2845
آسمانه: در تاریخ و تئوری معماری و هنر ــــــــــــــــــــــ با این نشانی با ما تماس بگیرید: asmanehchannel@gmail.com ــــــــــــــــــــــ نقل مطالب آسمانه در صورت ذکر نام این کانال و درج پیوند (لینک) آن مجاز است.
📢چهارمین نشست از سلسلهنشستهای تاریخ و تئوری و نقد معماری و هنر:
ما و ایرانشناسی
اینجا و اکنون
🔸برگزارکنندگان: آسمانه با همکاری مدرسهی نوروزگان
🔸سخنران: داریوش رحمانیان
🔸زمان: سهشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۸
🔸برگزاری مجازی در پایگاه مدرسهی نوروزگان به نشانی:
https://gap.nowruzgan.com/rooms/ejp-l2w-4mt-fg4/join
#خبر
@asmaaneh
📢برگزاری سخنرانی «تزیین و نور در معماری گورکانی»
🔸میزبان: مرکز مطالعات ایرانی مدرسهی مطالعات شرقی و افریقایی دانشگاه لندن (SOAS, University of London)
🔸سخنران: نوینا نجات حیدر
🔸زمان: ۱۳ نوامبر ۲۰۲۵| ۲۲ آبان ۱۴۰۴
Ornament and Light in Mughal Architecture
Carved and pierced Jali screens are among the many outstanding features of Mughal buildings. They provide shade and privacy and allow light to be shaped into patterns and silhouettes. Jalis can be understood in their practical and social dimensions, stylistic and technical evolution, and metaphorical language of light and ornament. This seminar will interweave all these aspects in relation to the wider arts and aesthetics of the Mughal age.
🔸برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام در جلسهی مجازی سخنرانی به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://www.eventbrite.co.uk/e/resia-presents-dr-navina-haidar-tickets-1828852309489?aff=oddtdtcreator
#خبر
@asmaaneh
📢موسسهی حامی علوم انسانی برگزار میکند: کارگاه مطالعات ایران در جهان؛
فرصتهای پژوهشی در حوزهی تاریخ هنر و معماری
در این نشست، سخنرانان باتجربه از نهادهای معتبر، به بررسی فرصتها و چالشهای حضور محققان ایرانی در عرصهی جهانی ایرانشناسی (با تأکید بر تاریخ هنر و معماری) میپردازند. هدف، انتقال تجربه و یاری به محققان جوان برای مشارکت در تولید دانش جهانی است.
🔸سخنرانان:
صفا محمودیان
فرشاد سنبلدل
هاله حاجییاسینی
حمید ابهری
🔸میزبان نشست: مهنام نجفی (برگزیدهی سفر علمی حامی)
🔹زمان: چهارشنبه، ۲۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۹ تا ۲۱
🔹مکان: خیابان وصال شیرازی، روبروی سازمان انتقال خون، بنیاد حامیان دانشگاه تهران
حضور در این برنامه هزینهای ندارد. اما برای شرکت، ثبتنام از طریق پیوند زیر الزامی است:
https://evnd.co/cB0Rg
/channel/haameeorg/1107
#خبر
@asmaaneh
📢 درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔸درس ۴۵: عاملان معماری (۳)
در چهلوپنجمین جلسه از درسگفتارها، مبحث مربوط به عاملان معماری ادامه یافت. این جلسه شامل دو بخش اصلی بود: در بخش نخست، معرفی منابع مرتبط با موضوع ــ که دو جلسهی پیش آغاز شده بود ــ ادامه یافت و تکمیل شد؛ و در بخش دوم، به بررسی پیشهی معماری، نسبت آن با سایر علوم و مراتب گوناگون این حرفه پرداخته شد.
در بخش نخست، منابع تازهای معرفی شد که اطلاعات ارزشمندی دربارهی عاملان معماری در اختیار ما قرار میدهند. مثلاً تاریخنامهها و وقایعنامهها که وقتی به موضوع معماری رسیدهاند، گاهی به مشاغل مرتبط با آن نیز پرداختهاند. همچنین، کتیبهها بهمنزلهی اسناد مکتوب تاریخی، نام و جایگاه عاملان ساخت بناها را روشن میکند. افزون بر این، در برخی متون ادبی، بهویژه منظومهها، نیز از مشاغل مرتبط با معماری یاد شده است.
بخش دوم جلسه به شناخت پیشهی معماران اختصاص داشت. برای درک درست این پیشه، ابتدا باید علمی که داشتهاند شناخته شود. حال این پرسش پیش میآید که آیا در گذشته دانشی با عنوان «علم معماری» وجود داشته است. دربارهی این موضوع پژوهشهای متعددی انجام شده که مهمترین آنها کتابی است برگرفته از رسالهی دکتری روحالله مجتهدزاده دربارهی نسبت معماری با علوم دقیقه. در مجموع، دانش معماری در گذشته و امروز را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: نخست، معرفتهای تصریحی که از طریق زبان و بیان منتقل میشد و عمدتاً در حوزهی ریاضیات و هندسه جای میگیرد؛ و دوم، معرفتهای تلویحی یا ضمنی که از راه عمل و تجربه منتقل میشود.
در جهان پیشامدرن، «صناعتها» شاخهای از فلسفه بهشمار میرفت. همانگونه که صناعت طب یا صناعت فلاحت وجود داشت، یکی از شاخههای صناعت نیز به معماری اختصاص داشت. این تقسیمبندیها در نتیجهی ترجمهی آثار فیلسوفان یونانی به زبان عربی پدید آمد. ازاینرو روشن نیست که آیا در ایران نیز واقعاً در میدان واقعیات معماری چنین تقسیمات و تعابیری وجود داشته است.
در ادامه، به مفهوم «هندسه» پرداخته شد. در گذشته هندسه به دو شاخهی نظری و عملی تقسیم میشد. هندسهی نظری، مانند آثار غیاثالدین جمشید کاشانی، به مباحث ریاضی و محاسباتی میپردازد؛ و هندسهی عملی راجع به کاربست اصول هندسی در عمل است. واژهی «مهندس» در آن زمان به کسی اطلاق میشد که در هندسه تبحر داشت، اما این عنوان خود به دو نوع تقسیم میشد: مهندس نظری و مهندس عملی. مهندس عملی همان کسی بود که ارتباط مستقیم با معماری داشت.
در بخش پایانی، مراتب مختلف پیشهی معماری شرح داده شد. واژهی عمله، جمع عامل، در دو معنا بهکار میرفت: نخست به معنای کارگر ساده، و دوم بهمعنای عاملان پدیدآورندهی محصول معماری. در کنار آن، اصطلاحاتی چون فعله (کارگران ساده)، ناوهکش، خشتزن و خشتمال نیز بهکار میرفت. اصطلاحات دیگری که برای مراتب مشاغل معماری به کار میرفت عبارت بود از گلکار، طیّان، شاگرد بنّا، بنّا، راز/ رائز، مهراز، معمار، و مهندس. این عناوین و مراتب نیز تاریخی و سیاقمند است و معنای ثابتی ندارد. ادامهی این مباحث در جلسهی بعدی دنبال خواهد شد.
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
✏️اهواز کهن؛ چند روایت معتبر و یک حقیقت مغفول
توسعهی شهر جدید بر شبکهی معابر شهر کهن به روایت عکسهای هوایی سالهای ۱۳۳۵ (چپ) و ۱۳۴۰ (راست).
#یادداشت #روحالله_مجتهدزاده
@asmaaneh
✏️اهواز کهن؛ چند روایت معتبر و یک حقیقت مغفول
روحالله مجتهدزاده
هنگامی که از اهواز کهن حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم؟ شهری ازدسترفته و دور و موهوم یا همسایهای درپیشِ چشم و نزدیک و قابل لمس؟ اجازه دهید پیش از پاسخ به این سؤال چند روایت معتبر درباب اهواز کهن را با هم مرور کنیم.
روایت اول:
در سالهای آغازین ۱۹۶۰ میلادی جان هانسمن [۱]، مورخ و باستانشناس آمریکایی، مشغول کار بر رسالهی دکتری خود با موضوع سکونتگاهها و آبراههای باستانی در جنوبغرب ایران و جنوب شرق عراق در مدرسهی سواز دانشگاه لندن بود. وی با بررسی عکسی ماهوارهای متعلق به سال ۱۹۶۱ بقایای یک کانال آبی متروک بزرگِ منشعب از رود کارون را در جنوب اهواز، حدود همان مکانی از رودخانه که امروزه به «پیچ چُنَیبه» مشهور است، شناسایی کرد. هانسمن حدس زد که این کانال بایست مسیر کهنتر رود کارون باشد. وی در سال ۱۹۶۵ بهمنظور انجام پیمایش میدانی برای سنجش صحتوسقم حدس خود به ایران سفر کرد و طی چندین اکتشاف میدانی در سالهای ۶۹-۱۹۶۵ موفق به کشف سکونتگاهی وسیع متعلق به عصر عیلام نو در حاشیهی رود کارون در جنوبغرب اهواز امروز شد. این سایت باستانی به تبع نام گورستانی محلی که بر آن واقع بود به «تل هفتپیران» مشهور شد و تا به امروز جنوبیترین نشانهی سکونتگاهی عیلامی در خوزستان است. براساس این کشف، هانسمن حدس زد مسیر کنونی کارون در جنوب اهواز در واقع نهری دستکند متعلق به عصر عیلامنو و سکونتگاهِ وسیع کشفشده در کنار آن به احتمال زیاد بقایای شهر عیلامی نگیتّو [۲] است.
روایت دوم:
در سال ۱۳۸۶، درخلال حفاریهای پروژهی قطار شهری اهواز، ناگهان خبری درباب پیدا شدن بقایای شهر کهن هرمزاردشیر، و بهصورت خاص مشاهده شاهستونهایی در حفاریهای ایستگاهِ معروف به دروازه، فضای رسانهای استان و فضای خبری میراث فرهنگی در کشور را تحت تأثیر قرار داد.[۳] هرچند طی یکسال و نیم پس از آن ماجرا و در بررسیهای رسمی به عمل آمده از سوی باستانشناسانِ پژوهشکدهی باستانشناسی ایران وجود بقایای آثار باستانی تأیید نشد [۴]؛ اما این انکار هرگز بر اصرار فعالان و دوستداران میراث فرهنگی که قویاً به وجود شواهدی باستانی در محل مزبور معتقد بودند، غلبه نکرد [۵]. نگارنده، بهعنوان کسی که قریب ۲۰ سال بهطور مستمر مشغول مطالعاتی در حوزهی هویت شهری و پیشینهی تاریخی اهواز است، معتقد است در این مورد شاید بتوان به هر دو سوی ماجرا حق داد! براساس شواهد معتبر، که جای بحث آن جداگانه است، بزرگراه آیتالله بهبهانی _یعنی یکی از محورهای مهم و محل عمدهترین حفاریهای پروژهی مترو در اهواز_ مسیر نهر کهن ساسانی اهواز موسوم به شاهجرد است؛ بنابراین انتظار یافتن شواهد سکونتی شهر کهن دقیقاً در این مسیر کمی دور از ذهن است و احتمالاً در این زمینه حق با کارشناسان پژوهشکدهی باستانشناسی است که بر عدم احراز شواهد «شهر» در محل حفاریها تأکید کردهاند. اما از سوی دیگر، باز هم بنا به شواهد مسلم، پل مشهور و تاریخی هندوان اهواز، که بقایای آن تا اواخر قاجار در نقشههای مختلف ثبت شده، بر همین نهر و اتفاقاً در حدود همان ایستگاه دروازهی کنونی واقع بوده و اصلاً بعید نیست آنچه که فعالان و دوستداران میراث فرهنگی به عنوان بقایایی از شاهستونهای بناهای شهر هرمزاردشیر از آن یاد کردهاند، درواقع بقایای همین سازهی کهن بوده باشد. آنچه در این میان جای تعجب دارد آن است که علیرغم وجود مستنداتی از شهر کهن و قابل حدس بودن وجود بقایای پل هندوان _و احتمالاً آثاری دیگر بر مسیر طرح نافرجام مترو اهواز_ چرا مسئولان وقت میراث استان و کشور مجوز حفاری بیضابطه برای این پروژه صادر کرده و بعد از پیدا شدن آثار نیز صرفاً به بررسی باستانشناسانهی موضعی اکتفا کردند؟ چرا از سایر رویکردهای مطالعاتی مرسوم در این زمینه، چون باستانسنجی، باستانشناسی شهری و برداشتهای وسیع زیرسطحی، اجتناب کردند؟🔻
#یادداشت #روحالله_مجتهدزاده
@asmaaneh
📢فراخوان ارسال مقاله برای همایش «گچبری در مناطق مرزی: عرصهی تلاقی هنر و معماری در شرق ترکیه و شمالغرب ایران»
کنفرانس بینالمللی دربارهی هنر، معماری، تاریخ و باستانشناسی اسلامی
Stucco in the Borderlands: Crossroads of Art and Architecture in Eastern Türkiye and Northwest Iran
🔸سخنران اصلی: رابرت هیلنبرند
🔸زمان: ۳۰- ۳۱ مارس ۲۰۲۶
🔸مکان: موزهی وان، وان، ترکیه
🔸مهلت ارسال چکیده و رزومه: ۳۰ نوامبر ۲۰۲۵ | ۹ آذر ۱۴۰۴
🔸آثار خود را به نشانی زیر بفرستید:
richard.mcclary@york.ac.uk
🔸برای کسب اطلاعات بیشتر، پروندهی پیوست را مطالعه کنید.
#خبر
@asmaaneh
📢نهصدوسومین شب از شبهای بخارا: سنگلج؛ میراث تاریخی و فرهنگی تهران
سنگلج از کهنترین محلههای تهران است؛ محلهای که از روزگار صفوی و قاجار تاکنون پیوسته در متن زندگی شهری تهران حضور داشته است. در روزگار ناصری، سنگلج یکی از پنج محلهی اصلی تهران و مرکز تجمع ادارات، بازارچهها، تکیهها و خانههای اعیاننشین بود.
در این نشست، همایون عبدالرحیمی، تهرانپژوه، از تاریخ سنگلج؛ محمدمهدی کلانتری، استاد دانشگاه در حوزهی مرمت، از وضعیت بافت تاریخی محلهی سنگلج؛ فاطمه خدادادی آققلعه، استاد معماری دانشگاه، از منظر نقشهها و طرحهای شهری سنگلج؛ و مهدی گوهری، روزنامهنگار و مدیر انجمن محلی سنگلج، از تجربهی زیست و حیات اجتماعی در این محله سخن خواهند گفت.
🔸زمان: دوشنبه دوازدهم آبانماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۷
🔸مکان: تهران، میدان امام خمینی، خانهی شهر (عمارت بلدیه)، سالن آمفی تئاتر
/channel/bukharamag/11134
#خبر
@asmaaneh
📘کتاب تازه: «اکتشاف هنر اسلامی؛ پژوهشگران، مجموعهداران، مجموعهها»
زیر نظر استیون ورنوا، ترجمهی ولیالله کاووسی
نشر نی، مجموعهی «در اقلیم هنر»، ۱۴۰۴
متن معرفی برگرفته از کانال امیر مازیار
اصطلاح «هنر اسلامی» نظیر دیگر ساختههای مشابهش همچون «فلسفهی اسلامی» اصطلاحی جدید است و در متون قدیم ما سابقهای ندارد . هیچ معمار یا نقاش یا خوشنویسی، در تاریخ گذشتهی ما، خود را معمار یا نقاش یا خوشنویس «اسلامی» نمیدانسته. این اصطلاحات عموماً در قرن نوزدهم و نزد شرقشناسان ساخته شدند. همین تاریخنگاری جدید اروپایی مبنای شکلگیری شناخت جدید ما از وجوه سیاسی، تاریخی و فرهنگی گذشتهی ما بودهاست.
هر قضاوتی که اکنون دربارهی این تاریخنگاری داشته باشیم تردید نباید کرد که مبنای بسیاری از پیشفرضها، مفهومسازیها، طبقهبندیها و جهتگیریهای ما در نسبت با گذشته همین آثار بودهاند و هستند. این «روایت گذشته» اکنون خود بخشی از تاریخ معاصر است و بی درک درستی از آن، نقد آن، یا گذر از آن، یا پیشبرد آن ممکن نیست.
عجیب است که در حوزههای پژوهش دانشگاهی اطلاعات معتبر اندکی دربارهی «تاریخِ تاریخنگاری هنر اسلامی یا هنر ایران» وجود دارد.
کتاب اکتشاف هنر اسلامی بخشی از این تاریخ را روایت میکند و از افراد، جریانها و نهادهایی صحبت میکند که در شکلگیری تصویر امروزین ما از «هنر اسلامی» نقش داشتهاند: از دلالان و سفرنامهنویسان، تا کارپردازان سیاسی و فرهنگی و باستانشناسان و مورخانی نظیر هرتسفلد و ماسینیون و اتینگهاوزن؛ تاریخی که از نیمهی قرن نوزدهم تا نیمهی قرن بیستم را در بر میگیرد. این کتاب نه تنها برای همهی پژوهشگران هنر ایران و هنر اسلامی میتواند مفید باشد، بلکه برای همهی پژوهشگران تاریخ و اندیشه معاصر ایران راهگشا است. ترجمهی دقیق و روان آن به قلم دکتر ولیالله کاووسی نیز کتاب را خواندنیتر کرده است.
🔹اطلاعات بیشتر دربارهی کتاب:
https://nashreney.com/product/%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D9%81-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C/
#کتاب_تازه
@asmaaneh
📢 درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔸درس ۴۳: عاملان معماری (۱)
در چهلوسومین جلسه از درسگفتارها، مباحث مربوط به عاملان معماری در قالب چهارمین فصل از این دوره آغاز شد. در این جلسه و جلسات آینده، موضوع عاملان معماری و جنبههای گوناگون آن بررسی خواهد شد. این جلسه سه بخش اصلی داشت: معرفی عاملان معماری، طرح پرسشهای اصلی دربارهی آنها، و مرور منابع مرتبط.
در بخش نخست، مفهوم عاملان معماری و جایگاه آنان در فرآیند پدید آمدن محصول معماری شرح داده شد. در هر محصول معماری، سه گروه دخیلاند: نخست، حامیان و بانیان؛ دوم، عاملان متخصص که در پدید آمدن محصول نقش دارند؛ و سوم، بهرهبرداران یا مخاطبان اثر. عامل معماری امری تاریخی است و باید عامل در بستر زمان و مکان خاص خود تحلیل کرد. همچنین باید مراقب زمانپریشی بود و سازوکارهای جهان مدرن را بدون درک سیاق تاریخی به گذشته نسبت نداد.
بخش دوم به طرح پرسشهای مهم دربارهی این عاملان اختصاص داشت، از جمله: مشاغل مرتبط با معماری چه بوده است؟ حوزهی فعالیت و رابطهی میان این گروهها چگونه بوده است؟ انتقال خواستهی بانی به معمار چگونه صورت میگرفته است؟ معماران چگونه آموزش میدیدهاند و جایگاه اجتماعی آنان چه بوده است؟ آیا در ایران صنف یا اتحادیهی معماران وجود داشته است، و اگر آری، در چه زمان و مکانی و چگونه؟
در بخش سوم، منابع مربوط به شناخت عاملان معماری معرفی شد. نخست منابع مستقیم معرفی شد: مثلاً رسالههای معماری در جهان اسلام به فارسی و ترکی، از جمله رسالههای مربوط به معمار سنان و شاگردش محمدآقا. هرچند در ایران رسالهی مستقلی در این زمینه شناسایی نشده است، در متون دیگر مطالبی دربارهی معماران و مشاغل وابسته به آنها آمده است؛ مثلاً، در برخی کتابها که دربارهی قواعد نوشتن است نمونههایی از قراردادهای معماری یا وصف مشاغل مرتبط وجود دارد.
منابع غیرمستقیم انواعی دارد که از مهمترین آنها اسناد است؛ از جمله اسناد مربوط به خرید و فروخت بناها، قراردادهای ساختوساز، و اختلافات میان عاملان معماری. اسناد در مراکزی چون مرکز اسناد کتابخانهی ملی، مجلس، کاخ گلستان، و کتابخانهی مرکزی دانشگاه تهران نگهداری میشود. افزون بر آن، بخش شایان توجهی از اسناد در نزد خانوادههاست. در شعر فارسی، ژانْری هست با عنوان «شهرآشوب» که در آنها به پیشههای مختلف پرداخته شده است. برخی از شهرآشوبها دربارهی حرفههای معماری است. چند نسخه از این مجموعه را استاد ایرج افشار منتشر کردهاند. این مبحث در جلسهی آینده دنبال خواهد شد.
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📕نشریهی تازه: «نشریهی بینالمللی مطالعات میراث»
International Journal of Heritage Studies, Volume 31, Issue 9 (2025)
🔸موضوع ویژه:
میراث در حاشیه: فراموشی، یادآوری، بازنویسی
نشریهی بینالمللی مطالعات میراث (آی.ایچ. اس) نشریهای علمی و میانرشتهای برای دانشوران و متخصصان علاقمند به میراث است. در این نشریه، از مشارکت به بحث در باب ماهیت و معنای میراث و همچنین رابطهی آن با حافظه، هویت و مکان استقبال میشود. مقالات آن شامل موضوعات برآمده از مطالعات میراث، مطالعات موزه، تاریخ، مطالعات گردشگری، جامعهشناسی، انسانشناسی، مطالعات حافظه، جغرافیای فرهنگی، حقوق، مطالعات فرهنگی، و تفسیر و طراحی است.
🔸فهرست مطالب این شماره:
◽️Heritage in the margins: forgetting, remembering, rewriting| Merve Kayikci & Sertac Sehlikoglu
◽️Islam exhibited: In pursuit of representation in pluralistic societies| Merve Kayikci
◽️Inheritance without the heritage: fig trees and the ecological effects of imaginative attachments to fetih (conquest)| Sertaç Sehlikoglu
◽️Life-sustaining transboundary survival: rethinking Armenian struggles for heritage| Nelli Sargsyan & Tamar Shirinian
◽️Colonialism as ‘shared history’? Negotiating European colonial heritage in Casablanca and beyond| Alexandra Oancă
◽️Identity and (dis)owning the past: anthropological insights into heritage preservation and revitalization| Erol Saglam
🔸اطلاعات بیشتر دربارهی نشریه و دسترس به مقالات:
https://www.tandfonline.com/toc/rjhs20/31/9?nav=tocList
#نشریهی_تازه
@asmaaneh
📚پرسشهای معماری: گفتوگوهایی دربارهی تاریخ، تئوری و نقد معماری
قسمت سیزدهم:
تفاوت «معماری»، خاستگاه و معنای آن در ایران با «Architecture»، خاستگاه و معنای آن چیست؟ - بخش دوم
🔸با حضور مهرداد قیومی بیدهندی
🔸تهیهشده در مدرسهی نوروزگان
🔸برای مشاهدهی نسخهی تصویری گفتوگوی قسمت سیزدهم، به پیوندهای زیر مراجعه کنید:
https://chaharrah.tv/qayyoomi-archque-13-1404-08-07/
MehrdadQayyoomiBidhendi" rel="nofollow">http://www.youtube.com/@MehrdadQayyoomiBidhendi
#نوروزگان #مهرداد_قیومی #پرسشهای_معماری
@asmaaneh
✏️دربارهی نشریهی مجازی رنوواتیو[۱] و دیدگاه به هنر اسلامی
الهام پورافضل
رنوواتیو یک نشریهی مجازی اسلامي وابسته به کالج زیتونه[۲] است. این نشریه رویکرد خود را بینارشتهای[۳] بر مبنای استفاده از متون ماندگار سنن وحیانی و همچنین اندیشههای معاصر در حوزههای فلسفه، الهیات، اخلاق، تاریخ، سیاست، و علوم اجتماعی بیان کرده است. بخشی از این نشریهی اسلامی به بیان دیدگاه های پژوهشگران این وبگاه به هنر اسلامی است که با رويكرد «نوسنتگرایی اسلامی»[۴] و «احیای سنت اسلامی» همراه است. در مقاله و سخنرانی تحت عنوان «الهیات خاموش هنر اسلامی»[۵] اولودامینی اوگونایکه[۶] پژوهشگر زمینههای مطالعات دینی به بیان دیدگاه خود در باب هنر اسلامی می پردازد.
سابقهی پژوهش اوگونایکه نیز مطالعه بر روی سنتهای عرفانی و معرفتی اسلامی در آفریقا بوده است. وی در کتاب شعر در ستایش کمال نبوی: مطالعهای در باب شعر مدیح عربی غرب آفریقا و پیشینیان آن، از چگونگی ادغام آموزههای صوفیانه در ادبیات عبادی عامیانه مسلمانان غرب آفریقا میگوید. او نهتنها طبیعت غنایی غنی و همچنین مبانی آن را در قرآن، حدیث، اشعار پیش از اسلام و اوایل اسلام بررسی میکند، بلکه به پیوند جداییناپذیر آن با تصوف و آموزههای صوفیانه در باب کیهانشناسی، هستیشناسی و معرفتشناسی نیز میپردازد. وی با تکیه بر سنتها و اعمال صوفیانه، به تشریح روشهای گوناگونی میپردازد که شعر مدیح غرب آفریقا از طریق آنها، «انسان کامل» و دستیابی به «مقام محمود» را توصیف میکند.
اوگونایکه در کتاب دیگرش با عنوان معرفت عمیق: راههای شناخت در تصوف و ایفا، دو سنت فکری غرب آفریقا، مطالعهای مقایسهای و عمیق از دو سنت فکری و معنوی پرطرفدار و تأثیرگذار در غرب آفریقا یعنی تصوف «تیجانیه»[۷] و «ایفا»[۸] انجام می دهد. نویسنده در این کتاب استدلال میکند که این سنتها دربردارندهی نظریههای معرفتی پیچیدهای است که بینشی جامع از جهان و راهی برای ساختن یک زندگی معنادار را در اختیار پیروانشان قرار میدهد.
در مقالهی «الهیات خاموش هنر اسلامی»، اوگونایکه ادعا دارد که اگر بخواهد اسلام را به مخاطبی معرفی کند که با این دین یا تمدن اسلامی آشنایی ندارد، لزوماً ترجمهای از قرآن یا کتابی دربارهی فقه، فلسفه و کلام اسلامی را توصیه نمیکند، بلکه از او میخواهد که به یک تلاوت زیبا از قرآن در یک مَقام عربی گوش دهد یا بر یک مصحف مُذهَّب عثمانی با خطوط ثلث یا کوفی تأمل کند یا در غرق تماشای مساجد قرویین در فاس، شیخ لطفالله در اصفهان، یا ابن طولون در قاهره شود، یا به موسیقی اشعار حافظ، امیرخسرو، یا ابن فارض گوش فرا دهد. وقتی مخاطب وارد یک مسجد زیبا در مراکش یا مسجد آبی (سلطان احمد) در استانبول میشود، صرف نظر از پیشینهی مذهبی یا هر موضوع دیگری، نوعی سکوتی مبهوتکننده بر مخاطب حاکم میشود؛ زیرا فرد با یک واقعیت فوق حسی و نمونهی ازلی[۹] روبهرو است و یک تجربهی مستقیم زیسته از امر مقدس به دست میآورد. آن شکل هنری میتواند آن حقیقت را به گونهای منتقل کند که از میان عقاید، پیشداوریها، فرضیات بگذرد و از طریق تجربهی مستقیم زیبایی مستقیماً با روح سخن بگوید. به اعتقاد نگارنده این امر بیانگر یک پارادوکس است؛ چراکه ملموسترین و ظاهریترین جلوههای سنت اسلامی، لطیفترین، درونیترین، و اساسیترین واقعیتهای آن را بازنمایی میکند؛ در واقع بهتر است که نشان دهیم تا اینکه بگوییم. [...]
🔸برای مطالعهی ادامهی یادداشت به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://telegra.ph/%D8
#یادداشت #الهام_پورافضل
@asmaaneh
📢نهصدمین شب از شبهای بخارا: شب قنات (کاریز) در ایران؛ به مناسبت انتشار کتاب «پویایی فرهنگی آب در تمدن ایرانی» نوشتهی مجید لباف خانیکی، نشر نگارستان اندیشه
نیاکان ما سازگاری بالایی با محیط طبیعی خشن خود داشتهاند، محیطی که در آن کمآبی بزرگترین مانع شکلگیری تمدن بوده است. بدین ترتیب، تلاش آنان برای سازگاری از یک مبارزهی ساده فراتر رفت و تبدیل به سنگ بنای تمدن غنیتری شد. این تمدن غنی، حتی رشک کسانی را برانگیخت که در اقلیمهای مساعدتری زندگی میکردند. کمبود منابع آب به تولید فرهنگ سازگاری انجامید که در همهی جنبههای زندگی اجتماعی ایرانیان قابل مشاهده است. این کتاب، فرهنگسازگاری ایرانیان را که در طی قرنها مدیریت منابع آبی به دست آمده به خوانندگان معرفی میکند و مشتمل بر مجموعهی مختصری از اطلاعات تاریخی و مردمشناسی است که به جلوههای گوناگون آب در فرهنگ و تمدن ایرانی اشاره دارد.
🔹زمان: دوشنبه، ۵ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۷
🔹مکان: خیابان طالقانی، خیابان موسوی شمالی، بوستان هنرمندان، خانهی هنرمندان ایران، تالار استاد جلیل شهناز
#خبر
@asmaaneh
📢 درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔸درس ۴۲: حاجیقاسمی و نوایی (۸)
در چهلودومین جلسه از درسگفتارها، مباحث مرتبط با دانشوران تاریخ معماری ایران دنبال شد. این جلسه در ادامهی مباحث جلسات پیشین و با تمرکز بر دو دانشور اثرگذار این حوزه، آقایان کامبیز حاجیقاسمی و کامبیز نوایی، و مهمترین اثر آنان، خشت و خیال، برگزار شد. در امتداد جلسات گذشته، در این جلسه بخش پایانی فصل نخست کتاب با عنوان «لطیفۀ نهانی» بررسی نقادانه شد.
در ادامهی مباحث جلسهی گذشته، به سهم معمار در پدید آمدن اثر و نسبت میان خواست کارفرما و طراح معمار پرداخته شد. در طول تاریخ مثالهای متعددی وجود دارد که در آنها پادشاه یا کارفرما، معمار را ملزم کرده است بنایی خاص بسازد و حتی جزئیات طرح را نیز خود تعیین کرده است. در چنان اوضاعی، آیا معمار میتوانست اثری برخاسته از خیال خود و برخلاف میل و خواست کارفرما خلق کند؟ بااینحال، میتوان چنین ادعا کرد که خواست کارفرما، مواد و مصالح، ذوق و سلیقهی زمان و سایر عوامل، موادی بودهاند که معمار آنها را سامان داده و با ترکیب و مدیریتشان اثری نو پدید آورده است. این دیدگاه با آن تصور که خیال و واقعیت دو امر کاملاً جدا از هماند، تفاوت دارد؛ زیرا در اینجا هر دو در مسیری خلاقانه درهمتنیدهاند.
نویسندگان در بخش دیگری از کتاب به موضوع «تغییر صورت مطلوب» اشاره میکنند. آنان مدعیاند که در دورهی قاجاریه بسیاری از عوامل چون خواست کارفرما، مصالح، و وضعیت اقلیمی نسبت به گذشته تفاوتی نداشتد؛ بنابراین، آنچه دگرگون شده، «صورت مطلوب» بوده است. اما آیا این صورت مطلوب صرفاً زادهی خیال معمار است؟ آیا مواجههی اعیان قاجار با نمونهها یا تصاویر بناهای فرنگی در این خیال اثر نداشته است؟ از سوی دیگر، این مثال دربارهي دورهی قاجاریه اهمیت «سیاق» را، که نویسندگان در مباحث پیشین کماهمیت دانسته بودند، برجسته میکند و ارزش آن را نشان میدهد. نویسندگان در ادامه ادعا میکنند که هرچند در متن کتاب به این واقعیتها (سیاق) بهتفصیل نپرداختهاند، در مسیر تحقیق به آنها توجه کردهاند.
در باب بعدی این فصل، با عنوان «تقرب به خیال»، نکات مهمی مطرح شده است که در ادامه به آنها پرداخته میشود. در این باب، بار دیگر بر لزوم توجه به اثر برای درک خیال معمار تأکید شده است. اما نویسندگانْ خودْ به این وعده عمل نکردهاند. در این باب، لحن متن بار دیگر رنگ عرفانی به خود میگیرد. این لحن در برخی موارد سبب شده است که بحث از محدودهی معماری خارج شود، زیرا موضوع معماری دیگر به اینصورت قابل شرح دادن نیست. افزون بر این، درحالیکه در آغاز کتاب بر سادگی نثر تأکید شده بود، در این فصل مخاطب با پیچیدگیهایی مواجه میشود که فهم آن برای هر خوانندهای آسان نیست.
در ادامهی جلسه، برای فهم بهتر مفهوم «قوهی خیال» و «عالم خیال»، تفاوت میان این دو شرح داده شد. در میان حکمای مسلمان، بهویژه سهروردی، بحث خیال جایگاه مهمی دارد. از منظر آنان، خیال به دو معنا بهکار میرود: «خیال متصل» و «خیال منفصل». خیال متصل یکی از قوای ادراکی انسان است که برخی آن را همان «وهم» یا «مخیله» دانستهاند. در کنار آن، عالمی مستقل با عنوان «عالم خیال» یا «عالم مثال» نیز وجود دارد که همان خیال منفصل است. راه پیوند انسان با این عالم، قوهی خیال است. آنان این قوه را چنان نیرومند میدانستند که معتقد بودند حتی دریافت وحی از این مسیر ممکن میشود. بنابراین، میان قوهی خیال و عالم خیال تفاوت وجود دارد و انسان از طریق قوهی خیال میتواند به عالم خیال راه یابد. در کتاب خشت و خیال این دو مفهوم ــ خیال هنرمند یا معمار و عالم خیال ــ بارها با یکدیگر خلط شدهاند و این امر موجب بروز ابهامها و ناسازگاریهای متعدد در استدلال نویسندگان شده است.
در مجموع، این کتاب کوشیده است آرمانهای سنتگرایانه را با گرایشهای فرمالیستی درآمیزد، بیآنکه به مبانی نظری هر یک از این دو دستگاه فکری توجه کند. در این میان، آنها خود مبانینظری تازهای را مطرح میکنند که برگرفته از این دستگاههای فکری مختلف است. از سوی دیگر، خود کتابْ معماری را پدیدهای فرهنگی میداند؛ و از آنجا که فرهنگ در پیوند با تاریخ و انسان معنا مییابد، نمیتوان در تحلیل آن صرفاً از مبانی نظری سنتگرایان بهره گرفت، چراکه فرهنگ در عالم خیال وجود ندارد بلکه در عالم واقع جریان دارد. در پایان، با وجود همهی نقدها و کاستیها، بر این نکته تأکید شد که کتاب خشت و خیال همچنان از آثار مفید در زمینهی معماری اسلامی ایران است؛ اثری که نباید بهسادگی از کنار آن گذشت، بلکه باید آن را با دقت خواند و با نگاهی ناقدانه بررسیاش کرد.
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📝واژهی هفته: triclinium
🔸برگرفته از مصوبات کارگروه واژهگزینی نوروزگان
▪️triclinium 1
▫️ تریکلینیوم
ـ تعریف: سفرهخانهی رسمی در بناهای روم باستانی، و نظایر آنها، با میز ناهارخوری نعلشکل و سه نیمکت در کنار میز
ـ مثال کاربرد واژه در جمله: تریکلینیوم، چه به معنی «سهنیمکته» و چه سفرهخانهی سهنیمکته، از معماری روم توسعهی معنایی یافته و به برخی دیگر از سفرهخانهها هم که سهنیمکت و میز نعلی دارد تریکلینیوم گفتهاند.
▪️triclinium 2
▫️ تریکلینیوم تابستانی
- تعریف: تریکلینیومِ روباز در بناهای روم باستانی
- مثال کاربرد واژه در جمله: نمونهای از تریکلینیوم تابستانی در تاکستانِ شهر پمپئی ایتالیا بهجا مانده است.
🔸برای اطلاعات بیشتر و مشاهدهی روابط زبانی این واژه به پیوند زیر در واژگار مراجعه کنید:
https://vazhgar.com/lexicon/word/14382
#واژه_هفته #واژگار #نوروزگان
@asmaaneh
📢برگزاری سخنرانی مجازی «محرم بمبئی: چگونه یک آیین شهر را شکل بخشید»
🔸میزبان: نوروزگان با همکاری مپ آکادمی (Map Academz)
🔸سخنران: رضا مسعودینژاد
🔸زمان: ۲۰ نوامبر ۲۰۲۵| ۲۹ آبان ۱۴۰۴
Mumbai Muharram: How a Ritual Shaped the City
From the colonial period to the present, Mumbai’s Muharram processions have not only reflected the city’s social complexity but also shaped it. In a city where diverse communities have long coexisted in intertwined yet distinct social worlds, festivals and rituals became vital sites for negotiation and exchange. Evolving from a primarily Shia Muslim religious observance of mourning, these processions transform into public rituals where questions of identity, space, and power are contested — at times fostering cross-cultural exchange, and at others, inflaming tensions.
🔸برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام در جلسهی مجازی سخنرانی به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://zoom.us/meeting/register/3BKSuQZrQnqPS9i4UDokXw#/registration
#خبر
@asmaaneh
📢 درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔸درس ۴۶: عاملان معماری (۴)
در چهلوششمین جلسه از درسگفتارها، مباحث مربوط به عاملان معماری ادامه یافت. در این جلسه، به تحول مفهوم «مهندس» در گذر زمان و دگرگونی چشمگیر آن در دورهی قاجاریه پرداخته شد.
در آغاز نمونهای از تاریخ مفهوم مهندس در نیمهی نخست قاجاریه ــ از پایهگذاری سلطنت آقامحمدخان تا میانهی سلطنت ناصرالدینشاه ــ شرح داده شد. پیش از آن، این نکتهی مهم مطرح شد که معماری قاجاریه در مجموع، پنج جریان اصلی داشته است: نخست تداوم سنت معماری ایرانی؛ دوم نوآوریهای پدیدآمده در بستر همان سنت؛ سوم نفوذ سلیقهی غربی در تزیینات؛ چهارم تغییر ساختار معماری با حفظ برخی عناصر ایرانی، و پنجم معماری کاملاً فرنگی.
توجه ایرانیان به معماری غرب، که معمولاً از آن به «روم» یاد میکردند، سابقهای دراز دارد و به روزگار باستان میرسد. اما توجه اخیر به معماری مغربزمین ریشه در دورهی صفویه دارد و آن دوره را باید مبدأ این توجه شمرد. شکست سنگین شاهاسماعیل صفوی در جنگ چالدران نقطهی آغاز این دگرگونی بود. شاهاسماعیل که در نظام صفوی جایگاه خلیفه و جانشین امام زمان را داشت، بنا بر عقاید پیروانش نبایستی شکست میخورد. علت اصلی این شکست نداشتن سلاحهای آتشین، بهویژه توپ، بود؛ سلاحی که عثمانیها از اروپا دریافت کرده و ایرانیان از آن بیبهره بودند. از همین دوره، مهندسان فرنگی به ایران راه یافتند و تصور برتری ایرانیان در همهی زمینهها نخستین بار با تردیدهایی موجه شد. این روند در دورهی قاجاریه، بهویژه پس از جنگهای ایران و روس، به اوج رسید. پیش از سلطنت فتحعلیشاه، روسها برای تصرف نواحی شمالی ایران تلاشهایی کرده بودند که سرانجام به دو جنگ سنگین انجامید. شکست ایران در این نبردها پرسشهای مهمی را بهوجود آورد؛ از جمله اینکه «چرا ما شکست خوردیم؟». همین پرسشها عباسمیرزا، ولیعهد فتحعلیشاه، را به اندیشهی اصلاحات سوق داد.
از این دوره دو تاریخنامهی مهم در دست است: مآثر سلطانیه و تاریخ ذوالقرنین. در مآثر سلطانیه، پس از جنگ نخست، برای نخستینبار از «مهندس» نام برده شده است. عباسمیرزا گروهی از شاهزادگان را برای فراگیری هندسهی فرنگی به اروپا فرستاد و در مقابل، مهندسی فرانسوی را به ایران دعوت کرد تا ایرانیان را با علوم جدید، از جمله نقشهبرداری، شناخت موقعیتهای نظامی، مکانیابی اردوگاهها و ساخت قلعهها به شیوهی فرنگی، آشنا کند. در نتیجه، از همین زمان، معماری نظامی فرنگی بهتدریج وارد معماری ایران شد. پس از آن، عباسمیرزا دیداری با سفیر ناپلئون داشت و در آن از او پرسید: «چه عاملی سبب پیشرفت شما شده است و من چه باید بکنم تا ایرانیان را بیدار کنم؟». در پی این ارتباط، هیئتی از فرانسه به ایران آمد که شامل دبیر، پزشک، افسران نظامی، و نیز یک مهندس معمار و نقاش بود. از همین زمان، توجه درباریان به مهندسان فرنگی جلب شد.
در دورهی محمدشاه و ناصرالدینشاه نیز این روند ادامه یافت. گروههایی از جوانان که شاهزادگان و وابستگان دربار بودند برای تحصیل علوم جدید به اروپا اعزام شدند و در میان هر گروه معمولاً پنج مهندس حضور داشتند. از همینجا مناصب تازهای چون مهندسالملک و مهندسباشی پدید آمد و مهندسی به جایگاهی فاخر و درباری تبدیل شد. با بازگشت این تحصیلکردگان و حضور معلمان فرنگی، نیاز به تشکیل مدرسهی جدید احساس شد. نخستین مدرسهی جدید در دورهی عباسمیرزا در تبریز تأسیس شد و سپس در زمان صدارت امیرکبیر، دارالفنون در تهران شکل گرفت؛ مدرسهای برای آموزش علوم جدیدی چون طب، نقشهبرداری، و غیره. امیرکبیر خواهان بنایی بود که محل تدریس «علم جدید» باشد. طراحی دارالفنون به مهندسی سپردند که در فرنگ تحصیل کرده و در معماری نظامی تخصص داشت؛ اما اجرایش را به معمارباشی سنتی دربار واگذار کردند. همین امر موجب شد که معنای واژهی «مهندس» بهتدریج دگرگون شود. چندی بعد، در بازسازی دارالفنون، طراحی بنا را به فرزندان همان مهندس و معمار نخستین سپرده شد. در این پروژه، طراحی بر عهدهی مهندس بود و اجرا بر عهدهی معمار. به این ترتیب، مهندس از هندسهدان و «استاد معمارِ هندسهدان» به «معمار و مساح تحصیلکردهی فرنگ» تبدیل شد و معنای آن از حوزهی هندسه به حوزهی معماری و علوم فنی انتقال یافت. از آن زمان تا امروز، همین دوگانگی باقی مانده است.
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢مدرسهی نوروزگان با همکاری آسمانه برگزار میکند: «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
درس ۴۵: عاملان معماری (۳)
درس ۴۶: عاملان معماری (۴)
🔹مهرداد قیومی بیدهندی
🔹 تدوین: فرزاد زرهداران
🔹برای مشاهدهی نسخهی کامل درسهای ۴۵ و ۴۶ به پیوندهای زیر مراجعه کنید:
https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-45-1402-07/
https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-46-1402-07/
MehrdadQayyoomiBidhendi" rel="nofollow">http://www.youtube.com/@MehrdadQayyoomiBidhendi
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
✏️اهواز کهن؛ چند روایت معتبر و یک حقیقت مغفول [ص ۲ از ۲]
🔺روایت سوم:
در سالهای اخیر که بهعنوان مجری طرح پژوهشی تدوین ضوابط بافت تاریخی در دانشگاه شهید چمران اهواز، بار دیگر مشغول مطالعهی اسناد و متون تاریخی مرتبط با اهواز بودم، موضوعی توجهام را جلب کرد که قبلاً چندان به آن توجه نکرده بودم. شمار زیادی از اسنادی که حدود شهر کهن را نمایش داده بودند، علاوه بر آنکه از نظر نمایش موقعیت مکانی همخوان بودند از نظر خط و خطوط حدود شهر و نمایش اجزایی از آن، مثلاً بخشهایی از حاشیهها یا بقایای مسیرها، نیز با هم شباهت داشتند. شاید در دروهلهی اول گمان رود احتمالاً نقشهها از روی هم کپیبرداری شدهاند، اما به دلایلی بهنظر معقولتر آمد بپذیریم نقشهها، فراتر از حدود تقریبی، شواهدی قطعی از شهر کهن را ارائه میکنند. یعنی درواقع آنچه در این نقشهها بهصورت مشترک دیده میشد، احتمالاً شواهدی از شهر کهن بود که تا زمان تهیه آن نقشهها قابل رویت بوده و نقشهبرداران به همان صورت در نقشهها ثبت کرده بودند. قولی از نجمالملک، فرستادهی ناصرالدینشاه قاجار برای مرمت سدّ اهواز، که بر قابل رویت بودن صحن خانههای شهر کهن تأکید میکرد، عزمم را در این نتیجهگیری راسختر کرد و پرسشی را به ذهنم آورد. اگر شواهد شهر کهن تا اواخر عصر قاجار و اوایل عصر پهلوی با وضوح فراوان قابل رویت بوده، آیا ممکن است حدود ۳۰-۴۰ سال بعد، یعنی در زمان تهیهی نخستین عکسهای هوایی شهر اهواز، همچنان شواهدی از آن قابل رویت بوده باشد؟ بر آن شدم این فرض را بر نخستین عکسهای هوایی شهر اهواز، یعنی عکس هوایی سال ۱۳۳۵، بیازمایم و در کمال تعجب مشاهده کردم نه تنها چنین شواهدی قابل رویت است، بلکه شهر جدید در توسعه خود بر دوش همین شواهد سوار شده و پیش رفته است (تصویر ۱). درواقع بخش عمدهای از شبکه معابر، و حتی تقسیمبندی قطعات زمین، در محلاتی چون آسیهآباد، حصیرآباد و منبع آب همان شبکهی معابر و تقسیمات شهر کهن است. البته در مورد بقایای بناها قاعدتاً بیش از شهر ساسانی با شواهد شهر اسلامی مواجهایم، زیرا سطحیترین لایه لاجرم باید آخرین لایهی سکونتی باشد؛ اما درباب شبکه معابر موضوع تاحدّی متفاوت است که بحث آن مجالی فراتر از این یادداشت میطلبد.
همانگونه که در سه روایت فشردهی بالا دیدیم شواهد مادّی اهواز کهن، از نخستین پگاه آن در عصر عیلام تا آخرین روزهای حیاتش در قرون نخستین اسلامی، نه تنها در زمان شکلگیری اهواز نو و جدید مشهود بوده، که همین امروز هم، هر زمان فرصتی دست دهد، خودی نشان میدهد. حال بار دیگر به پرسش آغاز این یادداشت بازگردیم، وقتی از اهواز کهن حرف می زنیم، از چه حرف میزنیم؟ شهری دور یا همسایهای نزدیک؟ اگر از من بپرسید هیچکدام! اهواز کهن نه همسایه که صاحبخانهی ماست. صاحبخانهای نجیب و آرام و متواضع که ما مستأجران شوخ و گستاخ و پرهیاهو سالهاست او را نادیده گرفتهایم، اگر هم گهگداری از او یادی کردهایم نه برای پاسداشت خودش که اغلب برای بزرگنمایی خودمان بوده؛ شاید اکنون وقت آن رسیده این حقیقت مغفول شهرمان را از نو بشناسیم و فراتر از منازعاتِ اغلب کودکانهی قومی و مواضع محافظهکارانهی مدیریتی چارهای برای پاسداشت و استفاده از ظرفیت بیبدیل آن بیندیشیم.
1- John Frederick Hansman (1930-2023)
2- Nagittu
۳- از جمله نگاه کنید به این خبر با عنوان «قطار شهری اهواز هم به تاریخ خورد» در سایت عصر ایران به تاریخ ۱۸ دیماه ۱۳۸۶: https://www.asriran.com/fa/news/33034
۴- از جمله ن.ک. «سازمان میراث فرهنگی: اثر تاریخی در مسیر قطار شهری اهواز وجود ندارد» ایرنا ۸ مهرماه ۱۳۸۸: https://www.irna.ir/news/9658115
۵- از جمله ن.ک. به گفتگویی از خبرگزاری ایلنا متعلق به حدود ۱۰ سال بعدتر (۱۰ دیماه ۱۳۹۷) با عنوان «شهر باستانی هرمزاردشیر در آغوش مترو اهواز آرمیده است» با مجتبی گهستونی فعال میراث فرهنگی خوزستانی.
#یادداشت #روحالله_مجتهدزاده
@asmaaneh
📢برگزاری سخنرانی «معماران آمریکایی در ایران در دههی ۱۹۷۰: فرصتهای بزرگ در میان پیچیدگیهای بوروکراتیک» در همایش بینالمللی «معماری و قدرت بوروکراسی»
American Architects in Iran in the 1970s: Great Opportunities amid Bureaucratic Challenges
🔸سخنران: یحیی سپهری
In the 1970s, Tehran experienced rapid urban expansion fueled by soaring oil prices, with numerous large-scale residential and commercial projects involving American architects.
These mega-projects, including satellite towns for affluent groups, reflected significant opportunities for U.S. professionals. However, architects faced bureaucratic challenges negotiating with the Shah, his relatives, and affiliated foundations. This article explores how government policies influenced these developments, using American and Iranian architectural periodicals as primary historical sources.
🔸زمان: ۶-۷ نوامبر ۲۰۲۵ | ۱۵- ۱۶ آبان ۱۴۰۴
🔸مکان: آکادمی علوم اتریش، وین
🔸برای آشنایی با دیگر سخنرانیها پروندهی پیوست را مطالعه کنید.
#خبر
@asmaaneh
📢چهارمین نشست از سلسلهنشستهای تاریخ و تئوری و نقد معماری و هنر:
ما و ایرانشناسی
اینجا و اکنون
🔸برگزارکنندگان: آسمانه با همکاری مدرسهی نوروزگان
🔸سخنران: داریوش رحمانیان
🔸زمان: سهشنبه ۲۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۸
🔸برگزاری مجازی در پایگاه مدرسهی نوروزگان به نشانی:
https://gap.nowruzgan.com/rooms/ejp-l2w-4mt-fg4/join
#خبر
@asmaaneh
🔸فهرست:
سخن مترجم
کوتهنوشتها و نشانهها
فهرست تصاویر
پیش گفتار
فصل ۱: هنر و معماری اسلامی: مروری بر پژوهندگی و مجموعه سازی،
۱۸۵۰ - ۱۹۵۰ (استیون ورنُوا)
پژوهشهای آغازین در هنر و معماری اسلامی
شکلگیری مجموعهها
هنر اسلامی در نمایشگاههای بینالمللی
نمایشگاههای هنر اسلامی
هنر اسلامی در موزهها و کتابخانهها
عرصهی تجاری
گسترش زمینههای پژوهشی
سالهای بین دو جنگ
جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن
فصل ۲: مجموعهسازی هنر اسلامی در روسیهی قرن نوزدهم (جان مایکل راجرز)
فصل ۳: قیمومت فرهنگی فرانسه در شمال افریقا و گسترش تاریخ هنر اسلامی (نادیا ارزینی)
۱۸۳۰-۱۸۶۰: اشغال نظامی
۱۸۶۰ - ۱۹۰۰ : استعمار و اكتشاف
۱۹۰۰ - ۱۹۵۰: حفظ و احیا
فصل ۴: گردآوری هنر گورکانیان هند در موزهی ویکتوریا و آلبرت (سوزان استرانگ)
نگارگری گورکانی در کنزینگتون جنوبی
شکلگیری گنجینههای گورکانی
فصل ۵: گردآوری فرشهای ایرانی و ترکی در موزهی کنزینگتون جنوبی (جنیفر ویردن)
فصل ۶: اوگاستس وولاستن فرنکس و نمایش هنر اسلامی در موزهی بریتانیا (ریچل وارد)
فصل ۷: شکوفایی تاریخ هنر اسلامی در آلمان اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم (انته هَگِدورن)
فصل ۸: باستانشناسی اسلامی: تصادفی یا هدفمند؟ (شیلا کنبی)
فصل ۹: یونانیان در شرق: اسکندریه و اسلام (جان کارزوِل)
فصل ۱۰: نمایشگاه ۱۹۳۱ عمارت برلینگتون: نقطه عطفی در تاریخ هنر اسلامی (بَزِل ویلیام را بینسن)
فصل ۱۱: اوگو مونِّرِت دِ ویلّارد: مرشد مکتب شرقشناسی در ایتالیا (آنا کنتادینی)
فصل ۱۲: لوئی ماسینیون و تفسیر باطنی هنر اسلامی (رابرت اروین)
فصل ۱۳: ریچارد اتینگهاوزن و شمایلشناسی هنر اسلامی (رابرت هیلنبرند)
فصل ۱۴: اخلاق جمهوریخواهانه و آلبوم خانواده: منظرهای گردآوری و پژوهشهای تاریخی هنر در ترکیه، ۱۹۲۳ - ۱۹۵۰ (فیلیز چالشلار ینی شهیرلی اُغلو)
فصل ۱۵: نکتههای مجموعهسازی هنر اسلامی (الگ گرابار)
پیوستها
کتابنامه
نمایه
#کتاب_تازه
@asmaaneh
📢 درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔸درس ۴۴: عاملان معماری (۲)
در چهلوچهارمین جلسه از درسگفتارها، مباحث مربوط به عاملان معماری ادامه یافت. در این جلسه، به بررسی منابعی پرداخته شد که اطلاعاتی دربارهی عاملان معماری در دسترس ما قرار میدهد. مباحث این جلسه شامل دو بخش بود: بخش نخست به فتوتنامهها و بخش دوم به نگارهها اختصاص داشت.
در ادامهی معرفی متون مرتبط با عاملان معماری، دستهی مهمی از منابع با عنوان «فتوتنامهها» معرفی شد؛ مثلاً فتوتنامهی بنایان. این متون در موضوعات مختلف، و بیشتر آنها دربارهی پیشهها نوشته شده است. فتوتنامههایی که دربارهی پیشههاست به دو دستهی کلی تقسیم میشود: نخست، فتوتنامههایی که عالمان نوشتهاند که لحنی رسمی و درباری دارد؛ و دوم، آثاری که خودِ اهل حرفه نوشتهاند و لحنی عامیانه دارد.
عارف نوشاهی، پژوهشگر پاکستانی ادبیات فارسی، رسالهای از حبیبالله بنّا، معروف به گلکار رضیآباد پنجابی، یافته است. این رساله متعلق به بنّایی هندی است و در آن، تفاوت میان «معمار» و «گلکار» بهروشنی تبیین شده و نکات مهمی دربارهی رابطهی عاملان معماری و احوال مادی و معنوی آنها بیان شده است. نمونهی دیگری از این دست، فتوتنامهای است که چند سال پیش، آقای نوشاد رکنی آن را اتفاقاً در موزهی ملک یافت. این فتوتنامه در حاشیهی یک تختهرسم معماری نوشته شده و حاوی اطلاعات مختصر، اما ارزشمند، دربارهی پیشه و آیینهای صنفی معماران است.
دستهی دیگر منابع، نگارههاست. مثلاً نگارهی منسوب به کمالالدین بهزاد در نسخهی مصور خمسهی نظامی که ساخت کاخ خَوَرنق را نشان میدهد و جزئیات متعددی از ابزارها و شیوهی کار معماران در آن دیده میشود. نگارهی دیگری از بهزاد در ظفرنامهی تیموری دربارهی ساخت مسجد بیبیخانم سمرقند نیز حاوی نکات شایان توجهی است. افزون بر این، مجموعهای از نگارههای قاجاری در قالب کتابی منتشر شده که به مشاغل گوناگون میپردازد، هرچند پیشههای معماران در آن غایب است.
در پایان، به رسالهای از نیمهی قرن نوزدهم در کشمیر اشاره شد که تصاویری از آن در کتاب معماری اسلامی: معنا و کارکرد به کوشش ارنست گروبه چاپ شده است. یکی از مقالات این مجموعه به پیشهها اختصاص دارد و تصاویر آن، جزئیات ارزشمندی از عاملان معماری و شیوهی کار آنها در خود دارد.
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢مدرسهی نوروزگان با همکاری آسمانه برگزار میکند: «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
فصل ۴
درس ۴۳: عاملان معماری (۱)
درس ۴۴: عاملان معماری (۲)
🔹مهرداد قیومی بیدهندی
🔹 تدوین: فرزاد زرهداران
🔹برای مشاهدهی نسخهی کامل درسهای ۴۳ و ۴۴ به پیوندهای زیر مراجعه کنید:
https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-43-1402-07/
https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-44-1402-07/
MehrdadQayyoomiBidhendi" rel="nofollow">http://www.youtube.com/@MehrdadQayyoomiBidhendi
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📚پرسشهای معماری: گفتوگوهایی دربارهی تاریخ، تئوری و نقد معماری
قسمت سیزدهم:
تفاوت «معماری»، خاستگاه و معنای آن در ایران با «Architecture»، خاستگاه و معنای آن چیست؟ - بخش دوم (نسخهی مکتوب)
#نوروزگان #مهرداد_قیومی #پرسشهای_معماری
@asmaaneh
📢برگزاری جلسهی رونمایی از کتاب «پژوهشهایی در باستانشناسی اسلامی: فرهنگ مادی، مانشگاهها و بومرخهای مدیترانه تا آسیای غربی»
🔸میزبان: موزهی ملی آثار باستانی، لایدن (Rijksmuseum van Oudheden)
🔸تاریخ برگزاری: ۲۰ نوامبر ۲۰۲۵| ۲۹ آبان ۱۴۰۴
مهلت ثبت نام برای شرکت مجازی: ۱۸ نوامبر ۲۰۲۵| ۲۷ آبان ۱۴۰۴
🔸اطلاعات بیشتر:
https://www.universiteitleiden.nl/en/events/2025/11/book-launch-explorations-in-islamic-archaeology
#خبر
@asmaaneh
🔴 شمارۀ جدید فصلنامۀ مردمنامه منتشر شد.
مردمنامه (فصلنامۀ تاریخ مردم)
بهسردبیری داریوش رحمانیان
مدیر داخلی: پرستو رحیمی
شمارۀ ۳۲ و ۳۳
در این شماره میخوانید:
🔸برخی از ویژگیهای تاریخی زندگی شهری و سازمانهای صنفی در دورۀ اسلامی/احمد اشرف
🔸جامعۀ طبقاتی در اندیشه و فرهنگ ایران دورۀ ساسانی/امین بابادی
🔸خسروانی/سید احمدرضا قائممقامی
🔸بررسی تطبیقی شعر «حیدربابایا سلام» از شهریار و شعر «بوجه» از مرتضی فرهادی/سید احمد مرتضوی
🔷نظریه و روش: تاریخ خُرد
🔹خردتاریخ؛ رهیافتی روششناختی به مطالعات تاریخی و میانرشتهای/جواد مرشدلو
🔹پنیر و کرمها/سید هاشم آقاجری
🔹چرا یک آسیابان؟ اهمیت حیات مینوکیو نزد کارلو گینزبورگ/محمدجواد عبدالهی
🔹کارلو گینزبورگ و انسانشناسی تفسیری: خیلی دور، خیلی نزدیک/هادی آقاجانزاده
🔹خردتاریخ/کارل آپون/ترجمۀ ایلیا ارکیان
🔹خردتاریخ: اندکچیزی که از آن میدانم/کارلو گینزبورگ/ترجمۀ فروغ صمدی
🔹منابع تاریخ اجتماعی/مری لیندمان/ترجمۀ جواد مرشدلو
📕مردمنامه را بخوانید و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهمترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردمنامه است. ماندگاری و بالندگی مردمنامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.
🔸میتوانید نسخۀ کاغذی این شماره را از کتابفروشی توس تهیه کنید.
پشتیبانی از پویش مردمنامه👇
📢برگزاری کارگاه «مادیت زیارت در جهان اسلام متقدم: مقابر، زیارتگاهها، تجارب، سیاستها»
🔸میزبان: موسسهٔ تاریخ هنر مکس پلانک در فلورانس
🔸تاریخ برگزاری: ۲۷-۲۹ اکتبر ۲۰۲۵| ۵-۷ آبان ۱۴۰۴
▪️The Materiality of Ziyāra in the Early Islamic World: Tombs, Shrines, Practices and Politics (ca. 650-1300 CE)
Workshop organized by Aila Santi and Sinem Casale
Supported by the ERC Horizon Starting Grant Project “Embodied Imamate: Mapping the Development of the Early Shi i Community 700-900 CE”, grant n. 101077946 and the Kunsthistorisches Institut in Florenz – Max-Planck-Institut
🔸فهرست عناوین سخنرانیها:
Panel 1 – The Materiality of Ziyāra in the Shīʿī World
-The Early Ziyara of Twelfth Imam’s Envoys in Baghdad: A Ritual-Architectural Process of Canonizing Authority
-The Radiance of Resilience: Ziyarat and the Shrine of Imam Reza in Mongol-Ilkhanid Iran
Panel 2 – Building Remembrance (I): Concepts, Forms, and Materiality in Islamic Commemorative and Funerary Practice
-Rules and Models of Commemorative Buildings in the Dar al-Islam in the Early Centuries: A Reflection from the Case Study of the Aswan Necropolis
-Early Islamic Funerary Sites Along the Southern Indian Littorals: Materialities, Forms, and Ornaments
Panel 3 – Building Remembrance (II): Epigraphy, Ornaments, and Visuality in Islamic Commemorative and Funerary Practice
-Building Blocks of Memory: Early Islamic Tombstones and the Material Practice of Ziyara
-Carving Monuments: Funerary Innovations in the Eastern Persianate Worlds, XI-XIII Centuries
Panel 4 – The Materiality of Death and Commemoration in Islamic Archaeology: Reinterpreted Evidence and New Finds
-On the Road of Pain and Sorrow: Excavating the Mashhad al-Tirh in Balis, Syria
-Approaches to Early Islamic Funerary Practices: the Siraf Necropolis and Beyond
-Rediscovering Rasulid Funerary Culture: the Study of the Cemetery of al-Ribat (Dhofar, Sultanate of Oman)
Panel 5 – Landscapes of Memory (I): Inherited Sacred Geographies and the Emergence of Islamic Ziyāra
-Caliphs ad Sanctos?: Pre-Islamic Christian Saints and the Gravesites of the Umayyad Caliphs ‘Umar II (d. 101/720) and Hisham (d. 125/743)
-Before Muslim Saints. Arab Visitation and Almsgiving to Christian Holy Shrines (1st-2nd Century AH)
Panel 6 – Landscapes of Memory (II): Spiritual Topography, Place Making and Death in the Early Islamic world
-Entombing Identity: Landscape, Memory, and the Tomb of ‘Uqba ibn Nafi in Medieval North Africa
-“Do Not Skip Going to the Tombs of the Martyrs”: Early Pilgrimage to Uhud and Its Discontents
-Landmarks of Change: Tombs and Ritual in Early Islamic Egyptian Papyri
Panel 7 – Landscapes of Memory (III): Politics of Burial in the Medieval Islamic West
-Sanctity and Rawdas in Southeastern al-Andalus: Rituals, Visits, and Materiality
-Dynastic Forefathers in Medieval Morocco: Establishing Tombs, Commemoration, and Ziyara
🔸اطلاعات بیشتر دربارهی کارگاه:
https://www.khi.fi.it/en/aktuelles/veranstaltungen/2025/10/the-materiality-of-ziyara-in-the-early-islamic-world.php
🔸ثبتنام در جلسات مجازی:
https://eu02web.zoom.us/meeting/register/bMENDyMLQwu9wpEpe_bTDw#/registration
#خبر
@asmaaneh
📢 درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔸درس ۴۱: حاجیقاسمی و نوایی (۷)
در چهلویکمین جلسه از درسگفتارها، مباحث مرتبط با دانشوران تاریخ معماری ایران دنبال شد. این جلسه در ادامهی مباحث جلسات پیشین و با تمرکز بر دو دانشور اثرگذار این حوزه، آقایان کامبیز حاجیقاسمی و کامبیز نوایی، و مهمترین اثر آنان، خشت و خیال، برگزار شد. در امتداد سه جلسهی گذشته، در این جلسه فصل نخست کتاب با عنوان «لطیفۀ نهانی» بررسی نقادانه شد.
در این جلسه، مبحث «خیال معمار» ادامه یافت. به نظر نویسندگان خشت و خیال، معمار، فضا را آنچنان که باید باشد، در خیال خود تصور میکند، نه آنگونه که هست. در خیال معمار، سیاق زمانی و مکانی جایی ندارد. در مسیر حرکت از خیال تا تحقق آن، مسائل متعددی پیشِ روی معمار قرار میگیرد و او میکوشد تا اثری را که میسازد هرچه بیشتر به خیال خود نزدیک کند. نویسندگان معتقدند کار محقق معماری این است که دریابد معمار تا چه اندازه در نزدیک کردن اثر به «فضای مطلوب ذهنی» خود موفق بوده است. به نظر ایشان، چنین کاری فقط از عهدهی معماران برمیآید و هدف کتاب نیز همین بوده است. اما آیا چنین کاری واقعاً ممکن است؟ این «خیال» چه صورتی دارد و چگونه میتوان آن را شناخت؟ فرض کنیم فضای مطلوب ذهنی همان خیال معمار است و فرض کنیم مثلاً خیال معمار مسجد شیخ لطفالله صورت مثالیِ «چهارطاقی» است. فرض کنیم که اهمیتی ندارد که ما این فرضها را از کجا آوردهایم و آنها را بدون استدلال بپذیریم. باز این پرسش پیش میآید که از برقرار کردن نسبتی میان مسجد شیخ لطفالله و صورت مثالی چهارطاقی چه چیزی از معماری مسجد شیخ لطفالله عاید ما میشود؟ چه چیزی از آن روشن میشود؟ اگر نویسندگان میتوانستند نشان بدهند که معمار آن صورتهای انتزاعی را چگونه در قالب واقعی مقید به زمان و مکان در آورده است سخنشان شایان تأمل بود. همچنین اگر میتوانستند توضیح بدهند که معمار چگونه میتواند طرحی را تصور کند که بیزمان و بیمکان باشد.
خطای دیگر در این فصل، که بهترین گواه آن عنوان فصل، یعنی «لطیفۀ نهانی» است، برداشت نادرست از این تعبیر حافظ است. نویسندگان لطیفهی نهانی را از حافظ برگرفته و به او استناد کردهاند؛ در حالی که در متن کتاب، این لطیفه را به خیال معمار نسبت دادهاند، نه خود اثر. توجه کنیم که حافظ لطیفهی نهانی را چیزی نه در عاشق، بلکه در معشوق میداند؛ اما نویسندگان لطیفهی نهانی را با خیال معمار یکی گرفتهاند.
در باب «اصالت خیال» نیز چنین به نظر میرسد که معمار در مواجهه با واقعیت، بهسادگی نمیتواند خیال خود را به اثر عینی تبدیل کند. این پرسش از سوی خودِ نویسندگان مطرح شده است و پاسخی نیز بدان دادهاند: به نظر آنان، معمارِ متبحر در لحظهی تعیّن خیال، توانایی آن را دارد که مسائل مختلف را همزمان ببیند و حل کند. اما این پاسخ بر مفروضاتی استوار است که جای نقد دارد. این مبحث بر «ذوالحدین جعلی» استوار است. در واقع، علاوه بر حالتی که نویسندگان طرح کردهاند، میتوان وضع دیگری را نیز در نظر گرفت: ممکن است بر اساس بستر واقعیِ کار، و با توجه به کارکرد خاص بنا و تلقی ساکنان یا کاربران آن، تصوری از «فضای مطلوب» در ذهن معمار پدید آید که با آنچه نویسندگان از خیال معمار میگویند تفاوت دارد. نویسندگان وعده میدهند که در فصلهای بعدی به نسبت میان واقعیت و خیال خواهند پرداخت تا سهم هر یک را در فرآیند آفرینش معماری روشن کنند. در این میان، مفروض اساسی آنان این است که خیال و واقعیت دو امر منفکاند؛ حال آنکه از منظری دیگر میتوان گفت خیال و واقعیت در هم تنیدهاند و خیال خودْ از واقعیت برمیآید. این مبحث در جلسهی آینده دنبال خواهد شد.
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh