2773
📝 «انکار»، کوشش جمعی از دانشجویان است برای کنار زدن شبهمسئلهها و تعارضات دروغین و برآوردن پرسشهای راستین. 📌https://enkarmag.com 📌 www.instagram.com/enkarmag 📌 twitter.com/enkarmag 📌info@enkarmag.com
💬 بریدههایی دربارهی خودکشی و فراخوانی به مراقبت جمعی
✍️ مهدی پرنیانچی
@enkarmag
💬 بریدههایی دربارهی خودکشی و فراخوانی به مراقبت جمعی
✍️ مهدی پرنیانچی
@enkarmag
💬 بر ویرانههای بغداد، در انتظار تهران
✍️ مونا آل سید
▪️آنچه در بغداد رخ داده، از این منظر، نه «گذشته»، که نوعی صورتبندی عریان اکنون است؛ جایی که تاریخ، به جای آنکه خطی و پیشرونده باشد، به صورت تکرار زخم و تعویق زندگی بازمیگردد. گویی گذشتهی بغداد، میتواند آیندهی تهران باشد یا بهعبارتی میتوان بر ویرانههای بغداد نشست و انباشت این ویرانهها را در تهران دید. و درست از همینجا است که روایت نها میتواند به روایت «ما»ی جنگزده تبدیل شود؛ نه بهعنوان گزارش، بلکه بهعنوان ثبت لحظهای که در آن، زندگی مجبور است خودش را در برابر تهدید جنگ و محاصره بازیابی کند. در چنین وضعی، متن یادداشتها بهجای آنکه از جنگ بهعنوان یک واقعهی منفرد حرف بزند، از جنگ بهعنوان زمانهای سخن میگوید که در آن، مرز میان خبر و زندگی، تحلیل و بدن، سیاست و آشپزخانه، فرو میریزد. این برای من مهمترین نکته روایت است. چون آنچه عموماً در روایتهای رسمی حذف میشود، همین فروپاشی مرزهاست؛ جنگ در سطح کلان همیشه قابلشرح است، اما در سطح خرد بیان آن بهسختی امکانپذیر میشود. اکنون در پی آنام تا بر اساس تجربه خودم در این نوشته همراه با نها تجاوز به مرزهای جمعی و فردی را در سطح خرد بخوانم و به این پرسش بیندیشم که وقتی یک فاجعه و جنگ نه بهعنوان یک رویداد بلکه چون تداوم امر موجود بر فرد و جامعه فرود میآید، چگونه میتوان آن فاجعه را از منظر زندگی کسانی که زیر آوار آن دوام آوردهاند _ و نه صرفاً از منظر قدرتهای شکلدهندهی آن _ نگریست؟
متن کامل را میتوانید از اینجا دریافت کنید.
@enkarmag
💬 رنج و مرجعیت: فیگور زندانی سیاسی سابق
✍️ مریم وحدتی
@enkarmag
💬 رنج و مرجعیت: فیگور زندانی سیاسی سابق
✍️ مریم وحدتی
@enkarmag
💬 روشنفکران و جنگ
✍️ دیوید دریک و دبرا کلی | ترجمه: پارسا طاهری
▪️این نوشتار سرمقالهی شماره ویژه «روشنفکران و جنگ» از مجله مطالعات جنگ و فرهنگ است که به قلم دیوید دریک و دبرا کلی، نگاشته شده است. نویسندگان در این مقدمه میکوشند نسبت میان روشنفکران و جنگ را، عمدتاً با تمرکز بر دو جنگ جهانی و با محوریت تجربه فرانسه و بریتانیا، از زوایای گوناگون بررسی کنند. متن نخست به بسیج اجباریِ روشنفکران در نیروهای مسلح میپردازد و سرنوشت چهرههایی چون ژان-پل سارتر، ریموند ویلیامز، آندره مالرو و دیگران را در این چارچوب مرور میکند. سپس به مشارکت روشنفکران در تلاش عمومی برای جنگ در مقام روشنفکر (تبلیغات، رادیو، نقاشی جنگ) میپردازد و در ادامه انواع مخالفت روشنفکرانه با جنگ را، از پاسیفیسم گرفته تا مخالفتهای مبتنی بر ضداستعمارگرایی، از نظر میگذراند.
▪️در بخشهای بعدی، نویسندگان به چندپارگی و پراکندگیِ جوامع روشنفکری در پیِ جنگ و مهاجرت میپردازند، آنگاه وضعیت روشنفکران فرانسوی را در دوران اشغال (۱۹۴۰-۱۹۴۵) و رقابت میان سه قطب مشروعیت - رژیم ویشی، فرانسهی آزاد به رهبری دوگل، و حزب کمونیست فرانسه - بررسی میکنند. در پایان، به نقش روشنفکر در جنگهای پنهان، از جنگ سرد تا «جنگ علیه تروریسم» پس از ۱۱ سپتامبر، پرداخته و با معرفی کوتاه مقالات کامل این شماره - که موضوعاتی چون رومن رولان، علم و جنگ، زیباییشناسانهکردنِ سیاست در آلمان، مناقشه موریاک-وودویه، و سینمای سیاسی فرانسه را در بر میگیرند - و با اشارهای انتقادی به غیبت روشنفکران زن در این مجموعه، سرمقاله را به پایان میبرند
متن کامل را میتوانید از اینجا دریافت کنید.
@enkarmag
💬 خانوادههای جنگ و جنگهای عراق
✍️ لارا سژوبرگ | ترجمه: سارا صارمی
▪️آیا جنگ را میتوان صرفاً در میدان نبرد جستوجو کرد؟
در اغلب روایتها، جنگ از خلال پیشروی ارتشها، تصمیمهای دولتها و معادلات امنیتی فهم میشود. حتی هنگامی که از رنج انسانها سخن به میان میآید، این رنج غالباً بهمثابه «پیامد» یا «هزینه» جنگ صورتبندی میشود؛ گویی زندگی روزمره مردم، حاشیهای بر متن اصلی جنگ است.
اما اگر این پیشفرض را به تعلیق درآوریم چه؟
▪️اگر جنگ را نه صرفاً رخدادی نظامی، بلکه صورتی از تجربه زیسته بدانیم که در خانهها، خانوادهها، آشپزخانهها و مناسبات انسانی استمرار مییابد، آنگاه خودِ فهم ما از جنگ نیز دگرگون خواهد شد.
▪️این مقاله تلاشی است برای بازخوانی جنگهای عراق از همین منظر؛ از خلال زندگی خانوادههایی که نه فقط تحت تأثیر جنگ قرار گرفتهاند، بلکه جنگ را در متن زندگی روزمره خویش زیستهاند.
متن کامل را میتوانید از اینجا دریافت کنید.
@enkarmag
💬 خشونت نمادین ترجمه در میدان فلسفه
✍️ آیدا نگهدارینیا
#متن_ارسالی
@enkarmag
💬 خشونت نمادین ترجمه در میدان فلسفه
✍️ آیدا نگهدارینیا
#متن_ارسالی
@enkarmag
💬 قدرت هوایی به مثابه قدرت پلیسی
✍️ مارک نئوکلئوس | ترجمه: علی غلامی
▪️زمانی که اولین بار با این مقاله مواجه شده و آن را خواندم، یکی دو ماه پیش از شروع جنگ ۱۲ روزه بود، آن زمان به دلیل تجربهی کوتاهم از حضور در زندان، با اشتیاق بیشتری مطالب مربوط به ساختارهای انضباطی، دمودستگاههای اعمال سلطه و روابط قدرت، قانون و خشونت را مطالعه میکردم. همان زمان قصد ترجمهی آن را کردم اما بعدها چون به نظرم عموم مخاطب ایرانی تجربهی مستقیمی از مواجههی روزمره با حملات هوایی نداشت (به استثناء کسانی که به اقتضای سن، زندگی در زمانهی جنگ هشتساله را دیده بودند)، از ترجمهی آن صرف نظر کردم. باری اکنون که پس از تقریباً یک سال، دو جنگ غالباً هواپایه را از سر گذراندیم، و متأسفانه دیگر کسی نیست که در یک سال گذشته در صورت سکونت در شهرها و مناطق تحتتاثیر جنگ، تجربهی فوق را نداشته باشد، به نظر فرصت مناسبی است برای انتشار این متن و تأمل حول آن.
▪️در این یک سال و اندی، شاهد تبلیغات ایدئولوژیک بسیاری در رابطه با قابلیت ویژهی قدرت هوایی مهاجمان در اِعمال یک «جنگ تمیز» بودیم، استعارههایی همچون «جراحی» و عبارت «نقطهزنی» نیز از این رو به وفور مورد استفاده قرار میگرفت. حال آن که این مقاله نشان میدهد، مزیت استفاده از قدرت هوایی توسط طرفهای درگیر در جنگ و دلیل ابداع جنگافزارهای هوایی و توسعهی جنگ هوایی نه ماهیت انسانیتر یا توان تفکیک و تمایز بالای آن بلکه امکان وارد کردن ضربات مهلک با دامنهی گستردهتر در عین دوری مهاجم از میدان نبرد است.
▪️این مقاله سعی داشته با تحلیل پیوستگی میان ساختارهای قدرت، انضباط، قانون و خشونت در داخل مرزهای یک دولت و تداوم بیرونی آن در قالب جنگ، نشان دهد منطق جنگ و به طور خاص عملیاتهای نظامی هوایی، همان منطق پلیس است.
متن کامل را میتوانید از اینجا دریافت کنید.
@enkarmag
💬 جمعیت مازاد و اقتصاد سیاسی طرد و حذف
✍️ پریسا شکورزاده
@enkarmag
💬 جمعیت مازاد و اقتصاد سیاسی طرد و حذف
✍️ پریسا شکورزاده
@enkarmag
💬 سوژهی قانون
✍️ آلنکا زوپانچیچ | ترجمه: علی سرمدی
▪️وقتی همه جا رنگِ خون گرفته و سپهرِ عمومی پر است از تصاویر اجساد زیرِ آوار و کودکانِ و نوزادانِ شهید، آیا جایی برای تأملِ فلسفی باقی میماند؟ این سؤالیست که برای نگارندهی این سطور، موقعِ تصمیم به انتشارِ این ترجمه، مطرح شد. خونِ فوّارهزده، از تنِ کشتگانِ حوادث چند ماهِ اخیرِ وطن (دیماه و حملهی متجاوزانهی نیروهای نسلکشِ معاصر)، هنوز گرم است و تأمل، دستِکم به باورِ من، تنها زمانی ممکن است، که سردیِ خاک، هرمِ خون را از میان بردهباشد: ماجرا باید بر تنِ تاریخ، خوب حک و ثبت شدهباشد، تا بتوان دربارهی آن چیزی گفت. اما مسائلی هستند، که همزمان، هم به تجارب چندماههی ما مرتبط اند، و هم از آنها دیرپاتر اند. لذا شاید بتوان خطر کرد، و پرسشهایی در خصوصِ آنها برآورد. یا این که، از طریق خوانشِ متونی، و قرار دادنِ آنها در افقِ تجاربِ خودمان، حتی پاسخهایی به دست آورد. متنِ جاری، به عقیدهی من، همین شأن را دارد. درونمایهی متن، چیزیست به غایت مهجور: اخلاق. آیا در روزگارِ کلبیمسلکِ ما، که کل مقولهی اخلاق، فروکاستهشدهست به «توافقِ میانِ طرفین» و «رضایت»، و بدین طریق، کلِ شأنِ سیاسیِ آن نابود شده، جایی برای سخن از اخلاق باقی مانده؟ بله، شاید دقیقاً برای احیای شأنِ سیاسیِ آن. در متنِ پیشِ رو، که صبغهی نظریِ آن، به وضوح بر جنبهی انضمامیاش، غلبه دارد، البته کمتر سخنی از سیاست، به معنای متعارفاش، مییابید. اگر ردی از سیاست میخواهید، باید سراغِ آن را، تنها به شیوهای غیرمستقیم گرفت.
متن کامل را میتوانید از اینجا دریافت کنید.
@enkarmag
💬 بریدههایی دربارهی خودکشی و فراخوانی به مراقبت جمعی
✍️ مهدی پرنیانچی
▪️زیستنِ در تعلیق شاید فشرده و درعینحال گویاترین توصیف زندگی ما ایرانیان در یک دهه اخیر باشد؛ تعلیق میان ادوار مختلف مذاکرات، فضای تعلیق میان خیزشهای اجتماعی، سروکلهزدن با تعلیق موقعیت نه جنگ نه صلح و در یک سال اخیر تعلیق میان نوبتهای متوالی حمله نظامی متجاوزان به کشورمان. گویی تعلیق برای ما دیگر نه فضای خالی میان دو وضعیت بلکه خود قاعده سازماندهنده به زندگیست. در چنین موقعیتی اندیشیدن و نوشتن و سخنگفتن فراتر از اثرگذاری راهیست برای دوامآوردن، سرپاماندن و ادامهدادن. برایناساس ما در انکار تلاش کردیم تا با دعوت از افراد مختلف و نوشتن در «حولوحوش وضعیت موجود و همین تعلیق کشآمده» فضایی را برای گفتگو، ایدهپردازی و اندیشیدن به آنچه در برابر خود میبینیم فراهم سازیم. متون این مجموعه رفتهرفته منتشر خواهند شد.
▪️متن زیر اولین متن از این مجموعه است که با عنوان «بریدههایی دربارهی خودکشی و فراخوانی به مراقبت جمعی» منتشر میشود.
نویسنده در این متن میپرسد که مشکل در کدام ساز و کار جامعه است که ایدهی خودکشی در ذهن افرادی شکل میگیرد و عملیاش میکنند؟ و در پاسخ تلاش میکند تا نشان دهد که خودکشی امری عمومی است و اینکه آن را تصمیمی صرفا شخصی بدانیم خطاست.
تکثیر گرایش به مرگ در جامعهی امروز ما، چندان غیر طبیعی نیست، واکنش قابل درک فرودستی مردم در ایجاد هر شکلی از تغییر، چه در ساحات اجتماعی و چه حتی در ساحات فردی در زندگی است. اما باید سراغ چه چیز رفت که شاید به کم شدن آمار منجر شود و جانهای کمتری قربانی شوند؟ چطور جلوی سرایت ایدههای ویرانگر را بگیریم؟ افراد به درستی ریشهی خودکشی را در ستم حاکمیت میبینند، اما چیزی هم دربارهی «ما»ی منهای حاکمیت وجود دارد که نظم موجود و گفتار هژمون در مبارزه، باعث نادیدهانگاری این بخش شده و تا آنجا که مسئولیت ماست، به ادامهدار شدن این وضعیت میانجامد. آنچه امروز در تحلیل این پدیده میان ما دیده میشود، ریشه در تمنایی همگانی برای زندگیکُشی دارد.
متن کامل را میتوانید از اینجا دریافت کنید.
@enkarmag
💬 بر ویرانههای بغداد، در انتظار تهران
✍️ مونا آل سید
@enkarmag
💬 بر ویرانههای بغداد، در انتظار تهران
✍️ مونا آل سید
عکس: امیر خلوصی
@enkarmag
💬 رنج و مرجعیت: فیگور زندانی سیاسی سابق
✍️ مریم وحدتی
▪️گذشته همانجا که اتفاق افتاده نمیماند. با آدم راه میآید؛ اما فقط با او راه نمیآید. در حافظه دیگران هم جا باز میکند، شکل عوض میکند و گاهی از خودِ انسان بزرگتر میشود. رنج چنین سرنوشتی دارد. روزی زخمی بر تن است و روزی دیگر روایتی در حافظه جمعی. آنچه این متن میخواهد بفهمد، همین فاصله است؛ میان تجربهای که بر انسان رفته و جایگاهی که همان تجربه بعدتر در زندگی عمومی پیدا میکند. چگونه رنج، در حافظه جمعی نام میگیرد، به رسمیت شناخته میشود و کمکم سرچشمه اعتبار و مرجعیت میشود؟ برای فهم این دگرگونی، باید میان دو چیز تفاوت گذاشت: یکی خشونتی که بر انسان رفته است و دیگری آنچه جامعه بعدتر با آن خشونت میکند.
متن کامل را میتوانید از اینجا دریافت کنید.
@enkarmag
💬 روشنفکران و جنگ
✍️ دیوید دریک و دبرا کلی | ترجمه: پارسا طاهری
@enkarmag
💬 روشنفکران و جنگ
✍️ دیوید دریک و دبرا کلی | ترجمه: پارسا طاهری
@enkarmag
💬 دربارهی خروس
✍️ یاشار تاجمحمدی
▪️خروس روی «تیغه» میایستد و بانگ میزند. داستان اضطرابی کهنه را در خاطر میجنباند. امری غریبآشنا. فروید در سال 1919 در مقالهای با عنوان Das Unheimlich مینویسد امر غریب چیزی بهکلی بیگانه و جدید نیست؛ امر غریب همان امر آشنا و قریب است که قبلاً سرکوب شده بود و اکنون بازگشته است. فروید در تحلیل امر غریب به داستان «مرد شنی» اثر هافمن اشاره میکند. در این داستان، کودکی از هیولایی به نام مرد شنی میترسد که شبها میآید و چشمان کودکانی را که نمیخوابند از حدقه درمیآورد. فروید نشان میدهد که این ترس وهمناک از کوری، در واقع جابهجایی نمادین اضطراب اختگی است. ترس از بریدن آلت تناسلی توسط پدر در عقدهی ادیپ، چنان ترومای بزرگی است که ذهن آن را به عضو حیاتی دیگری (چشم) جابهجا میکند تا از شدت اضطراب مستقیم بکاهد. فروید مینویسد: «دستهای قطعشده، پاهای بریده یا سرهایی که از تن جدا شدهاند... در خود چیزی بهشدت غریب دارند، بهویژه وقتی که به آنها حرکت و فعالیتی نسبت داده شود. ما از قبل میدانیم که این حس غریب ناشی از نزدیکی به کمپلکس اختگی است.»
متن کامل را میتوانید از اینجا دریافت کنید.
@enkarmag
💬 خانوادههای جنگ و جنگهای عراق
✍️ لارا سژوبرگ | ترجمه: سارا صارمی
@enkarmag
💬 خانوادههای جنگ و جنگهای عراق
✍️ لارا سژوبرگ | ترجمه: سارا صارمی
@enkarmag
💬 خشونت نمادین ترجمه در میدان فلسفه
✍️ آیدا نگهدارینیا
▪️اگر فلسفه در ایران بیش از آنکه میدان تألیف باشد به میدان ترجمه بدل شده است باید از خود پرسید این ترجمه صرفا انتقال متن است یا تولید و بازتولید مناسبات قدرت؟
▪️در این جستار با اتکا به دستگاه مفهومی بوردیو، مسئله «خشونت امر ترجمه» را در میدان فلسفه بررسی کردهایم؛ جایی که ترجمه نه فقط یک کنش زبانی بلکه سازوکاری برای انباشت سرمایه نمادین، تثبیت مرجعیت و تعیین حدود امکان اندیشیدن است.
▪️شاید زمان آن رسیده باشد که به جای پرسش از «چه چیزی ترجمه شده است؟»، بپرسیم «ترجمه چه چیزی را ناممکن کرده است؟»
متن کامل را میتوانید از اینجا دریافت کنید.
@enkarmag
💬 قدرت هوایی به مثابه قدرت پلیسی
✍️ مارک نئوکلئوس | ترجمه: علی غلامی
@enkarmag
💬 قدرت هوایی به مثابه قدرت پلیسی
✍️ مارک نئوکلئوس | ترجمه: علی غلامی
@enkarmag
💬 جمعیت مازاد و اقتصاد سیاسی طرد و حذف
✍️ پریسا شکورزاده
▪️غلبهی عواطف ویرانگری چون احساس طردشدگی و رهاشدگی، احساس بیگانگی با سرزمین و مردم و دولت، خشم از بازی داده نشدن و خودی نبودن در جامعه را که همگی نشان از بیرون ماندن جمعیت کثیری از دایرهی «مردم» دارد، میتوان در پیوند با فقدانی سهگانه دانست: محرومیت از بازنمایی سیاسی، اخراج از ساحت اقتصادی و مرگ اجتماعی. میان حاکمیت و این جمعیتِ مطرود، که به درجات مختلف از دایرهی شمول ــ شامل مردمی که درونی و خودی است و رابطهی ارگانیکی با دولت دارد ــ بیرون گذاشته شده، رابطهای برقرار است که از «وانهادن به مرگ» تا حذف را دربرمیگیرد. خاصیت گزینشی حاکمیت، یعنی حق حاکمیت بهمثابه قدرت دیکته کردن مرگ و زندگی در اینجا تعیینکننده است: تصمیمگیری دربارهی اینکه «چه کسی میتواند زنده بماند و چه کسی باید بمیرد» . در این وضعیت، نظم سیاسی به شکلی از سازماندهی مرگ مبدل میشود و در مواجهه با این جمعیت، زیستسیاست جای خود را به مرگسیاست میدهد.
متن کامل را میتوانید از اینجا دریافت کنید.
@enkarmag
💬 سوژهی قانون
✍️ آلنکا زوپانچیچ | ترجمه: علی سرمدی
@enkarmag
💬 سوژهی قانون
✍️ آلنکا زوپانچیچ | ترجمه: علی سرمدی
@enkarmag