152
دکتر علیرضا نوروزی/ عضو هیئت علمی دانشگاه anoruzi@gmail.com
فرهنگ علم اطلاعات/ رضا جاویدی/نشر چاپار/ قیمت یک میلیون و هفتصد هزارتومان
تلفن : ۰۲۱۸۸۸۹۹۶۸۰
خریدهای خود را بصورت آنلاین از فروشگاه اینترنتی چاپار انجام دهید.
www.chaparlib.com
@chaparpublishing
آدرس اینستاگرام:
https://instagram.com/chaparpub
www.asatireparsi.com
🌺🌺🌺
پیامدهای کاربرد تفالههای هوش مصنوعی در کتاب، پایاننامه و مقاله علمی
تفالههای هوش مصنوعی مولد منجر به مقاومت شناختی و واکنش آگاهانه مخاطبان متخصص (مانند پژوهشگران، داوران و سردبیران مجلات) در برابر اتکای بیش از حد به خروجیهای هوش مصنوعی میشود. در این حالت، متخصصان برای حفظ عاملیت شناختی و تفکر انتقادی خود، در برابر پذیرش کورکورانۀ محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی مولد مقاومت میکنند.
بهکارگیری صرف ابزارهای هوش مصنوعی مولد برای بازطراحی چکیدههای گرافیکی یا مدل مفهومی پژوهش، نه تنها به دلیل فقدان دقت نمادشناختی میتواند گمراهکننده باشد، بلکه اعتبار بصری مقاله/اثر علمی را در مرحلۀ داوری و همترازخوانی نزد متخصصان حوزه خدشهدار میکند. داوران و سردبیران، به ویژه در حوزههای علوم انسانی، رفتاری و پایه، به سرعت نشانههای هوش مصنوعی مولد (همچون تقارن افراطی، بافتهای لغزنده، و ترکیببندیهای غیرارگانیک) را تشخیص میدهند که این امر، بهطور مستقیم به «پیشداوری منفی» نسبت به کل محتوای علمی مقاله/اثر علمی دامن میزند.
استفادۀ صرف ابزارهای هوش مصنوعی مولد موجب بی اعتمادی فعال میشود. این حالت فراتر از یک شک ساده است و به معنای موضعگیری آگاهانه و روشمند متخصصان در برابر اعتبارسنجی خروجیهای هوش مصنوعی است. این بیاعتمادی ناشی از آگاهی نسبت به توهمات هوش مصنوعی و عدم شفافیت الگوریتمی است.
نتیجهگیری و پیشنهاد سیاستی
توصیۀ اکید و مبتنی بر شواهد میشود که در فرایند نگارش اثر و مصورسازی علمی، از خروجیهای مولدهای هوش مصنوعی صرفاً بهعنوان دستیار ایدهپردازی و طوفان فکری استفاده شود و نه «جانشین تصویرگری نهایی». بازطراحی چکیدۀ گرافیکی باید متکی بر تعامل مستقیم مؤلف با دادهها، استعارههای بومی حوزۀ تخصصی، و بازخورد انسانی باشد تا اصالت بصری و شفافیت معرفتی حفظ شود. پیشنهاد میشود که مجلات، سیاستهای شفافی در قبال افشای استفاده از هوش مصنوعی (افشاسازی روششناختی) وضع کنند و استفاده از آن را صرفاً در مراحل ابتدایی کاوش، با ذکر بیانیۀ هوش مصنوعی صریح و شفاف، مجاز بدانند؛ در غیر این صورت، پذیرش این محتواها به مثابه محصول نهایی، به فرسایش تدریجی «سرمایۀ اجتماعی علم» خواهد انجامید.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
هوشنویس و هوشویرایش
هوشنویس (AI-written) و هوشویرایش (AI-Editing) دو چالش اساسی جامعۀ دانشگاهی حال و آینده در همه کشورها هستند و خواهند بود. مسئلهای که این روزها به عنوان سردبیر و ویراستار علمی مجلات فارسی و انگلیسی بیش از هر چیزی مرا ناراحت میکند، این است که بسیاری از مقالاتی که دریافت میکنیم، در آنها از هوش مصنوعی برای ویرایش صوری، فنی و ادبی زبان (هوشویرایش) انگلیسی و حتی فارسی استفاده شده است. به جای بهبود زبان و گرامر توسط هوش مصنوعی، متن خراب و ویران شده است. گاهی مقالاتی را دریافت میکنیم که ظاهراً علمی، پژوهشی و مسئلهمحور هستند؛ اما متن با هوشنویس و هوشویرایش بیش از حد پیچیده و مبهم شده است. متأسفانه گاهی یافتهها و نتیجهگیری توسط هوش مصنوعی تحریف میشود (چون هوش در آن مقاله از دانش خارج از آن متن استفاده میکند)؛ و نتیجهگیری مبتنی بر یافتههای مقاله نیست.
در بررسی و داوری مقالات و پایاننامههای فارسی دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری، گاهی ساختارهای نحوی دشوار و واژگان نامأنوس و پیچیده به چشم میخورد که باید نگران آیندۀ زبان پارسی شد. افراد حتی به خودشان زحمت نمیدهند متن مقاله و پایاننامه را دوبار بخوانند.
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
تنوع مسیرهای علمی: رویکردی آگاهانه در پذیرش دانشجویان دکتری
امسال چهار تن از بهترین دانشجویانی که در سال گذشته یا پیشتر، راهنمای پایاننامه آنها بودم، در دورهٔ دکتری دانشگاههای دیگر پذیرفته شدند. امکان پذیرش هیچیک از آنها در دانشگاه تهران برایم فراهم نشد. برخی از این دانشجویان رتبهٔ تکرقمی داشتند، اما مقالههایشان تا زمان مصاحبه چاپ نشده بود؛ برخی نیز رتبهٔ بالاتر از ۱۰ داشتند که این موضوع باعث میشد رتبهٔ بالا توجیهپذیر نباشد. در مواردی نیز تقدیرشان چنین بود که تجربیات تازهای در محیطی دیگر و در محضر استادان بهتری کسب کنند. به هر حال، به هر چهار نفر تبریک میگویم:
- میرعلی علیمحمدی – پذیرش در دانشگاه تبریز
- زهرا سادات مدنی – پذیرش در دانشگاه تربیت مدرس
- زهرا فقیهی – پذیرش در دانشگاه تربیت مدرس
- شیرین زاهدی – پذیرش در دانشگاه خوارزمی
این پیام را ویژهٔ آن دسته از داوطلبانی مینویسم که گمان میکنند ما تنها دانشجویان خود را انتخاب میکنیم. در حالی که هر سال، از میان هر سه داوطلب پذیرفتهشده، دستکم دو تن دانشآموختهٔ دانشگاه ما نبودهاند.
خاطرات: حدود ۱۵ تا ۲۰ سال پیش در جمع ۸ نفر برگزیدهٔ هیئت علمی یکی از دانشگاههای برجستهٔ آمریکا قرار گرفتم. هیئت ژوری در برگه ارزیابیام نوشته بود: «جالب است که هر مقطع تحصیلی را در دانشگاهی متفاوت و در کشوری دیگر گذرانده است.» من نیز در مورد دانشجویانم همین رویکرد را دارم و دوست دارم آنها شاگرد استادان مختلف باشند و تحت تأثیر شخصیتهای مختلف قرار گیرند.
شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
یونسکو: کمیته ملی «برنامه اطلاعات برای همه»
در هفته جاری به عنوان یکی از اعضای حقیقی کمیته ملی «برنامه اطلاعات برای همه» (IFAP) یونسکو برای مدت دو سال از سوی دبیرکل محترم یونسکو در ایران منصوب شدم.
به ساختار منحصربهفرد این نهاد بیندولتی و ربط آن به رشته علم اطلاعات میاندیشم که با شش کارگروه تخصصی، عمیقترین چالشهای عصر دیجیتال را هدف گرفته است. این شش کارگروه عبارتند از: «اخلاق اطلاعات» (Information Ethics) که به بررسی پیامدهای اخلاقی فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی میپردازد؛ «حفظ اطلاعات» (Information Preservation) که ناظر بر حفاظت از میراث مستند در کتابخانهها و آرشیوهاست؛ «دسترسی به اطلاعات» (Information Accessibility) که بر رفع موانع دسترسی همگانی، بهویژه برای افراد دارای معلولیت، تمرکز دارد؛ «چندزبانگی» (Multilingualism) که تنوع زبانی در فضای مجازی را ترویج میکند؛ و «سواد اطلاعاتی» (Information Literacy) که به توانمندسازی افراد برای جستجو، ارزیابی و استفاده مؤثر از اطلاعات میپردازد. در این میان، کارگروه «اطلاعات برای توسعه» (Information for Development) با هدف استفاده از اطلاعات بهعنوان ابزاری برای حکمرانی خوب، شفافیت و کاهش فقر، جایگاه ویژهای برای بنده دارد.
امیدوارم بهعنوان عضو حقیقی این کمیته بتوانم سهمی هرچند اندک در سیاستگذاریهای یونسکو ایفا کنم. IFAP با چنین ساختاری، نه فقط یک برنامه فرعی، بلکه اتاق فکری برای تحقق «اطلاعات به عنوان کالای عمومی» در جهان است.
در راستای تحقق اهداف شش کارگروه پیشگفته، از پژوهش در قالب پایاننامه و مقاله در این حوزه از هر کجای ایران و جهان حمایت میکنم. چنانچه به یونسکو و این کارگروه علاقهمند هستید، جهت اطلاعات بیشتر به آدرس زیر رجوع فرمایید. از هرگونه پیشنهاد همکاری استقبال میکنم.
https://www.unesco.org/en/ifap
Email: anoruzi@gmail.com
🆔 @informetrix
سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با هدف افزودن مدخلهای تازه و روزآمدسازی مدخلهای موجود، از صاحبنظران حوزه کتابداری و اطلاعرسانی برای مشارکت در تدوین ویرایش سوم «دایرةالمعارف کتابداری و اطلاعرسانی» (داکا) دعوت کرده است …
https://b2n.ir/eh8917
فانوسهای روشنایی: وقتی استادان راهنمای دانشجویان دکتری درست عمل میکنند
دانشجویان دکتری بازتاب میدهند که چگونه استادان راهنمایشان تفاوتی معنادار ایجاد کردهاند، از اقدامات خیرخواهانۀ آرام تا راهنماییهای مسیرساز شغلی/ نویسنده: لیندا نوردلینگ
روزنامهنگار آزاد در کیپتاون، آفریقای جنوبی
ترجمه: علیرضا نوروزی
به یاد استادانم در فرانسه و کانادا این متن آموزنده را ترجمه کردم
تقدیم به:
شاگردان دیروز، دوستان امروز
Reference
Nordling, Linda (2026). 14 things our PhD supervisors got right and why it mattered. Nature, 652(8110), 823-825. https://www.nature.com/articles/d41586-026-00853-w
#استاد_راهنما
#دانشجو
🆔 @informetrix
به جای تلقی آن به عنوان فرایندی طاقتفرسا، باید آن را به یک پروژۀ متمرکز سه تا چهار هفتهای با خروجی مشخص و دیداری (نقشۀ مفهومی یا شماتیک) تبدیل کرد. در این مسیر، حتی میتوان از ظرفیت ابزارهای هوش مصنوعی و پایگاههای استنادی مانند اسکوپوس (Scopus AI) بهره گرفت تا یک مرور دامنۀ خودکار و اولیه انجام داد و نقشهای دقیقتر و شبکهای از حوزۀ موضوعی خود به دست آورد. این تغییر رویکرد، دستکم دو دستاورد حیاتی را به همراه دارد: نخست آنکه با شفافسازی مراحل و محدود کردن افق زمانی، اضطراب ناشی از ابهام مقیاس به طور چشمگیری کاهش مییابد؛ دوم اینکه در میانههای مسیر پژوهش، دانشجو یک قطبنمای علمی عینی در اختیار خواهد داشت که او را از سرگردانیِ روششناختی و تغییرات مکرر پرسشهای پژوهشی نجات میدهد.
نکتۀ کلیدی و عملیاتی این استراتژی را در یک قاعدۀ طلایی میتوان خلاصه کرد: هر هفتهای که در ابتدای مسیر صرفِ نقشهبرداریِ موضوعی و ترسیم حدود دامنۀ مسئلۀ پژوهش کنید، معادل صرفهجویی سه ماه در پایان کار خواهد بود. این قاعده، یک نصیحت احساسی نیست، بلکه یک قانون عقلانی مبتنی بر «مدیریت ریسک در پروژههای تحقیقاتی» است. بنابراین، اگر در ابتدای راه تدوین پیشنهاده هستید، یا حتی اگر یک سال از تصویب آن گذشته و درگیر بحرانهای میانی شدهاید، همین امروز شروع کنید؛ هنوز برای ترسیم قلمرو مسئله پژوهش خود دیر نشده است؛ و فراتر از کارکرد راهبردی آن، اگر خروجی این مرور دامنه را با دقت و ظرافت علمی تدوین کنید، این نقشۀ مفهومی بهخودیخود قابلیت تبدیل به یک مقالۀ مروری را نیز خواهد داشت؛ که خود دستاوردی ارزشمند در کارنامۀ پژوهشی شما بشمار میرود. اگر فکر میکنید هیچ مجلهای مقاله شما را چاپ نمیکند به زبان انگلیسی بنویسید و برای مجله Informology ارسال کنید.
#روش_تحقیق
#هوش_مصنوعی
🆔 @informetrix
سایه کمال بر سفیدی کاغذ: نقش کمالگرایی در رکود پژوهشی
چند سالی است که مسئلهای ذهن نگارنده را درگیر کرده است؛ و آن، سایه «کمالگرایی» بر برخی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی به خصوص دانشجویان دکتری است. «کمالگرایی» در محیطهای دانشگاهی و پژوهشی نه تنها وجود دارد، بلکه یکی از موانع اصلی بهرهوری پژوهشی و سلامت روان دانشجویان تحصیلات تکمیلی و پژوهشگران جوان محسوب میشود. این پدیده را میتوان در قالب ساختار سهگانه کمالگرایی، تحلیل کرد.
تبیین کمالگرایی در پژوهش
در محیطهای علمی و پژوهشی، سه نوع کمالگرایی به شکلهای زیر خود را نشان میدهند:
۱• کمالگرایی متمرکز بر خود: پژوهشگر استانداردهای غیرواقعبینانهای برای خود تعیین میکند. او معتقد است اولین پیشنویس مقاله باید بینقص باشد. این نگرش باعث میشود فرد از ترس اینکه خروجی علمیاش «به اندازه کافی خوب» نباشد، اصلاً شروع به نوشتن نکند.
۲• کمالگرایی اجتماعیمحور: این فلجکنندهترین نوع کمالگرایی در محیط دانشگاهی است. پژوهشگر جوان تصور میکند استادان، داوران مجلات و جامعه علمی انتظارات بسیار سختگیرانهای از او دارند و اگر نقصی در کارش باشد، طرد یا تحقیر خواهد شد.
۳• کمالگرایی متمرکز بر دیگران: در کارهای تیمی، پژوهشگر ممکن است از همکاری با دیگران باز بماند، چون معتقد است که هیچکس نمیتواند کار را با دقت و کیفیت مورد نظر او انجام دهد.
کمالگرایی و اهمالکاری
نظریهای که به بهترین شکل این وضعیت را تأیید میکند، «نظریه خودارزشمندی» (Self-Worth Theory) از مارتین کاوینگتون است. طبق این نظریه، بسیاری از افراد «ارزش خود» را معادل «توانایی» و توانایی خود را معادل «پیشرفت و کارایی» میدانند.
برای یک کمالگرا، شکست در ارائه یک کار علمی عالی به معنای بیاستعدادی است. بنابراین، «دست به قلم نبردن» یک مکانیسم دفاعی است. پژوهشگر جوان آگاهانه یا ناآگاهانه با خود میگوید: «اگر من ننویسم، پس شکست هم نمیخورم؛ و اگر شکست نخورم، یعنی هنوز بااستعداد هستم و فقط وقت نکردهام کار را تمام کنم.»
همچنین میتوان به مفهوم «فلج تحلیلی» (Analysis Paralysis) اشاره کرد. پژوهشگر در چرخه بیپایان مطالعه منابع علمی و جمعآوری دادهها گیر میکند، با این توجیه که هنوز «آمادگی کامل» برای نوشتن را ندارد. در واقع، پژوهشگر از فرایند نوشتن به عنوان ابزاری برای مواجهه با قضاوت دیگران میترسد.
راهکار پیشنهادی
خوددلسوزی یا نیکخواهی نسبت به خود (Self-Compassion)
کریستین نف در نظریات خود مطرح میکند که درمان این نوع کمالگرایی، جایگزینی آن با «تعالیجویی» (Optimalism) است. در حالی که کمالگرا مسیر را خطی و بدون خطا میخواهد، تعالیجو میپذیرد که مسیر پژوهش پر از شکستهای کوچک، نسخههای ابتدایی ضعیف و اصلاحات مداوم کار پژوهشی است.
به نظر نگارنده، «بهترین پژوهش، پژوهشی است که تمام شده باشد؛ نه پژوهشی که بیعیب و نقص است.»
🆔 @informetrix
خطای اطلاعاتی و پارانویای آمریکایی: قسمت دوم
چرا نگارنده جنگ پیشگیرانه آمریکا-صهیونی علیه ایران را «خطای اطلاعاتی و پارانویای آمریکایی» میداند؟ اصطلاح «خطای اطلاعاتی و پارانویای آمریکایی»، دست روی دو نقطه ضعف اساسی و تاریخی در دکترینهای نظامی ایالات متحده آمریکا میگذارد.در واقع، این نامگذاری به جای اینکه صرفاً توصیفکننده یک اقدام نظامی باشد، علت و ریشه روانی و تحلیلی آن اقدام را تبیین میکند. اگر بخواهیم این نامگذاری را با روندهای تاریخی و سیاسی تطبیق دهیم، دلایل بسیار محکمی برای تأیید آن وجود دارد:
۱. بخش اول: خطای اطلاعاتی
تاریخ نشان داده که نهادهای اطلاعاتی آمریکا در تحلیل نیتها و تواناییهای واقعی کشورهای هدف، بینقص نیستند. بزرگترین شاهد این مدعا حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ بود؛ جایی که کلید زدن یک جنگ تمامعیار بر اساس اطلاعات کاملاً غلط (وجود سلاحهای کشتار جمعی) بنا شد. در مورد ایران نیز منتقدان همواره هشدار دادهاند که برآوردهای اطلاعاتی ممکن است تحت تأثیر بزرگنماییهای سیاسی و ایرانهراسی قرار بگیرند.
۲. بخش دوم: پارانویا
در روانشناسی سیاسی، پارانویا (Paranoia) در سطح دولتها به این معناست که یک کشور هرگونه اقدام، پیشرفت فناوری یا نفوذ منطقهای رقیب خود را به عنوان یک تهدید موجودیتی و مستقیم علیه خود تفسیر کند. این ترس مفرط باعث میشود که گزینههای دیپلماتیک خیلی زود کنار گذاشته شوند و کشور به سمت راهحلهای نظامی سوق پیدا کند. ترس از اینکه «اگر امروز جلوی ایران را نگیریم، فردا دیر است»، نمونه بارز این ذهنیت است.
این نامگذاری در واقع یک جراحی دقیق روی مفهوم «جنگ پیشگیرانه» است. چرا که ثابت میکند این نوع جنگها معمولاً نه بر اساس واقعیتهای عینی روی زمین، بلکه بر اساس:
۱. اطلاعات غلط (خطای اطلاعاتی)، و
۲. ترسهای اغراقآمیز از آینده (پارانویا)
شکل میگیرند.
این دقیقاً همان چیزی است که منتقدان جنگطلبی در واشنگتن و تلآویو به آن اشاره میکنند؛ اینکه سیاستمداران گاهی در چرخهای از فرضیات بدبینانه خودساخته گرفتار میشوند و تصمیمی میگیرند که منطقه را به آتش میکشد.
🆔 @informetrix
با سلام
این پرسشنامه در چارچوب یک پژوهش دانشگاهی و با هدف بررسی رابطۀ سواد هوش مصنوعی با مهارتهای اجتماعی دانشجویان علم اطلاعات و دانششناسی تهیه شده است. اطلاعات جمعآوریشده صرفاً برای اهداف علمی و پژوهشی مورد استفاده قرار خواهد گرفت و پاسخهای شما کاملاً محرمانه تلقی میشود. از همکاری ارزشمند شما صمیمانه سپاسگزاریم.
https://survey.porsline.ir/s/yUYl0CXH
روش تحقیق فراترکیب در تحقیقات علمی و کاربست هوش مصنوعی در مطالعات مروری
(سودمند برای دانشجویان دکتری)
مدرسان: دکتر سهیلا خوئینی، دکتر علیرضا نوروزی
ثبتنام: با شماره تلفن 61117715 (آقای ملکی) یا شناسه تلگرامی @Samivaria تماس حاصل فرمایید.
هزینه ثبت نام: رایگان – حضوری و مجازی
زمان: یکشنبه ۲۳ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳ تا ۱۶
مکان: دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت کسبوکار، تالار دکتر صدقی (کلاس ۲۱)
لینک مجازی :
https://vroom.ut.ac.ir/management1
#روش_تحقیق
#هوش_مصنوعی
🆔 @informetrix
مرکز تعالی نگارش علمی دانشگاه
مرکز تعالی (Center of Excellence)، تیمی از افراد ماهر و متخصصان است که از اجزای مهم و کلیدی هر سازمان محسوب میشوند. آنها قصد دارند تحول دیجیتال را در سراسر سازمان محقق کنند. یک مرکز تعالی، برای بهبود دسترسی به تخصصهای حیاتی و مهم در سراسر سازمان طراحی شده است.
مرکز تعالی نگارش علمی (Center of Writing Excellence) به عنوان یک مرکز تخصصی، با هدف ارتقای کیفی و کمّی نگارش علمی انتشارات و مقالات علمی پژوهشگران، دانشجویان و استادان فعالیت میکند. این مرکز با بهرهگیری از دانش فنی، استانداردهای بینالمللی نگارش علمی، و ابزارهای نوین پژوهشی و نوشتاری، از جمله سیستمهای هوش مصنوعی کمکی مانند گرامرلی، سیستم هوش مصنوعی اسکوپوس، نرمافزارهای مدیریت منابع و مآخذ، و روشهای نگارش مبتنی بر داده، خدمات جامعی را در سطوح زیر ارائه میدهد:
۱. آموزش مهارتهای نگارش علمی: از جمله ساختاربندی مقاله، نگارش چکیده، انتخاب کلیدواژهها، مأخذنویسی، استفاده صحیح از منابع، و رعایت اصول اخلاق پژوهش و انتشار؛
۲. ارتقای کیفیت انتشارات بینالمللی: کمک به نویسندگان برای انتشار در مجلات معتبر موجود در چارک اول و دوم و رعایت معیارهای داوری و همترازخوانی و نحوۀ پاسخ به داوران؛
۳. روششناسی پژوهش و طراحی مطالعه: مشاوره در زمینۀ طراحی پژوهشهای اصیل، روشهای پژوهش کمّی و کیفی، و انتخاب ابزارهای مناسب برای گردآوری و تحلیل دادهها.
۴. کمک به نویسندگان در ویرایش زبان انگلیسی مقالات: ویرایش زبانی و فنی مقالات مطابق با استانداردهای بینالمللی.
۵. پیادهسازی تحول دیجیتال در فرایند نگارش علمی: آموزش استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی برای پیشنهاد ساختار، بهبود گرامر و خوانایی، افزایش نوآوری محتوایی، و پرهیز از اتهام سرقت ادبی.
مرکز تعالی نگارش علمی دانشگاه نهتنها از طریق فعالیتهای داخلی، بلکه از طریق همکاریهای بینالمللی، شبکهسازی علمی، و میزبانی کارگاهها و دورههای تخصصی، به عنوان قطبی شناختهشده در حوزۀ نگارش علمی در سطح ملی و منطقهای عمل میکند. مرکز تعالی نگارش علمی دانشگاه فراتر از یک واحد پشتیبانی انتشارات علمی، میتواند به عنوان یک مرکز تحول انتشارات علمی (اعم از کتاب، مقاله، پروانه ثبت اختراع، و...)، کیفیتگرایی و بهبود رتبه بینالمللی دانشگاه در فرهنگ پژوهشی دانشگاه و مؤسسات آموزش عالی، نقشآفرینی کند و زمینهساز ارتقای جایگاه علمی دانشگاه در شاخصهای بینالمللی باشد.
اگر در گوگل با عبارات زیر جستجو بفرمایید صدها مرکز تعالی نگارش علمی مییابید:
Center for Excellence in Writing
Center for Writing Excellence
https://www.buffalo.edu/writing.html
https://case.fiu.edu/writingcenter/
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
🆔 @journalindexing
سواد اطلاعاتی، پژوهشی و هوش مصنوعی برای دانشجویان و پژوهشگران /مدرسان علیرضا نوروزی، علی علیمحمدی، زهرا سادات مدنی. دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، ۱۸ آبان ۱۴۰۴.
شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
کارگاه سواد اطلاعاتی، پژوهشی و هوش مصنوعی برای دانشجویان و پژوهشگران /مدرسان علیرضا نوروزی، علی علیمحمدی، زهرا سادات مدنی.
مکان: دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت کسبوکار، تالار دکتر صدقی (کلاس ۲۱)
زمان: یکشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۳ تا ۱۶.
شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
تحریم علمی
بسیاری از مقالات ارسالی از پژوهشگران ایرانی پیش از ورود به فرایند داوری محتوایی، به دلایل غیرعلمی رد میشوند. بخش عمدهای از سردبیران، داوران و ناشران در آمریکای شمالی، اروپا، استرالیا و کشورهای عربی مستقر هستند و سوگیریهای ژئوپلیتیک، سیاسی و فرهنگی در این فرایند، هرچند تلخ، واقعیتی ساختاری است. علاوهبراین، سردبیران بهطور طبیعی به نویسندگان شناختهشده و شبکههای علمی آشناتر اعتماد بیشتری دارند؛ این پدیده را باید یک واقعیت اجتماعی در سازوکار مجلات علمی دانست، البته نه لزوماً یک توطئه سازمانیافته. بنابراین، پژوهشگر ایرانی در یک میدان نابرابر بازی میکند، نه در وضعیتی که بتوان آن را صرفاً «گرفتاری» فردی توصیف کرد.
قویترین پاسخ به این نابرابری، نه شکایت؛ بلکه ارتقای کیفیت مقالات تا سطح بینقص است. نویسنده باید در مقدمۀ مقاله، به صراحت و با استناد به ادبیات موجود به ویژه مقالاتی از آن مجله، نشان دهد که پژوهش او به کدام بحث جهانی کمک میکند و «مورد مطالعه ایران» را نه به عنوان موضوعی صرفاً محلی، بلکه به عنوان یک «مورد مطالعه» در چارچوبی نظری و تطبیقی جهانی معرفی کند. وقتی مقالهای از نظر زبان انگلیسی، روششناسی، چارچوب نظری و تناسب با مجله بیعیب باشد، رد کردن آن برای داوران و سردبیران دشوارتر میشود. تجربۀ بسیاری از پژوهشگران ایرانی که در مجلات معتبر بینالمللی منتشر کردهاند نشان میدهد که موفقیت آنان بیشتر محصول استانداردهای سطح بالا، صبر و پایداری بوده است تا اعتراض به تبعیض.
چنانچه در حوزۀ علم اطلاعات (کتابداری)، علوم کامپیوتر، هوش مصنوعی، علوم شناختی و مسائل پژوهشی مربوط به داده، اطلاعات و دانش، مقاله شما بیش از سه بار توسط مجلات خارجی رد شده است، براساس راهنمای نویسندگان مجله اطلاعشناسی (Informology.org) آن را تنظیم و برای این مجله بینالمللی انگلیسیزبان ارسال بفرمایید. چنانچه مقاله توسط مجلات خارجی پس از طی فرایند داوری رد شده است، خوشحال میشویم که نظر داوران مجلات قبلی را هم به عنوان فایل ضمیمه ارسال نمایید تا ببینیم که شما تا چه حد ایرادات را برطرف نمودهاید. در صورت تمایل در نامه پشتیبان بنویسید که برای چه مجلاتی ارسال کرده بودید.
علیرضا نوروزی
سردبیر مجله
Informology.org
🆔 @journalindexing
تفالههای هوش مصنوعی: چالشهای شناختی در مجلات علمی
در ادبیات نوظهور تعامل انسان‑رایانه و روانشناسی رسانه، اصطلاح «تفالههای هوش مصنوعی (AI Slop) یا «انبوهسازی مصنوعی» به بروندادهای تولیدی توسط هوش مصنوعی زبانبنیان و تصویرساز اشاره دارد که فاقد اصالت، عمق محتوایی، تنوع آماری و بدون حضور مؤلف هستند. این محتواها معمولاً با تکیه بر بازترکیب آماری دادههای تاریخی، فاقد نوآوری معرفتی و غنای عاطفی هستند و در بستر وب، به مثابه «آلودگی اطلاعاتی» عمل میکنند که توان تفکیک سیگنال از نویز را در کاربران به شدت کاهش میدهد.
اگرچه این پدیده در تولید محتوای عمومی (مانند وبلاگنویسی و شبکههای اجتماعی) فراگیر شده، اما در حوزۀ انتشارات علمی و مقالات پژوهشی نیز رخنه کرده است. مصادیق آن شامل تولید چکیدههای گرافیکی، مدل مفهومی برای مقالات، بازنویسی متون، و حتی ساختاردهی اولیۀ پیشنویسهاست. نکتۀ آسیبزا آنجاست که این ابزارها، برخلاف ماهیت اکتشافی علم، اغلب بهعنوان جایگزینی برای فرایند تفکر انتقادی و بازنمایی خلاقانه بهکار گرفته میشوند، نه به مثابه دستیار مکمل.
چرا این پدیده به «بیاعتمادی» و «دوریگزینی» منجر میشود؟
از منظر روانشناسی شناختی و روانشناسی اجتماعی، حداقل چهار سازوکار زمینهساز این واکنش منفی هستند:
۱. نقض انتظارات عاملیت شناختی و اثر «درّۀوهمی» یا درّۀ وهمانگیز شناختی
انسانها بهطور فطری به دنبال نسبت دادن قصد و نیت به پدیدههای پیرامون خود هستند. محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی مولد، اگرچه در ظاهر ساختار هدفمند دارد؛ اما فاقد بافت و زمینۀ موقعیتی و تجربۀ زیسته است. این ناهماهنگی میان ساختار زبانواره (که یادآور کنش انسانی است) و تهیبودن از معنا، باعث فعالشدن ناحیۀ شِکَنج دوکی و آمیگدال در مواجهه با ناهنجاریهای ادراکی میشود و در سطح فراشناختی، حس «غریبگی» و «بیروحی» را برمیانگیزد که به بیاعتمادی لحظهای میانجامد.
۲. کاهش اعتماد معرفتی به دلیل نبود مسئولیتپذیریِ منبع
بر اساس نظریۀ «یادگیری اجتماعی معرفتی»، انسانها اطلاعات را نه صرفاً بر اساس محتوا، بلکه بر اساس شایستگی اخلاقی و شناختی منبع، ارزیابی میکنند. هنگامی که مخاطب متوجه میشود که اثری حاصل یک مدل الگوریتمی، زبانی بزرگ و آماری غیرانسانی است، سازوکار «سوگیری منبع» فعال شده و ارزش ادراکی آن اثر به شدت تنزل مییابد. این فرایند در بستر علمی که پایهاش بر «اعتماد نهادی» و «داوری همتایان» استوار است، شکافی عمیق در زنجیرۀ انتقال دانش ایجاد میکند.
۳. افزایش بار شناختی و خستگی تصمیمگیری
محصولات و تفالههای هوش مصنوعی مولد اغلب حاوی اطلاعات تکراری، میانگینگرایانه و عاری از اوجهای معنایی هستند. مواجهۀ مکرر با این دادههای با آنتروپی پایین، باعث میشود که مغز برای استخراج معنا، بار پردازشی مضاعفی را متحمل شود. این وضعیت با «نظریۀ صرفهجویی شناختی» در تناقض است و در نهایت، به اضافهبار و خستگی شناختی و ترجیح کنارهگیری از چنین بستری منجر میشود.
۴. اثر مقاومت و تقابلانگیزی روانی
استفادۀ افراطی از تفالهها و محتواهای هوش مصنوعی مولد در فضایی که انتظار اصالت بشری میرود (مانند مقالههای علمی، پایاننامهها و کتابها)، با انگیزۀ درونی کنجکاوی و حقیقتجویی در تناقض است. این نقض هنجار، موجب برانگیختگی منفی و مقاومت شناختی در مخاطب متخصص میشود که خود را در قالب «بیاعتمادی فعال» و بدبینی روششناختی بروز میدهد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
تغییر قواعد بازی نظام رتبهبندی تایمز و لزوم بازتعریف تأثیرگذاری اجتماعی و توسعه پایدار دانشگاه ایرانی
در نظام رتبهبندی تاثیرگذاری و پایداری دانشگاههای جهان در سال ۲۰۲۶، نام هیچ دانشگاهی از ایران دیده نمیشود؛ این در حالی است که در فهرست سال ۲۰۲۵، ۳۴ دانشگاه ایرانی حضور داشتند. این مسئله نشاندهنده یک رخداد هشداردهنده در حوزه دیپلماسی علمی ایران است. برای تبیین دقیق، باید مسئله را از «حذف» به «غیبت» تعبیر کرد و به جای نگاه توطئهمحور، به ریشههای سیستمی پرداخت.
تبیین مسئله
۱. تغییر روششناسی تایمز: شرط اصلی رتبهبندی ۲۰۲۶، عضویت فعال در شبکه «تأثیرگذاری» (Impact Rankings) و ارائه داوطلبانه دادههای اثباتشده توسط خود دانشگاه است. این دیگر یک ارزیابی منفعلانه از مقالات نیست، بلکه یک فرایند داوطلبانه و تعاملی است.
۲. نقص در زیرساخت دادهپردازی دانشگاهها: برای پر کردن فرمهای تایمز، نیاز به سامانههای یکپارچه برای گردآوری دادههای مرتبط با اهداف توسعه پایدار (SDGs) داریم. دانشگاههای ایران غالباً فاقد واحدهای رسمی «ارزیابی بینالمللی» یا «پایداری» با دادههای آماده هستند.
۳. غفلت از بخش «تاثیرگذاری»: تمرکز دانشگاههای ایران معطوف به رتبهبندیهای پژوهشی (مثل شانگهای و تایمز جهانی) بوده و به رتبهبندی «تأثیر اجتماعی و زیستمحیطی» به عنوان یک اولویت راهبردی نگاه نشده است.
۴. تحریم و قطع همکاریهای بینالمللی: اگرچه عامل اصلی نیست، اما تحریمها دسترسی به شبکههای علمی بینالمللی و نرمافزارهای بهروز را دشوار کرده و انگیزه مشارکت در نظامهای غربی را کاهش داده است.
راهکارهای پیشنهادی (راهبرد «عادیسازی دادهمحور»)
۱. راهاندازی «کارگروه ویژه رتبهبندیهای بینالمللی» در دانشگاهها و وزارت علوم
· مأموریت این کارگروه صرفاً ترجمه و تفسیر روششناسی رتبهبندی جدید (مانند نحوه امتیازدهی به SDGها) و ابلاغ شیوهنامه گردآوری داده به دانشگاهها تا قبل از مهلت ثبتنام سال آینده باشد.
۲. ارتقای سامانههای اطلاعاتی به سطح «داشبورد پایداری»
· هر دانشگاه موظف شود واحد «آیندهپژوهی و رتبهبندی» راهاندازی کند که دادههای مرتبط با تعداد فارغالتحصیلان در حوزه محیطزیست، مصرف انرژی، طرحهای اجتماعی و مقالات بینرشتهای را بهصورت برخط و استاندارد (مطابق با تعاریف تایمز) ثبت کند.
۳. عقد تفاهمنامه با دانشگاههای منطقه (ترکیه، مالزی، کره جنوبی، هند، عمان)
· برای دور زدن مشکل تحریم در ثبتنام، از ظرفیت عضویت مشترک یا همکاری در شبکههای منطقهای پایداری استفاده شود تا فرایند احراز هویت و ارسال داده با همکاری یک دانشگاه شریک بینالمللی انجام شود.
۴. تولید «گزارش تاثیر اجتماعی» به زبان انگلیسی
· بهجای تمرکز صرف بر تعداد مقالات، دانشگاهها موظف شوند گزارش سالانه «دستاوردهای اثرگذار در جامعه» (مثل حل معضل گردوغبار، تصفیه آب، یا توانمندسازی روستاییان) را با شاخصهای کمی و مستند تهیه و بهعنوان پرونده جایگزین برای تایمز ارسال کنند.
۵. پیگیری دیپلماتیک از طریق رایزنیهای علمی در لندن
· رایزن فرهنگی سفارت ایران در انگلستان باید جلسه فنی با مسئولان رتبهبندی تایمز ترتیب دهد تا ابهامات مربوط به نحوه احراز هویت دانشگاههای تحریمی را شفافسازی کند؛ زیرا ممکن است مشکل صرفاً «ارسال ناموفق داده» یا «تأیید نشدن مالکیت دامنه دانشگاهی» (مانند .ac.ir) باشد.
جمعبندی
این غیبت، یک اخطار راهبردی است نه یک تحریم قطعی. اگر ایران ظرف ۶ ماه آینده زیرساخت دادههای پایداری خود را با استانداردهای تایمز هماهنگ کند و فرایند ثبتنام را از طریق دفاتر بینالمللی دانشگاهها فعال سازد، نه تنها میتواند در رتبهبندی ۲۰۲۷ حضور یابد، بلکه به دلیل ماهیت جدید آن (که بر اقدامات عملی تأکید دارد)، میتواند از دانشگاههای اروپایی که صرفاً نظریهپردازی میکنند، پیشی بگیرد.
#رتبهبندی_تایمز
#تأثیر_استنادی
#تأثیر_اجتماعی
#علمسنجی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
اطلاعیه امریه سربازی دانشآموختگان رشته علم اطلاعات و دانششناسی
با سلام
کتابخانه دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران در نظر دارد برای انجام امور کتابخانه از توان و تخصص دانشآموختگان کارشناسی ارشد و دکتری علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاههای دولتی تهران در قالب امریه استفاده نماید. متقاضیان سابقه کاری، ریزنمرات و گواهی فارغ التحصیلی خود را به همراه شماره تماس به آدرس زیر جهت بررسی ارسال نمایند.
farab@ut.ac.ir
شماره تماس: ۶۱۱۱۷۰۴۹
نکته مهم: ثبت نام از طریق سامانه مربوطه انجام خواهد شد. قبل از اعلام نتيجه مصاحبه عمومی اکیداً از گرفتن برگه اعزام خودداری شود. در صورتی که برگه سبز دارای غیبت باشد درخواست امریه توسط ستاد كل ملغی میگردد. اولویت با نیروهای بومی خواهد بود.
🔻سپهر استادی: دکتر علیرضا نوروزی
🔹 سپهر استادی عنوان برنامهای است که به گفتوگو با همکارانی میپردازد که بهتازگی به مرتبه استادی مفتخر شدهاند.
🔹در تازهترین قسمت این برنامه، دکتر علیرضا نوروزی، استاد دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، از مسیر علمی خود، علاقه به دانشگاه تهران، عوامل موفقیت در پژوهش، نقش استادان در تربیت نسل آینده و ضرورت ارتباط دانشگاه با جامعه و صنعت سخن میگوید. ایشان معتقد است ایران خاک و کشور من است و من جز ایجا جایی نخواهم رفت و به این کشور خدمت می کنم.
🔹این استاد دانشگاه تأکید میکند:
«اگر میخواهید در آینده هم برند باشید و هم موفق، ایثار علمی کنید؛ تیم بسازید، کار کنید و حلکننده مشکلات باشید.»
📺 مشروح برنامه از تلویزیون اینترنتی دانشگاه تهران:
tv.ut.ac.ir
"🇮🇷 همه برای پیشرفت ایران عزیز 🇮🇷"
@ut_internet_tv | شبکه دانشگاه تهران
ارتقای مرجعیت علمی، رؤیتپذیری بینالمللی و تأثیرگذاری استنادی استادان / مدرس دکتر علیرضا نوروزی. تهران: دانشگاه تهران، ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵.
#مرجعیت_علمی
#تأثیر_استنادی
#علمسنجی
#نمایهسازی
🆔 @informetrix
آواهای فائو کشاورزی: از سرزمین دانش کهن تا مرزهای علم جهانی — مصاحبه اگریس فائو در خصوص ایران
نمایندگان پایگاه اطلاعاتی اگریس فائو (FAO AGRIS) چند هفته پیش با بنده مصاحبهای در مورد اگریس و آینده آن، نمایهسازی مجلات، و وضعیت تولید علم و ترجمان دانش در ایران داشتند. بخش اول مصاحبه از طریق آدرس زیر در دسترس شما عزیزان قرار دارد:
https://www.fao.org/agris/news/voices-fao-agris-professor-alireza-noruzi-%E2%80%94-land-ancient-knowledge-frontiers-global-science
https://www.fao.org/agris/news
از شما دعوت میکنم این گفتگو را که حاصل سالها تجربه و دغدغه مصاحبهشونده در عرصۀ علم اطلاعات و کتابداری ایران و به ویژه مدیریت مجلات علمی ایران است، مطالعه بفرمایید. در این مصاحبه، به سه دهه تلاش مستمر در راه «ترویج علم ایران در عرصۀ بینالمللی» هم اشاره کردهام. در طول این سالها، افتخار داشتهام که با نمایهسازی صدها مجله علمی ایران از حوزههای مختلف در پایگاههای معتبر، سهمی کوچک در رؤیتپذیری و نمایهسازی دستاوردهای علمی ایران داشته باشم.
#اگریس
#کشاورزی
🆔 @informetrix
چالش اساسی دانشجویان و راهکار آن مرور دامنه
تصور کنید که پیشنهاده را با کلی ذوق و شوق نوشتهاید، استاد راهنما و مشاور هم آن را امضاء کرده، با اصرار دانشجو تصویب هم شده است. چند ماهی از کار گذشته، کمکم به مرحلۀ گردآوری دادهها که میرسید، انگار زمین زیر پایتان خالی میشود. متغیرها را آن طور که فکر میکردید تعریف عملیاتی نکردهاید، مقالههای کلیدیای پیدا میشوند که کل سؤال شما را بیمعنا میکنند، و تازه میفهمید که «نمیدانستید؛ اما چرا نمیدانستید؟»
واقعیت تلخ این است که اغلب دانشجویان تحصیلات تکمیلی پیش از تصویب پیشنهاده، از انجام یک مرور دامنه (Scoping Review) ساده طفره میروند. دانشجویان تصور میکنند که هزینهاش بیشتر از فایدهاش است، اما در میانۀ کار، همان «صرفهجویی» به «هدررفت یک سال» تبدیل میشود. بیایید این پدیده را علمی و عملی واکاوی کنیم.
در واقع، پدیدهای که در زیستبوم تحصیلات تکمیلی بهکرات قابلمشاهده است، مقاومت نظاممند دانشجویان در قبال اجرای یک «مرور دامنه» پیش از تصویب پیشنهاده است. این کنش گریزی روششناختی، با وجود کارکرد اساسی «مرور دامنه» در ترسیم مرزهای معرفتشناختی، شناسایی شکافهای مفهومی، و تعیین محدودۀ عملیاتی موضوع، منجر به بروز وضعیتی میشود که در ادبیات آموزش عالی میتوان از آن با عنوان «سرگشتگی میانی پژوهش» یاد کرد. به عبارت دقیقتر، فقدان نقشۀ از پیش طراحی شده از قلمروی دانش، پژوهشگر را در مراحل جمعآوری و تحلیل دادهها با بنبست روششناختی و ناهمخوانی ساختاری پرسشهای پژوهش با بستر موجود دانش مواجه میسازد.
ذهن ما دوست دارد فکر کند که با چند کلیدواژۀ ساده، همۀ زوایای یک مسئلۀ پژوهشی را دیده است؛ غافل از اینکه دانش علمی یک شبکۀ درهمپیچیده است و مفاهیم، با دهها نام و اصطلاح مترادف و همخانواده در گوشهوکنار نشستهاند. در روانشناسی به این «سوگیری خوشبینی» (Optimism Bias) گفته میشود. در واقع، پژوهشگران و دانشجویان برآورد خوشبینانهای از وضوح مرزهای دانش در حوزۀ مسئلۀ پژوهشی خود دارند.
مرور دامنه، یک کار «اکتشافی» است. انرژی میخواهد، سردرگمی دارد، و پاداش کار را تا چند هفتۀ بعد نشان نمیدهد. در مقابل، نوشتن هرچه سریعتر پیشنهاده مبتنی بر حدس، یک پاداش فوری دارد: تأیید استاد راهنما و مشاور، پیشرفت ظاهری، و حس خوب «دارم جلو میروم». مغز ما همیشه مسیر کممقاومت را انتخاب میکند. دانشجویان ناخودآگاه مسیر بهرهبرداری از دانش محدود فعلی را بر اکتشاف ترجیح میدهند.
مرور دامنه یعنی به اقیانوس آرام شیرجه بزنید که انتهای آن پیدا نیست. «تا کجا بروم؟ چند مقاله بخوانم؟ کجا متوقف شوم؟» این ابهام و ترس از اتلاف وقت، اضطرابآور است. بسیاری از پژوهشگران و دانشجویان برای فرار از این اضطراب، وانمود میکنند که اصلاً نیازی به این کار ندارند. این ابهام، اضطراب وجودی را برمیانگیزد و دانشجو را به سمت کنش کاذب (نوشتن پیشنهادۀ بیپایه) سوق میدهد تا حس پیشرفت کاذب داشته باشد.
بسیاری از پژوهشگران و دانشجویان فکر میکنند که مرور دامنه یعنی «همۀ مقالهها را سطربهسطر بخوانند و خلاصه کنند». درحالیکه هدفش چیز دیگری است: شناخت گستره و پراکندگی موضوع، پیدا کردن شکافها، و کشف الگوهای مفهومی، نه جمعبندی قطعی یافتهها.
پیامدهای فرار از انجام مرور دامنه
- تغییر مکرر پرسشهای پژوهش پس از گذشت ۶–۱۲ ماه از تصویب؛
- ناهمخوانی روششناسی با ماهیت مسئله (چون از ابتدا ماهیت مسئله را درست درک نکرده بود)؛
- یافتن همتافتهای نادیده (مفاهیم با هم تابیدن یا با هم بافته شدن: مفاهیم موازی که قبلاً در تحقیقات مشابه، اما با واژگان دیگری پاسخ داده شدهاند)؛
- سرخوردگی از دادهها و گرفتاری میانی، وقتی متوجه میشوید که متغیرهای کلیدی در منابع موجود تعریف نشدهاند؛ و دادههایی که جمعآوری کردید، متغیرهای کلیدی را پوشش نمیدهند.
خلاصه کلام: همان کاری که فکر میکردید وقتگیر است، وقتی در میانۀ راه انجامش دهید، ده برابر وقتگیرتر میشود.
جمعبندی
«مرور دامنه» پیش از نگارش پیشنهادۀ پژوهش، در ذات خود یک سرمایهگذاری با بازدهی تأخیری محسوب میشود. با این حال، آنچه موجب میشود اغلب دانشجویان دکتری از انجام آن طفره بروند، نه ماهیت دشوار آن، که فقدان یک ساختار رویهای شفاف و زمانبندی مشخص است. در نبود این چارچوب، مرور دامنه در ذهن دانشجو به پروژهای بیانتها و اضطرابآور تبدیل میشود که در نگاه اول، صرفاً یک «خرج اضافه» به نظر میرسد؛ در حالی که این تصور، ریشه در ناآشنایی با کارکرد دقیق آن دارد. راهحل اساسی برای خروج از این دوراهی، حذف مرور دامنه نیست، بلکه کوچکسازی هوشمندانۀ مقیاس آن است.
نقش رسانهها و اتاقهای فکر در شکلدهی به سیاست خارجی آمریکا
بررسی نقش رسانهها و اتاقهای فکر (Think Tanks) در شکلدهی به سیاست خارجی آمریکا، ما را دقیقاً به موتور محرکه همان «پارانویای ساختگی» میرساند. در ایالات متحده، تصمیمگیری برای جنگ معمولاً یک شبه اتفاق نمیافتد، بلکه محصول یک فرایند طولانیمدتِ «بسترسازی روانی و رسانهای» است. این سیستم که گاهی از آن به عنوان «مجتمع نظامی-صنعتی-رسانهای» یاد میشود، از طریق مکانیسمهای مشخصی این پارانویا را تولید و تزریق میکند:
۱. اتاقهای فکر: کارخانههای تولید «خطر»
اتاقهای فکر در واشنگتن (مانند بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD)، مؤسسه واشنگتن یا مؤسسه امریکن انترپرایز) نقش بسیار مهمی دارند. اما سازوکار آنها چگونه به پارانویا دامن میزند؟
الف. تأمین مالی توسط صنایع تسلیحاتی: بسیاری از این نهادها مبالغ هنگفتی از شرکتهای بزرگ اسلحهسازی (مثل لاکهید مارتین یا بوئینگ) یا دولتهای رقیب ایران در منطقه (اسرائیل صهیونی، عربستان، امارات متحده عربی، و…) دریافت میکنند. طبیعتاً خروجی پژوهشهای آنها باید «احساس نیاز به سلاح و تقابل» را زنده نگه دارد.
ب. بدبینانهترین سناریو (Worst-Case Scenario): کارشناسان این اتاقها معمولاً تحلیلهای خود را بر پایه بدترین و ترسناکترین حالت ممکن در آینده مینویسند. آنها با استفاده از واژههایی مثل «احتمالاً»، «ممکن است» و «در آینده نزدیک»، فرضیات مبهم را به عنوان واقعیتهای حتمی به خوردِ سیاستمداران میدهند.
۲. رسانهها: بازوهای انعکاس و بزرگنمایی
رسانههای جریان اصلی در آمریکا (مانند فاکس نیوز، سیانان یا نیویورک تایمز) تحلیلهای پیچیده و بعضاً جهتدار این اتاقهای فکر را میگیرند و آنها را به پیامهای ساده، جذاب و ترسناک برای عموم مردم تبدیل میکنند:
الف. تکنیک «دوقطبیسازی» و شیطانسازی: رسانهها برای جلب مخاطب نیاز به یک «شخصیت شرور» (Villain) دارند. با تصویرسازی از ایران (ایرانهراسی) به عنوان یک بازیگر غیرعقلانی، متعصب و غیرقابلپیشبینی، این ایده را به جامعه تزریق میکنند که «با این کشور نمیشود مذاکره کرد»؛ بنابراین، تنها راه باقیمانده، برخورد نظامی است.
ب. تکرار مداوم کلیدواژهها: استفاده مکرر از عباراتی مثل «شمارش معکوس هستهای»، «بازوی اختاپوس» یا «تهدید قریبالوقوع»، به مرور زمان در ذهن شهروندان آمریکایی و نمایندگان کنگره نوعی اضطراب و پارانویای پایدار ایجاد میکند.
چرخه تولید پارانویا (از ایده تا بمباران)
این فرایند را میتوان به صورت یک چرخه پیوسته و نظاممند مدلسازی کرد که چگونه یک ادعا در نهایت به یک توجیه جنگی تبدیل میشود:
- گام اول (سفارش و تحقیق): یک اتاق فکر با بودجه خاص، گزارشی درباره «پیشرفتهای خطرناک ایران در حوزه X» منتشر میکند.
- گام دوم (پژواک رسانهای): کارشناسان همان اتاق فکر به عنوان تحلیلگر به برنامههای تلویزیونی دعوت میشوند تا این گزارش را با ادبیاتی هشدارآمیز شرح دهند.
- گام سوم (فشار بر سیاستمدار): نمایندگان کنگره تحت تأثیر این جو رسانهای و برای اینکه متهم به «ضعف در برابر دشمن» نشوند، خواستار واکنش سختتر دولت میشوند.
- گام چهارم (بسترسازی برای اقدام): در نهایت، افکار عمومی و فضای سیاسی برای یک «جنگ پیشگیرانه» آماده میشود؛ چرا که همه باور کردهاند این یک اقدام دفاعی و حیاتی است!
این دقیقاً همان سیستمی است که در سال ۲۰۰۳ با ادعای وجود «سلاحهای کشتار جمعی» در عراق بازی کرد و امروز هم بسیاری معتقدند همان سناریو با ابعادی پیچیدهتر در قبال ایران در حال بازنویسی است.
🆔 @informetrix
خطای اطلاعاتی و پارانویای آمریکایی
«به راه انداختن یک جنگ پیشگیرانه، درست مثل این است که کسی از ترس مرگ، خودکشی کند.»
— اتو فون بیسمارک
"Preventive war is like committing suicide out of fear of death."
— Otto von Bismarck
جنگ پیشگیرانه از نظر اکثر حقوقدانان و سازمان ملل متحد غیرقانونی و مصداق تجاوز نظامی است؛ چرا که هیچ تهدید فوری و ملموسی وجود ندارد و بر اساس حدس و گمان پایهریزی شده است.
اگر از نگاه منتقدان و تحلیلگران مستقل بینالمللی، به جنگ آمریکا-صهیونیستی علیه ایران نگاه کنیم، استدلالهایی که نشان میدهند این تقابل ابعاد یک «جنگ پیشگیرانه» را دارد، به شرح زیر است:
۱. نبودِ یک «تهدید فوری و ملموس» قطعی
طبق گزارشهای متعدد آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) و حتی ارزیابیهای اطلاعاتی خود آمریکا در مقاطع مختلف، شواهد قطعی مبنی بر اینکه ایران تصمیم نهایی برای ساخت بمب اتم را گرفته باشد یا در آستانه شلیک یک موشک هستهای باشد، وجود نداشته است. بنابراین، حمله به تاسیسات ایران برای جلوگیری از دستیابی احتمالی به سلاح در آینده، دقیقاً در تعریف جنگ پیشگیرانه (Preventive) قرار میگیرد؛ یعنی از بین بردن پتانسیل و توانمندی فرضی در آینده، نه یک حمله قریبالوقوع در چند ساعت آتی.
۲. هدف قرار دادن «توازن قوا» در آینده
یکی از انگیزههای اصلی آمریکا و اسرائیل در این تقابل، فرسوده کردن و عقب انداختن برنامههای موشکی، پهپادی و هستهای ایران برای دهههای آینده است. از نظر استراتژیک، هدف این حملات فروریختن دست برتر ایران در منطقه و جلوگیری از تغییر توازن قوا به نفع ایران در سالهای پیشرو است. این دقیقاً همان منطقی است که بیسمارک از آن میترسید: شروع یک جنگ بزرگ امروز، برای فرار از یک کابوس ژئوپلیتیک در فردا.
استفاده از واژههایی مثل «حمله پیشدستانه» یا «دفاع مشروع» از سوی آمریکا و اسرائیل صهیونیستی، بیشتر یک پوشش حقوقی و رسانهای است تا از بار حقوقی و ضدِ صلح بودنِ برچسبِ «جنگ پیشگیرانه» فرار کنند.
اینجاست که دوباره به همان جمله ابتدایی از بیسمارک برمیگردیم. از نظر او و بسیاری از واقعگرایان، وقتی کشوری برای فرار از یک کابوس یا تهدیدِ فرضی در آینده، امروز دست به اسلحه میبرد و جنگی تمامعیار را آغاز میکند، کنترلی روی آینده نخواهد داشت. این اقدام ممکن است به جای تامین امنیت، جرقهای برای یک درگیری منطقهای بیانتها، فروپاشی اقتصادی یا ایجاد دشمنیهای عمیقتر (بین اعراب و ایرانیان) شود؛ یعنی همان «خودکشی از ترس مرگ».
بسیاری از منتقدان حملات آمریکا-صهیونی به ایران نیز دقیقاً همین هشدار را میدهند: اینکه نابود کردن چند سایت یا عقب انداختن یک برنامه، ارزشِ باز کردنِ جعبه پاندورای یک جنگ بزرگ و غیرقابل پیشبینی در خاورمیانه را ندارد.
یکی از دلایل شکست جنگهای پیشگیرانه (اعم از جنگ جهانی اول با شروع جنگ آلمان نازی علیه روسیه، حمله آمریکا به عراق ۲۰۰۳، و…)، «خطای اطلاعاتی و پارانویا» است. از آنجا که این جنگها بر اساس «نیتهای احتمالی دشمن در آینده» شکل میگیرند (و نه اقدامات عینیِ امروز)، معمولاً بر پایه اطلاعات غلط، مبالغهآمیز و ترسهای افراطی بنا میشوند.
🆔 @informetrix
افول تکنویسندگی در اکوسیستم علمی معاصر
در طول چند دهۀ اخیر، ساختار تولید علم و نویسندگی دستخوش تحولات گستردهای شده است؛ از جمله مهمترین این تحولات، گرایش روزافزون به پژوهشهای تیمی، گروهی، و بینرشتهای است. در این میان، جایگاه نویسندگی تکنفره/تکنویسندگی، به عنوان الگویی کلاسیک در تولید علم، به تدریج با تغییرات ساختاری همراه بوده و در بسیاری از حوزههای علمی، سهم آن در مجموعۀ آثار منتشرشده کاهش چشمگیری یافته است. با این حال، این کاهش به صورت یکنواخت در میان رشتهها توزیع نشده و نشاندهندۀ تفاوتهای عمیق در فرهنگ پژوهشی، روششناسی و سازوکارهای ارزیابی علمی میان حوزههای مختلف علوم است. نویسندگی تکنفره، که در گذشته به ویژه در حوزههای ادبیات و علوم انسانی رایجتر بود، امروزه همچنان به عنوان شاخصی از استقلال فکری، تخصص عمیق و مسئولیت علمی نویسنده در نظر گرفته میشود. با وجود این، در بسیاری از حوزههای علوم طبیعی-تجربی، پزشکی و مهندسی، پیچیدگی فزایندۀ پژوهش، نیاز به تجهیزات پیشرفته، دسترسی به دادههای گسترده و الزام همکاری بینرشتهای، موجب شکلگیری الگوهای انتشار مبتنی بر همکاری تیمی شده است. این تحولات، پرسشهای مهمی را دربارۀ کیفیت علمی، تأثیر پژوهشی-استنادی و جایگاه آثار تکنفره در زیستبوم علمی معاصر مطرح کرده است.
در این راستا، بررسی روندهای بلندمدت تکنویسندگی در رشتههای مختلف، نه تنها به درک بهتر تحولات ساختاری در تولید علم کمک میکند، بلکه امکان ارزیابی تفاوتهای فرهنگی و روششناختی میان حوزههای علمی را فراهم میآورد. در این میان، دکتر محمدامین عرفانمنش و مهسا ترابی در پژوهشی با عنوان «نویسندگی تکنفره در رشتههای مختلف: روندهای بلندمدت و تأثیر استنادی» با استفاده از دادههای پایگاه InCites شرکت کلاریویت آنالیتیکس، بیش از ۷۱ میلیون مقالۀ منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ را بررسی کرده تا روندهای بلندمدت نویسندگی تکنفره و تأثیر استنادی آنها را تحلیل نماید. یافتهها نشان میدهد که سهم مقالات تکنفره به طور چشمگیری از ۲۹٫۷ درصد در دورۀ ۲۰۰۰–۲۰۰۴ به ۱۷٫۸ درصد در دورۀ ۲۰۲۰–۲۰۲۴، کاهش یافته است؛ و تفاوتهای قابلتوجهی در میان رشتههای مختلف مشاهده میشود. رشتههایی مانند مهندسی (۸۴٫۲٪–)، علوم مواد (۸۳٫۹٪–) و شیمی (۸۲٫۴٪–) بیشترین کاهش را تجربه کردهاند؛ در حالی که ادبیات و زبان (۱۰٫۲٪–)، تاریخ و باستانشناسی (۱۳٫۶٪–)، و هنر و علوم انسانی (۱۴٫۳٪–) کمترین کاهش را نشان دادهاند. بر اساس تمام معیارهای مورد بررسی، مقالات تکنفره به طور مداوم کمتر استناد شدهاند، کمتر در مجلات با ضریب چارک بالا منتشر شدهاند و کمتر در میان آثار پُراستناد دیده شدهاند. حتی پس از استفاده از شاخصهای نرمالشده بر اساس رشته و مجله، تأثیر استنادی مقالات تکنفره به طور چشمگیری پایینتر از مقالات چندنفره باقی مانده است. در مجموع، یافتهها اهمیت فزایندۀ پژوهش مشارکتی و تیمی را در افزایش رؤیتپذیری، نفوذ و تأثیر علمی برجسته میسازد. این پژوهش با هدف تحلیل تفاوت رشتهای در سهم نویسندگی تکنفره و تأثیر آن بر معیارهای علمی، به ویژه استناد، طراحی شده است تا ابعاد کمی و کیفی این پدیده را در بازه زمانی گستردهای از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ روشن سازد. نتایج پژوهش، اهمیت روزافزون تحقیقات مشارکتی و تیمی را در افزایش رؤیتپذیری، ضریب نفوذ و تأثیرگذاری علمی و استنادی برجسته میکند. چنین تحلیلی میتواند زمینهساز بازنگری در سیاستهای ارزیابی پژوهش، معیارهای ارتقای علمی و تعریف مجدد «تأثیر علمی» در حوزههای مختلف باشد.
Reference: Erfanmanesh, M., & Torabi, M. (2025). Solo-Authorship Across Disciplines: Long-Term Trends and Citation Impact. The Serials Librarian, 1–11. https://doi.org/10.1080/0361526X.2025.2603284
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
🆔 @journalindexing
کاربست هوش مصنوعی در تحقیقات دانشگاهی / علیرضا نوروزی.- دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، ۲۵ آبان ۱۴۰۴.
#روش_تحقیق
#هوش_مصنوعی
🆔 @informetrix
کاربست هوش مصنوعی در تحقیقات دانشگاهی / مدرسان: دکتر علیرضا نوروزی، سعید نظامزاده و رضا جاویدی.- دانشکدگان مدیریت دانشگاه تهران، دانشکده مدیریت کسبوکار، ۲۵ آبان ۱۴۰۴.
شناسه برای ثبت نام:
@Inforadin
دسترسی مجازی:
https://vroom.ut.ac.ir/management1
#روش_تحقیق
#هوش_مصنوعی
🆔 @informetrix
سازماندهی دانش توسط هوش مصنوعی: فهرستنویسی، ردهبندی، نمایهسازی، طراحی اصطلاحنامه و هستاننگار با کمک هوش مصنوعی / مدرسان: علیرضا نوروزی و زهرا سادات مدنی. نهمین کنگره متخصصان علوم اطلاعات، تهران: ۱۰ آبان ماه ۱۴۰۴.
شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix
🎀 روز جهانی دختر بر دختران خوب خدا مبارک باد! 🎀
دختران خوب خدا،
شما تجلی لطافت، مهربانی، استواری و پایداری هستید؛ پیوندی زیبا از احساس و اندیشه، از خلاقیت و تلاش. باشد که همیشه چراغ خرد در دل شما فروزان بماند و صدای اندیشه شما در فضای علم و زندگی طنینانداز شود. به شما، دختران فرهیخته و پرتلاش سرزمینم، از صمیم قلب میبالَم و افتخار میکنم.
با آرزوی روشنایی راه و بالندگی در همه عرصههای زندگی و علم.
🌷🌷🌺🌺🌷🌷
شاد باش و دیر زی
علیرضا نوروزی
🆔 @informetrix