3737
همراه با پژوهشگران زبان فارسی سروش: cheshmcheragh اینستاگرام: _cheshmocheragh_ فیسبوک: Persian Terminology توییتر: persiantermino1 ایتا: cheshmocheragh2
🍝#آشپزی
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺🍉 شب چله/ شب یلدا
#مرتضی_احمدی (۱۰ آبان ۱۳۰۳ – ۳۰ آذر ۱۳۹۳)
#ایران_بین
#تکه_فیلم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
☕️ #کافه_واژه_ها
🔴 اعضای گروه واژهگزینی #علوم_و_فناوری_غذا، شاخۀ #قهوه_پژوهی فرهنگستان زبان و ادب فارسی: هژیر امینالهی، صفا صالحی، دکتر مهران صولتی هشجین، رضا کوثر، محمدحسین (صفا) هراتیان
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🎺 #موسیقی
استاد #حسینعلی_ملاح (۴ تیر ۱۳۰۰–۲۷ تیر ۱۳۷۱)
#واژه
#شاهنامه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
💢دفتر ارتباط فرهنگستان با دانشگاه خوارزمی با همکاری فرهنگستان زبان و ادب فارسی و معاونت پژوهشی دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خوارزمی برگزار میکند💢
💢کارگاه واژه گزینی در زبان فارسی؛
چرا و چگونه؟
💢محمود ظریف
پژوهشگر ارشد گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
⏰یکشنبه ۷ دی ۱۴۰۴ ساعت: ۱۰:۰۰
🏛️کرج، حصارک، دانشگاه خوارزمی ، دانشکدهٔ ادبیات، طبقهٔ سوم، تالار شهید طاهری
⭕️ شرکت برای عموم علاقهمندان آزاد و رایگان است.
/channel/khuapll
با دریغ و اندوه درگذشت استاد کامران فانی، نویسنده، مترجم، کتابدار، دانشنامهنگار و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی، را به آگاهی میرساند.
استاد فانی، زادهٔ ۲۶ فروردین ۱۳۲۳ بود و در پی دورهای بیماری امروز شنبه، ۲۲ آذرماه ۱۴۰۴ جان به جانآفرین سپرد.
وی ۱۴ مهرماه ۱۳۸۲ به عضویت پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد.
روابطعمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی با تسلیت درگذشت این دانشمند نامدار و شخصیت برجستهٔ ادبی و فرهنگی، برای ایشان آمرزش و آرامش روان آرزو میکند.
روابطعمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
@theapll
برنامههای هفتۀ پژوهش فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۲۲ تا ۲۹ آذر ۱۴۰۴)
حضور در برنامههای هفتهٔ پژوهش برای علاقهمندان آزاد است.
@theapll
⛹🏻♂️ #بازی
دکتر #صادق_کیا (۲۵ اردیبهشت ۱۲۹۹ – ۱۰ اسفند ۱۳۸۰)
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🏢 برابرهای مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای «کمپین»
🎤 #محمود_ظریف (در تصویر نادرست نوشته شده)، پژوهشگر ارشد گروه واژهگزینی فرهنگستان
#تکه_فیلم
#فارسی_بان (۵ فروردین ۱۴۰۱)
گروه واژهگزینی #عمومی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🏢چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی
فراگیرسازی: inclusion، (مترادف: آموزش فراگیر: inclusive education)
آموزش کودکان عادی و کودکان کمتوان با نیازهای ویژه در مدارس عادی در کنار یکدیگر و فراهمسازی خدمات و حمایتهای ویژه و ضروری برای آنها
پیوستار کمتوانی هوشی: intellectual disability continuum
پیوستاری که همۀ افراد را با کمتوانی هوشی و هر میزان هوشبهری شامل میشود
کارکرد هوشی: intellectual function(ing)/ intellectual operation
توانایی ذهنی عمومی برای استدلال و مشکلگشایی و تفکر انتزاعی و درک مفاهیم پیچیده و طراحی و یادگیری سریع و یادگیری تجربی
گروه بینارشتهای: interdisciplinary team
گروهی شامل شماری از متخصصان رشتههای گوناگون که در کنار یکدیگر و در عین حال بهطور مستقل با کودکان کمتوان دارای نیاز ویژه کار میکنند و در نتیجۀ به اشتراکگذاری اطلاعات و طراحیِ مشترک توصیههای آموزشی مشخص ارائه میکنند
برچسبزنی: labeling
دستهبندی یا طبقهبندی کودکان براساس نوع کمتوانی آنها که بهدلیل تبعات سوء احتمالی یا انگزنی، ضمن دارا بودن پارهای از مزایای حمایتی، مشکلآفرین است
تیزهوشی: giftedness
برخورداری از هوشی بسیار بالاتر از هوش همسالان که معمولاً در خردسالی آشکار میشود
🔴 اعضای گروه واژهگزینی #روان_شناسی، شاخۀ #کودکان_استثنایی، در فرهنگستان زبان و ادب فارسی: دکتر امیرعباس ابراهیمی، دکتر عباسعلی خانزاده، دکتر حمید علیزاده، دکتر مجید یوسفی لویه
#واژه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🎂 زادروز دکتر #ژاله_آموزگار، عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
در دورهٔ ساسانی اصطلاح «آفرین» شاید برای اظهار تبریک رایج بوده است. اصطلاح «دعا» و «تهنیه» به نظر میآید که ترجمهٔ آفرین باشد. قدیمیترین سند دربارهٔ جشن تولد در ایران به هرودوت برمیگردد. بنابر گفتهٔ او، ایرانیان زادروزهای خود را با جشنهای باشکوه، قربانی کردن حیوان، و دادن غذا برگزار میکردند. باشکوهترین ضیافت در کاخ سلطنتی در دورهٔ هخامنشیان در زادروز پادشاه بود. تنها روزی در سال که پادشاه سر خود را با صابون میشست و به پخش کردن هدایا میپرداخت. در دورهٔ ساسانیان هم احتمالاً جشن زادروز برگزار میشد، اما سندی در این مورد در دست نداریم. در #شاهنامه اشارتی به مراسم تبریکگویی در موقع تولد هست؛ مثلاً شادمانی بسیار به هنگام تولد رستم و فرستادن نامهٔ شادباش سام به زال، یا شادباش موبد به فریدون به هنگام تولد منوچهر. این موارد را میتوان بازتابی از انجام این مراسم در دورهٔ ساسانی دانست.
ژاله آموزگار، مقالهٔ «تبریک: شادباش»، مجلۀ بخارا، آذر و اسفند ۱۳۸۳، شمارهٔ ۳۹ و ۴۰، ص ۸۲.
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🎺 سُرنا
سرنا، مخفف «سورنای»، از دو بخش «سور» (جشن) و «نای» (نی) تشکیل شده و بهمعنی نایی است که در جشن و سرور نواخته میشود. سرناهای اولیه از شاخ حیوانات ساخته میشدند و در گذر زمان تکامل پیدا کردند. این ساز نیز، مانند دیگر سازهای بادی، از نخستین ساختههای بشر محسوب میشود و در بیشتر نقاط جهان مشابه آن یافت شده است. صدای سرنا دو هنگام (اُکتاو) است که به شیوۀ «دَمکش» یا «نفسبرگردان» اجرا میشود. ماهیت صدای سرنا نشاطآور و شادیآفرین است و نوعی شیطنت در آن به چشم میخورَد. در مراسم عزاداریای که برای جوانان گرفته میشود نیز از سرنا استفاده میشود.
برگرفته از: مجتبی راستی (مدرس و پژوهشگر حوزۀ موسیقی)، مقالۀ «ایلآوا (بررسی اجمالی موسیقی در بختیاری)»، در: نامۀ سروشیار، تهران: نشر ادبیات، ۱۴۰۱، ص ۱۴۱۵.
⬅️ کرنا
#موسیقی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🌡«دمابان» (در برابر فلاسک: flask) سالهاست که زمینهساز خندههای زورکی است. ببینیم آیا این برابرگذاری تنها در زبان ما مسخره است یا در زبانهای دیگری هم ممکن است استعداد پیشرفت (!) داشته باشد.
فلاسک انگلیسی، از ریشهای نامشخص، احتمالاً لاتین، بهمعنی «بشکه» و «ظرف» است. برخی نیز آن را از ریشۀ ژرمنی (Germanic) دانستهاند که در آن صورت معنی «پوشش بطری بافتهشده از کاه» را میدهد. در زبان عربی هم آن را «کظیمة» نامیدهاند که از ریشۀ «کظم» بهمعنی «بروز ندادن» و «نگهداشتن» و «فروخوردن» است. حتی در مواردی برابر «قارورة» برای آن بهکار رفته است، بهمعنای «شیشه»، «ظرف» و «بطری». در زبانهایی مانند روسی، ایتالیایی، ترکی، و اردو نیز، با تلفظها و نگارشهای مختلف، از وامواژۀ Thermos (در اصلْ نام ویژند) استفاده شده که معنی «گرما» و «حرارت» دارد (حالآنکه «دمابان» گزینهای دقیقتر است). پس، اگر بنا بر تمسخر باشد، این واژهها هم میتوانند زمینهساز این منظور باشند و اگر آنها مضحک نیستند دلیلی برای مسخره بودن واژۀ فارسی هم نیست.
پسوند «-بان» در «دمابان» نمایانگر معنای «حفاظت»، «نگاهبانی» و «پایش»، و «مهارکردن» است؛ مثل «بادبان» (که برای مهار باد استفاده میشود)، «گرمابان» (به دو معنای گرمابه و استاد حمامی، برای حفاظت از گرمای حمام و ادارۀ امور حمام)، و «سایهبان» (برای حفاظت در برابر آفتاب). کار «دمابان» نیز حفظ دمای مواد درون خود است.
تصور کنیم که اگر سالها پیش، بدون اینکه نامی از فرهنگستان برده شود، این واژه را در تبلیغات تلویزیون یا بر روی تابلوهای تبلیغاتی سطح شهر میدیدیم، آیا بازهم به نظرمان خندهدار بود یا مشکل ما تنها عنوان «فرهنگستان» است؟
✍🏻 سمانه ملکخانی
#نوواژه_ستیزی
#شوخی_با_فرهنگستان
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
زبانهای یونانی و مغولی بیگانه بودند و بیگانه ماندند و بااینکه کلماتی در زبان ما باقی گذاشتند سرانجام مستهلک شدند و رفتند. علت اساسی نفوذ آنها علت نظامی و سیاسی بود؛ ولی در موضوع عربی علت این است که ایرانیان دین اسلام را پذیرفتند و نهتنها زبان عربی را آموختند، بلکه دانشمندان ایرانی، که شمارۀ آنها به صد تا میرسد، در آن زمان تألیفات کردند و برخی دانشمندان ردیف اول در موضوعهای اسلامی، مانند تفسیر و فقه و حدیث و صرف و نحو عربی، حتی شعر، ایرانیان بودند... . لغات عربی را، که به زبان فارسی وارد شدند، میتوان بر دو بخش تقسیم کرد: لغاتی که نامأنوس بودند و نامأنوس ماندند، بااینکه در کتبی مانند مرزباننامه، تاریخ وصاف، گلستان، و قصاید خاقانی بهکار رفتند، و لغاتی که پذیرفته شدند و در نظم و نثر ما جا کردند و جزو لغات زبان ما شدند... و امروز خارج کردن آنها در حکم اعدام زبان ادبی فارسی است و سخن واهی و زیانبخش است... و باید هزارها دیوان و کتب نظم و نثر و تاریخ علوم و گلستان و بوستان و مثنوی را توی خاکروبه بریزیم... این هرگز مانع آن نمیشود که بتوانیم لغات اصیل فارسی سره را از لابهلای نظم و نثر فارسی از فرهنگها بهدرآوریم و استعمال آنها را توسعه بخشیم.
برگرفته از: #صادق_رضازاده_شفق، مقالۀ «فارسی و نفوذ لغات بیگانه»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، ش ۷، ۱۳۵۰، ص ۷۷ و ۷۸.
#گزین_گویه
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
مرداد
افتادن فتحه از آغاز کلمات، مخصوصاً اگر آن فتحه یک هجای مستقل را بسازد، بعد از تبدیل آن فتحه به یک مصوّت کوتاهِ ربوده، در زبان فارسی در اواخر دورهٔ ساسانی و اوایل دورهٔ اسلامی (اگر علیالعجاله اختلافات گویشی را کنار بگذاریم) تحولی آوایی است و ارتباطی با مسائل صرفی (مورفولوژیک) ندارد. به همین سبب فرقی نمیکند که بلحاظ قواعدِ صرفیِ تاریخی آن فتحه تکواژ مستقل باشد (مانند a ادات نفی)، جزئی از ادات ان نفی باشد، یا جزئی از یک کلمهٔ بسیط یا بسیطشده؛ در هر حال حذف میشود. از این جاست که مثلاً اناب بدل به ناب شده و انوش بدل به نوش (مگر در بعضی کاربردهای "فرمولی")، و با آنکه ادات نفی ان با این حذف عملاً از بین میرود، چیزی مانع از حذف نشده؛ و از همین جاست که ابیدا به معنای گم و ناپیدا بدل به ویدا شده (رجوع فرمایند به لغت فرس) و حذف ادات نفی از آن باعث نشده که معنای ویدا به ضد آن تغییر کند. تکرار کنیم: مسأله آوایی است نه صرفی. این چیزی است که در این یادداشتها چندین بار بیهوده تکرار شده.
همین در مورد امرداد هم صادق است. افتادن فتحه از آغاز این کلمه نیز البته تحولی آوایی است و به این معنی نیست که معنای امرداد با حذف فتحه تبدیل به مرگ و ناپایداری زندگی میشود. وقتی در زبان فارسی دری تکواژ نفی a وجود نداشته باشد، دیگر سخن گفتن از حذف یا اثبات آن معنی ندارد. این امری است بداهةً روشن و بینیاز از استدلال. اما آنچه دربارهٔ امرداد و مرداد در افواه افتاده افسانهای است که از نیمهٔ اول قرن چهاردهم شمسی بعضی ساختهاند و چون در بین زردشتیان تلفظ امرداد هنوز گویا کاربرد داشته، کسانی مانند ارباب کیخسرو و نورسیدگان کمآشنا با زبان فارسی و زبانهای پیش از اسلام زنده کردن کلمهٔ مردهٔ امرداد و از رواج انداختن مرداد را ضروری یافتهاند و با آنکه بعضی استادان از همان زمان مهمل و بیمعنی بودن این سخن را دریافته بودهاند، پند آنان در عوام مؤثر نشده و بازگویی این افسانه ادامه یافته است. چند وقت قبل در همین فضای مجازی دیدم که آقای دکتر کامران کشیری به زبانی روشن نادرستی این پندار را معلوم کرده و در شیرفهم کردن مطلب به زبان ساده هنرمندی نموده، ولی گروهی مقصود روشن، روشنتر از آب، او را درنیافتهاند و اشکالهای خنک کردهاند.
من چون در روشن نوشتن مهارتی ندارم، پاسخی دشوارفهمتر به پندار سازندگان کلمهٔ امرداد در دوران معاصر میدهم.
عوام تصور میکنند که اگر امرداد به معنای جاودانگی است، پس مردادی هم وجود داشته که معنای مرگ یا میرایی داشته یا اگر در زبان اوستایی امرتات (خود از اصل امرتَتات) به معنای جاودانگی بوده، پس فرض مرتات (خود از اصل مرتَتات) به معنای مرگ نیز بیاشکال است. واقع آن است که این تصور naïve، گرچه به ظاهر معقول مینماید، بکلی نادرست است: ملاک اول در شناخت لغت استعمال آن است نه امکان فرض آن.
در زبان هندیوایرانی معادلِ صفتِ ņ-mrto هندیواروپایی به معنای زنده amrta بوده است. اسم معنای (abstract noun) معادلِ این صفت در هندی باستان amrta-tva است و در اوستایی amrta-tāt و در یونانی ambrosia، همه به معنای زندگی و نامردن. در هندیواروپایی یک اسم خنثای ņ-mrto نیز وجود داشته که اثرش در هندی باستان به صورت amrta به معنای زندگی بازمانده و در اوستایی به صورت aməša (در موارد نادر؛ مقصود این جا صفت معروف aməša نیست) به همان معنی. این را میتوان با ambrosios یونانی سنجید.
حال مسأله این جاست: با آنکه اسم معنای (abstract noun) معادلِ صفتِ amrta (به معنای زنده) در هندی باستان amrta-tva و در ایرانی باستان amrta-tāt بوده است، اسم معنایِ معادلِ ضدِ آن، یعنی صفتِ mrta (به معنای مرده)، در هندی باستان mrtyu و در ایرانی باستان mrþyu (برابر با mršyu در فارسی باستان)، هر دو به معنای مرگ، بوده است. پس mrta-tāt هیچ گاه وجود نداشته که معنایش مرگ باشد یا نباشد؛ در هیچ جا، نه در اوستایی نه در فارسی باستان و نه در سنسکریت، این کلمه وجود نداشته و سخن گفتن دربارهٔ آن سخن گفتن دربارهٔ امری عدمی است.
علم لغت هیچ علم مهمی نیست. ولی این امر بیاهمّیّت نیز برای خود اصول و گاه ظرایفی دارد. ظرایف دیگری هم در مورد این کلمه هست که طالبانش میتوانند رجوع فرمایند به رسالهٔ معروف استاد پاول تیمه با عنوان:
Studien zur indogermanischen Wortkunde und Religionsgeschichte.
با عرض پوزش از همراهان گرانقدری که پیگیر برگزاری «کارگاه واژهگزینی؛ چرا و چگونه؟» بودند، اعلام میدارد این برنامه به تعویق افتاده است و زمان برگزاری آن اعلام خواهد شد.
Читать полностью…
📺 دربارۀ پهپاد، شهپاد و زهپاد
🎤 #محمود_ظریف، پژوهشگر ارشد گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
#تکه_فیلم
#فارسی_بان (۴ شهریور ۱۴۰۰)
گروه واژهگزینی #علوم_نظامی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 عروسی قاجاری از زبان عالیهخانم شیرازی
📗منبع: چادر کردیم رفتیم تماشا؛ سفرنامۀ عالیهخانم شیرازی، ویراستار: زهره ترابی، نشر اطراف، ۱۳۹۷.
#ایران_بین (۳)
#تکه_فیلم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🔍📚 به مناسبت روز پژوهش
#واژه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 فرهنگستان و شوخیها و انتقادها
🎤 #نسرین_پرویزی، معاون گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
#تکه_فیلم
#فارسی_بان (۶ آذر ۱۴۰۰)
#شوخی_با_فرهنگستان
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
#نشست
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 استانبول از زبان عمادالسلطنۀ قاجار
📗منبع: علی اکبر شیروانی، قهوۀ استانبول نیکو میسوزد؛ استانبول به روایت مسافران دورۀ قاجار، نشر اطراف، ۱۳۹۶.
#ایران_بین (۲)
#تکه_فیلم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🕯واژۀ فارسی «سو» در عبارتهایی مانند «سوی چراغ»، «کورسوی امید»، «سوسو زدن» و «سوی چشم» در اصل به معنی «نور» است و در زبان اوستایی هم بهصورتهای -sūka و -saoča نمونههای فراوان دارد. اوستایی زبانی است که مجموعهآثار مقدس زردشتیان در دورۀ باستان به آن زبان بوده است. این واژه در اصل از ریشۀ ایرانی باستان -suč* به معنی «سوختن» آمده. خود واژههای «سوختن» و «سوز» هم از همین ریشهاند. این ریشۀ فعلی ایرانی باستان از ریشۀ هندواروپایی -k̑euk* بهمعنی «سوختن» ، «درخشیدن» بر جای مانده. نور محصول «سوختن» آتش است و بهسادگی میتوان انتظار داشت که این ریشه و مشتقهایش معنی «نور» هم داشته باشند. همانطور که در هندی باستان نیز -śukra که از همین ریشه است معنی «روشن»، «درخشان» و «سفید» داشته. این لغت هندی باستان همانی است که در اوستایی بهصورت -suxra آمده. مفهومهای «سفیدی» و «روشنی» فاصلهای از هم ندارند و هندیها از همین طریق -śukra را در معنی «سفیدی» بهکار برده بودهاند ولی ایرانیها -suxra را در بافتهایی مانند «-suxra سوزان آتش» بهکار میبردهاند و برخلاف هندیها به «سرخی» آن توجه داشتهاند. به این ترتیب بوده که این واژه در زبانهای ایرانی معنی «قرمز» یافته بوده. -suxra در پهلوی suxr و سپس در فارسی «سرخ» شده است.
میتوان انتظار داشت که از ریشههایی بهمعنی سوختن واژههایی بهمعنی «رنگ تیره» نیز بر جای بماند چنانکه لغت فارسی «سوخته» در «طوسی سوخته» معنی تیره دارد. فعل پهلوی -brāz بهمعنی «درخشیدن» و «پرتو افشاندن» بوده که واژههای فارسی «برازیدن» بهمعنی «نمود زیبا داشتن» و «برازنده» از آن ماندهاند. این لغتها از ریشهای هندواروپایی هستند که احتمالاً لغت لاتینی flamma نیز از همان ریشه است و انگلیسی آن را از لاتینی وام گرفته، تبدیل به flame بهمعنی «شعله» کرده. احتمال دارد لغت انگلیسی black بهمعنی «سیاه» نیز از همان ریشه و از یکی از مشتقهایش که بهمعنی «سوخته» بوده برجای مانده باشد.
منبع: کانال واژه (vazhegozini@)، یوسف سعادت
#ریشه_شناسی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 فارسی را پاس بداریم
👨🏻✈️ناخدا
#تکه_فیلم
#شبکه_آموزش
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 سنپترزبورگ از زبان میرزا ابوالحسن شیرازی (ایلچی)
📗منبع: علی اکبر شیروانی، سن پترزبورگ موزیکانچی دارد؛ سن پترزبورگ به روایت مسافران دورۀ قاجار، نشر اطراف، ۱۳۹۶.
#ایران_بین (۱)
#تکه_فیلم
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📗«واژههای علمی» کتابچهای از فهرست واژههای برگزیده و نوساختۀ شادروان دکتر #محمود_حسابی (۴ اسفند ۱۲۸۱ - ۱۲ شهریور ۱۳۷۱) در کتاب دیدگانی کوانتیک است که بهصورت جزوهای جداگانه و یکسویه (انگلیسی به فارسی)، در چاپخانۀ دانشگاه تهران، در سال ۱۳۵۸، بهچاپ رسیده است. این واژهها، پس از سالها، هنوز جای بررسی و پژوهش دارند و شایسته است که علاقهمندان و متخصصان در واژهگزینی و اصطلاحشناسی و علوم گوناگون، بهویژه #فیزیک، گامهایی در این راه بردارند. در ادامه، نمونههایی از این واژهها را فهرست کردهایم.
🔴 برابرهایی که در کمانک آورده شده، امروزه رایج یا بهکاررفته در حوزههای گوناگون هستند و سالهاست بهتصویب فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز رسیدهاند:
center: کیان (مرکز)
centrifugal: کیانگریز (مرکزگریزی، مرکزگریزانه، واگرایی)
centripetal: کیانگرا (مرکزگرا، همگرا)
aberration: اَبیراهی (ابیراهی، کجراهی)
action: آژیرش (اقدام، حرکت!، کنش، رویداد، عمل، ...)
activator: آژیرگر (فعالساز)
active: آژیرنده (فعال، عامل، کنشی، ...)
radioactive: تابآژیر (پرتوزا)
adsorption: برآشام (برجذبش)
annulus: یاره (طوق، حلقوی، پرهون)
injection: دَرژَن* (تزریق، پاشش)
duration: دیرَند (دیرش، طول عمر، ...)
electromagnetic: کاهنربایی (الکترومغناطیسی)
electrooptic: کهربادید
element: کیا (عنصر، جزء، ...)
ultrasonic: فرابانگ (فراصوتی)
probable/probability: گمانا/ گمانایی (محتمل، احتمالی، احتمال)
dissociation: واسازی (تفکیک)
*درژن: همان «درزن» که در برهان قاطع بهمعنی «سوزن» آمده است.
✍🏻 سمانه ملکخانی
#واژه
#معرفی_کتاب
#فکر_کردن_از_کتاب_خواندن_هم_مهمتر_است
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
باز هم سرقت!
مدتهاست که کانالی به نام «کلمات» بسیاری از فرستههای کانال «چشموچراغ» را ربوده و آنها را حاصل پژوهش خود مینامد. البته که تاریخ نگارش فرستهها در هر دو کانال کاملاً مشخص است و با اندک جستوجویی قابل ملاحظه. اما نتیجۀ این بیاخلاقیها آن خواهد بود که زین پس کانال چشموچراغ پژوهشهای ویژۀ خود را انتشار ندهد و به مواردی دیگر بسنده کند تا در وقتی دیگر و جایی دیگر که آن مطالب قابلمصادره به دست چنین افرادی نباشند.
با سپاس از گردانندگان کانال ارزشمند «همانندیاب» که در شناساندن سارقان یاریرساناند.
پیشنهاد میکنیم که در آن کانال عضو و در آگاهیبخشی همراهشان شوید.
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 چند واژۀ ورزشی مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی (۱)
🎤#محمود_ظریف، پژوهشگر ارشد گروه واژهگزینی فرهنگستان
🏐 والیپا: footvolley (foot: پا، volley: پرواز)
🏐 بوریاوالی: sepak takraw, kick volleyball (sepak ،kick: ضربه زدن، لگد زدن، takraw: توپ، توپ بافتهشده)
🔴 اعضای گروه واژهگزینی #ورزش که در دورههای گوناگون با فرهنگستان همکاری کردهاند: دکتر خسرو ابراهیم، حمیدرضا افتخاری، دکتر توراندخت امینیان، دکتر علی توفیق خطاب، دکتر حمید رجبی، دکتر ماندانا رسولی، مرحوم پرویز زاهدی، محمدحسین سروش، دکتر معصومه شجاعی، بهروز عبدلی، رضا عموزادۀ خلیلی، دکتر شهرام فرجزاده، دکتر علیاصغر فلاحی، دکتر رضا قراخانلو، دکتر عباس گائینی، فتحالله مسیبی، دکتر سید محمدکاظم واعظ موسوی، مهندس سید مصطفی هاشمیطبا، جمال یزدانی
#تکه_فیلم
#صبح_به_خیر_ایران (۲۴ مهر ۱۴۰۲)
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
🎺 کَرنا
کَرنا نام نوعی ساز بادی قدیمی است و مخفف «کارنای». این واژه از «کر» یا «کار» بهمعنی جنگ و «نا» یا «نای» بهمعنی نی درست شده است. پس کرنا بهمعنی «شیپور جنگ» است. کرنا سازی حکومتی بوده که برای اعلانها، جشنها، و نیز جنگها بهکار میرفته؛ اما، درواقع، بیش از یک ابزار موسیقی بوده و نمادی برای نمایش قدرت امپراتور بهشمار میرفته است. در دوران باستان اشیای گرانبها بههمراه جسد پادشاه دفن میشده، و قرار گرفتن کرنا در کنار جسد داریوش سوم از اهمیت آن پرده برمیدارد.
برگرفته از: مجتبی راستی (مدرس و پژوهشگر حوزۀ موسیقی)، مقالۀ «ایلآوا (بررسی اجمالی موسیقی در بختیاری)»، در: نامۀ سروشیار، تهران: نشر ادبیات، ۱۴۰۱، ص ۱۴۱۳.
⬅️ سرنا
#موسیقی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh
📺 به مناسبت روز جهانی پویانمایی
مرکز پویانمایی صبا،
جشنوارۀ پویانمایی،
پویانمایی رایانهای،
شبکۀ پویا،
بنیاد ملی پویانمایی ایران
در سالهای گذشته، بهویژه در آغاز تصویب «پویانمایی» در فرهنگستان زبان وادب فارسی، شاید امید چندانی برای رواج این واژه وجود نداشت؛ برای نمونه، استاد #نورالدین_زرین_کلک (زادۀ ۲۰ فروردین ۱۳۱۶)، تصویرگر و پویانمای بهنام، چنین گفته بود:
«وقتی که من بچه بودم، اینگونه فیلمها را «مضحک قلمی» مینامیدند، یا «موسیقلمو»، که شکل عامیانۀ همان «مضحک قلمی» بود... . بعد که بزرگتر شدیم، در نوشتههای ما بهجای «انیمیشن» کلمۀ «نقاشی متحرک» وارد شد. اینکه مخترع این ترکیب چه کسی بود نمیدانم، اما قطعاً با این مقوله آشنا نبودهاست... درحالیکه در این هنر هم حجم متحرک وجود دارد هم شیء متحرک و نه تنها نقاشی متحرک! اما، بههرحال، به این کلمه عادت کرده بودیم... بنده اولین ترجمهام را نیز با نام «درسهایی در نقاشی متحرک» چاپ کردم. ... در ۱۳۵۳، وقتیکه مدرسۀ انیمیشن را تأسیس کردیم، من که از تلفظ انگلیسی «انیمیشن» بیزارم...، چند واژه به فرهنگستان* پیشنهاد کردم، که آنها واژۀ «جانبخشی» را مناسبتر دیدند و آن را در فرهنگنامۀ زبان فارسی وارد کردند و به ما نیز ابلاغ کردند... برایناساس، از این اصطلاح استفاده میکردیم تا جا بیفتد. دوستان دیگر هم هرکدام برای خود واژهگذاری کرده بودند؛ مثل «متحرکسازی»، «فیلم تحرکی»، و غیره... . اما اخیراً دیدیم واژۀ «پویانمایی» از سوی فرهنگستان** برگزیده شدهاست. ... ما به تصمیم آنها احترام میگذاریم و دوست داریم پاسدار زبان فارسی باشیم؛ اما، بهنظر من ... شکاف تازهای ایجاد کرد و استفاده از معادل «جانبخشی» را، که میرفت بهمرور جای خود را باز کند، با تردید روبهرو ساخت...».
اما امروزه این واژه، در کنار کارتون و انیمشین، کاملاً آشنا و رواجیافته است و این رواجیافتگی نشانگر اهمیت و تأثیر همکاری رسانهها و مراکز گوناگون با فرهنگستان است که ایکاش دربارۀ واژههای مصوب دیگر نیز رخ دهد.
*فرهنگستان دوم (۱۳۴۹ – ۱۳۵۸)
** فرهنگستان سوم (فرهنگستان زبان و ادب فارسی)
با استفاده از: مقالۀ «تخصصهای ویژه در صنعت سینمای انیمیشن؛ گفتگو و مصاحبه»، مصاحبهشونده: نورالدین زرینکلک، کیهان کاریکاتور، بهمن و اسفند ۱۳۷۷، شمارۀ ۸۳ و ۸۴، ص ۱۹.
✍🏻 سمانه ملکخانی
#گروه_واژه_گزینی_فرهنگستان_زبان_و_ادب_فارسی
@cheshmocheragh