42163
ادمین، درخواست تبلیغات و فیلم : @g_rahimimanesh @cafe_honar_ads : تعرفه تبلیغات آدرس فیلم های ارائه شده: @List_Adres 🎞️ سفارش و درخواست فیلم پذیرفته می شود. اینستاگرام : instagram.com/_u/honar7modiran
#اریک_رومر :
" فیلم دیگری نمی شناسم که ارزش های سنتی همچون شجاعت و سخاوت را بهتر از «رم شهر بی دفاع» پاس بدارد."
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
.
پوستری از خاطره انگیز: رم شهر بی دفاع
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
💬 رم، شهر بی دفاع.
از بهترین فیلمهای نئوریالیستی تاریخ سینمای ایتالیا. آنچه پس از تماشای فیلم در ذهن تماشاگر نقش میبندد شکوه اخلاقی انسان به معنای عامش است.
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
.
یکی از اثر گذارترین سکانس های دنیا بعید می دانم کسی از دیدن این صحنه ها چشمانش تر نشود.
هیچکس جلودارش نیست،قدرتش ورای سرباز و افسر و تفنگ و سرنیزه و حتی گلوله است. او یک زن است.
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
#ژان_لوک_گدار:
ــ تنها یک فیلم است که تعهد به مقاومت را آگاهانه انجام داد؛
«رُم شهر بیدفاع» و بعد از آن این تعهد از بین رفت!
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
نسخه کمحجم PDF/
آغاز سومین سال انتشار مجله «فنسالاران»، شماره ۲۵ 🌱شهریور ۱۴۰۴
🟧تورق نسخه الکترونیکی بیستوپنجمین شماره مجله «فنسالاران»
روی فایل PDF، کلیک کرده، و با «فنسالاران صنعت داروی کشور» هممسیر و همراه شوید.
(همیشه نسخه اصلی بهتر است.)
دسترسی روی سایت،
بدون نیاز به فیلترشکن 👇👇👇
https://B2n.ir/md6393
🪴قرار بعدی:
فنسالاران شماره ۲۶، مهر ۱۴۰۴
🟧@fansalaran
«کانال هنرواژه» برای علاقهمندان به
🎭 «هنرهای تجسمی»
♟️«ادبیات و فلسفه»
🎼 و «موسیقی»
👇👇👇
/channel/+9C0WGBd96FI3YjNk
/channel/+9C0WGBd96FI3YjNk
◽پازولینی:
روسیلینی خود نماد نئورئالیسم است، در کشف واقعیت به صورت عینی و ملموس ایتالیایی روزمرگی و عادی بودن، آن در زمان فاشیسم از بین رفت. عملی شهودی بود و به شرایط خاص آن دوران ربط داشت، زمانی که نقاب جهل برداشته شد یکی از کسانی که چهره ی تسکین دهنده ی ایتالیا شد او[ روسیلینی] بود.
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
رفته رفته بار وجودین پرسوناژ(کشیش دون پیترو) در اهرم کنشگرایی سایر کاراکترها عیانتر میگردد که یکی از فصلهای آن را با پینا و وی در کلیسا مشاهده میکنیم که در همینجا روسلینی از المانها و کانسپت مذهبی در بستر فرمش یک برآیند هوشمند تماتیک – ساختاری میگیرد.
نمایی مدیومشات از پینا و کشیش که در حال حرکت هستند و دوربین هم به عقب تراولینگ میکند. در بکگراند محراب کلیسا با یک فاصلهی کانونی دقیق حفظ شده و میزانسنی نیمه متحرک با قرار دادن مداوم کشیش و زن در جلوی محراب، نشان از اهمیت و مرکزیت کلیسا در بطن قصه برای کارگردان است و این مکان به صورت کالبدی مستحکم در کلیت اثر سایهای مداوم و متمرکز دارد. متوازن با این رفتار، رابطهی کشیش با بچههای مبارز در طول فیلم است که ما را با سکانسهایی پر از تکانههای دراماتیک مواجهه میکند. از یک طرف دون پیترو به نوعی حامی این بچهها است و از سوی دیگر به کمکشان هم میرود و یادمان هم نرود که این بچهها در کلیسای او رفت و آمد دارند و در محراب مقدس اوست که عشای ربانی را زیر عبای وی میآموزند. کلیسا در مرکزیت رم شهر بیدفاع یک مکان ثابت و پر از امنیت روحی است، با اینکه روسلینی به هیچوجه نمیخواهد این کالبد را به صورت هژمونی و ایدئولوژیک در فرم روایتش به خورد مخاطب بدهد. گویی روح و معنویت کلیسا تماما در ساحت و بطن پرسوناژ سمپات دون پیترو آغشته گشته و در نهایت به مسلخگاه ایمان میرود.
✍ #پژمان_خلیل_زاده
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
🎧 به دنیای موزیک خوش اومدی!
اینجا موزیکورسه؛ جایی برای همه سبکها و سلیقهها.
🎶 آهنگ گوش بده و موزیک خودت رو هم شیر کن!
📥 اگه موزیک برات یه حسه، اینجا خونته!
🔻🔻🔻
🔗 /channel/moozikvers
🔗 /channel/moozikvers
آموزش رایگان طراحی کاراکتر برای همه علاقمنداااان🔥❤️🤘🏼
اگه تو هم عاشق طراحی کاراکتر و تصویر سازی هستی و دوست داری خیلیی راحت و خفن طراحی رو یاد بگیری. این کانال برای توعه!
هر روز آموزش های مرحله به مرحله تصویری و ویدئویی و تمرین میذاریم و اگه باهاشون پیش بری میتونییی خیلی زود طراح کاراکتر بشی و حتی وارد بازارکارش بشی🤌😎❤️
😎 اینجا دیگه چی پیدا میکنی؟
✔️آموزش طراحی کاراکترهای خفن
✔️ آموزشهای ویدیویی رایگان طراحی کاراکتر
✔️ رفرنسها و منابع حرفهای برای تمرین
✔️ کتابهای نایاب طراحی و نقاشی
✔️ ترفندها و تکنیکهای طراحی
✔️فایل براشهای خفن برای نقاشی دیجیتال
✔️ همراه چالشهای خفن طراحی
🎁به علاوه یک دوره رایگان طراحی کاراکتر صفرتا صد هدیه به شما
برای شروع یادگیری همین الان بیا کانال و از اولین آموزش شروع کن❤️🤌
/channel/mohammadetalebi2
رم شهر بی دفاع (1945) بر اساس داستانی واقعی ساخته شد؛ ماجرای کشیشی بنام "دون مارسینی" که آلمانها تیربارانش کردند. گفته میشود که شخصیت "مانفردی" نیز از یکی از چهره های برجسته کمونیست نهضت مقاومت یعنی "چلسته نگارویله" گرفته شده است.
فدریکو فلینی در آن زمان یک کاریکاتوریست بود تلاش زیادی کرد تا آلدو فابریتسی نقش این کشیش را بازی کند.
استفانو رونکورونی درباره اش نوشت: این فیلم یکی از اولین بازتابها از آن روزهای خطرناک بود و زمانی ساخته شد که خاطره آن روزها هنوز روشن و تازه بود، فیلمی که در ذات خود سینمایی سنتی بود و وجداناً فاقد صمیمیت، چرا که روسلینی هنوز درگیر بقایای عقاید داغ و مشخصی بود که از فیلم قبلی اش بجا مانده بود ...
رم شهر بی دفاع و پائیزا فیلمهایی بودند که در آن دوره از تاریخ نوعی ترازنامه بشمار میرفتند، ترازنامه بیست سال فاشیسمی که به درام بزرگ جنگ انجامید، و ثمره چیزی بود سخت نیرومندتر از ما، و ما را به اضمحلال کشاند و نابود ساخت. اگر فقط یک بار این ترازنامه به تعادل میرسید شاید آغاز فصلی تازه امکان می یافت.
🎥 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
منبع ویدیو: کانال ناسینما
گفتگوی با روبرتو روسلینی فیلمسازی که به ندرت در مقابل دوربین مصاحبهگران ظاهر شد.
کارگردان برجسته ایتالیایی و از بنیانگذاران نئورئالیسم. که در آن از شرایط سخت و دشوار ساخت شاهکارش، "رم، شهر بی دفاع" می گوید. یکی از فیلمهای شاخص نئورئالیسم سینمای ایتالیا.
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
دومین کاراکتر اصلی که به نوعی مکمل پینا محسوب شده، کشیش دون پیترو است که با کمیتهی آزادی به صورت مخفیانه همکاری داشته و در ساحت یک کشیش، فردی است انقلابی و ظلمستیز.
حال درام در سیر مضمونی ساده و کوچک استارت میخورد، پینا و دون پیترو وارد ماجرایی میشوند که باید از افراد کمیته حمایت نمایند و به صورت بالقوه در تقابل نازیها قرار میگیرند.
روسلینی در انتخاب شخصیت دون پیترو به عنوان یک پرسناژ و مکمل اثرگذار بسیار با حساسیت وی را در بدنهی درام به ساحت یک شخصیت تبدیل میکند.
دون پیترو یک کشیش سمپات و دلسوز است که از نوع برخوردش با مردم یک حس اعتماد را برای آدمی منعکس مینماید، بخصوص اینکه او با مکانیسم کلیسا در هم آمیخته است و در زندگی سنتی ایتالیاییها – که همیشه مذهب نمادی از ایستادگی محسوب میشده است- نفوذی موثر دارد. روسلینی با وام گرفتن از این رانهی اجتماعی، شخصیت مکمل و ایثارگر خویش را از دل مسیحیت انتخاب نموده و حالت سنتی و زیستی اکولوژی خود را تبدیل به سیر درامش کرده است. نوع شخصیت دون پیترو هم بجای اینکه فردی خشک و مذهبی نشان داده شود، بیشتر یک فرد سمپات و همراه با مشکلات مردم نمایش داده میشود. در این بین یکی از جذابترین کاراکترهای فیلم مارچلو پسر کوچک پینا است که به همراه دوستش در دنیای کودکانهی خودشان میخواهند در مبارزه علیه فاشیستها سهمی داشته باشند. گویی روسلینی از همینجا این ایدهی درگیری کودکانه در امر جنگ برایش تبدیل به یک چالش شده و آن را در فیلم بعدیاش (پایان این سهگانه) «آلمان سال صفر» به عمق فاجعه میرساند، کودکی که در دنیای بچهگانهی خود طعمهی خشونت جنگ شده و دیگر نمیتواند بچهگی کند. بعدها این سیر و اثرگذاری را برای نمونه در فیلم «کودکی ایوان» اثر آندری تارکوفسکی به شیوهای دیگر مشاهده میکنیم.
دون پیترو در ادامهی مسیر دراماتورژی و قرار گیری در بطن روایت و کُنش مرکزی به سراغ فرانچسکو فراری میرود و عملاً عاملی میشود برای فعالیتهای مخفیانهی کمیتهی آزادی. در فرم اثر پر و بال دادن به کاراکتر او توسط فیلمساز به آهستگی و بدون هیچ عجلهای صورت میگیرد و در مکثها و آکسیونهای ساختاری شاهد جزئیاتی بصری از پازل شخصیتی این کشیش سمپات هستیم. برای نمونه وقتی که او به صورت مخفیانه به یک عتیقه فروشی برای دیدن فرانچسکو میرود بر روی میز شاهد مجسمهای عربان است که این موضوع خلاف شعائر دینی و فردیت اوست پس وی با مکثی کمیک شروع به جا به جا کردن مجسمه از روی میز نموده ولی به هر طرف که میچرخاند عریانی مجسمه واضحتر میشود. فیلمساز هم برای نمایش این حد و مرز اخلاقی کاراکترش از پشت مجسمه با نمایی فاصلهگذار، اکسسوار را در یک قاب با کاراکتر قرار میدهد و در اینجا میتوان حد نگهداشتن و فهم فرمیک کارگردان را ستود، با اینکه مثلاً برای بامزه کردن این آکسیون میتوانست یک اینسرت از مجسمه گرفته و سپس نما را به چهرهی مشوش کشیش کات بزند اما چنین کاری نمیکند و نحوهی ساختن ساحت شخصیتش را به دام ابتذال نمیاندازد، با اینکه خیلی راحت میتوانست با این تکنیک درامش را به سبک سنتی مرتجع نماید اما دوربین روسلینی بسیار در حد نگهداشتن فهیم و باشعور است یا نمونهی اصلی و درخشان دیگر در سکانس شکنجه است که دوربین با حفظ فاصلهای تراکنشی میان سوژه و عمل، در مقام یک ناظر در حال دیدزنی است و هالهی قدرتمند پرسناژش را برای بهره بردن دراماتیک آنی و لحظهای خدشهدار نمیکند. در زیرزمین عتیقه فروشی به بهانهی آشنایی با یکی از کاراکترهای انحرافی فیلم فرانچسکو، ما با تشکیلات زیرزمینی کمیتهی آزادی آشنا میشویم و فیلمساز تا حدودی در تصویرش این تشکل مخفی را برایمان آشناییزدایی بصری میکند، تشکلی که ریشه در واقعیت بیرونی دارد و واقعا در زمان اشغال ایتالیا توسط آلمانها در شهر رم جریان داشت و به مبارزه میپرداختند. روسلینی هم به مدد آشنایی با این کمیته دوربینش را به داخل مخفیگاههای آنان برده و نحوهی عملکردشان را شرح میدهد بخصوص اینکه واقعیت اتفاق افتاده زیاد از اقتضای زمانی ساخت فیلم دور نبوده و بیشتر لوکیشنهایی که فیلمساز انتخاب کرده مکانهای حقیقی هستند، مانند آن زیرزمین، ساختمانهای خرابه و خیابانهای جنگزده و مردم مشوش کوچه و بازار که از پس قاب دوربین روی دست در نماهای تعقیبی خارجی به تصویر کشیده میشوند.
✍ #پژمان_خلیل_زاده
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
نسخه کمحجم PDF/
مجله «فنسالاران»، شماره ۲۴
🌱نیمه امرداد ۱۴۰۴
🟧اکنون روی فایل PDF، کلیک کرده، دانلود کنید، و با «بیستوچهارمین شماره مجله فنسالاران»، هممسیر و همراه شوید.
(همیشه نسخه اصلی بهتر است.)
همچنین دسترسی روی سایت،
بدون نیاز به فیلترشکن 👇👇👇
https://B2n.ir/dw3836
🪴قرار بعدی:
فنسالاران شماره ۲۵، شهریور ۱۴۰۴
🟧@fansalaran
«رم، شهر بیدفاع» در قیاس با اغلب تجربههای مشهور نئورئالیستی دیگر که بعد از آن ساخته شدند، ذوقزدگی کمتری نسبت به سبک بیانی خود دارد و از سرسپردگی افراطی به آنچه شعارها یا ادعاهای این سبک را شکل داد، دور است.
فیلمهایی مانند «دزد دوچرخه» (ویتوریو دسیکا/ ۱۹۴۸)، «زمین میلرزد» (لوکینو ویسکونتی/ ۱۹۴۸) یا «برنج تلخ» (جوزپه دسانتیس/ ۱۹۴۹)، هیچکدام نه طنز البته گزنده فیلم روسلینی را دارند و نه عناصر فیلمنامهای کاملا کلاسیک و درامساز مانند «پیشداستان» و «تعلیق»، به این شدت در آنها کارکرد پیدا میکند.
سکانس مربوط به رفتن پسربچه و دون پی یترو (فابریتسی) به طبقات ساختمان اشغالشده و تخلیهشده توسط آلمانها از آن نمونههای دلهرهزایی است که میتواند تماشاگر محدود به ارزشهای صرف نئورئالیستی را شگفتزده کند.
حرکت دوربین معروف فیلم در نمای نقطه نظر فرانچسکو (فرانچسکو گراندجکت) که پشت کامیون آلمانیها اسیر است و دویدن و فریاد زدن و به رگبار بسته شدن محبوبش پینا (آنا مانیانی) را میبیند، از اصرار سبکی نئورئالیسم به پرهیز از جلوهگری کار دوربین، بسیار دور است.
اِشغال رم و دستگیری فرانچسکو و کشته شدن پینا، هر سه درست در همان روزی روی میدهد که بنا بود آنها ازدواج کنند. این نوع همزمانی وقایع مهم زندگی فردی و حوادث بزرگ و تلخ ملی را سینمای ایتالیا هنوز وامدار «رم، شهر بیدفاع» است.
نقطه عزیمت روایت پرسوز و شور فیلم «مالنا» (جوزپه تورناتوره/ ۲۰۰۰) را به یاد آوریم: دوچرخهدار شدن رناتو در اوان نوجوانی، دیدن مالنا اسکوردیا (مونیکا بلوچی) و آغاز جنگ جهانی دوم، همه در یک روز مقارن میشوند. دامنه تاثیرات فیلم مادر و مرجع روبرتو روسلینی، بسی فراتر از محدوده نئورئالیسم آن سالهاست.
✍ #امیر_پوریا
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
باور نمیکند دل من مرگ خویش را
نه نه من این یقین را
باور نمیکنم
در من چه وعدههاست
در من چه هجرهاست
در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
اینها چه میشود ؟
✍ #سیاوش_کسرایی
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
✍ آندری تارکوفسکی: هنر گونهای از نیایش است و انسان زیست نمیکند، مگر با نیایش...
🔹در کنارِ هم، کتاب میخوانیم، فیلم میبینیم، گفتگو میکنیم و از هم میآموزیم.
📖 مانند دیگران نباش
حتی اگر تو تنها فردی باشی
که مانند دیگران نیست...
(فئودور داستایفسکی)
/channel/+VVXIf-He2X82NGZk
/channel/+VVXIf-He2X82NGZk
/channel/+VVXIf-He2X82NGZk
🖼 تنها چیزی که میتواند
بیصدا فریاد بکشد هنر است.
هنر را در آغوش بگیر
یقیناً بهترین دوستت خواهد شد...
🔹به جمعِ ما بپیوندید و در خوانشِ گروهیِ رمانهای فاخر و تماشای آثار سینمایی ارزشمند، با ما همراه شوید 📚🎬
اساطیر هند
با علیرضا اسماعیلپور
۱۰ جلسهی ۳ ساعته
دوشنبهها ساعت ۱۸ تا ۲۱
حضوری و آنلاین
...
در این دوره به شرح فشردهی مبانی اساطیر ودایی (از ۱۵۰۰ تا ۶۰۰ پم) و پساودایی (از ۵۰۰ پم تا امروز) خواهیم پرداخت. مباحث عمده مشتمل هستند بر معرفی خانوادهی قومی-نژادی آریایی؛ شکلگیری وداهای چهارگانه و تکوین جهان ودایی؛ ایزدان اصلی ریگودا و مفاهیم بنیادین مرتبط با آنان؛ تحول دینی سدهی پنجم-ششم پم و ظهور تریمورتی؛ شرح روایات و مضامین اصلی ویشنویی و شیوَهای؛ و شرح جایگاه ایزدی و حماسی و عرفانی کرشنه و سلطهی او بر باورهای هندی.
...
برای آگاهی بیشتر در مورد این دوره به شماره ۰۹۳۳۵۰۳۷۷۳۰ (در تلگرام یا واتساَپ) پیام دهید.
آیدی شماره بالا در تلگرام:
@khoonehkaredegareh
نشانی موسسه: خیابان ایرانشهر، بین خیابان سمیه و خیابان انقلاب، خیابان کامل، کوچه گُل، شماره یک، زنگ سوم، “خونهکار دِگره”
☎️ ۰۲۱۸۸۳۰۸۰۸۴
...
طراح گرافیک: مهدی دوایی
.
دریافت فایل شرح کارگاه:
@khonehkaredegareh
در کنار تداوم نمایش گروه زیرزمینی فرانچسکو و جورجیو، گروه بچهها که به صورت خود مختار در مقابل نازیها میجنگند، روایت همسو با پیرنگ محسوب میشود که با موازاتی تداومی مسیر قصه را در فرم همراهی میکند. فیلمساز برای ساختن جمع و چگالی گروه این بچهها آنها را در اوج سادگی کودکانهشان، خشک و مرموز نشان داده و حتی رئیسشان که کمی از آنها سنش بیشتر است دقیقاً همچون یک لیدر متفکر عمل میکند.
تصویر روسلینی از جنگ و سایهی ویرانیاش، با اینکه از درون امید و رستگاری به همراه دارد ولی در پوستهی خارجیاش به شدت بیرحم و دُژم نمایش داده میشود، اینکه بچههای محله بجای رفتن به سراغ بازیهای کودکانهشان، مبارزه با نازیها بخش لاینفک جهان بچگیشان میگردد و از نگرهی دیگر این تصویر رئالیستی از این قشر، فاجعهبار و بسیار ناراحت کننده است اما با این حال دوربین روسلینی در حین نمایش بیپردهی رئالیسم، حتی بچهها را هم منغعل در گوشهای همچون اکسسوار رها نمیکند و آنها هم وزنهای میشوند برای سیر منسجم درام و قصه.
حتی پس از انجام عملیاتی علیه آلمانها با اینکه میدانند از طرف خانوادههایشان مورد استنطاق قرار میگیرند اما در اوج اقتدار و دلاوری کودکانه در مقابل این هجمه میایستند. زمانی که بچهها از پلههای آپارتمان بالا رفته و تکتک به خانههایشان میروند و بعد صدای کتک و فریاد پدر و مادرهایشان به گوش میرسد، دوربین روسلینی بسیار آرام از راهپلهها به سمت بالا تیلت کرده و در نمایی ثابت و مدیوم کلوزآپ، بچهها را با آن قد کوتاهشان میگیرد. در این حرکت دوربین روی دست نیست و به نوعی کرین میشود و این حرکت متین و آهسته به ساحت بچهها یک شمایل انقلابی و پیروزمندانه را بازتاب میدهد به خصوص وقتی که با هم خداحافظی کرده و با آگاهی به آغوش کتکهای خانوادهشان میروند. تاثیر این سکانس و نوع برخورد با بچهها و خروجیاش را بعدها در فیلم بحثبرانگیز فرانسوا تروفو «چهارصد ضربه» میبینیم که الهام تروفو از کار روسلینی با بچهها در این فیلم و «آلمان سال صفر» و چند اثر دیگر انکار نشدنی است.
در تداوم پیرنگ، فیلمساز موتیف فاصلهگذارش را در قسمت صحبتهای پینا و فرانچسکو در راهپله تعبیه میکند. از ابتدای فیلم فقط به صورت مفروض از علاقهی این دو و قرار ازدواجشان صحبت شده که نهایتاً کارگردان در این قسمت مابه ازای تصویریاش را به مخاطب نشان میدهد، تصویری که یک رابط مرزی میان تواتر اتفاقها و روند داستان بوده و پس از اوج گرفتن طول موج درام در لحظهی بگو مگوی خانواده با هم، یک همپوشانی احساسی ایجاد میکند. این سکانس با نگه داشتن حد و عنصر ملودیک، قصه را به دام سانتیمانتالیسم نمیاندازد و در بدنهی ساختار در قرابت با شیوهی پیشروندهی کانسپت در یک درام خطی، تبدیل به موتیف فاصلهگذار مطلوب شده و انسجام را با بازیها و میمیک صورت نیمه بیروح آنا مانیانی به کنتراست بصری تبدیل میکند. محل این خلوتگاه بار دیگر همان راهپلهای است که در ابتدای سکانس بچهها از آن بالا میآمدند و با پیروی و قوت و قلب به یکدیگر مینگریستند؛ اینک پینا و فرانچسکو هم این نقطه را انتخاب کردهاند، گویی راهپلهی خلوت و نمور، محلی برای خلوت کردن آدمهاست.
✍ #پژمان_خلیل_زاده
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
خدایا! خداوندا! چقدر این دنیا در نظرم کهنه و فرسوده و بیمعنی و بیمصرف جلوه میکند. اف بر آن باید! هزاران اف! زیرا اینجا باغی پر از علفهای هرزه است که به تخم نشسته و چیزهای زننده و ناهنجار آن را به تصرف خود درآوردهاند.
#هملت
#ویلیام_شکسپیر
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
روسلینی در برابر نیروی مردمی و هستهی مقاومت، قدرت آنتاگونیستی شر را با ساحتی تماماً پیوسته و خطی به نمایش میگذارد. سرهنگ ارتش نازی در صلابتی مسکون با حرکاتی آرام ولی در اوج بیرحمی و بیروح نشان داده میشود. با اینکه نوع تصویردهی فیلمساز به سمت رئالیته شدن اتمسفر حرکت میکند اما مثلاً در نماهای داخلی دفتر سرهنگ از نورهای تاریک و کشیده با اکسپرسیونهای موضعی بهره میبرد. گویی سایهای دوار در هالهای از وحشت اتاق ضدقهرمان ما را فرا گرفته است و او همچون اهریمنی بدسرشت به دنبال فرشتههای مبارز میگردد. افرادی هم که وارد این اتاق میشوند سایههایشان در همه جا منعکس گردیده و این تاریکی مزمن بر بستر وجودینشان فائق میآید. نوع توازی سازی شخصیتها و رابطههایشان کاملاً با خطوط متقارن ایجاد شده است.
در قطب مثبت همانطور که پینا و فرانچسکو قرار دارند، در قطب منفی یک زن هم بنام انگرید در کنار سرهنگ جا گرفته و روسلینی خط پیرنگش را در فرم با ایجاد بالانس رابطههای نرینگی و مادینگی رو به جلو پیش میبرد. انگرید مانند پینا که عملگرایی شخصیتی دارد، او هم برای گیر انداختن گروه مبارزین به نازیها کمک میکند و فیلمساز نبرد زنانگی پیرنگش را به دو وجه مثبت و منفی تقسیم مینماید.
در ادامه به نقطهی ایجاد گرهافکنی و به نوعی چکش درام میرسیم، جایی که قطب آنتاگونیست وارد کارزار شده و به دنبال فرانچسکو و جورجیو آمدهاند. شروع این سکانس با هشدار و استارت اکتینگ پینا آغاز میشود، سپس روسلینی برای ساختن بحران و بسامد دادن به طول موج درام، چند پلان کنار هم از دو زاویهی دید به ما نشان میدهد. هر دو این نماها از زاویهی های-انگل است و با تصویر کردن خیابان و کوچه و وحشت مردم، آمدن نازیها را نوید میدهد. اما در اینجا دو نقطه نطر داریم:
اولین نما از زاویهی دید ناظر (مخاطب) از بالای پشت بام است که قدرت پانوراماتیک فضا را به تصویر میکشد.
✍ #پژمان_خلیل_زاده
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
فدریکو فلینی و روبرتو روسلینی و ویتوریو دسیکا سه کارگردان بزرگ و صاحب سبک تاریخ سینما و از سردمداران نئورئالیسم ایتالیا در پشت صحنه فیلم ژنرال دلا روزه به کارگردانی روبرتو روسلینی محصول ۱۹۵۹
◾️فلینی رابطه نزدیکی با "روبرتو روسلینی" داشت. طوری که فیلمنامه "پایزا" و "رم شهر بی دفاع" روسلینی را فلینی نوشت و برای آن دو نامزد اسکار بهترین فیلمنامه هم شد!
Join 👉 @honar7modiran
در کلیسا که مرکز یک آرامش نسبی در فیلم است و گویی تنها جایی است که از یورش نازیها در امان مانده، دوربین به خلوت دون پیترو هم رفته و گذران زندگی کشیشها را در آن وضعیت دشوار در موازات با مردم نمایش میدهد که برای مکمل پیترو یک کشیش سرزباندار و حاضر جواب بنام آگوستینو همکار اوست که در خلال اخلاق خوب و پاک پیترو فضا را به تلرانس میرساند. با وجود آگوستینو که یک تیپ محسوب میشود ساحت و پرسونای پیترو به غنا و سمپات بیشتری تبدیل شده و برای مخاطب یک حس دوستداشتنی و مطلوب را ساطع میکند. در این بین در کنار پیترو، پینا سر دیگر کلاف سمپاتیک را در قصه دارد و با نوع رفتارها و حرکات خود برای مخاطب در امتداد شخصیت کشیش، عملگراییاش در فرم کارکرد حسی دارد. در این بین نماهای مدیومشات از محراب کلیسا با یک فاصلهی حفظ شده و دوربیتی ثابت و متین و قرار دادن مداوم کشیش و زن و افراد در مرکز محراب، نشان از اهمیت و مرکزیت کلیسا در بطن قصه برای کارگردان است و این مکان به صورت کالبدی مستحکم در کلیت اثر سایهای مداوم و متمرکز دارد. برای نمونه پیوند دو پرسناژ مهم روایت، پدر پیترو و پینا در کانون کلیساست و پینا میخواهد امید و آیندهاش را فردا در اینجا رقم بزند، در دیالوگی که او با جورجیو در باب ازدواجش با فرانچسکو جریان دارد او اشاره میکند که در وضعیت هرج و مرج جنگی نیازی به برگزاری مراسمی پر طمطراق نیست و ما در یک آیین مذهبی ساده با حضور دون پیترو ازدواج خواهیم کرد و در انتهای دیالوگش، پینا با یک مکث میگوید « چون من به خدا اعتقاد دارم» و در راستای این آکسیون گفتاری است که مابهازای تصویری آن را در فرم به صورت دیداری میبینیم و آن نماهایی از محراب کلیسا و بخصوص یک پلان از خروج پینا و دون پیترو از این مکان است تا به سراغ ماموریت سری خود بروند.
به همین دلیل روسلینی از رانهی مذهبی در «رم شهر بیدفاع» استفادهی بصری میکند تا قدرت ایمان معنوی را به ایستادگی در مقابل نیروی خصم پیوند بزند و زیاد به سمت برخوردی مارکسیستی سقوط نمیکند. برای نمونه برای تصویری کردن حس دینی، در جایی که کشیش و پینا در مورد امید و ناامیدی صحبت میکنند و اضمحلال فردیتیای که جنگ باعث و بانیاش شده است اما دون پیترو در مورد امید و اینکه باید در مسیر خدا قدم برداشت صحبت کرده و با قرار گیری کاراکترش در بسط عملگرایی برای مردم و وطنش، این مونولوگ در حد شعار باقی نمیماند و به نوعی تصویر او اینطور نهادینه شده که گوبا پیترو نمایندهای از سوی خداست که برای کمک به مردم جنگزده در شُرُف نابودی برای انجام وظیفهای آمده است. روسلینی در گذارهای خیابانی هم فاصلهی دوربینش را با این کاراکتر در یک حد فاصل تمام شات و مدیوم لانگشات حفظ میکند و او را در قدمزدن در نقطهی مرکزی قاب گرفته و لباس و طرز راه رفتن کشیش مجزا از افراد دیگر در میزانسنهاست. درست این انتظام فرمیک را در مورد کارکردهای دیگر دوربین هم داریم، مانند حرکات دوربین روی دست در نماهای خارجی، بخصوص در کوچه و خیابان که لرزش قاب، کنتراست فضا را برهم میزند. اما جدا از اینکه روسلینی برای ساخت «رم شهر بیدفاع» ابزار به شدت محدودی در اختیار داشت و حدود ۸۰ درصد لوازم فیلمسازی در حین جنگ در کمپانی سینمایی چینهچیتا نابود شد ولی او این کمبود را به شکلی منظم در ساختار فیلمش پیاده کرده است و برای همین دستبستگی هم برنامهای مدون داشت.
✍ #پژمان_خلیل_زاده
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
+کی به ما کمک می کنه این همه زجر و دل آشوب و ترس رو فراموش کنیم؟
شاید مسیح ما رو نمی بینه...
-خیلی ها این سوال رو از من پرسیدن، پینا
مسیح به ما نظری نداره؟
ولی آیا ما مطمئنیم که مستحق این تنبیه نیستیم؟
آیا اینقدر مطمئنیم که همیشه بر اساس موازین خدا زندگی کردیم؟
اولش میاییم به فکر تغییر دادن زندگی و بهبود زندگی میفتیم بعدترش که اوضاع وفق مراد پیش نرفت، نام امید میشیم و از خودمون میپزسیم؛ شاید خدا به ما نظری نداره شاید شفقتی به ما ندارد...
چرا خدا به ما لطف داره ولی ما خیلی چیزا داریم که باید ببخشیم
برای همین باید بدونیم چگونه عبادت کنیم
و دیگران رو ببخشیم.
🎥 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
📸
لوکیشن های فیلم رم، شهر بی دفاع در گذر زمان.
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
.
#ارجاعات_سینمایی
👆 پشت صحنه نمایش ۱۹۱۶- چاپلین
👇رم، شهر بی دفاع ۱۹۴۵
Join 👉 @honar7modiran
[ لیست فیلم های روبرتو روسلینی ]
Fantasia sottomarina (1940)
🎞خیال زیر آب
The White Ship (1941)
🔸کشتی سفید
Rome, Open City (1945)
🔸رم، شهر بیدفاع
Paisan (1946)
🔸پاییزا
Germany Year Zero (1948)
🔸آلمان، سال صفر
L'amore (1948)
🔸عشق
Stromboli (1950)
🔸استرومبولی، سرزمین خدا
The Flowers of St. Francis (1950)
🔸گلهای سنت فرانسیس
The Machine That Kills Bad People (1952)
🔸دستگاهی که افراد بد را می کشد
Europe '51 (1952)
🔸اروپا ۵۱
We, the Women (1953)
🔸ما، زنان
Mid-Century Loves (1954)
🔸عشق های میانه قرن
Where Is Freedom? (1954)
🔸آزادی کجاست؟
Journey to Italy (1954)
🔸سفر به ایتالیا
Fear (1954)
🔸هراس
Joan of Arc at the Stake (1954)
🔸ژاندارک بر صلیب
India: Matri Bhumi (1959)
🔸هند: سرزمین مادری
General Della Rovere (1959)
🔸ژنرال دلا روره
Escape by Night (1960)
🔸فرار از شب
Garibaldi (1961)
🔸گاریبالدی
Anima nera (1962)
🔸روح سیاه
Ro.Go.Pa.G. (1963)
🔸بگذار مغزمان را بشویند
The Rise of Louis XIV (1966)
🔸ظهور لوئی چهاردهم
Socrates (1971)
🔸سقراط
Blaise Pascal (1972)
🔸بلیز پاسکال
Augustine of Hippo (1972)
🔸آگوستین هیپو
Year One (1974)
🔸سال یکم
Join 👉 @honar7modiran
«بايد جاري بود و نه راكد. من از ساختن يك بناي يادبود از خودم شديداً سر باز مي زنم. هرگز فيلم هايم را دوباره نديده ام. چون اگر از آنها خوشم بيايد بيچاره شده ام. اگر هم خوشم نيايد كه بدتر است. به محض اين كه تمام شدند رهايشان مي كنم. فقط فيلم مسيح را سيزده ، چهارده بار فيلمبرداري كردم. چون در آن چيزي را يافتم كه چهل سال بود مي خواستم بسازم. باری اگر در زندگي كمي جنون نباشد هستي به اعتقاد من بي معني است.»
Join 👉 @honar7modiran
سکانسی از دیالوگ پینتا و فرانچسکو
@gooshe
📽 رم شهر بی دفاع 1945
join 👉 @honar7modiran