daronzaad | Unsorted

Telegram-канал daronzaad - درون زاد...

1506

جایی برای کسانی که به درک عمیق‌تر از خود اهمیت می‌دهند.... برای ارتباط با من. . . . صفحه‌ی اینستاگرام: https://www.instagram.com/zahra.dadashi.psychologist?igsh=YXdlNWc4cTYxanp2

Subscribe to a channel

درون زاد...

دنیا فراتر از هر سرنوشتِ شخصی است. آن برگِ بر روی درخت را روزی باد با خود خواهد برد.‍ نویسنده‌ای اخیرا در ایران خودکشی کرد. جسدش را در جنگل یافتند، آویزان از طنابی. عکسی هم در کار بود. اگر به گوشه‌ی دیگری از عکس نگاه می‌کردید می‌دیدید که جهانِ درختان و پرندگان با زیبایی به کارِ خود ادامه می‌دهد. ما در حالِ گذاریم، اما ابدیت می‌ماند. هر چیزِ دیگر زیادی است.

عباس کیارستمی


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

رنجش‌های کوچکی که حل نشوند رابطه را فرسوده می‌کنند.


بسیاری از رابطه‌ها نه با یک بحران بزرگ، بلکه با انباشت رنجش‌های کوچک فرسوده می‌شوند.
جمله‌هایی که گفته نمی‌شوند، دلخوری‌هایی که جدی گرفته نمی‌شوند، یا رفتارهای کوچکی که بارها تکرار می‌شوند.

در ابتدا این رنجش‌ها ناچیز به نظر می‌رسند. افراد اغلب ترجیح می‌دهند از کنارشان بگذرند تا رابطه دچار تنش نشود. اما احساسات گفته‌نشده از بین نمی‌روند، آن‌ها در جایی از رابطه جمع می‌شوند.

به‌تدریج فاصله‌ای نامرئی شکل می‌گیرد. گفت‌وگو کمتر می‌شود، صمیمیت کاهش می‌یابد و طرفین بدون آنکه بدانند دقیقاً چه اتفاقی افتاده، احساس دوری می‌کنند.

رابطه‌های پایدار معمولاً رابطه‌هایی نیستند که در آن‌ها هیچ رنجشی وجود ندارد؛ بلکه رابطه‌هایی هستند که در آن‌ها رنجش‌ها پیش از آنکه انباشته شوند، دیده و درباره‌شان گفت‌وگو می‌شود.

@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

باید شروع به عشق‌ورزی کنیم تا بیمار نشویم، و اگر نتوانیم عشق بورزیم، ناگزیر بیمار خواهیم شد!


درآمدی بر خودشیفتگی
فروید

@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

وقتی جهان درون ما ویران و مرده و تهی از عشق می‌شود، وقتی عزیزانمان از هم جدا می‌شوند و خود را در یأسی عمیق و درمانده می‌بینیم، آن‌گاه است که باید جهان درون خود را از نو بسازیم، تکه‌های جدا از هم را دوباره کنار هم بگذاریم و به آن‌ها جان دوباره‌ بخشیم، و زندگی را دوباره بیافرینیم.

هانا سگال


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

گاهی آنچه ما به نام اهمال‌کاری می‌شناسیم، نه از تنبلی، بلکه از فشار روانی، فرسودگی، اضطراب یا آشفتگی درونی می‌آید.


ذهن در شرایط سخت همیشه به‌دنبال پیش‌روی نیست؛ گاهی فقط می‌کوشد دوام بیاورد.
در چنین زمان‌هایی، به تعویق انداختن کارها می‌تواند نشانه‌ای باشد از اینکه روان ما بیش از آنکه به فشار بیشتر نیاز داشته باشد، به مکث، نظم کمتر و قدری مراقبت نیاز دارد.
فهمیدن این تفاوت مهم است، چون همه اهمال‌کاری‌ها از یک جنس نیستند و گاهی آنچه شبیه انجام ندادن به نظر می‌رسد، در واقع شکل خاموش خستگی یا ناتوانی موقت در مواجهه با بار زندگی است.

در این موقعیت‌ها، راه مؤثر معمولاً فشار بیشتر نیست...
میتوانید
کاری که قرار است انجام دهید را کوچک‌تر کنید، مثلا فقط برای ۱۰ دقیقه شروع کنید و به‌جای انتظارِ کامل بودن، یک قدم بردارید.
اگر خستگی و اضطراب بالاست، ابتدا آرام‌سازی انجام دهید و بعد اقدام کنید.
گاهی عبور از اهمال‌کاری با کاهش فشار و شروع‌های کوچک آغاز می‌شود.


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

بعد از یک وقفه، فعالیت این کانال را از سر می‌گیرم.
برای همۀ شما سلامتی و آرامش آرزو می‌کنم.

می‌دانم در روزگار ما که بی‌ثباتی و ناپایداری پررنگ‌تر شده، بسیاری از ما با احساسات گوناگون روبه‌رو هستیم و دیگر آدم چند ماه قبل نیستیم...
امیدوارم مطالب این کانال، حتی در حد چند مکث کوتاه، برایتان مفید و همراه‌کننده باشد.

@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

هیچ‌کس نمی‌خواهد تروما را به یاد بیاورد.


از این حیث، جامعه هم فرقی با خود قربانیان ندارد. همه‌ی ما می‌خواهیم در جهانی امن، مهارشدنی و پیش‌بینی‌پذیر زندگی کنیم.
اما قربانیان یادمان می‌اندازند که اوضاع همیشه این‌گونه نیست. برای درک تروما باید بر اکراه طبیعی‌مان برای مواجهه با آن واقعیت غلبه کنیم و شجاعت گوش دادن به حرف‌های بازماندگان را در خود بپرورانیم.

لنگِر به شکل تأثربرانگیزی چنین نتیجه می‌گیرد: چه کسی می‌تواند قبر مناسبی برای این تکه‌های آسیب‌دیده‌ی ذهن پیدا کند تا در کنار هم آرام گیرند؟ زندگی به حركتش ادامه می‌دهد؛ اما همزمان در دو جهت زمانی؛ آینده نمی‌تواند از چنگ حافظه‌ای مملو از اندوه رهایی یابد.

ویژگی اصلی تروما توان‌فرسا، باورناپذیر و تحمل‌ناپذیر بودن آن است. مواجهه با هر بیمار مستلزم این است که حسمان از طبیعی بودن را موقتاً کنار بگذاریم و بپذیریم که با واقعیتی دوگانه سروکار داریم: واقعیت کنونی نسبتاً امن و پیش‌بینی‌پذیر که دوشادوش گذشته‌ای ویرانگر و همیشه حاضر زیست می‌کند.

از کتاب بدن فراموش نمی‌کند، نوشته‌ی بسل ون درکولک


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

بعضی آدم‌ها بیمار نیستند؛ فقط مدتِ زیادی را در شرایطی زیسته‌اند که برای انسان ساخته نشده.

نانسی مک ویلیامز


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

اگرچه تقدیر، ما را به ژرفای اندوه کشانده است،
تو در خیال خویش بال‌هایت را بگشا و پرواز کن؛
حتی اگر بال‌هایت زخمی باشند.
دل‌آشوب نباش، سپیده‌دم نزدیک است...


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

اگر آسیبی دیده‌اید، باید چیزی را که بر سرتان آمده بپذیرید و نامی بر آن بگذارید.


این موضوع را با تجربه‌ی شخصی خودم آموخته‌ام: مادامی که جایی نداشتم تا بتوانم به این فکر کنم که زندانی شدن در سرداب‌خانه به وسیله‌ی پدرم بابت خطاهای سه‌سالگی چه حسی دارد، همواره ذهنم دغدغه‌ی تبعید‌شدگی و رهاشدگی داشت. فقط وقتی که توانستم درباره‌ی حس آن پسربچه صحبت کنم و بابت آن همه ترس و سلطه پذیری ببخشمش، کم‌کم از لذت مصاحبت با خودم بهره بردم.

احساس اینکه کسی حرفمان را می‌شنود و درکمان می‌کند، فیزیولوژی‌مان را تغییر می‌دهد؛ توانایی به زبان آوردن احساسات پیچیده و واداشتن دیگری به درک آن‌ها مغز لیمبیک را به کار می‌اندازد و لحظه‌ی آهان فهمیدم را ایجاد می‌کند.

درمقابل، سکوت و درک نکردن دیگران روح ما را می‌کشد. یا آن طور که جان بالبی به بیانی فراموش نشدنی می‌گوید:
آنچه را نتوان با مادر در میان گذاشت به خودمان هم نمی‌توانیم بگوییم.


از کتاب بدن فراموش نمی‌کند، نوشته‌ی بسل ون درکولک


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

و می‌بینم شب را، که با همه سنگینی خود بر من فرود آمده‌است؛ و من هنوز زنده‌ام!

سه‌ برخوانی
بهرام بیضایی

@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

هر تجربه ناگوار کودکی به نمایشی عاطفی در روابط بزرگسالی تبدیل می‌شود،
مگر اینکه برای آن سوگواری کنیم و آن را بهبود بخشیم.

دیوید ریکو


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

هر تحولی،
پایان یافتن یک جهان را میطلبد
گویی یک فلسفه قدیمی باید فرو بپاشد.


یونگ

@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

فرزندانی که در یک خانه متولد می‌شوند، تقریباً هرگز شرایط محیطی یکسانی را تجربه نمی‌کنند.

اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، شاید خواهران و برادران برخی شرایط محیطی یکسان را، که معمولاً چندان اهمیتی ندارند، هم‌زمان تجربه کنند؛ اما آن شرایط محیطی که بیشترین تأثیر را روی شکل‌گیری شخصیتشان می‌گذارد، به‌ندرت یکسان است.

شاید در یک خانه زندگی کنند، یک‌جور غذا بخورند و فعالیت‌های مشابه زیادی انجام بدهند؛ اما این شرایط محیطی در درجه‌ی دوم اهمیت هستند.

از بین تمام این شرایط محیطی، آن شرایطی که بیشتر از همه روی شکل‌گیری شخصیت انسان اثر می‌گذارد، نامرئی است: فضایی هیجانی که کودک در سال‌های مهم آغازین رشد مغزی‌اش در آن زندگی می‌کند.

از کتاب ذهن‌های پراکنده
نوشته‌ی گبور مته


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

ما معمولاً در شب سال نو به زندگی‌مان نگاهی می‌اندازیم: چه‌چیزی خوب پیش رفت، چه‌چیزهایی نه و برای سال آینده، می‌خواهیم چه دستاوردهایی داشته باشیم.

اما اگر سالی یک بار به زندگی بیندیشید، زندگی شما چندان بهبود نمی‌‌یابد. اگر هر هفته آن حس فوران الهام را تجربه کنید، چه می‌شود؟

این سودمندیِ روش "مثبت منفی بعدی" است. بدون تلاش خاصی، می‌توانید لحظه‌ای برای تأمل داشته باشید که الهام‌بخش اقداماتی شود که زندگی شما را بهبود ببخشد.

به آنچه هفته‌ی گذشته انجام داده‌اید نگاه کنید، درباره‌اش تأمل کنید و این هفته گام بهتری بردارید.

از کتاب تجربه‌های کوچک رهایی‌بخش
نوشته‌ی ‌لور لکانف


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

عشق جوهر همه رویاهاست و همیشه در جایی است که دست واقعیت به آن نمی‌رسد.


شاهرخ مسکوب

@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

بسیاری از ما در روابط عاطفی خود قربانی یک باورِ نادرست می‌شویم:

این‌که پارتنر ما باید بتواند ذهنمان را بخواند.


تصور می‌کنیم اگر برای دریافت توجه، محبت یا تغییر یک رفتار نیاز به "درخواست" داشته باشیم، آن خواسته ارزش خود را از دست می‌دهد، چرا که گمان می‌کنیم عشق واقعی به معنای درک خودبه‌خودی است.

اما واقعیت این است که انتظار برای ذهن‌خوانی، یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای تضعیف صمیمیت است.
ابرازِ نیاز، به رسمیت شناختنِ این حقیقت است که ما انسان‌هایی محدودیم و گاه برای ادامه مسیر، به حمایت دیگری نیاز داریم.

وقتی نیاز خود را به زبان می‌آورید، سه اتفاق مهم می‌افتد:

نخست آنکه از تله ذهن‌خوانی فاصله می‌گیرید و به رابطه فرصت واقعی برای ترمیم می‌دهید.

دوم اینکه به‌جای سرزنشِ طرف مقابل: مثلا اینکه تو همیشه بی‌توجهی!
از زبانِ من استفاده می‌کنید: مثلا من این روزها احساس تنهایی می‌کنم و به وقت بیشتری با تو نیاز دارم.

سوم اینکه به پارتنر خود کمک می‌کنید تا بداند چطور می‌تواند بهترین همراه شما باشد؛ به‌جای اینکه او را در یک بازی حدس‌زدنِ کورکورانه رها کنید.

ابراز نیاز نه نشانه‌ی ضعف، که یکی از قدرتمندانه‌ترین گام‌ها برای ساختن یک رابطه‌ی بالغانه است. ما برای رسیدن به همدلی، پیش از هر چیز باید بتوانیم سخن بگوییم.


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

گاهی پایان دادن به یک رابطه دوستانه با احساس گناه همراه است.


بسیاری از ما از کودکی آموخته‌ایم که رفاقت باید همیشه حفظ شود و فاصله گرفتن از یک دوست می‌تواند نشانه بی‌وفایی تلقی شود.

به همین دلیل وقتی تصمیم می‌گیریم از رابطه‌ای که دیگر برایمان سالم یا آرام‌بخش نیست فاصله بگیریم، ممکن است صدایی در درونمان ما را سرزنش کند.

اما در واقعیت، همه روابط قرار نیست تا همیشه ادامه پیدا کنند. انسان‌ها تغییر می‌کنند، نیازها عوض می‌شود و گاهی بعضی رابطه‌ها دیگر با مسیر زندگی ما همخوان نیستند.

بازنگری در روابط و انتخاب آگاهانه اینکه با چه کسانی زمان و انرژی خود را تقسیم می‌کنیم، بخشی از مراقبت از خود است؛ نه نشانه بی‌وفایی.

گاهی حفظ یک رابطه از روی عادت یا احساس گناه، بیش از پایان دادن محترمانه به آن، به هر دو نفر آسیب می‌زند.

@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

وقتی ذهن به دلیل فشار روانی پراکنده است، تمرکز کردن با زور و اجبار ممکن نمی‌شود. برای بازگشت به تمرکز، باید ابتدا از بار ذهنی کم کرد.

اگر این روزها ذهن شما به سختی متمرکز می‌شود، این چند گام کوچک را امتحان کنید:


●قانون فقط یک کار: ذهنی که خسته است از چندوظیفگی متنفر است. برای هر بازه زمانی، فقط و فقط یک کار را انتخاب کنید، حتی اگر جواب دادن به یک پیام باشد.

●محدود کردن ورودی‌ها: در زمان کار، گوشی را دور از دسترس قرار دهید. مغز ما در حالت هشدار، با هر اعلان یا نوتیفیکیشن دچار یک ریزاضطراب می‌شود که توان تمرکز را تا مدت‌ها از بین می‌برد.

●نوشتن روی کاغذ: وقتی ذهن شلوغ است، همه نگرانی‌ها و کارهای ناتمام را روی کاغذ بیاورید. تخلیه روی کاغذ، فضای پردازشی مغز را آزاد می‌کند.

●تکنیک زمان‌های بسیار کوتاه: به‌جای یک ساعت تمرکز، از خودتان بخواهید فقط ۱۰ دقیقه روی کار بمانید. شروع کردن، سخت‌ترین بخش تمرکز در زمان خستگی است.

●تنفس آگاهانه: چند دم و بازدم عمیق به سیستم عصبی پیام می‌دهد که در این لحظه خطری نیست. تا زمانی که بدن در حالت هشدار باشد، مغز اجازه تمرکز عمیق را صادر نمی‌کند.

به خاطر داشته باشید که در روزهای سخت، تمرکز یک مهارت نیست، یک ظرفیت است که نیاز به مراقبت دارد.

@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

گاهی وقتی حرف نمی‌زنیم، بدن زودتر از ما شروع می‌کند به "گفتن"
با دلشوره، بی‌خوابی، انقباض، خستگیِ مداوم یا بی‌قراری.

بیان کردن همیشه به معنی تعریفِ کاملِ ماجرا نیست. گاهی فقط این است که به خودمان اجازه بدهیم تجربه‌مان "نام" داشته باشد:
ترس، غم، خشم، درماندگی… یا حتی
"نمی‌دانم دقیقاً چیست، فقط سنگین است".

وقتی احساسات فرصت پیدا می‌کنند گفته شوند، اغلب از فشارشان کم می‌شود، و بدن هم کم‌کم از حالتِ آماده‌باش بیرون می‌آید.
اگر این روزها چیزی درون‌تان گیر کرده، از یک جمله‌ی ساده شروع کنید:
"بدنم خسته است… و شاید لازم است بیشتر به خودم گوش بدهم."


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

اندوهی که به اشک راه نمی‌بَرَد،
سایر اندام‌ها را به گریستن وا می‌دارد...

هنری مودسلی


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

تروما یا ضربه روانی
تجربه‌ای است که از نظر روانی و عاطفی آن‌قدر شدید، ناراحت‌کننده یا تهدیدکننده است که توان ذهنی فرد را برای پردازش و کنار آمدن با آن را می‌شکند.
رویدادهای ناگهانی یا خطرناک مثل حوادث جدی، خشونت، تجاوز، بلایای طبیعی یا تهدید به مرگ، می‌توانند باعث تروما شوند. اما نه همه تجربیات سخت، بلکه زمانی که فشار روانی از توان ذهنی فرد برای پردازش فراتر رود، تروما شکل می‌گیرد.

اگر تروما پردازش نشود، فرد ممکن است سال‌ها بعد نشانه‌های روانی و رفتاری ماندگار تجربه کند و زندگی‌اش تحت تأثیر قرار گیرد. این وضعیت گاهی به اختلالاتی مانند PTSD می‌انجامد که نیاز به درمان تخصصی دارد.

در چنین شرایطی، شنیده شدن اهمیت ویژه‌ای دارد البته در فضایی امن و بدون قضاوت.
فاجعه‌ی این روز های کشورمان خیلی عمیق‌تر و دردناک تر از آن است که در کلمات و جملات بگنجد اما
گاهی فقط حضور و شنیدن ما، شاید بتواند گوشه‌ای کوچک از مرهم، برای زخم دلِ اطرافیان‌مان باشد.

روان برای بقا نیاز به گفتن و شنیده شدن دارد...




@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

آی سیاووشان
اندوه ما از این فاجعه، اندوه هزاران مادر و پدر، نمی‌دانم سنگینی این سوگ حیرت انگیز، در کدام ترازو سنجیده می‌شود؟ کیست که بداند؟
آی سیاووشان، تا نوروز چیزی نمانده، تا شکفتن سبزه‌زارها تا گستردن سفرۀ نوروز بر مزار شما، تا آیینه و شمع و دیوان حافظ بر آن سفره نهادن، با نغمۀ سازی و سرودی از جنس سوگ سیاووش.
با خود واگویه می‌کنم، شاید پیر مغان که سوگوار سیاووش بود خون‌های شما را در سپیده دم نوروز به خورشید بسپارد که در هر بامداد گلرنگ‌تر از همیشه در آسمان صبح پیدا شود تا خاطرۀ شما را به یاد همۀ جهانیان بیاورد.

علی طهماسبی گنجور

@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

اقتصاد بی‌ثبات و روانِ پیچیده‌ی ما


اقتصاد همیشه با ما حرف نمی‌زند؛ گاهی فقط فشار می‌دهد. نه تنها روی دخل و خرج، روی روان.
در چنین وضعی ذهن یاد می‌گیرد به جای می‌خواهم چه کسی باشم؟
بپرسد چطور دوام بیاورم؟
این همان لحظه‌ای است که اقتصاد، مدیریت روان را به دست می‌گیرد.

فشار اقتصادی مزمن مغز را وارد حالت اضطراری می‌کند. در این حالت: تفکر عمیق خاموش می‌شود، خلاقیت به مرخصی می‌رود و تصمیم‌ها عجول و دفاعی می‌شوند. خیلی از دعواهای عاطفی از حساب و کتاب شروع نمی‌شود اما به آن ختم می‌شوند.
اقتصاد حوصله را می‌بلعد؛ بی حوصلگی، صمیمیت را.
خیلی از رنج‌های روانی امروز نشانه ضعف فردی نیستند؛ نشانه سازگاری با شرایط فرساینده‌اند. روان وقتی خسته است، شاید بیمار نشده، زیاد تحمل کرده.

وقتی "توان مالی" با "ارزش شخصی" اشتباه گرفته می‌شود، آدم‌ها فکر می‌کنند مشکل از خودشان است نه ساختار.
مشکل همیشه از ما نیست. این اضطراب ممتد، سیستم عصبی را همیشه نیمه فعال نگه می‌دارد. بدن خسته است، حتی وقتی کار نمی‌کنی.
در شرایطی که فشار بیرونی مزمن است، مراقبت از روان یعنی کم کردن توقع از خود نه قوی‌تر شدن.

اگر امروز فقط دوام آوردی این شکست نیست پاسخ سالم روان به وضعیت ناسالم است.


از خودمان و ذهنمان هر راهی می‌دانیم مراقبت کنیم. همه فشارهایی که حس می‌کنیم حاصل ضعف فردی نیستند؛ نامگذاری شرایط به عنوان "فشار ساختاری" بار شرم را از روی روان برمی‌دارد.

از صفحه‌ی مجموعه روان‌درمانی کارون



@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

مستند عیار تنها 1399
به کارگردانی علا محسنی
درباره‌ی آثار بهرام بیضایی و زندگی ایشان



@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

زجر و عذاب را از خودت دور کن، اما کاری با شور نداشته باش، بگذار بماند، شور است که آدمی را زنده نگه می‌دارد.
برای همین است که می‌ترسند. تمام فکر‌ و ذکرشان ترس از شور زندگی است. می‌خواهند زجر بکشند تا حواسشان پرت شور زندگی نشود. در بچگی ناقصت می‌کنند و ترس می‌اندازند به جانت.
شور است که آدم را زنده نگه می‌دارد.

از کتاب مرگ به وقت بهار
نوشته‌ی مرسه رودوردا

@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

خودت را چگونه می‌بینی!؟


این‌که ما امروز چگونه به خودمان نگاه می‌کنیم و با خودمان حرف می‌زنیم، معمولاً ارتباط با تجربه‌های اولیه ما دارد؛ مخصوصاً در رابطه با والدین یا مراقبان اصلی در کودکی.
ما یاد می‌گیریم با خودمان همان‌طور رفتار کنیم که دیگران در سال‌های اول زندگی با ما رفتار کرده‌اند.

اگر در کودکی بیشتر دیده شده‌ایم، پذیرفته شده‌ایم و احساس امنیت داشته‌ایم، بعدها راحت‌تر خودمان را دوست داریم و در زمان سختی با خودمان مهربان‌تر هستیم. اما اگر زیاد سرزنش شده‌ایم، نادیده گرفته شده‌ایم یا مجبور بوده‌ایم کامل باشیم تا دوست‌داشتنی به نظر برسیم، ممکن است در بزرگسالی یک صدای منتقد درونمان شکل بگیرد که مدام می‌گوید کافی نیستی یا اشتباه کردی.

این صدای منتقد، در واقع صدای همان تجربه‌های اولیه است که هنوز در ذهن ما فعال مانده.
مراقبت از سلامت روان یعنی کم‌کم این صدا را بشناسیم و بفهمیم از کجا آمده. کم کم یاد بگیریم به جای سرزنش خودمان، کمی شفقت و مهربانی را در نگاه و همچنین حرف زدن با خودمان به کار ببندیم و به یاد داشته باشیم الگو رفتاری شکل گرفته را می‌توان تعدیل کرد.

به بیان دیگر:
خودمراقبتی واقعی، از جایی شروع می‌شود که به جای جنگیدن با خودمان، یاد می‌گیریم کنار خودمان بایستیم.

@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

چرا همه‌چیز را می‌گذاریم برای «بعداً»؟


بسیاری از کارها، احساس‌ها و تصمیم‌ها نه فراموش می‌شوند و نه حل می‌گردند.
آن‌ها فقط به «بعداً» سپرده می‌شوند.

پشت این بعداً گفتنِ مکرر، اغلب نوعی تعلیق درونی وجود دارد.
حالتی میان خواستن و نخواستن، گفتن و نگفتن، ماندن و رفتن.

بعداً گفتن همیشه از بی‌نظمی یا تنبلی نمی‌آید.
گاه راهی است برای فاصله گرفتن از اضطرابِ مواجهه.
راهی برای حفظ آرامش موقت، وقتی تصمیم‌گرفتن دشوار است.

اما آنچه به بعداً واگذار می‌شود، از ذهن کنار نمی‌رود.
در لایه‌های پنهان باقی می‌ماند.
و خود را به شکل دل‌مشغولی، خستگی یا احساس ناتمامی نشان می‌دهد.

توجه به آنچه مدام به تعویق می‌افتد،
می‌تواند نشانه‌ای مهم از نیازهایی باشد
که هنوز دیده نشده‌اند.


از کانال تلگرام کلینیک مهرجان


@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

Ennio Morricone-1981

پرِ کاهی امید را از کف نمی‌ دهیم
بی‌‌رویا بودن در سراسر زمستان را انکار می‌کنیم

برای ما آفتاب می‌ درخشد
ما به بهار ایمان داریم
بهاری که هرگز از ما دور نیست
که نتوانیم به نگاهی بر آن دست یابیم
نابینایی در میان ما نیست

رودِ ما به راهِ خویش است
رودی که دل و گلو و زبان و
صداست
پیشاپیش و بی‌ وقفه جلو می‌ رود
و با خود می‌ برد احساس را
و آرمانِ فرداهای سترگمان را

پل الوار
@daronzaad

Читать полностью…

درون زاد...

ویرجینیا وولف می‌گوید: آرامش با فرار از زندگی به دست نمی‌آید.

از لحاظ روان‌شناسی، اجتناب از موضوع یا موقعیتی، اضطراب را حفظ و حتی تقویت می‌کند.
یعنی هرچه بیشتر از زندگی بگریزی
ترس‌ها بزرگتر می‌شوند.
بنابراین گاهی لازم است بمانیم، روبه‌رو شویم و دقیق‌تر نگاه کنیم...
بعضی چیزها نه کامل می‌شوند و نه آن‌طور که می‌خواهیم اصلاح خواهند شد.


@daronzaad

Читать полностью…
Subscribe to a channel