difaazshia | Unsorted

Telegram-канал difaazshia - بازگشت به شیعه

-

💫 نگاشته هايي از سر اجبار در رد افكار انحرافي !

Subscribe to a channel

بازگشت به شیعه

🔰 عمق جهالت و توهم خود عالم پنداری

اولا بأي اجازة خود سرانه وبلا تعلم صحيح رجوع به روايات ميكند ؟!
کما قاله الشیخ جعفر کاشف الغطاء في كشفه ج 1 ص 269 :
... فمن أخذ الأحكام من الأدلَّة مع عدم أهليّته فلا نشكّ في فسقه ومعصيته ... .

ثانيا در عصر ائمه عليهم السلام افغانستان كجا بود ؟
نسبت كذب به ائمه عليهم السلام

ثالثا استشهاد به أضعف روايات كه مملؤ از متهافتات متنيه و اشكالات سندي ميباشد و كثيرا ما بلسان أعلام طائفه بالنسبة الي هذه الروايات اين تهافتات مبين گشته است مجالي للأخذ باقي نخواهد گذاشت .
فهذا دليل لعدم صلاحيته !


🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔰 بررسى بعض عباراتى که متصوَر بر روایت است

🖊 استاد شيخ مَهدى صَدرى حفظه الله :
برخی از خطباء و نویسندگان بدون دقت در مطالب و اطمینان از صحت انتساب کلمات به معصومین برخی از جملات عربی را روایت پنداشته و بر آن نتایجی را مترتب می کنند :

1⃣. عبارت معروف كل يوم عاشورا وكل ارض كربلا
اين جمله روايت نبوده بلكه در روايات دقيقا نقطه مقابل ان بيان شده كه روزي مانند عاشورا نيست و سرزميني حرمت كربلا را ندارد (مزار شيخ مفيد ، ص 23)
ظاهرا بنظر ميرسد عبارت مشهور از شعر ابوعبدالله مغربي بوصيري (م696) اخذ شده :
كل يوم وكل ارض لكربي منهم كربلا وعاشوراء
كه با التفات به باقي ابيات لفظ (لكربي) در همين بيت مشعر به اين است كه : او هميشه و در همه جا بر مصائب سيد الشهداء و اهل بيت محزون است .

2⃣. عبارت مشهور ان الحياة عقيدة وجهاد
اين عبارت نيز روايت نيست (مراجعه شود به موسوعة كلمات الامام الحسن ع ص 12 ، فرهنگ جامع سخنان امام حسین ع ص 20) بلکه مصرعی از شعر زیر می باشد :
قف دون رأيك في الحياة مجاهدا ان الحياة عقيدة وجهاد (موسوعة كلمات الامام الحسين ع ص 12 ، فرهنگ جامع سخنان امام حسین ع ص 20)

3⃣. مطلب دیگری که به آن حضرت نسبت می دهند جمله ان كان دين محمدلم يستقم الا بقتلي يا سيوف خذيني ميباشد كه بزرگان امامیه مانند سید شرف الدین عاملی آن را روایت ندانسته بلکه زبان حال خوانده اند ( المجالس الفاخرة ص 95 ، أعيان الشيعة ج 1 ص 581 ) وبیان شده که مقتبس از شعری از محسن ابوالحب (م1305) میباشد (منقول از تراث کربلاء ص 86)

4⃣. برخی حدیثی را به امام حسین ع نسبت داده اند
لله در ابن عباس ينظر من ستر رقيق ==> مرحبا به پسر عباس که حوادث را از پشت پرده می بیند .
در منابع و مصادر موجود چنین روایتی از سیدالشهداء ع یافت نشده ، بلکه عامه روایتی جعلی از پشیمانیِ از جنگ و نپذیرفتن مشورت ابن عباس آورده اند که حضرت میفرماید : قالو : فلما جعل أهل العراق يختلفون علي علي ع قال لله در ابن عباس ، انه لينظر الي الغيب من ستر رقيق ( تاريخ الاسلام ذهبي ج 3 ص 538 - 539 ، أنساب الأشراف بلاذري ص 347 ، أخبار الدولة العباسية ص 38 ، تاريخ مدينة دمشق ج 44 ص 96 )
عليهذا روايتی را ابوالفرج اصفهانی از حضرت علی ع قریب به آنچه گذشت نقل نموده که حضرت میفرماید :
فذكر من حضره يوم قتل ، وهو يلتفت الي حرمه و اخوته وهن يخرجن من أخبيتهن جزعا لقتل من يقتل معه و ما يرنه به ، ويقول : لله در ابن عباس فيما أشار علي به (مقاتل الطالبيين صص 72 - 73 )
لكن روايت مذكور با اين عبارت تفاوت هايي داشته و همچنین اشکالات فوق در آن نیز جاری میباشد ، آیا ممکن است که حضرت از اقدام خود پشیمان شده باشد ؟! چنانکه عبارت گذشته - بویژه با مقدمه چینی خروج بانوان ازخیمه ها - بر آن دلالت دارد
لهذا برخی از محققین به صراحت این اخبار را تهمت بر حضرت از روی غرض ورزی دانستد . (الامام الحسين ع وأصحابه ، فضل علي قزويني صص 125 - 127 ) .


📚 عزادارى رمز موفقيت ، ج 2 صص 382 - 386 .


🍃
کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

🔰إزالة غبار الشبهة عن وجه مسلم بن عقيل ره

قسمت 3️⃣

⏺️مناقشه دلالی خبر

الف) عدم صدق فتک بر جریان مذکور

1.فقدان قید مجاهرة در معني
2.عدم اجتماع اختباء و مجاهرة
3.عدم تناسب بااحتياطات وحمايات موجود براي ابن زياد
4.معني فاتك

ب) عدم صدق اغتيال

ج) آیا ایمان فاتک یا مفتوک به را حفظ میکند ؟
خبر به دو طریق قابل خواندن میباشد [مبنی معلوم / مجهول]

د) مخالفت خبر با کتاب و سنت
1.مخالفت با آیات قرآن [
بقره / ١٩١ - النساء / ٩١ ]
2.مخالفت با سنت
[ مواردی که پیامبر دستور به فتک نمودند
1 2 2-1 ]
[ الحرب خدعة
1 2 3 ]

ى) توظيف حضرت مسلم بالنسبة خبر
1.ذكر خبر بعد از واقعه و خروج ابن زیاد
2.مخالفت قطعي سيره
3.عدم نقل خبر قبل دينوري
4.خطاء در تطبيق
5.خلل در اسناد خبر

🍃
کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

🔰إزالة غبار الشبهة عن وجه مسلم بن عقيل ره

قسمت 1️⃣

⏺️از دیرباز در اذهان عوام و افواه رجال به غلط مشهور گشت که حضرت مسلم زمانیکه در بیت هانی مستور بودند وعبیدالله بن زیاد که به بهانه عیادت به منزلِ هانی آمده بود قصد قتل او را کرد لکن بعد از بخاطر آوردن سخنی از پیامبر خاتم «الإيمان قيد الفتك» از قتل ابن زياد ملعون منصرف گشت.

☑️فقیه متکلم مورخ محقق استاد سيد علي بن جمال الأشرف در موسوعة مسلم بن عقيل ج ٣ ص ٢٠٠ به بعد بالتفصيل اين غبار شبهه را از چهره نوراني مسلم بن عقيل پاك ميكند:
الف) بررسي سند خبر
رواة خبر در كتب عامه منتهي به أبوهريره و معاويه و زبير ميشود كه وضعيت دو مورد اول كالشمس في رابعة النهار ميباشد و خبر منقول از زبير نيز بدليل وجود مبارك بن فضاله و حسن بصری مرفوض عند أهله ميباشد .
من جهة الخاصة نيز باين لفظ غير منقول ميباشد بل بهذا البيان «لا يفتك مسلم أو مؤمن» كه بالصراحة جميع مظهرين شهادتين را شامل ميشود كه نشان از اجواء تقيه عند بيان المعصوم ميباشد .
[استدراک] : مضافا روایت منقول از عمرو بن الحمق ، عثمان و انس نیز میباشد .
که وضعیت این سه راوی نیز عندنا مشخص می باشد.

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔰نقدی بر فرازی از دعای روز عرفه به قلم متکلم خبیر حاج شیخ محمد جواد خراسانی محولاتی رضوان الله تعالی علیه

✍🏼از جمله مواردی که به عنوان دلیل بر نزول ذکر شده، جمله‌ای از دعای عرفه برای امام حسین علیه السلام است، چنانکه در کتاب « الاقبال » آمده است .

🟢 [پاسخ به استشهاد آنها]
در پاسخ به آن و آنچه از امام حسین علیه السلام در روز عرفه آمده است، گفتم: این اضافه‌ای است که منحرفان کرده‌اند؛ همانطور که
علامه مجلسی (رحمه الله علیه) اشاره کرده است میباشد .

✍🏼من می‌گویم: این افزوده شامل موارد زیر است:
🔴 بسیاری از عبارات ناشیانه در فصاحت،
🔴 شبیه عبارات عرب‌زبانان است،
🔴 و به بسیاری از اصطلاحات صوفیانه،
🔴 و معانی بسیاری که تنها به مذاق آنها خوش می‌آید، یا در مذاق آنها آشکارتر است.

... و در اینجا آنچه را که مختص این جمله ذکر شده است ذکر می‌کنم :
🔷 حاوی تهافت های است که نباید از امام (سلام الله علیه) صادر می‌شد؛
اول آن، گفتار کسی است که از وصال محجوب است و در حجاب آثار مردد. او آرزو دارد پس از اذعان به دوری از محل زیارت، بدون حجاب به حضور معشوق برسد، بنابراین از او خدمتی را درخواست می‌کند که او را به او برساند و مستلزم تقرب باشد. میانه و پایان آن نشان می‌دهد که دعوتگر به پایان رسیده و سفرش به پایان رسیده است، تا جایی که دیگر نیازی به اثبات آن با آثار ندارد و ظهورش برای او بدون پنهان بودن، از هر چیز دیگری آشکارتر شده است. این سخن کسی است که به فنا رسیده و در ابدیت ساکن شده است، به گونه‌ای که نه لحظه‌ای از معشوق محجوب است و نه زمانی از او غایب.
این ناهماهنگی نشان می‌دهد که اگرچه این گوینده صوفی بوده، اما از کسانی نبوده که بتواند بین حالات تمایز قائل شود. بلکه چیزی شنیده بود و نمی‌دانست متعلق به کجاست.

🔷 دوم: جمله اول که شامل سه کلمه از اصطلاحات صوفیه، یعنی «خدمت»، «گردهمایی» و «وصل» است.
می‌گویند: بنده جز با فنا به وحی نمی‌رسد و آن را «مقام وصل» و «مقام جمع بعد از فراق» می‌نامند. این در مقابل «مقام استدلال از طریق معلول‌ها» قرار می‌گیرد و آنها آن را «مقام جدایی، فاصله و حجاب» می‌نامند، جایی که معلول‌ها را حجاب می‌کنند. سپس می‌گویند: بنده جز با خدمت کامل به این مقام نمی‌رسد، و از خدمت، ریاضیاتی که وضع کردند، ظهور کراهت از تأمل در آثار را به دلیل وجوب آن پس از زیارت ثابت کردند.
⚠️ این برخلاف آن چیزی است که از مکتب ایشان (علیهم السلام) دانسته می‌شود مبنی بر اینکه طریقت منحصر به عقل است، و عقل منحصر به آیات و آثار، و امر ایشان (علیهم السلام) به تفکر در خلقت و آیات او؛ خداوند متعال نیز خردمندان را به این خاطر ستوده است، آنجا که فرموده است: «وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا ...» .

🔷سوم: گفته‌ی او: «كيف يستدلّ عليك؟ ...» حیرت از اعتبار شواهد یا نیاز خدا به آنها،
⚠️او این را با دو دلیل ضعیف توضیح داد:
🔴یکی از آنها: نیاز موجودات به او.
🟢این امر مانع اعتبار شواهد نمی‌شود، بلکه مبنای اعتبار آن است. اساس استدلال از معلول به علت، چیزی جز فقر نیست و نه نیاز. اساس نیاز، عدم وجود استنباط کننده است، نه نیاز اشیا به او و عدم نیاز او به آنها.
🔴دوم: ادعای اینکه ظاهر او چیزی از ظاهر دیگران کم ندارد.
🟢این را می‌توان مانعی برای اعتبار و ضرورت هر دو دانست، زیرا وقتی چیزی فی نفسه ظهور دارد، نیازی به ارائه دلیل و مدرک برای آن نیست و معتبر نیست.
نمی‌توان این دو توضیح را با این فرض که دومی توضیحی از اولی است، به یک توضیح تبدیل کرد؛ از آنجا که او در هستی به چیزی نیاز ندارد و اشیا به او نیازمندند، این امر مستلزم ظهور او به خودی خود نیست. در غیر این صورت، این جمله دلیل بر وحی نخواهد بود. بلکه دلیل ظهور استناد کننده به این جمله، وحی است.
بله، صحیح است که آنها را یکی بدانیم و عدم نیاز را مبنای ظهور گزاره وحدت وجود و وجود اشیا به واسطه وجود او، تعالی، فرض کنیم. طبق این بیان، هیچ وجودی جز وجود او و هیچ ظهوری جز ظهور او نیست. بلکه هیچ وجودی جز ظهور، و هیچ ظهوری جز وجود نیست. آنگاه دلیلِ نیازمند نبودن، همان دلیلِ ظهور است.
🟢اما بر این اساس، حتی اگر این مطلب فی نفسه فاسد و با عقیده‌ی ایشان (علیهم السلام) منافات داشته باشد، چنانکه خواهد آمد، باز هم دلالتی بر شهادت به وحی ندارد، زیرا فقط ادعای ظهور حضرت حق تعالی را در بر دارد که عمومی‌تر از ظهور علمی و شهودی است، زیرا هر کسی که بگوید وجود یکی است، گفتن چنین مطلبی برای او روا است، حتی اگر طبق ادعای ایشان به حد وحی نرسد.

📚 هدایة الامة الی معرفة الائمة، ص ۲۹۵-۲۹٨.


🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔰 نماذج لم أجد لها اصلاً عندنا فی الصدر الأول
مشهوراتي كه اصلي براي آنها در مصادر اوليه أصحاب نميباشد

- «إنّی لأجد نفس الرحمن من جانب الیمن».
- « َکلِّمینی یا ُحمیرا».
- «ادم الطهارة یدم علیک الرزق».
- «للُمصیب أجران وللمخطی أجر واحد».
- «إن الحیوة عقیدة وجهاد».
- «إن کان دین محمد لم یستقم إلا بقتلی یا سیوف خذینی».
- «کل یوم عاشورا وکل أرض کربلا».
- «اذکروا موتاکم بالخیر».
- «اطلبوا العلم من المهد إلی اللحد».
- «الصلاة عمود الدین ان قبلت قبل ما سواها إلی آخر».
- «اتق شر من احسنت إلیه».
- «الصلاة معراج المؤمن».
- «القلب یهدي إلی القلب».
- «مسجد المرئۀ بیتها».
- «اتقوا النوادر».

📚یادداشت هایی از مخطوطات ، حاج شیخ محمد جواد خراسانی محولاتی ، ص 179 - 180 .


🍃
کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔻بيان دیدگاه إمامیه در كلام محققين از علماء نسبت به علم ائمه علیهم السلام و وسعت آن :

1️⃣. ملا محمد صالح مازندرانی :
قوله: (كأنه في كفِّي، وأنا أُنظُر فيه)، وفيه تأكيد لما مرَّ من قوله: (واالله) إلى آخره، مع الإشـارة إلى الزيـادة في الإفـادة هنـا بـسبب تـشبيه الإدراك العقلـي بـالإدراك الحسي؛ لقصد زيادة الإيـضاح؛ لأن إدراك المحـسوس أظهـر مـن إدراك المعقـول، تنبيهـاً على أن علمه بما في الكتاب علم شهودي بسيط، واحد بالذات، متعلـق بـالجميع، كمـا أن رؤية كف واحدة متعلقة بجميع أجزائه، والتعدد إنما هو بحسب الاعتبار .

📚 المازندراني، محمد صالح، شرح أصول الكافي، ج 5 ص 30

في موضع آخر أيضاً، فقال: ... قوله (أمر االله عز وجل بسؤالهم) هذا الأمـر دل علـى إحاطة علمهم بجميع الأشياء، وإلا لم ينفع السؤال عند الجهل في شيء ما ...

📚 المازندراني، محمد صالح، شرح أصول الكافي، ج 6 ص 142 .


2️⃣. میرزا حسین نوری مازندرانی :
ولا يخفى أن علمهم عليهم السلام بما يحتاجون إليه من الأصول والفروع ، وما يحتاج إليه العباد كان معهم في صغرهم ، علّمهم الله تعالى بالطرق التي اختصهم بها ، وفي الظاهر كانوا يتعلمون بعضهم من بعض ، ويتلقونه منهم كما يتلقى غيرهم منهم أو من غيرهم بالسؤال الظاهر في جهالة صاحبه ، أو بالالقاء من غير مسألة .
وفي الاخبار في المقامين ما لا يحصى من سؤال بعضهم عليهم السلام من بعض ، أو تعليم بعضهم عليهم السلام بعضا ، فيما يتعلق بالأصول والفروع ، ولا بد في جميعها من ذكر وجه ، أو وجوه لرفع البعد عن ظاهرها ، من الدلالة على جهلهم ، الذي ينبغي تنزيههم عنه .

📚 النوري، حسين، خاتمة المستدرك، ج 1 ص 290 .


3️⃣. ملا عبدالرزاق مقرم :
كما أفاد المتواتر من الأحاديث: بأنّ االله عز شـأنه أودع في الإمام المنصوب حجّة العباد ومنار يهتدي به الضالون - قوةً قدسية نورية، يتمكن بوساطتها من استعلام الكائنات، ومـا يقـع في الوجـود مـن حـوادث وملاحـم. فيقـول الحديث الصحيح : إذا ولِد المولود منّا، رُفع له عمود نـور يـرى بـه أعمـال العبـاد، ومـا يحدث في البلدان ... فمن الممكن أن تكون تلك القوة بالغة أقصى مداها، فلا يتوقـف من أُفيضت عليه عن جميع المغيبات، حتّى كأن الأشياء كلَّها حاضرة لديـه .

📚 المقرَّم، عبد الرزاق، مقتل الإمام الحسين عليه السلام، ص 40 .


4️⃣. میرزا جواد تبریزی :
وفيها إشكال من جهة ارتكاب المعصوم ( ع ) ما هو حرام واقعا ، لكنه ضعيف فإن الإمام ( ع ) لا يمكن غفلته أو جهله بالأحكام المجعولة ، في الشريعة حيث إن ذلك ينافي كونه هاديا ودليلا على الحق ومبينا لأحكام الشرع . وأما الموضوعات الخارجية فعلمه ( ع ) بجميعها مطلقا أو عند إرادته الاطلاع عليها فلا سبيل لنا إلى الجزم بشيء حتى نجعله منشأ الاشكال في مثل الرواية ... .

📚 إرشاد الطالب إلى التعليق على المكاسب ، نويسنده : الميرزا جواد التبريزي ، ج 1 ص 220 .


5️⃣. سیدمحمدرضا جلالی :
فنسبة القول: بأن الأئمة يعلمـون الغيـب بالإطلاق إلي الشيعة من دون تفسير وتوضيح بأنه بتعليم الرسول الآخذ و ... والنظر بنور الله و... فهـي نـسبة ظالمـة باطلـة يقصد بها تشويه سمعة هذه الطائفة المؤمنة، التي أجمعت على اختصاص علم الغيب باالله تعالى، تبعاً لدلالة الآيات الكريمة، والتزمت بما دلت عليه الآيات الأخـرى مـن إيـصال ذلك العلم إلى الرسول، وما دلت عليـه الآثـار والأخبـار مـن وصـول ذلـك العلـم إلى الأئمة

📚 الجلالي، محمد رضا، مقالة حول علم الأئمة بالغيب ... مجلة تراثنا، ج 37 ص 17 .

6️⃣. برای اطلاع بیشتر از انظار اعلام طائفه اماميه به
اينجا رجوع كنيد !



🍃
کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔰 کتاب هم مانند دین حافظ نیست محتاج بقیم است

مرحوم متکلم خبیر آیت الله حاج شیخ جواد خراسانی محولاتی :

امـا از نظر مـا این سـخن که قرآن محتـاج به مبین نیست :
هم منـاقضه بـا وجـدان است و هم بـا علم عیـان و هم بانص قرآن و آنچه را بگمان خود دلیل خوانده انـد :

صورت دلیل است ناشـی از عدم تأمل یا از ذوق علیل و فهم کلیل و یا اعمال غرض که ناشـی از مرض است .


امـا مناقضه با وجـدان :
بجهت اینکه قرآن کتابی است موجود و در دست همه است کتابی نایاب و کمیاب نیست که درباره اش نادیـده گفتگو کنیم و ما نیز اگر عالم نباشـیم عارف بلغت عربیت که شـرط فهم قرآن میدانند هستیم و چون مراجعه به قرآن میکنیم گذشـته از رموز آن که قابل فهم نیست و گذشـته از بسـیاري از آیات آن که محتاج به دانستن شأن نزول آن است، میبینیم بسیاري از آیات است که مراد و مقصود از آنها معلوم نیست و این نه تنها بر ما مخفیست بلکه چون مراجعه به تفاسیر میکنیم میبینیم مفسرین هم که اهل علم بودنـد هریک در آن وجهی گفته که کاشف از اینسـتکه مراد بر آنان نیز مجهول بوده و هر کـدام بر وجه احتمال یا اظهریت نزد خود چیزي گفته .
این گوینـدگان گمان میکننـد کسانیکه میگوینـد قرآن محتاج به مبین است بقـدر ایشان نمی فهمند یا بقـدر ایشان علم و فهم ندارنـد یا آشـنا به لغت عرب نیسـتند یا گمان میکنند که ایشان قائلند که هیچ چیز از قرآن قابل فهم نیست یا ماننـد بعضـی از اخبار به حشویه میگوینـد قرآن بدون تفسـیر اهل البیت حتی ظواهر آن حجت نیست یا نباید تمسک به آن کرد خیر خیر بلکه مقصـود احتیـاج به مـبین است در آنچه معنـاي مراد و مقصود ظـاهر نیست نه نفی ظهور یـا نفی حجیت بـالکلی،آري فرق است بین معانی لغویه الفاظ و معانی مراده و مقصوده و منافات نـدارد که معانی لغویه براي عارف به لغت واضـح و ظاهر باشـد ولی مراد و مقصود معلوم نباشد، مثلا کتاب موش و گربه ساده ترین و روشنترین کتابی است که بزبـان فارسـی نوشـته شـده و مع الـذلک مقصود و مراد از این قصه و تمثیل که موش چیست و گربه چیست و گربه کرمان کیست و جنـگ گربه و موش چیست بر خواننـده آن بـدون علم بنظر ناظم روشن نیست این گوینـدگان بین معانی الفاظ که مفاهیم لغویه است، و معانی مراده و مقصوده خلط کرده انـد جهلا و یا مغالطه کردهانـد عملا و الا هیچ اهل فضل و علمی نمیگوید که همه قرآن محتـاج به بیان و غیر قابل اسـتفاده است .

و اما مناقضه با علم عیانی
جهتش همان اختلاف مفسـرین است در تفسـیر آیات اگر مراد واضـح بود اختلاـف معنی نـداشت و دیگر اختلاـف علماء مـذاهب و علوم در اسـتدلال که هرکس بر مـذهب خود یا نظر خود استدلال میکند پس معلوم میشود که ذو وجوه یا غیر مبین المراداست.

و اما مناقضه با نص قرآن :
از اینجهت است،که خود میگوید:
(آل عمران:5) هو الذي انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنۀ و ابتغاء تأویله ... الخ.
پس قرآن خود ثابت کرده که بعضی از آن متشابه است و خود متشابه را بیان کرده که آن چیزیست که قابل تأویل وقابل فتنه جوئی است یعنی قابل حمل بر مرادات خود که هر کسی بر مرام خود حمل و استدلال بآن کند باز هم خود گفته:
(البقره:209) کان الناس امـۀ واحـده ... و انزل معهم الکتاب بالحق لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه و ما اختلف فیه الا الـذین اوتوه من بعد ما جائتهم البینات.
پس خودتصـریح کرده که کتـاب هم مجـال اختلاـف در هست وهمچنین آیات دیگر که حکایت تحریف و تلبیس اهل کتاب در کتاب نمودنـد، قرآن نیز مانند آنها است و قضـیه محاجه هشام بن الحکم با عالم مصـري یا شامی و اثبات کردن بر او اینکه قرآن رافع اختلاف نیست از همین راهست، پس بنص قرآن بعضی از قرآن ذو محکم یعنی مبین المراد و متشابه یعنی غیر مبین المرادو متحمل الوجوه و قابل التأویل.
احتمال و ذو و جو هست. پس مبین الهی لازم دارد که مراد واقعی آن را بیان کند.
(القیمه 16): لا تحرك به لسانک لتعجل به - ( 17): ان علینا جمعه و قرآنه - ( 18): فاذا قرأناه فاتبع قرآنه - (19): ثم ان علینا بیانه .
میفرماید عجله مکن در قرائت قرآن که جمع آن و قرائت آن بر عهده ما است هر زمان بر تو قرائت کردیم آن را تبعیت کن، باز هم بعد از آن بیان آن بر عهده ما است.

📚 الامامه عندالشیعه الامامیه باخرین احتجاج و آخرین حجت صص 54 - 65 .

↩️ ادامه در پست بعد

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

سوال :
آیا رؤيا و منام بر رائي حجت بوده ؟ وظيفه او نسبت به منامات چيست ؟

جواب :
سلام علیکم و رحمه الله
ابتدا مختصرا  اصل مبنا  را عرض میکنم :
رویا مطلقا هیچگونه حجیتی ندارد .
و وجود رویای صادقه  ارتباطی با حجیت رویا ندارد .

رؤیاها هر چه باشند، حجت (به معنای دلیل شرعی) نیستند؛
نه تکلیفی ایجاد و نه حقی را سلب می‌کنند.

هیچ کس بواسطه خوابی که دیده ماموریتی پیدا نخواهد کرد خواب نمی تواند حلالی را حرام یا حرامی را حلال نماید.
و مخالفت با  حکم شرعی  به استناد  رویا  بدعت  است.
فضلا از التزام به یک امر اعتقادی مستندا به خواب !

اما این مطالب جدای از  اصل وجود رویای صادقه است  .
و ممکن است رویا انسان را به عملی شرعی ترغیب کند .
یا بر امری اعتقادی تاکید کند.
یا به اینده و مطلبی  بشارت دهد

تمام این موارد مترتب بر  دلیل شرعی خارجی است .
یعنی اگر رویا با دلیل شرعی و اعتقادی در تعارض نبود و   موافق بود  میتوان به عنوان یک رویای صادقه به  ان نگاه کرد .

اما در باب حجیت رویا هیچ دلیل عقلی و نقلی وجود ندارد  
و بلکه ادله روایی  صراحتا نافی حجیت رویا میباشد
حتی ادعای رویت معصوم

مثلا صحیحه ی عمربن اذینه در کافی  :

الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏3، ص: 482
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ: مَا تَرْوِي هَذِهِ النَّاصِبَةُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فِيمَا ذَا فَقَالَ فِي أَذَانِهِمْ وَ رُكُوعِهِمْ وَ سُجُودِهِمْ فَقُلْتُ إِنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّ أُبَيَّ بْنَ كَعْبٍ رَآهُ فِي النَّوْمِ فَقَالَ كَذَبُوا فَإِنَّ دِينَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعَزُّ مِنْ أَنْ‏ يُرَى‏ فِي‏ النَّوْم‏

این تعبیر امام  صادق علیه السلام در توحید مفضل نیز در عدم حجیت و غیر قابل اعتماد بودن رویا دقیق است :
توحيد المفضل، ص: 84
فَكِّرْ يَا مُفَضَّلُ فِي‏ الْأَحْلَامِ‏ كَيْفَ‏ دَبَّرَ الْأَمْرَ فِيهَا فَمَزَجَ صَادِقَهَا بِكَاذِبِهَا فَإِنَّهَا لَوْ كَانَتْ كُلُّهَا تَصْدُقُ لَكَانَ النَّاسُ كُلُّهُمْ أَنْبِيَاءَ وَ لَوْ كَانَتْ كُلُّهَا تَكْذِبُ لَمْ يَكُنْ فِيهَا مَنْفَعَةٌ بَلْ كَانَتْ فَضْلًا لَا مَعْنَى لَهُ فَصَارَتْ تَصْدُقُ أَحْيَاناً فَيَنْتَفِعُ بِهَا النَّاسُ فِي مَصْلَحَةٍ يَهْتَدِي لَهَا أَوْ مَضَرَّةٍ يَتَحَذَّرُ مِنْهَا وَ تَكْذِبُ كَثِيراً لِئَلَّا يَعْتَمِدَ عَلَيْهَا كُلَّ الِاعْتِمَاد .

پس کسی منکر  امکان رویت انبیا و ایمه در خواب نشده است .
حتی بدون نیاز به نماز و دعا و توسل .
و  بحث رویاهای صادقه  بحثی جداست .
صحبت در حجیت رویا است .
اما
خواب حجت شرعی نیست ، مطلقا حجت نيست

معناى حجت هم مشخصه
يعنى دليل شرعى

حال چه اصحاب ائمه كه ايشان را ديده اند خواب معصوم را ببينند

چه غير ايشان مدعى ديدن معصوم شوند

اما وجود روياى صادقه هيچ ارتباطى به حجيت خواب ندارد. و روياى صادقه معنا و شروط خاص خودش را دارد
و فرقى نميكند ميان كسى كه معصوم را ديده يا نديده

تفكيك اين مطلب در شبهه رويا كفايت ميكند

نکته ای که گاهی خلط میشود انست که :
گاهی ائمه طاهرین علیهم السلام  رویایی رو  تعبیر کردند . و یا بر  رویایی  صحه گذاشته اند و ...
اینجا نیز   ان رویا بواسطه ی تایید امام معصوم  ارزشمند شده  است و در واقع  قول امام معصوم ع و تایید ایشان  حجیت داشته است . ونه رویا

برای مثال روایت فوق  فی حد نفسه حجیتی ندارد
و لکن اولا چون مطابق با روایات  است و  مطابق با عقیده ی حقه  و احکام شرعیه  ثابته  است   رویای صادقه محسوب میشود
و از سوی دیگر چون امام معصوم ع بر  ان صحه گذاشته اند  صادقه بودن ان ثابت گشته است

پس اگر حتی زراره که امام صادق ع را هر روز میدیده و چهره حضرت را میشناسد ، خواب ببیند امام ع به او گفته اند نماز مغربت یا نافله شبت را ترک کن، نمیتواند به ان اعتنا کند.

ادعای اینکه ما چهره نبی و امام را نمیدانیم هم تمام  نیست.

چون روایات  دستور به  ادعیه و نمازهایی که برای رویای معصوم ع  وارد شده است فراوان است
و نقل رویای مثلا پیامبر ص نزد معصومین ع هم زیاد است . اما امام تایید یا انکار میکردند. با توجه به ادله واقعی. مثل همان روایت عمر بن‌اذینه

پس صحبت و تردیدی  در  وجود رویای صادقه  نیست .

اما غرض  دقت در این مطلب است  که ایا رویا حجیت دارد یا خیر !!
معنای حجیت رویا واضح است

یعنی ایا امر اعتقادی و حکم شرعی و لو  جزئی ترین احکام شرعی را میتوان مستندا به  صرف رویا  ثابت نمود و  بدان  عمل کرد ؟!
خیر !


🍃
کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

#سوال

سلام علیکم
آیا مثلا اصل دعا برای ظهور یک چیز ثابت شده ای است {و قال ربکم ادعونی استجب لکم}
ولی این دعا یک مواعده است، اول باید شخص دعوت کننده و دعا کننده به وعده ی خود وفا بکند تا دعوت شده (أنت المدعو) یعنی خدا نیز وعده ی خود را انجام بدهد {أفوا بعهدی أوف بعهدکم}
می شود ما از خدا ظهور حضرت را بخواهیم و در این دعا صادق و با اخلاص باشیم و  تا یک مسیری هم حرکت کرده باشیم طبق این مواعده می توانیم با این حال منتظر ظهوری باشیم که زودتر و قبل از علائم مذکور باشد؟



🎤 استاد حجازي


╭─┅─═ঊঈ✨
🌹
@difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃


🔘
https://t.me/joinchat/AAAAAEfih3SC3LILFbAMSQ

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

#سوال

سلام علیکم
آیا دلیلی بر ۱۲ امام داریم اگر داریم پس چرا برخی از اصحاب گمان بر امامت امثال جناب اسماعیل فرزند امام صادق علیهما السلام یا جناب محمد فرزند امام هادی علیهما السلام داشته اند ؟ آیا بداء اتفاق افتاد ؟ اگر خیر پس چه ؟!


🎤 استاد حجازي

╭─┅─═ঊঈ✨
🌹
@difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃


🔘
https://t.me/joinchat/AAAAAEfih3SC3LILFbAMSQ

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

#سوال

آیا روایت صحیحی در مورد تطبیق مسجد الاقصی امروزی با آن چیزی که در آیه قرآن آمده وجود دارد ؟


🎤 استاد حجازي

╭─┅─═ঊঈ✨
🌹
@difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃


🔘
https://t.me/joinchat/AAAAAEfih3SC3LILFbAMSQ

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔆قَالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَٰكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ ‎﴿٢٣احقاف﴾
گفت: «آگاهى فقط نزد خداست، و آنچه را بدان فرستاده شده‌ام به شما مى‌رسانم، ولى من شما را گروهى مى‌بينم كه در جهل اصرار مى‌ورزيد.»🔆

🖇• #قسمت_پنجم

ݪـیـنڪ قسمت قـبݪ⬇️

💠 /channel/difaazshia/96

‼️ پاسخ به شبهه علت غیبت امام زمان عج‼️

🔹شبهه ششم:راه حل رفع مانع،جمع کردن مال و نفر وسلاح و برقراری امنیت میباشد.

✅جواب:👇👇👇

🔸همانطور که در اول نوشته اشاره داشتیم،مدعی در کنار طرح شبهه،سعی در طرح ادعاهای خود نیز داشته و به صورت پلکانی و آماده سازی مخاطب،آرام آرام شروع به سم پاشی نموده و ذهن خواننده را به شبهات خودش آلوده میکند.

🔹خواننده ای که از اصل ظهور امام زمان و مقصر یافتن مردم در آن باره و عدم رضایت خدا از غیبت حضرت و خوف امام و علت اصلی غیبتشان به این نتیجه میرسد که تماما مردم نقش اصلی این تراژدی را بازی میکنند،به دنبال حل آن گشته و سعی در رفع آن دارد که به ناگه با دعوت منصور هاشمی به جمع کردن #یار و #سلاح و #مال میرسد و قطعا مخاطب ناخودآگاه حس میکند که این تنها راه نجات است اما ادعای مدعی کاملا باطل است چرا که:

🔺اولا:تمام مقدماتی که مدعی بیان کرده باطل فلذا نتیجه نیز باطل میگردد چرا که عقل میگوید از مقدمات فاسد نمیتوان نتیجه ای صحیح دریافته و از طیّ مقدماتی غیر صحیح قطع حاصله از اعتبار ساقط است.
🔺دوما:در هیچ نص صریحی،مامور به زمینه سازی نگشته و سخنان این مدعی کاملا نظراتی شخصی که برآمده از هوای نفس میباشد،است.
🔺سوما:بر فرض وجود نصوص مبنی بر وجوب زمینه سازی،نیاز به یک زمینه ساز در این زمینه داشته که در این مورد بازهم نصوص از معرفی چنین شخصی خالی بوده و در شبهه بعدی مفصلا آنرا بررسی خواهیم کرد.
🔺چهارما:ربط غیبت حضرت به خوف ایشان و عدم امنیت ایشان مطلبی است مردود و روایات وارده درباره خوف ناظر به وجهی از وجوه ظاهری میباشد و نه #علت_تامی که باعثش گردد.
💯بنابراین این کلام نیز از اعتبار ساقط و مدعی خراسانی از این طریق نیز نمیتواند راه به پیش ببرد.💯

⬅️شبهه هفتم:من آمده ام که عده ای را گرد هم جمع کنم و زمینه سازی نمایم.

✅جواب:👇👇👇

🔹این مطلب همان،ادعایی است که منصور هاشمی پس از شش مقدمه آنرا بیان نموده و رسما خودش را زمینه ساز ظهور امام زمان(عج)معرفی می نماید،اگرچه تابعینش مسئله #خراسانی بودن وی را منکر و یا نسبت به آن سکوت مینمایند،لیکن آن ادعا نیز همانند ادعای زمینه سازی اش از مقدمه چینی های این چنینی مطرح گشته تا مبادا خواننده غافل نسبت به ادعای ناگهانی #جبهه بگیرد.

♨️بنابراین با زدن مقدمات بحث علمی درباره دلیل اصلی غیبت،بد جلوه دادن مردم و مقصر خواندن آنها،کاهلی کردن مردم و عدم تلاش برای ظهور،وجود راه حل برای حل غیبت،تماما خواننده را تشنه مطلب بعدی مینماید که آنهم #دعوت_منصور برای زمینه سازی میباشد و کسی که غافل از باطن ناپاک و غیر علمی این جریان باشد و خبر از دکان داری های اینان و فریب و حیله هایشان نداشته باشد به راحتی به این مسئله تن داده و به ناگه خودش را در میان تابعین این فرقه می یابد.♨️

💢ادامه دارد...

🍃والسلام علی من اتبع الهدی🍃

✍️سید بحرالعلوم الحسینی

╭─┅─═ঊঈ✨
🌹 @difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔆قَالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَٰكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ ‎﴿٢٣احقاف﴾
گفت: «آگاهى فقط نزد خداست، و آنچه را بدان فرستاده شده‌ام به شما مى‌رسانم، ولى من شما را گروهى مى‌بينم كه در جهل اصرار مى‌ورزيد.»🔆

🖇• #قسمت_چهارم

ݪـیـنڪ قسمت قـبݪ⬇️

💠 /channel/difaazshia/95
‼️ پاسخ به شبهه علت غیبت امام زمان عج‼️

⏪ولي آفرينش مهدي هنگامي بر خداوند واجب است که مانعي از ناحيه ي مردم براي ظهور او وجود نداشته باشد؛ با توجّه به اينکه غرض اصلي خداوند از آفرينش او، ظهور اوست و هرگاه مانعي از ناحيه ي مردم براي ظهور او وجود داشته باشد، آفرينش او غرض خداوند را حاصل نميکند و با اين وصف، مي توان گفت عدم آفرينش مهدي در صورتي که او تاکنون آفريده نشده باشد، اگرچه کار خداوند است، پي آمد اراده و اقدام اختياري مردم است؛ همچنانکه اگر او هم اکنون آفريده شده باشد، عدم ظهور او پيامد اراده و اقدام اختياري مردم است و در هيچ حالتي خداوند به تسبيب آن متّهم نميشود؛»
📓بازگشت به اسلام،ص235.
🔺وی در این عبارت مدعی میگردد که آفرینش مهدی،تا زمانی که مانع از جانب مردم باشد،بر خداوند حتی وجوب نداشته و اگر ایشان به دنیا نیامده باشند،نیز باز ایرادی بر خداوند متعال نیست.
🔸این کلام او بازگشتی به سخن های سابقش دارد که امامت را منحصر در ظهور و فائده را منحصر در اجرای عدالت دانسته است؛حال آنکه متوجه این مطلب نبوده است که وجود حجت الهی در هر عصر و زمانی واجب بوده و این مطلب از نصوص معتبره و متواتره قابل استناد و حتی شخص منصور هاشمی نیز بدان اعتراف نموده است،لذا این مدعی باید پاسخگوی این مطلب باشد که چگونه زمین نمیتواند خالی از حجج الهی باشد،لیکن اگر امام زمان به دنیا نیامده باشد بازهم مشکلی ندارد؟!آیا این چیزی غیر از تناقض و غلط گویی است⁉️
🔹همچنانکه انحصار گرایی وی در ظهور و عدالت نسبت به امامت رد گشته و سابقا ثابت نمودیم که درباره اجرای عدالت دیگر ائمه نیز اجرای آن را چون خلیفه نبودند،عملی نکرده و با برداشت ناقص منصور هاشمی آنان نیز وظیفه امامت را به درستی انجام نداده اند.
🔸عجیب اینکه وی غرض خداوند از وجود امام را منحصر در ظهور آن دانسته و سابقا مشخص گشت که اهمیت ظهور از ناحیه اجرای عدالت میباشد،حال باید از این مدعی پرسید که چرا خداوند متعال 11 امامی سابق را که ظاهر بودن،خلیفه نکرده و آنان از اجرای عدالت ناتوان بودند؟(با چشم پوشی از مدت اندک حکومت امیرالمومنین)آیا اینان در اجرای عدالت سستی کرده(العیاذ بالله)یا خداوند بنایش بر عدالت گستری آنان نبوده و یا بازهم مانع از جانب مردم بوده است؟!
♨️اگر مورد اول را برگزینیم که مسئله امامت بالکل زیر سؤال رفته و شانیت امام خدشه دار میگردد،همچنین اگر بگوییم خداوند در صدد این نبوده که دیگر ائمه بحث عدالت را به انجام برسانند و آن حکومت داری و عدم بیعت با ظالمین مختص حضرت حجت میباشد،با کلمات منصور هاشمی تعارض میکند،چرا که به عقیده وی ظهور امام لازمه اش اجرای عدالت است و خداوند امام را برای این غرض ظاهر ساخته است،لذا امامی که ظاهر است باید عدالت را عملی کند،حال آنکه این عمل از جانب معصومین گذشته انجام نگشته است،لذا وی نمیواند در این بخش چنین ادعایی نماید که خداوند از یازده امام عدالت را نخواسته است!!
و یا بگوید که مردم مانع عدالت گستری یازده امام سابق گشته و باز باید خود مردم این مسئله را حل نمایند،که این گفته خود رسوایی دیگری به بار می آورد و آنهم اینست که اگر مسئله باز دائر مدار مردم میباشد،چه فرق است میان امام ظاهر و امام غائب،وقتی که هردو عملا بحث عدالت را به نهایت نرسانیده اند؟!
💢با این اوصاف مانعیت مردم حصر در غیبت نگشته و حتی در گسترش عدالت نیز وسعت پیدا میکند.اگرچه روایات و عقیده شیعی اینرا به ما میرساند که هر امامی در زمان خودش به واسطه دریافت لوحی از جانب خداوند متعال مامور به وظائفی بوده و از خصائص امام زمان گسترش عدل الهی و برپایی حکومت عدل علوی میباشد،ضمن اینکه ائمه معصومین نیز در رجعت این حکومت را ادامه دهنده خواهند بود.
با این اوصاف شبهه مذکور نیز از چند وجه قابل خدشه و ابدا وارد نمیباشد.
💯اگرچه با اندک تاملی میتوان پی به نیت حقیقی مدعی از گفتن این کلام برد،و آنهم اثبات عدم ایراد به دنیا نیامدن امام مهدی و همان خلط مهدویت میان اهل سنت و شیعه،چرا که اکثر اهل سنت قائل به بدنیا آمدن حضرتش در آخرالزمان هستند و منصور هاشمی با این عبارات به نوعی این عبارت و ادعا را خالی از اشکال میداند اما متوجه نمیباشد که در عقیده شیعه چنین معتقدی باطل و گوینده آن نیز بر سبیل ضلالت قدم می نهد.

💢ادامه دارد...

🍃والسلام علی من اتبع الهدی🍃

✍️سید بحرالعلوم الحسینی

╭─┅─═ঊঈ✨
🌹 @difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔆قَالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَٰكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ ‎﴿٢٣احقاف﴾
گفت: «آگاهى فقط نزد خداست، و آنچه را بدان فرستاده شده‌ام به شما مى‌رسانم، ولى من شما را گروهى مى‌بينم كه در جهل اصرار مى‌ورزيد.»🔆

🖇• #قسمت_دوم

ݪـیـنڪ قسمت قـبݪ⬇️

💠 /channel/difaazshia/93

‼️ پاسخ به شبهه علت غیبت امام زمان عج‼️

🔺اما برای اینکه به سادگی از این شبهه نگذریم،ما جملاتی که این فرد در کتاب خودش(بازگشت به اسلام،نسخه7ص240_251)بیان داشته را تقسیم بندی کرده و شبهاتش را در هفت مرحله دسته بندی و جواب مفصلش را نیز بیان کرده ایم:

⁉️شبهه اول:ظاهر نبودن مهدی ربطی به خداوند ندارد،چون با غرض خداوند در تضاد بوده و تناقض رخ میدهد⁉️

🔹جواب: منصور هاشمی در این بخش از شبهه مدعی است چون امام باید میان مردم حضور داشته و از جانب خدا برای برپایی عدالت فرستاده شده است،غیبتش از سمت خدا یعنی خداوند غرض اصلی خود از ارسال امام را نادیده گرفته و نقض نموده است و نقض غرض از سمت خداوند متعال نیز محال بوده،بنابراین غیبت از جانب مردم و نه خداوند است

💢اما این مدعی نفهمیده است که ما برای امام،2 بُعد تکوین و تشریع،متصور بوده و هر کدام را نیز دارای اهمیت میدانیم،بنابراین صرف ارسال امام از باب برپایی عدالت،و غیبتش به دلیل نقض غرض کاملا مضحک و خنده دارد است،چراکه دیگر امامان معصوم با اینکه حضور میان جامعه داشته اند،لیکن حکومت داری نکرده و بالتبع آن عدالتی که مد نظر بوده،برپا نشده است،اگرچه مقداری از آن حکومت عادلانه را در چند سال عصر امیرالمومنین شاهد هستیم.

♨️براین اساس نمیتوان قبول داشت که چون امام باید باشد،پس نبودنش معلول علتی غیر از خداوند بوده و مقصر مردمان هستند،چراکه باید این مدعی جواب دهد،چرا درباره دیگر امامان و عدم عدالت گستری اینان،که بازهم به زعمشان مردم مقصر بوده اند،اینان غائب نگشته و صرفا این غیبت در عصر حضرت حجت(عج)رخ داده است؟فرق تقصیر مردم چه بوده است؟!و اگر جواب دهند که بحث خوف مطرح بوده،میگوییم که خوف در عصر تمامی ائمه مطرح بوده و آنرا شهادت ایشان به خوبی به تایید میرساند،و هرکدام در جو خفقان و نا امنی به امامت رسیدند.
اما اگر شیعه بخواهد به این نکته پاسخ دهد،اینگونه است که در عقیده ما آن امامی که باید زمین را پر از عدل و داد کند،حضرت حجت(عج)بوده فلذا ایشان میبایست که در عصری که اقتضا میکند ظهور نمایند.

✅ با این اوصاف هیچ نقض غرضی اینجا رخ نداده و بر خلاف ادعای مدعی خراسانی،مسئله غیبت دارای حکمت بوده،البته که تمامی افعال قادر متعال دارای حکمتی بوده که خواه آن وجه آن مشخص و خواه نامشخص است،همانند وجه افعالی که خضر نبی در کنار موسی انجام داده و بعد از جدایی،به موسی فرمود.(کشتن غلام،تعمیر دیواری،سوراخ کردن کشتی)
با این اوصاف ادعای نقض غرض بودن کاملا بی اساس و باطل است.

⁉️شبهه دوم:غیبت مانع از اجرای عدالت بوده و ایجاد مانع از سمت خدا ظلم بر بندگان است⁉️

🔸جواب:همانطور که در قسمت قبلی اشاره داشتیم،وجود امام از حیث تکوین و تشریع اهمیت داشته و لذا امام دائما وجودش لزوم دارد.
اما منصور هاشمی دانسته یا ندانسته در اینجا فائده حضور امام را مترتب بر اجرای عدالت میکند،حال آنکه علاوه بر اشکال سابقی که بر وی وارد است(که ائمه دیگر هم اجرای عدالتی نداشتند)وی به نوعی فائده امام را منحصر در این اجرا دانسته که با این ادعا وی عملا به 2 نکته اعتراف کرده است:

1⃣:معصومین دیگر العیاذ بالله وظیفه امامت خودرا به خوبی نتوانسته تبیین کنند و امامتشان کامل نبوده است.
2⃣:فرقی میان غائب و معدوم نبوده و امامی که ظاهر نیست بی فائده است.
نکته اول در قسمت قبلی توضیح داده شد،و بیان نمودیم که اگر وی عدالت محوری را مطرح کند،در دیگر ائمه به مشکل برخورده و کاملا مجبور به باطل گویی میگردد.

💢ادامه دارد...

🍃والسلام علی من اتبع الهدی🍃


✍️سید بحرالعلوم الحسینی

╭─┅─═ঊঈ✨
🌹 @difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

🔰 التربة الحسينية وأهل الخصوم

✍ مستبصرِ محقق مروان خليفات :
سجده بر تربت سيدالشهداء سيره ي إمامية تأسيا عن الأئمة عليهم السلام بوده خلافا للمخالفين
وايضاح وجه اختلاف بين خاصة و عامة
وترك سنت نبوي عند العامة بجهت مخالفت با خاصه

📚 وركبت السفينة ص 648 و 649 .

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔰 بحثی راجع به لفظ ولایت و معنایش
نقاش حول كلمة "ولاية" ومعناها

الولایـۀ بالفتـح التصـدي للأمور بالتصـ ّرف والتـدبیر فیها ومنه التولیه والتولی.
وبالکسـر المحبـۀ ومنه الموالات والتولی ایضا.
ثم الولایۀ بالفتـح یُعـّدي بِعلی ، ولهـذا یقال فیمن یولیه المولی علیه وبالکسـر یعـدي باللام فیقال مولی له وهذا میزان التمیز بین موارد المشـتقات المشترکۀ کالولی فإنه یُشتق من الفتح والکسر معا فان کان من الفتح فهو بتقدیر علی وإن کان من الکسر فهو بتقدیر اللام.
فإذا قلت: زید َولی عمر.
فإن أردت أنه ولی علیه فهو من الفتح وإن أردت أنَّه ولی له فهو من الکسـر.
ففیما صح کلا التقدیر جاز کلا الاحتمالین کقوله تعالی: «وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ» فإنَّه یصح أن یقدر الفتح بمعنی التولیۀ للأمور وان یقدر من الکسـر بمعنی المحب وفیما لا یصح الّا وجه تقدیر علی، (وجه عدم الصحۀ، عدم انحصار المحب فی الثلاثۀ خصوصا بقیۀ المؤمنین) قوله تعالی: «  إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» وقـوله تعـالی: « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ » ، کما هو الظاهر فهو من الفتـح وفیما لا یصـح الا تقـدیر اللام کما اذا نسب الاضافـۀ إلی العبـد کقوله تعالی: « إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ » ، فهو من المحبـۀ اذ لا یعقل ولایـۀ العبـد علی اللَّه وعلی هـذا فقول الملائکۀ «نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ » یحتمل الأمرین :
فـأعرف الموارد وضع کـل مورد علی وجهه فـإذا قلت علی ولیس یحتمل الأمرین فاذا قلت انا ولی علی فإنَّه بمعنی المحب ومن ذلک قولهم علیهم السلام فی الأحادیث اولیائنا کذا و کذا فافهم .
وقد تبین مما ذکرنا أن اضافة المصدر أو المشـتقات کالاضافۀ المعنویۀ منحصـرة فی ثلاثۀ البیانیۀ واللامیۀ والظرفیۀ بل التقدیر فیه علی حسب تعدیۀ مبادیها فبأي حرف یتعدي المبدء یقدر ذلک الحرف فی الاضافۀ فافهم .

📚 یادداشتهایی از مخطوطات ، الشيخ محمد جواد الخراساني ص 84 .


🍃
کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

🔰إزالة غبار الشبهة عن وجه مسلم بن عقيل ره

قسمت 2️⃣

⏺️از دیرباز در اذهان عوام و افواه رجال به غلط مشهور گشت که حضرت مسلم زمانیکه در بیت هانی مستور بودند وعبیدالله بن زیاد که به بهانه عیادت به منزلِ هانی آمده بود قصد قتل او را کرد لکن بعد از بخاطر آوردن سخنی از پیامبر خاتم «الإيمان قيد الفتك» از قتل ابن زياد ملعون منصرف گشت.

☑️فقیه متکلم مورخ محقق استاد سيد علي بن جمال الأشرف در موسوعة مسلم بن عقيل ج ٣ ص ٢٠٠ به بعد بالتفصيل اين غبار شبهه را از چهره نوراني مسلم بن عقيل پاك ميكند:

ب) بررسی معنی فتک :
با التفات به بیان اهل لغت (
1 2 ) و روایات وارده عند الفریقین ( 1 2 3 ) معنی فتک بالصراحة به سوءاستفاده از موقعیت و کشتن یا زخمی کردن علنی هنگام غفلت مفتوک به قصد شده است و تمییز بین فتک و اغتیال نهادند .

🍃
کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔰 فی أن اختیارّیۀ الإرادة بنفسها

🔷 قـال السبزواري فی منظومته فی بحث قـدرته تعـالی أن اختیـار العبـد لیس بالاختیـار وإلّـا لتسـلسل بـل هو مجبول علی ذلـک الاختیار وینتهی إلی الاختیار الأزلی.
نقله عن صاحب الفصوص وارتضاه ثم قال وهـذا لا ینافی کون فعل العبـد باختیاره اذ الفعل الاختیاري ما یکون ذلک الفعل بالاختیار لا ما یکون اختیار الفعل بالاختیار انتهی.
وقـال فی الکفایـۀ مـا مبـادي الارادة غیر اختیاریـۀ والّا لتسـلسل فالارادة ینتهی بالأخرة إلی ما لیس بالاختیار وحیث عجزوا عن جواب التسلسل الجأ بعضهم إلی اختیار مذهب الجبر اختیارًا وبعضـهم إلی القول به اضـطرارًا من غیر ارادته، ظنا منه ، انه یکفی فی الجواب أن یقول لا نعنی بالاختیار الّا أن یکون الفعل منه بـارادة أو یقول وجوب الاختیـار لاـ ینـافی الاختیار وامثال ذلک فان امثال ذلک لا یصـحح الاختیار ولا ینفی الجبر بعـد الالتزام بعـدم اختیاریـۀ الارادة .
والجواب الحقیقی أن الفعل الاختیاري ما کان ناشـئاً عن الارادة واختیارة الارادة بنفسـها کما هو کذلک بالنسـبۀ إلی الباري تعالی وإلی هذا اشیر فی الحدیث خلق اللَّه الاشیاء بالمشیۀ والمشیۀ بنفسها ومَثل الارادة مَثل العلم فان انکشاف کل شیء بالعلم وانکشاف العلم بنفسه لا بعلم آخر وله نظائر کثیره کما یقولون کل شیء یحصل فی الاعیان بالوجود والوجود َ تَحّصله بنفسه لا بوجود آخر.

🔶 سبزواری در کتاب منظومه خود، در بحث از قدرت خداوند متعال، می‌گوید که اختیار انسان از روی اختیار نیست، وگرنه تسلسل لازم می آمد. بلکه ذاتاً مستعد آن انتخاب است که منجر به انتخاب می‌شود ازلا.
او این را از صاحب فصوص نقل کرده و آن را تأیید کرده است.
سپس گفته است: «این با اختیاری بودن فعل بنده منافاتی ندارد، زیرا فعل اختیاری عملی است که در آن، آن فعل از روی اختیار باشد، نه عملی که در آن انتخاب یک فعل از روی اختیار باشد.»
در کفایه گفته است: اصول اراده اختیاری نیستند، وگرنه تسلسل لازم می آید، بنابراین اراده در نهایت به آنچه اختیاری نیست، ختم می‌شود.
و چون از پاسخ به تسلسل عاجز ماندند، برخی از ایشان به انتخاب نظریه جبر به صورت اختیاری و برخی به گفتن آن از روی اجبار و بدون اراده او متوسل شدند، و گمان کردند که در پاسخ کافی است بگویند منظور ما از اختیار جز این نیست که فعل از او با اراده باشد، یا بگویند وجوب اختیار با اختیار منافات ندارد و امثال آن، زیرا امثال آن اختیار را تأیید نمی‌کند و جبر را پس از التزام به عدم اختیار اراده نفی نمی‌کند.
پاسخ صحیح این است که فعل اختیاری آن چیزی است که از اراده و اختیار اراده ناشی می‌شود. به خودی خود، همانطور که نسبت به خالق متعال نیز همینطور است و این همان چیزی است که در حدیث به آن اشاره شده است: « خلق اللَّه الاشیاء بالمشیۀ والمشیۀ بنفسها » ، و مَثَل اراده مَثَل علم است، زیرا هر چیزی به وسیله علم آشکار می‌شود، و علم به خودی خود آشکار می‌شود، نه به علم دیگر، و برای این مسئله مثال های دیگری نیز وجود دارد.
همانطوریکه گفته می شود ، همه چیز در اشیاء به وسیله وجود رخ می‌دهد، و وجود به خودی خود رخ می‌دهد، نه به وجود دیگری.

📚 یادداشتهایی از مخطوطات، الشيخ محمد جواد الخراساني ص 86 .


🍃
کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔰 توضیح مختصری از بدعت همبوشیه در وضو و مسح حلقوی

اولا در خصوص وضو چند مطلب وجود داره
یکی بحث غسل و‌ مسح است که محل اختلاف عامه و خاصه هست
شیعه به دلیل صریح در خود آیه و روایات قائل به غسل در صورت و دستان است .
و قائل به مسح در رأس و‌ رجلین اما اکثر عامه قائل به غسل در رجلین هستند که این بحثی مجزاست و ضروری و در جای خودش بحث میشود .
دومی بحث در خصوص حد غسل و مسح است که در ید (دست) ، حد غسل مرفق است و در رجل حد مسح کعب است .
اما بعد از اثبات مسح کعبین اینکه کعبین کجاست محل بحث میباشد !
شیعه به مقتضای خود آیه و روایات و لغت و اجماع ، کعب رو برآمدگی روی پا میداند
و تقریبا اکثر عامه قائل اند کعب قوزک پا هست که دو‌طرف ساق قرار گرفته ! که بطلان این قول بدیهیه و‌توضیح مختصری میدیم :
اما فعلا : بهر حال بنا بر قول شیعه و حتی بنابر قول عامه !
مسح حلقوی پشت ساق پا ! بدعت و ساختگی و مبطل وضو است بنابر این بدعت همبوشی ها کاملا و واقعا اوضح من الشمس في رابعة النهار و هیچ جایی نه نزد شیعه و نه نزد عامه و نه در آیه و نه در لغت و‌نه در روایات و ... ندارد.

اما توضیح کعبین :
ما یک‌ ظهر القدم داریم یک بطن القدم ، ظهر القدم در مقابل بطن القدم است .
بطن القدم یعنی کف پا ، ظهر القدم یعنی همین روی پا یا بفرمایید پشت پا یعنی همان فاصله بین ساق تا انگشتان را ظهر القدم می گویند .
کعبین یا کعبان یعنی دو کعب که در هر پا یک کعب وجود دارد در ظهر القدم هر پا یک کعب که به آن کعب یا قبة القدم می گویند و نه آن دو استخوان چپ و راستی دو طرف ساق پا ! و نه مفصل ساق پا ! لذا وقتی آیه میفرماید ارجل یعنی دو پا ، دو پا رو‌ میفرماید کعبین.
یعنی دو کعب یعنی هر دو‌پا روی هم دو کعب دارد .
اگر منظور قوزک پا بود ! و ان دو برآمدگی دو طرف مفصل بود ! باید میفرمود اکعاب. چون ۴ قوزک و برآمدگی است نه دو قوزک !!!
جدای از اینها قول لغوی هم بر همین است که کعب همان قبه القدم است و کعبین همان دو کعب و برآمدگی روی ظاهر پاها می باشد که کتاب مستقلی نیز نگاشته است .
این مختصر توضیحی از آیه و‌ لغت اما حجت تامه ما روایات است که دیگه نص بر معنای مقصود است
از جمله این نصوص
موثقه میسر، سند معتبر است از امام باقر روایتی را نقل می کند که امام باقر فرمود: «الا احکی لکم وضوء رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم ثم اخذ کفّا من الماء فصبّها علی وجهه» این وضعیت و کیفیت وضو را به طور کامل شرح داد تا رسید به اینجا «ثم مسح رأسه و قدمیه ثم وضع یده علی ظهر القدم» همان قبّه القدم، «ثم قال هو الکعب» فرمود آن کعبی که شما دنبال می کنید همین است. یک ردّی برای ابناء عامه اعلام کرده است و فرموده است آن استخوان هایی که در دو طرف ساق پا قرار دارد که مرغوب هم گفته می شود آن کعب نیست او ظنبوب است که شیخ مفید و شیخ طوسی و شیخ صدوق چیزی نمی گویند مگر آنچه از نصوص استفاده کرده اند . «و قال و أومأ بیده الی الاسفل العرقوب ثم قال ان هذا هو ظنبوب» اینکه خیال کردند ابناء عامه که کعب باشد این ظنبوب است کعب نیست .
این حدیث با سند معتبر و مضمونش هم درست برداشت شده از سوی قدمای اصحاب، معنای کعب را برای ما شرح می دهد. و ما از این مسئله بسیار به سادگی استفاده می کنیم که منظور از کعب همان قبّه القدم است.
روایت دومی را هم به عنوان موید ذکر می کنند که به همین روایت می توانید اکتفاء کنید.
صحیحه بزنطی از امام رضا علیه السلام، سند صحیح است، «سالته عن المسح علی القدمین کیف هو فوضع کفّه علی الاصابع فمسحها الی الکعبین الی ظاهر القدمین» که ظاهر القدمین همان قبّه القدم است چون انتهایش که می شود مفصل و ابتدایش هم که معلوم است نیست ظاهرش یعنی روی پا می شود قبّه القدمین.

با استفاده از این نصوص معنای کعب برای ما روشن شد.
قول قدماء(
شیخ مفید ، سید مرتضی ، شیخ طوسی ) ، اجماع فرقه، اجماع فقهای اهل بیت و نصوص معتبر معنای کعب را برای ما اعلام کرده و مطلب کاملا روشن شد.


🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔰توضیح در حدیث علماء امتی أفضل ِ من أنبیاء بنی اسرائیل :


🖊 متلکم خبیر حاج شیخ محمد جواد خراسانی :
❇️ حدیث «علماء امتی أفضل ِ من أنبیاء بنی اسرائیل» از عامه است و آنچه در بعضی از کتب ما هست علی فرض صحت «کأنبیاء بنی اسرائیل» است.
تازه این را هم نمیدانیم که مقصود حضـرت چه بوده یعنی از چه جهت مثل انبیاء بنی اسـرائیل اند.
پس روایت را به هیچ وجه نه مطلق و نه مقید نمی توان حمل کرد.
مطلقش چون بر انبیاء روح القدس نازل میشد و امتیازات دیگر داشـته اند و اینها ندارند و نخواهند داشت.
مقیدش براي اینکه در حدیث ندارد از چه جهت مثل انبیاء بنی اسرائیل اند.
غایۀ ما یمکن از یقال
مضافـا علی مـا فی الفوائـد الطوسـیۀ اینکه مراد یـا از جهت تبلیغ است یعنی ماننـد انبیاء ُ مبلغنـدو به بشـر میرساننـد و یا اینکه از جنبه مثوبات و اجر است. چنانچه در بعضـی احادیث است که اگر انسان فلان عمل را انجام دهد، فلان ثواب و اجر را دارد به مقدار ثواب انبیاء یا اوصـیاء نه اینکه درجه انبیاء را بدهند به او.
بلکه ثواب و اجرش به آن اندازه است. مثًلا در اداره اي یکی رتبه  9 است و یکی 3 این رتبه  3 گاهی عملی انجام میدهد که حقوق او را به اندازه حقوق رتبه 9 میدهند ولی رتبه ها محفوظ است.
و به تقریب آخر اینکه چونکه پیغمبر ما افضل پیغمبر ها است امتش هم افضل امم است به نحوي که برابري با انبیا ِء امم دیگر میکند مثًلا سـلطان یک مملکتی احترامش بیشتر و اهمیت او بیشتر از سـلاطین ممالک دیگر است.
نخست وزیر آن هم طبعا اهمیتش بیشتر از نخست وزیر هاي دیگر است تـا جـاییکه نخست وزیر مملکـتی از نظر اهمیت و احترام، برابري بـا سـلطان مملکت دیگر میکنـد ولی این برابري سـلب سلطنت از آن سلاطین نمیکند بلکه هر چه باشد باز رتبه محفوظ است این سلطان است و آن نخست وزیر.
یا اینکه مثًلا به دربان سـلطان مقتـدر مطابق حقوق سـفیر یک مملکتی را بدهنـد معذالک رتبه محفوظ است (رتبه سـفیر با رتبه دربان) اگر گفته شود چرا بایـد اجر و حقوق دربان به قـدر سـفیر باشد میگوییم چون آن سـلطان مقتدرترین سـلاطین است و یا مثًلا افضل و اشـرف است.
نتیجه اینکه چون امت این پیغمبر صـلی االله علیه و آله و سلم افضل امت انند و چون انتساب به این پیغمبر دارند، لذا علمائشان مثل انبیاء بنی اسرائیل اند در مثوبات و حقوق نه در درجه و رتبه .

📚 یادداشت هایی از مخطوطات ، آيت الله حاج شیخ محمد جواد خراسانی محولاتي ، ص 17 - 18 .


🍃
کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

↪️ ادامه پست قبل :

و مثـل این آیه است آیه (66): و ما انزلنا علیک الکتاب الا لتبین لهم الـذي اختلفوا فیه - (البرائـۀ 121): و ما کان لاهل المدینـۀ و من حولهم من الاعراب ان یتخلفوا عن رسول ال ّ له الخ - ( 123) : و ما کان المؤمنون لینفرو اکافۀ فلولا نفر من کل فرقۀ منهم طائفۀ لیتفقهوا فی الدین و لینذر و اقومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون.
ایجـاب نفر کرده براي طـائفه از مؤمنین بخاطر تفقه در دین در مصاحبت پیغمبر ص یا به احتمالی تفقه بازمانـدگان و معلوم اسـت که تفقه در دین غیر از استماع قرآن و حفظ آنست و اگر استماع یا حفظ قرآن مقصود بود میگفت «لیستمعوا القرآن» پس اگر قرآن کافی است و فهمش بر همه واضح و روشن است تفقه در دین چه معنی دارد و آن نیست جز بیـان مراد از قرآن و آنچه از قرآن ظاهر نیست از تعمیم و تخصـیص و شـرائط و موانع و امور دیگر از معارف، آیات دیگر نیز هست که از آنها استظهار میشود عدم کفایت قرآن در تمامیت بیان و احتیاج آن ببیان دیگر از جمله:
(الواقعه74): فلا اقسم بمواقع النجوم - (75): و انه لقسم لو تعلمون عظیم - ( 76): انه لقرآن کریم - (77): لا یمسه الا المطهرون.
کسـی که اهل فهم و بصیرت باشد میفهمد که مراد از مس مس خط و کتابت قرآن نیست زیرا که سوره مکیه است و در آنوقت قرآن مکتـوب نبود و لاـ یمسه نفی است نه نهی، و انه لقرآن کریم اشـاره بخـط و کتـابت قرآن نیست و مراد از مس مس به یـد و جوارح نیسـت بلکـه مراد معنـاي قرآن اسـت کـه کریـم است و مراد از مس مس فهم و ادراك است و اگر نهی از مس کتـابت قرآن بـدون طهارت نمودهاند و باین آیه استشـهاد کردهاند نه از باب اینسـتکه آیه در این خصوص وارد است و لایمسه نهی از مس است بدست یـا جوارح بلکه آن حکمیت از بـاب تکریم و حرمت خـط قرآن بلحـاظ تکریم قرآن منزل که این خط حاکی از او است و استشـهاد بـآیه از بـاب استینـاس است نه از بـاب دلاـلت، پس مقصود اینسـتکه معنـاي قرآن را چنانچه نازل شـده و اراده شـده مس نمیکنـد و ادراك نمیکند جز مطهرون، و اما مطهرون کیانند تحقیق آن بر عهده خواننده از نظر ما معلوم است مقصود اینستکه چنانکه میگویند قرآن بر همه واضح و روشن است، نیست.
(النحل 91): و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء.
این آیه براي قرآن از نظر معانی مراده و نازل شـده شأنیتی و مرتبه اي دیگر ثابت میکند زیاده بر معانی ظاهریه الفاظ و آن اینسـتکه در قرآن تبیـان هر چیزي است غیر آنچه و علاـوه بر آنچه ظـاهر است، و تبیـان مـا یتـبین به است یعنی بیـان هر چیزي را میشود از قرآن اسـتفاده کرد. اگر بگوینـد مقصود از کل شـیء هر چیزیست که از امت خواسـته شـده و بوسـیله قرآن بر ایشان القاء شده نه چیزهاي دیگر و تبیان هم تبیان همانست و مقصود از آن بیان است، خواهیم گفت اگر این بود مناسب این بود که بگویـد «بیانا لکل شـیء، مثل هذا بیان للناس» یا بگوید «تفصـیلا لکل شـیء» چنانکه براي الواح موسـی ع گفته «و تفصـیلا لکل شیء» بلکه تبیان غیر بیان است و از آین آیه استفاده میشود که قرآن بعلاوه اینکه بیان است نسبت بهر شیء که مطلوب است و اراده شـده از این الفاظ بمـدلول مطابقی تبیان نیز هست براي هر چیز بمـدلول التزامی، بنابراین، پس میگوئیم قرآن در آنچه که بیان است نسـبت بـآن از مـدلول مطابقی هنوز مورد اختلاف است پس چگونه است حال تبیان بودن او نسـبت باشـیاء دیگر پس از جهت تبیان بودن محتاج به مبین است.
(العنکبوت 48 ): بل هو آیات بینات فی صدور الذین اوتو العلم.
در این آیه بین بودن یعنی واضح بودن آیات قرآن را از حیث دلالت بر مقصود تخصـیص داده بصدور صاحبان علم، یعنی بین بودن آن امریست خارج از مفهوم لفظ و در سـینه هاي صاحبان علم است و اگر صـرفا مفاهیم لفظیه است تخصـیص بصـدور آنهم صـدور صاحبان علم وجهی ندارد هر عارف بلغت عرب مفاهیم لفظیه را میفهمد.
و اما صاحبان علم کیست از نظر ما همان مطهرونند که در آیه واقعه گفته و اگر غیر آنست تحقیقش با خواننده اجمالا این آیه ثابت میکند که همه قرآن براي فهم عموم نیست پس اجمالا محتاج به بیان نیز هست.

📚 الامامه عندالشیعه الامامیه باخرین احتجاج و آخرین حجت صص 54 - 65 .


🍃
کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔻دیدگاه بزرگان إمامیه در کفر مخالفین و عدم جواز حبّ آنها و لعن و تبري از ایشان !

1️⃣شیخ صدوق ره:
و اعتقادنا في البراءة أنّها واجبة من الأوثان الأربعة و من الانداد الأربعة و من جميع أشياعهم و أتباعهم، و أنّهم شرّ خلق اللّه و لا يتم الإقرار باللّه و برسوله و بالأئمّة إلّا بالبراءة من أعدائهم.(إعتقادات الإمامية، ص: 105)

2️⃣سیدبن طاووس ره:
قد اتّفقت روايات أهل البيت عليهم السّلام و سيرتهم و في أدعيتهم على لعن الثلاثة و من تابعهم و شايعهم‏.(طرف من الأنباء و المناقب، ص: 230)

3️⃣محقق حلّي ره:
...لأنّ‌ مخالف الحق محادٌّ للّٰه و رسوله فلا يجوز موادّته.(المعتبر، ج2، ص579)

4️⃣وحید بهبهاني ره:
الف - أنّ‌ العامّة و نحوهم شرّ من اليهود و النصارى نصّا و اعتبارا. و كيف كان؛ لا شكّ‌ في أنّ‌ المطلوب شرعا على سبيل الاهتمام لعن هؤلاء، و الدعاء عليهم و المبالغة فيهما، لا الدعاء لهم. (مصابیح الظلام، ج9، ص32)
ب - انّهم أعداء اللّه و أعداء رسوله صلّى اللّه عليه و آله و أعداء الأئمة عليهم السّلام ... ففي الحقيقة هم كفّار يعامل معهم صاحب الأمر - عجّل اللّه تعالى فرجه - عند ظهوره معاملة الكفّار(حاشیة مجمع الفائدة و البرهان، ص33)

5️⃣صاحب جواهر ره:
لا يخفى على الخبير الماهر الواقف على ما تظافرت به النصوص، بل تواترت من لعنهم و سبهم و شتمهم و كفرهم و انهم مجوس هذه الأمة، و اشر من النصارى و أنجس من الكلاب.
(جواهر الکلام، ج22، ص62)

6️⃣صاحب ریاض ره:
النصوص المتواترة الواردة عنهم (عليهم السّلام) بطعنهم، و لعنهم، و أنّهم أشرّ من اليهود و النصارى، و أنجس من الكلاب.
(ریاض المسائل، ج8، ص62)

7️⃣ملا احمد نراقي ره:
تؤكّده النصوص المتواترة الواردة عنهم في طعنهم و لعنهم و تكفيرهم، و أنّهم شرّ من اليهود و النصارى و أنجس من الكلاب.
(مستند الشیعة، ج14، ص162)

8️⃣شیخ انصاری ره:
أنّ‌ ثبوت صفة الكفر لهم ممّا لا إشكال فيه ظاهراً، كما عرفت من الأصحاب و تدلّ‌ عليه أخبار متواترة.(کتاب الطهارة، ج5، ص120)

9️⃣ علامه مجلسی ره: لكونهم من أخبث المنافقين لعنة الله عليهم أجمعين. (بحار الأنوار. ج 78، ص 340)


🍃
کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

#سوال

سلام
یک نفر از اهل سنت شبهه ای را بر دعای فرج وارد نمود.
در دعای الهی عظم البلا....... گفته کاملا شرک به خداست.
وقتی صدا می کنید . یا علی . یا محمد. اکفیانی و انمکما کافیان....
اینجا می گوئید 👈پیامبر و امام علی  برایمان کافی هستند.
پس خدا کجاست؟
و شبهات دیگر این دعا .

چه پاسخی میتوان به این شبهه داد؟


🎤 استاد حجازي


╭─┅─═ঊঈ✨
🌹
@difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃


🔘
https://t.me/joinchat/AAAAAEfih3SC3LILFbAMSQ

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

#سوال

آیا ظهور و قیام دو امر متفاوت هست یا خیر ؟ به چه صورتی هست ؟


🎤 استاد حجازي


╭─┅─═ঊঈ✨
🌹 @difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃


🔘 https://t.me/joinchat/AAAAAEfih3SC3LILFbAMSQ

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

#سوال

سلام علیکم
آیا در علائم حتمیه قیام امام عصر عجل الله تعالی فرجه بداء حاصل میشود ؟


🎤 استاد حجازي

╭─┅─═ঊঈ✨
🌹 @difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃


🔘 https://t.me/joinchat/AAAAAEfih3SC3LILFbAMSQ

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

‼️دشمنان من حرام لقمه هستند‼️

🔹🔺منصور هاشمی(بخوانید علیرضا بابایی) مدعی دروغین زمینه سازی و خراسانی،که بارها در همین کانال به فضاحت ها،دروغ ها و انحرافاتش اشاره نموده ایم در جای دیگر از کتاب باطل و گمراه کننده اش مدعی میشود که "هرکس اورا دوست ندارد لقمه حرام خورده است" با این وصف شخصی که خود را #دلسوز و #مهربان و انسانی درست کار معرفی می نماید به راحتی منتقدان خود را #حرام_خور عنوان کرده و هیچ ابائی از گفتن کلمات این چنینی ندارد.‼️

⁉️به راستی چه فرقی میان مدعیان دروغین است⁉️

💯توهین و تحقیر و تخریب منتقدان از ویژگی های تمامی مدعیان دروغین میباشد💯

╭─┅─═ঊঈ✨
🌹 @difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

‼️ادعای عجیب منصور هاشمی خراسانی‼️

🔺♦️منصور هاشمی خراسانی(بخوانید علیرضا بابایی) مدعی زمینه سازی و خراسانی در یکی از کتب منتسب به وی(که در اغلب موارد کلمات خودرا از روی احادیث کپی کرده و عبارات معصومین علیهم السلام را به جای کلام خود قرار میدهد) بیان می کند که هر دعوت و جریانی غیر از جریان او کفر و ضلالت و تفرقه افکنی میباشد.🔻♦️
💯وی درحالی این ادعا را میکند که هم اکنون افراد زیادی دقیقا ادعای وی را داشته و خودشان را زمینه ساز ظهور و "دعوت کننده به سوی حکومت مهدی" معرفی می کنند و مشخص نیست وجه #حقانیت این مدعی دروغین نسبت به دیگر مدعیان چه میباشد که به راحتی تمامی جریانات و حکومت ها را #کافر و خودش را مستحق یاری و حمایت میداند.‼️

💯لازم به ذکر است که این ترفند تمامی مدعیان دروغین میباشد که در وهله اول همه رقبا خودشان را از رده خارج ساخته و از حجیت ساقط می کنند و مخاطبان خودشان را منحصر به گفتار خود نموده و تفکر باطل و اغلبا تروریستی انحرافی فرقه خود را به خورد فریب خوردگان این جریانات میدهند.💯

‼️هوشیار باشید فرقه ها در کمین شما هستند‼️

╭─┅─═ঊঈ✨
🌹 @difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔆قَالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَٰكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ ‎﴿٢٣احقاف﴾
گفت: «آگاهى فقط نزد خداست، و آنچه را بدان فرستاده شده‌ام به شما مى‌رسانم، ولى من شما را گروهى مى‌بينم كه در جهل اصرار مى‌ورزيد.»🔆

🖇• #قسمت_سوم
ݪـیـنڪ قسمت قـبݪ⬇️

💠 /channel/difaazshia/94

‼️ پاسخ به شبهه علت غیبت امام زمان عج‼️

💢اما نکته دوم کلام وی اینگونه است که چون امام زمان عج میان ما حضور ندارند،پس فائده ای نیز نداشته و مقصر هم مردم بوده و تماما همه اینها از سمت خدا منتفی است.
🔹ولیکن نفهمیده است که وجود حجت الهی،چه به صورت حضور و چه غیبت،فائده های فراوانی داشته که از آدم تا خاتم و تا الان شاهد آن فوائد هستیم که یک موردش ثبات و برقراری زمین میباشد،چراکه به عقیده شیعه زمین لحظه ای خالی از حجت نمیباشد،چه ظاهر و چه غائب؛جالب تر اینکه خود منصور هاشمی نیز به این عقیده معترف گشته و در نوشته ای دیگر این چنین بیان کرده است:«عبد الله بن محمّد بلخی ما را خبر داد، گفت: مردی در حالی که من حاضر بودم از منصور دربار هی سخن خداوند بلندمرتبه پرسید که می فرماید: «هرآینه من در زمین خلیفه ای را قراردهنده ام»(بقره/ 30)؛ پس فرمود: خداوند از زمانی که وعده کرد، همواره در زمین خلیفه ای را قرار داده است، خواه آشکار و مشهور بوده باشد و خواه ترسان و پنهان.»
📓مناهج الرسول،چاپ،5ص64
🔺وی صراحتا بیان میدارد که زمین میبایست که خلیفه الهی را در خود بنگرد،چه ظاهر بوده و چه غائب گشته باشد،حال این سخن وی با آن کلام اولی و ادعای نخستین وی چگونه قابل جمع است؟!چگونه میتوان امامی که مجری عدالت نیست را مفید خوانده و از آنطرف اهمیت خالی بودن زمین از حجت خدا را بیان داشت.
✔️با این وصف شبهه دوم و مانعیت اجرای عدالت نیز وارد نبوده و قبول آن باعث وارد دانستن اشکال به جمیع ائمه و بی فائده بودن اصل وجود امام میگردد.
⁉️شبهه سوم:خداوند متعال از غیبت حجتش راضی نمیباشد.⁉️
🔹جواب:این بیان اگرچه به ظاهر شعاری احساسی بوده و محتوای علمی خاصی ندارد،اما مدعی با گفتن آن در صدد اینست که تقصیر را تماما بر گردن مردم نهاده و رفعش را نیز به مردم محول سازد،درحالیکه نمیداند،مسئله امر امام زمان(عج)چنانکه در روایات وارد گشته سرّی از اسرار الهی بوده و غیبت حضرتش،به علت حکمتی بوده که وقت ظهورشان مشخص میگردد،با این وصف ادعای عدم رضایت خدا از این مسئله آنهم بدون ارائه دلیلی قطعی و یقینی،تهمت به خداوند و امری نابخشودنی میباشد که خدا را بازیچه دعاوی مضحک و باطل خود میگردانند.
⁉️شبهه چهارم:مانع از سمت مردم رخ داده و خوف و خطر باعث شد که حضرتش غیبت کنند.⁉️
🔸جواب: نتیجه گیری فرضی این مدعی به وسط خود رسیده و وی در این قسمت از شبهه یکی از تیرهای خودش را رها میسازد و آنهم مقصر جلوه دادن مردمان میباشد.
♨️اما باید از این مدعی پرسید وجه غیبت ابراهیم در خوفی که بود چه بود؟!چراکه تولد وی و بزرگ شدنش و . . .در غیبت بوده و بعد از مدتی برای دعوت به سمت قومش روانه شد،و یا موسی کلیم الله و خطری که حولش بوده و یا غیبتی که از قومش کرد،اینان چه وجهی داشت؟! مردم درباره موسی آیا تا چه اندازه مقصر بودن و بعد ظهور موسی تا چه اندازه حق اورا نگه داشتند⁉️با اندک تاملی درباره غیبت های رخ داده در انبیاء سابق در میابیم که مردم اگرچه بی نقش نبوده اما دلیل اصلی همیشه حکمت الهی بوده که در جای جای این تاریخ به نحو و نوعی اقتضا نموده است.
✅ مهم تر اینکه اگر مسئله خوف را اگر علت غایی بدانیم،چگونه خوفی که دیگر ائمه دچارش بوده را نادیده گرفته و فقط مردمان عصر حضرت حجت را مقصر بدانیم؟!
و عجیب تر اینکه چگونه گناه و عمل قبیح مردمان آن عصر که مقصر غیبت حضرت حجت(عج) بوده را باید هزار و اندی سال،ده ها نسل دیگر تحمل نموده و به خاطر عمل قبیح عده کمی،نزدیک به هزارسال ما شیعیان محروم از امام خود باشیم.
‼️و اگر بگوید که تقصیر نسل های بعدی عدم تلاش برای ظهور امام بوده است،را در شبهات بعدی جواب میدهیم که در نظر منصور این فرض هم محال بوده و امکان نداشته است.
⁉️شبهه پنجم:اگر قائل به ولادت مهدی نباشیم،در اینجا نیز مقصر خداوند نبوده و بازهم باعث آن مردم میباشند.⁉️
🔹جواب:در شرح این شبهه بهتر است که ابتدا کامل کلام وی را نقل نموده و بعد طبق آن،بطلانش را بیان نماییم،وی مینویسد:« آري، عدم آفرينش مهدي در صورتي که او تاکنون آفريده نشده باشد، کار خداوند است؛ چراکهآفرينش و ترک آن، به غير خداوند نسبت داده نميشود؛ چنانکه فرموده است: ألاَ لهَ الخْلقْ وَالأمْر؛«آگاه باشيد که آفرينش و فرمان براي اوست»

💢ادامه دارد...

🍃والسلام علی من اتبع الهدی🍃

✍️سید بحرالعلوم الحسینی

╭─┅─═ঊঈ✨
🌹 @difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃

Читать полностью…

بازگشت به شیعه

•┈┈••✾🌸 بسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ 🌸✾••┈┈•

🔆قالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَٰكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ ‎﴿٢٣احقاف﴾
گفت: «آگاهى فقط نزد خداست، و آنچه را بدان فرستاده شده‌ام به شما مى‌رسانم، ولى من شما را گروهى مى‌بينم كه در جهل اصرار مى‌ورزيد.»🔆

🖇• #قسمت_اول

‼️ پاسخ به شبهه علت غیبت امام زمان عج‼️

🔺از آنجایی که فرقه ها برای به کرسی نشاندن کلمات خود از هیچ دروغ و تهمت و تاویل های بی دلیل،دریغ نمیکنند،دائما شاهد شبهات فراوانی از سمت اینان درباره مسائل دینی و مذهبی بوده و بعضی از آنان گاها ارزش پاسخگویی را دارا میباشد.

🔹در بطن شبهات،ما گاها با یک سری کلماتی رو به رو میشویم که طراح شبهه از آن در صدد استفاده ای زیرکانه برای حقانیت خودش بوده و آن شبهه را چالش و یک نوع دام برای مخاطبان آن درست میکند؛فلذا برخی شبهات اگرچه به ظاهر همانند دیگر موارد،صرفا بُعد علمی دارد،لکن در بطن قضیه شاهد اهمیت زدن آن شبهه و دفع نتیجه فاسدی که طراح شبهه از آن میگیرد هستیم.

🔸فرقه منصور هاشمی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و علیه مبانی اعتقادی شیعه اعتراضات(هرچند پوچ و بی اساس)زیادی داشته و به برخی اصول آن دست درازی نیز کرده است که چه بسا اغلب این دست درازی ها ناشی از کج فهمی و غرض بوده که در ادامه اشاره به هدف اصلی آنان خواهیم نمود.

⬅️یکی از شبهاتی که این جریان مطرح میدارد،مسئله غیبت حضرت حجت(عج) بوده،که از سری شبهاتی است که ریشه آن به یکی از اساس های این فرقه باز گشته و دفع آن باعث ریزش یکی از مهمترین مبانی آنان میگردد.

‼️ این جماعت در توضیح این شبهه به طور خلاصه مدعی میشوند که غیبت حضرت حجت از جانب مردم بوده و مانع از سمت مردم رخ داده و رفعش هم به دست مردم بوده و مسئولیتش را امروزه من به عهده گرفته ام!و در کل مقصر غیبت حضرت،مردم بوده و خوف ایشان هم به دلیل نداشتن امنیت بوده است که باز در اینجا مقصر مردمان است.‼️

💢ادامه دارد...

🍃والسلام علی من اتبع الهدی🍃


✍️سید بحرالعلوم الحسینی

╭─┅─═ঊঈ✨
🌹 @difaazshia
╰─┅─═ঊঈ✨

🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃


🔘 https://t.me/joinchat/AAAAAEfih3SC3LILFbAMSQ

Читать полностью…
Subscribe to a channel