2845
آسمانه: در تاریخ و تئوری معماری و هنر ــــــــــــــــــــــ با این نشانی با ما تماس بگیرید: asmanehchannel@gmail.com ــــــــــــــــــــــ نقل مطالب آسمانه در صورت ذکر نام این کانال و درج پیوند (لینک) آن مجاز است.
📢 فراکسیون مطالعات معماری ایران با همکاری انجمن علمی مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران برگزار میکند:
🔹کارگاه دوم: جغرافینامهها
🔹مدرس کارگاه
نغمه اسدی چیمه
🔹کارگاه سوم: روششناسی مطالعه سنگ قبور
🔹مدرس کارگاه
میثم صادقی تورانپشت
🔸زمان: سهشنبه و چهارشنبه، ۲ و ۳ دی ۱۴۰۴ ـ ساعت ۱۵
🔸مکان: دانشکدگان هنرهای زیبا
🔸شرکت در این کارگاهها رایگان، ولی ثبتنام الزامی است.
iasa_ut_pr@
#خبر
@asmaaneh
📢درسگفتار «قرائت و فهم آثار تاریخ معماری، ۱۳۹۱»
🔹مهرداد قیومی بیدهندی
🔹قسمت ۲. نوبت ۱- ۲
🔸اثر و انسان
در این جلسه، از این میگوییم که سخن گفتن دربارهی اثر انسان چه دامنهای دارد و کدام سخنان دربارهی اثر در دایرهی «خود اثر» میماند و رواست و کدام سخنان ناروا و خارج از این دامنه است.
برای مشاهدهی این قسمت به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://www.youtube.com/watch?v=R3qZsmHpni0&list=PLEPyYIoOoT8tCUy14pRYrJ_GMvwJ3QqQf&index=1
#درس_گفتار #مهرداد_قیومی
@asmaaneh
🖊مقالهی تازه: «تخت یا درخت؟ تأملی در خاستگاههای ذهنیِ بیاعتنایی به فهم و حفظ میراث محیط مصنوع در ایران»
مهرداد قیومی بیدهندی
در ایران، آثار تاریخی همواره بر اثر توسعهی بیرویه یا بیاعتنایی به محیط یا اهمال در محافظت، یا به سبب همنوا نبودن حفظ آثار و بافتهای تاریخی با نیازهای اقتصادی از میان میرود. بیاعتنایی به حفظ و فهم شهر و محیطهای شهری از تکآثار بهمراتب بیشتر است. در تاریخ معماری نیز به تکاثرها، بهویژه آثار فاخر شهری، مینگرند و معماری مردم و محیطهای شهری و روستایی را شایستهی مطالعه و ذکر در تاریخنامههای معماری نمیشمارند. همهی اینها ناشی از معضلات مدیریتی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی است. اما این معضلاتْ خاستگاههایی ذهنی دارد و به طرز نگرش مردم و مدیران بازمیگردد. اصلاح پایدارِ شیوههای مدیریت و محافظت و مطالعه و تحقیق نیازمند فهم آن طرز نگرش است. در این نوشته، برخی از مهمترینِ این معضلات ذهنی بررسی میشود. از جملهی این معضلات، نگرش عاملمحور به معماری و شهر است. برای روشن شدن این طرز نگرش، به انواع اصلیِ پیدایی و رشد محیط مصنوع در ایران پیشامدرن پرداخته و مفاهیم ملازم با آنها، از قبیل فرهنگِ ساختن و فرهنگهای مادی و غیرمادی، توضیح داده میشود. در نهایت، نشان داده میشود که آثار معماری گذشته، کوچک یا بزرگ، بومی یا فاخر، سلولهایی از فرهنگیْ ازمیانرفته است که همچنان در حافظه و هویت جمعی جامعه اثر میگذارد؛ و ازاینرو، ضرورت محافظت از آنها فراتر از جنبههای زیباییشناختی و کارکردی است.
◽️اطلاعات بیشتر دربارهی مقاله و مطالعهی آن:
https://pazhouheshnameh.ir/article-1-199-fa.html
#مقالهی_تازه #مهرداد_قیومی
@asmaaneh
📢 نقد و بررسی کتاب «اکتشاف هنر اسلامی»
🔸میزبان: نشر نی
🔸با حضور مهرداد قیومی، امیر مازیار، مهدی گلچین، محسن آزموده، و ولیالله کاووسی (مترجم)
🔸زمان: سهشنبه ۲۵ آذرماه، ساعت ۱۸
🔸مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهی پنجم
#خبر
@asmaaneh
✏️ از پایداری تا بیمعنایی؛ روایت قوچ لاری در هیئت یک «کاریمجسماتور» شهری
زهرا دری و حبیب طالبی
تصاویر ۱- ۱۰
#یادداشت
@asmaaneh
✏️ از پایداری تا بیمعنایی؛ روایت قوچ لاری در هیئت یک «کاریمجسماتور» شهری [ص ۳ از ۴]
🔺در این میان، مقایسه با نمونههای موفق، روشنگر است. موستانگهای لاسکولیناس نمونهای درخشان از همین همنشینی هوشمندانهی هنر، تاریخ و طراحی شهری و طراحی منظر است. رابرت گلن پیش از خلق اثر، با پژوهشی موشکافانه دربارهی تبار موستانگها، ریشههای اسپانیایی آنان و آناتومی و رفتار حرکتی اسبها، بنیانی علمی و تاریخی برای کار خود بنا می کند. روند چندمرحلهای مدلسازی ـــ از ماکتهای کوچک تا نسخههای نیمقد و سپس اسبهای هماندازهی واقعی ـــ امکان داد تا عضلات، ریتم حرکت و تنش پویا در بدن حیوانات، نه صرفاً بازنمایی، بلکه بازآفرینی شود. فناوری پیشرفتهی ریختهگری، همراه با نظارت مستقیم هنرمند، کیفیت نهایی اثر را در طول هشت سال مطالعه و طراحی و ساخت تضمین کرد (تصویر ۷). از سوی دیگر، هماهنگی میان مجسمهسازی و طراحی منظر شهری، میدان ویلیامز را به صحنهای بدل کرد که اسبها در آن نه «نصب» شدهاند، بلکه «جریان» دارند (تصویر ۸): سنگفرش گرانیتی، شیب ملایم میدان و جویبار میانی، بستری برای تاختن دستهجمعی اسبها فراهم کرده است. فوارهها و پاشش آب زیر سمها، حس واقعیت را تقویت و تجربهی منحصربهفردی میسازد. پذیرش روند طبیعیِ شکلگیری پتینهی برنز نیز به مجسمهها اجازه میدهد با گذر زمان، با محیط یکی شوند و با زیستبوم بصری مکان همسو شوند. افزوده شدن موزهی مجاور میدان ـــ که فرآیند ساخت اثر، پژوهشهای گلن و تاریخچهی موستانگها را روایت میکند ـــ این کار را از یک مجسمه به یک تجربهی فرهنگی چندلایه بدل کرده است. این همنشینیِ پژوهش تاریخی، دقت فرمی، فناوری و آموزش عمومی است که «موستانگهای لاسکولیناس» را از یک تندیس به یادمانی زنده و ماندگار ارتقا میدهد (تصویر ۹).
نمونههای داخلی موفق نیز زمانی پدید میآیند که مجسمهسازی با فهم اقلیم، تاریخ و حسمکان همراه شود؛ آنگاه اثر میتواند از حجمی منفعل به نیرویی اجتماعی بدل گردد، تندیسی که نهفقط دیده میشود، بلکه به حافظهی جمعی راه مییابد. آنجا که هنرمند پیش از ساخت، به سراغ ریشههای موضوع میرود، به کالبدشناسی، رفتارشناسی و روایت پیرامونی سوژه توجه میکند و مجسمه را نه همچون یک «ابژهی صرف»، بلکه چونان پیوندی میان گذشته و اکنون میسازد، نتیجه معمولاً زندهتر، دقیقتر و ماندگارتر است (تصویر ۱۰).
جانمایی این کاریمجسماتور نیز خود مسئلهای است. درحالیکه در نزدیکی آن، جدارههای سنگی طبیعی وجود دارد، ساختی شلخته از سنگهای بیتناسب بهمنزلهی پایه و بستر سازهای مجسمه چیده شده است؛ بیآنکه بافت مناسبی ایجاد کند یا با فرم حجم ارتباطی داشته باشد. این اغتشاش بصری، حاصل عملگرایی کوری است که بیمطالعه، بیتخیل و بیریشه به سمت اجرای هر پروژهی شهری قدم بر می دارد (تصویر ۱۱).🔻
#یادداشت #زهراـدری #حبیبـطالبی
@asmaaneh
✏️ از پایداری تا بیمعنایی؛ روایت قوچ لاری در هیئت یک «کاریمجسماتور» شهری
زهرا دری و حبیب طالبی
در روزگاری که شهرها بیش از همیشه تشنهی نشانهاند ـــ نشانههایی که گذشته را به حال، و حال را به آینده پیوند میزنند ـــ اِلمانها و تندیسها دیگر صرفاً اشیایی برای پر کردن فضای خالی میادین و معابر نیستند. آنها در قامت پیامآوران بیزبان، باید قصه بگویند: قصهی هویت، حافظه، فرهنگ، یا حتی رؤیایی جمعی. المانها، اگر هوشمندانه خلق شوند، میتوانند ستونهای نامرئی اعتماد میان مردم و شهرشان باشند. اما وقتی همین تندیسها از درک هنری، معنا و حتی احترام به سوژهی خویش تهی میشوند، تبدیل به باری اضافه، و گاه زخمی در چهرهی شهر میگردند.
نمونهی اخیر آن، مجسمهای است از «قوچ لاری» که در ورودی غربی شهر لار، از سمت گراش، نصب شده است (تصویر ۱). با مروری میدانی میتوان به شناختی اولیه و تیپولوژیک از المانهای شهری لار رسید. تیپ اول، «المان ـ تندیس»هایند؛ معمولاً با ارتفاعی متوسط در میادین (تصویر ۲). دستهی دوم، المانهای «عمودی ـ انتزاعی»اند با ویژگیهای تجسمی قابل ذکر، گاه بزرگمقیاس و در مراکز هندسی میادین. دستهی سوم، المانهای «مجموعهای» با فرمهای بعضاً نامتجانس و پراکنده، و دستهی آخر که موضوع این یادداشت است: المانهایی با شمایل جانوری که مشخصاً مجسمههایی واقعگرا از حیوانات، در فضاهای شهری جانمایی میشوند. پر واضح است که خاستگاه تصویری این مجسمههای جانوری، به جغرافیای جانوری و فرهنگ منطقه بازمیگردد.
بگذریم که در مقاطعی حتی با موجوداتی نظیر طاووس یا اژدها مواجهایم که هیچ نسبتی با اقلیم فرهنگی و جغرافیایی منطقه ندارند. اما انتخاب قوچ لاری، در ظاهر انتخابی هوشمندانه است: حیوانی نجیب، مقاوم و سازگار با زیستبوم سخت جنوب. او خودِ تابآوری است؛ نماد قناعت، ایستادگی، و بومیبودن. چه بهتر از آنکه چنین موجودی، بر بلندای شهری بنشیند و نگاهش را به افق شهر بدوزد، اما آنچه در میدان ساخته شده، نه بازتابی از شکوه طبیعت است و نه نشانی از شرافت این حیوان دارد. پیکرهای زمخت، ناهماهنگ، خالی از وقار در نگاه و ایستایی در قامت. گویی نه از جان طبیعت برآمده، نه از عمق هنر، بیشتر حاصل بخشنامهای شتابزده و بیمطالعه است (تصویر ۳). حجمپردازی آن، همانقدر که سرد است، بیاحساس نیز هست؛ این بیاحساسی نه از سردی فلز، که از جنس بیتفاوتی است. همینجا واژهای تازه در ذهنم نشست: «کاریمجسماتور». وامگرفته از «کاریکلماتور»های پرویز شاپور و احمد شاملو. اگر کاریکلماتور، تصویرسازیِ طنزآلود از کلمه است، کاریمجسماتور نیز پیکرهایست کاریکاتوری از یک مجسمه: چیزی که میخواهد بایستد اما نمیتواند، میخواهد باشکوه باشد اما شکست میخورد، میخواهد حرف بزند اما زبانش را گم کرده است و اینجاست که شکاف میان نماد و نیت، به عمیقترین شکل ممکن ظاهر میشود. حیوانی که خود مظهر استقامت است، در پیکرهاش برای ایستادن به قیم فلزی نیاز دارد. این نهتنها نقصی فنی، که شکست استعاره است. بازنمایی پایداری، در شکلی که بدون تکیهگاه فرو میپاشد. نمادی از پایداری ازدسترفته، که در ظاهر میماند اما در معنا فرو ریخته است (تصویر ۴).🔻
#یادداشت #زهراـدری #حبیبـطالبی
@asmaaneh
📢درسگفتار «قرائت و فهم آثار تاریخ معماری، ۱۳۹۱»
🔹مهرداد قیومی بیدهندی
🔹قسمت ۱، نوبت ۱-۱
🔸بناها، از دیروز تا امروز
در این جلسه، ضمن معرفی این درسگفتارها، به این موضوع میپردازیم که معماری، و محصولات آن، همه اموری تاریخی است؛ یعنی هم شواهد و آثار معماری و هم فهم انسانها از آنها در طی زمان پیوسته دستخوش دگرگونی بوده است و این دگرگونی، فهم آنها را دشوار و پیچیده میکند.
برای مشاهدهی این قسمت به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://youtu.be/xvNBTg_3_kE?si=TMRmmSHGbekJgh-k
#درس_گفتار #مهرداد_قیومی
@asmaaneh
📚پرسشهای معماری: گفتوگوهایی دربارهی تاریخ، تئوری و نقد معماری
قسمت شانزدهم:
منظور از گذشته چه زمانی است؟ (نسخهی مکتوب)
#نوروزگان #مهرداد_قیومی #پرسشهای_معماری
@asmaaneh
📢پنجمین نشست از سلسلهنشستهای تاریخ و تئوری و نقد معماری و هنر:
رمانتیسم و نوازندگان سازهای ایرانی در رادیو
(در سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ خورشیدی)
🔹برگزارکنندگان: آسمانه با همکاری مدرسهی نوروزگان
🔹سخنران: بابک خضرایی
🔸زمان: پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۴ - ساعت ۱۸
🔸برای شرکت در این نشست به نشانی زیر در پایگاه مدرسهی نوروزگان مراجعه کنید:
https://gap.nowruzgan.com/rooms/ejp-l2w-4mt-fg4/join
#خبر
@asmaaneh
📢برگزاری جلسهی دفاع از پایاننامهی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی
🔸معماری موقت در سفرهای ناصرالدینشاه: اردوهای شهرستانک و سرخهحصار
🔸دانشجو: مهدی امانی
🔸استاد راهنما: دکتر زهرا اهری
🔸استاد مشاور: دکتر زهره تفضلی
🔸داوران: دکتر حمیدرضا جیحانی، دکتر حمیدرضا پیشوایی
🔸زمان: یکشنبه، ۲۳ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن شهید دلبری
#خبر #مهدی_امانی
@asmaaneh
📢پنجمین نشست از سلسلهنشستهای تاریخ و تئوری و نقد معماری و هنر:
رمانتیسم و نوازندگان سازهای ایرانی در رادیو
(در سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ خورشیدی)
🔹برگزارکنندگان: آسمانه با همکاری مدرسهی نوروزگان
🔹سخنران: بابک خضرایی
🔸زمان: پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۴ - ساعت ۱۸
🔸برای شرکت در این نشست به نشانی زیر در پایگاه مدرسهی نوروزگان مراجعه کنید:
https://gap.nowruzgan.com/rooms/ejp-l2w-4mt-fg4/join
#خبر
@asmaaneh
📢درسگفتار «قرائت و فهم آثار تاریخ معماری، ۱۳۹۱»
هدف از این درسگفتارها گستردن بینش دانشجویان به انواع دیدگاهها و رویکردها به مطالعه و تفسیر آثار معماری و شکستن قالبهای تنگ رایج در دانشکدههای معماری و پرهیز دادن ایشان از نظریههراسی از یک سو، و از درافتادن به ورطهی لفاظی و سطحینگری و آشفتگی نظری از سوی دیگر بود.
دروس در قالب سمیناری برگزار شده است؛ یعنی هر جلسه حاوی سخنرانیای است که خود مدرس یا استادان و دانشآموختگان مهمان عرضه کردهاند و مدرس نیز در حین آن سخنرانی یا در پایان آن، نکاتی افزوده است. برخی از جلسات به معرفی مقدماتیِ یکی از رویکردها اختصاص دارد و برخی دیگر به معرفی تجربهای در قرائت و فهم یکی از آثار معماری. در اصل، هریک از جلسات سه یا چهارساعته سه بخش داشته، که معمولاً دو بخش به مباحث نظری و یک بخش به آثار اختصاص یافته است. در تدوین، این بخشها را از هم جدا، و گاه آنها را کوتاه کردهایم تا استفاده از آنها آسانتر باشد.
سخنرانان عبارتاند از
بابک افشار
زهرا اهری
حمیدرضا پیشوائی
زهرا چیتسازیان
جواد خسروی
نسیم دریایی
سینا سلطانی
مهدی سلطانی
نازنین شهیدی
فرزین فردانش
محمد فلاح
سارا کریمی
مهدی گلچین عارفی
صفا محمودیان
الناز نجفی
مهنام نجفی
#درس_گفتار #مهرداد_قیومی
@asmaaneh
📢متنآویس مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی برگزار میکند:
نشست سوم از سلسله نشستهای پژوهشنگاری: نقشهی دانش و کاربرد آن در تحلیل دادههای تاریخ هنر و معماری
🔹برگزارکنندگان:
دنا شمسیزاده، الهه وثوقی
🔹زمان: شنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۷
🔸برای شرکت در این نشست به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://meet.google.com/nyr-pcxh-icz
🔸اطلاعات بیشتر:
https://matnavis.com/events/نقشهی-دانش-و-کاربرد-آن-در-تحلیل-دادههای-تاریخ-هنر_Knowledge-mapping-and-its-application-in-analyzing-art-and-architecture-history-data
#خبر
@asmaaneh
📕نشریهی تازه: مقرنس
Muqarnas|Volume 41 | 2025
شمارهی اخیر مجلهی مقرنس با متنی از گلرو نجیباوغلو، در بزرگداشت کریم الحسینی، آقاخان چهارم (۱۹۳۶-۲۰۲۵)، آغاز میشود؛ کسی که در سال ۱۹۷۹ برنامهی آقاخان برای معماری اسلامی را در دانشگاه هاروارد و امآیتی بنیان نهاد. این شماره حاوی پژوهشهای بدیعی است دربارهی موضوعاتی همچون تابلوهای زربفتِ اوایل دورهی عثمانی، و همینطور قالیهای ابریشمیای که برای مقبرهی شاه عباس دوم بافته شد. در شماره اخیر، همچنین، قسمت دوم مقالهای دربارهی خانهی منقش در الحمرا منتشر شده است؛ در این مقاله، نقاشیهای فیگوراتیو طبقهی دوم بنا تحلیل شده است. در مقالههای دیگر، نقاشیهای کتاب اکبرنامه، نسخهی کتابخانهی بریتانیا، بازنگری و همینطور زاویههای دورهی میانه، در مغرب و آناطولی، با یکدیگر مقایسه شده است.
◽️فهرست مطالب این شماره:
Gülru Necipoğlu. “In Memoriam: His Late Highness Prince Karim al-Hussaini Aga Khan IV (1936–2025)”Dilrabo Tosheva, Revisiting the Samanid Mausoleum in Bukhara: A New Perspective on New Materials
Walid Akef. “Architecture of Triumph, Jihad, and Mediterranean Dialogue in the Alhambra: An Analytical Study of the House of Paintings and Its Mural, Part II”
Íñigo Almela. “Medieval Sufi Charitable Institutions Sponsored by the State: A Comparative View in the Maghrib and Anatolia”
Catherine B. Asher. “Akbar’s Policy of Sulḥ-i Kull and Rajput Temple Patronage”
Sarah Molina. “Weaving Spaces of Allusion: A Set of Silk Carpets Made for the Tomb of Shah ʿAbbas II”
Mounia Chekhab-Abudaya and Nur Sobers-Khan. “Acts of Devotion in Late Ottoman Prayer Books: An Illustrated Manuscript in the Collection of the Museum of Islamic Art, Doha”
Gwen Collaço. “‘No Small Ostentation’: Rituals of Collection and Display in Urbanite Trousseaus of the Eighteenth-Century Ottoman Empire”
Notes and Sources
Heike Franke. “Piecing Together a Puzzle: Identifying Misunderstood and Missing Illustrations from the British Library/Chester Beatty Akbarnāma”
Tuba Kurtuluş. “A Collection of Ottoman Imperial Banners Decorated with Gold and Silver”
🔸اطلاعات بیشتر:
https://brill.com/edcollbook/title/71378
#نشریهی_تازه
@asmaaneh
✏️ جین درو و ترجمان مدرنیسم: معماری بهمثابهی گفتوگوی اقلیمی و فرهنگی در بوم ایران
کاوه رستمپور، سیده صدیقه میرگذار لنگرودی
درو، پیشگام مدرنیسم انسانگرا
جین ب. درو [۱]، معمار بریتانیایی (۱۹۱۱-۱۹۹۶م) یکی از بانوان پیشگام و تأثیرگذار در تاریخ معماری مدرن قرن بیستم به شمار میرود. در روزگاری که صحنهی معماری غالباً در سیطرهی مردان بود، درو نهتنها توانست جایگاه خود را تثبیت کند، بلکه با همکاری همسرش، ادوین ماکسول فرای [۲]، جریانی حیاتی را تحت عنوان «مدرنیسم گرمسیری»[۳] پایهگذاری کرد. این رویکرد، در تضاد با گرایشهای یکسانساز مدرنیسم بینالمللی، بر این اصل بنیادین تأکید داشت که معماری در اقلیمهای حارهای و توسعهنیافته باید بر بستر اقلیم، فرهنگ، و شرایط اجتماعیـاقتصادی مردم بومی استوار باشد.
در کارنامهی درخشان درو، مشارکت در طرح بزرگ شهر شاندیگار در هند در کنار لوکوربوزیه، پروژههای مهم در غرب آفریقا و کویت به چشم میخورد. بااینحال، چنانچه خود او میگوید، تجربهی ایران، بهویژه در مناطق نفتخیز جنوب، «کاملاً نو» و یکی از مهمترین آثار معماریاش بوده است. این فصل از زندگی حرفهای درو، شاهدی بر توانایی او در تبدیل چالشهای اقلیمی و فرهنگی به راهحلهای معماری عمیقاً منطقهای و در عین حال مدرن است.
ورود به «دوزخ» ایرانی
انتخاب جین درو برای طراحی شهرکهای نفتی پس از ملی شدن صنعت نفت و شکلگیری کنسرسیوم، داستانی جذاب دارد. او بعدها دریافت که مدیران شرکت، پروژههای مسکن ارزانقیمت او در هند را ستوده بودند، بیآنکه متوجه زن بودن او شده باشند. چنانچه خود به طنز میگوید: «احتمالاً هنوز هم مرا جناب آقا خطاب میکردند!» با اینوجود، درو به سرعت خود را در میدان کارزار اثبات کرد.
مناطق نفتخیز جنوب ایران، مأموریت درو را در بر میگرفت: طراحی تمام ساختمانها و توسعه یا ساخت شهرهای جدید، بهویژه در مناطقی چون مسجد سلیمان، آغاجاری و گچساران. توصیف او از این منطقه، گویای سختی طاقتفرسای آن است. درو با نقلقولی از دانشنامهی بریتانیکا، این محیط را شبیه به بخشی از دوزخ دانته مییابد: «شعلههای عظیم از دل زمین زبانه میکشند. صخرههای سهمگین و سربرافراشته، دشت را بهگونهای تهدیدآمیز دربر گرفتهاند؛ آبوهوا برای زیست انسان نامناسب است» (با دمایی تا ۱۰۴ درجه فارنهایت در سایه). او به محض فرود در گچساران با هلیکوپتر، این توصیف را کاملاً دقیق مییابد و پیوند عمیق این جغرافیا را با مفاهیم اسطورهای بهشت و دوزخ در نزد زرتشتیان درک میکند.[...]
🔸برای مطالعهی ادامهی یادداشت به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://telegra.ph/جین-درو-و-ترجمان-مدرنیسم-معماری-بهمثابهی-گفتوگوی-اقلیمی-و-فرهنگی-در-بوم-ایران-12-19
#یادداشت #کاوه_رستمپور #سیدهصدیقه_میرگذارلنگرودی
@asmaaneh
📢 بهمناسبت هفتهی پژوهش، انجمن علمی مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران با همکاری معاونت پژوهشی دانشکدهی هنرهای تجسمی برگزار میکند:
🔹روز نخست: بحث و گفتگوی تحلیلی «هنر- جنگ»
🔹سخنرانان
استادان و اعضای انجمن
🔹دبیر نشست
زهرا موسوی
🔹روز دوم: نشست تخصصی «تاریخنگاری هنر ایرانی-اسلامی و بررسی سیر آن از نقل سنتی تا رویکرد معاصر»
🔹سخنرانان
مهرداد قیومی بیدهندی
سعید خاقانی
مینا محمدیوکیل
مهدی صحراگرد
🔹دبیر نشست
سحر انواری
🔸زمان: شنبه و یکشنبه، ۲۹ و ۳۰ آذر ۱۴۰۴ ـ ساعت ۹ تا ۱۳
🔸مکان: تالار ایران
🔸این نشستها بهصورت برخط از اینستاگرام انجمن پخش خواهد شد.
art_studies.ut
#خبر
@asmaaneh
📢 بهمناسبت هفتهی پژوهش، انجمن علمی معماری منظر با همکاری شرکت متن آویس برگزار میکند:
نشست نهم باغخوانی: الگوهای سکونتگاههای پیرامون باغهای تاریخی در بیرجند و چگونگی تدوین برنامه حفاظت از آنها
🔹سخنرانان
مریم رضاییپور
محمدعلی جنتیفر
حمیدرضا جیحانی
🔹 دبیر نشست
فاطمه پودینه
🔹برگزارکنندگان: انجمن علمی منظر با همکاری شرکت متنآویس
🔸زمان: سهشنبه، ۲۵ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۰
🔸مکان: سال دفاع، دانشکدهی معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی
🔸برای شرکت در این نشست بهصورت مجازی به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://skyroom.online/ch/matnavis/fundamentals-of-protecting-settlements-surrounding-historic-gardens
#خبر
@asmaaneh
✏️ از پایداری تا بیمعنایی؛ روایت قوچ لاری در هیئت یک «کاریمجسماتور» شهری
زهرا دری و حبیب طالبی
تصاویر ۱۱- ۱۳
#یادداشت
@asmaaneh
✏️ از پایداری تا بیمعنایی؛ روایت قوچ لاری در هیئت یک «کاریمجسماتور» شهری [ص ۴ از ۴]
🔺در خوشبینانهترین حالت و از چشماندازی دیگر این آثار در زمرهی «کیج شهری» نیز قرار نمیگیرند، فرهنگی که در دههی ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰م در بریتانیا بهوجود آمد و در آمریکا به اوج رسید. کیج و پاپآرت واکنشی در برابر هنرهای متعالی بودند. خصیصهی اصلی کیج، مردمی بودن، ارزانی، تولید انبوه و خروج از موزهها و گالریها بود. عقیدهی طرفداران آنها این بود که مبتذلترین عناصر فرهنگ جامعه قابلیت زیبایی و هنری بودن دارند، اما در اینجا چنین نظرگاهی حاکم نیست و معنای کیج هم آنقدر که بهنظر میرسد ساده نیست، از سویی کیج به بخشی از مخاطبانی پاسخ میدهد که هنر والا آنها را نادیده گرفته و از دیگر سو ذاتاً نمیتواند عمیق باشد، در لار همین بخش دوم یعنی عدم عمق در دستور کار قرار گرفته است و دقیقاً برعکس رویکرد واکنشی کیج، ارادهای مبنی بر شکوه، افتخار، بزرگی و دیگر کلیدواژههای اینچنینی مدنظر بوده است (تصویر ۱۲).
با فقدان عمق و حضور سطحِ بیمعنا نهایتاً میتوان به «کیج توتالیتر» قائل بود که خطری جدی برای جامعه است. زیرا کیج تمامیتخواه این قابلیت را دارد تا به سادگی خود را طبیعی جلوه دهد و به ابزاری برای از بین بردن فردگرایی و تأمل بدل شود، به گفته میلان کوندرا: «در قلمرو کیج تمامیتخواه پاسخها از پیش آماده است و هیچگونه پرسش تازهای مجاز نیست، سئوال چون چاقویی است که پردهای پرنقش و نگارِ دکور را پاره میکند تا آنچه در پس آن پنهان است، آشکار شود.»
از سر تا پای این المان، چیزی برای دلخوشی نیست. فقط چشماندازی است دیداری و زودگذر. خاطرهای موقت از ابژهای بیمعنا. این مجسمهها نه خلاقاند، نه قابل لمساند، نه گفتوگویی با مخاطب برقرار میکنند و این دقیقاً مصداق نگرشی است که هنر را نه مسئولیتی فرهنگی، بلکه تنها پرکنندهی فضای خالی میبیند.
آنچه قرار بود بازتاب زیستبوم و حس طبیعی حیوانی باشد، پیش از ساخت شکست میخورد و اکنون، این شکست، تجسم یافته است. اگر بخواهیم سیمای شهری زنده و الهامبخش و خلاق داشته باشیم، باید با ابزار تفکر انتقادی، وضع موجود را بازشناسیم و از تکرار خطا بپرهیزیم. باید آیندهای طراحی کنیم که ریشه در خاک، ذهن و دل این بستر و روایتهای مردم داشته باشد. چراکه اگر این نمادها بیریشه باشند، به مرور تن به بیمعنایی و ابتذال میدهند. و حتی در ایستادن نیز محتاج تکیهگاه خواهند بود. آنچه بر میدانها مینشیند، آنگاه دیگر تندیس نیست؛ سایهای است سنگین از سردرگی فرهنگی (تصویر ۱۳).
تندیسها حرف نمیزنند، اما گاهی سکوتشان، بلندتر از فریادِ منتقدان است، فریادی که شوربختانه شنیده نمیشود، آنها دیر یا زود از حافظهی شهر پاک میشوند، و جایی در خاطرهی شهر ندارند، نه به دلیل گذر زمان بلکه از فرط بیمعنایی!
#یادداشت #زهراـدری #حبیبـطالبی
@asmaaneh
✏️ از پایداری تا بیمعنایی؛ روایت قوچ لاری در هیئت یک «کاریمجسماتور» شهری [ص ۲ از ۴]
🔺انگیزهی چنین ساختی، دو خلأ بنیادین را عیان میکند: نخست، برداشت سطحی از «زیبایی» در نسبت با مکان؛ دوم، ناآگاهی کامل از «تصویر ذهنی» مردم از شهر خود.
مردم هم خاموش نماندهاند. بسیاری از کنار آن بیتفاوت میگذرند، بعضی آن را دست میاندازند، برخی نمیدانند اصلاً با چه چیزی مواجهاند. مجسمهای که باید الهامبخش باشد، اکنون حجمی اضافی است. البته مردم را نباید ملامت کرد اگر با مجسمهی قوچ الفتی نمییابند، چه این خاموشی از ناترازی و بیقراری خود تندیس برمیخیزد نه از بیمهری نگاهها.
همانطور که کوین لینچ در تصویر شهر مینویسد: «تصویر ذهنی شهرها نهتنها از شکل بناها، بلکه از کیفیت رابطهی مردم با آنها ساخته میشود». و نیز باور دارد: «تصویر ذهنی شهر، حاصل تعامل بین شهر و محیط است» و این چنین است آنچه به چشم میآید، آنچه هست، و آنچه باید باشد.
اگر نیاتِ خیرخواهانهای قصد افزایش سرزندگی فضای شهری از طریق ایجاد المانها یا لکههای ارگانیک را دارند این نکته گفتنی است که این مهم سویهای روشمند دارد، به این معنا که ریختنِ تودهوار و دپوی سنگ و سیمان و مجسمه و نورپردازی غیراصولی جمعاً و رویهمرفته آن کیفیت مدنظر شهری را ایجاد نخواهند کرد (تصویر ۵)، طراحی «ارگانیک» اساساً یک سبک و دیدگاه روشمند است همین عدم آگاهی و بدتر از آن یک تقلید دمدستی از کارهای به ظاهر ارگانیک نشانی از جهل ما نسبت به واقعیات چند لایه و پیچیدهی کیفیتهای شهری دارد. این سادهسازی در هیچ دوره و زمانی به مداخلات مؤثر و مفید ختم نخواهد شد و نهایتاً آب به آسیابِ نوعی عوامگرایی و عوامفریبی میریزد. این درک سرسری از زیبایی، نهایتاً به بزککاری تاریخی پناه میبرد. باوری که گمان میکند اگر تصویری بزرگنماییشده از قوچ لاری بسازد، واجد احترام و شناخت خواهد بود، خیر، این یک کجفهمی زیربنایی است. ترکیب و مفصلبندی زیباییشناسانه نخستین چیزی است که در این مسیر از دست میرود. چرا که زیبایی، حاصل حضور و تدوین درست عناصر در کنار یکدیگر است، نه صرف کلاژِ بیمعنای عنصرهای زیباییشناسانه.
قرار بر این بود است که سرشاخ شدن دو قوچ بازنمایی شود. اما در عمل، آنچه به چشم میآید، نبردی است میان پای قوچ و یک قوطی فلزی ۶*۴، حضور دستک فلزی، نفی تمامقدِ ادعای استقامت است. و حتی از بُعد نشانهشناسی، القاگر شعاری است که در شهر بارها تکرار شده است: «بزرگتر، بهتر است!»؛ رویکردی که زیبایی را در اندازه و جثه میجوید، نه معنا و مقیاس (تصویر ۶).🔻
#یادداشت #زهراـدری #حبیبـطالبی
@asmaaneh
گروه مطالعات تاریخ هنر اسلامی غبار برگزار میکند:
چهاردهمین نشست از سلسله نشستهای
«گفتارهایی در تاریخ هنر اسلامی»
سفارش تذکرهها و بانیان شهری در اصفهان اوایل دورۀ قاجار
سخنران: دکتر سمیرا فتحی
استادیار تاریخ هنر در دانشگاه ایالتی میشیگان
زمان: دوشنبه| ۲۴ آذر ۱۴۰۴
ساعت: ۷ عصر به وقت ایران
این سخنرانی به بررسی درهمتنیدگی فرهنگ ادبی، بانیان شهری و تاریخنگاری در اصفهان اوایل قرن نوزدهم میپردازد. تمرکز آن بر تذکرههای مدحی فارسی است که به سفارش تهیه میشدند و در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم بهعنوان گونهای رایج شناخته میشدند؛ آثاری که نمایانگر نظم اجتماعی و سیاسی نو در ایران پساصفوی به شمار میآیند. با تکیه بر نقطۀ تلاقی حمایتهای معماری و تألیف تذکرهها، این تحقیق به شکلگیری شبکهٔ درهمپیچیدهٔ میراث مادی، معنوی و خاطرۀ جمعی که در تذکرهها و محیط مصنوع ثبت و احیا شدهاند، میپردازد.
لینک حضور در جلسه، پیش از نشست در این صفحه منتشر خواهد شد.
📢پنجمین نشست از سلسلهنشستهای تاریخ و تئوری و نقد معماری و هنر:
رمانتیسم و نوازندگان سازهای ایرانی در رادیو
(در سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ خورشیدی)
🔸امروز، ساعت ۱۸
🔸برای شرکت در این نشست به نشانی زیر در پایگاه مدرسهی نوروزگان مراجعه کنید:
https://gap.nowruzgan.com/rooms/ejp-l2w-4mt-fg4/join
#خبر
@asmaaneh
📚پرسشهای معماری: گفتوگوهایی دربارهی تاریخ، تئوری و نقد معماری
قسمت شانزدهم:
منظور از گذشته چه زمانی است؟
🔸با حضور مهرداد قیومی بیدهندی
🔸تهیهشده در مدرسهی نوروزگان
🔸برای مشاهدهی نسخهی تصویری گفتوگوی قسمت شانزدهم، میتوانید از طریق نشانی زیر به وبسایت رسانهی چهارراه مراجعه کنید:
https://chaharrah.tv/qayyoomi-archque-16-1404-09-19/
MehrdadQayyoomiBidhendi" rel="nofollow">http://www.youtube.com/@MehrdadQayyoomiBidhendi
#نوروزگان #مهرداد_قیومی #پرسشهای_معماری
@asmaaneh
📢برگزاری جلسهی دفاع از پایاننامهی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی
🔸معماری موقت در سفرهای ناصرالدینشاه: اردوهای شهرستانک و سرخهحصار
🔸دانشجو: مهدی امانی
🔸استاد راهنما: دکتر زهرا اهری
🔸استاد مشاور: دکتر زهره تفضلی
🔸داوران: دکتر حمیدرضا جیحانی، دکتر حمیدرضا پیشوایی
معمولاً معماری را صرفاً بناها و فضاهای ثابت و دائمی ساختهشده با مصالح بنایی در نظر میگیرند؛ اما اگر معماری را هرگونه تصرف انسان در طبیعت به منظور سکونت تعریف کنیم، فضاهای سکونتی موقت نیز در گسترهی مفهوم معماری قرار میگیرند. این پژوهش تاریخی به بررسی معماری موقت در دورهی ناصری اختصاص دارد. ناصرالدینشاه دارای روحیهی ایلیاتی و تنوعطلب بود و به تفرج در طبیعت، شکار و سفر علاقهمند؛ از اینرو چند ماه از سال را به همراه نزدیکانش در سفرها و اردوها میگذراند و بخش مهمی از این اوقات را در چادر سپری میکرد. شهرستانک و سرخهحصار دو منطقهای بودند که شاه بارها در آنها اردو میزد؛ هر دو به تهران نزدیک بودند؛ یکی دارای چشمه و رودخانه و دیگری پر از شکار بود. چند سال پس از آغاز این سفرها وی دستور داد عمارت شهرستانک و قصر یاقوت ساخته شوند؛ این بناها در عمل نقش سراپردهی همایونی را در اردوهای سلطنتی ایفا میکردند. عناصر اصلی اردوهای ناصری شامل سراپردهی همایونی، اردوبازار، فضاهای میانچادری و مقدار محدودی معماری بنایی تحت تأثیر سه عامل امنیت، طبیعت و شأن و جایگاه شکل میگرفتند. در شهرستانک، رودخانه و چشمه نظام فضایی اردو را مشخص میکردند؛ در سرخهحصار، جادهی جاجرود و بناهای شاخص مثل قصر یاقوت و کاروانسرای سرخهحصار نقش تعیینکننده داشتند. اردو از چادرهایی ساخته میشد که انواع مختلفی داشت. این اختلاف ممکن بود از حیث کارکرد و ساختار یا به تبع آن از حیث شکل و جنس و رنگ باشد. فعالیتهای معطوف به برپایی و جمع کردن اردو و فعالیتهای درون اردو بسیار متنوع بود. قبل از اردو وسایل را آماده کرده و برنامهی سفر را مشخص میکردند. در مسیر گروههای پیشخانه و پسخانه حمل و نقل وسایل به ویژه چادرها را بر عهده داشتند. پیش از حرکت برنامهریزی و آمادهسازی تجهیزات انجام میشد و گروههای پیشخانه و پسخانه مسئول حمل تدارکات، بهویژه چادرها، در مسیر بودند. پس از برپایی اردو، شاه معمولاً به امور دیوانی میپرداخت و مطالعه و نشر روزنامه در کنار تفریحاتی مثل شکار و شطرنج و شبنشینی بیشتر اوقات شاه و اهالی اردو را در بر میگرفت. آشپزان و عزاداری امام حسین(علیهالسلام) هم دو مراسم مهمی بودند که در اردوهای ناصری برگزار میشد.
🔸زمان: یکشنبه، ۲۳ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن شهید دلبری
#خبر #مهدی_امانی
@asmaaneh
🖊مقالهی تازه: بقعههای خیر در اصفهان: پراتیک فضامند در «میراث زنده»
زهرا اهری، ثنا یزدانی، نازنین شهیدی
اصفهان هر چند میراثی غنی از بناها و فضاهایی دارد که نماد دوران اوج و عظمتش است؛ اما از دورههای بحران و زوالش نیز بناهای فاخر و باشکوهی باقی مانده که نمود کالبدی پراتیکهای اجتماعی است و برای پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی و رونق فعالیتهای حیات شهری ساخته شده و احساس تعلق به جامعهی شهری و محلی به وجود میآورد. بقعههای خیر اصفهان که در قالب مجموعههای آرامگاهی از دورهی ایلخانان ساخته شدند، مهمترین این نوع بناها هستند. بناهایی که به واسطهی نقش دینی و معنوی آنها نهتنها همه یا بخشی از کالبد مادیشان حفظ شده، بلکه با حفظ بخشی از این فعالیتها، به عنوان میراث زنده، شناخته میشوند. در این مقاله، با راهبردی ترکیبی مبتنی بر بحثی نظری و دادههای تاریخی، نشان میدهیم که چگونه با تعامل ابعاد مختلف کالبدی، معنوی، فرهنگی و اجتماعی، کارکردهای اصلی بقعههای خیر دوام یافته و آنها را میراث زندهی اصفهان ساخته است.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که تولید و بازتولید فضا در طول زمان با تداوم پراتیکهای فضامند در این بقعهها، میانجی ادامهی کارکرد، استمرار اعمال آیینی، حفاظت و مدیریت مداوم و حفظ رابطهی جامعه با بنا بوده است. بنابراین، حفظ و تداوم حیات بقعههای خیر با اتخاذ راهبردهایی عملی است که میتواند پراتیک فضامند بقعهها را شناسایی کرده و نقش میانجیگرانهاش در دیالکتیک سه گانهی ابعاد ذهنی، عینی و اجتماعی حیات بقعهها را استمرار بخشد.
◽️اطلاعات بیشتر دربارهی مقاله و مطالعهی آن:
https://pazhouheshnameh.ir/article-1-203-fa.html
#مقالهی_تازه #زهرا_اهری #نازنین_شهیدی
@asmaaneh
📢درسگفتار «قرائت و فهم آثار تاریخ معماری، ۱۳۹۱»
🔸فهرست جلسات
۱- ۱. بناها، از دیروز تا امروز
۱- ۲. اثر و انسان
۱- ۳. پرداختن به «خود معماری» یعنی چه؟
۲- ۱. زمانپریشی و فهم معماری (۱)
۲- ۲. زمانپریشی و فهم معماری (۲)
۲- ۳. دیدگاه و روش
۲- ۴. ارسن شیخ عبدالصّمد اصفهانی، نطنز (حمیدرضا پیشوائی)
۳- ۱. انواع رویکردها به اعتبار اثر معماری
۳- ۲. فرمالیسم (۱): مقدمه
۳- ۳. فرمالیسم (۲): بررسی مقالهی «از مسجد امام اصفهان بیاموزیم»
۳- ۴. فرمالیسم (۳): بررسی مقالهی «جایگاه آثار تاریخ معماری در آموزش طراحی معماری»
۳- ۵. فرمالیسم (۴): بررسی مقالهی «نقد اثر معماری با صورت اثر»
۴- ۱. فرمالیسم (۵): نیروهای ادراک بصری در معماری (۱)
۴- ۲. فرمالیسم (۶): نیروهای ادراک بصری در معماری (۲)
۴- ۳. فرمالیسم (۷): مسجد کبود تبریز (مهدی سلطانی)
۵- ۱. فرمالیسم (۸): نیروهای ادراک بصری در معماری (۳) (حمیدرضا پیشوائی)
۵- ۲. فرمالیسم (۹): نیروهای ادراک بصری در معماری (۴) (حمیدرضا پیشوائی)
۵- ۳. فرمالیسم (۱۰): نیروهای ادراک بصری در معماری (۵) (حمیدرضا پیشوائی)
۶- ۱. فرمالیسم (۱۱): مروری بر اصول فرمالیسم در فهم اثر هنری (حمیدرضا پیشوائی)
۶- ۲. فرمالیسم (۱۲): کاستیهای فرمالیسم در فهم مسجد کبود تبریز (سینا سلطانی)
۶- ۳. ارسن مزار شیخ احمد جام (۱) (جواد خسروی)
۶- ۴. ارسن مزار شیخ احمد جام (۲) (جواد خسروی)
۶- ۵. ارسن مزار شیخ احمد جام (۳): بحث در خدمات و صدمات فرمالیسم
۷- ۱. قرائت، فهم، معنا (۱) (محمد فلاح)
۷- ۲. قرائت، فهم، معنا (۲) (محمد فلاح)
۷- ۳. معبد آناهیتا، بیشاپور (حمیدرضا پیشوائی)
۷- ۴. فرمالیسم روسی (۱) (حمیدرضا پیشوائی)
۷- ۵. فرمالیسم روسی (۲) (حمیدرضا پیشوائی)
۸- ۱. ساختارگرایی (۱) (زهرا اهری)
۸- ۲. ساختارگرایی (۲) (زهرا اهری)
۸- ۳. ساختارگرایی (۳) (زهرا اهری)
۸- ۴. ساختارگرایی (۴) (زهرا اهری)
۸- ۵. پساساختارگرایی (حمیدرضا پیشوائی)
۸- ۶. ساختشکنی (حمیدرضا پیشوائی)
۹- ۱. مفهوم سیاق (کانتکست) (۱) (محمد فلاح)
۹- ۲. مفهوم سیاق (کانتکست) (۲) (محمد فلاح)
۹- ۳. تاریخیگری و معرفت تاریخی (محمد فلاح)
۹- ۴. داستان مادی فدن در اصفهان صفوی (۱) (صفا محمودیان)
۹- ۵. داستان مادی فدن در اصفهان صفوی (۲) (صفا محمودیان)
۱۰- ۱. رویکردهای اجتماعی (۱) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۰- ۲. رویکردهای اجتماعی (۲) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۰- ۳. رویکردهای اجتماعی (۳): رویکرد اجتماعی به تاریخ معماری (۱) (بابک افشار)
۱۰- ۴. رویکردهای اجتماعی (۴): رویکرد اجتماعی به تاریخ معماری (۲) (بابک افشار)
۱۰- ۵. رویکردهای اجتماعی (۵): مطالعهی تطبیقی مسجد شاه تهران و مسجد میدان فلسطین (۱) (سارا کریمی)
۱۰- ۶. رویکردهای اجتماعی (۶): مطالعهی تطبیقی مسجد شاه تهران و مسجد میدان فلسطین (۲) (سارا کریمی)
۱۱- ۱. میدان توپخانهی دارالخلافهی ناصری (۱) (مهنام نجفی)
۱۱- ۲. میدان توپخانهی دارالخلافهی ناصری (۲) (مهنام نجفی)
۱۱- ۳. رویکردهای فرهنگی (۱): درآمدی بر تاریخ فرهنگی معماری ایران (۱) (نازنین شهیدی)
۱۱- ۴. رویکردهای فرهنگی (۲): درآمدی بر تاریخ فرهنگی معماری ایران (۲) (نازنین شهیدی)
۱۲- ۱. رویکردهای فرهنگی (۳): انسانشناسی فرهنگی (۱)
۱۲- ۲. رویکردهای فرهنگی (۴): انسانشناسی فرهنگی (۲)
۱۲- ۳. رویکردهای فرهنگی (۵): انسانشناسی معماری (۱) (زهرا چیتسازیان)
۱۲- ۴. رویکردهای فرهنگی (۶): انسانشناسی معماری (۲) (زهرا چیتسازیان)
۱۲- ۵. بازخوانی شهر کاشان از منظر آیین زیارت (۱) (زهرا چیتسازیان)
۱۲- ۶. بازخوانی شهر کاشان از منظر آیین زیارت (۲) (زهرا چیتسازیان)
۱۲- ۷. خیال و بوطیقای فضا (۱) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۲- ۸. خیال و بوطیقای فضا (۲) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۳- ۱. معنا و مراتب آن در معماری (۱) (محمد فلاح)
۱۳- ۲. معنا و مراتب آن در معماری (۲) (محمد فلاح)
۱۳- ۳. ساباط و میدان در میبد (۱) (الناز نجفی)
۱۳- ۴. ساباط و میدان در میبد (۲) (الناز نجفی)
۱۳- ۵. منظر فرهنگی (۱) (فرزین فردانش)
۱۳- ۶. منظر فرهنگی (۲) (فرزین فردانش)
۱۴- ۱. هرمنوتیک در معماری (۱) (محمد فلاح)
۱۴- ۲. هرمنوتیک در معماری (۲) (محمد فلاح)
۱۴- ۳. پدیدارشناسی (۱) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۴- ۴. پدیدارشناسی (۲) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۴- ۵. مدرسهی غیاثیه و خرگرد (۱) (مهدی گلچین عارفی)
۱۴- ۶. مدرسهی غیاثیه و خرگرد (۲) (مهدی گلچین عارفی)
۱۵- ۱. اسطورهشناسی (۱) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۵- ۲. اسطورهشناسی (۲) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۵- ۳. روستای هورامان تخت (۱) (نسیم دریایی)
۱۵- ۴. روستای هورامان تخت (۲) (نسیم دریایی)
۱۵- ۵. شمایلشناسی (حمیدرضا پیشوائی)
۱۶- ۱. سنتگرایی (۱): فاس، شهر اسلام (حمیدرضا پیشوائی)
۱۶- ۲. سنتگرایی (۲)
۱۶- ۳. سنتگرایی (۳)
#درس_گفتار #مهرداد_قیومی
@asmaaneh
📢آسمانه عرضه میکند:
درسگفتار «قرائت و فهم آثار تاریخ معماری، ۱۳۹۱»
🔹مهرداد قیومی بیدهندی
«قرائت و فهم آثار تاریخ معماری» مجموعهی درسگفتارهایی است که در پاییز و زمستان سال ۱۳۹۱ در قالب درسی اختیاری با همین عنوان در دورهی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران عرضه شد.
🔸آسمانه این درسگفتارها را، در ۷۵ جلسهی ۲۰ تا ۵۰دقیقهای، از تاریخ ۲۱ آذر ۱۴۰۴، هر هفته، در روزهای جمعه، بهصورت برونخط و رایگان، منتشر میکند.
#درس_گفتار #مهرداد_قیومی
@asmaaneh
📢برگزاری سخنرانی مجازی «بهتصویر کشیدن مجادلات: شمایلنگاری یک نقاشی متعلق به سال ۱۵۲۶ از تبریز صفوی»
🔸میزبان: دانشگاه تورنتو
🔸سخنران: ربعه کنعان
🔸زمان: ۲ دسامبر ۲۰۲۵| ۱۱ آذر ۱۴۰۴
Picturing Polemics: Iconography of a 1526 Painting from Safavid Tabriz
The Elahé Omidyar Mir-Djalali Institute of Iranian Studies presents "Picturing Polemics: Iconography of a 1526 Painting from Safavid Tabriz" for the Iranian Art Series
The Sermon of Hasan Ibn Ali is a single leaf painting from a fifteenth century copy of a manuscript on the lives of the Shi'a Imams written in 1338 by Ibn Arabshah, Muhammad ibn Abi Zaid al-Alawi Varamini (now in the National Library of Russia in St. Petersburg. Dorn 312). The painting is dated by inscription to 1526 during the reign of Shah Tahmasp and bears the signature of the painter Qasim ibn Ali who was trained in the court of Sultan Husayn Bayqara (d. 1506) and the scriptorium of Ali Shir Nava'i (d. 1501) in Herat. The painting depicts the formal architectural setting of a Friday mosque-recognized as such by the presence of a pulpit (minbar) from which the second Shi'a Imam Hasan Ibn Ali who dies in 678 is delivg his sermon. This paper explores the painting's pictorial and historical context. It argues that the painting closely depicts a mosque interior that is stylistically contemporary to the early 16th century. It also demonstrates that the iconography of this painting and its prominent historical inscription are better understood as a commentary on the polemics about Friday prayer and the construction of Friday mosques that were rampant during the reign of Shah Tahmasp and throughout the 16th century.
🔸برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام در جلسهی مجازی سخنرانی به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://www.nmc.utoronto.ca/events/iranian-art-series-ruba-kana%E2%80%99
#خبر
@asmaaneh
✏️ در باب مواجههی «صناعات» و «هنرهای زیبا» (۱)
الهام پورافضل
در عصر حاضر بسیاری از مبانی و مفروضات دربارهی ماهیت و رویههای صناعت مورد بازنگری قرار گرفته و آثار مکتوب فراوانی با هدف بازتعریف ماهیت صناعت و تحلیل جایگاه و کارکرد آن در جامعه منتشر شده است. از جمله کتاب خارقالعاده/معمولی: صنعتگری و هنر معاصر (۲۰۱۱م)، شامل مجموعه مقالاتی است که در تلاشاند تا صناعت را بازتعریف کنند و «جایگاه آن در هنر»، «کُنشگری صناعت» و «کارکردهای نوین آن» را مورد تحلیل و بررسی قرار دهند.
ماریا النا بوشک گردآورندهی این مجموعه مقالات است و مقالهی او با عنوان «عادی، به عادی ـ خارقالعاده بدل شده است» آغازگر این کتاب است که در این یادداشت به دیدگاه او در خصوص صناعت از سدهی نوزدهم تا عصر حاضر می پردازیم.
بوشک از صناعت بهمنزلهی راهکاری در مواجه با فشارهای روزگار غلبه مدرنیته میگوید. این دیدگاه نخستینبار در اوایل قرن نوزدهم از سوی پیشگامان «جنبش هنر و پیشه» یعنی جان راسکین و ویلیام موریس ارائه شد. آنها معتقد بودند ویژگیهای دانش صناعی میتواند تأثیر فسادآور انقلاب صنعتی را به خاطر ماهیت درستکارانه و حتی معنویِ کار متفکرانه تعدیل کند. «جنبش صناعت استودیویی» نیز همین رویکرد را ادامه داد، هرچند که این دیدگاه همواره با چالشهایی روبهرو بوده است. مثلاً هنرمندان و صاحبان صناعت در روزگار جدید نمیخواستند صرفاً اشیاء کاربردی بسازند، از سوی دیگر، دنیای «هنرهای زیبا» اغلب آنها را به دلیل داشتن کارکرد یا مواد سنتی، جدی نمیگرفت.
بعد از جنگ جهانی دوم، نظریه کلمنت گرینبرگ بر هنر حاکم شد. او معتقد بود «هنر مدرن اصیل» باید دور از فرهنگ عامه یا احساسات باشد و بر «حقیقت مواد» تمرکز کند. در واقع باید هنری باشد که فراتر از درک محدود تودههاست، خود انتقاد است و بهطور منطقی به یک آوانگارد در حال پیشرفت دائمی منجر شود. بر مبنای این نظریه هنرمندانی نظیر پیتر وُلکوس، جیم لیدی و لنور تونی آثار خود را از قید کارکرد آزاد و شروع به ساخت مجسمههای انتزاعی کردند. هدفشان این بود که بگویند کار ما هم هنری انتزاعی، عالی و دقیقاً شبیه نقاشیهای روتکو است. این آثار جدید دیگر یک صنایع دستی ساده برای استفاده روزمره نبودند، بلکه در حکم نوع جدیدی از هنرهای زیبا شناخته شدند که به آن «صناعت استودیویی» یا «صناعت زیبا» گفته میشد [...]
🔸برای مطالعهی ادامهی یادداشت به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://telegra.ph/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87-%D8%B5%D9%86%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7-1-11-28
#یادداشت #الهام_پورافضل
@asmaaneh