galeryetasavireadabi | Unsorted

Telegram-канал galeryetasavireadabi - گالری تصاویر ادبی

-

✍تصاویر گل‌ها، گیاهان، ستارگان، ابزار جنگی، شخصیت‌های ادبی و ... همرا با توضیحات و نمونه‌های از شعر و نثر. ✍فیلم‌ها و کلیپ‌های ادبی https://t.me/joinchat/AAAAAE_PKsBjBFtvmZ9XNg ارتباط با ادمین جهت ارسال تصاویر: @MaryamBehvandi

Subscribe to a channel

گالری تصاویر ادبی

«باد،
رفتن بود
زندگی،
رفتن بود
آمدن،   
رفتن بود
انسان و ابر
در هزار شکل می‌گذرند!»

#گروس‌عبدالملکیان

یاد عزیزان رفته به‌خیر🖤
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

‍ #امرداد

چو خردادت از یاوران بردهاد / ز مرداد باش از بروبوم شاد

پنجمین ماه سال و هفتمین روز از هر ماه است. امرداد در اوستایی Amǝrǝtāt است که در آن a نفی و mǝrǝtā صفت مفعولی از mar «مردن» و tāt پسوند سازندة اسم مؤنث است که در فارسی میانه با تخفیف tatāt به tāt و ابدال t به d به صورت Amurdād درآمده است و در فارسی نو «مرداد» شده است.
#امرداد در معنی جاودانگی، بی‎مرگی و آسیب‎ناپذیری است.
امشاسپند امرداد در جهان مادّی نگهبان نباتات و در جهان مینوی نمایندة کمال مطلوب و تمامیّت اهورا‎مزداست. در آیین مزد یسنا کسی که بتواند ویژگیهای شش امشاسپند دیگر را دارا شود به کمال مطلوب یعنی امرداد می‎رسد.
ماه امرداد برابر با برج اسد است و آفتاب در این ماه در برج اسد قرار دارد. برج اسد آتشی و طبیعت آن گرم و خشک است.
رنگ سرخ طلایی، فلز طلا، یاقوت قرمز و سیّارة خورشید به این امشاسپند منسوب است از سرزمینهای ایرانی: مداین، مکران، طوس، ترمذ و سغد به امرداد نسبت داده می‎شود.
برگرفته از گاهشمار فردوسی
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

‍ بامدادِنخستین‌ روزِ مرداد
با پنج انگشت ِچون الفِ امرداد
برایمان دست تکان می‌دهد
و از سرانگشتانش
زندگی می‌افشاند
زنده باد امردادِ بی‌مرداد!

#دکترعبدالرضامدرس‌زاده

نخستین روز مردادی‌تان به‌خیر، دل‌تان مالامال از شور زندگی باد

#موسیقی
#بی‌کلام
*خاص نگارش و نوشتن
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

مستند كوتاه از زندگی استاد #حسین_خطیبی

روایت بخش‌هایی از زندگی استاد حسین خطیبی نوری


‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

دیوان حافظ یک خزانه‌ی بزرگ از امید و ناامیدی است، از شادی و غم، یعنی دو چیز متضاد که دوش به دوش مانند شب و روز و سیاهی و سپیدی جلو می‌روند، چرا باید اینطور باشد؟ طبیعی است، برای اینکه یک فرد روشن‌بین از هیچ یک از این دو نمی‌تواند بگذرد، زیرا حافظ به تمام معنا یک فرد روشن بین است.

حافظ وحشت دارد از اینکه پایبند موهومات باشد، موهومات همان اعتقاد به چیزهای بی‌پایه و باطل!
حافظ می‌خواهد به سرچشمه‌ی روشن‌بینی برسد که البته رسید.

چهار سخنگوی وجدان ایران
نشر قطره


‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

🔹علامه همایی و دیالکتیک تأویل

#دکترسیناجهاندیده

سال شصت هشت /شصت و نه، در دوره‌ی کارشناسی زبان و ادبیات فارسی واحد‌های درسی مثنوی مولانا را پاس کرده بودم؛ اما مثل اکثر دانشجویان دوره‌ی کارشناسی که به شکل ناهوشیار با متون بنیادین آشنا می‌شوند چیزی از جهان مولوی را دریافت نکرده بودم. سال ۱۳۷۲ دانشجوی کارشناسی ارشد شدم دکتر قدمعلی سرامی استاد مثنوی ما شد. او در آن زمان به مثنوی چنان نگاه می‌کرد که به شاهنامه نگاه کرده بود. دنبال «ریخت‌شناسی قصه‌های مولوی» بود. این بود که گفت از همه‌ی مثنوی امتحان می‌گیرم و البته کتاب «مولوی چه می‌گوید» استاد همایی را هم جزو مواد امتحانی قرار داد. این قصه را بارها برای دوست و استادم دکتر نیکویی تعریف کرده‌ام. وقتی کتاب دو جلدی مولوی‌نامه یا همان «مولوی چه می‌گوید؟» علامه همایی را خواندم، دگرگون و بی‌تاب شدم هم معنوی‌تر از پیش به جهان نگاه می‌کردم و هم عجیب‌تر خودم را فهمیده بودم. من قبلاً با تأویل استاد فروزانفر مثنوی را خوانده بودم، تأویلی مدرسی که خودت را با خودت مواجه نمی‌کند؛ تأویلی سرد و ظاهراً پیچیده. من با تأویل علامه همایی چیز دیگری را فهمیده بودم، چیزی را که استاد فروزانفر به آن نزدیک نشده بود. علامه همایی جهان مولوی را نظم یافته، باتفسیری معطوف به کل، صورت‌بندی‌ شده و البته به شکل وجودی به من انتقال داده بود. سال ۷۳ سال ویژه‌ای برای من بود، روح مولوی در من حلول کرده بود. شوری یافته بودم که هنوز به مثابه آتشی در من است. فهمیده بودم مثنوی جانی دارد که هرکس نمی‌تواند به آن جان اشاره کند و من این شور را مدیون دستگاه اندیشگانی و نظری استاد همایی بودم. گاهی سلطه‌ی گفتمانی یک تأویل چنان هژمونیک می‌شود که انسان را حتی از خودش می‌دزد. سالها است به دانشجویانم می‌گویم سعی کنید به جهان مثنوی نزدیک شوید نه به جهانی که به وسیله گفتمان مسلط بازنمایی شده است؛ زیرا گفتمان‌ها با تأویل‌های سلطه‌گرایانه حتی فکر کردن را از شما می‌گیرند باید به شکل پدیدارشناسانه با متن‌ها درگیر شد. دانشگاه همیشه از حقیقت نمی‌گوید گاهی خود سرکوب‌گر حقیقت است. باید از نقاب دانشگاه عبور کرد.
بعد از تجربه‌ی مولوی‌نامه همایی به شدت از شرح کریم زمانی منزجر شدم. چه می‌گوید این شرح؟ مگر قرار بود حکایت تأویل مثنوی تمام شود؟ شرح کریم زمانی شرحی است که نمی‌گذارد تا خواننده به شکل پدیدارشناسانه با مثنوی ملاقات کند.
تنها شرحی را که گاهی به آن رجوع می‌کنم شرح گورپینارلی است. همین که برخی اشاره‌ها مهم مثنوی را بدانم کافی است. دوست ندارم با شرح‌هایی که حاصل سرکوب است مولوی را از من بگیرند. باید اسطوره‌ی تأویل فروزانفر از مثنوی شکسته شود. باید مثنوی را از تاویل‌های سرکوب‌گر پس بگیریم. باید مولوی بیشتر از گذشته معاصر ما شود. باید خواننده را با مثنوی تنها بگذاریم. باید بگذارند که مولوی با ایرانیان آنچنان که معاصر است سخن بگوید. تأویل علامه را من در یک فضای دیالکتیکی فهمیدم. تأویلی که در تضاد آشکار با تأویل فروزانفر بود. مطمئن هستم اگر تفسیر علامه هم هژمونیک می‌شد مرا از حقیقت دور می‌کرد. با این همه شرح علامه همایی را بسیار می‌پسندم. زیرا علامه بهتر از فروزانفر به جهان مولوی نزدیک شده بود. به روح بزرگ استاد همایی درود می‌فرستم که هم انسان پاک نهادی بود و هم اندیشمندی بزرگ.
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

حافظ چه می گوید ؟
او گاه به گاه اشاره می کند به درون خود و به چیزی که مرموز و نگفتنی است :
در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغا ست !

در درون هر کسی این کانون هست ، جزو سرنوشت بشر و انسان است که درون غوغا گر داشته باشد ، منتهی هر کسی این امکان و موهبت را ندارد که بتواند آن را بصورت آوا در آورد ، ترجمه کند .

آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست !
این نفس نیست که می آید و می رود ، این گرمای تن نیست که ما را بر سر پا و زنده نگاه می دارد ، چیزی فراتر از آنهاست ...


چهار سخنگوی وجدان ایران
نشر قطره



‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

آمار تكان‌دهنده‌اي كه منيرو رواني‌پور از تيراژ پايين آثار شهرنوش پارسي‌پور در هشت سال پاياني عمرش ارايه مي‌داد، سخت تاسف‌آور و وحشتناك بود. مگر يك كشور مي‌تواند چند نويسنده در سطح شهرنوش پارسي‌پور به جامعه جهاني عرضه كند؟ من با مهاجرت اين نويسنده بزرگ و جنبه‌هاي سياسي آن كاري ندارم، آن تخصص سياستمداران و سياستگذاران است. اما به عنوان كسي كه دغدغه اصلي‌اش زبان و ادبيات و فرهنگ است، توجه‌ها را به اين مصيبت بزرگ جلب مي‌كنم كه دير نيست كه سرقت فرهنگي پي دي اف كردن كتاب‌هاي كاغذي در مورد كتاب‌هاي ديجيتال هم به صورت ديگري ظهور كند. در اين ميان اگر قوانين مناسب و كافي، اراده لازم براي اجراي قوانين و مهم‌تر از آن اخلاق فرهنگي مناسب در جامعه نباشد، چه انتظاري مي‌توانيم داشته باشيم براي آينده ادبيات اين كشور. «ديگر كدام از جان گذشته، زير اين خونبار، اين هر دم افزونبار» در فكر نوشتن و انتشار خواهد بود؟ ممكن است چند نويسنده شاخص، به عللي كه دست‌كم براي خودشان قابل قبول بوده و هست، وطن‌شان را، پاره تن‌شان را ترك كرده باشند و حكومت هم خودش را در قبال آنها مسوول نداند، (هر چند اين فرض بنياد ديني، اخلاقي يا قانوني ندارد) اما سرقت فرهنگي و پي‌دي اف شدن كتاب‌ها دامان نويسندگان و شاعران داخل را هم گرفته است. سايت‌ها و كانال‌هايي با خيال راحت كتاب‌ها را در اختيار همگان مي‌گذارند و اگر مولفي به آنها اعتراض كند، او را به خساست و بي‌فرهنگي متهم مي‌كنند. درآمد ناشي از انتشار كتاب عمدتا براي نويسندگان بسيار كمتر از آني است كه بتوان آن را چيزي به شمار آورد. آنچه در اين ميان براي فرهنگ بسيار زيانبار است، انتشار بي‌حساب و كتاب‌هاي پي‌دي اف‌شده آن هم خلاف قانون است، نه درآمد ناشي از فروش كتاب براي نويسنده كه در اكثر موارد واقعا قابل اعتنا نيست. پارسي‌پور درگذشت و رواني‌پور هم در مصاحبه خود مي‌گفت از ما كه گذشت اما به فكر نسل بعدي باشيد. ما اگر به ظهور نويسندگاني در حد و اندازه‌هاي نويسندگان مذكور چشم داريم، بايد به مساله سرقت فرهنگي كتاب توجه كنيم.

#دکترسيدمهدی‌زرقانی
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

** این مطلب در چهلمین سال درگذشت علامه جلال الدین همایی نوشته شده است. خوانش دوباره آن خالی از لطف نیست.


چهلمین سال درگذشت استادعلامه جلال‌الدین همایی  ره
#دکترعبدالرضامدرس‌زاده
۲۹ تیر ماه برابر است با چهلمین سال درگذشت استاد نامدار ادب و عرفان و تاریخ علامه جلال‌الدین همایی اعلی‌الله‌مقامه‌الشریف که آن‌گونه که بایست قدر ایشان شناخته نشده‌است و نسل امروز از برکات آثار قلمی ایشان چندان مستفید و مستفیض نیست.
استاد همایی از احفاد همای شیرازی است که البته در اصفهان چشم به دنیا گشوده‌است و از محضر علما و دانشمندان آن دیار بهره‌ها برده‌است.
اقامت استاد در تهران لطف همراهی و‌مصاحبت با استادان نامدار عصر چون بهار و فروزانفر و رشید‌یاسمی و دیگران را فراهم آورد و استاد هم مانند برخی از اینان؛ بی‌داشتن مدرک دانشگاهی توانست به اعتبار فضل و دانش ممتاز خویش در دانشگاه تهران تدریس و افاضه کند و البته پایان کار ایشان در دانشگاه هم چندان با رضایت و خرسندی‌شان همراه نبود و چون فروزانفر ، به خدمت ایشان پایان دادند.
استاد همایی در کارنامه دانش و پژوهش خویش کارهایی گوناگون از گونه تصحیح و توضیح  و تالیف و نقد و تحلیل دارد که فهرستی طولانی را فراهم می‌کند و با اندک جستجو می‌توان به آنها دست یافت .
کار ارزشمند و‌ماندگاری که استاد همایی در باره مولوی و غزالی و دیگر چهره‌های فرهنگ و عرفان ایرانی اسلامی انجام داده‌است و‌نیز کوشش‌هایی مانند تالیف فنون صناعات ادبی ؛ نشان از عمیق بودن مطالعات و جدی‌بودن یافته‌های ایشان دارد.
استاد همایی هم نه از دانشجویان خویش برای تالیف مقاله و تصحیح نسخه بیگاری کشید و نه آنان را نردبان ترقی علمی خویش ساخت و نه عمر خویش را صرف جدال در دانشکده بر سر مدیریت و داشتن چند پایان‌نامه بیشتر کرد و نه کار خویش را برای سفرهای ظاهرا علمی خارج کشور ‌، بر زمین نهاد بلکه در قالب محققی راستین و در قامت معلمی نستوه و  نیک‌بین کار خود را به سامان رسانید تا به قول خود به پایان شب سخن‌‌سرایی رسید !
نکوداشت استاد همایی ؛ اکنون وظیفه‌ هر ایرانی با فرهنگ و دوستدار هنر و ادبیات و عرفان در دوره‌ای است که نام همایی و همانندان او چون سیمرغ نایاب و نایافت است و از هر سو زاغ و کلاغ است که جولان می‌دهد.
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞
@GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

جلوه های فضاسازی در غزلهای سیمین بهبهانی ( ۲ )

#دکترمحمدرضاروزبه

در اشعاری که حاوی روح و روایتی تاریخی اند، شاعر باید مثل فیلمساز و کارگردان، فضا، صحنه، لحن و گفتار، اشیا و عناصر را به اقتضای موقعیت زمانی روایت بازسازی و همسان کند.
سیمین بهبهانی غزل-داستان تمثیلی زیر را در حال و هوای دوران سلطۀ حکام ایلخانی ( مظاهر زور و ستم و بی فرهنگی) سروده و در پردازش فرم و فضای شعر منطبق با آن برهۀ تاریخی، رفتار ذهنی _ زبانی ماهرانه ای به نمایش گذاشته است. بخوانیم :


به تکا... به تكاپو ز ره سفر آمد
هی و های و هیاهو که به خانه در آمد

تن خیس سمندش، خم و پیچ کمندش
قدِ سروِ بلندش همه جلوه‌گر آمد

به پَرِش چم و خم زد، سوی خیمه قدم زد
" هله، هان" به حَشَم زد که سفر به سر آمد

ردگان و شریفان، سرگان و ظریفان
ز رسیدن سلطان همه را خبر آمد

تب و تابِ دهل‌زن شده ولوله‌افکن
که: ز مالِشِ دشمن به چنین ظفر آمد

رخِ زهره درخشان، لبِ زهره غزلخوان
به خوش آمدِ سَرور سرِ رهگذر آمد

به خریطۀ زرکش که گشوده ز ترکش
نگرنده چو طوطی ز پی شَکر آمد

به عطای کریمان زده سکه ی ایمان
که ز باغِ کرامت چه کَرَم به بر آمد

◽️

سرِ تُحفه چو وا شد، قدِ زهره دوتا شد
که یکی سرِ خونین ز خریطه برآمد!

( یک دریچه آزادی، ص ۲۱۷ و ۲۱۸)

فضا، فضای زندگی قبیلگی در نظام خان سالاری است.از همان ابتدا با جلوه ای زیبا از صدامعنایی مواجه می شویم: " به تکا... به تكاپو " سُمکوب اسبان را تداعی و طنین انداز می‌کند و در ادامه نیز هماوایی " ه " ها در هی و های و هیاهو، هیاهو و همهمۀ اسب‌ها یا اهالی قبیله را مجسم می سازند. ( و نیز یادآور آیات ۱ تا ۵ از سوره العادیات: والعادیاتِ ضَبْحٱ. فَالموریاتِ قَدحٱ. فَالمغیراتِ صبحٱ. فَاَثَرْنَ بهِ نَقْعٱ. فَوَسَطْنَ بهِ جَمعٱ ( سوگند به مادیان هایی که با همهمه تازانند و با سُم [ها] ی خود از سنگ، برق و آتش می جهانند و صبحگاهان هجوم آرند و با آن گردی برانگیزند و در دل گروهی وارد شوند.)

در ابیات بعد، کوبش هجاها - خصوصاً در قافیه های درونی: سمند، کمند، بلند، و خم، قدم، حشم و... همراه با ضرباهنگ کوبشی پاره مصراع ها، هم صدای سم اسب و هم ، طنين صدای طبل شادی و ظفر را یادآور می شوند. اینجاست که در می یابیم شاعر با انتخاب هوشمندانۀ وزنی پر تپش و طنطنه: فعلن فعلاتن، فعلن فعلاتن ( بحر عمیق مثمن مخبون) تا چه حد در آفریدن فضایی همگون با بافت و روايت تاریخی توفیق یافته است.
انتخاب سنجیدۀ واژگان کهن و آرکاییک همتافت با این فضای تاریخی، روی دیگر سکۀ بلاغت ذهن و زبان شاعر است: هی و های، سمند، کمند، خیمه، هله، هان، حشم، ردگان، سرگان، سلطان، دهل زن، سَرور، خریطه ( کیسۀ چرمی)، زرکش، تَرک، عطا، کریمان و... همگی در القا و استحکام فضای تاریخی روایت، نقش ویژه دارند و هاله ای تصویری از نظام زندگی قبیلگی را فراروی مخاطب قرار می‌دهند. نیز شاعر با طراحی دو کاراکتر نمادین در قالب سلطان و زهره، در تکوین و تبیین درون مایه و فضای مفهومی و حسی شعر، کوشیده است. سلطان، مظهر ایلخانان قاهر و جائر در نظام مردسالار، و زهره با صبغه ی اساطيري اش ( الهه ی خنیاگری و طرب و شادی و...) نماد زن زیبا، هنرمند و پر احساس شرقی است با همه ی حرمان و حسرت های تاریخی اش. کنش دوگانه و متضاد این دو قطب متخالف، يكی به غایت خشن و بی رحم، و دیگری بی نهایت عاطفی و مهرورز، فضای فمینیستی شعر را بارز و برجسته کرده است.


(برگرفته از کتاب در دست نگارش " جلوه ها و جنبه های فضاسازی در شعر معاصر ایران ")
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

با یادِ مردِ قُرصِ کوره‌راه‌ها و کوه‌ها،
گریوه‌ها و دشت‌ها، فضیلت‌ها و فرهنگ‌ها
ایرانشناسِ فروتن و پیر‌مردِ آشنای چوپانان، ده‌نشینان و کوچ‌روان
زنده‌یاد استاد دکتر منوچهر ستوده



▪️اگر من، منوچهر ستوده شدم، به خاطر این نیست که کسی مرا تربیت کرد، یا این‌که مافوقِ دیگران بودم. هیچ همچه چیزی نیست. آن انگیزهٔ درون و خواستِ شماست که شما را به سمتی هدایت می‌کند. آن انگیزه‌های درونی است که مرا به این کار واداشته است. من آدمی هستم که زیرِ سقف برایم مشکل است زندگی کنم. به قشقایی‌ها می‌مانم. از اتاق و نشستن در کُنجِ خانه بدم می‌آید. دلم می‌خواهد حرکت داشته باشم، سیر بکنم. بگردم، چیز‌های تازه ببینم، جاهای تازه ببینم، آدم‌های تازه ببینم. این انگیزهٔ من است و کسی مرا تربیت نکرده است.
خلاصه آنکه آدم باید بجوشد و بلند شود برود جایی و کاری بکند.
گفتگو با مرحوم استاد دکتر منوچهر ستوده
از کتاب چرا سفر می‌کنید؟، سیروس علی‌نژاد، تهران: ۱۳۹۷، صص۱۰۳–۱۰۲
#منوچهر_ستوده
برگرفته از کانال استاد دکتر کدکنی
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

‍ ‍ ‍ "زاد روز شاعری که همواره از آزادی گفت و ایران را آباد خواست."

«تعقید معنوی در بیتی از سیمین بهبهانی»

#سایه‌اقتصادی‌نیا

یکی از «کولی‌واره‌ها»ی سیمین در «دشت ارژن»، در سال‌های اخیر محبوب‌تر و معروف‌تر بوده است: کولی‌وارۀ ۳، و آن هم بیشتر به این دلیل که به آواز طلایی همایون شجریان خوانده شده است. گویی آواز همایون بالِ این شعر شده و آن را از روی صفحات کاغذ پرواز داده و بر دل و دیده و دهان ما ایرانیان نشانده است. آوازی که، چون زنجیرۀ طلایی بادبادک، دورِ دامنِ شعر چرخ می‌خورد و گوش و هوش ما را با خود به آسمان می‌برد:
رفت آن سوار، کولی! با خود تو را نبرده
شب مانده است و با شب تاریکی‌ی فشرده
کولی! کنار آتش رقص شبانه‌ات کو؟
شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟
خاموش مانده اینک، خاموش تا همیشه
چشم سیاهچادر، با این چراغ مرده
دشت و شب و سیاهی وان غولگربه کز دور
کین را کمین گرفته، با انحنای گرده
رفت آن که پیش پایش دریا ستاره کردی
دستان مهربانش یک قطره ناسترده...
سخن ما نیز بر سر همین بیتی است که آخر آورده‌ایم و تعبیر پرتعقیدِ «دریا ستاره کردی». دریا ستاره کردن یعنی چه؟ این بیت را چگونه باید معنی کرد؟
پیش از اینکه درگیر کشف رمز این تعبیر شویم، از فضای کلی شعر مدد می‌گیریم و می‌بینیم در این صحنه‌ای که سیمین وصف کرده، چه می‌گذرد:
این شعر یک تابلوی هنرمندانه است از بیابانی که کولی در آن سکنی دارد. شب است و آتش فسرده‌ای بیرون سیاهچادر بر جا مانده. همین آتش خاموش، چراغ مرده و اجاق سردی‌ست که به ما می‌گوید کسی آنجا را ترک کرده است، چون رسم است که هنگام ترک بساط بیتوته، آتش را فرومی‌نشانند و می‌روند. چه کسی رفته است؟ سیمین در مطلع غزل او را به ما شناسانده بود: سوارـ یاری که کولی را با تنهایی و حسرت و اندوهش، بی‌عشق و بی‌امید، در تاریکی متراکم شب وانهاده است. صدای راوی را، پس از وصف صحنۀ شب و بیابان و آتش و سیاهچادر، چون ندای درونی کولی می‌شنویم که خطاب به او می‌گوید: رفت آن که پیش پایش دریا ستاره کردی.
اولین معنی‌ای که از این تعبیر به ذهن متبادر می‌شود، اشک ریختن کولی‌ست به پای سوار: اشکی که سرازیر شده تا او را از رفتن بازدارد یا اشک خداحافظی. اما چه اشک التماس باشد و چه اشک وداع، سوار آنقدر درنگ نکرده که حتی یک قطره‌اش را با دستان مهربانش از صورت کولی بسترد و پاک کند. همین «ستردن» قرینه‌ای‌ست که وجود اشک را در این مصراع تقویت می‌کند زیرا ترکیب «قطرۀ اشک را با دستان ستردن» از آشناترین و پربسامدترین مواضع کاربرد صور گوناگون مصدر «ستردن» است. ستاره نیز استعارۀ آشنایی است برای اشک، و اصلاً خود ترکیب «ستارۀ اشک» در ادبیات فارسی آشناست. حال که تصویر را کدگشایی کردیم، می‌توان «دریا ستاره کردی» را به یکی از این معانی گرفت:
اول: رفت آن که پیش پایش دریادریا ستارۀ اشک فشاندی. (ستاره کردن: اشک ریختن)
دوم: رفت آن که پیش پایش دریا را به ستاره تبدیل کردی. یعنی از دریا ستاره ساختی، یعنی از آنهمه دریادریا گریستن، تنها یک قطره را چون ستاره به پای او فشاندی.
سوم: رفت آن که پیش پایش از دریای بی‌انتهای غم، ستارۀ اشک ساختی.
به عقیدۀ من، علیرغم تلاش برای رمزگشایی از این تعبیر، باز هم باید به تعقید معنایی در این مصراع قائل باشیم. اما نکتۀ عجیب این است: بیت را در کلیتِ آن می‌شود فهمید، و تنها هنگام تجزیۀ جزئیات آن است که مشکل رخ می‌نماید. یعنی احتمالاً، شنوندگان آواز همایون، به همان سادگی و راحتی که آواز را می‌شنوند، تصویر کولی گریانی را در ذهنشان مجسم می‌کنند که اشکش زیر آسمان پرستارۀ کویر می‌درخشد، اما هنگامی‌که نوبت به دقیق شدن در ترکیبات استعاری و تعابیر هنری می‌رسد، دروتخته با هم جور درنمی‌آید. تابلو چیزی کم ندارد. صحنه به‌دقت و با جزئیات تمام ترسیم شده است و مخاطب هیچ نقصی احساس نمی‌کند، اما تاروپود این تابلوفرش زیبا، جایی، گوشه‌ای، پشتی پنهان از چشم دل ما، گرهی دارد که آن را به ظرافت تمام مخفی داشته است.‌


#کولی
#سیمین‌بهبهانی
#همایون‌شجریان

🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

کلام حافظ به انواع و اقسام شگردها آراسته شده است، یکی طنز است، طنز خیلی خاص، پنهانی، زیرزمینی و آرام که حرکت می‌کند در سراسر ابیات.
چون امکان صریح‌گویی نبوده است لذا شاعران معنی‌گرای را به‌سوی کنایه‌گویی رانده است .
در زبان فارسی تقریبا همه چیز گفته شده است اما به زبانی بیان شده که باید معنا را در لایه‌ی زیرینش جستجو کرد، زرهی بر آن پوشانده شده که سلاح اعتراض بر آن کارگر نشود، درواقع این روش موجب نجات جان شاعر شده است.
در ایران کار مشکلی بوده که کسی هم زندگی کند و هم حرفش را بزند و دراین زمینه از همه شاخص‌تر حافظ است ...

چهار سخنگوی وجدان ایران
فردوسی، مولوی، سعدی، حافظ
نشر قطره


‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

روزی که میهنم سبز بود

از کیومرث منشی زاده


وطن به سبزی چشمان یار می ماند
به باغ های همیشه بهار می ماند

که گفته است که این بچه گربه زیبا نیست
به" آفرودیت" که به یک شاهکار می ماند

زگوش تا دُم این گربه، کوه وجنگل و رود
چگویمت به یکی از هزار می ماند

صدای آبی دریاچه خزر درشب
به خواب سُربی بعد ناهار می ماند

دگر مپرس زعطر سپید یاس سراب
که این به نُقلِ فراوان شمار می ماند

زخون سرخ شهیدان به جبهه،لاله دمید
سکوت خون، به طنین شعار می ماند

ببین چگونه لمیده است روی نقشه "حکیم"
به یک ستاره دنباله دار می ماند.

از کتاب" قرمز تر ازسفید،،۱۹۹
با سپاس از
#استادمسعودتاکی

🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

شعر انوری ابیوردی، شاعر ومادح سلطان سنجر قرن ششم، آنچه درموضوع مدح وهجو و گدایی شاعر،نیست
به سبب آن که انوری شاعری توانا ،منجمّی آگاه ، ریاضی دانی قوی و از علوم طب وحکمت هم اطلاع می داشته، گاهی چون قصاید خاقانی فهم ودریافت شعرش نیاز به اطلاع وپژوهش است، به همین دلیل دیوان اشعار انوری جزو متون امتحانی دوره دکتری ادبیات بود( البته روزگاری که به پختگی وپرمایگی مدرک دکتری می اندیشیدند)و حتی استاد بزرگوار روانشاد دکتر سید جعفرشهیدی، رئیس لغت نامه دهخدا) کتاب معتبری نوشت به نام" شرح مشکلات دیوان انوری"
با این توصیفات، گاه در مطالعه دیوان انوری، به ویژه غزلیات او به ابیاتی می رسی که هرگز گمان نمی داشتی شاعر آن بیت انوری ست‌بلکه می پنداشتی شاعرش از گویندگان سبک هندی، یا غزلسرایان نازک اندیش معاصر است.
به فضای بیت زیر توجه فرمایید:

مجمعی از مخدّرات در او

همه آتشْ لباس و آبْ اندام

دیوان انوری،ج۱،مدرس رضوی،ص۳۱۵

با سپاس از
#استادمسعودتاکی
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍

۱ امرداد سالروز درگذشت افشین مقدم
ترانه: «زمستون»
خواننده: افشین مقدم
شاعر‌: سعید دبیری

«زمستون» افشین مقدم
ترانه‌ای است برای تمام فصول

🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

ذکرجمیل استاد بزرگوار دکتر احمدعلی رجایی بخارایی ( درگذشته ۱ مرداد ۱۳۵۷ ش)
بزرگمردی وارسته وشجاع،استاد بلند آوازه ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، شاعری توانا،پژوهشگری دقیق النظر.
رادمردی که از رشحه قلمش تا زنده بود به قول صاحب چهار مقاله عروضی سمرقندی" مردی ومردمی همی زائید"

استاد، قصیده ای دارد با نام : جوابی به نامه پسرم،
ودر ذیل عنوان شعر نوشته:
( فرزندم اجازه خواسته بود که بجای ریاضیات ادبیات بیاموزد،قصیده ذیل جوابی
است که به او دادم)
مجله یغما،تیر ۱۳۴۰

برچهره شکسته من نقش غم ببین
وز چشم بی فروغ،غبارعدم ببین

پیری زود رس به سراپای من نگر
درجلوه ی حُدوث،نشان قِدم ببین

بُرد از کفم زمانه، زر وسیم وباب ومام
واکنون به قصد جان من آمد ستم ببین

نی نی که مرگ نیست ستم، لطف و رحمت است
وز این قیاس،زندگی مُلک جم ببین

صاحبدلانِ پاک نظر، خوار و برکران
نابخردانِ چرب زبان، محترم ببین

دانشوران به سیلی نموده، روی سرخ
جُهّال،غرق لذت و ناز ونِعَم ببین
*
فرزند پاک گوهر من،پندمن شنو
نه طلعت کتاب و نه روی قلم ببین

خود نیم قرن تجربت من تورا بس است
این آینه است،چهره خود بیش وکم ببین

" فردوسیت" بنای بزرگ است هوشدار
فرجام آن که دادِ سخن داد،هم ببین

تا بوده است،اهل حِرَف،
کامران ،نگر
تا بوده است اهل ادب را دُژم ببین

" سعدی" میان خیل جُهودان به کارِ گِل"
"حافظ" وظیفه خواه ز میر عجم ببین

بی برگی" بهار" خداوند ملک شعر
دربرگ ریز عمر رفته،زفقر دِرم ببین

از"فرخی" و" عسجدی" و" انوری" مپرس
" اقبال" و" دهخدای" به دام الم ببین

" قزوینی" اوستاد محقق، دمی نگر
مخدومی بی حوّاشی وخیل وخِدَم ببین

ور گویدت کسی که به معنی گرای، گوی:
معنی بدون ماده ی نامنتظم ببین

وین قدر عبرت ارنه،بسنده است مر ترا
رو ازصمد بتاب وجمالِ صنم
ببین

از دور بوسه بر رخ مهتاب زن به وهم
ویران سرای خویش چوباغ ارم ببین

دربارگاه خاطر خود شاه باش، لیک
همواره پشت از غم ایام خَم ببین

کن نوکری دولت و رو در پی ادب
نقش سَفَه به ناصیه ی خود رقم ببین

تا زنده ای به سختی وتحقیر خو بگیر
وز بعدِمرگ،یاد نکو، دم به دم ببین

فضل وادب به کشور ما سخت بی بهاست
عمرعزیز وپند پدر مغتنم ببین

بهر معاش خویش،بخوان درس دیگری
وقت فراغ، دفترشعر و حِکَم ببین


روان استاد باهمه خاطرات خوبش مینوی باد
با سپاس از
#استادمسعودتاکی

🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

رند در اشعار حافظ کسی است که خیلی آگاه است، اما به ظاهر نشان نمی‌دهد که می‌داند!
درونش روشن است، همه‌ی دست‌ها را خوانده و فریب شعارها و حرف‌ها را نمی‌خورد.
هیچ اعتنا هم ندارد که دیگران درباره‌اش چه فکر می‌کنند و او را چگونه می‌بینند.
رند کار خودش را می‌کند و دلخوش است به اینکه می‌داند آنچه را که دیگران نمی‌دانند یا کمتر می‌دانند.
حافظ خود را رند می‌داند و به آن افتخار می‌کند.


چهار سخنگوی وجدان ایران
نشر قطره

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

دور از تو!

ای چشم جهان‌بین مرا نور از تو
ایّام مرا ساخته مهجور از تو
دوری تو کرده است بیمار مرا
نزدیک به مُردن شده‌ام، دور از تو!

فارغی شیرازی
سدۀ دهم ق.


ای در سر شوریدۀ من شور از تو
وی چشم جهان‌بین مرا نور از تو
مانند چراغ صبح، ای جان جهان
نزدیک به مُردن شده‌ام، دور از تو!

میرزا مهدی مستوفی
درگذشتۂ 1120 ق.


«دور از تو»، در نقطۂ پایانی شعر قرار گرفته و بار عاطفی رباعی، بر دوش این عبارت ایهام‌آمیز است. دور از تو، هم به معنی جدا از تو است و هم حالت دعایی دارد: این حالت، از تو دور باد! و البته این ایهام، یک ایهام کهنه و دست‌فرسود در تاریخ شعر فارسی است و حافظ که استاد ایهام است، چندین بار از این ظرفیت استفاده کرده است: مشتاقی و مهجوری، دور از تو، چنانم کرد/ کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی؛ یا: دور از رخ تو، چشم مرا نور نمانده‌ست (رک. حافظ‌‌‌ نامه). شاعران زیادی به این ایهام توجه داشته‌اند و می‌شود گفت که از شدت رواج، حتی در کلام آنها که از این ایهام بی‌خبر بوده‌اند، ناخودآگاه این ظرفیت وجود دارد و تأثیرگذاری شاعرانۂ آن از بین رفته است. حسن دهلوی، شاعر قرن هفتم و هشتم، بیتی دارد که به نظر می‌رسد منبع الهام رباعیات بالا باشد:

نزدیک به مُردن شده‌ام ای «حسن» امروز
دور از تو، چو از صورت زیبای تو دورم


منابع:
کاروان هند، ج 2، ص 980؛ رباعی نامه، ص 350؛ حافظ نامه، ج 2، ص 1252؛ دیوان حسن دهلوی، ص 257

#استادسیدعلی‌میرافضلی
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

بایادی از :
کاظم برگ نیسی، پژوهشگر و مترجم

چشم افعی چو زمرد نگرد، کور شود
(امیرخسرو دهلوی)
حکایت تأثیر زمرد بر بینایی افعی بحثی دیرینه است. ابوریحان، در کتابش، از زمرد چنین می‌گوید: ... «قوت دل می‌دهد... و بسیار در او نگریستن نورِ بصر زیادت کند...». و در پایان همین بخش به روایت کوریِ افعی و زمرد اشاره کرده و می‌نویسد: «مشهور و معروف شده‌است که چون زمرد خالص را در برابر چشم افعی دارند کور شود یا بترکد». ابوریحان آورده که چند نوع زمرد بر چند نوع مار افعی تجربه کردم، هم هیچ اثر نکرد. بعد از آن زمرد را بسودم و در چشم افعی کشیدم، هیچ اثر نکرد. محقَّق شد که آن خاصیت، هرچند که مشهور شده‌است، اصلی ندارد».

منابع: شرح و تفسیر پارسی‌گردان ادویهٔ قلبیِ بوعلی‌سینا دربارهٔ فلسفهٔ شادمانی و داروهای شادی‌آور. ویراستهٔ کاظم بَرگ‌نیسی. تهران: نشر نی، ۱۳۸۷، ص ۲۹۹ و ۳۰۰؛ دیوان امیرخسرو دهلوی
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

رمان صفیه رو در این کانال دنبال کنید🔻🔻

/channel/negareshe10/15279

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

پي‌دي‌اف كتاب‌ها؛ سرقت فرهنگي

#دکترسيدمهدی‌زرقانی

هر چند اين روزها جنگ و مشكلات ناشي از آن در مركز توجه همه قرار دارد و آخرين چيزي كه ممكن است متوليان و مديران ارشد كشور به آن فكر كنند، معضل پي دي اف كردن كتاب‌ها باشد، اما آنچه مرا به نوشتن اين يادداشت ترغيب كرد، استماع سخنان منيرو رواني‌پور بود در برنامه‌اي كه به مناسبت درگذشت شهرنوش پارسي‌پور تهيه شده بود. او در اين برنامه از اينكه كتاب‌هاي نويسندگان به صورت غيرقانوني تبديل به متون پي دي اف مي‌شود و رايگان در دسترس همگان قرار مي‌گيرد و عملا راه ارتزاق آنها را مي‌بندند، سخت گلايه مي‌كرد. او معتقد است اين رفتار نامناسب بيشتر يك مساله فرهنگي است تا حكومتي (نقل به مضمون) . نويسندگان داخل ايران نيز بارها از اين وضعيت شكايت كرده‌اند و البته آنچه به جايي نرسيده، فرياد است. گويا قباحت اين «سرقت فرهنگي» حتي در نظر اهالي قلم و كتاب هم ريخته و به محيط‌هاي دانشگاهي هم راه يافته است، چرا كه با توجيه‌هاي متعدد و مضحك از اين رفتار ضد فرهنگي قباحت‌زدايي مي‌كنند و در پوشش استعاره‌ها و رمزگويي‌ها آن را كنشي طبيعي در بين «علاقه‌مندان به كتاب» قلمداد مي‌كنند. آنها مي‌گويند اين كار موجب رونق كتاب‌خواني مي‌شود؛ اما اين كار نقض غرضِ كتاب و كتاب‌خواني است. قانون حقوق مالكيت معنوي در ايران هم وجود دارد اما چطور مي‌شود كه كتاب‌هاي مطرح، اندكي پس از چاپ، به سرعت در قالب پي دي اف وارد فضاي مجازي مي‌شود و هيچ نهادي يا مركزي هم نيست كه جلوي اين سرقت فرهنگي آشكار را بگيرد. استاد شفيعي‌كدكني مي‌گفتند وقتي در امريكا ‌خواستم از روي كتابي چند صفحه كپي تهيه كنم، كتاب را به بيرون كتابخانه آوردم. آن كه پشت دستگاه كپي ايستاده بود، رو به من كرد و گفت آيا از نويسنده يا ناشر اجازه كتبي داري؟ و من متحير شدم. اين‌گونه رفتارهاي فرهنگي براي ما امري غريب به نظر مي‌رسد. در ايران نيازي به اجازه و مجوز نيست. كافي است وارد سايت‌ها و كانال‌ها شويد و صورت كامل بسياري از كتاب‌هاي مهم را در اسرع وقت به دست آوريد؛ بدون اينكه ناشر يا مولف اصلا از وجود چنين چيزي خبر داشته باشند. مقصود من سايت‌هايي است كه به صورت رسمي و با اجازه و هماهنگي ناشر يا احيانا نويسنده كتاب را در قالب پي دي اف ارايه مي‌دهند، نيست، بلكه آشفته‌بازاري است كه بدون مجوز كتاب‌ها را در قالب پي دي اف در اختيار همگان قرار مي‌دهند. ما مي‌توانيم از اهالي كتاب درخواست كنيم كه كتاب‌ها را از طرق مجاز تهيه كنند و ممكن است اين خواهش‌ها تا حدودي مفيد هم بيفتد، اما به نظر مي‌رسد در اين ميان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزارتين علوم و پزشكي و نيز آموزش و پرورش كه ارتباط بيشتري با مساله كتاب و كتاب‌خواني و مالكيت معنوي ناشرين و نويسندگان و شاعران دارند، بايد به صورت جدي‌تري وارد ميدان شوند. ممكن است همين وضعيت در مورد سينما و موسيقي و ديگر هنرها هم وجود داشته باشد كه من از آنها اطلاع دقيقي ندارم، اما حتي وجود اين «شائبه» در اذهان، خود نشانه خطرناكي است كه بايد آن را جدي گرفت. با ورود انسان مدرن به جهان ديجيتال، به تدريج كتاب‌هاي ديجيتالي جاي كتاب‌هاي كاغذي را مي‌گيرد و جهان مجازي، اعم از صوتي و تصويري، تبديل به واقعي‌ترين بخش زندگي ما مي‌شود. گسترش همه‌جانبه جهان ديجيتال ذوق خوانندگان را هم تحت تاثير قرار داده است؛ به‌طوري كه آنها بيشتر از آنكه كتاب را در صورت كاغذي آن بخوانند، در گوشي يا تبلت يا لپ‌تاپ مي‌خوانند. اكنون سر آن ندارم كه درباره مضرات و فوايد اين رويداد فرهنگي بزرگ قلم‌فرسايي كنم. اما به نظرم وقت آن است كه صنعت نشر به‌طور جدي به اين تغيير ذائقه فرهنگي بپردازد و بر اساس واقعيت‌هاي نسل ديجيتال براي آينده خويش برنامه‌ريزي كند. دير نيست كه در سال‌هاي آينده چاپ كاغذي كتاب بالكل منسوخ شود و كتاب ديجيتالي به‌طور كامل جاي كتاب كاغذي را بگيرد. قانونگذاران و دستگاه‌هاي اجرايي كشور نيز پيش از آنكه دير شود، بايد در فكر تصويب قوانين و تدوين آيين‌نامه‌هايي باشند براي سامان‌دادن به مالكيت معنوي ناشران و اهالي قلم در جهان ديجيتال. تبديل قلم فيزيكي به قلم ديجيتالي شرايط جديدي را ايجاد خواهد كرد و اقتضائات خاص خودش را خواهد داشت. علاج واقعه پيش از وقوع بايد كرد. تغيير پارادايميك از واقعيت فيزيكي كتاب و قلم به واقعيت ديجيتالي آنها، خوب يا بد، سرنوشت گريزناپذير نسل بعد از ماست. مقاومت در برابر آن يا ناديده گرفتن يا به حاشيه بردن آن نه تنها مشكلي را حل نمي‌كند، بلكه ما را گرفتار مشكلات انباشته و پيچيده‌اي خواهد كرد كه برآيند آن آشفتگي بيشتر حال و روز اهل قلم خواهد بود. بعيد مي‌دانم در ايران كسي بتواند از راه آفرينش‌هاي قلمي، چه فيزيكي و چه ديجيتال، زندگي‌اش را بگذراند.
ادامه👇
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

تو آن صبحی که دیدار تو زیباست
طلوعِ مهرِ رخسار تو زیباست

تو حسن مطلعی در هر قصیده
چوخورشیدی که تکرار تو زیباست

#دکترنصرت‌الله‌صادقلو

صبح‌تان پر از تکرار مهربانی

#موسیقی
#بی‌کلام
خاص نگارش و نوشتن
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @negareshe10
─━━━━⊱🖋⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

جلوه های فضاسازی در غزلهای سیمین بهبهانی ( ۱ )

#دکترمحمدرضاروزبه

بسیاری از غزلهای زنده‌یاد سیمین بهبهانی در دورۀ کمال شاعری او از ساختار قوی و فضاسازی‌های بدیع برخوردارند که حاصل وقوف شاعر بر ظرفیت و ظرافت‌های معنایی _ موسیقاییِ واژگان در بافت نحوی، و خصلت‌های زیباشناختی دیگر عناصر شعری است.
در این غزل رمزی و تمثیلی :

و نگاه کن به شتر، آری که چگونه ساخته شد باری
نه ز آب و گِل که سرشتندش، ز سراب و حوصله پنداری
و سراب را همه می‌دانی که چگونه ديدهْ فريب آمد
و سراب هیچ نمی داند که چگونه حوصله می‌آری
و چگونه حوصله می‌آری، به عطش به شن به نمکزاران
و حضور گستره را دیدن ، به نگاهی از سر بیزاری
و نگاه کن که نگاه اينجا، ز شيار شوره نشان دارد
چو خطوط خشک پس از اشکی که به گونه‌هات شود جاری
و به اشک بين که تهی کردت، ز هر آنچه مايۀ آگاهی
و تو اين تهی شده را بايد، ز کدام هيچ بينباری
و در اين تهی شده می‌بینی، هيمان اشتر عطشان را
که جنون برآمده با صبرش، نرود سبک به گرانباری
و جنون دو نيشۀ رخشان شد، به صف خشونت دندان‌ها
که ز صبر کينه به بار آید، که ز کینه زخم شود کاری
و نگاه کن که به کین توزی، رگ ساربان زده با دندان
ز سراب حوصله تنگ آمد، و نگاه کن به شتر، آری

( یک دریچه آزادی، صفحات ۲۶۷ و ۲۶۸)

که از قویترین و ساختمندترین غزلهای شاعر به شمار می‌آید، جلوه‌های فضاسازی بسیار خیره‌کننده است :

۱ _ مصرع اول غزل، برگردانِ آیه ۱۷ از سوره غاشیه است: اَفلا ینظرون اِلَی الاِبل کَیفَ خُلِقَت: چرا به شتر نمی نگرند که چگونه آفریده شد؟
لحن خطابی، محکم و آرکاییک شعر، با آهنگ کلام قرآن، همخوان است.
۲_ ابیات غزل، شبیه ساختار آیات قرآن با " و " آغاز شده‌اند تا هم فضای قرآنی کلام را تقویت کنند و هم جنبۀ روایی شعر را. افزون بر این، تکرار " و " ها در آغازۀ ابیات، هم استمرار حرکت شتر را در صحاری لایتناهی، و هم تداوم صبوری‌اش را تداعی کرده اند.
۳_ وزن غزل: متفاعلن فعلاتن فع متفاعلن فعلاتن فع ( بحر کامل مثمن مقطوع مرفّل) با هنجار و هیمنه‌ای آرام و با طمٱنینه، یادآور شیوۀ رهنوردی شتر در بیابانهای دور و دراز، و حتی طنين صدای زنگولۀ گردن شتران است.

شبکۀ واژه‌ها و ترکیب‌ها: سراب، حوصله، دیدهْ فریب، عطش، شن، نمکزاران، بیزاری، شيار شوره، خطوط خشک، تهی، هَیَمان اشتر عطْشان، جنون، گرانباری، خشونت، دندانها، صبر، کینه، زخم، کین‌توزی، رگ ساربان و... به طرزی گویا و گیرا، فضای خشک خشن، تلخ و تبدار زندگی بیابانی و خصوصاً پویۀ پیوسته در شن و شوره‌زار را در سراسر غزل دمیده و تنیده است.

در ابیات پایانی نیز همنشینی واژگانِ همبافت نظیر هيمان، عطشان، جنون، گرانباری، نيشه، خشونت، دندانها، کین توزی، رگ، ساربان و... در القای حس و حالت خشم و کینۀ شتر و حمله‌ور شدنش به ساربان نقشی مؤثر ایفا کرده اند.
این تمهیدات و ترفندهای زبانی و بلاغی در مجموع، اثری واجد فرم و فضای هنری را رقم زده‌اند.

(برگرفته از کتابِ در دست نگارش " جلوه‌ها و جنبه‌های فضاسازی در شعر معاصر ایران)


مهر ماه ۱۳۹۶
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

‍ ** دُردانه‌های شعر فارسی (۳۶)

#عباس‌رسولی‌املشی

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیا
شراب نور به رگ‌های شب دوید، بیا
" سیمین بهبهانی "

# وزن‌ عروضی، اختیارات شاعری، ردیف و قافیه

وزن : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
اختیارات شاعری : -
ردیف : بیا
قافیه‌ها : آرمید - دوید

# آرایه‌های ادبی

دیده فروبستن و آرمیدن برای ستاره : تشخیص (جان‌بخشی)
دیده فروبستن و آرمیدن ستاره : کنایه از غروب کردن و ناپدید شدن ستاره
شراب نور : اضافه تشبیهی
رگ‌های شب : اضافه استعاری
ستاره - نور - شب : مراعات‌نظیر
شراب نور به رگ‌های شب دویدن : کنایه از به پایان رسیدن شب و شکفتن سپیده و دمیدن سحر
تکرار صامت " ر " در بیت : واج‌آرایی

# معنی و مفهوم بیت

شاعر از شبی ستاره باران سخن می‌گوید که تا سحر و طلوع سپیده به انتظار یار نشسته است و چشم به راه مانده است تا حضور او را نظاره‌گر باشد.
شبی طولانی که شاعر با شب، حدیث غم را می‌گوید و اشک انتظار می‌ریزد و با تکرار واژه‌ی " بیا " ملتمسانه خواهان حضور یار است.
شاعر با تعبیرات زیبا از شب انتظار تا صبح امید برای آمدن یار سخن می‌گوید. از شبی که به صبح نزدیک می‌شود و ستاره‌ها کم کم ناپدید می‌گردند و نور و روشنی مانند شرابی در رگ‌های شب جریان پیدا می‌کند و سپیده‌ی سحر حکومت خود را اعلام می‌کند. در این حال شاعر با پژواک واژه‌ی" بیا " حضور یار را آرزومند است.

جمعه ۲۴ / ۶ / ۱۴۰۲ - لنگرود

🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

🍀💐🌼 از بهترین و دلنشین‌ترین کانال‌های تلگرام لذت ببریم


🌔 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌿 دل تراپی
@Del_Therapy
🌻 کتاب گویای من
@ketabegooya_man
🍎 یافته‌های مهم روانشناسی
@Hrman11
🍀 کافه کتاب صوتی:
@CafeBookAudio
🌻 زیبایی های آفرینش
@stiiiiicker
🍎 کتابهای صوتی، آرامش با داستان
@arameshbadastan
🍀 کتابخانه کودک ونوجوان
@childrenbook
🌻 خانه شیک داشته باش🏡
@TazeineManzel
🍎 رمز و رازهای زندگی مدرن
@romanceword
🍀 🔍 جامعه را، در یک نگاه عمیق‌تر ببینیم
@A_Quick_look_at_Sociology
🌻 آموزش رایگان نویسندگی
@anahelanjoman
🍎 مهارتهای زندگی
@maharathayezendegimahmudi
🍀 نگارش دهم تا دوازدهم(نگارش و نویسندگی . . . )
@negareshe10
🌻 یادگیری سریع انگلیسی
@Learn_EnglishVerySoon
🍎 پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم
@FARZANDAN_PARSI
🍀 قلمرو زبانی
@zabanfarsiva
🌻 اینجا ورزشکار باش
@MaryamTeam
🍎 دل واژه های تنهایی
@gandomzaran
🍀 آموزش ماورا ، پاکسازی
@beyondmeta666
🌻 رسیدگی به گیاهان آپارتمانی
@Maryamgarden
🍎 📚 صوتی ناب
@Audio_Books_24
🍀 آموزش ترکی ‌استانبولی کاربردی
@Turkish_Nazli
🌻 هنرمندان برتر جهان
@Adabiate_art20
🍎 جایی برای رشد فردی‌ !
@beautifulminds4
🍀 انگلیسی آسان با | 𝙀𝙣𝙜𝙡𝙞𝙨𝙝𝙩𝙪𝙗🎬
@Englishtub
🌻 « زیباترین اشـ؏ـار »
@aftabmahtabi
🍎 دنیای نویسندگان
@amozshalpha
🍀 باغ بهشت و سایه ی طوبی
@Bagebeheshtosaiietooba
🌻 نوازش روح، دنیایی از همه رنگ . . .
@Navazesh_e_rooh
🍎 پایش سیاسی ایران
@ir_REVIEW
🍀 مدیریت تمرکز زندگی 🌻
@LifeManage
🌻 کنکور زبان انگلیسی و زبان کنکور🔠
@Ehsann_Academy
🍎 عاشقانه‌های آقای شاعر
@isiamakeshghali
🍀 روانشناسی+پرسش و پاسخ
@ChannelGanjineh_Ravan
🌻 کافه میم
@cafeemiim
🍎 دلنوشته های عاشقانه🍃
@najvayee
🍀 محفل شعر و آوا
@mahfelshearvaava
🌻 گزیده خوانی
@venus_boook
🍎 حال خووب بایک فنجان" قهوه☕️"
@Ghahvee_Ghajar
🍀 برگی از گلستان کتاب
@vaj_hay_eshgh
🌻 ویتامین استامنبولی 🍓
@VitaminTherapyOnemore
🍎 باهم مراقبه کنیم ☯️
@KolbeyeNoorAa
🍀 حضــرت‌عـشق‌مـولانای‌جان
@molaanayJaan
🌻 آینه های خیال
@ayenehayekhiyal
🍎 گزین بیت های فارسی
@Takbeitfarsi
🍀 شاهنامه صوتی
@shahname_soti
🌻 معنای زندگی چیست؟
@Manaye_zendegi_chist
🍎 حافظ صوتی جدید
@hafez_soty
🍀 جامعه مدنی(فلسفه. تاریخ. اجتماع)
@civilizers
🌻 سابلیمینال پاکسازی چاکرا
@sub_moonbrilliant
🍎 کانال طبی عیون الحکمه
@oyoon_hekmat
🍀 روخوانی آثار برجسته ؛ جاودانگی 🎙
@peyke_pouyesh
🌻 خانه ی دوست
@khanehy_doost
🍎 کتاب صوتی دزیـره مـتـن ناب📝
@dessEre
🍀 آموزش کف بینی
@kafbini12
🌻 تراپی با هنر
@baharrezinart
🍎 گالری تصاویر و مطالب ناب ادبی
@GaleryeTasavireAdabi
🍀 آموزش گام به گام زبان انگلیسی
@English_Points_New
🌻 هُنر شَراب زِندگی‌ست 🍷
@Geraf_art
🍎 بلبلی برگ گلی
@Bolbolibargegoli1397
🍀 جعلیات ادبی
@jaliateadabi
🌻 مجله ی هنری
@tasavirhonarie
🍎 کافه موزیک
@moosigi98
🍀 نردبان نور ( توسعه فردی)
@shine41
🌻 زبان انگلیسی با انیمیشنها
@english_elnaz_torabi
🍎 بهترین کتابهای صوتی موفقیت وبیداری
@ganonjjazb
🍀 کتابخانه دانشجویی
@ketabedanshjo
🌻 علوم و فنون ادبی
@aroozgafyie
🍎 ادبیات فارسی متوسطه ی دوم
@farsiem2
🍀 قرابت و ضرب المثل
@gerabatmanai
🌻 دوره فن ترجمه زبان علوم سیاسی و متون مطبوعاتی
@policyinact
🍎 یک فنجان کتاب گرم
@ketabkhaneadabi1398
🍀 آموزشگاه طبی سید
@samsadeghitebeslami
🌻 آرایه های ادبی
@ARAIEHAYeadabi
🍎 جادوی گیاهان دارویی طب سینوی
@teb_sinawi
🍀 کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی
@danyalshafa
🌻 جملگی روانکاوی
@ravn100
🍎 تدریس مکاتب فلسفی و روانی
@anbar100
🍀 یه مرد امیدوار
@happy_private_life


🌾🌲🍀 هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

به علت ممنوعیت‌های مذهبی در ایران، شعر و شاعری بار هنرهای دیگر را به دوش، کشیده است؛ یعنی بار موسیقی و نقاشی!
در اشعار حافظ که نوع کامل این معناست هم نقاشی در آن هست و هم موسیقی!
همیشه در حالت تصویر است، با تصویر می‌خواهد خاطر نشان سازد، با سایه روشن، با ابهام‌هایی که دارد با ایهام‌ها و کنایه‌هایی که دائما بازی می‌کند، هم با گوش و هم با ذهن، همینطور پای رقص هم به میان می‌آید، تمام وجود در یک نوع حالت اهتزاز می‌بایست ازین شعر و آهنگ استفاده کند. بی تردید شعرهای حافظ هم با آهنگ خوانده می شده و هم با رقص همراه بوده است.
صدای حافظ بسیار خوب بوده، غزل خود را در جلسه می‌خوانده و دیگران به همراه غزل می‌نواختند و رقص (سماع) هم می‌کرده‌اند ...


چهار سخنگوی وجدان ایران
فردوسی، مولوی، سعدی، حافظ
#محمد‌علی_اسلامی‌ندوشن
نشر قطره



‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨ ⁨.

کفشدوزک
بالا می‌رود و برمی‌گردد
بعدازظهری آرام

دَن کُرتیس

ladybag
up a stem and back
quite afternoon
Dan Curtis

حس کانونی این هایکو، ملایمت و بی‌شتابی است؛ حرکتی کوچک و آرام در جهانی که گویی زمان در آن کند شده است. کفشدوزک، به‌نوعی «ساعت شخصی» خود را دارد؛ مسیری کوتاه که رفت‌ و برگشتش شاید بی‌هدف جلوه کند، اما برای شاعر به تجربه‌ای کامل از حضور در لحظه بدل می‌شود.

خواننده‌ای که با فلسفه‌ی هایکو آشنایی ندارد، چنین متنی را پیش‌پاافتاده می‌بیند و هیچ «شعریتی» در آن نمی‌یابد.
اما هایکو درست در همین سادگی و ظاهراً بی‌اهمیتی معنا می‌یابد. این شعر ، به ویژه در شکل کلاسیک خود، نه بر پیچیدگی زبانی، نه بر استعاره‌های دور از ذهن، و نه بر حوادث بزرگ تکیه دارد؛ بلکه بر تجربهٔ نابِ دیدن استوار است؛ دیدنی که با کمترین دخالت ذهن و بیشترین شفافیت حسی ثبت شده است.

در سنت زیبایی‌شناسی هایکو، کفشدوزک و بعدازظهر آرام صرفاً «موضوع» نیستند، بلکه دریچه‌ای به آگاهی بی‌واسطه از بودن هستند.
چیزی که برای خواننده‌ی ناآشنا «پیش‌پاافتاده» به نظر می‌رسد، برای فرد آشنا با فلسفه‌ی هایکو، همان لحظه‌ی کمیابِ ایستادن در جریان زندگی و لمس کردن آرامش جهان است؛ جایی که هر رفت و برگشتی، حتا یک کفشدوزک بر ساقه‌ی گیاه، تمام معنای اکنون را در خود دارد.

فلسفهٔ هایکو بر مشاهده‌ی بی‌واسطه‌ی لحظه استوار است؛ ثبت ساده‌ی رویدادهای کوچک، بی‌آنکه شاعر بر آن‌ها بار تفسیر یا داوری سنگین بگذارد. هایکو نه به‌دنبال روایت داستان است و نه انتقال پیام اخلاقی؛ بلکه می‌کوشد لحظه‌ی زیسته را با تمام حس و فضای آن به خواننده منتقل کند.

در این نگاه، کوچک‌ترین پدیده (حرکت یک کفشدوزک، افتادن یک برگ، یا صدای گپ زدن دخترکی با عروسک‌اش) می‌تواند دریچه‌ای باشد به تجربه‌ی نابِ «اکنون»، جایی که طبیعت و انسان و اشیا در یک فضای مشترک تنفس می‌کنند. این بی‌پیرایگی همان بستری است که شعر را از پیش‌پاافتادگی نجات می‌دهد و به سطحی از آگاهی شاعرانه می‌رساند که در آن، معنا، نه بیرون از لحظه، که در خودِ لحظه نهفته است.

#یوسف‌صدیق

#هایکو
🌸🌸
‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…

گالری تصاویر ادبی

بررسی شماری از انتساب‌های نادرست در امثال و حکم دهخدا

#دکترسهیل‌یاری‌گل‌‌‌دره

منبع: نامهٔ سروشیار (یادنامهٔ استاد جمشید مظاهری)، به خواستاری و اهتمام علی‌اکبر احمدی دارانی و گلپر نصری، انتشارات ادبیات، ج۲/ ۱۳۸۹-۱۳۹۹
🌸🌸

‌‌‌‌‌‌‌‌C᭄𝄞 @GaleryeTasavireAdabi
♡჻ᭂ࿐✰⊰━━━━─

Читать полностью…
Subscribe to a channel