320
((اللهم عجل لولیک الفرج)) کانال شخصی استاد رضا صمدی مشاور و پژوهشگر مسائل تربیتی و روانشناختی جوان و نوجوان #نوجوان #جوان #والدین #فعالان_آموزشی #فعالان_فرهنگی_اجتماعی #فعالان_تربیتی ارتباط مستقیم: @Dr_reza_samadi
این تصاویر رنگی شده از المپیک ۱۹۰۸ لندن را ببینید.
حال پوشش و لباس زنان در المپیک یک قرن پیش را با پوشش زنان در المپیک اخیر مقایسه کنید.
این وضعیت پوشش یک قرن پیش غرب است. حال در این یک قرن چه اتفاقی رخ داده است که لباس زنان ورزشکار به صورت امروزی درآمده است؟
اینکه در ورزش ژیمناستیک مردان با شلوار رقایت میکنند اما زنان تقریبا بدون لباس خاصی باید رقایت کنند اتفاقی است؟ اینکه والیبال ساحلی مردان با شلوارک رقایت میکنند اما زنان تقریبا بدون لباس خاصی حاضر میشوند اتفاقی است؟ اینکه سال به سال لباسهای زنان در همه ابعاد کوتاهتر از قبل میشود، اتفاقی است؟
اینکه در یک قرن اخیر تمام حقوق زن در برهنگی و کم شدن لباس، خلاصه میشود، اتفاقی است؟ اینکه کیم کارداشیان به عنوان زن معیار معرفی میشود اتفاقی است؟ اینکه سلبریتیهای هالیوود به عنوان زن معیار معرفی میشوند اتفاقی است؟
اینکه فشن و مُد برجسته شده و برهنگی بیشتر زن به آزادی زن تعبیر شده و تمام تاریخ بشر به اسم تاریخ انقیاد زنان مورد بازخواست قرار میگیرد اتفاقی است؟
به نظر در هیچ برهه از تاریخ به اندازه امروز، زن به عنوان ابژه جنسی مطرح نبوده است.
@kharmagaas
صرف نظر از این که چقدر در فضاهای آپارتمانی امروز رایج ایران تولید محصولات غذایی مانند آنچه آقای محسن رضایی گفته، کارآمد باشد اما حرفی عجیب و بی سابقه نیست. در سالهای جنگ جهانی دوم دولت امریکا با شعار «صرفهجویی، میهنپرستی است» مردم را به خودکفایی تشویق کرد. باغهای پیروزی (Victory Gardens) در سراسر کشور سبز شدند و تا سال ۱۹۴۴ حدود ۲۰ میلیون خانواده در حیاط خانهها یا زمینهای عمومی سبزی و میوه میکاشتند. زنان کلاسهای کنسرو خانگی برگزار میکردند، کودکان در مدارس فلزات قراضه جمعآوری میکردند و پوسترهای تبلیغاتی OPA از هر قاشق شکر صرفهجوییشده بهعنوان «گلولهای برای پیروزی» یاد میکردند.
Читать полностью…
🔹کاشت، داشت و برداشت
از شهید سردار تهرانی مقدم تا شهید سردار حاجیزاده تا سردار موسوی
https://x.com/AntiWestGuy/status/2091143380512186589
@BetweenDichotomies
🚩 ای حسین(ع)، چه کردی با مردم ایران؟
🔰خطابهی شنیدنی ابن کعوش تحلیلگر عرب اهل سنت ساکن سرزمینهای اشغالی فلسطین: چرا ما اهل سنت همچون ایرانیان از حسین نمیآموزیم؟
●ای حسین!
●ای نوه ی رسول خدا!
●با مردم ایران چه کردی؟!
●و ما اهل سنت با تو چه کردیم؟!
●حسین در دل هر ایرانی از هر سلاح هسته ای بزرگ تر و والاتر شده است.
➕️ @yaminpour
🎥 ایران چگونه راهبرد دفاعیاش را به حالت تهاجمی تغییر داده است؟
🌐 FarhikhteganOnline.ir
🔻 @FarhikhteganOnline
زنده باد ارتش جمهوری اسلامی ایران
زنده باد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران
زنده باد نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی ایران
زنده باد نیروهای جان برکف بسیج مردمی ایران
@NationalBranding
♥️🇮🇷♥️
گزارش به روز رسانی وضعیت جنگ-شماره 76- مهدی محمدی- 21 مرداد 1405 - (چگونه امریکا می خواهد جنگ را به داخل ایران بکشاند؟)
@mahdi_mohammadi61
با صدور حکمی از سوی حضرت آیتالله خامنهای صورت گرفت
📝انتصاب سردار لشکر مصطفی ایزدی به سِمت جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران
💬 حضرت آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای، فرماندهی معظّم کل قوا در حکمی سردار لشکر پاسدار مصطفی ایزدی را به سِمت جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب کردند.
🔻متن حکم فرماندهی معظّم کل قوا بدین شرح است:
✏️ بسم الله الرحمن الرحیم
سردار سرلشکر پاسدار مصطفی ایزدی
نظر به تعهد، شایستگی و تجارب ارزندهتان، و به پیشنهاد فرمانده کل سپاه، شما را به سِمت جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب میکنم.
ایفای نقش جهادی در ارتقاء سطح آمادگیهای سازمانی، با تقسیم نقش و مأموریت در راستای تدابیر فرمانده کل سپاه، مورد انتظار است.
امید است با عنایات الهی و در ظلّ ادعیهی پر خیر و برکت سرورمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مزید توفیقات و انواع فتح و ظفر برای همهی نیروهای مسلح نظام اسلامی حاصل گردد.
✍ سیّدمجتبی حسینی خامنهای
💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
🔹فواد ایزدی:
تاکنون هیچ نشانهای وجود ندارد که آمریکا از سیاست تغییر حکومت ایران، غارت نفت ایران، و تغییر مرزهای ایران دست برداشته است.
تنها دلیل توقف فعلی، نیاز آمریکا به فضای تنفسی برای حملات بعدی و سعی برای سازماندهی اغتشاشات جدید است. این یک نمونه:
تد کروز، سناتور نزدیک به ترامپ: به جای سربازان آمریکایی، معترضان ایرانی را مسلح کنید.
"هدف باید فروپاشی رژیم ایران باشد. چیزی که از همان ابتدای این جنگ خواستهام این است که ما معترضان ایرانی را مسلح کنیم.
رئیسجمهور ترامپ قرار نیست نیروهای آمریکایی را به جنگ زمینی بفرستد. ما نباید سربازان آمریکایی را در ایران در معرض خطر قرار دهیم...
اگر ما معترضان را مسلح کنیم، ایرانیها میتوانند خودشان سرنوشت آیندهشان را تعیین کنند، بهجای اینکه سربازان آمریکایی را در معرض خطر قرار دهیم."
🔗 فواد ایزدی Foad Izadi (@IzadiFoad)
https://x.com/i/status/2086171272816312804
🔻بیندوگانگی ها:
فعلا تا زمانانتخاباتمیان دوره ای آمریکا در ماه نوامبر برنامه خلع سلاح و خنثی کردن حشد الشعبي در عراق پیش برده خواهد شد.
در حال حاضر هر گونه حمله ای توسط تجزیه طلبان وابسته به اجنبی از داخل عراق به ایران باعث میشود انها بین نیروهای مسلح مدافع ایران و نیروهای حشد الشعبي گیر بیافتند.
در صورت حصول تغییرات مورد نظر اسرائیل و نئوکانهای امریکایی در عراق نتانیاهو بار دیگر سعی در قانع کردن ترامپ در تشدید اقدامات علیه ایران خواهد کرد.
بعد از تجربه برجام فقط یک سری ساکنان لالالند اعتباری برای حرف و امضاء ترامپ قائل خواهند شد.
اقدامات علي الزیدی نخست وزیر عراق به هماهنگی تام بَرّاک(نماینده آمریکا در شامات) با برنامه و پیچیده در جهت منافع آمریکا به جهت کمکردن نفوذ ایران در عراق است.
لطفا نگاه کنید به:
/channel/BetweenDichotomies/13833
/channel/BetweenDichotomies/13634
باید مراقب بود که عراق به مانند سوریه نرود. اگر بخاطر رفتن سوریه امکان حمله هوایی مستقیم به ایران برای اسراییل فراهم شد با رفتن عراق و تشکیل کریدور به اصطلاح داوود اسراییل عملا از لحاظ زمینی هم مرز ایران خواهد شد.
@BetweenDichotomies
Remember the Iranian F-5 that struck a U.S. base in Kuwait?
This video is about that HERO🌟
Dedicated to the heroes of the IRIAF⚔
🆔 @explosivemedia
This is between Iran and Oman.
Your controller isn't even plugged in!
⚡️⭕️ Iran: Foreign Ministry says Iran-Oman talks on Strait of Hormuz management are bilateral, not involving the US.
عراق برای ایران همزمان چند کارکرد دارد: عمق امنیتی، مسیر ارتباطی، بازار اقتصادی، حوزه نفوذ مذهبی، میدان موازنه در برابر آمریکا و کشورهای عربی و مهمتر از همه، مانعی در برابر انتقال مستقیم بحران به مرزهای ایران. اگر این مجموعه کارکردها تضعیف شود، منازعه از شکل رقابت منطقهای و نیابتی خارج خواهد شد و به مرحلهای نزدیکتر میشود که هدف آن، خود ایران و انسجام داخلی آن است.
به همین دلیل، معتقدم پس از تضعیف موقعیت ایران در عراق، وارد مرحله نهایی فشار خواهیم شد؛ مرحلهای که الزاماً به معنای آغاز فوری یک جنگ کلاسیک نیست. محتملتر آن است که طرف مقابل، فشار نظامی، اقتصادی، سیاسی، اطلاعاتی و اجتماعی را بهصورت همزمان و مرحلهبندیشده به کار گیرد. هدف اصلی در این الگو، شکست ایران در یک نبرد واحد نیست؛ بلکه فرسودهکردن تدریجی ظرفیت تصمیمگیری، کاهش توان اقتصادی دولت و ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت است.
در این چارچوب، بازه زمانی تا مارس ۲۰۲۷، یعنی حوالی نوروز ۱۴۰۶، اهمیت ویژهای پیدا میکند. سناریوی محتمل آن است که فشارها تا آن زمان ادامه یابد تا اقتصاد ایران بیش از پیش درگیر رکود، تورم، کمبود منابع و کاهش قدرت پاسخگویی دولت شود. سپس یک بحران اجتماعی، اعتراضی یا معیشتی میتواند به نقطه تمرکز فشار تبدیل شود. این بحران ممکن است ریشههای واقعی و داخلی داشته باشد، اما همزمان از طریق عملیات رسانهای، شبکههای اجتماعی، جنگ شناختی و مداخله بازیگران خارجی تشدید و جهتدهی شود.
من از «بحران اجتماعی دستکاریشده» سخن میگویم، نه به این معنا که همه نارضایتیها مصنوعیاند، بلکه به این معنا که شکافهای واقعی جامعه میتوانند شناسایی، برجسته، هماهنگ و به یک بحران سیاسی فراگیر تبدیل شوند. عملیات نفوذ مدرن، بحران را الزاماً از صفر تولید نمیکند؛ بلکه بر نارضایتیهای موجود سوار میشود، زمان ظهور آنها را تنظیم میکند، مطالبات متنوع را حول یک هدف سیاسی واحد سامان میدهد و مانع از ترمیم شکاف میان دولت و جامعه میشود.
حلقه دیگری که باید در روزها و ماههای آینده زیر نظر گرفت، امکان ایجاد شکاف در مرجعیت و گفتمان دینی شیعه است. پروژه تضعیف نیروهای نزدیک به ایران فقط از مسیر فشار نظامی یا حقوقی پیش نخواهد رفت. این نیروها بخشی از مشروعیت خود را از مفاهیمی مانند مقاومت، دفاع از حرم، مقابله با اشغال و فتاوای مراجع شیعه به دست آوردهاند. بنابراین، برای تضعیف پایدار آنها، باید در بنیان مذهبی و فقهی این مشروعیت نیز شکاف ایجاد شود.
ممکن است در داخل ایران یا در میان شبکههای مذهبی نزدیک به ایران، صدایی ظهور کند که از نظر فقهی یا سیاسی به مواضع مقتدی صدر نزدیک باشد؛ صدایی که بر دولت ملی، انحصار سلاح در دست حکومت و پرهیز از مداخله فرامرزی تأکید کند. چنین موضعی در ظاهر میتواند یک اختلاف اجتهادی یا سیاسی تلقی شود، اما در سطح راهبردی، ظرفیت آن را دارد که انسجام گفتمان مقاومت را از درون تضعیف کند. اگر این شکاف از سطح اختلاف میان دولتها به سطح اختلاف میان مراجع، روحانیان و نیروهای مذهبی منتقل شود، آثار آن بسیار عمیقتر از یک بحران سیاسی معمولی خواهد بود.
در برابر این روند، اتکای صرف به قدرت موشکی کافی نیست. موشک همچنان بخشی مهم از توان بازدارندگی ایران است و نمیتوان نقش آن را نادیده گرفت؛ اما مسئله این است که جنس منازعه تغییر کرده است. وقتی فشار اصلی بر اقتصاد، مشروعیت، شبکههای مالی، پیوندهای منطقهای، انسجام اجتماعی و قدرت روایتسازی متمرکز است، پاسخ صرفاً نظامی نمیتواند معادله را تغییر دهد. حتی ممکن است استفاده نامتناسب از قدرت سخت، دقیقاً همان تصویری را تقویت کند که طرف مقابل برای منزویکردن ایران به آن نیاز دارد
🎥 واکنش عراقیها به درخواست آتشزدن پرچم ایران درقبال دریافت پول
🔻 از صفحه sarbaz.pov
🌐 FarhikhteganOnline.ir
🔻 @FarhikhteganOnline
شاهزاده صحرا»؛ وقتی سینما به میدان بازنویسی ژئوپلیتیک تاریخ تبدیل میشود
تبلیغ گسترده فیلم شاهزاده صحرا در شبکههای اجتماعی فارسی صرفاً معرفی یک اثر سینمایی نیست؛ این بخشی از رقابت بر سر تملک حافظه تاریخی در خاورمیانه است. در اینجا سینما تنها سرگرمی نیست، بلکه ابزاری برای تولید روایت، شکلدهی به هویت و بازتعریف گذشته است.
فیلم «شاهزاده صحرا» (Desert Warrior) محصولی است که با سرمایهگذاری گسترده سعودی ساخته شده و داستان خود را در آستانه نبرد ذیقار، رویارویی مشهور میان برخی قبایل عرب و نیروهای ساسانی، روایت میکند. فیلم این نبرد را به عنوان نقطهای سرنوشتساز در شکلگیری هویت عربی به تصویر میکشد و شاهنشاهی ساسانی را در جایگاه قدرتی مهاجم و استبدادی قرار میدهد.
فیلم با قرار دادن نبرد ذیقار در مرکز روایت، تلاش میکند آن را به لحظه تولد یک هویت عربی مستقل در برابر ایران ساسانی تبدیل کند. اما مشکل اصلی، انتخاب یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه نحوه قاببندی (Framing) آن است. روابط چندصدساله، پیچیده و متقابل ایران ساسانی با قبایل عرب، نقش دولتهای حائل، مناسبات اقتصادی، نظامی و فرهنگی، و حتی اختلاف نظر جدی مورخان درباره اهمیت واقعی ذیقار، تقریباً حذف شدهاند تا یک روایت خطی و دوقطبی ساخته شود: «اعراب آزادیخواه» در برابر «امپراتوری ایرانی سرکوبگر».
این همان چیزی است که در مطالعات رسانهای از آن با عنوان Strategic Historical Framing یاد میشود؛ انتخاب گزینشی عناصر تاریخ برای ساختن یک پیام سیاسی معاصر. در چنین روایتی، حذف اطلاعات به اندازه آنچه نمایش داده میشود اهمیت دارد.
از سوی دیگر، این فیلم را باید در چارچوب قدرت نرم جدید عربستان تحلیل کرد. ریاض دیگر تنها با نفت یا دیپلماسی منطقهای رقابت نمیکند؛ بلکه با سرمایهگذاری صدها میلیون دلاری در صنعت سرگرمی، در پی تولید روایتهایی است که جایگاه فرهنگی و تاریخی عربستان را نیز بازتعریف کنند. این همان تغییری است که در چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰ قابل مشاهده است: انتقال رقابت از میدان ژئوپلیتیک سخت به عرصه ژئوپلیتیک فرهنگی.
برای مخاطب ایرانی، نکته مهم آن است که فیلم تقابل عرب و ساسانی را تقریباً بدون زمینه تاریخی گستردهتر نشان میدهد. روابط پیچیده سیاسی، اقتصادی و نظامی میان دولت ساسانی و قبایل عرب، نقش دولتهای حائل مانند لخمیان و غسانیان، و درهمتنیدگی گسترده عربها در ساختار نظامی و سیاسی ساسانی، در روایت فیلم جای چندانی ندارد. نتیجه، ارائه یک دوگانه سادهشده میان «اعراب آزادیخواه» و «امپراتوری ایران» است؛ دوگانهای که برای درام سینمایی جذاب است، اما لزوماً بازتابدهنده پیچیدگیهای تاریخ نیست.
اما نکتهای که برای مخاطب ایرانی اهمیت بیشتری دارد، رواج گسترده این فیلم در صفحات فارسیزبان است. وقتی اثری با چنین روایت تاریخی، بدون هیچ توضیح یا زمینهای، با شعارهایی مانند «بهترین فیلم تاریخی امسال» تبلیغ میشود، مخاطب ناخودآگاه با یک بازنمایی خاص از گذشته مواجه میشود؛ بازنماییای که مرز میان تاریخ، اسطوره و روایت سیاسی را از بین میبرد.
پرسش مهم بنده است که چرا امروز نبرد ذیقار به سوژه یک فیلم ۱۵۰ میلیون دلاری تبدیل شده، چه نوع هویت تاریخی را بازنمایی میکند، چه چیزهایی را حذف میکند، و این روایت چگونه در فضای رسانهای فارسی بازنشر و مصرف میشود. این پرسشها برای فهم رقابتهای فرهنگی و ژئوپلیتیکی معاصر، به مراتب مهمتر از داوری ساده درباره خود فیلم هستند
ترامپ، نفت ایران و نبردی که مصدق آغاز کرد
برای فهم نگاه دونالد ترامپ به ایران، باید نخست به تجربه ونزوئلا و لیبی نگاه کرد. پس از عملیات آمریکا و انتقال اجباری نیکلاس مادورو به ایالات متحده، واشنگتن نهتنها در روند سیاسی ونزوئلا مداخله کرد، بلکه برای تسلط بر صادرات، فروش و درآمد نفت این کشور نیز وارد عمل شد. شرکتهای آمریکایی به صنعت نفت ونزوئلا بازگشتند و تصمیمگیری درباره مقصد نفت، نحوه فروش و مصرف درآمدهای آن، هرچه بیشتر زیر نظارت آمریکا قرار گرفت. این روند را نمیتوان صرفاً «بازسازی صنعت نفت» نامید؛ مسئله، تصرف سیاسی یک کشور و غارت سازمانیافته منابع آن در پوشش گذار سیاسی و بازسازی اقتصادی است.
لیبی نیز پیش از ونزوئلا نمونه مشابهی را تجربه کرد. مداخله نظامی ناتو در سال ۲۰۱۱، که با عنوان حمایت از مردم و جلوگیری از سرکوب توجیه میشد، به فروپاشی دولت مرکزی، تجزیه قدرت سیاسی و آغاز جنگی طولانی انجامید. پس از سقوط معمر قذافی، منابع نفتی لیبی میان دولتهای رقیب، شبهنظامیان، فرماندهان نظامی و بازیگران خارجی گرفتار شد. میدانها، بنادر و خطوط صادرات نفت بارها به ابزار فشار سیاسی و نظامی تبدیل شدند و شرکتهای غربی، بهویژه شرکتهای آمریکایی و اروپایی، دوباره به موقعیتی ممتاز در استخراج، تجارت و توسعه منابع انرژی لیبی دست یافتند. در نتیجه، کشوری که پیش از جنگ از درآمد نفت برای ساخت دولت و تأمین خدمات عمومی استفاده میکرد، به سرزمینی تبدیل شد که نفت آن صادر میشود، اما مردمش با فروپاشی زیرساخت، قطع برق، ناامنی و فقر روبهرو هستند. غارت نفت لیبی الزاماً به معنای انتقال مخفیانه تمام محمولهها نیست؛ شکل اصلی غارت، نابود کردن حاکمیت ملی، تحمیل جنگ داخلی و ایجاد ساختاری است که در آن شرکتها و قدرتهای خارجی از منابع کشور سود میبرند، در حالی که جامعه لیبی هزینه جنگ و فروپاشی را میپردازد.
ایران برای ترامپ فقط یک رقیب سیاسی یا یک پرونده هستهای نیست. ایران کشوری با منابع عظیم نفت و گاز است که صنعت انرژی آن هنوز بهطور کامل در شبکه مالی، امنیتی و شرکتی آمریکا ادغام نشده است. درآمد نفت ایران در بانک فدرال رزرو نیویورک نگهداری نمیشود، بودجه کشور با اجازه واشنگتن آزاد نمیشود و حفاظت از تأسیسات نفتی آن به ارتش آمریکا وابسته نیست. از همین رو، هدف نهایی فشار بر ایران را باید فراتر از تحریم یا تغییر رفتار سیاسی دید: بازگرداندن ایران به وضعیتی که مالکیت منابع ممکن است ظاهراً ایرانی بماند، اما استخراج، فروش، فناوری، انتقال پول و مصرف درآمد نفت در اختیار قدرتهای خارجی قرار گیرد.
این همان نظمی است که دکتر محمد مصدق در اسفند ۱۳۲۹ در برابر آن ایستاد. پیش از ملی شدن صنعت نفت، شرکت نفت ایران و انگلیس استخراج، پالایش، صادرات، حسابرسی و درآمد نفت ایران را کنترل میکرد. منابع در ایران قرار داشت، اما تصمیمگیری در لندن انجام میشد و ایران سهم ناچیزی از ثروت خود دریافت میکرد.
اهمیت ملی شدن نفت فقط افزایش سهم ایران نبود. مصدق نفت را به مسئله حاکمیت ملی تبدیل کرد. اصل بنیادین او این بود که یک ملت باید نهتنها مالک حقوقی منابع، بلکه صاحب اختیار واقعی بر تولید، فروش و درآمد آن باشد. در اندیشه او، استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی معنای کاملی نداشت.
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با همکاری آمریکا و بریتانیا دولت مصدق را سرنگون کرد و کنسرسیومی از شرکتهای غربی، از جمله شرکتهای آمریکایی، بار دیگر بر صنعت نفت ایران مسلط شد. بااینحال، کودتا نتوانست اصل ملی شدن را کاملاً لغو کند. شرکت ملی نفت ایران باقی ماند و حتی حکومت پس از کودتا ناچار شد مالکیت ملی منابع را به رسمیت بشناسد. ایران نیز بهتدریج توانست کنترل بیشتری بر تولید و درآمد نفت به دست آورد و آن را برای دولتسازی، ایجاد زیرساخت و توسعه کشور به کار گیرد.
برای درک اهمیت این میراث باید ایران را با کشورهای عربی نفتخیز مقایسه کرد. در عربستان سعودی، صنعت نفت از ابتدا با سرمایه، فناوری و مدیریت شرکتهای آمریکایی شکل گرفت. آرامکو بعدها ملی شد، اما صنعت انرژی عربستان همچنان در شبکه فناوری، خدمات مهندسی، امنیت نظامی، بازارهای مالی و صنایع تسلیحاتی آمریکا قرار دارد. بخش بزرگی از درآمد نفت به دلار دریافت میشود و از طریق سرمایهگذاری در داراییهای آمریکایی، خرید تسلیحات، فناوری و خدمات دوباره به اقتصاد آمریکا بازمیگردد.در چنین ساختاری، کشور ممکن است مالک رسمی شرکت نفت باشد، اما حفاظت از تأسیسات، دسترسی به فناوری، نظام مالی، تسلیحات و حتی امنیت حکومت آن به آمریکا وابسته میماند. بنابراین، ملی بودن حقوقی مالکیت لزوماً به معنای استقلال واقعی نیست.
عراق نمونه آشکارتری است. پس از حمله سال ۲۰۰۳، آمریکا صندوق توسعه عراق را ایجاد کرد و درآمدهای نفتی این کشور در حسابی نزد بانک فدرال رزرو نیویورک قرار گرفت.
کلاهبرداری بزرگ اینجاست که دو گانهی حقیقی «مقاومت یا تسلیم» را به دوگانهی دروغ «مقاومت یا زندگی» تبدیل میکنند.
➕️ @yaminpour
استراتژی کوروش و شاه اسماعیل برای حفظ ایران چه بود؟
@NationalBranding
♥️🇮🇷♥️
الون میزراهی تحلیلگر یهودی:
اگر الان به دنیای اطرافت نگاه کنی، تصویری از ناامیدی تقریباً کامل نمایان میشود.
به تمدنها یا فرهنگهای بزرگ این جهان نگاه کن: هیچ چیزی برای تغذیه روح به تو ندارند.
غرب بین پوچگرایی و شر آشکار و تمامعیار در نوسان است.
چین بهطور انحصاری به مادیات وسواس دارد تا حدی که آزاردهنده است.
هند روزبهروز عمیقتر در عقبماندگی و زوالِ معنوی فرو میرود، بهحدی که میتوان آن را بهکلی از کتابها حذف و نادیده گرفت.
ژاپن بردهوار و بهطرز باورنکردنی حقیر است.
اسلام سنّی کاملاً اشغالشده و مطیع است؛ گوش دادن به آن برای یک ثانیه هم غیرممکن است.
من از گوش دادن به هیچکدامشان اجتناب نمیکنم تا آن یک درصد احترامی را که هنوز برای مؤمنان بیگناه و خوشنیت قائلم، از دست ندهم.
کاتولیک کاملاً بیمعنا و مضحک است. یک مدلِ کسبوکار که در لفافهای از اشیای مذهبی پیچیده شده.
کلیسای انگلستان؟ قابل بحث نیست
مسیحیت آمریکایی؟ تصویری زنده از جهنم.
کمونیسم مرده است و طرفداران بازماندهاش آزاردهنده و طاقتفرسا هستند.
علم غیرقابل باور و ابزار اصلی تبدیل این جهان به یک زندا است.
دانشگاه مضحکه شده است.
رسانه صدای شیطان است.
آمریکای لاتین بهآرامی زیر دست سرمایهداری و استعمار در حال مرگ است.
روسیه در سکوت میجنگد: بدون چارچوب ایدئولوژیک، بدون معنای اخلاقی.
تنها جا و تنها فرهنگی که در این جهان فعلی ما، اخلاق و انسانیت را بهعنوان بخشی از گفتمان خود محور قرار میدهد، ایران شیعه دوازدهامامی است.
این همان یک نور است – یک نور منسجم و قدرتمند – در میان تاریکی تقریباً کامل.
من به دنبال خدا نیستم (تجربههای تلخم با یهودیت باعث شد که از این مفهوم با خشمی شدید متنفر باشم)؛ به عرفان کشش ندارم؛ مناسک تکراری مذهبی جذابیت چندانی برایم ندارند. اما نوری که از رفتار، موضعگیری، آموزه، شجاعت و اعتقاد ایران (بههمراه متحدانش و مبارزان ضداستعماریِ شیعه و غیرشیعه در جایجای دیگر) ساطع میشود، با بنیادهای وجودی من و آنچه برایم مقدس است، پیوند میخورد.
آنها تنها مردمیاند که احساس میکنم میتوانم با کرامت و انسانیتی کامل در کنارشان باشم و هنوز کاملاً مطمئن نیستم این احساس مرا به کجا میبرد، اما برای یک ماجراجویی آمادهام.
https://x.com/i/status/2090079856025313537
ENTER THE YEMEN 🇾🇪
What happened in Yemen?
Watch General Yahya Saree in our new LEGO video. 🧱⚡
🆔 @explosivemedia
💢 هموطن آگاه ساکن خارج کشور، بین ایران و قطر مقایسه بسیار دقیق و جالبی انجام داده که در اینستاگرام پربازدید شده؛ پرواز همای هم صحبتهاشو استوری کرده
✍️ ویدیو رو ببینید و به اشتراک بذارید؛ رفاه و پیشرفتهای ایران که مردم بقیه کشورها حسرتش رو میخورند؛ اما اینقدر برای ما عادی شده که حتی گاهی اونها رو نمیبینیم!
🔸جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق آمریکا: اپوزیسیون ایران بدون خونریزی به قدرت دست نخواهد یافت
@makshufat
📸 احکام فرماندهان بلندپایه نظامی توسط فرمانده معظم کل قوا
@Akharinkhabar | akharinkhabar.ir
احکام استشهادی سربازان آخرالزمانی امام زمان(عج) صادر شد. آنها که پیش از این بر این مناصب بودند به شهادت رسیدند و اینک گروهی از دیگر مجاهدان وارسته از ناز و نعمت دنیا، آگاهانه و شهادتطلبانه جانشین میشوند. نظام جمهوری اسلامی حالا از همیشه "مقدس"تر است. نظامی که مناصبش تهی از بهرههای نفسانی و جاهطلبی و اعلام آمادگی برای ترک راحت دنیا و فداکاری برای دین و وطن و انسانیت است.
کاش ما کمترین باشندگان این سرزمین هم امکان خدمتی اینچنین مقدس و مجاهدانه را داشتیم.
➕️ @yaminpour
✅ عادی ترین مخالف جمهوری اسلامی وقتی به چالش کشیده میشه:
✅ @BisimchiMedia
Karbala will repeat every day
Pick your side
"Son of Man" or "Epstein"?
🆔@explosivemedia
🔻بندر بیروت؛ انفجاری که شاید باید در متن یک جنگ طولانیتر خوانده شود
🔴شش سال از چهارم اوت ۲۰۲۰ میگذرد؛ روزی که انفجار بندر بیروت فقط بخشی از پایتخت لبنان را ویران نکرد، بلکه یکی از پایههای تابآوری این کشور را نیز هدف قرار داد. اثر راهبردی آن حادثه بسیار فراتر از محدوده بندر بود: اقتصاد لبنان ضربه خورد، فشار اجتماعی تشدید شد، ساختار سیاسی وارد مرحلهای تازه از بحران شد و کشوری که پیشتر نیز با مجموعهای از مشکلات دستوپنجه نرم میکرد، آسیبپذیرتر شد.
🔴از همین زاویه است که من همچنان معتقدم پرونده انفجار بندر را نباید صرفاً در چارچوب یک حادثه ناشی از فساد، اهمال یا سوءمدیریت بررسی کرد. فرضیهای که باید جدی گرفته شود، قرار داشتن این انفجار در یک زنجیره بزرگتر از اقدامات پنهان اسرائیل برای «آمادهسازی محیط نبرد» در لبنان است؛ فرضیهای که البته تاکنون بهطور قضایی اثبات نشده است.
🔴برای فهم این منطق، پرونده پیجرها اهمیت ویژهای دارد. آنچه بعدها درباره سابقه طولانی طراحی این عملیات منتشر شد، یک ویژگی مهم از شیوه عمل سرویسهای اسرائیلی را آشکار کرد: فاصله میان تولد یک ایده و اجرای آن ممکن است نزدیک به یک دهه باشد. به عبارت دیگر، عملیاتی که در یک روز دیده میشود، لزوماً محصول تصمیم همان ماه یا همان سال نیست؛ ممکن است حلقه نهایی پروژهای باشد که سالها برای ایجاد زیرساخت، نفوذ، پوشش و انتخاب زمان مناسب آن کار شده است.
🔴اینجاست که باید چهارم اوت ۲۰۲۰ را دوباره و این بار از منظر «اثر راهبردی» آن بررسی کرد. سؤال فقط این نیست که چه چیزی منفجر شد؛ سؤال مهمتر این است که چه کسی از لبنانِ پس از انفجار سود برد و این حادثه چه مؤلفههایی از قدرت لبنان را پیش از دوره بعدی رویارویی تضعیف کرد.
🔴در دکترین جنگهای جدید، نبرد الزاماً با نخستین حمله هوایی آغاز نمیشود. گاهی سالها پیش از شلیک نخستین موشک، با فرسایش اقتصاد، اختلال در زیرساختهای حیاتی، نفوذ اطلاعاتی، ایجاد شکاف اجتماعی و کاهش ظرفیت بازیابی کشور هدف آغاز شده است. این همان چیزی است که میتوان آن را «مهندسی میدان پیش از جنگ» نامید.
🔴از این منظر، انفجار بندر بیروت برای من یک پرونده بستهشده نیست. سابقه عملیاتهای پیچیده و بلندمدت اسرائیل در لبنان، بهویژه آنچه در پرونده پیجرها آشکار شد، دستکم این ضرورت را ایجاد میکند که فرضیه نقش اسرائیل در انفجار بندر نیز با جدیت بیشتری بررسی شود.
🔴شش سال بعد، شاید پرسش اصلی چهارم اوت دیگر فقط این نباشد که «چه اتفاقی در بندر افتاد؟»؛ بلکه این باشد که آیا آن روز، بخشی از جنگی آغاز شده بود که لبنان هنوز نمیدانست سالها بعد با تمام ابعاد آن روبهرو خواهد شد؟
🔻 @hossein_pak69
عراق؛ آخرین سنگر و آستانه مرحله نهایی فشار بر ایران
برداشت من این است که تحولات عراق را نباید مجموعهای از رخدادهای پراکنده، واکنشهای مقطعی یا صرفاً رقابتهای داخلی میان جریانهای شیعی دانست. آنچه در حال شکلگیری است، بهاحتمال زیاد بخشی از یک فرایند منظم برای بازتعریف جایگاه ایران و نیروهای همسو با آن در ساختار سیاسی و امنیتی عراق است؛ فرایندی که هدف نهایی آن، کاهش تدریجی عمق راهبردی ایران و انتقال کانون منازعه از پیرامون جغرافیایی به داخل مرزهای کشور است.
نخستین مؤلفه این طرح، تغییر تصویر و جایگاه حشدالشعبی است. حشد در وضع موجود، صرفاً یک نیروی شبهنظامی خارج از دولت نیست، بلکه از نظر حقوقی و سازمانی بخشی از ساختار رسمی امنیتی عراق محسوب میشود. بااینحال، پروژهای در جریان است که میکوشد این نیرو را از یک نهاد رسمی برآمده از شرایط امنیتی عراق، به یک بازیگر موازی، مسئلهساز و در نهایت «تهدیدی علیه حاکمیت ملی» تبدیل کند. الگویی که برای حشد در نظر گرفته شده، شباهت زیادی به الگویی دارد که درباره حزبالله لبنان به کار گرفته شد: نخست تفکیک آن از جامعه و دولت، سپس نسبتدادن همه بحرانهای کشور به حضور آن، و در نهایت تبدیلکردن آن به موضوع اجماع داخلی و فشار خارجی.
انتخاب علی الزیدی به نخستوزیری عراق را نیز باید در امتداد همان الگویی دید که پیشتر با انتخاب جوزف عون به ریاستجمهوری لبنان تثبیت شد: عبور از بنبست سیاسی از طریق معرفی چهرهای ظاهراً فراجناحی و مصالحهای که برای واشنگتن و متحدان عرب آن قابلقبول باشد و مأموریت اصلیاش، بازگرداندن انحصار سلاح و اقتدار امنیتی به دولت معرفی شود. جوزف عون با پشتوانه پیشینه نظامی و علی الزیدی با سیمای یک تکنوکرات و بازرگان بیرون از طبقه سنتی سیاست، از دو مسیر متفاوت به یک کارکرد مشابه میرسند: ایجاد دولتی که بتواند بدون اعلام رویارویی مستقیم با محور مقاومت، حزبالله در لبنان و گروههای قدرتمند حشدالشعبی در عراق را مرحلهبهمرحله از منابع قدرت، مشروعیت سیاسی و آزادی عمل نظامی محروم کند. هر دو پس از دورهای از انسداد سیاسی و با حمایت آشکار یا ضمنی آمریکا به قدرت رسیدند؛ ازاینرو، شباهت مهم میان آنها نه در سوابق شخصی، بلکه در مأموریت ساختاری آنهاست: بازسازی دولت ملی بهگونهای که سلاح نیروهای همسو با ایران ابتدا «مسئله حاکمیت»، سپس «مانع ثبات» و سرانجام «تهدیدی علیه خود کشور» تعریف شود.
از این منظر، سخنرانی اخیر مقتدی صدر را میتوان آغاز علنی مرحله جدیدی از این فرایند دانست. اهمیت مواضع صدر فقط در محتوای مستقیم سخنان او نیست؛ بلکه در ظرفیت اجتماعی، مذهبی و سیاسی او برای انتقال منازعه از سطح رقابت میان گروههای مسلح به سطح مشروعیت عمومی و ملی نهفته است. وقتی مخالفت با نیروهای نزدیک به ایران از زبان یک جریان ریشهدار شیعی بیان شود، پروژه محدودکردن حشد دیگر صرفاً یک مطالبه آمریکایی، عربی یا کردی به نظر نمیرسد؛ بلکه میتواند در قالب دفاع از حاکمیت، دولت و استقلال عراق بازتعریف شود.
در چنین شرایطی، تکرار حملات ایران به اربیل نهتنها ضرورتاً قدرت بازدارندگی ایجاد نمیکند، بلکه ممکن است به تکمیل روایت طرف مقابل کمک کند. اربیل به یکی از نقاط آسیبپذیر سیاست منطقهای ایران تبدیل شده است؛ زیرا هر عملیات نظامی در اقلیم کردستان میتواند بهعنوان نقض حاکمیت عراق بازنمایی شود و زمینه نزدیکی نیروهایی را فراهم کند که در شرایط عادی، منافع و مواضع مشترکی ندارند. جریان صدر، احزاب کردی، بخشهایی از دولت مرکزی، کشورهای عربی و قدرتهای غربی میتوانند بر سر یک گزاره با یکدیگر همصدا شوند: ضرورت جلوگیری از تبدیل عراق به میدان تسویهحسابهای منطقهای.
به بیان روشنتر، مسئله فقط اصابت یک موشک یا هدفگرفتن یک مرکز ادعایی نیست؛ مسئله پیامد سیاسی و ادراکی آن اقدام است. در جنگهای جدید، تأثیر یک عملیات الزاماً با میزان تخریب فیزیکی آن سنجیده نمیشود. گاه عملیاتی که از نظر نظامی موفق معرفی میشود، از نظر سیاسی و راهبردی به انسجام جبهه مقابل، مشروعیتبخشی به فشارهای خارجی و افزایش هزینه حضور منطقهای ایران منجر میشود. اربیل اکنون دقیقاً چنین موقعیتی دارد: نقطهای که پاسخ سخت ایران میتواند به تولید قدرت نرم و مشروعیت سیاسی برای مخالفان آن بینجامد.
برنامه طرف مقابل، دستکم از منظر توالی رخدادها، با نظمی قابلتوجه پیش میرود. فرسایش محیط منطقهای ایران از سوریه آغاز شد. سوریه فقط یک متحد سیاسی نبود؛ حلقه اتصال جغرافیایی، لجستیکی و راهبردی ایران به شرق مدیترانه محسوب میشد. تضعیف یا فروریختن این حلقه، فشار را مستقیماً به عراق منتقل میکند. پس از سوریه، عراق دیگر صرفاً یکی از حوزههای نفوذ ایران نیست؛ بلکه به آخرین سنگر اصلی آن در غرب مرزها تبدیل میشود.
استفاده از تعبیر «آخرین سنگر» اغراق ادبی نیست.
📱 #رشته_استوری
📌 کویت نامرد!
📌کویت چه جوری کمکی که ایران بهش کرد رو با بدی جواب داد؟
🔻🔻🔻
برای دیدن روایتهای بین المللیِ بدون سانسور، کانال اسکرین شات را دنبال کنید و برای دوستان خود بفرستید.
@screenshotpersian1
این سازوکار بعدها در قالب حسابهای بانک مرکزی عراق ادامه یافت. عراق نفت میفروشد، اما برای دریافت دلار، تأمین واردات و گردش مالی اقتصاد خود به انتقال پول از آمریکا نیاز دارد.
واشنگتن میتواند دسترسی بانکهای عراقی به دلار را محدود کند، انتقال منابع را متوقف سازد و برای آزاد کردن پول خود عراق شروط سیاسی و امنیتی تعیین کند. عراق مالک رسمی نفت است، اما اختیار کامل بر درآمد نفتی خود ندارد. این شکل جدید سلطه است: در استعمار کلاسیک، شرکت خارجی چاه نفت را اداره میکرد؛ در امپریالیسم مالی، کشور نفت را استخراج میکند، اما کلید حساب درآمد آن در نیویورک نگهداری میشود.
تفاوت ایران با این مدلها، میراث مستقیم مصدق است. ایران ممکن است در مدیریت صنعت نفت با فساد، تحریم، کمبود سرمایه و عقبماندگی فناوری مواجه باشد، اما مسئله آن واگذاری مالکیت منابع یا سپردن حساب درآمد نفت به آمریکا نیست. تصمیم نهایی درباره منابع ایران، با همه ضعفها و ناکارآمدیهای داخلی، هنوز در داخل کشور گرفته میشود.
در همین چارچوب باید حمله دائمی سلطنتطلبان، تراستیها و جریانهای وابسته به سرمایه خارجی به مصدق، علی شریعتی و ایده استقلال اقتصادی را فهمید. آنان میکوشند مصدق را سیاستمداری شکستخورده، شریعتی را منشأ عقبماندگی و استقلال اقتصادی را شعاری بیمعنا معرفی کنند. این حملات صرفاً یک نزاع تاریخی یا روشنفکری نیست. تخریب نمادهای استقلال، بیاعتبار کردن ملی شدن نفت و تمسخر هرگونه مقاومت در برابر سلطه سرمایه خارجی، از نظر فکری و سیاسی راه را برای همان نظمی باز میکند که ترامپ دنبال میکند: ایرانی که منابع دارد، اما اختیار آنها را ندارد؛ نفت تولید میکند، اما شرکتهای خارجی درباره فروش و درآمد آن تصمیم میگیرند؛ و برای دسترسی به پول خود باید رضایت واشنگتن را جلب کند.
سلطنتطلبان معمولاً از توسعه دوره پهلوی سخن میگویند، اما کمتر یادآوری میکنند که کودتای ۲۸ مرداد با هدف سرنگونی دولتی انجام شد که میخواست کنترل واقعی منابع ایران را از شرکتهای خارجی پس بگیرد. تراستیها نیز وابستگی به سرمایه جهانی را نه یک رابطه قدرت، بلکه ضرورتی فنی و اقتصادی جلوه میدهند. در این روایت، هرگونه سخن گفتن از حاکمیت اقتصادی، کنترل ملی منابع یا محدود کردن قدرت شرکتهای خارجی به «ایدئولوژی»، «انزواطلبی» و «اقتصاد دولتی» تقلیل داده میشود.
اما مسئله مصدق و شریعتی مخالفت با تجارت، فناوری یا ارتباط با جهان نبود. مسئله آنان این بود که رابطه ایران با جهان نباید رابطه تابع و متبوع باشد. سرمایه خارجی میتواند وارد شود، اما نباید اختیار منابع و تصمیمگیری ملی را تصاحب کند. فناوری میتواند خریداری شود، اما نباید به ابزار وابستگی سیاسی تبدیل گردد. توسعه زمانی واقعی است که ظرفیت تصمیمگیری کشور را افزایش دهد، نه آنکه منابع آن را در شبکه قدرتهای خارجی ادغام کند.
به همین دلیل، ترامپ را نباید یک استثنا دانست. او منطق دیرینه امپراتوری آمریکا را آشکارتر بیان میکند: قدرت نظامی باید به کنترل منابع، بازارها و جریان درآمد کشورها تبدیل شود. تجربه عراق، لیبی و ونزوئلا نشان میدهد که این منطق فقط در حد تهدید باقی نمانده است. در عراق، کشور اشغال و درآمد نفت آن به شبکه مالی آمریکا وابسته شد؛ در لیبی، دولت درهم شکست و منابع نفتی در اختیار شبکهای از بازیگران خارجی و داخلی قرار گرفت؛ و در ونزوئلا، حذف رهبر سیاسی با تلاش برای تسلط بر فروش و درآمد نفت همراه شد.
از این منظر، میراث مصدق نه یک خاطره تاریخی، بلکه یکی از آخرین موانع در برابر ادغام کامل ایران در نظم نفتی آمریکا است. حمله به مصدق، شریعتی و اندیشه استقلال اقتصادی نیز، ناخواسته یا آگاهانه، راه را برای همان نظمی هموار میکند که ترامپ نماینده صریح آن است. مصدق را سرنگون کردند، اما نتوانستند اصلی را که او تثبیت کرد کاملاً نابود کنند: نفت ایران باید نه فقط به نام، بلکه در عمل متعلق به ملت ایران باشد.
💢مهدی خراتیان: هیچ متن و تفاهمی جلوی اسرائیل برای حمله به رهبر ما را نمیگیرد. باید تکلیف دو مسئلهی «عملیات ویژه خارجی» و «بازداندگی هستهای» روشن شود.
▪️ما باید درباره ترور رهبرانمان برای اسرائیل هزینه ایجاد کنیم. این هزینه تا به حال اتفاق نیافتاده. ما از زمان ترور سید رضی موسوی همواره گفتیم و همیشه جواب به ما لزوم صبر استراتژیک و اصرار به ندیدهگیری بود. اگر پهبادی که به خانه نتانیاهو زده شد همان زمان ترور سیدرضی رخ میداد این زنجیره همانجا شکسته میشد و به رهبر انقلاب نمیرسید.
▪️الان هم میگوییم که تکلیف دو مسئله عملیات ویژه خارجی و بازدارندگی هستهای باید روشن شود. اگرنه هیچ متنی و هیچ تفاهمی با آمریکا جلوی اسرائیل را برای حمله به مجلس، مقامات و رهبر ما نمیگیرد.
▪️منظور عملیات ویژه در اوگاندا و تایلند و امثالهم نیست بلکه در خود اسرائیل است. بعضی ها میگویند این کار نشدنی است، من با اطلاع میگویم شدنی است و فقط همت و غیرت میخواهد و چنین آدمهایی در مجموعه نهادهای اطلاعاتی ما وجود دارند.
🔗تماشای فیلم کامل گفتگو:
youtu.be/uYGG-d4hiJY
@TamamRokhMedia