156994
اگر بماند، عشق است؛ اگر پایان یابد، یک داستان عاشقانه است؛ و اگر هرگز آغاز نشود، یک شعر. جهت همکاری و تبلیغات: @DucharAd انتشار با ذکر “دچار” لطفاً.
🔴 فوووووووووووری/
🔴 بریزید اینجا ببینید چخبره👇🏻🔴
/channel/+6eZxHjnzJUNiMzE0
/channel/+6eZxHjnzJUNiMzE0
سلام بچهها
یه گروه زدیم بیاین چت کنیم
/channel/+CeWKf1aE3NdhMzVk
خودم به این وصلم:
/channel/proxy?server=mesh.fluxcouk.ir&port=443&secret=eetlsBAgABAAfwAwOG4kww63QAAM4eFlnUldQOFpvTHVwZmNpaVI2ZkJFNDJMSXJxUW1yT
🚨 اینترنت ۷۰٪ کشور ملی شده. گسترهی قطعیها تو استان لرستان، کرمانشاه، تهران و همدانه.
اگه هنوز قطع نشدین به پروکسیهای نت ملیمون وصل بشید:
@ProxyMeli
سلام بچهها
یه گروه زدیم بیاین چت کنیم
/channel/+CeWKf1aE3NdhMzVk
همه، یک روز
به گذشته برمیگردیم؛
برای کسانی که دوستمان داشتند
و ما
رهایشان کردیم،
سخت خواهیم گریست…
او هرگز متعلق به من نبود؛ فقط خیالِ مورد علاقهام بود.
@Duchar
اگر روزی غمگین روبهروی تو ایستادم،
فکر نکن که چهقدر ضعیف و کمتوانم؛
به این فکر کن که تو را امن دیدم
و روی تو حساب کردم،
که روی غمگینم را نشانت دادم.
مرا در شخصِ دیگری جستوجو خواهی کرد،
اما نخواهی یافت؛
نه به این خاطر که دیگران بد هستند یا من بینقص بودم، نه؛
بلکه چون هر قلبی فقط یکبار خانهی واقعیاش را پیدا میکند.
تو میگردی میان نگاهها، لبخندها، حتی بوسهها،
دنبالِ چیزی که فقط در من بود؛
آن درکِ بیقیدوشرط،
آن صبوریِ خسته،
آن عشقی که خودم را در آن فراموش کرده بودم.
و روزی،
میانِ یک گفتوگوی بیاهمیت با کسی دیگر،
ناگهان ساکت میشوی
و یادم میافتی؛
نه با نفرت، نه با خشم،
با حسرتی عمیق
که فقط کسانی میفهمندش
که عشقِ واقعی را از دست دادهاند…
نیازی به ایستادن نیست؛ برای هیچچیز صبر نکن.
هرچه پایان یافت، دیگر به پایان رسیده است.
زندگی همینقدر سرد و نکبتبار است.
عشق دوام نمیآورد.
دستهای گرم، روزی سرد میشوند؛
چهرهی زیبا، زشت میگردد؛
و خورشید، غروب میکند.
میگذره، درس میشه، ولی نترس دیگه؛
درداتون سِر میشه، قلبت نترس میشه.
روز میره، شب میشه، دوست باهات بد میشه؛
اون که میخواستی، بیحس از کنارت رد میشه.
@Duchar
معلوم است که دوستت دارم، وگرنه در وطن غمگین و جنگزده، چه میتوانستم بکنم؟
Читать полностью…
و در نهایت، آن عشق تمام شد و برای همیشه در وجود من احساسات تلخی مثل کافی نبودن، زیبا نبودن و دوستداشتنی نبودن را به یادگار گذاشت.
Читать полностью…
🔴 اینترنت امروز ساعت 11 به علت اعتراضات نت دوباره ملی میشه.
اگه تلگرامتون وصل نمیشه حتما این چنل رو داشته باشین پروکسیهای اینجا قطعی ندارن:
@ProxyMeli
دلم برای خودم تنگ است،
برای کسی که روزی بودم،
کسی که نمیتوانم دوباره باشم.
«و گاهی یک جنگ برای ماندن، محترمتر از یک صلح برای رفتن است.
گاهی جدایی درمان نیست، گذشت درمان است.»
احتمالاً باز هم کسی را دوست بدارم،
اما نه آنطور جسورانه و رها که تو را دوست داشتم؛
اینبار، بسیار محتاطتر، آرامتر،
و با ترسی همیشگی از دوباره شکستن.
آنچه از ما باقی میماند، سرنوشت را تغییر خواهد داد…
حتی اگر این باقیماندهها
اندوهی جاودانه را در قلب خود حمل کنند.
باقیماندهها، تغییر میدهند.
زنها تا لحظهٔ آخر میجنگن عزیز من؛
ولی وقتی یه چیزی براشون تموم میشه، دیگه تموم شده!
همیشه از غمِ کسانی حرف میزنند
که میمانند و میسازند؛
اما هیچوقت به غمِ آنهایی که میگذارند و میروند
فکر کردهای؟
خیال میکردم تمام آن خاطراتِ غمانگیز را برای همیشه در کنجِ ذهنم دفن کردهام.
خیال میکردم گذرِ زمان، مرا از شرِّ یادآوریِ دوبارهی آنها خلاص میکند.
خیال میکردم روزی فراموشی سهمِ من هم میشود؛
نمیدانستم رنج، زوالناپذیر است.
انسان از جایی به بعد، دیگر کمتر انسان است؛
رنگهای روحش کمرنگتر میشود و ذرهذره از خود تهی میگردد،
تا جایی که به قبرستانی از آدمها، احساسات، آرزوها و خاطراتِ نصفهونیمه تبدیل میشود.
آن شب و شبهای بعدی بسیار نخوابیدم. و فهمیدم اندوهی که آدم را نمیکُشد، به شکلهای دیگری درمیآید که از مرگ بدتر است.
Читать полностью…
اما عزیزِ من،
کاش در روزگار دیگری میزیستیم،
ما همگی حیف بودیم...
اینکه فراموشش کردهای، کافی نیست؛
باید فراموش کنی که فراموشش کردهای.
ارزشش را داشت، نه؟
دوست داشتنِ تو و دوست داشته شدن.
هیچگاه در اعماقِ قلبم
از آن لحظات پشیمان نخواهم شد.