2365
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) Ibna.ir شماره تماس تحریریه ایبنا: ۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶ 📬 ارتباط با سرویس رسانه های اجتماعی ایبنا : @ZA20241403 📌 ایبنا را در شبکههای اجتماعی با آدرس زیر دنبال کنید: @ibna_official
🔰روایتی از انقلاب فرانسه؛
«داستان دو شهر» دیکنز و واقعیتهای تاریخی که گفته نمیشود
🔸بررسی تازهای از رمان «داستان دو شهر» نوشته چارلز دیکنز نشان میدهد این اثر، با وجود برخی اغراقها و آزادیهای ادبی، تصویری قابلتوجه از نابرابری اجتماعی، سوءاستفاده از قدرت سلطنتی و برخی وقایع خونین انقلاب فرانسه ارائه کرده است.
🔸یکی از دقیقترین بخشهای رمان، توصیف شکاف شدید طبقاتی در فرانسه پیش از انقلاب است. جمله مشهور آغازین کتاب، «بهترین زمانها بود، بدترین زمانها بود»، بهخوبی شرایط متناقض جامعه فرانسه را در آستانه انقلاب به تصویر میکشد.
🔸️یکی دیگر از عناصر مهم داستان، زندانی شدن ۱۸ ساله دکتر الکساندر مانه، پدر لوسی مانه، در زندان باستیل است. در رمان، او بدون محاکمه و بر اساس فرمانی سلطنتی موسوم به «نامه مهر» یا lettre de cachet زندانی شده است.
🔸️جالب آنکه در «داستان دو شهر»، بخش عمدهای از وقایع انقلاب تا پایان رمان رخ نمیدهد. برای نمونه، یورش معروف به باستیل در فصل بیستویکم، یعنی تقریبا دو سوم مسیر کتاب، اتفاق میافتد.
ibna.ir/x6K8p
@ibna_official
🔰محمد حمزهزاده:
مهمترین دشمن تاریخ شفاهی، زمان است
🔸محمد حمزهزاده، پژوهشگر و فعال حوزه فرهنگ و ادبیات و منتقد ادبی، با اشاره به چالشهای ثبت خاطرات جنگ و انقلاب گفت: مهمترین مسئله امروز در تاریخ شفاهی، این نیست که حافظه راوی پس از گذشت چند دهه تا چه اندازه دچار خطا یا تغییر شده است؛ مسئله مهمتر این است که محتوایی که در ذهن راویان وجود دارد، در معرض از دست رفتن است و باید پیش از آنکه زمان آن را از بین ببرد، ثبت و پیاده شود
🔸این نویسنده با اشاره به نقش روایتهای متعدد در سنجش خاطرات ادامه داد: یک جایی این روایتها به هم میرسند و میتوانند یکدیگر را اصلاح کنند. اگر بخواهیم مثال بزنیم، شبیه یک چهارراه است که خودروها در آن ناچارند سرعت یکدیگر را کنترل کنند؛ همه نمیتوانند با هر سرعتی حرکت کنند. روایتهای مختلف نیز وقتی در کنار هم قرار میگیرند، امکان مقایسه و سنجش پیدا میکنند.
🔸کاری که تاریخ شفاهی امروز باید انجام دهد، این نیست که بیش از اندازه درگیر این پرسش شود که کدام بخش خاطره تحریف شده و کدام بخش واقعیت دارد. به نظر من، در این مرحله، ثبت و پیادهسازی خاطرات اهمیت بیشتری دارد. نباید مدام به دنبال این باشیم که راوی را کنترل کنیم یا هنگام روایت، او را اصلاح کنیم.
🔸️یکی از ظرفیتهای مهم تاریخ شفاهی همین است که یک واقعه را از زبان چند نفر و از زاویههای مختلف ثبت کنیم. در چنین شرایطی، روایتها در کنار هم قرار میگیرند و مخاطب نیز امکان بیشتری برای درک ابعاد مختلف یک واقعه پیدا میکند.
ibna.ir/x6KtW
@ibna_official
🔰در میزگرد نقد و بررسی رمان «خشت و خون» بررسی شد؛
چه کسی گفته ما خوابیم؟
🔸در نشست نقد و بررسی رمان «خشت و خون» ، منتقدان با تمرکز بر شخصیتپردازیهای جسورانهی نویسنده، به بررسی این موضوع پرداختند که چگونه حسین قره با بهرهگیری از عناصر جادویی و افسانههای کهن، بسترِ متفاوتی را برای رویاروییِ تاریکی و روشنایی در ذهن مخاطب طراحی کرده است.
🔸️«خشت و خون» با محوریت مفهوم بیداری، روایتی است از سفر چهار مرد عاشق از قلمروِ خیال به سرزمینِ تاریخ. چهار سوارِ داستان — امیرزاده تکخال، سعیر، قانون پسر یما و غولتش (همان که در اتاق بهار فقط یک کلمه گفت) — هر یک گذشتهای را پشت سر گذاشتهاند.
🔸این چهار شخصیت در آغاز رمان یک مواجههی غافلگیرکننده دارند؛ هم برای خواننده و هم برای خود شخصیتها. سه نفر از آنها، قانون را که شخصیت چهارم است، در آن وضعیت پیدا میکنند و همین آغاز طوفانی باعث میشود خواننده خیلی زود درگیر داستان شود. بهخصوص آنجایی که وارد ذهن گرگ میشویم و از طریق ذهن گرگ گذشتهی شخصیت قانون را میبینیم، به نظرم بسیار خوب اجرا شده است.
🔸متن بر پایهی تقابلهای زیادی شکل گرفته است. ابتدا فکر میکردم با یک حماسه روبهرو هستم؛ یک حماسهی تاریخی، سوررئال و چندلایه. اما بعد از چند بار خواندن و برگشتن از متن، به این پرسش رسیدم که چرا این شخصیتها چنین ویژگیهایی دارند؟ آن حجم زیاد پرداخت شخصیتها چه جایگاهی در روایت کامل دارد؟
🔸️ این یک رمان پسااختارگراست. یک روایت کلان در آن تحت تأثیر خردهروایتهای و روایتهای کوچک شخصیتها شکل میگیرد؛ داستان زندگی هرکدام از این شخصیتها، اینکه چگونه به دنیا آمدهاند، چه بر آنها گذشته، چه سفرهایی کردهاند و چه تجربههایی داشتهاند. این داستانها کنار هم قرار میگیرند و روایت کلی را میسازند.
🔸این آدمها از سر ناچاری یکدیگر را پیدا میکنند. کس دیگری وجود ندارد. همهی اینها از دالان مرگ عبور کردهاند؛ همه یکبار تا مرز مرگ رفتهاند و برگشتهاند. به نظرم یکی دیگر از شخصیتهایی که میشود دربارهاش صحبت کرد، همان ساربان مرگ است. او به اینها میگوید که شما بین دو آینه گیر کردهاید. هرچقدر اینها تغییر میکنند، او میگوید شما در دو تاریخ، بین دو آینهی ابدی گرفتار شدهاید.
🔸این اثر یک کار پساساختارگرا میشود که میتوان در آن یک خط تاریخی را دید؛ خطی که در طول تاریخ ادامه پیدا کرده است.
🔸تاریخ مردانه است و اگر بخواهیم بگوییم این داستان هم در همان مسیر، روح تاریخ را بازتولید کرده.اگر شما بخواهید روح تاریخ را در متن پیاده کنید، خشونت هم بخشی از آن است؛ بهویژه در آن بخش آخر که جلادان میخواهند مردم را بکشند.
ibna.ir/x6K8G
@ibna_official
🔰کتاب «کودک درون» در گفتوگو با امید حسینی؛
بیشتر اختلافها میان دو کودک درون رخ میدهد
🔸امید حسینی، مترجم کتاب «کودک درون» اثر اشتفانی اشتاهل، میگوید بسیاری از اختلافها، واکنشها و الگوهای رفتاری ما نه از تصمیمهای آگاهانهی بزرگسالی، بلکه از زخمها و تجربههای حلنشدهی دوران کودکی سرچشمه میگیرند
🔸️در فرهنگ عامهی ما درک واضح و درستی از مفهوم کودک درون وجود ندارد. بیشترمان کودک درون را فقط به این مفهوم محدود میکنیم که مثلاً اگر کسی خیلی شوخ یا پرانرژی باشد، میگوییم: «فلانی کودک درونش بیشفعاله!» اما کودک درون مفهومی بسیار گستردهتر از اینها دارد و تأثیر زیادی بر باورها و زندگیمان میگذارد. بهنظرم خانم اشتاهل تصویر جذابی از کودک درون ارائه داده و شخصیتی مستقل و ملموس به آن بخشیده است که درک آن را بسیار آسانتر میکند.
🔸️نویسنده عقیده دارد یکی از مهمترین هدفهای کودک درون این است که به هر دری بزند تا شرمساریها و آسیبهایی را که در کودکی تجربه کرده، دوباره تجربه نکند. ما در سطح ذهن هشیارمان، بزرگسالانی مستقلیم که زندگیمان را میکنیم؛ اما در سطح ناهشیار، کودک درونمان بر درک، رفتار، شیوهی حسکردن و تفکرمان سایه میاندازد. بهلحاظ علمی هم ثابت شده است که ذهن ناهشیار ما حدود هشتاد درصد از تجربهها و عملهایمان را رقم میزند. برای توصیف بهتر این فرایند، مثالی جالب در کتاب آمده است: هر بار سارا مسئلهای را فراموش میکند که برای همسرش، مایکل، مهم است، مایکل عصبانی میشود. این اواخر، سارا هنگام خرید از فروشگاه یادش رفت چیپس محبوبِ مایکل را بخرد. مایکل هم حسابی از کوره دررفت. سارا حیرت کرد؛ چون برای او قضیه فقط یک بسته چیپس بود، اما برای مایکل انگار دنیا به آخر رسیده بود.
🔸️«راهبردهای خودمحافظتگری» یکی از ایدههای محوری کتاب هستند و نویسنده بهتفصیل دربارهی آنها صحبت میکند. همهی ما در کودکی، برای مواجهه با احساسات ناخوشایند یا بهکلی اجتناب از این احساسات، چنین سازوکارها یا راهبردهایی را شکل میدهیم. این راهبردها نتیجهی برآوردهنشدن نیازهای اساسی روانشناختیاند.
ibna.ir/x6KtH
@ibna_official
🔰گفتوگو با صابری توکلی درباره کهنترین نسخه سفرنامه ناصرخسرو؛
مسیر سفر ناصرخسرو را در طی هفت سال پیمودم
🔸️محمدرضا توکلیصابری درباره تصحیح خود گفت: این کتاب حدود بیست سال طول کشیده است. چون من مسیر سفر ناصرخسرو را در طی هفت سال پیمودم و به مکانهایی رفتم که ناصرخسرو به آنها اشاره کرده است، و این موضوع در فهم کتاب و تصحیح آن تاثیر زیادی داشت
🔸️به گفته توکلیصابری، این تصحیح سفرنامه بر پایه کهنترین نسخه سفرنامه در کتابخانه لکهنو است، اما از دو نسخه قدیمی دیگر که تاکنون مورد توجه نبوده است نیز استفاده شده است. ترجمههای عربی، فرانسوی و انگلیسی این کتاب نیز در تصحیح مورد توجه بوده است. در ابتدای این کتاب اشعار و نوشتههای ناصر خسرو، با استناد به زبان خودش آمده است. همچنین در پایان کتاب در بخش نامها و جایها و واژهنامه توضیحاتی ارائه شده است که با پاورقیهای کتاب خواندن و فهم سفرنامه را آسان تر میکند.
🔸متن کتاب حاوی نقشهها و تصویر شهرها، روستاها، بناها، مسجدها، قلعهها، دروازهها، دولابها، کاریزها، پلها، زیارتگاهها، مزارها، گورستانها، کلیساها، چشمهها، نیل سنجها، آبشارها و بازارهایی است که ناصرخسرو درباره آنها سخن گفته است. برای تصحیح این سفرنامه از دو نسخه قدیمی دیگر که تا به حال کسی از آنها استفاده نکرده است نیز استفاده شده است. یکی از آنها تاریخ سال ١١٠٢ هجری قمری مطابق با ١۶٩١ میلادی رادارد.
ibna.ir/x6KtJ
@ibna_official
🔰نشست «ادبیات جهان و جامعه بشری با سرنوشت مشترک»؛
بازاندیشی در ادبیات جهان در عصر جهانیشدن دیجیتال و هوش مصنوعی
🔸نشست «ادبیات جهان و جامعه بشری با سرنوشت مشترک» در پکن با حضور شماری از نویسندگان، پژوهشگران و صاحبنظران برگزار شد و شرکتکنندگان در آن، نقش ادبیات در جهان در حال تغییر، نسبت هویتهای ملی با ارزشهای مشترک انسانی و آینده ادبیات در عصر هوش مصنوعی را بررسی کردند.
🔸️شرکتکنندگان در این نشست بررسی کردند که آیا مفهوم «ادبیات جهان» که حدود ۲۰۰ سال پیش از سوی یوهان ولفگانگ فون گوته و کارل مارکس مطرح شد، در عصر جهانیشدن دیجیتال همچنان امکان تحقق دارد یا خیر.
🔸️همچنین این پرسش مطرح شد که آیا ایده «جامعه بشری با سرنوشت مشترک» میتواند چارچوبی جدید برای ادبیات فراهم کند که در آن میان هویت فرهنگی ملی و ارزشهای مشترک بشری توازن برقرار شود و ادبیات چگونه میتواند در شرایط توسعه سریع هوش مصنوعی، روح انسانگرایانه و ماهیت انسانمحور خود را حفظ و بازآفرینی کند.
ibna.ir/x6K8f
@ibna_official
🔰در دانشگاه شیراز؛
جشنواره «از بلخ تا شیراز» آغاز شد
🔸در آیینی با حضور دانشگاهیان و عموم مردم، جشنواره فرهنگی، ادبی و هنری «از بلخ تا شیراز» در دانشگاه شیراز آغاز به کار کرد
🔸️این جشنواره در طول دوازده روز و با هدف تعمیق هویت ایرانی ـ اسلامی و تقویت پیوند نسل جوان، بهویژه دانشجویان، با میراث معنوی و ادبی ایران برگزار میشود.
🔸️ انتخاب عنوان «از بلخ تا شیراز» ناظر بر پیوند میان مولانا، زاده بلخ، و حافظ، شاعر بزرگ شیراز، و نیز توجه به جایگاه زبان فارسی در شکلگیری و انتقال این میراث فرهنگی است.
🔸️بازنویسی داستانهای مثنوی، بازنویسی غزلهای حافظ، داستاننویسی و شعرخوانی از جمله بخشهای دانشجویی این جشنواره است که با هدف آشنایی بیشتر جوانان با شخصیتها و آثار برجسته فرهنگ و ادب فارسی و تقویت هویت ایرانی طراحی شدهاند.
ibna.ir/x6KsX
@ibna_official
🔰به همت مجله سیاستنامه برگزار میشود؛
باید و نبایدهای پساجنگ
🔸نشست «باید و نبایدهای پساجنگ» دوشنبه سیزدهم مهر 1405 ساعت 17 در ساختمان سرای علوم انسانی ایرانیان برگزار خواهد شد.
ibna.ir/x6Ktp
@ibna_official
🔰تازهترین یافتههای علوم اعصاب درباره سازوکار رنجهای تن
رازهای پنهان درد و آینده درمان در علوم اعصاب
🔸کتاب «مغز و درد پیشرفتهای چشمگیر در علوم اعصاب» با تمرکز بر پیوند میان عصبشناسی و تجربه رنجهای بدنی، به بررسی سازوکارهای ادراک درد در سیستم عصبی میپردازد و افقهای نوین دارویی و غیردارویی را برای درمان اختلالات و دردهای مزمن انسان تشریح میکند.
🔸️هدف اصلی در نگارش و ارائه این مجموعه، توصیف پیشرفتهای اخیر در درک ما از درد و توضیح این موضوع است که چگونه چنین یافتههایی میتوانند به گشودن افقهای جدید و مهم در مدیریت درد و درمان بیماران مبتلا به دردهای فرساینده منجر شوند.
🔸️کتاب با بیانی علمی اما قابل درک، سازوکارهای مولکولی و مسیرهای تبادل سیگنال را که پایهگذار دریافتهای بدنی از جراحتها هستند تشریح میکند. نویسنده به دقت بررسی میکند که چگونه پیامهای حسی تغییر یافته و در ساختارهای گوناگون مغزی بازتولید میشوند.
🔸️در ادامه، نویسنده وارد حوزهای نوین از پژوهشهای عصبی میشود و سازوکارهایی را معرفی میکند که طی آن ذهن و عوامل رفتاری میتوانند مستقیماً مسیرهای هدایت سیگنال را مهار کنند یا برعکس شدت آنها را افزایش دهند. دادههای جدید علوم اعصاب نشان میدهند که مدارهای ویژهای در قشر مغز و ساختارهای زیرقشری وجود دارند که تجربه عاطفی و حسی آسیبها را بر پایه باورها، ترس، اضطراب و همچنین پدیده دارونما تعدیل میکنند.
ibna.ir/x6Kr7
@ibna_official
🔰سادهترین دلیل کتاب خواندن، لذت است؛
انتقاد از پیدا کردن «کاربرد» ادبیات
🔸استیون تاکر نویسنده انگلیسی از وسواس انسان امروز برای پیدا کردن «کاربرد» در ادبیات انتقاد میکند و یادآور میشود که شاید سادهترین و صادقانهترین دلیل کتاب خواندن، همان لذت خواندن باشد
🔸اگر بنا باشد از هر کتابی یک «درس زندگی» بیرون بکشیم، بسیاری از شاهکارهای ادبی واقعا حرف چندانی برای گفتن ندارند. «مرد نامرئی» به ما میگوید سراغ ساختن سرم نامرئیکننده نرویم. «ماشین زمان» هشدار میدهد ماشین زمان نسازیم. «دراکولا» هم لابد توصیه میکند با اهالی ترانسیلوانیا زیادی صمیمی نشویم.
اما من از ابتدا هم قصد انجام هیچکدام از این کارها را نداشتم.
🔸️واقعیت این است که نمیتوان کسی را که از کتاب خواندن لذت نمیبرد، با فهرست کردن تعداد گلهای موجود در شکسپیر، گربههای «گتسبی بزرگ»، دوناتهای «بودنبروکها» یا هر چیز دیگری به مطالعه علاقهمند کرد.
🔸️قرار نیست «ایلیاد» را حفظ کنیم تا لکنت زبان کودکیمان را درمان کنیم. قرار نیست «رباعیات خیام» بخوانیم تا مهارت تعمیر لوازم خانگی پیدا کنیم. و قرار نیست «میدلمارچ» را ورق بزنیم تا درباره موتور چهارچرخ چیزی یاد بگیریم.
ادبیات قرار نیست همیشه دارو باشد، نسخه باشد یا راهنمایی برای بهتر زندگی کردن.
ibna.ir/x6K8m
@ibna_official
🔰گفتوگوی تفصیلی ایبنا با بهرام دبیری درباره هنر، تاریخ و جامعه؛
۶ هزار سال تاریخ نقاشی ایران را به هنر مدرنمان منتقل نکردیم
🔸بهرام دبیری گفت: وقتی من وارد دانشکده هنرهای زیبا شدم، سال ۴۹ بود. تا ۱۰ سال قبل از آن ادامه سبک کمالالملک و کپی کردن بود. همان جریان سقاخانه و مدرنیسم ایرانی که باب شده بود. ولی سالی که من وارد شدم، دکتر میرفندرسکی رئیس دانشکده شد و همه هنرها برایش مهم بود.
🔸️نقاشی دوره رنسانس، در آنهایی که نمادهای فرهنگی دارند یا حتی در ترکیببندی «شام آخر»، به شکل تخصصی میتوانید ردپای نگرش مانی را ببینید.
🔸️مانی پیغمبر بزرگی بود و یک دین بسیار گسترده داشت. جالب است که نقاش هم بود؛ یعنی آیینش را از طریق تصویر بیان میکرد. این تصویر و روایت، در واقع کهنالگوی چیزی است که بعدها در نقاشی قهوهخانه میبینیم.
🔸️ریشههای کهن وقتی در یک سرزمین هستند، نمیشود آن را از بین برد. میتوانی آن را بکنی، هی ساقهها را بشکنی و ریشهها را ببری، ولی جوانه میزند.
🔸️نمونهاش کشوری است با ۶ هزار، ۷ هزار سال تاریخ که زبانش را دارد، شعرش را دارد و معماریاش را دارد؛ با همه آسیبها. مثل فاجعهای که در معماری بعد از انقلاب اتفاق افتاد. شهرها را نگاه کن، بیهویت، بیامنیت، زشت، غلط، ضدطبیعت، ضدچشمانداز. پول و ساختن، یک کلمه از هنر و شعور معماری در آن نیست. در معماری فاجعه است.
🔸️در مصاحبهای که در شیراز با من کردند، درباره تخت جمشید صحبت شد. گفتم از این بناها در یونان و رم زیاد است اما در تخت جمشید هیچکس پابرهنه نیست، هیچ چهرهای غمگین یا عصبانی نیست؛ همه مهرباناند. هیچکس اسلحه به دوش ندارد. آنچه در دستشان است، برکات طبیعت است، یا گوسفند است یا گندم.
🔸️این تاریخ زیباییشناسی و تاریخ فرهنگ من است. یونان چنین تاریخی ندارد. همان اقتدار را دارد، ولی برده است و نیزه است و کشتیگیر و ابزار جنگ است. شما در تمام تخت جمشید هیچ ابزاری که مربوط به جنگ و خشونت باشد، حتی یک مورد نمیبینید.
🔸️نیما از کجا آمد؟ نیما از پشت آن کوهها چهجوری توانست این تحول را در زبان ما، در چشمانداز عاطفه ما و در شناخت ما در همه رشتهها ایجاد کند؟
🔸️ما رمان نداشتیم؛ ما قصه داشتیم. نیما این ایده را زنده کرد. پیش از نیما، آخرین شاعری که برایمان مهم بود، ۳۰۰ سال قبل بود. ما هنوز داریم حافظ و سعدی میخوانیم. در این فاصله چند شاعر بزرگ داریم؟ نیما یکدفعه دنیا، چشمانداز، زبان ما را تغییر داد. اینها اتفاقهایی است که مال این سرزمین است.
ibna.ir/x6Ks9
@ibna_official
🔰فهم روحانیت در ایران در گفتوگو با عسگر قهرمانپور بناب؛
میان ایمان و تردید؛ مواجهه یک روحانی با جهان مدرن
🔸به گفته مترجم: «متحده با انتخاب روایت یک طلبه، «درون» روحانیت را دیدنی میکند، اما در مقابل، بخشی از «بیرون» آن را از قاب خارج میکند. ارزش این روش در این است که ساختار بزرگ دین و سیاست را از خلال زندگی یک انسان قابل لمس میکند، بیآنکه ادعا کند یک انسان میتواند نماینده تمام آن ساختار باشد.»
🔸متحده در آغاز کتاب توضیح میدهد که وقتی متوجه شد آموزش یک طلبه از دستور زبان، بلاغت و منطق آغاز میشود، دریافت که با یک سنت زنده آموزش کلاسیک مواجه است؛ سنتی که در آن مناظره، شرح و حاشیهنویسی و رابطه استاد و شاگرد همچنان اهمیت دارد. همین مشاهده، تا حد زیادی او را به سمت نوشتن کتاب سوق داده است. از سوی دیگر، روایت درونی امکان دیدن ابهام و چندپارگی درون روحانیت را فراهم میکند. علی نه یک «روحانی نمونه» است و نه شخصیتی ایدئولوژیک و یکدست. خود متحده نیز تأکید میکند که نباید او را «کهنالگوی روحانی شیعه» دانست.
🔸تجربه یک فرد نمیتواند تمام واقعیت روحانیت و جامعه ایران را نمایندگی کند. خود متحده نیز از این محدودیت آگاه است. ممکن است برخی ایرانیان علی را بیش از حد آزاداندیش بدانند و برخی دیگر او را به اندازه کافی مذهبی ندانند. پاسخ متحده این است که هدف او ساختن «روحانی نمونه» نبوده، بلکه روایت انسانهای واقعی بوده است. به همین دلیل، وقتی دوربین روایت عمدتاً بر زندگی یک طلبه متمرکز میشود، تجربه گروههای دیگر جامعه ناگزیر تا حدی به حاشیه میرود: زنان، طبقات اجتماعی دیگر، روشنفکران سکولار، مخالفان روحانیت و حتی طلبههایی که مسیرهای متفاوتی را انتخاب کردهاند.
🔸روایت زندگی علی هاشمی اجازه میدهد جهان روحانیت را نه به صورت مجموعهای از مفاهیم انتزاعی، بلکه از خلال ترسها، تردیدها، خاطرات، دوستیها، آموزش و مواجهه با سیاست ببینیم. در مقابل، بخشهای تاریخی و تحلیلی کمک میکنند این تجربه فردی را در زمینهای گستردهتر قرار دهیم. اگر فقط زندگی علی روایت میشد، خواننده با یک سرگذشت مواجه بود، نه با تحلیلی از تاریخ فرهنگی و سیاسی ایران. به همین دلیل، کتاب میان روایتهای شخصی و بخشهای تحلیلی رفتوآمد میکند. روایت انسانی «داده» است، نه حقیقت نهایی؛ و تحلیل تاریخی کمک میکند بفهمیم این تجربه در چه ساختار و سنتی شکل گرفته است.
🔸به نظرم یکی از نقاط قوت کتاب همین است که انقلاب را به یک علت فرو نمیکاهد. در فصل مربوط به مهاجران روستایی و هیئتهای مذهبی، نویسنده نشان میدهد که این گروهها نیروی انسانی مهم انقلاب را تشکیل دادند. آنها در حاشیه شهرها زندگی میکردند و احساس میکردند از سیاست رسمی کنار گذاشته شدهاند و در هیئتهای مذهبی زبانی برای بیان هویت و خشم خود پیدا کردند. از طرف دیگر، در فصلهای مربوط به فقه و ولایت فقیه، تحول اندیشه سیاسی شیعه و نقش نظریه ولایت فقیه بررسی میشود. در کنار آن، سنت عرفانی نیز به عنوان یکی از زمینههای فکری بررسی میشود که به رهبران دینی امکان میداد نسبت خود را با قدرت دنیوی به شکل متفاوتی تعریف کنند.
ibna.ir/x6Ksg
@ibna_official
🔰مسئله خریدن و نخواندن کتاب -۵
از جامعه مصرفی تا تصور باسوادی
🔸️جمال محمدی، جامعهشناس، میگوید: شبکههای اجتماعی یکی از مهمترین دلایل کتاب نخواندن هستند و مخاطب را به از دست دادن تمرکز عادت دادهاند.
🔸️چندین دهه است که دستکم برای طبقه متوسط ایرانی، نفس داشتن کتاب و گذاشتن آن در ویترین خانه، نوعی ژست فرهنگی محسوب میشود؛ یعنی فرد میخواهد نشان دهد سرمایه فرهنگی دارد، اهل مطالعه است، فرهیخته است و در حوزه فرهنگ قرار دارد. خرید کتاب در حوزه ادبیات، تئاتر، رمان و شعر و نشان دادن اینکه فرد در این زمینهها اطلاعات دارد، خودش به یک ژست تبدیل شده است؛ بهویژه با توجه به اینکه پس از انقلاب، تیراژ کتابها و تعداد کتابفروشیها افزایش پیدا کرد. اما برای فهم اینکه چرا کتاب خوانده نمیشود، باید میان دو گروه تفاوت قائل شد، افرادی که کتاب میخرند اما نمیخوانند و کسانی که اساساً کتاب نمیخرند.
🔸️تعریف سواد که بهشدت تغییر کرده است. تجربه زیسته همه ما نشان میدهد که حتی خودمان در شبکههای اجتماعی حوصله خواندن یک مطلب طولانی را نداریم. این مسئله مخاطب را از بین میبرد. امروز مردم تصور میکنند باسوادند، چون اطلاعات مختصری درباره موضوعات مختلف دارند؛ اطلاعاتی که از شبکههای اجتماعی دریافت میکنند. اما داشتن اطلاعات پراکنده به معنای باسواد بودن نیست. در گذشته، یا در کشورهای پیشرفته، باسواد کسی بود که در یک حوزه تخصصی عمیق شده بود و اطلاعات و تحلیلهایی داشت که دیگران نداشتند. امروز همه فکر میکنند درباره هر موضوعی اطلاعات و تحلیل دارند، در حالی که چنین نیست. این وضعیت واقعاً فاجعه است.
🔸قدیم از بافرهنگ و بیفرهنگ، فرهنگ اصیل ایرانی، فرهنگ وارداتی و تهاجم فرهنگی صحبت میکردیم. امروز این مفاهیم تا حد زیادی جابهجا شدهاند. همان قشری که در گذشته خود را بافرهنگ مینامید، امروز آنقدر در فضای فرهنگ نمایشی غلتیده که اگر عمیق نگاه کنیم، الزاماً چندان فرهنگی نیست. فرهنگ امروز تا حد زیادی از مجرای شبکههای اجتماعی تولید میشود. در جامعهشناسی از این وضعیت با مفهوم صنعت فرهنگسازی یاد میشود. روزانه صدها تصویر میبینیم و صدها معیار درباره اینکه آدم سالم، خوشتیپ، موفق یا مطلوب چه کسی است دریافت میکنیم. به ما گفته میشود اگر این شکلی باشید، خریدار دارید و اگر این شکلی نباشید، اصلاً در بازی نیستید. با کالایی شدن همهچیز روبهرو هستیم و کتاب هم یکی از همین کالاهاست.
ibna.ir/x6K4M
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «پنج سِفر»؛
سفر درونی در سایه یک رویداد تاریخی: خوانشی از کتاب پنج سِفر
🔸عنوان «پنج سِفر» هم انتخاب جالبی است. کتاب روایت خود را در پنج سفر دنبال میکند و بخشهای اصلی آن با عنوانهایی مانند «سفر سرعتگیر»، «سفر مقتل»، «سفر مشاهد»، «سفر تشییع» و «سفر شیرینی دیر» پیش میروند. این تقسیمبندی باعث شده روایت شکل مشخصی پیدا کند و مخاطب مرحلهبهمرحله با راوی جلو برود.
🔸داستان کتاب از تصمیم برای رفتن شروع میشود. راوی در ابتدا با تردیدهایی روبهروست و گفتوگوهایی دارد که نشان میدهد رفتن به این سفر برایش صرفاً یک تصمیم ساده نیست. بعد از آن، راه میافتد و مسیر سفر کمکم خودش تبدیل به بخش مهمی از داستان میشود. از عبور از مرز رازی و کاپیکوی گرفته تا رفتن به وان و استانبول و بعد رسیدن به لبنان، نویسنده جزئیات مسیر را دنبال میکند
🔸یکی از ویژگیهای قابل توجه «پنج سِفر» این است که نویسنده در کنار روایت یک اتفاق بزرگ، خاطره شخصی خودش را هم وارد داستان میکند. او به مزار پدر شهیدش میرود و همین موضوع باعث میشود سفر به لبنان، برای خودش معنایی فراتر از یک حضور در یک مراسم داشته باشد. این بخش به نظرم یکی از نقاط قوت کتاب است؛ چون نشان میدهد آدمها همیشه با یک نگاه واحد به یک واقعه بزرگ نگاه نمیکنند. برای یک نفر، تشییع سیدحسن نصرالله ممکن است یک رویداد تاریخی باشد؛ برای دیگری، یک مراسم مذهبی یا سیاسی؛ اما برای راوی، این اتفاق با خاطره پدرش و دنیای شخصی خودش گره خورده است و کتاب از یک سفر بیرونی آرامآرام به یک سفر درونی هم تبدیل میشود.
🔸این کتاب روایت یک رفتن است؛ رفتنی که از خوی آغاز میشود و به ضاحیه بیروت میرسد، اما در نهایت دوباره به خود نویسنده برمیگردد.
ibna.ir/x6KcZ
@ibna_official
🔰ابراهیم حسنبیگی:
جای خالیِ هیجان در رمانهای دفاع مقدس
🔸یک نویسنده معتقد است: یک سیر نزولی شدید در ادبیات دفاع مقدس به وجود آمده است. بسیاری از نویسندگان دیگر مثل گذشته عشق، علاقه و هیجان لازم برای نوشتن درباره ادبیات دفاع مقدس را ندارند.
🔸ادبیات کودک و نوجوان، به خصوص ادبیات کودک، در ان دوره چندان رشد نکرد و خیلی نتوانست خودش را نشان دهد. دلیلش هم این بود که موضوع جنگ، موضوع بسیار خشنی بود؛ جنگ بوی خون میداد، با کشته شدن و مجروح شدن آدمها همراه بود و طبیعتاً بخشی از این واقعیتها در داستانها هم بازتاب پیدا میکرد. نویسنده اگر میخواست بر اساس همین واقعیتها برای کودک داستان بنویسد، شاید صلاح نمیدید وارد چنین موضوعاتی شود.
🔸بعد از جنگ انتظار میرفت نویسندگان توجه بیشتری به ادبیات داستانی کودک و نوجوان، به خصوص ادبیات نوجوان ، نشان دهند. اتفاقاً بخش قابل توجهی از داستانهایی که در این حوزه خلق شد، بیشتر بعد از پایان دفاع مقدس نوشته شد. در خود دوران دفاع مقدس، غالب آثاری که در حوزه داستان و رمان نوشته میشد، مستثیماً درباره جنگ بود. بعد از جنگ بود که برخی نویسندگان به داستانهای دفاع مقدسی در حوزه کودک و نوجوان هم توجه نشان دادند. البته همانطور که عرض کردم، تعداد این آثار آنقدر نبود که بتوان گفت این جریان به یک ادبیات گسترده و قابل توجه تبدیل شده است.
🔸️به نظر میرسد ما وارد شرایط متفاوتی شدهایم و موضوع دفاع مقدس به تدریج دارد به فراموشی سپرده میشود. حتی برنامههایی که به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار میشوند، گاهی آنقدر کلیشهای و سطحی هستند که تاثیرگذاری لازم را ندارند. صرفاً چسباندن چند عکس شهید و نصب پرچم در خیابان، به تنهایی نمیتواند معنای واقعی برگزاری یک سالگرد یا بزرگداشت دفاع مقدس را منتقل کند
ibna.ir/x6K98
@ibna_official
🔰تالیفات در حوزه بحرانهای زیستمحیطی در مسیر بلوغ
🔸دگرگونیهای اقلیمی خط مقدم تعدیل دما و جذب آلایندهها یعنی پوشش گیاهی شهرها را نشانه رفته است؛ تحولی نگرانکننده که توجه به پژوهشهای بومی، متون علمی تخصصی و نوآوریهای فناورانه را برای نجات محیط زیست ضروری میسازد
🔸بحران اقلیم دیگر یک تصور ذهنی یا هشدار برای آیندهای نامعلوم نیست، بلکه جریانی عینی و ملموس است که ساختار سکونتگاههای ما را دستخوش بیثباتی میکند. وقوع موجهای دمایی بیسابقه، تغییر تقویم بارشها و نفوذ غبار و ریزگردها آسایش روزمره شهروندان را مختل کرده است. همواره چنین پنداشته میشد که فضای سبز شهری پناهگاهی استوار و ابزاری مطمئن برای مهار گرمای برخاسته از سطوح نفوذناپذیر، آلایندههای ترافیکی و فشردگی کالبدی است. با این حال، پرسش کلیدی این است که آیا خود این زیرساخت حیاتی توان ایستادگی در برابر تنشهای گرمایی و بیآبی را دارد و با چه بینشی میتوان دوام آن را در این دگرگونی بزرگ بیمه کرد؟
🔸در یک دهه گذشته متون پژوهشی و کتابهای قابل اعتنایی پیرامون بحرانهای جوی و اثرات گرمایش به چاپ رسیده است. فعالیتهای مراکز علمی و تحقیقاتی دانشگاهی همسو با نهادهایی چون پژوهشگاه هواشناسی و علوم جو سبب شده درک این پدیده از دایره واژگان انتزاعی خارج و به باوری پذیرفتهشده در جامعه بدل گردد.
🔸️پیوند میان تجارب این پژوهشها با قابلیتهای علمی مجموعههای دانشبنیان، مسیری کارآمد برای برونرفت از این چالشها میگشاید. تکیه بر دستاوردهای فناورانه بومی به ویژه شاخههای نوین مانند نانوفناوری در ارتقای راندمان نگهداشت رطوبت خاک، تولید پوششهای ضدتبخیر و بهینهسازی پسابهای مصرفی، ضامنی استوار برای جلوگیری از زوال منابع طبیعی به شمار میرود
ibna.ir/x6Kv9
@ibna_official
🔰ظرفیت گربه برای شخصیتشدن؛
گربه در ادبیات کودک؛ شخصیتی آشنا با هزار چهره
🔸گربه در ادبیات کودک حیوانی آشناست که بهسادگی میتواند به یک شخصیت داستانی تبدیل شود؛ گاهی دوست و همبازی کودک، گاهی موجودی مستقل و مرموز و گاهی راهی برای حرفزدن دربارهی هویت، تفاوت و فقدان. «موش و گربه» عبید زاکانی نمونهای قدیمی از همین ظرفیت است؛ ظرفیتی که امروز در کتابهای کودک با شکلها و نقشهای تازه ادامه پیدا کرده است.
🔸یکی از سادهترین و در عین حال مهمترین نقشهای گربه در ادبیات کودک، نقش حیوان همراه و دوست است. در «من و گربهام»، رابطهی کودک و گربه در مرکز روایت قرار میگیرد. گربه در اینجا بخشی از زندگی عاطفی کودک است؛ موجودی که میتوان با او رابطه برقرار کرد و حضورش میتواند تجربهی تنهایی، دوستی و همراهی را تغییر دهد.
🔸اما جذابیت گربه برای نویسنده فقط به این نزدیکی ختم نمیشود. گربه حیوانی است که حتی وقتی در خانه زندگی میکند، بخشی از استقلال خود را حفظ میکند. همین ویژگی امکان ساخت شخصیتهایی را فراهم میکند که قرار نیست کاملاً مطیع یا قابل پیشبینی باشند. در ادبیات کودک، این ویژگی میتواند به شخصیتپردازی کمک کند. گربه میتواند کنجکاو، لجوج، خودخواه، مهربان، بازیگوش، ترسو یا جسور باشد و هر بار بخشی از شخصیت انسانی را با خود وارد داستان کند. به همین دلیل است که یک گربهی داستانی میتواند از یک حیوان خانگی ساده فاصله بگیرد و به شخصیت اصلی تبدیل شود.
🔸گربه در ادبیات کودک حتی میتواند وارد قلمروهایی شود که پرداختن مستقیم به آنها برای مخاطب کودک دشوار است. «گربهی بزرگ، گربهی کوچک» نمونهی قابل توجهی در این زمینه است. داستان رابطهی دو گربه را دنبال میکند و از مسیر همین رابطه به مفاهیمی مانند رشد، تغییر، پیری و فقدان میرسد
ibna.ir/x6KvD
@ibna_official
🔰سامی صالحیثابت در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
عربها چگونه جنگ و جامعه را به صحنه میبرند؟
🔸سامی صالحیثابت، معتقد است، با وجود اشتراکات گسترده فرهنگی، اجتماعی و تاریخی ایران با کشورهای عربزبان، تئاتر معاصر عرب در ایران کمتر شناخته شده است
🔸در خاورمیانهای که بیشتر همسایگان ما عربزبان هستند و اشتراکات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بسیار زیادی با آنها داریم و در موقعیت تجربه رویدادهای مشترکی هستیم، تا اندازه زیادی از تئاتر عرب غافل بودهایم. یکی از اهداف برای آغاز این مجموعه و پرداختن به این حوزه همین بود که شناختن تئاتر عرب را آغاز کنیم. دوم اینکه اهمیت و جایگاه تئاتر عرب در تئاتر امروز جهان را نیز از منظری دیگر برای مخاطب ایرانی معرفی کنیم و نوعی شناخت نسبت به آن شکل بگیرد. در حال حاضر، متأسفانه بهدلیل شرایط جنگهایی که در ۵۰، ۶۰ و حتی ۱۰۰ سال اخیر در خاورمیانه اتفاق افتاده، مهاجرت اجباری یا اختیاری در کشورهای عربی بسیار زیاد بوده است. از سوی دیگر، بخشی از کشورهای آفریقایی نیز تحت استثمار بودهاند. به همین دلیل، تبادل فرهنگی و گفتوگوی فرهنگی بسیار زیادی در کشورهای عربی شکل گرفته است. این مسئله باعث شده هنرمندان عرب بسیار بهروز و توانمند باشند
🔸امروز بازیهای زبانی و ظرافتهای زبانی هنرمندان تئاتر عرب نشان میدهد که چنین گنجینه و میراثی را پشت سر خود دارند. علاوهبر این، هنرمندان عرب با علم روز تئاتر نیز بسیار آشنا و مسلط شدهاند. این مسئله تا حد زیادی به چندزبانه بودن اغلب هنرمندان جهان عرب بازمیگردد. بسیاری از آنها یا تحصیلاتشان در کشورهای دیگر بوده یا مهاجرت کردهاند و در نتیجه، از ادبیات و فرهنگ خودشان بهطور کامل جدا نشدهاند، اما در عین حال با جریانهای روز هنر جهان نیز ارتباط داشتهاند. از نظر جذابیتهای دیداری و ارزشگذاری بصری نیز تئاترهای عرب بهشدت قابل توجه هستند. هنوز میخواهم به خودم فرصت بدهم. نمیخواهم بگویم که در حال حاضر تئاتر عرب پیشروتر است یا سینمای عرب، زیرا هر دو حوزه در چند سال اخیر رشد قابل توجهی داشتهاند. همانطور که در سینما شاهد هستیم که کشورهای عربی در جشنوارههای مختلف بینالمللی حرفی برای گفتن دارند، در تئاتر نیز همین وضعیت را میبینیم. تئاترهای مصر، الجزایر، تونس، سوریه و حتی عراق در این زمینه قابل توجه هستند.
🔸️انتخاب عراق به عنوان کشور اول بیدلیل نبود. چرا که پیوند و اشتراکات ایران و عراق به قدمت تاریخ است. ما نه تنها در زبان اشتراکات زیادی داریم و مردم هر دو کشور زبانهای عربی، کردی و فارسی را صحبت میکنند؛ که مراودات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی زیادی داشته و هنوز هم داریم. قدیمیترین تمدنهای مکتوب بشر مربوط به جغرافیای مشترک عراق و ایران است. تنها در ۱۰۰ سال اخیر تحولات سیاسی منطقه این دو کشور را بسیار وابسته به آن یکی کرده است.
ibna.ir/x6Kn2
@ibna_official
🔰به بهانه سالروز درگذشت خالق ادبیات جنوب؛
احمد محمود؛ راوی جنوب و آدمهایش
🔸️احمد محمود در کتاب «زمین سوخته» کالبد در حال فروپاشی یک شهر را در سایهجنگ و بمباران نشان داده و در «مدار صفر درجه» تلاش کرده این جغرافیا را با لایههای پیچیدهتری از حافظه تاریخی و گذار جوامع درهم تنیده کند و این ویژگیها او را به راوی بیبدیل مکان در ادبیات داستانی ایران تبدیل کرده است.
🔸️در آثار این نویسنده، خواننده، نه فقط قصه را میخواند، بلکه در خیابانهای اهواز قدم میزند، غبار جنگ را روی پیشانیاش حس میکند و فروپاشی لایههای اجتماعی را با تمام وجود درک میکند. میراث احمد محمود در ادبیات داستانی جنوب، فراتر از نوشتن صرف درباره این اقلیم است؛ او صدای جنوب را به تراز ادبیات ملی ایران رساند.
🔸️احمد محمود از خوزستان به عنوان سرزمین رنگین نام برده است. پل سفید اهواز در بیشتر آثار احمد محمود وجود دارد. به شخصه محمود را جاری و ساری در زندگی خود به عیان نه، ولی به دیده دل میبینم. کتابها و دستنوشتههایش همیشه روبهرویم است و با من حرف میزند.
🔸️روشنبینی نویسندهای چون زندهیاد احمد محمود است که نخستین رمان جنگ را با نگاهی ضد جنگ در ادبیات امروز ما ثبت کرد. در کتاب «زمین سوخته» با اعلام حضور آگاهانهاش در بحرانیترین شرایط سعی کرد مملوستر و صد البته مستقل به جغرافیا، به آدمها و اتفاقات بنگرد
ibna.ir/x6Ktd
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
از چاپ اطلاعات تا خلق محتوای شخصی؛ آینده VDP با هوش مصنوعی
🔸فعالان صنعت چاپ معتقدند هوش مصنوعی با سادهتر کردن تولید محتوای اختصاصی، میتواند فناوری چاپ دادههای متغیر را از یک قابلیت فنی به ابزاری برای ایجاد ارتباط مؤثرتر با مخاطب تبدیل کند.
🔸یکی از مهمترین حوزههای استفاده از چاپ دادههای متغیر، تبلیغات و ارسال مستقیم نامه و بروشور برای مشتریان بود. بانکها، شرکتهای بیمه، فروشگاهها و بسیاری از کسبوکارها تلاش میکردند پیامهای متفاوتی را برای مشتریان خود ارسال کنند. اما به مرور زمان، هزینه ارسال محصولات چاپی افزایش یافت و همزمان اینترنت، تلفن همراه، پیامک، ایمیل و شبکههای اجتماعی توسعه پیدا کردند. در نتیجه، بسیاری از شرکتها دریافتند که میتوانند پیامهای شخصیسازیشده را سریعتر و با هزینه کمتر از طریق رسانههای دیجیتال به مخاطبان خود برسانند.
🔸️حلقهای که در بسیاری از پروژههای گذشته کمتر مورد توجه قرار گرفت، داده و شناخت مخاطب بود. برای اینکه یک پیام چاپی واقعاً شخصیسازی شود، ابتدا باید شناخت مناسبی از مخاطب وجود داشته باشد؛ اینکه چه نیازهایی دارد، چه چیزی برای او اهمیت دارد و چه نوع محتوایی میتواند برایش مفید باشد.
🔸آینده ارتباطات را نباید در رقابت میان چاپ و رسانههای دیجیتال جستوجو کرد. این دو میتوانند مکمل یکدیگر باشند، یک محصول چاپی میتواند مخاطب را به یک صفحه اینترنتی، محتوای دیجیتال یا خدمات آنلاین هدایت کند. برای مثال، یک کد اختصاصی روی کتاب، بروشور یا نامه میتواند مخاطب را به محتوایی هدایت کند که متناسب با همان فرد ارائه شده است. در این مدل، ارتباط مخاطب با محصول چاپی در همان صفحه کاغذی پایان نمییابد؛ بلکه چاپ میتواند آغاز یک تجربه گستردهتر باشد.
ibna.ir/x6KhJ
@ibna_official
🔰مدیر کتابفروشی هفتچنار عنوان کرد:
ترکشهای گرانی هنوز به بازار کتاب نرسیده است
🔸یک فعال حوزه نشر با اشاره به افزایش درخورتوجه قیمت کاغذ و کاهش شمارگان کتاب در نیمه نخست سال گفت: به نظرم هنوز آثار کامل این افزایش قیمت در بازار خودش را نشان نداده است.
🔸این فعال حوزه نشر، با بیان اینکه قیمت کتاب در ماههای اخیر به شکل محسوسی افزایش یافته است، گفت: به نظرم هنوز آثار کامل این افزایش قیمت در بازار خودش را نشان نداده است؛ کتابفروشیهای بزرگ همچنان بخشی از کتابهای قدیمیتر را که با قیمتهای قبلی خریداری شدهاند، در اختیار دارند و همین موضوع موجب شده مخاطبان بتوانند برخی کتابها را با قیمتهای قدیمی تهیه کنند.
🔸مخاطبانی که به کتابفروشی مراجعه میکنند، بیشتر به دنبال کتابهای ارزانتر هستند؛ بسیاری از آنها اگر کتابی را واقعاً نیاز نداشته باشند، ترجیح میدهند آن را نخرند. حتی برای کتابهایی که دنبالشان هستند، بهخصوص در حوزههایی مانند کتاب کودک، مشتری گاهی ترجیح میدهد نسخههای قدیمیتر و ارزانتر را پیدا کند
🔸️کتاب کالایی نیست که بتوان قیمت آن را مانند سایر کالاها، مرتب و روزانه افزایش داد؛ علاوهبراین تعداد مخاطبان کتاب نیز محدود است؛ بنابراین اگر بخواهیم از این صنعت حمایت کنیم، به نظر من یکی از راههای مؤثر، حمایت مالی در قالب وام است.
ibna.ir/x6Kmc
@ibna_official
🔰یک نویسنده بیان کرد؛
وقتی زن از حاشیه به متن میآید/ روایتی زنانه از الگوی سوم در دفاع مقدس
🔸یک نویسنده گفت: نقشی که خانوم ماه در این جنگ برای خودش تعریف کرده یا شرایط برای او رقم زده، نقش یک زن جوان و چند فرزند است که ماجرا صرفا برایش به رفتن همسرش به جبهه و حضور او در جنگ محدود نمی شود، بلکه آمادگی یک تحول و تغییر بزرگ، هم در زندگی شخصی و هم در زندگی خانوادگی او شکل میگیرد و اتفاقات مهمی برایش رخ میدهد
🔸️ساجده تقیزاده، نویسنده کتاب «خانوم ماه»:
ما در داستان « خانوم ماه» درباره زنی صحبت میکنیم که جنگ برای او فقط یک اتفاق بیرونی نیست. اما این مساله فقط مربوط به زن نیست. جنگ در واقع یک موقعیت بود. طبیعتا انسانی که در دهه 40 یا 50 زندگی می کرد، وقتی وارد جنگ هشت ساله، طولانی و پرمخاطره با ابعاد مختلف میشود، دیگر نمیتواند همان آدم قبلی باشد. در دهه60 و حتی دهه 70، آن انسان قبل از جنگ دیگر وجود ندارد. این یک اصل کلی است که برای همه هموطنان ما اتفاق افتاده است. اما اینکه این تغییر در چه مسیری اتفاق افتاده، متفاوت است. گاهی جنگ باعث شده ارادهها قویتر شود، مسیر زندگی روشنتر شود و انسانها خودشان را باز تعریف کنند. گاهی هم دقیقاً برعکس، جنگ باعث شده انسانها سرخورده شوند و امیدشان را نسبت به آینده از دست بدهند. این مساله هم به شخصیت افراد بستگی داشته و هم به اینکه هر فرد در کجای جنگ و در کدام بخش از این پازل، برای خودش نقشی تعریف کرده است.
🔸️نقش زنان در سالهای پس از جنگ بسیار مهم است. در بسیاری از جوامع جنگزده، بعد از پایان جنگ جوامع با بحرانهای بزرگ خانوادگی و اجتماعی مواجه میشوند؛ زنانی که همسرانشان را در جنگ از دست دادهاند، فرزندان بدون پدر و خانوادههای آسیبدیده، میتوانند به مسائل و چالشهای جدی اجتماعی تبدیل شوند. اما در جامعه ما، با وجود همه دشواریهایی که خانواده شهدا با آن روبهرو بودند، بخش قابل توجهی از فرزندان شهدا در عرصههای علمی، اجتماعی و شغلی، مسیرهای موفقی را طی کردند. البته نمیتوان این موضوع را درباره همه افراد تعمیم داد، اما در موارد بسیاری میبینیم که فرزندان شهدا همچنان مسیر و ارزشهای خانواده و پدرشان را دنبال کردهاند
🔸️ادبیات مقاومت تابلویی است که میتوانیم در آن هم بخشهای تیره و تار و هم بخشهای زیبا و بیبدیل این واقعیت را پیش روی مخاطب قرار دهیم. بنابراین باید بسیار مراقب باشیم که نه به ورطه تحریف بیفتیم و نه گرفتار غلو، زیادهگویی و بزرگنمایی شویم. اگر این حقایق را درست روایت کنیم، خودشان آنقدر تاثیرگذار هستند که نیازی به اغراق ندارند. این اتفاق تاثیری بر خود من گذاشت این است که احساس میکنم کارمان از این به بعد سختتر شده است. باید با احتیاط بیشتر، توجه بیشتر، دانش بیشتر و دقت بیشتری سراغ آثار بعدی برویم و انشالله بتوانیم آثاری دقیقتر و بهتر بنویسیم
ibna.ir/x6Kdc
@ibna_official
🔰گزارش ایبنا از مشهد؛
«بوکچه»؛ همنشینی کتابخوانها در قلعه تاریخی
🔸نشستهای کتابخوانی و گفتوگو در مورد کتاب با عنوان «بوکچه» در کنار معرفی و عرضه کتاب در «بومگردی حوالی»، در قلعه تاریخی حسینآباد جلدک و در محدوده ورودی مشهد از سمت شاندیز برگزار میشود
🔸نشستهای «بوکچه» از جمله همین دورهمیهای متفاوت کتابخوانی است که در فضای «بومگردی حوالی»، در قلعه تاریخی حسینآباد جلدک در محدوده ورودی مشهد از سمت شاندیز برگزار میشود؛ جایی که فضای تاریخی آن در کنار ادبیات و گفتوگو درباره کتاب قرار گرفته است. در این نشستها، علاقهمندان کتاب دور هم جمع میشوند تا یک اثر را بخوانند، درباره داستان، شخصیتها و مفاهیم آن گفتوگو کنند و برداشتهای خود را با دیگران به اشتراک بگذارند؛ رویکردی که کتابخوانی را از یک فعالیت فردی به تجربهای جمعی و گفتوگومحور تبدیل کرده است.
🔸«بوکچه» ابتدا با معرفی و فروش کتاب در فضای مجازی آغاز شد، اما در ادامه، برگزاری نشستهای حضوری نیز به این فعالیتها اضافه شد تا علاقهمندان کتاب علاوه بر آشنایی با آثار، فرصتی برای گفتوگو و تبادل نظر درباره آنها داشته باشند.
🔸️یکی از ویژگیهای نشستهای «بوکچه»، که به نسبت مورد استقبال علاقمندان کتابخوانی نیز قرار گرفته است، محل برگزاری آنهاست؛ فضایی که کتابخوانی را در کنار یک محیط تاریخی قرار داده و حالوهوایی متفاوت به این دورهمیهای ادبی بخشیده است. برگزاری نشستهای کتابخوانی در فضای قلعه حسینآباد جلدک، تجربهای متفاوت از دورهمیهای ادبی ایجاد کرده است. در «بوکچه»، فضای تاریخی قلعه در کنار گفتوگو درباره آثار ادبی قرار گرفته و علاقهمندان کتاب در فضایی متفاوت درباره داستانها، شخصیتها و پرسشهای انسانی مطرحشده در آثار با یکدیگر گفتوگو میکنند.
ibna.ir/x6KmZ
@ibna_official
🔰یک طرح موفق در مدارس انگلیس؛
راهکارهای افزایش علاقه کودکان به مطالعه
🔸یک طرح آزمایشی در دبستانی در هادرسفیلد انگلیس نشان داد آزادی کودکان در انتخاب کتاب و استفاده از الگوی تشویق همسالان میتواند علاقه آنها به مطالعه را افزایش دهد؛ بهگونهای که مشارکت دانشآموزان در فعالیتهای مرتبط با کتابخوانی به ۸۰ تا ۹۰ درصد رسید
🔸این طرح در حالی اجرا شد که گزارش سال ۲۰۲۵ «بنیاد ملی سوادآموزی» انگلیس (National Literacy Trust) نشان داده بود میزان علاقه کودکان و نوجوانان این کشور به مطالعه به پایینترین سطح خود در دو دهه گذشته رسیده است. همچنین آمار وزارت آموزش انگلیس درباره عملکرد دانشآموزان در مقطع «مرحله کلیدی دوم» در سال تحصیلی ۲۰۲۵-۲۰۲۴ نشان میدهد از هر چهار کودک، یک نفر تا ۱۱ سالگی به سطح مورد انتظار در مهارت خواندن نرسیده است.
🔸️نتایج این طرح نشان داد تعداد دانشآموزانی که بهطور منظم کتاب به امانت میگرفتند و کتاب با خود به خانه میبردند افزایش یافته است. همچنین دانشآموزان در طول روز مدرسه بیشتر و با تنوع بیشتری مطالعه میکردند و مشارکت کودکان کمحرف و خجالتی نیز افزایش یافت.
ibna.ir/x6K8c
@ibna_official
🔰احسان انصاری در گفتوگو با ایبنا؛
کلاس درس، جایی برای دوباره کشف کردن شعر
🔸احسان انصاری گفت: شاعر آینده باید هم حافظه تاریخی زبان فارسی را بشناسد و هم صدای زمان خودش را بشنود. اگر فقط در گذشته بماند، شعرش به تکرار تبدیل میشود و اگر پیوندش را با گذشته کاملاً قطع کند، بخشی از امکانات و هویت زبانش را از دست میدهد
🔸انصاری معتقد است شناخت عمیق شعر کلاسیک لزوماً به معنای بازتولید زبان و نشانههای گذشته نیست؛ بلکه میتوان از ظرفیتهای زبانی، روایی، تصویری و موسیقایی این میراث بهره گرفت و آن را در جهان امروز دوباره معنا کرد. از سوی دیگر، او در تجربه تدریس با این پرسش مواجه است که چگونه میتوان پیچیدگی و عمق ادبیات را حفظ کرد و در عین حال راهی برای ورود مخاطب امروز به این آثار گشود؛ موضوعی که در مواجهه با نسل جدید و علاقهمند کردن آنها به ادبیات، اهمیت ویژهای پیدا میکند.
🔸فکر میکنم مخاطب امروز لزوماً کمحوصلهتر یا کمعمقتر نشده است؛ بلکه شیوه دریافت و ریتم مواجهه او با متن تغییر کرده است. شبکههای اجتماعی، تصویر و سرعت انتقال اطلاعات باعث شدهاند شاعر ناچار باشد نسبت به شروع شعر، ضرباهنگ زبان و میزان فشردگی آن حساستر باشد اما ارتباط با مخاطب به معنای سادهسازی افراطی یا حذف پیچیدگی نیست. میان «سادگی» و «سطحیبودن» تفاوت زیادی وجود دارد. شعر میتواند زبانی روشن و امروزی داشته باشد و درعینحال لایههای عاطفی و فکری عمیقی ایجاد کند. به نظرم شاعر امروز باید زبان زنده اطرافش را بشناسد؛ گفتوگوهای روزمره، اضطرابها، روابط و تجربههای انسان امروز را بشنود. اما نباید شعرش را کاملاً تابع پسند لحظهای مخاطب یا قواعد رسانه کند. رسانه میتواند مسیر رسیدن شعر به مخاطب را تغییر دهد، ولی نباید ماهیت شعر را به محتوایی زودگذر و مصرفی تبدیل کند.
🔸به نظر من یکی از مهمترین مسئولیتهای شاعر امروز، مراقبت از زبان است؛ آنهم در دورهای که زبان بهسرعت به سمت شعارزدگی، کلیشه و مصرفشدن حرکت میکند. شاعر لزوماً سخنگوی جامعه نیست، اما نمیتواند نسبت به زمانه و تجربه انسانی اطرافش بیتفاوت باشد. وظیفه او این است که تجربههای مبهم و بیاننشده انسان امروز را به شکلی صادقانه و هنرمندانه صورتبندی کند.
ibna.ir/x6KsJ
@ibna_official
🔰موزه ادبیات، مقصدی تازه برای گردشگری فرهنگی کرمان؛
رویای موزهای برای شعرها و قصههای کرمان
🔸 راهاندازی موزه ادبیات در کرمان میتواند فرصتی تازه برای پیوند ادبیات و گردشگری فرهنگی باشد اما رسیدن به این رؤیا و شکلگیری موزهای برای روایت شعرها، قصهها و چهرههای ادبی کرمان چگونه ممکن خواهد شد؟
🔸 نگاه به موزه باید فراتر از حفظ گذشته باشد و این مجموعه میتواند محلی برای پیوند نسل جدید با میراث ادبی استان و حتی تولید ادبیات جدید باشد
🔸️موزه ادبیات نباید تنها یک ساختمان با تعدادی ویترین باشد، بلکه باید از ابتدا با نگاه به آینده طراحی شود.
🔸وقتی از ظرفیت ادبی و فرهنگی کرمان سخن میگوییم، نباید فقط فهرستی از شاعران و نویسندگان را مطرح کنیم؛ بلکه باید تمام بستری را که این فرهنگ در آن شکل گرفته است، در نظر گرفت.
🔸موزه ادبیات باید یک فضای فعال فرهنگی باشد؛ فضایی برای شعرخوانی، اجرای برنامههای هنری، نقد و بررسی آثار، نشستهای تخصصی، گفتوگو و بازخوانی آثار.
ibna.ir/x6JXk
@ibna_official
🔰مهدی سیدی فرخد در گفتوگو با ایبنا از «رسم وزیرکشی» گفت؛
قصه نمیگویم، تاریخ روایت میکنم
🔸️مهدی سیدی فرخد گفت: من امیدوارم کسانی که کتاب را به دست میگیرند، با حوصله بخوانند و دقت کنند، من ظاهرا قصه و داستان میگویم ولی یادتان باشد؛ من قصه نمیگویم، در اصل تاریخ روایت میکنم.
🔸️من اطلاعات تاریخی مهمی به خوانندگان میدهم که به اینها دقت کنید، قضیه از این قرار است. در آن روزگار در ایران؛ سامانیان در مشرق حکومت میکردند و سنی مذهب بودند. آل بویه در غرب ایران حکومت میکردند و شیعه مذهب بودند. ورای اینها خلفای فاطمی در مصر شیعه مذهب معتدل بودند. این خلفای فاطمی در مصر خیلی فعال بودند و مبلغینی داشتند که به سراسر جامعه میفرستادند تا مردم را به مذهب فاطمی دعوت کنند. تا آنجا که رودکی هم میگفت: اندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی.
🔸️من در این کتاب توضیح میدهم که وقتی حسنک از حج برمیگردد، به بلخ و به غزنه میرود، چون محمود به بلخ رفته و بر روی جیحون پل میبندد تا به ترکان قراخانی آل افراسیاب حمله کند. که خلیفه نمیخواست. سلطان محمود حتی خلفا را جمع کرد که شما بحث کنید تا من ببینم که حنفی بهتر است یا شافعی، ای بسا شیعه بهتر است یا سنیگری. محمود تا این حد پیش رفته بود، پس خود محمود در برابر خلیفه عباسی برای امور سیاسی مانور میداد که ای خلیفه عباسی، یادت باشد قحطی خلیفه نیست. خلیفه فاطمی مصر هم هست. میتوانیم از او پیروی کنیم و از او منشور بگیریم. از او مشروعیت بگیریم و بین محمود و او ماجرا افتاد و حسنک، بنده خدا فقط یک سفیر بود و باید این خبرها را میبرد و میآورد که این موضوع بهانهای برای کشتن او شد.
ibna.ir/x6Km7
@ibna_official
🔰مترجم «سالی که خوابم نبرد» در گفتوگو با ایبنا:
سامانتا هاروی استاد تصویرسازیهای شاعرانه و نثرهای پیچیده است
🔸️پژند سلیمانی، مترجم کتاب «سالی که خوابم نبرد» گفت: «سالی که خوابم نبرد» ۲۰۲۰ و پیش از رمان «در مدار» نوشته شده است. با اینکه همه فضاهایی که میسازد بسیار متفاوتند و جهانهای ممکنی دور از هم را میسازند، اما در همه آثارش این هنر تصویرسازیهای شاعرانه و نثر عجیب و پیچیده و فضاسازیهایی که آدم را غرق میکنند، دیده میشود.
🔸️داستان اینجاست که این نویسنده تحت تاثیر گراهام سویفت بوده؛ نویسنده انگلیسی که کتاب سرزمین آب را نوشته، یعنی به قول خود هاروی اصلاً این کتاب او را قلقلک داده که خودش دست به قلم شود و بنویسد. او مریلین رابینسون را هم دوست دارد، پس قصهگویی روان را دوست دارد و فاستر والاس را که داستانهایی چنین پیچیده دارد و به لحاظ فرمی اصلاً ساده نمینویسد. به گمان من، او خود قصهگویی در عین خاطره و خاطره در عین قصه را انجام میدهد. مرز میان خیال و واقعیت در ناداستانی چون سالی که خوابم نبرد ممکن نیست و همین این اثر را ارزشمند، خواندنی و تاثیرگذار میکند.
🔸نویسنده ناداستان از ابزار داستانی کمک میگیرد برای روایت آنچه بر او گذشته. او چنان متعهد است به این امر که میگذارد در پیچ و خمهای ذهنش از زبان قبیله پیراها به داستانی که میخواسته بنویسد و به داستان خودش و به پسرعمویش و خیال خودش در شبهای بیخوابی بچرخیم، بمانیم و فرو برویم. واقعاً میتوان با خواندن کتاب از خود خالی شد، آنقدر که جهان ممکن این کتاب جذاب و دیدنی و متنوع است. کار سختی بود، به خصوص که اتمامش برمیگردد به جنگ دوازدهروزه؛ حرف زدن از مرگ در روزگاری که بوی مرگ هر روز بیشتر به مشام میرسد، کار سادهای نیست؛ سخت است و البته فکر میکنم جایی که مرگ خودنمایی میکند، به نسبت زندگی هم زور بیشتری پیدا میکند و نشانههایش براقتر و پررنگتر از پیش به چشم میآید.
🔸چیزی که در رمان در مدار اهمیت دارد و شاید متاثر از کتاب سالی که خوابم نبرد به نظر بیاید، واقعیتنویسی است؛ در موضوعی که میتوانست ختم به رمانی علمی-تخیلی شود، نویسنده دغدغهمند کنار جهان واقعی میماند و سعی میکند ریشههای جهان ممکن را در همین واقعیت بکارد؛ درست مثل همین ناداستان که داستانی واقعی است، اما خیال راوی همیشه از جایی میان طبیعت یا میان تاریکی شب سر و کلهاش پیدا میشود و ما را مسحور خود میکند.
ibna.ir/x6KhC
@ibna_official
🔰مسئلهای درباره تقویم؛
مهرگان؛ ۱۰ مهر یا ۱۶ مهر؟
🔸علی نیکویی نوشت: اختلاف میان دهم و شانزدهم مهر دیگر اختلافی ساده بر سر یک عدد نیست! یک عدد هنگامی که در دل تقویم قرار میگیرد به یک روز بدل میشود، آن روز میتواند نام یک ایزد را بر خود داشته باشد تا به جشنی آیینی تبدیل شود و در پیوند با فصلها آیینهای اجتماعی و تصور انسان از نظم جهان معنا پیدا کند؛ مهرگان نیز چنین است
🔸برای پیگیری تاریخیِ تاریخ مهرگان یکی از مهمترین منابع کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه اثر ابوریحان بیرونی است، اهمیت گزارش بیرونی فقط در این نیست که شانزدهم مهر را با مهرگان پیوند میدهد؛ ارزش اصلی آن در این است که جشن را درون ساختار گاهشماری ایرانی توضیح میدهد. کتاب بیرونی اساساً اثری درباره گاهشماری، اعیاد و مناسبتهای ملل مختلف است و بخشی از آن به جشنهای ماههای ایرانی اختصاص دارد.[۵] بیرونی در توضیح جشنهای ایرانی مهرگان را با روز مهر از ماه مهر مرتبط میکند و در گزارش او این جشن با سنتهای کهن ایرانی و داستان فریدون و شکست ضحاک نیز پیوند مییابد، از همین رو گزارش او را نباید صرفاً جملهای درباره یک تاریخ مشخص دانست؛ آنچه اهمیت دارد قرارگرفتن مهرگان در همان نظامی است که در آن نام روز شانزدهم "مهر" و نام ماه هفتم نیز "مهر" است.
🔸گزارش ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نیز برای فهم این مسئله اهمیت دارد؛ او از هر دو صورت مهرگان سخن میگوید و توضیح میدهد که در دورهای شاه هرمزد یکم میان مهرگان کوچک و بزرگ پیوند برقرار کرد و جشن بهصورت مجموعهای چندروزه درآمد. در ادامه نیز گزارشهایی از گسترش مدت برگزاری جشن در میان شاه و مردم دیده میشود؛ بنابراین وجود "مهرگان کوچک" و "مهرگان بزرگ" را نباید بهسادگی شاهدی بر وجود دو تاریخ اصلی برای این جشن دانست. این دو نام بیشتر بازتاب تحول در شیوه برگزاری و تقسیم تقویمی جشن در دورههای بعد هستند. در ساختار کهن گاهشماری پیوند اصلی مهرگان همچنان با روز مهر از ماه مهر برقرار است؛ یعنی همان شانزدهم مهر؛ البته جزئیات این تحول از جمله اینکه دقیقاً در چه دورهای و تحتتأثیر کدام اصلاحات تقویمی این دوگانگی پدید آمد در پژوهشها محل بحث است؛ ازاینرو بهتر است میان تاریخ اصلی جشن در نظام سنتی گاهشماری و گسترش چندروزه آن در دورههای بعد تفاوت بگذاریم، این تمایز برای فهم اختلاف میان شانزدهم و دهم مهر نیز اهمیت اساسی دارد.
🔸️برای فهم اختلاف بر سر تاریخ مهرگان باید مسئله را اندکی بزرگتر دید؛ آنچه امروز "تقویم" مینامیم در تاریخ ایران نظامی ثابت و یکدست نبوده است. گاهشماریهای ایرانی در دورههای مختلف دگرگون شدهاند و یکی از مهمترین مسائل در این دگرگونیها چگونگی هماهنگ نگهداشتن سال تقویمی با گردش فصلها و سال خورشیدی بوده است. سالِ دارای دوازده ماهِ سیروزه بهتنهایی از سال خورشیدی کوتاهتر است و در کنار آن روزهای اضافی نیز وجود داشتهاند؛ ازاینرو در دورههای مختلف راههایی برای جبران این اختلاف به کار گرفته شده است، گاه با افزودن روزهایی خاص و گاه با شیوههایی برای افزودن یا جابهجاکردن دورههای زمانی. درباره زمان و شیوه اجرای این کبیسهها در گاهشماریهای ایرانی میان پژوهشگران نیز اختلافنظر وجود دارد و نمیتوان همه دورهها را با یک الگوی واحد توضیح داد.
ibna.ir/x6Kt3
@ibna_official
🔰انتشار نمایشنامهای از مسعود خیام؛
«ما لعبتکانیم و فلک...» روایتی از تکرار خطاهای تاریخ
🔸نمایشنامه «ما لعبتکانیم و فلک...» نوشته مسعود خیام، روایتی است که بدون بیان مستقیم، از خطا، خیانت، امید و تکرار تاریخ میگوید و تلاش میکند از مسیر اسطوره و تاریخ، پرسشهایی درباره انسان و جامعه امروز مطرح کند.
🔸نمایشنامه بهشکل مستقیم وارد مسائل اجتماعی و سیاسی نمیشود ولی تلاش میکند آنها را از طریق گفتوگوها مطرح کند. مخاطب با متنی روبهرو است که در ظاهر درباره گذشته و شخصیتهای اسطورهای است، اما در لایههای مختلف آن میتوان موضوعات و مشکلات امروز را نیز دید.
🔸️نویسنده در این نمایشنامه به جای استفاده از واژه «روشنفکر» از کلمه «روشنگر» استفاده کرده است. واژه روشنفکر در سالهای اخیر معانی و برداشتهای مختلفی پیدا کرده و حتی گاهی به عنوان یک دشنام بهکار میرود. «روشنگر» در این نمایش کسی است که تلاش میکند چیزی را روشن کند، پرسشی ایجاد کند و مخاطب را به دیدن و فکر کردن وادارد. «سیاوش: اولاً کی گفته من روشنفکرم؟ با توجه به تعبیر امروزی ترجیح میدهم روشنگر نامیده شوم. ثانیاً من با این همه محدودیت به دنیایی آمدهام که میلیاردها میلیارد خورشید دارد و گستردگی امروزیش میلیاردها میلیارد کیلومتر است و تازه آخر سر قرار است هم بهعنوان فرد و هم بهعنوان مجموعه انسانی در آن بمیرم. حال انصاف نجومی میطلبم، آیا توقع زیادی است اگر بخواهم در چنین دنیایی اجازه دشنام گفتن داشته باشم؟»
ibna.ir/x6Kqm
@ibna_official