4048
این کانال به شما امکان می دهد که به سوژه ها و رویدادها از منطری فراتر نگاه کنید و برای شکوفایی استعدادها و رضایت از زندگی ، سبکی تازه در پیش بگیرید. لطفا نظرات ، پیشنهادات و سوالات خود را از طریق آی دی @metatextural با مدیریت کانال در میان بگذارید.
«هر انقلابی در آغاز چهرهی فرشتگان دارد و در پایان چهرهی دوزخیها؛ نه چون ماهیتش عوض شده، بلکه چون نقاب را قدرت برمیدارد و پشتش همان چهرههایی را مییابی که از پیش، زیر پوشش شعار، منتظر نوبت خود بودند.
#عرزشی_هانیبال
از نظر من ، هیچ فرقی بین این دو رفتار به لحاظ سطح فرهنگ و نگرش آدمها نیست. هر دو بخاطر رفتار یک زن احساس سرافکندگی و سرشکستگی می کنند. فقط به یک دلیل : چون او یک زن است ، نباید رفتار دون شان خانوادگی داشته باشد. دقیقا همان کاری که برای مردهای قبیله آزاد است.
Читать полностью…
🔴 یه دختر ۲۸ ساله به اسم مریم یارمحمدی توی قشم زندگی میکرده که خودش یه دفعه تنهایی میره تهران!
بعدش پشت سرش شایعه درست میکنن که مریم خرابه و با یه نفر دیگه رابطه داره، برا همین رفته تهران!
برادر و شوهرش برای اینکه به این شایعه پایان بدن، سینه و واژنش رو با چاقو تیکه تیکه میکنن و اونو به قتل میرسونن!
خونواده مریم هم گفتن ما هیچ شکایتی نداریم و هر بلایی سرش اومده حقش بوده!
#علیاکبر_فالاسیری، یکی از مجتهدان بانفوذ شیراز در دوران قاجار، نمونهای آشکار از چیرگی دگماتیسم مذهبی در تاریخ ایران است.
او در زمانی میزیست که روحانیون نهتنها مرجع امور شرعی بودند، بلکه با نفوذ گستردهی خود بر آموزش، قضاوت و حتی زندگی فرهنگی مردم سیطره داشتند.
فالاسیری با تکیه بر همین قدرت، به یکی از نمادهای تاریک تفکر ضدفرهنگی بدل شد؛ کسی که از ترس فروپاشی ایمان مردم در برابر شعر و اندیشهی حافظ، به تخریب فیزیکی یادگار او دست زد.
در روایتهای تاریخی آمده است که سه بار مردم شیراز، و بهویژه زرتشتیان، با عشق و احترام آرامگاه حافظ را بازسازی کردند، فالاسیری آن را «نشانه شرک و گمراهی» دانست و فرمان ویرانیاش را صادر کرد و حتی زمانی که ناصرالدین شاه دستور بازسازی داد روی منبر گفت: "اگر شاه هزار بار بسازد من خراب میکنم."
حافظ برای روحانیت شاعری نبود که از عشق سخن گفته بود، بلکه خطری بود برای اقتدار نهاد دینیای که از جمود و خرافه تغذیه میکرد.
فالاسیری و همفکرانش در تلاش بودند تا حافظ را از حافظهی جمعی مردم پاک کنند، غافل از آنکه شعر و اندیشه را نمیتوان با کلنگ فرو ریخت.
🐬@faramatni
🐬@faramatni
فرامتنی:
کانالی برای آدمهای ساختارشکن:
آدمهایی که می خواهند متمایز باشند
و متفاوت زندگی کنند.
فرامتنی:
پنجره ای رو به رهایی ابدی،
از مکاتب و ادیان
پنجره ای رو به زیستنی رضایتبخش.
https://t.me/joinchat/AAAAADwPSX6Tzy0FsfsZOA
🐬@faramatni
تلخ ترین سرنوشت آدمها معمولی بودنه ، معمولی بودن ، عادی زیستن و بی تاثیر بر روی آدمها و جهان اطرافت زندگی کردن و در نهایت مردن، تلخترین شکل تباهی انسانهاست. آمدن و رفتنی که انگار هیچگاه نبوده ای.
این فرصت یگانه ای را که هستی در اختیارتان گذاشته با معمولی زیستن و معمولی مردن تباه نکنید. متفاوت باشید و شکوفا کنید استعدادهای خودتان را در مسیر علاقه هایتان. این تنها شکل رضایت از زندگی است.
متفاوت باشید چنان که اثر انگشت هایتان متفاوت از تمام انسانهای جهان است.
#انوش
روانشناس و متخصص برند شخصی
🐬@faramatni
این کارگاه متفاوت ترین چیزی است که در طول عمرتان یاد خواهید گرفت:
در این کارگاه به شما ماهی نمی دهند که فردا روز که دوباره خواسته ای جدید داشتید دنبال خرید ماهی دیگری بروید، انگیزه تزریق نمی کنند که چند روز بعد که شرایط یا حالتان عوض شد دوباره انرژیتان بیفتد یا اراده تان سست شود
در این کارگاه یاد می گیرید که چگونه زندگی تان را خودتان با دستهای خویش بسازید ، خواسته هایتان را چگونه در مسیر چشم انداز و معنای زندگی تان ترسیم کنید، چه کار کنید که همواره انرژی، انگیزه و اراده از درونتان بجوشد بدون اینکه نیازمند کسی باشید و چه کار کنید که همیشه و حتی در اوج مشکلات و طوفان ها حال دلتان خوب باشد.
این کارگاه به شما یاد می دهد که چگونه هویت خود را ، شخصیت خود را ، برند خود را و دنیای مطلوب خود را بسازید.
#انوش
🐬@faramatni
نمای زیبا از «نوشهر» که بارش باران از کیلومترها دورتر دیده می شود.
🐬@faramatni
🔖
این نسل عجب سر نترسی دارد!
با دلیل یا بیدلیل بعد از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، سرهای زیادی بالای دار رفت. و بیگمان این چرخه همچنان ادامه خواهد داشت. هر روز نامی جدید و تصویری تازه از بچههای همین آب و خاک که میتوانستند جوانیشان را زندگی کنند و با ایران و زخمهایش بمانند. در سرزمینی که رانتخواران، مفسدان و خائنانی که خونِ کشور و ملت را مکیدهاند، آزادانه در کوچه و خیابان میچرخند و به ربودن و چپاول مشغولاند، گاه سختگیریهای عدالت روی گردن نحیف جوانان جور دیگری روایتسازی میکند. نه بخششی در کار است و نه حیاتی در انتظار. آسیاب نوبت به نوبت میچرخد و با هر اذان صبح، جانی میستاند و خانوادهای را سیاهپوش میکند.
تاریخِ عشق همیشه با لحظههای ناب و شیرین و ملاقاتهای پر از امید ترسیم شده است. از رمانهای کلاسیک تا روایتهای پرخاطره در میان نسلها که عشق همیشه معنای تداوم و حیات را حفظ کرده است. اما آنچه در شب سیزدهم در بندهای تاریک زندان اصفهان رخ داد، نه یک داستانِ لطیفِ عاشقانه، که یک مرثیهی خونینِ غم انگیز و جریانی از جنس سوگ بود که حتی قلمِ پررنگترین نویسندگانِ تاریخ را در برابر شکوهِ ویرانگر آن به لکنت انداخت.
#علیرضا_سپاهی و #مهشاد_کشانی دو نامی که در همآمیزیِ لرزانِ عقد و اعدام گره خوردند. مهشادِ جوان در آن لحظهی لرزان، به مردی، بدون اجازهی بزرگترهایش بله گفت که میدانست تنها چند ساعت پس از آن، شویش در میان طنابِ دار به رقصِ مرگ خواهد نشست. پیوندی بیتکرار در تاریخ که عروس را بیلباس سفید روی سنگفرشهای سرد اتاقهای زندان نشاند و جامهای از جنس خاک و اشک بر تن کرد.
علیرضا مردی که چهار گلوله با او ملاقات کردند. جوانی که در اوجِ این پیوندِ جزیی و در عین حال عظیم، در میانهی این عشقِ کوتاه و تکاندهنده، پیش از اعدامِ چند روز پیش، در راه سکته کرد و به بیمارستان رفت. دامادی که از قالبِ انسان پس از چند ساعت کوتاه به جسد تبدیل شد. عشقِ علیرضا و مهشاد از تمام قصههای عاشقانه در طول تاریخ متفاوتتر بود. چون جنس آن نه از جنسِ داشتن و سر بر شانههای هم گذاشتن، که از جنسِ فقدانِ مطلق بود.
عشقی که تمامِ معنای زندگی را در یک آن به خاک سپرد. و این نسل به راستی که عجب سرِ نترسی دارد. پای چوبهی دار و در آستانهی اعدام، سر سفرهی عقد مینشیند و با آنکه میداند میمیرد، عشق را انکار نمیکند. و این زانوی مرگ است که از تماشای این شکوهِ تاریخی تا ابد به لرزه میافتد.
#جعفر_بخشی_بینیازЧитать полностью…
امروز 5 October، روز جهانی معلم برای معلمانی که همچنان دغدغه آینده این مرز و بوم را دارند مبارک باد.
🐬@faramatni
من عاشق رقص کردی ام:
بخاطر زنان شادش به وقت رقصیدن
بخاطر رنگهای شادش به وقت لباس پوشیدن
و بخاطر ملودی های شادش به وقت ساز نواختن و ترانه خواندن.
رقص کردی رسما آدمو می بره به یه دنیای دیگه
گابریل گارسیا مارکز در اواخر عمرش تو یکقسمت از وصیت نامه اش نوشته؛
در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشته شدن
و محبت دیگران به انسان، بزرگ ترین لذتِ دنیاست...
خودتون رو از تجربه عشق، دوست داشتن و دوست داشته شدن محروم نکنید... عشقِ به خانواده، دوستان و هر چیزی که تو زندگیتون با ارزش هست.
@eshgh_javdanegi_channel
ویدئوی آموزندهای که میتونه زندگیتون رو متحول کنه...🍁
@eshgh_javdanegi_channel
این کارگاه بسیار مهم و متفاوت، در این شرایط کشور عمیقا توصیه می شود. هم برای خودتان و هم عزیزانتان که نیازمند یک هوای تازه اند.
لطفا برای ثبت نام و شرکت در کارگاه (چه حضوری و چه آنلاین) با تلفن های مندرج در پوستر کارگاه، تماس بگیرید و رزرو بفرمایید.
🐬@faramatni
🐬@faramatni
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار که در من جاری بود
به ابرها که فکرهای طویلم بودند
به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من
از فصلهای خشک گذر میکردند
به دستههای کلاغان
که عطر مزرعههای شبانه را
برای من به هدیه می آوردند
به مادرم که در آئینه زندگی میکرد
و شکل پیری من بود
و به زمین، که شهوت تکرار من، درون ملتهبش را
از تخمه های سبز می انباشت،
سلامی دوباره خواهم داد
می آیم، می آیم، می آیم
با گیسویم: ادامهٔ بوهای زیر خاک
با چشمهام: تجربههای غلیظ تاریکی
با بوتهها که چیدهام از بیشههای آنسوی دیوار
می آیم، می آیم، می آیم
و آستانه پر از عشق میشود
و من در آستانه به آنها که دوست میدارند
و دختری که هنوز آنجا،
در آستانهٔ پر عشق ایستاده،
سلامی دوباره خواهم داد
#فروغ
🐬@faramatni
- خشایارشا و اعتراف ناخواسته!
کم پیش میآید چنین عیان هویدا شود «کتِ تاریخی تن کیست». کسی که هزاران سال پیش آمده و رفته، اما امروز متضادترین جناحها، دلباختگان راستین و قلابی، همهوهمه برای کسب اعتبار نامش را بیاورند، یعنی «مرجع اعتبار و هویت تاریخی» است؛ و این خشایارشاست، تکیهزده بر اریکۀ هزارانسالۀ خود، نقشبرجستهای که پس از ۲،۵۰۰ سال، نقشِ برجستهای در سیاست روز دارد و سر او دعواست: کسی که میخواهد خود را به تمدن یونانی متصل کند، نام خشایارشا را میآورد؛ ناخواسته اذعان میکند این پادشاه «ایرانی» بزرگترین امپراتوری عصر خود بوده است؛ و در این طرف میدان هم همه، چه کسانی که همیشه این عظمت تاریخی را میستودند و چه کسانی که این عظمت را انکار میکردند یا خوار میشمردند (در اعترافی ناخواسته) به خشایارشا میبالند و اصلاحیه بر حرفهای وزیر خارجۀ آمریکا میزنند - البته گروه سومی هم داریم که ایراندوستانِ مصلحتیاند؛ اول نفع سیاسی را میسنجند، اگر نفع بر ضرر چربید، یاد ایران میافتند.
عظمت تاریخی دقیقاً به همین معناست: اینکه همۀ جناحها، ایراندوستان واقعی و قلابی، منکران ایران باستان، آمریکایی کوباییتبار، همه را مجبور به اعتراف به عظمت تاریخی خود کنی. زندهتر از این؟ مؤثرتر از این؟ این همان عظمتی است که چپ و اسلامگرای ایرانی به آسانی انکارش میکردند و میکنند.
همیشه در مواجهه با کسانی که «ایران» بودنِ «ایران باستان» را انکار میکردند، میگفتم در یونان و ایتالیا در هر بقالی و سبزیفروشی بگویید ایران باستان وجود نداشته، به شما میخندند و میپرسند پس آن قدرتی که اجداد باستانی ما با آنها در جنگ و گریز بودند چه کسانی بودند؟ اما برای چپِ امروزی باید اثبات کنیم ایران باستان، ایران بوده است.
باستانگرا نیستم. اتفاقاً تمام نگاهم بر آینده و ایرانِ آینده معطوف است. اما در ضمن این «عظمت تاریخی» را هم جزو مرجعهای هویتشناختی اصلی برای ساختن آینده میدانم. اگر امروز دستمان از توسعه و رفاه کوتاه شده، اگر عقب ماندیم و چیزهای خیلی مهمی را نداریم، دلیل نمیشود داشتههایمان را - که آرزوی دیگران است (اگر نبود انقدر جعلیات تاریخی نمیتراشیدند) - آتش بزنیم.
ایران میماند. پدران بنیانگذارش در نقشبرجستهها، با چشمهای سنگی، نظارهگر فراز و فرودهای بسیار بودهاند. چونان فانوسی هویتبخش بر تارُک تاریکی میتابند. و ما هم دوباره برمیگردیم...
مهدی تدینی
تاریخاندیشی
🐬@faramatni
🔴 کیمبرلی گیلفویل سفیر آمریکا در یونان و نامزد سابق پسر ترامپ یعنی دان جونیور بخاطر این رفتار دور از شأن و سخیف و باقی بی نظمی ها از سوی ترامپ اخراج میشود.
Читать полностью…
🐬@faramatni
به مناسبت بیستم مهر ماه: روز بزرگداشت حافظ
چرا حافظ فرامتن ترین انسان روی کره خاکی است؟
🐬
من زمانی که ویژگی های انسان های دارای هوشمندی فرامتنی را تدوین می کردم ، در مورد هریک از ویژگیها به این فکر میکردم که چه انسان هایی را می شناسم که اوج چنان خصلت ها و خاصیت هایی بوده اند. یکی از شگفت انگیزترین یافته ها این بود که در تاریخ مشاهیر ایران حافظ و خیام با اختلافی بسیار زیاد نسبت به دیگر مشاهیر قدیم و جدید بر آن قله ایستاده اند.
با وجود اینکه هیچ یک از آنها اصولا نه تنها دوران پست مدرن ، که حتی دوران مدرن را هم درک نکرده اند و بسیار پیش از اینها می زیسته اند.
دلیلش را باید در سبک زندگی و اندیشه های رهای حافظ و خیام جست.
این بار به مناسبت روز حافظ نگاهی می اندازم به ویژگیهای فرامتن حافظ شیرین گفتار:
۱- زندگی در زمان حال: حافظ در کنار خیام دم غنیمت شمارترین انسان تاریخ مشاهیر ماست.
غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه
که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد
وقت را غنیمت دان ، آنقدر که بتوانی
حاصل از حیات ای جان، این دم است تا دانی
شب صحبت غنیمت دان ، که بعد از روزگار ما
بسی گردش کند گردون ، بسی لیل و نهار آرد
هر وقت خوش که دست دهد ، مغتنم شمار
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست
۲- رضایت از زندگی:
پذیرش هستی به عنوان انبوهی از اتفاقات و رضایت از فرصتی که هستی در اختیارمان گذاشته است ، خاصیت مهم دیگری در انسانهای فرامتن است:
رضا به داده بده ، وز جبین گره بگشای
که بر من و تو در اختیار نگشاده است
چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند
گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر
۳- همدلی: همدلی به معنی آن است که هر کاری که می کنی خود را جای طرف مقابلت بگذاری ، بپسندی برای دیگران آنچه خود می پسندی و بپذیری برای خودت ، آنچه برای دیگران روا میداری.
گرت ز دست برآید مراد خاطر ما
به دست باش که خیری به جای خویشتن است
۴- باور به عدم قطعیت در هستی:
یکی از مهمترین و شاید دشوارترین حالتهای نگرش آدمی ، باور به عدم قطعیت باشد. مغز آدمی به گونه ای است که وقتی داده ای برآن ثبت می شود ، ثبت داده های مخالف با آن بسیار دشوار می شود و به همین دلیل آدمها وقتی به یک عقیده ای باور پیدا می کنند ، آن را حقیقت محض می پندارند و تعصب از همین جا آغاز می شود.
فرامتنی نظریه عدم قطعیت هاست و حافظ سلسله جنبان آن :
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
راز درون پرده چه داند فلک ، خموش
ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست؟
از فرامتنی های حافظ در آینده بیشتر خواهم گفت ، از رندی ها و عشق ورزی هایش ، از مثبت اندیشی هایش ، از اخلاق ویژه ای در جهان بینی حافظ و از اینکه بالاترین گناهان نزد او ریاکاری و مردم آزاری است.
از فرامتنی حافظ کتابها می توان نوشت که شاید نوشته شود روزی ، اگر روزگار فرصت بدهد.
#انوش
🐬@faramatni
🐬@faramatni
وقتی از انجام یک کاری یا زندگی در جایی یا بودن با کسی خوشحال نیستید،
تغییرش بدهید
اصلا نمی فهمم این چسبیدن به نارضایتی ها و ناخوشی ها را ،
این زندگی کوتاه بی بازگشت
اگر بدون رضایت زیسته شود
تباهی محض است.
# انوش
🐬@faramatni
🐬@faramatni
چون خود از نوع بشر هستیم
میپنداریم که همه چیز به خاطر
بشر آفریده شده است و برای
برآوردن احتیاجات اوست. ولی
این خیال و رؤیایی بیش نیست و
ناشی از این است که بشر خود را
مرکز عالم امکان میداند. اغلب
افکار ما بر پایهٔ همین خیالِ خام
است.
📓تاریخ فلسفه
🖋ویل دورانت
🐬@faramatni
این کارگاه بسیار مهم و متفاوت، در این شرایط کشور عمیقا توصیه می شود. هم برای خودتان و هم عزیزانتان که نیازمند یک هوای تازه اند.
لطفا برای ثبت نام و شرکت در کارگاه (چه حضوری و چه آنلاین) با تلفن های مندرج در پوستر کارگاه، تماس بگیرید و رزرو بفرمایید.
🐬@faramatni
🐬@faramatni
گاهی درِ اتاق باز است، اما آنقدر به بستهبودنش عادت کردهایم که جرئت عبور نداریم.
بسیاری از زندانها میله ندارند؛
از ترسهایی ساخته شدهاند که سالهاست به جای واقعیت، برایمان تصمیم میگیرند..
👤کافکا
🐬@faramatni
این کارگاه بسیار مهم و متفاوت، در این شرایط کشور عمیقا توصیه می شود. هم برای خودتان و هم عزیزانتان که نیازمند یک هوای تازه اند.
لطفا برای ثبت نام و شرکت در کارگاه (چه حضوری و چه آنلاین) با تلفن های مندرج در پوستر کارگاه، تماس بگیرید و رزرو بفرمایید.
🐬@faramatni
این کارگاه بسیار مهم و متفاوت، در این شرایط کشور عمیقا توصیه می شود. هم برای خودتان و هم عزیزانتان که نیازمند یک هوای تازه اند.
لطفا برای ثبت نام و شرکت در کارگاه (چه حضوری و چه آنلاین) با تلفن های مندرج در پوستر کارگاه، تماس بگیرید و رزرو بفرمایید.
🐬@faramatni
رقص زیبای کردی 🥰👌
همیشه دلیلی برای شاد بودن هست
پیدایش کنیم...😊
@eshgh_javdanegi_channel
دلِ ما همیشه شکستهست فرزند
اما امیدواری
هیچوقت
از جیب چپ پیراهنمان
کم نشد.
#ناظم_حکمت
@eshgh_javdanegi_channel
☔️
اهمیت صدای باران، در نزد روانشناسان
هر روز ۲۰ دقیقه به صدای باران گوش دهید.
@eshgh_javdanegi_channel
🔍 مرگ تدریجی رنگها در زندگی امروز
شاید دنیا واقعاً بیرنگتر نشده باشد؛ شاید این ما هستیم که کمکم توان دیدن رنگها را از دست میدهیم.
زندگی امروز ما را به سمت شبیهشدن میبرد؛ خانهها شبیه هم، لباسها شبیه هم، سلیقهها شبیه هم و حتی خواستهها و رؤیاهایمان گاهی از یک الگوی مشترک پیروی میکنند.
شبکههای اجتماعی، تبلیغات و منطق بازار مدام به ما میگویند چه چیزی زیباست، چه چیزی محبوب است و چگونه باید زندگی کنیم. ما هم بهجای کشف سلیقه و معنای شخصی خود، اغلب همان چیزی را انتخاب میکنیم که دیگران پیشتر انتخاب کردهاند.
از طرفی، سرعت زندگی فرصت مکث را از ما گرفته است. کمتر میبینیم، کمتر تأمل میکنیم و کمتر چیزی را از درون خودمان خلق میکنیم.
شاید «مرگ رنگها» در واقع مرگ رنگها نباشد؛ مرگ تدریجی تفاوتهاست.
ممکن است روزی همهچیز مرتب، زیبا و مدرن به نظر برسد، اما زندگی دیگر رنگی از «خودِ ما» نداشته باشد.
رنگ زندگی زمانی زنده میماند که هنوز جرئت کنیم متفاوت ببینیم، متفاوت انتخاب کنیم و چیزی را فقط به این دلیل دوست داشته باشیم که واقعاً دوستش داریم؛ نه چون جهان به ما گفته است که باید دوستش داشته باشیم.
✍️🎨🌐 /channel/ce7en
🐬@faramatni
جامعه ای چنین، دشوار رستگار شود.
سالها پیش ، زمانی که ورزشگاهها لبریز از تماشاگر می شد، واژه ای رایج شده بود به نام تماشاگرنما. تماشاگرنماها به کسانی می گفتند که از ابتدای بازی شروع می کردند به فحاشی دسته جمعی به داور بازی و بازیکنان و مربیان طرف مقابل و حتی زمانی که تیمشان نتیجه نمی گرفت، بازیکنان و مربیان خودی. فحش هایشان هم همه جنسی و با رکیک ترین کلمات ممکن. اوجش هم سال گذشته توسط تماشاگرنماهای پرسپولیس بود بر علیه استقلال، زمانی که اوسمار تازه برگشته بود از تایلند و تشویقش می کردند که کیسه را فلان و بیسار کند.
اما چرا می گفتندتماشاگر نما؟ چون نمی خواستند بپذیرند بیش از نصف مردم جامعه اسلامی، تبدیل شده اند به یک مشت اراذل و اوباش خیابانی که عقده هایشان را در فحش های رکیک شان تخلیه می کنند.
حالا دیگر ورزشگاهها خالی از تماشاگرند و آن فحش های رکیک به سطح عمومی جامعه و فضای مجازی کشیده شده اند. وارد هر پیج و گروهی می شوی، می بینی صدای کسانی بلند است که هر چه زودتر قضاوت می کنند، هرچه بیشتر برچسب می زنند و هرچه تندتر و رکیک تر فحش می دهند و ناسزا می گویند.
اغراق نیست اگر که بگویم فحاشی و ناسزاگویی در فضای مجازی ایران به یک ارزش اجتماعی تبدیل شده است.
اما آنچه نگرانم می کند صرفا عادی سازی فحش های آبدار و رکیک جنسیتی در فضای حقیقی و مجازی نیست که خود مرثیه ای سوگمندانه بر افول فرهنگ است. نگرانی من از نشانه های روانشناختی این قضیه است. حقیقت این است که این قضاوت های اغلب بی استناد و بی استدلال، این برچسب های بی مدرک و بی رویه و این فحش های بی حد و مرز و بی پروا، از فاجعه ای وحشتناک در بطن جامعه و در لایه های پنهان آن خبر می دهند. این که جامعه به حدی از خشونت انباشته شده است که اگر کوچکترین روزنه ای برای ظهور بیابد، جامعه تبدیل به حمام خون خواهد شد.
ساده تر و صریح تر بگویم:
جامعه ای که از دهان سخن گویانش مثل نقل و نبات فحش و ناسزا بیرون می آید، دشوار است که رستگار شود.
#انوش
🐬@faramatni