2845
آسمانه: در تاریخ و تئوری معماری و هنر ــــــــــــــــــــــ با این نشانی با ما تماس بگیرید: asmanehchannel@gmail.com ــــــــــــــــــــــ نقل مطالب آسمانه در صورت ذکر نام این کانال و درج پیوند (لینک) آن مجاز است.
📚پرسشهای معماری: گفتوگوهایی دربارهی تاریخ، تئوری و نقد معماری
قسمت پانزدهم:
تفاوت گذشته و تاریخ چیست؟ - بخش دوم (نسخهی مکتوب)
#نوروزگان #مهرداد_قیومی #پرسشهای_معماری
@asmaaneh
📝واژهی هفته: landscape
🔸برگرفته از مصوبات کارگروه واژهگزینی نوروزگان
▪️landscape 1
▫️ بومرخ
ـ تعریف: شبکهای پیچیده از عناصر فرهنگی و طبیعی و روابط بین آنها که در قالب پارهای از زمین، متشکل از عناصر طبیعی و/یا مصنوع، به ظهور میرسد
ـ مثال کاربرد واژه در جمله: بومرخ منحصر به عناصر دیدنی بخشی از زمین نیست؛ بلکه مجموعهای از روابط و فعالیتها و معناها را هم که در آن بخش از زمین ظاهر شده است شامل میشود. در این معنا، «منظر» خواندن آن نادرست و ناشی از تعبیر نقاشانه از محیط است. بومرخ مقیاسهای گوناگونی دارد؛ از محوطهی مجتمعها و پارکها گرفته تا شهر و سرزمین.
▪️landscape 2
▫️ چشمانداز
- تعریف: بخشی از منظر (۱) که در دامنهی دید انسان قرار داشته باشد و بتوان آن را در یک نظر دید
- مثال کاربرد واژه در جمله: از ایوان امامزادهی ابیانه، چشمانداز کوههای اطراف روستا پیداست.
▪️landscape 3
▫️ منظر
- تعریف: جنبهای از سرزمین که صفت بارز آن سرزمین باشد
- مثال کاربرد واژه در جمله: آبادیهای حاشیهی دشت لوت منظر بیابانی دارد..
▪️landscape 4
▫️ منظره
- تعریف: تصویر (نقاشی، عکس، …) از چشمانداز
- مثال کاربرد واژه در جمله: چند تا از منظرههای کمالالملک در موزهی آستان قدس رضوی نگهداری میشود..
▪️landscape 5
▫️ منظرهنگاری
- تعریف: در ترکیبهایی مانند «نقاشی منظره» و «عکاسی منظره»، شاخهای از هنرهای بصری که موضوع آن منظره (۱) است
- مثال کاربرد واژه در جمله: برخی از نقاشان برجستهی ایرانی به منظرهنگاری پرداختهاند..
▪️landscape 6
▫️ حالت افقی
- تعریف: تصویر، صفحهی رایانه، قطع کتاب و مانند آن که طول آن در جهت افقی قرار داشته باشد
- مثال کاربرد واژه در جمله: تصاویری که در صفحات اینترنت بهکار میرود، بسته به محل کاربرد، ممکن است در حالت افقی، خشتی، یا عمودی باشد.
🔸برای اطلاعات بیشتر و مشاهدهی روابط زبانی این واژه به پیوند زیر در واژگار مراجعه کنید:
https://vazhgar.com/lexicon/word/9828
#واژه_هفته #واژگار #نوروزگان
@asmaaneh
📢خانهی اندیشمندان علوم انسانی برگزار میکند:
ضرورت مطالعات باستانشناسی شهری در اصفهان؛
با تکیه بر محوطه تاریخی کمرزرین
🔸سخنران:
دکتر علی شجاعی اصفهانی
🔹زمان: سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۹
🔹پخش از طریق پیوند زیر(ورود با گزینه میهمان):
https://www.skyroom.online/ch/hossein5092811/history
#خبر
@asmaaneh
✏️ نگاهی به اهواز کهن؛ بازخوانی یکی از نخستین گزارشهای باستانشناسی درباب اهواز [ص ۳ از ۴]
مورد دیگری که در گزارش مگنان اهمیت فراوان دارد مشاهدات او از شهر کهن است. او پلی را در قسمت جنوبی شهر توصیف میکند که در ادامهی آن ویرانههای بسیار گستردهای قرار داشت. مگنان وسعت این ویرانهها را در حدود ۱۰ تا ۱۲ مایل یعنی بیش از ۱۶ کیلومتر تخمین میزند: «در محلی که او [کینیر] آن را پشت شهر نامیده است بقایای یک پل را پیدا کردم و در همین جاست که انبوه خرابهها آغاز میشوند. خرابههایی که حداقل ده تا دوازده مایل در جهت جنوب شرقی امتداد مییابد. [...] همهی تپهها پوشیده از قطعات سنگ، آجرهای پخته، کاشی و کوزههای سفالی است. نخستین تپهای که از آن بالا رفتیم دویست فوت ارتفاع داشت. در بسیاری از قسمتها آثار پلکان به آسانی قابل تشخیص است و به خوبی حفظ شده است. در کف این انبوه ویرانهها، درون تعدادی از گورها را حفر کردم و سنگهایی به طول ۵ یا ۶ فوت پیدا کردم. تعدادی سنگ که روی آنها نقوشی به خط کوفی وجود داشت و همگی نشان از تعلق به دورهی اسلامی داشت، تعدادی هم سکهی کوفی از طلا و نقره پیدا کردم. یکی از آنها در حدود ۱۰۰۰ سال دیرینگی داشت و ظاهر آن چنان تازه مینمود که گویی هم اینک از ضرابخانه بیرون آمده است».
جستوجو برای یافتن طلا و جواهرات و عتیقهجات، نکتهی دیگری است که مگنان اشاره میکند و از قول راهنمای محلی و عرب خود میگوید مردم محلی در روزهای بارانی در جستوجوی اشیاء عتیقه و طلاجات زمینهای این منطقه را میکاوند و معمولاً چیزهای با ارزشی مییابند که با قیمت خوب به فرنگیان میفروشند؛ این نکته را میرعبدالطیف نیز در تحفه العالم میآورد. از دیگر مشاهدات مگنان، میتوان به وجود سنگهای مدور بزرگ اشاره نمود که قطر آنها چهار، پنج و شش فوت بود و به تعداد بیشماری در سطح زمین پراکنده بودند. این سنگهای مدور ظاهراً برای آسیاب کردن حبوبات به کار میرفتند. همچنین با وجود کشتزارهای وسیع نیشکر و رونق صنعت و تجارت این محصول، میتوان چنین فرض نمود تعداد بیشمار سنگهای عظیمالجثه و مدور، با آسیاب و عصارهگیری نیشکر ارتباط دارد و گویای وسعت و رونق صنعت کشت نیشکر و تولید شکر در دوره شکوه این شهر ثروتمند و آباد بوده است.
بر تپههایی که توسط مگنان مورد بررسی قرار گرفتند ویرانههای عمارتی بزرگ قرار داشت، ساخته شده از سنگ، با پنجاه فوت ارتفاع و بیست فوت عرض. در مجاورت این عمارت چند پلکان وجود داشتند که او به سهولت توانسته بود تا نقطهی بالایی آنها را مشاهده کند. عمارت بنا به گفته راهنمای محلی، بقایای کاخی قدیمی بود. این ویرانهها بر تپهها امتداد مییافت و آنگونه که مگنان گزارش میکند گویی در آن نزدیکیها پایانی برای آن وجود نداشت. فاصلهی این ویرانهها از کرانهی شرقی رودخانه در حدود سه مایل بود. علاوه بر بقایای این کاخها که در گزارش مگنان با جزئیات فراوانی همراه است، عنصر ارزشمند دیگری که توجه او را به خود جلب کرد، وجود هفت حوضچهی سنگی به طول شانزده فوت و عمقی متناسب با آن بود که درون آنها بهطرز ماهرانهای صیقل خورده بود. همچنین آثار شش یا هفت کانال وجود داشت که به گمان او آب را به محل حوضچههای مذکور هدایت میکرد. همهی این مشاهدات، مگنان را بر آن داشت که حدسیات خود دربارهی دیرینگی اهواز و زمان تأسیس آن را در قالب سه فرضیه، صورتبندی کند.🔻
#یادداشت #رحیمـکردونی
@asmaaneh
✏️ نگاهی به اهواز کهن؛ بازخوانی یکی از نخستین گزارشهای باستانشناسی درباب اهواز
رحیم کردونی
این نوشتار مروری بر یکی از نخستین متنهای باستانشناسی دربارهی اهواز است که در زمان خود موردتوجه قرارگرفته اما بهواسطهی ابهامات فراوان دربارهی گذشتهی این شهر شایستهی توجه و بازخوانی دوباره است. متن مدنظر «گزارشی از ویرانههای اهواز» [۱] نام دارد که حدود دویست سال پیش از این، در سال ۱۸۲۶م، توسط سروانی بریتانیایی به نام رابرت مگنان [۲]، تهیه شده است. مگنان که در ارتش بریتانیا و در قلمرو امپراتوری عثمانی در بینالنهرین انجام وظیفه میکرد، به قصد بازدید از ویرانههای شهر اهواز، از ساحل رود فرات سفر خود را آغاز کرد و از طریق کرانههای کارون خود را به این شهر رساند. او در این سفر قریهی اهواز، سد تاریخی و مشهور مجاور آن، ویرانههای پلی قدیمی بر نهری خشک در پشت شهر (بقایای نهر تاریخی شاهجرد) را از نظر گذراند و سرانجام شگفتزده از آنچه در مقابل چشمان خود میدید با دقت و وسواس زیاد، از ویرانههایی که روی تپههای مشرف بر شهر قرار داشتند بازدید و تمام آنچه را که دید، یادداشت کرد. یک سال و نه ماه بعد، این یادداشتها بهصورت گزارشی علمی ـ تخصصی، در جلسه مورخ ۱۴ ژوئن ۱۸۲۸م در انجمن سلطنتی آسیایی بریتانیای کبیر و ایرلند [۳] قرائت شد و در جلد دوم گفتوگوهای آن به چاپ رسید. در ادامه این گزارش را که از معدود اسناد معتبر و ارزشمند دربارهي آثار باستانی اهواز است، با هم مرور میکنیم.
گزارش با توضیحی مقدماتی آغاز میشود. مگنان در این توضیح مقدمه مانند یادآور میشود که کتاب یادداشتهای جغرافیایی امپراتوری ایران [۴] نوشتهي جان مکدونالد کینیر [۵] راهنمای او در این مطالعه بوده است. کینیر از ملازمان و مشاوران سرجان ملکم بود که او را در مأموریتش برای برقراری روابط سیاسی دولت بریتانیایی هند در اوایل قرن نوزدهم همراهی میکرد. او در سال ۱۸۱۳م از رود کارون گذشته و از اهواز دیدن کرده بود. کتاب دیگری که مگنان در این بازدید مورد استفاده قرار داد، کتاب تحفه العالم بود. او مینویسد: «آگاهی از تاریخ اولیهی این شهر، از کتاب تحفه العالم استخراج شد که خود اثری مدرن بوده و جهت آگاهی و خوشنودی میرعالم شهید حیدرآبادی، توسط میر عبداللطیف نوشته شده است». آنچه امروز برای پژوهشگران اهمیت دارد این است که بدانیم در سال ۱۸۲۶م سروان مگنان در این سفر پژوهشی چه چیزهایی را به چشم خود دیده و در گزارش خود به آنها اشاره کرده است. آگاهی از این مشاهدات از آن جهت اهمیت دارد که در زمان بازدید او هنوز بسیاری آثار و بقایای بهجای مانده از شهر کهن در دسترس بود و با دخالت انسانی از میان نرفته بود. با بررسی گزارش مگنان میتوان آنچه را او در این سفر نسبتاً کوتاه اما پربار مشاهده کرد، به سه بخش شامل تقسیم کرد: قریهی اهواز؛ سد تاریخی اهواز؛ بقایای شهر کهن شامل بقایای پلی بر نهر شاهجرد (پل هندوان) و ویرانههایی بر تپههای شرقی.🔻
#یادداشت #رحیمـکردونی
@asmaaneh
📢درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔹مهرداد قیومی بیدهندی
🔹برگزارکنندگان: مدرسهی نوروزگان و آسمانه
🔹تدوین: فرزاد زرهداران
🔹مرورنویسی: مهیار ابراهیمزاده
این دوره به مباحث مقدماتی لازم برای پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی اختصاص دارد. منظور از مباحث مقدماتی نه مفاهیم پایه است و نه مفاهیم بنیادین، بلکه مباحثی است که پژوهش در تاریخ معماری ایران در دوران اسلامی بدون دانستن آنها ممکن نیست.
این دوره هفتهی گذشته ۲۳ آبان ماه ۱۴۰۴ به پایان رسید. اکنون میتوانید تمامی جلسات درسگفتارهای این دوره را از طریق رسانههای زیر تماشا یا دریافت، و خلاصهای از مباحث هر جلسه را در کانال تلگرام آسمانه مطالعه کنید.
https://www.youtube.com/playlist?list=PLEPyYIoOoT8s0KZJwfWKxqn_iC6FCofGk
https://chaharrah.tv/organizer/asmaneh/
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
✏️تاریخ و تحول گنبد در ایران
کی.ای. سی. کرسول (نسخهی اصلی مقاله)
#یادداشت #سیاوش_گلمحمدی
@asmaaneh
🖋مقالهی تازه: «دیپلماسی و حامیگری معماری: الگوی تأمین مالی یادمان شهیاد آریامهر در حمایت از مدرنیته و میراث شاهنشاهی» [ص ۲ از ۲]
برای توضیح این ناهمخوانی، اعانههای شهیاد در کنار دو پروژهی مهمِ دیگرِ مبتنی بر اعانه در جشنهای ۲۵۰۰سالهی شاهنشاهی قرار میگیرد: درختکاری انبوهِ موسوم به «جنگل مصنوعی تختجمشید» و برنامهی سراسری «مدارس یادبود». در هر دو مورد، رژیم در سطح عمومی از نیکوکاری داوطلبانه تجلیل میکرد، در حالیکه شواهد حقوقی و آرشیوی نشان از اجبار مستقیم یا رضایتِ بهشدت مقید دارد. همچنین در برخی مکاتباتِ مقامات دربار با شاه صریحاً پیشنهاد شده که پروژههای بزرگ از طریق «دعوتِ بیسروصدا» از دایرهای محدود از صنعتگران و بازرگانان متموّل تأمین شود تا «دِینی» که به شاه و خدمات او دارند ادا شود. در این نظام، امتناع از پرداخت از نظر فنی ممکن، اما از نظر سیاسی خطرناک بود. البته مدعای مقاله این نیست که همه اعانهها کاملاً بهاجبار بوده، بلکه این است که «داوطلبانه» بودن در این سیاق بهطور ساختاری مخدوش و در سایه قدرت اقتدارگرایانه تعریف شده است.
در تاریخ معماری، ساختار حامیگری بنای شهیاد نمونهای نامتعارف است: بنای عمومیِ عظیمی که طرح، مکان، کارکرد و گفتمان آن کاملاً دولتی بود، اما بهطور رسمی به واقفان خصوصی نسبت داده شد که نه در فرم و محتوا نقشی داشتند و نه از منافع معمول حامیگری (اعتبار معنوی، وجهه اجتماعی، یا اثرگذاری بر کارکرد و طراحی فضا) بهرهمند شدند. در اینجا «حامیان» عملاً بینام و در قالب کلیِ «تاجر و صنعتگر سپاسگزار» حل میشوند؛ آنچه به نمایش گذاشته میشود نه هویّت آنان، بلکه تسلیم و وفاداری و رضایتشان است. بنابراین مقالهی حاضر نشان میدهد که حامیگری معماری و روایتسازیهای مرتبط با آن در جشنهای ۲۵۰۰سالهی شاهنشاهی برای طبیعی و پرطرفدار و موفق جلوهدادن نوعی مدرنیتهی پادشاهی به کار گرفته شد تا در بافتار کلّی جنگ سرد و دوگانهی راست و چپ، نظام ایرانی را بدیلی برتر نشان دهد.
◽️مشخصات مقاله:
Taheri M. Architectural Patronage and Diplomacy: Shahyad Aryamehr Monument’s Funding Model in Support of Iran’s Modernisation and Monarchical Legacy. Iranian Studies. 2025;58(3):467-489. doi:10.1017/irn.2025.25
◽️متن مقاله:
https://www.cambridge.org/core/journals/iranian-studies/article/architectural-patronage-and-diplomacy-shahyad-aryamehr-monuments-funding-model-in-support-of-irans-modernisation-and-monarchical-legacy/FA52FDC299D06DD0F35473F1F2B240A3
#مقالهی_تازه #مهدی_طاهری
@asmaaneh
📝واژهی هفته: townscape
🔸برگرفته از مصوبات کارگروه واژهگزینی نوروزگان
▪️townscape 1
▫️ شهررخ
ـ تعریف: حالوهوا و کیفیت فضایی شهر و آبادی
ـ مثال کاربرد واژه در جمله: در قدیم، مساجد بر شهررخهای ایران چیره بود و امروز پاساژها و مالبنها.
▪️townscape 2
▫️ منظرهی آبادی
- تعریف: اثری هنری که موضوعش صحنهی شهر یا روستا باشد
- مثال کاربرد واژه در جمله: منظرهی آبادی موضوع بسیاری از طراحیهای سیاهقلم هوشنگ سیحون است.
🔸برای اطلاعات بیشتر و مشاهدهی روابط زبانی این واژه به پیوند زیر در واژگار مراجعه کنید:
https://vazhgar.com/lexicon/word/20645
#واژه_هفته #واژگار #نوروزگان
@asmaaneh
📢فراخوان ارسال پیشنهادی برای شرکت در پروژهی «آیندهی هنر اسلامی: ترسیم دوبارهی نقشهی راه حوزه»
🔸برگزار کننده و حامی: خمسین با همکاری پروژهی پیوند تاریخ هنر گتی
🔸مهلت ارسال پیشنهاده: ۱ فوریه ۲۰۲۶| ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
Call for Applications - "The Futures of Islamic Art: Remapping the Field" - Traveling seminar organized by Khamseen: Islamic Art History Online
Khamseen: Islamic Art History Online is pleased to announce its new project "The Futures of Islamic Art: Remapping the Field," supported by a Connecting Art Histories grant by the Getty Foundation. Co-directed by Dr. Christiane Gruber and Dr. Mira Xenia Schwerda, the project will include three traveling seminars to Istanbul (2027), Kuwait (2028), and Kuala Lumpur (2029).
The project is situated within the context of growing and democratizing the field of Islamic art history, which includes an expansion of geographies, a stretching of chronological brackets, a diversification of artistic and creative expression, and an unrestricted experimentation with various theoretical approaches, intellectual models, and technological tools to disseminate knowledge in a free and open manner. It places the engagement with previously overlooked materials--such as women's embroideries, amulets and gems of various tribes and nomadic groups, photographs, posters, and prints, and diminutive coins and other ephemera--at its center.
We invite applications from graduate students and early- to mid-career scholars of Islamic art—including curators, conservators, and practicing artists—to participate in all three seminars in Istanbul, Kuwait City, and Kuala Lumpur. We especially welcome applications from students and scholars based in the region. The project will cover travel costs, including airfare, ground transportation, and accommodation.
Interested candidates should send a letter of interest explaining why these traveling seminars are important for their intellectual development and how their own areas of expertise will contribute to the group effort as well as a CV and a writing sample (of up to 25 pages) to FuturesofIslamicArt@umich.edu no later than February 1, 2026. Applicants will be contacted by March 15, 2026.
🔹برای اطلاعات بیشتر به پیوند زیر مراجعه کنید::
https://sites.lsa.umich.edu/fia-getty/call-for-applications/
#خبر
@asmaaneh
✏️ سرانجام شادروان اهواز [ص ۲ از ۲]
به فاصلهی کوتاهی یعنی در زمان مظفرالدینشاه، دومین تحرک مهم دولت قاجاریه اینبار با برنامهای مشخصتر آغاز شد. در این راستا یک مهندس هلندی به نام «فان روخن» به استخدام دولت ایران درآمد تا به مطالعه و تهیهی طرح احیای سد و شبکههای آبیاری در جنوب اهواز اقدام کند. روخن در سال ۱۳۲۳ق/۱۲۸۴ش اقدام به برداشت وضع موجود کرد و در مدتی کوتاه طرح خود ارائه داد. امروزه کروکیها و عکسهای او از سد اهواز یکی از بهترین اسناد تاریخی مربوط به این سد است. بهنظر میرسد انقلاب مشروطه و وقایع پس از آن یکی از عوامل مهم ناکامی اجرای این طرح دقیق بوده است. مجموع اقدامات صورتگرفته حول سد اهواز در دورهی قاجاریه هر چند به مرمت و احیای شبکههای آبیاری منشعب از آن منجر نشد، اثر مخربی هم به بار نیاورد و بقایای آن به وضوح قابل تشخیص بود.
درحالیکه سد اهواز در دورهی قاجاریه محل تعارض منافع دولت ایران و دولت بریتانیا بود، در دورهی پهلوی اول به محل تعارض منافع درونی خود دولت ایران تبدیل شد. ادامهی تلاشها برای احیای سد و شبکههای آبیاری آن از یک سو، و انتخاب امتداد سد در رودخانهی کارون بهمنزلهی پلی برای پروژهی راهآهن سراسری که یکی از مهمترین مظاهر تجدد عصر پهلوی اول بود از سوی دیگر، موقعیت دوگانهی جدیدی برای سد پیش آورد. در واقع دولت ایران تلاش داشت با الگوبرداری از شهری چون آدانای ترکیه به احیای سد تاریخی اهواز اقدام کند و همزمان روی آن بزرگترین پل راهآهن کشور را هم احداث نماید. به این شکل استفادهای مضاعف از موقعیت سد اهواز قابل تصور بود که به ظاهر تعارض و تضادی هم درباب آن وجود نداشت. از اینرو سندیکای راهآهن دربارهی سد اهواز مأموریتی دوگانه یافت: احیای سد به شکلی تازه بهمنزلهی توجه و احترام به روشهای تاریخی آبیاری از یک سو و ساخت پل فلزی عظیم بهمنزلهی نماد تجدد از سویی دیگر.
احداث و افتتاح راه شوسه خرمآباد به دزفول در آبان ۱۳۰۷ش باعث شد پهلوی اول به خوزستان و پیگیری منظم امور مهندسی و اجرایی راهآهن به ویژه پل و سد اهواز توجه بیشتری کند. برای مثال بلافاصله پس از افتتاح این راه رضاشاه شخصاً عازم اهواز شد و قریب به دو هفته را در این شهر سپری کرد. در همین زمان مهندسی فرانسوی به نام «مسیو ژرارد» با مأموریت طراحی سد به خوزستان آمد تا سندیکای راهآهن را یاری کند. با وجود آنکه اهمیت و دستورالعمل ساخت پل برای سندیکا روشن بود و تقریباً همه چیز طبق برنامه پیش میرفت، لیکن اوضاع مربوط به ساخت سد چندان مناسب نبود. اخبار متعددی در فاصلهی سال ۱۳۰۷ تا ۱۳۰۸ش دیده میشود که همزمان با تشریح پیشرفت ساختمانی راهآهن به طرحهای متنوعی دربارهی نحوهی ساخت سد اشاره میکند. مثلاً استفاده از ورقهای فلزی، یکی از گزینههای اجرای سد بود که قابلیت اجرا پیدا نکرد؛ طرحهای مختلف دیگر نیز به نتیجه نرسید. در نهایت در دی ۱۳۰۸ش پل راهآهن، موسوم به پل کارون که در اولویت قرار داشت، جهت عبور قطار افتتاح شد و ساخت پایههای آن آسیبی جدی بر بدنهی سد تاریخی اهواز ـــ که در انتظار طرحی نو بود ـــ وارد آورد. بااینحال اندیشهی احیای سد ظاهراً خاموش نشد و در میان اخبار و گزارشهای روزنامههای سالهای بعد نیز مطالبی در باب احیای سد اهواز و فواید آن به چشم میخورد که بهمرور زمان رو به افول نهاد. سرانجام با پایان عصر پهلوی اول و وقوع جنگ جهانی دوم، اندک امید احیای سد نیز به کلی از بین رفت و در پایان این دوره دیگر توجه و اهتمامی برای احیای این سد صورت نگرفت.
به این ترتیب شادروان مشهور اهواز، به دلیل عدم اولویت آن در مقایسه با پل راهآهن و عدم دستیابی به طرحی اجرایی در مرمت آن، چنان ویران و چون غریقی در پای پل سیاه دفن شد که امروزه حتی مکانش هم بر بسیاری از اهالی اهواز مجهول است. در واقع «تدارک ساخت عنقریب» آن که در سال ۱۲۹۹ق مطرح شد، پس از گذشت حدود شصت سال و با وجود اهمیتش برای دولتهای وقت، نهتنها به وقوع نپیوست که به ویرانی کامل سد منجر شد. این حدیث مجمل البته نمونهای است از آنچه که در حال حاضر نیز بر برخی دیگر از آثار تاریخی کشور میرود.
#یادداشت #کاوهـرستمپور
@asmaaneh
📢 درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔸درس ۴۹: نهاد، کارکرد، کالبد (۳)
در چهلونهمین و آخرین جلسه از درسگفتارها، مباحث فصل پنجم با عنوان «نهاد، کارکرد و کالبد» دنبال شد. در این جلسه، در پیوند با مباحث جلسهی پیشین، نسبت میان کارکرد و کالبد در گونهبنای مختلف بررسی شد.
در آغاز، دربارهی معماری خانه در ایران بحث شد. در خانههای ایرانی، فضاهای اختصاصیافته به کارکردی مشخص بسیار محدود بود؛ این ویژگی دستکم تا دههی ۱۳۳۰ش نیز برقرار بود. فضاها در معماری سنتی ایران سیال بودد و فعالیتهای گوناگونی در آنها جریان داشت. هرچند فضاهایی مانند مطبخ یا آبریزگاه کارکردی مشخصتر داشت، اما از بیشتر اتاقها برای کارهای مختلف استفاده میکردند؛ بدین معنا که کارکردها در فضاها تثبیت نمیشد. این وضعیت گاه در مورد گونهبناها نیز صدق میکرد.
در گذشته، فرمهایی که توان پاسخگویی به کارکردهای گوناگون را داشت، در مکانها و زمانهای مختلف تکرار میشد. مثلاً، مدارس در نواحی مرکزی ایران غالباً میانسرادار بود و هنگامی که همین گونهبنا به مناطق شمالی منتقل شد، همچنان همان کالبد حفظ شد. در واقع، آیین سنتی مدرسهداری و سازوکار نهاد آموزشی تأثیری عمیقتر از وضع اقلیمی در کالبد بنا داشته است.
معماری حاصل برهمکنش نیروهای گوناگون است؛ نیروهایی که گاه یکی بر دیگری غلبه میکند و در نهایت شکل نهایی بنا را تعیین میکند. آیینهای سرسختْ گونهبنای سرسخت میآفرینند. مثلاً، آیین عبادت جمعی بهسادگی دستخوش تغییر نمیشود، در حالیکه شیوهی زندگی خانگی ممکن است با تجربهای چون سفر به فرنگ دگرگون شود. از همین رو، گونهبنای مسجد در برابر تغییرات فرهنگی مقاوم است و دگرگونی در آن تنها بهصورت تدریجی و در گذر طولانی زمان رخ میدهد.
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢 درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔸درس ۴۷: نهاد، کارکرد، کالبد (۱)
در چهلوهفتمین جلسه از درسگفتارها، مباحث فصل پنجم با عنوان نهاد، کارکرد، و کالبد آغاز شد. در این جلسه، هر یک از مفاهیم یادشده شرح داده شد و نسبت میان آنها تبیین شد تا تمایز معنایی و ارتباط مفهومیشان روشن شود.
نخست تفاوت اساسی میان کارکرد و غایت تبیین شد. این دو مفهوم یکسان نیستند؛ در غایت، از سمت انسان به شیء نظر میشود؛ اما در کارکرد، از سمت شیء به انسان نگریسته میشود. مثلاً، دربارهی جعبهی عینک، غایت آن است که شخصی آن را با هدف نگهداشتن عینک ساخته است، در حالیکه کارکرد به این معناست که این شیء در عمل نگهدارندهی عینک است.
در ادامه، به موضوع گونهبناها پرداخته شد. در تاریخ معماری ایران، منابع متعددی دربارهی تاریخ و تحول گونهبناهایی چون مدرسه، مسجد، حمام و باغ وجود دارد؛ بااینحال، کمتر به بناهایی مانند دیوانخانه یا مریضخانه پرداخته شده است. این پرسش مطرح میشود که چرا چنین است. آیا این گونهبناها اصلاً وجود نداشته است؟ با توجه به تکرار واژهی «دیوانخانه» در متون تاریخی، روشن است که چنین مکانی وجود داشته است، اما نمیتوان آن را گونهبنایی مستقل دانست. در واقع، هر مکانی که عنوانی مشخص دارد الزاماً دارای گونهبنا نیست.
اگر پژوهشگر به بررسی گونهبنایی چون مدرسه بپردازد، باید میان کالبد بنا و نهاد آموزشی تمایز قائل شود. منظور از نهاد در اینجا معنای جامعهشناختی آن نیست، بلکه مؤسسهای است که عمل آموزش در آن تحقق مییابد. بنابراین، دو مقولهی متفاوت باید از هم جدا شود: یکی کالبدِ گونهبنای مدرسه و دیگری نهادِ آموزش. نکتهی مهم آن است که در بسیاری از متون تاریخی، نام گونهبنا و نهاد متناظر آن یکسان است. ازاینرو، هنگام مطالعه باید به این تشابه واژگانی توجه داشت.
در بخش پایانی جلسه، به مراحل شکلگیری کارکرد پرداخته شد. منظور از عمل، کنشهای ارادی انسان است؛ برخی از این کنشها پراکندهاند و برخی در میان گروههای انسانی تکرار میشوند و بهتدریج قاعدهمند میگردند. در این مرحله هنوز کالبدی وجود ندارد، ازاینرو نمیتوان از کارکرد سخن گفت. اسپیرو کوستوف بهجای واژهی «کارکرد»، از اصطلاح آیین (ritual) بهره میگیرد، البته نه به معنای مناسک، بلکه به مفهوم الگوهای تکرارشوندهی رفتاری که در مکان تحقق مییابد. کوستوف مکان تحقق این آیینها را صحنه یا مکان (setting) مینامد. بنابراین، آیینهایی وجود دارد که در صحنههایی معین به وقوع میپیوندد. این مبحث در جلسهی آینده ادامه خواهد یافت.
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📚پرسشهای معماری: گفتوگوهایی دربارهی تاریخ، تئوری و نقد معماری
قسمت چهاردهم:
تفاوت گذشته و تاریخ چیست؟ - بخش اول (نسخهی مکتوب)
#نوروزگان #مهرداد_قیومی #پرسشهای_معماری
@asmaaneh
📘معرفی کتاب: «چرا شد محو از یاد تو نامم؟»
افسانه نجمآبادی، ترجمهی شیرین کریمی
نشر بیدگل، ۱۳۹۹
کتاب چرا شد محو از یادِ تو نامم؟ شامل نُه مقاله از افسانه نجمآبادی، پژوهشگر حوزهی زنان، است که طی سالها بهطور پراکنده در نشریات فارسی و انگلیسیزبان منتشر شدهاند. در این میان، سه مقالهی فارسی با ویراستی تازه در این کتاب آمده است. مقالات حاضر را به لحاظ مضمون میتوان به دو دسته تقسیم کرد؛ در دستهای، نجمآبادی بر آن است تا تاریخ را از منظری بازخوانی کند که زن در آن غایب و در حاشیه نباشد و از این رو به سراغ رخدادهایی چون جنبش مشروطه در تاریخ معاصر ایران میرود و با واکاوی اسناد و مدارک موجود، به بازخوانی نقش زنان در این رخدادها میپردازد و در دستهای دیگر، داستانها و روایات محبوبی همچون بامداد خمار، هزار و یک شب، و داستان یوسف و زلیخا را بررسی میکند. او استدلال میکند که اغلبِ داستانهایی که با مضمون «مکر زنان» نگاشته شده، نه دربارهی میل زن، بلکه دربارهی خیالپردازیهای بسیار کهن مردانه است. به تعبیر او، ما نیازمند خوانشها و بازنویسیهایی هستیم که تصویر برساختهی زن را در این روایات به چالش بکشد؛ خوانشهایی که از طریق آن بتوان این متون را از تأثیر عمدتاً زنستیز تفاسیر قبلی رها سازد.
🔸فهرست:
سخن مترجم
مقالات ترجمهشده
فراسوی قارهی آمریکا
چرا شد محو از یاد تو نامم؟
زنان ملت: زنان یا همسران ملت؟
بامداد خمار: رنج سکسوالیته و عشق در ایران مدرن
لذت خواندن داستانهای «مکر زنان» برای خوانندهی فمینیست
«نیکوترین داستان» حکایت کیست، زلیخا یا یوسف؟
مقالات فارسی
نقش زن بر متن مشروطیت
دگرگونی «زن» و «مرد» در زبان مشروطیت
اقتدار و عاملیت: بازنگری زنان در دورهی رضاشاه
نمایهی اشخاص
واژهنامهی مطالعات جنسیت
🔹اطلاعات بیشتر دربارهی کتاب:
http://www.bidgolpublishing.com/Book.aspx?Id=1267
#معرفی_کتاب
@asmaaneh
📚پرسشهای معماری: گفتوگوهایی دربارهی تاریخ، تئوری و نقد معماری
قسمت پانزدهم:
تفاوت گذشته و تاریخ چیست؟ - بخش دوم
🔸با حضور مهرداد قیومی بیدهندی
🔸تهیهشده در مدرسهی نوروزگان
🔸برای مشاهدهی نسخهی تصویری گفتوگوی قسمت پانزدهم، به پیوندهای زیر مراجعه کنید:
https://chaharrah.tv/qayyoomi-archque-15-1404-09-05/
MehrdadQayyoomiBidhendi" rel="nofollow">http://www.youtube.com/@MehrdadQayyoomiBidhendi
#نوروزگان #مهرداد_قیومی #پرسشهای_معماری
@asmaaneh
📝واژهی هفته: landscape
🔸برگرفته از مصوبات کارگروه واژهگزینی نوروزگان
🔸برای اطلاعات بیشتر و مشاهدهی روابط زبانی این واژه به پیوند زیر در واژگار مراجعه کنید:
https://vazhgar.com/lexicon/word/9828
#واژه_هفته #واژگار #نوروزگان
@asmaaneh
✏️ نگاهی به اهواز کهن؛ بازخوانی یکی از نخستین گزارشهای باستانشناسی درباب اهواز [ص ۴ از ۴]
فرضیه اول این بود که با توجه به نشانههای فراوان دورهی اسلامی در آثار و تزیینات معماری شهر اهواز، ممکن است این شهر در دورهی نخستین خلفای اسلامی بنا نهاده شده باشد. در فرضیه دیگر مگنان با استناد به برخی نشانهها، از جمله وجود عقیق جگری و سنگهایی با خط باستان در ویرانههای شهر کهن، احتمال میدهد اهواز پیش از اسلام وجود داشته و در قرون بعد تزئینات و آرایههای اسلامی به آثار و ابنیهی قدیمی آن اضافه شده باشد. سرانجام او فرضیهی سومی را که خود بیشتر به آن تمایل داشت طرح میکند که براساس آن اهواز شهری با دیرینگی بسیار زیاد است که احتمالاً در زیرِ زمین مدفون شده و در زمانی بعدتر بر اثر فشار طبقات زمین، از آن سر برآورده است! آنچه مگنان را به این فرضیه رهنمون میکند وجود صدفها و نشانههای دیگری در کنار رودخانه است که او مشابه آنها را در بالای تپههایی به ارتفاع دویست فوت و فاصلهای بیش از سه مایل از ساحل شرقی رودخانه دیده بود.
هرچند فرضیات مگنان ابتدایی، مبهم و مبتنی بر شواهد اندک است، اکنون هم ـــ که حدود دویست سال از گزارش او میگذرد ـــ اطلاعات و فرضیات بیشتری درباب اهواز کهن در دسترس نیست! حال آنکه در این فاصله کاوشهای نسبتاً زیادی در زمینهی تاریخ منطقه انجام و باستانی بودن نواحی مجاور و نزدیک به اهواز، چون شوش، هفتتپه، دزفول، شوشتر، بهبهان و رامهرمز، محرز گردیده است. از اینرو بررسی بیشتر اهواز، بهویژه تپههای مشرف به شهر و نیز ادامهی آن در بستر رودخانه و ساحل غربی رود، از نظر احتمال دستیابی به یافتههای باستانشناسی جدید و خواناتر ساختن تاریخ دشت خوزستان از اهمیت زیادی برخوردار است.
[۱] Some Account of the Ruins of Ahwuz
[۲] Robert Mignan
[۳] The Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland
[۴] Geographical Memoir of the Persian Empire
[۵] John Macdonald Kinneir
مأخذ:
Mignan, Robert and Robert Taylor. 1829. “Some Account of the Ruins of Ahwuz”. Transactions of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland, Vol. 2, No. 1, pp. 203-212.
#یادداشت #رحیمـکردونی
@asmaaneh
✏️ نگاهی به اهواز کهن؛ بازخوانی یکی از نخستین گزارشهای باستانشناسی درباب اهواز [ص ۲ از ۴]
او در توضیحات مقدماتی خود به محدودهی جغرافیایی، ریشهیابی واژهی اهواز و خوزستان و نیز تاریخ این شهر پیش از ویران شدن در قرن چهارم هجری میپردازد: «اهواز و حویزه، شهر دیگری در خوزستان، دو واژهی عربی هستند که ریشهی مشترکی دارند. بنا به نظر ابوالفدا درکتاب فهرست جغرافیاییاش، نام اولیهي آن «هرمزان شهر» بود، نامی دقیقاً فارسی؛ نام مرکبی که از قرار معلوم در دورهی جدید [یعنی پس از عصر باستان] کاربرد ندارد؛ یعنی از زمانیکه مناطق مختلف خوز[ستان]، همان شوشا یا سوزیا، ذیل نام عمومی الاهواز گرد آمد و مرکزشان، با اصطلاح عربی سوقالاهواز، برای نشان دادن موقعیت بازرگانی اهواز یا آن مناطق، نامبردار گردید». همانگونه که پیش از این اشاره شد اطلاعات سروان مگنان از اهواز و گذشتهی آن عمدتاً از کتاب تحفه العالم میر عبداللطیف شوشتری به دست آمده بود و او در ادامه برخی از مطالب کتاب را بدون هیچ کموکاستی عیناً نقل میکند.
مگنان در آغاز توصیف و تشریح مشاهدات خود به قریهی کوچک اهواز که تنها بازماندهي شهر کهن است، میپردازد: «شهر مدرن اهواز چیزی بیش از بخش کوچکی از محدودهی شهر قدیمی در کرانهی شرقی کارون را اشغال نمیکند و در مقایسه با خرابههای بسیار زیاد و گستردهای که در پشت آن قرار دارد، جای محقر، منزوی و ناچیزی بهشمار میرود. خانههایی که در آن وجود دارد همگی از سنگهایی ساخته شده که از خرابهها [شهر کهن] آورده شده و احتمالاً تنها ساختمان آراسته و مزین مسجدی است که ظاهراً به دورهی جدید تعلق دارد». مگنان اطلاعات مفید و مهم دیگری نیز به دست میدهد، از جمله از جمعیت اهواز یاد میکند که او آن را در حدود ۱۶۰۰ نفر برآورد میکند. ساکنین از نظر قومی، همه عرب و از طایفه بنی کعب و تابع و وابسته به حکومت شیخالمشایخ اتحادیه کعب بودند که مقر آن در فلاحیه قرار داشت.
مگنان آنگاه، دامنهی مشاهدات و ملاحظات خود را به سد یا بند اهواز گسترش میدهد و آنچه را که خود دیده توصیف میکند: «نشانههای متعددی از بند روی عرض رودخانه وجود دارد که اکثراً و نه کاملاً، با هدف آبیاری ایجاد شدهاند. قسمتی از دیوار همچنان پابرجاست و به علت وضعیت خوب ماندگاریش، با برجستگی خودنمایی میکند. در بسیاری جایها ده فوت ارتفاع و به همان اندازه پهنا دارد؛ درحالیکه طول آن بدون اینکه شکافی در میانهی آن وجود داشته باشد به یکصد فوت میرسد». او به سنگهایی اشاره میکند که در همانجا وجود داشتهاند «ضمن بررسیهایم، بلوکهای سنگی فراوانی یافتم که اندازهي آنها هشت و ده فوت بود». علاوه بر اینها مگنان برای یافتن آنچه از نوشتههای جان مکدونالد کینیر در ذهن خود داشت هم تلاش کرد. از جمله ساختوسازهایی پایین سد در قسمت مقابل اهواز که کینیر آنها را به آخرین شاهان پارتی نسبت داده بود و گمان برده بود «هر کاخ بنا شده «در مقابل» رودخانهها، اقامتگاه زمستانی اردوانها بوده است»؛ مگنان مینویسد «من نتوانستم آنها را کشف کنم». علاوه بر کاخ تلاش مگنان برای یافتن گوردخمههای مورد اشارهی کینیر نیز بیفایده بود.🔻
#یادداشت #رحیمـکردونی
@asmaaneh
📢درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
در ادامه فهرستی از مباحث مطرح در این دوره را مشاهده میکنید. نسخهی ویدئویی جلسات به عناوین هرجلسه پیوست است.
همچنین میتوانید با جستوجوی هشتگ #درس_گفتار در کانال تلگرام آسمانه، به نسخههای ویدئویی دسترس پیدا کنید.
🔸فهرست مباحث
مقدمه
فصل ۱. معماری ایرانی و معماری اسلامی
درس ۱: معماری ایران یا معماری ایرانی
درس ۲: چونوچرا در مفهوم «هنر و معماری اسلامی» (۱)
درس ۳: چونوچرا در مفهوم «هنر و معماری اسلامی» (۲)
درس ۴: چونوچرا در مفهوم «هنر و معماری اسلامی» (۳)
درس۵: چونوچرا در مفهوم «هنر و معماری اسلامی» (۴)
درس ۶: چونوچرا در مفهوم «هنر و معماری اسلامی» (۵)
درس۷: چونوچرا در مفهوم «هنر و معماری اسلامی» (۶)
درس ۸: چونوچرا در مفهوم «هنر و معماری اسلامی» (۷)
فصل ۲. سرآغاز تاریخیِ معماری دوران اسلامی
درس ۹: ایران و همسایگان در آستانهی ظهور اسلام
درس ۱۰: ایران در آستانهی ظهور اسلام
درس ۱۱: سرآغاز معماری دوران اسلامی (۱)
درس ۱۲: سرآغاز معماری دوران اسلامی (۲)
درس ۱۳: سرآغاز معماری دوران اسلامی (۳)
درس ۱۴: سرآغاز معماری دوران اسلامی (۴)
درس ۱۵: سرآغاز معماری دوران اسلامی (۵)
فصل ۳. دانشوران تاریخ معماری ایران
درس ۱۶: ارنست هرتسفلد
درس ۱۷: کی. ای. سی. کرسول
درس ۱۸: جریانات غربی (۱): خاستگاه و انگیزهها
درس ۱۹: آرتر آپم پوپ
درس ۲۰: جریانات غربی (۲): محورها و سنتهای علمی
درس ۲۱: جریانات غربی (۳): دنبالهی محورها و سنتهای علمی
درس ۲۲: الگ گرابار
درس ۲۳: محمدکریم پیرنیا (۱)
درس ۲۴: محمدکریم پیرنیا (۲)
درس ۲۵: محمدکریم پیرنیا (۳)
درس ۲۶: مؤسسات (۱)
درس ۲۷: مؤسسات (۲)
درس ۲۸: باقر شیرازی
درس ۲۹: سنتگرایان (۱)
درس ۳۰: سنتگرایان (۲)
درس ۳۱: سنتگرایان (۳)
درس ۳۲: سنتگرایان (۴)
درس ۳۳: سنتگرایان (۵)
درس ۳۴: اردلان و بختیار
درس ۳۵: حاجیقاسمی و نوایی (۱)
درس ۳۶:حاجیقاسمی و نوایی (۲)
درس ۳۷: حاجیقاسمی و نوایی (۳)
درس ۳۸: حاجیقاسمی و نوایی (۴)
درس ۳۹:حاجیقاسمی و نوایی (۵)
درس ۴۰: حاجیقاسمی و نوایی (۶)
درس ۴۱: حاجیقاسمی و نوایی (۷)
درس ۴۲: حاجیقاسمی و نوایی (۸)
فصل ۴. عاملان معماری
درس ۴۳: عاملان معماری (۱)
درس ۴۴: عاملان معماری (۲)
درس ۴۵: عاملان معماری (۳)
درس ۴۶: عاملان معماری (۴)
فصل ۵. نهاد، کارکرد، کالبد
درس ۴۷: نهاد، کارکرد، کالبد (۱)
درس ۴۸: نهاد، کارکرد، کالبد (۲)
درس ۴۹: نهاد، کارکرد، کالبد (۳)
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢کانون ادبی دانشکدهی علوماجتماعی دانشگاه تهران با همکاری نشر برج برگزار میکند:
نشست نقد و بررسی کتاب
برساخت اصالت؛ مطالعهی انتقادی تاریخ اجتماعی ایران از دریچهی موسیقی (۱۳۵۸-۱۲۹۴)
🔸با حضور:
آیدین آریافر
آیدین کیخایی
آروین صداقتکیش
امیر مازیار
🔹زمان: یکشنبه، ۲ آذرماه، ساعت ۱۷
🔹مکان: دانشکدهی علوماجتماعی دانشگاه تهران،
سالن شریعتی
🔹برای حضور در این نشست، فرم ثبتنام را تکمیل کنید.
#خبر
@asmaaneh
✏️بازنشر مقالهی
تاریخ و تحول گنبد در ایران*
کی.ای. سی. کرسول
ترجمهی سیاوش گلمحمدی
* در نسخهی جدید، پینوشتهای شمارهی ۴ تا ۲۵ به متن افزوده شده که در نسخهی پیشین، به علت مشکلات فنی، از قلم افتاده بود.
#یادداشت #سیاوش_گلمحمدی
@asmaaneh
🖋مقالهی تازه: «دیپلماسی و حامیگری معماری: الگوی تأمین مالی یادمان شهیاد آریامهر در حمایت از مدرنیته و میراث شاهنشاهی»
مهدی طاهری
Architectural Patronage and Diplomacy: Shahyad Aryamehr Monument’s Funding Model in Support of Iran’s Modernisation and Monarchical Legacy
یادمان شهیاد آریامهر بهعنوان طاق پیروزی ملی و برند بینالمللی ایران تبلیغ میشد؛ معادل ایرانی یادمانهایی نظیر برج ایفل، پل گلدنگیت، یا مجسمهی آزادی نیویورک. روزنامههای داخلی، نشریات رسمی و مجلات عامهپسند پیدرپی شهیاد را «شناسنامهی تهران» و نماد ایرانِ مدرن معرفی میکردند؛ بنایی که کلیشههای شرقشناسانه از ایران را کنار میزد. در این نمادسازی، الگوی تأمین مالی برج جایگاهی محوری داشت: رسانهها و مقامهای رسمی مدام تکرار میکردند که حدود ۲۹۰ صنعتگر و بازرگان بیش از ۴۵۲ میلیون ریال برای ساخت شهیاد اهدا کردند، بهگونهای که دولت هیچ هزینهای پرداخت نکرد. این مشارکت نشانهی سپاس ایرانیان از پیشرفتهای اقتصادیِ حاصل از رهبری شاه و انقلاب سفید و همچنین وجه تمایز یادمان ایرانی از یادمانهای دیگر ملّتها معرفی شد: یادمانهای ملّی کشورهای بلوک شرق و غرب را دولتها ساخته بودند؛ حالآنکه یادمان ملّی ایران را ایرانیانِ «سپاسگزار از شاه.»
در جریان جشنهای ۲۵۰۰سالهی شاهنشاهی (۱۳۵۰)، انتشارات، تصویرسازیها، سخنرانیها، برنامههای تلویزیونی و رادیویی، پلاکها و کتیبهها، و خصوصاً طراحی تشریفات افتتاح شهیاد، هماهنگ با هم، روایتی از حمایت مردمی از انقلاب سفید و مسیری «منحصراً ایرانی» بهسوی مدرنیته، مشروعیت عمومی، و دموکراسیِ خاص ایرانی را برای شرکتکنندگان خارجی جشنها (سران بیش از شصت کشور جهان، حدود ۶۰۰ خبرنگار و خبرگزاری در گسترهی ۳۳ زبان مختلف، و رهبران مذهبهای عمده و صنایع بینالمللی) به نمایش گذاشتند. در زمینهی جنگ سرد که همهچیز در دوگانهی سرمایهداری و کمونیسم خوانده میشد، این روایت مسیر ایران را بهعنوان راه سوم معرفی میکرد: انقلابی و مدرن و توسعهگرا و موفق در چارچوب نهاد سنتی پادشاهی.
مقالهی حاضر با بازنگری در سندهای تاریخی در این روایت رسمی تدقیق میکند و با بازسازی اعانههای آمیخته به اجبار و همچنین ابهام در هویّت واقفان، گسست میان پایگاه ظاهراً مردمیِ تأمین مالی شهیاد و زمینهی سیاسی اقتدارگرایانهاش را عیان میکند. بررسی پرداختها و صورتحسابهای مالی شهیاد نشان میدهد هر جا نامی از واقفان و خیّران ذکر شده، عمدتاً به نهادهای عمومی یا شبهعمومی برمیگردد، از جمله شرکت ملی نفت ایران، سازمان برنامه و بودجه، شهرداری تهران و انجمن بانکهای ایران. در مقابل، «صنعتگران و بازرگانان» فقط بهصورت یک کلّ گمنام و همگن در متون رسمی نام برده میشوند؛ جمعی فرضی که بیشتر احضار میشود تا مستند شود.🔻
#مقالهی_تازه #مهدی_طاهری
@asmaaneh
📢برگزاری سخنرانی مجازی «محرم بمبئی: چگونه یک آیین شهر را شکل بخشید»
🔸میزبان: نوروزگان با همکاری مپ آکادمی (Map Academy)
🔸سخنران: رضا مسعودینژاد
🔸زمان: ۲۰ نوامبر ۲۰۲۵| ۲۹ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۰ به وقت تهران
Mumbai Muharram: How a Ritual Shaped the City
From the colonial period to the present, Mumbai’s Muharram processions have not only reflected the city’s social complexity but also shaped it. In a city where diverse communities have long coexisted in intertwined yet distinct social worlds, festivals and rituals became vital sites for negotiation and exchange. Evolving from a primarily Shia Muslim religious observance of mourning, these processions transform into public rituals where questions of identity, space, and power are contested — at times fostering cross-cultural exchange, and at others, inflaming tensions.
🔸برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام در جلسهی مجازی سخنرانی به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://zoom.us/meeting/register/3BKSuQZrQnqPS9i4UDokXw#/registration
#خبر
@asmaaneh
📘کتاب تازه: «موسیقی کلاسیک ایرانی»
آروین صداقتکیش
نشر بیگاه، ۱۴۰۴
موسیقی کلاسیک ایرانی، که گاه موسیقی اصیل یا موسیقی سنتی نیز نامیده شده است، هر روز در هر کوی و برزن تارهای جانمان را مینوازد و زندگی ما را با حضور خود رنگآمیزی میکند و از لذت سرشارمان میکند. اگر بخواهیم آگاهانهتر با این موسیقی مواجه شویم و لذت ما عمق بیشتری پیدا کند، باید با فرهنگ موسیقایی ایران آشناتر شویم. این کتاب میخواهد وجوهی از همین فرهنگ موسیقایی را به غیرمتخصصان بشناساند. هر یک از فصلهای نُهگانهی کتاب پاسخی است به پرسشی کلی دربارهی معنای موسیقی کلاسیک ایرانی، ویژگیها، محل اجرا، وضعیت اجتماعی و اقتصادی موسیقیدانان، آموزش آن، تاریخچهی این موسیقی و ... . نویسنده با زبانی ساده وجوه گوناگون این موسیقی را شرح میدهد و کاری میکند تا پس از خواندن کتاب به چشم دیگری به موسیقی کلاسیک ایرانی بنگریم و نوع دیگری از لذت موسیقایی را تجربه کنیم.
🔸فهرست:
۱. سنتی اصیل یا کلاسیک
موسیقی کلاسیک ایرانی یعنی چه؟
۲. جایگاه اجرای موسیقی
موسیقی کلاسیک ایرانی کجا اجرا میشود؟
۳.جایگاه موسیقیدان
موسیقیدانان کلاسیک ایرانی چه وضعیت اجتماعی و اقتصادیای داشتهاند یا دارند؟
۴. کارگان
چه چیزی در موسیقی کلاسیک ایرانی اجرا میشود؟
۵. ارتباط با دیگران
موسیقی کلاسیک ایرانی با گونههای دیگر موسیقی چه ربطی دارد؟
۶. آموزش
موسیقی کلاسیک ایرانی چطور تعلیم داده میشود؟
۷. تاریخ بسیار مختصر
موسیقی کلاسیک ایرانی چه سرگذشتی داشته است؟
۸. زیباییشناسی
چه چیزی در موسیقی کلاسیک ایرانی بر دریافتکننده اثر میگذارد و چگونه؟
۹. حال و آینده
وضع موسیقی کلاسیک ایرانی چگونه است و چگونه خواهد شد؟
برای کتاب موسیقی کلاسیک ایرانی، کانالی تلگرامی راهاندازی شده است تا خوانندگان با سهولت بیشتر به برخی نمونههای این موسیقی دسترس داشته باشند و رابطهای ملموستر با مطالب کتاب برقرار کنند. در صفحههای پایانی کتاب بارکد این کانال آمده است.
🔹اطلاعات بیشتر دربارهی کتاب:
https://www.instagram.com/nashrebigaah/
#کتاب_تازه
@asmaaneh
✏️ سرانجام شادروان اهواز
کاوه رستمپور
«سد رودخانهی اهواز را که با اراده و امر دولت قوی شوکت در تدارک ساختن آن هستند، مهندسین و مأمورین از دارالخلافهي باهره برای برآورد مخارج و تعیین مصارف آن بدانجا رفتهاند. انشاءالله تعالی عنقریب شروع به عملیات آن خواهد شد»؛ این جملات مربوط به خبری است که در ۶ محرمالحرام ۱۲۹۹ق/۱۲۶۰ش در روزنامهی ایران به چاپ رسید. با وجود آنکه تا اواخر دورهی پهلوی اول عباراتی مشابه آن در لابهلای اخبار روزنامهها دیده میشد که بیانگر اهمیت احیای کارکرد این سد تاریخی برای حکومت قاجاریه و پهلوی است؛ لیکن این آرزو هیچگاه رنگ عمل به خود نگرفت و در نهایت سد اهواز برای همیشه از صفحهی تاریخ محو شد. با این وصف حکایت شادروان اهواز در بازهی زمانی پایان حیاتش، داستانی شنیدنی از نوع رویکردها، سیاستگذاریها، برنامهریزیها و اقدامات دربارهی آثار تاریخی و فرهنگی کشور است که تا به امروز نیز، کمابیش، ادامه دارد.
سد یا پلبند شادروان اهواز آخرین سد قابل احداث بر رودخانه کارون در محدودهی میان شوشتر تا اهواز بود که کارکردش، چون دیگر سازههای آبی این محدوده، بالا آوردن سطح آب رودخانه و توزیع آن در کانالهای آبیاری حفر شده در طرفین رودخانه بود؛ کانلهایی که گاه طول آنها به چندین کیلومتر میرسید. شکسته شدن این سد و شبکههای آبیاری منشعب از آن احتمالاً دلیل اصلی از رونق افتادن اهواز کهن در قرون پنجم ـ ششم هجری است، با اینوجود بقایای سد تا اواخر قرن سیزدهم هجری، درحالیکه مهمترین کارکرد خود را از دست داده بود، چون اثری بهجامانده از تاریخی دور در دل کارون مورد توجه بود.
از اواسط دورهی ناصرالدینشاه و بهدنبال توجه او به عمران خوزستان، بار دیگر سد اهواز به کانونی مهم در برنامهریزیهای حکومت قاجاریه تبدیل شد. از اولین اقدامات موثر در این زمینه، اعزام حاجی عبدالغفار نجمالملک و میرزا تقیخان کاشانی به خوزستان در سال ۱۲۹۹ق/۱۲۶۰ش با مأموریتهایی مشخص برای برآورد احیای سد اهواز بود. این دو تن که جداگانه، از سوی ناصرالدینشاه و ظلالسلطان، به خوزستان اعزام شده بودند، در نهایت گزارشها، نقشهها، برآوردها و پیشنهاداتی را تقدیم شاه و شاهزاده قاجار کردند که امروزه منابعی بسیار ارزشمند برای شناخت وضعیت خوزستان در آن زمان است.
صدور فرمان آزادی کشتیرانی در کارون توسط ناصرالدینشاه باعث اهمیت بیشتر خوزستان و بهویژه اهواز شد؛ زیرا اهواز بهواسطهی عبور صخرههای طبیعی از عرض رودخانه و ایجاد موانعی بر سر امتداد کشتیرانی مشکلی بود که باید راهحلی برای آن جسته میشد. از اینرو هفت سال بعد از سفر اول، نجمالملک مجدداً با مأموریت پیگیری اقدامات پیشنهادی در آن سفر به خوزستان سفر کرد. از این زمان سد اهواز موقعیتی متضاد و دوگانه یافت؛ از یک سو عنصری مهم بهمنظور احیای آبیاری و کشاورزی در خوزستان برای دولت ایران بود و از سوی دیگر مانعی مزاحم برای کشتیرانی در کارون، خصوصاً برای دولت بریتانیا.
دولت بریتانیا که در رقابت با روسیه در تلاش برای دسترس راحتتر به مناطق مرکزی ایران بود، گدارههای رودخانه کارون در اهواز، بهویژه دومین رشتهی آن را که سد اهواز بر آن بنا شده بود، معضلی بزرگ در مسیر پیوستهی کشتیرانی از خرمشهر تا شوشتر میدید و در این راستا حتی به پیشنهاداتی چون حذف گدارها نیز نیمنگاهی داشت. همین موضوع یکی از دلایل تلاش برای ناکام گذاشتن پیشنهادات نجمالملک در تعمیر سد اهواز ـــ به بهانهی به صرفه نبودن آن ـــ شد، چرا که در این صورت برنامهریزی برای امتداد کشتیرانی در حوزهی اهواز کاملاً شکست میخورد.🔻
#یادداشت #کاوهـرستمپور
@asmaaneh
📢 درسگفتار «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
🔸درس ۴۸: نهاد، کارکرد، کالبد (۲)
در چهلوهشتمین جلسه از درسگفتارها، مباحث فصل پنجم با عنوان «نهاد، کارکرد، و کالبد» دنبال شد. در این جلسه، در پیوند با مباحث جلسهی پیشین، چگونگی شکلگیری و پدید آمدن یک گونهبنای تازه شرح داده شد.
مجموعهای از اعمال قاعدهمند و تکرارشونده در میان هر گروه انسانی، بهتدریج به آیین تبدیل میشود. مثلاً، مسلمانان وقتی که به سفر میرفتند، هنگام ورود به شهری ناآشنا، برای استراحت در مساجد اقامت میکردند؛ در آنجا میخوابیدند، غذا میخوردند و نیازهای روزمرهی خود را برطرف میکردند. این رفتار که امری رایج بود، به مرور موجب شکستن حرمت مسجد شد. در نتیجه، تصمیم بر آن شد که مکان تازهای برای اقامت مسافران تعیین شود. از اینرو، رِباطها (پادگانها)ی متروک، محل استقرار کاروانیان گردید. تکرار این عمل سبب شد که رباطها بهتدریج به مکانی ویژه برای منزل کردن کاروانیان بدل شود. بدینترتیب، آیین «نزول کاروان» صحنهی خاص خود را یافت و در فضای رباط معنا گرفت. در ادامه، این آیین پاسخ متناسب با مقتضیات خود را از معماری طلب کرد و معماری نیز به آن واکنش نشان داد؛ مثلاً، سکوی بارانداز در صحن کاروانسرا از همین نیاز پدید آمد.
بهاینترتیب، آیینی شکل گرفت، در صحنهای مشخص استقرار یافت، آن صحنه را به گونهبنایی اختصاصی تبدیل کرد و از دل آن، گونهبنای تازهای پدید آمد. گاه نام گونهبنا برگرفته از آیین بود، مانند مدرسه؛ و گاه نام پیشین مکان بر آن باقی ماند، همچون رباط. مثلاً، در آغاز، آموزش در مساجد یا خانهی علما انجام میگرفت، اما با تثبیت نهاد آموزش، نیاز به مکانی ویژه احساس شد و نهاد مدرسه در کالبدی مستقل از مسجد شکل گرفت. همین فرایند دربارهی نهاد و گونهبنای تکیه نیز صدق میکند. این مبحث در جلسهی آینده ادامه خواهد یافت.
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📢مدرسهی نوروزگان با همکاری آسمانه برگزار میکند: «مقدمات پژوهش در معماری ایران در دوران اسلامی»
فصل ۵
درس ۴۷: نهاد، کارکرد، کالبد (۱)
درس ۴۸: نهاد، کارکرد، کالبد (۲)
درس ۴۹: نهاد، کارکرد، کالبد (۳)
🔹مهرداد قیومی بیدهندی
🔹 تدوین: فرزاد زرهداران
🔹برای مشاهدهی نسخهی کامل درسهای ۴۷ و ۴۸ و ۴۹ به پیوندهای زیر مراجعه کنید:
https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-47-1402-07/
https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-48-1402-07/
https://chaharrah.tv/qayyoomi-res3-49-1402-07/
MehrdadQayyoomiBidhendi" rel="nofollow">http://www.youtube.com/@MehrdadQayyoomiBidhendi
#مهرداد_قیومی #درس_گفتار
@asmaaneh
📚پرسشهای معماری: گفتوگوهایی دربارهی تاریخ، تئوری و نقد معماری
قسمت چهاردهم:
تفاوت گذشته و تاریخ چیست؟ - بخش اول
🔸با حضور مهرداد قیومی بیدهندی
🔸تهیهشده در مدرسهی نوروزگان
🔸برای مشاهدهی نسخهی تصویری گفتوگوی قسمت چهاردهم، میتوانید به پیوندهای زیر مراجعه کنید:
https://chaharrah.tv/qayyoomi-archque-14-1404-08-21/
MehrdadQayyoomiBidhendi" rel="nofollow">http://www.youtube.com/@MehrdadQayyoomiBidhendi
#نوروزگان #مهرداد_قیومی #پرسشهای_معماری
@asmaaneh
📘معرفی کتاب: «چرا شد محو از یاد تو نامم؟»
افسانه نجمآبادی، ترجمهی شیرین کریمی
نشر بیدگل، ۱۳۹۹
«برگردان این مقالات به زبان فارسی برای من با پرسشی آغاز شد و با یادآوری مسئولیتی شخصی در این دوران به انجام رسید. پرسش این بود که چگونه میتوان تاریخ را بهگونهای نوشت که زن در آن غایب و حاشیهای نباشد. افسانه نجمآبادی در این مقالهها به این پرسش پاسخ داده است. برای تاریخنگاری، به تعبیر او، آنچه فاقد آن هستیم اسناد و مدارک نیست؛ بلکه بازخوانی اسناد و مدارک ِموجود تاریخی با چشم جویای زنان در تاریخ است. از این رو مسئولیت شخصی مرا واداشت تا این مقالات غنی و ارزشمند را آنگونه که درخور آن است به سامان درآورم. [...]»*
*از متن سخن مترجم
🔹اطلاعات بیشتر دربارهی کتاب:
http://www.bidgolpublishing.com/Book.aspx?Id=1267
#معرفی_کتاب
@asmaaneh