cog_linguistics | Unsorted

Telegram-канал cog_linguistics - زبانشناسی شناختی و نقشگرا

1647

زبان، شناخت، جامعه: گفتنی‌ها و دانستنی‌ها پیرامون زبان در بستر شناخت و جامعه. نویسندۀ نوشتارها: پارسا بامشادی دکتری زبانشناسی @p_bamshadi

Subscribe to a channel

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

#کتاب_زبانشناسی

فرزندی دیگر پیشکش به جامعه.

دل نازک فرزندم رو نشکنید و اذیتش نکنید. چون کلید دستشه 😁

#موقت

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

#شعر

شعری کوتاه و زبان‌شناسانه

امشب به دستورِ نگاهت واژه‌بازی می‌کنم
با چند صورت عشق را مفهوم‌سازی می‌کنم

معنای چشم مست تو در هر زبان جز "عشق" نیست
آن را بیان با فارسی، کُردی و تازی می‌کنم

✏️✏️

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

استاد معناشناسی که واژه‌ی "استاد" را به‌خوبی معنا کرد. به‌راستی اهل اندیشیدن و پژوهیدن بود و با دانشجو رفتار و منشی مهرورزانه و دوستانه داشت.

برخلاف بسیاری از استادنماهای نااستاد امروزی که نه ژرف می‌اندیشند و می‌پژوهند و نه دانشجو را ارج و ارزش می‌گذارند؛ آنها دانشجو را پله می‌کنند تا از نردبان رتبه‌بندی بالا روند و ارتقا یابند، با این خیال خام که از نردبان دانش بالا رفته‌اند.

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

«پسوند «بیزاری، دوست نداشتن، خوش نیامدن (از)، یا aversive» در فارسی، نمونه‌ای از یک تغییر معنایی»

مفهوم aversive، درواژه‌نامۀ کمبریج چنین آمده‌است:
"making someone feel a strong dislike for something, or making them not want to do it"


یکی از جالب‌ترین ابزارهای بیان مفهوم «بیزاری، دوست‌نداشتن، عدم تاب‌آوری و اجتناب» یا مفهوم aversive در فارسی، پسوند «-ی» در واژه‌های «گرمایی» و «سرمایی» است.

در این دو واژه، و فقط در این دو واژه، این پسوند، بیان «نسبت» را بر عهده ندارد، چون مفهومِ «نسبت»، ماهیت و ویژگی‌های درونی یک هستار را به هستار دیگری پیوند می‌دهد.

حال آنکه، پسوند «-ی» در «گرمایی» و «سرمایی»، نوعی «گسستِ نسبت» یا «وارونگی نسبت» را به نمایش می‌گذارد.

«جسم آهنی» یعنی جسمی که از جنس آهن است یا ویژگی‌های آهن را دارد.
اما وقتی می‌گوییم «آدم گرمایی»، مفهوم، سراسر وارونه می‌شود:

«آدم گرمایی» خودش منبع گرما نیست، پیوندی با گرما ندارد، بلکه اتفاقاً گرما را برنمی‌تابد و از آن بیزار است.
بدانسان‌که «آدم سرمایی» هم در نسبتش با سرما دچار گسست و وارونگونی است، سرما را دوست ندارد و از آن، دوری می‌جوید.

جالب‌تر این جاست که پسوند «-ی» در ترکیبات «نیروگاه گرمایی»، «انرژی گرمایی» یا «تنش‌های سرمایی»، سراسر، مفهوم نسبت را رمزگذاری می‌کند.


پ.ن ۱
پسوندهای aversive در میان زبان‌های دنیا بسیار نادرند و بر اساس دیکسون (۱۹۹۲) تنها در برخی از زبان‌های بومیان استرالیا و بیشتر با مفهوم «ترس»، «اجتناب» و «دوری جستن» مستند شده‌اند. این پسوندها، عمومآ پسوندهای حالت هستند.


پ.ن ۲
دوست دانشور جناب آقای دکتر پارسا بامشادی و همکارشان، در مقالۀ وزین‌شان (۱۳۹۶)، برای «-ی» در «گرمایی»، «سرمایی» و نیز «قلقلکی» مفهوم «حساسیت» را برشمرده‌اند. ایشان برای پسوند «-ی»، ۳۸ معنای متفاوت در زبان فارسی ثبت کرده‌اند.


پ.ن ۳، برآیند سخن
اگر نیک بنگریم، از خیل مقوله‌هایی که در زبان‌شناسی دنیا، نادر، معرفی می‌شوند، دست‌ِکم یکی دو نمونه در فارسی و یا دیگر زبان‌ها و گویش‌های شگفت‌انگیزِ ایرانی یافت می‌شود و اگر تا امروز هم یافت می‌نشده‌است، بی‌گمان در آینده یافت بخواهد شد.



«دیرینگی»...
همینقدر
با شکوه است.


/channel/HistoricalLinguistics

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

پس از ستایش باریک‌بینی و ژرف‌اندیشی خانم دکتر داوری درباره‌ی برابرنهاد copula از سوی فرهنگستان،
واژه‌ی "اِسنادگر" را به‌عنوان برابرنهاد این اصطلاح پیشنهاد می‌دهم.
بر این پایه، verbal copula را می‌توان "اسنادگر فعلی" گفت.

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

📖 📚 ✏️
#موقت

سرانجام نورسیده از راه رسید ....
یکی از فرزندان معنوی‌ام که بسیار دوستش می‌دارم و آن را به جان و دل پروریده‌ام ❤️

رمز و راز استعاره؛ کتابی که گشایندۀ برخی از رمزها و آشکارکنندۀ پاره‌ای از رازها در قلمرو استعاره‌پژوهی است.

به قلم استفانا گارلو
با ترجمه‌ای که کوشیده‌ام بهترین ترجمه‌ام تا به امروز باشد.

بزودی از سوی نشر #لوگوس در سیصد صفحه چاپ و منتشر می‌شود.

#استعاره

🆔 @cog_linguistics

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

مادربزرگم حشره‌ی «کَک» را «کیک» می‌گفت. فکر می‌کردم یک خطای زبانی‌ست. نمی‌دانستم خراسانیان قدیم هم «کیک» می‌گفته‌اندش. امروز فهمیدم. در بیت ۱۸۲۶ از منطق الطیر، عطار نوشته است:« گفت کی جمعیتی یابم ز کس؟
چون خلاصم نیست از کیک و مگس»

*آرش رمضانی*

@OfficialPersiaTwiter

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

🥀

دشمن به دشمن آن نپسندد که بی‌خرد
از نفس خود کند به هوای مراد خویش


🥀

در پژوهش‌ها و بررسی‌هایی که دربارهٔ گونه‌های زبانی ایرانی انجام می‌دهم، خیلی جاها بر من هویداست که دانش زبان‌های باستانی ایران و آگاهی به روند دگرگونی‌های تاریخی زبان‌های ایرانی، برای تبیین درست و دقیق وضعیت کنونی آنها نیازی است بنیادین. ... و متأسفانه، در دانشگاه‌های ما کسانی را که روزی ممکن است کارشان پژوهش زبان‌ها باشد، به گونه‌ای پرورش نمی‌دهند که دانش منسجمی داشته باشند و چیزهایی را بخوانند که در آن زمینه نیازشان می‌شود. ...

امروز صبح رفتم نان گرفتم و برگشتم. اما پیش از آن‌که چیزی بخورم، روبه‌روی کتاب‌ها نشسته بودم که چشمم رفت روی کتاب «دستور زبان فارسی میانه»، راستار گویوا. از میان کتاب‌های دیگر بیرونش کشیدم، تا نگاهی به آن بیندازم.

استاد مهدی محقق به آغاز این کتاب، پیش‌گفتاری افزوده که در آن به وجود واژه‌های پهلوی در عربی و ... اشاره شده است. برای من که اندکی هم به ترجمه و مطالعات ترجمه نظر دارم، درخور توجه‌تر این بود که نوشته بودند «شاعرانی... مضامین شعر خود را از تعبیرات پهلوی اخذ کرده‌اند»؛ و در پیوند با این موضوع، بیت زیر را از سعدی آورده بودند:

دشمن به دشمن آن نپسندد که بی‌خرد
از نفس خود کند به هوای مراد خویش


در ادامه هم گفته بودند که «مضمون» این بیت مبتنی بر پاره‌گفتار زیر از «کارنامهٔ اردشیر بابکان» است:

«دوشمن پت دوشمن آن نی توبان کرتن کو هچ ادان مرت هچ کونشین ی خویش اویش رسید.»

بدین معنی که:

«دشمن به دشمن آن نتوان کرد که از نادان مرد از کنش خویش باو رسد.»

این پاره‌گفتار پهلوی و آن بیت سعدی، برایم درنگ‌برانگیز بود، هم از دید زبانی و هم از دید فرازبانی.

از دید زبانی آن بیت و پاره‌گفتار برایم درنگ‌برانگیز بود چون - همان‌گونه که استاد محقق نیز به شیوهٔ دیگری گفته‌اند - فهم بخش‌هایی از ویژگی‌های زبان فارسی و نیز دیگر زبان‌های قلمرو فرهنگی-تمدنی ما، نیازمند آگاهی از آن چیزی است که در نتیجهٔ برخورد زبان‌ها و فرهنگ‌ها روی داده یا پیامد اثرپذیری از زبانی دیگر بوده است؛ چیزی همانند آنچه برخورد با زبان فرانسه و انگلیسی در دورهٔ معاصر برای ما در پی داشته و نه تنها راه ورود واژه‌های فرانسه و انگلیسی، بلکه تعبیرها و ساخت‌های قرضی بسیاری به فارسی را بر آن زبان‌ها گشوده است.

این تعبیرها و ساخت‌های قرضی، برخی از گونه‌های کاربردی زبان فارسی را آنچنان متأثر کرده است که اگر با زبان فرانسه آشنا باشی، وقتی که متن‌های آن گونه‌های کاربردی فارسی را می‌خوانی، گمان می‌کنی که این زبان فرانسه است که با واژه‌های فارسی نوشته شده است! در چند دههٔ اخیر البته، چنین تأثیری را انگلیسی بر ساخت فارسی نهاده و از همین رو است که خیلی وقت‌ها، خیلی‌ متن‌های فارسی‌نِما را می‌خوانیم، اما معنایشان را خیلی نمی‌فهمیم!

🥀

آن بیت را که بر سر این یادداشت نوشتم، می‌خواستم چیز یک‌سره متفاوت دیگری بنویسم، یعنی به سویهٔ فرازبانی موضوع بپردازم، اما به این‌جا که رسیدم، بهتر دیدم که به این سویه نپردازم و بگذریم. ...
🥀🌿🌿

#فارسی_میانه #فرانسه #انگلیسی
۱۴ تیر ۱۴٠۵ خورشیدی

🥀🌿🌿

@zabanhaye_darkhatare_IRAN

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

📝📝📝

🔹 زبان: بازتابِ ذهن یا ابزار برهمکنش؟

این پرسش از بنیادی‌ترین پرسش‌های زبان‌شناسی نوین است. با این همه، شیوه‌ی طرح آن تا اندازه‌ای گمراه‌کننده است؛ زیرا چنین می‌نماید که «ذهن» و «برهمکنش اجتماعی» دو خاستگاه جداگانه برای زبان‌اند. حال آنکه ناهمگونی میان شناخت‌گرایان و نقش‌گرایان بر سر جایگاه تبیین است، نه بر سر بودن یا نبودن یکی از این دو.

در زبان‌شناسی شناختی، ساخت‌های زبانی بازتاب شیوه‌ای دانسته می‌شوند که انسان جهان را درمی‌یابد و سر و سامان می‌بخشد. از این دیدگاه، تفاوت میان دو جمله‌ای چون «علی پنجره را شکست» و «پنجره شکست» تنها تفاوتی دستوری نیست؛ بلکه دو نگرش به یک رویداد یکسان را نشان می‌دهد. در یکی، کنشگر برجسته می‌شود و در دیگری خودِ رویداد.

اما نقش‌گرایان پرسشی دیگر پیش می‌کشند: چرا از میان بی‌شمار شیوه‌های ممکنِ بیان، برخی ساخت‌ها در زبان پایدار می‌شوند؟ پاسخ آنان در کاربرد و کنش اجتماعی نهفته است. آنچه در دادوستد زبانی کارآمدتر باشد، آسان‌تر در زبان جا می‌افتد و رفته‌رفته به بخشی از دستور زبان تبدیل می‌شود. از این رو می‌توان دستور زبان را ته‌نشستِ تاریخیِ کاربرد دانست.

پژوهش‌های سال‌های اخیر نشان داده‌اند که این دو نگرش چندان ناسازگار نیستند. ساخت‌های زبانی در بستر برهمکنش اجتماعی پدید می‌آیند، اما سرانجام به صورت الگوهایی نسبتاً پایدار در ذهن زبانوران جای می‌گیرند. از این نگرگاه، زبان نه صرفاً آیینه‌ی ذهن است و نه تنها ابزاری برای برقراری ارتباط؛ بلکه برآیند پیوند و بده‌بستانِ پیوسته میان فرایندهای ذهنی و زندگی اجتماعی است.

#زبانشناسی_شناختی
#زبانشناسی_نقشگرا

@cog_linguistics

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

پژوهشی راستین، تک‌نگاشتی بایسته!

«وندافزایی به ستاک فعل در زبان فارسی: رویکردی شناختی»
نویسنده: پارسا بامشادی
نشر نویسۀ پارسی، ۱۴۰۵
.


کمبود کتاب‌های مستقل و تخصصی در حوزۀ «مقوله‌های دستوریِ زبان‌های ایرانی» یکی از چالش‌های جدیِ پژوهشگرانِ زبان‌شناسی و حتی زبان‌های باستانی در ایران است.

بیشترِ منابع موجود، مباحث مرتبط با  مقولات دستوری (از جمله اسم، فعل، صفت، قید، زمان، نمود، وجه، جهت، شخص، شمار، جنس، حالت، حروف اضافه و ربط‌ و نظام‌های حالت) را به صورت فصل‌هایی پراکنده در کتاب‌های جامع دستور زبانِ فارسی یا دستورِ دیگر گویش‌های ایرانی بررسی نموده و کمتر کتابی به صورت مجزا و متمرکز و در قالب تک نگاشت‌های زبان‌شناختی (آن‌گونه که در دنیای زبان‌شناسی در غرب مرسوم است) به این موضوعات پرداخته است.

بررسی بازار نشر آثار زبان‌شناسی در ایران، نشان می‌دهد که بیشترِ کتاب‌های منتشر شده (ترجمه و تألیف)، یا رویکردی کلان‌نگر و فرامقوله‌ای به کلیات علم زبان‌شناسی و نظریه‌های وابسته به آن دارند (با عناوینی چون: کاربردشناسی، درآمدی بر معناشناسی، درآمدی بر تحلیل گفتمان و راهنمای زبان‌شناسی شناختی) و یا در قالبِ فرهنگ‌های توصیفی و توصیف دستور زبان‌‌ها به رشتۀ تحریر درآمده‌اند.
بدین سبب، واکاوی عمیق، نظریه‌بنیاد و داده‌محورِ مقولات دستوری در زبان‌ها و گویش‌های ایرانی بیشتر بر دوش مقالات، پایان‌نامه‌ها و رساله‌های زبان‌شناسی بوده‌است.

پیامد مستقیمِ این سترونیِ ساختاری، مغفول ماندن و عدم تمرکزِ آثار مکتوب بر جستارهای ژرف‌اندیش، مستقل، جزء‌نگر و تیزبینانه پیرامون مقوله‌های دستوری زبان‌های ایرانی به عنوان هستۀ بنیادین نقد دستوری است، آنجا که مقولات دستوریِ شگفت‌انگیز در  زبان‌های ایرانی به جای تبیین‌شدن در قالب تک‌نگاشت‌های جامع و تخصصی، به صورت مفاهیمی تقلیل‌یافته در شالودۀ نظام‌های نحوی یا صرفی، مطرح شده و یا مابینِ فصول کتاب‌های عمومیِ دستور پراکنده می‌شوند.

شاید یکی از دلایل این خلأ در مجموعۀ منابع تخصصیِ دستوری، عدم انتشار رساله‌های دکتری زبان‌شناسی به صورت کتاب، همانند کشورهای اروپایی است.
بر اساس قوانین دانشگاهیِ برخی از این کشورها (مانند قانون Veröffentlichungspflicht در آلمان)،
تا زمانی که رسالۀ دکتری به صورت عمومی چاپ و منتشر نشود، مدرک نهایی و عنوان رسمی «دکتر» به دانشجو اعطا نمی‌شود. هدف از این کار، در دسترس قرار‌ دادن دستاوردهای علمی برای عموم و جامعۀ دانشگاهی است.


در این میان، مایۀ بسی خرسندی است که شاهد انتشارِ کتاب وزینِ «وندافزایی به ستاک فعل در زبان فارسی: رویکردی شناختی» به قلمِ زبان‌شناس توانمند جناب آقای دکتر «پارسا بامشادی»، از انتشارات گران‌ارجِ «نویسۀ پارسی» هستیم. نمونه‌ای شایسته و بایسته از تک‌نگاشت‌های تخصصی در خصوص مقولات دستوری زبان فارسی.

آقای دکتر پارسا بامشادی در اثر ارزشمندشان با بهره‌گیری از مفاهیم نظری و ابزارهای تحلیلی (سه نظریۀ دستور شناختی، معناشناسی قاب و ساختواژۀ ساخت) کوشیده‌اند چارچوبی شناختی برای توصیف فرایند وندافزایی به ستاک فعل فارسی ارائه دهند.

این تک‌نگاشت، تلاشی است ارزنده برای تشریح انگارۀ پیشنهادیِ نویسنده و کاربستِ آن در واکاوی برخی از پسوندها و پیشوندهای فعلی زبان فارسی و پاسخی در‌خور و بسزا برای سویه‌ها و گوشه‌های قابلِ جست‌وجو، پرسمان‌هایی برای کندوکاو و موضوع‌هایی که برای گفت‌وگو در حوزۀ ساختواژۀ زبان فارسی پیش روی ماست.

به باور نویسنده، این اثر، نخستین گام در این مسیر دشوار است و برداشتنِ هر گام، راه‌های تازۀ نرفته‌ای را در برابر چشمان ما پدیدار می‌کند.

امید که این گامِ نخست، چنان نویدبخش و امیدآفرین باشد که ساختواژه‌پژوهانی دیگر را به اندیشه‌ورزی، پرسشگری و پژوهندگی در این راه و رویکرد ترغیب سازد.

بیش باد
ایدون باد
ایدون‌تر باد.

/channel/HistoricalLinguistics

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

📚#نشر_نویسه_پارسی

🔹ناشر تخصصی
◀️زبان‌شناسی | علوم شناختی | علوم اجتماعی▶️
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

📚وندافزایی به ستاک فعل در زبان فارسی
✔️نویسنده: دکتر #پارسا_بامشادی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📝 معرفی:
وندافزایی یکی از فرآیندهای اصلی و پرکاربرد واژه‌سازی در زبان فارسی است. کتابِ پیش روی شما دربردارندۀ ایده و انگاره‌ای نو برای معناکاویِ فرآیند وندافزایی در زبان فارسی و به‌طور مشخص، وندافزایی به ستاک فعل است که می‌کوشد با ایجاد پیوند میان سه نظریۀ شناختی نامدار شامل دستور شناختی، معناشناسیِ قاب و ساختواژۀ ساخت، چارچوب تحلیلی ژرف‌نگر و تبیین‌گری را برای واکاوی واژه‌های مشتقِ فعل‌پایه و فرآیند وندافزایی فراهم آورد.

🌐 صفحه اختصاصی کتاب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

📞 راه‌های ارتباطی🔻🔻

| 🌐 سایت | 📲 اینستاگرام | 🎓 لینکدین | 📞 واتس‌اپ | 🔗 کانال تلگرام

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

📝 خطاب به «انجمن زبانشناسی ایران»

«انجمن زبانشناسی ایران» باید به دلیل ناکارآمدی منحل شود و با تأسیس نهادی جایگزین تحت عنوان «انجمن ملی زبانشناسی» جریانی تازه شکل بگیرد که مستقل از تفکرات نخ‌نما و انحصارهای حکومتی به آموزش فرزندان ایران کمک کند.

چگونه در برابر ظلمی که بر مردم تحمیل شده است، سکوت می‌کنید؟ دانشجویان و فارغ‌التحصیلان کالا نیستند که فقط برای تزیین همایش‌ها و کارگاه استفاده شوند و مابقی جنبه‌های زندگیشان را نادیده بگیرید!

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

سلام ای نقشه‌ی زخمی، بلندای زمین خورده
درود ای درد حاصلخیز، رویایِ وجین خورده

نشان بوسه‌ی تیغ است روی گونه‌ی شرمت
گلاب قمصرت آب از لب حمام فین خورده

بهار جنگل‌ات را باد وحشت برده بر دوشَش
بَرَت را زاهد بی‌آبرو با نام دین خورده

خلیج از موج موی‌‌ات مویه‌خوان است و خزر در بغض
صدای گریه‌هایت را گلوی آستین‌ خورده

لبت را بسته زیبایی، صدایت سِحر در زنجیر
دو چشمت مست خواب و دامنت دریایِ چین‌خورده

تو را بی‌درد و عاشق‌پیشه و خوشحال می‌خواهم
وطن! ای زخم‌های بی‌نهایت بر جبین خورده

#مرتضا_خدایگان


#ایران 💚🤍♥️
@AdabSar

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

🔸 زبان، فرهنگ و گونه‌گونیِ زبانی 🔸️

زبان تنها گردآیه‌ای از واژه‌ها نیست؛ سامانه‌ای است که جهان را برای ما دسته‌بندی و ساختاردهی می‌کند. هر زبان، الگوهای اندیشگانی ویژه‌ی خود را شکل می‌دهد. برای نمونه، برخی زبان‌ها واژه‌های متفاوتی برای «ما» دارند که مشخص می‌کند آیا شنونده در گروه گوینده هست یا نه؛ این یعنی ساختارهای زبانی می‌توانند روابط اجتماعی را رمزگذاری کنند.

از دیگر سو، فرهنگ نیز بر زبان اثر می‌گذارد: ارزش‌های فرهنگی به ما می‌گوید چه چیزهایی نام‌گذاری شوند و چه مفاهیمی مهم قلمداد شوند. از این رو، آنگاه که زبانی کم‌رنگ می‌شود، بخش‌هایی از یادمان تاریخی و سامانه‌ی معنایی یک جامعه نیز در پرتگاه فراموشی و نابودی قرار می‌گیرد.

جان سخن آنکه، زبان هم زاده و فرآورده‌ی فرهنگ است و هم زاینده و سازنده‌‌ی آن؛ پیوندی دوسویه که نشان می‌دهد پاسداشت گوناگونی و تنوع زبانی، در واقع پاسداشت تنوع فرهنگی و گوناگونیِ شیوه‌های اندیشیدن در جهان است.

#زبان_فرهنگ
#گوناگونی_زبانی
🆔 @cog_linguistics

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

مقاله: «استعاره در فارسی میانه»
نویسنده: شادی داوری
در: مجموعه مقالات «نوزدهمین گرد هم‌آیی بین‌المللی انجمن ترویج زبان و ادب فارسی ایران».
دانشگاه کاشان، اردیبهشت ۱۴۰۴.

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

◽️ شعر، سرچشمۀ زبان ◽️

شعر نه تنها یکی از نمودگاه‌های مهم زبان است که بسیاری (یا حتی شاید بتوان گفت همۀ) ویژگی‌های زبان را در لایه‌های گوناگون آوا/واجی، ساختواژی، نحوی، معنا/کاربردشناختی و گفتمانی بازمی‌تاباند، بلکه یکی از سرچشمه‌های زایای زبان نیز هست. سرچشمه بدین معنا که بسیاری از واژه‌ها و حتی گاه ساختارهای زبانی نخست در شعر پدید می‌آیند و سپس به زبان گفتار روزمره راه می‌جویند.

در این راستا، شاعران را بایستی نه تنها کاربران زبان، بلکه آفرینشگران زبان نامید که به زایایی و پایایی و پویایی زبان کمک می‌کنند.

بر کسی پوشيده نیست که شاعران پارسی‌گو نقش بزرگ و ارزنده‌ای در پاسداشت و گسترش زبان فارسی داشته‌اند که امروزه به دست ما رسیده است. فردوسی، مولانا، عطار، نظامی، سعدی، حافظ و دیگر شاعران نامدار گذشته و امروز ایران هر یک کم یا بیش نوواژه‌هایی در سروده‌های خویش ساخته‌اند و به کار برده‌اند که هم گنجینۀ واژگان فارسی را پربار کرده‌اند و هم دستگاه واژه‌سازی این زبان را گسترده و پویا ساخته‌اند.

برای نمونه، بیت زیر از سعدی شیرین‌سخن را ببینیم:

🔸 بر گُلت آشفته‌ام، بگذار تا در باغ وصل
زاغ‌بانگی می‌کنم چون بلبل‌آواییم نیست

در مصرع دوم دو واژۀ زاغ‌بانگی و بلبل‌آوایی واژه‌های نوساخته‌ای هستند که سعدی در همان لحظۀ سرودن شعر آنها را آفریده و به کار برده است. شاعر این واژه‌ها را پیش از آن از کسی نشنیده و شاید خودش نیز همین یک بار به کار برده است. این دو واژه گرچه ساختار ساختواژی یکسان دارند، یعنی [اسم-اسم-ی] و در هر دو مفهوم همانندی نهفته است، اما دو معنای کاملا مخالف یکدیگر دارند، یکی نوای خوش سر دادن و دیگری نوای ناخوش سر دادن. زاغ‌بانگی کردن یعنی آواز چون زاغ سر دادن؛ بلبل‌آوایی کردن یعنی آواز چون بلبل خواندن.

در نمونۀ زیر از شعر حافظ نیز واژۀ خورشیدکلاه واژه‌ای حافظ‌ساخته است؛ یعنی به‌طور بداهه در لحظۀ سرایش به ذهن حافظ آمده و در تن شعر روان شده است:

🔸 بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه
تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم

[در کنار واژه‌ها، تصویر استعاری بسیار زیبا و دل‌آویزی نیز که حافظ ساخته است؛ شگفت‌انگیز است]

واژه‌ی خورشیدکلاه شاید در سراسر عمر زبان فارسی همان یک‌بار به کار رفته شده باشد، اما معنای آن برای زبانور فارسی چون روز روشن است؛ زیرا نمون‌یافته‌ی یک طرحواره‌ی ساختواژی زایا و پربسامد در فارسی است.

جان سخن آنکه شعر نه‌تنها زیباترین و دلکش‌ترین جامه‌ای است که زبان به تن خود می‌پوشد بلکه زایش‌گاه و سرچشمه‌ی جوشانی نیز برای زبان است.

خوشا به بخت زبان‌هایی چون فارسی که شاعران سخنور و خوش‌ذوقی در کنار خود داشته‌اند.

🆔 @cog_linguistics
#شعر
#ادبیات
#پارسا_بامشادی

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

#کتاب_زبانشناسی

کتاب‌های من فرزندان من هستند. آن‌ها را به جان پروریده‌ام و با قلم دل نگاشته‌ام.

📚📚📚

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

نوزدهم مرداد، سالگرد درگذشت همیشه استادمان #کورش_صفوی (۱۳۳۵ - ۱۴۰۲)

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

🔖🔖🔖🔖🔖

💥«مجموعه علمی و پژوهشی مدارس میان رشته ای با همکاری 50 استاد از دانشگاه های گوتینگن و DPZ آلمان،پنسیلوانیا آمریکا،علوم پزشکی های تهران،شهید بهشتی و ایران،دانشگاه های تهران، صنعتی امیرکبیر و ...» برگزار می کند:

🚨«طرح پژوهشی و تربیت پژوهشگر در نوروساینس و علوم شناختی »🚨

👤اساتید ارائه های آغازین:

🔹مسعود کارگر،دانشگاه گوتینگن آلمان
🔹معین اسقایی،مرکز جانورشناسی آلمان
🔹گلناز بغدادی،دانشگاه صنعتی امیرکبیر
🔹آرش زارع صادقی،دانشگاه علوم پزشکی ایران
🔹حمزه بهارلوئی،دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
🔹فریبا کریم زاده، دانشگاه علوم پزشکی ایران
🔹شقایق چیت ساز، پژوهشکده علوم شناختی
🔹مهدی صمیمی اردستانی،دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
🔹فرهاد فرخنده، دانشگاه تبریز
🔹حسین وهابی،دانشگاه تهران

👤منتورهای ارائه های آغازین:

🔹مسلم صلحی راد،بنیانگذار مجموعه علمی و پژوهشی مدارس میان رشته ای (IDS)
🔹محمدسعید سلیمانی، رئیس دپارتمان تصویر در IDS
🔹شایان زارعی، رئیس دپارتمان سیگنال در IDS
🔹انسیه شفیق، رئیس دپارتمان مطالعات مروری در IDS
🔹پریا جافرپور،مدیر کارگروه نوروساینس محاسباتی در دپارتمان سیگنال در IDS
🔹آهو هدایت،مدیر کارگروه نوروساینس شناختی در دپارتمان تصویر در IDS
🔹فاطمه رضایی،مدیر کارگروه علوم شناختی در دپارتمان مطالعات مروری در IDS
🔹کیانا اورنگی،مدیر کارگروه ایمیجینگ- ژنتیک در دپارتمان تصویر در IDS
🔹فاطمه دهقان،مدیر کارگروه نوروساینس پایه در دپارتمان مطالعات مروری در IDS
🔹مینا جعفری،مدیر کارگروه نوروساینس بالینی در دپارتمان مطالعات مروری در IDS

🔻چهار گام طرح:

🚩ارائه های اساتید و منتورها
🚩آماده سازی پژوهشگران برای انجام پژوهش
🚩تعیین استاد و گروه بندی تیمهای 100 گانه
🚩تعیین موضوع و شروع پژوهش

✨حوزه های پژوهشی:

1️⃣نوروساینس محاسباتی
2️⃣نوروساینس شناختی
3️⃣نوروالکتروفیزیولوژی
4️⃣نوروساینس بالینی
5️⃣سیگنالهای مغزی
6️⃣نوروساینس پایه
7️⃣نوروسایکولوژی
8️⃣نوروایمیجینگ
9️⃣علوم شناختی

🟢مخصوص همه رشته ها و مقاطع- مجازی

😀 ارائه ها:یکشنبه‌ها،به مدت 10 هفته،از 11 مرداد تا 19 مهر 1405
⏳ از ساعت 🕗 17 تا 20

✅ ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:

/channel/IDS_Neuro

🚀|@IDSchools||کانال اصلی|
🚀|@IDS_Neuro||کانال نوروساینس و علوم شناختی|

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

یک برابرنهادِ نادقیق در «هزار واژۀ زبان‌شناسیِ فرهنگستان»

در صفحۀ ۱۰ از قسمتِ «فهرستِ واژه‌ها به ترتیبِ الفبای لاتینی»، در «هزار واژۀ زبان‌شناسیِ فرهنگستان»، ذیل مدخل copula آمده‌است: «فعل ربطی، فعل اسنادی».

نکته‌ای که اشاره به آن در مورد این برابر‌نهاد بایسته است آن است که:

در مطالعات رده‌شناسیِ «ساخت‌های اسنادی»، copula در واقع «ابزار اِسناد» است و الزاماً «فعل» نیست. کما اینکه در عبری مدرن و در زمان حال، این ضمیر سوم شخص مفرد است که رمزگذاری نقش copula را در بند اسنادی برعهده دارد، نه فعل اسنادی.

دِویت (۱۹۹۴) در یک جستار رده‌شناسانۀ گسترده در مورد «ساخت‌های اسنادی» در زبان‌های دنیا، چهار دسته copula را در بندهای اسنادی مستند کرده‌است :

verbal copulas, particle copulas, zero form copulas, and verbalizing copulas.

پس پیداست که از منظر رده‌شناسی، «فعل اسنادی»، تنها برابرنهادِ verbal copula است و دربایست است که برای copula برابرنهادِ دقیق‌تر و رده‌شناسانه‌تری برگزیده شود.

پ.ن
از استادان دانشومندم در گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بابت این جسارتِ دانشجویانه پوزش می‌خواهم.

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

در زبان کُردی هم کک را "که‌یک" (کیک) می‌گویند.
شپش را "سپئ" sepē و ملخ را "کوله" kola می‌نامند.

در زبان شما این سه را چه می‌خوانند؟

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

📝📝
🔸 درنگی بر آب‌درنگ 🔸

در خبرها آمده که فرهنگستان زبان و ادب فارسی به‌تازگی و در همین روزهایی که تب جام جهانی فوتبال بالاست، دست به واژه‌گزینی در زمینه‌ی فوتبال زده است.

Hydration break
آب‌درنگ

این اصطلاح اشاره به زمان کوتاهی دارد که بازیکنان در هر نیمه می‌توانند کنار زمین رفته، آب نوشیده و نفسی تازه کنند. البته گفتنی است که همین درنگ کوتاه در برخی از دیگر ورزش‌ها نیز داده می‌شود و ویژه‌ی فوتبال نیست.

امیدوارم خبر دروغ باشد و "آب‌درنگ" چیزی جز شوخی نباشد. زیرا نه‌تنها پذیرفته نخواهد شد بلکه دست‌مایه‌ی تمسخر فرهنگستان نیز خواهد شد.

یکی از پیش‌نیازهای پذیرفتگی واژه‌ها در میان زبانوران این است که واژه‌ی نوساخته بر پایه‌ی طرحواره‌های ساختواژی جاافتاده و روامند در میان جامعه‌ی زبانی ساخته شده باشد.

از دید زبانشناسی شناختی، طرحواره‌ها در زبان جایگاهی بسیار بنیادین دارند و سنگ‌بنای زبان به شمار می‌آیند. در اهمیت طرحواره‌ها همین بس که همه‌ی آنچه به‌نام دستور زبان می‌شناسیم، مجموعه‌ای از طرحواره‌هایی است که همگی آنها بر پایه‌ی فرایندهای شناختی گوناگونی مانند مقایسه، الگویابی، مقوله‌بندی و طرحواره‌سازی پدید آمده‌اند و بستری را برای کاربرد، درک، گسترش و حتی دگرگونی زبان فراهم آورده‌اند.
البته بسامد طرحواره‌ها نیز در این میان مهم است. واژه‌ای که بر پایه‌ی یک طرحواره‌ی پربسامد ساخته شود آسان‌تر درک و پذیرفته می‌گردد تا واژه‌ای که بر پایه‌ی طرحواره‌ای کم‌بسامد یا حاشیه‌ای ساخته شود.

برای نمونه، شاید شما هرگز واژه‌ی "کم‌لایک" را نشنیده باشید اما با دیدن یا شنیدن جمله‌‌ی زیر، بی‌درنگ و بی‌تلاش معنای آن را در‌می‌یابید:

▫️ پست‌های آخری که گذاشتی خیلی کم‌لایک هستن.

دلیل ساده است. طرحواره‌ی "کم-اسم" با معنای "دارای مقدار/تعداد کمی از اسم" در زبان فارسی بسیار زایا و پرکاربرد است. بر این پایه، "کم‌لایک" یعنی دارای لایک کم.

اما اگر بگویم "پادلایک"، معنای آن را درنخواهید یافت یا به‌سختی درخواهید یافت. مگر آنکه روشن کنم که منظور من از این واژه dislike بوده است؛ زیرا طرحواره "پاد-اسم" در فارسی بسامد و زایایی بسیار کمی دارد.

دانسته نیست که واژه‌ی آب‌درنگ بر پایه‌ی کدام طرحواره‌ی ترکیبی زبان فارسی یا به قیاس با کدام واژه‌های پذیرفته‌شده و رایج در جامعه‌ی زبانی ساخته شده است.
گمان من این است که سازندگان این واژه گرته‌برداری از عبارت انگلیسی کرده‌اند و چیزی مانند این را در ذهن داشته‌اند:
[الف-ب] : ب برای الف؛ ب به منظور الف.
در اینجا الف و ب دو واژه از مقوله‌ی اسم هستند.

بر این پایه:
آب‌درنگ = درنگ برای آب؛ درنگ به‌منظور آب (خوردن)

به هر روی، تا جایی که من می‌دانم در فارسی چنین طرحواره‌ای یا نداریم یا اگر هم باشد، بسیار کم‌بسامد است.

از دید من واژه‌هایی مانند "زمان آب‌نوشی"، "درنگ آب‌نوشی" یا "درنگ آب‌خوری" بخت بیشتری برای پذیرفتگی و کاربردپذیری در جامعه دارند تا "آب‌درنگ".

در پایان، پیشنهاد می‌کنم به‌جای واژه‌ی بیگانه‌ی فوتبال، واژه‌ی خودیِ "توپان" را به کار برید که در زبان کردی (بیشتر در روزگار کودکی من) آن را برای اشاره به بازی با توپ و پا، یعنی همین فوتبال، به کار می‌بردیم. 😉

#واژه‌سازی
#فرهنگستان
#زبانشناسی_شناختی

@cog_linguistics

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

📝📝📝
🔹 اگر زبان ابزار ارتباط است، پس چرا این ‌همه تفاوت و ناهمسانی در بیان؟

دو زبانور را در نظر آورید که رویدادی یکسان را دیده‌اند، اما آن را به دو شیوۀ کاملاً متفاوت بازگو می‌کنند. یکی می‌گوید: «پیرمرد، جان کودک را نجات داد» و دیگری می‌گوید: «کودک از مرگ رهایی یافت». رویداد یکی است، اما آنچه بر زبان می‌آید، یکسان نیست. این تفاوت تنها به گزینش واژه‌ها بازنمی‌گردد؛ بلکه برخاسته از شیوه‌ای است که گوینده رویداد را در ذهن خود پردازش می‌کند، سامان می‌دهد و آن را به شنونده باز می‌نماید.

زبان هرگز آینه‌ای بی زنگار و غبار نیست که جهان را بی‌کم‌وکاست و چنان که هست بازتاب دهد؛ بلکه همانند روزنی است که از زاویه‌ای ویژه به جهان گشوده می‌شود.

از همین رو، زبان‌شناسی شناختی بر این باور است که دستور زبان تنها چارچوب و سامانه‌ای برای کنار هم نشاندن واژه‌ها نیست؛ بلکه شیوه‌های گوناگونِ نگریستن به جهان را نیز بازمی‌نماید. در دیگر سو، نقش‌گرایان یادآور می‌شوند که این شیوه‌های نگرش در خلأ پدید نمی‌آیند؛ آن‌ها در گفت‌وگو، در نیازهای ارتباطی و در زندگی اجتماعی آزموده می‌شوند و اگر کارآمد باشند، خودبه‌خود در زبان ریشه می‌دوانند و ماندگار می‌شوند. [نظریه‌ای به سان نظریه فرگشت داروین]

پس شاید بتوان گفت که زبان نه آیینۀ جهان است و نه تنها پلی میان آدمیان؛ بلکه شیوه‌ای است که انسان، جهان را با آن می‌بیند و هم‌زمان آن را با دیگران در میان می‌گذارد. زبان گنجینه‌ای از گزینه‌های گوناگون برای بازنمایی جهان است.

#زبانشناسی_شناختی
#زبانشناسی_نقشگرا
@cog_linguistics

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

مهر به حکم سرشت خود تابان و رخشان است؛ بی‌دریغ بر همه پرتو می‌افکند و گرما می‌بخشد.
من بسی خوشبختم که نه از سر شایستگی بلکه از سر خوش‌شانسی، کنون در معرض این مهر قرار گرفته‌ام.
🌷🌷🙏🙏🙏

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

#کتاب_زبانشناسی
#زبانشناسی_شناختی

وندافزایی به ستاک فعل در زبان فارسی: رویکردی شناختی
نویسنده: پارسا بامشادی
نشر نویسۀ پارسی، ۱۴۰۵

در این کتاب با بهره‌گیری از برخی مفاهیم نظری و ابزارهای تحلیلی سه نظریۀ دستور شناختی، معناشناسی قاب و ساختواژۀ ساخت کوشیده‌ام چارچوبی شناختی برای واکاوی فرایند وندافزایی به ستاک فعل فارسی ارائه دهم.

Cognitive Grammar
Frame Semantics
Construction Morphology

در تصویرهای بالا، بخش پیش‌گفتار و فهرست مطالب کتاب را می‌توانید ببینید.
در فرازی از پیش‌گفتار آمده است:

نیک آگاهم که با همۀ تلاشی که برای تشریح انگارۀ پیشنهادی خود و کاربست آن در واکاوی برخی از پسوندها و پیشوندهای فعلی زبان فارسی داشته‌ام، هنوز سویه‌ها و گوشه‌هایی برای جست‌وجو، پرسمان‌هایی برای کندوکاو و موضوع‌هایی برای گفت‌وگو پیش روی ماست. این نخستین گام است و برداشتنِ هر گام، راه‌های تازۀ نرفته‌ای را در برابر چشمان ما پدیدار می‌کند. امیدوارم که این گام نخست چنان نویدبخش و امیدآفرین باشد که ساختواژه‌پژوهانی دیگر را به اندیشه‌ورزی، پرسشگری و پژوهندگی در این راه و رویکرد ترغیب سازد.

🆔 @cog_linguistics

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

«آنک که علمِ راستینِ بی‌هیاهو به خاک سپرده می‌شود».

«به یاد انوشه‌روان استاد عبدالمجید ارفعی و با اندوهی گران»

روانشاد استاد عبدالمجید ارفعی، اولین فردی که از دانشگاه شیکاگو دکترای زبانِ ایلامی گرفت، استادی از نسلِ استادانِ «بی‌نیاز از هیاهو» بود.

او در تولیدِ دانشِ زبان‌های باستانی، سهم داشت، روندی که این روزها کمتر به دست و دیدۀ اهل علم می‌آید.

بی‌هیاهو زیست، بی‌ادعا و بی‌چشمداشت تدریس کرد و بی‌سر وصدا به خاک سپرده شد.

بازخوانی یک عمر، تلاش استادانی چون عبدالمجید ارفعی صرفاً ادای احترام به گذشته نیست، بلکه بازسازی حافظۀ علمیِ ایران‌دوستی و ایران‌شناسی است.

در روزگاری که حتی در کیانِ علم و دانش و اندیشه، اغلبِ توجه‌ها معطوف به چهره‌های پرهیاهوی رسانه‌ای است، یادآوری عالمانی که بی‌هیاهو، ستون‌های علم را استوار نموده‌اند، ضرورتی فرهنگی و تاریخی است.

بی‌هیچ تردیدی، دانشِ امروزِ زبان‌های باستانی در ایران بر شانه‌های نسلی از استادانِ بی‌ادعا، عمیق، پرمطالعه و پردانشی ایستاده‌است که با مجاهدت‌های علمی خود، این نهاد را بنا نهادند.

ارفعی یکی از همین شانه‌های استوار بود.

درگذشت او، پایانِ یک عمر، مجاهدتِ علمی است. شناختِ او و آثار ارزنده‌اش یعنی شناختِ ریشه‌های تاریخ و هویت ایرانی، و بی‌ریشه، هیچ درختی پایدار نمی‌ماند.

نامِ رفیعش در حافظۀ علمی پژوهندگان زبان‌های باستانیِ ایران تا همیشه زنده است. تنها استاد فاضلی که می‌توانست تاریخ ایران را بی‌واسطه، از دل گل‌نبشته‌هایی چند هزار ساله بخواند.

جناب آقای دکتر پارسا دانشمند، استاد آشورشناسی و از شاگردان استاد ارفعی (که استاد سال‌ها پیش، با افتخار و اندوهی هم‌زمان، در مورد ایشان گفته بودند: «پارسا دانشمند که از دوران دبیرستان تحت آموزشم بود تا چندی دیگر باید از رسالۀ دکتری خود دفاع کند و هم‌اکنون شاگرد اول آکسفورد است... چرا برگردد؟ اینجا جایی ندارد که برگردد.») در یادداشتی که به سال ۱۳۹۹، در «صدای میراث» منتشر کرده‌اند، با حسرت، از «خاموش‌نشینی» استاد گفته‌اند:

«استاد ارفعی با کوله‌باری از دانش و پژوهش‌های میخی، آشورشناسی و زبان‌های اکدی و سومری و ایلامی از امریکا به ایران بازمی‌گردد، اما برخلاف آرزویش، هرگز دفتر و دستکی رسمی برای رشتۀ پژوهش‌های میخی به او اختصاص نمی‌یابد.

او هرگز به طور جدی برای تدریس در هیچ دانشگاهی دعوت نشد و در تحققِ آرزوی دیرینۀ خود، آموزش گسترده و رسمیِ زبان‌های باستانی، کامیاب نگردید.

با این حال، دفتر و محل کار شخصیٓ و حتی خانۀ خود را کلاس درس دانشجویان و علاقمندان پژوهش‌های میخی ساخت.

دکتر ارفعی با چنین دانش منحصر به فردی در ایران، هرگز استخدام نشد، هرگز  بازنشسته نگردید و هرگز از امکاناتِ دانشگاه‌های شایستۀ ایران بهره‌‌ای نصیبش نشد.

افسوس که این همه سال، چه گنجینه‌ای در رشتۀ پژوهش‌های میخی داشتیم و چه فقیرانه زندگی کردیم».



روانش مینوی و بهشتِ روشنِ همه‌آسانی، بهره‌اش باد.

دریغا که با رفتن او، گویی، بخشی از توان‌مان برای خواندن گذشته‌مان خاموش شده‌است.


https://www.sedayemiras.ir/?p=13310
https://inn.ir/news/146339
/channel/HistoricalLinguistics

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

🏴
هرچه مرهم می‌گذارم بند می‌آید مگر
ای وطن؛ خون تو از اروند می‌آید مگر؟

#یاسر_قنبرلو


🏴 #ایران 💚🤍♥️
@AdabSar

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

🌷🍁🍂
🍂🍁
🍁

قابل توجه استادان، پژوهشگران و دانشجویان ارجمندی که برای «ششمین همایش ملی میراث زبانی» چکیدهٔ مقاله فرستاده‌اند

🌱

با درود و احترام،

به آگاهی استادان، دانشجویان و پژوهشگران ارجمندی که برای «ششمین همایش میراث زبانی» چکیدهٔ مقاله فرستاده‌اند می‌رسانیم به دلیل تمدید مهلت ارسال چکیده تا ۳۰ آذر ماه، نتایج داوری چکیده‌ها با یک هفته تأخیر (۲ دی ماه) اعلام خواهد شد. 

بدیهی است آخرین فرصت ارسال مقالهٔ کامل برای چکیده‌های پذیرفته‌شده نیز با یک هفته تمدید، ۲۷ دی‌ ماه خواهد بود.

با احترام
دبیرخانهٔ ششمین همایش ملی میراث زبانی

🌱
🍂

برای آگاهی از محورها و تاریخ‌های مهم همایش لطفاً پوستر همایش را ببینید.

🍁🍁
🍂

دریافت شیوه‌نامه نگارش چکیده‌ها و مقاله‌ها 

رایانامه ارسال چکیده و اصل مقالات: dialang@richt.ir
🍁
🍂

آخرین اطلاع‌رسانی‌های مربوط به همایش در نشانی‌های زیر انجام خواهد شد:

کانال تلگرامیِ زبان‌های درخطر ایران

وبگاه «پژوهشکدهٔ زبان‌شناسی، کتیبه‌ها و متون» - «پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری» 

🍂
🍁🍂

#ششمین_همایش_ملی_میراث_زبانی

🍁
🍁🍂🍂🍂
🍁🍁🍁🍂🍁 🍁🍂
🍂🍁🍁🍂🌾🍁🍂🍁🌷

@zabanhaye_darkhatare_IRAN

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

#کتاب_زبانشناسی

تحول زبان: پژوهشی در تاثیر سنت شفاهی در تحول زبان

عباسعلی وفایی
هادی نورمحمدی
زینب باوندپور
ویراستار: اصغر اسمعیلی

انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی
سال ۱۴۰۴

کتاب "تحول زبان" با ارائه‌ی نظریه‌ای نوآورانه و  بازخوانی ریشه‌های تحول زبانی با پژوهشی در تأثیر سنت شفاهی بر تحول زبان، یکی از معدود آثاری است که با اتکا به داده‌های تاریخی، زبان‌شناختی و مردم‌شناختی، این نظریه‌ی بنیادین  را مطرح می‌کند:
«تسلط سنت شفاهی بر ذهنیت ایرانیانِ پیش از کتابت، اصلی‌ترین عامل در سرعت تحول زبان‌های ایرانی بوده است.»

منبعی ارزشمند و قابل استناد برای استادان، دانشجویان و پژوهشگران زبان‌شناسی، ادبیات فارسی و ایران‌شناسی.

Читать полностью…

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

🧠 استعاره فقط کلمات نیست؛ تمام وجودتان آن را درک می‌کند

گاهی یک تصویر، یک صدا، یا حتی یک حرکت، بیش از هزاران کلمه در ما حس و معنا ایجاد می‌کند. این قدرت «استعاره‌های چندوجهی» است.

تصور کنید:

· در یک فیلم، دوربین به آرامی از یک گل پژمرده دور می‌شود... 🔍🥀
· در یک گفتگو، هنگام بیان یک شکست، دست‌هایتان را به نشانه تسلیم باز می‌کنید... 🤷‍♂️
· در یک آهنگ، با فرود آمدن ملودی، صدای باران به آرامی شنیده می‌شود... 🌧️🎶

این‌ها فقط تزیین نیستند. مغز شما این نشانه‌های مختلف (تصویر، صدا، حرکت) را گرفته و از ترکیب آن‌ها یک معنا و احساس یکپارچه و عمیق می‌سازد.

🔬 علم چه می‌گوید؟
پژوهش‌های جدید درعصب‌شناسی ادراک نشان می‌دهند که وقتی با یک استعاره چندوجهی روبرو می‌شویم (مثلاً همزمان یک نماد بصری و یک استعاره کلامی)، چندین ناحیه حسی در مغز به طور همزمان فعال می‌شوند.

مغز این اطلاعات پراکنده را مانند قطعات پازل کنار هم می‌چیند و از ترکیب آن‌ها، درکی غنی و چندبعدی خلق می‌کند که بسیار ماندگارتر و تاثیرگذارتر از هر کدام به تنهایی است.

این همان چیزی است که یک اثر هنری یا یک پیام تبلیغاتی هوشمند را این‌چنین به یاد ماندنی می‌کند.

✨ در زندگی روزمره:
دفعه بعد که:

· یک تیزر تبلیغاتی هوشمند شما را تحت تاثیر قرار داد
· یک پست اینستاگرامی با ترکیب تصویر و متن عمیقاً شما را لمس کرد
· یک اجرای تئاتر یا سخنرانی خوب شما را مجذوب خود کرد

بدانید که احتمالاً در حال تجربه یک «استعاره چندوجهی» هستید. مغز شما در حال لذت بردن از هماهنگی زیبایی است که بین حواس مختلفش ایجاد شده است.

📚 منبع:
Neves, M., et al. (2024). Multisensory integration in metaphor comprehension: A fMRI study. *NeuroImage*, 292, 120589.

اگر کنجکاو شدید که مغز چگونه از این تکه‌های پراکنده، داستان‌های منسجم می‌سازد، برای کشف رازهای بیشتر به کانال ما بپیوندید.

.......................مغزِ معنا.......................

#استعاره_چندوجهی
#MultimodalMetaphor

@MindBrainLing

Читать полностью…
Subscribe to a channel