42163
ادمین، درخواست تبلیغات و فیلم : @g_rahimimanesh @cafe_honar_ads : تعرفه تبلیغات آدرس فیلم های ارائه شده: @List_Adres 🎞️ سفارش و درخواست فیلم پذیرفته می شود. اینستاگرام : instagram.com/_u/honar7modiran
یادداشتی بر فیلم:
در حال و هوای عشق وونگ کاروای ۲۰۰۰
دست تقدیر از آستین زمان بیرون آمده و دو زخم دیده ی در بهت فرورفته و بی سلاح را همسایه یکدیگر قرار داده است. خبر از داستان زایش این درد، درد فقدان، حس دردناک رانده شدن نداریم اما جنس درد یکسان است: معشوق رهایت کرده و دل به دیگری سپرده است. چه غمی است از چشم یار افتادن، آن هم به ناگاه و ناباورانه، که آن را در چهره ی حمید هامون در فیلم مهرجویی با بازی بیاد ماندنی شکیبایی دیده ایم. مصیبتی بالاتر از این وضعیت در ماجرای عشق کجاست؟ درد مشترکی است که فریادش نمی توان کرد و باید در سکوت و تنهایی بر دل و جان خرید و تاب آورد.
و حالا، در میانه ی این زخم عمیق، دل خون چکان دوباره در حال و هوای عشق دیگری در حال گرفتار شدن است. زخم هنوز بند نیامده و دل در حال سوختن است. عشقی تازه در بستری تلخ که کام هیچکدام را شیرین نمی کند، سهل است که خبر از یک دلبستگی دیگر, با پایانی نه چندان روشن و شاید زخمی دیگر می دهد.
گویی طبیعت چنین کرده با اشرف موجودات خودش که عشق با وفاداری همراه نباشد (۱) و بی جهت ما دنبال دلیل هستیم. بر دل و جان خود فشار می آوریم تا دریابیم چرا و پاسخ مهشید به همین سادگی است: آره، دوستت داشتم ولی دیگر دوستت ندارم. و حمید هامون خیره و زانوهایش لرزان که چرا ... چرا ... چرا ...
مرد می گوید کمکم کن فراموشت کنم. کمکم کن تا از دلبستگی بی سرانجام دیگری رها شوم و زن هرچند قول می دهد، اما دلش در تب و تاب است. گویی دلبستگی او در نهان فزون تر است. گریز از همدیگر با پیوندهایی لرزان و شکننده همچنان ادامه دارد. هرگاه یکی پیش می آید، دیگری پا پس می کشد و این کشمکش تلخ و شیرین تا پایان داستان ادامه دارد. رنجوری انسان های زخم دیده را گویی پایانی نیست. زخم می ماند، چون رازی بر تنه درختی و ریشه می دواند.
۱. برگرفته از غزلی از استاد شهریار:
عشقین کی قراریندا وفا اولمیاجاغمیش
بیلمم کی طبیعت نیه قویموش بو قراری
✍ دکتر #علی_آرامش_طلب
Join👉 @honar7modiran
در محور ماجراهای اصلی فیلم، مسئله جستوجوی خانه به خانه نیروهای ارتش نازی برای دستگیری یکی از رهبران نهضت مقاومت ایتالیا (جورجیو مانفردی) قرار دارد که از آغاز تا پایان فیلم، مخاطبان چنین اثری را لحظه به لحظه به پیجوی ماجراها وامیدارد و فیلم «رم، شهر بیدفاع» را با وجودی که در بدترین شرایط اقتصادی و در شرایط دشوار اقتصادی جنگ و کمبود سرمایه و حتی نبود فیلم خام و دیگر امکانات فنی ساخته شده است، به یکی از جاودانههای سینمای کلاسیک جهان و نماد سینمای ایتالیا تبدیل کرده است.
تمام سعی و تلاش روسلینی در چنین فیلمی که یکی از نمونههای درخشان سبک نوواقعگرایی در سینمای ایتالیا به شمار میآید، در این جهت بوده است که با القای حس باورپذیری عمیق تماشاگران فیلم، آنها را به جهان درون فیلم نزدیک کند. صد البته نباید از یاد برد که روسلینی با ساخت چنین اثری، از دو جبهه بهراستی متناقض و متضاد مورد انتقاد قرار گرفت. از یک سو خردهگیران چپگرا بودند که از او انتقاد میکردند و از سویی دیگر منتقدان دست راستی بودند که اعتقاد داشتند در فیلم نوعی گزافهگویی و اغراق با تاثیرپذیری از دیدگاههای چپگرایان و نگاه کمونیستی غلبه دارد! درحالیکه برای سینمادوستان و منتقدان اکثر کشورهای جهان، فیلم روسلینی کاری درخور ستایش به شمار میآمد که توانسته بود بهخوبی حس باورپذیری مخاطبان خود را برانگیزد و تصاویری روشن از درد و داغهای ناشی از خرابیها و ویرانیهای جنگ و اشغالگری ارتش نازیها در ایتالیا را به تصویر بکشد.
بازی بازیگرانی چون آلدو فابریتزی – که گذشته از بازیگری تجربه کارگردانی در سینمای ایتالیا را نیز دارد – و مثل همیشه بازی بهیادماندنی آنا مانیانی (در نقش پینا، نامزد فرانچسکو) تماشایی است و فیلم با وجودی که پایانی تلخ و گزنده دارد و جورجیو مانفردی(مارچلو پالی یرو) بهعنوان یکی از رهبران نهضت مقاومت ایتالیا، زیر شکنجه جان میدهد و دن پیترو (آلدو فابریتزی) کشیش حامی نهضت مقاومت نیز اعدام میشود و سرباز فراری اتریشی (آکوس تولنای) نیز خودکشی میکند، با این همه، میزان بر انگیختنِ حس همذاتپنداری مخاطب در همراهی با آدمهای اصلی داستان فیلم، به اندازهای است که بیننده فیلم، بسیاری از لحظههای گرم و گیرای چنین اثری را تا همیشه به ذهن میسپارد و با همه تلخیهایی که در فیلم میبیند، آن را به خاطرهای فراموشناشدنی تبدیل میکند!
✍ #عزیزالله_حاجی_مشهدی
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
🛎 آموزشگاه سینمایی مجازی واریاسیون ورتوف تقدیم میکند:
برای اولینبار
🎬 کارگاه آموزشی و ورکشاپ آکادمیکِِ مجازی:
✍️ کارگاه تحلیلی و تاریخشناسی علوم سیاسی
✅ بررسی تاریخی و تئوریک نظریات سیاسی
✅ تحلیل امر ایدئولوژی سیاسی در بستر جامعهشناسی اجتماعی
✅ یک کارگاه کلان علوم سیاسی به زبان ساده و عامیانه با هر سطح دانش و تحصیلی برای علاقمندان این حوزه، از تمامی ایدئولوژیهای سیاسی در رشته علوم سیاسی برگزار کنیم، یعنی پرداختن به تمامی اندیشههای:
مونارکیسم،لیبرالیسم،فاشیسم،کمونیسم، سوسیالیسم،لیبرتاریانیسم،پوپولیسم، ناسیونالیسم، انوریونمنتالیسم، دموکراتیسم، اسلامیسم، تئوکراسیسم، کاپیتالیسم، کمونوتاریانیسم، آنارشیسم، فدرالیسم، کنفدراسیونیسم، پروگرسیونیسم، ترنساومانیسم، سوسیالـدموکراتیسم، کانسرواتیسم، توتالیتاریسم، فئودالیسم، نئولیبرالیسم، نئونازیسم، نئوکمونیسم، فاندامنتالیسم و......
📣 تعداد جلسات؛ ۲۵ عدد + ۵ جلسه ذخیره
یکشنبهها: ۲۱:۰۰
✍ شهریه: ۳ میلیون تومان
📽 کلاس آنلاین
در پلتفرم گوگل میت
شروع جلسه: ۱۱ آبان ۱۴۰۴
🎥 برای ثبتنام به آیدی پیام دهید
@pezhmankhalilzadeh
نکته مهم: تعداد ظرفیت بسیار محدود است
نئورئالیسم یا عصر طلایی دوره ای از سینمای ایتالیا است که بر محوریت نمایش رئالیستی از زندگی سیاه و سخت مردم ایتالیا بعداز جنگ جهانی دوم است، فیلمبرداری در اماکن عمومی و استفاده از نابازیگران از شاخصه های اصلی نئورئالیسم است.
زندگی هر روزه مردم طبقه کارگر ایتالیا و تغیرات اوضاع روانی و یافتن هویت از دست رفته، عقده های روحی و بی عدالتی های اجتماعی از مضامین اصلی این موج مهم سینما است.
نئورئالیسم بعد از جنگ جهانی دوم و سقوط بنیتو موسلینی ظهور کرد. نئورئالیسم نمادی از تغییر فرهنگی و اجتماعی ایتالیا بعد از جنگ است.
نئورئالیسم با نوشته های منتقدان مجله سینمایی ایتالیا در آن عصر پا گرفت. منتقدانی چون ویسکونتی، پوچینی، زاواتینی، دِسانتیس و اینگارو که بیش از هر چیز بر محوریت سیاست بود و سردبیر آن ویتوریو موسلینی پسر بنیتو موسلینی بود. منتقدان به سینمای تجاری ایتالیا در آن زمان - Telefoni Bianchi- حمله کردند و باور داشتند که سینما ایتالیا باید به بازنمایی واقعیت بپردازد.
آنتونیونی و ویسکونتی هر دو با ژان رنوار همکاری هایی داشتند و خیلی از کارگردان های موج نئورئالیسم به وسیله ی فیلم های کالیگرافی( به وسیله موج فیلم های کوتاه متحرکی که با نئورئالیسم تفاوت داشتند).
المان های نئورئالیسم در فیلم های الکساندربلاسنتی و فرم مستند گونه ی فیلم های فرسِسکو د روبرتیس هم دیده می شد. دو تا اصلی ترین منابع تاثیرگذار بر موج فیلم «تونی» از رنوار و ۱۸۶۰ از روبرتیس است.
در بهار ۱۹۴۵ موسلینی اعدام شد و ایتالیا از تصرف آلمان خارج شد، این دوره که به «بهار ایتالیا» معروف است و ورود به ساختارهای جدید و دستور زبان جدید است، سینمای ایتالیا از استودیو ها و حالت مکانیکی خارج شد و فیلم ها در اماکن عمومی و فرمی رئالیستی ساخته شدند.
با اینکه فیلمسازان و تئوریسین ها در اینکه آغاز حقیقیِ نئورئالیسم دقیقا چه زمانی است مخالفت هایی با هم دارند ولی آغاز نئورئالیسم با فیلم وسوسه ۱۹۴۳ اثر ویسکونتی است. ولی این فیلم «رُم شهر بی دفاع» بود که موج را جهانی و توجهات را به سینمای تازه دوباره پا گرفته ی ایتالیا جلب کرد و توانست «جایزه ی بزرگ کن» آن سال را ببرد.
موج در دهه پنجاه به شکل قابل توجهی زیر سوال رفت، جنبش های لیبرال و سوسیالیست با پیام هایی که این فیلم ها در خود داشتند مشکل داشتند، باور به وجود فقر و افسردگی که در سینمای نئورئالیسم حضور داشت موجب بدبینی و ناامیدی شده بود و در واقع داشت مانعی برای رشد و تغییر می شد. به همین دلیل اولین تاثیرات مثبت دوره ی «معجزه اقتصادی ایتالیا» - مانند افزایش چشمگیر حقوق کارگران و کارمندان - باعث شد تا تم های نئورئالیسم ایتالیا دچار دگرگونی هایی شود.
بسیاری از ایتالیایی ها آن خوش بینی حاکم در فیلم های آمریکایی را به فیلم های خود تزریق کردند و دید حاکم در فیلم های این دوره به دولت ایتالیا بعد از جنگ بسبار مثبت بود و تاثیرات آندروتی که جزو کابینه ی دِگاسپری بود، دید اصلی نئورئالیسم را عنوان کرد: «نئورئالیسم لباس کثیفی است که نباید شسته شود و نباید در معرض دید برای خشک شدن آویزان شود.»
فیلم های نئورئالیسم به طور کلی با بازیگران غیرحرفه ای ساخته می شد البته در برخی از آثار موج شاهد حضور بازیگر حرفه ای هستیم ولی باز هم کاملا متفاوت از آنچه پیش از آن جلوی دوربین ظاهر شده بودند.
بیش تر آثار در اماکن عمومی و خرابی های جنگ فیلمبرداری می شدند.
فیلم های نئورئالیستی معمولا وضعیت فقر و طبقه ی کارگر را نشان می دهند. شخصیت ها بیشتر اوقات در میان اجتماع هستند جایی که زنده ماندن و نجات یافتن مهمترین دغدغه است و با اجرای آماتور گونه و مبتدیانه ی نابازیگران اجرا می شدند. فیلم های نئورئالیسم بیشتر اوقات در مورد کودکان است که در واقع فقر و ناامیدی نسبت به آینده در نگاه آن ها حس میشود و اینکه آن ها نماینده ی آینده ی ایتالیا هستند.
نظریه نئورئالیستی و قاعده های اصلی آن از سوی " چزاره زاواتینی " فیلمنامه نویس شناخته شده جنبش نئورئالیسم پایه ریزی شد.
ویژگی های مهم سینمای نئورئالیسم :
1- بهره گیری از نور پردازی طبیعی
2- بهره نگرفتن از استودیو و پلاتو
3- بهره گیری از بازیگران غیر حرفه ای یا تازه کار
4- ارائه تصویری محکم و گاه تکان دهنده از فقر، بیکاری، فساد و فحشا.
✍ #دانیال_زین_العابدینی
Join 👉 @honar7modiran
▪️تولید رم شهر بی دفاع
هنوز ایتالیا درگیر جنگ جهانی دوم و رم در اشغال نازیها است که روسلینی و همکارانش طرح فیلم را میریزند. آنان دو ماه پس از خلاصی از شر اشغالگران، فیلمبرداری را آغاز میکنند. دیکتاتوری موسولینی از بین رفته؛ اما از استودیوهای فیلمسازی و صنعت سینما نیز چیزی باقی نمانده. روسلینی، این بزرگترین کارگردان تاریخ سینمای ایتالیا، با ارزیابی اوضاع و احوال، به تصویر کشاندن طلیعه دوران تازه را آغاز میکند و سینمای جدیدی بهوجود میآورد؛ انگار سینما را از نو خلق میکند.
بخش مهمی از سرمایه اولیه تولید فیلم را زنی متمولی فراهم آورد که میخواست مستندی در مورد کشیشی به نام دون پیهتو موروسینی بسازد که به پارتیزانها کمک میکرد و عاقبت آلمانیها اعدامش کردند.
از سمت دیگر روسلینی و آمیدئی از ماجرای واقعی زنی به نام پینا که درمارس 1944 در خیابانی در رم کشته شد، الهام گرفتند و آمیدئی داستان یک پارتیزان به نام چزاره نگارویل را که در زمان جنگ در خانه خود او پنهان شده بود، وارد فیلم کرد و این دو داستان در ترکیب با دو موردی که قرار بود در موردشان مستند ساخته شود، به شخصیتهای «رم، شهر بیدفاع» شکل دادند.
هر چند قصه ی فیلم ترکیبی از واقعیت و تخیل روسلینی و جمع فیلمنامه نویسان اوست، اما بارها از فیلمهای خبری تاثیرگذارتر و واقعی تر دیده می شود.
در ژانویه ۱۹۴۵ مراحل ساخت فیلم کلید خورد. روسلینی برای ساخت فیلم بر اصول و مبانی سنتی ملودرام تکیه و تأکید داشت. وی از اولین کارگردان هایی بود که دوست داشت واقعیت پس از جنگ را به دنیا نشان دهد. از همین رو روسلینی و فیلم هایش را باید جز سردمداران نئورئالیسم دانست.
فیلم در هنگامی ساخته شد که پول وسرمایه کمیاب بود و فیلم خام بسختی یافت میشد. از دگر سوی در پیرامون او همه چشماندازها خرابی و آسیبهای جنگ بود و چنین بود که فیلمبرداری در خود جای رویدادها انجام گرفت و نیازی به صحنهسازی نبود؛ و به همین گونه هزینههای فیلم با بهره بری از مردم جنگ زده به جای بکارگیری هنرپیشهها، پایین میآمد. و بهرهگیری از جای راستین به جای صحنهسازی و بکارگیری از مردم به جای هنرپیشگان پیشهای از ویژگیهای بارز سبک نئورئالیستی گشت.
روسلینی در مورد فیلم «رم شهر بی دفاع» میگوید : «براي ساختنش ما از هر تدبيري بهره جستيم. برق را از تالار كورسه ي خيابان آوينيونه زي مي دزديديم كه دفتر روزنامه ي امريكايي استارز اند استريپ آنجا بود. نگاتيو وجود نداشت و ما تكه هاي بيست، سي متري را از عكاسان دوره گرد مي خريديم. اوبالدو آراتا، متصدي مان معجزه ها كرد. صحنه ها را كمي با نگاتيو و كمي با پوزيتيو مي گرفتيم. مارچللو پاليه رو ، شخصيت اول فيلم همكلاسي من بود. كل سابقه ي كار آنّا مانياني هم مي رسيد به نقش كوتاهي در يك فيلم كوتاه از دسيكا در نقش يك خواننده ي كاباره ي پرخاشگر و خشن. شش ميليون قرض بالا آوردم كه همه ي عمر روي دوشم ماند. نقدها وقتي فيلم اكران شد وحشتناك بودند. بسيار بد. بسيار بد. مثل:” بي شعوري كه هنر را با اخبار جرايد اشتباه گرفته است "»
▪️افتتاحیهٔ فیلم
در ایتالیا در ۲۷ سپتامبر ۱۹۴۵، در حالتی صورت گرفت که هنوز آسیبهای حاصل از جنگ در رم ترمیم نشده بود.
اکران فیلم در ایالات متحده در ۲۵ فوریه ۱۹۴۶ و در نیویورک انجام گرفت. نسخهای که در آمریکا به نمایش درآمد، سانسور شده بود و در حدود ۱۵ دقیقه از آن کاهش یافته بود.
داستان سفر فیلم از ایتالیا به ایالات متحده آمریکا در شرح حال خودنوشت فدریکو فلینی با عنوان: «آغازهای شیرین» بازگو شدهاست.
راد گایگر، که یک سرباز معمولی ارتش ایالات متحده مستقر در رم بود، در زمانی که روسلینی و فلینی مشغول کار کردن بر روی فیلم بودند، با آن دو ملاقات نمود. بر مبنای نوشتهٔ فلینی، گایگر یک سرباز نیمه مست بود، که هم به معنای واقعی کلمه و هم به صورت مجازی، موجب لغزش و انحراف مجموعهٔ فیلم شهر بی دفاع گردید. او خود را به دروغ، به عنوان یک تهیهکنندهٔ آمریکایی جا زد، در حالیکه او در حقیقت هیچکس نبود و حتی به اندازهٔ یک سکه هم پول نداشت. با این حال، گایگر کار را تمام کرد و یک حلقه از فیلم رم شهر بی دفاع را، داخل کیف پادگانی (کوله پشتی) خود، همراه خویش به ایالات متحده آورد و حتی موفق به عرضهٔ این فیلم در سینماهای آمریکا شد.
شرحی که فلینی از دخالت گایگر در فیلم ارائه کرد، موضوع یک دعوی قضایی با عنوان افتراء گردید که گایگر آن را علیه فلینی مطرح نمود. فیلم در چندین کشور ممنوع شد. به عنوان مثال، آلمان غربی نمایش این فیلم را در فاصله سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۰ ممنوع کرد. در آرژانتین نیز، در سال ۱۹۴۷، فیلم بدون هیچگونه توضیحی و بنا به درخواست یک دولت ناشناس کنار گذاشته شد.
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
کلیسا در مرکزیت «رم، شهر بیدفاع» یک مکان ثابت و پر از امنیت روحی است، با اینکه روسلینی به هیچوجه نمیخواهد این کالبد را به صورت هژمونی و ایدئولوژیک در فرم روایتش به خورد مخاطب بدهد. گویی روح و معنویت کلیسا تماماً در ساحت و بطن پرسوناژ سمپات دون پیترو آغشته گشته و در نهایت به مسلخگاه ایمان میرود.
در فصل پایانی فیلم شاهد شکنجهی یکی از پارتیزانها هستیم، پارتیزانهای مقاومتی که اکثراً بر اساس زیست تاریخی، مارکسیست و کمونیست بودند. اما روسلینی یک وجه این پازل را به حدی بهم میزند که جبههی مقاومت ایتالیا را وارد فاز جدیدی میکند و آن حضور پایانی کشیش به عنوان لیدر نیابتی آنهاست. افسر نازی دون پیترو را شکنجه میدهد اما کشیش با ذکر و یاد خدا بر سر ایمانش بر روی آن صندلی دوزخی ایستادگی میکند. گویی ما در این سکانس در حال تماشای ژاندارک روسلینی هستیم؛ ژاندارکی که اینبار به جرم مقاومت و وطنپرستی به همراه ایمان پاکش به قربانگاه آمده است. دوربین هم در میزانسن شکنجه در همان مدیومشات خود ثابت مانده و تکان نمیخورد به نوعی که گویی بار دیگر شاهد همسانسازی همان میزانسن کلیسا و محرابش هستیم؛ اینجاست که میگوییم روسلینی از حس دینی در فرمش، حس انسانی و ایثار مسیحایی میسازد که خوشبختانه به دام اومانیسم منفعلانه همچون اکثر آثار مسیحی در سینمای غرب گرفتار نمیشود و از پرسوناژ روحانیاش شمایلی انقلابی خلق میکند.
نیروی محرکهی انقلابی در «رم، شهر بیدفاع» مجموعهای است از ایثار و مقاومت گروهی افراد اعم از زن و بچه و پارتیزان و مبارز و روشنفکر و نهایتاً مرد خدا که در فاکتوریل گرفتن این تمامیت ما با یک آکسیون ایمانی از ایثار به شکل آسمانی – زمینیاش روبروایم. دون پیترو ایثار و به مثابهی آن مقاومتش در درجهی انسانی تشابه زیادی با عیسیبن مریم بر بالای صلیب دارد. اگر آنجا جلجتا بود، اینجا حصار خشم و نفرت و عصیان اهریمنی نیروهای متجاوزگری است که خانه و کاشانه را هدف گرفتهاند و با اینکه نازیها عملاً کاری با کشیشها ندارند اما دون پیترو منفعل نمینشیند و همراه مقاومت گشته و به شیوه و اسلوب خود مبارزه مینماید و در نهایت اوج مبارزهی او به همراه پارتیزانهای مارکسیست و ناسیونالیست، ایثار در مقاومت بودن از پس ایمان الهی است و او خدا را همچون کلیسا در مسلخگاه خود به نظاره مینشیند و در انتها اوست که پیروز میگردد و همهی اینها از قدرت ایمان نشئت میگیرد؛ ایمان به خود، ایمان به انسان و ایمان به یگانگی روحالقدس.
✍ #پژمان_خلیل_زاده
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
یکی از درخشانترین صحنههای فیلم، مرگ پینا با بازی درخشان آنا ماگنانی است؛ لحظهای که دوربین، واقعیت را قطع نمیکند، بلکه در برابرش عقبنشینی میکند، بیقضاوت، بیگریز. در آن خیابان، با آن شلیک، تماشاگر نیز زخمی میشود.
روسلینی با این فیلم، فراتر از یک داستان، به بازآفرینی حقیقتی دست زد که رسانهها از گفتنش ناتوان بودند: جنگ نه افسانهی قهرمانان، که کابوس مردم عادیست. صدای گامهای سربازان آلمانی، سکوت خانهها، نگاه کودکانی که پیش از بلوغ پیر شدهاند، همه در این فیلم، بهسان شعری سیاه اما ضروری در حافظه جمعی بشر ثبت شده است.
در پایان باید گفت:
«رم، شهر بیدفاع» نه فقط سنگبنای سینمایی نو، بلکه تذکری است همیشگی برای انسانِ معاصر که در دل ویرانی نیز، کرامت و امید را میتوان زنده نگاه داشت — حتی اگر دوربین، تنها شاهد آن باشد.
✍ #مجید_سنجری
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
نکته جذابیت وصف نشدنی سکانس شکنجه:
آنتاگونیست و پروتاگونیست در اوج خواسته خود، با هم تقابل دارند!
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
نسخه اصلی PDF/
مجله «فنسالاران»، شماره ۲۷
🌱آبان ۱۴۰۴
🟧تورق نسخه الکترونیکی.
اکنون روی فایل PDF، کلیک کرده، دانلود کنید، و با «فنسالاران صنعت داروی کشور» هممسیر و همراه شوید.
🪴قرار بعدی:
شماره ۲۸، آذر ۱۴۰۴
در انتظار یک شماره ویژه باشید
🟧@fansalaran
👤 #جیمز_ایجی
رم ، شهر بی دفاع روسلینی فیلمی است که با یک تعهدِ پر شور و درک عمیق از موضوع ساخته شده.
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
.
#ارجاعات_سینمایی
◾️ پشت صحنه نمایش ۱۹۱۶- چاپلین
◾️رم، شهر بی دفاع ۱۹۴۵
Join 👉 @honar7modiran
📸
لوکیشن های فیلم رم، شهر بی دفاع در گذر زمان.
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
👇👇👇👇عکس عوض بشه
نکاتی که احتمالاً درباره فیلم رم شهر بی دفاع نمیدانید:
◾️روسلینی برای طبیعی جلوه دادن داستان از سربازان آلمانی واقعی در فیلم استفاده کرد!
◾️فیلمبرداری فیلم ۲ ماه پس از خروج نازی ها از شهر رم در سال 1944 آغاز شد.
◾️مدت زمان شکنجه رهبر مقاومت در فیلم «رم، شهر بی دفاع» حدود۱۶ دقیقه است که یکی از طولانی ترین سکانس های شکنجه در تاریخ سینما به شمار می رود.
◾️فدریکو فلینی، فیلمساز مشهور ایتالیایی در خاطراتش گفته بود که روسلینی برای نگارش فیلمنامه «رم شهر بی دفاع» او را دعوت به همکاری کرده بود.
◾️به دلیل سیاست آشتی ملی ایتالیا در آن زمان، تمام ظلم هایی که در فیلم مطرح شده به آلمانی ها نسبت داده می شود.
◾️وحشتی که در سکانس دستگیری دون پیترو در چهره کشیش ظاهر می شود واقعی است و دلیل آن این بود که در هنگام فیلمبرداری این سکانس، مردی که در آن نزدیکی بود با دیدن صحنه دستگیری کشیش تفنگی درآورد و به سوی آن ها گرفت اما بلافاصله به او اطلاع دادند که در حال فیلمبرداری هستند!
◾️پاپ فرانسیس از «رم شهر بی دفاع» به عنوان فیلم محبوبش یاد کرده است.
◾️نگاتیوهای اصلی فیلم برای مدت طولانی گم شده بود اما در سال 2004 یافت شد.
◾️«رم شهر بی دفاع» توسط کمپانی Criterion Collection بازسازی تصویری شده و با بهترین کیفیت منتشر شده است.
◾️تا سال 1960، صحنه های بدرفتاری سربازان آلمانی در سینماهای آلمان اجازه انتشار نیافت.
✍ #نازنین_آفاق
🎥 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
نئورئالیسم:
جنبشی سینمایی بود که پس از پایان جنگ جهانی دوم در ایتالیا پدید آمد و تا میانهٔ دههٔ پنجاه تداوم داشت. در فیلمهای " نئورئالیستی "، ۱-تأکید بر استفاده از لوکیشنهای طبیعی و واقعی است.۲-گاهی از دوربین روی دست (تکنیکی است که در آن فیلمبردار بازیگر را با دوربین دنبال میکند. که موجب تنش در صحنههای اکشن و همچنین رئال جلوه دادن اثر میشود) استفاده میشود و تصویر مانند فیلمهای خبری، دانهدانه است و ظاهراً از نور طبیعی در آن استفاده میشود.۳- برای ایجاد حس واقعی بودن روایت، از نابازیگران استفاده میشود. اما در واقع در اغلب موارد از شیوه " کُنفِلِیشِن " یعنی تلفیقی از " بازیگران حرفهای " و نابازیگران استفاده میشود.
نمونه فیلم: رم شهر بی دفاع
آرمان روسلینی با استفاده از این ویژگیها در جهت القای حس باورپذیری عمیق به جهان درون فیلم بود.
اصطلاح نئورئالیسم برای اولین بار توسط منتقدان سینمای ایتالیا در سال 1942 و در مورد فیلم «وسوسه» ساختهی لوکینو ویسکونتی مورد استفاده گرفت.
اما فیلمِ «رم، شهر بیدفاع» اثر روبرتو روسلینی بود که به این اصطلاح جنبه ای بینالمللی بخشید و نام او را بر سر زبانها انداخت. این فیلم تحت شرایط سختی ساخته شد و طرح ریزی و انتخاب اماکن فیلمبرداری و فیلمبرداری اولیه در زمانی انجام گرفت که شهر رم هنوز زیر سلطه ی ارتش نازیها قرار داشت. همین سختی شرایط بود که باعث قوام سینمای نئورئالیستی و تعریف چارچوب زیبایی شناسانه ی آن شد.
«ژرژ سادول» سینما شناس و منتقد برجسته ی فرانسوی درباره ی نئورئالیسم می نویسد: « از 1945، نئورئالیسم ایتالیا به مثابه پدیده ای بنیادی در سینمای جهان سربرآورد، پدیده ای که زاده ذهنیت شخص خاصی نبود؛ بلکه آفریده ملتی در مسیر تاریخ و تلاقی اش با مبارزات اجتماعی آنها بود.»
جنبشی در سینمای ایتالیا که بیشتر واکنشی بود به محدودیت های هنری و فرهنگی اعمال شده بر صنعت سینما و سایر جنبه های فرهنگی در زمان حاکمیت فاشیسم و برگرفته از وضعیت اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی این کشور در دوران جنگ جهانی دوم و بلافاصله سال های پس از آن ، که اوضاع سیاسی نابسامان و اوضاع اقتصادی بسیار بد بود و فقر و بیکاری سراسر ایتالیا را فرا گرفته بود.
حقیقت برهنه ی چنین داستانی و مقاومت قهرمانان ملی در برابر تهاجم اشغالگران با بازی معدود بازیگران حرفه ای و اغلب نابازیگران، برای مخاطبانی که به دیدن زرق و برق های مصنوع فیلمهای مرسوم عادت کرده بودند، پدیده ای تکاندهنده بود، اما با این حال این فیلم، فروش بسیار خوبی را هم تجربه کرد. فدریکو فلینی که یکی از نویسندگان فیلم «رم، شهر بی دفاع» بود، در این باره می گوید: « با سرنگون شدن دیکتاتوری، ما کشورمان را کشف کردیم. جنگ، هر چند که وحشتناک است، اما تا آنجا که به ما مربوط می شد، برکتی انسانی بود. می توانستیم آزادانه به دور و برمان نگاه کنیم و با چنین نگاهی بود که واقعیت چنان خارق العاده به نظرمان رسید که نتوانستیم با چشمانی بکر و شگفت زده از نگریستن به آن و به تصویر کشیدنش خودداری کنیم.»
بسیاری از تکنیکهای سینمایی روسلینی، از جمله دوربین در حال حرکت و بازیگران غیر حرفهای در فیلمهای جنگی مانند «اینک آخرالزمان»، «شکارچی گوزن» و «نجات سرباز رایان» استفاده شده است.
"رم شهر بیدفاع" را باید یکی از نخستین نمونههای موفق فیلمهای متعلق به سبک نوواقعگرایی یا نئورئالیسم در سینمای ایتالیا دانست که به گونهای نخستین همکاری سینمایی فدریکو فلینی با روبرتو روسلینی نیز به حساب میآید. درواقع باید گفت که فلینی جوان در این کار نخستین فعالیتهای فیلمسازیاش را بهعنوان یکی از دستیاران روسلینی تجربه میکند.
join 👉 @honar7modiran
▪︎ ویژگیهای نئورئالیسم
▪︎ ویژگی نئورئالیسم روسلینی و دسیکا
• نئورئالیسم؛ نیروی محرکه خودرا از نبرد علیه فاشیسم بدست آورده است. از نشانههای کار روسلینی، تلاش اوست در نشان دادن عینیت رویدادها و شخصیتها که ویژگی مستندگونه را به آثار او میبخشد
• سبک کار روسلینی را میتوان به بهترین شکل با شیوه نویسندگی دوسپاسوس و همینگوی مقایسه کرد. در اینجا تجزیه و تحلیل و تفسیری صورت نمیگیرد، بلکه واقعیت خام بازسازی میشود و نویسنده ظاهر غایب است.
بازگشت روسلینی از سبک فیلمهای اولیه او را میتوان در آثار بعدی او مشاهده کرد: «استرومبولی»، «فرانچسکو دلقک خداوند»، «اروپا ۵۱» و... . روبرتو روسلینی در این فیلمها به نوعی عرفان کاتولیکی و درونبینی روانشناسانه میرسد و محیط و جامعه در آنها تا حد یک دکور برای نمایش سقوط میکند.
توانایی تجزیه و تحلیل در آثار روسلینی، کاستی گرفت. بنبست کار روسلینی در اینجا بود که او دیگر با نگاه عاطفیاش قادر به درک واقعیتی نبود که خود را بیشتر در آفرینش انعکاسی بازگو میکرد. زوج «ویتوریو دسیکا» و «چزاره زاواتینی» نسبت به رخدادهای سال ۱۹۴۵ به یکی از شیوههای نئورئالیستی واکنشهایی از خود نشان دادند که ظاهرا با سبک و شیوه کار روسلینی شباهت داشت. این شباهت در به کارگیری هنرپیشگان غیرحرفهای، برداشت و نگاهی مستندگونه به واقعیت و عینیت بخشیدن به سرنوشتی فردی بود، اما واقعیت این است که فیلمهای دسیکا در مقایسه با آثار روسلینی تفاوتهای اساسی داشتند:
الف) نخست از نگاه موضوع: درحالیکه روسلینی در «رم شهر بیدفاع» و «پاییزا»؛ به تشریح حوادث و رویدادهایی درباره جنگ و مبارزات نهضت مقاومت بسنده میکرد، و شخصیتهای خود را مستقیما در این پیشامدها دخالت میداد، اما دسیکا در «واکسی» و «دزدان دوچرخه»، توجه بیشتری به وقایع و سرنوشتهای پس از جنگ داشت. ریچی شغل پوستر چسبانی را به دست میآورد. پوستر فیلم ریتا هیورث (ستاره سینمایی هالیوود) را میچسباند.
ب) چزاره زاواتینی که به صورت پیشروترین نظریهآفرین نئورئالیسم درآمده بود به شکلی موثرکننده خطمشی فیلمهای دسیکا در رویارویی با واقعیت بود، و بدینسان شخصیت کارگردان این فیلمها در تعهد و التزامی انسانی و در مشارکت و دلسوزی پراحساس او در سرنوشت قهرمانانش آشکار شد.
ج) خصوصیتی که سبک کارهای دسیکا را در مقایسه با رئالیسم سرد و پدیدارشناسانه روسلینی متمایز میسازد. در فیلم «واکسی،» اسب سفید سمبول است. اسب؛ نشانهای از رویاها و آرزوهای دو نوجوان است. البته باید این نکته را نیز خاطرنشان کرد که در این میان چزاره زاواتینی نیز طرفدار رئالیسم کاملا مستند بود.
▪️ | @honar7modiran
👤 | #Roberto_Rossellini
🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
جورجیو مانفردی:
از اینکه زمان به پایان خواهد رسید نهراسید/نترسید.
نبرد/جنگ دور و درازی در پیش داریم
جنگ ما هنوز شروع نشده است...
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
بررسی فیلم رم، شهر بی دفاع
گشت و گذاری در تاریخ سینما، بررسی تغییر و تحول زبان و بیان سینمایی در طی سالها.
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
قوم برگزیده!
بيست و پنج سال پيش جوخه آتشي رو در فرانسه رهبري میكردم. اون موقع افسري جوان بودم و مثل تو فكر مي كردم كه ما به نژادي فرهوري متعلق هستيم.ولي فرانسوی ها ترجيح دادند كه ما اونها رو اعدام كنيم تا اينكه چيزي به ما بگند.
ما هيچگاه درك نخواهيم كرد كه مردم مي خواهند در آزادي زندگي كنند.
هر شب مست می کنم تا فراموش کنم و چرا؟
تا همه چیز رو به وضوح ببینم.
ما هیچ چیزی به جز کشتن نمی دونیم.
کشتن، کشتن. تمام اروپا رو از جسد پر کردیم. این جسدهای دفن شده کم کم نفرت رو پرورش می دن. همه جا پر از نفرته. ما با نفرت نابود شدیم. دیگه هیچ امیدی نیست.
هممون خواهيم مُرد. مرگي بدون هيچ اميدی... هيچ اميدی
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
سکانس اعتراف افسر آلمانی به شکست ارتش نازی در فیلم رم، شهر بی دفاع.
🎥 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
وطن وتن۷| مردم: فیلم "رم شهر بیدفاع" به کارگردانی روبرتو روسلینی تولید سال ۱۹۴۵ روایتگر واقعی مقاومت زن کودک و کشیش و در یک کلام مردم در برابر تجاوز نازیسم است..
@massoud_farassati
🎬 رم شهر بی دفاع 1945
join 👉 @honar7modiran
⭕️ارزشهای نسبی دو اجرایی شد⭕️
کارگردان: میکائیل شهرستانی
نویسنده: نوئل کاورد
مترجم:مهدی فیاضی کیا
بازیگران:(به ترتیب ورود به صحنه)
علی اکبر زینلی،امیرحسین جمشیدی،فاطمه سادات خاتمی،نسا بامداد،الهه سادات خاتمی،منصوره هروی،رعنا صفاری سیاهکلی،رامین غلامی،ابوالفضل برقی،علی مزینی،رضا امانی،نرگس شاه چراغی،میترا همایونفر،حامد رحمن پور،امیرحسین رفیعی،فاطمه امیرجان،درسای سبحه،محمدرضا محبی،پدرام کوهی
دستیار کارگردان: امید فتحی
طراح صحنه:میکائیل شهرستانی
طراح چهره پردازی:بهمن صنیعی
موسیقی:درسا شهرستانی
طراح پوستر و لباس: رعنا صفاری سیاهکلی
طراح نور:رضا خضرایی
عکاسان: رضاصفایی،بهادر باستان حق
مدیران صحنه:علی اکبر زینلی،امیرحسین جمشیدی
ساخت دکور:مهدی ارجمند
ساخت تیزر:امیرحسین رفیعی
⏰زمان شروع:۲۲ مهرماه الی ۲۰ آبان
📍مکان:تئاتر شهر،سالن سایه
تیوال نمایش ارزش های نسبی
https://www.tiwall.com/p/arzeshenesbii
📌 روسلینی به ما یادآوری میکند: مقاومت تنها با سلاح نیست، بلکه با دوربین، با روایت، و با ایستادن در برابر فراموشی است.
🎞️ 🎞️ 🎞️ 🎞️ 🎞️ 🎞️ 🎞️ 🎞️ 🎞️ 🎞️
✍ #مجید_سنجری
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
در میانهی ویرانیهای جنگ جهانی دوم، رم، شهر بیدفاع نهتنها یک فیلم، بلکه سندی زنده و نفسگیر از مقاومت، انسانیت و زخمهای یک ملت است. روسلینی با دوربین لرزان، نور طبیعی و بازیگران غیرحرفهای، یکی از نخستین نمونههای ناب نئورئالیسم ایتالیا را میسازد؛ جریانی که سینمای اروپا را دگرگون کرد.
سینمایی که از دل خاکستر برخاست
«رم، شهر بیدفاع» تنها یک فیلم نیست؛ سندی تاریخی، فریادی انسانی و تصویری بیواسطه از درد است. ساختهی روبرتو روسلینی که در بحبوحهی ویرانیهای جنگ جهانی دوم و تنها چند ماه پس از آزادی رم از اشغال آلمان نازی ساخته شد، نه فقط نقطه آغاز نئورئالیسم ایتالیا بلکه یکی از تاثیرگذارترین آثار تاریخ سینماست.
در زمانهای که سینما در سیطرهی استودیوها، نورپردازیهای دقیق و فیلمنامههای صیقلخورده بود، روسلینی با دوربینی ساده، بازیگرانی آماتور (در کنار چند حرفهای مثل آنا ماگنانی و آلدو فابریتزی)، نور طبیعی و خیابانهای واقعی، جهانی ساخت که زندهتر از واقعیت بود.
فیلم با نگاهی مستندگونه، زندگی مردمانی را به تصویر میکشد که در دل اشغال و سرکوب، زیستن را از یاد نبردهاند. کشیشی که به جای سکوت، مقاومت میکند. زنی که میان نان، عشق و گلوله، راه خود را میجوید. انقلابیونی که قهرمان نیستند، اما انساناند.
✍️ #مجید_سنجری
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
🎬
قسمتی از جلسه ی نقد و بررسی فیلم پرتو سبز از اریک رومر با هدایت #یاشار_یوسفی
Join👉 @honar7modiran
در مستند سنجیده «اینگرید برگمن از زبان خودش» (استیگ بیورکمان/ ۲۰۱۵)، وقتی به مقطع ازدواج خانم برگمن با روبرتو روسلینی – یکی از ارزشمندترین ازدواجهای تاریخ سینما- میرسیم، نکته عجیبی در زمینه نقطه شروع این آشنایی درمییابیم: بازخوانی یادداشتهای شخصی برگمن که در فیلم با صدای آلیشیا ویکَندر در نقش برگمن میشنویم، به ما میگوید که همه ماجرا با تماشای فیلم «رم، شهر بیدفاع» توسط برگمن آغاز شد.
بهت و کنجکاوی اصلی برگمن به گفته خودش، بیش از هر چیز به شیوه بازیگری افراد جلوی دوربین روسلینی در «رم، شهر بیدفاع» برمیگشت.
برگمن بعد از دیدن فیلم، بهشدت به فکر و تامل فرو رفت و مدتی که گذشت، اثر نئورئالیستی اصیل دیگر روسلینی «پاییزا» را هم دید. سپس به او نامهای نوشت تا ستایش و شیفتگی خویش نسبت به کار کارگردان ایتالیایی را ابراز کند.
این نامه، سرفصل تازهای در زندگی هر دو گشود و به دیدار و ازدواج و فرزندانی چند و البته چندین همکاری انجامید که از دل آن، گوهرهای گرانبهایی چون «استرومبولی» و «سفر در ایتالیا» به یادگار مانده است؛ فیلمهایی که واقعنمایی بیپیرایه روسلینی را با پردازش و فضاسازی آیینی درمیآمیزند و دریچه تازهای در سینما میگشایند که از آثار هم شعرگونه و هم عینیتگرای زندهیادان خودمان شهیدثالث و کیارستمی تا انبوهی تلفیقهای مشابه دیگر و متاثر از کیارستمی در سینمای دنیا، امتداد درخشانی داشته و دارد.
✍ #امیر_پوریا
🎬 Rome Open City 1945
join 👉 @honar7modiran
روبرتو روسلینی فیلمساز معروف نئورئالیست در یکی از مصاحبههای معروفش میگوید "اگر به اشتباه نمایی زیبا بگیرم در تدوین آن را دور میاندازم."
این جمله کلید فهم مسئله نمای کارت پستالی است. یعنی نمایی که به خودی خود نه در روایت و نه در فضاسازی کارکردی ندارد ولی در فیلم وجود دارد. روسلینی به درستی درک میکند که اگر نمایی زیبا در فیلمهایی مثل آلمان سال صفر یا رم شهر بی دفاع وجود داشته باشد یکدستی فیلم به کلی از بین میرود.
فیلمهای روسلینی و به طور کلی آثار نئورئالیستی زاده شده از دل تاریکترین و ویرانترین روزهای ایتالیا هستند. روزهایی که فقر و بیکاری به شدت به مردم فشار میآورد و مرگ تبدیل به اتفاقی معمولی و گاه رهایی بخش میشود. حال در این میان نمایی زیبا چه معنایی میتواند داشته باشد؟
✍ #دانیال_هاشمی_پور
Join 👉 @honar7modiran
آنا مانیانی
از بزرگترین بازیگران تاریخ سینمای ایتالیا.در سینما به او لقب گرگ را دادند.
بازیگر فیلم:
رم شهر بی دفاع 1944 - ماما روما 1962
1907-1973
join 👉 @honar7modiran
تقوایی بعد از ساختن «کاغذ بیخط» تا زمان مرگش دیگر فیلمی نساخت و درعمل به مدت بیستوچهار سال از عرصهی سینما فاصله گرفت. این بیستوچهار سال امتناع از فیلمسازی همانند بیستوچهار فریم که یک ثانیه از فیلم را شکل میدهد، همیشه در تاریخ سینمای ایران بهعنوان کنشی مهم و مقاومتی هنرمندانه ثبت خواهد شد.
_____________
👈متن کامل
⏺ داستان"اینگرید برگمن" و "روسلینی"
روسلینی میگوید : «اينگريد برگمن فيلم رم شهر بی دفاع را ديده بود. مي خواسته نامه اي برايم بنويسد ولي هيچ نشاني اي از من نداشته. يك ايتاليايي در خيابان از او امضاء مي خواهد و به او توصيه مي كند نامه را بفرستد به شركت مينروا فيلم.
⭕️ همه چیز از یک نامه شروع شد:
"آقای روسلینی عزیز، من دو فیلم شما «رم شهر بی دفاع» و «پاییزا» را دیدم و از آنها بسیار لذت بردم. چنانچه به یک بازیگر زن سوئدی نیاز دارید که انگلیسی را به خوبی صحبت کند، زبان آلمانیش را از یاد نبرده و فرانسویش چندان قابل فهم نباشد و از ایتالیایی تنها Ti amo (دوستت دارم) را بلد باشد، من حاضرم بیایم تا باشما فیلمی بسازم."
امضای نامه از اینگرید برگمن سرشناس ترین هنرپیشه هالیوود بود.
اينگريد قبلاً جايزه ي اسكار را برده بود. ولي من فيلم هايش را نديده بودم. مينروا فيلم آن موقع در يك آتش سوزي وحشتناك سوخته بود. اما آن پاكت را هاليوود برايم فرستاد و به دستم رسيد و ما با هم استرومبولي زمين خدا را ساختيم و روزنامه ي استامپا نوشت: روسليني براي هميشه اينگريد برگمن را خراب كرد.»
روسلینی کارگردان و اینگرید بازیگر نقش اول فیلمش با وجودیکه هردو متاهل بودند عاشق یکدیگر شدند و این کشش آنچنان آتشین بود که در اثنای فیلمبرداری برگمن باردار گردید.
با شنیدن این فضاحت و رسوایی مردم آمریکا در شوک فرو رفتند. تحت فشار گروههای مذهبی و اجتماعی قضیه حتی به سنای آمریکا هم کشیده شد و درخواست اخراج اینگرید برگمن از کشور توسط نمایندگان مطرح شد.
فیلم هم ابتدا توسط کمپانی RKO از ۱۱۷ دقیقه به ۸۱ دقیقه قیچی گردید وبسیاری از دیالوگها به بهانه ضدیت با دین و خدا در دوبله کاملا تغییر یافت.
روسلینی به نشانه اعتراض قراردادش را برهم زد. اما متعاقبا با بایکوت سراسری، فیلم با یک شکست تجاری هم مواجه گردید. به هرتقدیر هیچکدام از این ناکامی ها مانع ادامه ارتباط و ازدواج روسلینی و برگمن نشد. آنها پس از جدایی از همسرانشان دراواخر 1950 باهم ازدواج کردند و حاصل دوره زندگی مشترک پنج ساله پنج فیلم دیگر و سه فرزند بود.
روسلینی یک ایتالیایی واقعی بود: بسیار احساسی ،عاطفی و حسود . او اینگرید برگمن را از همکاری با سایر کارگردانان منع کرد و برگمن هم از پذیرفتن فیلم نامه هایی که برای او ارسال می شد امتناع می ورزید. او حتی اجازه نداد که با #فلینی یا #ویسکونتی همکاری کند.
فیلمهای مشترک آنها به دلیل تحریم "زوج غیراخلاقی" اعلام شده توسط بینندگان و منتقدین شکست خورد. شکایات و شکایات متقابل در خانواده به وجود آمد ، به طرز ناامید کننده ای پول کافی وجود نداشت ، و اختلافات فقط باعث افزایش تنش بین افرادی می شد که زمانی عشق ورزیده بودند.
روسلینی و برگمن تا سال ۱۹۵۶ با هم بودند و در این دوره با هم پنج فیلم ساختند.
join 👉 @honar7modiran