8191
⬅️ کانال باشگاه اندیشه، مرجعی برای اهالی تفکر و مجالی برای اندیشیدن. ارتباط با ما : @Ahmadkhalesi @labibreza تلفنها 66480717 66480718 66480719 نشانی اینستاگرام باشگاه اندیشه https://www.instagram.com/bashgah.andisheh/ ...
دربارهٔ نشستِ
محمدی دیگر؛
درنگی در روایت سیدمرتضی جزایری از تاریخ صدر اسلام
چرا حسین (علیهالسّلام) از مدینه و مکّه بیرون آمد؟ چرا او در عاشورای ۶۱ هجری قمری در کربلا کشته شد؟
این پرسش به اندازهی پاسخی که میتوان به آن داد، بزرگ است. بزرگ است به اندازهی آن کسی که از مدینه و مکّه بیرون آمد، و در عاشورای ۶۱ هجری قمری در کربلا کشته شد.
پس از شهادت محمّد (صلّیاللهعلیهوآله) همهی کسانی که به زبان، نه به قلب، به او ایمان آورده بودند، از طریقتی که او عرضه کرده بود، بازگشتند.
این فاصله، با جلوگیری از ثبت و جمعآوریِ گفتههای وی؛ با آغاز غارات و فتوحات؛ با نهادینهشدن خشونت و آدمکشی و تبعید؛ با تصدّی مناصب از سوی کسانی که تا سالهای آخر حیات وی با او جنگیده بودند؛ با پروبالدادن به تازهمسلمانانی که راست و دروغ را به یکدیگر میآمیختند؛ با حلالکردن حرامهای او و حرامکردن حلالهای وی؛ با تغییر معنای خدا، آخرت، وحی، اسلام و ایمان؛ و در یک کلمه: با «قلب اسلام»؛ سال به سال بیشتر و بیشتر میشد.
سال ۶۱ هجری قمری، هنگامهی فریاد و بیداری است. سال کشیدنِ رقم بطلان بر همهی تحریفها و انحرافها از سنّت محمّد (صلّیاللهعلیهوآله).
«قلب اسلام» برخاست؛ وارث ابراهیم و موسی و عیسی؛ زادهی اصلاب شامخه و ارحام مطهّره. خیزشی برای رهاییبخشیدن بندگان خدا از جهالت و حیرت ضلالت.
جهل به چه؟
رهایی از چه؟
چه از میان رفته بود؟
حسین (علیهالسّلام) عصارهی چه بود؟
سیّدمرتضی جزایری با ما سخن خواهد گفت...
🗓 دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
🕓 ساعت ۱۶
@bashgahandishe
پوشه شنیداری نشستی دربارهٔ کتاب
«از رنجی که نیست؛ عدمیانگاریِ شر از فیثاغورس تا فخر رازی»
با حضورِ علی نیکزاد (مولف)، ایرج آذرافزا، سینا سالاری، محمدرضا معینی (دبیر مدرسهٔ مطالعات دین باشگاه اندیشه)
همکاریِ مدرسهٔ مطالعات دین باشگاه اندیشه با نشر طه
شنبه، ۳ مرداد ۱۴۰۵
00:25 محمدرضا معینی
02:25 علی نیکزاد
16:30 ایرج آذرفزا
46:45 سینا سالاری
01:09:50 پرسش و پاسخ
@diinschool
@tahabooks
@bashgahandishe
.
گفتوگوی سوگواران
سال هجدهم | نشست ششم
غلامحسین ساعدی و "رمان مقتل"
با حضورِ سیدجواد میری
🗓 دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
🕓 ساعت ۱۷:۳۰
یکی از پرسشهایی که همواره مطرح میشود این است که چرا "چپها" در ایران مفاهیم دینی و علیالخصوص شیعی را مورد بازخوانی و تفسیر قرار دادهاند حال آنکه خود هیچ باوری به دین و مذهب نداشتند؟ این پرسش مهمی است که نیاز به تامل درباره آن داریم. زیرا اگر در بستر عالمیت جدید از بازخوانی مفاهیم دینی در مدل چپ جهانی عدول کنیم بیش از دو آلترناتیو نخواهیم داشت یا گرفتار تفاسیر "راست افراطی" خواهیم شد و یا دچار خوانشهای "عرفانی" میشویم. در این نشست من رمان مقتل غلامحسین ساعدی را به عنوان یک مدل مورد بازخوانی قرار خواهم داد.
@bashgahandishe
دربارهٔ رمان «مَقتَل» اثر غلامحسین ساعدی
غلامحسین ساعدی (با نام مستعار گوهر مراد)، داستاننویس، نمایشنامهنویس و روانپزشک برجستهی ایرانی، کارنامهای پربار اما پرفرازونشیب دارد. در میان آثار متعدد او نظیر «عزاداران بیل»، «ترس و لرز» و نمایشنامه «گاو»، نام یک اثر همواره با هالهای از رازآلودگی و حسرت همراه است: رمان «مقتل». اثری که هرگز به طور کامل منتشر نشد و سرنوشت نسخه اصلی آن در هالهای از ابهام باقی ماند.
داستان «مقتل» رویکردی بسیار متفاوت و عمیقاً روانشناختی به واقعه عاشورا دارد. ساعدی در این رمان به جای پرداختن مستقیم به قهرمانان این واقعه، دست روی نقطه تاریک و پنهان ماجرا میگذارد: تاریکی شب عاشورا و کسانی که صحنه را ترک کردند.
بر اساس قطعات و توضیحات باقیمانده از طرح داستان، «مقتل» درباره همرزمان حسینبنعلی است که در شب عاشورا، تاریکی را نقاب چهرهی ترسوی خود کردند و با رها کردن او، به دنبال زندگی روزمره خود شتافتند. ساعدی در این قصه، خواننده را به دنبال این فراریان میفرستد و زندگی آنها را پس از این واقعه روایت میکند. خواننده میبیند که چگونه عدهای از این افراد، خفتِ «زندگیِ باریبههرجهت و خنثی» را تا لحظه مرگ تحمل میکنند؛ اما در مقابل، عدهای دیگر به موقعیت بشری و خطای خود پی میبرند، هوشیار میشوند و با صفبندیهای جدید، دوباره دو جناح را تشکیل میدهند و به این ترتیب، «عاشورای دومی» رقم میخورد.
بر اساس اسناد و یادداشتهای باقیمانده (از جمله توضیحات اکبر ساعدی، برادر نویسنده)، روند نگارش و مفقود شدن این اثر به شرح زیر است:
این اثر در اواخر دهه چهل خورشیدی (حوالی سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۹) نوشته شد. ساعدی ابتدا قصد داشت آن را در قالب نمایشنامه خلق کند، اما از آنجا که امکانات اجرایی و صحنهای برای چنین روایت عظیمی محدود بود، منصرف شد و آن را به رمان تبدیل کرد.
ظاهراً متن کامل این رمان پس از اتمام، به یک ناشر یا چاپخانه سپرده میشود، اما پس از آن به دلایل نامعلومی (شاید شرایط ملتهب سیاسی آن دوران و برخوردهای ساواک با ساعدی) مفقود میشود. اکبر ساعدی در این باره نوشته است: «به کی، کجا و حالا دست کیست نمیدانیم.»
از این رمان تنها دستنویسهایی پراکنده در میان یادداشتهای نویسنده باقی ماند. دو فصل از آن در زمان حیات ساعدی و در سال ۱۳۴۹ در مجله «نگین» به چاپ رسید. سالها بعد در سال ۱۳۷۲ بخشهای دیگری از آن در شمارههای ۴ و ۵ ماهنامه «تکاپو» منتشر شد و در سالهای اخیر نیز نشریاتی چون «اقالیم» بخشهایی از آن را بازنشر کردهاند.
هوشنگ گلشیری، نویسنده نامدار معاصر، در زمان حیات ساعدی با اشاره به جایگاه بلند او در ادبیات داستانی، ابراز امیدواری کرده بود که او این اثر را به سرانجام برساند:
«ساعدی هنوز مینویسد... ذاتاً نویسنده است، حرفهای است و نه متفنن، قدش هم از همهی دیوارها بلندتر است... هنوز هم زنده است در عالم خلق و ابداع، دستش قوی باد و چشمش بینا تا "مقتل"اش را هم بنویسد و بسیاری دیگر.»
«مقتل» نشاندهنده تبحر ساعدی در پیوند دادن بنمایههای تاریخی-مذهبی با تحلیلهای عمیق روانشناختی و جامعهشناختی است. انتخاب زاویه دیدِ «فراریان»، تمرکز بر عذاب وجدان و بررسی فروپاشی روانی انسانهایی که از مسئولیت تاریخی خود شانه خالی کردهاند، این رمان را (حتی در قالب همین قطعات پراکنده و ناتمام) به یکی از خاصترین و کنجکاوکنندهترین متون داستانی ایران تبدیل کرده است.
@bashgahandishe
پوشه شنیداری ِ نشست پنجم گفتوگوی سوگواران
سال هجدهم
انتخابهای پیشینی، و روایت اینجهانی
گفتگوی منصور براهیمی با محمدحسین قدوسی
🗓 دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵
@bashgahandishe
.
📚 حلقه مطالعاتی کلیدر برگزار میکند:
گفتوگو درباره کتابِ
قلندر و قلعه
نوشتهٔ یحیی یثربی
📅 پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵
🕓 ساعت ۱۶
کتاب قلندر و قلعه رمانی ایرانی است که خواندن آن ما را با زندگی یکی از عالمان و فیلسوفان و عارفان ایرانی به نام «شیخ شهابالدین سهروردی» آشنا میکند. میدانیم که شهابالدین سهروردی ملقب به «شیخ اشراق» در قرن ششم هجری میزیست. نویسنده، این رمان را بهگونهای نوشته است که موجب آشنایی کلی مخاطب با برخی از دیدگاهها و آرای این عالم کهن ایرانی بشود. رمان از کودکی سهروردی آغاز میشود و با بر دار شدن او به پایان میرسد. هر چند قلندر و قلعه جنبهٔ زندگینامهای قدرتمندی دارد، خود را به آن محدود نکرده است؛ نویسنده کوشیده با واردکردن شخصیتهای خیالی به این اثر، جنبهٔ داستانی آن را افزایش دهد. از سال ۱۳۹۱ هجری شمسی، مجموعهای کامل از آثار در دسترس و قطعی شیخ اشراق تحتعنوان «الحکمة الاشراقیة» بهتصحیح، تحقیق و تقدیم «محمد (جلالالدین) ملکی» در ۱۲ جلد گردآوری شده است که تمام آثار قطعی شیخ اشراق را در بر میگیرد.
📍 خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
@bashgahandishe
انتخابهای پیشینی و روایت اینجهانی
📝منصور براهیمی
آیا میتوان گفت که هر انتخاب بنیادین، تا وقتی فقط در درون فرد باقی بماند، صرفاً در حد تجربهای شخصی حفظ میشود. اما هنگامی که در عمل، گفتار یا شیوهی زیستن آشکار شود و دیگران بتوانند آن را ببینند و بازگو کنند، به «شهادت» بدل میگردد. در این صورت، زنجیرهای بسیار منسجم به دست میآید: حقیقتِ ازلی → انتخابِ زمانمند → روایت → شهادت → تذکار در دیگری. اگر این زنجیره را بپذیریم، آنگاه عاشورا دیگر صرفاً یک نمونه از انتخابهای بنیادین نیست؛ بلکه کاملترین تجسم آن است. در عاشورا، حقیقتِ ازلی در انتخابِ حسین(ع) متجلی میشود، این انتخاب در تاریخ و در مقاتل به روایت درمیآید، روایت به شهادت بدل میشود و شهادت در هر نسل، تذکار را در جان انسانهای دیگر برمیانگیزد. به همین دلیل است که عاشورا، برخلاف بسیاری از رخدادهای تاریخی، با روایت شدن فرسوده نمیشود، بلکه هر بار امکانِ انتخابی تازه را در اکنون میگشاید. این، به نظرم، نقطهای است که ممکن است در آن اندیشهی آقای قدوسی گفتوگویی خلاق با ریکور، و حتی فراتر از او، برقرار کند.
آیا میتوان گفت رخدادها انسان را تغییر نمیدهند، انتخاب انسان در مواجهه با رخدادهاست که او را تغییر میدهد. ممکن است دو شخصیت دقیقاً یک واقعه را از سر بگذرانند، اما یکی قدیس شود و دیگری جنایتکار. پس سرنوشت محصول انتخاب است نه محصول حادثه. اگر این دستگاه مورد قبول باشد، میتوان گفت که هر داستان بزرگی، روایت تحقق یک انتخاب بنیادین است. به بیان دیگر، روایت فرایندِ آشکار شدن آزادی انسان در زمان است، زیرا انتخاب نتیجهی آزادی است. اگر آزادی نباشد، انتخاب صرفاً در حد نوعی واکنش باقی میماند. آیا روایت، «بازنماییِ» انتخابهای بنیادین است، یا خود، ابزاری است برای پدید آوردنِ انتخابهای بنیادین در مخاطب؟ اگر پاسخ دوم را بپذیریم، کارکرد اصلی ادبیات، تراژدی، حماسه، تعزیه و حتی قصص قرآنی دیگر صرفاً نقلِ زندگی دیگران نخواهد بود؛ بلکه آفریدنِ موقعیتی در جان مخاطب است که او را به آستانهی یک انتخاب وجودی برساند. در این صورت، روایت نه فقط دربارهی سرنوشت است، بلکه خود در ساختن سرنوشت انسان مشارکت میکند.
به این جملهی مشهور ارسطو فکر کنید: تراژدی کنش (پراکسیس) را محاکات میکند، نه شخصیت را. سالها این جمله را چنین فهمیدهاند که شخصیت مهم نیست، اما شاید بتوان آن را طور دیگری خواند. کنش چیست؟ کنش همان لحظهای است که انسان انتخاب میکند. ما شخصیت را مستقیماً نمیشناسیم، بلکه شخصیت فقط در کنش آشکار میشود. پس شاید بتوان گفت: روایت، هنر آشکار کردن حقیقت انسان از طریق انتخابهای اوست. این دیگر فقط تفسیر ارسطو نیست، بلکه بسط و گسترش ارسطو است. آیا اهمیت عمل و تجسم اعمال در گفتمان دینی با تفسیری که از ارسطو ارائه دادیم همخوان است؟ به عبارت بهتر تجسم اعمال مواجههی فرد است با انتخابهایی بنیادینی که در زندگی به آنها دست زده (یا نزده)، و چنان که میگویند در این عالم و در نهایت در عالم برزخ وقوع مییابد.
ووگلر، در کتاب «سفر نویسنده»، از سفر قهرمان یاد میکند. سفر قهرمان مراحلی دارد: دعوت، رد دعوت، عبور از آستانه (عبور از جهان عادی و روزمره)، آزمونها (یا خانها)، تاریکترین نقطهی غار، آزمون نهایی، بازگشت (با اکسیر). اما اگر همهٔ اینها را فشرده کنیم، تقریباً همهٔ مراحل فقط یک کار انجام میدهند: قهرمان را به نقطهای میرسانند که دیگر نتواند انتخاب بنیادین خود را به تعویق بیندازد. یعنی همهی مراحل، مقدمهاند، مرکز ثقل همان انتخاب بنیادین است. پس آیا میتوان گفت که عاشورا روایتِ «تصمیم گرفتن» نیست، بلکه روایتِ ظهور حقیقتِ تصمیم است.
آیا میتوان گفت آنچه سرنوشت را میسازد، وفاداری یا بیوفایی به انتخاب بنیادین در گذر زمان است؟ روایت نیز دقیقاً همین را نشان میدهد: چگونه در الست یک «آری» یا «نه»، در صدها کنش کوچک و بزرگ تاریخی استمرار مییابد یا فرومیپاشد. اگر این نکته را بپذیریم، شاید بتوان تعریف روایت را این گونه بیان کرد: روایت، بازنماییِ زمانمندِ وفاداری یا بیوفاییِ انسان به انتخابی بنیادین است. به نظر میرسد این تعریف از دو جهت قدرت دارد: هم با تراژدی ارسطویی سازگار است، زیرا کنشها حقیقت شخصیت را آشکار میکنند؛ و هم با افقی که آقای قدوسی ترسیم میکنند، زیرا «قالوا بلی» صرفاً یک لحظهی ازلی نیست، بلکه حقیقتی است که وفاداری یا بیوفایی به آن، در طول تاریخ زندگی انسان به روایت درمیآید.
گفتوگوی سوگواران| سال هجدهم | نشست پنجم
🗓 دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵
🕓 ساعت ۱۷:۳۰
@bashgahandishe
کتابِ «آزادی و ضرورت در تفکر مارکس» نوشتۀ دکتر میلاد عمرانی (دبیر مدرسۀ مطالعات نقد اقتصاد سیاسی باشگاه اندیشه) منتشر شد.
مارکس در پروژهٔ فکری خود کوشیده به فهمی دیالکتیکی از سیر حرکت اقتصادی جامعهٔ مدرن دست یابد. او در مسیر فهم اقتصاد جامعهٔ مدرن قانونمندیهایی را کشف کرده که بر اقتصاد سیاسی جامعهٔ سرمایهداری حکمفرماست. اساسیترین پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که
سرنوشت این قوانین چیست؟
آیا او نیز به این نتیجه رسیده که مبنای ایجابی آن روابط، قانونهای عام اقتصاد سیاسی جامعهٔ سرمایهداری است و قانونمندیهای این قلمرو نیز مانند قانونمندیهای علوم طبیعی واجد خصلتی ضروریاند؟
آیا تلقی جبرگرایانه از اندیشهٔ مارکس درست است؟
و با فرض چنین تفسیری، نقش آزادی و ارادهٔ آدمی را چگونه میتوان تبیین کرد؟ پاسخ به این پرسشها مستلزم بررسی تبیین مارکس از مقولات تصادف و اتفاق در آثارش، از رسالهٔ دکتری گرفته تا آثار دوران پختگی، است. باید نقش اتفاق را در نگاه مارکس به سازوکار عالم دریافت و مخالفت او را با هرگونه طرح غایتشناختی در باب عالم فهم کرد.
▫️بخشی از کتاب
@neypub
@bashgahandishe
پوشه شنیداری
نشست چهارم گفتوگوی سوگواران
سال هجدهم
سرنوشتهای دگرگونشده در عاشورا
محمدحسین قدوسی
🗓 دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۵
@bashgahandishe
.
مدرسهٔ مطالعات دین باشگاه اندیشه با همکاری نشر طه برگزار میکند:
نشستی دربارهٔ کتابِ
«از رنجی که نیست؛ عدمیانگاریِ شر از فیثاغورس تا فخر رازی»
👤 با حضورِ
علی نیکزاد (مولف)
ایرج آذرفزا
سینا سالاری
🗓 شنبه، ۳ مرداد ۱۴۰۵
🕔 ساعت ۱۸
📍 خیابان وصال شیرازی، کوچه نائبی، پلاک ۲۳، باشگاه اندیشه
دربارهٔ نشست:
«خداوند مسئول پیدایش شرور در عالم نیست. خداوند وجود محض است، اما شرور هیچ کدام از جنس وجود نیستند. مرگ، بیماری و جهل همه زمانی پدیدار میشوند که وجود دچار نقصان یا افول شود. پس شرور ماهیت عدمی دارند و قابل انتساب به وجود محض (یعنی خداوند) نیستند.»
این نظریه (که میتوان آن را عدمیانگاری شر نامید) یکی از محبوبترین پاسخهای فلسفی به مسئلهٔ شر، از قرون وسطی تا به امروز است.
کتاب حاضر کاوشی است در حدود ۱۷ قرن از تاریخ فلسفه؛ از فیثاغورس (که در تأسیس بنیانهای مابعدالطبیعی این نظریه سهمی داشت) تا فخر رازی (که جدیترین منتقد این نظریه در جهان اسلام است).
@diinschool
@bashgahandishe
هویت و ریاضت
📝میثم قهوهچیان
دبیر مدرسه مطالعات هویت باشگاه اندیشه
نخواستنِ خواستن، نوعی خواستن است اما نوعی متفاوت از خواستن، آنچه میتواند در مرحله خودآگاهی روی دهد و اراده را از بردگی میل رهاسازد. اراده خود را وضع میکند و آنچه من میخواهم را محقق میکند اما من در ورای خواستهام، هستم. من پس به نوعی، «میخواهم» هستم. نخواستن خواستن البته نوعی اراده است زیرا یک خواست منفی است اما چنین خواستی یا نخواستنی، در تقابل به اراده مطلوب است. من بدون توجه به این امکان، یعنی امکانی در خودم که میتوانم بر خلاف خواستهام بخواهم یا نخواهم، خواسته ام را با مطلوبی که در ذهن دارم عجین می کنم، یا من آنچه را که دوست دارم میخواهم، در نوع دوم اراده، من بر خلاف آنچه دوست دارم میخواهم در این جا فارغ از اینکه اراده ای صورت میگیرد، اراده به کنترل در میآید.
اما من قبل از خواستن هم میتوانم خودی را در نظر آورم، آنچه خواستهام آن نسبت را پنهان میکند، گویی منی در میان نیست، بلکه تنها منی هست که میخواهد. باید بتوان منی هنوز اراده نکرده یا در حال اراده را در نظر گرفت. این من در خلال اراده با منی که اراده میکند تنیده شده است زیرا این منِ قبل از اراده نوعی امکان است که اراده را ممکن میکند. به بیانی دیگر، من قبل از اراده کردنم، نوعی وجود هستم که میتواند اراده کند، به این آگاه است، حتی به صورت ضمنی در هستیام. چنین منی، یا من در خلال اراده، ضرورتی در هستی است به مثابه امکان. من خودآگاه میتواند به این سطح از آگاهی برسد.
منی هنوز نخواسته، منِ صرفی است که قبل از خواستن یک خواسته میتواند آن را نخواهد. آن من، آزاد است از آنچه میخواهد و آن من با نخواستن خواسته، میتواند خود را بر من خواهندهی آن خواسته، اعمال کند و خود را از بند خواست برهاند. چنین منی، منی بیخواسته نیست، منی است که به جدایی و اصالت خویش در نسبت با آنچه ایجاد یا اراده میکند آگاه است. من اصیل با نخواستن مطلوبش و خواست نامطلوبش میتواند خود را بیابد و به مقامی متفاوت از موجودی در بند خواست نائل شود.
چرا این من مطلوب است؟ چون آن من آزاد است و اوست که کنترل خود را دارد. خود اگر با خواست تعین یابد، خود نیست، خواست است و خواست، دیگری است. خود میخواهد و خواسته خود میشود، اما در این میان نکته ای وجود دارد تمایز مدام این دوست. خود زمانی آزاد است که میداند خواستهاش را میتواند تغییر دهد و حتی اگر آگاهانه انتخابش کرده باشد، هنوز امکانی برای نوعی آگاهی دیگر وجود دارد. چنین نیست که شرط انتخاب آگاهانه، من را در بند قرار دهد. از قضا گاهی شکست چنین بندی میتواند انسان را به خود باز گرداند. مدیا، سیاست، قدرت، فرهنگ و باز دیگری آن را متعین میکند و دیگر خود نیست. در این جا خود، ذاتا جدا از دیگری نیست زیرا دیگری، که همه واقعیت است خود را در بر می گیرد. در اینجا مراد از خود جدای از دیگری، که شامل خواست هم میشود، خودی است که خود را جدا از خواست خود، مطلوبتاتش و دیگری، در نظر میگیرد. چنین خودی هم دیگری است و هم دیگری نیست. چون هم بخشی از واقعیت است و هم تشکیل دهنده آن به عنوان یک جز.
چنین منی، منی که میخواهد آنچه را که نمیخواهد و نمیخواهد آنچه را که میخواهد را، من است و دیگری نیست، آزاد است و خود. او در بطن هستی جای میگیرد. من میتواند با ایجاد تمایز میان مطلوباتش و ارادهاش از طریق دلخواه اراده از امر مطلوب به نامطلوب یا همان ریاضت، خود را در بطن هستی بیابد. چنین منی رنج نمیکشد زیرا او میداند که از طریق ریاضت خود میشود. اما اینجا نکتهای وجود دارد و آن افتادن از آن سوی بام است. من نباید زمینه منیت خویش را عمدا نابود کند زیرا چنین نابودیی، نه رسیدن به من که از بین بردن آن است. اصالت من در لحظهای است که در حین ریاضت فرد در مییابد که متمایز از خواست است. این ریاضت برای کسی که پرخور است در کم خوری و برای کم خور در پر خوری روی می دهد و شکل واحدی ندارد.
@howiatschool | @bashgahandishe
گزارش تصویری
نشست سوم گفتوگوی سوگواران
سال هجدهم
رویکرد جامع به عاشورا
محمدحسین قدوسی
@bashgahandishe
💎 معرفی کتاب «قرآن با ارجاعات متقابل» اثر مُنعِم سِرّی
Sirry, Mun'im, (2022), The Qur’an with Cross-References, De Gruyter.
⬇️ دریافت ۵۰ صفحه نخست کتاب
✍️ به کوشش: مینا میرلوحی و پاپیروس
فهم بهتر متون مقدس و درک مفاهیم آن همواره دغدغه اساسی پژوهشگران و بهویژه دینپژوهان بوده است. تلاش برای رسیدن به این هدف سبب شکلگیری روشهای تفسیری متنوع و نگارش انبوهی از کتب تفسیری گردیدهاست. یکی از این روشها، تفسیر متن مقدس با ارجاع به فقرات مشابه و مرتبط در همان متن مقدس است. استفاده از الگوی «ارجاع متقابل Cross-References» در مطالعات دانشگاهی بایبل سابقهای دیرینه دارد. مفسران قرآن نیز از ابتدا به اهمیت محوری تفسیر قرآنبهقرآن پی برده بودند، اما با این وجود، جای خالی چنین تفسیری در ادبیات دانشگاهی مطالعات قرآن دیده میشد.
از اولین تلاشهای دانشگاهی معاصر برای تفسیر قرآنبهقرآن با استفاده از ارجاع متقابل به آیات مشابه، میتوان از اثر رودی پارِت «Der Koran: Kommentar und Konkordanz - قرآن همراه با تفسیر و کشفاللغات» نام برد. کتاب پارت پیشگام و گستردهترین تفسیر قرآنبهقرآن در ادبیات قرآنپژوهی دانشگاهی است که علاوه بر ارجاع به آیات مشابه ذیل هر آیه، تفسیر آن و تعابیر جایگزین را هم در بر دارد. بهعلاوه، همانطور که از واژۀ konkordanz (هماهنگی/تطبیق) برمیآید، کتاب پارت تمام عبارات و کاربردهای نظیر و مشابه را از قسمتهای مختلف قرآن گرد آورده است.
در سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۳ جمعی از اسلامپژوهان دانشگاه نوتردیم در رویدادی با عنوان «سمینار قرآن» گرد هم آمدند. هدف این جمع ارتقای درک علمی از متون قرآنی و تشویق شرکتکنندگان برای پرداختن مستقیم به قرآن بود و گابریل رینولدز هدایت آن را بر عهده داشت. اینگونه تولد کتاب «قرآن با ارجاعات متقابل (QwCR)» رقم خورد. مُنعم سِرّی نویسنده کتاب «ارجاعات متقابل» و استادیار دانشگاه نوتردیم، در این کتاب که آمادهسازی آن تقریباً ده سال به طول انجامیده، اکثر آیات را از حیث تشابه موضوع، تشابه واژگان و تشابه معنا در کنار هم قرار داده است. روش کتاب «ارجاعات متقابل» مبتنی بر ارتباط واژهها، عبارات، مضامین، مفاهیم، وقایع و شخصیتها است. به این صورت که یک واژه ممکن است چندین بار در قرآن آمده باشد؛ اما فقط مواردی ارجاع داده شده که بین دو یا چند آیه یا عبارت، ارتباط معنایی وجود داشته باشد.
«قرآن با ارجاعات متقابل» در واقع ترکیبی از دو سبک تفسیر موضوعی و واژگانی است:
رویکرد موضوعی توجه زیادی به وحدت مضمون در هر سوره دارد. هدف این رویکرد، شناسایی محور موضوعی هر سوره و ایجاد وحدت و انسجام، روابط و گروهبندی سورهها بر اساس این محور و مضامین مرتبط است. در رویکرد واژگانی تاکید بر اصطلاحات یا واژگان قرآن است و بهطور همزمان ارتباط معنایی بین کلمات، عبارات، مضامین، مفاهیم، روایتها و شخصیتها را بررسی میکند.
منعم سری در یک مقدمۀ سیوچهار صفحهای دربارۀ روش، هدف، سابقه و نمونههای مشابه تحقیق سخن میگوید. پس از دو صفحه راهنمای استفاده از کتاب، وارد متنی میشویم که به ادعای نویسندهاش رویکردی نه کشف اللغاتی و آماری بلکه تفسیری و معنایی دارد. سرّی در این اثر برخی از سبکها و روشهای مرسوم در تفاسیر بایبل را به کار بسته است. در چاپهای قرآن تاکنون این سبک از ارجاع به آیات مشابه وجود نداشته و این کتاب در نوع خود نخستین است.
🔗 مروری بر «قرآن با ارجاعات متقابل» به قلم ولید صالح
⬇️ دریافت ۵۰ صفحه نخست کتاب
@inekas
بازاندیشی در مفهوم اخلاق با مارتا نوسبام
آیا نظریههای اخلاقی سنتی توانایی پاسخگویی به چالشهای پیچیده جهان امروز را دارند؟
مارتا نوسبام، یکی از تاثیرگذارترین فیلسوفان زنده جهان، در این ویدیو از یک «نظریه جدید در اخلاق» سخن میگوید.
نوسبام با به چالش کشیدن نگاههای تکبعدی گذشته، چارچوبی را پیشنهاد میدهد که بر پایه شکوفایی، عدالت و تحقق پتانسیلهای واقعی تمام موجودات (نه فقط انسانها) بنا شده است.
رویکرد قابلیتهای او به ما یادآوری میکند که اخلاق صرفاً پیروی از قوانین خشک نیست، بلکه تلاش برای ایجاد جهانی است که در آن هر موجودی فرصت زندگی شایسته را داشته باشد.
🔗 برای تماشای کامل این گفتوگوی ارزشمند میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
IAI TV - A New Theory of Ethics
@Dialogeschool
@bashgahaandishe
دربارهٔ دورهٔ «فلسفه تحلیلی؛ از ریشهها تا پیامدها»
📝ایمان همتی
مدرس دوره و دبیر مدرسه مطالعات مدرنیته و نقد متافیزیک باشگاه اندیشه
شاید بتوان گفت برای هر پژوهشگری بویژه در حوزه علوم انسانی فهم ریشهها دلالتی حیاتی و ضرورتی انکارناپذیر دارد. در این دوره تلاش میشود تا با فرارفتن از تقلیلگراییهای رایج، شرحی دقیق، منسجم و تاریخی-تحلیلی از سنت فکریِ «فلسفه تحلیلی» ارائه گردد.
در این مسیر، نقطه عزیمت دوره آرای گوتلوب فرگه، برتراند راسل و لودویگ ویتگنشتاین خواهد بود. در این گام اولیه، ربط و نسبت دیالکتیکی این اندیشهها با جریانهای فلسفه پساکانتی و تبارشناسی ایدئالیستی مورد مداقه قرار میگیرد تا در نهایت، روند صیرورت و دگرگونیهای ساختاری فلسفه تحلیلی در آثار صورتگرایان و فیلسوفانی چون رودولف کارنپ، ویلارد کواین و دیگران پی گرفته شود.
اما دال مرکزی و تمایز اساسی این دوره نسبت به شرحهای مرسوم قرن بیستمی، عبور از نگاه محضِ انتزاعی و فنی است. در این تفحص، تلاش میشود تا پیوند نظاممند اندیشههای فیلسوفان تحلیلی با پروژههای کلان روشنگری و مدرنیته آشکار گردد و پیامدهای انضمامیِ اخلاقی، اجتماعی و سیاسی این منظومههای فکری به صورتی جدی بررسی شود. در واقع، این دوره بستری است برای یک مواجهه نقادانه و گفتوگویی زنده میان سنتهای مرزآشوبِ فلسفی؛ آنجا که ابزارهای صلب و دقیق سنت تحلیلی یعنی «زبان»، «منطق» و «تحلیل مفهومی»، در تلاقی با مؤلفههای اگزیستانسیال و معرفتشناختی فلسفه قارهای همچون «تاریخ»، «هرمنوتیک»، «تجربه زیسته»، موردِ دیالوگ و تأمل قرار میگیرند تا امکان مقایسه و سنتزی پویا میان همکاران این دو نحله فراهم آید.
فلسفهٔ تحلیلی؛ از ریشهها تا پیامدها
فصل اول: سرآغاز فلسفهٔ تحلیلی
با تدریس دکتر ایمان همتی
🔹 ۵ جلسه
🔹 چهارشنبهها، ساعت ۲۰
🔹 بهصورت برخط (آنلاین)
🔹 شروع دوره: هفته دوم تیر۱۴۰۵
🔹 شهریه: یک میلیون و پانصد هزار تومان
اطلاعات تکمیلی درباره دوره را اینجا بخوانید.
📞 جهت ثبتنام و دریافت اطلاعات بیشتر، با این اکانت در ارتباط باشید:
@bashgahandisheschools
@bashgahandishe
.
گفتوگوی سوگواران
سال هجدهم | نشست هفتم
محمدی دیگر
درنگی در روایت سیدمرتضی جزایری از تاریخ صدر اسلام
با حضورِ
آرشام زادهعبداللهی
چکیده نشست را اینجا بخوانید.
🗓 دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
🕓 ساعت ۱۶
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
@bashgahandishe
مدرسه مطالعات مدرنیته و نقد متافیزیک باشگاه اندیشه برگزار میکند:
📚 فلسفهٔ تحلیلی؛ از ریشهها تا پیامدها
فصل دوم: فلسفهٔ فرگه
با تدریس دکتر ایمان همتی
🔹 ۵ جلسه
🔹 چهارشنبهها، ساعت ۲۰
🔹 بهصورت برخط (آنلاین)
🔹 طول دوره: مرداد و شهریور ۱۴۰۵
🔹 شهریه: یک میلیون و پانصد هزار تومان
اطلاعات تکمیلی درباره دوره را اینجا بخوانید.
📞 جهت ثبتنام و دریافت اطلاعات بیشتر، با این اکانت در ارتباط باشید:
@bashgahandisheschools
#فلسفه_تحلیلی #باشگاه_اندیشه #مدرسه_مطالعات_مدرنیته #دکتر_ایمان_همتی #فلسفه #دوره_آموزشی #آنلاین #اندیشه_معاصر
@bashgahandishe
.
«متنهایی دربارۀ هرمنویتیک: از افلاطون تا امروز» اثر آلمانیزبان النا فیکارا است که در آن گزیدهای از متنهای فیلسوفانی، از افلاطون گرفته تا برخی چهرههای معاصر، گردآوری شده است. فیکارا متولد ۱۹۷۴ و استادیار و مدرس دانشگاه پادربرن آلمان در حوزهی فلسفهی نظری و تاریخ فلسفه است و با دانشگاه شهری نیویورک همکاری میکند. او، علاوه بر گزینش و مرتبساختن قطعات، مقدمهای نسبتاً مفصل بر کل کتاب نگاشته است، بهعلاوهی مقدمههایی کوتاه بر هرکدام از این گزیدهمتنها که برای فهم پیوستگی موضوعی آنها با یکدیگر مفیدند. قطعاتی که او از متنهای فیلسوفان برگزیده است گویای جنبههای گوناگون هرمنویتیک است. این جنبهها از خاستگاه واژگانی واژهی هرمنویتیک در یونان گرفته تا تحولات مفهومیاش در سدهی بیستم و آغاز سدهی بیستویکم را در بر میگیرند.
در این ویدئو دکتر محمدرضا بهشتی، استاد فلسفه و یکی از مترجمین کتاب دربارۀ اثر میگوید.
این کتاب در تابستان 1405 توسط نشر هرمس با ترجمۀ محمدرضا بهشتی و وحید احمدی به چاپ رسیدهاست.
@Dialogeschool
@bashgahandishe
.
گفتوگوی سوگواران
سال هجدهم | نشست ششم
غلامحسین ساعدی و "رمان مقتل"
با حضورِ سیدجواد میری
🗓 دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
🕓 ساعت ۱۷:۳۰
یکی از پرسشهایی که همواره مطرح میشود این است که چرا "چپها" در ایران مفاهیم دینی و علیالخصوص شیعی را مورد بازخوانی و تفسیر قرار دادهاند حال آنکه خود هیچ باوری به دین و مذهب نداشتند؟ این پرسش مهمی است که نیاز به تامل درباره آن داریم. زیرا اگر در بستر عالمیت جدید از بازخوانی مفاهیم دینی در مدل چپ جهانی عدول کنیم بیش از دو آلترناتیو نخواهیم داشت یا گرفتار تفاسیر "راست افراطی" خواهیم شد و یا دچار خوانشهای "عرفانی" میشویم. در این نشست من رمان مقتل غلامحسین ساعدی را به عنوان یک مدل مورد بازخوانی قرار خواهم داد.
@bashgahandishe
گزارش دیداری ِ نشست پنجم گفتوگوی سوگواران
سال هجدهم
انتخابهای پیشینی و روایت اینجهانی
گفتگوی منصور براهیمی با محمدحسین قدوسی
🗓 دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵
@bashgahandishe
آیا «دیگری» دوزخ است؟
📝محمدرضا لبیب
معمولا عبارت معروف «دیگری، دوزخ است» به عنوان موضعِ ژانپل سارتر در قبال دیگری مطرح میشود. باید گفت که خلاف تصور رایج، این عبارت در اثر مهم فلسفیِ وی یعنی هستی و نیستی نیامده، بلکه جملهای است که سارتر آن را با صدای یکی از شخصیتهای نمایشنامهٔ خروج ممنوع (که در ایران ترجمههای متعددی از آن به چاپ رسیدهاست) طرح میکند. در این نمایشنامهٔ تکپردهای، سه شخصیتِ گارسَن، اینِس و استل که بهتازگی مردهاند، در اتاقی بسته و بیپنجره، بدون آینه و بدون امکان خواب یا پلکزدن، برای همیشه با یکدیگر محبوس میشوند. آنها بهتدریج درمییابند که دوزخ آنها نه دست و پنجه نرم کردن با شکنجهگرانی با ابزارهای مرسومِ شکنجه است که شکنجۀ اصلی تحملِ حضورِ دائمی و آزاردهندۀ دیگری است که از قضا این حضور آینهوار است و میتوان گفت ماحصلِ انعکاس خود است. در این نمایشنامه، هر یک از سه نفر آینه و داورِ دیگری است و از آنجا که در اتاق آینهای وجود ندارد، هر شخص تنها از طریق نگاه و داوریِ دو نفرِ دیگر میتواند خود را ببیند. گارسَن، در واپسین لحظات نمایش، جمله را چنین بیان میکند: نیازی به میلههای داغ نیست؛ دوزخ همان دیگراناند.
خودِ سارتر در گفتوگویی که پیش از انتشار ضبط صوتیِ نمایش در سال ۱۹۶۵ ارائه کرد، تصریح کرد که این جمله «همواره بد فهمیده شده است»؛ به گفتهٔ او، مقصودش این نبود که روابط با دیگران فینفسه دوزخی است، بلکه این بود که وقتی رابطهٔ من با دیگری «مخدوش» باشد یعنی بهجای بازشناسیِ متقابلِ آزادی، به کشمکش برای تصاحب یا کنترلِ نگاهِ یکدیگر بدل شود آنگاه دیگری میتواند به دوزخ من بدل شود. شماری از شارحان نیز بر این نکته تأکید کردهاند که این عبارت را نباید بهعنوان دکترینی کلی دربارهٔ ذاتِ روابط انسانی از نگاه سارتر خواند. این تفسیر با آنچه سارتر در فصل «روابط عینی با دیگری» در هستی و نیستی آورده هم همخوان است، آنجا که مینویسد «تعارض، معنای اصیلِ هستی برای دیگری است» اما در همان اثر، در یادداشتی پایانی، امکانِ نوعی «اخلاقِ رهایی» را نیز از رهگذر آنچه او «دگرگونیِ رادیکال» مینامد، یعنی گذار از بدايمانی به اصالت باز میگذارد. از آنجا که آگاهیِ «من» به تعبیر سارتر، هرگز نمیتواند مستقیماً به خودش بازگردد و خود را بهطور کامل بشناسد، آگاهی از خویشتن همواره وابسته به میانجیگریِ دیگری است. در این تلقی من تنها از طریق نگاه و داوریِ دیگری است که خود را بهمثابهٔ ابژهای معین با صفاتی ثابت مانند بزدل، خیانتکار یا فرومایه بازمییابم. گارسَن در نمایشنامه دقیقاً در همین وضعیت گرفتار است: او آرزو دارد اینِس و استل او را «شجاع» بدانند، اما از آنجا که دیگر مرده و فرصتِ تغییرِ کنشهایش را ندارد، محکوم است تا ابد در همان تصویری که دیگری از او ساخته محبوس بماند، بیآنکه بتواند آن را اصلاح یا انکار کند.. شاید بتوان گفت که مرادِ سارتر از گزارۀ «دیگری، دوزخ است» گزارهای مشروط است، نه مطلق به این معنا که دیگری تنها زمانی دوزخ میشود که فرد در وابستگیِ کامل به داوریِ او گرفتار آید و از بازتعریفِ خویش از طریقِ کنشِ آزادِ خود بازبماند. وضعیتی که سارتر آن را نمونهٔ نمایشیِ «بدايمانی» و ناتوانی از پذیرشِ مسئولیتِ هستیِ آزاد میداند.
@Dialogeschool
@bashgahandishe
گفتوگوی سوگواران
سال هجدهم | نشست پنجم
انتخابهای پیشینی و روایت اینجهانی
گفتوگوی منصور براهیمی با محمدحسین قدوسی
🗓 دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵
🕓 ساعت ۱۷:۳۰
@bashgahandishe
.
گزارشِ دیداری ِ نشستی دربارهٔ کتابِ
«از رنجی که نیست؛ عدمیانگاریِ شر از فیثاغورس تا فخر رازی»
با حضورِ علی نیکزاد (مولف)، ایرج آذرافزا، سینا سالاری، به دبیری محمدرضا معینی(دبیر مدرسهٔ مطالعات دین باشگاه اندیشه)
همکاریِ مدرسهٔ مطالعات دین باشگاه اندیشه با نشر طه
🗓 شنبه، ۳ مرداد ۱۴۰۵
@bashgahandishe
پوشه شنیداری
نشست سوم گفتوگوی سوگواران
سال هجدهم
رویکرد جامع به عاشورا
محمدحسین قدوسی
🗓 دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵
@bashgahandishe
گفتوگوی سوگواران
سال هجدهم | نشست چهارم
سرنوشتهای دگرگون شده در عاشورا
با حضورِ
محمدحسین قدوسی
🗓 دوشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۵
🕓 ساعت ۱۶:۰۰
@bashgahandishe
کارگاه تابستانی امکان | رویداد اول
🎨 معرّق کاشی؛ تجربهی یک هنر اصیل
معرّق کاشی هنری است که از ترکیب قطعات کوچک کاشی، به یک اثر منسجم و ماندگار تبدیل میشود؛ هنری که در معماری و آثار تزئینی جایگاه ویژهای دارد.
در این رویداد، نوجوانها با اصول این هنر آشنا میشوند و با انتخاب طرح، رنگ و ترکیببندی، اثر شخصی خودشان را خلق میکنند؛ اثری که نتیجهی نگاه و انتخاب خودشان است.
✨ مناسب برای دخترها و پسرهای ۱۲ تا ۱۶ سال
🌱 بدون نیاز به پیشنیاز
🧱 تمامی ابزار و متریال مورد نیاز توسط ما فراهم میشود. به همراه پذیرایی
📌 در صورت لغو برنامه به دلیل شرایط پیشبینینشده، هزینهی ثبتنام بهطور کامل عودت داده خواهد شد.
برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام با آیدی زیر در ارتباط باشید👇🏻
@Emkan_space
.
.
#نوجوان
@emakaanspace
گفتوگوی سوگواران
سال هجدهم | نشست سوم
رویکرد جامع به عاشورا
با ارائه محمدحسین قدوسی
🗓 دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵
🕓 ساعت ۱۶:۰۰
@bashgahandishe
📚 حلقه مطالعاتی کلیدر برگزار میکند:
گفتوگو درباره کتابِ
در ستایش مرگ
نوشتهٔ ژوزه ساراماگو
ترجمهٔ شهریارر وقفیپور
همراه با رونمایی از کتابِ مرگ اندیشان: فیلسوفان مرگ و مرگ فیلسوفان نوشتۀ
احمد راسخی لنگرودی با حضورِ مولفِ محترم اثر
📅 پنجشنبه ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵
🕓 ساعت ۱۶
📍 خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
@bashgahandishe
🔵 با محوریت مطالعات زنان و تاریخ محلی
فراخوان مقاله «همایش ملی زن در تاریخ محلی سیستان و بلوچستان» منتشر شد
🔹 انجمن زنان پژوهشگر تاریخ با انتشار فراخوان مقاله همایش ملی «زن در تاریخ محلی سیستان و بلوچستان» از پژوهشگران دعوت کرد چکیده مقالات خود را تا ۳۱ تیرماه و اصل مقالات را تا ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ به دبیرخانه همایش ارسال کنند.
🔹 پژوهشگران و علاقهمندان میتوانند چکیده مقالات خود را تا ۳۱ تیرماه و متن کامل مقالات را تا ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵، در قالب فایلهای Word و PDF، از طریق نشانی الکترونیکی seminarezanan@gmail.com یا پایگاه اینترنتی wahrngo.ir به دبیرخانه همایش ارسال کنند.
🔹 علاقهمندان برای دریافت اطلاعات بیشتر میتوانند با شماره تلفن ۰۹۳۵۴۰۴۷۱۱۰ تماس بگیرند. صفحه انجمن زنان پژوهشگر تاریخ در اینستاگرام با شناسه Zanane_pazhoheshgar_tarikh، کانال آن در پیامرسان بله به نشانی ble.ir/join/FBPfXNC7CG و کانال تلگرامی انجمن به نشانی t.me/zananepazhoheshgartarikh1396 در دسترس است.
🌐 مشاهده خبر کامل
🆔 @nlai_ir
@zananepazhoheshgartarikh1396
مدرسه مطالعات مدرنیته و نقد متافیزیک باشگاه اندیشه برگزار میکند:
📚 فلسفهٔ تحلیلی؛ از ریشهها تا پیامدها
فصل اول: سرآغاز فلسفهٔ تحلیلی
با تدریس دکتر ایمان همتی
🔹 ۵ جلسه
🔹 چهارشنبهها، ساعت ۲۰
🔹 بهصورت برخط (آنلاین)
🔹 شروع دوره: هفته دوم تیر۱۴۰۵
🔹 شهریه: یک میلیون و پانصد هزار تومان
اطلاعات تکمیلی درباره دوره را اینجا بخوانید.
📞 جهت ثبتنام و دریافت اطلاعات بیشتر، با این اکانت در ارتباط باشید:
@bashgahandisheschools
#فلسفه_تحلیلی #باشگاه_اندیشه #مدرسه_مطالعات_مدرنیته #دکتر_ایمان_همتی #فلسفه #دوره_آموزشی #آنلاین #اندیشه_معاصر
@bashgahandishe