cafe_andishe95 | Unsorted

Telegram-канал cafe_andishe95 - لیبراسیون/لیبرالیسم

18017

🕊 گسترش گفتمان لیبرالیسم-محوریت آزادی فردی و اجتماعی-فردگرایی و شهروندی-اندیشۀ انتقادی و خردگرایی-حاکمیت قانون سکولار-دموکراسی-مدرنیتۀ سیاسی-جامعه مدنی-مالکیت خصوصی 🌌 #پادشاهی_مشروطه #ملی_گرایی #لیبرالیسم_محافظه‌کار #ناسیونالیسم_لیبرال

Subscribe to a channel

لیبراسیون/لیبرالیسم

💈چرا کانت گفته:

"من مجبور شدم دانش را انکار کنم تا جایی برای ایمان باز کنم."

منظور ایمانوئل کانت در کتاب «سنجش خرد ناب» (سنجش عقل محض) از این جمله، محدود کردن قلمرو عقل برای حفظ ارزش‌های اخلاقی و دینی بوده است.

معنای دقیق این عبارت را می‌توان در چند بخش خلاصه کرد:

⦁ تفکیک مرز «دانش» و «ایمان»: کانت نشان داد که عقل و دانش انسان تنها قادر به شناخت عالم محسوسات (پدیدارها یا Phenomena) است؛ یعنی چیزهایی که از طریق حواس و در قالب زمان و مکان درک می‌کنیم.

⦁ شناخت‌ناپذیری حقایق فرامادی: کانت معتقد بود مفاهیمی مانند خدا، بقای روح (جاویدانگی) و اراده آزاد، خروج از مرز تجربیات حسی هستند (کانت به این‌ها Noumena یا بودار می‌گفت). عقل تجربی و علمی نه می‌تواند وجود این امور را به اثبات برساند و نه می‌تواند آن‌ها را ابطال کند.

⦁ نجات ایمان از چنگال اثبات‌گرایی و نقد: اگر ادعا کنیم که خدا یا روح را می‌توان از طریق دانش علمی و عقلیِ تجربی «شناخت»، در واقع آن‌ها را به موضوعاتی مادی و محدود تبدیل کرده‌ایم که در معرض شک‌گرایی علمی قرار می‌گیرند. کانت با انکار «دانش علمی» نسبت به این امور، آن‌ها را از قلمرو نقد علمی خارج کرد.

⦁ انتقال به قلمرو اخلاق: وقتی اثبات یا ابطال عقلیِ خدا ممکن نباشد، راه برای «ایمان» باز می‌شود. از نظر کانت، خدا و آزادی اراده از جنس «دانش نظرگاهی» نیستند، بلکه پیش‌فرض‌های ضروری برای «عقل عملی» (اخلاق) هستند؛ یعنی ما برای داشتن یک زندگی اخلاقیِ با‌معنا، به پذیرش و ایمان به آن‌ها نیاز داریم.
در واقع کانت با کوتاه کردن دست «عقل نظرگاهی» از جزم‌اندیشی و ادعای شناخت همه‌چیز، فضایی امن برای «ایمان اخلاقی» ایجاد کرد تا نه علم بتواند دین و اخلاق را نابود کند و نه دین ادعاهای نادرست علمی مطرح سازد.
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🔴به درخواست دوستان لیستی از بهترین کانال های تلگرامی رو در اختیار شما قرار دادم تا بدون هزینه راحت به بهترین ها دست یابید . 💯🤑🌟
⬅️ لینک ورود به لیست

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

✝مسیح در ادرار

بعد از چاپ  کتاب آیات شیطانی ، مسلمانان دست به کار شدند تا نویسنده اش را از صفحه روزگار محو کنند ... آیت الله خمینی فتوای مرگ او را صادر کرد ... عطاالله مهاجرانی ( زاهد لندن نشین) کتاب نقد توطئه آیات شیطانی را بر ضد آن نوشت و  در بنگلادش تظاهراتی ضد سلمان رشدی راه افتاد که فقط دویست نفر زیر دست و پای همدیگر له شدند و جان باختند ...اما در مصر قضیه کمی فرق داشت ...نجیب محفوظ نویسنده مصری و برنده جایزه نوبل، فقط به دلیل دفاع از این کتاب ، مورد حمله قرار گرفت و بعد از این سوی قصد، بینایی اش را از دست داد... همه این وقایع نشان از عدم تحمل مسلمانان، در قبال آزادی بیان دارد ....

🎨در سال 1987 « آندرس سرانو» عکسی از صلیب مسیح در ادرار خود را به نمایش گذاشت که با واکنش منفی مسیحیان مواجه شد...فقط در همین حد ، و نه بیشتر... نه کسی زیر دست پا له شد ، نه کسی برای خودشیرینی کتابی ضد آن نوشت،  و نه چیزهایی از این دست. چراکه اروپاییان بعد از رنسانس ، به اهمیت آزادی بیان پی برده بودند و حاضر نبودند آزادی فردی را قربانی تعصبات مذهبی کنند ...اما « مسیح در ادرار»  مرز میان امر مقدس و امر ممنوع را به چالش می کشد،  کاری که اساسا رسالت هنرمند است....طرح سوال با خلق اثر هنری ...

هنر بدون سانسور
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🏺آیزایا برلین در زندگینامه مارکس اعلام کرد که پوپر «دقیق‌ترین و قاطع‌ترین نقد را بر آموزه‌های فلسفی و تاریخی مارکسیسم توسط هر نویسنده زنده‌ای» ارائه داده است.

در حالی‌که برایان مگی، در بررسی مقدماتی خود از اندیشه پوپر، اعتراف کرد که نمی‌تواند «بفهمد چگونه یک انسان عاقل می‌تواند نقد پوپر بر مارکس را خوانده باشد و همچنان مارکسیست باشد». نقد اصلی پوپر از مارکسیسم به‌طور گسترده این‌گونه فهمیده می‌شود که مارکسیسم ابطال‌ناپذیر و بنابراین یک شبه‌علم است. به گفته‌ی ایمره لاکاتوش، شاگرد سابق پوپر، پوپر «می‌خواست نشان دهد که برخی از نظریه‌های به‌اصطلاح علمی، مانند مارکسیسم و فرویدیسم، شبه‌علمی هستند و از این رو، آنها چیزی بهتر از طالع‌بینی نیستند» (لاکاتوش ۱۹۷۸، ۱۶۸).

اگرچه شکی نیست که پوپر از بسیاری از جنبه‌های اندیشه‌ی مارکس به‌شدت انتقاد می‌کرد، اما نقد پوپر از مارکس آن‌طور که اغلب تصور می‌شود، کلی یا یک‌جانبه نبود. به‌طور خاص، او فکر نمی‌کرد که خود مارکس، حداقل، یک شبه‌علم باشد و فکر نمی‌کرد که همه‌ی جنبه‌های مهم اندیشه‌ی مارکس را بتوان این‌گونه توصیف کرد. همان‌طور که خواهیم دید، پوپر در آثار مارکس چیزهای زیادی برای تحسین یافت و معتقد بود که مارکس سهم مهمی در روش‌شناسی علوم اجتماعی داشته است. در واقع، تحلیل موقعیتی پوپر شباهت زیادی به روشی دارد که مارکس برای توضیح جنبه‌های مختلف سرمایه‌داری به کار برد. در واقع، به نظر می‌رسد تحلیل موقعیتی تا حدی از تأمل او در مورد روش‌های مارکس الهام گرفته شده است.این الهام از طریق بررسی پوپر از اظهارات پراکنده و تا حدودی متناقض مارکس در مورد روش‌شناسی حاصل نشده است. بلکه از تعامل انتقادی پوپر با شیوه‌های تبیینی واقعی مارکس، به ویژه آن‌هایی که در کتاب سرمایه یافت می‌شوند، ناشی شده است.

بخش عمده‌ای از این فصل به دفاع از این ادعا اختصاص خواهد یافت، اما من با مقایسه تفسیر پوپر از روش‌شناسی مارکس با تفسیر به اصطلاح مارکسیست‌های تحلیلی، بحث را به پایان می‌رسانم. این دو تفسیر به طرز شگفت‌آوری مشابه هستند و نه تصادفی، رویکردهای روش‌شناختی ارائه شده توسط پوپر و مارکسیست‌های تحلیلی نیز مشابه هستند.


William A. Gorton
■karl POPPER.p81_82
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🪐با انقلاب کپرنیکی کانت در فلسفه، خلاقیت عقل انسانی را از امری حاشیه‌ای و ثانوی به ضرورتی انکارناپذیر بدل می‌کند؛ زیرا حتی ساده‌ترین بازنمایی از یک صندلی یا درخت، از آن حیث که پدیدار است، باید از درون فرد پدید آید.

ازاین‌رو، علم، به‌مثابه روشی که در این فرایندِ پدیدآوری به کار گرفته می‌شود، می‌تواند همچون بنایی در حال تکامل مداوم تصور شود؛ ساختاری که هرگز به صورتی نهایی و کامل تثبیت نمی‌شود، بلکه درعین‌حال، همچون پیکره‌ای از بازنمایی‌هاست که پیوسته قوام می‌یابد و سراسر از منظرها و تأثیرات گوناگون افرادی تشکیل شده است که به پژوهش علمی می‌پردازند.
بنابراین، همین تأکید بر خلاقیت است که به ما اجازه می‌دهد کانت را متفکری فردگرا نیز بدانیم؛ زیرا او متافیزیک را نه‌تنها در نسبت با مسیری استوار و علمی قرار می‌دهد، بلکه آن را با زیبایی آزاد و ذهنی نیز مرتبط می‌سازد.

این بدان معناست که «ابژه‌های» متافیزیک به بخشی از ساختار خود علم بدل می‌شوند؛ ساختاری که به‌کلی از خلاقیت هنری جدا نیست، چراکه علم و متافیزیک نیز، همچون هنر، بخش‌هایی پیوسته در حال تحول از فرایند فعالی هستند که در آن، بیان و صورت‌بندی معنا ساخته می‌شود.ساخته می‌شود.

✨کانت می‌خواست ما بتوانیم گشوده شویم و از جزم‌اندیشی و «عینیت‌گرایی» مکاتب و کلیساها فاصله بگیریم؛ همان نهادهایی که به مردم می‌آموختند چگونه اطاعت کنند، مطالب را از بر بسپارند و بیاموزند. ما باید این امکان را داشته باشیم که درباره موضوعاتی آزادانه بحث کنیم که جزم‌اندیشان و متخصصان مدعی عینیت معمولاً از پرداختن به آن‌ها پرهیز می‌کنند. کانت از این منظر، از آفرینش الگوهای بدیل و گوناگون برای ابژه‌های هستی‌شناختی حمایت می‌کرد؛ الگوهایی که بتوان درباره آن‌ها آزادانه بحث کرد، بی‌آنکه دولت، مدرسه یا کلیسا به سبب طرحشان در پی انتقاد و سرکوب برآید.

به این ترتیب، سوختی ضروری برای رمانتیک‌هایی فراهم می‌شود که در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم ظهور کردند. همه رمانتیک‌های آلمانی کانت را خوانده بودند و پیام او را به‌خوبی دریافته بودند: آزادی در مرکز قرار دارد و باید به هر بهایی پرورانده و پاس داشته شود. تأسف‌بار است که فیلسوفان انگلیسی‌ـ‌آمریکایی کانت را از این منظر نخواندند و در نتیجه، گرایشی به بدفهمی میراث او را به ارث گذاشتند.


R. M. Parrott

the pure critique of REASON kant and subjectivity.p22_23
ارسین

@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

☄رژیم خودکامه تنها می‌تواند جوّی از پنهانکاری را بپروراند که در آن، معاملات تقلّب‌آمیز رواج دارند و چپاولگران می‌توانند سودهای هنگفتی برند. در حکومت‌های دیگر نیز چنین تمایلاتی وجود دارند، ولی در یک حکومت خودکامه است که این گرایش‌ها لجام‌گسیخته می‌شوند.

☀️تنها آزادی است که می‌تواند این تباهی‌ها را، که در واقع در سرشت این‌گونه جوامع سرشته‌اند، براندازد و از تأثیر زیانبار آن‌ها جلوگیری کند.
و باز تنها آزادی است که می‌تواند اعضای یک اجتماع را از انزوا درآورد، انزوایی که در آن، یک فرد فقط سرگرم امور شخصی خویش است و به دیگران کاری ندارد؛ زیرا این آزادی است که انسان‌ها را به تماس با یکدیگر وامی‌دارد و به آنان احساس عضویت فعاّلانه در اجتماع می‌بخشد.


الکسی‌دو توکویل
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

📊شاخص حکمرانی جهانی منتشر شد

🏦بانک جهانی جدیدترین سری گزارش شاخص حکمرانی جهانی (WGI) را منتشر کرد. در شاخص صدا و پاسخگویی، نروژ با امتیاز 91.21 در رتبه نخست قرار دارد و پس از آن دانمارک با 90.47، فنلاند با 88.79، سوئد با 87.64، نیوزیلند با 87.27، ایرلند با 87.13، لوکزامبورگ با 87.09، هلند با 86.84، آلمان با 86.03 و سوئیس با 85.90 ده کشور نخست را تشکیل می‌دهند. ایران با امتیاز 27.86 در رتبه 188 از 208 قرار دارد.

👁‍🗨در ثبات سیاسی و فقدان خشونت/تروریسم، ده کشور نخست عمدتاً کشورهای کوچک و باثبات اروپایی یا جزیره‌ای هستند. آندورا با امتیاز 93.00 رتبه اول را دارد؛ پس از آن لیختن‌اشتاین با 92.35، ایالات فدرال میکرونزی و جزایر مارشال با امتیاز یکسان 92.20، برونئی با 91.88، جرزی با 91.79، جزایر کیمن با 91.71، جزایر کوک با 90.89، سن‌مارینو با 90.60 و تووالو با 90.53 قرار دارند. ایران با امتیاز 35.98 در رتبه 188 از 215 قرار دارد

🏛در اثربخشی دولت، سنگاپور با امتیاز بسیار بالای 95.17 در صدر قرار دارد. ژاپن با 94.12، لوکزامبورگ با 92.81، سوئیس با 92.64، دانمارک با 92.44، فنلاند با 92.08، نیوزیلند با 90.68، نروژ با 90.00، سوئد با 89.54 و کانادا با 88.31 در رتبه‌های دوم تا دهم قرار دارند. ایران با امتیاز 34.80 در رتبه 173 از 213 قرار دارد.

💎در کیفیت تنظیم‌گری، سنگاپور با 91.87 رتبه نخست را دارد. نیوزیلند با 87.41، دانمارک با 84.69، سوئیس با 84.48، استرالیا با 84.23، لوکزامبورگ با 83.78، فنلاند با 83.62، ایرلند با 83.34، هنگ‌کنگ با 83.33 و نروژ با 82.79 ده کشور نخست هستند. ایران با امتیاز 29.24 در رتبه 196 از 213 قرار گرفته است

📜در حاکمیت قانون، فنلاند با 91.78 در رتبه اول قرار گرفته و دانمارک با 91.75 و نروژ با 90.61 در رتبه‌های بعدی هستند. سوئد (87.29)، سوئیس (87.27)، لیختن‌اشتاین (86.82)، لوکزامبورگ (86.77)، هلند (86.20)، نیوزیلند (85.92) و اتریش (85.83) نیز ده کشور نخست را تشکیل می‌دهند. ایران با امتیاز 38.57 در رتبه 179 از 215 قرار گرفته است.

✉️در کنترل فساد، دانمارک با 93.62 در رتبه نخست جهان قرار دارد. فنلاند با 91.17، سوئیس با 88.05، سنگاپور با 87.83، سوئد با 87.48، نروژ با 86.98، لوکزامبورگ با 86.88، نیوزیلند با 86.10، هلند با 85.85 و استرالیا با 85.12 ده کشور اول هستند. ایران با امتیاز 25.02 در رتبه 177 از 215 قرار دارد

🏴‍☠اگر شش شاخص را بدون ترکیب یا میانگین‌گیری در کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویر ایران کاملاً مشخص می‌شود. ایران در هیچ‌یک از شش زیرشاخص در نیمه بالایی جدول جهانی قرار ندارد. بهترین جایگاه ایران مربوط به اثربخشی دولت، رتبه 173 از 213 است؛ پس از آن کنترل فساد با رتبه 177 از 215، حاکمیت قانون با رتبه 179 از 215، صدا و پاسخگویی با رتبه 188 از 208 و ثبات سیاسی با رتبه 188 از 215 قرار دارند. ضعیف‌ترین عملکرد ایران نیز به‌طور معناداری مربوط به کیفیت تنظیم‌گری، با رتبه 196 از 213 است.

🆔@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

آزادی🪽


 لیبرالیسم به‌عنوان یک پروژه رهایی بخش برای رهایی انسان از تعصب کلیسا، ظلم تاج، خشونت شمشیر و امتیازات ویژه طبقه مرکانتیلیست متولد شد. «سلاح» انتخابی در این مبارزه برای دستیابی جهانی بهتر، ایده‌ها و به‌ویژه ایده‌های مربوط به گرامی‌داشتن حیثیت و احترام افراد و پیامدهای آزادسازی ظرفیت تولید نیروی کار تخصصی و تحقق منافع همکاری‌های اجتماعی صلح‌آمیز از طریق مبادله بود.

اقتصاددانان سیاسی کلاسیک بزرگ همگی این رابطه متقابل بین آزادی اقتصادی و آزادی سیاسی را درک کردند و در واقع، آزادی سنگ بنای اقتصاد سیاسی کلاسیک بریتانیا از اسمیت تا میل بود. آدام اسمیت به طرح لیبرال آزادی، برابری و عدالت اشاره کرد. کتاب معروف او با نام «ثروت ملل»، علیه شیوه‌های غیرلیبرال موجود نظام مرکانتیلیستی، از جمله محدودیت‌های آن در تجارت، نظامی‌گری، استعمار و غیره نگاشته شده بود. این نظام نه تنها برای اسمیت ناکارآمد بود، بلکه غیراخلاقی نیز بود.

به‌عنوان مثال، استعمار نه تنها از نظر اقتصادی در خارج از کشور ناکارآمد بود، بلکه تخصیص منابع در داخل کشور را مخدوش می‌کرد و ظلم تحمیل‌شده بر جمعیت‌های محلی تحت حاکمیت استعماری نه تنها غیرانسانی بود، بلکه در غیر اخلاقی خود استعمارگر را به یک هیولای اخلاقی تبدیل کرد. جایی که آزادی، برابری یا عدالت وجود ندارد، لیبرالیسم وجود ندارد.


پیتر بوتکه
■مقاله: آیندهٔ لیبرالیسم
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🪦جبرگرایی محور کانونی بسیاری از ایدئولوژی‌هاست. در جهان‌بینی‌های جبرگرا، ارادهٔ آزاد وهمی ساده‌لوحانه است. از پسٍ چنین نگاهی، آیندهٔ هر فرد، توسط روایت کلان گذشتهٔ او نوشته شده است؛ بدین‌ترتیب انتخاب مسیر آینده کاری بیهوده محسوب می‌شود، چراکه آینده پیشاپیش مقدر شده است.

نظام ایدئولوژیک تنها شکل مجاز عاملیت شهروندانش را پیروی از دستورات ایدئولوژیک و تلاش برای محقق ساختن آن بهشت موعودی می‌داند که خود وعده‌اش را داده است. در چنین وضعیتی سرپیچی از ایدئولوژی، یعنی دامن زدن به خشم خدایان، یعنی فاجعه‌ای شوم و محتوم را به جان خریدن.


📚مغز ایدئولوژی‌زده | لیئور زمیگراد
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🦠"معجون تهوع‌آور"!!

"اگر در ایران تبلیغات کمونیستی بشود، مسلمانان به عنوان آنکه مسلمان می‌باشند، از گرویدن به آن خودداری نخواهند کرد. ولی با این عقاید درهمی که در مغزهای خود آگنده‌اند، اگر مبادی کمونیستی را هم فرا بگیرند، اینها را با آنها درهم آمیخته یک معجون تهوع‌آوری پدید خواهند آورد".

احمد کسروی
کتاب: سرنوشت ایران چه خواهد بود.


نکته:
آن دسته از مردمان مورد اشاره کسروی، چندین دهه است که جامعه ایرانی را، دچار "بلیه‌"ی این "معجون تهوع‌آور اسلامی کمونیستی" کرده‌اند!
و
نسل‌های کنونی، که بیش از همه، از "اثرات مُخرب این بلیه ترکیبی" در عذاب‌اند
اما
بیش از هر زمانی دیگر و حتی بیش از نسل‌های دیگرِ پیش از خود؛ این روزها، سخت در تکاپویِ یافتن "راه حلِ عملی" هستند برای "گریز نهایی" از شرِ این بلای ترکیبیِ همه‌جانبه‌ی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگیِ این معجون تهوع‌آور دامن‌‌گستر.
و
بویژه تلاش برای رهایی از اثرات مُخرب و ویرانگر مزمنی، که بر "فرهنگ‌ سیاسی" جامعه ایرانی، از خود بجا گذاشته است؛ و فرهنگ سیاسی را، "گروگانِ معجونی خود" کرده است!


یک پرسشِ مرتبط:
در این سال‌ها، بارها و بارها دیده‌ام که نیروهای سیاسی چپ در نوشته‌های‌شان، خود را "نیروی سیاسی مترقی" می‌نامند و بدین نام، می‌خوانند خود را؛ چرا ؟!
و
چنین نیروهایی با این "پیشینه فعالیت‌های ایدئولوژیکی متصلبِ" خود، که کاملا "ضدتوسعه‌ای" نیز بوده است؛ در عالم واقع، آن وقت، چه نسبت واقعی با ترقی و "امر ترقی" دارند! که خود را، نیروی سیاسی مترقی نیز، می‌خوانند هم‌چنان؟!

نبشته‌ی: اسفنداد ایرانیاد
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🛡 برخی دیکتاتوری‌ها، ایدئولوژی‌های قابل انعطاف و ساختاری منطقی‌تر دارند. زمانی که انسان آواره است و با بیگانگی دست و پنجه نرم می‌کند، این ایدئولوژی جذاب بنظر می‌آید.

البته این مامن تقریبا مفت و مجانی، بهای گزافی دارد:
🩸باید از عقل و وجدان و مسئولیت دست کشید، چون یکی از جنبه‌های و اصلی آن، وانهادن عقل و وجدان خویش به مقام و مرجعی بالاتر است. اصل این است که صاحب قدرت، صاحب حقیقت است [قانون جنگل]

قدرت بی قدرتان - نشر نو -

🩻 تصویر پوستری را نشان می‌دهد مربوط به اتحاد جماهیر شوروی؛ با این مضمون:
Партия сказала: надо! Комсомол ответил: есть!»
حزب گفت باید انجام شود؛ کومسومول پاسخ داد: اطاعت می‌شود.

نمونه‌ای از سرسپردگی بی حد و مرز و بی توجه به خواسته مردم، که صرفا به ایدئولوژی‌ای که از بالادستی‌ها یا به عبارتی کله گنده ها آمده‌است، توجه می‌شود.

💡 کومسومول، سازمانی متشکل از جوانان بود که کارهای ایدئولوژیک و ... انجام می‌دادند و آموزش‌های نظامی هم می‌دیدند.
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🗡تجاوز از نظر کانت گرایان خطاست.

حکومت وظیفه دارد مراقب حفظ حقوق اخلاقی شهروندانش باشد و هنگام نیاز برای حفاظت شهروندانش در برابر خشونت از زور استفاده کند.

از نگاه کانت گرا اگر جان به بیل در مسیر نقض حقوق دیگران کمک کند خطا کرده، و دوستی جان و بیل هم به لحاظ اخلاقی تغییری درمتقابل
ماجرا ایجاد نمی کند.دوستی کانت گرایانه بر خلاف دوستی فایده گرایانه بر مبنای احترام متقابل است نه منفعت دو طرفه، در دوستی کانت گرایانه وظیفهٔ اول دغدغه نسبت به سعادت اخلاقی فرد دیگر است.

شایسته نیست هر کمکی دیگران خواستند به آن‌ها کنیم. بنابراین از نگاه کانت گرا کمک به دوست برای انجام دادن کاری که به باور کانت گرایان اخلاقاً خطاست، نادرست است.

دوستان همچنین وظیفه دارند به رشد خودمختاری اخلاقی یکدیگر کمک کنند و به آن احترام بگذارند. از یک طرف جان وظیفه دارد مخالفتش را با عمل تروریستی مورد نظر بیل اعلام کند‌ از طرف دیگر اگر بیل به جان برای کمک کردن به او پافشاری کند عملش غیر اخلاقی است، زیرا با این کار به خود مختاری اخلاقی جان بی احترامی کرده است.

دوستی کانت گرایانه به جان اجازه نمی دهد بیل را در انجام دادن عمل تروریستی یاری کند. جان نباید با زدن زنگ هشدار موافقت کند.


📖دان مک نیون
■ کتاب.اخلاقِ خلاق؛ ص ۱۷۱_۱۷۲
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

📃اغلب گفته میشود که لیبرالیسم نگرشی منفی نسبت به دولت دارد و این دیدگاه را در مقابل برخی نظریه های قدیم و جدید ارائه میکنند که دولت را به لحاظ اخلاقی «مثبت» تلقی میکنند و آن را دارای نقشی به شدت مداخله جویانه می دانند.

با تأکید باید گفت که دولت لیبرال فقط در یک جامعه لیبرال آرمانی، با اقتصاد لیبرال آرمانی با هیئتی از شهروندانی که رفتارهای شان انتظارات لیبرال ها را برآورده میکند میتواند به صورت منفی وجود داشته باشد.

همه تأکیدهایی که فرضاً بر نگرش منفی نسبت به دولت صورت میگیرد( مانند این که دولت را صرفاً یک نگهبان شب بدانیم)به ایجاد ابهام در یک واقعیت آشکار گرایش دارد:

اینکه لیبرالیسم به عنوان یک برنامه اصلاحی، همواره مجبور است با قدرت دولت تعامل داشته باشد. لیبرالیسم همواره کوشیده با قدرت دولت ارتباط برقرار کند، چون به هر حال همین قدرت دولتی کارگزار طرحهای لیبرالیسم برای ایجاد تحول و تغییر شکل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی جامعه است.

☀️نباید مغازله های دیرپای روشنگری را با مستبدین منورالفکر از یاد برد. هر نوع برنامه اصلاحی که امیدش به موفقیت واقعی باشد، برنامه تقویت دولت را تقریباً در صدر دستور کار سیاسی خود قرار می‌دهد:

قدرت دولت معادل قابلیت تغییر جهان است.

📖تاریخ اندیشه سیاسی غرب - جلد دوم، از روشنگری تا افول لیبرالیسم
✍️جان مکللند

@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

⛓‍💥رمانتی‌سیزم روستایی و ستیز با تجدد
صدای جیرجیرک این نوستالژی تهوع‌آور روستایی، برای من که روستا آمده‌ام واقعاً حال به هم‌زن است؛ وانگهی، جماعتی نشسته در کافه‌های تهران، قهوه فرانسه‌‌شان را نوش جان می‌کنند و برای «رنجِ عمیق و اصیل چوپانان کویر» های‌و‌هوی راه می‌اندازند.

شاهکار این فضاحت فکری هم کسی نیست جز محمود دولت‌آبادی که برایش قسم می‌خورند و کلاه از سر برمی‌دارند. پدیده‌ای به نام دولت‌آبادی یعنی گواه زنده و مجسم امتناع از تفکر در ایران و البته ستیز با تجدد است؛ نویسنده‌ای که تمام عمرش را صرف مالیدنِ روغنِ داغِ رمانتی‌سیزمِ عقب‌مانده‌ی روستایی روی زخمِ چرکینِ سنت کرده است.

برای این جریان، شهر، تجدد، سرمایه‌داری و فردگرایی مدرن حکمِ ابلیس را دارند و در عوض، گم شدن در لجن‌زار ایل و تبار، پدرسالاری، کودک همسری و تجاوز و بدبختی توأم با عطر پهنِ روستا همان «اصالتِ ازدست‌‌رفته» است که به خلق می‌اندازند.

وانگهی، که این مرثیه‌سرایان جهل، دقیقاً همان پاتوق‌نشینان اصلاح‌طلبی هستند که با یک عمر ماله‌کشی و توجیه‌‌گریِ ابتذال موجود، دست در دست همین سنت ضدتجدد گذاشته‌اند تا نگذارند این مملکت یک قدم به سمت عقلانیت مدرن بردارد. دولت‌آبادی در آثار خود این را ترویج می‌دهد که چطور با زبانی پرزرق‌وبرق و آهنگین، زانو بزنیم و پیشگاه جهل، تقدیرگرایی و نکبت حیات روستایی را ستایش کنیم؛ غافل از اینکه این شیفتگی مفرط به توده‌ی سنتی و کور، دقیقاً همان نقطه‌ی وصل این روشنفکران با تمام ارتجاع حاکم در ایران است.
بروید کلیدر و جای خالی سلوچتان را قاب بگیرید و روی پیشانی این اصلاح‌طلبان شیفته‌ی توجیه بچسبانید؛ تا وقتی این مملکت پر از این شیفتگان بدبختی و دشمنانِ تجدد است، نیازی به دشمن خارجی نداریم، خودِ همین ادبیات روستازده‌ توهمی برای بر باد دادن آینده‌ی چند نسل کافی‌ست.
آنچه ایران را در آینده می‌سازد زدودن فرهنگ تجدد ستیز از آن است و گرنه تا اطلاع ثانوی محمود دولت آبادی‌ها در پاچه مبارک ملت فرو رفته است.

اشکان زارع
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

جشن مهرگان، جشن مهر و روشنایی و یادگار کهن نیاکان ما، با پیروزی فریدون بر ضحاک و چیرگی نیکی بر بدی پیوند خورده است.

در روزگار ضحاک، خِرَد و هنر خوار می‌شود و جادو و نیرنگ ارج می‌یابد، دست دیوان به بدی دراز می‌شود و مغز جوانان، خوراک ماران ضحاک می‌گردد. تصویری از تاریکی و بیدادی که امروز در سیمای پلید جمهوری اسلامی نیز نمایان است.

در شاهنامه، ضحاک کشته نمی‌شود، بلکه در دماوندکوه به بند کشیده می‌شود. اما در روزگار ما، ضحاک زمانه، علی خامنه‌ای، سرانجام به زیر خاک کشیده شد.

این نخستین جشن مهرگان پس از هلاکت اوست که در دی‌ماه، ده‌ها هزار فرزند دلیر ایران را از ما گرفت. امسال، مهرگان را به یاد جاویدنامانی گرامی می‌داریم که در نبرد با ضحاک، جان خود را فدای ایران کردند، و در پاسداشت فرهنگ و هویت ملی ما که در سخت‌ترین روزهای تاریخ ایران، چراغ امید را روشن نگه داشته و نویدیخش پیروزی نور بر تاریکی بوده است.

از همه هم‌میهنان می‌خواهم در این آیین ملی، به دیدار خانواده‌های جاویدنامان میهن بروند و مهر، همدلی و قدردانی ملت را به آنان نشان دهند، خانواده‌هایی که عزیزترین‌های خود را در راه آزادی ایران از دست داده‌اند و یاد فرزندان‌شان، مشعل درخشان فردای ایران است.

پاینده ایران
رضا پهلوی

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

👑در ستایش فرح دیبا

به مناسبت زاد روز ایشان


  برای او از القابی چون ملکه ایران و یا فرح پهلوی استفاده نمیکنم در این نوشتار و در آن  تعمد دارم چون او خود مستقلا شخصیتی تاثیرگذار و نه خنثی در تاریخ معاصر ایران بوده است

این دانش آموخته فرانسه که همسر سوم شاهنشاه فقید بود در طول سالها حضور در کنار ایشان خدمات شایانی به فرهنگ این مرز و بوم داشت. سازمان های تحت ریاستش حتی زمینه ساز رشد و تعالی مخالفین پهلوی هم بود و هم اکنون هم بسیاری مخالفین از او به احترام یاد می کنند

بانو فرح از آن فرنگ رفته هایی بودند که هویت خویش را فراموش نکرده و عشق و مهر ایران و ایرانی به دل داشت. ایشان سالها پس از فوت شاه و در خارج از کشور هم همچنان هویت یک زن ایرانی و ملکه ایرانی را حفظ کرد

وفاداری او تنها به شوهر شاهنشاهش نبود بلکه همانگونه که در یک گفتگوی تلویزیونی گفتند به ایران وفادار ماند و به خود بعنوان مادر ایران زمین اجازه نداد که به این سرزمین خیانت کند

سالها جمهوری اسلامی داستان سرایی های کثیفی پیرامونش داشت اما عاقبت حقیقت بر همگان روشن شد که علاوه بر هوش، زیبایی، فرهنگ دوستی و ایران پرستی بسیار هم باوقار و باوفاست

۲۲ مهر ماه زاد روز فرح دیبا خجسته باد و به امید آنکه او را دوباره به زودی در سرزمینی که عاشق آن است و سهم بزرگی  در شکوفایی فرهنگ و تمدنش داشته ببینیم. مهربانو زاده مهری که الگوی مناسبی در این بی هویتی گسترده جهانی برای زن ایرانی میتواند باشد
📝 مهدی سلیمی
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🏵 این پست تبلیغاتی نیست، برای پیشرفت و رشد شماست، مجموعه ای از بهترین ها.🥳💯

{ کانال ها بادقت زیادی انتخاب شده است. } 🎅

با انتخاب کلید موردنظر، به جامعه دوستداران دانش، هنر، سینما و فلسفه بپیوندید.

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🥎زمانی که بچه بودم در جامعه‌ای زندگی می‌کردم که در آن عده‌ای از آدم‌ها - آدم‌های بی‌قدرت - اسیر دست عده‌ای دیگر بودند - آدم‌های قدرتمند.

همه پذیرفته بودند که عده‌ای هستند که می‌توان آن‌ها را از همه‌ی حقوقشان محروم کرد:
حق جابه‌جایی آزادانه، حق زندگی، و حتی حق دفن شدن آبرومندانه.

در این بخش از جهان که ما زندگی می‌کنیم، هر کسی شخصاً مزه‌ی این نوع عدالت اجتماعی، یا بهتر است بگویم بی‌عدالتی اجتماعی را چشیده است.



ایوان کلیما
■ روح پراگ؛ ص۱۱۵
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🪧جاناتان راوش (Jonathan Rauch) نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر ارشد در پژوهشگاه بروکینگز (Brookings Institution) و یکی از اندیشمندان برجستهٔ لیبرالیسم مدرن در آمریکا است. او مدافع سرسخت لیبرالیسم کلاسیک، آزادی بیان و مردم‌سالاری کثرت‌گرا به شمار می‌رود.

📚 آرای اصلی و تفکرات او درباره لیبرالیسم

۱. دانش‌پژوهی لیبرال و مفهوم «اپیستمولوژی لیبرال» (Liberal Epistemology)
مهم‌ترین اثر فکری راوش، کتاب پیش‌داوری مهربانانه (Kindly Inquisitors) و کتاب جدیدتر او مشروطه حقیقت (The Constitution of Knowledge) است. او معتقد است که لیبرالیسم تنها یک سیستم سیاسی یا اقتصادی نیست، بلکه یک روش شناختی برای یافتن حقیقت است.
⦁ هیچ‌کس حق ندارد ادعای مالکیت مطلق بر حقیقت داشته باشد.
⦁ هیچ‌کس از بازرسی و نقد معاف نیست.
راوش سیستم حقیقت‌یابی لیبرال (شامل علم، روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و دادگاه‌ها) را با بازار آزاد مقایسه می‌کند؛ مکانیزم غیرمتمرکزی که در آن ایده‌ها با هم رقابت می‌کنند و خطاها اصلاح می‌شوند.
۲. دفاع سرسختانه از آزادی بیان مطلق (ضد «فرهنگ لغو» و سانسور)
او مخالفت جدی با «گفتار درمانی» یا سانسور به عنوان راهکاری برای مقابله با توهین یا سخنان نژادپرستانه دارد. راوش باور دارد که بهترین پاسخ به سخن نادرست یا نادرست‌نما، سخن بیشتر و نقد مستدل است، نه بستن دهان مخالفان. او نگران سانسور از سوی هر دو طیف چپ (فرهنگ لغو یا Cancel Culture) و راست (اعتبارزدایی از نهادهای حقیقت‌یاب) است.

۳. نهادگرایی و دفاع از ساختار سیاسی متوازن
راوش یک لیبرال نهادگراست. او بر این باور است که جامعهٔ لیبرال بدون نهادهای واسطه (مانند احزاب سیاسی، مطبوعات و قوه قضاییه) دچار پوپولیسم و فرسایش می‌شود. از نظر او، فرسایش حزبی و تضعیف نخبگان سیاسی در آمریکا باعث رشد افراط‌گرایی شده است.

۴. پیوند حقوق فردی و هویت (تجربه شخصی)
راوش به‌عنوان یک فرد همجنس‌گرا و یهودی، از حقوق مدنی و اقلیت‌ها دفاع می‌کند، اما تفاوت او با فعالان رادیکال این است که حقوق اقلیت‌ها را نه از طریق «سیاست‌های هویتی» (Identity Politics)، بلکه از دل اصول لیبرالیسم کلاسیک و برابری حقوقی در برابر قانون استخراج می‌کند.
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

📈شاخص آزادی رسانه‌ها
این شاخص که توسط گزارشگران بدون مرز (RSF) تهیه می‌شود، وضعیت آزادی روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها را در کشورهای مختلف می‌سنجد.
از بین ۱۸۰ کشور ایران در جایگاه ۱۷۶ است. این جایگاه نشان‌دهندهٔ سرکوب شدید رسانه‌ها و فقدان آزادی بیان است.
🗞ایران، یکی از بزرگ‌ترین زندان‌های روزنامه‌نگاران در جهان نیز به شمار می‌رود.

@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

📽
🗺فیلم مستند "تخت‌جمشید" (پرسپولیس) ساخته‌ی "فریدون_رهنما" و محصول سال 1340، این نخستین فیلمِ این شاعر و فیلم‌ساز برجسته است که با نگاهی شاعرانه و تأمل‌برانگیز به تخت‌جمشید و میراث تاریخی ایران می‌پردازد. این مستند را می‌توان درآمدی بر نگاهِ فریدون رهنما به ایران، تاریخ و هویت ملی دانست، اثری که در آن تصاویرِ بناها و نشانه‌های تاریخی تنها به بازنمایی یک مکان باستانی محدود نمی‌شوند بلکه بستری برای تأمل درباره‌ی گذشته، فرهنگ و معنای هویت ایرانی فراهم می‌کنند.

🎥 این فیلم از آثار قابل‌توجه سینمای مستند ایران در دهه‌ی 40 است و بخشی از دغدغه‌های فکری و هنریِ فریدون رهنما را در نخستین تجربه‌ی فیلم‌سازی او آشکار می‌کند.

#مستند
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

‏سقوط شتابان ریال یعنی بی‌ارزش شدن دستمزدها، حقوق‌ها و مستمری‌ها، آب شدن پس‌انداز مردم و گران‌تر شدن زندگی روزمره. تورم نزدیک به ۹۰ درصد، مالیات پنهانی است که رژیم از دارندگان ریال می‌گیرد و به جیب کسانی می‌ریزد که پول را چاپ می‌کنند و زودتر خرج می‌کنند.

‏تورم مهار نمی‌شود، اما سیاست‌های شکست‌خورده‌ای مثل دلارپاشی تکرار می‌شوند که فقط ثروت خودی‌ها را زیاد می‌کنند. در چنین شرایطی که ریال به ریسک روزانه تبدیل شده، طبیعی است که مردم از آن فاصله بگیرند و به ارزهای باثبات روی بیاورند.

‏دلاری‌شدن اقتصاد و نابودی پول ملی نتیجهٔ مستقیم بی‌ثباتی دائمی، چاپ پول، فساد گسترده و سیاست‌های نابخردانهٔ این رژیم است. تا وقتی این ساختار سر کار است، اصلاح ممکن نیست و سقوط ادامه دارد.

@OfficialRezaPahlavi

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

📋چه‌طور می‌توانی درباره آزادی بنویسی وقتی نمی‌توانی آزادانه عمل کنی.

خیلی‌ها درباره‌ی آزادی صحبت می‌کنند و آن‌هایی که آزادی را از دیگران سلب می‌کنند با صدای بلندتر از آزادی می‌گویند.

روی سر در ورودی اردوگاه‌های کار اجباری دوران بچگی من نیز شعار آزادی نوشته شده است.




📗 عشق و زباله
✍ ایوان کلیما
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🌋مبانی فلسفی فاشیسم
 

 
"استبداد" واژه ای عام و در برگیرنده انواع حکومت های غیردموکراتیک است که می توانند موروثی باشند یا با توسل به زور به وجود آمده باشند که به آن ها "دیکتاتوری" می گوییم و اگر این استبداد و دیکتاتوری فردی باشد، موصوف به "خودکامگی" هم می شود.
اما اگر حکومتی درصدد کنترل تمام شئون شخصی و سبک زندگی مردم باشد، به حکومت های "توتالیتر یا تمامیت خواه" تبدیل می شود. در واقع نخستین بار موسولینی برای توصیف ایده خود از این واژه استفاده کرد.
 
⚔"جووانی جنتیله" فیلسوف طرفدار موسولینی و فاشیسم، متاثر از تئوری دولت هگل است که به دولت در مقابل فرد اصالت می دهد. هگل دولت را سایه خدا روی زمین می دانست. آرزوی غلبه روح ژرمنی آریایی بر جهان داشت و جنگ را خیری می دانست که باعث پالایش اخلاقی جامعه می شود.
 
 موسولینی از سوسیالیسم آغاز کرد ولی به فاشیسم رسید. او معتقد بود فرد باید فدای جمع شود. دولت کالبد روح ملت است و یک ملت همبسته یک ملت سرفراز و زنده است. چنین ملتی از جنگ زنده تر می شود و جنگ از یک مرد یک آفریننده می سازد چنان که زایمان از زن. این جمله از اوست که خون چرخ های تاریخ را به حرکت درمی آورد. او خود را متاثر از افکار ماریتنّی، (بنیانگزار فوتوریسم) می دانست ماریتنّی هم مدافع سرسخت فاشیسم شد.
 
بین الملل سوم، فاشیسم را وحشیانه و عریان ترین شکل سرمایه داری مالی تعریف می کرد، در حالی که فاشیسم بر پوپولیسم و خرده بورژوازی تکیه داشت. کمونیستها پس از این تحلیل، به غالب مخالفان خود انگ فاشیسم می چسباندند.
اما وبری ها (پیروان ماکس وبر نه خود او) فاشیسم را برآمدِ فئودالیسم و نظام اشرافی در مقابل سرمایه داری می دانستند.
 
به هر حال فاشیسم، ضدتجدد نبود. نهضتی پوپولیستی و جمع گرا بود که با فردانیت و دموکراسی و بازار آزاد مشکل داشت ولی از ابزارهای مدرن استفاده می کرد.
 فاشیسم نهضتی ایدئولوژیک بر مبنای ناسیونالیسمی افراطی بود و از این نظر بیشترین شباهت را با نازیسم داشت که رهبری کاریزماتیک (در ایتالیا با عنوان "دوچه" و در آلمان با نام "فوهرر") هدایتش می کرد. فاشیسم و نازیسم با بسیج ملی توانستند پیشرفت های مهمی در کشور ایجاد کنند
اما خشونت و خونریزی ابزار کارشان
بود و نباید کارنامه شان را به حساب فلاسفه بزرگی چون هگل و نیچه گذاشت. هگل و نیچه روحیات متفاوتی داشتند. در عین حال بعضی ایده هایشان پتانسیل تبدیل شدن به توتالیتریسم را داشت هیتلر خود را ابرمرد نیچه می دانست و موسولینی خود را نوک پیکان تکامل تلقی می کرد.
 
چنین نهضت هایی معمولاً در بستر هرج و مرج و ناتوانی حکومت ها از اداره کشور به وجود می آیند. در چنین شرایطی مردم امنیت را بر آزادی فردی ترجیح می دهند و راه را برای توتالیتاریانیسم باز می کنند.
 
📕منبع:
فوتوریسم، فرهنگ عاطفی
محمدامین مروتی

@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

To the people of Israel: I stand with you in grief, remembrance and solidarity on the third anniversary of October 7. We will never forget those murdered or the suffering of their families and the survivors.

The Islamic Republic that armed and supported Hamas is the same regime that keeps Iranians in chains. When Iran is free, we will hold all those involved in these crimes accountable. Both our peoples deserve freedom and security.

The bond between Iranians and Jews stretches back 2,500 years to Cyrus the Great. A free Iran will be a friend and partner to Israel. Lasting peace and stability for both our peoples will only come with the fall of the Islamic Republic.

Reza Pahlavi

@OfficialRezaPahlavi

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

📽 اصغر فرهادی، کارگردان ناقلا!


اصغر فرهادی از آن آدم‌های زرنگی‌ است که تا نفعی برای خودشان نبینند به هیچ قیمتی نم پس نمی‌دهند. خب اشکالی هم ندارد. زرنگی که بد نیست. ولی از یک جایی که بگذرد دیگر اسمش می‌شود یک چیز دیگر.

🎬کسانی که با فرهادی کار کرده‌اند و تجربهٔ معامله با او را دارند (منظورم صدالبته کیف‌کش‌ها و واسطه‌های رسانه‌ای نیست، آدم‌های صاحب وزن و اعتبار را می‌گویم) می‌دانند که اصغر آقا یک‌کمی شبیه کارگردان‌های ناقلاست. حالا کارگردان ناقلا کیست؟

کارگردان ناقلا کسی‌ است که می‌تواند هنگام تحقیق و فیلم‌برداری در زندان‌های ایران هیچ نکتهٔ منفی و تاریکی نبیند و زندان را شبیه خوابگاه دانشجویی نشان دهد، ولی ناگهان در سانفرانسیسکو نشانه‌های فقدان دموکراسی و بدرفتاری با زندانیان سیاه‌پوست چنان حالش را خراب کند که طاقت نیاورد و در ریودوژانیرو هرچه فریاد دارد بر سر آمریکا بکشد!

کارگردان ناقلا یادش می‌رود که تا وقتی تحویلش می‌گرفتند برای آکادمی اسکار پاپیون شیک‌وپیک می‌بست و بازو به بازوی نسوان یانکی می‌داد و با فرنگی‌ها میانهٔ خوبی داشت و فقدان دموکراسی هم زیاد اذیتش نمی‌کرد. ولی حالا که فیلم‌های اخیرش با ماتحت زمین خورده‌اند و کسی حوصلهٔ کپی‌های اروپایی دست دوم را ندارد کجا بهتر از وطن خود آدم؟ مگر اصغر آقا از ناقلاهای دیگری که تاریخ مصرف‌شان تمام شده و دست‌ازپا درازتر به آغوش وطن برگشته‌اند چیزی کم دارد؟ یعنی وسط این‌همه بریز و بپاش یک لقمه بودجه برای کارگردانی که در قلب آمریکای جنوبی به آمریکای جهان‌خوار بد و بیراه گفته پیدا نمی‌شود؟

حافظهٔ انتخابی کارگردان‌های ناقلا جوری عمل می‌کند که مثلاً همین حرف‌ها را در فصل جوایز جشنوارهٔ کن که از قضا وسط جنگ بود نمی‌توانست بگوید، چون آن زمان‌ها هنوز احتمال دریافت جایزه وجود داشت و فیلمش هم اکران خارجی داشت و هیچ ناقلایی نمی‌آید بی‌موقع دهنش را باز کند که نان خودش آجر شود. ولی الان که فیلم نفروخته و خارجی‌ها هم تحویلش نمی‌گیرند بهترین کار این است که یکهو بی‌دلیل و بی‌وقت دوتا تشر سر ترامپ بزند و وسط ذوق‌زدگی رسانه‌های حکومتی به داخلی‌ها گرا بدهد که «آقا ما در دسترسیم، مظنه بدهید که برویم پای معامله» و خب هیچ‌جا هم که خانهٔ خود آدم نمی‌شود.

نوش جان‌تان، بخورید و بیاشامید ولی انصافاً این‌قدر وسط‌بازی و دوسره بار زدن حال خودتان را بد نمی‌کند؟ مثل شترمرغ ضرب‌المثل که وقتی می‌گویی از وضعیت مردم خودت بگو جواب می‌دهد «من آدم سیاسی نیستم»، ولی به وقتش، در مورد غزه و‌ زندان‌های آمریکا ناگهان دماسنج سیاسی‌اش داغ می‌کند و یادش می‌آید که دموکراسی آمریکایی دروغ است! ای ناقلا...
شاهین شجری

@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🧰جعبه ابزار اخلاق پیروز میدان مبارزه با اخلاق ستیزی نیچه🧨


برای مثال دان مک‌نیون (Don MacNiven) در کتاب اخلاق خلاق: درآمدی بر اخلاق نظری و عملی (Creative Morality)، با نقد نگاه‌های تک‌بعدی و جزم‌گرایانه به نظریه‌های اخلاقی، رویکردی تلفیقی و تکثرگرایانه (Pluralistic) را پیشنهاد می‌کند. در دیدگاه او، سیستم‌های اخلاقی سنتی مانند فایده‌گرایی (Utilitarianism - تمرکز بر پیامدها و پیامدگرایی) و اخلاق وظیفه‌گرا (Kantianism/Deontology - تمرکز بر اصول، حقوق و تکالیف مطلق) هرکدام به تنهایی ناتوان از حل تمام بزنگاه‌ها و دوراهی‌های پیچیدهٔ جهان مدرن هستند.

نگاه «جعبه‌ابزاری» به نظریه‌های اخلاقی به این معناست که نظریه‌های گوناگون نباید به عنوان آیین‌های جزم‌اندیش و متعصبانه در رقابت با یکدیگر دیده شوند، بلکه باید به عنوان ابزارهای تحلیل و تصمیم‌گیری در یک جعبه‌ابزار جامع اخلاقی تلقی گردند.

چگونگی کمک نگاه جعبه‌ابزاری به اخلاقی بودن

⦁ عبور از تعصب نظری و یک‌جانبه‌گرایی:
اگر صرفاً فایده‌گرا باشیم، ممکن است حقوق یک اقلیت کوچک را به خاطر «بیشترین سود برای بیشترین تعداد» فدا کنیم. از سوی دیگر، اگر صرفاً وظیفه‌گرای مطلق باشیم، ممکن است با پایبندی سخت‌گیرانه به یک قاعده (مثلاً راستگویی)، باعث یک فاجعهٔ انسانی شویم. نگاه جعبه‌‌ابزاری اجازه می‌دهد از نقاط قوت هر دو رویکرد بهره ببریم و نقاط ضعف آن‌ها را پوشش دهیم.
⦁ پرورش خلاقیت اخلاقی (Moral Creativity):
مک‌نیون معتقد است مسائل اخلاقی معاصر (مانند زیست‌اخلاق، محیط‌زیست، و فناوری) ابعاد چندوجهی دارند. «خلاقیت» در اخلاق یعنی فرد به جای حفظ و اجرای کلمه‌به‌کلمهٔ فرمول‌های قدیمی، توانایی ترکیب، جابه‌جایی و به‌کارگیری ابزارهای مناسب را متناسب با مختصات هر مسأله داشته باشد.
⦁ موقعیت‌سنجی و انعطاف‌پذیری هوشمندانه:
همان‌طور که یک مکانیک برای باز کردن هر پیچ از آچار مخصوص خودش استفاده می‌کند، عامل اخلاقی نیز باید تشخیص دهد که در یک وضعیت خاص:
⦁ آیا ارزیابی پیامدها و سود/زیان (ابزار فایده‌گرایی) اولویت دارد؟
⦁ یا احترام به کرامت انسانی و رعایت حقوق اساسی (ابزار وظیفه‌گرایی) خطر قرمز است؟
⦁ ارائهٔ مدلِ سنتر (مفهوم سنتز و تعادل):
🧲این دیدگاه اخلاق را از یک مجموعه «دستورالعمل‌های صلب و ایستا» به یک «فرایند پویای حل مسئله» تبدیل می‌کند. در این چارچوب، وظیفه‌گرایی چارچوب و اصول اخلاقی (حدود و مرزها) را تعیین می‌کند و فایده‌گرایی به ارزیابی نتایج عملی عملیات در داخل آن چارچوب می‌پردازد.
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🎈چپ هرگز نفهمید
از کجا امد؟


کامبیز افلاکی
@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

مغالطه‌ی برون‌سپاری: چرا نباید مسئولیت اندیشیدن را به دیگران واگذار کنیم؟

The Fallacy of Outsourcing



مغالطه‌ی برون‌سپاری زمانی اتفاق می‌افتد که فرد به‌جای اینکه خودش درباره‌ی یک موضوع یا یک مسئله بیندیشد، قضاوت کند و تصمیم بگیرد؛ مسئولیت تفکر، قضاوت و تصمیم‌گیری را به شخص، گروه یا مرجعی دیگر واگذار کند و نتیجه را بدون بررسی کافی بپذیرد.

ساختار منطقی مغالطه‌ی برون‌سپاری:

«من نمی‌دانم. او می‌داند. پس لازم نیست خودم بررسی کنم.» برای مثال: «چون استاد گفته است، حتماً درست است.» یا «چون فلان سیاستمدار یا سلبریتی گفته است، پس باید درست باشد.»

نکته‌ی مهم این است که استفاده از تخصص دیگران ذاتاً مغالطه نیست. ما ناگزیریم بسیاری از مسائل و مشکلاتمان را به کمک دیگران حل کنیم. مغالطه زمانی روی می‌دهد که اعتماد بیش‌ازحد به دیگران جایگزین مسئولیت شخصی برای ارزیابی شواهد و استدلال شود.

✅ تفاوت مغالطه‌ی برون‌سپاری و مغالطه‌ی توسل به مرجع¹

«مغالطه‌ی توسل به مرجع شکلی از استدلال است که در آن نظر یک مرجع را درباره‌ی موضوعی خاص به‌عنوان شاهدی در دفاع از ادعایمان به کار می‌گیریم. درواقع، این مغالطه زمانی اتفاق می‌افتد که شخص ادعایش را براساس مرجعی که آن را تأیید می‌کند ارائه می‌کند. مثال: خواهرشوهرم که معلم است می‌گوید: این مدرسه جایی نیست که بخواهم فرزندم را برای تحصیل بفرستم.»²

مغالطه‌ی برون‌سپاری دامنه‌ی وسیع‌تری دارد. در این مغالطه فرد می‌گوید: «من مسئولیت فکر کردن درباره‌ی این موضوع یا مسئله را به فلان شخص واگذار می‌کنم.» بنابراین، این مغالطه می‌تواند شامل برون‌سپاری فرایند تفکر، قضاوت، تصمیم‌گیری و حتی مسئولیت اخلاقی باشد.

مغالطه‌ی توسل به مرجع درباره‌ی نحوه‌ی استفاده از جایگاه یا تخصص یک مرجع به‌جای دلیل است؛ اما مغالطه‌ی برون‌سپاری تفکر درباره‌ی تفویض فرایند قضاوت و تصمیم‌گیری‌ست.

خلاصه، در مغالطه‌ی توسل به مرجع فرد استدلال می‌کند: «چون فلانی گفته است، پس ادعا درست است.» اما در مغالطه‌ی برون‌سپاری فرد ادعا می‌کند: «چون فلانی می‌داند، دیگر لازم نیست خودم درباره‌ی موضوع بیندیشم.»

❓چگونه مغالطه‌ی برون‌سپاری را مدیریت کنیم؟

هدف مدیریت مغالطه‌ی برون‌سپاری این نیست که به دیگران اعتماد نکنیم و از تخصصشان استفاده نکنیم؛ هدف این است که مسئولیت تفکر را به آنها واگذار نکنیم. برای مدیریت این مغالطه این مراحل را طی کنید‌.

۱. مکث کنید. وقتی شما می‌گویید: «فلانی گفته، پس حتماً درست است.»‌، توقف کنید و میان «شنیدن» و «پذیرفتن» فاصله‌ای کوتاه ایجاد کنید.

۲. شخص را از ادعایش جدا کنید. به‌جای اینکه فقط سؤال کنید: «چه کسی این را گفته است؟» بپرسید: «چه دلیلی برای درست بودن این ادعا وجود دارد؟» اعتبار گوینده و اعتبار ادعا یکسان نیستند.

۳. مسئولیت را از مرجع جدا کنید.
از خودتان سوال کنید: «این شخص می‌تواند به من کمک کند؛ اما آیا می‌تواند به‌جای من بیندیشد؟» متخصص می‌تواند منبع اطلاعات و راهنمای تصمیم باشد، نه لزوماً جایگزین قضاوت شخصی.

۴. دامنه‌ی تخصص فرد را بررسی کنید.
متخصص بودن در یک حوزه به معنای متخصص بودن در همه‌ی حوزه‌ها نیست.
پزشک ممکن است در رشته‌ی خاصی از پزشکی متخصص باشد؛ این تخصص به‌خودی‌خود او را در اقتصاد، تاریخ، سیاست، فلسفه یا هر موضوع دیگری متخصص نمی‌کند.

۵. شواهد مستقل پیدا کنید. در موضوعات مهم به یک منبع اکتفا نکنید. شواهد، دیدگاه‌های تخصصی و منابع مستقل را با یکدیگر مقایسه کنید؛ به‌خصوص زمانی که تصمیم پیامدهای جدی دارد.

۶. عدم قطعیت را تحمل کنید. بعد از شنیدن نظر متخصص، لازم نیست فوراً به قطعیت برسید. گاهی واکنش نقادانه این است: «فعلاً شواهد به نفع این دیدگاه است، اما هنوز نمی‌توانم با قطعیت درباره‌ی آن داوری کنم.» توانایی تحمل ابهام و عدم قطعیت یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های تفکر نقادانه است.

۷. خودتان مالک تصمیم نهایی شوید.
حتی اگر از متخصص کمک گرفته‌اید، در نهایت بپرسید: «آیا خودم فهمیده‌ام چرا باید این نتیجه را بپذیرم؟» البته، این بدین معنا نیست که خیال کنید می‌توانید شخصاً به‌جای متخصص تصمیم بگیرید.

تفکر نقادانه به ما می‌آموزد از عقل دیگران استفاده کنیم، اما مسئولیت اندیشیدن را به آنها واگذار نکنیم. به‌عبارت‌دیگر، از متخصصان کمک بگیریم؛ اما مسئولیت فرایند فکر کردن را به آنها واگذار نکنیم. بنابراین، تفکر نقادانه نمی‌گوید: «به هیچ‌کس اعتماد نکنید.»؛ تفکر نقادانه می‌گوید: «مسئولیت تفکر خودتان را به هیچ‌کس واگذار نکنید‌.»

1. Appeal to Authority

۲. خانواده‌ی خردمند: چگونه در خانواده نقادانه بیندیشیم (ص. ۲۶۲)

آموزش تفکر نقادانه
📝 محمدرضا سلیمی

@cafe_andishe95

Читать полностью…

لیبراسیون/لیبرالیسم

🎯آین رند درباره نیچه



با تدوین فلسفهٔ آبجکتیویسم، رند خط‌‌مشی خود را کاملاً از نیچه جدا کرد و او را متفکری زیان‌بار دانست. نقدهای اصلی او به نیچه شامل موارد زیر است:

⦁ عقل‌گرایی در برابر اراده‌گرایی (Rationalism vs. Voluntarism):
  ⦁ رند عقل (Reason) و منطق را تنها ابزار انسان برای شناخت واقعیت و تنها راهنمای اخلاقی می‌دانست.
  ⦁ نیچه عقل را فرعی می‌دید و بر «ارادهٔ معطوف به قدرت»، غرایز و امیال غیرعقلانی تأکید می‌کرد. رند نیچه را به خاطر بی‌اعتنایی به عقل و پناه بردن به احساسات و غریزه نقد می‌کرد.
⦁ واقع‌گرایی در برابر ذهن‌گرایی و نسبی‌گرایی:
  ⦁ رند به واقعیت عینی و مطلق اعتقاد داشت (واقعیت، واقعیت است؛ فارغ از ذهن ما).
  ⦁ نیچه به «چشم‌اندازباوری» (Perspectivism) و نسبی‌گرایی اعتقاد داشت و حقیقت مطلق را نفی می‌کرد. رند این دیدگاه نیچه را نوعی «پوچ‌گرایی» (Nihilism) و ضدیت با واقعیت می‌دانست.
⦁ اخلاق و مفهوم قدرت:
  ⦁ رند قدرت واقعی انسان را در «تولید»، «عقلانیت» و «استقلال فکری» می‌دید. از نظر او، انسان برتر کسی است که بر پایهٔ مبادلهٔ پایاپای و احترام به حقوق دیگران زندگی می‌کند و نیازی به تسلط بر دیگران ندارد.
  ⦁ رند نیچه را متهم می‌کرد که قدرت را در «تسلط بر دیگران» و زورگویی می‌بیند. او نیچه را مروج نوعی «کودک‌صفت بودن ذهن‌گرایانه» می‌دانست که به جای تولید، به دنبال فرادستی است.
📚 جمع‌بندی
آین رند در مقدمهٔ چاپ دوم رمان سرچشمه (The Fountainhead) رسماً هرگونه وابستگی فلسفی به نیچه را تکذیب کرد و نوشتن یکی از سرلوحه‌های نیچه‌ای در نسخهٔ اولیه کتابش را یک اشتباه جوانانه خواند.

از نظر رند، نیچه شور و شوق درستی برای «عظمت انسان» و «فردگرایی» داشت، اما چون عقل، منطق و واقعیت عینی را نفی کرد، پیروزی فردگرایی را غیرممکن ساخت و نتوانست جایگزین درستی برای اخلاق جمع‌‌گرایانه ارائه دهد.

@cafe_andishe95

Читать полностью…
Subscribe to a channel