28151
بیشعوری یعنی؛ دانسته و عمداً اشتباهات و خطاهای خود را تکرار کنیم. تو کدامین چراغ را افروختی؟ برایم بنویس؛ @BishuooriAdmin http://instagram.com/bishuoori تبلیغات @Bishuoori_Advertising
اینترنت را وصل کنید
🖊 رضا غبیشاوی
بیش از ۸۰ روز از قطع اینترنت در ایران گذشته است. سوال اینجاست این وضعیت تا کی قرار است ادامه پیدا کند؟ چرا در دیگر کشورهای جهان که با جنگ روبه رو هستند اینترنت را قطع نمیکنند؟ از اوکراین تا غزه، اینترنت برقرار است.
قطع اینترنت بیش از آنکه امنیت کشور را حفظ کند به ضرر امنیت ملی است. اگر بحث امنیت مطرح باشد پس "اینترنت پرو" چیست که اینترنت عادی را با هزینه بیشتر برای بخشهایی از جامعه باز میکنند؟
سوال اینجاست: دشمن در قبل، هنگام و بعد از جنگ، در شرایط اتصال اینترنت چه کاری میتوانست انجام دهد که در شرایط قطع اینترنت نتوانسته انجام دهد؟ و آیا خسارت قطع اینترنت برای کشور بیشتر از خسارتهایی نیست که دشمن احتمالا میتواند وارد کند؟
قطع اینترنت برای مسوولان به کاری سهل و بدیهی تبدیل شده است. تا حادثه و بحرانی رخ میدهد مسوولان به سرعت سراغ قطع اینترنت میروند. این اتفاق، از حادثهای غیرعادی و استثنایی، میرود که به وضعیتی دائمی و عادی تبدیل شود. چنین ذهنیتی از اصل قطع اینترنت، خطرناکتر و آسیبزا تر است.
T.me/bishuoori
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی، لب پنجره
پُر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم!
اگر خنجر دوستان، گرده ایم!
گواهی بخواهید، اینک گواه:
همین زخم هایی که نشمرده ایم!
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم
قیصر امینپور
دیدم صاحب اینجا، یک ساندویچ ساده به این دوست بازیافتیمان که کمی دورتر مشغول سطل زباله بود، داد. چند دقیقه بعد که ساندویچش را خورد، در حالی که حواس کسی نبود، نزدیکتر رفت ... شروع کرد به جمع و جور کردن میز و صندلیها... و رفت.
ایشان رایگان نخورد.
در شگفتم از برخیها ...
تحلیل زمانه
محبوبم !
به رغم آنانی که چشمانت را توقیف کردند
دشتها و جنگلها را سوزاندند،
به رغم آنانی که شکوفههای گل را توقیف کردند،
میگویم:
هیچ فاتحی جز گل سرخ نیست ...
محبوبم !
هیچ فاتحی جز آبها و شکوفههای گل سرخ نیست.
بهرغم پژمردگی روحمان
کمی باران و ابرهای پراکنده،
بهرغم شبهای بلند در چشمهامان
باید روز فاتح شود ...
نزار قبانی
@LOTUS_98
جنگ از اطاق بازی کودکان شروع می شود!!
در این روزها که از هر سو خبرهای جنگهای خانمانبرانداز و عالمسوز به گوش میرسد، این پرسش در ذهنم خطور کرد که بهراستی چرا تاریخ بشر تا این اندازه آکنده از جنگ و خونریزی بوده است.
برای یافتن پاسخی ابتدایی شاید لازم نباشد به کتابهای تاریخ یا میدانهای نبرد نگاه کنیم؛ کافی است نگاهی به اطراف خود بیاندازیم. به پسران شش تا پانزده ساله ـ و حتی بزرگتر ـ در خانوادهها، در هر گوشهٔ جهان توجه کنیم و به صدها بازی کامپیوتری که با آن سرگرماند نظری بیافکنیم؛ بازیهایی که بخش بزرگی از آنها بر کُشتن، نابود کردن و از میان برداشتن دیگری استوار است. در این بازیها هر دشمنی که کشته میشود امتیازی نصیب بازیکن میکند؛ هر بدن افتاده در خون خود پاداشی است که هیجان و لذت بیشتری به او میبخشد. به بیان دیگر، آنچه بعدها در مقیاس بزرگ «جنگ» نامیده میشود، گویی از همان سالهای کودکی و در محیط خانواده در قالب بازی تمرین میشود.
بیتردید این گرایش ریشه در نهاد انسان دارد، شاید میلیونها سال پیش، برای بقای اجداد ما در جهانی خشن و ناامن، جنگ ضروری بوده است. اما مشکل آنجاست که روان و سرشت انسان، برخلاف پیشرفتهای شگفتانگیز تکنیکی، پزشکی و علمی، تغییر چندانی نکرده است.
ابزارهای ما مدرن شدهاند، اما غرایز ما همچنان همان غرایز کهن باقی ماندهاند.
از همین روست که برای مهار این تمایلات، هم ادیان و هم جوامع مدرن ناگزیر به وضع قواعد و قوانین شدهاند. مفهوم «تمدن» نیز دقیقاً از همین جا معنا پیدا میکند: تلاشی برای مهار غرایز طبیعی انسان و قرار دادن آنها در چارچوب قانون و اخلاق.
در برابر «تمدن»، واژههایی چون «توحش» قرار میگیرد؛ یعنی حالتی که در آن رفتار انسان همچنان تابع همان غرایز طبیعی و مهار نشده باقی مانده است.
نتیجه آنکه اگر ریشهٔ جنگ تا حدی در غرایز کهن انسان نهفته باشد، نخستین جایی که باید برای مهار آن اندیشید نه میدانهای نبرد، بلکه خانهها و شیوهٔ تربیت کودکان است. تمدن در حقیقت از همانجا آغاز میشود، از جایی که انسان میآموزد غرایز طبیعی خود را مهار کند و به جای پرورش خشونت، همزیستی با دیگران را تمرین کند.
🖋 طاهره شیخ الاسلام
دبستان ادب ایرانیان،
دعویِ حق را کند باطل گناهِ بیشعور،
عذرِ نامقبول، ثابت میکند تقصیر را.
صائب تبریزی.
خبر خوب:
ادمین اصلی توانست خود را برساند و از تک گویی آزاد شدید.
http://T.me/bishuoori
و مدام با خودم اینگونه می گویم؛
"آسان ساخته نشدی، که به راحتی ویران شوی."
از کانال تحلیل زمانه
سعدی:
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی،
صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی.
http://T.me/bishuoori
دبستان ایرانیان،
در نهاد هر کسی صد خوک هست،
خوک باید کشت یا زنار بست.
تو چنان ظن میبری ای هیچ کس،
کاین خطر آن پیر را افتاد بس؟
در درون هر کسی هست این خطر،
سر برون آرد چو آید در سفر.
تو ز خوک خویش اگر آگه نهای،
سخت معذوری که مرد ره نهای.
گر قدم در ره نهی چون مرد کار،
هم بت و هم خوک بینی صد هزار.
عطار، منطق الطیر، حکایت شیخ صنعان و دختر ترسا.
دسترسی به اینترنت آزاد و ارزان، زبان و گوش و چشم برای همگان.
http://T.me/bishuoori
برای تلخی روزگار کارگران بیکار شده.
کله کل کچل تر شده است،
کار باز گر شده است.
سرمان پا و پا سر شده است،
کار باز گر شده است.
انتخابم بد و بدتر شده است،
کار باز گر شده است.
نره دیوی زن قیصر(۱) شده است،
کار باز گر شده است.
لب لیلی سهم عنتر شده است،
کار باز گر شده است.
مرغ (۲) ایرج امشبم نر شده است،
کار باز گر شده است.
زیر خواجو (۳) جای عرعر شده است،
کار باز گر شده است.
اسب ما از پیش خرتر شده است(۴)،
کار باز گر شده است.
لاله زار هم جای شبدر شده است،
کار باز گر شده است.
خشتک پاره چرا تر شده است،
کار باز گر شده است.
جیب اکبر چو اصغر (۵) شده است،
کار باز گر شده است.
خرج خانه که بیشتر شده است،
کار باز گر شده است.
پارتی از درس چه بهتر شده است،
کار باز گر شده است.
تخم گشنیز ژن برتر شده است،
کار باز گر شده است.
چشم ژاله (۶) چرا تر شده است،
کار باز گر شده است.
نان چاپلوس (۷) که چربتر شده است،
کار باز گر شده است.
گلزن تیم غضنفر شده است،
کار باز گر شده است.
گوش مفتی کنون کر شده است،
کار باز گر شده است.
زر زرم از معر(۸) شعرتر شده است،
کار باز گر شده است.
۱- قیصر برابر با سزار در روم و کایزر نزد ژرمن ها، کسری در ایران که زیباترین ها را به همسری می گرفتند، از جمله خسرو که شیفته شیرین بود.
۲- کنایه، خروس بی محل که شب هنگام می خواند.
۳- پل خواجو در اصفهان به مناسبت پیچیدن صدا زیر طاق های آن همواره محل تمرین خوشخوانان و خوش آوازان بوده است، دو سال پیش که آنجا بودم چند نفر لات زیر پل عربده می کشیدند و کسی هم نمی گفت خرتان به چند.
۴- آنکه را بخت برگردد، اسبش اندر طویله خر گردد.
۵- اکبر=بزرگترین، اصغر = کوچکترین.
۶- ژاله برابر است با شبنم، قطراتی که بامداد بر روی گل و برگ می نشینند، کنایه به غمگین شدن آدم هایی که خود مایه شادی دیگران هستند.
۷- ملک الشعرای بهار در مذمت چاپلوسی:
بیچارهای به هر کار جز کار چاپلوسی
بیگانهای ز هر فن، جز فن مفتخواری
۸- معر در ادبیات عرب برابر است با خراب کردن شعر و جفنگ گفتن.
دسترسی آزاد همگان به اینترنت ارزان.
http://T.me/bishuoori
شعور ایرانیان.
سالهای زیادی یکی از راه های نان درآوردن من در صنعت گردشگری راهنمایی گردشگران بود.
من گمراه، بیشتر راه به گردشگران بیگانه مهمان ایران جان نشان می دادم، در آن روزگار چهار کلمه گفتن به یک یا چند زبان بیگانه هنر بود و ابزار نان خوردن و نان رساندن.
می دانم بسیار دشوار است باورش برای همراهانی که با صنعت گردشگری آشنایی کمتری دارند اما، بارها از زبان بیگانگان شنیدم که میانه سفرهای دور و دراز در ایران گفتند که ای کاش ایرانی زاده شده بودند.
از آنجایی که شاید ما کمتر از آنچه باید درباره دارایی های خودمان می دانیم، یک برگ کمتر دیده شده از مثنوی شعور پیشینیانتان را یادآوری می کنم تا آهسته آهسته دریابیم چرا :
هنگام بازدید از شهر و روستا یک سایبان اضافه، گذری سر پوشیده یا دو سکو زیر طاق بیرونی خانه، مسجد، حمام و مدرسه ای قدیمی می بینیم و می گذریم، چون برای ما و چشمانمان چیزهایی پیش پا افتاده و عادی هستند.
هنگامی که علت وجود این «خرج های اضافه» روی دست صاحبخانه را برای بیگانه می گوییم، شگفت زدگی از چشمان آنان می بارد، یعنی چه؟
در فرهنگ شما ایرانیان چه می گذرد؟
دو سکو(۱)، زیر یک طاق در کوچه ای خرد و باریک جلوی خانه ساختید که اگر رهگذری غریب رد شد، بتواند در سایه بنشیند و آسوده از آفتاب یا باران و برف دمی تازه کند؟
از آن بالاتر زیر آن نیم ایوان ها چراغ نیز افروختید که راه رهگذران ناآشنا روشن شود، حتی راه شبروان و طراران؟
آری ایرانیان چراغ افروختند و سایبان برافراشتند چون:
بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش ز یک گوهرند.
چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار.
تو کز محنت دیگران بی غمی، نشاید که نامت نهند آدمی.
اما یک چیز دیگر:
گیرم پدرت بود فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل؟
بیایید نگذاریم آن چراغ فضل مادران و پدرانمان خاموش شود.
۱- یک تیر و دو نشان ایرانی، چرا که این سکوها هنگام بار برداشتن از و بار گذاشتن بر روی چهارپایان نیز کاربرد داشتند، لکن وجود جای چراغ بالای این سکوها نشان دهنده کاربرد غریب نواز آنانست.
اینترنت طبقاتی نه، اینترنت آزاد و ارزان برای همگان آری.
http://T.me/bishuoori
غرولند نمایشی!
- مخالف اینترنت طبقاتی هستیم.
- پس یا بازش کن یا شعور از خود نشان بده و استعفاء را بنویس.
- نمی شود، در این یکی مقطع حساس نیز وحدت برهم می خورد.
- پس نمایش غر زدن بازی نکن، بچسب به وحدت با فیلتر شکن فروش و آنان که جلوی نهر دسترسی آزاد را بر مردم می بندند.
اینترنت آزاد و ارزان حق همگانی است.
صدای اینترنت را باز کنیم که بعد آنجا درخواست آب، نان، اولویت منافع ملی و حقوق برابر شهروندی کنید؟ کور خواندید!
http://T.me/bishuoori
ارباب در راه است!
شاید این متن چندان به زمینه و چرایی دور هم جمع شدن ما ربط نداشته باشد، اما دیر یا زود بازخوردهای موضوع آن زیست همگی را دگرگون خواهد کرد.
فن آوری را دوست دارم، خیلی بیش از اندازه، چون کنجکاوی را بر انگیخته و زندگی را آسان می کند، اما آنچه هوش مصنوعی می خوانیم چه؟
سی سال پیش اگر می خواستیم چیزی جدی و دندان گیر بر روی کاغذ آوریم، باید می گشتیم ببینیم چه سابقه ای از موضوع وجود دارد و چند جا را نگاه می کردیم، کتاب و مقاله می خواندیم تا یکی دو صفحه بنویسیم، اما با همگانی شدن اینترنت، جستجو آسان شد.
تا این جای کار انگار خوب بود، چون می فهمیدیم چند نفر دیگر درباره موضوع جستجو کرده و اندیشه خرج کرده اند و کجا باید دنبال آنان گشت، وای چه آسان، خدا خیرت دهد گوگل.
ورود شبکه های اجتماعی و گستردگی و تنوع تولیدات فکری، ما را کم حوصله کرد، این انبوه مطالب فرصت خواندن همه و تعمق در نظرات دیگران را از ما گرفت، پس نیاز داشتیم با سرعت بیشتری بخوانیم، مطالب هر روز کوتاه تر شدند و از نوشته به سوی تصویر میل نمودند، بعد «شاخ ها» برای آسانتر کردن کار ما ظهور کردند، بت سازی و دنبال کردن بی چون چرای آدم ها در اینترنت شد یک راه دیگر برای تخته گاز رفتن، دوست داشتم خیال کنم با شعور هستم، رفتم در کانال کمپین مبارزه با بی شعوری عضو شدم، نه این که واقعاً بخوانم و بدانم، در این روزگار کی حال خواندن روده درازی دیگران را دارد؟ همین که آنجا هستم و نوشته ها را رج می زنم و ته متن یک شکلک شصت و قلب و خشم می گذارم برای من کافی است.
هشدار: این تنها مقدمه چیزی بود که می خواهیم کمی به آن توجه کنیم، هنوز به جاهای تلخ و سختش نرسیدیم.
ادامه دارد...
دسترسی آزاد همگان به اینترنت بدون فیلتر، حق است نه امتیاز.
http://T.me/bishuoori
دروغگو!
بالاخره توانستیم پس از مدتها با هم حرف بزنیم، گفت دلش برای ایران تنگ شده است و می داند که در ایران چقدر سخت می گذرد.
به او که در غربت نگران بود دلداری دادم و گفتم نگران نباش اینجا سخت نمی گذرد...
تماس که ناگهان قطع شد، بر سر خودم فریاد کشیدم:
«دروغگو! نمی گذرد، حتی سخت»
خیام میان افکارم دوید و گفت:
آنگاه که بر تو ستم می رود، هم دست مشو و بر خود سخت نگیر!
خیام اگر ز باده مستی خوش باش.
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش.
چون عاقبت کار جهان نیستی است,
انگار که نیستی چو هستی خوش باش.
دسترسی آزاد همگان به اطلاعات و ارتباط یک حق است، نه امتیاز.
http://T.me/bishuoori
شیطان راستگو!
مانند اوضاع این روزها و شب های بسیاری از شما، بالاخره سه صبح خوابم برد.
تازه داشتم وارد مرحله خانواده آزار خروپف ( خروپف نامی روسی نیست، معنی آن صدای ناهنجار بعضی از ما آدم ها در خواب است) می شدم که دیدم یک جانور بدترکیب مقابلم ظاهر شد، راستش خیلی نترسیدم چون مانند شما به دیدن زشتی عادت کرده ام.
پرسیدم:
که هستی؟
گفت:
شیطان.
گفتم:
چقدر زشتی.
گفت:
وای اشتباه آمدم، خاک بر سرم یادم هم رفت لباس بپوشم، از بس این روزها سرم با شاگردانم گرم است.
گفتم:
ولش کن، خیلی وقت بود می خواستم چیزی از تو بپرسم.
گفت:
زود باش.
گفتم:
چگونه مردم را گول نمی زنی؟!
گفت:
می گویم شیطانم.
گفتم:
آها مشتت باز شد، بنا براین هر وقت می خواهی آدم ها را فریب دهی نمی گویی شیطانی و در لباس فرشته بر آنان ظاهر می شوی.
خندید و پرسید:
اهل کجایی؟
گفتم:
ایرانی هستم.
گفت:
آها مشت تو هم باز شد و معلوم شد چرا توانستی از زیر زبانم حرف بکشی.
این یک داستان خیالی بود، اما شاید در آن چیزی راست هم باشد، چرا که بدیهی است شیطان خود را معرفی نکند و در لباس و با زبانی فریبنده بر ما آدم ها ظاهر شود و خود را مجسمه نیکی و راستگو بنمایاند.
دسترسی اینترنت آزاد برای همگان.
http://T.me/bishuoori
خرافات چگونه ساخته شدند؟
شاید دهها یا صدها هزار سال پیش از ما در تاریکی غار، دختری پرسید, مادرجان، آذرخش چیست و از کجا می آید؟
مادر درمانده از این که چگونه آنچه نمی داند را برای فرزندش شرح دهد گفت، عزیزم تندر خشم دیوی در آسمان است، اگر بخوابی دیو نیز خوشحال و آرام می شود.
آن دختر مادر شد و همین پاسخ را چون حقیقتی غیرقابل خدشه به فرزندانش گفت و نسل ها پس از او مادران و پدران همین را هر یک با شاخ و برگی به نسل بعد منتقل کردند و تور نیرومند پتک در دست را آفریدند.
آهسته آهسته انسانها پرسیدن و جستجو را آغاز کردند و دانش پدید آمد و معلوم شد قصه تور نیرومند مانند بسیاری از آنچه آدمی واقعیت می انگاشت، چیزی جز پاسخ عاجزانه برای ناشناخته ها نبود.
ما امروز نه آن غارنشینان هستیم و نه دریانوردی سرگردان میان توفان، ما به بنایی دسترسی داریم که پیشینیان ما برای ساختن آن خون دل خوردند و حتی برایش جان دادند، آن ساختمان چیزی نیست جز دانش.
انسان متمدن امروز نیک می داند که پاسخ ندادن بهتر از پاسخ نادرست و دیوآفرین است.
قصه هایی را که برای فرزندان زمین می گوییم، با یک جمله کلیدی آغاز کنیم و پایان دهیم.
- این فقط یک داستان است جادو وجود ندارد .
اگر به هر بهانه از خرافه ای دفاع می کنم، یعنی نمی دانم و دانستن تو نشانه برتری بر من است.
اینترنت آزاد حق همگانی است.
http://T.me/bishuoori
اینترنت آپشن و امتیاز نیست، نون شب مردمه، وقتی اینترنت رو قطع میکنید موضوع فقط چند تا سایت و اپلیکیشن نیست، در مغازه، دفتر، کلاس درس و منبع درآمد میلیونها آدم رو تخته میکنید.
اینترنت یه زیرساخت حیاتیه و هر دقیقهای که قطعه یک فریلنسر پروژه هاشو از دست میده، یک فروشگاه آنلاین سفارشهاش هوا میشه، هزاران هزار فرصت شغلی از دست میره و آدمهایی که تمام درامدشون وابسته به اینترنته عملا دیگه صفر میشن.
دست از این قطعی های بی پایان بردارید. مردم تو این اوضاع سخت اقتصادی نیاز به حمایت دارند نه اینکه چوب لای چرخ همون دو قرون پولی که درمیارین بذارید.
حق مردم دسترسی پایدار، بدون رانت و بیدردسر به اینترنته.
راوکست
رویداد سالانه روز جهانی آگاهی از دسترسیپذیری (GAAD) برگزار میشود
به مناسبت روز جهانی آگاهی از دسترسیپذیری (GAAD)، رویداد سالانه این حوزه با هدف ترویج دسترسیپذیری دیجیتال و بررسی چالشها و فرصتهای پیش روی افراد دارای معلولیت در فضای مجازی، به صورت آنلاین و زنده برگزار خواهد شد.
این رویداد که در راستای مسئولیت اجتماعی سازمانی شکل گرفته، فرصتی برای اشتراکگذاری روایتها و تجربههای زیسته افراد دارای معلولیت در مواجهه با دنیای دیجیتال و بسترهای آنلاین است.
محورهای اصلی برنامه
ایدهآلهای ناشنوایان در فضای مجازی: بررسی انتظارات، نیازها و دغدغههای کاربران ناشنوا در مواجهه با بسترهای دیجیتال.
روزمرگیهای یک توسعهدهنده نابینا: آشنایی با چالشها، ابزارها و نحوه فعالیت و زندگی روزمره یک برنامهنویس نابینا در دنیای فناوری.
اشتغال و دنیای دیجیتال: تبیین نقش، فرصتها و پتانسیل بسترهای دیجیتال در ایجاد اشتغال پایدار و تسهیل فرآیند کاری برای افراد دارای معلولیت.
گزارش عملکرد و طراحی محصول: مرور فعالیتها و اقدامات انجامشده طی یک سال گذشته در مسیر بهبود دسترسیپذیری و گفتگو با طراح محصول دغدغهمند در این حوزه.
حامیان و برگزارکنندگان
این رویداد با همراهی و مشارکت پلتفرم دیوار، دپارتمان دسترسیپذیری صباایده (آپارات و فیلیمو) و مجتمع نیکوکاری رعد برگزار میشود.
همچنین در طول سالهای گذشته، این حرکت جمعی توانسته است بستر تعامل و ترغیب مجموعههایی نظیر دیجیکالا، سداد، پرداخت الکترونیک سامان، بهپرداخت ملت، پرسلاین و اکالا را برای برداشتن گامهای موثر در زمینه دسترسیپذیری پلتفرمهایشان فراهم کند.
زمان و نحوه دسترسی
علاقهمندان، فعالان حوزه دسترسیپذیری و جامعه کاربران دارای معلولیت میتوانند این رویداد دو ساعته را به صورت زنده مشاهده کنند.
زمان: پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت، ساعت ۱۹:۰۰
مدت برنامه: ۲ ساعت
بستر پخش زنده: کانال آپارات رویداد به آدرس Aparat.com/GAADIran
پافشاری روی عقاید غلط
پافشاری روی یک باور غلط معمولا از "حماقت" نمیآید و اغلب از چند سازوکار طبیعی ذهن انسان سرچشمه میگیرد.
- وقتی عقیده تبدیل به بخشی از هویت میشود
خیلی وقتها "باور" فقط یک نظر ساده نیست و تبدیل به بخشی از هویت ما میشود. اگر آن باور فرو بریزد انگار بخشی از تصویر ما از خودمان از هم پاشیده است. روانشناس معروف لئون فستینگر که نظریه "ناهمخوانی شناختی" را مطرح کرده است میگوید: وقتی باورهای ما با شواهد جدید در تضاد قرار میگیرند، انسان ها اغلب بهجای تغییر باور، شواهد را رد میکنند.
- تعلق به گروه
خیلی از باورها نشانهی تعلق به یک گروه خاص هستند؛ خانواده، دوستان، یا یک جریان فکری. بنابراین در چنین مواردی تغییر عقیده یعنی فاصله گرفتن از آن جمع. جامعهشناس هنری تاجفل که نظریه "هویت اجتماعی" را مطرح کرده است نشان داده که آدمها معمولا باورهایی را حفظ میکنند که عضویتشان در گروه را تقویت کند. به زبان ساده گاهی حفظ یک عقیده یعنی حفظ "حس تعلق".
- سوگیری تایید؛ ذهن دنبال تأیید خودش میگردد
ذهن ما ناخودآگاه دنبال اطلاعاتی میگردد که باورهای قبلی ما را تأیید کند و در این حالت اطلاعات مخالف را راحتتر کنار میگذارد. دنیل کانمن (برنده نوبل اقتصاد رفتاری) در کتاب Thinking, Fast and Slow مینویسد: انسانها بیشتر دنبال تایید باورهایشان هستند تا آزمودن آنها. برای همین اگر کسی به چیزی معتقد باشد معمولا اخبار و آدمهایی را دنبال میکند که همان حرف را میزنند.
- غرور و سختی اعتراف به اشتباه
اعتراف به اشتباه از نظر روانی کار سادهای نیست. فیلسوف انگلیسی برتراند راسل جمله معروفی دارد؛ چطور میتوان به تاولهای پا گفت که تمام مسیر طی شده اشتباه بوده؟
خیلی وقتها آدمها برای حفظ غرور یا آبرو، حتی وقتی شک دارند، باز هم از عقیدهاشان دفاع میکنند.
- سرمایهگذاری قبلی روی یک باور
در اقتصاد رفتاری مفهومی هست به نام "هزینه غرقشده" (Sunk Cost). یعنی وقتی روی چیزی زیاد سرمایهگذاری کردیم، رها کردنش سخت میشود. ریچارد تیلر (برندهی نوبل اقتصاد) میگوید: انسانها فقط به آینده نگاه نمیکنند، به این هم نگاه میکنند که قبلا چقدر برای این مسیر هزینه کردهاند.
در مورد باورها هم همین اتفاق میافتد، اگر سالها برای یک عقیده جنگیده باشیم عقبنشینی خیلی سخت میشود.
- احساسات قوی، منطق را کنار میزنند
عصبشناس معروف آنتونیو داماسیو در کتاب Descartes’ Error نشان میدهد که تصمیمهای انسان فقط از منطق نمیآیند، احساسات هم نقش بزرگی دارند. وقتی یک باور با ترس، خشم یا امید قوی گره خورده باشد، دفاع از آن بیشتر احساسی میشود تا منطقی. بههمین دلیل است که آدمها گاهی حتی وقتی ته دلشان شک دارند، باز هم با تعصب از باورشان دفاع میکنند. شاید بهترین رویکرد همان چیزی باشد که کارل پوپر، فیلسوف علم، پیشنهاد میکرد: دانش با حدسها شروع میشود و با اصلاح خطاها پیش میرود. یعنی عوض کردن نظر وقتی شواهد بهتر میآید، نشانه ضعف نیست، بخشی از فرایند فهمیدن دنیاست.
راوکست
جمعه بهتری بسازیم
رک گویی یا گستاخی
"پارِیسیا" مفهومی برگرفته از یونان باستان است که بهطور کلی به معنای گفتنِ صریح و بیپردهی حقیقت، با آگاهی از خطرات آن بهکار میرود.
پاریسیا یعنی گفتنِ حقیقت حتی وقتی ریسکش بالاست. یعنی حرفِ راست را بگویی، با همهی خطرهایش، چه به خاطر قدرت باشد، چه به خاطر فشار اجتماعی. فوکو این مفهوم را در درسگفتارهای متأخر خود بازخوانی میکند و آن را نه صرفا یک شیوهی گفتار، بلکه کنشی اخلاقی و سیاسی میداند.
از نظر فوکو، پارِیسیا زمانی محقق میشود که گوینده:
۱. حقیقت را بیپرده و روشن بیان کند.
۲. این حقیقتگویی برای او ریسک واقعی (اجتماعی، سیاسی یا شخصی) داشته باشد.
۳. گفتار او از تعهد اخلاقی به حقیقت ناشی شود، نه از منفعتطلبی یا تحریکگری.
فوکو تأکید میکند که پارِیسیا با اظهارنظر آزاد یا بیپروایی زبانی یکی نیست، بلکه مستلزم شجاعت حقیقتگویی در برابر قدرت است.
این مفهوم بین "گفتنِ حقیقت" و "بیادبی/پررویی" فرق میگذارد. فوکو تاکید میکند پارِیسیا یعنی گفتنِ حقیقت به قصد اصلاح، نه حمله. فوکو میگوید قدرت فقط سرکوب نیست، بلکه تعیین میکند چه چیزی "قابلگفتن" باشد.
در این معنا، پارِیسیا پیوندی مستقیم با مسئلهی رابطهی میان قدرت، حقیقت و سوژه دارد؛ قدرت فقط سرکوب نمیکند، بلکه تعیین میکند چه چیزی میتواند گفته شود. پارِیسیا دقیقا مداخله در همین مرز است.
سه ویژگی کلیدی پارِیسیا:
۱. صراحت
حرف باید بیپرده و روشن باشد.
۲. درد و ریسک
معمولا در مقابل قدرت یا خطر اجتماعی.
۳. مسئولیت اخلاقی
هدف اصلاح یا حقیقتجویی است، نه تخریب.
فوکو میگوید، پارِیسیا نه تنها یک "فنِ گفتن"، که یک شیوهی زیستن اخلاقی است؛وقتی کسی حقیقت را میگوید، باید خودش را مسئول بداند، حتی اگر خطر داشته باشد.
پارِیسیا، کنشی است که در آن، سوژه با پذیرش خطر، خود را نسبت به حقیقت و مسئولیت اخلاقیاش تعریف میکند.
📌برداشت آزاد از این منبع:
Foucault, Michel – Discourse and Truth: The Problematization of
Parrhesia|
جامعه بهتری بسازیم
درود همراهان عزیز
در این شرایط سخت و بحرانی (از هر لحاظ)
امیدوارم حال و احوالتون خوب باشه ( لااقل کمی بهتر از قبل باشید)
دسترسی به اینترنت سخت شده و تعداد اندکی با زحمت فراوان تونستیم وصل بشیم ولی با همین تعداد کم هم تلاش میکنیم این سو سوی چراغ را روشن نگه داریم.
از زحمات عمو ایرج عزیز (ایرج خان نوروزی) در مدتی که ما نبودیم، صمیمانه تشکر میکنم.
نمیخوام ازشون تعریف کنم، چون میدونم که دوست ندارند.
ولی این نکته رو باید اشاره کنم که اکنون این جامعه بیش از پیش به حضور و وجود چنین انسانهایی نیاز داره؛ انسانهایی مسئولیت پذیر و وارسته که چراغ راه باشند🌱
امیدوارم به زودی مشکل اینترنت حل بشه و دوباره دور هم جمع بشیم... حتما یه روز خوب میاد.
"اینترنت آزاد حق همه است"
ارادتمند، ادمین
گردیزیان،
گردیزیان را سه طریق و فرقه بود، کوهیان، دره رودی ها و دشتی ها.
آنگاه که کوهیان بر دو دسته دیگر برتری یافته و حاکم گردیز شدند، فرمان دادند همگان ناچار به طریق کوهیان باشند و راه همانیست که ایشان می پندارند، این بر دو دسته دیگر گران آمد اما از ریسمان امید و بخت آویزان شده دم فرو بستند، شاید راه کوهیان راست باشد.
چندی گذشت و دره رودیان خود را بیچاره تر از پیش دیدند و زبان به اعتراض گشودند، کوهیان سرخوش از آقایی بر گردیز، برافروخته شدند و چندتن از آنان را به بند کشیده و پای دار بردند.
چندی از دشتیان خردمند ندا دادند، آهای مگر حکایت فرزندان فریدون نخوانده اید؟ برادرکشی رسم نیست و دور است از انصاف و خرد و حاصل آن جز خرابی گردیز نخواهد بود، نشاید آویختن مردمان بر دار!
سرور کوهیان خشمناک پاسخ داد:
- چون از گناهکار دفاع می کنید، شما نیز همدست خائنان هستید و جزایتان دار است.
القصه دسته ای دره رودی و دشتی بر دار شدند و گردیزیان از ترس نان و جان باز سر در چاه کردند.
روزگار گذشت و چرخ گردون چرخید تا که بخت از کوهیان برگشته و دره رودیان برآشوبیده فائق آمدند و بزرگان کوهی را پای دار بردند.
سرکرده کوهیان دل بریده از امید، رو به دشتیان آواز داد:
- آیا میان شما کسی نیست که رسم گردیز را یادآوری کرده و بردار کردن برادر را نکوهش کند و ما را برهاند؟
زنی دشتی از میان جمع ندا در داد:
- آن روز که پدران و شوهران خردمند ما، تو را از بر دار کردن برادران دره رودی نهی کردند، پاسخت مگر جز دار بود؟
اگر امروز در دفاع از شما چنان گویم که پدرم گفت، دشتیان و دره رودیان خونخواه را خوش نیامده و مرا نیز دشمن داشته بر دار خواهند کرد که آن رسم نیک خود برانداخته و تخم این رسم نامیمون خود کاشتی و لاجرم خود برداشت کنی.
گویند تا مغولان از میان غبار و تاریکی نرسیده گردیزیان سرگرم خونخواهی و برادر کشی را یکسره در خاک نکردند، رسم برادر کشی همچنان در آن سامان نابسامان برجا بود.
اگر چه این یک قصه خیالی است، اما نکته اینجاست که پاسخ تندروی جز تند نیست، حاصل خردمندان و ناصحان را راندن و چوب زدن، بی کسی است هنگام بیچارگی.
مردم داری، گرچه از خرد و شعور است اما میوه نیک آن را نه تنها همگان بلکه خردمند نیز برداشت می کند و سدی در برابر بدی و خونریزی می شود که همگان پشت آن پناه می گیرند، جز این اگر باشد نتیجه جز دایره بی پایان و بسته انتقامجویی و خونخواهی و سلطه اَیَشمَه (۱) و شکست سروش نخواهد بود.
چون تیغ به دست آری، مردم نتوان کشت،
نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت.
این تیغ نه از بهر ستمکاران کردند،
انگور نه از بهر نبیذ است به چرخشت.
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده،
حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت.
گفتا که: که را کشتی تا کشته شدی زار؟
تا باز که او را بکشد، آن که تو را کشت.
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس،
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت.
رودکی.
۱- دیو خشم و تندی در پندار ایرانیان باستان که به فرهنگ دیگر مردمان نیز راه یافته و دشمن او سروش نیکخواه است.
جوی اینترنت را بر روی همگان باز کنید، جلوی اعدام ها را سد کنید.
http://T.me/bishuoori
پست موقت.
همراهان گرامی،
شاید دیر یا زود دسترسی نیم بند و با گرفتاری من نیز قطع شود و دیگر نتوانم همین چراغ نیم سوز کانال را تا بازگشت دوستان گرداننده روشن نگه دارم، هر بار سخت تر از پیش می توانم بیایم و هر مرتبه غمگین تر و با افکار پراکنده تر از پیش.
می دانم جاهایی تند و کند رفتم و اشتباه فراوان داشتم، تنها تلاشم این بود که کنار هم بمانیم چون گزینه دیگری نبود و تنها تیر بازمانده تیردان کمپین مبارزه با بی شعوری بودم، این نیز یک ایراد دیگر فقدان سازوکار برکشیدن شایسته و برآمدن ناشایست و البته قطعی ارتباط است.
می خواهم بگویم که اگر ناگهان چراغ کانال خاموش شد، یادتان بماند که هر یک از شما چهلچراغی هستید برای نورانی کردن راه خرد، مردم بودن و مردمی کردن.
پوزش خواه نادانی خود هستم و آرزومندم ایرانی شادی و ایران شادمانی را ببیند و گردانندگان دوست داشتنی و شایسته کانال خیلی خیلی زود بازگردند.
چون زبانهٔ شمع پیش آفتاب،
نیست باشد هست باشد در حساب.
مولانا، مثنوی دفتر سوم.
یادآوری: مسئولیت همه نوشته های کانال از زمان قطع دسترسی گردانندگان تا زمانی که دیگر اینجا نباشم با من بوده و هست، بنا بر این هیچگونه اتهام و ایرادی متوجه گردانندگان اصلی نیست.
ایرج نوروزی.
http://T.me/bishuoori
گاوان و خرانِ باربردار،
بِهْ ز آدمیانِ مردمآزار!
سعدی.
نه به بستن دسترسی آزاد و ارزان مردم به جهان.
http://T.me/bishuoori
چه زرنگ!
زرنگ یعنی کسی که ذهن تیز دارد و بهترین واکنش ها را در مناسب ترین زمان از خود نشان می دهد تا به یاری این ویژگی بیشتر، بهتر و تندتر در کاری پیش رود.
برای جلوگیری از شستشوی چهره زشت دیوان از آدم های بد، با همان نام ها و صفات واقعی مانند کلاهبردار، رانتخوار، دزد، ستمگر و متجاوز به حقوق دیگران یاد کنیم، آنان زرنگ نیستند.
خاموشی اینترنت، بستن گوش و دهان و چشمان آدم ها.
http://T.me/bishuoori
خوبی؟
جیب هایم را خالی کردم تا وقت بگیرم و به او بگویم:
دکتر جان، یک دارویی بده چون انگار دچار فراموشی شده ام و یادم رفته از ته دل خندیدن چگونه و چیست!
پزشک گوشی را برداشت و به منشی گفت هزینه ویزیت ایشان را پس دهید، بعد رو به من نجوا کرد:
درمانش را نمی دانم، اگر روزی راهش را یافتید، به من هم بگویید!
جمهوریت، برابری در «گفتن، شنیدن، دانستن، برگزیدن و برگزیده شدن، حقوق شهروندی، فرصت ها، شادی و زندگی» و «پرسیدن بی وقفه از مردم و عمل کردن به خواسته اکثریت واقعی» است.
اینترنت آزاد برای همگان.
http://T.me/bishuoori
ادامه...ارباب در راه است!
افزایش میل به «سریع, رنگی و کوتاه»، ما را آهسته آهسته از عمق به سطح راند، طبیعی بود که کار جویده خوانی به جویده اندیشی بکشد.
چند درصد از ما امروز می توانند داوطلبانه سی دقیقه بدون درنگ یک مطلب را بخوانند؟ این «ما» تنها «من» نیست، نسل های نو را نیز شامل می شود.
خیلی غرغر کردیم از قهر با اندیشه، از این که دیگر کسی برای یافتن گوهر به ژرفنای دریا و کف اقیانوس نمی رود و عوض کردن هر روزه گردنبند های رنگارنگ مروارید پرورشی یا ساختگی باب روز شده، اما نمی دانستیم که این تنها آغاز مصیبت تازه بشر است.
هوش مصنوعی آمد!
بله هوش مصنوعی از راه رسیده و بسیاری از ما و آنها شیدای چشم و ابروی ساختگی آن شده ایم و اگر این میان ندانیم با چه چیزی روبرو هستیم، این نسیم به توفان خودکامگی تبدیل شده و سر ساقه های کشتزار را مقابل خود خم خواهد کرد و بلکه سر گردن فرازان را بیش از پیش خواهد شکست.
آنچه نمی دانیم:
نمی دانیم چه زمانی بردگی و در زنجیر هوش مصنوعی گرفتار شدن ما کامل خواهد شد.
آنچه می دانیم:
- هوش مصنوعی مانند گوگل از خود چیزی نمی سازد، بلکه از داده های موجود درست یا نادرست استفاده می کند.
- درباره داده ها قضاوت نمی کند، از آنها میانگین می گیرد، به این معنی که هرچه مقدار داده های نادرست موجود در اینترنت بیشتر باشد، پاسخ ها به سوی اشتباه تمایل بیشتری دارند.
نتیجه:
- هر جامعه یا دولتی که بیشتر اطلاعات به فضای ابری وارد کند، بیشتر می تواند بر روی پاسخ های هوش مصنوعی اثر مطلوب خود را بگذارد.
تفاوت:
هنگام جستجو در گوگل، انتخاب های بسیاری به ترتیب فراوانی تولید و جستجو مقابل ما قرار می گیرد و موجب می شود هنوز حق انتخاب و مقایسه پاسخ ها را داشته باشیم، اما هوش مصنوعی حتی این حق را نیز از ما می گیرد و با یک پاسخ سریع و کوتاه ما آدم های اسیر شتابزدگی را دک می کند.
چه خوب، دیگر نیاز چندانی به تفکر نداریم و مغز ما در مصرف فسفور صرفه جویی می کند، اما خوب می دانیم که این قلاده زیبا هنوز هم یک قلاده برای بندگی و بردگی و گرفتن آزادی تفکر عمیق بر گردن انسان است.
آیا امروز یک وظیفه ما آگاه کردن نسل های تازه از راه رسیده درباره خطرات خودکامگی هوش مصنوعی و تهی شدن انسان از تفکر نیست؟
بیاییم، آنها را از کوتاه و جویدن خوانی باز داریم، به جای مصرف که نیاز به تلاش ندارد، به آنان مشاهده و نتیجه گیری فردی را یاد بدهیم.
اینترنت آزاد همگانی یک حق است.
http://T.me/bishuoori
سرمایه داران ایرانی.
کلافه از خانه زدم بیرون، با خود خیال می کردم بلکه راه رفتن در خیابان کمی آرامم کند، جلوی ساختمان چند تن از همسایه ها از پیر و جوان و نوجوان جمع شده بودند و گرم بحث.
یکی می گفت ما دهه ... ها نسل سوخته هستیم، دیگری اعتراض می کرد که نخیر ما سوخته ایم، جوانی شاید هفده هجده ساله درآمد که کجای کارید و خبر از سوختگی نسل من ندارید.
خانم سن و سال داری گفت:
- پسرم، باشد قبول اصلا همه شما جوانترها که نمی دانید ما چه چیزهای غیر قابل باوری دیدیم و کشیدیم نسل سوخته هستید، اما خواهش می کنم یک چیز را از من بشنوید و همواره به خود یادآوری کنید:
«من و نسل های دهه های سی و چهل و پنجاه و پیش از ما، امروز در آینده خود ایستاده ایم، شما چیزی دارید که ما نداریم، شما هنوز آینده را دارید»
جوانان، آینده شما نیامده و در راه است، این دارایی گرانبهایتان را نسوزانید.
حق اینترنت و گفتن و دیدن و شنیدن آزاد برای همگان، قابل مذاکره نیست.
http://T.me/bishuoori
کنکور!
این پرسش را تمرین کنید، خیال می کنم سوال کنکور امسال باشد.
اگر قطع اینترنت بر روی مردم ایران برای امنیت است، چگونه ممکن است بتوان با پانصد ششصد هزار تومان کانفیگ آن را دور زد؟
گزینه ها:
۱- آمریکا پانصد هزار تومان پول ندارد.
۲- پول آمریکایی ها نقد است و نمی توانند کارت به کارت کنند.
۳- آمریکا راه های دیگری مانند فالگوش ایستادن دارد.
۴- من سرم به کار خودم است.
دسترسی به اینترنت آزاد حق بی چون و چرا و بهانه مردم و بر گردن شماست.
http://T.me/bishuoori
پست موقت کمپین مبارزه با بیشعوری:
همراهان گرامی خواهش می کنیم با دقت بخوانید، درست است که نویسنده کارزار در بخشی به صنعت گردشگری پرداخته است، لکن بر دسترسی آزاد عمومی بعنوان حق همگانی بر پایه قوانین موجود تاکید کرده است.
چنانچه شما نیز موافق هستید، جدا از حدود اختیارات دولت، می توانید با لمس نشانی پایین متن وارد صفحه کارزار شده و پشتیبانی خود را اعلام کنید.
#ینترنت
درخواست جلوگیری از طبقاتیسازی دسترسی به اینترنت و صیانت از حقوق شهروندی
رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
با سلام و احترام
ما، جمعی از فعالان صنعت گردشگری کشور، اعم از مدیران آژانسهای مسافرتی، راهنمایان گردشگری، فعالان حوزه بومگردی، هتلداران و کسبوکارهای وابسته، بدینوسیله نگرانی عمیق و جدی خود را نسبت به طرحها و رویههای اخیر در زمینه ایجاد سطوح مختلف دسترسی به اینترنت، از جمله آنچه با عنوان «اینترنت ویژه» یا «اینترنت پرو» مطرح میشود، اعلام میداریم.
صنعت گردشگری بهعنوان یکی از ارکان مهم اقتصاد ملی و از پیشرانهای اشتغالزایی، بیش از بسیاری از حوزهها به اینترنت آزاد، پایدار و باکیفیت وابسته است. از ارتباط با گردشگران خارجی و بازاریابی بینالمللی گرفته تا رزرو خدمات، پرداختها، تولید محتوا و تعامل با پلتفرمهای جهانی، همگی نیازمند دسترسی برابر و بدون تبعیض به اینترنت هستند. هرگونه محدودسازی یا طبقاتیسازی این دسترسی، نهتنها موجب اختلال در فعالیتهای حرفهای ما میشود، بلکه جایگاه رقابتی ایران در بازار جهانی گردشگری را بهشدت تضعیف خواهد کرد.
بر اساس اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
اصل سوم: دولت موظف به رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه است؛
اصول نوزدهم و بیستم: همه مردم ایران از حقوق مساوی برخوردارند و در حمایت قانون برابرند؛
اصل بیستوچهارم: آزادی دسترسی به اطلاعات در چارچوب قانون به رسمیت شناخته شده است؛
همچنین مطابق «قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» (مصوب ۱۳۸۸)، دسترسی به اطلاعات، حقی عمومی و غیرقابل تبعیض تلقی میشود.
با عنایت به اینکه طبق اصل ۱۱۳ قانون اساسی، ریاست محترم جمهور مسئول اجرای قانون اساسی و صیانت از حقوق ملت هستند، از جنابعالی درخواست میکنیم:
۱. دستور فرمایید هرگونه سیاست یا طرح منجر به ایجاد اینترنت طبقاتی فوراً متوقف و مورد بازنگری اساسی قرار گیرد.
۲. به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ابلاغ گردد از اجرای رویههای تبعیضآمیز، فاقد شفافیت و مغایر با حقوق شهروندی جلوگیری نماید.
۳. دسترسی عادلانه، پایدار و باکیفیت به اینترنت برای تمامی فعالان اقتصادی و آحاد مردم تضمین شود.
۴. با تقویت زیرساختهای ارتباطی، زمینه حضور مؤثر و رقابتی فعالان گردشگری ایران در عرصه بینالمللی فراهم گردد.
ما بر این باوریم که اینترنت آزاد و برابر، نه یک امتیاز، بلکه زیرساختی حیاتی برای توسعه اقتصادی، تعاملات بینالمللی و حفظ کرامت حرفهای فعالان حوزههای مختلف، بهویژه صنعت گردشگری است. اتخاذ سیاستهای تبعیضآمیز در این حوزه، پیامدهایی فراتر از یک بخش اقتصادی داشته و میتواند به تضعیف اعتماد عمومی و کاهش سرمایه اجتماعی منجر شود.
امید است با تدبیر و دستور قاطع جنابعالی، از بروز چنین رویههایی جلوگیری شده و مسیر توسعه عادلانه و پایدار کشور هموار گردد.
با احترام
شروع کارزار: ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
پایان کارزار: ۰۱ آبان ۱۴۰۵
از طرف: فعالان اقتصادی و گردشگری
هشتگ رسمی: #ینترنت
نویسنده: مجید امانی
لینک کارزار:
https://www.karzar.net/298993
http://T.me/bishuoori
مردم کیستند؟
- آنهایی که چه اینجا و چه آنجا رسانه دارند؟
- آنهایی که با من همسو هستند؟
- آنهایی که صدایشان آزاد است؟
نه گلم، مردم عبارتند از همه شهروندان یک کشور.
اینترنت آزاد حق بدیهی مردم.
http://T.me/bishuoori