2735
تماس با من: @behzadmehrani7 اینستاگرام👈 www.instagram.com/behzadmehrani توییتر👈 www.twitter.com/behzadmehrani ------------------------- بهزاد مهرانیام. خواندن و نوشتن برای من نه معنای زندگی که خود ِ زندگی است.
من در ۱۸ و ۱۹ دیماه مُردم؛ و بسیاری چون من نیز.
اما این مرگ، پایان نبود.
ما از دل خاکستر دوباره، ققنوسوار، برخاستیم و همپیمان شدیم که تا تحقق پیروزی کامل و انتقام خون عزیزانمان در یک دادگاه عادلانه، زنده بمانیم -و خواهیم ماند.
✅@behzadmehrani77
عمری خواستند به ملت حقنه کنند که اسلام فقط اسلامِ مصباح یزدی نیست؛ اسلامِ عبدالکریم سروش و محسن کدیور و دیگر «نواندیشان» و «روشنفکران دینی» هم است.
بعد هم در انبوهی از مجلهها و روزنامهها ــ که متأسفانه حاصل نابودی درختان بسیار بودند ــ سالها دربارهی این مهملات قلمفرسایی کردند و برایش «دستگاه نظری» ساختند.
امروز اما از سروش و شمسالواعظین و کدیور گرفته تا اشکوری و جماعتی دیگر از نعلینمالانِ حکومت، بسیاریشان حتی از «بسیجیِ دهنگشاد» نیز وفادارتر پشت رژیم جنایتکار خامنهای ایستادهاند.
برای این جماعتِ شیفتهی «آرمان فلسطین»، ایران و منافع ملی ایران پشیزی ارزش ندارد. ریشهی فکری همهی اینها، مستقیم یا باواسطه، به سنت فکری سید قطب و سید ابوالاعلی مودودی و دیگر نظریهپردازان اسلام سیاسی میرسد.
اینها دوشادوشِ کسی پیش میآیند که با گلوله به سر مردم شلیک میکند؛ او خون میریزد و این خونشویی میکند.
✅@behzadmehrani77
برای یک کار تحقیقی ناچار شدم بار دیگر آثار برخی از انقلابیون ۵۷، از جمله نوشتههای علی شریعتی، را بخوانم؛ عذاب الیمی است.
«در عُنْفُوانِ جوانی، چنانکه افتد و دانی»، شیفتهٔ شریعتی بودم و تقریباً همهٔ آثارش را خوانده بودم. نوشتههایش آنقدر در ذهنم نشسته بود که هنوز، پس از نزدیک به چهار دهه، میدانم هر جملهاش در کدام مجموعه آثار آمده است.
امروز اما که دوباره آنها را میخوانم، بر عمر، جوانی و زندگیای که با این خزعبلات بر باد رفت، افسوس میخورم.
اینکه جماعتی تصمیم گرفتند بر پایهٔ چنین مهملات ایدئولوژیکی، هست و نیست ایران را به قمار بگذارند، خود نکوهیده است؛ اما زشتتر و مشمئزکنندهتر آن است که هنوز عدهای از همان افکار دفاع میکنند و به ملتی زخمخورده وعده میدهند که میخواهند بر اساس همین باورها یک جمهوری «دموکراتیک» بنا کنند. این دیگر غیرقابلتحمل است.
✅@behzadmehrani77
جماعتی با عنوان مشروطهخواه میگویند که شاهزاده رضا پهلوی از هماکنون شاه است و پس از رژیم اسلامی نیاز به هیچ انتخاباتی نیست.
بعد دشمنان پهلوی که خود را «جمهوریخواه» مینامند، با اینها دست دوستی دادهاند و رسانههایشان را در اختیار این جماعت قرار میدهند تا با برگزاری انتخابات آزاد پس از رژیم اسلامی مخالفت و شاهزاده رضا را تخطئه کنند.
میبینیم که جمهوریخواهی این موجودات، هم پلاستیکی است و در بهترین حالت یک «جمهوری خلقی» است و هدفشان تنها دشمنی با پهلوی است.
✅@behzadmehrani77
"افسانه پیروزی شوروی"
پوتین در مراسم رژه روز پیروزی: "پیروزی همیشه از آن ما بوده و همیشه از آن ما خواهد بود."
دیروز و امروز سالروز پیروزی متفقین در جنگ جهانی دومه. باید در اینجا به یکی از افسانههای کمونیستها، سوسیالیستها و کلاً چپها اشاره کنم.
جنگ علیه فاشیسم رو متفقین با هم به پیروزی رسوندند، اما پروپاگاندیستِ اعظم در این گروه که اتفاقاً به لطف متحدانش موفق شده بود خودش رو زنده نگه داره، پس از جنگ همهٔ غنایم مادی و معنوی جنگ رو به نام خودش زد: شوروی استالینی.
سوسیالیستها و کمونیستها در سراسر جهان — به عنوان ستون پنجم شوروی — ابن افسانه رو جا انداختند که شوروی پیروزی بر فاشیسم رو رقم زد و این مدیونِ نظم سوسیالیستیه. ستون پنجم شوروی (مثل تودهایهای ایرانی) تصویری رؤیایی از شوروی ترسیم میکردند؛ هر چیز خوبی در این دنیا رو به آرمانشهرشون در شوروی نسبت میدادند (که از قضا هولناکترین دیکتاتوری توتالیتر تاریخ بشر بود). اصلاً انگار نه انگار که پیروزی بر آلمان نازی نتیجهٔ این بود که آمریکا و بریتانیا بازوهای این اختاپوس رو قطع کردند و اجازه ندادند روسیه زیر فشار چنگکهای آلمان نازی له بشه؛ اجازه ندادند آلمان بتونه لجستیک لازم رو برای شکست شوروی تدارک ببینه و از اون طرف سیلی از ادوات نظامی و تجهیزات حیاتی رو به سمت شوروی سرازیر کردند.
داخل پرانتز:
دیگه ما که ایرانی هستیم بهتر از هر کس باید یادمون باشه چرا ایران در شهریور ۱۳۲۰ اشغال شد؟ چون متفقین به یک پل مطمئن برای ارسال تجهیزات آمریکایی به شوروی نیاز داشتند.در آمریکا قانونی تحت عنوان "وام و اجازه" تصویب شد که به دولت این کشور اجازه میداد تجهیزات نظامی و مواد و اعتبارات گسترده در اختیار دشمنان آلمان قرار بده. به این ترتیب میلیاردها دلار تسلیحات و ادوات به سوی شوروی و بریتانیا سرازیر شد.
دشواری و هزینهی هرگونه حرکت انقلابی برای ملت ایران، در نبود سلاح و حمایت خارجی، بهمراتب افزایش مییابد.
از طعن طاعنان و حامیان نکبت ۵۷ نباید هراسید. وطندوستی این جماعت، دروغی بزرگ است. آنان برای بهثمر رساندن غائلهی ۵۷، از جنایتکارترین و خونریزترین رژیمها و گروههای تروریستی، کمکهای مالی، تسلیحاتی و لجستیکی دریافت کردند.
یکی از فعالان داخلی که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی در صحنهی خیابان حضور داشته و عزیزی را نیز از دست داده است، میگفت: «اینبار اگر به خیابان برویم، سرکوبگران نخواهند دانست که پس از سرکوب، آیا زنده به خانه بازمیگردند یا نه.»
او میگفت: «اینبار به خیابان نمیرویم تا به دست آنان کشته شویم؛ بلکه میرویم تا آنان را از صحنه حذف کنیم.
✅@behzadmehrani77
علی شریعتی، معلم انقلاب ۵۷، در اردیبهشت ۱۳۳۸ برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. او فرانسه را «شهر شراب، شهوت و پول» مینامد و مینویسد تنها جایی که در این جهان آلوده برایش جلوهای زیبا دارد، گورستان مونپارناس در پاریس است؛ «تنها گوشهی پاک و سرشار از روح».
دشمنی این جماعت اسلامگرا با شراب و ثروت و رفاه و علاقهشان به قبرستان هم نکتهآموز است.
✅@behzadmehrani77
در روز کارگر، خاطرهای از فریبرز رئیسدانا به ذهنم آمد.
یکبار در جلسهای درباره اهمیت سرمایه و سرمایهداری با او بحث کردم. ناگهان مثل اسفند روی آتش به جوش آمد و با عصبانیت گفت: «حتماً خودت سرمایهداری که از سرمایهداری دفاع میکنی؛ من از کارگر دفاع میکنم.»
آن روزها از قضا من با کارگری روزگار میگذراندم.
پینوشت:
عکس از همان روز است. بحثمان به خیابان هم کشیده شد
✅@behzadmehrani77
بهعنوان پدری که فرزندی با اختلال اوتیسم Autism Spectrum Disorder دارد، از نزدیک با رنجی آشنا هستم که بسیاری از خانوادهها هر روز با آن زندگی میکنند؛ رنجی که در نبود حمایت مؤثر، میتواند به بحرانی فرساینده و حتی ویرانگر تبدیل شود.
در برخی گزارشهای داخلی آمده است که هزینه هر جلسه «کاردرمانی» برای این کودکان به حدود یک میلیون تومان رسیده است. اگر خانوادهای بخواهد حداقل هفتهای پنج جلسه از این خدمات استفاده کند، هزینهی ماهانه آن به حدود ۲۰ تا ۲۲ میلیون تومان میرسد؛ رقمی که برای بسیاری از خانوادهها عملاً خارج از توان است. در نتیجه، بسیاری ناچار شدهاند روند درمان را متوقف کنند.
این تصمیم، هرچند اجباری، پیامدهای جدی دارد. مداخلات درمانی در سالهای اولیه زندگی، زمانی که مغز کودک از بالاترین سطح انعطافپذیری برخوردار است، نقشی تعیینکننده در رشد مهارتهای ارتباطی و شناختی دارند. قطع یا وقفه در این دوره میتواند به از دست رفتن فرصتهایی منجر شود که جبران آنها در سالهای بعد بسیار دشوار و حتی غیر ممکن است.
این مشکلات محدود به روزهای جنگ نیست؛ در شرایط صلح هم بسیاری از این کودکان با همین کمبودها و فشارها مواجهاند.
برای این کودکان، مسئله صرفاً وجود بحران نیست، بلکه از بین رفتن ثباتی است که پایه رشد و یادگیری آنها را شکل میدهد. هرگونه بیثباتی،از تغییرات محیطی گرفته تا اختلال در روند درمان، میتواند تأثیری فراتر از یک فشار موقت داشته باشد و به وقفهای جدی در مسیر رشد آنها تبدیل شود.
این کودکان حتی در شرایط عادی نیز به ثبات محیط، روتین و حمایت تخصصی (مانند ABA و گفتاردرمانی) وابستهاند. در شرایط بحران، آنچه رخ میدهد ترکیبی از فروپاشی حسی (sensory overload)، بیثباتی محیط و نابودی روتین است، ترکیبی که میتواند به فروپاشی کامل تجربه زیسته کودک منجر شود. در کنار این، توقف روند درمان، که در نبود حمایت کافی دولتی و غیردولتی تشدید میشود—فشار مضاعفی بر این کودکان و خانوادههایشان وارد میکند.
در بحرانهای معاصر،از جمله جنگ غزه واوکراین، اگرچه شرایط برای کودکان دارای نیازهای ویژه دشوار است، اما دستکم شبکههایی از حمایت اضطراری وجود دارد؛ از حضور سازمانهای غیردولتی بینالمللی گرفته تا تلاش برای حفظ حداقلی از خدمات درمانی و آموزشی. این حمایتها کامل نیستند، اما چارچوبی فراهم میکنند که خانوادهها کاملاً تنها نمانند.
در ایران، چنین شبکههای مستقل داخلی و یا خارجی وجود ندارد. در نتیجه، خانوادههای دارای کودک اوتیستیک در مواجهه با بحران، نه تنها با فشارهای جدید روبهرو میشوند، بلکه در غیاب حمایت مؤثر، عملاً به حال خود رها میشوند.
بهعنوان پدری در ایالات متحده با فرزندی دارای اوتیسم، میدانم حتی با وجود امکانات، این مسیر آسان نیست. همین مقایسه کافی است: جایی که همین حداقلها هم وجود ندارد، فشار بر این خانوادهها بهمراتب سنگینتر خواهد بود.
✅@behzadmehrani77
توضیحاتی درباره برپایی مراسم بزرگداشت یکصدمین سال شاهنشاهی پهلوی
برپایی شاهنشاهی خاندان پهلوی در یکصد سال پیش بخشی پر افتخار از ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ایران است، و از این سو شایسته بزرگداشت و قدرانی ایرانیان.
ظاهرا و در حال حاضر سازمانها ،نهاد ها و کسانی مستقلا تصمیم به برگزاری مراسمی برای این بزرگداشت دارند، و احتمالاً کالاهایی را هم بعنوان یادبود تهیه و به بازار عرضه خواهند کرد.
با توجه به آنکه برگزاری هیچ گونه مراسم رسمی و خاصی در این باره از طرف علیاحضرت شهبانوی ایران، و یا شاهزاده رضا پهلوی، پیش بینی نشده، همه این اقدامات باید به عنوان فعالیت هایی مستقل و بدون هیچگونه ارتباط با خاندان پهلوی و یا نهاد های وابسته به آن در نظر گرفته شود.
از این رو طبیعتاً هر نوع مسئولیت و نارضایتی احتمالی هم بر عهده آن نهادها خواهد بود.
دفتر مخصوص علیاحضرت شهبانوی ایران
مدتهاست نه با سعید قاسمینژاد همکاری مستقیمی داشتهام و نه ارتباط نزدیکی، اما سالهای طولانی فعالیت سیاسی در کنار او، فرصت آموختن بسیاری برایم فراهم آورد.
در برخی موارد با دیدگاهها و باورهایش اختلاف داشتهام، اما سختکوشی، وقتشناسی، جدیت در کار، مطالعهٔ مستمر و پایبندی به اخلاق حرفهای از ویژگیهایی است که همواره در او برجسته دیدهام و برایم آموزنده بوده است.
✅@behzadmehrani77
در چند هفته اخیر در سفر به دور اروپا با اعضای پارلمانها، دولتها و رسانهها گفتوگو کردهام.
سفر من یک هدف داشت: این که صدای میلیونها ایرانی باشم که تحت سلطه جمهوری اسلامی، ترورهای آن و قطع اینترنت، گروگان گرفته شدهاند؛ میلیونها ایرانی که صدایشان خاموش شده است.
اما اکنون با اطمینان میتوانم بگویم این سکوت، این سانسور، نهتنها توسط رژیم در ایران، بلکه توسط رسانههای بینالمللی و بهویژه اروپایی انجام میشود.
بنابراین، میخواهم به طور مستقیم با مردم اروپا صحبت کنم.
I have spent the past several weeks traveling across Europe, speaking to members of parliaments, governments, and the press.
My visit had one objective: to give a voice to the millions of Iranians held hostage by the Islamic Republic, its terror, and its Internet blackout. The millions of Iranians who have been silenced.
But I can now say with confidence that that silencing, that censorship, is not just happening at the hands of the regime in Iran, but by the international, and particularly the European, media.
So I want to speak directly to the people of Europe.
@OfficialRezaPahlavi
لباس نامرتب، موهای بلند آلوده و دشمنی با هر چیز که آدمی را انسانی متمدن نشان بدهد از ویژگیهای عموم این اوباش چپ است. یک تاریخ چرک و عفونت پشت این اراذل خانه دارد.
✅@behzadmehrani77
جمهوری اسلامی، چه در برابر آمریکا تسلیم شود و چه نشود، رفتنی است؛ و خودِ رژیم این را بهتر از هر کس میداند.
از آنجا که این اوباشِ انیرانی «هیچ» احساس ملی ندارند و بر پایهی آرمانها و ایدئولوژیهای ناکجاآبادیِ آخرالزمانی عمل میکنند، ترجیح میدهند حسینوار و عاشورایی «پیروز» شوند. راه دیگری برایشان نمانده است.
جمهوری اسلامی یک بیماری بدخیم است که باید دههها پیش به این نقطه میرسید و با چنین جراحیای از میان میرفت؛ اما جهان آزاد نه درک روشنی از این خطر داشت و نه عزم و ارادهی لازم برای مواجهه با آن. در عوض، ترجیح داد با یکی از خونریزترین رژیمهای عصر جدید مماشات کند.
✅@behzadmehrani77
گفتگو با برنامه پورتا پورتا، شبکه رای-۱ ایتالیا
با زیرنویس فارسی
آوریل ۲۰۲۶ (فروردین ۱۴۰۵/۲۵۸۵)
@OfficialRezaPahlavi
https://youtu.be/DYnFKU782n8
هممیهنان عزیزم،
در روزهایی که شما با شجاعت در برابر رژیم اشغالگر ایران ایستادهاید، این نظام منفور و منزوی، همچنان به تجاوز به جان و مال مردم ادامه میدهد تا سرنگونی حتمی خود را اندکی به تعویق اندازد. در چنین شرایطی، وظیفه خود میدانم که تصویر عدالت در فردای ایران را برای کسانی که با جنایتکاران همکاری کنند، روشنتر ترسیم کنم.
در این راستا، از «کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی ایران» خواستم درباره دو موضوع مهم، نظر مشورتی خود را ارائه کند: نخست، موضوع مسئولیت کیفری افرادی که با ساختارهای سرکوبگر جمهوری اسلامی همکاری میکنند؛ و دوم، موضوع مصادره اموال معترضان و خانوادههای آنان.
این کمیته اکنون نخستین نظر مشورتی خود را صادر کرده و پیام آن روشن است: این اقدامات، همکاریهای ساده یا بیاهمیت نیستند؛ بلکه «یاریرسانی به جنایت علیه بشریت» محسوب میشوند. هیچ مقام، هیچ دستور و هیچ بهانهای نمیتواند مسئولیت کیفری فردی را از میان ببرد. بنابراین، هر فردی که آگاهانه و داوطلبانه با ساختارهای سرکوبگر رژیم همکاری کند، چه در داخل و چه در خارج از ایران، باید بداند که در معرض مسئولیت کیفری قرار خواهد گرفت:
خواه این همکاری از نوع گزارشدهی یا خبرچینی باشد؛
خواه از نوع مشارکت در ایستهای بازرسی باشد؛
خواه از نوع بهکارگیری کودکان و نوجوانان در سرکوب معترضان باشد؛
و خواه از نوع تحصیل، انتقال یا خرید و فروش اموالی باشد که در جریان سرکوب از معترضان و خانوادههای آنان مصادره شده است.
از این رو، نهتنها افرادی که در صدور دستور، اجرای آن، یا تسهیل این مصادرهها نقش دارند در معرض مسئولیت قرار خواهند گرفت، بلکه کسانی که آگاهانه و داوطلبانه به خرید و فروش این اموال میپردازند نیز باید پاسخگو باشند. این مسئولیت، استفاده از اموال یا داراییهای آنان برای جبران خسارت واردشده به مالکان اصلی را نیز شامل میشود.
بنابراین، به همه کسانی که امروز در صدد همکاری با دستگاه سرکوب رژیم هستند هشدار میدهم: پیش از آنکه دست به اقدامی بزنید که به مردم ایران آسیب جانی، مالی و یا اجتماعی برساند، به آینده خود و خانوادهتان بیندیشید. به آن روز بیندیشید که ایران آزاد خواهد شد؛ روزی که حقیقت پنهان نخواهد ماند؛ روزی که اسامی آشکار خواهد شد؛ روزی که هیچ متجاوز و جنایتکاری از پاسخگویی در برابر قانون در امان نخواهد ماند.
آن روز، ملت ایران حکومتی خواهد داشت که حقوق ایرانیان را محترم میدارد و ایران را به سرزمینی آزاد و آباد بدل میکند.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
-----------------------------
متن کامل نظر مشورتی «کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی ایران»:
https://iranopasmigirim.com/fa/transitional-justice
@OfficialRezaPahlavi
دیروز در نوشتهای در مورد پاتریک سیل، روزنامهنگار و روشنفکر مالهکش حافظ اسد در سوریه نوشتم که اینها تقویتکنندهی شکنجهگرها هستند و در آن نوشته نام عبدالکریم سروش را به عنوان سفیدشو و مالهکش رژیم اسلامی مثال زدم.
امروز دیدم که عبدالکریم حسینزاده معاون رئیسجمهور رژیم اسلامی میگوید که «نمیتوان از تلاشهای عبدالکریم سروش و پرستو فروهر با تمام رنجها گذشت».
بله! اژهای ا.ع.د.ا.م میکند و امثال سروشها بر آن ماله میکشند.
✅@behzadmehrani77
از پاتریک سیل تا عاطف نجیب!
چندی پیش، در ۲۶ آوریل ۲۰۲۶، عاطف نجیب ــ پسرخاله و از مقامهای امنیتی رژیم بشار اسد ــ در دادگاه کیفری چهارم دمشق به اتهام «جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت» محاکمه شد. با فرار بشار اسد و برادرش ماهر به روسیه، عاطف نجیب اکنون ارشدترین مقام امنیتی رژیم پیشین است که بهصورت حضوری در دمشق پای میز محاکمه مینشیند.
نام عاطف نجیب با بازداشت و شکنجه نوجوانان درعا در آغاز اعتراضات سال ۲۰۱۱ گره خورده است. بسیاری او را نماد چهره عریان دستگاه سرکوب سوریه میدانند؛ چهرهای که با تحقیر، شکنجه و خشونت، کشوری را به سوی جنگ و ویرانی سوق داد.
اما آنچه میخواهم بگویم این است که اشتباه بزرگی است اگر تصور کنیم رژیمهایی از این جنس فقط با بازجو، زندان و شکنجه دوام میآورند. شکنجهگر به تنهایی کافی نیست.
در کنار عاطف نجیبها، همیشه کسانی حضور داشتهاند که بیرون از اتاق بازجویی، وظیفه دیگری برعهده داشتهاند: ساختن روایت.
کسانی که رژیم اسد را نه بهعنوان یک ماشین سرکوب، بلکه بهعنوان «عامل ثبات»، «بازیگر واقعگرا» یا «سد راه افراطگرایی» معرفی کردند.
سفیدشویان و مالهکشها کاری میکنند که تیغ سرکوب روانتر و بیمانعتر عمل کند و ماشین کشتار با هزینهای کمتر به کار خود ادامه دهد.
در سال ۱۹۸۲، زمانی که حافظ اسد مخالفانش را در شهر حما با خشونتی گسترده سرکوب کرد، یکی از روزنامهنگاران و تحلیلگران شناختهشده بریتانیاییِ مسائل خاورمیانه، تمامقد در رسانههای معتبر غربی از او دفاع میکرد: پاتریک سیل (Patrick Seale).
سیل سالها در مهمترین رسانهها و محافل سیاست خارجی غرب حضور داشت؛ در گاردین، آبزرور، ایندیپندنت و لوموند مینوشت و در CNN و BBC بهعنوان تحلیلگر مسائل سوریه و جهان عرب ظاهر میشد.
البته او هرگز آشکارا نمیگفت که کشتار خوب است یا اسد حق دارد مخالفانش را نابود کند. کاری که میکرد، ارائه تصویری متفاوت از حافظ اسد بود؛ تصویری که با کلیشه «دیکتاتور خشن عرب» فاصله داشت.
پاتریک سیل تلاش میکرد حافظ اسد را سیاستمداری باهوش، استراتژیستی منطقهای، رهبری عملگرا و عامل ثبات معرفی کند و جنایتهای او را در چارچوبهایی مانند «ضرورت حفظ ثبات»، «واقعگرایی سیاسی»، «مبارزه با افراطگرایی» و «مقاومت در برابر اسرائیل و غرب» توضیح دهد.
او کشتار حما را برای مخاطب و سیاستمدار غربی، نه یک جنایت، بلکه «ضرورت سرکوب شورش»، «جلوگیری از فروپاشی دولت» و «مقابله با بنیادگرایی» معنا میکرد.
و اینگونه است که ذهن مخاطب غربی، به تدریج جنایت را قابلفهم و سپس قابلتحمل مییابد؛ نه امری انسانی و اخلاقی، بلکه «شرّی لازم». به خود میگوید: بله، این حاکم خشن است، اما جایگزینش بدتر خواهد بود؛ دیکتاتور است، اما ثبات ایجاد میکند.
جمهوری اسلامی را هم ببینید. این نظام فقط با خشونت بازجویان، قاتلان و فرماندهانش سرپا نمانده است. در کنار آنان، همیشه مالهکشها و سفیدشویانی حضور داشتهاند که با زبان دانشگاه، رسانه، تحلیل سیاسی یا لابیگری، چهرهای قابل قبولتر از این رژیم ساختهاند؛ کسانی چون ولی نصر، فرناز فصیحی، عبدالکریم سروش، نایاکیها و دیگر اوباش سفیدشو که سرکوب و کشتار رژیم اسلامی را توجیه میکنند.
جنایتکاران فقط با باتوم و زندان دوام نمیآورد؛ به مترجم، مفسر و توجیهگر هم نیاز دارد. بدون کسانی که جنایت را عقلانی، ضروری یا ناگزیر جلوه دهند، ماشین سرکوب نمیتواند این چنین طولانی و کمهزینه ادامه پیدا کند.
پینوشت:
برای کسانی که میخواهند با یکی از نمونههای کلاسیک این نوع روایتسازی و سفیدشویی سیاسی آشنا شوند، کتاب Asad: The Struggle for the Middle East نوشته پاتریک سیل، نمونهای قابلتأمل است؛ کتابی که بیش از آنکه صرفاً یک زندگینامه سیاسی باشد، تلاشی است برای بازتعریف چهره یک دیکتاتور بهعنوان «رهبر ثباتساز» و «استراتژیست ضروری» خاورمیانه.
✅@behzadmehrani77
همه آنهایی که با حق مردم ایران برای انتخاب شکل حکومت آینده مخالفند، امروز علیه شاهزاده رضا پهلوی و انقلاب ملی شیر و خورشید همصدا شدهاند، و عملا در کنار جمهوری آدمکش اسلامی ایستادهاند.
پردهها افتاده، صفبندیها روشن شده، و این اتفاقی مبارک است.
شاهزاده اما محکم و استوار، پای حق مردم ایستاده، و به هیچ زیادهخواهی باج نداده است و نمیدهد.
@AmirhEtemadi
بخش بزرگی از فاجعهای که امروز بر ملت ایران و حتی جهان میگذرد، نتیجه دههها مماشات، سادهسازی و سفیدشویی اسلامگرایی از سوی بخشی از نخبگان سیاسی، روشنفکران و رسانههای غربی است.
اسلامگرایی تنها تحمل نشد؛ در بسیاری موارد بهعنوان نیرویی «ضدامپریالیست»، «بومی» و «مقاوم» مورد تحسین و حمایت نیز قرار گرفت. بسیاری از روشنفکران و روزنامهنگاران چپگرا، خطر این جریانها را یا انکار کردند، یا عمداً کوچک نشان دادند، چرا که با اسلامگرایان در یک نقطه اشتراک بنیادین داشتند و آن امریکاستیزی و اسرائیلستیزی بود.
برای بخش مهمی از این جریان فکری و سیاسی، هر نیرویی که علیه آمریکا و اسرائیل میایستاد، بهطور خودکار در جبهه «مترقیها» قرار میگرفت؛ حتی اگر آن نیرو آشکارا ضد آزادی، ضد زن، ضد دگراندیش و دشمن ارزشهای مدرن و لیبرال باشد.
نتیجهی این همدستی فکری و سیاسی ایدئولوژیک را امروز میتوان در ویرانی ایران، گسترش تروریسم اسلامگرا، موج افراطگرایی در خاورمیانه، ناامنی در اروپا و حتی شکافهای عمیق اجتماعی در غرب مشاهده کرد.
بسیاری از کسانی که زمانی اسلامگرایی را «صدای مستضعفان» معرفی میکردند، هرگز حاضر نشدند مسئولیت اخلاقی و فکری حمایتها و تطهیرهای خود را بپذیرند؛ در حالی که ملت ایران و بسیاری از ملتهای دیگر در جهان، بهای آن توهمات ایدئولوژیک را با خون، سرکوب، جنگ، مهاجرت و فروپاشی اجتماعی پرداخت کردهاند.
✅@behzadmehrani77
ارنست نولته، تاریخنگار و اندیشمند آلمانی، در کتاب «اسلامگرایی» در اشاره به اشغال سفارت آمریکا به دست «دانشجویان پیرو خط امام» مینویسد که ایالات متحده میتوانست این اقدام را مبنایی برای یک جنگ «قابل توجیه» با جمهوری اسلامی قرار دهد؛ اما کارتر از چنین واکنشی پرهیز کرد، چرا که نوعی همدلی با خمینی، بهعنوان «مردی پارسا»، در او وجود داشت.
این کتاب به دست مهدی تدینی به فارسی ترجمه شده است.
✅@behzadmehrani77
ارزشیها از ترس شعلهور شدن انقلاب ملی ایران، شبها با پرچم رژیم اسلامی به خیابان میآیند و دور همی صیغه میکنند، عرق میخورند و تریاک میکشند و میرقصند و آن هم در حالی که هنوز جنازهی علی خامنهای در یخچال است و چال نشده است.
✅@behzadmehrani77
در روز جهانی کارگر، به همهی شما کارگران زحمتکش و شجاع ایران درود میفرستم.
در این روزهای سخت و طاقتفرسا -حاصل عملکرد ویرانگر چهلوهفتسالهی جمهوری اسلامی- در کنار شما ایستادهام. میدانم که شما کارگران و زحمتکشان، همچون اکثر هممیهنان، زیر فشار سنگین اقتصادی و تنگنای معیشتی هستید؛ سفرههایتان هر روز کوچکتر و خالیتر میشود، در حالی که جمهوری اسلامی ثروت ملی ما را صرف جنگافروزی و حمایت از گروههای تروریستی میکند.
این وضعیت شایستهی کارگر و شهروند ایرانی نیست؛ و با سرنگونی این رژیم و به ثمر نشستن جانفشانیها و خون پاک دهها هزار جانفدای راه آزادی ایران، پایان خواهد یافت.
رسیدن به این هدف، به مشارکت تکتک ما نیاز دارد. در هر لحظه و هر قدم، از خود بپرسیم: آیا این اقدام بر عمر رژیم میافزاید یا اینکه به پیروزی انقلاب شیروخورشید کمک میکند؟ هر اقدام، هرچند کوچک، در از کار انداختن دستگاه سرکوب رژیم، در تعیین سرنوشت یک ملت بزرگ و تاریخی موثر است.
از آموزههای زرتشت تا دوران پرافتخار هخامنشیان، جایگاه کار و کارگر، به عنوان یکی از اصلیترین بازوان توسعه، آبادانی و رفاه، همواره در تاریخ و فرهنگ ایرانی گرامی و ارجمند بوده است. داریوش بزرگ بیش از ۲۵۰۰ سال پیش شخصا به امور کارگران و کارمندان زن و مرد شاغل در تختجمشید رسیدگی میکرد و دستور پرداخت مستقیم حق و حقوقشان را میداد. در دوران معاصر نیز شاهد بازیابی این فرهنگ کهن بودیم. پدربزرگ و پدرم همواره توجه ویژهای به کار و کارگران داشتند. در زمان پدرم با انقلاب سفید شاه و ملت، رفاه و معیشت کارگران در کانون توجه قرار گرفت: از سهیم کردن کارگران در سود کارخانهها، تا تسهیل خرید مسکن، و ایجاد امکانات آموزشی، رفاهی و ورزشی برای کارگران و خانوادههایشان.
موضوع توسعهی اقتصادی و صنعتی، کار و کارآفرینی با محوریت رفاه، آسایش و زندگی شرافتمندانهی کارگران، برای من نیز اهمیتی ویژه و اساسی دارد. از اینرو، تیم من در پروژهی شکوفایی ایران، بهطور کامل و هدفمند بر این موضوع متمرکز شده و ایدهها و راهکارهای متناسب با شرایط ایران را بهصورت دقیق مطالعه، بررسی و ارائه کرده است.
باور دارم که با قرار گرفتن دوباره ایران بر ریل ترقی و توسعه، و بازگشت رونق و آبادانی، کارگران کشور و خانوادههای شریف آنان بار دیگر از احترام، رفاه، و کرامتی که شایسته همه ایرانیان است برخوردار خواهند شد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
ساختار رژیم را هدف بگیرید و فشار بر آن را ادامه دهید تا مردم فرصت بازگشت به خیابانها را به دست آورند.
مصاحبه با شان هنیتی در فاکسنیوز، با زیرنویس فارسی
۲۸ آوریل ۲۰۲۶ (۸ اردیبهشت ۱۴۰۵/۲۵۸۵)
@OfficialRezaPahlavi
سخنرانی در کنفرانس مطبوعاتی فدرال آلمان
برلین - ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵/۲۵۸۵
Remarks at the Federal Press Conference (Bundespressekonferenz)
Berlin – April 23, 2026
@OfficialRezaPahlavi
.
هشدار شاهزاده رضا پهلوی و بازخوانی یک خطای تاریخی در رسانههای غربی
بهزاد مهرانی
----
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی در ۲۴ آوریل ۲۰۲۶ خطاب به مردم اروپا، به واقعیتی در عرصه رسانه و آزادی بیان اشاره میکند که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. این پیام، صرفا یک گلایهی سیاسی نیست؛ بلکه طرح یک مسئله جدی درباره کارکرد رسانههای بینالمللی است و این مسئلهای است که نیازمند تأمل و بازاندیشی است.
.
برای درک این انتقاد در یک زمینه تاریخی گستردهتر، میتوان به نمونههایی مشهور در قرن ۲۰ اشاره کرد. در اوایل دهه ۱۹۳۰، به واسطهی سیاستهای جوزف استالین در اتحاد شوروی، قحطی گستردهای در اوکراین رخ داد، رویدادی که بعدها با عنوان هولودومور- Holodomor شناخته شد و به مرگ میلیونها نفر انجامید. در همان زمان، «والتر دورانتی» - Walter Duranty - خبرنگار نیویورک تایمز در مسکو، در یکی از گزارشهای خود نوشت که «گرسنگی گستردهای وجود ندارد».
دورانتی بهعنوان خبرنگاری که از درون ساختار رسمی شوروی گزارش میداد، به اطلاعاتی دسترسی داشت، اما روایت او با گزارشهای مستقلتری که از وقوع قحطی خبر میدادند، همخوان نبود. گزارشهای او نه تنها در زمان خود تأثیرگذار بود، بلکه حتی برایش جایزه پولیتزر نیز به ارمغان آورد، نمونهای که بعدها بهعنوان یکی از موارد بحثبرانگیز در تاریخ روزنامهنگاری غرب مورد بازنگری و انتقاد قرار گرفت.
«اس. جی. تیلور» (S.J. Taylor) نویسنده و پژوهشگر، کتابی دارد با عنوان «مالهکش استالین» - Stalin's Apologist - که در آن به زندگی دورانتی پرداخته است. او در این کتاب میآورد که چگونه گزارشهای دورانتی از شوروی مبنا و منبع شناخت دولت آمریکا قرار میگرفت.
.
مائو نیز در میان روزنامهنگاران و رسانههای غربی، بینصیب از تحسین و روایتهای همدلانه نبود. یکی از مهمترین این چهرهها، «ادگار اسنو» - Edgar Snow - روزنامهنگار آمریکایی بود که نقش تعیینکنندهای در شکلگیری تصویر مائو در افکار عمومی غرب ایفا کرد.
اسنو در ژوئیه ۱۹۳۶ وارد مناطق تحت کنترل کمونیستها شد و حدود سه ماه در آنجا اقامت داشت. حاصل این سفر، کتاب معروف «ستاره سرخ بر فراز چین» - Red Star Over China - بود که در سال ۱۹۳۷ منتشر شد و تاثیری عمیق بر نگاه افکار عمومی غرب نسبت به مائو و «جنبش» او گذاشت. در این کتاب، اسنو تصویری از مائو و رهبران حزب کمونیست چین ارائه میدهد که آنان را افرادی صادق، سادهزیست و آرمانگرا نشان میدهد.
----
صورت کامل مطلب در «فریدون»:
https://www.fereydoun.org/reflections/western-media
@fereydoun_magazine
عدهای هم منتظر عقدهگشایی نسبت به تیم مشاور و همراه شاهزاده هستند. مسوولیت محافظت از جان شاهزاده به عهدهی تیم مشاوران نیست و بعید میدانم که این موضوع را نفهمید و ندانید.
فعالیتهای گسترده و موثر شاهزاده و تیم ایشان از یک سو و اقبال عمومی گسترده و روزافزون به شاهزاده رضا، خار چشم «سه فاسد» شده است.
اتفاق تلخی افتاده و همه از حمله به شاهزاده در برلین عصبانی و خشمگین هستیم.
امیدوارم این حادثه درسی بشود که تیم محافظ و کشورهای میزبان جد و جهد بیشتری نسبت به مراقبت از ولیعهد به عمل بیاورند.
✅@behzadmehrani77
قدر این سیاستمدار بزرگ و این دلسوز ایران و ایرانی را ندانستند؛ نه مردم ایران و نه جهانیان. آشفتگی جهان امروز، جنگهایی که پیدرپی شعلهور میشود و ۴۷ سال نگونبختی ملت ایران، همه و همه چیزی جز نتیجهی نادیدهگرفتن قدر محمدرضاشاه نیست.
✅@behzadmehrani77
ماشین اعدامِ رژیم اسلامی، حتی زیر سایهٔ موشک و بمب-در وضعیتی که دیگر سقفی امن برای گردهماییِ قاضیان مرگ وجود ندارد- از کار نیفتاده است و همچنان دقیق و بیوقفه کار میکند.
تنها یک راه وجود دارد؛ هر مسیر دیگری، بیتردید، بیراهه است:
رژیمی جنایتکار که حتی به جنازههای ما نیز حرمت نمیگذارد و به آن تجاوز میکند، باید برچیده و نابود شود.
اگر آمریکا و اسرائیل به کمهزینهترین راه حل میاندیشند، راهی جز حمایت از ملت ایران و خواستههای آن ندارند.
به ندرت پیش میآید که منافع ملیِ آمریکا و اسرائیل با منافع و مطالبات یک ملت این چنین همراستا بشود.
آمریکا و اسرائیل باید از این فرصت، شانس و از این «قِران میمون» نهایت استفاده را برای زدودن ِ ترویسم اسلامی از ایران و جهان ببرند.
در این میان، نیروهای ایرانگرا و برانداز نیز باید این لحظه را دریابند و هوشمندانه عمل کنند؛ نا امید نشوند و دست از مبارزه برندارند.
ما پیروزیم!
✅@behzadmehrani77
در جریان سفر به ایتالیا با شماری از سناتورها و نمایندگان مجلس این کشور از احزاب مختلف دیدار و درباره جنگ جمهوری اسلامی علیه ملت ایران، و مسئولیت اخلاقی ایتالیا و اروپا بر پشتیبانی از انقلاب ملی ایرانیان با هدف پایان دادن به جمهوری اسلامی و رسیدن به آزادی و دموکراسی گفتگو کردیم.
من در این دیدارها بر لزوم فشار دیپلماتیک بر جمهوری اسلامی برای برقراری اینترنت، آزادی زندانیان سیاسی، و توقف فوری اعدامها تاکید کردم.
ازجمله این دیدارها، دیدار با سناتور مائوریتزیو گاسپاری، رئیس کمیته امور خارجی و دفاع سنای ایتالیا بود.
@OfficialRezaPahlavi