-
در این کانال، پارهای از تاملاتِ تاریخیام را مینویسم. تماس با نویسنده: @hr_abedian
آیا دکتر صدیقی "مصدقی" بود؟
فرید دهدزی به بهانۀ سیوسومین سالگرد جاودانگی دکتر غُلامحُسَین صَدیقی، مقالۀ خود را در نقد نظرات دکتر مصطفی ملکیان دربارۀ دکتر صَدیقی که در شمارۀ ۲۶ مجلۀ «تجربه» منتشر شده بود با افزودن برخی مطالب و ویراست جدید بازنویسی کرده است. دهدزی در ویراست تازه، ضمن افزودن مطالب جدید، کوشش کرده است تا موضوعی را که برخی مورخان به عنوان تضاد دکتر صَدیقی با دکتر مصدق بیان کردهاند، یعنی رفراندوم انحلال مجلس هفدهم شورای ملّی ایران، مورد بررسی قرار دهد. شما را به خواندن این مقاله دعوت می کنم.
افشارطوس و ایده ی ارتش ملی
یا
امتناع دموکراسی در فقدان نیروی مسلح ملی
در روایت تاریخ نهضت ملی، آنچه به طور مداوم در مورد سرتیپ افشارطوس و قتل فجیع او گفته می شود عموما از زاویه ی تاثیری ست که فقدان این افسر میهن پرست در مقام ریاست شهربانی بر سرنوشت دولت دکتر محمد مصدق داشته، اما حقیقت این است که او و یارانش مصدر یک رویداد منحصر به فرد در تاریخ دولت های مشروطه بوده اند که کمتر از آن سخن می رود و آن ملی سازی ارتش و قوای نظامی بود که با قیام سی تیر و رشادت مردم برای نخستین بار امکان تحقق پیدا کرد.
در واقع انتزاع نیروهای مسلح از دربار و شخص شاه و انتقال آن به دولت ملی، پیشنهادی بود که توسط سازمان افسران ناسیونالیست به مصدق ارائه شد. نطفه این سازمان که بعدها سازمان گروه ملی خوانده شد، در جلسه ای که به دعوت افشارطوس با حضور شماری از افسران ملی گرا در منزلش برگزار گردید، بسته شد[۱]. این سازمان خطی مشی خود را در چهار اصل تدوین کرد.
اصل ۱ – سازمان گروه ملی برای ملت ایران «دموکراسی» را مطالبه می کند. سازمان، در وضع فعلی با رژیم موجود که در آن تحت رهبری دکتر مصدق اختیارات کلی به ملت برگردانده شده، همکاری خواهد کرد.
اصل ۲ – نتیجه مسلم اجرای اصل یک، قرار دادن نیروهای مسلح کشور است در اختیار ملت. بنابراین اداره امور نیروهای مسلح و سازمانهای انتظامی کشور اعم از ارتش ژاندارمری و شهربانی از دربار و شاه باید منتزع و در اختیار هیأت دولت قانونی قرار گیرد.
اصل ۳ ـــ به علت فساد مشهود اداره کارگزینی کل ارتش که موجب شده است اکثریت امراء ارتش و شاغلین مقامات مهم به دلایلی غیر از لیاقت و صلاحیت خدمتی به احراز درجه و مقام بالا نائل شده باشند، امراء ارتش در درجات ارتشبدی و سپهبدی و سرلشگری به طور مطلق و در درجه سرتیپی به استثناء عده ای معدود، باید از خدمت برکنار شوند و به جای آنان از افسران صالح و جوان به کار گمارده شوند. علاوه بر آن کمیسیونهائی به انتخاب خود افسران به سوابق و صلاحیت خدمتی عموم افسران از درجه سرهنگی به پائین رسیدگی خواهد کرد تا عناصر ناصالح تجسس و از کار خارج شوند.
اصل ٤ - چون حکومت دکتر مصدق در مسیر خدمت به ملت و در راه اعتلای ایران گام بر می دارد، سازمان بی دریغ در تمام مراحل در مقابل عناصر اخلالگر از آن پشتیبانی خواهد کرد.
کهنه سرباز، خاطرات سرهنگ ستاد غلامرضا مصور رحمانی، ص ۲۱۱
از نگاه علی خیانت در اموال مردم به هیچ روی قابل اغماض نیست. او از جمله حاکمانی نبود که به دلیل انتصابات نابجا و حمایت های ناصواب از منصوبین خود، شهامت اعتراف به اشتباه نداشته باشد و در برخورد با متخلفین و غارتگران بیت المال، مصلحت گرایانه سکوت کند. علی در نامه ای به یکی از کارگزاران خیانت پیشه ی خود چنین می نویسد: "...تو را در امانت خود شریک کردم و یار و همراز خود شمردم و هیج یک از افراد خاندان من در غمخواری و یاری و امانتداری در نزد من همانند تو نبود!...چون فرصت بدست آوردی به مردم خیانت کردی و شتابان تاخت آوردی و هرچه میسرت بود...برگرفتی و بربودی!..با دلی آسوده، بی آنکه خود را در این اختلاس گناهکار پنداری، وای برتو!.. به خدا سوگند اگر از حسن و حسین چنین عملی سر می زد، نه با ایشان مدارا و مصالحه می نمودم و نه هیچ یک از خواهش های شان را بر می آوردم تا آن که حق را از ایشان بستانم و باطلی را که از ستم ایشان پا گرفته است، بزدایم..." (نامه ی ۴۱ ترجمه ی عبدالمحمد آیتی)
@hamidrezaabedian
🍀 ای بسا فرودین که آمد و رفت
🍀 ما همانیم و روزگاران هم
🍀 نو نخواهد شدن به بوی نسیم
🍀 باغ و بستان، به لطف باران هم
🍀 "باغبان" است آن که "حوصله" را
🍀 خرج گل می کند به طوفان هم
🍀 ندهد صبر باغبان از کف
🍀 گرچه باشد ملول دوران هم
🍀 او به فردا امید می بندد
🍀 که پر از گل شود بیابان هم
@hamidrezaabedian
⬅️ توفیق ملی شدن نفت در ایران: مردم در خیابان، اقلیت در مجلس
تاثیر متقابل جنبش خیابانی و نمایندگان اقلیت در مجلس چنان نیرویی در صحنه ی سیاست ایران پدید آورده بود که حتی محافظه کاران سمپات کمپانی نیز نمی توانستند از قرارداد ۱۹۳۳ دفاع کنند. آنها خواهان اصلاح قرارداد بودند حال آنکه جنبش، الغای آن را هدف گرفته بود. هرچند نهاد مجلس، دستاورد انقلاب مشروطه بود و پیش از این نیز با همه ی اما و اگرها در نحوه ی انتخاب نمایندگان، نقش مهمی در بنیانگذاری ایران جدید ایفاء کرده بود اما تا پیش از جنبش ملی نفت، سابقه نداشت تا مردم، اراده ی خود را از طریق این نهاد بر حاکمیت تحمیل کرده باشند. در نهایت، جنبش در همان جایی شکست خورد که در آن به پیروزی رسیده بود : در مجلس. آری! اگر قرار باشد تا اراده ی نخبگان به جای اراده ی مردم بنشیند، این نهاد مجلس است که باید از نمایندگان واقعی مردم تهی شود. دشمنان مردم، مجلس هفدهم را از کار انداختند، دولت ملی را سرنگون کردند و مجالس بعدی را نیز با نمایندگان مطلوب خود آراستند. با اشغال خیابان، همه چیز به پایان رسید اما نه برای مردم که برای حاکمان. تنها ۲۵ سال زمان لازم بود.
@hamidrezaabedian
⬅️ خطر ملی شدن نفت در ایران: تضعیف قراردادها
جنبش پرشور ناسیونالیستی در ایران اگرچه از دیدگاه بخشی از دولتمردان آمریکایی سد سدیدی در برابر نفوذ و گسترش کمونیسم محسوب می شد که می بایست از آن استقبال کرد اما پارادوکس سیاست خارجی ایالات متحده آنجا بود که همزمان علاقه ای نداشت تا ملی شدن صنعت نفت در ایران که مظهر این ناسیونالیسم بود، آنچنان که ایرانی ها انتظار داشتند، عملیاتی شود. احتمالا تلاش های دولت آمربکا در تشویق مصدق برای حل مناقشه ی نفتی -البته به نحوی که اثر سوئی بر سایر قراردادها در ممالک دیگر نداشته باشد- مزورانه نبود اما یقینا نمی توانست قرین توفیق باشد. راهبرد سیاست خارجی آمریکا در این مقطع متاثر از برخی ضرورت های اقتصادی بود که ناگزیر به عبور از مصدق می انجامید چه آنکه نخست وزیر دولت ملی به هیچ روی حاضر نبود تا شرکت ملی نفت ایران یک نقش تشریفاتی در کنترل عملیات داشته باشد، امری که استقلال ایران و اعمال حاکمیت دولت بر منابع ملی را مخدوش می ساخت.
@hamidrezaabedian
⬅️ خطر ملی شدن نفت در ایران: اقدامات شرکت های نفتی آمریکایی
دیوید پینتر کارشناس برجسته و آشنا با مسائل شرکتهای نفتی آمریکایی مینویسد پنج شرکت بزرگ نفتی "گلف، تگزاس و همچنین استاندارد اویل آو نیوجرسی، نیویورک و کالیفرنیا" در مخالفت با مماشات با ایران توافق داشتند. به باور او نظر آنها این بود که از دست رفتن ایران به نفع شوروی بهتر از بیثباتی ای است که ملی شدن موفق ایجاد خواهد کرد. دیری نگذشت که این پنج شرکت بزرگ به همراه ۱۷ شرکت کوچک آمریکایی یک کمیته تامین نفت خارجی تشکیل دادند تا یافتن تانکرهای نفتکش و مشتری برای نفت ایران را دشوار نماید. خلاصه اینکه آنان امکان تحریم علیه ایران را برای بریتانیا فراهم کردند.
@hamidrezaabedian
منبع: بحران نفت در ایران، یرواند آبراهامیان، ترجمه م.ا. فتاحی، ص ۷۸-۷۷
یک نامه ی تاریخی
یک نامه از دکتر سید باقر کاشانی به منصور رفیع زاده که با عنوان هیئت تحریر گرامی نامه ی شهاب در کتاب "زندگی نامه سیاسی دکتر مظفر بقایی" اثر ارزنده ی دکتر حسین آبادیان منتشر شده، از جهات گوناگون شایسته ی توجه است. این نامه که گویا در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۴۱ یعنی در حدود دو ماه پس از درگذشت آیت الله کاشانی نوشته شده، مبین برخی اختلاف نظرها در خانواده ی آیت الله پیرامون مواضع سیاسی وی در ماه های پایانی دولت دکتر محمد مصدق است.
ماجرا از این قرار است که نشریه ی باختر امروز [اروپا] در شماره فروردین سال ۴۱، در حالی که آیت الله بتازگی دیده از جهان فروبسته بود، مقاله ای بمناسبت رحلت وی منتشر می کند که در آن با استناد به نامه ای از نوادگان ایشان، مدعی ندامت آیت الله از تقابل با دکتر مصدق می شود. به همین جهت یکی از فرزندان ایشان، دکتر سید باقر کاشانی که در آن ایام در آمریکا تحصیل می کرده، درصدد تکذیب آن مقاله بر می آید و با نقد شدید دکتر مصدق، تاکید می کند که آیت الله تا به آخر بر مواضع خود استوار بوده است.
ذیلا بخش نخست تکذیبیه ی مرحوم سید باقر کاشانی را با هم می خوانیم:
هیئت تحریر گرامی نامه ی شهاب*
محترما به عرض می رساند
در شماره مورخ فروردین ماه نشریه باختر امروز که توسط عناصر فئودالی قشقایی و همکاری کمونیستها در اروپا منتشر میشود مقالهای به مناسبت رحلت حضرت آیت الله کاشانی منعکس گردیده که در آن مقاله با نسبت دادن نامهای ساختگی و فاقد هرگونه اسم و عنوان به نوادگان آن معظم له اینطور نتیجه گرفته شده بود که در این اواخر مشی سیاسی حضرت آیت الله به نفع ملت نبوده و خود نیز از اعمالش دایر بر مخالفت با دکتر مصدق نادم بوده و کراراً متذکر این موضوع میشده است منتهی دکتر بقایی به کمک عوامل هیئت حاکمه سعی داشته است تا اختلاف بین ایشان و دکتر مصدق را دامن زده و ذکر حوادثی را که در اواخر حکومت دکتر مصدق روی داد و در دادگاه توسط دکتر بقایی بیان شد شاهد این مدعی دانستهاند. همچنین ناشرین محترم به خیال دلسوزی افتاده و اذعان مینمایند که حضرت آیت الله از هرگونه آزادی محروم و تحت فشار و شکنجه روحی دولتهای قلدر و آزادی کش سالهای اخیر قرار گرفته بود. بنده که افتخار فرزندی آن حضرت را داشته و همواره توفیق درک محضر و استماع بیاناتشان را داشتهام از نظر روشن شدن تاریخ و حقایق که برای نسلهای فعلی و آینده کمال ضرورت را برای قضاوت درباره نهضت ملی ایران دارد، لازم دانستم در ضمن تکذیب مطلب فوق یادآور شوم که معظم له همواره از اعمالی که در یک سال آخر زمامداری آقای دکتر مصدق انجام گرفت شدیداً متنفر بوده و...**
@hamidrezaabedian
*نشریه شهاب با کمک سیا، ساواک و همچنین عوامل سفارت ایران در واشنگتن منتشر می شده است.
** در صورت تمایل متن کامل را در صفحات ۶۰۷-۶۰۴ کتاب معرفی شده در متن بخوانید.
مرحوم صالح کمی پس از کودتای ۲۸ مرداد به ایران مراجعت و از خاطراتش نقل کرد که چند روز بعد مرحوم آیت الله کاشانی که دوست و همشهری او بود به دیدنش آمد و هر دو از این اتفاقات اظهار تأسف نمودند. وی پیش بینی می کرد که اگر در ایران بود شاید نمی گذاشت بین آیت الله کاشانی و دکتر مصدق اینقدر شکاف وسیع شود که کار بدانجاها بکشد. صالح گفت آیت الله کاشانی در موقع خداحافظی با چشمانی گریان عبایش را به دور گردنم انداخت و خواست که برای او و رهایی مملکت از مخمصه به درگاه خداوند دعا کنم ولی افسوس که کار از کار گذشته بود و سرانجام همان سپهبد زاهدی جنایت کار چه رفتارهای توهین آمیز و ناشایستی که در حق آیت الله کاشانی انجام نداد.
@hamidrezaabedian
- ۲۳ اسفندماه شصت و دومین سالگشت درگذشت آیت الله کاشانی ست.
منبع: خاطرات الهیار صالح به کوشش دکتر سید مرتضی مشیر، ص ۳۸
در ستایش کارگران و متخصصان ایرانی
معمولا گرامی داشت سالروز ملی شدن صنعت نفت ایران - ۲۹ اسفندماه - به تجلیل از رهبران نهضت ملی، بویژه دکتر محمد مصدق اختصاص داده می شود در حالی که این پیروزی عظیم که با حمایت توده های مردم تحقق یافت، علاوه بر درایت رهبران، مرهون همت والای کارگران و متخصصان ایرانی نیز بود که کمتر سهم شان در این ارتباط ادا شده است.
کافی ست بدانیم که در تاریخ ملی شدن صنعت نفت، متجاوز از ۴۵۰۰ کارمند خارجی در شرکت سابق مشغول به کار بودند که این تعداد بعد از انعقاد قرارداد کنسرسیوم به ۳۹۰ نفر کاهش یافت! این کاهش سهم نیروی کار خارجی را نباید صرفا کاهش در نیروهای غیرفنی و غیر تخصصی تلقی کرد. واقع آن است که قابلیت نیروی کار ایرانی در اداره ی تاسیسات در دوران تحریم نفتی و خروج کارشناسان خارجی چنان چشم گیر بود که اعاده ی وضعیت سابق تقریبا غیر ممکن می نمود.
مایه ی غرور است وقتی می خوانیم هیئت بیست نفره ی بازدیدکننده از تاسیسات نفتی در پایان سفرشان به ایران و در دیدار با سهام السلطان بیات، مدیر عامل شرکت ملی نفت، ضمن تحسین فراوان از طرز عمل کارکنان ایرانی، گزارش کردند که کلیه ی دستگاهها را بی عیب و نقص یافته و تصریح کردند که تجدید عملیات بدون تغییر قابل توجه در تاسیسات و با به کار گماشتن ققط تعداد کمی کارشناسان فنی خارجی ممکن خواهد بود. این هیئت در آستانه انعقاد قرارداد کنسرسیوم از طرف شرکت های حاضر در قرارداد ماموریت یافته بود تا با حضور در مناطق نفتی ایران، گزارشی از وضعیت تاسیسات تهیه کند.
در آستانه ی فرارسیدن سالگشت این رویداد عظیم ملی، به روان پاک همه ی کارگران و متخصصان ایرانی صنعت نفت که با عشق و ایمان و میهن پرستی به عالی ترین وجهی سهم خود را به جنبش ملی ایران ادا کرده و غرور تحقیر شده ی ایرانی را که متهم بود "از ساخت یک لولهنگ عاجز است" احیاء کردند، درود می فرستیم. بدون تردید روایت آن حماسه بی یادکرد از این پاکبازان عاشق، روایتی ناتمام و ناقص است.
@hamidrezaabedian
آیا مصدق پوپولیست بود؟ [دنیای اقتصاد، ۱۴ اسفند ۱۴۰۲]
✍ نیکلا گرجستانی
در این نگاشته میبینیم چگونه مردمگرایی مصدق با برداشت منفی واژه پوپولیسم امروز دگرسان است واینکه چگونه اندیشه مصدق جلوتر از زمانه خود بود. آنهایی که مصدق را متهم به پوپولیسم میکنند باید کمی بهتر با تاریخچه این واژه و مفهوم آن که در بخش نخست این نوشتار آمده و همچنین عملکرد دولت مصدق که در بخش دوم مطرح شده آشنا شوند تا بر اساس آن در ادعاهای خود بازنگری کنند.
@hamidrezaabedian
https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سیاست-گذاری-100/4051115-ایده-های-حکومتداری-مصدق
مصدق و حاکمیت قانون [شرق، ۱۳ اسفند ۱۴۰۲]
✍ کورش احمدی
در سالگرد درگذشت دکتر محمد مصدق نگاهی اجمالی به کارنامه او بیمناسبت نیست. تاکید مصدق بر حاکمیت قانون و اجرای قانون اساسی برجستهترین و مهمترین ویژگی خط مشی سیاسی مصدق در تمام زندگی سیاسی او و منشاء تمام دشمنیها با او حتی ۵۷ سال بعد از درگذشتش بوده است.
از نظر مصدق حاکمیت قانون موکول به پیشرفت در ۵ حوزه بود:
۱- اقتدار دولت مرکزی
۲- تحقق نظام پارلمانی
۳- اِعمال حاکمیت ملی
۴- کنترل دمکراتیک بر نیروهای مسلح
۵- مبارزه با فساد اداری و اقتصادی در سطوح بالای قدرت
@covid_policy_dip
@hamidrezaabedian
https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-921336
🔳 یادمان پنجاه و هفتمین سالمرگ دکتر محمد مصدق
۶- در "صراحت لهجه"
روزی محمد علی شاه مرا احضار کرد و فرمود که "خواستم توسط معاون الدوله وزیر خزانه وقت با بهبهانی (آیت الله سید عبدالله) راهی باز کنم، کاری نکرد. هرگاه شما بتوانید کاری کنید موجب امتنان است." عرض شد که "شاه را با ایشان چه حاجت است؟ ایشان هرچه دارند از همراهی و مساعدتی است که با آزادیخواهان می نمایند. شاه هم همین رویه را اختیار کنند و با مشروطیت مخالفت نفرمایند تا دکان سیاسی آقا تخته شود و آقا و اصحابش همگی من تبع شاه شوند."
همان روز مذاکرات با شاه را به مرحوم بهبهانی گفتم. تصدیق نمود و بسیار خندید. در جواب فرمود سر شما هم بوی قورمه سبزی می دهد!
@hamidrezaabedian
منبع: مصدق و مسائل حقوق و سیاست، ایرج افشار، ص ۱۱۴-۱۱۳
🔳 یادمان پنجاه و هفتمین سالمرگ دکتر محمد مصدق
۴- در "فراق همسر"
احمد آباد - ۸ شهریور ۱۳۴۴ ، ۳۰ اوت ۱۹۶۵
عرض می شود مرقومه محترمه مورخ ۲۲ اوت عز وصول ارزانی بخشید و تسلیتی که باینجانب داده اید موجب نهایت امتنان گردید. از اینکه بعد از سالها بوصول خط شما موفق می شوم الحمد الله سلامت هستید خیلی خوشوقتم و اما راجع به خودم قبول بفرمائید که بسیار از این مصیبت رنج می کشم و چون که متجاوز [از] ۶۴ سال همسر عزیزم با من زندگی کرد و هر پیش آمد که برایم رسید تحمل نمود و با من دارای یک فکر و یک عقیده بود و هر وقت که احمد آباد می آمد مرا تسلی می داد در من تأثیر بسیار می کرد و آرزویم این بود که قبل از او من از این دنیا بروم و اکنون برخلاف میل، من مانده ام و او رفته است و چاره ای ندارم غیر از این که از خدا بخواهم که مرا هم هر چه زودتر ببرد و از این زندگی رقت بار خلاص شوم.
اکنون در حدود ده سال است که از این قلعه نتوانستم خارج شوم و از روی حقیقت از این زندگی سیر شده ام. باری یقین دارم که به شما هم بد گذشته است ولی چون محبوس نبوده اید و کسی مانع ملاقات شما نبوده و از این بابت آزاد بوده اید با زندگی بنده که در یک اطاق زندگی می کنم و گاه می شود که در روز چند کلمه هم صحبت نمی کنم بسیار فرق دارد. این است وضع زندگی اشخاص که یک عقیده ای دارند و تسلیم هوا و هوس دیگران نمی شوند.*
@hamidrezaabedian
* این نامه در پاسخ به تسلیت مریم فیروز (دایی زاده ی مصدق) نوشته شده است.
منبع: نامه های دکتر محمد مصدق، به کوشش محمد ترکمان، ص ۳۴۷
🔳 یادمان پنجاه و هفتمین سالمرگ دکتر محمد مصدق
۲- در "تربیت فرزندان"
در نوشاتل مانند دیگر شهرهای اروپا میوههای نارس یا رسیده باغچهها اغلب زیر درختان مجاور پیادهروها میریزد و عابرین به آن توجه نمیکنند. از سوی دیگر، در سوئیس چیدن میوه نارس به خصوص انگور جرم است و مجازات دارد. روزی مادر قصد داشت برای ناهار پلو خورش بادمجان درست کند. در آن موقع نیازمندی آشپزخانه را که شامل گوشت، سبزیجات، میوه و نان و غیره بود از دکانهای نزدیک خانه میخریدیم. بدین ترتیب که اجناس را از دکاندار میگرفتیم و او یادداشت میکرد. آخر هر ماه پدرم با مراجعه به آنها بدهی اش را میپرداخت.
آن روز مادرم وسایل مورد نیاز ناهار یعنی گوشت برنج و بادمجان را گرفته بود اما غوره برای خورش بادمجان پیدا نکرده بود. در اروپا مصرف غوره به صورت چاشنی به طوری که در ایران مرسوم است معمول نیست... به هر صورت مادر به غوره نیاز داشت و در بساط دکانهای فروش سبزی و میوه، غوره نبود. در همسایگی آپارتمان ما باغچه و موستان بزرگی بود و من ضمن عبور و به هنگام بازی با بچهها، درختهای انگور آنجا را دیده بودم. وقتی مادر گفت دنبال غوره میگردد به فکرم رسید خدمتی بکنم.
بدون اینکه به مادر حرفی بزنم تصمیم خود را با احمد که آن روز از پانسیون نزد ما آمده بود در میان گذاشتم و هر دو از خانه بیرون آمدیم. از دیوار باغ همسایه به آسانی بالا رفتیم. احمد در پای دیوار منتظرم بود. در داخل باغ دو سه خوشه بزرگ غوره چیدم و به همان ترتیب از آنجا خارج شدم و همراه احمد به خانه برگشتم. مادرم که تعجب کرده بود پرسید غلام از کجا غوره پیدا کردی؟ حقیقت را گفتم. مادر، من و احمد را به خاطر اینکه بدون اجازه وارد خانه مردم شدهایم و میوه باغشان را چیدهایم ملامت کرد.
گفتم چه اهمیت دارد؟ بچهها هر روز هنگام عبور از کنار باغچهها میوههایی را که زمین ریخته برمیدارند و گاهی هم از درختان میکنند! مادر گفت بچهها کار بدی میکنند، شما نباید از آنها تقلید کنید، به هر حال غوره را چیدهای، آن را مصرف میکنم ولی بعد از ظهر به اتفاق آنجا میرویم و بهای آن را به صاحبخانه میپردازیم!
ظهر که پدر آمد از خوشمزگی خورش غوره بادمجان تعریف کرد و از مادرم پرسید غوره از کجا پیدا کرده است؟ مادر گفت بعد از اینکه غذا خوردید داستان را برای شما تعریف میکنم. پدر با تعریف مجدد از خوشمزگی خورش، غذایش را تمام کرد و از مادر خواست که چگونگی تهیه غوره را برای او شرح دهد.
مادر گفت غلام و احمد غوره را از باغ همسایه چیده اند. پدر با شنیدن این خبر سخت عصبانی شد و خطاب به من و احمد گفت شما دزدی کردهاید! بیاجازه وارد خانه مردم شدهاید، پدرتان را در میآورم، هر دوتان را میکشم!
در این ضمن از جا برخاست و به طرف ما روی آورد. من و احمد که آماده فرار بودیم از اتاق بیرون جستیم. احمد گریه کنان میگفت الان پدر ما را میکشد، فرار کنیم! من که از او کوچکتر بودم - حدود ۷ سال داشتم - به او گفتم گریه نکن، نترس! او نمیتواند ما را بکشد، او را حبس میکنند!
@hamidrezaabedian
منبع: در کنار پدرم؛ مصدق ، خاطرات دکتر غلامحسین مصدق، به کوشش سرهنگ غلامرضا نجاتی، ص ۱۶-۱۵
دولت ملی و حمایت از کارگران*
مصدق بدون مطرح ساختن شعارهای تند و به اصطلاح انقلابی و بدون بیان سخنان آتشین مبنی بر ظلم کارفرمایان و مظلومیت کارگران - چنان که در آن دوره مرسوم بود- دست به سلسله اقداماتی برای افزایش رفاه حال کارگران زد. از مهمترین و اساسی ترین اقدامات او در این زمینه، تصویب قانون بیمه های اجتماعی کارگران و تأسیس سازمان بیمه های اجتماعی کارگران بود که برای نخستین بار در ایران صورت می گرفت.
قانون مزبور که در سال ۱۳۳۱ و در ۹۶ ماده تدوین شد، تمام کارخانه ها و بنگاه های مشمول قانون کار را موظف می کرد که کارگران خود را برای استفاده از کمک های ذیل نزد آن سازمان بیمه کنند:
- حوادث و بیماریها و از کارافتادگی ناشی از کار و غیرکار
- حوادث و بیماریهای خانواده بلافصل کارگر
- ازدواج، حاملگی و وضع حمل
- حق عائله مندی
- حقوق بازنشستگی
- هزینه کفن و دفن
- کمک به بازماندگان کارگر متوفی
- پرداخت حقوق ایام بیکاری
در خصوص بیمه بیکاری در ماده ۷۹ قانون فوق آمده بود که سازمان صندوقی به نام صندوق کمک به بیکاران تأسیس خواهد کرد که درآمد آن ۵ درصد مجموع درآمدهای حاصله از حق تعاون و بیمه سازمان خواهد بود. در ماده ۸۱ همین قانون، میزان کمک بیکاری برای متأهلین ۵۰ درصد و برای افراد مجرد ۳۵ درصد حداقل دستمزد ناحیه ای خواهد بود که کارگر در آنجا بی کار شده است.
همچنین کارمندان فنی و دفتری نیز که به طور ثابت در کارخانه ها و بنگاههای مشمول قانون کار مشغول بودند و حقوق ثابت شان از ۶ هزار ریال تجاوز نمی کرد مشمول مقررات این لایحه قانونی می شدند.
در ماده دوم لایحه قانونی یادشده، تصریح شده بود که پیشه وران و کارگرانی که مشمول ماده فوق نیستند در صورت تمایل می توانند در مقابل پرداخت حق بیمه، خود را نزد سازمان بیمه کنند.
سازمان دارای شورایی ۱۱ نفره بود که در آن، ۲ نفر نماینده اتحادیه های کارگری و ۲ نفر نماینده اتحادیه کارفرمایان بودند و سایر اعضای شورا عبارت بودند از وزیر کار یا قائم مقام او، وزیر اقتصاد ملی یا قائم مقام او، وزیر بهداری یا قائم مقام او، وزیر کشور یا قائم مقام او، یک نماینده از سازمان برنامه، یک نماینده از شرکت ملی نفت ایران و یک نماینده از بنگاه راه آهن دولتی.
سازمان علاوه بر شورا، دارای هیئت مدیره ای سه نفره بود که مرکب بود از نماینده وزارت کار که در امور بیمه های اجتماعی بصیر باشد، نماینده کارفرمایان و نماینده کارگران، هر دو به انتخاب شورای عالی کار.
یکی دیگر از اقدامات دولت در این دوره در جهت حمایت از کارگران، تنظیم و اجرای آیین نامه مجازات متخلفین از قانون کار بود. طبق این قانون، در کارگاههای مشمول قانون کار، کارفرما حق استخدام کارگر بیگانه را نداشت و در صورت تخلف مجازات می شد. از دیگر موارد مهم این آیین نامه می توان به ماده ۴ آن اشاره کرد که در این ماده آمده بود اگر ارجاع کارهای سخت و خطرناک به زنان باردار یا افراد کمتر از ۲۶ سال، باعث بیماری یا نقص عضو و یا سقط جنین شود، کارفرما مجازات می شود.
ماده ۵ نیز اشعار بر این داشت که متخلفین از اجرای مقررات مربوط به بهداشت و حفاظت کارگران و کارهای سخت و خطرناک، به حبس و پرداخت نقدی محکوم می شوند.
دو ماده اخیر نشان دهنده ارزشی ست که دولت برای حفظ سلامتی کارگران قائل بود. حمایت های دولت از کارگران، نشانه بارزی ست از اینکه مصدق رشد اقتصاد کشور را همراه با رفاه کارگران و تمام اقشار جامعه می خواست، نه به قیمت نابودی آنان.
@hamidrezaabedian
*اقتصاد ایران در دوران دولت ملی
فرشاد مومنی - بهرام نقش تبریزی
نشر نهادگرا ، ص ۱۸۱-۱۸۰
فروکاستن تاریخپژوهی به عیبجویی
[واکاوی نقد دکتر غنینژاد بر مقاله جناب گرجستانی درباره مصدق]
✍ کورش احمدی
من ضمن اینکه قدر میدانم مباحثاتی را که بویژه طی چند سال اخیر در مورد تاریخ معاصر و بویژه دوره ۲۷ ماهه دولت دکتر مصدق انجام شده و میشود، امیدوارم که این مباحثات بتواند در فضایی دوستانه و منطقی ادامه یابد و کمکی باشد به علاقهمند کردن نسل جدید به تاریخ کشورمان با اعتقاد راسخ به اینکه دریافت شناختی کافی و عینی از تاریخ، پیششرط انتخاب راه درست در حال و آینده است.
در این نوشته بدون اینکه بخواهم وارد نقد و بررسی تمام ابعاد و اجزاء نوشته تفصیلی آقای دکتر غنینژاد (دنیای اقتصاد، ۲۵ اسفند ۱۴۰۲) شوم، تنها مایلم به یکی از کاستیهایی که به نظر من در برخی از نقدهایی که بر عملکرد سیاسی دکتر مصدق و دوره دولتمداری کوتاه او نوشته شده بپردازم و سپس یک مورد را به عنوان مثال بررسی کنم.
این کاستی عبارت از فروکاستن تاریخپژوهی به جزئینگری و عیبجویی در ارتباط با شخصیتهای تاریخی که مورد قبول مان نیستند و غفلت از ضرورت داشتن نگاه تاریخی و دیدن روند عمومی و بیتوجهی به درونمایه بنیادین زمانه در هر دوره و نادیده گرفتن نقش جریانهای سیاسی و گفتمانهای غالب بطور اعم و غفلت از پرداختن به نظر و عمل شخصیتها در بستر این روندها، جریانها و گفتمانها بطور اخص است.
در حالی که ما را با منتقدین غیرمنصف که کارشان معطوف به جعل و تحریف واقعیات مسلم تاریخی است، کاری نیست، ایرادی که به کار منتقدین منصف مانند آقای دکتر میتوان وارد دانست این است که بیشتر مایل به تمرکز بر برخی مثالهای جزئی و سپس صدور احکام کلی بر اساس آن مثالها در باره کلیت زندگی سیاسی مصدق اند.
تاریخنگاری شماری از منتقدان مصدق نوعی تاریخنگاری نقلی و غیرتحلیلی و غیرروشمند است به این معنی که آنها صرفا بر انباشت منقولات و ارائه منفردانه و از هم گسسته آنها متمرکز هستند و عنایتی به تبیین تاریخی، امکان قانونمندی تاریخی، ارتباط بین پژوهشهای تاریخی و سایر شاخههای علوم اجتماعی و ... ندارند. این در حالی است که ما حداقل با پیشگامی فریدون آدمیت از تاریخنگاری نقلی عبور کرده و وارد عرصه تاریخنگاری تحلیلی – انتقادی شدهایم.
پیشفرض من این است که تاریخ معاصر ما از اواسط قرن نوزدهم تاریخ جدال بین قانون و بیقانونی بوده و هدف غائی و نهایی این جدال سلب خودسری از حُکام همایون و غیرهمایون بوده است. مبارزه برای حفظ استقلال کشور و از جمله لغو امتیاز استعماری ۱۹۰۱ و ۱۹۳۳ نفت نیز در واقع و بطور عمده در امتداد مبارزه برای حاکمیت قانون قرار داشت؛ چه اینکه انگلیس برای حفظ منافع خود، حداقل تا میانه قرن بیستم ستون فقرات رواج بیقانونی در کشور بود. شخصیتهای سیاسی در این دوره، اعم از مصدق یا هر شخصیت دیگر را نیز باید در ارتباط با این درونمایه بنیادین زمانه دید و سنجید.
امروز - دهم فروردین - شصت و سومین سالگشت درگذشت آیت الله بروجردی ست. او را شاید بتوان آخرین نماینده روحانیت غیر سیاسی در ایران خواند که دامنه ی نفوذش در میان شیعیان، مرزهای ایران را درنوردیده بود. سنت او تن زدن از ورود به مناقشات سیاسی بود مگر آنجا که احساس می کرد برای پاسداری از مرزهای دینی و ملی ناگزیر از ورود است. این ورود های متعدد معمولا ناگفته باقی مانده زیرا شیوه او در این موارد دوری از هیاهو بود به طرزی که گاه حتی نزدیک ترین کسانش نیز از آن آگاه نمی شده اند. بروجردی به شدت نگران بود تا مبادا ورود به این مناقشات پیچیده، دامن حوزه ی دینی اش را به آلودگی های سیاسی بیالاید. او از این هراس داشت که چنین آلودگی هایی باورهای دینی و اعتقادی مومنان را تحت تاثیر قرار دهد. تنها پس از مرگ او بود که روحانیت در اندازه ی مرجعیت راه دیگری گشود، راهی که کارنامه اش برای داوری اکنون پیشاروی تاریخ است.
@hamidrezaabedian
مصدق، ملی شدن نفت و توسعه همه جانبه
✍ دکتر محمود داوران
علل وجودی شکل گیری جنبش ملی شدن نفت به رهبری دکتر مصدق و همراهی ملت ایران با ابعاد اقتصادی،سیاسی و اجتماعی _فرهنگی آن شناخته شده است. بدین صورت که:
ماهیت قرارداد و نحوه اجرا و مدیریت شرکت انگلیسی نافی منافع اقتصادی ایران بود. همچنین دخالتهای سیاسی شرکت مذکور حق حاکمیت ملی را کمرنگ می کرد و با رفتارهای غیر محترمانه باعث زیان های اجتماعی و فرهنگی می گردید. دکتر مصدق بااعلام برنامه خود در دو محور ملی شدن نفت و برگزاری انتخابات آزاد [اصلاح قانون انتخابات] کوشش نمود حاکمیت ملی و بسط آزادی های قانونی و دمکراسی وفق روح انقلاب مشروطه محقق شود. در مقابل با زمینه چینی های دشمنان خارجی و داخلی و تحریم نفتی و اعمال انواع فشارهای اقتصادی و سیاسی جهت تنبیه و زمینگیر کردن دولت مصدق و ملت ایران، نهایتا کودتای انگیسی و آمریکایی در دستور قرار گرفت.
دکتر مصدق علاوه بر مانورهای سیاسی در عرصه داخلی با حضور در دادگاه لاهه کوشش نمود با دفاع از حق ملت ایران از شدت فشارهای سیاسی و اقتصادی بر روی دولت خود بکاهد. در همین راستا در حالی که در عمل برنامه مصوب اول هفت ساله عمرانی ۱۳۲۷ به دلائل لغو یکجانبه طرف خارجی و دخالتهای غیر عادی شاه متوقف شده بود، تلاش کرد با ارائه انواع برنامه ها و اجرای آنها در زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، گام های بی بدیلی برای توسعه همه جانبه کشور بردارد که ذیلا برخی از نتایج آن را مرور می کنیم:
🔸تولیدکشاورزی: در سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۲، تولید پنبه ۷۶ درصد، چغندر قتد ۴۱درصد، گندم ۲۲ درصد و برنج معادل ۱۳ درصد رشد یافت، درسال ۳۲ حدود ۵۲ هزار تن پنبه صادرشد.
🔸تولید صنعتی: با جلب اعتماد سرمایه گذاران، کل کارگاههای کوچک و بزرگ صنعتی بالغ بر ۵۳ درصد رشد پیدا کرد.
🔸 بازرگانی خارجی: صادرات غیر نفتی کشور در سال ۱۳۳۲ نسبت به سال ۱۳۲۹ از نظر وزن ۱۳۰ درصد و از نظر ارزش ۱۳۷ در صد افزایش یافت. بدین ترتیب برای نخستین بار تراز تجاری غیر نفتی ایران مثبت گردید. یعنی اگر در سال ۱۳۲۹ گندم و جو وارد می شد، در سال ۱۳۳۲ امکان صادرات ۴۸۰ تن گندم و ۱۲ تن جو فراهم شد.
🔸بخش معدن: تعداد شرکتهای فعال طی سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۲ از ۴۴ درصد به ۱۰۵ و سرمایه این شرکتها از ۵۰۶ به ۶۶۴ میلیون ریال افزایش یافت.
امور زیر بنایی: در یکسال نیم اول، دولت مصدق مبلغ ۵۴۸ میلیون ریال صرف طرح های عمرانی کرد و با تصویب لایحه قانونی برنامه پنج ساله راهسازی، ۲۷۲ میلیون ریال صرف حمل و نقل نمود. در بخش آب و برق، تعداد شرکتها بیش از ۱۶ درصد و سرمایه آنها ۱۲ درصد افزایش یافت.
🔸 توسعه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی :
- اجرای طرح لوله کشی آب تهران ،تاسیس بنگاه کل دارویی کشور به منظور جلوگیری از بازار سیاه دارو ، اجرای قوانین جهت تسهیل استخدام پرستاران فارغ التحصیل بهداری.
- تصویب قانون افزایش حقوق دبیران و آموزگاران در آذر ۱۳۳۱ که اولویت پرداخت با شهرستانها بود.
- حمایت از کارگران با تصویب قانون بیمه های اجتماعی کارگران در سال ۱۳۳۱ در ۹۶ ماده ، از طریق تاسیس سازمان بیمه های اجتماعی کارگران.
- تامین مسکن برای اقشار ضعیف بعد از تصویب لایحه قانونی ثبت اراضی موات اطراف شهر تهران به منظور مقابله با بورس بازی زمین که پس از مدتی شامل دیگر شهرها نیز گردید. مصدق شاه را مجبورکرد املاکی را که درسال ۱۳۲۸ از دولت گرفته بود مجددا به دولت مسترد کند . این املاک در زمان رضا شاه از مالکان به زور گرفته شده بود(۵۶۰۰ رقبه املاک مردم).
- تصویب لایحه تشکیل کانون وکلا بعنوان موسسه ای مستقل و دارای شخصیت حقوقی وهمچنین حمایت از استقلال مالی دانشگاهها با تصویب لایحه قانونی در ۲۱ دیماه سال ۱۳۳۱.
- تصویب لایحه ازدیاد سهم کشاورزی و سازمان عمران کشاورزی که باعث شد بدون اینکه مالک از روستا اخراج شود به میزان ۲۰ درصد از درآمد مالکانه اش مستقیما به رعایا (۱۰ درصد) تعلق گیرد و ده درصد آن صرف عمران روستا شود.
- مصدق جهت گسترش آزادی های دمکراتیک با ارائه لایحه تشکیل انجمنهای محلی، اداره امور شهرها و روستاها با حق رای مردان و زنان و انتخاب مستقیم شهردار توسط انجمن شهر، نه توسط دولت را ممکن ساخت ، همچنین طی لایحه ای در قانون تشکیل اتاق های بازرگانی اصلاحاتی به عمل آمد و وزارت اقتصاد ملی مکلف شد قبل از وضع یا اصلاح قوانین مرتبط به امور بازرگانی واقتصاد، با اتاقهای بازرگانی مشورت کند.
بدین ترتیب کوششهای مصدق در حوزه سیاست خارجی و در هماهنگی با اصلاحات در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از طریق تصویب بیش از ۲۰۰ لابحه قانونی در سخت ترین شرایط تحمیلی به منظور تحقق آزادی، استقرار قانون و حاکمیت ملی و عدالت اجتماعی و توسعه همه جانبه در خاطره تاریخی ملت ایران ماندگار شد.
@hamidrezaabedian
⬅️ توفیق ملی شدن نفت در ایران: وحدت نیروهای ملی و مذهبی
توفیق جنبش ملی نفت با بالفعل کردن ظرفیت مذهبی جامعه ایران پیوندی تنگاتنگ داشته است. مهندس مهدی بازرگان از آشنایی دکتر مصدق با پدرش عباسقلی بازرگان سخن گفته و آورده است که "در هنگام ملی کردن نفت، پدرم در موافق کردن مراجع و علمای قم با ملی شدن نفت و همچنین بازاریان، نقش بسزایی داشت. یادم هست که مرحوم آیت الله صدر و آیت الله خوانساری خیلی استقبال کردند..." پیرو همین پشتیبانی ها بود که دکتر مصدق در کمیسیون نفت، از ملی شدن صنعت نفت با عنوان "فریضه ی دینی" یاد کرد: "یقین دارم که قلب همگی ما که همواره آکنده از مهر ایران بوده است امروز بیش از هر زمانی بهم نزديك شده و خواهیم توانست در یک محیط صمیمیت و محبت، باتفاق آراء به آرزوهای قاطبه ملت ایران که با فتاوی علماء اعلام نیز فریضه دینی ما شده است، لبيك اجابت گفته، ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور را تصویب و برای گذشتن از آخرین مرحله قانونی تقدیم مجلس شورای ملی نمائیم."
@hamidrezaabedian
⬅️ خطر ملی شدن نفت در ایران: هشدار شورای امنیت ملی آمریکا
ما بر این نظر هستیم که نمیتوانیم در ارتباط با مناقشات بین بریتانیا و ایران بیطرف بمانیم. در واقع باید از بریتانیا حمایتی جانانه کنیم. نخست وزیر و دولت ایران به شکل یک جانبه قرارداد را نقض کردند و چنین اخلالی در قرارداد نه تنها فی نفسه امر نادرستی است بلکه احتمالاً نمونه و سابقهای را ایجاد کرده است که موجب خواهد شد عراق و دیگر کشورها به این فکر کنند که آنان نیز میتوانند به چنین اقداماتی متوسل شوند. اوضاع سرایت پذیری است و باید هر کاری میتوانیم برای متوقف کردن آن انجام دهیم. [۱۶ ماه مه ۱۹۵۱]
@hamidrezaabedian
- این سند خط بطلانی ست بر تحلیل هایی که هنوز مدعی تفاوت سیاست ترومن/آیزنهاور (دموکرات/جمهوری خواه) در مقابله با ملی شدن صنعت نفت در ایران هستند.[تاریخ تحلیلی]
منبع: بحران نفت در ایران، یرواند آبراهامیان، ترجمه م.ا. فتاحی، ص ۸۰
⬅️ خطر ملی شدن نفت در ایران: هشدار محرمانه مداوم بریتانیا
نکته اساسی در این جا این است که ایران نباید بیشتر از چیزی که دیگر کشورها به دست آوردهاند به دست آورد. در واقع بسیار به نفع ماست اگر ایران چیز کمتری هم به دست آورد چرا که به دیگران نشان داده خواهد شد که اتخاذ سیاست سختگیری در سیاست بیتاوان نیست... اگر تجربه ایران به صورتی پیش رود که به دیگران نشان دهد با اتخاذ سیاستهای سختگیرانه، میتوان بیش از دستاوردهای آنها بر اثر رفتارهای معقول، منافع به دست آورد، در آن صورت سرجمع آسیبهای شرکتهای نفتی فعال در دیگر مناطق قابل محاسبه نبوده و در واقع بسیار هنگفت خواهد بود.
@hamidrezaabedian
منبع: بحران نفت در ایران، یرواند آبراهامیان، ترجمه م. ا. فتاحی، ص ۷۶
"سیاست زدایی" از کاشانی
عصر روز اعدام نواب صفوی[۲۷ دی ۱۳۳۴] آیت الله کاشانی را احضار کردند، به مدت ۳ ساعت تحت بازجویی قرار دادند و سپس دستگیرش کردند. کاشانی به خاطر نقش داشتن در ترور رزمآرا به زندان لشکر دوم زرهی فرستاده شد...کاشانی نهایتاً در ۲۳ اسفند ۱۳۳۴ کمتر از دو ماه پس از دستگیری اش پس از وساطت آیت الله بهبهانی و سپس پیام آیت الله بروجردی به شاه که در صورت عدم آزادی فوری کاشانی وی شخصاً به تهران میآید، از زندان آزاد شد. آیت الله کاشانی پس از آزادی و تا زمان مرگش بیش از پیش به حاشیه رانده شد و از سیاست دور ماند. رژیم در نهایت موفق شد اعتماد به نفس او را از بین برده و از او سیاست زدایی کند.
ساعت ۶ صبح روز ۲۳ اسفند ۱۳۴۰ آیت الله کاشانی درگذشت. چند روز قبل از مرگش، شاه در خانه ی آیت الله به حال خود رها شده در بستر بیماری، با او دیدار کرد. روابط شاه و کاشانی در دوران پس از کودتا تیره و تار شد. پس از جدایی از مصدق، کاشانی با وجود اینکه برای رسیدن به قدرت به متحدان سلطنتی خود خدمت کرده بود، توسط آنها به حاشیه رانده شد و منزوی شد. شاه باید با درگذشت این روحانی سیاسی سرسخت و صریح اللهجه احساس آرامش میکرد با این فکر که دیگر هرگز نمیبایست نگران دخالت روحانیت در امور دولتی یا تحت شعاع قرار گرفتن قدرت و اقتدارش باشد.
@hamidrezaabedian
منبع: ظهور استبداد مدرن در ایران،علی رهنما،ترجمه پوریا پرندوش،ص ۳۷۸و۱۲۰
هیئت مأمور بازدید تأسیسات جنوب
✍ فواد روحانی*
روز ۲۱ بهمن [۱۳۳۲] اعلامیه ای از طرف دولت به این مضمون منتشر گردید که شرکت هایی که در لندن مشغول مذاکره برای ترتیب کار نفت ایران هستند هیئتی مرکب از بیست نفر نمایندگان خود تعیین کرده اند که به خوزستان رفته و وضع تأسیسات را از لحاظ تجدید فعالیت بازدید کنند و گزارش دهند که تجدید عملیات مستلزم چه مقدار هزینه و استخدام چه تعداد کارشناسان خارجی است.
این نکته اضافه شده بود که هیئت مزبور به تهران نخواهد آمد و حامل هیچ پیشنهادی هم نخواهد بود. هیئت مزبور روز ۲۲ بهمن وارد آبادان شد. از بیست نفر اعضای این هیئت، هفت نفر نماینده شرکت سابق بودند و نه نفر از طرف شرکتهای آمریکایی و دو نفر از طرف شرکت شل و دو نفر از طرف شرکت نفت فرانسه انتخاب شده بودند،. هیئت مورد بحث مأموریت خود را چه در آبادان چه در مناطق نفت خیز در ظرف يك هفته انجام داد.
اتفاقاً مقارن توقف هیئت در آبادان، نگارنده به دستور مدیر عامل شركت سهام السلطان بیات به آبادان رفته بود و در اکثر مواقعی که نمایندگان با بیات مذاکره می کردند حضور داشت. همه نمایندگان بدون استثنا و مخصوصاً کسانی که از طرف شرکت سابق اعزام شده و سابقه خدمت در خوزستان داشتند با چنان لحنی تمجید از طرز نگاهداری تأسیسات و ادامه عملیات به مقیاس محدود از طرف ایرانیها صحبت می کردند که اظهار تعجب آنها برای نمایندگان دیگر تعجب آورتر بود.
در يك جلسه که یکی از نمایندگان انگلیسی پی در پی عبارات تحسین آمیز ادا می کرد یکی از نمایندگان آمریکایی به او گفت "این تعجبی ندارد زیرا ایرانیان این کاردانی را از شرکت خود شما کسب کرده اند." در اینجا گوینده انگلیسی سکوت کرد و مثل این بود که متوجه شد که این بیان ذم شبیه به مدح بود و نماینده آمریکایی احتمالا می خواست بگوید حق این بود که شرکت شما در زمان تصدی خود به لیاقت این کارمندان پی می برد.
البته هيئت مأمور بازدید وظیفه ای نداشت که نتیجه مشاهدات خود را به دولت ایران گزارش دهد ولی در ضمن یك سلسله صحبتهای خصوصی و دو به دو اطلاعاتی از اعضای هیئت به دست آمد به طور خلاصه از این قرار که حفظ تأسیسات کامل بوده و برخلاف شایعات هیچ قسمت از کارخانه ها و ماشینها مفقود نشده و از کار نیفتاده است و تعویض ماشین آلات فقط در حدودی لازم است که در طریقه اجرای عملیات فنی، روشها و وسایل تازها ی معمول شده است و هم مخارج آماده کردن تأسیسات برای حداکثر بهره برداری و هم تعداد کارشناسان خارجی که برای تجدید عملیات مورد نیاز می باشند به مراتب از آنچه تصور می شد کمتر است.
اعضای هیئت، روز آخر توقف خود برای خداحافظی نزد بیات رفتند و اظهاراتی دایر بر رضایت کامل از مشاهدات خود نموده به عنوان آخرین اطلاع خواستار ارقام پیشبینیهای بودجه شرکت برای سال ۱۳۳۳ شدند و به آنها توضیح داده شد که هزینه پالایشگاه آبادان برای تصفیه چهار میلیون تن در سال به میزان ۲۴۰۰ میلیون ریال و هزینه مناطق نفت خیز به رقم ۱۲۰۰ میلیون برآورد شده و چون کارکنان ایرانی شرکت، همه مانند سابق نگاه داشته شده اند [۱]، چنانچه تصمیم به افزایش حجم عملیات تا میزان حداکثر اتخاذ شود، هیچ خرج اضافی از بابت حقوق کارکنان ایرانی ایجاد نخواهد شد بلکه هزینه اضافه فقط عبارت از حقوق کارمندان خارجی و بهای مصالح و ادوات جدید خواهد بود. هیئت بازدید تأسیسات روز ۲۹ بهمن آبادان را ترك كرد.
به طوری که خبرگزاری های خارجی بعد از مراجعت هیئت به لندن اطلاع دادند، هیئت مزبور اظہار تحسین نسبت به طرز عمل کارکنان ایرانی و نگاهداری تأسیسات را در جلسات شرکتها در لندن کاملا منعکس و ضمناً اضافه کرده بود که ایرانی ها بدون كمك كارشناسان خارجی می توانند تا ده میلیون تن در سال استخراج و تصفیه کنند این اظهارات ظاهراً در بعضی محافل [لندن] با رضایت تلقی نشده بود...
@hamidrezaabedian
۱- تعهد دولت ملی نسبت به معیشت کارگران صنعت نفت در دوران تحریم بدون اخراج حتی یک نفر از آنها، حقیقتا درخشان و شگفت انگیز است. [تاریخ تحلیلی]
* زنده یاد فواد روحانی مشاور نفتی دولت های ایران پیش و پس از کودتا بود که بعدها در جایگاه اولین دبیرکل اوپک قرار گرفت.
منبع: تاریخ ملی شدن صنعت نفت ایران، ص ۴۲۸-۴۲۷
ملاقات اختصاصی آیت الله بروجردی با محمدرضاشاه در مورد سرنوشت دکتر مصدق و همکاران او در دادگاه نظامی. آیت الله از شاه می خواهند که وسائل رضای خاطر ملت را فراهم بیاورد.
@hamidrezaabedian
خواندنیها - سال چهاردهم، شماره ۵۹
۲۸ فروردین ۱۳۳۳ ، ص ۱۰- ۹
در پنجاه و هفتمین سالگشت درگذشت رهبر نهضت ملی ایران، دکتر محمد مصدق، تصنیف "ای باغبان" را با صدای سپیده رییس سادات گوش کنیم. شعر تصنیف از مهدی اخوان ثالث است. او که خود نیز پس از کودتا به زندان افتاد، تنهایی مصدق را از پشت میله ها می دیده است. اخوان در این شعر، مصدق محبوس را به "شیر پیر بسته به زنجیر" تشبیه کرده است. آهنگساز این تصنیف که به سرپرستی حمید متبسم اجرا شده، رامین عظیمیان است.
@hamidrezaabedian
🔳 یادمان پنجاه و هفتمین سالمرگ دکتر محمد مصدق
۷- در "ذکاوت و هوشیاری"
راوی [اللهیار صالح] گفت: مصدق [به هنگام اقامت در آمریکا به منظور شرکت در جلسه شورای امنیت] می خواست نامه ای مهم برای یکی از مقامات درجه اول آمریکا بفرستد و میل نداشت ماشین نویس آمریکایی که در اختیار داشت از مضمون واقعی آن نامه مطلع شود.
پس نامه را بر سه مضمون مختلف که هر یک با دیگری مغایر بود تقریر کرد و ماشین نویس هر سه را آماده ساخت. ماشین نویس که در حیرت مانده بود با دلاوری از مصدق به زبان فرانسه پرسیده بود "اجازه می دهید سئوالی از شما بکنم؟" مصدق گفته بود "بله، اشکالی ندارد."
ماشین نویس می پرسد "می خواهم بدانم شما چطور در یک زمان و به یک شخص سه نامه مغایر یکدیگر می نویسید؟! مصدق با خنده و شوخ طبعی خاص خود گفته بود"دختر خانم، کاملاً واضح است، برای اینکه تو ندانی کدام یک را خواهم فرستاد!"
@hamidrezaabedian
منبع: نادره کاران، ایرج افشار، ص ۱۸۸
🔳 یادمان پنجاه و هفتمین سالمرگ دکتر محمد مصدق
۵- در "اهتمام به کتاب و کتابخانه"
دکتر مصدق موقعی که در مدرسه علوم سیاسی تدریس می کرد کتابخانه شخصی خود را به آنجا بخشید. کتابخانه آن مرحوم حاوی مقداری کتابهای چاپ سنگی ایران و هند بود. دیگر کتابهای حقوقی بود که از اروپا تهیه کرده بود. این قسمت حاوی دوره منشورات حقوقی دالوز Dalloz و سیری Sirey و نظایر آنها بود. همۀ آن کتابها به مهر اهدایی او و به رنگ سرخ ممهور شده بود. بعدها مدرسه علوم سیاسی با مدرسة حقوق ادغام و به نام جدید تبدیل شد و بالاخره کتابخانه دانشکده حقوق، میراث دار مدرسة علوم سیاسی و مسئول نگاه داری کتابخانه او شد. بخش اهدایی مصدق به آن کتابخانه قسمت ممتازی از نفایس کتابخانه به شمار می رفت.
مصدق بعدها حقوق دو ساله دوره نمایندگی خود در مجلس چهاردهم را برای خرید کتاب به همین کتابخانه بخشید. وقتی من به کتابداری آن کتابخانه در آمدم، هنوز مقداری از آن وجوه اهدایی مانده بود که با نظارت دکتر عبدالله معظمی،از آن محل کتاب می خریدیم و صورت کتاب ها را به اطلاع مصدق می رسانیدیم.
جز این، موقعی که مصدق از سفر مصر به ایران بازگشت، تعدادی متجاوز از یکصد جلد کتاب حقوقی و اقتصادی که از سوی مراکز علمی مصر به ایشان اهدا شده بود همه را به کتابخانه دانشکده حقوق بخشید. برای تحویل گرفتن آنها من از جانب دانشکده حقوق مأمور شدم و به خانه ایشان -در حقیقت مقر نخست وزیر- رفتم و کتابها را تحویل گرفتم. یادم است که در نامه ماشین شده، تعداد کتابها به غلط قید شده بود و شخص ایشان با همه گرفتاری ها به خط خود آن عدد را اصلاح کرده بود.
@hamidrezaabedian
منبع: نادره کاران، ایرج افشار، ص ۱۹۰-۱۸۹
🔳 یادمان پنجاه و هفتمین سالمرگ دکتر محمد مصدق
۳- در "تاثیرپذیری از مادر"
[زمانی] اعتبارنامه ی یکی از نمایندگان بعنوان تطمیع در انتخابات در یکی از شعبات مجلس مورد اعتراض قرار گرفت و مطلعی هم که برای گواهی دعوت شده بود اظهار نمود لیست دوازده نفر کاندید نمایندگی طهران را که آن نماینده به من داد، نام دکتر مصدق در آن نوشته شده بود در صورتی که [من] چند سال بود ایران نبودم [و] دهنده ی آن لیست را هم ندیده بودم و مغرضی خواسته بود مرا با کسی که انتخابش بعنوان تطمیع مورد اعتراض قرار گرفته بود، همکار قرار دهد.
از این پیش آمد آنقدر متأثر شده بودم که به من حال تب دست داد و مادرم که از من عیادت نمود، علت را سؤال کرد و بعد از اینکه گفته های مرا شنید، اظهار نمود "ای کاش به جای حقوق در اروپا طب تحصیل کرده بودی! مگر تو نمی دانی که هر کس تحصیل حقوق نمود و در سیاست وارد شد باید خود را برای هر گونه افترا و ناسزا حاضر کند و هر ناگواری که پیش آید تحمل نماید؟ چون می دانم که تو غیر از خیر مردم نظری نداری باید بدانی که وزن اشخاص در جامعه به قدر شدائدی است که در راه مردم تحمل می کنند."
این بیانات آن هم از زبان مادری که مرا بسیار دوست داشت و غیر از خیر جامعه نظری نداشت آنقدر در من تأثیر نمود که آن را برنامه ی زندگی قرار دادم و از آن به بعد هر فحش و ناسزا که شنیدم خود را برای خدمت به مملکت بیشتر آماده و مجهز دیدم.
@hamidrezaabedian
منبع: خاطرات و تالمات دکتر محمد مصدق، به کوشش ایرج افشار، ص ۸۳
🔳 یادمان پنجاه و هفتمین سالمرگ دکتر محمد مصدق
۱- در "مسلمانی"
چندی پس از درگذشت خانم ضیاء السلطنه، همسر دکتر مصدق، آقای زنجانی [آیت الله] مرا خواست تا به خانهاش بروم. در خانه آقای زنجانی، مهندس احمد مصدق نیز به ما ملحق شد و گفت آقا(دکتر مصدق) سلام رساندند و این وجوهات شرعی و این مبلغ را بابت خرید نماز و روزه برای مادرم به من دادند تا تقدیم شما کنم که هر طور صلاح میدانید آنها را به مصرف برسانید. سپس مبلغ دیگری به آقای زنجانی داد و گفت این مبلغ را نیز پدرم بابت آنکه ممکن است دینی به گردن داشته باشد تقدیم کرده است.
آقای زنجانی پس از دریافت پولها در حضور مهندس احمد مصدق نامهای به دکتر مصدق نوشت و در آن پس از تشکر اظهار کرد چون از وجوهات شرعی استفاده نمیکنم و به کسانی که نماز و روزه قضا را به عهده میگیرند دسترسی ندارم این پولها را خدمت آیت الله میلانی میفرستم و رسید آن را به شما میدهم. سپس وجوهات را در دو کیسه گذاشت و به همراه دو نامه که برای آقای میلانی نوشت به من داد تا در مشهد به آقای میلانی تحویل دهم.
فردای آن روز با قطار رهسپار مشهد شدم و در آنجا از طریق آقای طاهر احمدزاده از آقای میلانی وقت ملاقات گرفتم و به خانه ایشان واقع در خیابان تهران رفتم. مرحوم آیت الله میلانی مرا به اندرونی دعوت کرد. در آنجا به جز من و ایشان، آقا سید علی فرزندش نیز حضور داشت. آیت الله میلانی پس از خواندن نامهها برای مرحوم ضیاء السلطنه فاتحهای خواند و سپس پاسخ هر دو نامه را نوشت و از من خواست ناهار را در آنجا بخورم. به ایشان عرض کردم اگر اجازه دهید برای عرض سلام به حرم امام رضا(ع) مشرف شوم. پاسخ داد خیر همین جا بمانید و من سلام شما را به امام رضا میرسانم و بلیط بازگشت به تهران نیز برای شما تهیه میکنم.
عصر همان روز آقا سید علی مرا به ایستگاه قطار رساند و من نیز به تهران بازگشتم و پاسخ نامهها را به آقای زنجانی دادم. ایشان در حضور من نامهها را باز کرد و خواند. یکی از آنها که با عنوان آقای دکتر مصدق، نخست وزیر شروع شده بود برای دکتر مصدق بود و در آن از وی تجلیل شده بود. آیت الله میلانی در این نامه خطاب به دکتر مصدق نوشته بود "آقای دکتر مصدق امانتی شما رسید. انشاالله مقبول است و پاداش شما نزد خداوند محفوظ." در این نامه همچنین دریافت وجوه مربوط را تایید کرده بود.
با خواندن نامهها، آقای زنجانی به مهندس احمد مصدق تلفن کرد و گفت پیش من امانتی دارید و هر وقت مجال داشته باشید برای گرفتن آن نزد من بیایید. آیت الله میلانی به مقلدان خود در تهران دستور داده بود که وجوهات خود را به آقای زنجانی بدهند. از این رو تا آنجا که من میدانم بسیاری از مقلدان آقای میلانی وجوهات خود را به آقای زنجانی میدادند.
@hamidrezaabedian
منبع: هفتاد سال پایداری، خاطرات حسین شاه حسینی، به کوشش امیرطیرانی، ص ۲۳۹-۲۳۸