز یافت.
این پژوهش با راهبردی تاریخی و با استفاده از منابع دستاول چون مطبوعات، خاطرات، آگهیها و تصاویر، به بررسی رابطهی میان حضور زنان و دگرگونیهای کالبدی فضایی لالهزار میپردازد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که حضور زنان روندی خطی و یکنواخت نداشت، بلکه در بستر محدودیتها، تفکیکها شکل گرفت و همزمان نقشها، رفتارها و جایگاه اجتماعی آنان بازتعریف شد. در بازهی نخست (مشروطه تا حدود ۱۳۰۰)، بناهای اختصاصی زنانه اندک بود و خدمات مربوط به زنان اغلب توسط مردان ارائه میشد. زنان ایرانی از صحنههای فرهنگی غایب بودند و نمونههای اولیه حضور زنان در این فضاها، بیشتر به اقلیتها یا مهاجران تعلق داشت. در بازهی دوم (۱۳۰۰ تا ۱۳۱۴)، فعالیتها تخصصیتر شدند؛ خیاطخانهها و آرایشگاهها به کوچهها و طبقات بالای مغازهها منتقل شدند و فضاهایی نیمهمستقل با تفکیکهای افقی و عمودی پدید آمد. زنان ایرانی بهتدریج در نقش تماشاگر، هنرجو و حتی مجری فرهنگی ظاهر شدند. در بازهی سوم (۱۳۱۴ تا ۱۳۲۰)، با اجرای سیاست کشف حجاب، حضور زنان مرفه و اروپاییمآب آشکارتر شد، اما در عین حال زنان محجبه طرد و مرزبندیهای طبقاتی تثبیت شدند. در این دوره، خیاطخانهها و آرایشگاهها هویت مستقل یافتند، در حالی که نمایشها و تئاترها رو به افول گذاشتند و کافهها به کانون تازهی موسیقی و سرگرمی بدل شدند؛ جایی که زنان هم در مقام مشتری و هم در مقام متصدیان مشاغل و هنرمندان صحنه در عرصۀ اجتماعی موضوعیت یافتند. در مجموع، لالهزار از فضایی عمدتاً تجاری و مردانه به فضایی چندلایه و پیچیده تبدیل شد. حضور زنان با ایجاد لایههای تازهی فضایی، دگرگونی ویترینها، و شکل دادن به قلمروهای نیمهمرئی، نهتنها کالبد و آرایش فضایی خیابان را تغییر داد، بلکه تجربهای نوین از حیات شهری و جایگاه اجتماعی زنان در تهران را رقم زد.
🔸زمان: شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن دفاع
#خبر #ریحانه_شکوهی
@asmaaneh
📚پرسشهای معماری: گفتوگوهایی دربارهی تاریخ، تئوری و نقد معماری
قسمت دوازدهم:
تفاوت «معماری»، خاستگاه و معنای آن در ایران با «Architecture»، خاستگاه و معنای آن چیست؟ - بخش اول (نسخهی مکتوب)
#نوروزگان #مهرداد_قیومی #پرسشهای_معماری
@asmaaneh
◼️ناصر تقوایی فیلمساز بنام امروز ۲۲ مهر درگذشت.
گزیدهای از مستند «گفتن با نگفتن: سینما و سانسور بهروایت ناصر تقوایی» مشاهده میکنید که به کوشش عارف محمدی تهیه شده است.
@asmaaneh
🖼معرفی کانال نقشههای تاریخی و عکسهای هوایی
معرفی از: عیاران ایران
@AyyaraneIran
حتماً برایتان پیش آمده است که برای تهیهی پروندهی با کیفیت یک نقشهی تاریخی یا عکسهوایی برای پژوهشی، مصائب گوناگونی را متحمل شده باشید.
ما از حدود ۲ ماه پیش کانالی را در تلگرام گشودیم که در آن به عرضهی نقشههای تاریخی و عکسهای هوایی ایران و شهرهایش میپردازیم. کار را با نقشههای تاریخی ایران آغاز کردیم و اکنون در حال انتشار نقشهها و عکسهای هوایی شهر تهران هستیم و پس از تهران در نظر داریم به سایر شهرها بپردازیم. نقشهها و عکسها عموماً به ترتیب تاریخی از قدیمیترین تاریخی که چنین اسنادی وجود دارد تا حدود ۴۰-۳۰ سال پیش عرضه میشود. در ادامه تلاش خواهیم کرد که بخش «نقاشی شهرها» را هم به مجموعهی مدارک کانال بیفزاییم.
تاکنون بیش از ۲۰۰ نقشه و عکس هوایی و چندین جلد کتاب و گزارش حاوی نقشهها و چند ویدئو که همه با پروندهی با کیفیت این مدارک همراه بوده در کانال عرضه شده است. در کنار این مدارک فهرستهایی نیز از مدارک منتشر شده در کانال، برای سهولت دستیابی به مدارک، تهیه کردهایم. بنا داریم در ادامه یادداشتهایی هم متناسب با مدارک در زمانهای مقتضی منتشر کنیم. در این میان به اندازهی دانش و توانمان به پرسشهای عزیزانی که اطلاعاتی از ما خواستند نیز پاسخ دادهایم.
آرشیو ما محصول جمعآوری گستردهی این نوع مدارک در طول بیش از ۲۰ سال است. اکثر این مدارک دیریاب است و با جستوجو در میان آرشیوهای برخط و غیر آن و یا کتابها به دست آمده است. مالکیت مدارک اغلب عمومی است (public domain) است و اگر کسی یا سازمانی ادعایی بر آنان دارد بیشتر از مقولهی سودجویی و انحصارطلبی است.
ما بیش از هرچیز خواستهایم بر این سودجوییها و انحصارطلبیها برخیزیم و پژوهشگران را برای رسیدن آسان به مدارک مورد نیازشان که در انحصار سازمانهای عریض و طویل یا افرادی است که حیات و هویتشان در گرو احتکار مدارک و اسناد است یاری کنیم. چه بسیار محتکرانی که با حبس و یا انتشار نامناسب مدارک، خود را در میان پژوهشگران برخی حوزهها جا زدهاند و از این نمد برای خود کلاهی دوختهاند و یا مثلاً با چاپ کتابهایی بدون ارزشِ افزوده با قیمت گزاف و دقت اندک، مدارک را مُثله و غیر قابل استفاده کردهاند و پروندههای رقومی آنها را به بهانهی فروش کتابهایشان احتکار کردهاند یا سازمانهایی که مثلاً تصاویر هوایی را با قیمت زیاد و دنگوفنگ اداری بسیار میفروشند. این در حالی است که در بسیاری از کشورها چنین مدارکی در آرشیوهای رقومی بهسهولت و با بهترین کیفیت در اختیار پژوهشگران است و این دسترسی کمک بزرگی به گسترش پژوهش و دانش در بسیاری از رشتههاست.
آرمان ما عرضهی رایگان و آزاد این اطلاعات به همهی پژوهشگران است و این آرمان جز با کمک شما محقق نمیشود. بسیاری از شما همین الان ممکن است در گوشهای از آرشیوتان یک نقشه یا مخصوصاً عکس هوایی از جایی از ایران داشته باشید که روزگاری برای پروژهای از سازمانی گرفتهاید. اگر هر کدام از شما عزیزان همان یک مورد را برای انتشار به ما بسپارید و آرشیو محدود ما را غنیتر کنید هزاران مدرک به دست پژوهشگران دیگری خواهد رسید. این چرخه به سود همه و در جهت شکسته شدن انحصار محتکران شخصی و سازمانی خواهد بود. ما دست همهی شما را به گرمی میفشاریم و از شما در تحقق این آرمان یاری میخواهیم.
«چو عیّارانِ بیجامه میان جمع درویشان»
درین وادی بیپایان یکی عیّار بنمایید
🔸نشانی کانال تلگرام ما:
/channel/OldMapsAerialPhotos
🔸نشانی ما در اینستاگرام:
https://www.instagram.com/old.maps.aerial.photos?igsh=cWNpeX
#معرفی_اسناد #یادداشت
@asmaaneh
📘معرفی کتاب: بناهای آفریقا؛ معماری و جابجایی میراث فرهنگی
Africa's Buildings: Architecture and the Displacement of Cultural Heritage
ایتوهان اوسایموِسه (Itohan Osayimwese)
انتشارات دانشگاه پرینستون، ۲۰۲۴
🔹معرفی از: سیاوش گلمحمدی
تاریخی پیشگام از میراث معماریِ به یغمارفتهی آفریقا؛ و پیشنهادی جسورانه برای بازگرداندن آثار فرهنگیِ بهسرقترفتهی آنجا.
از سدهی نوزدهم تا امروز، متصدیان استعمارگر، از مجموعهداران و انسانشناسان، بناهای آفریقایی را از هم گسستند و اجزای آنها را به موزههای اروپا و ایالات متحده منتقل کردند. بیشترِ این مصنوعات در قالب اشیای هنریِ تزیینی دستهبندی شدند که این امر کارکرد مقرر اولیهشان را زدود. همچنین گسستشان از بناها پیامدهای ویرانگری بر سازههای اصلی به بار آورد. «بناهای آفریقا» تاریخ گردآوری و توزیع اجزا و عناصر معماری آفریقایی را پی میگیرد، خشونتِ ساز و کارهای استعمارگرانهای که ساختمانهای آفریقا را تاراج کرد، مستند میکند و به پرسشهای اخلاقی پیرامون نمایش این اشیا میپردازد.
ایتوهان اوسایموِسه سراسر قارهی آفریقا را در مینوردد؛ از مصر در شمال قاره تا زیمبابوه در جنوب و سراسر مناطق غربی تا مرکزی و شرقی آن. او شرح میدهد که مجموعهداران برای جدا کردن عناصری چون ستونها و تُنُکههای در از بناها به چه روشهای خشونتآمیز دست میزدند و چگونه این روشها مجموعهداری معماری را از مجموعهداری مرسوم متمایز میساخت. او نشان میدهد که چطور مجموعهداران غربی اجزای ساختمانها را بهخطا «تزئینات» نامیدند و بدینسان هویت معمارانهی آنها را میزدودند و شواهد دستبردشان را پنهان میساختند. اوسایموسه از این بحث میکند که چگونه عمل جابهجایی اجزای معماری، چون کاشی کفها و پردهی بر دیوارها، خود به از دست رفتن آگاهیمان از کارکرد اصلی این اجزا و عناصر انجامید و استدلال میکند که به دلیل این جابجاییها، هنوز که هنوز است، دانشوران گوناگونی و شخصیت راستین معماری آفریقایی را بهکمال درنیافتهاند.
«بناهای آفریقا» با تصاویری غنی و چشمنواز، از طیف وسیعی از جابهجایی فرهنگی، که غرب مسببش بود، پرده برمیدارد و در عین حال نقشی تازه در این تاریخ برای موزهها پیش مینهد؛ نقشی که در آن موزهها از بازگرداندن میراث معماری آفریقا و سپردنش به جوامع آفریقایی حمایت میکنند.
🔸اطلاعات بیشتر:
https://press.princeton.edu/books/hardcover/9780691251431/africas-buildings
#معرفی_کتاب #سیاوش_گلمحمدی
@asmaaneh
📢برگزاری جلسهی دفاع از رسالهی دکتری معماری دانشگاه شهید بهشتی:
برنامهی کتیبهنگاری مسجد جامع عباسی اصفهان
🔹پژوهشگر: محمدصادق اکرامی
🔹استاد راهنما: دکتر محمد غلامعلی فلاح
🔹داوران: دکتر حمیدرضا جیحانی، دکتر زهره تفضلی، دکتر هایده لاله، دکتر مهدی گلچین عارفی
🔸زمان: چهارشنبه ۳۰ مهرماه ساعت ۱۳
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن شهید دلبری
#خبر #محمدصادق_اکرامی
@asmaaneh
📢برگزاری جلسهی دفاع از پایاننامهی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی:
🔹قیصریهی بازار کاشان: شکلگیری یک مرکز جدید شهری در نیمهی دوم دورهی قاجاریه
🔹دانشجو: یاسمن صفیان
🔹استاد راهنما: دکتر حمیدرضا جیحانی
🔹استاد مشاور: دکتر سید محمود سادات
🔹داوران: مهندس عادل فرهنگی، دکتر حمیدرضا پیشوایی
بازار کاشان گذری اصلی در این شهر است. باتوجهبه جایگیری مسجدجامع و میدان کهنه، مسجد و میدان میرعماد و دولتخانهی صفوی مشخص است که در کاشان، جهت توسعهی مراکز اصلی مذهبی و سیاسی به سمت شمال شرقی بوده. بااینحال، در دورهی قاجاریه این مجموعهها رونق گذشته را نداشتند و این بار بناهایی که میتوانستند یک مرکز شهری ایجاد کنند بهجای شمال شرقی در میانِ بازار و در محدودهی قیصریه جای گرفتند. هدف پژوهش حاضر شناخت علل و عوامل ایجاد یک مرکز جدید شهری در بخش مرکزیِ بازار کاشان و شناخت خصوصیات و کارکردهایی است که این مرکز در شهر مییابد. به این منظور، با راهبردی تاریخی و بهرهگیری از اسناد، متون، شواهد مادی، نقاشیها، نقشهها و منابع دستاولِ دیگرْ توسعهی مراکز به سمت شمال شرقی بررسی شد، محل دقیق قیصریه و ویژگیهای آن شناخته شد، خصوصیات و کارکردهای فضاهای محدوده و فعالیت اشخاصِ مرتبط با آنها بررسی شد و جایگاه این فضاها در شهر مشخص شد. نتایج این تحقیق نشان میدهد قیصریهی کاشان بازاری مجلل بود که در دورهی صفویه ساخته شد و در دورهی قاجاریه عظمتِ پیشین را نداشت. اما موقعیت چهارسوی بازار قیصریه، در محل تلاقی دو شریان اصلی شهر کاشان، باعث شد محدودهی بلافصل آن روزبهروز مهمتر شود. ابتدا در شمال غربیْ مدرسهی میانچال مرمت و مسجد، سرا و بازارچهای ساخته شد. در نیمهی دوم دورهی قاجاریه مدرسهی میانچال به یک مرکز مذهبی، آیینی، اجتماعی و خدماتی تبدیل شد که علمای معتبری از یک خانواده ادارهاش میکردند. با احداث سه تیمچه، محدوده به یک مرکز مهم تجاری، بهویژه برای دادوستد پارچه، تبدیل شد. مدرسه و تیمچهها به بازار میانچال و بازار بزازها باز میشدند؛ لذا این راستهها عظیمتر و منظمتر از سایرین بودند. محل اتصال این دو راسته در جنوب بازارِ قیصریه آنقدر پررفتوآمد بود که سه کتیبه، با محتوای فرمان شاهی و احکام حکومتی، بر دیوار بازار میانچال نصب شدند تا در دید عموم مردم باشند. کارکرد تیمچهی امینالدوله به تجارت محدود نشد و این تیمچه در مراسم عزاداری مردم کاشان و نظمدادن به آن نقش داشت و یک مرکز آیینی نیز بود. بهاینترتیب، برخلاف مجموعههای ساخته شده در شمال شرقی کاشان، قیصریه مجموعهای نبود که یک نفر بانی آباد کردنش بوده باشد؛ بلکه اشخاصی با حرفهها، افکار، اهداف و تجربیات گوناگون برای رسیدن به اهداف خود در این محدوده مداخله کردند و مجموع این مداخلات و جایگاه آنها در زندگی مردم کاشان باعث شکلگیری یک مرکز جدید شهری در این محدوده شد.
🔸زمان: چهارشنبه، ۳۰ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۰
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن دفاع
#یاسمن_صفیان #خبر
@asmaaneh
📢برگزاری جلسهی دفاع از پایاننامهی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی:
🔹معماری در تاریخ اساطیری ایران؛ از کیومرث تا آغاز دوران پهلوانی
🔹دانشجو: پرهام صفریان
🔹استاد راهنما: دکتر نیلوفر رضوی
🔹استاد مشاور: دکتر ابوالقاسم اسماعیلپور
🔹داوران: دکتر زهرا اهری، دکتر حمیدرضا پیشوایی
انگارهای که مردمان ایران از سرگذشت خود داشتهاند، درآمیخته با روایات اساطیری است. آنچه امروز از تاریخ کهن ایران میشناسیم، در سنت تاریخنگاری ایرانیان، پیوسته به روایتهای اساطیری پادشاهان پیشدادی و کیانی روایت شده است. در چنین طرحی از تاریخ، میتوان شواهدی از آغاز و آفرینش معماری را در دوران نخستین پادشاهان اساطیری ایران بازجست. با این وجود، پژوهشهای معماری در حوزهی اساطیر ایران، غالباً، بر نقش مفاهیم اساطیری در نمادشناسی و تفسیر کالبد آثار معماری متمرکز بودهاند. معدود پژوهشهایی که به متون اساطیری پرداختهاند، بر تکروایت استوار بوده و انگارهای از معماری در طرح تاریخ اساطیری ایران ارائه ندادهاند.
پژوهش حاضر، کوشیده است تا با شناسایی شواهد معماری در بستر روایات اساطیری ایران، از ادبیات پیش و پس از اسلام، انگارهای از معماری هر دورهی پادشاهان اساطیری، از کیومرث تا منوچهر دوران پهلوانی، بازشناسد و معرفی کند.
یافتههای پژوهش از معماری نخستین پادشاهان تاریخ اساطیری ایران نشان میدهد که کیومرث، با رها کردن زندگی غارنشینی و گردآوردن نخستین جوامع، اولین گام را در راه پیدایش تمدن برمیدارد. هوشنگ، با ساخت ابزار و پدید آوردن کار کشاورزی، ساخت استقرارهایی از چوب و زندگی یکجانشینی را برای مردمان میسر میسازد. تهمورث، با بهرهگیری از جانوران پدیدآورندهی شیوههای زندگی شکارگری، شبانی و کوچرو است؛ و جمشید، با پدید آوردن کار گل، جمعیت انبوه مردمان را از شهر و باروی خشتی سامان تازهای میسازد. با آغاز جنگهای تاریخ اساطیر، ضحاک، در پی تثبیت سلطهی جادوی خود، برپاکنندهی طلسمهای شهری است. فریدون در پی بازسازی نظم شهرها، تدوین کنندهی قوانین مدنی است؛ و منوچهر، با تجهیز شهر به خندق و بارو و تبدیل شهر به بستری برای تولید و بازرگانی، در پی تثبیت استقلال شهر در میانهی منازعات تاریخ اساطیری است.
🔸زمان: دوشنبه، ۲۸ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن دفاع
#پرهام_صفریان #خبر
@asmaaneh
✏️بنیامین و بیخانگی مدرن؛ سه شخصیت در جستوجوی سکونت [ص ۴ از ۴]
🔺بیخانگی مدرن در اندیشهی بنیامین نه وضعیتی گذرا، بلکه حقیقتی بنیادین است. انسان معاصر خانهی از پیشدادهای ندارد؛ او ناگزیر است خانه را در هر لحظه دوباره بیافریند. سه شخصیت بنیامین هر یک پاسخ متفاوتی به این وضعیتاند و در کنار هم میتوانند چون بازیگران ناپیدای نمایشی که یک ساختمان رقم خواهد زد، قضاوتی تازه دربارهی آن را ممکن کنند. معمار بهعنوان کسی که مستقیماً با خانه سر و کار دارد، میتواند این سه پاسخ را در اثر خود بازتاب دهد و از دریچهای دیگر کارش را چون نویسنده و کارگردان نمایشنامهای با حضور این شخصیتها در صحنهی ساختمان ببیند و سامان دهد. معماری که صرفاً به یکی از آنها پاسخ دهد و همهی شرایط را تنها برای او ساماندهی کند، داستانش برای یک یا چند تن دیگر از این شخصیتها یا سست و بیریشه احساس میشود یا چون موزهای بیجان و یا سرگردانیای بیپایان. اما معمار میتواند میدان تجربهی دیگری فراهم آورد و هر سهی این شخصیتها را به بازی بگیرد. برای چنین معماری بیخانگی وجودی مدرن نه صرفاً فقدان، بلکه شرایطی است که با وجود همه مصائبش قابلیتها و امکانات تازهای هم پیش روی او و فعالیت طراحیاش باز میکند.
🔸پینوشتها:
[۱] بنیامین، والتر. خیابان یک طرفه. ترجمهی حمید فرازنده. تهران: نشر مرکز: ۱۳۸۰، ص ۱۲.
[۲] مقالهی «ادوارد فوکس، مجموعهدار و مورخ» در کتاب والتر بنیامین، متافیزیک جوانی و چند مقالۀ دیگر. ترجمهی محسن ملکی. تهران: انتشارات ناهید،۱۴۰۰. ص ۶۵.
[۳] همان. ص ۱۲۴.
#یادداشت #علی_طباطبایی
@asmaaneh
✏️بنیامین و بیخانگی مدرن؛ سه شخصیت در جستوجوی سکونت [ص ۲ از ۴]
🔺فلانور و معماری سرگردانی
بنیامین فلانور یا پرسهزن را بهمثابهی چهرهی محوری درک مدرنیته معرفی میکند و بودلر را یکی از فیگورهای اصلی نمایندهی این شخصیت میبیند. او در خیابان یکطرفه نقلی از بودلر میآورد که نه فقط فلانوریِ مکانی، که پرسهزنی او در میان آدمها، افکار، ایدهها و فرهنگها را هم نمایان میکند. جایی که بنیامین از بودلر نقل میکند: «من هرگز از کنار یک بتوارهی چوبی، یک بودای زراندود، یک بت مکزیکی نمیگذرم بدون آن که با خود بیندیشم: شاید خدای واقعی همان است »[۱]. او کسی است که بیهدف و در عین حال با چشمانی باز، در شهر و میان آدمها پرسه میزند و به هیچ چیز دل نمیبندد. فلانور خانهی ثابتی ندارد و البته مشکلی هم با ماندن جای پایش در گوشه و کنار ندارد و چون کولیان کوچرو میتواند هر آن در جایی نو مدتی درنگ کند و ساکن شود. (برخلاف ویرانگر که رد حضورش را هم پاک میکند). هر گوشه و کناری از شهر با خیابانها و ویترینها و ازدحامش خانهی موقتی اوست. برای بنیامین این پرسهزنی شکلی از مقاومت خاموش در برابر منطق سود و سرعت سرمایهداری کلامحور است؛ نوعی واگذاشتن خویش به ریتمی دیگر، به تصادف و کشف جهان با تماشای جریان لحظهها. سکونت برای فلانور همواره گریزنده و در میان چیزهاست. پاساژها، کافهها، میدانها، پلکانهای عمومی، همه مکانهایی هستند که نه کاملاً خصوصیاند و نه تماماً عمومی. آنها فضاهایی برای سرگردانی، مکث و مشاهدهی بیپایان پرسهزن فراهم میکنند. فلانور در جستوجوی جایی است که بتوان از نقشهی صلب بیرون زد و به مسیرهای پیشبینیناپذیر تن داد. فلانور با پرسهزدن جهان را لمس میکند: تماس ناگهانی با سنگفرش، صدای پای رهگذران، بوی قهوهی کافهای در کوچهای تنگ. اینها فضاهایی هستند که به او امکان بودن میدهند. در واقع بدن و حواس پرسهزن را به صحنهی تجربهی خانه بدل میکنند؛ هرچند موقتی و گذرا. فضاها و بناها گاهی چنین تجربهای را تسهیل میکنند و گاهی هم محدود میسازند و معمار تعیین میکند که سرگردانی و کشف چقدر و چگونه باشد. معمار با طراحی فضاهای مناسب برای پرسهزن چون گوشه و کنارهای ناشناخته و مسیرهای طولانی و تو در تو عملاً نوعی امکان سکونت موقتی و جریان زندگی را در دل خانه، ساختمان و شهر پدید میآورد.
اتوییمن و معماری حافظه
در برابر سرگردانی فلانور، اتوییمن یا شخصیت جعبهای بنیامین قرار میگیرد. کسی که در معنای تحت اللفظی خانهاش قوطی یا جعبه است و به صورتی افراطی و فتیشیستی گذشتهی ازدسترفته را دور خود جمع میکند و از این طریق و با سکنی گزیدن در چیزها آرامش مییابد. بنیامین او را بهمثابهی کلکسیونری معرفی میکند که اشیای گذشته را با وسواس گرد میآورد؛ در جعبهها و قفسهها انباشته میکند و از خلال آنها هویت خود را بازمییابد. هر چند اینجا هم چون این گذشته دیگر در نسبت سابق خود با او و جهانش نیست، سکونت اتوییمن هم مانند فلانور موقتی است. اما با این تفاوت که برای اتوییمن، خانه یا شهر بیش از آنکه فضایی برای پرسهزنی باشد، پناهگاهی برای خاطره است. شخصیت جعبهای گذشته را بهمنزلهی گنجینهای ارزشمند حفظ میکند و آن را در برابر فراموشی محافظت میکند. هرچند این شیوه اگر افسارگسیخته شود، زندگی را به موزهای خشک از اجساد گذشته بدل میکند و فرد یا جامعه بهجای آفرینش در تارهای هزارتویی اشیا و فرمهای کهنه محبوس میشوند؛ اما بنیامین در نوشتههایش نشان میدهد چگونه اتوییمن هم گاهی میتواند با گردآوری خاطراتی که کمتر در مرکز روایت تاریخی از گذشته قرار گرفتهاند، دیدگاهی انتقادی به آن داشته باشد. مثال بارزش مقالهی او دربارهی فوکس مجموعهدار است. کسی که با گردآوری تصاویر اروتیک گذشته، تاریخ دیگری از بدن را جستوجو میکند.[۲]
معمار نیز همواره برای ساخت خانه و ایجاد امکان حس سکونت در آن، با این پرسش دربارهی گذشته مواجه است. برخی عمارتها و ساختمانها صرفاً همچون مجموعههایی گردآوریشده و کلاژهایی از فرمها و خاطرات گذشتهاند، بیآنکه به زندگی کنونی پاسخ بدهند. اما رجوع به گذشته میتواند هم حسی از ریشهداری و استمرار بسازد و هم ما را به دستگاههای انتقادی تازهای دربارهی زندگی کنونی مجهز کند. نمونهی معماری آن بناهایی است که گذشته را نه به موزه، بلکه به زمینهای برای زندگی معاصر بدل میکنند. از پنجرهای که بنیامین با این سه شخصیت برای ما باز میکند، میتوانیم بگوییم معمار در طراحی چنین فضاهایی، به اتوییمن پاسخ میدهد و امکان سکونت متکی بر خاطره و استمرار را فراهم میکند، بیآنکه جریان زندگی و تجربهی کنونی دو شخصیت دیگر را مسدود سازد.🔻
#یادداشت #علی_طباطبایی
@asmaaneh
📢فراخوان مقاله برای بیستویکمین همایش انجمن ارنست هرتسفلد: «تولید فرهنگ مادی در جهان اسلام: مراکز، استادکاران، فنون»
🔸میزبان: دانشگاه گوته فرانکفورت
🔸تاریخ برگزاری: ۲-۴ ژوئیه ۲۰۲۶
🔸مهلت ارسال چکیده: ۲۵ نوامبر ۲۰۲۵|۴ آذر ۱۴۰۴
▪️EHG Colloquium: The production of material culture in the Islamic world: centers, craftsmen and techniques
The 21st Colloquium of the Ernst Herzfeld Society is taking place on July 2-4, 2026, at the Goethe University Frankfurt (Germany). It aims to bring together scholars of various disciplines to discuss the Islamic world from a materiality perspective. Shifting the focus from consumers and patrons to craftsmen, their workshops and their ‘know how’ allows to foreground social and economic dynamics that often go unnoticed. The interdisciplinary discussion would enable a better understanding of such dynamics as well as establishing a fuller historical narrative for craftsmen. We invite researchers from the fields of Islamic archaeology, Islamic architecture, Islamic art history and the contemporary arts as well as manuscript studies, museology, history, ethno-archaeology and archaeometry to submit a paper proposal by November 25, 2025.
🔸اطلاعات بیشتر دربارهی همایش:
https://ernst-herzfeld-gesellschaft.com/wp-content/uploads/2025/09/EHG2026.Frankfurt_CfP.pdf
#خبر
@asmaaneh
📢 درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔸درس ۳۹: حاجیقاسمی و نوایی (۵)
در سیوهشتمین جلسه از درسگفتارها، مباحث مرتبط با دانشوران تاریخ معماری ایران پی گرفته شد. این جلسه در ادامهی مباحث جلسات گذشته و با تمرکز بر دو دانشور اثرگذار این حوزه، آقایان کامبیز حاجیقاسمی و کامبیز نوایی، و مهمترین اثر آنان، خشت و خیال، برگزار شد و بحث دربارهی فصل نخست کتاب با عنوان «لطیفۀ نهانی» ادامه یافت.
در آغاز این فصل ــ که در سایر فصلهای کتاب نیز تکرار میشود ــ بیت شعری آورده شده است که چکیده و لبّ مطلب آن فصل را بیان میکند. این شیوه، به نام «براعت استهلال»، در تألیفات کهن رایج بوده است.
یکی از ویژگیهای بارز این کتاب که در همان نگاه نخست جلب توجه میکند، کاربرد گستردهی اصطلاحات عرفانی است. این ویژگی سبب شده است تا متن تاحدی از فضای علمی فاصله گیرد و حالوهوایی عرفانی به خود بگیرد.
ترکیب «معماری اسلامی ایران» و پرداختن به آن در این اثر، با هدف مطالعهی مصادیق و نمودهای عینی آن صورت گرفته است. در این نگاه، تصوری از گذشته وجود دارد و نویسندگان میکوشند با پیگیری این مصادیق در آثار موجود، آن تصور را بهمنزلهی واقعیت اثبات کنند. نکتهی مهم دیگر، اعتقاد نویسندگان به وجود «ذاتی واحد» برای معماری اسلامی ایران است؛ پیکرهای که به باور آنان از آغاز ورود اسلام پدید آمده و در سراسر جغرافیای ایران گسترده شده است. نویسندگان تفاوتهای میان این مصادیق را ناچیز میدانند. ساختار فصول کتاب نیز بر همین اساس سامان یافته و هر فصل به تحلیل بخشی از این ذات واحد اختصاص دارد.
در ادامه، نویسندگان دیدگاه خود را دربارهی «اتفاق»ی که در هر اثر معماری روی میدهد، روشن میکنند. آنان بر این باورند که وظیفهی معمار یا مورخ معماری درک و تحلیل همین اتفاق است؛ رخدادی که در فضا پدید میآید تا بر ادراک انسان تأثیر بگذارد. اما آیا این «اتفاق» در همهی آثار معماری یکسان است؟
از دیگر نکاتی که نویسندگان نادیده گرفتهاند این است که بخش اعظم آثار معماری ایران از میان رفته است. آیا میتوان صرفاً بر پایهی معدودی بنا که از گذر زمان جان سالم به در بردهاند، بدون استفاده از منابع دیگر، دربارهی کلیت معماری ایران نظر داد؟ اگر به این واقعیت مهیب توجه کنیم، از صدور حکمهای کلی و ساختن روایتهای کلان پرهیز میکنیم و دربارهی تاریخ معماری فروتنانهتر سخن میگوییم.
در نگاه نویسندگان، هر اثر معماری دارای «طراحیْ فرضی» است. بااینحال، مفهوم «طراح» در اینجا روشن نشده است. آیا این طراح در طول سدههای مختلف تاریخ اسلام معنایی واحد داشته است؟ آیا نویسندگان آگاهانه مفهوم امروزی طراح را به گذشته نسبت دادهاند و آیا چنین کاری زمانپریشانه نیست؟
هدف اصلی کتاب ــ چنانکه در بخش «لطیفهی نهانی» آمده ــ نگریستن به «صورت هر اثر» است تا از خلال آن بتوان به شناخت «حکمت نهفته در پسِ اثر» دست یافت. پس این درک از طریق نگاهی کلنگرانه حاصل میشود؛ نگاهی که میکوشد با دریافت تمامیت اثر، به حکمت پنهان در پشت آن برسد. دقیقاً در پی تعبیر «درک تمامیت اثر»، از اصطلاح «فضای معماری» استفاده شده است. در اینجا پرسشهایی مطرح میشود: چرا «تمامیت اثر» همان «فضا» دانسته شده است؟ مراد نویسندگان از فضا چیست؟ چرا فضا را با فضای کالبدی یکی گرفتهاند؟ آیا آنان نخستین کسانیاند که به اهمیت فضا در معماری توجه کردهاند؟ یا در زمان نگارش کتاب یا مسیر شکلگیری آن، این موضوع یکی از مباحث رایج در حوزهي معماری بوده است؟ هرچند تعبیر «درک تمامیت اثر بهمنزلهی درک فضای معماری» از نگاه نویسندگان برآمده است، اما این امر بدیهی نیست.
در پایان جلسه، در اصطلاح «فضای مطلوب» بحث شد. از نظر نویسندگان، هدف از پرداختن به فضا، دستیابی به شناخت این «فضای مطلوب» است. بر این اساس، طراحْ مخیّله یا قوهی خیالی دارد که در آن، تصویری از فضای آرمانی شکل میگیرد و او در مسیر طراحی میکوشد به تحقق آن صورت مطلوب دست یابد. بررسی این فصل در جلسات بعد دنبال میشود.
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢 درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔸درس ۳۸: حاجیقاسمی و نوایی (۴) - بخش اول
در سیوهشتمین جلسه از درسگفتارها، مباحث مرتبط با دانشوران تاریخ معماری ایران پی گرفته شد. این جلسه در ادامهی مباحث جلسات گذشته و با تمرکز بر دو دانشور اثرگذار این حوزه، آقایان کامبیز حاجیقاسمی و کامبیز نوایی، و مهمترین اثر آنان، خشت و خیال، برگزار شد. موضوع این جلسه، بررسی نقادانهی فصل اول کتاب با عنوان «لطیفۀ نهانی» بود.
هر فصل کتاب، همانند کتاب حال وحدت، با بیتی از شعر آغاز میشود. در ابتدای کتاب نیز بار دیگر بر نکتهای اساسی تأکید شده است: برای هر اثر معماری، معمارـ طراح فرضیای در نظر گرفته شده است. در این نوع نگاه، معمار کسی است که همهچیز از او برمیآید و تمامی عناصر در خدمت فضایی قرار دارد که پدید میآید. در چنین دیدگاهی، سیاق زمانی و مکانی جایگاهی ندارد. اما اگر در خیال معمار تأمل کنیم، این پرسش اساسی مطرح میشود که چگونه میتوان به «خیال معمار» پرداخت، بیآنکه به سیاق آن توجه کرد.
علاوه بر این، نویسندگان کتاب مدعیاند که نگاهشان کلنگرانه است و کل فضای معماری را در نظر میگیرند. اما آیا با چنین نگاهی میتوان به شناخت تمامیت اثر و دریافت حکمت نهفته در پس آن، که مدعی آناند، دست یافت؟ نکتهی مهم دیگر آن است که این شناخت، به باور نویسندگان، صرفاً از طریق «فضای داخلی» ممکن است. در واقع، «فضای معماری» در این کتاب بهمعنای فضای داخلی بهکار رفته است. همچنین در موارد مختلف معماری از یکسو به «اثر معماری» و از سوی دیگر به «طراح» یا «فضای معماری» فروکاسته میشود، و چنین انگاشته میشود که شناخت همین فضا ــ یعنی فضای داخلی ــ میتواند به طراحان امروز یاری رساند تا در طراحیهای خود از آن بهره گیرند.
در ادامه آمده است که پژوهشهای پیشین به موضوعاتی چون سیر تحولات، شرح مجموعهها یا تکبناها و مانند آن پرداختهاند، اما موضوع مهمی در این پژوهشها ناگفته مانده است و آن «روح اثر» است. این «روح» همان چیزی است که طراح در پی پدید آوردن آن است تا از طریق آن بر مخاطب تأثیر گذارد. از این جمله چنین برمیآید که معماری دارای مخاطب است. این نوع نگاه سبب شده است تا اثر معماری همچون یکی از هنرهای تجسمی، مانند نقاشی، در نظر گرفته شود. درحالیکه، مثلاً، مسجدی که برای عبادت نمازگزاران ساخته میشود یا خانهای که برای زندگی انسان بنا میگردد، دارای مخاطب به معنای هنری کلمه نیست.
در بخشی دیگر از کتاب، نویسندگان به موضوع «هندسهی پنهان» پرداخته و ادعا کردهاند که برای نخستینبار چنین مطلبی را مطرح کردهاند. حتی اگر بپذیریم که چنین هندسهی پنهانی وجود دارد، باید گفت که امری ثانویه است؛ چراکه هندسهی اصلی آثار معماری چیزی است که باید آن را «هندسهی استادکارانه» خواند؛ و دانشی عملی است که متأسفانه از میان رفته است.
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢برگزاری جلسهی دفاع از پایاننامهی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی
🔸دگرگونیهای کالبدی هستهی تاریخی دزفول (۱۳۱۱-۱۳۵۹)
🔸نام دانشجو: نجمه سالارینسب
🔸استاد راهنما: دکتر محمد غلامعلی فلاح
🔸داوران: دکتر حمیدرضا جیحانی، دکتر کاوه رشیدزاده
پژوهش حاضر مشتمل بر مروری بر کیفیت دگرگونیهای کالبدی هستهی تاریخی دزفول در بازهی زمانی سالهای ۱۳۱۱ تا ۱۳۵۹ش، و با هدف عرضهی روایتی تاریخی و مستند و مستدل از چگونگی تحولات یادشده با تمرکز بر احداث خیابانها، میدانها و شکلگیری نهادهای جدید در بافت قدیم دزفول صورت یافته است. در این پژوهش با طرح این سه پرسش که «کالبد بافت تاریخی دزفول در فاصلهی سالهای ۱۳۱۱ تا ۱۳۵۹ چگونه دگرگون شد؟»، «این دگرگونی کالبدی طی چه فرایندی رخ داد و چه مراحلی داشت؟»، و «چه مناسبتهای کالبدیای میان بافت تاریخی دزفول و این دگرگونیها بود؟»، در پی نیل به هدف یادشده بودهاند. راهبرد این پژوهش تاریخی است و در آن، دادهها از طریق گردآوری، ساماندهی و تحلیل منابع نوشتاری و تصویری شامل نقشهها، عکسهای هوایی، اسناد، روزنامهها، خاطرات و گزارشهای شفاهی استخراج شدهاند.
این پژوهش، با استدلال تاریخنگارانه و تکیه بر منابع متنوع تاریخی، نشان داده است که دگرگونیهای کالبدی دزفول، پس از سپری کردن یک «برههی گذار» در سالهای پایانی دورهی قاجاریه و آغازین دورهی رضاشاه، آغاز شد و در فاصلهی سالهای ۱۳۱۱ش، یعنی تاریخ احداث اولین خیابان جدید در دزفول، تا ۱۳۵۹ش، که تاریخ آغاز جنگ ایران و عراق بود، طی سه برهه، از حیث سرعت و کیفیت دگرگونیها، رخ نمود: برههی نخست از سال ۱۳۱۱ تا ۱۳۲۰ش، که برههی احداث اولین خیابانها و میدانهای جدید با ترکیبی از تصمیمگیریهای سریع و شتابزده و بعدتر تصمیمهایی سنجیده و آیندهنگر بود. برههی دوم از ۱۳۲۱ تا ۱۳۳۵ش که با روندی کندتر و نسبتاً سنجیده، دگرگونیهای کالبدی را از شتاب فراوان برهه نخست به فرآیندی منظم و هدفمند تبدیل کرد. برههی سوم از ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۹ش که اوج تحولات کالبدی از حیث گستردگی و غنای برنامهریزی رقم خورد و با احداث خیابانهای عریض، گسترش شهر در چهار جهت، تلفیق نظم بافت قدیم و جدید همراه شد.
🔸زمان: یکشنبه، ۲۷ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن دفاع
#خبر #نجمه_سالارینسب
@asmaaneh
📢فراخوان ارسال چکیده برای همایش دوسالانهی انجمن ایرانپژوهی
🔸برگزارکننده: انجمن ایرانپژوهی (Association for Iranian Studies)
🔸میزبان: دانشگاه اوترخت، هلند
🔸زمان برگزاری همایش: ۵ تا ۸ اوت ۲۰۲۶
🔸مهلت ارسال چکیده: ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵| ۲۸ مهر ۱۴۰۱
The Association for Iranian Studies (AIS) and The Department of Philosophy and Religious Studies at Utrecht University, The Netherlands invite proposals in all subfields of Iranian Studies for the 15th Biennial Conference of Iranian Studies to be held at Utrecht University from 5th to 8th August, 2026. AIS encourages works grounded in the humanities and social sciences which probe new scholarly approaches to Iranian Studies, broadly defined (including, but not restricted to, Iran’s historical borderlands, the wider Persophone World, and the Iranian expatriate communities of Europe and beyond). The primary language of the conference will be English, though we hope to have a small number of panels in Persian.
🔸اطلاعات بیشتر:
https://associationforiranianstudies.org/conferences/2026/information
#خبر
@asmaaneh
📢برگزاری جلسهی دفاع از پایاننامهی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی
🔸زنان و خیابان لالهزار: از انقلاب مشروطه تا پایان سلطنت رضاشاه
🔸دانشجو: ریحانه شکوهی
🔸استاد راهنما: دکتر زهرا اهری
🔸داوران: دکتر اسکندر مختاری، دکتر محمد غلامعلی فلاح
🔸زمان: شنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن دفاع
#خبر #ریحانه_شکوهی
@asmaaneh
📚پرسشهای معماری: گفتوگوهایی دربارهی تاریخ، تئوری و نقد معماری
قسمت دوازدهم:
تفاوت «معماری»، خاستگاه و معنای آن در ایران با «Architecture»، خاستگاه و معنای آن چیست؟ - بخش اول
🔸با حضور مهرداد قیومی بیدهندی
🔸تهیهشده در مدرسهی نوروزگان
🔸برای مشاهدهی نسخهی تصویری گفتوگوی قسمت دوازدهم، به پیوندهای زیر مراجعه کنید:
https://chaharrah.tv/qayyoomi-archque-12-1404-07-23/
MehrdadQayyoomiBidhendi" rel="nofollow">http://www.youtube.com/@MehrdadQayyoomiBidhendi
#نوروزگان #مهرداد_قیومی #پرسشهای_معماری
@asmaaneh
🖼معرفی کانال نقشههای تاریخی و عکسهای هوایی
🔸نشانی کانال تلگرام:
/channel/OldMapsAerialPhotos
🔸نشانی صفحهی اینستاگرام:
https://www.instagram.com/old.maps.aerial.photos?igsh=cWNpeX
#معرفی_اسناد #یادداشت
@asmaaneh
📢آسمانه با همکاری نوروزگان برگزار میکند:
نگاشت گذشته: کشف جهان ایرانی با سفرنامهها
🔹سومین نشست از سلسلهنشستهای تاریخ و تئوری و نقد معماری و هنر
🔹سخنران: مهنام نجفی
🔹زمان: سهشنبه، ۲۲ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۸
🔹برگزاری مجازی در پایگاه مدرسهی نوروزگان به نشانی:
https://gap.nowruzgan.com/rooms/ejp-l2w-4mt-fg4/join
#خبر
@asmaaneh