3383
www.bidar.school این صفحه بهمنظور معرفی دورههایی که مدرسه هنر و ادبیات بیدار برگزار میکند؛ تشکیل شدهاست.
جلسهی اول) ملیت، جنسیت، طبقه: سرمایهداری و پیشاسرمایهداری در بینش مارکس
در این جلسه میکوشیم تا اهمیت سهگونهی ستم را از نظر مارکس در مطالعهی جوامع پیشاسرمایهداری و سرمایهداری به شکلی مسألهگون در رابطه با تاریخ معاصر جامعهی ایران (پس از مشروطه) مطرح کنیم.
جلسهی دوم) هندوستان و روسیه: از کمونتههای بدوی تا ناگزیری سرمایهداری
در این جلسه با تکیه بر بحثهای مارکس دربارهی روسیه و هندوستان، پرسش از چند و چون گذار به سوسیالیسم، اهمیت سنتهای اشتراکی در جوامع پیشاسرمایهداری برای این گذار، و نیز دستور کار سیاست انترناسیونالیستی در مواجهه با ستم ملی و طبقاتی را بررسی خواهیم کرد.
جلسهی سوم) جنگ داخلی آمریکا: مارکس، لینکلن و نژادپرستی
در این جلسه با محوریت جنگ داخلی آمریکا، میکوشیم با مسألهی رواج نژادپرستی در میان طبقهی کارگر دست و پنجه نرم کنیم و ببینیم که بینش مارکس چگونه میتواند به درک موضوع و طرحریزی یک سیاست رهاییبخش کمک کند؟
جلسهی چهارم) جنسیت و خانواده در نظر مارکس: بینشهای روششناختی
در این جلسه با بررسی آرای مارکس در خصوص جایگاه ستم جنسیتی در زمانهاش، به سراغ تفاوت شیوهی رجوع او به این موضوع با فمنیسمهای مسلط در جامعهی ایران میرویم و با نگاهی به جنبش ژینا، نتایج سیاسی این تفاوت روشی را به بحث مینشینیم.
جلسهی پنجم) جنسیت و خانواده در نظر مارکس: مارکس به مثابهی منتقد انگلس
در این جلسه با روشن کردن تفاوتهای مارکس و انگلس در موضوع جنسیت و خانواده، از چشمانداز سوسیالیستی رهایی زنان میپرسیم و میکوشیم تا نسبت «طبقه» و «جنسیت» را از منظری مارکسی بازبینی کنیم.
جلسهی ششم) میراث مارکس ناشناخته برای ایرانِ امروز
دست آخر خواهیم کوشید تا بر بستر مبارزات مردمی تاریخ معاصر ایران، شیوهی مارکسی مواجهه با درهمآمیزی سه ستم طبقاتی، ملی و جنسی/ جنسیتی را روشن کرده و دربارهی نتایج آن گفتگو کنیم.
یاشار دارالشفاء دانشجوی دکتری رشتهی «رفاه و سلامت اجتماعی» در دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی است و رسالهی دکتریاش بر «تأثیر اعتراضات کارگری بر رفاه کارگران در ایران پس از انقلاب» متمرکز است. او مقالههای گوناگونی در سایتهای «نقد» و «نقد اقتصاد سیاسی» در زمینههای مارکسشناسی و نیز تاریخ مبارزات کارگری منتشر کرده است. همچنین «کتابشناسی تحلیلی و انتقادی عدالت اجتماعی» از سوی مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی و نیز «پداگوژی رهاییبخش» (با همکاری دیگران) از انتشارات خرد سرخ، از دیگر کارهای این پژوهشگر حوزهی «مطالعات کار و کارگری» است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
مارکس ناشناخته:
مسأله ملی، جنسیت و سوسیالیسم
بههدایت یاشار دارالشفاء
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۲۰ مردادماه ۱۴۰۳
شنبهها ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
در میانهی امپراتوران و دزدان دریایی؛
مروری بر آرای نوام چامسکی در باب جایگاه و مسئولیت روشنفکران
بههدایت فرهاد محرابی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۱۶ مردادماه ۱۴۰۳
سهشنبهها ۱۰:۳۰ تا ۱۲:۳۰
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
درسگفتاری دربارهی کوارتتهای هایدن؛
از گرگو میش مبهم آغازین تا طلوع روشنی
بههدایت آروین صداقتکیش
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۱۵ مردادماه ۱۴۰۳
دوشنبهها ۱۰ تا ۱۲
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
اخلاق علیه اخلاقیات؛
۲- نیچه و فلسفهی معاصر
بههدایت محمد جواد سیدی
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۹ مردادماه ۱۴۰۳
سهشنبهها ۱۶ تا ۱۸
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آنلاین و آفلاین )
مکان و مکانمندی در هستی و زمان
بههدایت آریا سلیمانپور
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۱۱ مرداد ۱۴۰۳
روزهای پنجشنبه: ۱۶ تا ۱۸
"هایدگر بیش از هر متفکر قرن بیستمی دیگری سعی کرد تا راهی منسجم برای اندیشیدن به و سخن گفتن از هستیِ انسان، بدون تقلیل آن به یک پدیدهی طبیعی-علمی از یک سو، و یا ذهنی-روحمانند از سوی دیگر بهدست دهد." مارک رَتال
این جملهی رتال به بهترین وجه زاویهی نقد هایدگر بر دکارت را روشن میکند. از زمانی که افلاطون با جدا کردن سطح محسوس واقعیت از سطح متعالی و معقول ایدهها میان ذهن انسانی بهمثابه شناسا و جهانی بیرونی که ابژهی این شناخت است تفارق انداخت تا مفصلبندی ارسطو از موجودات بهمثابه جواهر مستقل خودبسنده و تیزتر شدن هر چه بیشتر و به اوج رسیدن این تفارق در دکارت، انسان و جهان چنان بخشی از طبیعتی خنثی فهمیده شدهاند که تنها ذهنی که خود جوهری مستقل از جهان است میتواند به آنها معنا و ارجاع ببخشد.
تقسیمبندی به درون و بیرون، جهان درونی و بیرونی، اذهان مستقل چون جواهر یا مونادهای مستقل خودبسنده در برابر جهان همچون ابژهای که سوژه به سمت آن از خود بیرون رفته، سبدش را از شناخت پر میکند و به درون باز میگردد، دوگانههایی هستند که هایدگر در نقد اندیشهی دکارتی به پرسش میگیرد. وی معتقد است که این دوگانهها حتی بر اندیشهی هگل و هوسرل نیز حاکم بوده و طی تاریخ دو هزارسالهی فلسفه چیزی را پوشانده است که بنیادینتر از هر نوع تئوری و اونتولوژی پیشاپیش فهم ما و به تعاقب آن تعابیر ما از جهان و انسان، که چیزی جز تئوریها یا تفاسیر بارشده بر مجموعهای از امور واقع نیست، را جهتدهی میکند.
از آنجایی که نقد هایدگر بر خوانش دکارتیِ مکانْ بر بنیاد نقدِ بنیادین او از اونتولوژی دکارت بنا شده است، در این درسگفتار نخست به نقد هایدگر بر دکارت خواهیم پرداخت. در جلسهی نخست دو مدعای اصلی هایدگر مبتنی بر عدم امکان طبیعتگرایی و عدم امکان شناختگرایی مورد بررسی قرار خواهند گرفت. تاکنون چنین بهنظر میآید که فارغ از امور واقع و یا واقعیت علمیِ خامِ فیزیکال باید چیزی مانند آگاهی، معنا و قصدیت ادراکی وجود داشته باشد تا بتوان این واقعیت خام را بهمثابه معنا، آگاهی و ارجاع مفصلبندی کرد و این مهم تنها توسط چیزی به اسم ذهن ممکن است که از خود برون رفته و تو گویی معنا و ارجاع را بر جهان مُهر میزند. اما پرسش این است که آیا میتوان معنا، ارجاع، آگاهی و قصدیت را به فکتهای علمی فرو کاست؟ آیا میتوان دوگانهانگار بود و گفت دو جوهر مستقل خودبسنده وجود دارند که یکی معنا را بر دیگری قالب میکند؟
در جلسهی دوم با پیگیری نقد هایدگر بر دکارت به تبلور تفکر دکارتی در هوش مصنوعی اولیه و فهم نخستین ما از آن خواهیم پرداخت. در این جلسه پروژهی دارپا، نخستین نسخهی هوش مصنوعی، که بر بنیاد فهمی کاملا دکارتی از جهان و انسان بنا شده بود و به شکست انجامید به بحث گذارده خواهد شد تا نشان داده شود که فهم دکارتی از انسان و جهان تا چه حد بر جهان و اندیشهی ما حاکم بوده و هست. پرسش بنیادین این است که آیا میتوانیم هوشی مصنوعیای خلق کنیم که همچون ما هم جهانمند باشد و هم هَمِ هستی خویش را داشته باشد؟ پاسخ این است که با مفصلبندی دکارتی از جهان و انسان این مهم غیرممکن خواهد بود.
ادامه شرح درس👇
@bidarschool
@bidarcourses
بهرامیتاش و صالحیاصفهانی همپای دگرگونیهای شتابان سدهی بیستم و متناظر با آن، به تحولات در ساحت اندیشه و تفکر انتقادی پرداختهاند و از خلال گفتوگو با رویکردهای جریان اصلی و نظریات مألوف، چارچوب نظری جایگزین خود را بسط دادهاند. کتاب از همان سطور آغازین با نقد بازنمایی نادرست و دور از واقع رسانههای غربی از زن ایرانی شروع میشود و با انتقاد از رویکردهای متعارف توسعه و به طور کلی ادبیات مربوط به زنان در جهان اسلام پیش میرود. نگارندگان چنانکه در ادامه تصریح کردهاند، به جریان فکری نظریات پسااستعماری گرایش دارند که در کنار نقد فمینیستی نولیبرالیسم یکی از پایههای تئوریک کتاب را شکل میدهد.
اتخاذ رویکرد فمینیستی پسااستعماری، به طور خاص در موضوع اشتغال زنان در ایران کمتر سابقه داشته است. بهرامیتاش و صالحیاصفهانی از نظریات کورجنسی که با تکیه بر عوامل اقتصادی امر جنسیت را به حاشیه میرانند و یا در نقطهی مقابل، تجربهی زنان ایرانی/مسلمان را صرفاً به جنبههای فرهنگی مرتبط با اسلامگرایی تقلیل میدهند، فاصله گرفته و تلاش کردهاند درکی جامع از روندها و سازوکارهای متقابل اثرگذار بر مشارکت اقتصادی زنان پس از انقلاب به دست دهند. مطالعهی روندهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی اثرگذار بر اشتغال زنان در پیوند با جهانی شدن و شوکهای اقتصادی (همزمان با انتقال قدرت سیاسی در ایران)، نشان میدهد که چرخش ایدئولوژیک حکومت پس از انقلاب به تنهایی برای توضیح کاهش مشارکت زنان در نیروی کار کافی نیست. یافتههای کتاب حاکی از آن است که تأثیر اسلامیسازی بر کاهش اشتغال زنان، در مقایسه با انزوای ناشی از تحریم و اختلال در تجارت، از نظر کمی ناچیز بوده است.
کتاب به یک معنا از پاسخهای سرراست و تقلیلگرایانه به مسئلهی اشتغال زنان فراتر رفته و با وارد کردن متغیرهای گوناگون تصویر پیچیدهتری از وضعیت ترسیم میکند که جدا از دقت تحلیلی، برای خواننده حاوی ایدهها و بصیرتهای مهمی است. اقتصاد سیاسی اشتغال زنان بر همین مبنا در مجموعهی «بازخوانی مکتوبات» قرار گرفته است، با این ملاحظهی آشکار که نرخ مشارکت اقتصادی و اشتغال زنان با گذشت بیش از ۱۵ سال از انجام این مطالعه، نه تنها بهبود نیافته بلکه نسبت به اواخر دورهی مورد بحث کاهش یافته است. بنابراین، یکی از پرسشهای ما در بازخوانی این کتاب میتواند این باشد که آیا چارچوب نظری مورد استناد در کتاب قادر به توضیح تحولات مشارکت اقتصادی و اشتغال زنان در بیش از یک دههی بعد خواهد بود؟
درباره ی نویسندگان:
🔹رکسانا بهرامیتاش جامعهشناس ایرانیتبار تحصیلات خود را در رشتهی جامعهشناسی در ایران آغاز کرد و سپس دکتری خود را از دانشگاه مکگیل دریافت نمود. پژوهشهای او عمدتاً بر موضوع جنسیت و توسعه، اشتغال و اقتصاد غیررسمی زنان متمرکز بوده است. او با مؤسسهی سیمون دوبووار و دانشگاه کنکوردیا مونترال در تدریس و پژوهش همکاری داشته و رسالهی او در دورهی فوق دکتری یکی از سه پژوهش برجسته در کانادا معرفی شده است. او در ابتدای دههی هشتاد به دلیل فعالیت دربارهی مسالهی زنان و فقر در خاورمیانه جایزهی آیلین.دی روس را از آن خود کرد و از آن پس و به عنوان پژوهشگر مستقل با نهادهایی چون آژانس بینالمللی توسعهی کانادا و مرکز تحقیقات توسعهی بینالمللی و برنامهی عمران ملل متحد همکاری داشته است. از میان آثار او سه کتاب چالش با اقتصاد نولیبرالیسم: جنسیت و جهانیسازی در آسیای جنوب شرقی، اقتصاد سیاسی اشتغال زنان (ایران ۸۷-۱۳۵۷) و زنان کارآفرین: کسب و کارهای خرد و بخش غیررسمی در ایران، به فارسی ترجمه شده است.
🔹هادی صالحی اصفهانی دکترای خود را در حوزهی اقتصاد از دانشگاه برکلی کالیفرنیا دریافت نموده است و پژوهشهای علمی او در رشتههای توسعه و اقتصاد سیاسی تا کنون به چاپ چند کتاب و بیش از ۵۰ مقاله در نشریات علمی اقتصاد انجامیده است. او استاد اقتصاد دانشگاه ایلی نوی در اوربانا، استاد تمام اقتصاد در دانشگاه ایلینویز، مشاور و محقق بانک جهانی، از بنیانگذاران و عضو هیأت امنای سازمان پژوهشهای اقتصادی خاورمیانه و مدیر مطالعات خاورمیانه در دانشگاه ایلی نوی بوده است. کتاب اقتصاد سیاسی اشتغال زنان (ایران ۸۷-۱۳۵۷) که در همکاری با رکسانا بهرامی تاش به تألیف در آمده از آثار اوست.
🔹درباره ی گرداننده
سمیه قدوسی پژوهشگر حوزهی زنان، دانشآموختهی کارشناسی ارشد جامعهشناسی و دانشجوی دکتری سیاستگذاری اجتماعی در دانشگاه تهران است. او در سالهای اخیر عمدتاً بر موضوع اشتغال زنان، کار مزدی و بدون مزد آنان و سیاستگذاریهای مرتبط با آن متمرکز بوده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
@bidarschool
@bidarcourses
جلسهی ششم: تحولات تجار در عصر قاجار
در این جلسه به بررسی ظهور پدیدهی تجار بزرگ در نتیجهی استقرار دولت قاجار و افزایش سطح مبادلات بینالمللی در میانههای سدهی نوزدهم میپردازیم و در ادامه نشان میدهیم که روندهای گوناگونی نظیر عهدنامههای تجاری بینالمللی، چرخش به سمت محصولات زراعی تجاری، افزایش استقبال از برخی کالاهای سنتی و در نهایت اعطای امتیازهای انحصاری به تجار و دولتهای خارجی به چه ترتیب در جهتگیریهای سیاسی تجار مسلمان ایرانی اثرگذار بود و باعث نزدیکی هرچه بیشتر آنان به گروههایی نظیر علما شد. همچنین، در پایان این بحث، جمعبندیای کلی از تحولات ایران در قرن طولانی نوزدهم و در پرتو مسیر طولانیتر گذار به سرمایهداری ارائه خواهیم کرد که علیالقاعده تا میانههای سدهی بیستم ادامه داشت.
علیرضا خزائی فارغالتحصیل جامعهشناسی فرهنگی از دانشگاه علامه طباطبائی است و رسالهی دکتری خود را به مطالعهی گذار به سرمایهداری در ایران قاجاری اختصاص داده است. این رساله که مبنای دورهی آموزشی فعلی قرار گرفته است به زودی در قالب کتاب نیز منتشر خواهد شد و قرار است نخستین مجلد از مجموعهای باشد که به مطالعهی گذار به سرمایهداری در ایران (از دوران قاجار تا پهلوی) میپردازد. خزائی همچنین به ترجمهی آثاری در زمینهی تحولات سنت ماتریالیسم تاریخی و مطالعات موسوم به بحث گذار به سرمایهداری نیز پرداخته است. ملاحظاتی دربارهی مارکسیسم غربی از پری اندرسون، نقدی بر مارکسیسم نواسمیتی از رابرت برنر (ترجمه به همراه محمدصادق فلاحپور)، غرب چگونه حاکم شد: خاستگاههای ژئوپولتیک سرمایهداری از الکساندر آنیهواس و کرم نیشانجیاوغلو، در مسیر ماتریالیسم تاریخی از پری اندرسون، سپیدهدمان همهچیز: تاریخ جدید نوع بشر از دیوید گریبر و دیوید ونگرو (ترجمه به همراه حسن مرتضوی و مهدی صابری) از آن جملهاند.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آنلاین و آفلاین )
گذار ایران به سرمایهداری در قرن طولانی نوزدهم
بههدایت علیرضا خزائی
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۹ مرداد ۱۴۰۳
روزهای سهشنبه: ۱۸ تا ۲۰
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آنلاین و آفلاین )
فیلسوف در فارسی
بههدایت امیر کمالی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۱ مرداد ۱۴۰۳
روزهای دوشنبه: ۱۸ تا ۲۰
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آنلاین و آفلاین )
سرآغاز نفت در ایران:
بازخوانی یک وضعیت استعماری
بههدایت مریم دژمخوی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۱ مرداد ۱۴۰۳
روزهای دوشنبه: ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰
@bidarschool
@bidarcourses
در طیف مقابل، این پرسش نیز همیشه حساسیتهایی برانگیخته است: سرحدات آشنازدایی از فرمهای تثبیتشده به قصد آگاهی بخشیدن به مخاطب دقیقا تا کجاست؟ آنهم در ارتباط با هنری ـ که به رغم رشتههای هنریِ پیشین ـ گره تنگاتنگی با سرمایه خورده است و هر فیلم همانقدر که اثری هنریست کالایی برای فروش نیز محسوب میشود. تحلیلی که آدورنو در مواجهه با چنین تناقضی ( در «تصریح نکاتی در باب سینما») به دست داده همچنان سودمند به نظر میرسد. نکتهی سوم مرتبط است با تحولات جهان پس از جنگ دوم و واکنش مارکسیسم به رویکردهای نوین استثمارگران. به راستی اگر فاشیسم در اَشکال نو خود را احیا نمیکرد چپ نو (نیو لفت) نیز هیچگاه متولد نمیشد. بخش عمدهی تولیدات سینمای مارکسیستی دههی ۶۰ به بعد را با هر کم و کیف میباید در ارتباط با فرهنگ گستردهی این گرایش بازخوانی کنیم. کلگراییِ لوکاچی و دیگر مارکسیستهای هگلیِ نیمهی اول قرن بیست، که به هر نحو سایهاش بر مارکسیسم سینماییِ این سالها غیر قابل انکار است، از منظر سینماگران متعلق به چپ نو، زیر سوال میرود. در گرایش نخست، دیالکتیک کل و جزء میتوانست به کلیت بینجامد اما در گرایش اخیر، منفی بودن این دیالکتیک برجستهتر است.
و عجیب اینکه چنین پیامدی فراتر از فیلمهای سینماگران مارکسیست بلوک غرب، در کار همتایان بلوک شرقیشان، به صورت انضمامیتری قابل ردگیری است. نفی کلیت به اقتضای برجسته کردن حقوق لگدمالشدهی اجزای آن، محتوای مارکسیستیِ مشترکیست که آثار بسیاری از موج نوئیهای بلوک شرق را به هم پیوند میزند. بیسبب نیست که در شورشهای دانشجویی ۶۸ تا ۷۰ ، معترضان جوان، در هر دو بلوک، درگیر دیده میشوند و از آن فراتر ـ همانند رخدادهای ۱۸۴۸ ـ دامنهای به وسعت کل جهان پیدا میکند. عاملی که بیدرنگ ما را به نکتهی چهارم و نهایی این مقدمه رهنمون میشود. پیروِ مطالبات چپ نو و فرهنگ اعتراضی ۶۸، سینمای مارکسیستی دیگر گرایشی جهانی است و در هر قاره، به اقتضای مناسباتش با سرمایهداری، میتواند نمایندگانی را بسیج کند. غنای نظری و عملی «سینمای سوم» در امریکای لاتین، یا آنچه به مرور «فیلمسازی چریکی» نام گرفت، با طیف مختلفی از فیلمسازان در نقاط مختلف این قارهی همواره آشنا با استعمار و امپریالیسم، تنها یکی از مشخصههای جهانی شدن مارکسیسمِ سینمایی در دهههای ۶۰ و ۷۰ است. میتوان به این سیاهه چپگرایانی از موج نو سینمای ژاپن، سینمای هند، سینمای افریقا و دیگر نقاط آسیا را نیز اضافه کرد.
در دورهی ۸ جلسهای «مارکسیسم و سینما» قرار است به این فصل پربار از تاریخ سینما و مارکسیسم بپردازیم؛ از نخستین روزهای شکلگیری این گرایش تا ایام اوج آن در دهههای ۶۰ و ۷۰ . سپس به علل افول آن در دههی ۸۰ خواهیم رسید؛ اگرچه حضور بعضی میراثداران آن در کنار و گوشهی جهان معاصر، گواهی است بر ریشههای کماکان پابرجای این درخت تناور. در هرجلسه، به اقتضای موضوع بحث، یک یا چند فیلم برجسته، مورد تحلیل قرار میگیرند و به میانجی چنین روشی، به مصادیقی از زیباشناسیِ سینمای مارکسیستی در دهههای گوناگون دست پیدا میکنیم.
جلسهی اول: ۱۷ اکتبر و ظهور سینمای مارکسیستی؛ بررسی مکتب مونتاژ و تحلیل فیلمهای «رزمناو پوتمکین» (سرگئی آیزنشتاین، ۱۹۲۵) و «بابل جدید» (گریگوری کوزینتسف و لئونید تراوبرگ، ۱۹۲۹)
جلسه دوم: دههی پرآشوب ۳۰؛ بحران جهانی سرمایه؛ تقابل سوسیالیسم و فاشیسم؛ سینمای جبههی مردمی فرانسه و تحلیل فیلم «جنایت آقای لانژ» (ژان رنوار، ۱۹۳۶)
جلسهی سوم: شکست فاشیسم نظامی در دههی ۴۰؛ سالهای امید و خیانت؛ نئورئالیسم ایتالیا و شاخهی مارکسیستی آن. تحلیل فیلمهای «رُم، ساعت یازده» (جیوزوپه د سانتیس، ۱۹۵۲) و «ارگانیزر» (ماریو مونیچلی، ۱۹۶۳)
جلسهی چهارم: نقش اگزیستانسیالیسم در مستندنگاری فرانسوی دههی ۵۰ و حضور وارثان سینمای جبههی مردمی در سینمای پس از جنگ فرانسه. تحلیل فیلمهای «اسکله» (کریس مارکر، ۱۹۶۲) و «حفره» (ژاک بکر، ۱۹۶۰)
جلسهی پنجم: انقلاب زیباشناختی ژان لوگ گدار و نقش چپ نو در موجهای نوین سینماییِ فرانسه، ایتالیا و آلمان. تحلیل فیلمهای «تعطیلات آخر هفته» (ژان لوک گدار، ۱۹۶۷)، «طبقه کارگر به بهشت میرود» (الیو پتری، ۱۹۷۲) و «روابط طبقاتی» (ژان ماری اشتراوب و دنیل اویه، ۱۹۸۴)
جلسهی ششم: الهیات مارکسیستی در سینما؛ تحلیل فیلمهای «انجیل به روایت متی» (پیر پائولو پازولینی، ۱۹۶۴) و «نبرد الجزیره» (جیلو پونته کوروو، ۱۹۶۶)
جلسهی هفتم: مواجههی استتیک با استعمار؛ سینمای مارکسیستی در جهان سوم. تحلیل فیلم «ساعات آتشافروزی» (فرناندو سولاناس و اکتاویو گتینو، ۱۹۶۸)
جلسهی هشتم: شورش علیه کل؛ سینمای مارکسیستی در بلوک شرق؛ تحلیل فیلمهای «مهمانی و مهمانان» (یان نِهمک، ۱۹۶۶) و «دبلیو. آر: اسرار ارگانیسم» (دوشان ماکاوییف، ۱۹۷۱)
درباره مدرس👇
درسگفتار (آنلاین و آفلاین )
سینما و مارکسیسم
بههدایت رضا غیاث
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۳۱ تیر ۱۴۰۳
روزهای یکشنبه: ۱۸ تا ۲۰
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین )
آشنایی با موسیقی اقوام ایرانی
بههدایت تارا الهوردی
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۳۰ تیر ۱۴۰۳
روزهای شنبه: ۱۰ تا ۱۲
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین )
ورای کلمات: زبان در مقام روح حیات؛
پازولینی و راههای نرفته
بههدایت صالح نجفی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۲۷ تیر ۱۴۰۳
روزهای چهارشنبه: ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
مارکس ناشناخته:
مسأله ملی، جنسیت و سوسیالیسم
بههدایت یاشار دارالشفاء
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۲۰ مردادماه ۱۴۰۳
شنبهها ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰
بحثهای مارکس در باب هندوستان طیفی از انتقادات تا ستایش را در بر گرفته: از ادوراد سعید که آنها را مصداق «شرقشناسی» دانست تا کوین اندرسون که آنها را نشانهی بلوغ تحلیل دیالکتیکی مارکس در رابطه با «جنبش طبقاتی در انگلستان» و «جنبش ملی در هند» تلقی کرد. این موضوع بهویژه در مرکز تفکر مارکسیستها قرار گرفت که آیا باید مدافع «رشد و گسترش سرمایهداری» در یک کشور عقبافتاده بود یا که باید از هر فرصتی برای «گذر از سرمایهداری» دفاع کرد؟
بعدترها همین مسائل هنگامی که پیشنویس نامههای مارکس به نارودنیک برجستهی روس، ورا زاسولیچ منتشر شد موضوع بحث و بررسیهای بسیاری قرار گرفت: وظیفهی کمونیستها در یک جامعهی توسعهنیافته از لحاظ سرمایهداری چیست؟
در جریان جنگ داخلی آمریکا هم مسائل حساسی مورد توجه مارکس قرار گرفت. او به بررسی این مسأله پرداخت كه بردهداری جنوبْ نهادی اقتصادی است و كسب قلمروهای جدید برایش ضرورت دارد. در واقع، هدف جنوب نه تجزیهی شمال بلكه بازسازماندهی آن بر مبنای بردهداری و تحت كنترل رسمی الیگارشی بردهداری بود. در نتیجه شكلی از سرمایهداری ایجاد میشد كه با ساختاربندی بر مبنای اصول نژادی و قومی، كارگران سفید مهاجر به سیاهان در پایهی جامعه ملحق میشدند. از تضاد میان کارگر ایرانی و افغانستانی در ایران تا تضاد میان کارگر ترک و آلمانی در آلمان و تا تضاد میان کارگر آمریکایی با کارگران مکزیکی در ایالات متحدهی آمریکا، همه و همه بحثهایی است که چپها را به این فکر فرو برده است که چگونه روحیهی انترناسیونالیستی را باید به میان کارگران برد؟
دست آخر در ارتباط با «ایرلند» و «لهستان» این موضوع محل مناقشه میان مارکسیستها شد که چگونه باید با یک «مبارزهی ملیگرایانه» علیه استعمار مواجه شد؟ آیا زمانی که از ستمدیدگان در بلوچستان یا کردستان دفاع میکنیم، به تفاوتهای بورژوازی بلوچ و مرکز هم نظر داریم یا باید داشته باشیم؟
از سوی دیگر در دفاتر قومشناسی رگههای جدیدی از یک بینش فمنیستی دیده میشود که بعدها موضوع بحثهای فراوانی در میان فمنیستهای مارکسیست شد. در حالی که نظر مسلط تا هنگام انتشار این دفترچهها این بود که اثر بنیانگذار مارکسیستی «منشأ خانواده، مالکیت خصوصی و دولت» (۱۸۸۴) انگلس است، و اساس درک آن «ستایش از کمون اولیه» و جا افتادن این درک از «کمونیسم آینده» که آن عبارت خواهد بود از «کمون اولیه + تکنولوژی»، فرازهایی از دفاتر نشان داد که مارکس نطفهی تضاد طبقاتی را در رتبههای درون همان جوامع بدوی اشتراکی و پیش از ایجاد مالکیت خصوصی تشخیص داده بود.
هتر براون در بررسی موشکافانهی خود از نظرگاه مارکس در این رابطه، بر آن است که مارکس برخلاف انگلس ظهور مالکیت خصوصی و ازدواج تکهمسری و خانواده پدرسالاری را برابر با «شکست تاریخی-جهانی جنس مؤنث» نمیدانست و «زنان را در هر مرحله از تاریخ به مثابهی سوژههای بالقوه میپنداشت.» با همهی این حرفها، نسبت «طبقه» و «جنسیت» همچنان نسبت مسألهداری است. اهمیت مطالعهی صورتبندی مارکس دربارهی جنسیت در جهان پیشاسرمایهداری این است که نشان دادن مشکل سلسلهمراتب در همان «کمون اولیه» رُخ داد. مبتنی بر این آيا این احتمال وجود دارد در شرایطی که مالکیت خصوصی دیگر وجود نداشته باشد و سرمایهداری هم ازبین رفته باشد، ستم جنسیتی همچنان پابرجا بماند؟ بر بستر دریافت مارکس از تغییر و تحول در کمون اولیه به ضرر زنان، رایا دونایفسکایا استدلال میکند که شکلگیری طبقات به طور کلی و ستم مشخصی که زنان با آن مواجهاند، مبتنی بر «تقسیم کار ذهنی و یدی» بود.
بر بستر این یافتهها روشن است که مارکس جز «طبقه» توانسته بود با جزئيات بسیارْ مسائل مربوط به «ستم ملی» و «ستم جنسیتی» را مورد بررسی قرار دهد. با این همه آیا میتوان مارکس را یک «اینترسکشنال»، یعنی فردی مدافع ایدهی «گرهگاههای ستم» و نه فردی ایستاده بر «تضاد بنیادی کار و سرمایه» قلمداد کرد؟ او هرگز اهمیت کار سترگش، یعنی «سرمایه» را نفی نکرد. چگونه باید یافتههای او در دفاتر قومشناختی را با «سرمایه» برای امروز بازخوانی کرد؟ چگونه میتوان آموزههای این مارکس ناشناخته را برای «طبقهی کارگر»، برای «بلوچستان» و «کردستان» و «اهواز» و … بهکار گرفت؟
دربارهی مدرس و شرح جلسات👇
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
در میانهی امپراتوران و دزدان دریایی؛
مروری بر آرای نوام چامسکی در باب جایگاه و مسئولیت روشنفکران
بههدایت فرهاد محرابی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۱۶ مردادماه ۱۴۰۳
سهشنبهها ۱۰:۳۰ تا ۱۲:۳۰
در زمانهی غلبهی گفتمان نئوفاشیستی-نئولیبرالیستی معاصر، در زمانهی ظهور و قدرتنمایی راستافراطی در اروپا و ایالاتمتحده، و در زمانهای که در خاورمیانه، تضاد گفتمان آخرالزمانی صهیونیسم مسیحی-یهودی با اسلام رادیکال، و نیز تفوق و استمرار استبداد دینی، بیثباتترین و موحشترین وضعیت سیاسی-اجتماعی چند دههی اخیر را رقم زده، وظیفه و نقش روشنفکران چه می تواند باشد؟ آیا اساساً همچنان میتوان به طبقهی روشنفکر به مثابه گروهی مرجع نگریست که میتواند در میانهی بحرانهای سیاسی و آشفتگیهای فکری جامعهی خود، راهنما و روشنگر باقی بماند؟ و یا عصر مرجعیت فکری «طبقهی روشنفکر» پایان یافته است؟
آیا میتوان از مفهوم «روشنفکر جهانی» یاد کرد که به شکلی توأمان ساختارهای سرکوبگر داخلی و خارجی را نقد میکند و برای خود وظیفه و تعهدی «جهانشمول» قائل است؟ آیا ظهور و فراگیرشدن گفتمان پستمدرنیستی در چند دههی گذشته به جهانشمولگرایی گفتمان روشنفکری و نیز عقلگرایی انتقادی آسیب زده است؟ و در نهایت اینکه وظیفهی روشنفکر خاورمیانهای در نقد همزمان و توأمان فاشیسم داخلی و خارجی چه میتواند باشد؟
در این سلسله درسگفتارها سعی خواهیم کرد به این پرسشهای دشوار از مجرای مروری بر اصلیترین وجوه مفهوم «مسؤولیت روشنفکری» نزد نوام چامسکی (۱۹۲۸) فیلسوف، زبانشناس، روشنفکر و فعال سیاسی برجستهی آمریکایی بپردازیم. قصد داریم نشان دهیم که اگر همچون او مهمترین وظیفهی روشنفکر در زمانهی حاضر را «گفتن حقیقت و افشای دروغ» بدانیم – چنانکه او خود به کرّات به آن اشاره کرده - آنگاه از روشنفکران نسبت به راهبری فکری جامعه چه انتظاراتی میتوان داشت؟
چامسکی در جای جای منظومهی بزرگ فکری و مبارزاتی خود در طی بیش از شش دههی گذشته، به نقش و جایگاه روشنفکران در مواجهه با بحرانهای مهم عصر حاضر پرداخته؛ از تغییرات اقلیمی و خطرات جنگ هستهای گرفته، تا سلطهی نئولیبرالیسم و و نیز معنا و اهمیت «همبستگی» و نیز پیشبرد «دموکراسی رادیکال» از مجرای جنبشهای اجتماعی آوانگارد؛ از جاسوسی دولتی گرفته، تا غلبهی پروپاگاندا و تأثیر و تهدیداتش برای دموکراسی و آزادیهای مدنی در قرن بیست و یکم، و نیز امکانات و معنای مبارزهی سیاسی در عصر حاضر. او در مقام یکی از مهمترین روشنفکران زندهی زمانهی ما به دنبال آن بوده تا نشان دهد در تمامی این چالشها، روشنگری فکری، و اعتماد و همبستگی فراگیر اجتماعی در بین مردم، میتواند بر سرکوبهای سیاسی- فکری جاری در جوامع فائق آید و چشمانداز نوینی برای مبارزه و مقاوت در جهانِ تاریکِ سلطهی نئوفاشیسم معاصر پیش چشمانمان قرار دهد.
فرهاد محرابی متولد ۱۳۶۲ دانشآموخته و پژوهشگر در حوزهی مدرنیسم ادبیست. وی پس از اتمام تحصیلاتش در مقطع لیسانس و فوقلیسانس در رشتهی انسانشناسی در دانشگاه تهران به انگلستان رفت. او در مدرسهی اقتصاد لندن (LSE) در حوزهی فلسفهی علوم اجتماعی شروع به پژوهش کرد، و در سال ۲۰۱۲ از آن دانشگاه در مقطع فوق لیسانس فارغالتحصیل شد. حوزهی مورد علاقهی وی در آن سالها ایدهی فاقد قدرمشترک بودن (incommensurability) در فلسفهی علم با تکیه بر نظریات دونالد دیویدسون و ریچارد رورتی بود.
او بعدها گرایش مطالعاتیاش را به ادبیات تطبیقی، فلسفه و ادبیات، و نظریهی سینما تغییر داد و به مدت دو سال در کالج دانشگاهی لندن (UCL) در مقطع فوقلیسانس مشغول به پژوهش و تدریس بود. رسالهی فوق لیسانس او در آن دانشگاه، مطالعهی تطبیقی در مورد جهان ادبی والاس استیونس و سینمای آنتونیونی بود. محرابی دورهی دکتری خود را در حوزهی مدرنیسم ادبی، ادبیات تطبیقی و مطالعات ساموئل بکت در دانشگاه ردینگ انگلستان و بنیاد بینالمللی ساموئل بکت در سال ۲۰۲۰ به پایان رساند. وی چندین مقاله در حوزهی مطالعات بکت و تاریخ مدرنیسم ادبی در کنفرانسهایی در انگلستان، کانادا و لهستان ارائه و منتشر کرده است. در کنار پژوهش و تحقیق در حوزهی نظریهی ادبی، وی به طور مشخص از سال ۲۰۱۵ مشغول پژوهش در حوزهی روشنفکری ایران و جهان و مطالعات پسااستعماری بوده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
درسگفتاری دربارهی کوارتتهای هایدن؛
از گرگو میش مبهم آغازین تا طلوع روشنی
بههدایت آروین صداقتکیش
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۱۵ مردادماه ۱۴۰۳
دوشنبهها ۱۰ تا ۱۲
دربارهی پدید آمدن و ریشههای تاریخی گونهی کوارتت زهی روایتهای مختلفی توسط تاریخدانان مختلف نقل شده است. با اینکه این روایتها بر پایهی مجموعهای از رخدادها و آثار موسیقی شکل گرفتهاند، یک شخصیت از دههی هجدهم میلادی در همهی آنها نقش مهمی داشته است. نام هایدن چنان با این گونهی موسیقیسازی مجلسی گره خورده که فارغ از دقت تاریخی، به سادگی لقب بنیانگذار آن را از آن خود کرده است.
زندگی کاری هایدن در دورهای گنگ و همچون گرگومیش شکل گرفت. عهد باروک با مرگ ستیغها و سرآمدانش چون باخ رفته بود. عصر نو هنوز نیامده بود که هیچ، گوشهی رخ هم ننموده بود که شاکلهی کلیاش شناختنی باشد. نیروهای اجتماعی و اقتصادی نیز همچنین، در این دوره در حال تحول و جایگزینی بودند. نشانی نبود که کدام بختیار خواهد شد.
هایدن خود بازیگر این عصر شد و با کارش نوری بر آن گرگومیش تاباند و طلوع روشنایی سبکی را میسر کرد. او نسبت به متوسط آن دوران چنان عمر درازی یافت که دو دورهی دگرگونیهای سبکی (و همچنین اجتماعی-سیاسی) بزرگ در اروپا را به چشم ببیند. او نه تنها به ظهور و تثبیت گونهی کوارتت زهی یاری فراوان رساند بلکه این کار را در پیوند تنگاتنگ با زیستجهانش انجام داد. پس وارسی ژرف آن آثار به سان مطالعهی لایههای زمینشناختی که اثر دگرگونیها را بر چهره دارند، نشانهای از ابهام به در آمدن و آشکار شدن یک وضعیت جدید موسیقایی، و تحول مناسبات اجتماعی پیوندیافته با آن را فاش میکند.
آروین صداقتکیش (تهران ۱۳۵۳)، مؤلف، پژوهشگر و منتقد موسیقی، نویسندهی مقالات متعدد به زبان فارسی و انگلیسی است. او عضو شورای نویسندگان یا مشاور علمی چندین نشریهی تخصصی و پژوهشی درزمینهی هنر و موسیقی از جمله فرهنگ و آهنگ، گفتگوی هارمونیک، آیینهی خیال، کتاب سال شیدا، دوفصلنامهی پژوهشی مهرگانی و فصلنامهی تخصصی زنگار بوده است و همچنین با دیگر نشریههای تخصصی یا پژوهشی حوزهی موسیقی و موسیقیشناسی همچون هنر موسیقی، گزارش موسیقی و فصلنامهی ماهور همکاری مستمر دارد. از او تاکنون کتابی با عنوان «درسگفتارهای نقد موسیقی» منتشر شده است که درسنامهی یک ترم تدریس در «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در سال ۱۳۹۱-۱۳۹۲ است.
وی همچنین داور یا عضو کمیتهی علمی رویدادها یا رقابتهای متعددی مانند «جشنوارهی وبلاگها و وبسایتهای موسیقی ایران» (سه دوره)، «کتاب سال خانهی موسیقی» (دو دوره)، کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، SIMF ۲۰۱۸، جشنوارهی بینالمللی موسیقی شیراز (اپوس ۲ بتهوون)، ۲۷امین جشنوارهی ملی کتاب سال دانشجویی، ۳۶امین جشنوارهی موسیقی فجر بوده است. عمده حوزههای مطالعاتی و کار فکری او را نقد موسیقی و فلسفهی نقد معاصر، نظریهی موسیقی، تجزیهوتحلیل موسیقی با گرایش به موسیقی کلاسیک ایرانی معاصر (سدهی ۱۴ خورشیدی) و موسیقی کلاسیک آوانگارد غربی (سدهی ۲۱-۲۰ میلادی) و مسائل فرهنگی-اجتماعی-تاریخی پیوسته با آنها تشکیل میدهد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین)
اخلاق علیه اخلاقیات؛
۲- نیچه و فلسفهی معاصر
بههدایت محمد جواد سیدی
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۹ مردادماه ۱۴۰۳
سهشنبهها ۱۶ تا ۱۸
در تاریخ فلسفه همواره تمایز مهمی بین اخلاق (ethics) و اخلاقیات (morality) وجود داشته است. اما به تدریج این تمایز به سود اخلاقیات به محاق رفته است. اخلاق که شناخت توانهای متفاوت هر موجود و «ارزیابی» میزان تحقق آنهاست، جای خود را به «داوری» اخلاقیاتی بر مبنای ارزشهای ثابت میدهد. در این دورهها با تکیه بر چهار فیلسوف یعنی اسپینوزا، نیچه، فوکو و دلوز، میکوشیم سیر تحول مفهوم اخلاق را دنبال کنیم. از اخلاق اسپینوزا تا تبارشناسی اخلاقیات نیچه، از شیزوکاوی دلوزی تا مقاومت فوکویی، نقاط تلاقی، تماس، اختلاف، واگرایی و همگرایی متعددی وجود دارد که با ردیابی آنها تلاش میکنیم طرحی از اخلاق در برابر اخلاقیات به دست دهیم.
در این دوره به تقابل اخلاق و اخلاقیات از منظر فلسفهی نیچه نگاه خواهیم کرد. اخلاق و سیاست نیچهای که از دههی ۱۹۶۰ به بعد بسیار پررونق بود، امروز با نقدهای جدی مواجه شده است. در این دوره نخست با تکیه بر متونی همچون تبارشناسی اخلاقیات، چنین گفت زرتشت، فراسوی خیر و شر و خواست قدرت طرحی از اخلاق نیچهای ترسیم میکنیم و سپس بر خوانش کسانی چون فوکو، دلوز و هایدگر از اخلاق نیچهای تمرکز خواهیم کرد.
تلاش میکنیم این اخلاق را از سویی از منظری اسپینوزایی بفهمیم و از سوی دیگر به ابعاد مختلف مفهوم پیچیدهی نیهیلیسم نگاهی بکنیم که خوانشهای متفاوت و جذابی از آن در دهههای اخیر عرضه شده است. بیش از همه بر چهار متفکر و خوانش آنها از این مفهوم اشاره خواهیم کرد یعنی مارتین هایدگر، ژیل دلوز، ری برسیه و هیلان بنسوسان. در ادامه به خوانشهای شتابگرا از نیچه خواهیم پرداخت و نقدهای این فلاسفه بر هستیشناسی و اخلاق نیچهای را بررسی میکنیم. این دوره علاوه بر تداوم بحث اخلاق علیه اخلاقیات، درآمدی خواهد بود بر فلسفهی پساانسانی معاصر.
محمدجواد سیدی فارغالتحصیل کارشناسی ادبیات انگلیسی از دانشگاه فردوسی مشهد، و کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه علامهی طباطبایی است. او در ۱۳۹۵ از رسالهی دکترایش تحت عنوان «نیچه در تفاسیر هایدگر و دلوز: خاستگاهها و مقصدها» در دانشگاه علامهی طباطبایی دفاع کرده، از آن زمان تاکنون مشغول ترجمه و تدریس فلسفهی معاصر بوده، و بر فلسفهی معاصر اروپایی، بالاخص فلسفهی معاصر فرانسوی و آلمانی متمرکز است. بخشی از مطالعات او معطوف به آثار متفکرانی چون فوکو، دلوز و آگامبن است و اندیشهی آنها را در نسبت با انقلاب هستیشناختی هایدگر و همچنین بازگشت به اسپینوزا پس از دههی شصت میلادی مورد بررسی قرار میدهد. او در همین مسیر درسگفتارهای فوکو در کولژ دو فرانس و همچنین کتاب نابهنجاری وحشی اثر آنتونیو نگری را ترجمه کرده است. این آثار از سویی در پیوند با هستیشناسیهای تفاوت مخصوصا نزد هایدگر و دلوز هستند و از سوی دیگر جنبهی سیاسی این فلسفهها را برجسته میکنند. سیدی در سالهای اخیر بر فلسفههای پسادلوزی از بدیو و ژیژک تا ماتریالیسم نظری معاصر تمرکز داشته است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
در جلسهی سوم و با پایان نقد هایدگر بر دکارت به پیشینهی بحث مکان بهطور کلی و در دکارت بهطور اخص خواهیم پرداخت. از ارسطو تا دکارت مفهوم مکان و چگونگی و چیستی مکانمندی انسان در همان هستیشناسیای فهم میشد که ارسطو پایه گذارده بود و بر مبنای آن مکان چیزی از جنس طبیعت و بخشی از آن بود. با ورود دکارت نه هستیشناسی جوهرین ارسطو و تلقی جوهرین او از مکان بلکه چیستی و چگونگی نسبت ما با مکان دستخوش تغییر شد. دکارت طبیعت را جازدایی کرد تا مکان همسطح فیزیکیـریاضیاتی خود را همچون امتداد آشکار کند. این مکان همسطح جهانی دیگر نه جزئی از طبیعت بلکه خود طبیعت بود بهمثابه جوهری مستقل و تکین که امتداد عرض ذاتی آن است.
از نظر هایدگر پرسش نه بر سر چیستی مکان فیزیکال، که به بهترین شیوه در حوزهی علم و توسط دکارت مفصلبندی شده بود، بلکه بر سر نوع مواجههی ما با مکان و چگونگی نسبت ما با آن در مواجههی بسیط هرروزینه بود.
پرسش هایدگر این بود که کدامیک بر مبنای دیگری قابلفهم است؟ ما در نخستین تلاقی و در هرروزینگی با کدام در تعامل پیوسته قرار داریم و با کدام تلاقی میکنیم؟ آیا مکان زیستهی اگزیستانسیال بر بنیاد مکان فیزیکال دکارتی قابلفهم است یا برعکس؟ نسبت ما بهمثابه موجودی درـجهانی با مکان و مکانمندی چیست؟ مکانمندی دازاین چیست و چگونه و بر چه بنیادی ممکن است؟ مکان اگزیستانسیال بهمثابه یکی از خصائل اگزیستانسیال دازاین چه نسبتی با درـجهانـبودن و چیستی اگزیستانسیال او دارد؟
در جلسهی چهارم به اشتقاق مکان دکارتی از مکان اگزیستانسیال خواهیم پرداخت. در این جلسه نزدیکی اگزیستانسیال در وجوه مختلف آن، نسبت مأنوسیت با مکان، آزادسازی پیشاـاونتولوژیکی مکان توسط دازاین، و نسبت مکانمندی و زمانمندی بنیادین دازاین را مورد بحث قرار خواهیم داد.
در تمامی بخشها منبع اصلی خود متن هستی و زمان است که در طی جلسه بخشهایی از آن در نسبت با مباحث مطرحشده خوانده خواهد شد؛ در تحلیلها و خوانش خود از مسئله رویکردی پراگماتیک خواهیم داشت که بیشتر از هر کس دیگر از دریفوس و ریچاردسون وامدار است هر چند نه کاملاً.
آریا سلیمانپور فارغالتحصیل کارشناسی ارشد فلسفهی غرب از دانشگاه تبریز است. کار پژوهشی او در حوزهی فلسفهی زبان با تمرکز بر نسبت میان زبان و واقعیت در افلاطون آغاز شد که حاصل آن رسالهی کارشناسی ارشد او تحت عنوان «نسبت میان زبان و واقعیت در کراتولوس افلاطون» بود و بهزودی به شکل کتاب منتشر خواهد شد. از مقالات او در این حوزه میتوان به «چهرهی دوگانهی ژانوس، محاورهی پارمنیدس: نقد یا اصلاح بدفهمی»(مجلهی حکمت و معرفت)، «نسبت میان زبان و واقعیت در افلاطون: خوانشی از کراتولوس افلاطون در پرتو تمثیلات رسالهی جهموری»(مجلهی تاریخ فلسفه)، «سیاهمشق: تزهای سیزدهگانهی تکنیک نویسندهی بنیامین»(مجلهی پروبلماتیکا)؛ و «اثبات گودل چگونه کار میکند؟» (مجلهی ایران آکادمیا)، اشاره کرد. او در حوزههای تاریخ فلسفه، فلسفهی هنر و فلسفهی یونان، و هستیشناسی پدیدهشناختی هایدگر دورههای گوناگونی برگزار کرده است و در حال حاضر رسالهی دکتری خود را دربارهی «هستیشناسی پدیدهشناختی زبان: معرفت و حقیقت در زبان اول» در دست کار دارد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آنلاین و آفلاین )
مکان و مکانمندی در هستی و زمان
بههدایت آریا سلیمانپور
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۱۱ مرداد ۱۴۰۳
روزهای پنجشنبه: ۱۶ تا ۱۸
@bidarschool
@bidarcourses
درباره ی کتاب:
کتاب اقتصاد سیاسی اشتغال زنان ایران ۸۷-۱۳۵۷، نوشتهی رکسانا بهرامیتاش و هادی صالحیاصفهانی، تحولات اشتغال زنان را در برههای حساس از انقلاب ۱۳۵۷ تا افول جریان اصلاحات در سالهای منتهی به ۱۳۸۷ در برمیگیرد. کتاب چنانکه از عنوانش پیداست، مسئلهی اشتغال زنان را در زمینهی کلانتری از تحولات داخلی و جهانی (توسعه و مدرنیزاسیون، جهانی شدن، اسلامگرایی، انقلاب و برآمدن نظام جدید، وقوع جنگ و ...) واکاوی میکند و به مدد تصویر نسبتاً جامعی که از صحنهی تنازعات داخلی و بینالمللی و پیچیدگیهای آن ترسیم میکند، راه را بر برخی سادهسازیها در توضیح چرایی کاهش مشارکت اقتصادی زنان پس از انقلاب میبندد.
ادامه توضیحات👇
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آنلاین و آفلاین )
گذار ایران به سرمایهداری در قرن طولانی نوزدهم
بههدایت علیرضا خزائی
طول دوره: ۶ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۹ مرداد ۱۴۰۳
روزهای سهشنبه: ۱۸ تا ۲۰
در این دوره قصد داریم تجربهی ایران در گذار به سرمایهداری در قرن طولانی نوزدهم را بازخوانی کنیم. هدف کلی از این بازخوانی، نشان دادن اهمیت نفوذِ مناسبات سرمایهداری در قالب روندهایی نظیر تجاریشدن کشاورزی در ایران و همچنین نشان دادن این موضوع است که این تحولات به چه ترتیب پویههای اقتصادی، اجتماعی و طبقاتیای را در ایران قاجاری به راه انداخت که پیامدهای آن برای جامعهی آتی ایرانی چشمپوشیناپذیرند. تصویر کلیای که از رهگذر این بررسی به دست میآید، نشان میدهد که زوال نظام پیشاسرمایهداری قاجاری در پرتو نفوذ فزایندهی مناسبات سرمایهداری به چه ترتیب باعث پدید آمدن توازن طبقاتی تازهای در جامعهی ایرانی شد که در شکل دادن به تحولات دوران مشروطه و پس از آن نقش مهمی ایفا کردند. علاوهبراین، با اتخاذ چارچوبی فراگیرتر و بینالمللی، نشان میدهیم که سرمایهداری در قامت یک نظام جهانی نوظهور، به چه ترتیب در ساختن و برساختن پویههای ناموزون و مرکب در سرتاسر جهان فعال بود و در نتیجهی مواجههی این مناسبات نوظهور با جوامع بومی، چه شکلهای تازهای از تبعیت ترکیبی از سرمایه در این جوامع بومی پدید آمد.
جلسهی اول: مقدمات نظری
در این جلسه به مناقشات نظری پیرامون گذار از شیوههای تولید پیشاسرمایهداری به شیوهی تولید سرمایهداری میپردازیم. نخست بحث را با مقدماتی روششناختی و نظری در رابطه با «ماتریالیسم تاریخی» و اهمیت آن در مطالعات تاریخی-جامعهشناختی آغاز میکنیم و سپس شمهای از بحثها و مناقشات موسوم به بحث «گذار به سرمایهداری» را توضیح میدهیم که در مجادلات نظری مؤلفانی نظیر موریس داب، پل سوئیزی و رابرت برنر برجسته شده است. هدف از این مباحث، روشن کردن چارچوب نظری و روششناختی لازم برای مطالعهی تجربهی گذار به سرمایهداری در ایران است.
جلسهی دوم: دولت قاجار بهمثابهی شیوهی تولید خراجستان
در این جلسه، به معرفی شیوهی تولید پیشاسرمایهداری قاجاری در قالب الگوی موسوم به نظامهای خراجستان میپردازیم و شکل ویژهی این شیوهی تولید را در ایران قاجاری با دیگر نمونههای تاریخی آن (عثمانی، هند و ایران صفوی) مقایسه میکنیم. هدف از این بحث، درک شیوهی تولید پیشاسرمایهداری ایران در چارچوب ماتریالیسم تاریخی و فرا رفتن از نظرگاههای رایج و متداولی است که در قالبهای گوناگونی نظیر «استبداد ایرانی» صورتبندی شدهاند.
جلسهی سوم: روند تجاریشدن کشاورزی قاجاری در بستر خاورمیانه
در این جلسه بهطور عام، به بررسی روند نفوذ مناسبات سرمایهداری در خاورمیانه و بهطور خاص، در ایران قاجار میپردازیم. خواهیم دید که افزایش تقاضا برای کالاهای تجاری زراعی به چه ترتیب باعث زوال تولید سنتی شیوههای تولید پیشاسرمایهداری در خاورمیانه شد و هر کشور و منطقه بنا به امکانات اجتماعی ـ اقتصادی و جایگاه ژئوپولتیک خود به چه نحو به این تحولات پاسخ داد.
جلسهی چهارم: قواعد بازتولید زمینداران در عصر قاجار
در این جلسه به بررسی تحولات طبقهی زمیندار ایرانی در خلال فراز و فرود دولت قاجاری میپردازیم. از همینرو، تحولات شکلهای زمینداری متکی به نیروی قهر ایلیاتی را بررسی میکنیم و نشان خواهیم داد که این شکل خاص از زمینداری به چه ترتیب در تعامل با پروژهی دولتسازی قاجارها متحول شد و به تدریج شکل تازهای از زمینداری متکی به نیروی قهر دولتی از دل این تعاملات سر برآورد. سپس، تحولات این شکل اخیر را در رهگذر تجاریشدن کشاورزی در عصر ناصری بررسی میکنیم و نشان میدهیم که در پرتو زوال دولت مرکزی قاجار، به چه ترتیب شکلهای تازهای از زمینداری پدید آمد که بیش از هرچیز متکی به نیروی قهر شهری بود.
جلسهی پنجم: قواعد بازتولید دهقانان و عشایر
در این جلسه به بررسی تحولات تولیدکنندگان مستقیم (اعم از دهقانان و بدنهی ایلات) میپردازیم و نشان میدهیم که این گروه در پرتو تحولات عمدهی ساختاری این دوران (ظهور و افول دولت قاجاری و روند تجاریشدن کشاورزی) چه راهبردها و راهکارهایی برای بازتولید خود و حفاظت از حقوق سنتیشان در اختیار داشتند. از این رهگذر، بیش از هرچیز بر اهمیت تجربهی انجمنهای ایالتی و ولایتی در دوران پسامشروطه تمرکز خواهیم کرد و نشان میدهیم که این تجربیات از چه منظر، نوعی گسست تمامعیار از تجربههای پیشین و سنتیِ تولیدکنندگان مستقیم در عصر قاجار محسوب میشد.
ادامه👇
@bidarschool
درسگفتار (آنلاین و آفلاین )
فیلسوف در فارسی
بههدایت امیر کمالی
طول دوره: ۵ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۱ مرداد ۱۴۰۳
روزهای دوشنبه: ۱۸ تا ۲۰
فیلسوف در فارسی درسگفتاریست نه برای بازگویی دوبارهی آرای فیلسوفان غرب، و نه با هدف تحلیل انتقادی ترجمههای فارسی آنها؛ بلکه تلاشی تاریخنگارانه است برای تحلیل، ضبط و خواندن سرگذشت اندیشههای بعضی از مهمترین فیلسوفان و متفکران نظریهی انتقادی در ایران.
تأملات موسوم به پسااستعماری، هشدار میدهند که نظریهها در جوامع بیگانه در ساختاری متفاوت ادراک میشوند که با بستری که این آرای فرهنگی و فلسفی در آن تولید شدهاند فاصلهی بسیار دارند و مسیری که در بازخوانی دوباره طی میکنند ممکن است بعضا مضر یا بیهوده باشد. با اینهمه نمیتوان منکر ورود این نظریهها و دامن زدنشان به فضای پرآشوبی شد که برای چند دهه بهشکل ساختاری، هم عرصهی تولید و هم نقادی آثار ادبی و هنری را از خود انباشته کردند.
در این دوره تلاش میکنیم پرسشهایی به ظاهر ساده اما اضطراری را کانون توجه قرار دهیم. فیلسوفان مورد بحث را به اعتبار تقریب مضامین و تأملات آنها به چند گروه تقسیم کردهایم. ورود آنها به فضای فرهنگی ایران، تأثیرات گسترده یا گذرایی که بر این فضا گذاشتند، تأثیر آنها در زمینهی خلق و تولید آثار ادبی و هنری، و نیز جدالهای نظری در عرصهی نقد آثار از محورهای مورد بررسی ما خواهد بود.
جلسهی اول: مقدمات
جلسهی دوم: مارکسيسم ساختارگرای غربی از لوکاچ تا آلتوسر
جلسهی سوم: مکتب فرانکفورت
جلسهی چهارم: فلسفهی انتقادی فرانسوی (فوکو، دلوز، دریدا، بلانشو)
جلسهی پنجم: چپ نو معاصر، از آلن بدیو تا میشل لووی
امیر کمالی دانشآموختهی زبان و ادبیات فارسی از دههی هشتاد کار تالیف و ترجمه در حوزهی نقد ادبی و فلسفهی انتقادی را آغاز کرد. در سالهای پایانی دههی هشتاد در روزنامههای شرق، اعتماد و بهار جستارهای تالیفی و ترجمه منتشر ساخت. کتاب «ازمصائب معنا» حاصل پیگیری او در حوزهی زبانشناسی انتقادی و روش فیلولوژی بود. در ادامه از منظر فلسفهی انتقادی به نقد خاستگاه شعر مدرن فارسی در نیما یوشیج پرداخت که حاصلش کتاب «مانیفست خاموشان» بود. ترجمهی «انسان بیمحتوا» از جورجو آگامبن، و مجموعه مقالاتی در باب فلسفهی جستارنویسی با عنوان «سیاست جستار» از وی منتشر شدهاست. وی هم اکنون عضو هیئت نویسندگان سایت تز یازدهم است. نقدی سیاسی فلسفی بر داستانهای بهرام صادقی در هیئت کتابی با عنوان «جستارهایی در فهم بهرام صادقی»آثاری است که وی در آستانهی چاپ و انتشار دارد.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آنلاین و آفلاین )
سرآغاز نفت در ایران:
بازخوانی یک وضعیت استعماری
بههدایت مریم دژمخوی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۱ مرداد ۱۴۰۳
روزهای دوشنبه: ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰
درسگفتار «سرآغاز نفت در ایران: بازخوانی یک وضعیت استعماری» اولین دوره از درسگفتارهاییست دربارهی استعمار کهن و نو استعمار که در قالب سرفصلهایی بههمپیوسته ارائه خواهد شد. هدف این درسگفتارها بازخوانی انتقادی شکلهای کلاسیک و نو استعماری با تأکید بر سرکوب و تاریخ محذوفان در جریان تحولات قرون نوزدهم و بیستم است.
کشف و استخراج نفت در ایران بیشتر با رویکردی توصیفی در تاریخنگاری قرن بیستم دیده شده است. حال آنکه سرآغاز داستان نفت در ایران با تحولات گستردهی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در ایران همزمانی و همآیندی دارد. در این درسگفتار به دنبال آنیم تا نفت و نخستین قراردادهای نفتی را در بستر تحولات سیاسی-اجتماعی ایران در آغاز قرن بیستم بررسیم. تمرکز اصلی دوره بر واکاوی نقش نفت در شکلگیری دولت-ملت و تغییر شیوهی حکمرانی خواهد بود. برای نیل به این هدف رویکردی خردنگر و همزمانی، و رویکردی بلندمدتی و در زمانی را پیش خواهیم گرفت. درسگفتار از دو بخش توصیفی (ارائهی مقدمات تاریخی) و تحلیلی (کاربست مفاهیم و ابزارهای نظری برای خوانش انتقادی از وضعیت) تشکیل شده است. این درسگفتار برای دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی رشتههای تاریخ، باستانشناسی، علوم اجتماعی و علاقهمندان به پژوهشهای تاریخی و باستانشناختی، جامعهشناسی تاریخی و مطالعات نفت سودمند است.
دکتر مریم دژمخوی دانشآموختهی باستانشناسی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزهی باستانشناسی معاصر است. جنسیت، استعمار، کشمکش و خشونت، و فرودستان زبالهگرد از حوزههای مطالعاتی اوست. رسالهی دکترایش با عنوان «فرایند هویتیابی جنسیتی در مردان خاندان شاهی ساسانی» اولین رساله در زمینهی باستانشناسی جنسیت در ایران به شمار میرود و از آن پس، ساخت جنسیت در ایران عصر قاجار، تغییرات در نظم جنسیتی پس از مدرنیزاسیون و جنبشهای زنان به مهمتریم حوزههای پژوهشی او تبدیل شدهاند. دژمخوی دورهی پسادکتری خود با موضوع «نفت و استعمار در ایران عصر پهلوی اول» را در دانشگاه هایدلبرگ گذرانده، مدتی پژوهشگر دانشگاه فرایبرلین بوده، و اکنون پژوهشگر دائم در بنیاد تحقیقاتی الکساندر فون هومبولت، و مدرس و پژوهشگر دانشگاه هایدلبرگ است. او همچنین عضو گروه مطالعاتی AGE (Archaeology and Gender in Europe) است و از او چندین مقاله در مجموعه مقالات، مجلات معتبر بین المللی، علمی و پژوهشی در زمینههای یاد شده منتشر شده است. کتاب باستانشناسی سیاستهای جنسی و جنسیتی در عصر قاجار و پهلوی اول که با همکاری دکتر لیلا پاپلی یزدی منتشر شده، جدیدترین پژوهش منتشر شدهی او به زبان فارسی است. کتاب اخیر او به نام Women and the Politics of Resistance توسط نشر اسپرینگر به تازگی منتشر شده است.
لطفا در صورت تمایل به شرکت در این دوره، از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
رضا غیاث. منتقد و مدرس سینما از ۱۳۸۷ با مطبوعات فرهنگی و سینمایی گوناگونی از قبیل فصلنامهی سینما و ادبیات، ماهنامهی ۲۴، روزنامهی شرق و لوموند دیپلماتیک همکاری داشته است. او همچنین کارگاههای متعددی در تحلیل فیلم در دانشگاههای دولتی و خصوصی و مراکز سینمای جوان برگزار کرده است. او از ۱۳۹۹ موسس و مدرس «کارگاه مجازی تحلیل فیلم» بوده است که برای بررسی و بازخوانی مقاطع مختلف تاریخ سینما دورههای گوناگونی را تحت عناوین زیر برگزار کرده است: «مدرنیسم سینمایی؛ مکاتب، موجها و مؤلفان» (زمستان ۱۴۰۰) ؛ «سینمای مدرن ایتالیا» (بهار ۱۴۰۱) ؛ «موج نو سینمای امریکا» (تابستان ۱۴۰۱)؛ «سینمای سیاسی، سیاست سینمایی» (زمستان ۱۴۰۱) ؛ «سینمای فرانسه؛ از رئالیسم شاعرانه تا موج نو» ، (تابستان ۱۴۰۲) ؛ «رئالیسم و سینمای نوین ایران» (پاییز ۱۴۰۱)؛ «سینمای نوین آلمان» (زمستان ۱۴۰۲) ؛ «درام تاریخی در سینمای ژاپن» (بهار ۱۴۰۳). کتاب «سینمای ناصر تقوایی» که در همکاری مشترک با سعید عقیقی به نگارش درآمده از تألیفات اوست.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (آنلاین و آفلاین )
سینما و مارکسیسم
بههدایت رضا غیاث
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۳۱ تیر ۱۴۰۳
روزهای یکشنبه: ۱۸ تا ۲۰
سنتی که هنرمندان رمانتیک و رئالیست قرن نوزده در نقد نتایج عینی و ضمنی فرهنگ سرمایهداری بر جا نهادند در قرن بیستم وارثان گوناگونی داشته است. از همان نخستین دهههای شکلگیری هنر هفتم، هر اندازه که سینمای ژنریک امریکا ـ به ویژه پس از سالهای رکود بزرگ و آغاز دخالتهای والاستریت در هالیوود ـ نمایندهی فرهنگ سرمایهداری بوده است به همان نسبت بخشهایی از سینمای مدرن اروپا، همسو و همگام با مکاتب مترقی هنری، کوشیده تا مسیر اسلاف قرن نوزدهمی خود را گسترش دهد. رئالیستهای خیابانی آلمانِ دههی ۲۰؛ رئالیستهای شاعرانهی جبههی مردمی فرانسه در دههی ۳۰؛ نئورئالیستهای برخاسته از ویرانههای جنگ دوم در ایتالیای دههی ۴۰؛ مستندسازان اگزیستانسیالیست فرانسوی دههی ۵۰ و شمار قابل توجهی از سینماگران بدعتگذار در موجهای نوین سینمایی دهههای ۶۰ و ۷۰، تنها چند نمونهی کلی برای ادعای یاد شدهاند. با اینحال همانقدر که رمانتیسیسم و رئالیسم در ادبیات، صرفا به عنوان رویکردهایی بالقوه میتوانستند ناقد دستآوردهای سرمایهداری شوند، در مورد بخش عمدهای از اَخلافِ سینمایی این سنت نیز چنین واقعیتی صدق میکند.
بحث جدی در موضوع «مارکسیسم و سینما» از نقطهای آغاز میشود که سینماگرانی از کشورهای گوناگون، با آگاهی درخور از مبانی این گرایش نظری/انتقادی، خلق آثاری پیشرو و رادیکال را در برنامه قرار میدهند؛ نهالی که به همیاری فرمالیستهای اولین جامعهی سوسیالیستی قرن بیستم، تحت عنوان مکتب مونتاژ کاشته میشود و پس از ظهور نخستین جوانههای قدرتمند در خاک روسیه، شاخ و برگهایی به وسعت کل قاره پیدا میکند. در مسیر رشد و نموّ این درخت تناور و گسترهی عظیم سایهاش، چند نکته، محرز و قابل توجه به نظر میرسد. اگر هدف هر مارکسیست معتقدی را ـ بنا بر تز یازدهم فوئرباخ در «ایدئولوژی آلمانیِ» مارکس ـ تغییر جهان بدانیم و در مسیر تحقق آن، بر رابطهی متقابل عمل و نظر تأکید بگذاریم آنگاه سخن گفتن از وفاداری مارکسیسمِ سینمایی به مهمترین ادعای ماتریالیسم تاریخی ـ یعنی اصل پراتیک ـ کار دشواری نیست. از نخستین آثار مکتب مونتاژ تا رادیکالترین فیلمهای ژان لوک گدار و ژان ماری اشتراوب، نظریهی فیلم برای اکثر این فیلمسازان همواره ارتباط آشکاری با کنش فیلمسازی داشته است.
تولید هر فیلم به قصد تغییر ذائقهی عمومی مخاطبان معتاد به فرهنگ سرمایهداری، همزمان آزمایشی نظری بوده در امکانات هنر هفتم برای برکشیدن فرمهایی از اساس متفاوت با زیباشناسی رسمی سینما. نکتهی بعدی به مقولهی همیشگیِ فرم و محتوا برمیگردد و (در صورت محدود کردن بحث به سنت مارکسیستی) سرچشمههای نظری آن به جدل معروف لوکاچ و برشت (و بعدها آدورنو، بنیامین و بلوخ) بر سر بنبستهای رئالیسم و مدرنیسم میرسد. آیا بر توانمندی سینما در بازنمایی بیچون و چرای واقعیت باید تأکید صرف گذاشت یا مداخله در نحوهی بازنمایی واقعیت مهمتر است؟ بازتاب واقعیت یا واقعیت بازتاب؟ از منظر انتقادی، اگر رویکرد نخست در توجه به طیف گستردهای از مخاطبان موفق مینماید همواره در سایهی این تهدید نیز به سر میبرد که مسیر را برای گرایشاتی تودهفریب مسطح کند. فرق چندانی نمیکند: رئالیسم سوسیالیستی مدّ نظر استالینیستها باشد یا رئالیسم نمادین استودیوهای هالیوودی؛ مادامی که پای فرمی آسانیاب و آشنا برای همه در میان است، بیم بدل شدن آن به ابزاری برای بازتولید ایدئولوژی مسلط نیز میرود.
ادامه شرح درس👇
@bidarschool
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین )
آشنایی با موسیقی اقوام ایرانی
بههدایت تارا الهوردی
طول دوره: ۸ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۳۰ تیر ۱۴۰۳
روزهای شنبه: ۱۰ تا ۱۲
موسیقی اقوام ایرانی که به نامهای دیگری مانند موسیقی فولکلوریک، نواحی، مردمی، محلی نیز خوانده میشود، به موسیقی مناطق مختلف ایران اطلاق میشود؛ این موسیقی ارتباط تنگاتنگی با بسترهای فرهنگی، اعتقادی، آئینی و اقلیم سکونتِ هر قوم دارد و به همین دلیل از تنوع موسیقایی گستردهای برخوردار است. این گوناگونی از حیث سازبندی، فواصل موسیقایی، نحوهی مواجهه با وزن و ریتم، ساختار ملودی و بیان است.
در این دوره به بررسی تحلیلی-شنیداری موسیقی اقوام مختلف ایرانی از جمله مناطق کردستان، لرستان، کرمانشاهان، گیلان و مازندران، سیستان و بلوچستان ، خراسان، آذربایجان شرقی و غربی و فارس (قشقایی) میپردازیم و در این راستا سازشناسی مختص هر منطقه، مقامهای مهم اجرایی و گونههای رایج موسیقایی آن را معرفی و بررسی خواهیم کرد و تمامی نمونهها با شنیدار همراه خواهد شد. این دوره میتواند برای تمامی علاقهمندان موسیقی نواحی ایران مفید باشد
تارا الهوردی متولد سال ۱۳۶۵، فارغالتحصیل کارشناسی ارشد رشتهی قومموسیقیشناسی از دانشگاه هنر تهران، نوازندهی تار و سهتار است. او از سال 1372 نوازندگی سهتار را نزد بهروز همتی آغاز کرد و نزد مسعود شعاری ادامه داد. در پی آن، تار را از اساتیدی چون داریوش طلائی، مجید کیانی و محمدرضا لطفی فرا گرفت و نزد آنها دورههای تکمیلی ردیف را گذراند. مطالعات او بیشتر در حوزهی موسیقی مناطق کرد و لک نشین بوده است و در اینباره مقالهی «مقایسهی سه شیوهی تنبورنوازی در مناطق صحنه، گوران و لکستان» در مجلهی هنرموسیقی و مقالهی «ویژگیهای قطعات رقص در رپرتوار موسیقی تنبور» نشریه فراهنگ، کتاب آموزش مقدماتی تنبور و موسیقی لرستان (تنبور لکی، امام قلی امامی) به چاپ رسیده است.
او همچنین در حوزهی موسیقی کلاسیک ایرانی مقالات و نوشتههایی دارد؛ از آن جمله گفتگو با حسین علیزاده و داریوش طلایی دربارهی حضور علی اکبر شهنازی در هنرستان موسیقی (فصلنامه ماهور ۸۲)، سرآمدان موسیقی کلاسیک ایرانی (فصلنامه نگاه نو۱۱۹)، یادداشتی به یاد حسین دهلوی، مدخل علی اکبر شهنازی و احمد عبادی در بنیاد دایره المعارف اسلامی، تاثیر نورعلی برومند در تدوین ردیف میرزا عبدالله در مقایسه با اجرای اسماعیل قهرمانی (انجمن مفاخر)، نگاهی تطبیقی به اجراهای اسماعیل قهرمانی و نورعلی برومند (دو فصلنامه ماهور ۱) را میتوان نام برد. وی همچنین در کنسرتهای پژوهشی، تکنوازی و گروهی شرکت داشته است.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
درسگفتار (حضوری، آنلاین و آفلاین )
ورای کلمات: زبان در مقام روح حیات؛
پازولینی و راههای نرفته
بههدایت صالح نجفی
طول دوره: ۴ جلسهی ۲ ساعته
شروع دوره: ۲۷ تیر ۱۴۰۳
روزهای چهارشنبه: ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰
پازولینی فقط فیلمساز نبود. پیش از آنکه آغاز فیلم ساختن کند، رمان مینوشت و شعر میگفت و نقاشی میکرد، مقالههای جدلی مینوشت و در قلمرو زبانشناسی و فیلمپژوهی نظرپردازی و نظریهپردازی میکرد. پازولینی پنجم مارس ۱۹۲۲ به دنیا آمد، شش ماه پیش از قشونکشی موسولینی به رُم. در دوم نوامبر ۱۹۷۵ او را کشتند، سه هفته پیش از اکران واپسین فیلمش، سالو یا ۱۲۰ روز در سدوم، اقتباسی آزاد از رمان ناتمام مارکی دُ ساد. پازولینی از واپسین مردان رنسانسی قرن بیستم بود و به شکلی غریب جمع اضداد بود: اخلاقگرا بود و لذتپرست، انقلابی بود و افکار ارتجاعی داشت، نابغه بود و اهل تفنّن، کاتولیک بود و مُلحد، کفرگوی بود و شهید – پازولینی تنها پانزده سال فرصت آزمون و خطا در عرصهی سینما یافت اما این مدت کوتاه از شورانگیزترین و پربارترین کوششها برای نوآوری در فیلمسازی قرن بیستم به شمار میآید.
قریب به نیم قرن از جان باختن پیِر پائولو گذشته است و میراثی غنی از او به یادگار مانده است: شمار زیادی فیلم بلند و کوتاه و مستند؛ شمار زیادی رمان و شعر و جُنگهای ادبی؛ شمار زیادی نمایشنامه و جستار و نقاشی و طراحی؛ صدها مقاله در ستون روزنامهها... پازولینی چهرهی اجتماعی-سیاسییی سرشار از تناقض داشت. اما اینکه انسانی چنین فعال و خلاق پیش از پنجاه و سه سالگی از دنیا رفت معنایش این است که افزون بر مرور کارنامهی بالفعلش باید به سراغ مجموعه کارهای «مجازی»ش رفت، کارهایی که میتوانست (و شاید میبایست) بکند اما نکرد، راههای نویی که میتوانست در آنها پا گذارد اما اجل مجالش نداد.
در این دوره میکوشیم به راههای نرفتهی پازولینی بیندیشیم. پازولینی در نخستین فیلمهایش به صورتی بنیادستیز از راهبرد آلودهسازی بهره میگرفت: ساختن تمثالی شهیدگونه از پااندازی یکلاقبا در ویرانههای حومهی رُم در ایتالیای معاصر و بهرهگیری از موسیقیِ «آسمانیِ» باخ در «زمینی»ترین تجربههای زندگی پاپتیهایی که عملاً از نزاعهای طبقاتی و حزبی و روایتهای رسمیِ «انقلابی» بیرون بودند. پازولینی شاعر خاکسترهای گرامشی بود. معاصر بودن در دنیای او به معنای بیوقت بودن است و جستجوی روشنایی در ظلمات یأس و حرمان ... پازولینی در فیلمهای اولش از موسیقی متن استفاده نمیکرد: منظرهی صوتیِ شاهکارهای نیمهی اول دههی شصتِ او کیفیتی کلاژ-پاستیشگونه دارد که همچنان بیننده-شنونده را به تأمل در نسبت خود با دنیای تصویرها و آواها دعوت میکند ... پازولینی نسبتی مشابه این با تاریخ نقاشی داشت، از لا ریکوتا تا تئورِما و سهگانهی زندگی به انحای مختلف به واسازی نسبت سینما و نقاشی کمر بست، از نقاشان منریست تا نقاشی اطواری، از فضای غریب کارهای جوتّو تا رؤیا-کابوسهای بصری هیرونیموس بوش.
در کنار اینها، پازولینی در جستار «سینمای شعر» نظریهای نه چندان منسجم دربارهی زبان سینما و ماهیتِ رؤیایی جهان فیلم تدوین کرد. پازولینی در مجموعه جستارهایی که با عنوان تجربهباوری بدعتگذار منتشر شد از عناصر جنبش نشانهشناسی بهره گرفت تا نظریهای تازه دربارهی سینما بپردازد ... در پایان مسیری که در این درسگفتار خواهیم پیمود به سراغ فیلمنامهی کمنظیری میرویم که پازولینی بر پایهی زندگی و نامههای پولس رسول تحریر کرد. آلن بدیو این متن را از رادیکالترین کوششها برای بازیابیِ جنبهی مدرن تفکر پولس رسول در مقام شاعر-متفکرِ رخداد میداند.
صالح نجفی متولد تهران در ۱۳۵۴، فارغ التحصیل رشتهی معماری از دانشکدهی هنرهای زیبا و ادبیات فارسی از پژوهشگاه علوم انسانی است. او از سال ۱۳۸۳ کار ترجمه و تالیفِ متون گوناگونی را در حوزهی فلسفه، سینما و هنر آغاز کرده است و در حال حاضر ترجمهی آثار سورن کیرکگور را در دست دارد. او از سال ۱۳۹۰ در دانشکدهی هنرهای زیبا، دانشگاه هنر و موسسهی پرسش به تدریس تاریخ فلسفه و نقد اشتغال داشته است. صالح نجفی در دو مجموعه کتاب به نامهای فیلم بهمثابهی فلسفه ، ۱۳۹۶ و عشق در سینما، ۱۳۹۷، نوعی دیگر از تأمل در سینما و متفاوت از نقد فیلم را پیشنهاد میکند؛ رویکردی که تلاش دارد فیلم را در جهانِ وسیعتری که احاطهاش کرده است، چون متنی فلسفی بخواند.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجات الهی، کوچهی نوید، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
نشست آزاد دربارهی کناب «مردانگی ایرانی در اواخر قاجار و اوایل پهلوی»
شنبه ۱۶ تیر، ساعت ۱۶ تا ۱۸
در این نشست که پس از متنخوانی جمعی کتاب «مردانگی ایرانی در اواخر قاجار و اوایل پهلوی» در طی سه جلسه و به گردانندگی المیرا بهمنی انجام شد، قصد داریم با حضور منتقدان سید مهدی یوسفی و سحر کریمی، به نقد و بررسی کتاب بپردازیم و در حضور مخاطبین آزاد که به شکل حضوری یا آنلاین در جلسه حاضر خواهند شد از فرآیند پژوهش، روش تحقیق و مسائلی که پیش رو نهاده است پرسش کنیم. لازم به ذکر است که مخاطبین آنلاین میبایست از پیش با ما تماس حاصل کنند تا لینک ورود به جلسه در اختیارشان قرار گیرد.
@bidarschool
@bidarcourses