2365
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) Ibna.ir شماره تماس تحریریه ایبنا: ۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶ 📬 ارتباط با سرویس رسانه های اجتماعی ایبنا : @ZA20241403 📌 ایبنا را در شبکههای اجتماعی با آدرس زیر دنبال کنید: @ibna_official
🔰واکاوی مسیر درمانگر شدن در گفتوگو با زهرا بهادری؛
اتاق درمان؛ دنیایی متفاوت در پسِ تئوریهای دانشگاهی
🔸شکاف عمیق میان تئوریهای دانشگاهی و مهارتهای عینی اتاق درمان، بزرگترین دغدغه دانشآموختگان روانشناسی است. در گفتوگوی پیش رو با دکتر زهرا بهادری، از زوایای تاریک و پنهان مسیر درمانگر شدن، توهمات رایج شغلی، ضرورت خودشناسی و چالشهای بومی این حرفه سخن گفتهایم.
🔸️آنچه در این کتاب به آن پرداخته میشود به واقع خلائی است که میان دانش نظری و مهارتهای عملی وجود دارد. این خلاء البته منحصر به روانشناسی نیست و کمابیش در تمام حوزهها قابل مشاهده است. دانشجو حین تحصیل و پس از فراغت از آن نمیداند چگونه میبایست از تئوری به عمل برسد یا به تعبیر دیگر، چگونه آنچه را که در سطح نظری آموخته به کنش مؤثر در حوزه رواندرمانی بدل کند. ای
🔸️پشت تصویر آرام رواندرمانگر در اتاق درمان، فرایندهایی بلاوقفه و پرفشار روانی در جریاناند. رواندرمانگر دائماً در حال کنش فکری و فرضیهپردازی است، دائماً در حال کشف و آزمون الگوها و روابط است و تمام این فعالیتهای ذهنی در اتاق درمانی انجام میشود که از منظر عاطفی بسیار پُربار و پُرفشار است. اغلب افراد حتی تاب شنیدن بعضی از مسائلی را که در اتاق درمان طرح میشوند ندارند، چه رسد به اینکه ضمن مدیریت پویایی اتاق درمان و هیجانهای خود، توأمان برای حل و فصل مسائل مذکور اقدام به تدوین طرح درمان کرده، مسئولیت و تعهد مداخله را بر گردن بگیرند و این فرایند را هر ساعت با مراجعان مختلف تکرار کنند. فشار این فعالیتهای فکری مداوم و مدیریت دائم هیجانی یکی از چیزهایی است که معمولاً دانشجویان این رشته در محاسبات خود بسیار دستکم میگیرند.
🔸️رواندرمانگر باید نیاز درمانی جامعه خود را شناسایی کند، تناسب بافت فرهنگی و رویکردهای مختلف درمانی را بسنجد، امکانات آموزشی موجود برای یادگیری یک رویکرد درمانی بهخصوص را بررسی کند و دهها فرصت و محدودیت محیطی دیگر را در محاسبات خود لحاظ کند و نهایتاً با در نظر داشتن این عوامل سهگانه، رویکردی را انتخاب کند که از طریق آن بتواند به بهینهترین و رضایتبخشترین شکل، ماحصل تلاش طولانیمدت و پرهزینه خود در مسیر درمانگر شدن را برداشت کند.
ibna.ir/x6KxD
@ibna_official
🔰گزارشی درباره نوبل ادبیات؛
معتبرترین جایزه ادبی جهان در سایه سیاست و سوگیری
🔸فایننشال تایمز در گزارشی با بررسی تاریخچه جایزه نوبل ادبیات، به معیارها، حاشیهها و انتخابهای بحثبرانگیز آکادمی سوئد پرداخته است.
🔸هر سال در اوایل اکتبر، یک در در سالنی طلاکاریشده در استکهلم باز میشود و چند کلمه، نام یک نویسنده را به یکی از مشهورترین نامهای جهان ادبیات تبدیل میکند. جایزه نوبل ادبیات، بیش از یک قرن است که چنین آیینی را تکرار میکند؛ آیینی که همزمان با تحسین، پرسش، اعتراض و حتی تمسخر همراه بوده است.
🔸تاریخ این جایزه فهرست بلندبالایی از نویسندگان بزرگی دارد که هرگز نوبل نگرفتند: جیمز جویس، فرانتس کافکا، ویرجینیا وولف، مارسل پروست و کنستانتین کاوافی. در مقابل، نامهایی نیز در فهرست برندگان دیده میشود که امروز کمتر کسی آنها را میشناسد. رودولف اویکن، پاول فون هایزه و حتی پرل باک نمونههایی هستند که فاصله میان اعتبار نوبل و ماندگاری ادبی را به رخ میکشند.
🔸️در دورانی که کتابخوانی کاهش یافته، نقد ادبی از رونق گذشته افتاده و نام بسیاری از نویسندگان حتی در شبکههای اجتماعی دیده نمیشود، اعلام نوبل میتواند یک شاعر یا رماننویس را ناگهان به موضوع گفتوگوی میلیونها نفر تبدیل کند.
🔸️نوبل ادبیات البته اشتباه میکند؛ گاهی گرفتار سیاست میشود، گاهی تحتتاثیر جغرافیا و فرهنگ داوران قرار میگیرد و گاهی نویسندهای را انتخاب میکند که زمان چندان با او مهربان نیست. اما شاید هیچ جایزهای نتواند بدون این نقصها وجود داشته باشد.
ibna.ir/x6KxH
@ibna_official
🔰مدیرعامل کارخانه کاغذسازی زاگرس در گفتوگو با ایبنا:
۳۰ میلیون یورو سرمایهگذاری در انتظار تعیین تکلیف تسهیلات
۵ سال انتظار برای افتتاح کارخانه کاغذ با ۴۰ هزار تن ظرفیت تولید
🔸مدیرعامل کارخانه کاغذسازی زاگرس، درباره آخرین وضعیت کارخانه گفت: حدود ۳۰ میلیون یورو سرمایهگذاری خارجی و پیشرفت ۹۵ درصدی محقق شده اما مشکلات زیرساختی، پرداخت نشدن کامل تسهیلات بانکها، افزایش قیمت تجهیزات و بلاتکلیفی در تأمین مالی، مانع افتتاح است
🔸حدود ۳۰ میلیون یورو سرمایه وارد کشور شده و این سرمایهگذاری در سازمان سرمایهگذاری خارجی وزارت امور اقتصادی و دارایی ثبت شده است، به ما گفته شده بود اگر این سرمایهگذاری انجام شود، تشویق میشویم، اما نهتنها تشویق نشدیم، بلکه در عمل با مشکلات متعددی مواجه شدیم.
🔸️این پروژه در شرایطی پیش رفته که هر روز هزینه جدیدی به آن تحمیل شده است، اکنون نیز برای تأمین قطعات و تجهیزات جدید، با نرخهای ارزی متفاوت مواجه هستیم.
🔸️درحال حاضر اگر بخواهیم ثبت سفارش بگیریم، نرخ دلار مورد محاسبه در تالار دوم حدود ۱۷۰ هزار تومان است و حتی تخصیص ارز نیز با مشکل مواجه است، بنابراین طبیعی است که قیمت تجهیزات نسبت به زمانی که طرح با دلار ۲۸۵۰۰ تومانی نوشته شده، افزایش زیادی داشته باشد.
🔸️سرمایه گذاری اولیه کارخانه طی سالهای گذشته خوابیده است؛ اگر کارخانه در همان سالهای گذشته و با یک تصمیمگیری سریع راهاندازی میشد، میتوانست سالانه ۳۵ تا ۴۰ هزار تن کاغذ تحریر تولید کند و به دست ناشران برساند.
ibna.ir/x6Kxr
@ibna_official
🔰گفتوگو با اسدالله امرایی، مترجم «راز قتل پالومینو مولرو»؛
یوسا پشت یک قتل، ساختار قدرت را نشانه میگیرد
🔸رمان «راز قتل پالومینو مولرو» نوشتهی ماریو بارگاس یوسا، با ترجمهی اسدالله امرایی، بهتازگی در نشر بدرقه جاویدان منتشر شده است. انتشار این رمان بهانهای شد تا با امرایی دربارهی اثر، شیوهی ترجمه و زبان متفاوت آن گفتوگو کنیم
🔸کتاب از آثار مهم یوساست و مربوط به دورهای است که دیکتاتوری نظامی در پرو حاکم بود. نظامیان در آن دوره دست بازتری داشتند و محدودیت چندانی برای رفتوآمد و اعمال قدرت احساس نمیکردند. در واقع، این کتاب از منظر نقد قدرت و فساد جالب است و زمینههای یک داستان جنایی را هم در خود دارد.
🔸️این رمان مربوط به دورهای است که یوسا نگاه انتقادی شدیدی به نظامیان داشت. در رمان، نگاه او به نظامیان تحقیرآمیز است؛ مثلاً اطاعت کورکورانه و ساختار سلسلهمراتبی ارتش را نقد میکند. در داستان، فرماندهی پایگاه به دلیل موقعیتی که دارد، به پلیس و بازپرس اجازه نمیدهد وارد محیط نظامی شوند و تحقیقات خودشان را انجام دهند. وقتی افسر پلیس میآید و میخواهد برای روشن شدن ابعاد پرونده با همقطار مقتول صحبت کند، با این پاسخ مواجه میشود که ارتش قوانین و آیین دادرسی و مقررات خودش را دارد. استدلال این است که این سرباز مرتکب تخلف شده و خود ارتش باید موضوع را پیگیری کند
🔸️یوسا با ایجاد موقعیت نشان میدهد که قدرت چگونه مانع رسیدن حقیقت میشود. در کنار این خط اصلی، داستانهای حاشیهای هم وجود دارد؛ مثلاً شیطنتهای آن افسر و ماجراهایی که برایش پیش میآید. من هم در ترجمه تلاش کردم برای انتقال آن بخشها به زبان فارسی، از منابعی مثل «کتاب کوچه» شاملو و زبان عامیانهی خودمان استفاده کنم. بعضی اصطلاحات را هم از زبان کلانتری و ادبیات رایج در چنین فضاهایی گرفتیم.
ibna.ir/x6Kxn
@ibna_official
🔰زیستنهای ارزشمند انسانی در گفتوگو با مهدی رضایی؛
قطبنمای عملیاتی برای انسان معاصر
چگونه جامه متناسب با قامت وجودی خودمان را انتخاب یا حتی خیاطی کنیم
🔸به گفته مهدی رضایی: «این کتاب دست روی مفهوم «فلسفه زندگی» میگذارد و ۱۵ سنت بزرگ فکری، فلسفی و دینی تاریخ بشر (از ادیان تا آیینهای بودا، دائو و رواقیگری و تا مکاتب اگزیستانسیالیسم، پراگماتیسم و انسانگرایی سکولار ) را بررسی میکند تا به خواننده کمک کند «فلسفه شخصی خودش» را انتخاب یا بازسازی کند یا دستکم سنتهای دیگر را بفهمد.»
🔸تمام ۱۵ فصل بر اساس یک اسکلت و الگوی مشخص نوشته شدهاند که اغلب شامل پیشینه تاریخی، مابعدالطبیعه (دیدگاه درباره جهان و انسان)، اصول اخلاقی، نحوه مواجهه با بحرانها (مثل مرگ، اضطراب و اندوه)، و نیز اجمالاً آیینهای عملی است. این انضباط ساختاری به خواننده اجازه میدهد بتواند مکاتب ناهمگون را کنار هم بنشاند و بسنجد. و سومین نکتهای که به نظرم میرسد این است که کتاب به دنبال فرمولهای سریع برای شادکامی نیست. فلسفه را به عنوان تلاشی جدی، عقلانی و گاهی دشوار برای مواجهه با رنج، مرگ و فقدان معنا میبیند و تعارفهای رایج کتابهای زرد را کنار میگذارد
🔸️مسئله کتاب یک پرسش اگزیستانسیال و حیاتی است: «چگونه باید یک زندگی خوب را سپری کرد؟» وقتی انسان در بحرانهای زندگی، مواجهه با رنج، مرگ، معنا و روابط اخلاقی قرار میگیرد، فرقی نمیکند پاسخش را از انجیل و قرآن گرفته باشد یا از رواقیگری و اگزیستانسیالیسم.
🔸کتاب عامدانه نخواسته یک داوری نهایی صادر کند یا یک سنت را برنده اعلام کند؛ کتاب به شکل یک «دادگاه سقراطی» طراحی شده است. وقتی نویسنده فصل اپیکوری از لذتهای معقول و دوری از جاهطلبی میگوید، و چند فصل بعد پیتر سینگر در «دیگرگزینی مؤثر» از شما میخواهد بخش اعظم ثروتتان را برای کاهش رنج گرسنگان جهان ببخشید، این شوک و تنش به جان خواننده میافتد: «من کدامیک از این دو مسیر را انتخاب خواهم کرد؟ آیا آرامش رواقی و اپیکوری را میخواهم یا تعهد رادیکال دیگرگزینانه را؟» بنابراین، کتاب یک صلح کلی سادهلوحانه برقرار نکرده است. هرچند سبک کتاب همدلانه است تا ابتدا زیبایی هر فلسفه چشیده شود، اما وقتی خواننده این ۱۵ صدا را کنار هم میشنود، عمق ناهماهنگی معرفتی و اخلاقی مکاتب آشکار میشود و دقیقاً همین جاست که نوبت به کاربست «عقل نقاد خواننده» برای انتخاب میرسد و این مهم را به خواننده میسپارد.
🔸️کتاب مدعی نیست که هر راهی که کسی برگزیند لزوماً خوب است. معیار داوری که ویراستاران در تمام طول کتاب بر آن پافشاری میکنند، همان «تابآوری در برابر بررسی دقیق» است. یک فلسفه زندگی ممکن است در عمل شکست بخورد؛ مثلاً اگر مابعدالطبیعه آن با حقایق علمی اثباتشده در تضاد آشتیناپذیر باشد (مانند انکار واقعیت رنج یا انکار علیت)، یا اگر اخلاق آن منجر به فروپاشی روانشناختی فرد یا ویرانی اجتماعی شود، آن فلسفه «خوب» نیست. بنابراین، معیار، انسجام درونی و کارآمدی بیرونی است. بنابراین، کتاب به خواننده نمیگوید «همه اینها به یک اندازه درستاند» (که این نسبیگرایی است)؛ بلکه میگوید «حقیقت زندگی خوب، جامه یکشکلی نیست که بر تن همه انسانها برازنده باشد». کتاب به ما یاد میدهد که چگونه جامه متناسب با قامت وجودی خودمان را با استفاده از الگوهای آزموده تاریخ بشر، انتخاب یا حتی خیاطی کنیم».
ibna.ir/x6Kxx
@ibna_official
🔰روایتی از ۳ هزار جلد کتابی که معلم ۸۲ ساله گردآورد؛
ردپای یک عمر در قفسههای کتابخانه
🔸 کتابها سالیان درازی است که در خانه «طه شامخی» دبیر ادبیات، روی قفسهها مینشینند و بخشی از زندگی او را روایت میکنند. مردی که از کودکی با گلستان و بوستان و کتابهای عربی انس گرفت، در سالهای معلمی و دانشجویی از هزینههای زندگی برای خرید کتاب گذشت و در طول دههها، نزدیک به سه هزار جلد کتاب و مجموعهای از نشریات و نسخههای خطی را گرد آورد نه فقط برای آنکه بخواند، برای اینکه بخشی از این میراث مکتوب برای فردا باقی بماند
🔸️در میان کتابهایی که بیش از همه خوانده است، «آن روزها» یا «الأیام» اثر طه حسین جایگاه ویژهای دارد؛ کتابی که به گفته خودش دهها بار آن را خوانده و هنوز هم دوست دارد دوباره بخواند.
🔸️گاهی نیز کتابی را از دست داده و سالها در پی یافتن آن بوده است. «تاریخ ادبیات» ادوارد براون یکی از همان کتابهایی است که استاد در سفرهایش به شیراز و تبریز به دنبال آن گشت تا سرانجام دوباره آن را به دست آورد.
🔸️در کتابهای او، از نظر انتخاب موضوع نیز تنوع دیده میشود؛ از زندگینامهها و سرگذشتها و مسائل اجتماعی گرفته تا کتابهای فقهی و دینی. در میان مجموعههای ارزشمند او، مجموعه ۲۶ جلدی آثار پروفسور مصطفی زلمی جایگاه ویژهای دارد. اما ارزشمندترین بخش کتابخانه، بیتردید گرانبهاترین کتاب آن نیست؛ ارزش واقعی کتابها در اثری است که بر جان و اندیشه خواننده میگذارند.
🔸️شاید مهمترین بخش کتابخانه استاد، مجموعه نشریاتی باشد که با دقت گردآوری و صحافی کرده است. ماهنامه ادبی «سروه» و ماهنامه ادبی «مهاباد» از جمله این آثارند. او شمارههای یک تا ۲۲۷ «سروه» و شمارههای یک تا ۲۰۵ «مهاباد» را گردآوری و صحافی کرده و آنها را در قالب مجموعههایی چندجلدی نگهداری کرده است. دلیل این کار را نیز به روشنی بیان میکند: پیشبینی میکرد روزی فرا برسد که این نشریات دیگر منتشر نشوند و همینگونه نیز شد. از نگاه او، ارزش این مجموعهها را نمیتوان با پول سنجید. او آنها را برای نسلهای آینده، دوستداران زبان و ادبیات کردی و پژوهشگران حفظ کرده است. حتی برخی صحافان، هنگامی که هدف او را از حفظ این آثار میفهمیدند، گاهی آنها را رایگان صحافی میکردند.
ibna.ir/x6K8M
@ibna_official
🔰نشر لگا «سرخوش و بیخیال» نوشته دیوید سداریس را منتشر کرد؛
خنده، در کنار سوگ
🔸عنوان کتاب آمیخته به طنز تلخ است و با
محتوای کتاب جور درنمیآید، پدر میمیرد، آدمها پیر میشوند، خانواده زخم دارد، جامعه دچار بحران است و جهان بیرون هم آرام نیست.اما سداریس انگار میگوید شاید خوشحالبودن به معنای نادیدهگرفتن تاریکی زندگی نباشد. میشود از مرگ حرف زد و خندید. میشود از پدری که آزارت داده، دلتنگ شد. میشود از تنهایی گفت و همزمان شوخی کرد. میشود از جهان عصبانی بود و هنوز به آن علاقه داشت
🔸️بخش قابلتوجهی از کتاب به دوران همهگیری مربوط است. سداریس در قرنطینه نمیتواند مثل گذشته سفر کند و برای مخاطبانش اجرا داشته باشد؛ برای همین پیادهرویهای طولانی میکند، خانهاش را وسواسی تمیز میکند و به تغییرات عجیب زندگی روزمره نگاه میکند. اما او کرونا را صرفاً بهعنوان یک بحران پزشکی روایت نمیکند؛ برایش تبدیل میشود به فرصتی برای دیدن رفتار آدمها وقتی نظم معمول زندگی فرو میریزد. آدمها عصبانیتر میشوند، خودحقپندارتر میشوند، از هم فاصله میگیرند و در عین حال، بیشتر از همیشه به ارتباط با دیگران نیاز پیدا میکنند.
ibna.ir/x6KvW
@ibna_official
🔰نوجوانها چه داستانهایی را دوست دارند؟
ردپای سلیقهی نوجوانها در رمانهای محبوب
🔸فهرستی از رمانهای محبوب نوجوانان، تصویری متنوع از سلیقهی این گروه سنی به دست میدهد: از جهانهای خیالانگیز «ارباب حلقهها» و «هابیت» و ماجراهای «دزد آذرخش» تا داستانهایی دربارهی تفاوت، هویت، تنهایی و مواجهه با جهان خشن بزرگسالان. کنار هم گذاشتن این آثار نشان میدهد که رمان نوجوان الزاماً به یک ژانر یا الگوی ثابت محدود نمیشود؛ آنچه میان بسیاری از این داستانها مشترک است، شخصیتهایی است که باید در جهانی بزرگتر از خودشان راهی برای شناختن خود و پیدا کردن جایگاهشان پیدا کنند.
🔸️بسیاری از این داستانها دربارهی نوجوانی هستند که در جهانی قرار گرفته که هنوز آن را بهخوبی نمیشناسد؛ باید راهش را پیدا کند، با قواعدش کنار بیاید یا در برابر آنها بایستد. شاید همین ویژگی توضیح دهد که چرا نوجوانها گاهی سراغ داستانهایی میروند که ظاهراً هیچ شباهتی به زندگی روزمرهی آنها ندارند.
🔸️نوجوانی خود دورهی خروج از یک جهان آشناست. مدرسه، خانواده و کودکی هنوز وجود دارند، اما دیگر مانند گذشته بدیهی نیستند. استقلال، انتخاب و آینده کمکم به مسائل واقعی تبدیل میشوند. شاید فانتزی و ماجراجویی به همین دلیل برای این گروه سنی جذاباند: شخصیت داستان هم مانند خواننده در حال کشف قواعد جهانی است که هنوز کاملاً برایش روشن نیست.
🔸️بخشی از آثار محبوب این حوزه، داستان آدمهایی هستند که مسئلهی اصلیشان پیدا کردن جای خودشان در میان دیگران است. «شگفتی» نمونهی روشنی از این الگوست. آگوست با چهرهای متفاوت وارد مدرسه میشود و مسئلهی او فقط گذراندن یک سال تحصیلی نیست؛ او باید با نگاه دیگران به خودش و با تصویری که دیگران از او میسازند کنار بیاید.
🔸️آنچه یک کتاب را برای نوجوان جذاب میکند، همیشه سن شخصیت اصلی یا گروه سنی درجشده روی جلد نیست. ممکن است نوجوان در یک رمان بزرگسالانه با مسئلهای روبهرو شود که برایش جذاب است و در یک رمان نوجوانانه هیچ ارتباطی با تجربهی خودش پیدا نکند. «شازده کوچولو» نمونهی دیگری از همین وضعیت است؛ کتابی که نسلهای مختلف خواندهاند و نمیتوان مخاطب آن را در یک گروه سنی محدود کرد. پس مرز ادبیات نوجوان شاید بیشتر از آنکه یک مرز سنی باشد، مرز تجربه باشد: داستانی که مسئلهای برای خواننده ایجاد میکند، میتواند برای او معنا پیدا کند؛ حتی اگر نویسنده در ابتدا مخاطب دیگری را در نظر گرفته باشد.
ibna.ir/x6KwJ
@ibna_official
🔰فریاد قلم علیه کلنگ تخریب؛
ویکتور هوگو چگونه به نجات کلیسای نوتردام کمک کرد؟
🔸رمان درخشان گوژپشت نوتردام اثر ویکتور هوگو در سال ۱۸۳۱، شاهکاری جاودان در ادبیات گوتیک و عاشقانهای پرشور است که از پرده سینمای صامت تا انیمیشنهای دیزنی بارها بازآفرینی شده است. با این حال، انگیزه بنیادین هوگو از نگارش این کتاب فراتر از خلق یک درام ادبی بود؛ او در پی هدفی حیاتی و فوری برخاسته بود: نجات کالبد فیزیکی کلیسای نوتردام از خطر ویرانی و تخریب کامل.
🔸️انتشار کتاب موجی سهمگین از اشتیاق عمومی را برای نجات بنا برانگیخت. لویی فیلیپ، پادشاه فرانسه، مرمت نوتردام و آثار گوتیک را به اولویت ملی بدل کرد و کمیسیونی ویژه برای نجات میراث تاریخی تشکیل داد. طی ۲۵ سال کار پیوسته، پنجرههای رنگی اصیل جایگزین شیشههای ساده عصر لویی چهاردهم شدند، منارهای رفیعتر و آراستهتر اوج گرفت و ناودانهای مشهور شیردال و تندیسهای بیرونی، دقیقاً بر مبنای توصیفات نگاشتهشده در کتاب هوگو، از نو آفریده شدند.
ibna.ir/x6Kbc
@ibna_official
🔰سعید علامیان از ناگفتههای جنگ و چالشهای تاریخ شفاهی میگوید؛
واکاوی آزمون و خطاهای دوران جنگ
🔸️از مصالحِ پراکنده تا بنای حقیقت؛ روایتگری در تاریخ شفاهی
🔸️به نظر من هر چه روایتهای بیشتری از یک واقعه ثبت شود، مواد و منابع بیشتری در اختیار مورخ قرار میگیرد. ممکن است هر کدام از این روایتها بخشی از واقعیت را نشان دهند، اما کنار هم قرار گرفتن آنهاست که میتواند به فهم دقیقتر تاریخ کمک کند
🔸️راوی امروز ممکن است با اطلاعات امروز خودش، گذشته را روایت کند. یعنی امروز دارد دیروز را روایت میکند؛ با حالوهوای امروز خودش دارد دیروز را روایت میکند. بنابراین نویسنده و مصاحبهکننده باید مراقب این مسئله باشند. باید توجه کنند که راوی در زمان وقوع حادثه چه میدانسته و چه چیزی را امروز به اطلاعات خودش اضافه کرده است.
🔸️جنگ یک پدیده جدید بود. جنگ هشتساله برای جامعه ما تجربهای جدید بود. پیش از آن، مدت زیادی چنین جنگ گستردهای را تجربه نکرده بودیم. طبیعی است که در چنین شرایطی تصمیمها همیشه درست از آب درنیاید. آزمون و خطا در کار بوده است. یک تصمیم گرفته شده و ممکن است به شکست منجر شده باشد. اما بسیاری از راویان، چون خودشان در آن تصمیمها دخیل بودهاند، شاید دلشان نخواهد درباره این بخشها صحبت کنند. دوست ندارند تصمیمی که گرفتهاند به شکلی روایت شود که نشان دهد تصمیم درستی نبوده است.
🔸️من تاریخ شفاهی را مواد اولیه تاریخ میدانم. این روایتها، خاطرات و اسناد در اختیار مورخ قرار میگیرند و مورخ باید آنها را بررسی کند، کنار هم بگذارد و از آنها استفاده کند. مورخ باید منابع مختلف را ببیند. ممکن است در میان روایتهای شفاهی نکتهای پیدا کند که در منابع دیگر وجود نداشته باشد و آن را وارد پژوهش تاریخی کند. در نهایت، هدف تاریخ شفاهی این نیست که همه روایتهای متفاوت را حذف کنیم و فقط یک روایت باقی بماند. اتفاقاً گاهی همین تفاوتها، تناقضها و همپوشانیها هستند که به پژوهشگر کمک میکنند. خاطره، روایت، سند و یادداشت، همه مواد اولیهاند. مورخ این مواد را بررسی میکند، آنها را کنار هم میگذارد و از دل آنها روایت تاریخی را شکل میدهد. تاریخ هم در این معنا، یک امر مطلق و تمامشده نیست؛ با کشف منابع جدید و شنیده شدن روایتهای تازه، امکان بازخوانی آن وجود دارد.
ibna.ir/x6Kvd
@ibna_official
🔰در گفتوگو با مترجم کتاب «شخصیت» مطرح شد؛
چرا عاشق شخصیتهای «بریکینگ بد» و «سوپرانوز» شدیم؟
🔸برومندی گفت: باورپذیری از نظر مککی مهمترین رکن شخصیت است، اما در کنار آن مخاطب باید بتواند با شخصیت همذاتپنداری کند. وقتی این اتفاق بیفتد، مخاطب پای فیلم، سریال یا کتاب میماند
🔸️هر زمان درباره فیلمنامههایی صحبت میکنیم که قصه تعریف میکنند، کتاب «داستان» مککی است. او ساختار داستان، صحنهها، لحظهها و حتی واحدهای بسیار جزئی روایت را مطرح میکند. یکی از جذابترین بخشهای کتاب «داستان»، توضیح درباره تبدیل کلیشهها به غیرکلیشه است. مباحثی مانند حادثه محرک، نقاط اوج، نقاط میانی، طراحی کشمکش و ساختار روایت را با بررسی نمونههای متعدد از فیلمهای موفق -چه از نظر منتقدان و چه از نظر بازار- توضیح میدهد. کتاب «شخصیت» مملو از مثال است و مثل یک دستورالعمل عملی کاربرد دارد.
🔸شخصیت از نظر مککی دارای دو بعد بیرونی و درونی است. بعد بیرونی شامل تمام ویژگیهای قابل مشاهده مثل جنسیت، ظاهر و پیشینه خانوادگی، شغل، وضعیت مالی، تحصیلات و سایر ویژگیهای قابل مشاهده است. اما بُعد درونی به دنیای ذهنی و روانی شخصیت مربوط میشود. اینکه چرا تصمیم خاصی میگیرد، چطور واکنش نشان میدهد و آیا رفتارهایش حاصل اراده آزاد است یا جبر.
🔸️مک کی هم در کتاب «داستان» و هم در کتاب «شخصیت» روی چند نکته تاکید میکند. اول اهمیت تجربه شخصی نویسنده است. طبیعی است نویسندهای که امروز جنگ را تجربه کرده، میتواند درباره آن باورپذیرتر بنویسد. اما او تاکید میکند که نباید به تجربه شخصی محدود شد. عنصر دوم، تخیل است. از طریق خواندن رمان، تماشای فیلم و دیدن تئاتر میتوان تخیل را پرورش داد و تجربههایی را که شخصا نداشتهایم، تا حدی تجربه کنیم
ibna.ir/x6JhS
@ibna_official
🔰حافظ موسوی در نشست «طلا در مس» مطرح کرد؛
نقدهای تند براهنی مانند «بمب» در فضای ادبی منفجر میشدند
🔸در نشستی با محوریت کتاب «طلا در مس»، حافظ موسوی ابتدا به بررسی تضادهای نظری و «داینامیک ذهن» رضا براهنی پرداخت و از نوسان او میان نقد جامعهشناختی و ساختارگرایی گفت؛ سپس کامیار عابدی با رویکردی پژوهشی، این تحلیلها را بسط داد و تبیین کرد که چگونه براهنی با تکیه بر منابع غنی غربی، استانداردهای نقد شعر معاصر را در دههی ۴۰ بازتعریف و نظاممند
🔸یکی از ویژگیهای مهم دکتر براهنی این بود که تحرک ایجاد میکرد. هر نقدی که مینوشت، نقدی بود که واکنش و گفتوگو برمیانگیخت. به این ترتیب، فضای شعر فارسی را به حرکت درمیآورد و این التهاب و تحرک، به نظر من، اتفاق خوبی بود.
🔸️این ویژگی را در نقدهایی هم که دکتر براهنی در آن دوره مینوشت، میتوان دید. نمیشد از کنار زبان براهنی بیتفاوت گذشت. نوشتههای او واکنش ایجاد میکرد و خواننده را وارد بحث میکرد
🔸️با اینکه هم دستغیب و هم براهنی از ادبیات متعهد دفاع میکردند، در عین حال در بسیاری از موارد رودرروی یکدیگر قرار میگرفتند و درگیر جدالهای قلمی بودند. این تصویر به نظرم جالب است؛ اینکه در دل همین بحثها و اختلاف نظرها، به وضعیتی رسیدیم که امروز دربارهی تاریخ نقد شعر معاصر صحبت میکنیم.
🔸️این بحث دربارهی حقوقی و دستغیب بود. وقتی به دکتر براهنی میرسیم، به نظر من باید به این نظریهی رایج هم توجه کنیم که نقد مدرن ما با دکتر براهنی آغاز میشود.
🔸️اگر بخواهیم کمی به عقبتر برگردیم و ببینیم دکتر براهنی و دیگران بر شانهی چه کسانی ایستاده بودند، میتوانیم در تاریخ مشروطه به برخی نوشتههای آن دوره اشاره کنیم؛ مثلاً نوشتههای فتحعلی آخوندزاده در «مکتوبات».
🔸️یکی از ویژگیهای مهم کتاب، مباحث نظری آن است. در آن دوره، مباحث نظری نقد ادبی غربی هنوز به شکل گسترده و منسجم در ایران معرفی نشده بود و بیشتر با ادبیات مدرن و معاصر ارتباط داشت. براهنی در «طلا در مس» کوشید این نظریهها را، گاهی به صورت اجمالی و گاهی با تفصیل، توضیح دهد و معرفی کند.
🔸️نکتهی مهم این است که براهنی در «طلا در مس»، مباحث مرتبط با نقد ادبی انگلیسی و آمریکایی در سه دههای که دربارهی آن صحبت کردیم، بهویژه از دههی ۱۹۳۰ تا اوایل دههی ۱۹۶۰، را با آثار و جریانهای فکری دیگری که به زبان انگلیسی ترجمه شده بودند، در کنار هم قرار میدهد
ibna.ir/x6Kwj
@ibna_official
🔰گفتوگو با زهرا محققیان پیرامون کتاب «جنسیت و دیگریسازی»؛
سیمای زن مسلمان در عصر عباسی
تصویر زن در متن چگونه ساخته شد
🔸به گفته مترجم: «زالشیخ بهجای اینکه دنبال «زنان واقعی» در دل تاریخ بگردد، میپرسد تصویر زن در متن چگونه ساخته شده و چه کارکردی داشته است. خودش تصریح میکند که متون ادبی را نباید پنجرهای رو به گذشته گرفت، بلکه باید سازوکارهای متنیِ ساخت ایدئولوژی و بازنمایی را در آنها دید.»
🔸️اهمیت این کتاب پیش از هر چیز در روش آن است. الشیخ بهجای اینکه دنبال «زنان واقعی» در دل تاریخ بگردد، میپرسد تصویر زن در متن چگونه ساخته شده و چه کارکردی داشته است. خودش تصریح میکند که متون ادبی را نباید پنجرهای رو به گذشته گرفت، بلکه باید سازوکارهای متنیِ ساخت ایدئولوژی و بازنمایی را در آنها دید. نیکولا کلارک، یکی از منتقدان کتاب، یادآور میشود که این رویکرد از نظریه پسااستعماری و از پژوهشهایی مثل آثار بوحدیبه درباره جنسیت و امر جنسی در جهان پیشامدرن بهره میگیرد.
🔸️به نظر مؤلف، بازنمایی زنان در تاریخنگاری اسلامی حول چند الگوی تکرارشونده میچرخد. اصلیترینشان دوگانهسازی اسلام در برابر جاهلیت است. نمونه روشنش قصه «زنان بدکاره حضرموت» در مقدمه کتاب است: گفته میشود این زنان با شنیدن خبر مرگ پیامبر(ص) آشکارا شادی کردند و ابوبکر دستور مجازات سختشان را داد. این یک روایت است، اما سه کار همزمان انجام میدهد؛ هراس از بازگشت شرک را بیان میکند، زنان را نماد جاهلیتِ در برابر اسلام میسازد، و نظم را با سرکوب همان زنان برمیگرداند.
🔸️هسته استدلال کتاب در اینجا سیاسی است. سنت متنی عباسی نسبت به امویان همدلی نداشت و آنان را فاسد و بیخدا نشان میداد تا حکومت تازهای که جایشان نشسته بود موجه جلوه کند. هند بنت عتبه دقیقاً از همینجا اهمیت مییابد؛ او فقط یک زن جاهلی نیست، مادر نخستین خلیفه اموی است، و همین نسب او را به ابزاری برای نقد خاندان حاکم بدل میکند. وقتی میخواهند امویان را بیاعتبار کنند، از مادر بنیانگذارشان شروع میکنند
ibna.ir/x6Kwp
@ibna_official
🔰بازخوانی حاشیه نوبل ادبیات ۲۰۲۶
دولتآبادی با ضریب ۱ به ۴۰؛ شانس واقعی یا هیجان اکتبری رسانهها؟
🔸چند روز مانده به اعلام برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶، نام محمود دولتآبادی، رماننویس برجسته ایران و خالق «کلیدر» و «جای خالی سلوچ»، با ضریب ۱ به ۴۰ در فهرست شانسهای بنگاه شرطبندی بریتانیایی «لدبروکس» دیده شده است. حضور یک نویسنده ایرانی در کنار چهرههای سرشناس جهان، بار دیگر پرسش قدیمی را زنده کرده است: این فهرستها چه میگویند و آیا مسیر نوبل از دفتر یک بنگاه شرطبندی در لندن میگذرد.
🔸️در میان این اعداد و ارقام، آنچه اهمیتی واقعی دارد، جایگاه خود نویسنده است. دولتآبادی با آثاری چون «کلیدر» ــ بلندترین رمان فارسی که نگارش آن حدود پانزده سال به درازا کشید ــ «جای خالی سلوچ» و «کلنل»، جایگاهی تثبیتشده در ادبیات معاصر جهان دارد. آثار او به دستکم یازده زبان ترجمه شده است: «جای خالی سلوچ» به انگلیسی (ترجمه کامران رستگار)، سوئدی، نروژی، فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی؛ «کلنل» به انگلیسی (ترجمه تام پتردیل) که در سال ۲۰۱۳ نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه آمریکا شد، و همچنین به آلمانی، ایتالیایی و عبری؛ و «عطش» به انگلیسی با ترجمه مارتین ویر. گزارشهای رسانهای داخلی نیز تأیید کردهاند که اکنون ۱۶ عنوان از آثار او در کتابخانه نوبل ــ کتابخانه عمومی وابسته به آکادمی که از سال ۱۹۰۱ دایر است ــ نگهداری میشود. البته باید صادق بود: هیچ مدرکی وجود ندارد که تعداد کتابها در این کتابخانه معیاری کمّی برای داوری باشد؛ اما حضور گسترده یک نویسنده در چرخه جهانی کتاب، بیتأثیر بر دیدهشدن او نیست. دولتآبادی پیشتر نیز ــ از جمله در سال ۲۰۲۴ با ضریب ۱ به ۳۳ ــ در همین لیستها حضور داشته و جایزه ادبیات خانه فرهنگهای جهان برلین (۲۰۰۹) را نیز دریافت کرده است.
🔸️افراد واجد شرایط ــ برندگان پیشین، اعضای آکادمیها، استادان دانشگاهها و رؤسای انجمنهای نویسندگان ــ تا پایان ژانویه حق معرفی دارند؛ کمیته نوبل فهرست را به بیست نفر و سپس در ماه مه به پنج نفر نهایی میرساند و داوران تابستان را به خواندن آثار این پنج نفر میگذارند. یعنی هیچکس بیرون از این دایره محدود نمیداند دولتآبادی در فهرست هست یا نیست. جالب آنکه آرشیوهای آشکارشده نشان میدهد در سال ۱۹۴۹ عیسی سپهبدی، استاد دانشگاه تهران، محمدعلی جمالزاده را برای نوبل معرفی کرده بود؛ از جمله معدود ایرانیانی که نامشان در اسناد رسمی آمده است. پس آنچه امروز در رسانهها میخوانیم، نه نامزدی رسمی، که گمانهزنی بیرونی است.
ibna.ir/x6Kvz
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «آتشها بر قفسهها» نوشتهی ابراهیم زولی؛
ردپای سانسور در سرگذشت کتابهای ممنوع
🔸میرزا الخویلدی در گزارشی در روزنامهی «الشرق الأوسط» به معرفی کتاب «آتشها بر قفسهها: حکایتهای کتابهای ممنوعه» نوشتهی ابراهیم زولی، نویسنده و شاعر سعودی، پرداخته است؛ کتابی که به سراغ سرگذشت آثاری میرود که با سانسور و ممنوعیت مواجه شدهاند. زولی در این اثر تلاش میکند مفهوم «کتاب ممنوع» را دقیقتر بررسی کند و نشان دهد سانسور میتواند از حکم رسمی و توقیف فراتر برود و به توزیع، ناشران، شایعات، حذف از کتابخانهها و حتی خودسانسوری نیز برسد
🔸الخویلدی در معرفی کتاب مینویسد زولی بحث خود را با تجربههای شخصیاش از کتابها و نوارهای ممنوع آغاز کرده است. برای او، برچسب «ممنوع» از دوران کودکی جذابیتی ویژه داشته و کنجکاوی برای کشف آنچه پنهان شده را برمیانگیخته است؛ تجربهای که از کتابهای مربوط به فرهنگ جنسی و اشعار نزار قبانی تا تکثیر کتابهای کمیاب و نوارهای صوتی در دوران دانشگاه ادامه یافته است.
🔸به نوشتهی الخویلدی، زولی تأکید میکند که ممنوعیت را نباید «شهادت کیفیت» یک اثر دانست. سانسور ممکن است پیرامون متنی کماهمیت هیاهو ایجاد کند یا اثری مهم را به انزوا و فراموشی بکشاند.
🔸بخش دیگری از کتاب به «خودسانسوری» اختصاص دارد. زولی آن را از پیچیدهترین شکلهای سانسور میداند؛ وضعیتی که نویسنده پیش از مجازات، جملهای را حذف میکند یا ناشر از انتشار کتابی صرفنظر میکند، زیرا هزینهی انتشار آن را بالا میبیند. در چنین وضعیتی، تصمیمی رسمی برای ممنوعیت وجود ندارد که بتوان دربارهی آن اعتراض کرد. آنچه باقی میماند ممکن است متنی ناقص، دستنوشتهای منتشرنشده یا حتی جای خالی چیزی باشد که خواننده هرگز از وجودش باخبر نمیشود.
ibna.ir/x6Kvy
@ibna_official
🔰دیلی آسیا بررسی کرد؛
هند؛ قطب تازه انتشار و ترجمه ادبیات آسیا
🔸هند با تکیه بر بازار گسترده کتاب، تنوع زبانی، رونق صنعت نشر و گسترش ترجمه، بهتدریج به یکی از مراکز مهم انتشار آثار ادبی آسیایی و پل ارتباطی میان نویسندگان و خوانندگان کشورهای مختلف این قاره تبدیل میشود
🔸ادبیات آسیا طیف گستردهای از تجربهها، تاریخها و دیدگاههای فرهنگی را دربرمیگیرد. رمانها، داستانهای کوتاه، شعر و جستارهایی از کشورهایی مانند ژاپن، کرهجنوبی، چین، ویتنام، اندونزی، نپال، سریلانکا، بنگلادش و فیلیپین، مخاطبان تازهای در میان خوانندگان هندی پیدا کردهاند. در مقابل، ناشران هندی نیز به معرفی نویسندگان این کشور به خوانندگان دیگر کشورهای آسیایی کمک میکنند.
🔸️ تبدیلشدن هند به یک مرکز نشر منطقهای بدون چالش نیست. ترجمه همچنان فرایندی پرهزینه و زمانبر است و بسیاری از مترجمان توانمند از حمایت مالی و حرفهای کافی برخوردار نیستند. ناشران کوچک نیز ممکن است برای توزیع آثار ترجمهشده خارج از شهرهای بزرگ با دشواری مواجه باشند. مسائل مربوط به حقوق نشر، هزینههای بازاریابی و تفاوت میان بازارهای کتاب کشورهای مختلف نیز موانع دیگری ایجاد میکند
ibna.ir/x6KfF
@ibna_official
🔰دبیر جایزه «روباه شنی» در گفتوگو با ایبنا؛
میخواستیم صدای نوجوانان بیواسطه شنیده شود
🔸اهمیت روباه شنی تنها در انتخاب یک کتاب برگزیده خلاصه نمیشود. این جایزه میخواهد نوجوانان را وارد فرایندی کند که در آن خواندن با گفتوگو، شنیدن نظر دیگری و دفاع از دیدگاه شخصی پیوند میخورد؛ تجربهای که میتواند به تقویت نگاه انتقادی و شکلگیری نسلی از مخاطبان فعالتر ادبیات کمک کند. از همین منظر، چشمانداز این جایزه نیز فراتر از یک رویداد ادبی است و بر ساختن فضایی برای گفتوگو میان نوجوانان، نویسندگان، مترجمان، ناشران و متخصصان ادبیات کودک و نوجوان تأکید دارد.
🔸️انتخاب نام این جایزه، بعد از طراحی و شکل گرفتن هویت آن انجام گرفت. مجموعهای از اسامی به رأی تعدادی از نوجوانان گذاشته شد و روباه شنی گزینهای بود که بیشتر از بقیه اسامی مورد پسند نوجوانان بود.
🔸️اما نوجوان از چه جهت شبیه روباه شنی است؟ نوجوان موجودی مستقل، تیزهوش و کنجکاو است که در اقلیم پرالتهاب و ناآرام جهان خودش، به دنبال کشف مسیرهای تازه میگردد. در هیاهوی دنیای بزرگترها شاید آرام و کمپیدا به نظر برسد، اما حواسش به باریکترین نشانهها جمع است، خطوط از پیش تعیینشده دیگران را دنبال نمیکند و در برابر سختترین تلاطمها تاب میآورد؛ موجودی که جثهاش را نباید قضاوت کرد، چون به محض آنکه جدی گرفته شود، با صراحت، هوشیاری و جسارت نگاهش غافلگیرکننده ظاهر میشود.
🔸️هدف نهایی ما در روباه شنی، شکلگیری همین فضای گفتوگو، هم میان نوجوانان با هم و هم میان نوجوانان و پدیدآورندگان آثار نوجوان است. سال گذشته و امسال، سعی کردیم در بستر برخط برای داوران فضاهایی برای گفتوگو درباره کتابها فراهم کنیم. در آینده، برنامههای حضوری گفتوگو در شعب شهرکتاب در شهرهای مختلف میتواند این فضا را تکمیل کند. اما مسیری که پیش روی خود تصور میکنیم، مسیری است که در آن نوجوان علاوه بر ابراز نظر خودش، بتواند برای این نظر دلایلی بیاورد، بتواند نظر دیگری را (هرچند بسیار با او متفاوت باشد) بشنود و بتواند به صداهای متفاوت و کتابهای متفاوت فرصت شنیده شدن و خوانده شدن بدهد.
ibna.ir/x6KxR
@ibna_official
🔰چیستا یثربی در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
از حقالتألیف نمایشنامههایم میگذرم تا آثارم روی صحنه جاری و زنده باشند
🔸یثربی گفت: من نمیخواهم آثارم اسیر هزینههای چاپ یا حقالتألیفهای سنگین شوند و در کتابخانهها خاک بخورند و میخواهم جاری باشند
ن🔸وشتن برای من دیگر یک شغل نیست یک نیاز، یک عادت و انس و مونس است. اگر روزی بیدار شوم و ننویسم، انگار آن روز جزو زندگیام نبوده است. وقتی خداوند چنین توانایی و لطفی در حق من کرده، چرا نباید کارگردانان جوان کشورم را در لذت آن شریک کنم؟ ما کارگردانان جوانی داریم که به دلیل گرانی یا نبود متن خوب، به سراغ کارهای خارجی میروند؛ چرا نباید از داشتههای خودمان استفاده کنند؟ من اقتباسهای متعددی از عطار و شاهنامه دارم که حیف است در کتابخانهها خاک بخورند.
🔸نمایشنامه باید مسئله داشته باشد. آرتور میلر وقتی دید نویسندگان را به خاطر عقایدشان بازجویی میکنند، دست به قلم شد و شاهکار خلق کرد. تئاتر ما هم نیاز به همین درگیریها با مسائل روز دارد، نه اقتباسهای ضعیف از آثار ژاپنی یا اروپایی که هیچ نسبتی با روان مخاطب ایرانی ندارند. وقتی درام، حرکت ندارد، کشمکش ندارد و شخصیتپردازیاش الکن است، تماشاگر هم احساس میکند سرش کلاه رفته است. تئاتری که سمندریان برایش جان میگذاشت، تئاتری که امثال خلج و مفید برایش عمر گذاشتند، این نبود.
🔸️اگر نمایشنامه را با پول بسنجیم، حتی اگر در کتابهایی با ورق طلا چاپ شود، محکوم به خاموشی و فراموشی است. نمایشنامه زمانی زنده میماند که راه خود را میان مردم باز کند و زمانی واقعاً مردمی میشود که رایگان در اختیار مخاطب قرار بگیرد. حتی بزرگانی چون برتولت برشت نیز همینگونه بودند؛ او خودش پیشنهاد میداد که دانشجویان نمایشنامههایش را بدون پرداخت هزینه اجرا کنند، چون میدانست زنده ماندن اثر در گرو اجراست، نه انباشت پول.
ibna.ir/x6KxT
@ibna_official
🔰گفتوگو با مهرشاد کاظمی به مناسبت روز تهران؛
تهران در گذر تاریخ، میان عظمت و آشوب نفس کشیده
تهران چگونه در درازنای تاریخ از یک روستا یا شهر کوچک خوشآبوهوا به پایتخت و کلانشهر تبدیل شد
🔸مهرشاد کاظمی گفت: گاهی یک توصیف کوتاه از یک بازار یا محله، اطلاعاتی درباره زندگی اجتماعی مردم به ما میدهد که در اسناد رسمی کمتر دیده میشود. به همین دلیل، یکی از تلاشهای من در این کتاب این بوده که فقط تهرانِ دربار و کاخ را نبینیم، بلکه تهرانِ مردم و زندگی روزمره را نیز از میان این روایتها استخراج کنیم
🔸️برای رسیدن به تصویری دقیقتر، باید روایتها را با یکدیگر و همچنین با اسناد، نقشهها، خاطرات، روزنامهها، عکسها و شواهد معماری مقایسه کرد. بنابراین در این کتاب تلاش کردهام یک سفرنامه را به عنوان «حقیقت نهایی» نپذیرم، بلکه روایتهای مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهم تا از مجموع آنها بتوان به تصویر مستندتر و چندلایهتری از تهران رسید.
🔸 باید توجه داشت که مفهوم خانواده، روابط زن و مرد و فضای اندرونی برای یک اروپایی قرن نوزدهم الزاماً همان معنایی را نداشته که برای جامعه ایرانی داشته است. بنابراین این روایتها را باید هم برای شناخت وضعیت اجتماعی زنان و خانواده در آن دوره مطالعه کرد و هم محدودیتهای فرهنگی و موقعیت خود سفرنامهنویس را در نظر گرفت. به بیان دیگر، این سفرنامهها تصویری مهم اما کامل و نهایی از زندگی زنان ارائه نمیکنند.
🔸️به نظر من، سفرنامهها هم منبع تاریخ تهران هستند و هم بخشی از تاریخ شکلگیری تصویر تهران در جهان. سفرنامهنویسان نوشتههای خود را برای سیاستمداران، بازرگانان، پژوهشگران و هموطنانشان منتشر میکردند و در نتیجه، تصویری که از تهران و جامعه ایران ارائه میدادند، میتوانست بر شناخت مخاطبان خارجی از ایران تأثیر بگذارد.
ibna.ir/x6Kxj
@ibna_official
🔰روایتی از تدوین ۳۵۰ مدخل؛
دانشنامه گلستان درگذر یک دهه؛ از آغاز شکلگیری تا عصر هوش مصنوعی
🔸️شاید ۱۰ سال، زمانِ کوتاهی برای تدوینِ تاریخِ یک سرزمین باشد، اما برای پروژه پژوهشی چون «دانشنامه گلستان» که باهدف احیای فرهنگ بومی پا به عرصه ظهور گذاشت عمری پُر از تجربه است. رحمتالله رجایی سرپرست این مجموعه، از مسیرهای طی شده، افقهای پیشرو و اقدامات و چشمانداز دیجیتال این اثر مرجع میگوید
🔸در میان تلاشهای صورت گرفته در گوشه و کنار کشورمان ، «دانشنامه گلستان» که در سه جلد و به همت مؤسسه فرهنگی میرداماد نخستین بار در سال ۱۳۹۵ به زیور طبع آراسته شد جایگاه ویژهای دارد. مجموعهای که در اسفندماه همان سال و در مراسمی در تالار اندیشه مؤسسه فرهنگی میرداماد، با حضور آیتالله نور مفیدی بنیانگذار مؤسسه فرهنگی میرداماد و سید رضا صالحی امیری، وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اصحاب فرهنگ و اندیشه از استانهای گلستان، مازندران و تهران از آن رونمایی به عمل آمد.
🔸این اثر که حاصلِ تلاش و همت ۸۵ نویسنده از جایجای ایران است، آینهای تمامنما از تاریخ، جغرافیا، مشاهیر و آدابورسوم گرگان (جرجان و استرآباد) را پیش روی ما قرار میدهد.
🔸️امر تدوین و گردآوری دانشنامه بر اساس نیاز صورت گرفت. متأسفانه سرزمین گرگان بهرغم تاریخ کهن، مشاهیر نامدار، منابع طبیعی غنی و .. در بسیاری از موارد فاقد مستندات و نوشتههای مکتوب بود و با درک همین نیاز، تلاش شد شناسایی و جمعآوری اطلاعات با استفاده از روش دانشنامه انجام بپذیرد و برای تحقق این امر، مرکز دانشنامه گلستان در سال ۱۳۸۴ در مؤسسه فرهنگی میرداماد تأسیس شد.
🔸یکی از ویژگیهای دانشنامه گلستان، توجه به حوزه علوم طبیعی به مفهوم عام است که نزدیک به یکصد مقاله را در برمیگیرد، گفت: از این مقالات ۳۵ مقاله اختصاصاً در حوزه آب به نگارش درآمده که بیش از همه نشانگر توجه مرکز دانشنامه به همه علوم بشری و مسائل موردنیاز است.
ibna.ir/x6KbB
@ibna_official
🔰زندگینامه یهودی ضد صهیونیست منتشر شد؛
یک زندگی انقلابی
🔸تونی کلیف از ابتدا با گرایش تروتسکیست علاوه بر «حزب کارگران سوسیالیست» در مبارزات سندیکایی و احزاب چپ بینالمللی فعال بود و در مقابل گرایشات استالینیستی مواضع انتقادی داشت. او از منتقدان شوروی بود و آن را «سرمایهداری دولتی بوروکراتیک» نامید
🔸️پشت جلد کتاب این متن به نقل از کلیف آمده است: «هنگام مرور اولین پیشنویس این کتاب با خود فکر کردم که خواننده میپرسد چرا اینقدر به پیچوتابها و تغییرات در وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و توازن نیروهای طبقاتی پرداخته شده است؟ بهعنوان شاگرد لنین، بهخوبی یاد گرفتم که راهبرد و تاکتیکها باید با توجه به تغییرات وضعیت عینی تغییر کنند. راننده اتومبیل در جادهای کوهستانی صعبالعبور در صورت تمایل به پیشگیری از اتفاق ناگوار، باید پیچوخمهای جاده را با دقت دنبال کند. تطبیقیافتن با شرایط عینی برای یک انقلابی بسیار دشوارتر از آن راننده اتومبیل است. تصور کنید که مه جادهای مارپیچ را چنان فراگرفته که تشخیص پیچوخمهای آن بسیار سخت است. درک تغییرات واقعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیز کاری بسیار پیچیده و غالباً بهشدت دشوار است. باید از لنین بیاموزیم که انقلابی کسی نیست که مرتکب هیچ خطایی نشود، بلکه کسی است که اشتباهات خود را بپذیرد و بهسرعت اصلاح کند.»
ibna.ir/x6Ktq
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «مسیح: یک زندگینامه» نوشته جک مایلز؛
مرگی برای نجات و بخشش انسان
🔸در درام زندگی خدا، شاید مسیح معصومترین شخصیت باشد که تن به مرگی شکوهمند و افتخارآمیز میدهد. مسیح میمیرد تا تقاص عهد قدیم را (که به تمامی اجرا نشده) پس دهد، و میمیرد تا نژاد بشر را نجات دهد. تمثال مسیح بر روی صلیب تصویری اندوهآور است اما همزمان شادیبخش و نویدبخش نیز هست چراکه نوید بخشش انسان و آغاز یک زندگی جدید را میدهد
🔸️زندگینامه خدا، به زندگی خدایی میپردازد که عهد آغازین را با انسان بست؛ عهدی سختگیرانه که بعد از پیچوتابهای بسیار حاصل شد اما زندگینامه مسیح، داستان خدایی را روایت میکند که برای نجات انسان از مرگ، نیستی و گناه به زمین آمد، میان مردم زیست؛ حواریونی برگزید و به صلیب کشیده شد؛ سپس از گور برخاست و به ملکوت آسمان رفت. برای مطالعۀ این کتابها، بایستی موقتا، از پیشداوریها و عقاید مرسوم دینی فاصله گرفته و پذیرای تلقیات خاص مایلز باشیم؛ همچنین بهتر است قبل از شروع این کتب، با الهیات مسیحی هم آشنا باشیم. با وجود اینکه بحث مایلز، گویا و واضح است اما در چنان سطحی قرار دارد که شاید مخاطبان ناآشنا با الهیات مسیحی را شگفتزده سازد. برای بسیاری از خوانندگان شاید مشهود نباشد که چرا زندگی مسیح در امتداد زندگی خدا قرار دارد یا اصلا چرا خدا ممکن است زندگی را وانهد و موقتا مرگ را برگزیند و علیرغم تمامی تلاش مایلز برای تشریح و تفسیر، ممکن است این موضوعات همچنان گنگ بمانند.
🔸️مایلز مینویسد:«خدا بدیلی دارد تا مسیر پرفرازونشیبش را با رسوایی به پایان برساند. او به جای آنکه بیپروا اعلام کند نمیتواند دشمنانش را شکست دهد، میتواند اعلام کند که دشمنی ندارد، که اکنون تمایز بین دوست و دشمن را به رسمیت نمیشناسد. او میتواند دادِ سخن بدهد که اکنون همۀ مردمان را دوست دارد و فرقی میانشان نمیگذارد، همانطور که خورشید یکسان بر همهجا میتابد و سپس بر اساس قانون عهدِ موسعِ جدید، تاکید کند که مخلوقاتش در نسبت با یکدیگر همان تساهل بیپایانی را در قبال خطاکاران در پیش گیرند که او آن را به طور فردی و جمعی در قبال همۀ آنان در پیش گرفته است.»
ibna.ir/x6Kwb
@ibna_official
🔰بررسی تجربهی زنان عرب در شرایط جنگ و منازعه؛
«زنان عرب در جنگها»؛ روایت زندگی در سایهی جنگ
🔸روزنامهی «العربی الجدید» در گزارشی به بررسی کتاب «زنان عرب در جنگها: رنج و توانمندی» پرداخته است؛ مجموعهمقالهای منتشرشده از سوی مرکز مطالعات وحدت عربی در بیروت که تجربهی زنان عرب در شرایط جنگ را از منظرهای فلسفی، روانکاوانه، اقتصادی و حقوقی بررسی میکند
🔸️کتاب گروهی «زنان عرب در جنگها: رنج و توانمندی» که سال ۲۰۲۶ از سوی مرکز مطالعات وحدت عربی در بیروت منتشر شده، تجربهی زنان عرب در جنگ و منازعه را از چهار منظر فلسفه، روانشناسی، اقتصاد و حقوق بررسی میکند. مطالعات این مجموعه بر تجربههای روزمرهی زنان در شرایط جنگ و پیامدهای اجتماعی، روانی و اقتصادی آن تمرکز دارند؛ تجربههایی که معمولاً در روایتهای رسمی از جنگ کمتر دیده میشوند.
🔸️در مجموع، «زنان عرب در جنگها: رنج و توانمندی» تصویری چندوجهی از تجربهی زنان در مناطق درگیر جنگ ارائه میدهد؛ تصویری که در آن زن همزمان با پیامدهای روانی و اجتماعی جنگ، اختلال در آموزش، محدودیتهای اقتصادی و ضعف حمایتهای حقوقی مواجه است. کتاب در کنار ثبت این آسیبها، به ظرفیت زنان برای تغییر نقشهای اجتماعی و حفظ زندگی در شرایط بحرانی نیز توجه دارد.
ibna.ir/x6KwG
@ibna_official
🔰وقتی ادبیات لباس سینما میپوشد؛
چالشی به نام سفر داستان از کاغذ تا پرده
🔸از صفحه کتاب تا قاب تصویر، اقتباس ادبی سفری میان خیال نویسنده و ذهن مخاطب است؛ سفری که در آن داستان برای یافتن زبان تازهای در سینما و تلویزیون، ناگزیر با محدودیتهای روایت، سانسور، انتظارات مخاطب و ضرورتهای تصویر روبهرو میشود.
🔸️اقتباس همیشه به معنای انتقال بیکموکاست یک داستان نیست. فرحت اشتیاق، نویسنده، بر تفاوت بنیادین میان ادبیات و تلویزیون تاکید کرد. رمان میتواند با واژهها جهانی گسترده بسازد و ذهن خواننده را درگیر کند، اما در تلویزیون این شخصیتها هستند که باید جهان داستان را بر دوش بکشند. بنابراین، اقتباس ناگزیر با انتخاب، حذف و تغییر همراه است؛ مصالحهای میان روح اثر و انتظار مخاطب.
🔸️در این میان، پرسش بزرگتری نیز وجود دارد: آیا هر داستانی امکان روایت شدن دارد؟
🔸️سانسور فقط دیواری در برابر فیلمساز نیست؛ گاهی دیواری است میان مخاطب و جهان پیرامونش. کریستی ماری لودر با نگاهی دانشگاهی یادآور شد که محدود شدن دامنه موضوعات قابل طرح، بهویژه برای جوانان، میتواند فرصت شناخت جهان و شکلگیری نگاه انتقادی آنان را نیز محدود کند.
ibna.ir/x6KfD
@ibna_official
🔰با همراهی معاون امور فرهنگی انجام شد؛
دیدار وزیر فرهنگ با نجفقلی حبیبی
🔸وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون امور فرهنگی، با حضور در منزل دکتر نجفقلی حبیبی، از دههها تلاش و پژوهش ماندگار این استاد برجسته در احیای میراث مکتوب ایران تجلیل کردند.
🔸️در این همنشینی، دیدار با چهرههایی چون دکتر حبیبی، بهعنوان بازخوانی بخشی از حافظه زنده فرهنگ ایران، مطرح و تاکید شد، بقای میراث فرهنگی، مرهون انسانهایی است که دانش را با عشق به این مرزوبوم درآمیختهاند و آن را برای روشناییبخشی به نسلهای آینده به کار گرفتهاند.
ibna.ir/x6Kwv
@ibna_official
🔰فیض شریفی در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
نقادی، شغل است / نقد دعوا نیست
🔸فیض شریفی معتقد است، نقد زمانی میتواند در شکلگیری و رشد نویسنده، شاعر و کتاب نقش داشته باشد که منتقد، رسانه و صاحب اثر هر سه جایگاه خود را در این چرخه به رسمیت بشناسند
🔸️نقد امروز باید براساس نظریات ادبی صادر شود وگرنه نقد ژورنالیستی میشود. وظیفه ناقد بسیار سنگین است، ناقد باید زبان بداند، نظریات آریستوفان، اولین ناقد ادبی را تا هایدگر، باختین و لاکان را بلد باشد؛ زبان مبداء و مقصد شاعر و نویسنده را اصطلاحاً «فوت آب باشد». بحران نقد مرتبط با بحرانهای اجتماعی و اقتصادی شعر و داستان است و برخی از ناقدان اشراف کاملی بر متن ندارند. نقد در جهان متمدن و دموکراتیک بیشتر تأثیر میگذارد. جامعه ما توان نقد را ندارد؛ مثلاً اگر قلههای ادبی همچون فردوسی، سعدی، مولوی و حافظ را نقد کنیم، مردم برنمیتابند.
🔸️منتقد میتواند یک شاعر یا نویسنده را برکشد و موجب رونق کتاب او شود. اگر رسانههای فعال و جدی داشته باشیم، تأثیر نقد حتی بیشتر خواهد بود. مشکل اینجاست که رسانهها باید مستقل و عادلانه عمل کنند. متأسفانه بهجز چند نفر، بخشهایی از فضای نقد گرفتار باندبازی است و از شاعران و نویسندگان خاصی حمایت میشود. اگر رسانهای بدون غرض درباره کتابی بنویسد، آن کتاب دیده میشود و این دیده شدن میتواند به فروش کمک کند. منتقد قدرت زیادی در این زمینه دارد. رضا براهنی منتقد بسیار تندی بود. حتی گاهی برخوردهایش به درگیری با شاعران و نویسندگان میانجامید.
🔸️منتقد فقط کسی نیست که درباره نقاط قوت و ضعف یک اثر اظهارنظر کند؛ گاهی میتواند نویسنده یا شاعری را کشف و معرفی کند، مسیر ادبی او را تحتتأثیر قرار دهد و حتی در دیده شدن و رونق گرفتن یک اثر نقش داشته باشد. اما وضعیت نقد در ایران امروز با پرسشها و چالشهای جدی روبهرو است؛ از کمرنگ شدن نقش رسانهها و ناشران گرفته تا مشکلات مالی منتقدان، نبود حمایتهای نهادی و البته دشواری پذیرش نقد از سوی برخی نویسندگان و شاعران.
ibna.ir/x6JTm
@ibna_official
🔰به مناسبت زادروز محمدحسن سمسار؛
کارنامهای پُربرگ از تاریخ، موزه و میراث مکتوب ایران
«استادی» که دانش خود را در پژوهش آزموده، در مجموعهها به کار گرفته و در آموزش به نسلهای بعد منتقل کرده
🔸فریبا افکاری در یادداشتی نوشت: هنر استاد سمسار را نمیتوان در یک عنوان تخصصی خلاصه کرد. هنرشناس، موزهدار، نسخهشناس، فهرستنگار و پژوهشگر تاریخ هنر، عناوینی هستند که هر یک تنها بخشی از کارنامه او را بازتاب میدهند. وجه متمایز این مسیر، پیوند میان این حوزههاست؛ پیوندی که در آن کتاب و نسخه، اثر هنری و مجموعه موزهای، سند و تاریخ فرهنگی در ارتباط با یکدیگر دیده میشوند
🔸️در حوزه نسخهشناسی و فهرستنگاری، جایگاه سمسار اهمیت ویژهای دارد. فهرست نسخه خطی، اگر با شناخت متن، تاریخ کتابت، ویژگیهای نسخهشناسی، نگارهها و دیگر عناصر آن همراه نباشد، نمیتواند تصویری کامل از اثر ارائه دهد. از این منظر، فهرستنگاری برای او صرفاً یک فعالیت کتابشناختی نیست، بلکه بخشی از پژوهش درباره تاریخ و هویت یک اثر است. کار بر روی نسخههای خطی و مجموعههای کاخ گلستان، از نمونههای مهم این رویکرد است. توجه به نسخههای مصور و رابطه میان متن و نگاره، شناخت ویژگیهای هنری نسخه و بررسی جایگاه آن در تاریخ کتابآرایی ایران، از جمله موضوعاتی است که اهمیت این شیوه کار را آشکار میکند.
🔸حضور استاد سمسار در دانشگاه هنر و گروه نسخ خطی در بنیاد ایرانشناسی فرصتی طلایی بود تا بخشی از این تجربه و دانش مطرح شود و گفتوگویی درباره هنر، نسخه و میراث فرهنگی ایران شکل گیرد. چنین حضورهایی، حلقه ارتباط میان تجربه نسلهای پیشین پژوهشگران و مطالعات نسل جدید را تقویت میکند. هر چند که مدتهاست که چراغ روشن و رخشان این گروه دیگر فروغی ندارد و دریغا که کاخ گلستان نیز از وجود پربرکت علمیاش آنچنان که شایسته او بود بهره چندانی نبرد. اکنون که سالهای بسیاری از فعالیت علمی و فرهنگی استاد گذشته است، اهمیت کارنامه او که با نکتهبینی و ژرفنگری و نقادی همراه بوده است نمایان میشود.
ibna.ir/x6Kwz
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
قصه ۶۰ ساله کتابخانهای در خرمآباد
🔸️ ۶۰ سال پس از تأسیس کتابخانه امام جعفر صادق(ع) خرمآباد، قصه این مکان همچنان با واژه کتاب گره خورده است، کتابخانهای که روزگاری به گفته یکی از متولیانش «یک وجب خاک روی کتابهایش را گرفته بود» اما اکنون نسلبهنسل، چراغ فرهنگ شهر را روشن نگه داشته است
🔸اگر قرار بود نقش کتابخانه فقط به تعداد جلدهای موجود و کتابهای امانت دادهشده محدود شود، بخش مهمی از داستان این مجموعه ناگفته میماند. کتابخانه امام جعفر صادق(ع) امروز میزبان برنامههای فرهنگی مختلفی است؛ از جشنواره کتابخوانی رضوی و نشستهای کتابخوان گرفته تا جمعخوانی، معرفی و نقد کتاب.
🔸️یکی از مهمترین اتفاقات سالهای اخیر برای این کتابخانه، اجرای طرح بازطراحی و شادابسازی آن است. این پروژه در آبانماه ۱۴۰۴ به پایان رسید و بخش کودک تجهیز شد، قفسهها و میز و صندلیهای استاندارد در اختیار کتابخوانان قرار گرفت و سالن مطالعه نیز بهسازی شد. در بخش بیرونی ساختمان نیز با همکاری شهرداری، دیوارهای کتابخانه رنگآمیزی شد.
ibna.ir/x6K5W
@ibna_official
🔰در گفتوگو با ایبنا تشریح شد؛
در کتابخانههای شبانهروزی استانبول چه خبر است؟
🔸دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شهید بهشتی گفت: کتابخانه عمومی موفق، کتابخانهای نیست که فقط کتاب بیشتری داشته باشد؛ کتابخانهای است که بتواند جایگاه خود را در زندگی واقعی مردم پیدا کند.
🔸در منطقه فاتح، کتابخانه عمومی صرفاً مکانی برای نگهداری و امانت کتاب نیست. شهرداری «فاتح» طی سالهای اخیر، شبکهای از کتابخانهها را در محلههای مختلف این منطقه ایجاد کرده است. براساس گزارش رسمی سال ۲۰۲۵ شهرداری، این شبکه، ۱۳ کتابخانه را دربرمیگیرد که در میان آنها، کتابخانههای عمومی، کتابخانههای محلی و کتابخانههای ویژه کودکان دیده میشود.
🔸به نظر من مهمترین ویژگی این کتابخانه، «۲۴ ساعته بودن» آن نیست؛ بلکه فلسفهای است که پشت این نوع خدمات قرار دارد. کتابخانه در اینجا بخشی از زیرساخت آموزشی و اجتماعی شهر است. دانشجو یا پژوهشگر میتواند در ساعات مختلف شبانهروز به فضای مطالعه، اینترنت و رایانه دسترسی داشته باشد و از خدماتی مانند چاپ و کپی رایگان نیز استفاده کند. شهرداری فاتح اعلام کرده است که این خدمات در تمامی کتابخانههای این شبکه ارائه میشود.
🔸یکی از نکات جالب در این کتابخانهها؛تنوع ساعات خدماترسانی است. همه کتابخانههای این شبکه الزاماً ۲۴ ساعته نیستند؛ بلکه ساعات فعالیت آنها متناسب با گروه هدف و ماهیت کتابخانه تعیین شده است. برخی تا نیمهشب فعالاند، برخی در ساعات روز خدمات میدهند و کتابخانههای کودک نیز برنامه زمانی متفاوتی دارند. بنابراین با یک الگوی یکسان و متمرکز مواجه نیستیم؛ بلکه نوعی شبکه خدمات کتابخانهای متناسب با نیاز جامعه محلی شکل گرفته است.
🔸️توسعه کتابخانههای محلی به جای تمرکز همه خدمات در یک کتابخانه مرکزی؛ توجه به گروههای سنی مختلف؛ ایجاد فضای مطالعه در ساعات متناسب با نیاز کاربران؛ تلفیق خدمات کتابخانهای با برنامههای فرهنگی و آموزشی؛ استفاده از فناوری و داده برای مدیریت خدمات؛ و مهمتر از همه، نگاه کردن به کتابخانه به عنوان بخشی از زیرساخت فرهنگی و آموزشی شهراز نکات بسیار مهمی است که باید به آن توجه کرد.
🔸️هر تجربهای نیازمند توجه به زمینه اجتماعی و سازمانی خود است و نمیتوان یک مدل را بدون تغییر در محیط دیگری اجرا کرد اما میتوان از اصول آن الهام گرفت، اظهار کرد: این کتابخانه یادآور این نکته بود که شهرها فقط با ساختمانها و خیابانهایشان حافظه خود را حفظ نمیکنند؛ کتابها، اسناد، روزنامهها، گزارشها و کتابخانهها نیز حافظه شهرها هستند و شاید «درسعادت» نمونهای زیبا از این حقیقت باشد که گاهی برای شناخت اقتصاد و تاریخ یک شهر، باید به کتابخانه آن شهر رفت.
ibna.ir/x6Knr
@ibna_official
🔰زن و شوهری که فراموش شدند:
پنج دهه عشق در تندباد ادبیات
🔸مرگ پادریک کالم به صفحه اول نیویورک تایمز راه یافت. همسرش مری، منتقدی بیپروا بود که چهرههایی چون همینگوی و فیتزجرالد از تیغ تیز قلمش بیم داشتند؛ با این حال، گرد فراموشی دههها بر نام این زوج نشست. کتاب زندگینامه تازه آنها با تکیه بر صدها نامه عاشقانه، روایتی پرکشش از پنج دهه زیست مشترک در قلب محافل ادبی دوبلین، پاریس و نیویورک پیش روی مخاطب میگذارد.
🔸مارگارت کلهر، نویسنده این کتاب، ماجرای زندگینامهنویسیاش را یک شکار ادبی چهارساله میخواند؛ تلاشی که او را از کتابخانه عمومی نیویورک به کشفی نامنتظر در دوبلین رساند. تونی مور، مدیر ادبی خانواده، چمدانی پر از پوشه و دستنوشته در اختیار او گذاشت که گنجینهای شامل ۵۰۰ نامه عاشقانه میان سالهای ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۳ بود. دوسوم نامهها به قلم مری نوشته شده بود؛ زن جوانی که در تنهایی روزهای تدریس در دوندالک برای دوستش در دوبلین مینوشت، در حالی که پادریک در میانه مشغلههای تئاتر ابی (Abbey Theatre) و نشریات ادبی برایش قلم میزد.
ibna.ir/x6K9R
@ibna_official