3396
دارای نمایندگی در شمال /غرب/شرق تهران برگزار کننده دوره مکالمه زبان بدون کتاب به صورت حضوری ومجازی تلفن تماس 02122641523 02188851250 ارتباط با استاد حلاج زاده 👇👇👇👇👇👇👇 @Alihallajzadeh اینستاگرام👇👇👇👇👇👇 book_free_conversation https://www.instagram.co
Diligent /ˈdɪlɪdʒənt/
معنی: سختکوش، کوشا، باپشتکار، وظیفهشناس
📌 برای کسی که کارش را با دقت و پشتکار انجام میدهد.
Example:
👨🎓 He is a diligent student.
او دانشآموز سختکوش و باپشتکاری است.
🔹 Diligently = با پشتکار، با دقت
She works diligently.
او با پشتکار کار میکند.
@bookfc
🗣️ کلاس مکالمه زبان انگلیسی بدون کتاب 📚❌
👨🏫 با تدریس استاد علی حلاجزاده
📍 ولنجک | یوسفآباد | شریعتی | پاسداران | سیدخندان | دروس | شهرک غرب
🎓 کلاسها از ترم اول
🗓️
📞 جهت رزرو و هماهنگی:
02122641523
02188851250
09198204300
🌐 سایت نوین تاک BFC
📸 اینستاگرام
📲 تلگرام
بهتره ماساژ بگیری» به انگلیسیه:
You’d better get a massage.
یعنی: بهتره ماساژ بگیری.
محاورهایتر و نرمتر:
You should get a massage.
یعنی: بهتره یه ماساژ بگیری
@bookfc
Absentee /ˌæb.sənˈtiː/ = فرد غایب
Absentees = افراد غایب
چند مثال:
• We have a lot of absentees today.
امروز غایبهای زیادی داریم.
• There were five absentees in class today.
امروز پنج نفر در کلاس غایب بودند.
• The teacher took attendance and wrote down the names of the absentees.
معلم حضور و غیاب کرد و اسم غایبها را نوشت.
• We need to contact the absentees.
باید با غایبها تماس بگیریم.
🔹 در مکالمه روزمره، people who are absent یا students who are absent معمولاً طبیعیتر از absentees است
@bookfc
Citizen /ˈsɪt̬əzən/ = شهروند
یعنی کسی که از نظر قانونی عضو یک کشور یا جامعه است.
مثالها:
• I’m an American citizen.
من شهروند آمریکا هستم.
• He is a Canadian citizen.
او شهروند کانادا است.
• Every citizen has rights and responsibilities.
هر شهروندی حقوق و مسئولیتهایی دارد.
🔹 Citizen ≠ همشهری
@bookfc
🔵 These days = این روزها
وقتی درباره خودت یا یک وضعیت فعلی حرف میزنی.
👉 These days, I’m very busy.
این روزها خیلی سرم شلوغه.
👉 I don’t go to the gym these days.
این روزها باشگاه نمیرم.
⸻
🟢 Nowadays = امروزه
وقتی درباره مردم و جامعه بهطور کلی صحبت میکنی.
👉 Nowadays, people use smartphones a lot.
امروزه مردم خیلی از گوشی هوشمند استفاده میکنند.
👉 Nowadays, children spend a lot of time online.
امروزه بچهها زمان زیادی را آنلاین میگذرانند.
🧠 فقط این را یادت باشه:
These days → من / زندگی من / وضعیت فعلی
Nowadays → مردم / جامعه / زمانه
البته در بعضی جملهها هر دو میتوانند استفاده شوند، ولی این تفاوت بهت کمک میکند انتخاب درستتری داشته باشی
@bookfc
my previous job ✅ = شغل قبلی من
• my former job ✅ = شغل سابق من
• my old job ✅ = شغل قبلی/قدیمی من، محاورهایتر
مثال:
I left my previous job last year.
سال گذشته شغل قبلیام را ترک کردم.
📌 ex- بیشتر برای افراد یا بعضی روابط به کار میرود:
my ex-wife = همسر سابقم
my ex-boss رئیس ساب
@bookfc
I’m at the gym.
من در باشگاه هستم.
I work out at the gym.
من در باشگاه ورزش میکنم.
🔹 at the gym طبیعیترین حالت برای «در باشگاه بودن» است.
@bookfc
⏳ In the long run
📌 در بلندمدت / در درازمدت
🔊 /ɪn ðə lɔːŋ rʌn/
🗣️ Exercise will help you in the long run.
👉 ورزش در بلندمدت به تو کمک خواهد کرد.
5️⃣ 🏃 Go the extra mile
📌 بیشتر از حد انتظار تلاش کردن / فراتر از وظیفه عمل کردن
🔊 /ɡoʊ ði ˈekstrə maɪl/
🗣️ She always goes the extra mile to help her students.
👉 او همیشه برای کمک به دانشآموزانش بیشتر از حد انتظار تلاش میکند.
6️⃣ 🔨 Hit the nail on the head
📌 دقیقاً به نکته اصلی زدن / کاملاً درست گفتن
🔊 /hɪt ðə neɪl ɑːn ðə hed/
🗣️ You hit the nail on the head.
👉 دقیقاً به نکته اصلی اشاره کردی.
@bookfc
of و made from خیلی ساده است:
🔹 Made of = ساختهشده از
وقتی جنس یا مادهٔ اصلی هنوز قابل تشخیص باشد.
• 🪑 The table is made of wood.
میز از چوب ساخته شده است.
→ هنوز میتوانیم چوب را بهعنوان جنس میز تشخیص دهیم.
• 👕 This shirt is made of cotton.
این پیراهن از پنبه ساخته شده است.
• 🏠 The house is made of brick.
خانه از آجر ساخته شده است.
🔹 Made from = ساختهشده از
وقتی مادهٔ اولیه در فرایند تولید تغییر کرده و دیگر به شکل اولیه قابل تشخیص نیست.
• 🍷 Wine is made from grapes.
شراب از انگور ساخته میشود.
→ انگور دیگر به شکل اولیه وجود ندارد.
• 🧀 Cheese is made from milk.
پنیر از شیر ساخته میشود.
• 📄 Paper is made from wood.
کاغذ از چوب ساخته میشود.
→ چوب طی فرایند تولید به کاغذ تبدیل شده است.
🧠 قانون ساده برای حفظ کردن:
Made of → ماده هنوز قابل تشخیص است.
Made from → ماده تغییر کرده و دیگر قابل تشخیص نیست.
مثلاً:
The chair is made of wood. 🪑
چوب → هنوز جنس صندلی است.
Paper is made from wood. 📄
چوب → تبدیل به کاغذ شده است.
@bookfc
🎓💬 نظر زبانآموزان درباره مرکز تخصصی مکالمه زبان نوین تاک BFC
👨🏫 استاد حلاجزاده
📱 09198204300 | واتساپ
☎️ 021-22641623
📚🇬🇧 آموزش رایگان مکالمه زبان
تمام مطالب درسی و مکالمات روزمره داخل کانال 👇👇
🔗 /channel/BOOKFC
☑ بعد از ورود حتماً Join / پیوستن را بزنید.
🗣️ BFC Novin Talk | آموزش مکالمه زبان بهصورت رایگان
🙏 Pray = دعا کردن
• Present: pray
• Past: prayed 🔊
• Past participle: prayed 🔊 پِرِید
🔹 I prayed for my family.
من برای خانوادهام دعا کردم.
🔹 She has prayed for him.
او برای او دعا کرده است
@bookfc
مدرسه شبانهروزی = Boarding school 🏫
🔹 He goes to a boarding school.
او به یک مدرسه شبانهروزی میرود.
🔹 I went to a boarding school when I was a teenager.
وقتی نوجوان بودم، به یک مدرسه شبانهروزی میرفتم.
تلفظ:
Boarding school → /ˈbɔːrdɪŋ skuːl/
@bookfc
Loaf یعنی یک قرص نان / یک نان کامل 🍞
مثلاً:
• a loaf of bread = یک قرص نان
• two loaves of bread = دو قرص نان
پس اگر در فروشگاه بگویی:
I’d like a loaf of bread.
یعنی: «یک نان کامل میخواهم.
@bookfc
لباسهای برند» به انگلیسی میشود:
• Branded clothes 👕 — لباسهای برنددار
• Branded clothing 👔 — لباسهای برنددار (طبیعیتر و کلیتر)
• Designer clothes 👗 — لباسهای طراحدار / برندهای لوکس و معروف
مثال:
I like wearing branded clothes.
من دوست دارم لباسهای برند بپوشم. 👕✨
She always buys designer clothes.
او همیشه لباسهای برندهای لوکس میخرید
@bookfc
اگه این حرف به دلت نشست، یه ❤️ بذار.
و اگه دوست داری با هم از گذشته یاد بگیریم و جلو بریم، فالو کن. 🌱
گذشته رو نمیشه تغییر داد؛
اما میشه ازش یاد گرفت. 🍂
از اشتباهاتمون، از آدمهایی که اومدن و رفتن،
از روزهایی که سخت گذشتن و حتی از تصمیمهایی که امروز شاید جور دیگهای میگرفتیم.
قرار نیست گذشته رو انکار کنیم،
قرار هم نیست توش زندگی کنیم.
گذشته فقط یه درسنامهست، نه یه خونه برای موندن.
یاد بگیر، رها کن و ادامه بده…
چون زندگی، همین امروز و فرداست. 🤍
#آرامش_ذهن #تغییر_نگرش #درس_های_زندگی #رها_کردن #گذشته حال_خوب توسعه_فردی روانشناسی
https://www.instagram.com/reel/Ddy5qztoq1b/?stkn=MTY5aHhydzMwbjhn
🗣️ کلاس مکالمه زبان انگلیسی بدون کتاب 📚❌
👨🏫 با تدریس استاد علی حلاجزاده
📍 ولنجک | یوسفآباد | شریعتی | پاسداران | سیدخندان | دروس | شهرک غرب
🎓 کلاسها از ترم اول
🗓️
📞 جهت رزرو و هماهنگی:
02122641523
02188851250
09198204300
🌐 سایت نوین تاک BFC
📸 اینستاگرام
📲 تلگرام
health و healthy خیلی ساده است:
❤️ Health
اسم (noun) = سلامتی، وضعیت سلامت
• Health is important.
سلامتی مهم است.
• Exercise is good for your health.
ورزش برای سلامتیات خوب است.
💪 Healthy
صفت (adjective) = سالم
• I’m healthy.
من سالم هستم.
• She eats healthy food.
او غذای سالم میخورد.
🔑 Health = سلامتی
🔑 Healthy = سالم
@bookfc
ما همشهری هستیم» به انگلیسی:
We’re from the same city. ✅
/ wɪr frəm ðə seɪm ˈsɪti /
یعنی: ما اهل یک شهر هستیم.
اگر بخواهی بگویی «ما همشهری هستیم» به شکل کوتاهتر و طبیعیتر:
We’re from the same hometown.
یعنی: ما اهل یک زادگاه/شهر هستیم.
📌 hometown = شهر زادگاه یا شهری که شخص اهل آنجاست.
@bookfc
🙏 زیارت رفتن
Go on a pilgrimage
/ɡoʊ ɑːn ə ˈpɪlɡrəmɪdʒ/
= به زیارت رفتن، سفر زیارتی رفتن
I went on a pilgrimage to Mashhad.
من به زیارت مشهد رفتم.
We’re going on a pilgrimage next week.
ما هفته آینده به زیارت میرویم.
🕌 جای زیارتی
Pilgrimage site
/ˈpɪlɡrəmɪdʒ saɪt/
= مکان زیارتی
This is an important pilgrimage site.
این یک مکان زیارتی مهم است.
Mashhad is a major pilgrimage site in Iran.
مشهد یکی از مکانهای مهم زیارتی در ایران است.
🙏 Shrine
Shrine
/ʃraɪn/
= زیارتگاه / حرم
We visited the shrine.
ما به زیارتگاه رفتیم.
Many people visit the shrine every year.
افراد زیادی هر سال از این زیارتگاه دیدن میکنند.
📌 تفاوت مهم:
pilgrimage = عمل یا سفر زیارتی
pilgrimage site = مکان زیارتی
shrine = زیارتگاه / حرم
مثلاً:
We went on a pilgrimage and visited a famous shrine.
ما به زیارت رفتیم و از یک زیارتگاه معروف دیدن کردیم
@bookfc
پدربزرگ خدا بیامرز من» است:
• My late grandfather = پدربزرگ مرحومم / پدربزرگ خدا بیامرزم
• My grandfather who passed away = پدربزرگم که فوت کرده است
مثال:
My late grandfather was a very kind man.
پدربزرگ مرحومم مرد بسیار مهربانی بود
@bookc
my previous job ✅ = شغل قبلی من
• my former job ✅ = شغل سابق من
• my old job ✅ = شغل قبلی/قدیمی من، محاورهایتر
مثال:
I left my previous job last year.
سال گذشته شغل قبلیام را ترک کردم.
📌 ex- بیشتر برای افراد یا بعضی روابط به کار میرود:
my ex-wife = همسر سابقم
my ex-boss =
🌀 Get out of hand
📌 از کنترل خارج شدن
🔊 /ɡet aʊt əv hænd/
🗣️ The situation is getting out of hand.
👉 اوضاع دارد از کنترل خارج میشود.
8️⃣ ⚔️ A double-edged sword
📌 چیزی که همزمان مزایا و معایب دارد
🔊 /ə ˌdʌbəl edʒd sɔːrd/
🗣️ Social media can be a double-edged sword.
👉 شبکههای اجتماعی میتوانند هم مزایا داشته باشند و هم معایب.
9️⃣ 📖 Be on the same page
📌 همنظر بودن / درک مشترکی از موضوع داشتن
🔊 /bi ɑːn ðə seɪm peɪdʒ/
🗣️ Let’s make sure we’re on the same page.
👉 بیایید مطمئن شویم که همه همنظر و همفکر هستیم.
🔟 🧊 The tip of the iceberg
📌 فقط بخش کوچکی از یک مشکل یا موضوع بزرگتر
🔊 /ðə tɪp əv ði ˈaɪsbɜːrɡ/
🗣️ These problems are just the tip of the iceberg.
👉 این مشکلات فقط بخش کوچکی از یک مشکل بزرگتر هستند.
@bookfc
1️⃣ 🧊 Break the ice
📌 سر صحبت را باز کردن / فضای خشک و رسمی را از بین بردن
🔊 /breɪk ði aɪs/
🗣️ I told a joke to break the ice.
👉 برای اینکه سر صحبت را باز کنم، یک شوخی کردم.
2️⃣ 🍰 A piece of cake
📌 خیلی آسان / مثل آب خوردن
🔊 /ə piːs əv keɪk/
🗣️ The test was a piece of cake.
👉 امتحان خیلی آسان بود.
3️⃣ 🌙 Once in a blue moon
📌 به ندرت / خیلی کم
🔊 /wʌns ɪn ə bluː muːn/
🗣️ I eat fast food once in a blue moon.
👉 من خیلی به ندرت فستفود میخورم.
@bookfc
برگرفته از کتاب 250 اصطلاحات روزمره نویسنده علی حلاج زاده
☑ There are a lot of divorces these days.
این روزها طلاقهای زیادی اتفاق میافتد.
نکته: divorce وقتی به معنی «طلاق» بهصورت قابلشمارش باشد، برای تعداد زیاد معمولاً divorces میشود
@bookfc
لباسهایم را برای خیریه جمع کردم» باشد:
I collected my clothes for charity. 👕❤️
من لباسهایم را برای خیریه جمع کردم.
اگر منظورتان «لباسهایم را جمع کردم و به خیریه دادم» باشد، طبیعیتر:
I collected my clothes to donate to charity.
لباسهایم را جمع کردم تا به خیریه اهدا کن
@bookfc
Backbite = بدگویی کردن / پشت سر کسی حرف زدن
🔹 Base: backbite
🔹 Past: backbit
🔹 Past participle (قسمت سوم): backbitten
🔊 تلفظ: بَکبیتِن
مثال:
He has backbitten his coworker.
او پشت سر همکارش بدگویی کرده است
@bookfc
Co-educational school 🇺🇸
یا کوتاهتر:
Coed school
یعنی مدرسهای که دخترها و پسرها با هم در آن تحصیل میکنند.
🔹 My son goes to a co-ed school.
پسرم به یک مدرسه مختلط میرود.
🔹 It’s a co-educational school for boys and girls.
این مدرسه مختلط برای دختران و پسران است.
تلفظ:
Co-ed /ˌkoʊˈed
@bookfc
regret هم بهعنوان فعل و هم اسم استفاده میشود.
🔹 Regret = پشیمان شدن / تأسف خوردن
1. I regret my decision.
از تصمیمم پشیمانم.
1. I regret saying that.
از اینکه آن حرف را زدم پشیمانم.
1. She regrets leaving her job.
او از ترک کردن شغلش پشیمان است.
1. He regrets not studying harder.
او از اینکه بیشتر درس نخوانده، پشیمان است.
1. I regret not listening to you.
از اینکه به حرفت گوش ندادم، پشیمانم.
1. Do you regret getting married so young?
آیا از اینکه در سن کم ازدواج کردی پشیمانی؟
1. I don’t regret anything.
از هیچ چیز پشیمان نیستم.
1. You’ll regret this decision.
از این تصمیم پشیمان خواهی شد.
🔹 یک ساختار خیلی مهم
regret + V-ing → پشیمان بودن از کاری که انجام دادهایم
I regret telling him the truth.
از اینکه حقیقت را به او گفتم، پشیمانم.
اما:
regret + to + verb → با تأسف اعلام کردن یک خبر
We regret to inform you that your application was unsuccessful.
با تأسف به اطلاع شما میرسانیم که درخواست شما پذیرفته نشده است.
@bookfc
Depressed
Depressing
Tired
Tiring
استاد علی حلاج زاده