1868
آزار جنسی تجربهای است که ما را به یکدیگر پیوند میدهد. در دیدهبان آزار برای ایجاد حساسیت در جامعه نسبت به آن قدم برمیداریم. ادمین: @ContactHarasswatch سایت: www.harasswatch.com اینستاگرام: Instagram.com/harasswatch ایمیل: info@harasswatch.com
⭕️ هفته گذشته، صفحه اینستاگرام "زاگاه" در پی ریپورتهای سازمانیافته، توسط شرکت «متا» از دسترس خارج شد. هنوز موفق به بازپسگیری آن نشدهایم.
🔸️ مخالفان حق سقط جنین و حقوق زنان میخواهند راه ارتباط زنان با زاگاه، تنها شبکه همراهی ایرانی برای دسترسی به سقط جنین امن، را قطع کنند. هدف این حمله، فراتر از حذف یک صفحه است: محروم کردن زنان از اطلاعات، حمایت و حق تصمیمگیری درباره بدن و زندگیشان.
🔸️حذف یک صفحه، آمار پایان خودخواسته بارداری را کاهش نمیدهد. زنی که تصمیم به پایان بارداری گرفته، با عدم دسترسی به "زاگاه"، از نیاز به مراقبت و همراهی بینیاز نمیشود؛ تنها ممکن است در تنهایی، ترس و بیاطلاعی بیشتری قرار بگیرد.
🔸️اطلاعات دقیق و آزاد درباره پایان خودخواسته بارداری، ابزاری برای حفظ سلامت و جان افراد است. بستن راه دسترسی به این اطلاعات، زنان را در معرض خطر قرار میدهد.
⭕️ صفحه دوم ما را در اینستاگرام دنبال کنید :
https://www.instagram.com/zaa.gaah?srtk=MWE2MHI5ZzB2YjM0MA==
شعر «یک زن عاشق من است» (My Lover Is a Woman) یکی از شعرهای شناختهشده پت پارکر است که در آن عشق میان دو زن در برابر زخمهای نژادپرستی و همجنسگراهراسی قرار میگیرد. راوی در کنار معشوقش احساس آرامش، امنیت و لذت میکند، اما همین رابطه او را به یاد خشونتها، تحقیرها و تعصبهایی میاندازد که در طول زندگی تجربه کرده است. شعر با تکرار عبارت « خدایا، این دیگر چه بچهای است؟» به کشمکش میان عشق، هویت شخصی و ارزشهایی که از ساختار خانواده و جامعه به ارث رسیدهاند، عمق بیشتری میدهد. شعری که در نهایت، گرفتن دست زنی را که عاشقش است برای امتداد مبارزه و مقاومت برمیگزیند.
https://harasswatch.com/news/2665/
@harasswatch
از روز شنبه ۱۱ مهر، کارتهای تلفن ۹ زندانی سیاسی زن در زندان اوین، بدون ارائه توضیح مشخص، دستکم به مدت یک ماه غیرفعال شده است. در نتیجه، این زندانیان از تماس تلفنی با خانوادههای خود و خارج از زندان محروم شدهاند. هرانا نام این ۹ زندانی را تارا داودی، غزل مرزبان، گلرخ ایرایی، مینو روزهدار، نسیم غلامی سیمیاری، کیمیا داودی، سکینه پروانه، فاطمه پناهرضایی و بیتا علیهمتی اعلام کرده است. بر اساس این گزارش، محدودیتهای اعمالشده پس از اعتراض زندانیان زن به شرایط داخل بند، نحوه رفتار مأموران و برخی مقررات و محدودیتهای جدید صورت گرفته است. بدرفتاری هنگام اعزام به ملاقات یا مراکز درمانی و قضایی، کاهش زمان ملاقات به کمتر از نیم ساعت، نصب دوربین در فضای سرویسهای بهداشتی، ورود مأموران حفاظت و اطلاعات به داخل بند، تذکر درباره پوشش در داخل بند یا هنگام خروج و همچنین اجبار به شرکت در مراسم و مناسبتهای سیاسی، از جمله مواردی است که زندانیان نسبت به آنها اعتراض کردهاند.
https://www.instagram.com/p/DeH2VrkiFC7/?stkn=YW00YzJ0bG55N2Zn
@harasswatch
بهرهکشی جنسی یا «انتخاب آزادانه»؟
استثمار زنان دارای اعتیاد در پورنوگرافی
نویسنده: سبا معمار
هشدار محتوا: متن حاوی توصیفاتی از بهرهکشی جنسی، خشونت و تحقیر است.
🟠 در خبرهای جنایی ایالات متحده، ناپدیدشدن دستکم هفت زن باعث شده انبوهی از تصاویر و ویدئوهای پورنوگرافیک در اختیار پلیس قرار گیرد و بررسی شود. این تصاویر، خشونت و تحقیر علیه زنانِ دارای اعتیاد را نشان میدهند؛ زنانی که به گفته تولیدکننده تصاویر، «نحیف بودند» و «حاضر میشدند برای هروئین هر کاری بکنند.» به این زنان دستمزد پرداخت نمیشد و از اعتیادشان سوءاستفاده میشد تا جلوی دوربین مورد تحقیر قرار بگیرند، آسیب ببینند، احتمالاً خفه شوند و بمیرند، بیآنکه درباره سرنوشتشان پیگیری دقیقی انجام شود.
اینجا بخوانید
@harasswatch
🟠 اعتراض دانشجویان دانشگاه دهلی به ناامن بودن فضاهای عمومی برای زنان: نابود باد پدرسالاری؛ زندهباد انقلاب
@harasswatch
🟠 محبوبه شعبانی، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه و زندانی سیاسی محکوم به اعدام، در پیامی صوتی از زندان وکیلآباد مشهد اعلام کرده است که حکم اعدام او به وکیلش ابلاغ شده است. این فایل صوتی حاکی از آن است که چندین نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه که در بند زنان زندان وکیلآباد نگهداری میشوند، با خطر اجرای حکم اعدام روبهرو هستند.
🟠 شعبانی در این پیام از وضعیت نامناسب زندانیان و فشارهای روحی ناشی از صدور احکام اعدام سخن گفته و از افراد و نهادهایی که امکان کمک دارند، خواسته است برای حمایت از این زندانیان اقدام کنند. این زندانی ۳۳ ساله با اتهام «اقدام عملیاتی جهت تحکیم اسرائیل، آمریکا و عوامل وابسته به گروههای اپوزیسیون» روز سهشنبه ۱۰ شهریورماه امسال در شعبه یک دادگاه انقلاب مشهد محاکمه شده است. بر اساس اتهامات مطرحشده علیه او، کمک به معترضان مجروح و انتقال آنها با موتورسیکلت شخصی به مراکز درمانی در جریان اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، از جمله موارد استنادی پرونده بوده است.
@harasswatch
فشار بر دانشگاه با آغاز سال تحصیلی
@harasswatch
تا لغو حکم اعدام، ایستادهایم تا پایان
🟠دیدبان آزار: «یکشنبههای اعتراضی» فقط به مستمری، بیمه و هزینههای درمان محدود نمانده است. این تجمعهای هفتگی، که سالهاست در شهرهای مختلف ادامه دارد، در کنار مطالبات صنفی و معیشتی، گاه به اعتراض به اعدام، حمایت از زندانیان و همبستگی با معترضان نیز میرسد.
🟠 در سالهای اخیر، حضور زنان بازنشسته در این اعتراضها پررنگتر شده است. در شهرهایی مانند رشت، تهران و کرمان، زنان بازنشسته حضور یافتهاند، سخنرانی کردهاند و شعار دادهاند. تصاویر منتشرشده از تجمعهای رشت همچنین حضور زنانی بدون روسری را نشان میدهد. پیشتر نیز بازنشستگان در شهرهای مختلف، در اعتراض به سیاستهای کنترلگرانه درباره حجاب، شعارهایی از جمله «روسری رو رها کن، فکری به حال ما کن»، «حجاب، حجاب، شعارشون دروغ و دزدی کارشون» و «با قدرت زن و مرد، ستم به لرزه آمد» سر داده بودند.
@harasswatch
واکنشها به موج جدیدی از سرکوب فعالان کوئیر در ترکیه؛
«جبهه کوئیر را از نو میسازیم»
🟠 دیدبان آزار: تاکنون بیش از۱۶۲ نفر در ترکیه در چارچوب عملیاتی با عنوان «خانواده من در امان است» بازداشت شدهاند.
پلیس ترکیه با یورش شبانه به خانه فعالان الجیبیتیکیو، آنان را بازداشت کرده و وبسایتها و حسابهای کاربری آنان در شبکههای اجتماعی را هم مسدود کرده است.
🟠 جانست کالان، عضو هیئت اجرایی «کائوس جی ال» و فعال ترنس که در چارچوب این عملیات بازداشت و به زندان سینجان منتقل شده، توصیف کرده است که در سلولی با قفل دائمی، بدون دوش، مسواک و تعویض لباس به سر میبرد: «این نامهای شخصی از ته قلب من است و واقعاً میخواهم بدانید که حالم خوب نیست. ناراحت، عصبانی، تنها، مضطرب، ترسیده، ناامید و احساساتیام.»
🟠 بیشتر بخوانید
@harasswatch
همانگونه که گفته شد جنبش «زن، زندگی، آزادی» که میتوان آن را نمونهای از سیاست شبکهای و خودسازمانیافته دانست، در جامعه تحت سرکوب و در فضای چهرهساز -که توسط منطق رسانه و جریانهای سیاسی متصل به قدرت و ثروت در دیاسپورا تشدید میشود- یک مسأله و شکاف بزرگ دارد و از درون همان شکاف «ناگهان پهلوی» بیرون زد و رشد کرد. جنبشهای شبکهای، برخلاف احزاب کلاسیک، اغلب بدون دفتر مرکزی و سلسلهمراتب ثابت عمل میکنند. اما همین شبکهها میتوانند بهشدت شخصیتمحور شوند. الگوریتمهای شبکههای اجتماعی بدین قرارند: چهرهها را برجسته میکنند؛ پیامهای پیچیده را به شعار تبدیل میکنند؛ اختلافات را تشدید میکنند؛ و سیاست را به رقابت بر سر دیدهشدن تبدیل میکنند.
https://harasswatch.com/news/2656/
ما دادخواهیم؛ اما پشت سد سوگواریهای ناممکن توان نامیدن «ما»ی دادخواه را نداریم. توان به خاطر سپردن و فریاد زدن نامشان، نام تمامشان را. برای دادخواه شدن نیاز به یک سوگواری جمعی داریم. نیاز به حقی که بیش از هرچیز با تسخیر خیابان سلب شده است و با هجومهای خشونتبار دیگر مسدودتر هم میشود. با تغییر نام کشتار و جنگ و ویرانی، به نقطهزنی، به مقاومت، به تلفات. با مصادره تصاویر. با بازی عددها، وزنکشی موضعهای سیاسی. در میان همه ابهامها و تردیدها یک چیز شفاف است: آنها مردهاند و راه به گورستان بسته است. این اولین بار نیست که پشت درهای بسته گورستان سوگواری ناممکن میشود. اولینبار هم نیست که گورستان سیاسیترین زمین زندگان میشود.
https://harasswatch.com/news/2652/
🔹سهم بلوچ از ایران
روز شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ خبرگزاری رسانک گزارش داد که دستکم هفت زندانی بلوچ محکوم به اعدام در زندان مرکزی زابل به بخش قرنطینه منتقل شدهاند و ویدئویی هم از خانوادههایشان منتشر کرد که در مقابل زندان جمع شدهاند تا برای آخرین بار با عزیزانشان ملاقات کنند. امروز یکشنبه ۲۲ شهریور اعلام شد که دو تن از این زندانیان اعدام شدهاند: هاشم رخشانی ۳۴ ساله، متأهل و پدر دو فرزند اهل زهک؛ امانالله نظرخانی اهل روستای دِهنادر از توابع زهک. هاشم رخشانی حدود سه سال پیش با اتهامات مرتبط با مواد مخدر در زابل بازداشت و به اعدام محکوم شده بود و امانالله نظرخانی نیز اوایل سال ۱۴۰۲ نزدیک مرز میلک دستگیر و پس از سه سال زندان در زابل به حکم اعدام محکوم شده بود.
در طول سال ۲۰۲۵، دستکم ۱۳۷ زندانی بلوچ در ۲۷ زندان مختلف ایران اعدام شده اند و که زندان زاهدان با ۳۴ مورد بیشترین تعداد را داشته است. در این میان، حدود ۶۸٫۶ درصد با اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر، ۲۶٫۳ درصد به اتهام قتل، و مابقی با اتهامات سیاسی و عقیدتی، تجاوز، یا نامشخص اعدام شدهاند. این ها البته آمارهایی که تنها شامل موارد احراز هویتشده است و بسیاری از اعدامشدگان گمنام در آن ثبت نشدهاند. بهطور کلی، بر اساس آمارهای سازمان حقوق بشر ایران ۲۵ درصد از اعدامیهای کل کشور مربوط به سیستان و بلوچستان است که با توجه به جمعیت استان نسبت به کل کشور، رقمی بسیار قابلتأمل است.
به گفته دسگوهاران، گروه فمینیستی متشکل از زنان بلوچ، وضعیت اعدامها در بلوچستان از آنجا که با سیاستهای ناامنسازی و فقیرسازی پیوند مستقیم دارد، باعث شده است تا چرخههای خشونت علیه زنان گسترش یابد. اگرچه این خشونت پیشاپیش توسط جریانهای مرکزگرا بهسرعت برچسب «فرهنگی و سنتی» به خود میگیرند، اما نتیجه و حاصل مستقیم سیاستهای خشونتگرایانه، سلبمالکیتها و فقیرسازیها در بلوچستان است. در طول قیام ژینا و پس از آن، زنان بلوچ مدام بر گسترش «سیاست زندگی» در مقابل سیاست مرگ تاکید کردهاند. آنها با دفاع از این سیاست، به عنوان ابزار مقاومت، توانستند هفتهها مقاومت کنند و خیابان را زنده نگه دارند.
https://harasswatch.com/news/2650/
@harasswatch
داستان کاساندرا، زنی که حقیقت را میگفت اما کسی حرفهایش را باور نمیکرد، در فرهنگ ما به اندازۀ قصۀ «چوپان دروغگو»، همان پسری که تا چند بار اول دروغش را باور میکردند، جا نیفتاده است. شاید باید جا بیفتد. کاساندرا، دختر پادشاه تروا، گرفتار نفرینی بود که ماحصل موهبتی عجیب بود: پیشگوییهایش درست از آب درمیآمدند، اما هیچکس به آنها اعتنا نمیکرد. مردمش او را هم دیوانه و هم دروغگو میدانستند و بنا بر برخی روایتها، پیش از آنکه آگاممنون او را به همبالینی خود درآورد، زندانیاش کردند؛ زنی که سرانجام، بیهیچ اهمیتی، همراه با آگاممنون کشته شد.
این روزها، در حالی که از آبهای متلاطم جنگهای جنسیتی عبور میکنیم، بسیار به کاساندرا فکر کردهام؛ چراکه در این جنگها، «باورپذیری» یکی از بنیادیترین اشکال قدرت است و زنان چه بسیار که متهم میشوند از اساس فاقد آناند. کم پیش نمیآید که وقتی زنی حرفی میزند که به اعتبار یک مرد لطمه میزند، واکنشها نه فقط معطوف به درستی یا نادرستی ادعای او، بلکه متوجه تواناییاش برای سخن گفتن و اساساً حق او برای چنین کاری میشوند.
https://harasswatch.com/news/2648/
@harasswatch
🔹رد اعاده دادرسی ارغوان فلاحی، زندانی ۲۴ ساله زیرحکم اعدام
به گزارش امتداد با رد اعاده دادرسی ارغوان فلاحی حالا این زن جوان ۲۴ ساله در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارد.
ارغوان فلاحی متولد سال ۱۳۸۰ است و یک بار در جریان اعتراضات زن زندگی آزادی و بار دیگر در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۶ در جریان پرونده ترور قضات دیوان عالی کشور (رازینی و مقیسه) دستگیر شد. در نهایت اثبات شد که او هیچ نقشی در جریان پرونده ترور نداشته، اما نهایتا با اتهام بغی، توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به اعدام محکوم و این حکم در شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور تایید و اعتراض وکیل او رد شد.
ارغوان فلاحی در شرایطی به اتهام بغی (قیام مسلحانه) به اعدام محکوم شده که به گفته وکیل او، هیچ سلاحی از وی کشف نشده است؛ همچنین او در جریان جنگ ۱۲ روزه و بمباران زندان اوین، در شرایطی که با بمباران در و نگهبانی زندان، حتی امکان فرارش میسر بوده، مانده و به کمک زندانبانان مصدوم شتافته و حتی با لباس خود، شاهرگ بریده شده یکی از پرسنل زندان اوین را بسته و تا رسیدن نیروهای امدادی، عملا باعث نجات جان وی شده است.
#ارغوان_فلاحی
#نه_به_اعدام
@harasswatch
چرا با وجود دههها پژوهش، آموزش، کمپینهای عمومی و تغییرات قانونی، خشونت جنسی علیه زنان همچنان در چنین ابعادی ادامه دارد؟ این پرسش، نقطه آغاز پژوهشی است که بهتازگی در Journal of Interpersonal Violence منتشر شده است. این مقاله بحث را از یک نظرسنجی از حدودا ۲۶۸۹ مرد جوان شروع میکند که تصویری تکاندهنده از میزان عادیشدن اجبار جنسی ارائه میدهد.
پژوهشگران با استفاده از پاسخهای کاملاً ناشناس ۲۶۸۹ مرد ۱۸ تا ۳۴ ساله در آمریکا و کانادا، استدلال میکنند که بسیاری از موارد رابطه جنسی اجباری و تجاوز در جمعیت عمومی، نه اتفاقاتی تصادفی یا ناشی از سوءتفاهم، بلکه رفتارهایی هدفمند و مبتنی بر نوعی «اسکریپت اجتماعی» هستند؛ الگویی که در آن فرد، زنی را که تمایلی به رابطه ندارد یا رضایت نداده، شناسایی میکند، او را از دیگران جدا میکند، تحت فشار یا ارعاب قرار میدهد و در نهایت تلاش میکند مقاومت او را بشکند. نکته نگرانکنندهتر این است که در برخی از این موقعیتها، افراد دیگری نیز از آنچه در حال رخ دادن است آگاهاند.
متن کامل:
https://harasswatch.com/news/2646/
@harasswatch
🔹نویسنده: سمیه رستمپور
در منطق اردوگاهی (کمپیستی)، دشمنی با غرب کافی است تا این دولت بهعنوان «محور مقاومت» بازنمایی شود و تضادهای طبقاتی، جنسیتی، ملی و استعماریِ درون جامعه و آنتاگونیسم مردم با حاکمیت به حاشیه رانده شوند. از همینجا باید میان ضدغربگرایی و آنتیامپریالیسم تمایز گذاشت. جمهوری اسلامی از آغاز خود را در تقابل سیاسی و ایدئولوژیک با ایالات متحده و بخشهایی از نظم غربی تعریف کرده، اما این تقابل بهخودیخود آن را به نیرویی ضدامپریالیستی بدل نمیکند. آنتیامپریالیسم در معنای رهاییبخش خود مستلزم مخالفت با هر شکل از سلطه، استثمار، انقیاد و سرکوب از منظری انترناسیونالیستی است، نه صرفاً جابهجایی مرکز قدرت از یک دولت به دولت دیگر.
متن کامل:
https://harasswatch.com/news/2664/
@harasswatch
بهاره آقایی که پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت و بیش از هفت ماه در وضعیت بلاتکلیفی قضایی در زندان قرچک ورامین نگهداری شده بود، به اتهامهایی از جمله «تبلیغ علیه نظام»، مشارکت در اعتراضات و حمایت از خانوادههای دادخواه، به ۲۰ سال حبس محکوم شده است.
این وکیل دادگستری دستکم ۱۵ روز را در سلول انفرادی گذرانده و یک بار نیز در اعتراض به وضعیت خود دست به اعتصاب زده است. پس از اعتراضات دی، حدود ۱۰ مامور با ورود به خانه آقایی، او را بازداشت و وسایل الکترونیکی اعضای خانواده را ضبط کردند. خانواده او نیز نزدیک به دو هفته از محل نگهداریاش بیخبر بودند.
@harasswatch
«زن، زندگی، آزادی» و مسئله خود-تصحیحگری
جنبش بدون رهبر؛ از لحظه خیزش تا هنجار پایدار
نویسنده: ائلشن
🟠 «زن، زندگی، آزادی» را معمولاً به دو شکل میخوانند: واکنش به مرگ یک زن جوان در بازداشت یا حلقهای تازه در زنجیرۀ درازِ اعتراض به حجاب اجباری. هر دو خوانش درست است، اما هیچکدام نمیگوید چرا این خیزش شکلی داشت که خیزشهای پیشین نداشتند: رهبر نداشت، از بدنها و رفتارهای روزمره آغاز شد و در کانونهای پراکنده ادامه یافت. این یادداشت شکل را جدی میگیرد، چون گمان من این است که شکلِ جنبش هم منبع نیروی آن بود و هم منبع مسئلهای که هنوز حل نشده است.
دربارۀ چنین جنبشی سه پرسش را باید از هم جدا کرد: چرا آغاز شد؟ چرا این شکل را گرفت ؟ چه چیز میتواند آن را ماندگار کند؟
اینجا بخوانید
@harasswatch
🟠 دیدبان آزار: صدها زن در دهلی گرد هم آمدهاند تا در اعتراض به تجاوز به یک دختر ۱۷ ساله در نزدیکی محوطه دانشگاه دهلی، دست به اعتراض بزنند. این یکی از چندین تجمع اعتراضی است که طی هفته گذشته در پایتخت هند برگزار شده است. سه مرد که خود را مأمور پلیس جا زده بودند، یک دختر ۱۷ ساله را در یک پارک عمومی در مرکز پایتخت، مورد تجاوز گروهی قرار دادند. این واقعه برای مردم هند، یادآور تجاوز گروهی و قتل یک دانشجوی ۲۳ ساله رشته فیزیوتراپی در سال ۲۰۱۲ است؛ حادثهای که در داخل هند موجی از اعتراضات سراسری به راه انداخت و در نهایت به تصویب قوانین سختگیرانهتر برای مقابله با خشونت جنسی منجر شد.
🟠 موارد جدید تجاوز جنسی در هند بار دیگر بحثها درباره امنیت زنان را بالا آورده و این پرسش را مطرح کرده است که چرا اصلاحات گسترده قانونی و مجازاتهای سنگینتر نتوانستهاند از میزان خشونت جنسی بکاهند. در واکنش به این سیاستها، دانشجویان دانشگاه دهلی در روزهای اخیر در اعتراض به ناامن بودن فضاهای عمومی به خیابانها آمدند. آنان خواستار افزایش روشنایی خیابانها، ایجاد سرویسهای بهداشتی قابل استفاده، تأمین مسکن و افزایش بورسیههای تحصیلی برای دانشجویان زن شدند.
🟠 پس از این حوادث، واکنش مقامها بیشتر به محدود کردن رفتوآمد زنان معطوف شد. در دهلی دسترسی به برخی پارکهای عمومی محدود شد و کالج دخترانه «لیدی شری رام» برای مدت کوتاهی کلاسهای خود را به شکل آنلاین برگزار کرد. زنان در بیهار نیز به مجله «آوتلوک» گفتند که حادثه جَمویی به افزایش فشارهای خانوادگی و کنترل بیشتر زندگی آنان منجر شده است. منتقدان میگویند این واکنشها الگویی تکراری را نشان میدهد: پس از انتشار هر خبر مربوط به خشونت جنسی، از زنان خواسته میشود پوشش خود را تغییر دهند، زودتر به خانه بازگردند، از مکانهای خاص دوری کنند یا رفتار خود را محدود کنند. در نتیجه، مسئولیت جلوگیری از خشونت از متجاوزان و نهادهای مسئول به قربانیان بالقوه منتقل میشود. وِدایانا، دانشجوی ۲۰ ساله کالج لیدی شری رام، گفت بستن پارکها راهحل نیست. به گفته او، اگر مسئولان برای امن و قابل استفاده کردن این فضاها اقدام نکنند، عملاً این پیام را میفرستند که پارکها فقط برای مردان هستند.
🟠 کاویتا کریشنان، فعال فمینیست، این روند را یکی از گستردهترین شکلهای خشونت جنسیتی در هند توصیف کرده است. به گفته او، بهجای بررسی ریشههای اجتماعی خشونت جنسی، نقش ساختارهای مردسالار و ضرورت آموزش و تغییر رفتار مردان، زنان وادار میشوند فضای کمتری در جامعه اشغال کنند. مینا کانداسامی، نویسنده فمینیست هم گفته است کنترل زنان برای مقامات آسانتر است، چون هزینه نهادی چندانی ندارد و به خانوادهها این پیام را میدهد که دولت در حال مدیریت بحران است. به گفته او، مخاطب اصلی این سیاستها زنان جوانی نیستند که احساس ناامنی میکنند، بلکه سایر اعضای جامعهاند.
🟠 بر اساس تازهترین آمار رسمی موجود، هند در سال ۲۰۲۴ بهطور میانگین روزانه ۸۰ مورد تجاوز جنسی را ثبت کرده است. این رقم در مقایسه با سال ۲۰۱۲، یعنی آخرین سال پیش از اجرای قوانین سختگیرانهتر، حدود ۶۸ مورد در روز بوده است. فعالان میگویند شمار واقعی موارد تعرض و خشونت جنسی احتمالاً بسیار بیشتر از این آمار است، زیرا بسیاری از قربانیان هرگز شکایت خود را ثبت نمیکنند.
🟠 فعالان حقوق زنان میگویند تغییرات قانونی، که از جمله شامل گسترش تعریف جرایم جنسی و وضع مجازاتهای سنگینتر برای تجاوز بود، نتوانسته به اندازه کافی از وقوع این جرایم جلوگیری کند. یوگیتا بهایانا، فعال حقوق زنان میگوید: «هیچکس روی راهحل واقعی، یعنی تغییر نگرش و طرز فکر، کار نمیکند. هنوز این ذهنیت وجود دارد که اگر زنی شبهنگام بیرون از خانه باشد، تقصیر خودش است. یا اینکه مردان خود را محق میدانند زنان را کنترل کنند، مثلاً وقتی زنی را در کنار مرد دیگری میبینند. اینکه جامعه هنوز چنین طرز فکری دارد، واقعاً تکاندهنده است.»
🟠 بر اساس یک نظرسنجی از بیش از چهار هزار زن در دهلی نو و بنگلور، ۶۵ درصد زنان در دهلی نو و ۲۹ درصد زنان در بنگلور گفتهاند که طی یک سال گذشته در فضاهای عمومی مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند. یک مطالعه دیگر که در سال ۲۰۲۴ در هند و پاکستان انجام شد نیز نشان داد آزادی رفتوآمد زنان همچنان بسیار محدود است و تحرک آنان عمدتاً به تحصیل، اشتغال یا انجام کارهای مراقبتی بدون دستمزد وابسته است. در این مطالعه، رفتوآمد برای تفریح و لذت بردن تقریباً جایی در زندگی روزمره زنان ندارد.
@harasswatch
گرامر زخم؛ از تصاحب تجربه تا سیاستِ ناتمام گذاشتن دیگری
نویسنده: پیام حسنزاده
🟠 سیاست رهاییبخش زمانی از تصاحب فاصله میگیرد که «نه» دیگری بتواند نحو متن، مفاهیم آن و جایگاه گوینده را تغییر دهد. در این معنا، ترمیم زخم نه در سخن گفتن به جای دیگری، بلکه در ساختن زبانی رخ میدهد که بتواند سخن، سکوت، ندانستن و امتناع او را بدون تمام کردن آن بشنود.
اینجا بخوانید
@harasswatch
«بیکاری، بیگاری، حجاب زن اجباری»
🟠 بر اساس گزارشهای منتشرشده از سوی کانال «علامه آزاد»، دانشجویان دانشگاه علامه روز دوشنبه شش مهرماه در پردیس مرکزی این دانشگاه تجمع اعتراضی برگزار کردند. افزایش شهریه دانشجویان شبانه و سنواتی، وضعیت ارزاق و امکانات خوابگاه، کیفیت تغذیه و موضوع حجاب از جمله مسائلی عنوان شده که موجب اعتراض دانشجویان شده است.
🟠 در جریان این تجمع، نیروهای بسیج با طرح موضوع گفتوگو تلاش کردند تجمع دانشجویان را متوقف کنند. در همین میان، فردی که در میان صف نیروهای بسیج حضور داشت، دانشجویان را تهدید کرد و گفت آنها را «توی گونی» خواهد کرد. دانشجویان نیز در واکنش به این تهدید، شعار «گفتوگوی تو گونی، نمیخوایم، نمیخوایم» سر دادند. برخی از شعارهایی که در جریان تجمع از سوی دانشجویان مطرح شد، عبارت بود از:
گرانی، تورم، بلای جان مردم
بیگاری، بیکاری، حجاب زن اجباری
دانشگاه پولکی، نمیخوایم نمیخوایم
با رتبههای عالی، تو خوابگاه پوشالی
ریاست دانشگاه، پاسخگو پاسخگو
نه پادگان نه بنگاه، درود بر دانشگاه
فکر نکنید یک روزه، قرار ما هر روزه
دانشجوی زندانی، آزاد باید گردد
🟠 از طرفی دیگر طبق گزارشهای رسیده به «دانشجویان متحد»، حدود ۱۵۰ دانشجوی دانشگاه الزهرا از ورود به دانشگاه منع شدهاند؛ این در حالی است که برای شماری از آنها هنوز حکمی از سوی کمیته انضباطی صادر نشده و ممنوعالورودی با تصمیم ریاست دانشگاه اعمال شده است. برخی دانشجویان نیز بدون دریافت ابلاغ رسمی، هنگام مراجعه به دانشگاه از ممنوعالورود بودن خود مطلع شدهاند. تعدادی از این افراد از ترم گذشته همچنان اجازه ورود به دانشگاه را ندارند.
🟠 همچنین ۳۰ دانشجوی دانشگاه هنر توسط کمیته انضباطی به محرومیت از تحصیل محکوم شدند. این احکام شامل دو و چهار ترم محرومیت از تحصیل بودهاند. موضوعی که نشاندهنده سرکوب بالا در دانشگاه هنر به دلیل اعتراضات اسفندماه سال گذشته است.
🟠 رئیس قوه قضاییه اعلام کرده به دادستان کل کشور به عنون مدعیالعموم دستور داده که با همکاری سایر بخشهای انتظامی، اطلاعاتی و متولیان دولتی «در راستای صیانت از حقوق مردم و مبارزه با مظاهر فساد، موضوع مقابله با ناهنجاریهای اجتماعی و بعضاً ولنگاریها و برهنگیها را با قاطعیت و منطبق با مرّ قانون پیگیری کند.»
🟠 اژهای میگوید: «آنچه ضروری است جمع کردن این بساط ناهنجاری و برهنگی است؛ لکن با تدبیر و درایت. رئیسجمهور و مجلس نیز موافق این قضیه هستند. در این راستا، نباید از غوغاسالاریها و هیاهوها هراسید.»
@harasswatch
گلوریا استاینم؛
میراث و نقدها
چندی پیش گلوریا استاینم، روزنامهنگار، فعال حقوق زنان و از چهرههای جنبش فمینیستی آمریکا، در سن ۹۲ سالگی در خانهاش در منهتن نیویورک درگذشت. دوستانش درباره او نوشتند: «بزرگترین استعداد گلوریا تواناییاش در گوشدادن به دیگران و بهرسمیتشناختن آنها بود.»
استاینم در طول بیش از شش دهه فعالیت، علیه خشونت خانگی، ختنه زنان، صنعت پورنوگرافی و جنگهای ویتنام و خلیج فارس موضع گرفت و از جنبشهایی چون «جان سیاهان مهم است» و حقوق کوئیرها حمایت کرد. او همچنین در سال ۲۰۱۷ در راهپیمایی زنان علیه دونالد ترامپ سخنرانی کرد.
با این حال، جایگاه او در جنبش فمینیستی محل مناقشه بود. گروههای فمینیستی رادیکال مانند «رداستاکینگز» همکاری پیشین او با «سازمان مستقل تحقیقات» را، که از منابع مالی مرتبط با سازمان سیا برخوردار بود، نقد کردند و ماهیت و پیامدهای این ارتباط را به پرسش گرفتند.
ترجمه دو مقاله از نیویورک تایمز و رداستاکینگز درباره فعالیتها و نقش گلوریا استاینم، میتواند به آشنایی با با برخی از بحثها و چالشهای درون جنبش زنان آمریکا در دهه هفتاد کمک کند.
@harasswatch
از آدمها و دیوارها؛
پارههایی برای تابستان سالی که نگذشت
نویسنده: نیلوفر رسولی
🟠 خیلی دیرتر از اینها باید برایت مینوشتم، دیرتر، چند موجی بعد، بعدتر بعدتر بعدتر، هنگامهای که دریا مشتهایش را عقب کشیدهبود، عقبتر، و حلقهحلقههای استیصال را در دهان پرماهی خود فروخورده بود؛ شاید آن زمان که بالاخره در گوشهای از این جغرافیا شکسته بودم یا، چیزی در من شکسته بود که نامش را نمیدانم، نمینامم؛ شاید آن زمان که تمام نامها را یکییکی فریاد زده بودم، تلوتلوخوران تا آخرین پرتگاه حافظه پیش رفته بودم، گفتنیهایی دیگری داشتم؛ یا شاید قبلتر، آن زمان که در شبهای انقطاع و جنون، در هر نامی نام تو را میدیدم، در هر تنی چشم در جستوجوی تن تو داشتم، آن زمان که تو ویران میشدی، من تصویر ویرانیات را تنها میتوانستم ببوسم؛ شعلههای جنون در میانه زمستان، زمستان سخت بلند، آن فصلی که در سیاهی چشمان هم چنان خیره میماندیم تا بدانیم شب دقیقاً چه رنگی دارد.
🟠 بیشتر بخوانید
@harasswatch
خیابانها ممکن است دوباره خلوت شده باشند. ممکن است آسفالت بلوار کشاورز دوباره در سکوتی وهمانگیز فرو رفته باشد. ممکن است ماشینهای گشت، با رنگها و نامهای جدید، دوباره در تقاطعها مستقر شده باشند. اما در هندسه هستی، هیچچیز به جای اولش بازنگشته است. «اختلاف»، زمان را به دو نیمه شمشیر زده است: پیش از رخداد، و پس از رخداد. قابهایی که در آن پاییز شکسته شدند، دیگر به هم نمیچسبند. چشمهایی که یکبار مرئی شدن حقیقت را دیدهاند، دیگر نمیتوانند به کوری پیشین بازگردند. آیا میتوان به عقب بازگشت؟ این پرسشی است که اکنون در شهرها معلق مانده است. حقیقتی که روی سنگفرشها ریخت، هنوز آنجاست؛ نامرئی اما تپنده. آنچه در آن زمان پاره شد، فقط سکوت نبود؛ خود نظم محسوس بود. و آنچه پاره شد، دیگر نمیتواند بهطور کامل بازسازی شود.
https://harasswatch.com/news/2653/
هیچ تصویر واحدی نمیتواند نمایندۀ تمام «زن، زندگی، آزادی» باشد. هیچ قهرمان واحدی نمیتواند حامل تمام تاریخ آن باشد. و هیچ آرشیوی نمیتواند ادعا کند که حافظه را کامل کرده است. آینده بدون حافظه ساخته نمیشود. اما حافظه نیز چیزی ثابت و آماده نیست؛ حافظه ساخته میشود، تمرین میشود و بین اذهان و آدمها گردش میکند. شاید امروز، در میانۀ خستگی، جنگ، فقر، خشونت و پراکندگی، و در عین حال تلاش جامعه برای ادامه دادن، جسور ماندن و امیدوار بودن، سوال این باشد که چگونه دوباره و چندباره به یاد بیاوریم کنار هم بمانیم و از گذشته مراقبت کنیم؟ و چگونه آنچه را زمانی تخیل کردیم در زندگی روزمره ادامه دهیم، تا از دل حافظه، امکان جهانی دیگر همچنان گشوده بماند؟ بگو زن. بگو زندگی. بگو آزادی.
https://harasswatch.com/news/2655/
آنچه در شهریور سال ۱۴۰۱ بر سر مزار ژینا امینی اتفاق افتاد، تنها سوگواری بر بدن یک زن کشتهشده به دست حکومت ایران نبود، لحظهای بود که در آن، بخشی پنهان از تاریخ مبارزۀ زنان کُرد در عرصۀ جهانی پدیدار شد، تاریخی کمتر دیدهشده که در آن، زنان بدن مرده را به میدان مبارزه برمیگردانند و مادامی که در حال سوگواری هستند، مرگ، نام و حافظه را بهم پیوند میزنند. از این منظر، اگر بخواهیم لحظۀ آیچی را بفهمیم، لازم است به عقب برگردیم؛ به تاریخی که در آن سیاستِ رابطه با مردگان و معناگذاری مرگ، بخشی از میدان مبارزۀ سیاسی جنبش زنان کردستان شد و زنان با بسط این مبارزه به میدان پدرسالاری فرم جدیدی از مبارزه برای حق بر بدن را شکل دادند.
https://harasswatch.com/news/2654/
@harasswatch
این پژوهش پویاییهای درونی جنبشهای زنان در سودان جنوبی را بررسی میکند و بر تقاطعهای سن، قومیت و طبقه تمرکز دارد. هدف پژوهش نشان دادن چگونگی همبستگی و چندپارگی این هویتهای درهمتنیده در درون جنبش زنان در شرایط پساجنگ سودان جنوبی است. این مطالعه بر مبنای چارچوب نظری فمینیسم اینترسکشنال (متقاطع) انجام شد و روشهای کیفی و کمی را برای تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از مصاحبههای عمیق، بحثهای گروهی متمرکز و تحلیل اسناد ترکیب کرد. یافتهها نشان داد که جنبشهای زنان در سودان جنوبی از طیفی متنوع از سازمانها، شبکهها و گروهبندیهای غیررسمی تشکیل شدهاند که منعکسکننده چشمانداز اجتماعی و سیاسی این کشور است. با این حال، این جنبشها با چالشهای چشمگیری نیز مواجه بودند، از جمله اختلافات سنی، قومی و طبقاتی. این مطالعه نشان داد که ۶۵ درصد از زنان زیر ۳۵ سال احساس میکردند که به طور سیستماتیک از سمتهای رهبری کنار گذاشته شدهاند، در حالی که ۷۰ درصد از سازمانهای زنان در مناطق شهری مستقر بودند که این امر به کم توجهی به مناطق روستایی منجر میشد.
https://harasswatch.com/news/2649/
@harasswatch
در گزارش نشست، تصویرِ شیرین کریمی، مترجم و سخنرانِ زن حذف شده و نام او تنها در انتها و بهاشارهای گذرا آمده است؛ آنهم در گردهماییای که برای گفتوگو دربارۀ کتابی برگزار شده که محتوایش نقدِ اندیشمندان چپ به جنبش ووک است. این جنبش بر هشیاریِ همیشگی در برابر بیعدالتی، تبعیض و نابرابری پای میفشارد. نقدهای وارد بر این جنبش هر چه باشد، بیانصافی است اگر دستاوردهای آن را برای افراد و گروههای بهحاشیهراندهشده در جهان نادیده بگیریم. اندیشۀ چپی که ادعا میکند «ووک» نیست، لازم است دربارۀ حضور زنان در عرصۀ عمومی حساسیت و مسئولیت بیشتری نشان دهد، بهویژه در جامعۀ پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، و شاید بد نباشد کمی هم «ووک» باشد. در گردهماییای که اندیشمندان و هنرمندان در کنار شمار زیادی از روزنامهنگاران، پژوهشگران و دانشجویان حضور دارند، چنین حذفی چه معنایی دارد؟ مترجمی که بیش از همۀ حاضرانِ آن نشست برای برگردان موضوع بحث به زبان فارسی وقت گذاشته و کار فکری انجام داده است اینگونه حذف و حضورش بی اهمیت جلوه داده میشود.
https://harasswatch.com/news/2647
@harasswatch
بازگشت کریم مظاهری، عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف، به تدریس درس اجباری در مقطع کارشناسی، با اعتراض دانشجویان روبهرو شده است. مظاهری پیشتر دستکم از سوی یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی با اتهام «تعرض، تماس و پیامکهای آزاردهنده» مواجه شده است.
@harasswatch
مفهوم «مبارزه کاناپهای» را میتوان بهمثابه مفهومی انتقادی برای تحلیل شکل خاصی از کنشگری معاصر در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی به کار گرفت؛ شکلی از کنشگری که در آن فاصله میان «تجربه زیسته» و «بازنمایی رسانهای» افزایش یافته و احساس مشارکت سیاسی الزاماً با مشارکت واقعی در فرایندهای اجتماعی و سیاسی متناظر نیست. در این وضعیت، سوژه از موقعیتی نسبتاً امن و دور از میدان مستقیم تعارض، خود را در مقام کنشگر، مبارز یا حتی سوژه تغییر اجتماعی بازنمایی میکند، بیآنکه لزوماً در معرض هزینهها، مخاطرات و مسئولیتهای ناشی از کنش جمعی قرار گرفته باشد.
متن کامل:
https://harasswatch.com/news/2644/
@harasswatch