galeryetasavireadabi | Unsorted

Telegram-канал galeryetasavireadabi - گالری تصاویر ادبی

-

✍تصاویر گل‌ها، گیاهان، ستارگان، ابزار جنگی، شخصیت‌های ادبی و ... همرا با توضیحات و نمونه‌های از شعر و نثر. ✍فیلم‌ها و کلیپ‌های ادبی https://t.me/joinchat/AAAAAE_PKsBjBFtvmZ9XNg ارتباط با ادمین جهت ارسال تصاویر: @MaryamBehvandi

Subscribe to a channel

گالری تصاویر ادبی

<<قصیده ای شاهکار >>
در رثای حضرت سیّد الشهدا
حسین بن علی- سلام الله علیهما-

در طول تاریخ، گویندگان اشعار فراوانی در رثای شهدای کربلا از سر ارادت ونیت پاک سروده انداما چکامهء استاد زنده یاد روانشاد دکتر مظاهر مصفا (شهریور۱۳۱۱- ۸ آبان ۱۳۹۸) از لون دیگر است.
*
در کتاب مستطاب " نامه شهیدی" [ ۱۳۷۴، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از ص ۵۲۱ تا ۵۲۸]
جشن نامه حضرت استاد سیدجعفر شهیدی(اسفند۱۲۹۷- ۲۳ دی۱۳۸۶)
قصیده ای آمده باعنوان " دَم خونین" متضمن ۹۰ بیت که این ارادتمند به ناچار گزیده ای از آن را این جا تقدیم می دارد. باشد که دوستداران آن امام هُمام وادیب، تمامت این چکامه فصیح وبلیغ را در آن کتاب ملاحظه فرمایند.
*
استاد بر پیشانی این قصیده
افاده فرموده اند:
" دم خونین عرض ارادتی ست به تربت مشکین سالار آزادگان وسردار سربلندان جهان از همیشه تاهنوز واز هنوز تاهمیشه، بیش از سد اشاره وتلمیح به حدیث وحادثه و روایت واسطوره وحماسه وتاریخ به حلّ و درج وتضمین به ابهام و کنایه یابه تصریح وتبیین در این چکامهء خونین آمده است که هیچ یک بی استنادی نیست. درشعر هزارساله فارسی حدیث کربلا وحکایت حماسه شهیدان عاشورا بسیار آمده است بیشتر به ترجیع وترکیب...و کمتر به چکامه[ قصیده] که معیار توانایی وناتوانی ست. *آخرین چکامه که در این هنگامه به خاطرست از استاد فقید ملک الشعرای بهارست که از سر اشتیاق و شور وارادت به آستان مقتدای شهادت،ساخته است که آن را پیشِ "دم خونین" با همه قدرت و روانی، توش وتوانی نیست...*

* * *

ایران زمین به ماه محرّم چو کربلاست
سرتاسر وطن همه در کرب و دربلاست
از دور دست بحرخزر تاخلیج فارس
فریاد سوکواران، پیچیده درفضاست
از هیرمندِ غمزده تا دجلهء غریب
از یاحسینِ خلقِ عزادار، غم فزاست
چندین علامت وعلَم و نخل و توغ بین
گردان به کوی وبرزنِ هر شهر و روستاست...
پیروجوان وعارف وعامی به زاری اند
"برهرکه بنگری به همین درد مبتلاست"
در دیر و خانقاه وکلیسا و در کِنِشت
هرجا رَوی، مصیبتِ فرزندِ مرتضاست
پیرمغان، به دیرمغان، بهر مَی کشان
باذکرِ یاحسین به سد نوحه ونواست
خون حسین،آتش جاوید موبد ست
موبد درین مصیبتِ خون مرثیت سراست
دارد ز یادگارِ زریران، ترَنّمی
زاری کنان،به یاد شهیدان کربلاست
" کیخسروِ سیاوشِ کاووسِ کیقباد"
داغ از سرود سوک سیاوش در این عزاست
خون گرید از دو دیده که فرزند مرتضا
ای اهل حق،حقیقت ، جام جهان نماست
زین پیرِسبزخیمهء فرزندکُشِ سپهر
سهرابِ کربلا به یَم خون در آشناست
چرخِ کبود جامهء جادو چو بیدرفش
رویین پیِ زریر کُشی ساخته چراست
گویی به خونِ سرخِ شهیدانِ بی گناه
از دیرگاه گردشِ این سبز آسیاست
آن لعلِ لب که عاقبت از تشنگی شکست
آخر نه بوسه گاهِ لبِ لعلِ مصطفاست
سد چون قیام بابک ویعقوب و مازیار
مُلهم ز خون پاکِ شهیدانِ بی ریاست
بومُسلمی درست شد از مسلم عقیل
حُرّی ز استقامتِ حُر آمده ست راست
حُبّ از حبیب وعشق ز عباس شد قویم
آزادگی ز سرورِ آزادگان به پاست
رادی ز راد مردیِ رادانِ کربلا
مردانگی ز مردی مردانِ حق به جاست
در راه حق،فضیلتِ بوالفضل کن قیاس
جان داد بی امان وامان نامه،می نخواست
بر جسمِ زخم ناکِ علی اکبرحسین
هر زخم راتبسّمی از شادیِ لقاست...
این جا خدیو ملک عجم، تالی گدا
این جا گدای راه نشین، چندِ پادشاست
شد دست گیرِ این همه از پا فتادگان
دستی که در وفای حسین از بدن جداست
خیزد به پای مردیِ از دست رفتگان
پایی که زخم خورده پیکان اشقیاست...
آمد زکعبه خونِ خدا سوی کربلا
خونِ خدای را دمِ این کعبه خون بهاست
این جاست خاک پایهء معراج آن که گفت
با اهل بغی وظلم که شان دیو پیشواست
آزاده بودباید و مردانگی نمود
دین خدا و راهِ خدا گر نه مقتداست
ذلّت از آستانم دورست و دور باد
کی باعزیزِ حضرتِ حق ذلّت آشناست
عین سعادت است مرا مرگ در نظر
باظالمان به دیده من، زندگی عناست
جز صبر وشکر نیست مرا در بلای دوست
یعنی رضای خالقِ بی چون مرا رضاست
خواهد قتیل دید مرا کردگارِ من
عشقِ قتیلی است مرا هیچ اگر هواست
گر نیست استقامت دین جز به خون من
خونِ من ای سُیوف همی ؟تشنهء شماست...
تاهست روز وهست شب وهست صبح وشام
از " یاحسین" گنبد گردون پُر از صداست
نفرت به خیره گردی گردون دون نواز
نفرین به کار کوفیِ بدعهدِ بی حیاست
درسد هزار مرد، یکی مردِ مرد نیست
بر این گواه کوفه ء دنیای عهد ماست
خلق خدا همیشه سرآزاد قدرت اند
"در روز جنگ تکیه به خلق خدا خطاست"
نه مارچوبه مار، نه نسناس ناس شد
مردم گیا نه مردم و گندم نه گندناست
کس چون حسین نیست
،یزیدست بی شمار
گیتی پُر از سَبُع صفتِ آدمی نماست
گردون همان خَرِف شدهء سفله پرورست
در کاسهء شکسته گردون همین اباست...

عزاداری بی ریای تان مقبول حق باد.
گزینش وتلخیص #استادمسعودتاکی تاسوعای۱۴۴۸ برابر با۳ تیر۱۴۰۵
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

زاد روز
#سارانایینی

و برای هزاران بار صدای جادویی سارا نایینی
🌸🌸

‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

۲ تیرماه، زادروز صمد بهرنگی، گرامی باد!

من می‌خواهم بدانم که، راستی‌راستی، زندگی یعنی این‌که تو یک تکه جا، هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ، یا این‌که طور ِ دیگری هم توی دنیا می‌شود زندگی کرد؟

#صمدبهرنگی
ماهی سیاه کوچولو
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

‍ ‍ **یکم تیرماه
یادمان
#ابراهیم‌منصفی
شاعر،خنیاگر،نویسنده وهنرمند
هرمزگانی

این هم "لبخند" اورجینال از ابراهیم منصفی شاعر دوست داشتنی یادش گرامی باد
🌸🌸

‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

"استاد منوچهر مرتضوی"*

مشهور است که برخی از اقوامِ ایرانی ازجمله کرد، لر و مازندرانی تعلق خاطری ویژه به سنت‌های باستانی، به‌ویژه شاهنامه دارند. اما در کمال شگفتی باید گفت آذربایجانی‌ها و آذری‌زبان‌ها که به‌تسامح ترک می‌نامیم‌شان بیش‌از دیگر اقوام ایرانی به زبان فارسی و شاهنامه ارادت دارند و در این زمینه‌ها خدمت‌ها کرده‌اند. نظرتان را به این نام‌های شریف جلب‌می‌کنم: تقی‌زاده، خیام‌پور، مشکور، محمدعلی موحد، حسن انوری، محمدامین ریاحی، زریاب خویی، سلیم نیساری، بهمن سرکاراتی، ژاله آموزگار. و از میان جوان‌ترها هم سجاد آیدنلوی شاهنامه‌پژوه که درکنار دهه‌ها مقاله‌ی خواندنی، کتابی مستطاب با عنوان "آذربایجان و شاهنامه" نیز تالیف‌کرده‌است. و خدمات آذربایجانی‌ها و آذری‌زبان‌‌ها را به دستور زبان فارسی و لغت‌نامه‌نویسی نیز نمی‌توان نادیده‌گرفت؛ از آن جمله است آثارِ استادان خیام‌پور، مشکور، انوری، احمدی گیوی و ...
برخی معتقدند کسانی که از بیرونِ زبانِ فارسی به آن می‌نگرند تبحّر و تواناییِ بیش‌تری برای شناخت ساخت‌های واجی، واژگانی و دستوریِ آن دارند. و این اصلی است مسلم و گویا نمونه‌هایش در زبان‌های گوناگون نیز فراوان است. درکنارِ این مساله، شاید بتوان سرّ توجه استادان آذری‌زبان را به دستور و لغت و ادبیات فارسی در عواملی دیگر نیز جُست. آذربایجان در مقاطعی از تاریخِ دوسه سده‌ی اخیر در معرض تهاجم و تعرض و تهدید بوده. از قراردادهای ننگین فتحعلی‌شاهی گرفته تا حرکتِ محمد خیابانی که نزدیک بود ازجانبِ روس‌ها مصادره‌به‌مطلوب شود و نیز غائله‌ی جعفر پیشه‌وری و فرقه‌ی دموکرات آذربایجان (۱۳۲۵). سایه‌ی این تهدیدها گاه حتی همین امروز نیز بر سرِ آن سامان سنگینی می‌کند. گویا به‌سبب آثارِ همین زخم‌های تاریخی بر پیکره‌ی آن خطه، فرهیختگانِ آذربایجانی و آذری‌زبان خودآگاه یا ناخودآگاه عصبیت بیش‌تری به سرزمین و زبان و فرهنگ‌ِ ملیِ خویش دارند. و مگر شهریار قطعات جانانه‌ای دراین‌باره نسروده؟!

استاد منوچهر مرتضوی (۸۹_۱۳۰۸) از نخستین دانش‌آموختگانِ زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تهران و شاگردِ بزرگانی هم‌چون فروزانفر، بهار و نفیسی و پورداوود بودند. ایشان طبعی در شعر نیز داشتند و در جوانی دفترِ شعر "چراغ نیم‌مرده" (۱۳۳۴) را منتشرکردند. پایان‌نامه‌‌‌‌شان را با عنوان "اوضاع ادبی عصر ایلخانیان" به راهنمایی فروزانفر دفاع‌کردند (۱۳۳۷)؛ اثری که بعدها با عنوان "تاریخ عصر ایلخانی" منتشرشد. ایشان سال ۱۳۳۷ "جام جم" را که نخستین تحریر از "مکتب حافظ" بود، منتشرکردند. این اثر دهه‌های بعد اساسِ پژوهش‌های به‌خصوص زیباشناسانه در حوزه‌ی حافظ‌شناسی قرارگرفت. ساختارهای ایهامی شعر حافظ با عنوان "خصیصه‌ی اصلی سبک حافظ" نخستین‌بار در این کتاب بررسی شده. در این اثر است که نخستین‌بار به‌تفصیل و موشکافانه اشارات حافظ درباره ی جام جم و شیخ صنعان بررسی شده‌است. کتاب "واژه‌های ایهامی در دیوان حافظ" (تألیف طاهره‌ی فرید، طرح نو، ۱۳۷۶) نیز دراصل رساله‌ای بوده که به راهنماییِ استاد مرتضوی دفاع‌ شد.
استاد مرتضوی جدااز منصب‌های مدیریتی در دانشگاه تبریز، مدیرِ "موسسه‌ی تاریخ و فرهنگ ایران" (در تبریز) نیز بودند. این موسسه انتشاراتی‌ای نیز داشت و ده‌ها اثر ارجمند را با مقدمه‌ی استاد مرتضوی منتشرکرد؛ از آن جمله‌اند: "دیوان حافظ" به تصحیح عیوضی_بهروز، "دیوان خیالی بخارایی" و نیز "دیوان همام تبریزی". استاد پس‌از انقلاب و در روزگارِ عزلت نیز دو پژوهش ارزشمند منتشرکردند: "زبانِ دیرین آذربایجان" (۱۳۶۰) و "فردوسی و شاهنامه" (۱۳۶۹). یکی در اثباتِ این‌که ترکی یا آذری زبانی اصالتاً ایرانی است و انتساب‌اش به ترکان و مغولان نادرست است. این اثر درکنارِ تحقیقات کسروی، مشکور و رحیم‌زاده ملک دراین‌باره بسیار مغتنم است. و دیگری اثری است در شناختِ جوانبِ گوناگونِ شاهنامه‌. در این اثر که طرحِ مباحثی کلی درباره‌ی فردوسی و شاهنامه است گاه بارقه‌هایی خیره‌کننده‌ از نظریاتِ استاد نیز دیده‌می‌شود. به‌خصوص زیان‌های فرهنگیِ پرداختن به مساله‌ی هجونامه، و نیز تعبیر یا تاویلی رمزآمیز که ایشان از داستان رستم و سهراب ارائه‌داده‌اند. این کتابِ کوچک اما خواندنی و مهم، فصل‌ها و بخش‌های گوناگونی دارد. در پایان مروری بر فهرستِ مطالبِ اصلیِ این کتاب:

اهمیت شاهنامه
منابع و مواد شاهنامه
شاهنامه و‌حماسه‌های ملی جهان
آرمان‌ها و جهان‌بینی فردوسی
شاهنامه و ایران
نبوغ و خلاقیت فردوسی
رستم و ایران و شاهان ایران
شاهنامه و تجدید حیاتِ فرهنگیِ ایران
دامنه‌ی تاثیر و نفوذ فردوسی
رابطه‌ی شاهنامه با زندگی مردم
فردوسی و محمود غزنوی (تاملی در اصالت هجونامه)
چاپ‌های معتبر شاهنامه
و ...

* بخشی از سخنان نویسنده در محفلِ بزرگداشتِ استاد منوچهرِ مرتضوی به همتِ "خردسرای فردوسیِ مازندران"؛ ارائه‌شده در موسسه‌ی فرهنگی "نهالِ" ساری.
دکتر بهرامپور عمران

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

**زاد روز
منوچهرمرتضوی
ادیب ، پژوهشگر و نویسنده

هرگاه به سه نوع آگاهی، یعنی «خودآگاهی»، «ناخودآگاهی»، و «زبَرآگاهی» باور داشته باشیم، می‌توانیم سعدی را مظهر خودآگاهی، حافظ را جلوه‌گاه ناخودآگاهی، مولانا را تجلی زبَرآگاهی، و فردوسی را تجلی ناخودآگاهی جامعهٔ ایران بدانیم. به عبارت روشن‌تر، فردوسی منادی عزت و اصل‌ونسب ملت ایران و مظهر ضمیر ناآگاه جامعهٔ ایرانی است. سعدی شخصیت مصلحت‌گرا و معلم و اندرزگوی جامعه و تجلی ضمیر آگاه و غریزهٔ طبیعی و بی‌آلایش مردم ایران است. حافظ انیس و مونس و غمگسار و شهرزاد قصه‌پرداز و پاسخگوی آمال و آلام انسان ایرانی و همزاد ضمیر ناآگاه او محسوب می‌شود. مولانا کاروان‌سالار هجرت و رجعت انسان از غربت به وطن و از «منِ جزئی» به «منِ کلی» و مبشر بی‌باک قیام و انقلاب روحانی و عرفانی و بازگشت از طلسم نیستیِ هستی‌نما به سرزمین مألوف ولی فراموش‌شده و عیّار نقب‌زن و دیوانهٔ زنجیرشکن زندان‌شکن... .

منوچهر مرتضوی، فردوسی و شاهنامه، تهران: مؤسسهٔ مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۶۹، دیباچه، ص سیزده.

🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

یکم تیرماه زاد روز
#عباس‌کیارستمی

با کسی که اهلِ تعمق است
اما هیچ سخنی نمی‌گوید
از خنکا لذت می‌برم.

هیاکوچی (شاعر ژاپنی)
ترجمه ع.پاشایی


صدا: عباس کیارستمی
عکس‌ها: حسین انصاری
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

** روزِ جهانیِ موسیقی
(سی و یکمِ خرداد)

تنها زمانی واقعاً احساس می‌کنیم دارای «روحی» هستیم که به موسیقی گوش می‌دهیم.

(قطعات تفکر، امیل سیوران، ترجمه بهمن حقیقی، نشر مرکز)

🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

بررسی شعر «خانه‌ام ابری‌ست» نیما با نگاهی به نقد استاد محمد حقوقی https://share.google/Mle02KzszFAwahzGl
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

آیدا، فسخ عزیمت جاودانه است

[آیدا به مثابه‌ی گفتمان]
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

🌑 از عشق اصیل تا عشق زیبایی‌شناختی
تبارشناسی یک سوءفهم درباره‌ی شاملو

#دکترسیناجهاندیده


بخش مهمی از سرنوشت شعر احمد شاملو در سوءتفاهمی نهفته است که سال‌هاست خوانش آثار او را همراهی می‌کند. این سوءتفاهم از جایی آغاز می‌شود که خواننده شعر را با زندگی اشتباه می‌گیرد و می‌کوشد ارزش یک اثر ادبی را از خلال میزان صداقت زیستی شاعر بسنجد. از همین رو، عاشقانه‌های شاملو بارها نه به عنوان آثار ادبی، بلکه به عنوان اسناد روان‌شناختی مورد داوری قرار گرفته‌اند. بسیاری پرسیده‌اند که آیا شاملو واقعاً آن‌گونه که در شعرهایش ادعا می‌کند عاشق بوده است؟ آیا آن حجم از ستایش، شیفتگی و حضور آیدا در شعرهای او حاصل تجربه‌ای اصیل بوده یا نوعی اغراق شاعرانه؟ اما این پرسش، هرچند در نگاه نخست طبیعی به نظر می‌رسد، در واقع مسئله‌ی اصلی شعر شاملو را پنهان می‌کند. زیرا اهمیت عاشقانه‌های او نه در اثبات اصالت یک احساس، بلکه در آفرینش یک زبان برای عشق نهفته است.

در دوره‌ای که عاشقانه‌های شاملو شکل گرفتند، عشق صرفاً یک تجربه فردی نبود. فضای سیاسی و اجتماعی ایران، به‌ویژه در دهه‌هایی که سرکوب سیاسی بخش مهمی از زندگی روشنفکران را احاطه کرده بود، عشق را به پناهگاهی برای حفظ سوژگی انسان تبدیل می‌کرد. در چنین وضعیتی، عشق تنها یک احساس خصوصی نبود بلکه نوعی مقاومت وجودی محسوب می‌شد. به همین دلیل زن در شعر شاملو فقط یک معشوق نیست؛ او نشانه زندگی، آزادی، امید و امکان رهایی از جهانی است که می‌کوشد انسان را به ابژه‌ای مطیع تبدیل کند. از این منظر، عاشقانه‌های شاملو به همان اندازه که درباره‌ی عشق‌اند، درباره آزادی نیز هستند.

اما با گذشت زمان و تغییر افق تاریخی جامعه، شعر شاملو نیز به گونه‌ای دیگر خوانده شد. هنگامی که سیاست به تدریج از مرکز تخیل جمعی فاصله گرفت و فرهنگ رمانتیک گسترش یافت، عاشقانه‌های شاملو از زمینه تاریخی خود جدا شدند و به عنوان بیان احساسات شخصی شاعر مورد تفسیر قرار گرفتند. در نتیجه، پرسش اصلی دیگر این نبود که عشق در شعر شاملو چه نسبتی با آزادی و مقاومت دارد، بلکه این بود که آیا شاعر در زندگی واقعی نیز همان اندازه عاشق بوده است که در شعرهایش نشان می‌دهد. بدین ترتیب شعر شاملو گرفتار دادگاهی شد که معیار آن نه زیبایی‌شناسی بلکه اصالت‌سنجی بود. اما شاید خود این دادگاه بر یک فرض نادرست استوار باشد. این فرض که عشق نخست در درون انسان وجود دارد و سپس شعر می‌آید تا آن را بیان کند. در این نگاه، شعر آینه‌ای است که تجربه‌ای پیشینی را منعکس می‌کند. حال آنکه یکی از مهم‌ترین دستاوردهای اندیشه مدرن این بوده است که زبان را صرفاً ابزار بیان تجربه نمی‌داند. زبان نه فقط آنچه را که احساس می‌کنیم بازگو می‌کند، بلکه در شکل‌گیری خود احساس نیز نقش دارد. ما بسیاری از تجربه‌های خود را تنها زمانی می‌شناسیم که بتوانیم آنها را در زبان صورت‌بندی کنیم. در این معنا، عشق پیش از آنکه یک واقعیت روان‌شناختی باشد، یک امکان زبانی است.

اگر این فرض را بپذیریم، آنگاه نسبت میان عشق و شعر در آثار شاملو به کلی دگرگون می‌شود. دیگر نمی‌توان گفت که او صرفاً تجربه‌ای عاشقانه را به شعر تبدیل کرده است. برعکس، او از طریق شعر امکان تازه‌ای برای فهم عشق خلق کرده است. عشق در شعر شاملو بازنمایی نمی‌شود؛ تولید می‌شود. او عشق را گزارش نمی‌کند، بلکه آن را می‌آفریند. همان‌گونه که یک ملت بدون روایت‌هایش قابل تصور نیست، عشق نیز بدون زبانش وجود خارجی پیدا نمی‌کند. در اینجا شعر نه آینه عشق، بلکه خانه عشق است.

از همین منظر باید به جایگاه آیدا در شعر شاملو نگریست. خطاست اگر آیدا را صرفاً یک شخصیت تاریخی بدانیم. اهمیت آیدا در شعر شاملو بسیار فراتر از هویت فردی اوست. آیدا به تدریج از یک فرد به یک افق معنایی تبدیل می‌شود. او دیگر فقط یک زن نیست؛ او نامی برای امکان معنا در جهانی است که همواره در معرض تهدید پوچی قرار دارد. آیدا در شعر شاملو همان لحظه‌ای است که جهان دوباره قابل سکونت می‌شود. همان نقطه‌ای که زندگی در برابر ویرانی معنا مقاومت می‌کند. به همین دلیل است که خوانندگان شعر شاملو لزوماً آیدا را به عنوان یک فرد نمی‌شناسند، اما با او ارتباط برقرار می‌کنند؛ زیرا آیدا در نهایت به یک وضعیت وجودی بدل شده است.
🌸🌸

‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

۲۹ خرداد، زادروز #کامیارشاپور، گرامی باد!

«کامیار شاپور، پسر #فروغ‌فرخ‌زاد:
فرزندبودن روی ما مُهر خورده دیگه وگرنه خب فرزند تا یکی‌دوسالگی، پنج‌سالگی، ده‌سالگی، نه دیگه تو این سن و این هیکل!

یادمه من توی دبیرستان فیروز بهرام درس می‌خوندم که فروغ اومد اون‌جا دیدن من و با هم تا چهارراه یوسف‌آباد قدم زدیم و فروغ گفت بریم خیابون حافظ تو یک کافه تریا بشینیم، ولی من گذاشتم اومدم و حتی پشت سرم رو هم نگاه نکردم.

آیا پرویز شاپور چهره‌ای از فروغ نشون داده بودند که شما از فروغ دل‌خور باشی یا بدت بیاد؟

نه. پدرم در باره‌ی فروغ خیلی کم حرف می‌زد و به هیچ‌وجه چنین چیزی به من نمی‌گفت... .

آقای گلستان از دیدگاه ِ امپراتوری به همه‌چیز نگاه می‌کنن و نفس‌شون از جای گرم در میاد. حالا بعضیا می‌گن آقای گلستان بر سینمای ایران و حتی فروغ، تأثیر داشته، اما شما ببینید ایشون از انقلاب تا حالا که چهل‌سال گذشته فقط یک کتاب خروس را منتشر کرده.

به هرحال، من یه سیگاری شدید هستم و با آقای گلستان نمی‌سازم، چون ایشون سیگار رو نمی‌تونه تحمل کنه. ایشون اخوان ثالث را دعوت کرده بود در انگلیس شعر بخونه و یک جاسیگاری برای اخوان نذاشته بود، چون ایشون ضد سیگار است و اخوان هم پاشنه‌کش را درآورده بود و سیگار را روی آن خاموش کرده بود...

متن کامل گفت‌وگو:👇
http://telegra.ph/kamyar-shapour-04-24
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

شرح و توضیح قصاید #خاقانی

جزوه کلاسی دوره ارشد دکتر مظفری


‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

‍ آفتابی در میان سایه‌ای*

#دکترسلمان‌ساکت

۲۹ خرداد‌ماه مقارن است با یازدهمین سالروز درگذشت استاد زنده‌یاد، دکتر بهمن سرکاراتی، عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و‌ ادب فارسی و استاد دانشگاه تبریز (۱۳۱۶- ۱۳۹۲).

دکتر سرکاراتی استادی سرشناس و پژوهنده‌ای توانا بود که در تبریز دیده به جهان گشود و در این شهر تحصیلات ابتدایی و‌ متوسطهٔ خود را به پایان برد. او در سال ۱۳۳۹ در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تبریز دانش‌آموخته شد و‌‌ پس از مدتی برای ادامهٔ تحصیل به مدرسهٔ زبانهای شرقی لندن رفت و در سال ۱۳۴۵ در رشتهٔ فرهنگ و زبانهای باستان ایران موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد شد. او‌ دورهٔ دکتری خود را در دانشگاه تهران گذراند و‌ در سال ۱۳۴۹ از رسالهٔ خود با عنوان «بررسی سه سرود گاهانی (یسنای ۲۸، ۲۹ و ۳۰)» دفاع کرد.

اگرچه کارنامهٔ آثار او در مقایسه با ژرفای دانش و گسترهٔ معلوماتش، کم‌ برگ‌و‌بار است، امّا هرآنچه از او برجا مانده، آنچنان سخته و پخته و استوار است که اغلب نمی‌توان برای آنها، نمونه‌ای همسنگ و هم‌تراز سراغ گرفت.

مقاله‌های او که گزیده‌ای از آنها در کتابی با نام «سایه‌های شکار شده» گرد آمده است، همگی نمونه‌هایی گرانسنگ از مقاله‌نویسی در زبان فارسی به‌شمار می‌روند، چرا که اغلب، چند ویژگی ممتاز و برجسته را یکجا در خود جای داده‌اند:

۱. مقدّمه‌ای که خواننده را با موضوع بحث و انگیزهٔ نویسنده آشنا می‌کند.

۲.پیشینهٔ پژوهشی که با حوصله و‌‌ تفصیل تنظیم شده و‌ نقاط قوّت و ضعف هریک از پژوهشها با دقت و انصاف ارائه گردیده است.

۳. بهره‌گیری از منابع گوناگون به زبانهای مختلف، از جمله منابع زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی.

۴. تازگی سخن و دریافتهای تازه و خودداری از تکرار و بازگویی آنچه قبلاً گفته‌اند یا گفته است.

۵. نثری محکم، گیرا و جذاب که بیش از هر چیز نشان‌دهندهٔ تسلط او بر متن‌های کهن زبان و ادب فارسی است.**

یادش گرامی و نامش جاودان باد.


۲۹ خردادماه ۱۴۰۳


*برگرفته از نام جشن‌نامهٔ ایشان که به کوشش استادان محترم، جناب دکتر علیرضا مظفری و‌ دکتر سجاد آیدنلو در سال ۱۳۸۷ منتشر شده است.

**برگرفته از مقالهٔ ارزشمند استاد محمّدتقی راشدمحصّل با عنوان «دکتر سرکاراتی: استادِ نکته‌یاب و سخن‌سنج» که در آغاز کتاب «آفتابی در میان سایه‌ای» منتشر شده است.


#معرفی_چهره
#معرفی_کتاب


برگرفته از کانال آواز سرخ
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

فراغتی و کتابی و گوشه‌ی چمنی...

📌کتابهای دست‌دو، گلچین شده از خیابان انقلاب
📌قیمت‌ها نصف نو، کیفیت مثل نو
سفارش آنلاین، تحویل راحت


💠  کتاب‌فروشی گوشه‌ی چمن


📚/channel/gchbook
📚/channel/gchbook

#تبلیغ

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

"کربلایی" (نامِ دیگرِ "محرّمات")

#دکتراحمدرضابهرامپورعمران

استاد ایرجِ افشار در یادداشتی با عنوانِ "چند لغت و ترکیب و تعبیر و اصطلاحِ کمیاب در تذکره‌ی نصرآبادی" ذیلِ مدخلِ "کربلایی" نوشته‌اند: "نسبت به کربلا"؛ و این بیتِ واعظِ قزوینی شاعرِ نامدارِ عصر صفوی را شاهدآورده‌اند:

گشت یک‌شب‌درمیان وصلِ بتِ رعنای من
کربلایی شد لباسِ تیره‌بختی‌های من
تذکره‌ی نصرآبادی، محمدطاهر نصرآبادی، تصحیح محسن ناجی نصرآبادی، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۸، ج ۲، ص ۸۹۵).

روشن است که توضیحِ استاد افشار از مضمون و وجهِ زیباشناسانه‌ی بیت گرهی‌بازنمی‌کند. با اندک‌دقتی در بیت و نیز باتوجه به آن‌چه درباره‌ی "محرّمات" گفته‌شد، می‌توان حدس‌زد که این‌جا نیز مراد از "کربلایی" همان "محرّمات" است. با این یادآوری که قزوین هم‌چون سبزوار و ری و کاشان، از شهرهای شیعه‌پرورِ ایران، به‌ویژه در عهدِ صفوی بوده‌ و حتماً شاعر با این پوششِ شیعیانِ سوگوار، آشنایی‌داشته‌است.
خوشبختانه در "بهارِ عجم" این وجهِ معناییِ "کربلایی" ضبط‌شده و ازجمله همین بیت نیز شاهد‌آمده:
"کربلایی:
نامِ نوعی از قماش به‌ طرحِ محرّمات که دو خطّ عریض داشته‌باشد سیاه و سفید یا مانند آن:

گشت یک‌شب‌درمیان وصلِ سهی‌بالای من
کربلایی شد لباسِ تیره‌بختی‌های من
(واعظ قزوینی)

ازو بالِ بلبل حنایی شده
پَرش نائبِ کربلایی شده
(ملا طغرا_ در توحید)

و له:

تا زایرِ کربلای عشقِ تو شدم
از داغ همیشه کربلایی پوشم"
(بهار عجم، لاله‌تیک‌چند بهار، تصحیح دکتر کاظم دزفولیان، انتشارات طلایه، ۱۳۸۰، ج ۳، ص ۱۶۸۲).

گمان‌نمی‌کنم با این اشارات، بیتِ واعظ قزوینی چندان ابهامی داشته‌باشد:
یک‌شب‌درمیان به وصالِ محبوب‌ زیباروی‌ام می‌رسم؛ ازهمین‌رو مانندِ عزادارانِ "کربلایی‌"پوش (یا همان "محرّمات‌"پوش) سوگوار ام.
شاید هم شاعر می‌خواسته‌بگوید: ازهمین رو یک‌روز خوش‌بخت (سفیدبخت) و روزِ دیگر بدبخت (سیاه‌بخت) هستم.
گمان‌می‌کنم این شاعرِ نازک‌خیال و ایهام‌پرداز به این نکته نیز توجه‌داشته که "رعنا" نامِ گلی "دو رنگ" است؛ همان گلی که شاعران گاه آن را "دورو" و منافق نیز خوانده‌اند.

سلیم تهرانی نیز دوبار در دیوانش "کربلایی" را در همین معنی به‌کاربرده. یک‌بار آن‌جا که در "مذمّتِ جمعی فُساد" ضمن اشاره‌ای به ماجرای کوفیان و ماجرای کربلا،چنین سروده:

گروهی مرا ازحسد دل خراش اند
که چون روی خویش اند از تیره‌رایی

همه بلخی و جُبه‌شان سبزواری
همه کوفی و خرقه‌شان کربلایی
(دیوان، به تصحیح استاد محمد قهرمان، انتشارات نگاه، ص ۴۹۲).

و جایی دیگر ضمنِ مدح و توصیفی دل‌انگیز از سفره‌ی اسلام‌خوان، در وصفِ خطوطِ پوستِ خربزه، گوید:

خربزه چون بتانِ شکّرریز
کرده دندان برو جهانی تیز [...]

گاه چون عارفِ نمدبردوش
گاه چون رندِ کربلایی‌پوش
(همان، ص ۴۵۷)

🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

🎧 گفتاری کوتاه از  #غلامحسین‌ساعدی درباره‌ی #صمدبهرنگی
🌸🌸

‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

https://contemporarylit.ihcs.ac.ir/article_10731_4e506257166306736b63d7e6c9f6d693.pdf
عنوان مقاله: نقد و تحلیل جامعه‌شناختی شعرِ «زمستان» مهدی اخوان‌ثالث
نوع مقاله : علمی-پژوهشی
نشریه‌ی ادبیات پارسی معاصر
وضعیت مجله در ISC / Q2
✍#رسولیان
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

یکم تیر ماه؛ زادروز مصطفی رحماندوست
معروف به شاعر " صد دانه یاقوت "

نوستالژی دوران کودکی و یادی از آن روزهای شاد و سبکبال و پُر از احساس و امید
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

‍ ☀️جشن چله تابستان یا چله تموز فرخنده باد.
#دکترشاهین‌سپنتا
.
🌞 تموز همزمان با تیرماه در تقویم کهن ایرانی گرم ترین ماه سال و آغاز فصل تابستان است.     
 
🌞 «چله تموز» یا چله تابستان یکی از جشن‌های کهن ایرانی است.

🌞 چله تموز حدودا از یکم تیرماه (بلندترین روز سال) شروع می‌شود و تا دهم امردادماه ادامه دارد.

🌞 روز یکم تیرماه بلند‌ترین روز سال در نیم‌کره شمالی زمین است زیرا در این روز خورشید نسبت به روزهای گذشته کمی بیشتر در آسمان خواهد ماند. این پدیده که به انقلاب تابستانی شهرت دارد معمولا یکم تیرماه روی می دهد.

🌞 در جنوب خراسان از یکم تیرماه تا دهم امردادماه را «چله تموز»، و از دهم امردادماه تا آخر این ماه را «چله خرد»، می‌گویند.
 
🌞 یکی از سنت های این جشن، آب پاشان  است. آب پاشان یا آب پاشونک یا آب ریزگان را در جشن های دیگری مثل تیرگان (13تیرماه) و یا سیزده به در (13 فروردین ماه)  که همگی در روز "تیر" هستند نیز داریم.
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

عکس: عباس کیارستمی


دیدم که درخت، هست.
وقتی که درخت هست
پیداست که باید بود،
باید بود
و ردّ روایت را
تا متن سپید
دنبال کرد
اما
ای یأس مُلوّن!
#سهراب‌سپهری
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

#نکته

عزیز سفر کرده !
همراه با آخرین نفس‌های بهار
به باغ خاطره‌ات می‌روم
و از سنگ سرد مزارت
گل یاد تو را می‌چینم
و بو می‌کنم
و به روانت فاتحه و صلوات نثار می‌کنم.

#دکتر‌عبدالرضامدرس‌زاده‌
یاد عزیزان رفته به خیر🖤

🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

#پیام‌صبح
ای دوست!
برخیز
برای آخرین بامداد بهار
دست تکان بده
ما
وامدار بهار‌یم؛
برای تو دست تکان دادن را
مدیون بهار هستم.

#دکترعبدالرضامدرس‌زاده
#موسیقی
#بی‌کلام
خاص نگارش و نوشتن
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

سالگرد درگذشت عزت سینمای ایران #عزت‌الله‌انتظامی

مردم سرزمینم! من برای شما همیشه همان عزتم، همانی که از سیزده سالگی در تماشاخانه‌های لاله زار با تشویق‌های شما بزرگ شده‌ام... همانی که همراه شما با درد‌های ایران بسیار گریسته‌ام و با شادی‌هایش لبخند‌ها زده ام... برای شما من همیشه همان عزتم... بچه‌ای از سنگلج..."


🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

‍ در اینجا نسبت عشق و سیاست نیز معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. عشق در شعر شاملو جانشین سیاست نیست، بلکه ادامه همان مبارزه‌ای است که سیاست در سطح دیگری دنبال می‌کند. اگر قدرت می‌کوشد انسان را به شیء تبدیل کند، عشق تلاشی برای بازگرداندن شأن انسانی اوست. اگر نظام‌های سرکوبگر فردیت را نابود می‌کنند، عشق به بازسازی فردیت کمک می‌کند. از این رو، حتی زمانی که شعرهای عاشقانه شاملو هیچ شعار سیاسی مستقیمی در خود ندارند، همچنان سیاسی باقی می‌مانند؛ زیرا از بنیادی‌ترین شکل مقاومت، یعنی مقاومت در برابر شیءشدگی انسان، سخن می‌گویند.

اما کشف بزرگ شاملو در نهایت نه سیاسی است و نه روان‌شناختی، بلکه ادبی ـ زیبایی‌شناختی است. او به تدریج از منطق رمانتیک اصالت فاصله می‌گیرد و به قلمرو آفرینش نزدیک می‌شود. در منطق رمانتیک، ارزش شعر وابسته به میزان صداقت شاعر است. شاعر باید همان چیزی باشد که می‌گوید. اما در منطق ادبیات، مسئله چیز دیگری است. اثر ادبی نه به دلیل انطباق با زندگی نویسنده، بلکه به دلیل قدرت آفرینندگی خود ارزشمند است. حقیقت شعر در بازنمایی جهان نیست؛ در خلق جهانی تازه است.
از این منظر، پرسش درباره‌ی اینکه شاملو واقعاً چقدر عاشق بوده، پرسشی فرعی و حتی گمراه‌کننده است. همان‌گونه که اهمیت دانته در میزان واقعی بودن عشقش به بئاتریس نیست، اهمیت شاملو نیز در شدت احساسات شخصی او خلاصه نمی‌شود. آنچه او را به شاعری ماندگار تبدیل کرده، توانایی‌اش در آفرینش فرم تازه‌ای برای تجربه عشق است. او توانسته است عشق را از سطح یک احساس خصوصی به سطح یک امکان همگانی ارتقا دهد.
شاید بتوان گفت بزرگ‌ترین دستاورد شاملو این بود که دریافت عشق زمانی به حقیقت خود می‌رسد که به ادبیت برسد. عشق تا زمانی که صرفاً یک تجربه شخصی است، در محدوده زندگی فرد باقی می‌ماند؛ اما هنگامی که به فرم ادبی تبدیل می‌شود، از مرزهای فردیت عبور می‌کند و به بخشی از حافظه فرهنگی یک جامعه بدل می‌شود. احساسات می‌آیند و می‌روند، تجربه‌ها فراموش می‌شوند، انسان‌ها می‌میرند، اما فرم باقی می‌ماند. آنچه امروز از عشق شاملو در حافظه ما حضور دارد، نه عاطفه شخصی او و نه جزئیات زندگی‌اش، بلکه فرم ادبی‌ای است که برای عشق آفرید.
بنابراین شاید باید مسئله را وارونه کنیم. شاملو به این دلیل شاعر بزرگی نیست که عاشق بزرگی بوده است؛ بلکه عشق او بزرگ به نظر می‌رسد زیرا توانسته آن را به ادبیات تبدیل کند. عظمت عشق در شعر شاملو محصول اصالت احساس نیست، بلکه نتیجه آفرینش زبانی است که عشق را از یک تجربه فردی به یک حقیقت وجودی و فرهنگی تبدیل می‌کند. در این معنا، شاملو شاعر عشق نیست؛ شاعر ادبیت عشق است؛ شاعری که نشان داد عشق زمانی جاودانه می‌شود که به زبان سپرده شود.

#دکترسیناجهاندیده
🌸🌸

‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

"دکتر شریعتی و اخوانِ ثالث"

#دکتراحمدرضابهرامپورعمران

اگر اشتباه‌نکنم استاد شفیعی جایی اشاره‌کردند نخستین‌بار شعرِ نیما یا اخوان را از زبانِ "علی‌آقا" شنیدم. اخوان نیز گاه در آثارِ منثورش از دکتر شریعتی نام‌برده‌است.
می‌دانیم که شریعتی جز اندیشه‌های بحث‌برانگیزِ سیاسی و تکاپوگری‌های اجتماعی‌اش، در زمینه‌ی ادبیات و نقدِ ادبی نیز مطالعاتِ پراکنده‌ای داشت. ادبیّتِ آثارِ منثورش نیز قابل‌توجه است. اشارات و استشهاد‌کردن‌های فراوانِ او به شاعرانِ زبانِ فارسی، از توجهِ جدیِ او به شعر و ادبیات فارسی فارسی حکایت‌دارد.
شریعتی به شعر و شاعرانِ امروز نیز اشاراتی دارد. او شعر نیز می‌سرود و حتی جایی در "گفتگوهای تنهایی"، به پیشگامیِ خویش در سرودنِ شعرِ نیمایی در مشهدِ دهه‌ی سی، و موضع‌گیری انجمن‌های ادبیِ مشهدِ آن روز علیهِ این نوجویی‌ها، اشاراتی‌آمده (نشرِ دیدار، ج ۱، صص ۸۰_۷۹). شریعتی خود را "قدری نویسنده، قدری شاعر، قدری متفکر، قدری سیاسی، قدری آزادی‌خواه، قدری سخنران و قدری چیزهای دیگر ازقبیلِ معلم و هنردوست و زیبایی‌شناس" معرفی‌می‌کند (همان، ۱۷۲).

گرچه در آثارِ شریعتی از نیما، شاملو، اخوان، خویی و دیگر شاعران معاصر نمونه‌هایی نقل‌شده اما او از شعرِ اخوان بیش‌تر شاهد‌می‌آورَد. برداشتِ شریعتی از نگرشِ اخوان به هستی این‌گونه است: "امید می‌گوید: آن‌چه پیدا است دنیایی پر از رنج است و نکبت، و اعتقادی هم به آن دنیای ناپیدا ندارم" (هنر، انتشاراتِ چاپخش، چ هفتم، چ ۱۳۷۸، ص ۷۷).

اشاراتِ شریعتی به جایگاهِ اخوان و شعرش:
تاآن‌جاکه جستجوکرده‌ام شریعتی ازمیانِ شاعرانِ امروز، از اخوان بیش‌تر یادکرده و به شعرش استنادکرده‌‌است. او اخوان را "شاعرِ توانا و مشهور" (شناخت و تاریخ ادیان، چاپخانه‌ی دیبا، ۲۵۳۶، ص ۱۳۳) و "شاعرِ آگاهِ زمانِ ما" خوانده‌است (بازگشت، انتشارات الهام، چ ششم، ۱۳۷۷، ص ۲۱۰). جایی نیز هنگام سخن از شاطر‌عباسِ صبوحی، از تحصیلاتِ رسمی نداشتنِ اغلبِ شاعران که سخن‌می‌گوید، می‌افزاید: نمونه‌اش "اخوان ثالث که دانشجوی هنرستان بوده‌است" (شناخت و تاریخ ادیان ص ۱۰۰).

البته شریعتی گاه آراء و اندیشه‌های اخوان را نقد نیز می‌کند. جایی، گرچه تعریفِ تمثیلیِ اخوان را از شعر (پرتوی از شعورِ نبوت ...) "یکی از بهترین شعر‌های معاصر" می‌داند!، اما می‌افزاید، به‌سببِ نداشتنِ شرایط و حدودِ منطقی‌، این "تعریفِ شعر نیست"! (شناخت و تاریخ ادیان، ص ۱۳۳).
اشارات و استشهادکردن‌های شریعتی به شعرِ اخوان نیز فراوان است:

جایی هنگامِ اشاره به انقلاب‌های بی‌ثمری که به بیراهه‌رفتند، می‌نویسد: "... بی‌ثمربوده‌اند و مثلِ "کتیبه‌"ی اخوان، هی از‌این‌رو به‌آن‌رو، از‌آن‌رو به‌این‌رو، سکه را برمی‌گردانده‌اند* و وارونه‌می‌کرده‌اند و نامش "انقلاب" (با مخاطب‌های آشنا، انتشاراتِ چاپخش، ص ۱۱۰).
در "هبوط" به بخش‌هایی از "سگ‌ها و گرگ‌ها" که البته فکرش ازآنِ شاندور پتوفی شاعرِ انقلابیِ جوان‌مرگ‌شده‌ی مجارستانی است، استنادشده: "سگانِ پرشوروشعفی که "بر آن خاکسترهای نرم" در مطبخِ ارباب گرم و نرم خفته‌اند و "از آن ته‌مانده‌های سفره" مست شده‌اند" (سروش، ۱۳۵۹، ص ۱۱۰).
شریعتی در گفتگوهای تنهایی ( ۸_۱۳۴۶) نیز بارها به شعرِ اخوان ارجاع‌می‌دهد. جایی به بخشی از شعرِ "دریچه‌ها" اشاره‌ای شده:
"نی ماه فسون نه مهر جادوکرد" (همان، ج ۲، ص ۷۷۸). جایی دیگر نیز به سطرهایی از شعرِ درخشانِ "سبز":
با تو دیشب تا کجا رفتم/ من نمی‌گویم ملائک بال‌در‌بال‌ام شناکردند/ من نمی‌گویم که بارانِ طلا آمد" (همان، ج ۲، ص ۸۷۲).
و باز جایی از همین اثر، به سطرهایی از "قصه‌ی شهرِ سنگستان"، در اشاره به استثمارِ ایران و نفت‌خواری‌های استعمارگران:
و کشتی‌ها و کشتی‌ها و کشتی‌ها ... و بردن‌ها و بردن‌ها و بردن‌ها ..." (ج ۲، ص ۹۳۹).

شعرِ اخوان چندان زمزمه‌ی جان و بر سرِ زبانِ شریعتی بوده که او گاه بخشی از آن را در کلامِ خود می‌نشانَد. مانند صفحاتی از "خودسازیِ انقلابی" که شریعتی در اشاره‌به ناگزیریِ آدمی از انتخاب از میانِ سه‌گانه‌ی "پلیدی"، پاکی" و "پوچی"، دوبار این عبارتِ اخوان در قطعه‌ی "چاووشی" را تکرارمی‌کند: "سه ره پیدا است" (انتشارات حسینیه‌ی ارشاد، بی‌تا، صص ۷_۲۲۵).

ردّ ترکیب‌ها و مفرداتِ شعرِ اخوان یا اشاره و تلمیح به آثارِ او را در آثارِ شریعتی نیز می‌توان نشان‌داد. جستجویی نکرده‌ام، اما مثلاً شاید "زنجیرِ سنگستان" در عبارتی که خواهدآمد هم‌زمان متأثّر از قطعاتِ "قصه‌ی شهرِ سنگستان" و "کتیبه‌" باشد:
"هم‌چون پرومته در زنجیرِ سنگستان" (همان، ج ۲، ص ۹۳۱). چراکه می‌دانیم مجازاتِ پرومته نیز هم‌چون زنجیریانِ "کتیبه‌" مکرّر و ابدی است.


* البته در شعرِ اخوان این "تخته‌سنگ" است که هی ازاین‌رو به‌آن‌رو می‌شود، نه "سکه"!

🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

‍ ** با یاد‌ی از
#دکتر‌علی‌شریعتی
در سالگرد درگذشتش
#دکترشفیعی‌کدکنی

«خدا بیامرزد "دکتر شریعی" را! شکی نیست که اومانیست بود.
من اصلا حرفی ندارم که ما باید روایت اومانیستی از گزاره های دینی داشته باشیم. در مقدمه با چراغ و آیینه نوشتم قضیه اینکه چجوری می شود¹ در اسلام نگاه اومانیستی داشت... منکرش نیستم. ولی در قرائت های کنونی ؛ هر کس خواسته جایی برای اومانیسم باز کند، نتواسته! دکتر شریعتی هم در اندازه حرف می گفت و فرق می کند.
این ها جمله های خبری نیستند و صدق و کذب ندارند! اینها گزاره های انشایی هستند وحکم خبر ندارند. راهی نیست؛ ما بالاخره باید قرائت اومانیستی را از گزاره های دینی ، با روش علمی_آکادمیک شکل بدهیم ولی اینکه چجوری این قضیه سامان پیدا کند ، مهم است. علی آقا یک سری حرف های شاعرانه... [خنده] علی آقا از اول "شاعر" بود و شعر می گفت! من و علی آقا به وسیله شعر باهم آشنا شدیم!
اون زمان که من و علی آقا با هم صحبت شعر می کردیم ، اصلا از این حرفهای مربوط به... نمی زد دکتر شریعتی! [خنده] بعد که رفت پاریس و برگشت دانشکده ادبیات درس می داد، اونجاها از این حرف ها میزد...! اون به هر حال برای من خیلی عزیز و محترم و بی نهایت ارزشمند است.
در زندگی من یکی از آدمهایی که بسیار تاثیر گذاشته ، شک نیست علی آقای شریعتی هست.
بحث سر این نیست. او مرد بزرگی است. هزار جور ایراد می توانید بر او بگیرید ولی نمی توانید منکر تاثیر او بر نسل های بعد از خود بشوید. خداش بیامرزد!
ولی این حرف ها انشاست. این جمله انشایی است و صورت خبری دارد...»

پی‌نوشت:
¹. تا کنون بنیادِ فلسفیِ این مسأله [مسأله اسلام و دموکراسی] حل‌ناشده مانده است و تا چشم‌اندازِ فلسفیِ بحث، منطقِ ارسطویی و محال بودنِ اجتماعِ نقیضین است، این مسأله حل‌ناشده خواهد ماند زیرا قضیه دو دوتا چهارتاست و بدیهی است که با این تحلیل‌های منطقی نمی‌توان از تنگنای این بحث رهایی یافت. همهٔ کسانی که خیال کرده‌اند به حلِّ این مشکل نایل آمده‌اند، غالباً با جعل اصطلاحات و پیچ‌درپیچ کردنِ عبارات، خود را، یا دست‌کم مخاطبان خود را، فریب داده‌اند و چنان نموده‌اند که مشکل اسلام و دموکراسی را حل کرده‌اند؛ اما تا قضیهٔ اومانیسم حل نشود، میان اسلام و دموکراسی آشتی برقرار نخواهد شد؛ گیرم «شورا» و «مصلحت» و «عدالت» و ده‌ها کلمهٔ «عاطفی» و کشدار دیگر هم به میدان بیاورند؛ این‌گونه کلمات خود اموری از نوع آزادی و دموکراسی به‌شمارند که فهم آنها بستگی دارد به این که «بلندگو» و «هفت‌تیر» دستِ چه کسی باشد؛ تنها او خواهد بود که معنی عدالت و مصلحت و شورا را تفسیر خواهد کرد و لاغیر
(با چراغ و آینه، ص ۴۵)
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

#گلستان_سعدی
تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی،
انتشارات خوارزمی


‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

‍ #پیام‌صبح
ای دوست!
برخیز
برای آخرین بامداد بهار
دست تکان بده
ما
وامدار بهار‌یم؛
برای تو دست تکان دادن را
مدیون بهار هستم.

#دکترعبدالرضامدرس‌زاده

#موسیقی
#بی‌کلام
خاص نگارش و نوشتن
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

نقش تکیه در تقطیع وزن شعر عروضی فارسی
امید طبیب‌زاده
#مستفاعلن

‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…
Subscribe to a channel