honar7modiran | Unsorted

Telegram-канал honar7modiran - کافه هنر

42163

ادمین، درخواست تبلیغات و فیلم : @g_rahimimanesh @cafe_honar_ads : تعرفه تبلیغات آدرس فیلم های ارائه شده: @List_Adres 🎞️ سفارش و درخواست فیلم پذیرفته می شود. اینستاگرام : instagram.com/_u/honar7modiran

Subscribe to a channel

کافه هنر

🎥
گفتگو با «اینگرید برگمن» و از دلایل علاقه‌اش به فیلم « رم، شهر بی دفاع- ۱۹۴۵» اثر « روبرتو روسلینی» می‌گوید.


🎬 Rome Open City 1945

join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

در سوگ ناصر تقوایی

ناصر تقوایی فیلمساز مستقل به معنی واقعی کلمه ایران بود. او خود فیلمنامه هایش را می نوشت و بر اجرای تمام سکانس های آن از جمله دیالوگ ها نظارتی مستقیم و وسواس‌گونه داشت. شاید همین وسواس نیز یکی از دلایل کم کاری او بوده باشد.
تمام فیلمنامه های تقوایی نمونه هایی آموزشی برای همه نویسندگان امروز و فردا هستند. فیلم های تقوایی اغلب در ژانر درام اجتماعی و رئال هستند و تمام اصول و پایه های اینگونه ژانر را دارا هستند و نمونه های درخشانی از این جنس فیلمنامه ها بشمار میروند. او دست بر واقعیت های اجتماعی روزگار این جغرافیا می گذاشت و در عین حال فضای زادگاهش را به درستی و کمال باز می آفرید. هر چند ثبت ویژگی های تاریخی و بومی جنوب کشور عزیزمان میراث با ارزشی است که تقوایی با مستندهای درخشان خود نیز برای ما به یادگار گذاشته است.
تمام نقش های فیلم های تقوایی دارای هویت و شخصیت هستند و از تیپ سازی فاصله دارند. شاید اوج این شخصیت فردی را در شخصیت های فیلم ناخدا خورشید می بینیم، بویژه خود ناخدا که شخصیتی متمایز و با ویژگی های برجسته فردی نسبت به تیپ ناخداهای جنوب کشورمان است. انسانی تنها با جسارتی بینظیر که چه در خانه خود و چه در محیط کارش و چه در مواجه با استثمار سرسخت و استوار است. حرکات بدنی اش نشان از اراده و ایستادگی است و هیچ نسبت متعارفی با معلولیت بدنی اش ندارد. فقط حرکت روشن کردن کبریت او را تماشا کنید تا ببینید چگونه معلولیت تک دست بودنش را جبران کرده است. عزت نفس او را در مواجه با خواجه بنگرید و غرور او را در برابر نامردمان و فروتنی انسان دوستانه اش را در رفتار با همسر و دستیارش را تماشا کنید. ناخدا خورشید یک ناخدا از هزاران ناخدای لنج های جنوب ایران نیست. او نمونه و پاسدار عزتمندی و کرامت انسان است.
همین ویژگی در سایر فیلم های تقوایی نیز کمابیش حضور دارد. صادق کرده، آرامش در حضور دیگران، ای ایران و بویژه در فیلم نفرین نیز با شخصیت پردازی های تقوایی مواجه میشویم.
در کاغذ بی خط او خبر از شکل گیری خانواده مدرن ایرانی می دهد و سرنوشتی که در برابر این سبک زناشویی محتمل است. هدیه تهرانی دیگر نه سیمای فیلم شوکران است و نه هستی فیلم قرمز. یک زن واقعی متعلق به دوران جدیدی است که با مشکلات زناشویی با ریشه هایی مبهم مواجه است. اسمش رویا و با تاکید بیشتر اسم فامیلی اش هم رویایی است. تقابل رویا و واقعیت در چهار دیواری خانه که قرار است رکن اجتماع مدرن آینده ما پس از دوران رویایی اصلاحات باشد. اصلاحاتی که خود از موانع بسیار رنج می برد و هنوز ناتمام است و نزاییده. انتخاب هدیه تهرانی هوشمندانه است و در فضای آن روز سنجیده و حاوی پیام تقوایی که:

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار بادهٔ ناخورده در رگ تاک است.
اقبال لاهوری

✍ دکتر #علی_آرامش_طلب

Join👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

📸

لوکیشن های فیلم رم، شهر بی دفاع در گذر زمان.


🎬 Rome Open City 1945

join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

📕به بهانه نگاهی به کتاب
" عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست "
اثر مگان دیواین

بصورت حضوری برای دوستان ساکن کرج
و آنلاین برای تمامی عزیزان دور و نزدیک

شروع این دوره : دوشنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۴

مشتاق دیدار دوستان خوب 🌸

📚@peyke_pouyesh📖

Читать полностью…

کافه هنر

سيماى بيماران روانپزشكى در سينما
سخنران : دكتر رضا‌ رضائى
همايش علمى انجمن روانپزشكان ايران،
١٨ مهر ١٤٠٣
-بعد از يك سال منتشر شد.

Читать полностью…

کافه هنر

وقتی عشق درد می‌گیرد:
(رابطه، ترس، رهایی: از تکرار درد تا تجربه‌ی عشق")

سرفصل‌های کارگاه (۵ جلسه):

جلسه ۱: عشق یا ترس؟ چرا از رابطه می‌ترسیم؟
ترس از صمیمیت و تعهد: از کجا میاد؟

مکانیزم‌های فرار: چرا وقتی کسی نزدیک می‌شه، عقب می‌کشیم؟

روان‌شناسی دفاعیِ پشت ترس از عشق


جلسه ۲: وقتی "ماندن" دردناک‌تر از "رفتن" نیست
چرا در رابطه‌های پر از توهین، تحقیر و خشونت می‌مانیم؟

رابطه‌های سمی: چگونه به عادت تبدیل می‌شوند؟

بررسی چرخه‌های خشونت، فریبِ امید، و ترس از تنهایی

جلسه ۳: چرا عاشقِ آدم‌های اشتباه می‌شویم؟
جذب آدم‌های خودشیفته، بی‌تعهد، کنترل‌گر یا پارانوئید

ناخودآگاه چه بازی‌ای می‌کنه؟ (تکرار الگوهای کودکی)

چرا رابطه‌ی سالم برای بعضی‌ها قابل‌تحمل نیست؟

جلسه ۴: وابستگی یا عشق؟ ترس از طردشدگی و رهاشدگی
فرق بین عشق، وابستگی، و ترس

دلبستگی ناایمن و نقش اون در رفتارهای افراطی در رابطه

چطور با ترسِ تنهایی و بی‌ارزشی روبرو بشیم؟

جلسه ۵: جرأت خوشبختی داشتن
چرا بعضی‌ها رابطه سالم رو تاب نمیارن؟

و‌ جراحی روانی با فیلم


باورهای محدودکننده در مورد عشق و لیاقت

دریافت جزئیات بیشتر: 👇👇👇

@AbdiMohammadrez

Читать полностью…

کافه هنر

📸

لوکیشن های فیلم رم، شهر بی دفاع در گذر زمان.


🎬 Rome Open City 1945

join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

▫️سکانس از فیلم رم، شهر بی‌دفاع ۱۹۴۵
کارگردان:
روبرتو روسلینی


🎬 Rome Open City 1945

join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

#Gif

دیگر چه مانده بر جا جز مشت خاطراتی؟



🎬 Rome Open City 1945

join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

تو این ویدیو هم داستان واقعی اسطوره مدئا رو می‌گم، هم فیلم شاعرانه و کمتر دیده‌شده‌ی «مدئا» از پازولینی رو تحلیل می‌کنم.
✨ اگه عاشق اسطوره‌شناسی، تراژدی‌های یونانی و سینمای عمیق هستید، این ویدیو رو از دست ندید.
🔻🔻🔻
https://youtu.be/ozlAsJzkei8
https://youtu.be/ozlAsJzkei8

Читать полностью…

کافه هنر

#روبرتو_روسلینی

ـــ ما از تراژدی جنگ جهانی ظهور کردیم. ما بخشی از آن تراژدی بودیم؛ همه از قربانیان آن بودیم… همیشه دنبال به تصویر در آوردن جوهر چیزها بودم. هیچگاه به دنبال بیان داستان‌های خیالی از طریق خطوط دراماتیک معمول نبوده‌ام. چرا که اعتقاد دارم، واقعیت‌های زندگی از هر کلیشه سینمایی، دراماتیک‌تر است. من سعی کردم واقعیت را ضبط کنم، نه هیچ‌چیز دیگری.

🎬 سه گانه جنگ:
— رم شهر بی دفاع 1945
— پائیزان 1946
— آلمان سال صفر 1948

Join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

روسلینی درام خود را آوانگاردی جلو می‌برد و آن حذف کردن شخصیت اول فیلمش یعنی پینا است. در آن سال‌ها چنین عملی بسیار برای جریان سینمای کلاسیک غیر قابل قبول بود اما روسلینی با دفرم کردن ساحت پرسوناژی و رابطه‌ی آن با داستان، یک روند غیرخطی را نهادینه می‌کند. با اینکه این عمل را بیشتر مخاطبان سینما در مورد فیلم «روانی – ۱۹۶۰» هیچکاک شنیده‌اند که در آن‌جا هیچکاک در میانه‌ی فیلم شخصیت اولش را می‌کشد اما روسلینی درست ۱۵ سال قبل از هیچکاک چنین کاری را انجام داد. فیلم‌ساز با حذف پینا به طور جالبی روند غیرخطی ساختار روایی‌اش را پیچیده‌تر می‌کند با اینکه مثلاً در «روانی» هیچکاک بار درام را بر دوش آنتاگونیست می‌‌اندازد اما روسلینی با عملی ویژه و ساختارشکن، درام خود را میان کاراکترهایش تقسیم نموده و همه تعاملی در راستای اکت‌شان دارند. البته دون پیترو پس از این شخصیتش پر رنگ‌تر شده.
در لحظه‌ی کشته شدن پینا همان‌طور که شروع این سکانس با pov پینا کلید خورد پایان سکانس با pov فرانچسکو در نمایی متحرک که به پینای تیر خورده می‌نگرد تمام می‌شود.
در پلان نخست آلمان‌ها (آنتاگونیست) می‌آیند و ما با pov پینا (پروتاگونیست) آن‌ها را می‌بینیم و در پلان آخر آنتاگونیست می‌رود و در pov فرانچسکو و به نوعی pov آنتاگونیست که اینک فرانچسکو را گرفته، پروتاگونیست  حذف می‌شود.
روسلینی در فرم درخشان خود به سبک اعجاب‌انگیزی اتمسفر روایی‌اش را به هم پیوند می‌زند و چنین کاری یک عمل فرمالیستی تحسین‌برانگیز محسوب می‌گردد. ادامه‌ی فیلم تماماً به حالت و اکت دون پیترو اختصاص دارد و نبرد نهایی‌اش با نازی‌ها. روسلینی تمامیت القای پیرنگی خود را بر دوش این شخصیت دینی می‌گذارد تا حدی که می‌توانیم آن را یک فیلم مذهبی در راستای سینمای دینی به حساب آوریم. پاتولوژی پرسوناژ و ساحت دون پیترو بسیار در درام اثر مهم است، چون پایان فیلم با حضور مثمرثمر او به اتمام می‌رسد. حال کدام دون پیترو؟
همان کشیش معصومی که از ابتدا با شمایلی بشدت ساده و دوست داشتنی به ما معرفی می‌شود و گویی در عمل اهل خطر کردن نیست و حتی کمی ترسو نشان می‌دهد اما هر چقدر که جلوتر می‌رویم می‌بینیم تمامی این اکت‌های ایجابی و اکتسابی وی از قوه‌ی معصومیت و پاک‌نهادی او سرچشمه می‌گیرد و یک موضوع مهم دیگر که ریشه در آیین مسیحیت دارد و آن اخلاق رهبانی و رحمانی فردی است.
روسلینی به حدی موضع دوربینش در میزانسن‌‌های با کشیش متین و محترم است و با این پرسوناژ به نوعی پخته اما صمیمی رفتار می‌کند که گویی در حال نمایش یک قدیس است. بله، دون پیترو قدیس عصر ویرانی و تزویر و فراموشی انسانیت می‌باشد. همان دون پیتروی دوست داشتنی که حتی در مواضعی ترس بر جانش می‌افتد اما با این حال با قوه‌ی ایمان رو به جلو حرکت می‌کند. همان‌طور که در ابتدا از موضوع زیست سوژه صحبت به میان آوردیم گویی روسلینی این کشیش را به خوبی می‌شناخته و در اطراف و حوالی زندگی‌اش با او مراوده‌ای داشته (شاید در کودکی؟!) چون میزان علاقه‌ای که مولف به این کاراکتر دارد در جاهایی بسیار حسی می‌شود.در طول فیلم سکانسی کلیشه‌ای مبنی بر حُقنه کردن کلیسا یا نمایش دکوراتیو از اکسسوآرهای مذهبی نمی‌بینیم، بلکه فقط میزانسن‌های انفرادی و به مثابه‌ی آن کنش‌مندی کشیش با سایرین است که حس مسیحیت و آن ایمانی که دون پیترو را به جبهه‌ی عمل می‌کشاند به فرم درمی‌آید و تا به آخر بهای انسانیت و حتی کنش‌های راسیونالیستی کشیش حول آن تعریف می‌گردد و نهایتاً خود را قربانی ایمان و وطن و آرمانش می‌کند. سپس رفته رفته بار وجودین این پرسوناژ در اهرم کنش‌گرایی سایر کاراکترها عیان‌تر می‌گردد که یکی از فصل‌های آن را با پینا و وی در کلیسا مشاهده می‌کنیم که در همین‌جا روسلینی از المان‌ها و کانسپت مذهبی در بستر فرمش یک برآیند هوشمند تماتیک – ساختاری می‌گیرد.
نمایی مدیوم‌شات از پینا و کشیش که در حال حرکت هستند و دوربین هم به عقب تراولینگ می‌کند. در بک‌گراند محراب کلیسا با یک فاصله‌ی کانونی دقیق حفظ شده و میزانسنی نیمه متحرک با قرار دادن مداوم کشیش و زن در جلوی محراب، نشان از اهمیت و مرکزیت کلیسا در بطن قصه برای کارگردان است و این مکان به صورت کالبدی مستحکم در کلیت اثر سایه‌ای مداوم و متمرکز دارد. متوازن با این رفتار، رابطه‌ی کشیش با بچه‌های مبارز در طول فیلم است که ما را با سکانس‌هایی پر از تکانه‌های دراماتیک مواجهه می‌کند. از یک طرف دون پیترو به نوعی حامی این بچه‌ها است و از سوی دیگر به کمکشان هم می‌رود و یادمان هم نرود که این بچه‌ها در کلیسای او رفت و آمد دارند و در محراب مقدس اوست که عشای ربانی را زیر عبای وی می‌آموزند.
✍ #پژمان_خلیل_زاده
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

🎬

قسمتی از جلسه ی نقد و بررسی فیلم:
«رزمناو پوتمکین» آیزنشتاین و تحلیل سکانسی از فیلم روی پرده با هدایت یاشار یوسفی.

Join👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

روسلینی با قرار دادن تیپ‌هایی از سربازان و پلیس‌های شهری ایتالیایی که برای نازی‌ها کار می‌کنند، ذلت وطن‌فروشی آن‌ها را به نمایش می‌گذارد، افرادی که یا از قبل عضو حزب فاشیسم موسولینی بوده‌اند و یا برای نان و امنیت خانواده‌شان مجبور به انجام این کار کثیف شده‌اند. حال در شروع بطن اوج درام، فیلم‌ساز جوانب مضمونی دیگر را فراموش نمی‌کند و مثلاً بار دیگر بچه‌ها و عمل‌گرایی‌شان را داخل ماجرا کرده و این موضوع را با دخالت دون پیترو انجام می‌دهد، کشیشی که نقش پدر مذهبی و معنوی مردم اطرافش را دارد و روسلینی با هم‌گرایی و کنش‌گرایی‌ای که از او نشان می‌دهد، وی را از انفعال خارج می‌کند (با اینکه به طور برعکس در بیشتر فیلم‌ها دیده‌ایم که کشیش‌ها معمولاً در چنین شرایطی سویه‌ای منفعل دارند و یا با قدرت مرکزی همکاری می‌کنند) و حس سمپات مخاطب را نسبت به او برمی‌انگیزد. پس برای دراماتورژی (دراماتورژی بصری، واژه‌ای که آیزن‌شتاین در تصویرسازی درام از تئاتر وام می‌گیرد) این کنش‌گرایی که تکمیل کننده‌ی ساحت پرسناژی دون پیترو است، او وارد ساختمانِ در حال تفتیش شده تا بتواند بمب‌های مبارزین کوچک داستان را از دید نازی‌ها پنهان نماید.  در این لحظه حتی ساحت تیپیک پلیس ایتالیایی که با آلمان‌ها همکاری می‌کند به صورت سمپات نشان داده می‌شود چون او به کشیش پیترو کمک می‌کند تا به طبقه‌ی بالا برود. روسلینی بار دیگر به طور متقارن، لحظه‌ی بالا رفتن دون پیترو و آن بچه را دقیقاً همچون زاویه‌ی چند سکانس قبلی که به آن اشاره کردیم می‌گیرد، دوربین در نمایی لو- انگل قرار داشته و از میان نرده‌ها بالا رفتن دو سوژه را می‌بینیم اما با یک تفاوت که در این‌جا فیلم‌ساز با فهم درستی که از تکنیک دارد و نوع تراکینگ‌های فرمیکی که در منطق روایی‌اش از ابتدا تئوریزه کرده است، در این سکانس به دلیل اضطراب موقعیت، دوربین روی دست گرفته می‌شود و لرزش‌های دوربین گویی مخاطب را به داخل فضا و اتمسفر پرتاب نموده و لحظه‌ی بالا رفتن از پله‌ها را حس می‌نماید. در این سکانس به تقارن‌سازی نماها دقت کنید. زمانی که سربازان آلمانی در حال بالا آمدن از پله‌ها هستند، زاویه‌ی نگاه دوربین یک زاویه‌ی فول-های-انگل است که از چند طبقه بالا در میان راه‌پله‌ها بالا آمدن سربازان را نشان می‌دهد. در این‌جا دوربین ثابت می‌ماند و دیگر تکانی نمی‌خورد و با حد فاصلی که میان نقطه‌ی دید و سوژه در لانگ‌شات می‌باشد یک فضای حایل ایجاد می‌شود تا حس نزدیک شدن خطر و تهدید را در فرم القا نماید اما در قرینه‌ی این پلان، شات بعدی را داریم که دون پیترو و بچه با در دست داشتن بمب‌ها در نمایی لو-انگل از پله‌ها پایین می‌آیند و دوربین روی دست است و لرزش تراکنشی دارد و از همه مهم‌تر میان قرار گیری دوربین و سوژه با مدیوم‌شات حد فاصلی نیست. با کنار هم گذاشتن و تخلیط این دو اتمسفر می‌بینیم که روسلینی چطور با زبان فرم تنش پیرنگ را در لحظه بالا می‌برد و دو سوژه‌ی مقابل هم (دون پیترو و کودک در برابر سه سرباز نازی) دقیقا با المان‌هایی متضاد به سوی برخوردی دیالکتیکی می‌روند‌. اگر آیزن‌اشتاین با مونتاژ نماهایی کاملاً متفاوت با هم که فضا و زمان و لحظه را شامل می‌شد و با تصادم آن‌ها با یکدیگر دیالکتیک بصری می‌آفرید، این‌جا روسلینی با این کار یک دیالکتیک نئورئالیستی خلق می‌کند، دیالکتیکی که از برهم‌کنش و تصادم پلان‌های بدون اغراق و در عمق چگالی رئالیته رخ می‌دهد.
✍ #پژمان_خلیل_زاده
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

آنا مانیانی و ویتو آنیکیاریکو

Rome open city 1945
directed by Roberto Rossellini,


Join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

📌موسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر با همکاری منطقه فرهنگی و گردشگری عباس آباد برگزار می‌کند:

مراسم افتتاح "نمایشگاه همای ایران"؛ با یاد استاد فقید محمود فرشچیان

با محوریت نمایش آثار و تقدیر از هنرمندان برجسته نگارگری کشور

🗓دوشنبه۲۸ مهرماه ۱۴۰۴
🕓 ساعت ۱۶
📍کوشک باغ هنر

از علاقه‌مندان، پژوهشگران و هنرمندان گرامی برای حضور در این مراسم دعوت به عمل می‌آید.

Читать полностью…

کافه هنر

گروهی از نوجوانان که مارچلو هم جزو آنهاست، در یک کامیون حامل بنزین دینامیت می‌گذارند.
جورجو مانفردی از مهلکه می‌گریزد و با گروهی موفق به آزاد کردن زندانیان از جمله فرانچسکو می‌شود و هر دو به آپارتمان مارینا که قبلاً معشوقه مانفردی بوده پناه می‌برند، اما مارینا که از جدا شدنش از مانفردی ناراضیست، آن‌ها را به نازیها لو می‌دهد. مارینا، که خواهر پیناست و قبلاً دوست دختر جورجو بوده‌است، در ازای دریافت دارو، پالتوهای پوست چسبان، و دیگر وسایل راحتی، به نهضت مقاومت خیانت می‌کند.
فرانچسکو می‌گریزد، اما مانفردی و دن پیترو که یک کشیش حامی نهضت مقاومت است، به همراه یک سرباز فراری اتریشی دستگیر می‌شوند.

زمان از حرکت ایستاده، رم شهری است بی دفاع آسمان محزون و ماتم زده خون می گرید خونی به مثابه یک درد بی درمان آیا این باران سیل آسا بی عدالتی ها را خواهد شست؟
انسانهای پاک مسیح وار نوازشی هستند بر قلب های شکسته و التیامی بر زخمهای بی درمان آن هم زیر چکمه های توحش و شقاوت جلادان فاشیسم فاشیسمی که هنوز هم در کی یف فراموش شده به زیست نامشروعش ادامه می دهد.!!
رم روسلینی ایثار، را مشق عشق سینمای جهان می کند.
به راستی که جنگ زوال انسانیت است.

◾️«رم، شهر بی دفاع» اگرچه بازتاب دهنده ی فلاکت جاری است، اما نوعی نگرانی شخصی همچون رشته ای باریک در تار و پود شخصیت ها، جملات و موقعیت ها تنیده می شود که فیلم را از انطباق کامل با یک وضعیت واقعی دور می کند.
در واقع روسلینی شاهد رخ دادن وضعیتی در جامعه است که پذیرش اش آزاردهنده است: بحران انسانی، اخلاق را نشانه می رود و درست در تاریک ترین لحظات ناباوری، زمانی که آدمی پی می برد هم نوع آش به طرز ترسناکی می تواند پیش بینی ناپذیر باشد، شکی غلیظ، آرام و بی صدا، بذر بی ایمانی را در قلب جماعت آبیاری می کند؛ امری که از خود جنگ خطرناک تر است؛ چرا که آینده ی یک جامعه را برای تباهی هدف می گیرد. و این توان و جرات بیان اش را دارد؛ در حقیقت پس لرزه های بحران انسانی از خود بحران مخرب تر است.
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

🛑بخشی از کتاب:
(صلیبِ مرگ بر دوشِ زندگی)
رُم،شهر بی دفاع،روبرتو روسلینی

عکس شاخص این فیلم،با اجزای کم تعدادش_دو نفر سرباز،یک زن،یک اسلحه و دست های پر حرکت این سه_بسیار پرتحرک است.
تمام تحرک عکس از تقلای پینا(آنّا مانیانی) ناشی میشود که در مخمصه است.دو سرباز که حرکتی قابل قیاس با حرکت پینا ندارند،عملا حرکت و هیجان زن را برجسته تر میکنند.از اتّصال نقاطِ سه سَر مثلثی شکل میگیرد که رأس آن در پایین است.مثلثی واژگون که نقطه ی تیز آن بر سر پینا فرود آمده است. پینا ایتالیایی ست و سربازها آلمانی اند.بنابر این نیروی مسلط از آنِ آلمانی هاست،پس پینا باید میان این دو،پایین تر از این دو،و مورد هجوم این دو باشد.جدا از مثلث یاد شده مثلث دیگری هم هست که از اتصال سردوشی،نشان بازو و نشان کلاه دو سرباز پدید می آید.در این مثلث،پینا دیگر نقشی ندارد اما در محاصره ی این نشانهای نیروی آلمانی ست;در تنگنایی گریزناپذیر. هرچه در چهره ی رو به زوال پینا فشار و شکنجه شدن دیده میشود،کُنش سربازها با آرامش همراه است.آنها کلاه فلزی بر سر دارند،عنصری بدون احساس که در تضاد معنایی و احساسی با پیناست.
چارچوب عکس تنگنایی ایجاد کرده که گریزی از آن نیست و احساس خفقان و گیر افتادنِ چیره بر عکس باعث همدلی بیننده با پینای در مخمصه میشود.
از تقلای دستهای سربازها و پینا و اسلحه صلیبی شکسته ساخته شده است. نشانی بسیار بزرگ اما ناپیدا،از حضور نیروی متخاصم.این صلیب،که روی چهره ی پینا است،اگر شکسته اش ندانیم صلیب قبر اوست.پینا لحظاتی بعد به تیر سربازی آلمانی کشته میشود. در پیش زمینه دو نفر سرباز و اسلحه،و در پس زمینه پینا.اسلحه حضوری چشمگیر و قوی دارد; گویی اینن اسلحه است که فشار اصلی را به پینا وارد آورده است.حمله ی دو سرباز به یک زن، فاجعه آمیز بودن حادثه ی در عکس را تشدید میکند. عدم وضوح عکس جنبه ی خبری و واقعی بودن به آن میدهد.یک ویژگی که توفیقی اجباری است: نگاتیو مطلوب برای فیلمبرداری وجود نداشت; پس 20 فوت نگاتیو از این عکاس، 30 فوت از دیگری تهیه شد تا با هر مشقتی که بود فیلم ساخته شود.هر چند قصه ی فیلم زاده ی تخیل روسلینی و جمع فیلمنامه نویسان اوست، اما بارها از فیلمهای خبری تاثیرگذارتر و شاید واقعی تر دیده میشود.

بوریک کریم مسیحی
📗 شب سپیده میزند
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

بهترین فیلمای کوتاهی که دیدم ایناست.
میخوای بهت معرفیشون کنم؟
لینک:
https://youtu.be/TmDueWWiim8

Читать полностью…

کافه هنر

▪️روبرتو روسلینی

ـــ هنر، قدرت خلاصه کردن چیزی است در چیزی دیگر که بتواند نگرشی از افقی  گسترده‌تر عرضد کند و كمک به درک مسایل کند حتی از طریق عواطف. من تصور می‌کنم، هنر این باشد. اگر شما با مغز و فكر خود و هم‌چنین با قلب خود درگیر بشوید، آن‌وقت است که کاملا «درگیر» شده‌اید.

🎬 Rome Open City 1945

join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

🎭 تئاتر خفه‌شو عزیزم
نمایشنامه‌ای از: #محمد_صالح_علاء
کارگردان: #احمد_بیگی

📅 از ۲۶ شهریور ۱۴۰۴، هر شب ساعت ۷ شب
📍 خانه نمایش دا


#خفه_شو_عزیزم #محمد_صالح_علاء #احمد_بیگی

🔗🎟 رزرو بلیت از سایت تیوال:
https://tiw.al/sGrt

Читать полностью…

کافه هنر

خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد؛ از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هر کس آن را می‌ دید، می‌ فهمید جایی بی‌ گناهی را کشته‌ اند.


🎬 Rome Open City 1945

join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

پیر پسر
نمادها و نشانه های بی سرانجام

ادعاها درباره وجوه گوناگون فیلم پیر پسر بسیار است. به این ترتیب که این فیلم با استفاده از نمادهای مختلف، وضعیت سیاسی، ساختار در حال فروپاشی جامعه، کندوکاو روانکاوانه شخصیت های بیمار و آسیب دیده و مفاهیم فلسفه اگزیستانسیال را به تصویر کشیده است.
اما با دیدن این فیلم باید گفت که از فیلم چنین مقوله هایی به مخاطب منتقل نمی شود. نه اینکه هیچ نکته و اشاره ای وجود ندارد بلکه تصادفا بیش از حد نماد و نشانه دارد اما هیچ نظام و تمرکزی روی هیچکدام دیده نمیشود. از همین روست که تماشاگر در پایان تماشای فیلم، جز داستانی پر از خشونت های کلامی و پایانی ترسناک از جدال برای گریز از کشته شدن و حس نفرت از  فردی جامعه ستیز، بخاطر نمی سپارد.
به لحاظ پرداختن به وضعیت سیاسی فیلم هیچ مسئله ای را طرح نمی کند و به آن نمی پردازد و تقریباً هیچ دغدغه ای ندارد. کدام تضاد و تقابل و خواسته سیاسی در فیلم مطرح است؟ هیچکدام از نمادها، نماینده قشر و طبقه و فرد خاصی نیستند. سیاست مسئله این فیلم نیست.
از نظر جامعه شناختی نیز مسئله و مشکل روز جامعه ما درگیری نسل پیشین و جدید باهمدیگر، تا حد تباه کردن یکدیگر است؟ دو پسر نماینده کدام نسل جدید امروز ما هستند؟ در حقیقت پسر کوچکتر بیشتر شخصیتی انگل وار دارد و پسر بزرگتر در خلوت و انزوایی به سر می برد که هیچ شباهتی به نسل جوان پرشور و مطالبه گر ما ندارد. حتی اگر بپذیریم که شخصیت ها درست انتخاب شده اند، کدام عنصر کهنگی با عنصر مدرن روبرو شده اند؟ اگر زندگی و بهره مندی از لذت های حیات را که در ترانه شروین ردیف شده اند، مطالبه نسل جدید کف خیابان بدانیم، در کدام پسر چنین آرزومندی را می بینیم؟ اتفاقا برادر بزرگتر بگونه ای متفاوت با این خواسته ها زندگی می کند. این فیلم هیچ نشانی از مسئله اجتماعی و خواسته های آن ندارد یا آلکن و حاشیه ای است.
می ماند وجه روانشناسانه فیلم که شاید قابل فهم ترین و برجسته ترین ویژگی های فیلم باشد. پدر تقریباً تمام معیارهای شخصیت ضد اجتماعی را داراست و زندگی با این شخصیت ها بسیار دشوار و نگران کننده است. متاسفانه پسر بزرگتر که ادعای کتاب خواندن و دانشی دارد، چیزی از شخصیت ضد اجتماعی نمی داند و هیچ فکر ی برای درمان پدرش نمی کند، هرچند درمان این اختلال بسیار دشوار و شاید غیرممکن است. مادرها هم این مسئله را نفهمیده اند و با تداوم زندگی با یک بیمار، جان خود را نیز از دست داده اند و رعنا نیز همان مسیر گذشتگان را می رود و به دست یک مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی به قتل می رسد.
با این همه لنگ و نقص های فیلمنامه چگونه می توان گفت که پرداخت درستی به این اختلال شده است جز نمایش برخی ویژگی ها و رفتارهای بیمار؟ چگونه باید با این بیماران رفتار کرد و چگونه مانند همه بیماران، نباید به اینها نفرت ورزی کرد بلکه جامعه باید راه و روش مناسبی با این بیماران تعیین و اجرا کند تا جامعه در امنیت باشد، اینها هم مسائلی هستند مهم که هیچ رد و نشانی در فیلم ندارند.
آیا فیلم دارای جاذبه های بصری و فراز و فرودهای روایتی لازم برای حفظ تماشاگر روی صندلی تا پایان فیلم هست؟ بله. فیلم می تواند از این جهت سرگرم کننده باشد ولی ویژگی مهم فیلم های ماندگار سرگرم کننده با هر مضمونی، این است که چه اندازه تماشاگران دوست دارند فیلم را دوباره و حتی چندباره تماشا کنند. آیا این فیلم چنین ویژگی را دارد؟ تردید دارم.

✍ دکتر #علی_آرامش_طلب

Join👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

#روبرتو_روسلینی

ـــ ما از تراژدی جنگ جهانی ظهور کردیم. ما بخشی از آن تراژدی بودیم؛ همه از قربانیان آن بودیم… همیشه دنبال به تصویر در آوردن جوهر چیزها بودم. هیچگاه به دنبال بیان داستان‌های خیالی از طریق خطوط دراماتیک معمول نبوده‌ام. چرا که اعتقاد دارم، واقعیت‌های زندگی از هر کلیشه سینمایی، دراماتیک‌تر است. من سعی کردم واقعیت را ضبط کنم، نه هیچ‌چیز دیگری.

🎬 سه گانه جنگ:
— رم شهر بی دفاع 1945
— پائیزان 1946
— آلمان سال صفر 1948

Join 👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

📌 نقد فیلم «‌ زن و بچه »
🔖 « در پس شیشه‌های تار »
✍️ نویسنده: #آریا_باقری



🔰- [ مطالعه نقد ] 👉



▪️| #نقد_فیلم #نقد_مدرن
▪️| #زن_و_بچه #سعید_روستایی


▪️¦ @honar7modiran
https://Perspective.ir

Читать полностью…

کافه هنر

نسخه کم‌حجم PDF/
مجله «فن‌سالاران»، شماره ۲۶
🌱مهر ۱۴۰۴


🟧روی فایل PDF، کلیک کرده، و با «فن‌سالاران صنعت داروی کشور» هم‌مسیر و همراه شوید.
(همیشه نسخه اصلی بهتر است.)

دسترسی روی سایت،
بدون نیاز به فیلترشکن 👇👇👇
https://B2n.ir/kw7121

🪴قرار بعدی:
شماره ۲۷، آبان ۱۴۰۴

🟧@fansalaran

Читать полностью…

کافه هنر

"کُشتن بە مَثابەی راە حل"

نگاهی بە "پیر پسر" ساختەی اُکتای براهنی

تقابل میان دو نسل، دو دیدگاە، زورآزمایی میان دو تفکر راە حلی جز کُشتن نمی‌شناسد.
یکی مطابق سنت‌های کهن کە هر آنچە هست را برای خود می‌خواهد از زر و زور و زن و دیگری متجدد اما کاهِل و دنبال چنبرە زدن بر خوانی آمادە. زورآزمایی میان تفکری کە بە قول خویش حق خود را از گلوی شیر بیرون کشیدە با دیگری کە همە آنچە هست را بی عِرق وعَرق، نشستە طلب می‌کند. این دیالکتیک نیست این جنگ است.
غلام، پدری است کە با دو پسر بزرگسال خود علی و رضا زندگی می‌کند. هر سە پسرند. غلام غرق مشروب و مواد و زن است در حالی کە پسرانش آرزوی مرگ او را در سر می‌پروانند. غلام تن بە فروش خانەای کە با دوز و دغل سالها پیش از چنگ زن اولش یعنی مادر علی ربودە نمی‌دهد و سرسختانە در مقابل خواستەی پسرانش مبنی بر فروش خانە می‌ایستد. خانە رازی با خود دارد. حیاط خانە دفینە زنانی است کە تن بە خواستەی غلام ندادەاند.
ورود یک زن بە اسم رعنا بە خانە غلام و پسرانش بە عنوان مستأجر پردە از حقارتها، حسادتها، رنجها و زخمهای فروخوردەی این سە تن بر می‌دارد. زن میان پدر و پسر اول کە یکی نمایندەی پیری متمول، صاحب قدرت و سرشار از  شهوت و دیگری نمایندە جوانی حقارت زدە، مملو از ضعف و عشق در کشمکش است. زن برای ارضای نیمەی تاریک و خودنمایی خویش و جلب توجە دیگران نیازمند پول غلام است و از طرف دیگر برای اقناع نیمە روشن و فرشتە گونەاش نیازمند عشق و پاکی علی است. او میان این دو میل در باتلاقی دست و پا می‌زند کە عاقبتش دفن شدن در کنار زن دیگری یعنی مادر رضاست کە سالها پیش بە زخم خنجر پدر از پای در آمدە است.
فینال فیلم جایی است کە تکلیف باید معلوم گردد. دوئلی میان رضا و علی از یک سمت و غلام از دیگر سمت در خانەای کە تمام درهایش قفل شدە شکل می‌گیرد. خانە نماد جامعەای قفل شدە است. نە پدر و نە پسران هیچ کدام از موضع خویش کوتاە نمی‌آیند. علی دنبال کشف سرنوشت رعناست و رضا نیز دنبال کشف  هویتش، یعنی مادر خود است. غلام اما بە خواستەی آن دو تن نمی‌دهد و بە دروغ از حقیقت سرباز می‌زند. کار بالا می‌گیرد تا جایی کە غلام چاقو می‌کشد. این بار غلام اعتراف می‌کند کە معشوقەی علی و مادر رضا را کشتە است. غلام برای رهایی خویش این بار تصمیم بە کشتن پسرانش می‌گیرد. در جدالی نابرابر غلام، رضا را از پای در می‌آورد و علی غلام را. پسر و پدر هر دو از پای در می‌آیند تا کُشتن یگانە راە حل تقابل دو نسل باشد جایی کە دیالوگ و منطق دیگر محلی از اعراب ندارد.
فیلم "پیر پسر"  دارای آشفتگیهای چند بە لحاظ فرم، روایت، شخصیت پردازی و صحنە است. اضافات و بە زور چسباندن برخی دیالوگها، خردە روایتها، موسیقی و سفرە‌ای حجیم از المانهای بی‌ربط نقاط ضعف فیلم است. با این وجود فیلم قابل ستایشی است. زخم روزگار یعنی این روزگار را روایت می‌کند. امروز کشمکش نە در کف خیابان و میان مناسبتهای دوز و دودوزە کە بین خانوادەهاست. جایی کە برادران کارامازوف علیە پدر چاقو می‌کشند و بالعکس. تکلیف باید معلوم گردد. یا اقتدار و سلطەی پدر همارە پا برجا می‌ماند و پول و شهوت همچنان در رکاب او خواهد بود و ار‌ّابەی خویش می‌راند و پسران چشم بە دست و بست او یا  هژمونی پدر با سگها و حصارهای بلندش باید بە دست فرزندان بە زیر کشیدە و خورد گردد همانگونە کە نویسندەی کورد شیرزاد حسن در رمان "حصار و سگ‌های پدرم" روایت می‌کند تا از دل این ویرانی و پس از آنارشیسمی کوتاە، آشوب و سرگردانی از دل تلی خاکستر چینەهای بنایی نو چیدە شود.
فیلم هر چند در بعضی جاها از ریتم می‌افتد و کش می‌آید اما مخاطب را تا نهایت با خود همراە می‌کند. با تدوینی بی‌رحمانەتر و برش جاهایی اضافی، فیلم می‌توانست قوی‌تر گردد هرچند با همین شمایل نیز حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
می‌توان از جنبەهای روانکاوانە، حوزە اجتماعی، جنبەی سیاسی، کهن الگوها و دیگر زمینەها فیلم را کالبد شکافی کرد و رازهای و لایەهای پنهان آن را نبش قبر کرد و دفینەهای انسانی را بیرون کشید.

✍ #فریدون_محمدزاده

Join👉 @honar7modiran

Читать полностью…

کافه هنر

«دوره حضوری»
آینده‌ی فرزند شما فقط با نمره‌های خوب ساخته نمی‌شود.آن‌ها نیاز دارند یاد بگیرند چگونه فکر کنند، چگونه پرسش بپرسند و چگونه از دیدگاه خود دفاع کنند.

در کلاس «فلسفه برای کودکان»، هدف آموزش فلسفه نیست؛ بلکه از طریق بازی، داستان و گفت‌وگو، مهارت‌های اندیشه‌ورزی و ابزار تفکر مستقل را تقویت کرده و رشد می‌دهیم.

در این فضا، کودکان یاد می‌گیرند:
✅ به‌ صورت پرسشگرانه و مستقل فکر کنند.
✅ با دقت گوش دهند و به دیگران احترام بگذارند.
✅ اعتمادبه‌نفس واقعی برای بیان ایده‌ها و دیدگاه‌های خود پیدا کنند.

مهارت‌هایی که در هیچ کتاب درسی پیدا نمی‌شوند اما برای آینده‌ی فردی و اجتماعی آن‌ها حیاتی هستند.

📌 ویژه گروه‌های سنی:
۱۰ تا ۱۳ سال
۱۴ تا ۱۷ سال
🗓 زمان: شنبه‌ها ⚠️ ظرفیت محدود

📍 آدرس: کرج، عظیمیه، مجتمع تجاری مهرادمال، سرای فرهنگ و هنر
اطلاعات بیشتر و ثبت نام:
@DaneshvarP4C
📞 09360902321

✨ فرزندان شما، آینده‌سازان ایران هستند؛ مهارت‌ها و تفکری که امروز در آن‌ها پرورش می‌یابد، پایه‌ی فرداهای روشنشان خواهد بود.

Читать полностью…

کافه هنر

⁨«دوره‌ی آنلاین»

برخلاف معلم که دیکته می‌کند، ما تسهیل‌گری می‌کنیم و وظیفه‌‌ی اصلی ایجاد فضایی برای گفت‌وگوی آزاد با استدلال و منطق است؛ جایی که کودکان با بازی، قصه‌خوانی و محرک‌های متنوع، اندیشه‌ورزی را تمرین می‌کنند، بی‌آنکه از استدلال و روش منطقی دور شوند.
در این مسیر، هیچ تفکری به آن‌ها تحمیل نمی‌شود و هدف رسیدن به نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده نیست. ارزش واقعی در خودِ گفت‌وگوست؛ جایی که کودکان شنونده‌ای فعال می‌شوند، صبر می‌آموزند و اعتمادبه‌نفس عمیق پیدا می‌کنند:
‏«من می‌توانم فکر کنم و فکر من ارزشمند است.»

دوره‌ی آنلاین ویژه‌ی کودکان و نوجوانان ساکن شهرستان

گروه سنی:
۱۰ تا ۱۳ سال
۱۴ تا ۱۶ سال
روزها: یکشنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها/دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها
گروه اول: ۱۸:۰۰ تا ۱۹:۰۰
گروه دوم: ۱۹:۳۰ تا ۲۰:۳۰
مدت دوره: ۸ جلسه

«فلسفه برای کودکان» یعنی جدی گرفتن صدای آن‌ها در فضایی انسانی، امن و بی‌داوری؛ جایی برای پرورش مهارت‌هایی که نسل امروز برای ساختن آینده‌ی ایران عزیزمان به آن نیاز دارد.
اطلاعات بیشتر و ثبت نام:
@DaneshvarP4C
📞 09360902321

Читать полностью…

کافه هنر

مهمترین و معتبرترینها، برای هنر دوستان
کیفیت + بهترین قیمت

🕳پکهای درخشان نقاشی از معتبرترین موزه های جهان(کیفیت عالی)

🕳 آثار کامل ۳۰۰ کارگردان مطرح جهان

🕳آثار ۱۰۰ کارگردان مهجور مانده تاریخ سینما

🕳سینمای کشورهای مختلف جهان

🕳 سینمای #هنری، #آوانگارد، #اکسپریمنتال #کالت بر اساس کتب مطرح تاریخ سینما

🕳فیلمهای ۵۰ کارگردان معتبر #ایرانی

🕳برندگان جشنواره های #کن #ونیز #اسکار
#برلین #اسکار-خارجی-زبان #گلدن-گلوب

🕳 فیلم‌های برتر IMDB، سایت اند ساوند، LetterBoxd

پکیجهای ۱ ۲ ۴ ۷ ترابایتی

سوال و سفارش @ghoghnous_admin

/channel/Ghoghnous_Film/1 کانال

📱09301006068

Читать полностью…
Subscribe to a channel