16644
اگر تنهاترین تنها شوم، باز خدا هست. نگاهی دوباره به زندگی و آثار دکتر شریعتی تبادل با ادمین: @Dr_Sharyati
@dr_shareati
✨📖👓
چقدر خود را با پیامبرمزامیر، آشنا می یابم در آن لحظه که تنها بر روی زمین ایستاد و بر سر آسمان به درد فریاد زد:
"من در روی این زمین غریبم، اوامر خود را از من مخفی مدار" !
کویر
#دکتر_علی_شریعتی
http://yeo.ir/OX3
@dr_shareati
✨📖👓
همیشه و زیاد خندیدن، در احترام به خردمندان و علاقه به کودکان، مشتاق بودن، مشتاق انتقاد به جا بودن و در خیانت دوستان دروغین، شکیبا بودن، زیبایی را درک کردن، بهترین ها را در دیگران یافتن، جهان را به خاطر یک خوبی کوچک، اعم از کودکی سالم یا یک باغ، یا نجات اوضاع اجتماعی رها کردن، دانستن این که موجود دیگری بهتر زندگی می کند، زیرا که تو زیسته ای...
💠این است کامیابی....
#رالف_والدر_امرسون
http://yon.ir/hRLdD
@dr_shareati
✨📖👓
از همان دهی که من مال آنجا هستم، عمویم مثالی نقل میکرد که در آن ده یک مرتبه سر و صدای گریه از خانه همسایه ما بلند شد. بعد میگفت که ما فکر کردیم همسایه ما لابد مادرزنش یا پدرزنش مرده است؛ زیرا مریض بوده. دیدم گریهشان خیلی زیاد است. میگفت: ما لباس را پوشیدیم و رفتیم تا کمکی بکنیم، تسلیتی بگوئیم... در را باز کردیم و وارد شدیم؛ دیدیم که اینها توی حیاط نشسته و حلقه زدهاند و دارند گریه میکنند؛ یک خری هم در وسط اینها دراز کشیده! فهمیدیم که خرشان مرده. بعد گفتیم که «چیه؟ چه خبره؟ چرا گریه میکنی؟» گفت که «آقا، خر من مرده!» بعد، عموی من در ضمن اینکه تسلیتی میداده برای اینکه آرام بشود و دردش فراموش بشود، به شوخی گفت که: «بگو من خر مرده، نه خر من!» دلیلش چیست؟ دلیلش اینست که «... اگر تو میمردی آن خر ککش هم نمیگزید... بنابراین تو مال خر هستی، نه خر مال تو!». این هم یک نوع الیناسیون خاص بعضی از ما: «الیناسیون» به وسیله «خر»!
انسان بی خود
#دکتر_علی_شریعتی
http://yeo.ir/hc9
@dr_shareati
✨📖👓
انقلابی شدن بیش از هرچیز مستلزم یک انقلاب ذهنی، یک انقلاب در بینش و یک انقلاب در شیوه تفکر ما است. انقلابی توأم با این آگاهی، که ثمره تجربه بزرگ تاریخ انسان است، این آگاهی که خداپرستی را آخوندیسم به ابتذال کشاند و سوسیالیسم را مارکسیسم به اکونومیسم جبری کور مادی بدل کرد و آزادی را سرمایهداری نقابی برای نفاق و فریب کرد. انقلاب فکری تلاش برای شناخت این بزرگترین مسخ زمان ما است، و در عین حال دست یافتن به یک لیاقت ذهنی است که بتواند وحدت میان مفاهیم عبادت و کار و مبارزه اجتماعی را دریابد و مهمتر از آن با جان خویش تجربه کند و این سه را ملکه خویش سازد و با فطرتش عجین کند.
خودسازی انقلابی
#دکتر_علی_شریعتی
http://yeo.ir/ydA
@dr_shareati
✨📖👓🖋✨
برادر! آدمی تا احمق است در بهشت به سر میبرد و همین که آن میوه ممنوع آگاهی را مزه کرد، هبوط میکند و زندگیاش از فراغت گیاهی و جانوری، به "تلاش و جهاد" بدل میشود و تبعیدی زمین و غریق رنج
نامهها
#دکتر_علی_شریعتی
http://yeo.ir/wqi
@dr_shareati
✨📖👓🖋✨
دوستان من! بدانید زمانی خواهد آمد که مردم از خورد شدن در زیر چکمه های آهنین ستم رهایی یابند.
سخنرانی درمونتگومری
#مارتین_لوترکینگ
@dr_shareati
✨📖👓
و من هر لحظه از آهنگ غم آلود سرودهایم و کلمات آتشناک شعرهایم -که همه اورادی در آستانه موهوم معبد خورشید بود-گرم تر می شدم، داغ تر می شدم، شعله می گرفتم و می سوختم.
کویر
#دکتر_علی_شریعتی
http://yeo.ir/7Po
🌹تسلیت و همدردی با بازماندگان سانچی 🌹
@dr_shareati
✨📖👓
اگر نمی توانی به مردم خدمتی کنی، برو تا خیانتی نکنی.
#دکتر_علی_شریعتی
@dr_shareati
✨📖👓
بخش دوم
🔵 امروز کسی صدای مردم را نمیشنود و آنها بیش از گرسنگی از همین «ناشنوایی سازمانیافته» به تنگ آمدهاند. طبیعی است وقتی مردم از بلندگوهای رسمی بزغاله، بیگانه و حرامخور خوانده میشوند و از طرف روشنفکران رسمی سیبزمینیخور، لات، گدا و کرکس خطاب میشوند، شعارهایشان هم مشتی کلمات بیهوده از سر «خشمِ بیهدف» تعبیر میشود...
🔵 وظیفه و تخصصِ چه کسانی است که هدف این کلماتِ به ظاهر بیهدف را اکو کند؟ باید باور کنیم که روشنفکرانِ ما نظریات و تئوریهای علوم انسانی را که در دانشگاهها به خورد دانشجویانشان میدهند نفهمیدهاند!؟ یا آنقدر از مردم جدا و کنده شدهاند که گویی در جامعهی خودشان زنگی نمیکنند و شرایط واقعی مردم خودشان را درک نمیکنند؟ یا منافع و شرایط خود آنهاست که اجازه نمیدهد با مردم و مسئولین صادقانه، دلسوزانه و فراتر از منافع جناحییشان حرف بزنند؟
🔵 از نظر شخص من مردم این روزها اشتباه میکنند. هر گونه آشوبی در نهایت به زیان آنها خواهد بود. مردمِ به جان آمده، کمترین «سرمایه» برای جاخالی دادن را دارند. بیشتر اصلاحطبها، کرکسوار جا را به زیان آنها خالی خواهند کرد و همه بار و آوار ناشی از این آشوبها بر شانههای ناتوان خودِ آنها تحمیل خواهد شد. خاصه آنکه دشمنانِ تمامیتِ ارضی ایران، از رجویها و سلطنتطلبان گرفته تا جاهلان آمریکایی و مرتجعین سعودی مترصد کوچکترین فرصت برای عرض اندام هستند. اما چه رفته است بر روشنفکرانی که یک عمر در ویترین لفاظیهایشان، کلمهی «مردم» زینتِ زبان و لقلقه اندیشهیشان بود؟
🔵 دولت باید از گم شدن حلقههای اتصالِ خود و مردم، از اینکه مردم حاضر نیستند به حرف هیچ شخصیت سیاسیای در شرایط فعلی اعتماد کنند و با رضایت قلبی به خانهها برگردند متاسف باشد. دولتمردان، باید توضیح دهند بودجههای را که میبایست صرف مشروعیتسازی نظام جمهوری اسلامی و دفاع از ارزشها و هویتِ ملی میکردهاند کجا خرج نمودهاند که یک کانالِ تلگرامی با این سطحِ نازل خبرسازی و دروغپراکنی توانسته است امنیت ملی کشور را تهدید کند. اما روشنفکران ما هم باید توضیح بدهند که بودجههای کلانی را که صرف مطالعهی فرهنگ و هویت و ارزشهای ایرانیان کردهاند، مقالاتِ داخلی و خارجی که خود به رشتهی قلم درآورده یا کتابهایی که با بودجههای عمومی منتشر کردهاند چه تاثیر واقعی، ملموس، مستقیم و مثبتی بر زندگی مردم داشته است.
🔵 امروز بیش از هر وقتی نیاز به روشنفکران فراجناحی که بدون منفعتطلبی سیاسی به مسئولان بفهمانند زبان گفت و شنودِ با مردم در شرایط آشوب، استیصال، و طغیانِ جمعی خشونت نیست احساس میشود. کسانی که به مردم بیاموزند که خشونت، خود آنها را بدل به چیزی میکند که از آن متنفراند. امروز بیش از همیشه، به کسانی نیاز داریم که همچون شریعتی، مردم را بفهمند، خودشان را قسمتی از مردم، و مردم را قسمتی از خودشان بدانند، به رازها و نیازهای روحی و معیشتی آنها آشنا باشند و بتوانند به زبان مردم حرف بزنند و اعتماد آنها را جلب کنند. مردم در حال حاضر در حال تمرین مطالبهگری هستند. متاسفانه این تمرین با روشهای مقطعی و زودگذر، پرهزینه و خطا، و در غیاب احزاب یا روشنفکرانِ صادق و فداکار با جهتبخشی بیگانگان و معاندان همراه شده و کشور را به لبه پرتگاه برده است. امیدوارم روشنفکران ما نیز دست از این آشوب و هرج و مرج، از نوشتن مقالات صرفا علمی و بیخاصیت برداشته و به جای نوشتنِ بیهدف برای هیچ کس، به جای خودارضاییهایِ علمی در دانشگاها، از پشت میزهای تحقیقاتی اتاقهای شخصییشان بیرون آمده و شروع به تمرین کنند. تمرین حضور صادقانه، درک، فهم وحرف زدن به زبان و برای مردم؛ تمرین خوردنِ نانِ شریف.
#مرتضی_کریمی
هر گروہ ضعیف و خوار واسیری اگر به آگاهی برسد، راه را بشناسد و بر راہ برود و تصمیم برای نجات و پیروزیاش بگیرد، آیات خداوند پیروزی او را تأیید و تضمین میکند.
@dr_shareati
@dr_shareati
✨📖👓
خشونت چیزی نیست بهجز واضحترین جلوه قدرت. سیاست سراسر مبارزهای است برای کسب قدرت. بالاترین نوع قدرت خشونت است.
#هانا_آرنت
@dr_shareati
✨📖👓
مشروطه با چند تا فرمان و فتوا شروع می شود در صورتی که انقلاب کبیر فرانسه با یک قرن اندیشیدن، تفکر، بینش تازه و حرکت فکری مترقی و آگاه و روشنگرانه شروع می شود.
اسلام شناسی
#دکتر_علی_شریعتی
yon.ir/9nRjH
⭕️ صراط سرزمینم
✳️ سی و سومین نوشته از سلسله یادداشتهای هفتگی شارمین میمندینژاد، مؤسس جمعیت امام علی، در روزنامه شرق
یکی از روزهای زمستان سال ۱۳۸۲ بود. بر فراز پل عابر پیاده دیدمش که بر محور عصای عجز زیر بغلش میگشت. کت بزرگ خاکستری رنگش که در سر آستین تا خورده بود و دمپایی آبی رنگ بیمارستانی و تک پای برهنهاش در آن سرما سریعتر از هرچیز نظرت را میگرفت. دختر بچهای هشت ساله با موهایی کوتاه که بر مدار ذهن این میدان رسالت به گدایی و آدامسفروشی آمده بود. ترسی بیرحم بر خطوط عاطفه چهرهاش ماسیده و مهر شیار شیرین کنار لبش خشکیده و رسوب خاک و خل بر سر و صورتش و اندام نحیف و به استخوان نشستهاش میرساند سالهاست که در تحمیل بیتوجهی زندگی میکند. جمعیتی نداشتیم تنها یک کانون دانشگاهی در دانشگاه شریف بودیم؛ همین و بس. اما با ورود دو سه سالهمان به معضلات اجتماعی میدانستیم که کودکی که یک پا ندارد و به گدایی میایستد ممکن است به عمد برای زمین گیری و ترحم خریدن، پای رفتنش را به ساتور سنگدلی قطع کرده باشند و فهم این کار از درمان زخم با نشاندن آتش بر آن به راحتی میسر است. به بازی بر لیلی این سو شدن و آن سو شدنش نشستم. صورت سرما زده خاکستریاش، پاسخ اخمش به لبخندم، در آن مهمردگی زمستانی هنوز خاطرم را بعد از این همه سال میآشوبد و همه وجودم را چنگ درد میکند. بیاطمینان و بیاعتماد در لاک کتش بر آسفالت نیم بند پل نشست و مردمان زیر پل را منظره پشت سرش کرد. مردمانی که در روزمرگی و "آمدنم بهر چه بود؟" از این سو به آن سو میگذشتند و انگار نه انگار سرماست و کودکی یخزده و معصوم تک افتادگی و تنهاییاش را بر سر این گذر به حراج گذاشته. نامش را پرسیدم. پاسخ سریع داد که آدامس میخری که اگر خریدار نیستی، نایست و مزاحم کسبم نشو. با انگشتان نحیف دست کوچک پر از تُردِ ترکهای به خون نشستهاش با آدامسهای در جعبه بازی میکرد و به تصورت میآمد تنها رنگ زندگی این کودک همین قرمز و زرد و سبز جلد آدامسهاست که در این بیآدمیت برایش تنوع و سرگرمی شده. حرص و سعی انگشتانش برای دریافت حس شیرینی آدامسها حکایت تحریم و نداشتن حق خوردن حتی یک حب آدامس کامت را تلختر میکرد. دیگر در آن روزگار به پیگیری از وضعیت آن کودک از آن پل میگذشتم. بالاخره تک پایش را دیدم. آری از ساق پا قطع شده بود و جایش را نیز سوزانده بودند. همه وجودمان به درد آمده بود و به توان حنجره دانشجوییمان داد شدیم و در این اداره مربوطه تا آن اداره نامربوط و با پاهای داشتهمان در سرزمینی که حق پای کودکی را گرفتهاند شرمزده شروع به دویدن کردیم و به فهمی تلخ رسیدیم که میان مدیران امروزمان با دلیرمردان دیروزمان که برای وجبی از حرمت حریم خاکمان بی ترس پا بر تن مرگ گذاشتند، فرقی بسیار است. مدیران این روزگار به تلخی، وجودِ پدیده کودکان بر گذر را انکار میکردند و در بر روی تو میبستند. تشنه لب در پی آب و آبرویمان آمده بودیم، سراب است که از شکست نور بر پیکر برهوت آبنما شده است و سعی و هرولهمان چه جانکاه شد وقتی که فهمیدیم دست دخترک را نیز برای تزیینِ بیشتر درد، بر پل صراط سرزمینم قطع کردند تا پوست پیکر شیرینی را نیز لمس نکند. دخترک آمد بی دست و پا ... مدتی ماند و زمانی اندک جایش را به دخترکی دیگر داد. او بر این سرمای نا امن مینشست و بر من و یارانم نشستنِ امنِ گرم به عافیت را به فتوایِ وجودش حرام کرد.
🌐 منبع: روزنامه شرق (سهشنبه ۵ دی ٩۶)
➡️ sharghdaily.ir/News/148939/
〰〰〰〰〰〰
🆔 @imamalisociety
@dr_shareati
✨📖👓
🎤 فایل صوتی سخنرانی های استاد دکتر علی شریعتی
🗣 هر جمعه
این هفته:
سوره روم، پیام امید به روشنفکر مسئول
قسمت اول
@dr_shareati
✨📖👓
زمانی که پول حاکم باشد، عدالت و آزادی وجود نخواهد داشت.
#آلبر_کامو
نامه منتشر نشده دکتر شریعتی
به مهندس مهدی بازرگان در سال ۱۳۴۷
✅....این خصلت اخلاقی و شاید هم تکلیف مذهبی شما است که شاگرد کوچک خود را که نوآموز نوسفری است نواختهاید و بی شک روحهای جوان و کم طاقتی چون من به چنین دلگرمیها و دستگیریها نیازمندند.
✅...من فکر می کنم تا این مسأله بیعت از اصل روشن نشود در باب بیعت حضرت امام حسین (ع) نیز نمیتوان نظر علمی دقیقی داد. زیرا وقتی ما اصل بیعت را بهمعنی دادن رأی، از اصل لغو بشماریم استدلال بر فساد و انحراف یزید برای تعلیل عمل امام نیز لغو است زیرا اگر یزید از صغائر هم منزه میبود امام نباید با او بیعت میکرد و از طرفی دیگر بر فضیلت ائمه نسبت به خلفای اموی و عباسی نیز نمیتوان تکیه کرد که ملاک وصایت است و فضیلت فرع و لازمۀ آن. بههرحال همه مباحث عوض میشود.
✅...اگرمکتب و تاریخ و فرهنگ شیعه شناخته میشد شناساندن امام و روح و فلسفۀ قیام وی بسیار آسان بود، خودبخود هر کسی آن را میفهمید و همه درست میفهمیدند اما هرچه ما داستان حسین و واقعۀ کربلا را موشکافی کنیم و حلاجی و صدها چراغ نورافکن برآن بتابانیم این قافله همچنان نامعلوم و ناشناس میماند که راهش معلوم نیست، در صحرای مظلم و مجهولی و به راهی که نه آغازش و نه انجامش مشخص است این کاروان را چگونه شناخت؟
✅....اگر تشیع را بعنوان مسیر طبیعی اسلام و راهی که میبایست میرفت و نگذاشتند معرفی کنیم و بعد مسیری را که اسلام بر آن رانده شد مشخص کنیم و با آن مقایسه کنیم و داستان را از سقیفه بگیریم تا بنی امیه و بنی عباس و بعد مقاومت در برابر این انحراف را هم از نظر سیاسی و همفکری وفرهنگی و اجتماعی آنگاه داستان عاشورا یک فلسفۀ عمیق و ریشههای متعدد و ارزشهای بسیار درخشان و آثاری چندین جانبه پیدا می کند و اگر نه فقط میتوانیم آنرا قیام مردانۀ یک مرد قهرمان آزاده در برابر زمامدار ستمگری معرفی کنیم و بس و این لاغر کردن و کاستن داستان است و ناچار بقیهاش را باید با جملهپردازی و رجزخوانی و میتینگ و نوحه و فحش و حماسهسرائی و شعر و درام و تراژدی و فوت و فنهای هنری و ادبی و لفظی و نمایشی پرکنیم و با گوشه و کنایههای سیاسی هم بدان چاشنی زنیم که زندهاش کرده باشیم و بدان تحرک و فعلیّت بخشیده باشیم. چنانکه همین هم شده است.
منبع: نشریه ایران فردا، اسفند ۱۳۷۳
ادامه:http://drshariati.org/
@dr_shareati
✨📖👓
این بحث هنوز هم مطرح است که در یک نهضت ;
🌀آیا باید اول افراد را ساخت تا جامعه صالح داشته باشیم و یا از همان اول جامعه صالح بسازیم تا افرادِ سالم داشته باشیم ؟
✳️اساساً این بحث به هر دو صورت غلط است زیرا که با افرادِ غیرِصالح چگونه میتوان جامعه صالح بنا نمود ؟ و از طرفی اگر بخواهیم همه افراد را صالح کنیم، جامعه فاسد هرگز امکان این کار را به ما نخواهد داد، زیرا قدرتهای اجتماعی آنجا نایستادهاند تا ما مشغول ساختن فرد فردِ انسانها شویم.
✳️اما از جهتی دیگر هر دو فکر درست است؛ یعنی در مرحلهای خاص، یک مکتب، یک رهبر و یک پیام آور بر اساس مکتبش افراد را میسازد؛ این افراد، که بر اساس این مکتب ساخته و پرورده شده اند، یک گروهِ متعهدِ اجتماعی، فکری و انقلابی را تشکیل میدهند. در این مرحله، دوره فرد سازی تمام میشود. در مرحله بعد این گروهِ فکری اجتماعی اعتقادی میتوانند جامعه را دگرگون سازند و نظام و هدف و حکومت تازهای را بر اساس فکرشان در جامعه استقرار دهند و آنگاه است که جامعه، جامعه سازی خودش را آغاز میکند.
چه نیازی است به علی
#دکتر_علی_شریعتی
http://yon.ir/Mgqoi
🌛برای زندگی مردم فدا کاری کردن، یعنی زندگی خود را فدا کردن!🌜
➰🌷➰🌷➰🌷 ➰🌷➰🌷➰
بخشی از گفتگوی دکتر شریعتی با مخاطب امروز! در باره ی کویر *
__
...
◻️ س _ به عقیده ی خود شما کویر اثری که بر نسل جوان روشنفکر می گذارد، اثر همه ی کتاب های دیگر شما را خنثی نمی کند؟
من خیلی ها را دیده ام که چنان نشئه ی کویر شده اند که زندگی را از یاد برده اند و اساساً از راه مسئولیت و عمل و واقع گرایی پرت شده اند.
🔹دکتر شریعتی: بله،
مثنوی من، چو قرآن مدل
هادی بعضی و بعضی را مضل!
◻️ س _ هادی؟ اصلاً در کویر، مگر مسئله ی هدایت فکری هم مطرح است؟ من فکر می کنم یک اثر بزرگ " هنر برای هنر " است و " فکر برای فکر " نه " هنر در خدمت اجتماع "!
"از کجا آغاز کنیم" شما یک اثر هدایت کننده و مسئولیت آور است هر چند از نظر فکری و ادبی قابل مقایسه با کویر نیست. همان طور که گفتید، کویر،مثنوی شما است، در صورتی که خود شما گفته اید امروز ما به مثنوی کمتر احتیاج داریم تا یک" رساله ی عملیه "!
کویر با آن قدرت خارق العاده، اثر " شهادت " را می برد.
🔹دکتر شریعتی: برای آنها که کویر را بد می فهمند، آری!
روحی که از آبادی شهر به برهوت کویر می افتد، همسایه ی دیوار به دیوار مرگ قرار می گیرد...
مردم پرستش را هم بد می فهمند، نیایش را هم بد می فهمند. الان اثری که دعا و پرستش بر روح ها می گذارد اثری تخدیر کننده، اغفال کننده از واقعیت ها و سلب کننده ی مسئولیت ها و فلج کننده ی عمل است، در حالی که، پرستش و نیایش ورزش روح است برای " از خود کنده شدن و در راه آرمان فدا شدن ".
دعا، روح آدمی را برای قربانی شدن پروار می کند!
"علم " آدمی را ار اسارت طبیعت آزاد می کند، زندان بیرون را می شکند و تنها " عشق " قدرت و لیاقت آن را دارد که آدمی را از اسارت خود نحات دهد، از زندان درون رها کند!
خود را فدای دیگران کردن، دعوتی است که جز از زبان عشق نمی توان شنید.
" آنجا که عشق فرمان می دهد ، محال سر تسلیم فرود می آورد "!
می گویید کویر در بسیاری اثر گذاشت که زندگی را فراموش کرده اند، آری، مگر نه همین " زندگی " است که در نخستین گام یک " مجاهد " باید فراموش کند؟
برای زندگی مردم فدا کاری کردن، یعنی زندگی خود را فدا کردن!
جز این هر شکل دیگری، یا قربانی احساسات و تبلیغات و تحریکات غریزی قرار گرفتن است و" معامله ای، بده _ بستان "! یا " سودایی "
یا " سودا گری "!
...
〰〰〰〰〰〰
گفتگوهای تنهایی ص ۱۰۲۹ ـ ۱۰۳۰ م.ا ۳۳ دکتر علی شریعتی
منتخب: ع.پ
/channel/Shariati_SCF
🔴 آگاه شویم تا هیچ کودکی آزار نبیند!
✅ فقط یک جامعه آگاه توانایی کاهش کودک آزاری را دارد
شما هم میتوانید در آگاهیبخشی سهیم باشید ↙️
https://t.me/joinchat/AAAAAEsgTHtOPe1eZRymXA
@dr_shareati
✨📖👓
بسیار سادهلوحانه است که، خیال
کنیم، مثلاً یک جامعهای که هنوز فئودالیته در آن هست، هنوز مشکلاتش بیسوادی عمومی، یعنی نداشتن خط است و نداشتن قانون اساسی و نهادهای اجتماعی مترقی دمکراتیک، در قرن بیستم زندگی میکند و در آنجا، از بوروکراسی و دموکراسی و ماشینیسم و کاپیتالیسم و طبقه پرولتاریا و لیبرالیسم و بورژوازی و اومانیسم و انترناسیونالیسم و فلسفه پوچی و عصیانِ فلسفی و طبقه جهانی و دیگر مسائل خاصِ جامعه قرن بیستم حرف بزنیم!
ما و اقبال
#دکتر_علی_شریعتی
@dr_shareati
✨📖👓
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا
شعر: اهورا ایمان
با صدای احسان خواجه امیری
تقدیم به دریادلان سانچی🌹⚫️
@dr_shareati
✨📖👓
اما ایمان ما گرچه نامش اسلام عزتبخش است و ولایت علی عزیز و تشیع حسین شهید، اما آنچه اکنون به خورد خلق داده میشود ماده تخدیرآمیزی است که از مردم نه یک شیعه پیرو علی و حسین میسازد، که «کلب آستان امام» میپرورد. میبینیم که هم مذهب ما و هم ادبیات ما، ما را به سگپروری فرامیخوانند و مبارزه با این سگپروری نه تنها در سطح افکار عمومی و فرهنگ اجتماعی و مذهبی و ادبی ما، بلکه در سطح خودسازی نیز یک وظیفه حتمی است.
خودسازی انقلابی
#دکتر_علی_شریعتی
goo.gl/MsJuwh
@ شعار روز:
آزادي فوري كليه دانش آموزان و دانشجويان در اين ايام امتحانات !
@dr_shareati
✨📖👓
بخش اول
✅ جای خالی «شریعتی» در دفاع از «ایده مردم»!
🔵 کدام یک از ما حاضر است به خاطر یک گرسنه بمیرد؟ مساله این است... میدانم چقدر از شریعتی حرف زده شده است. لهِ و علیهاش. نمیخواهم از شریعتی حرف بزنم. آن هم در این شرایطی که ذهن روشنفکران ما از تنِ جامعه هم «ناآرامتر» است. شریعتی مهم نیست، اما کلمه دیگری مهم است که از قضا با حرفِ شین شروع میشود؛ شرف!
🔵 شریعتی یکی از افراد قبیله من است، مهمترینش. من یک تعصب وفادارانه به شریعتی دارم، وفادار به خواندن و گذشتن از اندیشهاش! اما شریعتی چیزی داشت که قابل گذر کردن نیست، چیزی که امروز گم شده
روشنفکری و آکادمی ما است.
آنچه میخواهم اینجا بنویسم با روششناسیای خوداعترافگونه است. اسم فرنگی و آبرومندانهای هم دارد؛ اتواتنوگرافی! خودمردمنگاری؛ پایین آمدن از تختِ استادی ناظر بر واقعیت، مشارکت در ساخت واقعیت اجتماعی، صرف نظر کردن از بازی با آمار و ارقام به ظاهر بی طرف و پرداختن به زندگی و تجربیات و احساسات زیستهی خودِ مالف. میخواهم یک داستان تعریف کنم، داستانی واقعی، از منبعی دست اول. من از یک محلهی «جرمخیز» (به تعبیر همان جامعهشناسانِ دامن به خاک نیالوده)، و از خانوادهای با سرمایهی اقتصادی متوسطِ رو به پایین، و سرمایهی فرهنگی و اجتماعی پایینتر از آن توانسهام امروز کسی بشوم، جز آن که قرار بود بشود. من هرگز نتوانستم نیلوفری باشم که به یمنِ ارشادهایِ شریعتی از لجن سرکشیده باشد، اما توانستم به لطفِ حضور شریعتی چند گام از لجنزاری که در آن غوطهور بودم فاصله بگیرم، و همه زندگیام را مدیون همان چند قدم کوچک هستم. شریعتی در آن دورانِ بیپدری معنوی و فرهنگی، تنها و تنها منادیِ نجاتبخشِ من بود. این کلماتِ او سالها بر دیوار بالای سر من بود:
🔵 «ای جوان، تو میدانی و همه میدانند که زندگی از تحمیلِ لبخندی بر لبان من، از آوردنِ برقِ امیدی در نگاه من، از بر انگیختنِ موجِ شعفی در دل من عاجز است. تو میدانی و همه میدانند که شکنجه دیدن بخاطر تو، زندانی کشیدن بخاطر تو، و رنج بردن بپای تو تنها لذتِ بزرگِ زندگی ِمن است! از شادی توست که من در دل میخندم، از امیدِ رهائی توست که برقِ امید در چشمانِ خستهام میدرخشد، و از خوشبختی توست که هوای پاکِ سعادت را در ریههایم احساس میکنم. نمیتوانم خوب حرف بزنم، نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و جملههای ضعیف و افتاده پنهان کردهام، دریاب! دریاب! من تو را دوست دارم. همه زندگیم و همه روزها و همه شبهای زندگیم، هر لحظه از زندگیم بر این دوستی شهادت میدهند، شاهد بودهاند و شاهد هستند. آزادی تو مذهب من است، خوشبختی تو عشق من است، و آینده تو تنها آرزوی من»...
🔵 نه سِحرِ قلمِ شریعتی، نه جادویِ کلامش، یا استواری ایدئولوژیاش، نه ژستهای روشنفکرانه و مدلِ سیگار کشیدنش، نه کچلیِ سرش و نه هیچ چیز دیگری که جوانهای داغ و پر شور آن روزها را مجذوب و منقلب میکرد مرا تحت تاثیر شریعتی قرار نداده است. همچنین شریعتی میراثی باقی نگذاشته است که امثالِ من از آن منتفع شویم. اما شاید فقط باید یک بیپناهِ فکری، معنوی و فرهنگی باشید تا درک کنید از چه حرف میزنم و بدانید که چقدر حیاتی است در آن شرایط بیکسی و تنهاییِ ساختاریافته، کسی بیمزد و منت، خودش را وقف شما، آینده و خوشبختی شما کرده باشد و صمیمانه یقینهایش که هیچ، تردیدهایش را هم به شما در میان گذاشته باشد. چه کسی حتی هنوز بعد از چهل سال، صادقانهتر از شریعتی، فرازها و نشیبهای روحیاش را به تمامی در اعترافاتی روسو-گونه، تو بخوان اتواتنوگرافانه! با مردم در میان گذاشته است؟
🔵 اما داستان من و شریعتی در شرایط کنونی چه اهمیتی دارد؟ شریعتی حتی برای خودش هم اهمیتی نداشت که اگر داشت، حالا حداقل یکی از آن صندلی مصلحت نظام را پر کرده بود، یا یکی از آن کرسیهای «مصلحتِ دانشگاهی» را. پس چرا از شریعتی مینویسم؟ به خاطرِ «ایدهی مردم». میشود دربارهی درست بودن یا خطا بودن اندیشهی شریعتی تا بینهایت بحث کرد. اما آنچه در آن روزهای سخت، گرمابخش زندگیام بود نه صرفِ اندیشهی شریعتی بلکه حضور همدلانه، منش و روش او بود.
🔵 امروز میبینیم که میشود تمام تئوریهای توصیفی و تحلیلی دربارهی مردم را از بر بود، و حتی در دانشگاهها تدریس کرد، اما در عمل، در میان مردم نبود، و حتی در مقابل آنها ایستاد. درمیان مردم بودن، به معنای تایید و تبعیت از مردم نیست. به معنای دادن وجههای معصومانه به مردم، که منجر به مصادره، سادهسازی، و تکثرزدایی از این واژه میشود هم نیست. اما چگونه میشود بدون بودن در میان مردم، آنها را فهمید، از آنها آموخت و در صورت نیاز آگاه یا در مواقعی راهنمایییشان کرد؟
#مرتضی_کریمی
@dr_shareati
✨📖👓
🎤 فایل صوتی سخنرانی های استاد دکتر علی شریعتی
🗣 هر جمعه
این هفته:
سوره روم، پیام امید به روشنفکر مسئول
قسمت دوم
@dr_shareati
✨📖👓
درست است که شریعتی بهعنوان «معلم انقلاب» نامیده و معروف شده است؛ اما در واقع او همه «انقلابهای زودرس» را نفی میکرد؛ چون اعتقاد داشت که انقلاب واقعی بسیار بلندمدت خواهد بود و با تغییر دولت ها، انقلاب واقعی که همان گسست معرفتی و اخلاقی و عقیدتی باشد حاصل نمیشود.
تفکر او انقلابی، به معنای عمیق کلمه بود، نه به معنای سطحی و سیاسی رایج. الان میگویند همه تقصیرات گردن ماست که انقلاب کردیم! اما بهتر است بگوییم یکی از مشکلات ما این است که هنوز درست انقلاب نکردهایم! انقلاب ما خیلی سریع پیروز شد و تغییرات حاکمیتی پیش آمد، ولی در فرهنگ و ساختارها و بسیاری عادات، گویی هنوز انقلابی رخ نداده است! چون تغییر به این سادگی نیست که عاداتی که مثلا ۲۵۰۰ سال است جا افتاده است، به این سرعت تغییر کند و عوض شود. شریعتی اگر امروز بود باز هم بینشی تغییر طلب و تحولخواه از لحاظ تاریخی میداشت.
#دکتر_احسان_شریعتی
http://yon.ir/YITnC
@dr_shareati
✨📖👓
پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: “من لا معاش له لا معاد له” کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.
#دکتر_علی_شریعتی
هر گروہ ضعیف و خوار واسیری اگر به آگاهی برسد، راه را بشناسد و بر راہ برود و تصمیم برای نجات و پیروزیاش بگیرد، آیات خداوند پیروزی او را تأیید و تضمین میکند.
@dr_shareati
@dr_shareati
✨📖👓
آدم مقرب آدمی است که انسان را، جامعهاش را، محيطش را، زمانش را در نزديکی و تقرب به ارزشهای خدائی میخواهد بسازد و اصلاح کند و عوض کند. اين، آدم مقرب است ـ زاهد و راهب نيست. آدم مقرب، آدمی است که هستیاش را در (راه) اصلاح گذاشته، نه در کار و کاسبی شخصیاش و نه در حسنات. همه هستیاش تغيير دادن محيط زندگيش بوده در رابطهبا خداوند. اين، جزء مقربين است.
حسنات و صالحات
#دکتر_علی_شریعتی
http://yon.ir/L4HwH
@dr_shareati
✨📖👓
آنانکه عشق را در زندگی خلق، جانشین نان می کنند، فریبکارانند که نام فریبشان را زهد گذاشته اند.
گفتگوهای تنهایی
#دکتر_علی_شریعتی